ر را(رض) دیدند اندر بازار و چهارده پاره بر اِزار(2)  وی دوخته بعضی از ادیم(3)  ... و علی(رض) جامه مختصر داشت، با وی عتاب کردند، گفت: دل، بدین خاشع شود و دیگران اقتدا کنند و درویشان را فرادلخوشی بُوَد»(4) .
در ساده زیستن خلفا و مسلمانان آغازین، درسی است برای همه جویندگان معرفت و پویندگان کمال از این جهت که آنان سبکبال و سبکبار بودند و در دریای زندگی به راحتی شنا می‌کردند و از میان امواج متلاطم و طوفانی حوادث به ساحل نجات می‎رسیدند صدق ابوبکر، عدالت عمر و زهد علی و شرم عثمان به جویندگان راه مستقیم درس سبکباری و بی آلایشی و ساده زیستن می‌دهند به گونه‎ای که عملاً به ما می‌آموزند که می‎توان با ایمان و اخلاص و اعتقاد راسخ اسلام را گسترش داد و مجاهدان حقیقی یعنی پیکارگران در روز و زاهدان شب باشیم.
علی(رض) از رسول خدا(ص) روایت می‎کند: «هرگاه که خلق روی به جمع دنیا و عمارات آن روند و درویشان(5) را دشمن دارند، خدای تعالی ایشان را به چهار خصلت مبتلا کند: قحط زمان و جور سلطان و خیانت قاضیان و شوکت و قوّت کافران و دشمنان»(6) .
«و از این گفت رسول(ص): «یا رب»، قوت(7)  آل محمّد به قدر کفایت کن»(8) .
حدیث نبوی فوق وظیفه ثروتمندان را در برابر تهی‌دستان و درماندگان روشن می‌کند که آنان با انفاق و بخشش و دادن زکات خلاء اقتصادی جامعه اسلامی را پر کنند و درویشان و فقیران نیز نباید از کار و کوشش خودداری نمایند بلکه واجب است که با سعی و تلاش زندگی خود را از تیرگی فقر نجات دهند:
علی(رض) می‌گوید که: «درویشی باشد که عقوبت(9)  بُوَد، و نشان آن بدخویی و شکایت و خشم بر قضای خدای بُوَد، و باشد که سعادت بُوَد، و نشان آن نیکوخویی و گله ناکردن و شکر گزاردن بُوَد»(10) .
و وظیفۀ بزرگان دین و فرمانروایان اسلامی اینست که، با پوشیدن لباس ساده و دوری از تجمّل و احقاق حقوق درماندگان و بی نوایان، اسلام را از تکاثر و افزون خواهی نجات دهند یعنی خود کم بخورند و کم بنوشند و به زرق و برق دنیا روی نیاورند تا بتوانند با سخنانی گیرا و دلنشین در قلوب رنجدیدگان تأثیر کنند.
علی(رض) گفت: «خدای تعالی عهد فرو گرفت بر ایشان جامۀ کمترین مردمان بُوَد تا توانگر بدو اقتدا کند و درویش دل شکسته نشود... عمر(رض) چهارده پاره بر دوخته بود» (11).
-------------------------------------------------------------
1) تازیانه 
2) ازار: زیر جامه- فوطه- شلوار –عمّامه 
3) ادیم: چرم. 
4) منبع مذکور/614.
5) درویشان: فقیران و تهی‌دستان. 
6) منبع مذکور/722.
7) خوراک – روزی. 
8) منبع مذکور/724.
9) عقوبت: شکنجه و عذاب و بدبختی. 
10) منبع مذکور/ 726.
11) منبع مذکور/ 738ممکن است برای عده‎ای سوء تفاهم پیش آید که پوشیدن لباس پینه بسته و کهنه، مخالف اصول بهداشت و پیشرفت علمی است! با اندک دقّت و تأمّل در می‌یابیم که استفاده کردن از لباس کهنه، در صورتیکه تمیز و نظیف باشد هیچ اشکالی ندارد! و از طرف دیگر با نگاهی سطحی به کاخها و کوشکها و ماشینهای گرانبها و تجملات و دکوراسیون خانه‎ها و ادارات و ریخت و پاشهای عروسی‎ها و مجالس شادی و عزاداریها و صدها حیف و میلها ... به این حقیقت می‌رسیم که اگر بخش ناچیزی از اینها در راه بی نوایان و رفاه آنان خرج کنند آیا بی نوائی خواهیم داشت! آری علی چنین بود و ما چنین هستیم!!..همچنانکه نماز صورتی حقیقی دارد که آن روح صورت است، زکات نیز چنین است و چون کسی راز و صورت حقیقی آن را نداند، زکات صورتی است بی روح، و راز آن سه چیز است:
راز اول( طبقه صدیقان، نیک مردان و سره مردان)
 یکی اینکه خلق مأمورند به محبّت و دوستی حقّ تعالی، بگونه‎ای که انسان مؤمن واجب است که خداوند را از مال و جاه و حشمت و زنان و فرزندان و عشیره و تجارت و هرچه که دارد بیشتر دوست داشته باشد، و خداوند تعالی در قرآن مجید سوره توبه /17 به آن دستور می‎دهد. و کسانی که از مدار تعلقات دنیوی می‌گذرند و به روح زکات عمل می‌کنند سه طبقه و دسته‎اند:
طبقه اوّل: صدّیقان بودند، هرچه که داشتند فدا کردند و گفتند: از دویست درم، پنج درم دادن کار بخیلان باشد، بر ما واجب آن بُوَد که به همه بدهیم در دوستی دوست، چنانکه ابوبکر جملۀ مال بداد، رسول گفت: «عیال را چه باز نهادی؟» گفت: «خدای و رسول خدای، و عمر یک نیمه بیاورد». گفت: «عیال را چه گذاشتی؟ گفت: «نیمی» رسول(ص) گفت: «بَینَکُما ما بَینَ کَلِمَتَیکُما» تفاوت درجۀ شما همچُن تفاوت سخن شماست»(1) .
طبقه دوم: نیک مردان بودند، که ایشان مال بر یک بار خرج نکردند و قوّت آن نداشتند، لیکن نگاه همی داشتند و منتظر حاجت فقراء و وجوه خیرات بودند، و خود را با درویشان برابر می‌داشتند و بر قدر زکات اقتصار نکردند(2) ، و چون درویشان رسیدند ایشان را همچون عیال(3)  خود دانستند(4) .
طبقه سوم: سره مردان(5)  بودند، که ایشان بیش از آن طاقت نداشتند که از دویست درم پنج درم بدهند، بر فریضه اقتصار کردند(6)  و فرمان به دل خوش به زودی به جای آوردند، و هیچ منّت بر درویشان ننهادند(7) .
 راز دوم (تطهیر دل از آلایش و نجاست بخل)
«سرّ دوم تطهیر دلست از آلایش و نجاست بخل: که بخل در دل چون نجاستی است که سبب ناشایستگی اوست، قرب حضرت حق را چنانکه نجاست ظاهر سبب بعد اوست از نماز، و آن نجاست بخل پاک نشود إلاّ به خرج کردن مال: و بدین سبب زکات که نجاست بخل را ببرد، چون آبی است که بدو نجاست شسته آید. و برای اینست که زکات و صدقه بر رسول و اهل بیت او حرامست که منصب وی را از اوساخ(8)  اموال مردمان صیانت(9)  کرده‎اند»(10) .
راز سوم (شکر نعمت مال)
«سرّ سوم، شکر نعمت است، که مال، نعمتی است، چون در حق مؤمن سبب راحت و دنیا و آخرت باشد، پس چنانکه نماز و حج و روزه شکر نعمت تن است، زکات شکر نعمت مال است، تا چون خود را بی نیاز بیند بدین نعمت، و مسلمانی دیگر را همچون خود درمانده بیند، با خود گوید: «او نیز بندۀ خدایست همچون من، شکر آن را که مرا از وی بی نیاز کرد و او را محتاج من کرد. با او رفقی(11)  کنم، که نباید که این از من به شبی برود- اگر تقصیر کنم – و مرا به صفت او گرداننده و او را به صفت من. پس هرکسی باید که این اسرار بداند تا عبادت او صورت بی معنی نباشد»(12) .
تنبیه: (زیان افراط و تفریط و اسراف و تبذیر)
مشکل اساسی ما مسلمانان در طول اعصار و قرون (منهای عصر سعادت نبوی و صدر اول اسلام) به ویژه قرن معاصر اینست که: وجود افراط و تفریط و اسراف و تبذیر از یک طرف و بی برنامگی و دخالت بیگانگان و استعمارگران از طرف دیگر، نمی‎گذارند که کشورهای اسلامی در امور اقتصادی و فرهنگی و ... خود را از اسارت ننگ آفرین سلطه پذیری نجات دهند و مسلمانان وابستۀ نفس امّاره و تکاثر طلب، به جای پیکار با دشمن درونی و بیرونی خود، روش خویشتن بینی را پیش می‌گیرد و به علت پیروزی از فلسفه لذت گرایی از خدمت بی‌‌‌نوایان و درماندگان سر باز می‌زند و حکومت‎ها نیز به علت‎های گوناگون از جمله نداشتن برنامه‎های دقیق و منظم اقتصادی و غیره و سلطه گری اهرمهای فشار خارجی نمی‌توانند آنگونه که قرآن دستور می‎ده