اند از نخست                 تا مطهّر شد ز طاها و درست
های طاها در دل او های و هوست          فرّخ انک از های و هو در های هوست
(منطق الطیر-24).	
ذوق هنری و بینش عرفانی، قدرت شگفت انگیزی در تجسّم صحنه‎ها و رویدادها به عطّار بخشیده است، با آنکه در اوصاف مبالغه می‌کند اشعار بر دلها می‎نشیند و خواننده فکرش را به آنها می‌سپارد و توصیف عدالت و ثبات شخصیت ممدوحی چون عُمَر، راه انتقاد و انکار را بر او می‎بندد.
آنک دارد بر صراط، اوّل گذر              هست او از قول پیغمبر: عُمَر
آنک اوّل حلقه دار السّلام               او بدست آرد زهی عالی مقام
چو نخستش حق نهد در دست، دست      آخرش با خود برد آنجا که هست
کار دین از عدل او انجام یافت             نیل، جنبش، زلزله، آرام یافت
شمع جنّت بود و اندر هیچ جمع           هیچ کس را سایۀ نَبوَد ز شمع
شمع را چون سایۀ نَبود ز نور         چون گریخت از سایۀ او، دیو، دور
چون سخن گفتی حقیقت بر زفانش         از رای قلبی خدا گشتی عیانش
گه ز درد عشق جان می‎سوختش              گه ز نطق حقّ زفان می‎سوختش
چون نبی دیدش که او می‎سوخت زار          گفت شمع جنّت است این نامدار
(منطق الطیر-25،24)		
3- عثمان بن عفان؛ مظهر شرم و حیا
در تاریخ اسلام عثمان بن عفان مظهر شرم و حیاست و در تمام اوراق ادب و فرهنگ مسلمانان، شرم عثمان وجه مشخّص اوست.
خواجۀ سنّت که نور مطلق است                   بل خداوند دو نور(6)  بر حق است
آنک غرق قدس و عرفان آمدست                  صدر دین عثمنِ(7)  عفّان آمدست
رفعتی کان رایت ایمان گرفت             از امیرالمؤمنین، عثمان گرفت
رونقی کان عرصۀ کونین یافت            از دل پر نور ذی النورین یافت
یوسف ثانی بقول مصطفا                        بحر تقوی و حیا کان وفا
کار ذی القربی بجان پرداخته               جان خود در کار ایشان باخته
سر بریدندش که تا بنشستۀ                     از چه پیوسته رحم پیوسته
هم هدایت در جهان و هم هنر                 امتش در عهد او شد بیشتر
هم بعهد او شد ایمان منتشر              هم ز حکمش گشت قرآن منتشر
سیّد سادات گفتی بر فلک                 شرم دارد دایم از عثمان، مَلَک
هم پیامبر گفت در کشف و حجاب        حقّ نخواهد کرد با عثمان، عِتاب
چون نبود او تا کند بیعت قبول                 بد بجای دست او دست رسول
حاضران گفتند ما بر سودمی                     گر چو ذوالنورین غایب بودمی
(منطق الطیر-26،25).		
4- علی، اسطورۀ مقاومت، شیرخدا
علی، اسطورۀ مقاومت، شیرخدا، پیشوای راستین، باب علم رسول، شوهر فاطمه، فرزند کعبه، صاحب اسرار، اقضی القضاة و ابن عمّ مصطفاست.
خواجه حقّ، پیشوای راستین          کوه حلم و باب علم و قطب دین
ساقی کوثر، امام رهنمای             ابن عمّ مصطفا(8) ، شیر خدای
مرتضای مجتبا، جفت بتول           خواجۀ معصوم، داماد رسول
در بیان رهنمونی آمده             صاحب اسرارِ سَلُونی آمده
مُقتدا بی شک باستحقاق، اوست             مفتی مطلق، علی الإطلاق اوست
چون علی از غیبهای حقّ یکیست            عقل را در بینش او کی شکیست؟
هم ز أَقضیکُم علی جان آگه است            هم علی ممسوس فی ذاتِ الله است
از دم عیسی کسی گر زنده خاست               او بدم دست بریده کرد راست
گشته اندر کعبه آن صاحب قبول            بت شکن بر پشتی دوش رسول
در ضمیرش بود مکنونات غیب            زان برآوردی ید بیضا ز جَیب
گر ید بیضا نبودیش آشکار                  کی گرفتی ذوالفقار آنجا قرار
گاه در جوش آمدی از کار خویش          گه فرو گفتی بچه اسرار خویش
در همه آفاق هم دم می‌نیافت            در درون می‌گشت و محرم می‌نیافت
(منطق الطیر-26).	
--------------------------------------------------------------------
1) منطق الطیر (مقامات الطیور) شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری به اهتمام دکتر سید صادق گوهرین بنگاه ترجمه و نشر کتاب 1348.
2) التوبة /40 دربارة آیه در صفحات قبل توضیح داده شده است 
3)  گویند سنگی در دهان گذاشته بود که سخن بیهوده نگوید.  
4) «اطلبو العلم و لو بالصین»  
5) فی الاُّمَمِ مُحدَّثوُنَ فَإن یَک فی اُمَّتی فَعُمَرٌ. 
6) دو نور، دو دختر رسول اکرم  ص (رقیّه و ام کلثوم) که به ترتیب به عقد نکاح عثمان در آمدند.
7) عثمن، به همان شکل کتاب ـ یا رسم الخط عثمانی ـ نوشته شده است.
8) رسم الخطّ کتاب منطق الطیر رعایت نشده است.عطّار در اشعار فراوانی خلفای راشدین را ستایش می‌کند که ما به همین اندازه اکتفا می‌کنیم و برای استفاده بیشتر به کتاب تذکرة الأولیاء(1)  این شاعر و نویسنده عارف روی می‌آوریم.
1- صدّیقان خود را ستایش نکنند
چنان که(2)  صدّیق اکبر(رض) گفت: لَستُ بِخَیرِکُم»(3) 
2- در نامگذاری حسن بصری
در باره نامگذاری حسن بصری؛ از بزرگان تابعین، چنین آمده است:
«نقل است که چون او(4)  در وجود آمد، پیش عمربن خطّاب(رض) بردند. فرمود که: «سَمُّوهُ حَسَناً، فَإِنَّهُ حَسَنُ الوجه» او را حسن نام کنید که نیکو روی است»(5) .
3- تعصب نکردن با نزدیکان پادشاه
«و با هیچ کس از نزدیکان پادشاه تعصّب نکنی إلاّ به حقّ، چنان که از امام ابوحنیفه/ سؤال کردند: «از پیوستگان پیغمبر(ص) کدام فاضل‌تر؟» گفت: «از پیران صدّیق و فاروق و از جوانان عثمان و علی و از دختران فاطمه، و از زنان عایشه(رض) اجمعین»(6) .
4- خواب دیدن امام شافعی رسول اکرم را
«شافعی(7)  گوید که رسول(ص) را به خواب دیدم. مرا گفت: «ای پسر تو کیستی؟ گفتم: یا رسول الله! یکی از امّت تو، گفت: نزدیک آی. نزدیک شدم. آب دهن به خود بگرفت تا به دهن من کند. و من دهن باز گشادم. چنان که به لب و دهان و زبان من برسید. پس گفت: اکنون برو، که برکات خدای(عزوجل) بر تو باد».
و هم در آن ساعت امیرالمؤمنین علی(رض) را به خواب دیدم که انگشتری خود بیرون کرد و در انگشت من کرد. تا علم نبی و ولی در من سرایت کرد»(8) .
5- سخنان توحیدی علی بن ابی‎طالب
عطّار با نقل سخنانی توحیدی از علی بن ابی طالب کام جان را چنین شیرین می‎کند: «و این سخن آن است که از مرتضی سؤال کردند که: خدای عزّ وجّل را به چه شناختی؟ گفت: «بدان که شناسا گردانید مرا به او، که او خداوندی است که او را شبه نیست و او را در نتوان یافت به هیچ وجهی و او را قیاس نتوان کرد به هیچ خلقی، که او نزدیک است در دوری خویش و دور در نزدیکی خویش، بالای همۀ چیزهاست و نتوان گفت که تحت او چیزی هست. و او نیست از چیزی و نیست چون چیزی و نیست در چیزی و نیست به چیزی. سبحان آن خدایی که او چنین است، و چنین نیست هیچ چیز از غیر او»(9) .
6- صحبت صدیق
«اگر خواهی که اهل صحبت باشی، صحبت با یاران چنان کن که صدّیق(رض) کرد با پیغمبر(ص) که در دین و دنیا مخالف او نشد. لاجرم حق تعالی صاحبش خواند»(10) .
-----------------------------------------------------------
1) تذکرة الأولیاء شیخ فریدالدین عطار نیشابوری- بررسی، تصحیح متن، توضیحات از دکتر محمد استعلامی- انتشارات کتابفروشی زوار- چاپ سوم 1360.
2) رسم الخطّ کتاب رعایت شده است. 
3) «از شما بهتر نیستم» قسمتی از خطبۀ خلافت است (منبع مذکور/151).
4) حسن بصری، ابوسعید حسن بن یسار بصری (21-110 هـ ق) از فقها و زهاد عصر حجّاج و عمر بن عبدالعزیز.
5) منبع مذکور/30-31.
6) منبع مذکور/13.
7) امام محمد بن ادریس بن عباس بن عثمان ابن شا