ين دور كتب و نشريه هائي به نشر رسانيدكه آنها من حيث المجموع منبع فرهنگي و ثقافتي حزب شناخته ميشوند، بين اردن، سوريه  و لبنان رفت و آمد ميكرد تا آنكه در بيروت وفات كرد و در همانجا دفن گرديد.
-شناخت افراد برازندهء اين حزب خيلي مشكل است البته بخاطريكه اختفاء و پنهان  كاري در امور حزبي در اين حزب خيلي معمول است.
-بعد از وفات نبهاني، عبد القديم زلوم به حيث رئيس حزب تعيين گرديد، وي در شهر الخليل  در فلسطين تولد شده، و نيز مصنف كتاب ( هكذا هدمت الخلافه) ميباشد.
-بنابر پشنهادي كه آنرا هر يك: علي فخر الدين- طلال بساط- مصطفى صالح – مصطفى نحاس و منصور حيدر تقديم نموده بودند شاخه اي براي حزب در لبنان به تاريخ 19/10/1378هـ تشكيل گرديد.
-شيخ احمد داعور: وي مسئول شاخهء حزب در اردن بود، سال 1969م بعد از اقدام حزب بخاطر بدست گرفتن قدرت و حكومت گرفتار شد و محكوم به اعدام گرديد، ولي بعدا حكم اعدام لغو گرديد.
-در ماه اغسطس 1983م  از تقديم (32)نفر از افراد حزب براي محاكمه در مصر خبر داده شد، و اعلان گرديد كه اينها كه متهم به كودتا و تغيير نظام هستند رهبران شان اشخاص آتي الذكر اند: عبد الغني جابر سليمان «مهندس»  صلاح الدين محمد حسن «دكتور در كيميا» كه هر دو در نمسا اقامت داشتند، كمال أبو لحيه فلسطيني  «دكتور در الكترونيات» مقيم در آلمان، و علاء الدين عبد الوهاب حجاج «محصل در جامعه قاهره».
-عبد الرحمن المالكي: از سوريه است و از اشخاص رهبري حزب به شمار ميرود، وي صاحب كتاب «العقوبات» ميباشد.
افكار و معتقدات:
-دعوت شان خارج از اين نيست كه ايشان گروهي از گروه هاي اسلامي و داراي مفكررهء اهل سنت و جماعت مي باشند.
-مقصود و مراد شان بازگشت زندگي اسلامي از طريق برپا ساختن دولت اسلامي  اولا در مناطق عربي و بعد از آن در سائر مناطق اسلامي ميباشد، و بعد از آن كار دعوت توسط امت مسلمان به ممالك غير اسلامي رسانيده خواهد شد.
-امتياز و علامهء اصلي كه حزب به آن متصف ميباشد همانا توجه جدي وبزرگ حزب به جانب ثقافت و فرهنگ، واعتماد وي است برهمين جانب در تكوين شخصيت مسلمان اولا وامت مسلمان آخرا، و حزب  بر بالا بردن  ناحيهء ثقافتي در افراد منسوب به حزب خيلي كوشا ميباشد.
-حزب خيلي توجه جدي  به باز گردانيدن اعتماد بر اسلام دارد، چه از ناحيهء عمل ثقافتي و فرهنگي  و چه از ناحيهء كارهاي سياسي، طريق عمل ثقافتي و كار سياسي قرار ذيل است:
1-عمل ثقافتي و فرهنگي : اين عمل از طريق بافرهنگ ساختن مليونها مردم  به ثقافت مجتمع و ثقافت اسلامي ميباشد، و اين عمل بالاي حزب لازم ميسازد كه در جلوي مردم عام قرار گرفته براي مناقشه ، جواب سوال ها دفع شكوك و شبهه ها و تأييدات شان آماده باشد تا آنان را در داخل اسلام ذوب نمايد، ( از كتاب مفاهيم اساسيه صـ 87).
2-عمل سياسي چنين است كه در رصـد و انتـظار حوادث ميباشند و حوادث 
و واقعات را طوري توجيه مينمايند كه به صحت افكار اسلام وصدق  اعتقاداتش دلالت نمايد و بدين وسيله نزد مليونها انسان اعتماد و ثقه بر اسلام پيدا ميشود (نداء حار صـ96).
-حزب فلسفهء وصول خودرا به هدف چنين توجيه مينمايد: « در هر مجتمع انسانها درميان دو ديوار بلند زندگي مينمايند: ديوار عقيده و مفكوره و ديوار نظام هايى كه علاقه ها و امور زندگي مردم را انسجام ميبخشد، بنابرين هرگاه خواسته شود كه انقلابي در مجتمع، توسط مردم خود آن مجتمع آورده شود حمله و هجوم را متوجه به جانب ديوار خارجي [يعني به جانب عقيده و فكر] كرد  كه بواسطهء اين هجوم مقابلهء فكري به ميان آمده و در نتيجه انقلاب فكري ايجاد ميشود و بعد از آن انقلاب سياسي را در پي ميداشته باشد.
-حزب مراحل انقلاب و تغيير را به سه بخش قرار آتي تقسيم مينمايد:
* مرحلهء اول : مقابلهء فكري و فرهنگي ، و آن به فرهنگ و ثقافتي ميباشد كه حزب آنرا القاء و طرح مينمايد.
* مرحلهء دوم: انقلاب فكري، و اين به تفاعل و تعامل  همراه مجتمع صورت ميگيرد  آنهم از طريق عمل سياسي و ثقافتي.
* مرحلهء سوم: بدست گرفتن زمام حكومت به طور كامل از طريق ملت و مردم. -حزب معتقد است كه در مرحلهء سوم طلب كمك از رئيس يك دولت،
 يا رئيس يك گروه، يا رهبر يك جماعت، يا پيشواي يك قبيله  ويا سفيري و امثال اينها ضروري ميباشد.
-اولا حزب مدت وصول بر حكومت را سيزده سال از ابتداي تأسيسش تعيين نمود، بعدا نظر به اوضاع و مشكلات گوناگون  اين مدت را به سي سال (30) تمديد نمود، ولي آنهم گذشت و اينهم گذشت مگر هيچ چيزي واقع نشد.
-حزب از امور روحي تغافل مينمايد و به نظر سطحي به طرف آن مي بيند و ميگويد: «در انسان شوق هاي روحي وكشش هاي جسدي وجود  ندارد، بلكه در انسان ضرورات و غرائزي است كه آنها را بايد اشباع كرد» «وقتيكه اين حاجات وغرائز به طبق نظامي كه از جانب خداوند آمده است اشباع و پوره كرده شد مسيرش به جانب روح ميباشد و روح را تقويه مي بخشد، ولي اگر اين حاجات و غرائز بدون نظام اشباع كرده شد ويا طبق نظامي كرده شد كه از نزد الله نيست آنوقت اشباع  مادي خواهد بود و مفضي به شقاء وبد بختي انسان خواهد شد».
-شيخ تقي الدين معتقد است كه مشكلاتي كه در مقابل برپا شدن دولت اسلامي قرار دارند قرار ذيل اند:
1-وجود افكار غير اسلامي و مقابله اش با جهان اسلام.
2-وجود برنامه هاي تعليمي بر اساس وضع استعمار گران.
3-بزرگ دانستن بعضي از معارف و فرهنگ ها و آنرا علوم جهاني جلوه دادن.
4-دوام تطبيق برنامه هاي تعليمي بر اساس وضع مستعمرين و طبق  طريقه اي كه آنها ميخواهند.
5-زندگي مجتمع هاي مردم در جهان اسلام به زندگي غير اسلامي.
6-دوري ميان مسلمـانان و ميـان حكـومت اسـلامي، خصـوصا در مورد
 سياست  فرمانروائي و سياست مالي، چون اين ابعاد تأثير خود را مي افگند و برداشت مسلمانان را از زندگي اسلامي ضعيف ميسازد.
7-وجود حكومات كه به اساس ديموكراتيك برپا شده اند ونظام رأسمالي را تطبيق مينمايند، يعني وجود  اينچنين حكومت ها در بلاد مسلمين.
8-وجود نظريهء عام از وطن پرستي قوم پرستي و اشتراكي.
-حزب اعتقاد به عذاب قبر و ظهور مسيح دجال را بالاي اعضاي خود حرام ساخته و معتقد به آن را گنهگار مي شمارد.
-رهبران حزب امر به معروف و نهي از منكر را از جملهء موانع كار در اين مرحله ميدانند و معتقد به عدم تعرض به آن هستند و اين امر و نهي را از وظايف دولت اسلامي، كه برپا خواهد شد، مي شمارند.
-براي حزب قانوني است مؤلف از 187 ماده اين قانون براي دولت اسلامي كه توقع آن را دارند تهيه گرديده است و اين عمل بيرون از آن نيست كه يك عمل فكري بدور از واقع باشد.
پژوهشگران بالاي حزب اموري را انتقاد مينمايند كه از آن جمله امور آتي اند:

اول مسائل دعوت:
-توجهش بر جوانب فكري و سياسي و عدم توجهش به جهات تربيوي و روحي. 
-مصروف شدن افراد حزب در مناقشه و جدال با همه گروه هاي اسلامي  ديگر.
-قايل شدن اهميت خيلي زياد براي عقل در تكوين شخصيت و در جهات اعتقادي.
-اعتماد حزب بر عوامل خارجي در راه رسيدن به حكومت از راه هاي طلب كمك، كه گاهي در آن حا