ب داده وي از درخت ممنوع تناول نمود، بنابرآن شكمش ورم كرد و خداوند وي را از جنت خارج نمود.
-شيطان از جنت رانده نشده بلكه خودش بخاطر سرپرستي گروه يزيديه به روي زمين پايين گرديده است. 
دوم : معتقدات شان :
-پنداشتن شيطان به حيث ( طاووس ملائكه) سبب شده كه آنان تمثال طاووس را كه از مس به شكل خروس، و به اندازهء مشت بسته درست گرديده است، تقديس و تعظيم نمايند، آنان بخاطر جمع نمودن اموال با همين تمثال در قريه ها گشت مينمايند.
-درهء لالش در عراق مكان مقدس است كه در ميان كوه هاي بلند واقع گرديده ، بيت عذرى ناميده ميشود، آن دره پوشيده از درختان بلوط و چهار مغز است.
-مرجه در وادي لالش مكان مقدس شمرده ميشود، نامش مأخوذ از مرجهء شام است، در بخش شرقي آن كوه عرفات وچشمهء زمزم قرار دارد.
-نزد آنان مصحف رش (يعني كتاب سياه) وجود دارد كه در آن تعاليم و عقايد اين گروه ثبت گرديده است.
-شهادت نزد آنان : اشهد واحد الله ، سلطان يزيد حبيب الله، «يعني گواهي ميدهم كه خدا يك است و سلطان يزيد دوست خداوند است».
-روزه: در هر سال سه روز در ماه كانون  اول شرقي روزه ميگيرند كه آن مصادف است با عيد ميلاد يزيد بن معاويه .
-زكاة: زكاة توسط طاووس جمع آوري ميگردد كه آن را قوال ها جمع نموده به رياست گروه ميسپارند.
-حج : هر سال در  دهم ذو الحجه بر كوه عرفات در مرجهء نورانيهء لالش در عراق مي ايستند.
-نماز : در شب نصف شعبان [يعني شب برائت] نماز ميگزارند، و آن نمازي است كه عوض نماز تمام سال براي شان ميباشد.
-حشر و نشر بعد از مرگ : در قريهء باطط در كوه سنجار خواهد بود، در آنجا ترازوي اعمال نزد شيخ عدي كه با مردم محاسبه  ميكند گذاشته خواهد شد، و گروه خود را گرفته داخل جنت خواهد نمود.
-به چيزهاي باطلي سوگند ياد ميكنند كه از آنجمله است سوگند به طوق سلطان يزيد، و آن عبارت از يك طرف لباس است.
-به قبرها و زيارتها رفت و آمد زياد دارند، مثل قبرهاي شيخ عدي، شيخ شمس الدين، شيخ حسن و شيخ عبد القادر جيلاني، و براي هر قبري خدمتگاراني وجود دارد، آنان در روشن كردن قبرها از تيل و شمع استفاده مينمايند.
-ازدواج به اين طريقه ميباشد كه اول عروس از جانب داماد بوده ميشود، بعد از آن خاندان هاي دو طرف آمده قضيه را حل و فصل مينمايند.
-رنگ كبود را تحريم مينمايند ، زيرا رنگ كبود از بارزترين رنگهاي طاووس ميباشد.
-خوردن كاهو، كرم، كدو، فاصيليه، گوشت خروس، گوشت مرغ، ماهي، گوشت آهو، و گوشت خوك را حرام ميدانند، همچنان گوشت طاووس را كه نزد آنان مقدس است حرام ميگويند، زيرا آن مشابه ابليس ميباشد كه وي طاووس ملائكه ميباشد.
-تراشيدن بروت را حرام ميدانند، بلكه آنرا دراز و به شكل نامناسبي ميگذارند.
-وقتي دائره اي بر زمين در اطراف يزيدي رسم كني وي از آن دائره تا وقتي خارج نمي شود كه بخشي از آن را محوكني، زيرا وي عقيده دارد كه شيطان ترا به اين كار امر نموده است.
-خواندن و نوشتن را دين شان تحريم مينمايد، و بر علم صدر  [يعني بر حفظ و ياد] اعتماد مينمايند، و اين امر مفضي بر گسترش جهل و بي سوادي در ميان شان گرديده و در انحراف و افراط شان در بارهء يزيد، عدي و ابليس افزوده است.
-نزد آنان دو كتاب مقدس وجود دارد كه عبارت اند از: « الجلوة » كه از صفات پروردگار و وصيت هاي وي سخن ميگويد، و ديگر آن «مصحف رش» و يا «كتاب سياه» است، اين كتاب از پيدايش كائنات، ملائكه، و تاريخ پيدايش فرقهء يزيدي و عقيدهء شان صحبت مينمايد.
-معتقد اند: همان شخصي كه پسر يزيدي را هنگام ختنه اش در كنار ميگيرد آن شخص برادر مادر پسر ميگردد و بالاي پدر طفل لازم است كه از آن شخص تا وقت مرگ حمايت و دفاع نمايد.
-يزيدي در وقت طلوع آفتاب و در وقت غروبش روي به طرف آفتاب دعا مينمايد بعد از آن زمين را بوسيده روي خود را در آن ميمالد، و دعائي هم در وقت خواب نمودن نيز دارند.
-آنان عيد هاي خاصي هم دارند مثل : عيد سال نو ميلادي ، عيد مربعانيه، عيد قربان، عيد جماعت ، عيد يزيد، عيد خضر الياس، و عيد بلنده، آنان شبي دارند به نام شب سياه « شفر شك» در آن شب چراغها را خاموش نموده محارم و شراب را حلال ميدانند.
-در كتاب هاي خويش ميگويند: «فرمانبرداري نماييد و آنچه خدمتگاران من به شما تلقين مينمايند بپذيريد، و آنرا نزد بيگانگان مثل يهود، نصارا، و مسلمانان افشا نكنيد، زيرا آنان نمي دانند كه تعليم من چيست ، كتابهاي خويش را نيز به آنان ندهيد تا آنان را تغيير ندهند در حاليكه شما نمي دانيد».
ريشه هاي فكري و اعتقادي :
-عدي بن مسافر با شيخ عبد القادر جيلاني صوفي ملاقات نموده بود، آنان به حلول، تناسخ، و وحدة الوجود قول نموده اند، قول و عقيدهء شان در بارهء ابليس مشابه به قول حلاج است كه وي ابليس را پيشواي موحدين ميدانست.
-دين نصراني را احترام مينمايند، به حديكه دست هاي قسيس ها را ميبوسند و با آنان عشاء رباني را  [7] تناول مينمايند ومعتقد اند كه شراب حقيقتا خون عيسى (ع) 

نمي دهند كه ريش نوشندهء آن لمس كرده شود.
-«تعميد» را نيز از نصارا اخذ نموده اند، آنان طفل را به چشمهء آبي كه «عين البيضاء» نام دارد بخاطر تعميد ميبرند تا در آنجا تعميد داده شود، بعد از آنكه به يك هفته رسيد وي را به نزد قبر شيخ عدي،  آنجاكه زمزم نيز هست برده در آب ميگذارندش و نامش را به آواز بلند گرفته از وي ميخواهند كه طفل، يزيدي و مؤمن به (طاووس ملك) باشد يعني به ابليس.
-وقتي اسلام در منطقهء كردستان داخل گرديد اكثر ساكنين آن به دين زردشتي بودند، بعدا تعدادي از تعاليم اين دين وعقيده به سوي يزيديه انتقال داده شد.
-عقايد مجوسي وبت پرستي نيز درميان شان داخل گرديد، و يزيد را به مرتبهء خدائي بالا بردند، مراتب نزد آنان قرار ذيل ميباشد : ( الله – يزيد- عدي).
-(طاووس ملك) نشانهء وثنى از ابليس است كه نزد آنان از تقديس و تعظيم فوق العاده برخوردار ميباشد.
-از شيعه ها «برائت» را اخذ نموده اند كه آن عبارت است از كرهء ساخته شده از خاك، خاكي كه از زاويهء شيخ عدي گرفته شده است، اين كره  را هر يزيدي بخاطر تبرك باخود ميداشته باشد، اين كار پيروي از شيعه هاي جعفري است كه آنان نيز با خود خاكي را [بنام خاك كربلا] حمل مينمايند، وقتي يزيدي مي ميرد آن خاك در دهنش نهاده ميشود، و در غير آن وي كافر مي ميرد.
-به صورت عمومي: منطقه ايكه اين گروه در آن منتشر گرديده پر از ديانات مختلف ميباشد مثل: زردشتي، بت پرستان، طبيعت پرستان، يهوديت، نصرانيت، پرستندگان آلههء آشور، بابل، و سومر، وصوفيهء اهل خطوه، اين ديانات به درجه هاي مختلف در يزيدي تأثير نموده اند، البته جهل و بيسوادي در انحراف و دوري شان از اسلام افزوده است.
انتشار و جاهاي نفوذ :
-اين طائفه كه شيطان را تقديس و تعظيم مينمايند، در سوريه، تركيه، ايران، روس، وعراق منتشر گرديده اند، آنان مسافريني كه نسبتا تعداد شان اندك و ناچيز است، در لبنان، آلمان غرب و بلجيك نيز دارند.
-تعداد شان تقريبا به 120 هزار نفس بالغ ميگردد كه هفتاد هزار آن درعراق و باقي