دن ميراث دادن به آنها حلال است، غنيمت اموال شان از قبيل سلاح، اسپ وغيره اسباب جنگي درست بوده، وغنيمت اشياء ديگر شان حرام است0                                                                
 -مرتكب كبيره كافر است، وممكن نيست كه در حال گناه كردنش و اصرارش بر 
آن، بدون توبه از آن، داخل جنت شود، زيرا خداوند گناهان كبيره را، براي مرتكبين آن، تاكه قبل از مردن توبه نكنند، نمي بخشد0
-بالاي كسيكه گناهي از گناهان كبيره را مرتكب مي شود لفظ "كافر" را استعمال مي كنند، آنهم به اين فكر كه اين كفر كفر نعمت است، نه كفر ملت، ولي اهل سنت والجماعت بالاي وي كلمهء " عاصي "يا " فاسق " را استعمال مي كنند ، وبه نظر اهل سنت كسي كه درين حال ( درحال فسق وعصيان ) بميرد در دوزخ تا وقتي عذاب مي شود كه ازگناه پاك شود، بعد ازآن به جنت برده ميشود.
-خلافت مخصوص به قريش نيست، بلكه هر مسلماني كه در آن شرائط خلافت موجود باشد صلاحيت خلاف را دارد، و هر خليفه اي كه منحرف شود مناسب است بر طرف كرده شود و ديگري در جايش تعيين گردد0
-خلافت به طريق وصيت در مذهب آنان باطل و نادرست ميباشد، و بايد خليفه از راه بيعت تعيين گردد وتعدد خلفاء ( پادشاهان ) در چندين جاي درست است.
-قيام در مقابل پادشاه ظالم را نه واجب مي دانند و نه هم از آن منع ميكنند، بلكه آنرا جائز مي دانند، اما وقتي اوضاع براي قيام مناسب باشد، و ضرر قيام هم كم ارزيابي شود آنگاه همين جواز به طرف وجوب نزديك ميشود، و اگر اوضاع براي قيام مناسب نباشد  و ضررها هم زياد به نظر بيايد ودرحصول مطلوب هم چندان اطمئنان وجود نداشته باشد آنگاه جواز به طرف عدم جواز ومنع نزديك ميشود،بازهم درهيچ وضع از قيام منع صورت نمي گيرد، وكتمان حق ( و بازنشتن)  در صورتيكه پادشاه ظالم باشد، به هيچ وجه خوشايند نيست0
-ميگويند: پدر پدر [باباي پدري] در نگهداري طفل [حضانة] از مادر مادر [مادر كلان] مستحقتر است، واكثر مذاهب به خلاف آن قائل اند0
-ميگويند: پدركلان برادران را از ميراث محروم ميسازد در حاليكه ديگر مذاهب قائل اند كه برادران با پدركلان در ميراث شريك مي شوند.
-نزد آنان دعاء كردن به شخص به خوبي هاي جنت و آخرت درست نيست مگر به شخصي كه مسلمان باشد و مقتضيات دين خودرا به طور كامل آنجام دهد و به سبب طاعت خويش مستحق ولايت باشد أما دعاء كردن به نيكي هاي دنيا و يا به خيرهائيكه إنسان را أز أهل دنيا بودن برهاند و أهل آخرت سازد اين نوع دعاء براي هر مسلمان درست است چه متقي باشد و چه گنهگار.
-آنان گروهي ميداشته باشند بنام ( حلقة العزابة) كه تعداد محدودي را در بر ميگيرد و متشكل از أفراد دانشمند و مصلح أهل قريه مي باشد، اينان تنظيم امور ديني،  تعليمي، إجتماعي و سياسي جامعهء اباضي را بدوش دارند همچنان اينها در زمان ظهور و دفاع حيثيت مجلس شوري را دارا ميباشند  أما در زمان خمول وكتمان وظايف إمام را بذمه ميگيرند و أمور إمامت را پيش ميبرند.  
-آنان گروپ ديگري دارند بنام ( ايروان ) اين گروپ مجلس شوري را  تشكيل ميدهد و همكار (حلقة العزابة) ميباشند، بنابرآن اين گروپ قوهء دوم را در قريه تشكيل ميدهد، يعنى بعد از قوهء عزابة اينها هستند .
-در ميان خويش حلقاتى تشـكيل ميدهند كـه متصدي جمع آوري زكاة و توزيع 
آن به مستحقين و فقراء ميباشند، و از خواستن زكاة، كمك و هر نوع چشم داشتن در مال مردم شديدا منع مينمايند .
-از گروه اباضي چندين فرقهء ديگر انشـعاب كرد كه حـالا از آنان أثري باقي 
نيست و آنان قرار  آتي اند:
-حفصيه: پيروان حفص بن أبي المقدام.
-حارثيه : پيروان حارث اباضي.
-يزيديه : پيروان يزيد بن انيسه.
 -سائر اباضي ها از افكار اين گروه ها بيزاري خويش را اعلان نموده اند و آنان را  بخاطر پرا گنده گويى و دوري شان از خط سير اصلي اباضي كه تا امروز باقي است كافر ميدانند.
ريشه هاي فكري و اعتقادي :
-اباضي ها  به قرآن، حديث،  إجماع، و قياس اعتماد نموده از آنها استدلال مينمايند.
-از مذهب أهل ظاهر نيز متأثر اند  چون در بعضي مواضع نصوص ديني را  تفسير ظاهري و حرفي مينمايند.
-همچنان از مذهب معتزله متأثر بوده قول  به مخلوق بودن قرآن كريم مينمايند.
انتشار و جاهاي نفوذ :-
آنان در جنوب جزيرة عربي نفوذ و ظهوري داشتند، بحديكه به مكهء مكرمه و مدينهء منوره رسيده بودند و در شمال افريقا  دولتي  داشتند  بنام  دولت  رستميه كه 
پايتختش تاهرت بود.
-حكمروائي آنان در شمال افريقا به مدت يكصد و سي سال پي در پي بطور مستقل ادامه يافت تا آنكه فاطمي ها حكومت شان را از ميان برداشتند.
-اباضيه در عمان نيز دولتي مستقل برپا كردند كه تا عصر حاضر نيز حكمفرمايان اباضي بر آن حكومت ميكنند.
-از جاهاي تاريخي شان ( جبل نفوسه) در ليبيا ميباشد، كه پايگاه شان بوده و از همان جابه نشر مذهب اباضي پرداخته و امور گروه اباضي را تنظيم مي نمودند .
-آنان وجود خويش را تا امروز در عمان , حضرموت, يمن , ليبيا , تونس، الجزائر، و صحراء عربي حفظ نموده اند.
مراجع:
1-الإباضية في موكب التاريخ          على  يحيى  معمر- مكتبة   وهبه  –  القاهرة
                                              1284هـ\ 1964م.
2-المذاهب الإسلامية                     محمد أبوزهرة –المطبعة النموذجية.
3-الفرق الإسلامية                        (ذيل كتاب شرح المواقف للكرماني)  تحقيق 
                                              سليمة عبد الرسول – مطبعة ارشاد – بغداد
                                               -1972م
4- إسلام بلا مذاهب                    د.مصطفى الشكعة- الدار المصرية للطباعة و النشر–
                                              بيروت.
5- الملل و النحل                         للشهرستاني-الطبعة الثانية-دار المعرفة-بيروت. 
6- الإباضية بين الفرق الإسلامية       على يحيى معمر-مكتبة وهبه-ط1–1396هـ 
                                              /1976م - القاهرة .
7-الفرق بين الفرق                        عبدالقادر البغدادي.
8- مقالات الإسلاميين                   أبو الحسن الأشعري.
9- الفصل في الملل و الأهواء             أبو محمد بن حزم.
     و النحل
10- المذاهب و الفرق و                 عبدالقادر شيبه أحمد .
       الأديان المعاصرة
11- الفرق الإسلامية في الشمال        فردبل ترجمة عبد
       الافريقا                               الرحمن  بدوي .
12- تاريخ فلسفة الإسلام               د. يحيى هويدى.



 
اخوان المسلمين
تعريف:
اخوان المسلمين بزرگترين حركات اسلامي معاصر است، شعارش بازگشت به سوي اسلام حقيقي ميباشد، اسلاميكه مطابق قرآن و سنت باشد , ميخواهد كه شريعت اسلامي در زندگي انسانها تطبيق شود، حركتي است كه در مقابل سيلاب " علماني" در مناطق عربي و اسلامي و سائر مناطق مي ايستد و مقاومت ميكند.
تأسيس و افراد برازنده:
-مؤسس اين حركت شيخ حسن البنا (1224-1268هـ) (1904-1949م) است، وي در قريه اي از قريه هاي بحيرهء مصر تولد شد، و در يك خاندان متدين نشو و نمو نمود كه آثار آن در تمام زندگي اش جلوه گر بود.
-در پهلوي تعليمات ديني اش در خانه و مسجد در مدارس حكومتي نيز درس خواند و بعدا  به دارالعلوم در قاهره پيوست و در سال ( 1927م) از آنجا فارغ شد.
-در يكي از مدارس ابتدايى اسماعيليه 