اه انداختند كه در آن روماني ها و يهودياني را كه با روماني ها همكاري نموده بودند به قتل رسانيدند، بنابر آن ايشان بنام سفاكين مشهور شدند.
-كاتبان: توسط كتابت و نويسندگي خويش با شريعت آشنائي حاصل نمودند و وعظارا وظيفهء خويش قرار دادند، ايشان بنام حكماء و سادات ياد ميشوند، و لقب هر يكي از آنان «أب» ميباشد، نظر به مدارس و مريد هاي شان خيلي ثروتمند گرديده اند.
5-قاريان : آنان تعداد اندكي از يهود اند كه بعد از سقوط فريسيون ظاهر گرديده اتباع شان را به خود جذب كردند، تنها به عهد قديم اعتراف دارند، به تلمود قائل نبوده به آن اعتراف ندارند، زيرا ايشان در شرح نمودن توراة دعواي استقلال مينمايند.
6-سامريون : آنان طائفه اي از متهودين اند كه از غير بني اسرائيل در يهوديت داخل شده اند، در كوه هاي بيت المقدس سكونت داشتند، پيامبري موسى، هارون، و يوشع بن نون (ع) را پذيرفته و پيامبري ديگر پيامبران را كه بعد از آنان بودند نمي پذيرند، در ميان ايشان شخصي بنام الفان، صد سال پيش از عيسى u ظاهر گرديد و دعواي پيامبري نمود،  اين گروه به دو بخش تقسيم شده اند: فرقهء دوستانيه كه پيروان الفان بودند، وفرقهء كوستانيه، يعني گروه متصوف، قبلهء گروه سامريون سوي كوهي است بنام كوه غريزيم كه ميان بيت المقدس ونابلس واقع است زبان شان غير از زبان عبراني يهوديان ميباشد0
7-سبئيه: پيروان عبدالله بن سبأ كه بخاطر نابود ساختن اسلام از داخل خودش ظاهراً دراسلام داخل گرديد، وي كسي بود كه كودتاي ضد عثمان (رض) را از قول به عمل پياده نموده فتنه را برانگيخت، وهمين شخص بود كه احاديث دروغين وموضوعي را براي تقويهء موقف خود افتراء نمود، بنابر آن ميتوان گفت كه رهبر فتنه ها واختلافات سياسي وديني دراسلام همانا وي بود0 


دوم : كتابهاي آنان :
-عهد قديم: اين كتاب نزد يهود ونصارا مقدس ميباشد، زيرا آن كتابي هست مشتمل بر: شعر،نثر، حكمت ها، امثال، قصه ها، افسانه ها، فلسفه،تشريع، غزل، مرثيه و… وبه دوبخش تقسيم ميشود:
1-توراه: كه آن مشتمل به اسفار پنجگانه ميباشد: سفر تكوين وياخلق ـ سفر خروج ـ سفرلاوين (اخبار) ـ سفر عدد ـ وسفر تثنيه ـ واين كتاب به نام اسفار موسي ياد ميشود0
2-اسفار انبياء:
وآن به دوقسم است:
الف: اسفار انبياء متقدمين: يشوع (يوشع بن نون ) قضاة - صموئيل اول - صموئيل دوم - ملوك اول - ملوك دوم0
ب: اسفار انبياء متأخرين: اشعيا-ارميا-حزقيال-هوشع-يوئيل-عاموس-عوبديا-يونان(يونس) - ميخا - ناحوم - حبقوق - صفنيا - حجي- زكريا - ملاخي.
مكتوتها :
1-مكتوب هاي بزرگ: مزامير (زبور) – امثال (امثال سليمان) – ايوب.
2-مجله هاي پنجگانه : نشيد الانشاد- را عوث- مرثيه ها (مرثيه هاي ارميا) جامعه- استير.
3-كتابها: دانيال - عزرا- نحميا - اخبار روزهاي اول - اخبار روز هاي دوم.
-همين كتاب هاي مذكور نزد يهود و همچنان نزد نصرانيهاي پروتستاني مقبول و پذيرفته شده اند.
-ولي كليساي كاتوليكي هفت كتاب ديگر را به آنها علاوه مينمايد كه عبارت اند از: طوبيا- يهوديت – حكمت – يسوع بن سيراخ – باروخ- ستمديدگان اول- ستمديدگان دوم. همچنان اسفار ملوك را چهار ميدانند، اول و دوم آنرا عوض دو سفر اول و دوم صموئيل اول و دوم ميگردانند.
-استير و يهوديت هر يك از اين دو افسانه ايست كه از زني حكايت مي كند كه زير دست حاكمي از غير بني اسرائيل قرار داشت و از حسن و جمال خود در راه دور ساختن ظلم از يهود استفاده نموده و ديگر خدماتي به آنان كرده است.
-تلمود: اين كتاب عبارت از روايات شفاهي است كه آنرا  حاخام ها از يك ديگر نقل نموده و آنرا حاخام يوضاس سال 150م در كتابي بنام (المشنا) يعني شريعت تكرار شده جمع نمود و آن نسبت به تورات موسى (ع) حيثيت تفسير و بيان را دارد، سال 216م ربي يهوذا زيادات و روايات شفوي را تدوين نمود، مشنا در كتابي بنام (جمارا)شرح گرديد و از همين مشنا و جمارا تلمود تشكيل مي شود كه نزد يهود از اهميت زيادي برخوردار بوده كه بر منزلت تورات نيز تفوق دارد.
سوم : عيد هاي آنان :
1-عيد نجات : و آن جشن خروج بني اسرائيل ازمصر ميباشد كه از بيگاه چهاردهم ابريل شروع گرديده بيگاه 21آن به پايان ميرسد، در اين ايام خوراك شان نان فتير ميباشد.
2-روز تكفير: در ماه دهم سال يهودي ميباشد، در اين مراسم هر شخص 9 روز خود را براي عبادت و روزه فارغ ميسازد، و آن روزها بنام روزهاي توبه ياد ميشود، در روز دهم كه روز تكفير است يهودي نه ميخورد و نه مينوشد بلكه روز خود را در عبادت ميگذارند، زيرا در اين روز – به گمان خودشان – تمام گناهانشان بخشيده ميشود وبه آمدن سال نو آماده ميگردند.
3-زيارت بيت المقدس: بالاي هر يهودي كه بالغ و از طبقهء ذكور باشد زيارت بيت المقدس هر سال دو بار ضروري ميباشد.
4-ماه نو : با نو شدن هر ماه تجليل ميگرفتند و به خاطر خوشحالي سرني ها در بيت المقدس به صدا ميامد و آتش ها افروخته ميشد.
5-روز شنبه: در اين روز كار و مشغوليت نزد آنان جائز نيست، زيرا اين روز – به عقيده آنان – روزي است كه پروردگار در آن استراحت نموده است، يهوديان به اين اجماع نموده اند كه وقتي پروردگار از آفريدن آسمانها و زمين فارغ گرديد، بر عرش خود قرار گرفت و به پشت خود استراحت نموده يك پاي خود را بالاي ديگر نهاد.
چهارم : إله و پروردگار :
-يهوديان در اصل اهل كتاب و يكتا پرست بودند.
-ولي به سوي تعدد، تجسيم و نفع جوئي ميل ميكردند، از همين جهت پيامبران زيادي بسوي شان ارسال گرديد، زيرا هر باري كه در مفهوم الوهيت و توحيد در ميان شان انحرافي رخ ميداد پيامبري فرستاده ميشد تا ايشان را به جادهء صواب باز گرداند.
-اندكي بعد از بيرون شدن شان از مصر كوساله را معبود گرفتند، عهد قديم چنين روايت ميكند كه موسى u ماري از مس براي شان درست نموده بود، و بني اسرائيل آنرا بعدا عبادت كردند، همچنان مار بزرگ (افعي) نزد آنان مقدس است زيرا در آن حكمت و هوشياري انعكاس نموده است.
-نام پروردگار نزد آنان يهوه است، و آن پروردگار معصوم نيست، بلكه خطأ و لغزش مينمايد و در پشيماني واقع ميگردد،  به دزدي امر مينمايد، و بسيار بي رحم، متعصب، و ويرانگر در دفاع از جماعت خود ميباشد، وي تنها خداي بني اسرائيل بوده و دشمن ديگران ميباشد، وي در ستوني از ابر پيشاپيش جماعتي از بني اسرائيل حركت مينمايد.
-عزرا هست كه تورات موسى را بعد از نابود و ضايع شدنش پيدا كرد، به همين جهت و به خاطر تجديد اعمار هيكل توسط وي عزرا را پسر خدا گفته اند، قرآن كريم  او را بنام عزير ياد ميكند.
پنجم : افكار و معتقدات ديگر:
-معتقد اند كه از جملهء پسران ابراهيم u همانا اسحاق كه متولد از ساره است، ذبيح الله ميباشد، ولي درست آنست كه وي نه بلكه اسماعيل u ميباشد.
-در روز شنبه تجاوز نمودند، جزاء آن اين شد كه تعدادي از آنان به بوزينه و خنزير تبديل گرديدند.
-در دين آنان به استثناء اشارات بسيط و سطحي چيز با اهميتي دربارهء قيامت، جاويدان ماندن، پاداش، و عذاب ذكر نشده است، زيرا اين امور از جوهر و تركيب فكر مادي يهودي بعي