943

مشخصات کتاب

مناجات رسول الله ج




تأليف:

شيخ الإسلام ابن تيميه رحمه الله


ترجمه:

عبدالقدوس دهقان


تصحيح:

علامه ناصرالدين آلبانی رحمه الله

سخن مترجم

این کتاب یکی از تألیفات شیخ الإسلام احمد بن عبدالحلیم دمشقی /می‌باشد که همچون دیگر تألیفاتش مقبول عام و خاص گردیده و تاکنون بارها به چاپ رسیده است، اما کاری که علامه ناصر الدین آلبانی /بر این کتاب انجام داد به مقبولیت آن بویژه در میان دانش آموختگان و نسل جدید، افزود؛ چرا که وی سره را از ناسره و احادیث صحیح را از ضعیف، جدا کرد و کتاب را شایسته و بایسته با نام (صحیح الکلم الطیب) به خوانندگان تقدیم نمود، این کار وی بسیار بجا افتاد و عام و خاص به آن روی آوردند به گونه‌ای که هزاران هزاران انسان وارسته با این کتاب با خدای خود ارتباط برقرار کردند و مردمانی خیرخواه و دانش دوست با هزینه‌ی شخصی آن را چاپ، و رایگان میان مردم تقسیم کردند و سرانجام در جهان عرب کم‌تر خانه‌ای یافت می‌شد که نسخه‌ای از این کتاب ارزشمند در آن نباشد، این همه فضل خداوند یگانه و بی‌همتاست، برای این که شما نیز به این کتاب دسترسی داشته باشید و از آن بهره ببرید، با عون و توفیق الهی آن را به زبان فارسی برگردانیدم و امیدوارم که ترجمه‌ی فارسی آن همچون اصلش مورد قبول برادران و خواهران مسلمانم قرار گیرد و خداوند در روزی که مال و بنون دیگر سودمند نخواهد بود، آن را برایم مفید و موجب رستگاری بگرداند.

وصلى الله على نبينا محمد وعلى آله وصحبه أجمعين.

عبدالقدوس دهقان

پاییز۸۶ سراوان

مقدمه مصحح

إن الحمدلله، نحمده ونستعينه ونستغفره ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سيئات أعمالنا، من يهده الله فلا مضل له ومن يضلل فلا هادي له و أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له وأشهد أن محمداً عبده ورسوله. أما بعد:

برادر بزرگوارم استاد زهیر شاویش مدیر مؤسسه‌ی «المکتب الإسلامی» به بنده پیشنهاد نمود که کتاب «الکلم الطیب» اثر شیخ الإسلام ابن تیمیه / تعالی را مختصر کنم، من پیش از آن احادیث کتاب مذکور را تخریج نموده و بر آن توضیحاتی نگاشته بودم که در سال (۱۳۸۵هـ) توسط ایشان به چاپ رسیده بود، به انجام آن همت گماشتم، بالخصوص این کار به خوانندگان، امکان می‌دهد که به نصیحتی که در مقدمه‌ی کتاب به آنان کرده بودم، جامه عمل بپوشانند؛ زیرا آن جا گفته بودم: «به خوانندگان این کتاب و دیگران، توصیه می‌کنم تا از ثبوت احادیث مطمئن نگشته‌اند به آن عمل نکنند و ما با توضیحاتی که بر احادیث نگاشته‌ایم، این کار را ساده و امکان پذیر کرده‌ایم، هر حدیثی که از رسول الله ص ثابت باشد، به آن عمل کند و بر آن چنگ زند، و گرنه رهایش کند؛ چرا که احادیث صحیح و ثابت برای عبادتگزار بسنده می‌کند، من حتم دارم که مسلمانی که بتواند بر ادعیه، اذکار و اوراد ثابت از رسول الله صعمل نماید، قطعاً از زمره‌ی ﴿وَٱلذَّٰكِرِينَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا وَٱلذَّٰكِرَٰتِ[الأحزاب:۳۵]. قرار خواهد گرفت».

بر کسی پوشیده نیست که عرضه نمودن سنت و احادیث نبوی، شسته و رفته به مردم، که در آن هیچ گونه حدیث بی‌بنیادی ازدیدگاه محدثین، نباشد، بسیار مفیدتر و پذیرفتنی‌تر خواهد بود از عرضه آن، آمیخته با روایات بی‌بنیاد و ساختگی، متأسفانه بسیاری از کتاب‌های حدیث- چه رسد به بقیه- با آن آمیخته است، بخصوص کتاب‌های اوراد و اذکار، و لو این که به آن دسته از احادیث اشاره و احادیث صحیح و ضعیف از همدیگر متمایز شده باشد، آن گونه که ما در تحقیق این کتاب و کتاب‌های دیگر، عمل نموده‌ایم، بی‌تردید عرضه نمودن آن، پیراسته از احادیث بی‌بنیاد و ساختگی، بسیار مفیدتر و حفظ و عمل بر آن ساده‌تر خواهد بود.

به این منظور در بسیاری از مؤلفاتم، این روش را در پیش گرفته‌ام و آن‌ها را به عنوان «صحیح ابی‌داود» و «صحیح الترغیب والترهیب» و اخیراً «صحیح الجامع الصغیر وزیادته» که جلد اول آن و «ضعیف الجامع الصغیر وزیادته» به چاپ رسیده، به خوانندگان تقدیم کرده‌ام.

این گونه شد که با «المکتب الإسلامی» توافق کردیم که «الکلم الطیب» را در لباس جدید، تحت عنوان «صحیح الکلم الطیب» و پیراسته از احادیث غیر ثابت منتشر کنیم، و کلمه‌ی «فصل» را از تیرها برداشتیم و غالباً نام صحابی راوی، و نام امامانی که حدیث را در کتاب‌های خویش آورده‌اند، و توضیحاتی را که متناسب با این «صحیح» نبود، حذف کردیم.

در آخر هر حدیث شماره‌ی آن در اصل کتاب «الکلم الطیب» را آورده‌ایم تا علاقه‌مندان به راحتی بتوانند سند و توضیحات مربوط به آن را ملاحظه فرمایند و از احادیث حذف شده و علت حذف آن اطلاع یابند.

از خداوند متعال خواستارم که آن را از ما بپذیرد و آن را برای عموم مسلمانان سودمند بگرداند، وآخر دعوانا أن الـحمدلله رب العالـمين.

بیروت ۲۶ شوال ۱۳۹۰

محمد ناصر الدین الألبانی

اللهم صل على أشرف خلقك محمد ولله الحمد وكفي، وسلام علي عباده الذين اصطفي وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له وأشهد أن محمداً عبده ورسوله.

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَقُولُواْ قَوۡلٗا سَدِيدٗا٧٠ يُصۡلِحۡ لَكُمۡ أَعۡمَٰلَكُمۡ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡ[الأحزاب: ۷۰-۷۱].

«ای مؤمنان! از خدا بترسید و سخن حق بگویید، تا خدا کارهای شما را اصلاح کند و گناهانتان را بیامرزد».

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿إِلَيۡهِ يَصۡعَدُ ٱلۡكَلِمُ ٱلطَّيِّبُ وَٱلۡعَمَلُ ٱلصَّٰلِحُ يَرۡفَعُهُ[فاطر: ۱۰].

«سخنان پاکیزه به سوی او صعود می‌کند و (خداوند) عمل شایسته را بالا می‌برد».

و می‌فرماید: ﴿فَٱذۡكُرُونِيٓ أَذۡكُرۡكُمۡ وَٱشۡكُرُواْ لِي[البقرة: ۱۵۲].

«پس مرا یاد کنید تا من شما را یاد کنم و مرا سپاس دارید...».

و می‌فرماید: ﴿ٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ ذِكۡرٗا كَثِيرٗا[الأحزاب: ۴۱].

«خدا را بسیار یاد کنید».

و می‌فرماید: ﴿وَٱلذَّٰكِرِينَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا وَٱلذَّٰكِرَٰتِ[الأحزاب: ۳۵].

«مردان و زنانی که خدا را بسیار یاد می‌کنند، (خداوند برایشان مغفرت و پاداش عظیمی فراهم نموده است)».

و می‌فرماید: ﴿ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ[آل عمران: ۱۹۱].

«کسانی که خدا را ایستاده و نشسته و در حالی که بر پهلو خوابیده‌اند، یاد می‌کنند».

و می‌فرماید: ﴿إِذَا لَقِيتُمۡ فِئَةٗ فَٱثۡبُتُواْ وَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَثِيرٗا[الأنفال: ۴۵].

«ای مؤمنان! هنگامی که با دسته‌ای (از دشمن) رویارو می‌شوید ثابت قدم باشید و خدا را فراوان یاد کنید».

و می‌فرماید: ﴿فَإِذَا قَضَيۡتُم مَّنَٰسِكَكُمۡ فَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَذِكۡرِكُمۡ ءَابَآءَكُمۡ أَوۡ أَشَدَّ ذِكۡرٗا[البقرة: ۲۰۰]. «و هنگامی که مناسک (حج) خود را بجا آوردید، خدا را یاد کنید همان گونه که پدرانتان را یاد می‌کردید، بلکه از آن هم بیشتر».

و می‌فرماید: ﴿لَا تُلۡهِكُمۡ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُمۡ عَن ذِكۡرِ ٱللَّهِ[المنافقون: ۹].

«(ای مؤمنان!) مبادا اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل کند».

و می‌فرماید: ﴿رِجَالٞ لَّا تُلۡهِيهِمۡ تِجَٰرَةٞ وَلَا بَيۡعٌ عَن ذِكۡرِ ٱللَّهِ وَإِقَامِ ٱلصَّلَوٰةِ وَإِيتَآءِ ٱلزَّكَوٰةِ[النور: ۳۷].

«مردانی که تجارت و داد و ستد، آنان را از یاد خدا و بر پا داشتن نماز و پرداختن زکضات، غافل نمی‌کند».

و می‌فرماید: ﴿وَٱذۡكُر رَّبَّكَ فِي نَفۡسِكَ تَضَرُّعٗا وَخِيفَةٗ وَدُونَ ٱلۡجَهۡرِ مِنَ ٱلۡقَوۡلِ بِٱلۡغُدُوِّ وَٱلۡأٓصَالِ وَلَا تَكُن مِّنَ ٱلۡغَٰفِلِينَ٢٠٥[الأعراف: ۲۰۵].

«پروردگارت را در دل خود، از روی تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان یاد کن؛ و از غافلان مباش».

فضیلت ذکر

۱- رسول اللهصفرمودند:

«آیا شما را از بهترین و پاکیزه‌ترین اعمالتان نزد پروردگار اطلاع ندهم، عملی که بیش از هر عمل دیگر، باعث رفع درجات شما می‌گردد و برایتان از صدقه نمودن طلا و نقره، و این که با دشمن رویارو شوید و گردن یکدیگر را بزنید، بهتر است؟ گفتند: بلی یا رسول الله، فرمودند: یاد الله»[۱].

۲- رسول اللهصفرمودند:

«مُفَرِدّوُن» پیشتازند، گفتند: یا رسول الله! «مُفَرِدّوُن» چه کسانی هستند؟ فرمودند: «مردان و زنانی که پروردگار را بسیار یاد می‌کنند»[۲].

۳- عبدالله بن بُسر می‌گوید:

مردی گفت: یا رسول الله! احکام دین بسیار است، مرا به کاری توصیه فرما که همیشه، انجامش دهم. فرمودند: (سعی کن) زبانت همیشه به یاد خدا مشغول باشد»[۲].

۴- رسول اللهصفرمودند:

«مثال کسی که خدا را یاد می‌کند و آن که یاد نمی‌کند، مانند زنده و مرده است»[۴].

۵- رسول الله صفرمودند:

«هر کس در مجلسی بنشیند و آن جا خدا را یاد نکند، آن مجلس از جانب الله موجب زیان و حسرت او خواهد شد و هر کس جایی دراز بکشد و آنجا خدا را یاد نکند، آن، خواب برایش موجب زیان و حسرت خواهد شد»[۵].

فضیلت تحمید، تهلیل و تسبیح [۱]

۶- رسول الله صفرمودند:

«هر کس روزانه صد بار بگوید: «لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهَ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلْكُ، ولَهُ الحَمْدُ وهُوَ عَلي كُلِ شَيٍء قَديِرٌ» «جز خداوند یگانه، معبودی (شایسته پرستش) نیست، او بی‌همتاست، پادشاهی از آنِ او، و ستایش زیبنده‌ی اوست و او بر (انجام) هر کاری تواناست». ثواب این گفتار برایش، معادل آزاد نمودن ده برده است، و برایش صد حسنه ثبت و از او صد گناه پاک می‌گردد، و در آن روز تا شامگاه از شیطان در امان می‌ماند، و کسی دیگر، عملی شایسته‌تر از عمل او نخواهد آورد، مگر کسی که بیشتر از او عمل کند»[۶].

۷- رسول الله صفرمودند:

«هر کس روزانه صد بار بگوید: «سُبحَانَ اللهِ وبِحَمْدِهِ» تمامی خطاهایش پاک می‌گردد. گر چه به اندازه‌ی کف دریا هم باشد»[۷].

۸- رسول الله صفرمودند:

«دو کلمه، بر زبان سبک، در ترازوی اعمال گرانسنگ و نزد خدای رحمان پسندیده‌اند،«سُبحَانَ اللهِ وَبِحَمْدِهِ، سُبْحَانَ اللهِ الْعَظِيمِ»[۸].

«پاک است خدا، او را می‌ستایم، پاک است خدای با عظمت».

۹- رسول الله صفرمودند:

«این که بگویم: «سُبحَانَ اللهِ، وَالحَمْدُلِلَّهِ، وَلاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، واللَّهُ أَكْبَر» «برایم از تمامی دنیا پسندیده‌تر است»[۹].

۱۰- رسول الله صفرمودند:

«پسندیده‌ترین گفتارها نزد پروردگار چهارند، با هر کدام که آغاز کنی، ایرادی ندارد: «سُبحَانَ اللهِ، وَالحَمْدُلِلَّهِ، وَلاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، واللَّهُ أَكْبَرُ»[۱۰].

۱۱- رسول الله صفرمودند:

«آیا هر شخصی از شما، نمی‌تواند که روزانه هزار حسنه کسب کند؟ یکی از حاضرین پرسید: چگونه شخصی هزار حسنه کسب می‌کند؟ فرمودند: «صد بار تسبیح بگوید، برایش هزار حسنه ثبت و هزار خطا از خطاهایش پاک، می‌گردد»[۱۱].

۱۲- أم المؤمنین، جویریه لمی‌گوید:

«رسول الله صپس از نماز صبح از منزل بیرون رفتند، من همان جایی که نماز خواندم، نشسته بودم، ایشان چاشتگاه، باز گشتند و من همچنان بر جایم نشسته بودم، پرسیدند: آیا از صبح که من بیرون رفته‌ام، همان جا نشسته‌ای (و ذکر می‌کنی؟) گفتم: آری یا رسول الله! آنگاه فرمودند: «من پس از جدا شدن از تو، چهار کلمه را سه بار گفته‌ام، اگر با تمام ذکرهای امروز تو، وزن شوند، سنگین‌تر خواهند بود: «سُبْحَانَ اللهِ عَدَدَ خَلْقِهِ، سُبْحَانَ اللهِ رِضي نَفْسِهِ، سُبحْانَ اللهِ زِنَةَ عَرْشِهِ، سُبْحَانَ اللهِ مِدادَ كَلِماَتِه»[۱۲].

«پاک است خداوند به تعداد آفریدگانش، پاک است خداوند تا سرحد رضایتش، پاک است خداوند همسان عرشش، پاک است خداوند به شمار کلماتش».

۱۳- رسول الله صبه یک صحرانشین فرمودند: بگو:

«لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ، اللَّهُ أكَبْرَ كَبيِراً والحَمْدُلِلّهِ كَثيِراً سُبْحَانَ اللهِ رَبِّ العَالَميِنَ وَلاَ حَولَ وَلاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الحَكيِم» «جز خدای یگانه و بی‌همتا معبودی (قابل پرستش) نیست، خداوند از همه بزرگتر است، ستایش‌های فراوان برازنده‌ی اوست، چه پاک است خدا، پروردگار جهانیان، کسی جز با توفیق خدای غالب و با حکمت توان و نیرویی ندارد».

گفت: این از آنِ پروردگار من است، سهم خودم چیست؟ فرمودند: بگو: «اَللَّهُمَّ اغْفِرْليِ وَارْحَمْنِي وَاهْدِنِي وَعَافِنيِ وَارْزُقْنِي»[۱۴]. «پروردگارا مرا ببخش و بر من رحم کن و هدایتم فرما و مرا عافیت ده و روزیم عطا کن».

۱۴- رسول الله صفرمودند:

«شب معراج ابراهیم ÷را ملاقات کردم، به من گفت: ای محمد! از جانب من امت خود را سلام کن و به آنان خبر ده که بهشت سرزمینی است، هموار، حاصل خیز و خوش آب و هوا و نهال‌هایش، «سُبحَانَ اللهِ، وَالحَمْدُلِلَّهِ، وَلاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، واللَّهُ أَكْبَرُ»، هستند»[۱۵].

۱۵- رسول الله صفرمودند:

«آیا تو را به یکی از گنجینه‌های بهشت راهنمایی نکنم؟ گفتم: بلی یا رسول الله! فرمودند: بگو: «لاَ حَولَ وَلاَ قُوَّة َإِلاَّ بِاللَّه»[۱۶].

[۱] تحمید، الحمدلله، تهلیل، لا إله إلا الله و تسبیح، سبحان الله گفتن.

اذکار صبحگاه و شامگاه

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ ذِكۡرٗا كَثِيرٗا٤١ وَسَبِّحُوهُ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلًا٤٢[الأحزاب: ۴۱-۴۲].

«ای مؤمنان! خدا را بسیار یاد کنید و صبح و شام او را به پاکی بستایید».

و می‌فرماید: ﴿وَٱذۡكُر رَّبَّكَ فِي نَفۡسِكَ تَضَرُّعٗا وَخِيفَةٗ وَدُونَ ٱلۡجَهۡرِ مِنَ ٱلۡقَوۡلِ بِٱلۡغُدُوِّ وَٱلۡأٓصَالِ وَلَا تَكُن مِّنَ ٱلۡغَٰفِلِينَ٢٠٥[الأعراف: ۲۰۵].

«پروردگارت را در دل خود، از روی تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان یاد کن؛ و از غافلان مباش».

و می‌فرماید: ﴿وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ بِٱلۡعَشِيِّ وَٱلۡإِبۡكَٰرِ[غافر: ۵۵].

«پروردگارت را شامگاه و بامداد ستایش کن».

و می‌فرماید: ﴿وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ قَبۡلَ طُلُوعِ ٱلشَّمۡسِ وَقَبۡلَ ٱلۡغُرُوبِ[ق: ۳۹].

«پیش از طلوع آفتاب و پیش از غروب، پروردگارت را ستایش کن».

و می‌فرماید: ﴿وَلَا تَطۡرُدِ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰةِ وَٱلۡعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجۡهَهُ[الأنعام: ۵۲].

«خدا جویانی را که صبح و شام پروردگارشان را می‌خوانند، از خود مران».

و می‌فرماید: ﴿فَأَوۡحَىٰٓ إِلَيۡهِمۡ أَن سَبِّحُواْ بُكۡرَةٗ وَعَشِيّٗا[مریم: ۱۱].

«آنگاه با اشاره به آنان گفت که صبحگاه و شامگاه خدا را بستایید».

و می‌فرماید: ﴿وَمِنَ ٱلَّيۡلِ فَسَبِّحۡهُ وَإِدۡبَٰرَ ٱلنُّجُومِ٤٩[الطور: ۴۹].

«شبانگاه و هنگام پشت کردن ستارگان (بامداد) خدا را ستایش کن».

و می‌فرماید: ﴿فَسُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ حِينَ تُمۡسُونَ وَحِينَ تُصۡبِحُونَ١٧[الروم: ۱۷].

«منزه است خداوند هنگامی که شام و صبحتان (فرا می‌رسد)».

و می‌فرماید: ﴿وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ طَرَفَيِ ٱلنَّهَارِ وَزُلَفٗا مِّنَ ٱلَّيۡلِۚ إِنَّ ٱلۡحَسَنَٰتِ يُذۡهِبۡنَ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ[هود: ۱۱۴].

«دو طرف روز و اوایل شب نماز را برپا دار؛ چرا که حسنات، سیئات را از بین می‌برند».

۱۶- رسول الله صمی‌فرماید: «هر کس صبحگاه و شامگاه صد بار بگوید: «سُبحَانَ اللهِ وبِحَمْدِهِ» در روز قیامت هیچ کسی از او عملی بهتر نخواهد آورد. مگر کسی که مانند او و یا اضافه بر آن گفته باشد»[۱۷].

۱۷- رسول الله صشامگاهان چنین دعا می‌فرمودند:

«أَمْسَيناَ وَأَمْسَي المُلْكُ لِلّهِ وَالحَمْدُ لِلّهِ، لاَ إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ، لَهُ المُلْكُ وَلَهُ الحَمْدُ وَهُوَ عَلى كُلِّ شََيٍء قَدِيرٌ، رَبِّ أَسْأَلُكَ خَيرَمَا فِي هَذِهِ الليّلَةِ وَخَيرَمَا بَعَدهَا وَأَعوذَ بِكَ مِنْ شَرِ مَا فِي هَذِهِ اللَّيلَةِ وشَرِمَا بَعْدَهَا، رَبِّ أَعوذُ بِكَ مِنَ الْكَسَلِ وسُوءِ الكِبَرِ، رَبِّ أَعوذُ بِكَ مِنْ عَذَابٍ فِي النَّارِ وَعَذَابٍ فِي القَبْرِ».

و چون صبح می‌شد همین دعا را با این جملات آغاز می‌فرمودند: «أصْبَحْنَا وأصْبَحَ المُلكُ لِلّهِ...».

«شب فرا رسید، پادشاهی از آن او و ستایش مخصوص اوست، معبودی (شایسته‌ی پرستش) غیر از او نیست، یگانه و بی‌همتاست، پادشاهی و ستایش از آن اوست، او بر هر کاری تواناست، پروردگارا! از تو خواستار خیر این شب و خیر فردای آن هستیم و از شر این شب و شر فردای آن، به تو پناه می‌برم، پروردگارا! از تنبلی و آفات پیری به تو پناه می‌برم، پروردگارا! از عذاب جهنم و عذاب قبر به تو پناه می‌برم».

۱۸- عبدالله بن خُبیب می‌گوید: شبی بسیار تاریک و بارانی در پی رسول الله صبرآمدیم تا با ما نماز گزارد، سرانجام ایشان را یافتیم، فرمودند: بخوان، من چیزی نگفتم، سپس فرمود: بخوان، باز هم چیزی نگفتم، سپس فرمودند: بخوان، گفتم: یا رسول الله! چه بخوانم؟ فرمودند: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ١[الإخلاص: ۱]. و معوذتین ﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ١[الفلق: ۱]. و ﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ١[الناس: ۱]. را هر صبح و شام سه بار بخوان، از هر چیزی تو را کفایت خواهند نمود[۱۹].

۱۹- رسول الله صاصحابش را آموزش می‌دادند و می‌فرمودند: هرگاه صبح شد بگویید: «اللّهُمَّ بِكَ أَمْسَينَا وَبِكَ نَحْيَا وَبِكَ نَمُوتُ وإِلَيكَ النُّشُورُ».

«پروردگارا! صبح و شام به تو امید بسته‌ایم، زندگی و مرگ ما با تو و بازگشت ما به سوی توست».

هرگاه شب شد بگویید: «اللّهُمَّ بِكَ أَمْسَينَا وَبِكَ أَصْبَحْنَا وَبِكَ نَموُتُ وَإِليْكَ المَصيرُ»[۲۰].

«پروردگارا! شب و روز امید به تو داریم، زندگی و مرگ ما با تو و بازگشت ما به سوی توست».

۲۰- رسول الله صفرمودند: این دعا، سید الاستغفار است، «اللّهُمَّ أَنْتَ رَبَّي، لاَ إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ، خَلَقْتَني وَأَنَا عَبْدُكَ وَأَنَا عَلَي عَهْدِكَ وَوَعْدِكَ مَا اسْتَطَعْتُ، أَعوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا صَنَعْتُ، أَبُوءُ لَكَ بِنَعْمَتِكَ عَلَيَّ وأَبُوءُ بِذَنْبي فَاغْفِرْلي، فَإِنَّهُ لاَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اَنْتَ».

«بار الها! تو پروردگار منی، غیر از تو معبودی (شایسته‌ی پرستش) نیست، تو مرا آفریدی و من بنده‌ی تو هستم، و تا توان دارم بر عهد و پیمان تو استوار خواهم ماند، از شر آنچه کرده‌ام به تو پناه می‌برم، به نعمت‌هایی که به من انعام کرده‌ای، معترفم و گناهانم را می‌پذیرم، پس مرا بیامرز؛ زیرا جز تو کسی، گناهان را نمی‌آمرزد».

هرکس سید الاستغفار را شبانگاه بخواند و در آن شب بمیرد، به بهشت می‌رود و هر کس آن را صبحگاه بخواند و در آن روز بمیرد، وارد بهشت می‌گردد»[۲۱].

۲۱- ابوبکر صدیق سمی‌گوید: رسول الله صفرمودند: صحبگاه و شامگاه چنین دعا کن: «اللَّهُمَّ عَالِمَ الغَيبِ وَالشَّهَادَةِ، فَاطِرَ السَّمَوَاتِ والأَرْضِ، رَبَّ كُلِّ شَيٍ وَمَلِيكِهِ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرَّ نَفْسي وَشَرِّ الشِّيطَانِ وشِرْكِه».

این دعا را صبح و شام و هنگامی که به رختخواب می‌روی بخوان»[۲۲].

«پروردگارا! ای دانای پنهان و آشکار، ای آفریدگار آسمان و زمین، ای پروردگار و مالک همه چیز، گواهی می‌دهم که غیر از تو معبودی نیست، از شر نفس خویش و از شر شیطان و شرک وی، به تو پناه می‌برم».

۲۲- رسول الله صفرمودند: «هر بنده‌ای که روزانه صبحگاه و شامگاه سه بار بگوید: «بِسمِ اللَّهِ الَّذي لاَ يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَيءٌ في الأَرْضِ وَلاَ في السَّمَاءِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» هیچ چیز به او زیان نمی‌رساند»[۲۳].

«به نام خدایی که به همراه نام او در زمین و آسمان، چیزی زیان نمی‌رساند و او شنوا و داناست».

۲۳- رسول الله صفرمودند: «هر کس شامگاه بگوید: «رَضِيتُ بِاللهِ رَبَّاً وَبِالإِسْلَامِ دِينَاً وَبِمُحَمَّدٍ نَبِيّاً» قطعاً خداوند او را خشنود می‌گرداند»[۲۴].

«خشنودم که الله رب من و اسلام دین من و محمد صپیامبر من، است».

۲۴- رسول الله صهیچگاه هنگام صبح و شام این دعا را ترک نمی‌فرمودند: «اللَّهُمَّ إِنَّي أَسْأَلُكَ العَافِيَةَ في الدُّنيَا وَالآخِرَةِ، اللَّهُمَّ أَسْأَلُكَ العَفْوَ وَالعَافِيَةَ في ديِني ودُنْيايَ وَأَهْلي وَمَالي، اللَّهُمَّ اسْتُر عَوْرَاتِي وآمِن رَوعَاتِي، اللَّهُمَّ احْفَظْنِي مِن بَين يَديَّ وَمِن خَلْفِي وَعَن يَميِني وَعَنْ شِمَالي ومِنْ فَوقي وأَعُوذُ بِعَظَمَتِكَ أَنْ أُغْتَالَ مِن تَحتي»[۲۷].

«خدایا! عافیت دنیا و آخرت را از تو می‌خواهم، خدایا! عفو و عافیت دین و دنیا و اهل و مالم را از تو خواستارم، خدایا! اسرارم را بپوش و آشفتگی‌هایم را سامان ده، خدایا! مرا از پیش رو و پشت سر و راست و چپ و بالای سرم حفاظت فرما، و از این که ناگهانی از زیر پایم (هدف قرار گیرم و) نابود شوم به تو پناه می‌برم».

دعای هنگام خوابیدن

۲۵- هنگامی که رسول الله صمی‌خواستند بخوابند، چنین دعا می‌فرمودند: «بِاسْمِكَ اللَّهُمَّ أَمُوتُ وَأَحْيَا» «پروردگارا! با نام تو می‌میرم و زنده می‌گردم» و چون از خواب بیدار می‌گشتند، می‌فرمودند: «اَلْحَمْدُ ِللَّهِ الَّذي أَحْيَانَا بَعْدَ مَا أَمَاتَنَا وَإِليهِ النُّشُورُ»[۲۹].

«سپاس خدایی که ما را پس از مرگ، زنده گردانید و بازگشت به سوی اوست».

۲۶- هر شب که رسول الله صبه رختخواب می‌رفتند، کف هر دو دست را به هم می‌چسپانیدند و ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ١[الإخلاص: ۱]. و ﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ١[الفلق: ۱]. و ﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ١[الناس: ۱]. را می‌خواندند و در آن می‌دمیدند و تمام بدن خویش را با آن مسح می‌فرمودند و از سر و چهره و قسمت جلوی بدن آغاز و این کار را تا سه بار تکرار می‌فرمودند»[۳۰].

۲۷- ابوهریره سمی‌گوید: رسول الله صمرا به حفاظت اموال بیت المال گماشته بودند، مردی هر شب به بیت المال دستبرد می‌زد، شب سوم که او را گرفتم، به او گفتم: این بار تو را حتماً پیش رسول الله صخواهم برد،گفت مرا رها کن، در عوض به تو دعایی می‌آموزم که با آن خداوند تو را نفع خواهند رساند (ابوهریره سکه همانند دیگر افراد شیفته‌ی خیر بود، او را رها کرد) او گفت: هرگاه به رختخواب رفتی، آية الکرسی: «الله لا إله إلا هو...تا آخر» را بخوان آنگاه از جانب خداوند برای تو نگاهبانی گماشته می‌شود و تا صبح هیچ شیطانی به تو نزدیک نمی‌شود، رسول الله صفرمودند: او دروغگو است، البته به تو راست گفته است، [آن شخص شیطان بود]. [۳۱].

۲۸- رسول الله صفرمودند: «هر کس در شب دو آیه آخر سوره بقره را بخواند، او را کفایت خواهند کرد»[۳۲].

۲۹- رسول الله صفرمودند: «هرگاه کسی از شما از رختخوابش برخاست و سپس به آن باز گشت، سه بار آن را با کناره‌ی چادرش تمیز کند؛ زیرا او نمی‌داند، پس از او چه چیزی بر لحافش خزیده و هرگاه دراز کشید، چنین بگوید: «بِاسْمِكَ رَبِّي وَضَعْتُ جَنْبِي وَبِكَ أَرْفَعُهُ، فَإنْ أَمْسَكْتَ نَفْسِي فَارْحَمْهَا وَإنْ أَرْسَلتَهَا فَاحْفَظْهَا بِمَا تَحفَظُ بِهِ عِبَادَكَ الصَّالِحيِنَ»[۳۳].

«پروردگارا من با نام تو پهلویم را به زمین می‌گذارم و با نام و قدرت تو بلند می‌شوم، اگر نفسم را نگه داشتی (قبض روحم کردی)، پس بر آن رحم کن و اگر رهایش کردی، آن را همان گونه که بندگان نیکوکارت را حفاظت می‌کنی، حفاظت فرما».

و هرگاه کسی از شما از خواب بیدار شد، بگوید: «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذيِ عَافَانيِ فيِ جَسَدِي ورَدّ عَلَيَّ روُحيِ وأَذِنَ ليِ بِذِكْرِهِ»[۳۴].

«سپاس خدایی که مرا عافیت جسمانی بخشید و روحم را به من بازگرداند و به من اجازه داد تا او را یاد کنم».

۳۰- رسول الله صبه علی و فاطمه لفرمودند: «آیا شما را به چیزی کارآمد‌تر از یک خدمتگذار، راهنمایی نکنم؟ (گفتند آری، فرمود:) هرگاه به رختخواب رفتید ۳۳ بار «سبحان الله» و ۳۳ بار «الحمد لله» و ۳۴ بار «الله اكبر» بگویید».

علی سفرمود: از آن پس هیچگاه آن را ترک نکرده‌ام، پرسیدند: حتی شب جنگ صفین؟ فرمودند: و نه شب صفین.[۳۵].

۳۱- هنگامی که رسول الله صمی‌خوابیدند، دست راست خویش را زیر رخسارشان قرار می‌دادند و سه بار می‌فرمودند: «اللَّهُمَّ قِنيِ عَذَابَكَ يَومَ تَبْعَثُ عِبَادَك»[۳۶].

«پروردگارا! آنگاه که بندگانت را برمی‌انگیزی، مرا از عذاب خود نجات ده».

۳۲- هنگامی که رسول الله صبه رختخواب، می‌رفتند، می‌فرمودند: «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِيْ أَطْعَمَناَ وَسَقَانَا وَكَفَانَا وآوَانَا، فَكَمْ ممَّن لاَ كَافِيَ لَهُ ولاَ مُؤوِيَ»[۳۷].

«سپاس خدایی که به ما آب و غذا عنایت کرد و ما را سامان بخشید و پناهمان داد، بسا انسان‌هایی هستند که سامان و پناه دهنده‌ای ندارند».

۳۳- رسول الله صبه مردی توصیه فرمودند که چون به رختخواب می‌رود، چنین دعا کند: «اللَّهُمَّ أَنْتَ خَلَقْتَ نَفْسيِ وأَنْتَ تَتَوفَاَّهَا، لَكَ مَماَتُها وَحَيَاتُها، إِنْ أَحيَيْتَها فَاحْفَظْهَا وَإِنْ أمَتَّهَا فَاغْفِرْلَهَا، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ العَافِيَةَ»[۳۸].

«پروردگارا! تو نفس مرا آفریدی و تو آن را باز می‌ستانی، مرگ و زندگی اش با توست، اگر آن را زنده گذاشتی، پس حفاظتش فرما و اگر او را میراندی، بیامرزش، خدایا! من از تو خواستار عافیتم».

۳۴- هنگامی که رسول الله صبه رختخواب می‌رفتند، چنین دعا می‌فرمودند: «اللَّهُمَّ رَبَّ السَّمَواتِ وَرَبَّ الاَرْضِ وَرَبَّ الْعَرْشِ العَظِيمِ، رَبنَّاَ وَرَبَّ كُلِّ شَيءٍ، فَالِقِ الحَبِّ وَالنَّوَي وَمُنْزِلِ التَورَاةِ وَالإِنْجِيلِ وَالْفُرقَانِ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ كُلِّ ذِي شَرٍ أَنْتَ آخِذّ بِنَا صِيَتِهِ، اللَّهُمَّ أَنْتَ الأَوَّلُ فَلَيْسَ قَبْلَكَ شَيٌ وَأَنْتَ الآخِرُ فَلَيْسَ بَعْدَكَ شَيءٌ وأَنْتَ الظَّاهِرُ فَلَيَسَ فَوَقكَ شَيءٌ وأَنْتَ البَاطِنُ فَليَسَ دُونَكَ شَيءٌ، اِقْضِ عَنَّا الدَّينَ وأغْنِنَا مِنَ الفَقْرِ»[۴۰].

«خدایا! ای پروردگار آسمان‌ها و زمین، و ای پروردگار عرش عظیم، ای پروردگار ما و پروردگار همه چیز، شکافنده‌ی دانه و هسته و فرو فرستنده‌ی تورات و انجیل و قرآن! از شر هر شروری که پیشانیش به دست توست، به تو پناه می‌برم، خدایا! تو نخستینی، پیش از تو چیزی نیست، تو واپسینی، پس از تو چیزی نیست، تو آشکاری، فراتر از تو چیزی نیست و تو پنهانی فروتر از تو چیزی نیست، وام‌های ما را بپرداز و ما را از فقر دور بگردان».

۳۵- رسول الله صفرمودند: «هرگاه خواستی بخوابی، همانند وضوی نماز، وضو بگیر، سپس بر پهلوی راست خویش دراز بکش و چنین بگو: «اللَّهُمَّ أَسْلَمْتُ نَفْسيِ إِليكَ وَوَجَّهْتُ وَجْهيِ إِليكَ وَفَوَّضْتُ أَمْرِي إِليَكَ وَأَلْجَأتُ ظَهْرِي إِليَكَ، رَغْبَةً وَرَهْبَةً إِليَكَ، لاَ مَلْجَأ وَلاَ مَنْجأَ مِنْكَ إِلاّ إِليكَ، آمَنْتُ بِكِتَابِكَ الَّذِي أَنْزَلْتَ وَبِنَبيِّكَ الَّذِي أَرْسَلْتَ» «اگر در آن شب بميري، بر فطرت خواهي مرد، و اين دعا را آخرين سخن خود بگردان»[۴۱].

«پروردگارا! جانم را به تو واگذاشتم، و رُخم را به سوی تو گردانیدم، کارم را به تو سپردم، با بیم و امید، به تو روی آوردم، پناهگاه و جای امنی از عذاب تو، جز آستان تو نیست، به کتابی که نازل فرمودی و به پیامبری که فرستادی، ایمان آوردم».

هنگام بیدار شدن در پاسی از شب

۳۶- رسول الله صفرمودند: هر کس شب از خواب بیدار شود، بگوید: «لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ، اَلْحَمْدُ لِلَّهِ وسُبْحَانَ اللَّهِ وَلاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ واللَّهُ أَكْبَرُ وَلاَ حَولَ وَلاَ قُوَةَ إِلاَّ بِاللَّهِ العَليِ الْعَظيِم» «غیر از خدای یگانه معبودی (شایسته‌ی پرستش) نیست، شریکی ندارد، پادشاهی از آن او و ستایش سزاوار اوست، او بر هر کاری تواناست، ستایش‌ها سزاوار اوست، الله چه پاک است، غیر از الله معبودی نیست، الله از همه بزرگتر و برتر است، هیچ کس جز با توفیق خدای بزرگ و برتر، توان و قدرتی ندارد».

اگر پس از آن بگوید: «اللَّهُمَّ اغْفِرْليِ» و یا دعای دیگری کند، اجابت خواهد شد و اگر وضو بگیرد و نماز بخواند، نمازش پذیرفته می‌شود»[۴۲].

۳۷- رسول الله صفرمودند: هرکس پاکیزه به رختخواب برود، و تا هنگامی که خواب به سراغش بیاید، ذکر کند، هر لحظه از شب که بیدار شود و چیزی، دنیوی و یا اخروی از خداوند بخواهد، به او خواهد داد»[۴۲].

۳۸- رسول الله صفرمودند: «هرگاه کسی از خواب بیدار شد، بگوید: «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي رَدَّ عَلَيَّ رُوحِي وَعَافَانِي فِي جَسَدِي وأَذِنَ لِي بِذِكره»[۴۵].

«سپاس خدایی که روحم را به من باز گرداند و به من عافیت جسمانی بخشید و مرا اجازه داد تا او را یاد کنم».

۳۹- رسول الله صبه اصحاب می‌آموخت که هنگام پریشانی بگویند: [۲]«أَعُوذُ بِكَلماَتِ اللَّهِ التَّامَةِ مِنْ غَضَبِهِ وَشَرِّ عِبَادِهِ وَمِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ وأَنْ يَحْضُروُنَ»[ ۴۸].

«پناه می‌برم به کلمات کامل الهی، از خشم خداوند و شر بندگانش و از وسوسه‌های شیاطین و از این که سراغ من بیایند».

[۲] در روایت ترمذی این گونه آمده: «إذا فزع أحدکم فی النوم فلیقل: أعوذ...».

هنگام خواب دیدن

۴۰- ابو سلمه بن عبدالرحمن می‌گوید: از ابوقتاده بن ربعی شنیدم که می‌گفت: از رسول الله ص شنیدم که فرمودند: «خواب خوش از جانب خداوند و خواب بد از جانب شیطان است، هرگاه کسی از شما خواب بدی دید و بیدار شد، سه بار سمت چپ خود تف کند، و از شر آن به خدا پناه بجوید، ان شاءالله به او هیچ زیانی نمی‌رساند».

ابو سلمه می‌گوید: قبلاً، گاه خواب‌هایی می‌دیدم که از کوه برایم سنگین‌تر می‌نمود، اما از هنگامی که این حدیث را شنیده‌ام، به آن هیچ اعتنایی نمی‌کنم. در روایتی دیگر آمده: گاه خواب می‌دیدم و بسیار به فکر فرو می‌رفتم، تا این که از ابوقتاده شنیدم که می‌گفت: من نیز خواب می‌دیدم و چنان به فکر فرو می‌رفتم که بیمار می‌شدم تا این که از رسول الله صشنیدم که فرمودند: «خواب خوش از جانب خداست، هرگاه کسی از شما خواب خوشی دید، آن را فقط با دوستانش تعریف کند، و اگر خواب بدی دید، با هیچ کس تعریف نکند و سه بار سمت چپ خود را تف کند، و از شیطان و خواب بدی که دیده به خدا پناه ببرد، به او هیچ زیانی نخواهد رسید»[۴۹].

۴۱- رسول الله صفرمودند: «هرگاه خواب بدی دیدید، سمت چپ خود سه بار تف کنید و سه بار از شیطان به خدا پناه ببرید و از پهلویی که خوابیده‌اید به پهلوی دیگر بغلطید»[۵۰].

فضیلت عبادت شبانه

خداوند متعال می‌فرمایند: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ١ قُمِ ٱلَّيۡلَ إِلَّا قَلِيلٗا٢ نِّصۡفَهُۥٓ أَوِ ٱنقُصۡ مِنۡهُ قَلِيلًا٣ أَوۡ زِدۡ عَلَيۡهِ وَرَتِّلِ ٱلۡقُرۡءَانَ تَرۡتِيلًا٤ إِنَّا سَنُلۡقِي عَلَيۡكَ قَوۡلٗا ثَقِيلًا٥[المزمل: ۱-۵].

«ای جامه به خود پیچیده، شب خیز(برای نماز) مگر اندکی(از شب)، نیمی از شب یا اندکی از آن بکاه و قرآن را (با دقت و تأمل) بخوان؛ ما بزودی بر تو سخنی گران مایه نازل می‌کنیم».

و نیز می‌فرماید: ﴿وَمِنَ ٱلَّيۡلِ فَتَهَجَّدۡ بِهِۦ نَافِلَةٗ لَّكَ عَسَىٰٓ أَن يَبۡعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامٗا مَّحۡمُودٗا٧٩[الإسراء: ۷۹].

«و پاسی از شب را برخیز و نماز گزار، این یک وظیفه‌ی اضافی است برای تو، امید است که پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش بر انگیزد».

و می‌فرماید: ﴿وَمِنَ ٱلَّيۡلِ فَٱسۡجُدۡ لَهُۥ وَسَبِّحۡهُ لَيۡلٗا طَوِيلًا٢٦[الإنسان: ۲۶].

«شبانگاه، برای او سجده کن و مقداری طولانی از شب او را تسبیح گوی».

۴۲- رسول الله صفرمودند: «پروردگارمان هر شب، در ثلث آخر شب به آسمان دنیا فرود می‌آید و می‌گوید: «کیست که مرا فرا خواند، تا او را اجابت کنم، کیست که از من چیزی بخواهد، تا به او بدهم، کیست که از من بخشش طلب کند تا او را ببخشم»[۵۲].

۴۳- رسول الله صفرمودند: «در دل شب، از هر وقت دیگری، پروردگار به بنده نزدیک‌تر است، پس بکوش که در آن لحظات جزو کسانی باشی که خداوند را یاد می‌کنند»[۵۳].

۴۴- رسول الله صفرمودند: «در شب لحظه‌ای هست که هر مسلمانی در آن لحظه مصلحتی دنیوی یا اخروی را از خداوند بخواهد، به او خواهد داد، آن لحظه در همه‌ی شب‌ها وجود دارد»[۵۴].

۴۵- رسول الله صفرمودند: «هر کس هنگام خارج شدن از منزل بگوید: «بِسمِ اللَّهِ، تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ، لاَ حَولَ وَلاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ تَعَالى».

«بنام الله، بر الله توکل نمودم، جز با توفیق خدای متعال کسی توان و نیرویی ندارد».

به او گفته می‌شود: کفایت شدی، حفاظت شدی، هدایت شدی و شیطان از او کناره می‌گیرد و به شیطان‌های دیگر می‌گوید: با مردی که هدایت، کفایت و هدایت شده است، چه می‌توانی بکنی»[۵۵].

۴۶- ام سلمه می‌گوید: «هرگاه رسول الله صاز منزل بیرون می‌رفتند، حتماً نگاهش را به آسمان می‌دوختند و چنین دعا می‌فرمودند: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَضِلَّ أَو أُضَلَّ أَو أَزِلَّ أَو أُزَلَّ، أو أظْلِمَ أو أُظْلَمَ أو أَجْهَلَ أو يُجْهَل عَلَيَّ»[۵۹].

«پروردگارا! به تو پناه می‌برم از این که خود گواه شوم و یا به گمراهی کشیده شوم، و از این که خود بلغزم، و یا کسی مرا بلغزاند و از این که برکسی ستم روا دارم و یا بر من ستم شود، و از این که با کسی جاهلانه بر خود کنم و یا کسی با من جاهلانه برخورد کند».

هنگام ورود به منزل

۴۷- رسول الله صفرمودند: «هرگاه شخصی هنگام ورود به منزلش، و هنگام غذا خوردن، خدا را یاد کند، شیطان (به همراهانش) می‌گوید: این جا برایتان جایی برای شب گذراندن و شامی در کار، نیست، و اگر هنگام ورود به منزل خدا را یاد نکند شیطان می‌گوید: جایی برای شب گذراندن یافتید و اگر هنگام غذا خدا را یاد نکند، شیطان می‌گوید: جایی برای بیتوته و شام، یافتید»[۶۰].

۴۸- رسول الله صفرمودند: «هرگاه شخصی وارد منزلش، شد، بگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ خَيرَ المَوْلِجِ وخَيرَ المَخرَجِ، بِسمِ اللَّهِ وَلَجْناَ وَبِسمِ اللَّهِ خَرَجْنَا وَعَلَى اللَّهِ رَبِنّاَ تَوَكَّلْناَ» سپس به اهل خانه سلام کند»[۶۱].

«خدایا! ورود و خروجم را میمون و نکو بگردان، با نام خدا وارد شدم و با نام خدا خارج گشتم و بر الله، پروردگارمان توکل کردم».

۴۹- رسول الله صفرمودند: «فرزندم! هرگاه بر خانواده‌ات وارد گشتی، سلام کن؛ زیرا سلام برکتی است برای تو و اهل خانه‌ات»[۶۲].

دعای ورود و خروج مسجد

۵۰- هرگاه رسول الله صوارد مسجد می‌شدند، می‌فرمودند: «بِسمِ اللَّهِ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ» هرگاه خارج می‌شدند، می‌فرمودند: «بِسمِ اللَّهِ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ»[۶۳].

«به نام خدا، پروردگارا! بر محمد رحمت فرست»

۵۱- رسول الله صفرمودند: «هرگاه کسی وارد مسجد می‌گردد، بر رسول الله صدرود بفرستد و بگوید: «اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أَبْوابَ رَحْمَتِكَ» «پروردگارا! درهای رحمتت را بر من بگشا» و هرگاه خارج شد، بگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسَألُكَ مِنْ فَضْلِكَ»، «پروردگارا! من خواستار فضل توام».

و در روایت مسلم افزون بر آن آمده که هنگام خروج نیز درود بفرستد»[۶۴].

۵۲- هرگاه رسول الله صوارد مسجد می‌شدند، چنین دعا می‌فرمودند:

«أَعُوذُ بِاللَّهِ اِلْعَظِيمِ، وَبِوَجْهِهِ الكَرِيْمِ وَبِسُلطَانِهِ القَدِيمِ مِنَ الشَّيطَانِ الرَّجِيمِ».

«پناه می‌برم به خدای بزرگ و ذات گرامی و قدرت لایزالش، از شیطان رانده شده».

و می‌فرمودند: «هرگاه کسی چنین بگوید شیطان می‌گوید: «تمام روز از من حفاظت شد»[۶۵].

۵۳- رسول الله صفرمودند: «اگر مردم می‌دانستند که در اذان وصف اول چه ثوابی نهفته است، اگر برای رسیدن به آن، راهی جز قرعه کشی، نمی‌یافتند، حتماً قرعه کشی می‌کردند»[۶۶].

۵۴- رسول الله صفرمودند: «هنگامی که اذان گفته می‌شود، شیطان برای این که صدای اذان را نشنود، در حالی که تیز می‌دهد، فرار می‌کند و چون اذان تمام می‌شود، باز می‌گردد و هنگامی که اقامه می‌شود، فرار می‌کند و پس از اتمام اقامه باز می‌گردد، و وساوس و خاطره‌هایی را در ذهن نمازگزار تداعی می‌کند و می‌گوید: فلان و فلان چیز را به خاطر بیاور، حتی چیزهایی که قبلاً به خاطر نمی‌آورد، تا این سرانجام نمازگزار نمی‌داند که چند رکعت خوانده است»[۶۷].

۵۵- رسول الله صفرمودند: «هر جن و انسانی که صدای مؤذن به او برسد، روز قیامت برای مؤذن شهادت خواهد داد»[۶۸].

۵۶- رسول الله صفرمودند: «هرگاه اذان را شنیدید، آنچه مؤذن می‌گوید، شما نیز تکرار کنید»[۶۹].

۵۷- رسول الله صفرمودند: «هرگاه اذان را شنیدید، آنچه می‌گوید، شما نیز تکرار کنید، سپس بر من درود بفرستید؛ زیرا هر کس یک بار بر من درود بفرستد خداوند ده بار بر او رحمت می‌فرستد، سپس از خداوند برای من «وسیله» را طلب کنید، وسیله منزلتی است در بهشت که فقط به یکی از بندگان خداوند، عنایت می‌شود، و امیدوارم که آن یک نفر من باشم، پس هر کسی برای من وسیله را طلب کند، شفاعت من شامل حال او خواهد شد»[۷۰].

۵۸- رسول الله صفرمودند: «اگر هنگامی که مؤذن می‌گوید: «الله أكبر الله أكبر»، کسی بگوید: «الله أكبر الله أكبر» و هنگامی که مؤذن می‌گوید: «أَشهدُ أَنَّ لا إِله إلا الله»، بگوید: «أَشهدُ أَنَّ لا إِله إلا الله» و هنگامی که می‌گوید: «أَشهدُ أَنَّ محمداً رسول الله»، بگوید: «أَشهدُ أَنَّ محمداً رسول الله»، و هنگامی که می‌گوید: «حَيَّ عَلي الصلاة»، بگوید: «لاَ حَولَ ولاَ قُوَّةَ إِلاّ بِاللَّهِ» و هنگامی که می‌گوید: «حَيَّ عَلي الفلاح»، بگوید: «لاَ حَولَ ولاَ قُوَّةَ إِلاّ بِاللَّهِ» و هنگامی که می‌گوید: «الله أكبر الله أكبر»، بگوید: «الله أكبر الله أكبر» و هنگامی که می‌گوید: «لا إله إلا الله»، از ته دل بگوید: «لا إله إلا الله»، وارد بهشت خواهد شد»[۷۱].

۵۹- رسول الله صفرمودند: هر کس پس از اذان چنین دعا کند: «اللّهُمَّ رَبِّ هَذِهِ الدَّعْوَةِ اِلتَّامَةِ والصَّلاَةِ القَائِمَةِ، آتِ مُحَمداً الوَسِيلَةَ والفَضِيلَةَ وَابعَثْهُ مَقَامَاً مَحمُوداً الَّذي وَعَدتَهُ» روز قیامت شفاعت من شامل حال او خواهد شد»[۷۲].

«پروردگارا! ای صاحب فراخوان کامل و نماز برگزار شونده، به محمد ص«وسیله» و فضیلت عنایت کن، و او را به مقام محمودی که وعده‌اش داده‌ای، نایل بگردان».

۶۰- عبدالله بن عمر بمی‌گوید، مردی گفت: یا رسول الله! مؤذنان از ما برترند! رسول الله صفرموند: «هر چه مؤذنان می‌گویند، تکرار کن، و در پایان از خدا هر چه می‌خواهی، بخواه، به تو عنایت خواهد شد»[۷۳].

۶۱- رسول الله صفرمودند: «میان اذان و اقامه دعا رد نمی‌شود» گفتند: یا رسول الله! آنگاه چه دعایی بکنیم؟ فرمودند: «عافیت دنیا و آخرت را از خداوند، بخواهید»[۷۴].

۶۲- سهل بن سعد سمی‌گوید: رسول الله صفرمودند: «دو دعا رد نمی‌شود -یا به ندرت رد می‌شود- دعا، هنگام اذان و هنگام جنگ که دو طرف (مسلمان و کافر) با هم در می‌آویزند»[۷۵].

آغازین دعاهای نماز

۶۳- رسول الله صدر آغاز نماز قبل از قرائت لحظه‌ای سکوت می‌فرمودند، ابوهریره سپرسید: یا رسول الله! پدر و مادرم فدایت! میان تکبیر (تحریمه) و قراءت، چه می‌گویید؟ فرمودند: «اللّهُمَّ بَاعِدْبَينِي وبَينَ خَطَايَايَ كَما بَاعَدْتَّ بَينَ المشْرِقِ والْمَغْرِبِ، اللّهُمَّ نَقِّنِي مِنْ خَطَايَايَ كَما يُنَقَّي الثَّوبُ الأَبْيَضُ مِنَ الْدَّنَسِ، اللّهُمَّ اغْسِلنيِ مِنْ خَطَايَايَ بِالثَّلْجِ والمَاءِ والبَرَدِ»[۷۸].

«پروردگارا! میان من و خطاهایم به اندازه مشرق تا مغرب فاصله بیانداز، پروردگارا! همان گونه که لباس سفید از چرک، پاک (و شفاف) می‌شود، مرا نیز از خطاهایم پاک بگردان، پروردگارا! خطایم را از من، با برف و آب و تگرگ، بشوی»[۷۸].

۶۴- جبیر بن مطعم سمی‌گوید: رسول الله صرا در حال نماز دیدم که (در آغاز آن) تا سه بار فرمود: «الله أكبر كبيراً والحمدلله كثيراً وسبحان الله بكرة وأصيلا» و سپس فرمودند: «أَعوذ بالله من الشيطان الرجيم من نفخه ونفثه وهمزه»[۷۹].

«به خدا پناه می‌برم از شیطان رانده شده و از تکبر و شعر و وسوسه‌ی او».

۶۵- عائشه و ابوسعید روایت کرده‌اند که: رسول الله صدر آغاز نماز می‌فرمودند: «سُبْحَانَكَ اللّهُمَّ وبِحَمْدِكَ وتَبَارَكَ اسْمُكَ وتَعالَى جَدُكَ ولاَ إِلهَ غَيرُكَ»[۸۰].

«خدایا! تو پاکی، تو را می‌ستایم، نام تو مبارک و شکوهت بلند است و غیر از تو معبودی نیست».

۶۶- عبدالله بن عمر بمی‌گوید: رسول الله صتکبیر گفتند و سپس نمازشان را با دعای فوق آغاز فرمودند»[۸۱].

۶۷- هنگامی که رسول الله صبه نماز می‌ایستادند، می‌فرمودند: «وَجَّهتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمواتِ والأَرْضَ حَنِيفَاً ومَا أَنَا مِنَ المُشْرِكيِنَ، إِنَّ صَلاَتيِ وَنُسُكِي ومَحْيَايَ ومَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ العَالَمِينَ، لاَ شَرِيكَ لَهُ وبِذَلِكَ أُمِرْتُ وأَنَا مِنَ المُسلِمينَ، اللّهُمَّ أَنْتَ المَلِكُ، لاَ إِلهَ إِلاّ أَنْتَ، أنْتَ رَبِّي وأَنَا عَبْدُكَ، ظَلَمْتُ نَفْسيِ واعْتََرَفْتُ بِذَنْبيِ، فَاغْفِرْليِ ذُنُوبيِ جَمِيعَاً، إِنَّهُ لاَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاّ أَنْتَ واهْدِنيِ لأَحْسَنِ الأَخْلاَقِ، لاَ يَهدِي لأِحْسَنِهاَ إلاّ أَنْتَ واصْرِفْ عَنْي سَيِّئَها، لاَ يَصْرِفُ عَنّي سَيِّئهَا إلاّ أَنْتَ، لَبّيَكَ وسَعْديكَ والخَيرُ كُلُهُ فِي يَدَيكَ والشَّرُ لَيسَ إِليكَ، أَنَا بِكَ وإِليكَ، تَبَارَكْتَ وتَعالَيتَ، أَستَغْفِرُكَ وأَتُوبُ إِليكَ»[۸۲].

«من با دوری از شرک، به سوی خدایی رو کردم که آسمان‌ها و زمین را آفرید، و من از مشرکان نیستم، نماز و عبادت و زندگی و مرگم برای خدا، پروردگار جهانیان است، او همتایی ندارد، من به این مأمور شده‌ام و من مسلمانم، خدایا! پادشاه تویی، غیر از تو معبودی نیست، تو پروردگار منی و من بنده‌ی تو، من بر خود ستم کردم و به گناهم معترفم؛ پس گناهانم را یکدست بیامرز؛ حتم دارم که غیر از تو آمرزگاری که گناهانم را بیامرزد، نیست، مرا به زیباترین اخلاق ره نما که کسی غیر از تو به آن ره ننماید، و اخلاق بد را از من دور کن که غیر ازتو آن را دور نمی‌کند، با تمام وجود مطیع فرمان توام، تو پاک و منزه و بزرگ و برتر هستی، از تو آمرزش می‌طلبم و به سویت توبه می‌کنم».

۶۸- رسول الله صنماز شب خویش را با این دعا آغاز می‌فرمودند:

«اللّهُمَّ رَبّ جِبريلَ ومِيكَايِلَ وإِسرَافِيلَ، فَاطِرَ السَّمَواتِ والأَرْضِ، عَالِمَ الغَيبِ والشَّهَادَةِ، أَنْتَ تَحْكُمُ بَينَ عِبَادِكَ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ، اهْدِنيِ لِمَا اخْتُلِفَ فِيهِ مِنَ الحَقِّ بِإِذْنِكَ، إِنّكَ تَهدِي مَنْ تَشَاءْ إِلى صِراطٍ مُستَقِيمٍ»[۸۳].

«خدایا! ای پروردگار جبرئیل و میکائیل و اسرافیل، آفریننده‌ی آسمان‌ها و زمین، با خبر از آشکار و نهان، بندگانت که اختلاف کنند، تو میانشان، داوری می‌کنی، به حکم خود در مسایل اختلافی مرا به حقیقت ره نما، تو هر که را بخواهی به راه راست هدایت می‌کنی».

۶۹- هنگامی که رسول الله صدر پاسی از شب به نماز می‌ایستاد، نماز را چنین آغاز می‌کرد: «اللّهُمَّ لَكَ الحَمْدُ، أَنْتَ نُورُ السَّمَواتِ والأَرْضِ ومَنْ فِيهِنَّ ولَكَ الحَمْدُ، أنتَ قَيِّم السَّمواتِ والأَرْضِ ومَنْ فِيهِنَّ ولَكَ الحَمْدُ، أَنْتَ رَبُّ السَمواتِ والأَرْضِ ومَنْ فَيهَنَّ [ولَكَ الحَمْدُ] أَنْتَ الْحَقُّ ووَعْدُكَ الْحَقُّ وقَولُكَ الْحَقُّ ولِقاَؤكَ حَقٌّ والجَنَّةُ حَقٌّ والنَّارُ حَقٌّ والنَبيُّونَ حَقٌّ ومُحَمَّدٌ حَقٌّ والسّاعَةُ حَقٌّ، اللّهُمّ لَكَ أَسْلَمْتُ وبِكَ آمنَتُ وعَليكَ تَوكَّلْتُ وإِليكَ أَنَبْتُ وبِكَ خَاصَمْتُ وإِليكَ حَاكَمْتُ، فَاغْفِرلِي مَا قَدَّمْتُ ومَا أخَّرْتُ ومَا أَسْرَرْتُ ومَا أَعْلَنْتُ، أَنْتَ إِلهِي، لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ»[۸۴].

«خدایا! ستایش از آن توست، تو نور آسمان‌ها و زمین و هر چه میان آنهاست، هستی، ستایش از آن توست، تو پروردگار آسمان‌ها و زمین و هر چه میان آنهاست، هستی، [و ستایش از آن توست] تو حقی و وعده‌ات حق و گفتارت حق و دیدارت حق و بهشت حق و دوزخ حق و پیامبران حق و محمد حق و قیامت حق است، خدایا! تسلیم تو‌ام و به تو ایمان دارم و بر تو توکل نموده‌ام و به سوی تو رجوع کرده‌ام و با توفیق تو مبارزه می‌کنم و از تو داد می‌خواهم پس گناهان گذشته‌ی دور و نزدیکم را، و گناهان آشکار و نهانم را، بیامرز، تو معبود منی، غیر از تو معبودی نیست».

دعاهای رکوع و سجده

۷۰- حذیفه سمی‌گوید: از رسول الله صشنیدم که هنگام رکوع تا سه بار می‌فرمودند: «سُبْحَانَ رَبِّيَ العَظِيم»، «پاک است پروردگار بزرگ و با عظمتم» و هنگام سجده سه بار می‌فرمودند: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الأَعْلى»، «پاک است پروردگار بلند مرتبه و والایم»[۸۵].

۷۱- در حدیث علی سدرباره نماز رسول الله ص، آمده که: هرگاه به رکوع می‌رفتند، می‌گفتند: «اللّهُمّ لَكَ رَكَعْتُ وبِكَ آمَنْتُ ولَكَ أسْلَمْتُ خَشَعَ لَكَ سَمْعِي وبَصَرِي ومُخِّي وعَظْمِي وعَصَبِي»، «پروردگارا! برای تو رکوع کردم و به تو ایمان آوردم و تسلیم تو شدم، چشم و گوش و مغز و استخوان و عصب من همه، برای تو خاشع و فروتن هستند».

و هنگامی که از رکوع بلند می‌شد، می‌فرمود: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ، رَبنَّاَ ولَكَ الْحَمْدُ مِلءَ السَّمواتِ ومِلءَ الأَرْضِ ومِلءَ مَا بَينَهُما ومِلءَ مَا شِئْتَ مِن شَيْءٍ بَعدُ».

«خداوند [دعای] ستایندگانش را بپذیرد، پروردگار ما ستایش شایسته‌ی توست، به اندازه پری آسمان‌ها و زمین و میان آن دو، و به اندازه‌ی پری هر چیز دیگری که تو بخواهی».

و هنگامی که به سجده می‌رفتند، می‌فرمودند: «اللُهُمّ لَكَ سَجَدتُّ وبِكَ آمَنْتُ ولَكَ أَسْلَمْتُ، سَجَدَ وَجْهِي لِلَّذِي خَلَقَهُ وصَوَّرَهُ وشَقَّ سَمْعُهُ وبَصَرَهُ، تَبَارَكَ اللهُ أَحْسَنُ الخَالِقيِنَ»[۸۶].

«پروردگارا! برای تو سجده کردم و به تو ایمان آوردم و تسلیم تو گشتم، چهره‌ام سجده کرد برای آن که آفریدش و آن را به تصویر کشید و گوش و چشمش را شکافت، چه مبارک است خداوند، بهترین آفریدگار».

۷۲- عائشه لمی‌گوید: رسول الله صدر رکوع و سجده بسیار می‌گفتند: «سُبْحَانَكَ اللَّهُمّ رَبنَّا وبِحَمدِكَ، اللّهُمّ اغْفِرلِي»، «خدایا تو پاکی، تو را می‌ستایم پروردگارا! ما را بیامرز» و به این گونه این حکم قرآن را تعمیل می‌فرمودند: ﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَٱسۡتَغۡفِرۡهُۚ إِنَّهُۥ كَانَ تَوَّابَۢا٣[النصر: ۳].[۸۷].

۷۳- رسول الله صهنگام رکوع و سجود می‌فرمودند: «سُبوُّحٌ قُدّوسٌ، رَبُّ المَلائِكَةِ والرُوحِ»[۸۸].

«او بسیار پاک و منزه است، و اوست، پروردگار فرشتگان و روح».

۷۴- رسول الله صفرمودند: «من از این که در رکوع و سجده قرآن بخوانم، نهی شده‌ام، در رکوع عظمت پرورگار را بیان کنید و در سجده تا می‌توانید، دعا کنید، شایسته است که دعایتان پذیرفته شود»[۸۹].

۷۵- عوف بن مالک سمی‌گویند: «شبی با رسول الله صبه نماز ایستادم، ایشان سوره‌ی بقره را تلاوت فرمودند، هرگاه به آیه‌ی رحمتی می‌رسیدند، توقف می‌فرمودند و از خداوند رحمت می‌طلبیدند و هرگاه به آیه‌ی عذابی می‌رسیدند، توقف می‌فرمودند، و از عذاب، به خداوند پناه می‌بردند، سپس به رکوع می‌رفتند و به اندازه‌ی قیام در حالت رکوع می‌ماندند و چنین می‌گفتند: «سُبْحَانَ ذِي الجَبَرُوتِ والمَلَكُوتِ والْكِبْرِيَاء والْعَظَمَةِ»، «پاک است خدا که صاحب قدرت، ملکوت و بزرگی و عظمت است»، سپس در سجده نیز چنین می‌فرمودند»[۹۰].

۷۶- هنگامی که رسول الله صاز رکوع بلند، می‌شدند، می‌گفتند: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» و سپس در حال قیام می‌فرمودند: «رَبَّناَ وَ لَكَ الْحَمْدُ» ودر روایتی: «رَبَّناَ لَكَ الْحَمْدُ»[۹۱].

۷۷- رسول الله ص، هنگامی که از رکوع بلند می‌شدند، می‌فرمودند: «اللّهُمَّ رَبّناَ ولَكَ الْحَمْدُ، مِلءَ السَّمواتِ ومِلءَ الأَرْضِ ومِلءَ ما بَينَهما ومِلءَ ما شِئتَ مِن شَيءٍ بَعدُ، أَهْلَ الثَّنَاءِ والمَجْدِ، أَحَقُّ مَا قَال العَبْدُ وكُلُّنَا لَكَ عَبْدٌ، اللّهُمّ لاَ مَانِعَ لِمَا أَعْطَيتَ ولا مُعْطِيَ لِمَا مَنَعْتَ وَلا يَنْفَعُ ذَاالْجَدِّ مِنكَ الْجَدُّ»[۹۲].

«خدایا! ای پروردگار ما! ستایش از آن توست، ستایشی به پری آسمان‌ها و زمین و فاصله‌ی میان آن دو و به پری هر چیز دیگری که تو بخواهی، ای سزاوار ستایش و شکوه، تو سزاوار و مصداق ستایش بندگانی و ما همه بنده‌ی تو ایم، هر چه تو عنایت کنی، کسی مانع آن نیست و هر چه را تو از کسی باز داری، عطا کننده‌ای، ندارد، و ثروت هیچ سرمایه داری، او را از تو نمی‌رهاند».

۷۸- رفاعه بن رافع می‌گوید: روزی پشت سر رسول الله صنماز می‌خواندیم، ایشان هنگامی که از رکوع بلند شدند، فرمودند: «سَمِعَ اللهُ لِمَن حَمِدَه» مردی از پشت سر می‌افزود: «رَبنَّا ولَكَ الْحَمْدُ حَمْدَاً كَثيِرَاً طَيِّبَاً مُباَرَكَاً فِيهِ» «پروردگارا! ستایش از آن توست، ستایشی بسیار، پاکیزه و مبارک» هنگامی که رسول الله صاز نماز فارغ شدند، فرمودند: گوینده کی بود؟ آن مرد گفت: من، فرمودند: سی و اندی فرشته را دیدم که هر کدامشان، می‌شتافتند که پیش از دیگران،آن را ثبت کنند»[۹۳].

۷۹- رسول الله صفرمودند: «نزدیک‌ترین حالت بنده به پروردگارش، هنگام سجده است، پس در سجده بسیار دعا کنید»[۹۴].

۸۰- رسول الله صدرسجده می‌فرمودند: «اللّهُمَّ اغْفِرْلِي ذَنبِي كُلَّهُ، دِقَّهُ وجُلَّه وأَوَّلَهُ وآخِرَه وعَلانِيَتَه وسِرَّهُ»[۹۵].

«پروردگارا! همه‌ی گناهان ریز و درشت، اولین و آخرین و آشکار و نهانم را، بیامرز».

۸۱- عایشه لمی‌گوید: شبی رسول الله صرا در رختخواب نیافتم، در تاریکی شب اطرافم را پاییدم، دستم به پای ایشان که در سجده بودند، اصابت کرد، ایشان در سجده می‌فرمودند: «اللّهُمَّ إنِّي أَعُوذُ بِرِضَاكَ مِنْ سَخَطِكَ و ِبمُعَافَاتكَ مِنْ عُقوُبَتِكَ وأَعُوذُ بِكَ مِنْكَ لا أُحْصِي ثَناءً عَليكَ، أَنْتَ كَما أثْنيَتَ عَلى نَفْسِكَ»[۹۶].

«خدایا! از خشم تو به خشنودیت و از مجازات تو به عافیتت پناهنده می‌شوم، من از عهده‌ی ستایش تو بر نمی‌آیم، تو همان گونه‌ای که خویش را ستوده‌ای».

۸۲- رسول الله صمیان دو سجده می‌فرمودند: «اللّهُمّ اغْفِرْلِي وارْحَمْنِي واهْدِنيِ واجْبُرْنِي وعَافِنِي وارْزُقْنِي»[۹۷].

«پروردگارا! مرا بیامرز و بر من رحم کن و هدایتم فرما و حالتم را سامان بخش و عافیت و روزی عنایتم کن».

۸۳- رسول الله صمیان دو سجده می‌فرمودند: «اللّهُمّ اغْفِرِليِ، رَبِّ اغْفِرلِي»، «خدایا! مرا بیامرز، ای پروردگار من، مرا بیامرز»[۹۸].

۸۴- رسول الله صفرمودند: «هرگاه تشهد دوم را خواندید، از چهار چیز به خداوند پناه ببرید: عذاب جهنم، عذاب قبر، فتنه‌ی زندگی و مرگ و شر دجال»[۹۹].

۸۵- عایشه لمی‌گوید: رسول الله صدر نماز چنین دعا می‌کردند: «اللّهُمَّ إنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وأَعُوذُ بِكَ مِنْ فِتْنَةِ المَسِيحِ الدَّجَّالِ وأَعُوُذ بِكَ مِنْ فِتْنَةِ المَحْيَا والمَمَاتِ، اللّهُمَّ إنِّي أَعُوذُ َبِكَ مِنَ المَأثَمِ والمَغْرَمِ».

«پروردگارا! از عذاب قبر و فتنه‌ی مسیح، دجال و از فتنه‌ی زندگی و مرگ به تو پناه می‌برم، خدایا! من از گناه و چنان بدهکاری که از پرداختن آن عاجز بمانم به تو پناه می‌برم».

شخصی گفت: یا رسول الله! چرا این همه از «وام» پناه می‌بری؟ فرمودند: «هرگاه شخص مدیون باشد، دروغ می‌گوید و وعده می‌دهد اما خلف وعده می‌کند»[۱۰۰].

۸۶- عبدالله بن عمر بمی‌گوید: ابوبکر صدیق ساز رسول الله صتقاضا نمود که او را دعایی بیاموزد که در نماز بخواند، فرمودند: بگو: «اللّهُمّ إنِّي ظَلمْتُ نَفْسِي ظُلمَاً كَثيِراً ولاَ يْغفِرُ الذُّنُوَب إِلاّ أَنْتَ، فَاغْفِرلِي مَغْفِرِةً مِنْ عِنْدِكَ وارْحَمْنِي إِنَّكَ أنْتَ الْغَفُورُ الرّحِيم»[۱۰۱].

«پروردگارا! من بر خویشتن بسیار ستم نموده‌ام، و فقط تو گناهان را می‌آمرزی، پس مرا مورد آمرزش خود قرار ده و بر من رحم کن، همانا تو بخشاینده و مهربانی».

۸۷- رسول الله صمیان تشهد و سلام، آخر سری می‌فرمودند: «اللّهُمَّ اغْفِرليِ مَا قَدّمْتُ ومَا أخَّرْتُ ومَا أسْرَرْتُ ومَا أعْلَنْتُ ومَا أسْرَفْتُ ومَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ منِّي، أَنْتَ الْمُقَدِّمُ وأنْتَ المُؤخِّرُ، لا إِلهَ إِلا أَنْتَ»[۱۰۲].

«خدایا! گناهان گذشته‌ی دور و نزدیک، آشکار و نهان و زیاده روی مرا و آنچه خود به آن آگاه‌تری، بیامرز، تو پیش گرداننده و به پس اندازنده‌ای، غیر از تو معبودی نیست».

۸۸- رسول الله صبه مردی فرمودند: «در نماز چه می‌گویی؟» گفت: تشهد می‌خوانم و سپس می‌گویم: «اللّهُمّ إِنّي أَسْألُكَ الْجَنَّةَ وأَعُوذُ بِكَ مِنَ النَّارِ»، «پروردگارا! از تو بهشت را می‌خواهم و از جهنم به تو پناه می‌برم».

۸۹- عمار بن یاسر سروزی نمازی سبک خواند، یکی گفت: ای عمار! نمازت را مختصر کردی؟! فرمود: اشکالی ندارد؛ دعایی که از رسول الله صآموخته‌ام، در نماز خواندم، وقتی که وی از مجلس برخاست، یکی از اهل مجلس در پی او رفت، و پرسید، آن دعا چیست؟ فرمود: «اللّهُمَّ بِعِلمِكَ الْغََيبَ وقُدرَتِكَ عَلى الْخَلقِ، أَحْيني مَا عَلمْتَ الحَيَاةَ خَيرَاً لِي وتَوفَّنِي إِذَا عَلِمتَ الوَفَاةَ خَيرَاً لِي، اللّهُمَّ إِنّي أسْألُكَ خَشْيَتَكَ في الغَيبِ والشَّهَادَةِ وأسْألُكَ كَلِمَةَ الحَقّ فِي الرِضَا والغَضَبِ وأسْألُكُ الْقَصْد في الفَقْرِ والغِنى وأسْألُكَ نَعِيمَاً لا يَنفَد وأسْألُكَ قُرَّةَ عَينٍ لا تَنْقَطِعْ وأسْألُكُ الرِّضَى بَعد القَضَاء وأسْألُكَ بَردَ العَيشِ بَعد المَوتِ وأسْألُكَ لَذَّةَ النَّظَرِ إِلى وَجْهِكَ والشَّوقَ إِلى لِقَائِكَ فِي غَيرِ ضَرّاءَ مُضِرَّةٍ ولا فِتْنَةٍ مُضِلّةٍ، اللّهُمّ زَيِّنَّا بِزِينَةِ اِلإيِمانِ واجْعَلنَا هُدَاةً مُهتدَيِنَ»[۱۰۵].

«خدایا! به علم غیبی که می‌دانی و قدرتی که بر مخلوقات داری، تا هنگامی که زنده بودن مرا صلاح می‌دانی، مرا زنده بدار و هرگاه مرگ را به صلاح من دانستی، مرا بمیران، از تو می‌خواهم که بیم خود را در تنهایی و جمع نصیب من بگردانی و این که هنگام خشنودی و خشم سخن حق بگویم، و از تو می‌خواهم که در توانگری و فقر میانه رو باشم و از تو نعمتی همیشگی و شادمانی دایمی می‌خواهم، و این که به قضای تو راضی باشم، و پس از مرگ زندگانی خوشی به من عطا کن، و از تو می‌خواهم که لذت نگریستن به روی خود را نصیبم کنی و مرا مشتاق دیدارت بگردانی، بی‌آن که گرفتار مصیبتی زیانبار و یا فتنه‌ای گمراه کننده گردم، خدایا! ما را با زیور ایمان بیارا و ما را هدایتگرانی راه یافته بگردان».

۹۰- هنگامی که نماز رسول الله صتمام می‌شد، سه بار استغفار می‌نمودند و سپس می‌فرمودند: «اللّهُمَّ أنْتَ السَّلامُ ومِنْكَ السَّلامُ تَبارَكتَ يا ذَاالجَلالِ والإِكْرام»[۱۰۶].

«خدایا! سلام تویی و سلامتی از جانب توست، خجسته‌ای، ای شکوهمند گرامی».

۹۱- هنگامی که رسول الله صاز نماز فارغ می‌شدند، می‌فرمودند: «لا إِلهَ إِلاّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ المُلْكُ ولَهُ الْحَمْدُ، وهُوَ عَلى كُلِ شَيءٍ قَدِيرٌ، اللّهُمَّ لا مَانِعَ لِمَا أَعطَيتَ ولا مُعْطِيَ لِمَا مَنَعْتَ ولا يَنْفَعُ ذَاالْجَدِّ منِكَ الجَدُّ»[۱۰۷].

«غیر از خدای یگانه و بی‌همتا معبودی نیست، پادشاهی و ستایش، از آن اوست و او بر هر کاری تواناست، خدایا! چیزی را که تو عنایت کنی، باز دارنده‌ای ندارد، و چیزی را که تو از کسی دریغ بداری، دهنده‌ای ندارد، و سرمایه‌ی هیچ ثروتمندی، او را از عذاب تو نمی‌رهاند».

۹۲- عبدالله بن زبیر ب، پس از هر نماز بعد از سلام (به اقتدا از رسول الله ص) چنین دعا می‌کرد: «لا إِلهَ إِلاّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ المُلْكُ ولَهُ الْحَمْدُ، وهُوَ عَلى كُلِ شَيءٍ قَدِيرٌ، لا حَولَ ولا قُوَّةَ إِلاّ بِاللهِ، ولا قُوَّةَ إِلاّ بِاللهِ، لا إِلهَ إِلاّ اللهُ ولا نَعْبُدُ إِلاّ إِيَّاهُ، لَهُ اَلنِّعْمَةُ ولَهُ الفَضْلُ ولَهُ الثَّنَاءُ الحَسَنُ، لا إِلهَ إِلاّ اللهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدّيِنَ ولَو كَرِهَ الكَافِروُن»[۱۰۸].

«غیر از خدای یگانه و بی‌همتا معبودی نیست، پادشاهی و ستایش، از آن اوست و او بر هر کاری تواناست، کسی جز با توفیق او توان و نیرویی ندارد، غیر از او معبودی نیست فقط او را می‌پرستیم، نعمت و فضل از او و ستایش زیبا از آن اوست، غیر از او معبودی نیست، ما خالصانه او را می‌پرستیم گر چه کافران را خوش نیاید».

۹۳- ابوهریره سمی‌گوید: فقیران مهاجر نزد رسول الله صآمدند و اظهار نمودند که: ثروتمندان درجات بلند و نعمت‌های جاودانه را، از آن خود کردند؛ مانند ما نماز می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اضافه بر آن با پس اندازی که دارند، حج و عمره بجا می‌آورند، جهاد می‌کنند و صدقه می‌دهند، رسول الله صفرمودند: «می‌خواهید به شما کاری نشان دهم که با آن به پیش تازان برسید و از بعدی‌ها سبقت بگیرید، و کسی از شما، برتر نباشد، مگر آن که همانند شما عمل کند؟ گفتند: آری، یا رسول الله! فرمودند: «پس از هر نمازی سی و سه بار «سبحان الله والحمد لله والله أكبر»، بگویید، ابو صالح می‌گوید: چنین بگویید: «سبحان الله، الحمدلله، الله أكبر»، تا این که هر یک ۳۳ بار تکرار شود.[۱۰۹]

۹۴- رسول الله صفرمودند: «هر کس پس از هر نماز ۳۳ بار تسبیح و ۳۳ بار تحمید و ۳۳ بار تکبیر [۳]و صدمین بار بگوید: «لا إِلهَ إِلاّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ المُلْكُ ولَهُ الْحَمْدُ، وهُوَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ»، گناهانش ولو این که به اندازه‌ی کف دریا هم باشند، بخشوده خواهند شد»[۱۱۰].

۹۵- رسول الله صفرمودند: «هر مسلمانی که بر دو کار مواظبت کند، به بهشت می‌رود، آن دو کار بسیار ساده‌اند، اما انجام دهندگان آن، اندکند، (و آن این که) پس از هر نماز ده بار «سبحان الله» و ده بار «الَحَمْدُ لِلّهِ» و ده بار «الله أكبر» بگوید، مجموعاً (در پنج نماز) صدو پنجاه ذکر زبانی خواهد بود، البته در میزان اعمال، هزارو پانصد، هستند، و این که هنگامی که به رختخواب می‌رود ۳۴ بار «الله أكبر» و ۳۳ بار «الَحَمْدُ لِلّهِ» و ۳۳ بار «سبحان الله» بگوید که مجموعاً صد (بار ذکر زبانی)، البته در میزان اعمال، هزار خواهد بود.

راوی می‌گوید: دیدم که رسول الله صآن تسبیحات را با دست خویش می‌شمرد،

گفتند: یا رسول الله! چگونه با این که این دو کار ساده‌اند، عاملان آن‌ اندکند؟ فرمودند: هنگام خواب شیطان سراغ شما می‌آید و قبل از آن که این اذکار را بخوانید، شما را به خواب می‌برد، و پس از نماز سراغتان می‌آید و قبل از آن که این اذکار را بخوانید، کارهای دیگری را به خاطرتان می‌آورد.[۱۱۱].

۹۶- عقبه بن عامر سمی‌گوید: رسول الله صبه من امر فرمودند که پس از هر نماز معوذات را بخوانم»[۱۱۲].

۹۷- معاذ بن جبل سمی‌گوید: رسول الله صدست مرا گرفتند و فرمودند: ای معاذ والله من تو را دوست دارم، پس بعد از هیچ نمازی این دعا را ترک نکن: «اللّهُمَّ أعِنّي عَلى ذِكْرِكَ وشُكْرِكَ وحُسْنِ عِبَادَتِكَ»[۱۱۳].

«پروردگارا! مرا به یاد و سپاسگزاری از خود و عبادتی شایسته، توفیق ده».

[۳] مجموعاً نودو نه بار، با کیفیتی که در حدیث سابق بیان شد.

دعای استخاره

۹۸- رسول الله صهمانند یک سوره، دعای استخاره، را به اصحاب شمی‌آموختند، فرمودند: هرگاه به انجام کاری تصمیم گرفتی، دو رکعت نماز (غیر از فرض) بگزار، سپس چنین دعا کن: «اللّهُمَ إِنّي أَستَخِيرُكَ بِعِلْمِكَ وأَسْتَقْدِرُكَ بِقُدْرَتِكَ وأَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ الْعَظِيمِ، فَإِنَّكَ تَقْدِرُ ولا أَقْدِر وتَعْلَمُ ولا أَعْلَم واَنْتَ عَلامُ الغُيُوبِ، اللّهُمَّ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذا الأَمْرَ(به جای هذا الأمر، کار مورد نظرش را نام ببرد) خَيرٌ لِي فِي ديِنيِ ومَعَاشِي وعَاقِبَةِ أَمرِي وعَاجِلهِ وآجِلِه، فَاقْدُرهُ لِي، ويَسِّرْهُ لِي ثُمَّ بارِكْ لِي فِيه وإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذا الأَمْرَ شَرٌّ لِي فِي دِينيِ ومَعَاشي وعَاقِبَةِ أَمْرِي وعَاجِلهِ وآجِلهِ فَاصْرِفْهُ عَنّي واصْرِفْنِي عَنهُ واقْدُر لِيَ الخَيرَ حَيْثُ كَانَ ثُمّ رَضِّنيِ بِه»[۱۱۵].

«خدایا! به علم و قدرتی که داری من از تو جویای خیر و توانایی و خواستار فضل عظیم تو هستم، زیرا تو توانایی و من ناتوان و تو دانایی و من نادان و تو عالم الغیب هستی، خدایا! اگر این کار را به صلاح دین و زندگی و سرانجام من در کوتاه و یا دراز مدت، می‌دانی، آن را برایم مقدر و میسر بفرما و سپس آن را برایم مبارک بگردان، و اگر این کار را به صلاح دین و زندگی و سرانجام من در کوتاه و یا دراز مدت نمی‌دانی، پس آن را از من دور و مرا از آن منصرف بگردان، و خیر من در چیست، همان را برایم مقدر بفرما و سپس مرا به آن خشنود بگردان».

کسی که از خدای خالق استخاره (طلب خیر) و با همنوعانش مشورت کند و با اطمینان کارش را انجام دهد، پشیمان نخواهد شد، خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَشَاوِرۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡرِۖ فَإِذَا عَزَمۡتَ فَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ[آل عمران: ۱۵۹]. «با آنان در امور، مشورت کن، و چون (به انجام کاری) عزم کردی، بر خدا توکل کن».

قتاده می‌گوید: هرگاه مردمی، خدا طلبانه با همدیگر مشورت کنند، قطعاً به استوارترین مورد، هدایت خواهند شد»[۱۱۶].

دعای هنگام غم و اندوه:

۹۹- رسول الله صهنگام غم و اندوه می‌فرمودند: «لا إِلهَ إِلا اللهُ العَظِيمُ الْحَلِيمُ، لا إِلهَ إِلا اللهُ رَبُّ الْعَرْشِ العَظِيمِ، لا إِلهَ إِلا اللهُ رَبُّ السَّمواتِ ورَبُّ الأَرْضِ وَرَبُّ العَرْشِ الكَرِيمِ»[۱۱۷].

«نیست معبودی (حقیقی) جز الله، خداوندگار عرش عظیم، نیست معبودی جز الله، خداوندگار آسمان‌ها و زمین و پروردگار عرش کریم».

۱۰۰- هنگامی که برای رسول الله صکاری پیش می‌آمد، می‌فرمودند:

«يا حَيُّ يا قَيُّومُ بِرَحْمَتِكَ أَستَغِيثُ»[۱۱۸].

«ای زنده‌ی همیشه بیدار، به رحمت تو استغاثه می‌کنم».

۱۰۱- ابوبکر سمی‌گوید: رسول الله صفرمودند: دعای غمدیده این است: «اللّهُمَّ رَحمَتَكَ أَرْجُو، فَلا تَكِلْنيِ إِلى نَفْسِي طَرْفَةَ عَينٍ واَصْلِحْ لِي شَأنيِ كُلَّهُ، لا إِلهَ إلاّ أَنتَ».

«خدایا! امیدوار رحمت تو ام؛ پس مرا یک چشم بهم زدنی نیز به خود وا مگزار و امورم را سامان ده به جز تو معبودی نیست».

۱۰۲- رسول الله صبه اسماء بنت عمیس فرمودند: «می‌خواهی به تو وردی بیاموزم که هنگام غم و اندوه بخوانی، [بگو]: «اللهُ، اللهُ رَبِّي لا أُشْرِكُ بِهِ شَيئاً»، «پروردگارم الله است، با او چیزی را همباز نمی‌گردانم».

و در روایتی آمده که: هفت بار گفته شود[۱۲۱].

۱۰۳- رسول الله صفرمودند: دعایی که یونس ÷در شکم ماهی کرد: «لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ، سُبْحَانَكَ إِنّيِ كُنْتُ مِنَ الظَّالِميِنَ» هر لحظه که مسلمانی آن دعا را بکند، قطعاً اجابت خواهد شد»[۱۲۲].

«جز تو خدایی نیست، تو پاکی، من ستمکار بوده‌ام».

۱۰۴- رسول الله صفرمودند: هر شخص غمدیده و اندوهباری که این دعا را بخواند، خداوند غم و اندوهش را می‌زداید و گره کارش را می‌گشاید: «اللّهُمَّ إِنّيِ عَبْدُكَ وابْنُ عَبْدِكَ وابْنُ أَمَتِكَ، نَاصِيَتيِ بِيَدِكَ، مَاضٍ فِيَّ حُكْمُكَ، عَدْلٌ فِيّ قَضَاؤُكَ، أَسْأَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ هُوَ لَكَ سَمَّيتَ بِهِ نَفْسَكَ أَو أَنْزْلْتَهُ فِي كِتاَبِكَ أَو عَلَّمْتَهُ أَحَدَاً مِنْ خَلْقِكَ أَو اسْتَأثَرْتَ بِهِ فِي عِلمِ الغَيبِ عِنْدَكَ، أنْ تَجْعَلَ القُرْآنَ رَبيِعَ قَلبيِ ونُورَ صَدْرِي وجَلاءَ حُزْنيِ وذِهَابَ هَمِّي»[۱۲۳].

«خدایا! من برده‌ی تو و غلام‌زاده و کنیززاده‌ی توام، پیشانیم به دست توست، حکم تو بر من نافذ و قضا و تقدیر تو در مورد من عدالت است، با تمامی نام‌هایی که داری و خود را به آن نامیده‌ای، یا در کتابت نازل کرده‌ای و یا به کسی از بندگانت آموخته‌ای و یا در نزد خود در علم غیب نگه داشته‌ای، از تو می‌خواهم که قرآن را بهار دل، نور سینه، جلای غم و زداینده‌ی اندوهم بگردانی».

دعای رویارویی با دشمن

۱۰۵- هرگاه رسول الله صاز مردمی احساس خطر می‌نمودند، چنین دعا می‌فرمودند: «اللّهُمَّ إِنَّا نَجْعَلُكَ فِي نُحُورِهِم ونَعُوذُ بِكَ مِنْ شُرُورِهِم»[۱۲۴].

«پروردگارا! تو را به مقابله با آنان می‌گماریم و از شرارت‌هایشان به تو پناه می‌بریم».

۱۰۶- رسول الله صهنگام رویارویی با دشمن می‌فرمودند: «اَللَّهمَّ أَنْتَ عَضُدِي وأَنْتَ نَصيِرِي، بِكَ أَجُولُ وبِكَ أَصُولُ وبِكَ أُقَاتِلُ»[۱۲۵].

«پروردگارا! تو بازوی من و یاور منی، با پشتوانه‌ی تو می‌تازم و حمله می‌کنم و می‌جنگم».

۱۰۷- عبدالله بن عباس بمی‌گوید: هنگامی که ابراهیم ÷را در آتش انداختند و هنگامیکه به رسول الله صگفتند که: دشمنان برای جنگ شما ساز و برگی فراهم نموده‌اند، فرمودند: ﴿حَسۡبُنَا ٱللَّهُ وَنِعۡمَ ٱلۡوَكِيلُ[آل عمران: ۱۷۳].

«برای ما خدا کافی است و او بهترین کارساز است».

برای دفع شیطان

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنۡ هَمَزَٰتِ ٱلشَّيَٰطِينِ٩٧ وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحۡضُرُونِ٩٨[المؤمنون: ۹۷-۹۸].

«و بگو پروردگارا! از وسوسه‌های شیاطین به تو پناه می‌برم؛ و از این که آنان نزد من حاضر شوند».

۱۰۸- رسول الله صبه امتنان از دستور الهی: ﴿وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ نَزۡغٞ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٣٦[فصلت: ۳۶] [۴].

چنین می‌فرمودند: «أَعُوذُ بِاللهِ السَّمِيعِ العَلِيمِ مِنَ الشَّيطَانِ الرَّجِيمِ مِنْ هَمْزِه ونَفْخِهِ ونَفْثِه».

«از شیطان رانده شده و وسوسه و تکبر و شعرش، به خدای شنوا و دانا پناه می‌برم».

[۴] «و هرگاه وسوسه‌های شیطان متوجه تو گردد، به خدا پناه ببر که او شنونده و آگاه است».

اذان شیطان را می‌راند

۱۰۹- رسول الله صفرمودند: هنگامی که صدای اذان بلند می‌شود، شیطان در حالی که تیز می‌دهد، فرار می‌کند و چون اذان تمام شود، باز می‌گردد و هنگامی که اقامه می‌شود، فرار می‌کند و چون اقامه تمام شود، باز می‌گردد»[۱۳۰].

۱۱۰- سهیل بن صالح می‌گوید: پدرم مرا نزد بنی حارثه فرستاد، من با یکی از رفقایم حرکت کردیم، در مسیر راه از داخل باغی، کسی او را به نامش صدا کرد، او به داخل باغ سر کشید، اما آنجا کسی را نیافت، من این اتفاق را برای پدرم تعریف کردم، او گفت: اگر می‌دانستم که چنین می‌شود، تو را نمی‌فرستادم، البته هرگاه صدایی شنیدی، اذان بگو؛ زیرا من از ابوهریره سشنیدم که گفت: رسول الله صفرمودند: «شیطان از صدای اذان فرار می‌کند»[۱۳۱].

۱۱۱- ابودرداء سمی‌گوید: رسول الله صبه نماز ایستاده بودند، ناگهان با صدای بلند فرمودند: «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنكَ»، «از تو به خدا پناه می‌برم» و سپس تا سه بار فرمودند: «أَلْعَنُكَ بِلَعْنَةِ اللَّهِ»، «تو را به نفرین الهی، نفرین می‌کنم» و دست خویش را دراز فرمودند، گویا می‌خواستند چیزی را بگیرند، هنگامی که از نماز فارغ شدند از ایشان پرسیدم که: یا رسول الله! چیز بی‌سابقه‌ای در نماز گفتید و دست خویش را دراز کردید، (جریان چه بود؟) فرمودند: «دشمن خدا، شیطان با شعله‌ای از آتش آمد و خواست آن را به صورتم بزند، سه بار گفتم: «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنكَ» و سپس گفتم: «أَلْعَنُكَ بِلَعْنَةِ اللهِ التَّامَةِ» اما باز هم دور نشد، آنگاه دستم را دراز کردم تا او را بگیرم، والله اگر دعای برادرمان سلیمان نمی‌بود، شیطان را به زنجیر می‌کشیدم تا بچه‌های مدینه با او بازی کنند»[۱۳۲].

۱۱۲- عثمان‌بن‌ابی‌العاص سمی‌گوید: به رسول الله صگفتم: یا رسول الله! شیطان در نماز مزاحمم می‌شود و مرا در قراءت به اشتباه می‌اندازد، (چه کنم؟) فرمودند: او شیطانی است بنام «خَنزَب» هرگاه احساسش کردی (سراغت آمد) به خدا پناه ببر و سه بار سمت چپ خود تف کن»، من نیز چنین کردم، خداوند شیطان را از من دور کرد[۱۳۴].

۱۱۳- ابوزمیل می‌گوید: به ابن عباس بگفتم: گاه دچار وسوسه و شک می‌شوم، فرمود: هرگاه چنین حالتی به تو دست داد، بگو: «هُوَ الأَوَّلُ والآخِرُ والظَّاهِرُ والبَاطِنُ وهُوَ بِكُلِ شَيءٍ عَليمٌ»[۱۳۵].

«اوست نخستین و آخرین و آشکار و نهان و او به هر چیزی آگاه است».

ایمان به تقدیر بدون سستی و کم کاری

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَقَالُواْ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ إِذَا ضَرَبُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ أَوۡ كَانُواْ غُزّٗى لَّوۡ كَانُواْ عِندَنَا مَا مَاتُواْ وَمَا قُتِلُواْ لِيَجۡعَلَ ٱللَّهُ ذَٰلِكَ حَسۡرَةٗ فِي قُلُوبِهِمۡۗ وَٱللَّهُ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ١٥٦[آل عمران: ۱۵۶].

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! همانند کافران نباشید که چون برادرانشان به مسافرتی می‌روند، یا در جنگ شرکت می‌کنند، می‌گویند: اگر آنها نزد ما بودند، نمی‌مردند و کشته نمی‌شدند! تا این حسرت را بر دل آنها بگذارد، خداوند زنده می‌کند و می‌میراند، و خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست».

۱۱۴- رسول الله صفرمودند: «مؤمن توانمند نزد پروردگار از مؤمن ناتوان برتر و پسندیده‌تر است، البته هر کدامشان خیر دارند، در پی چیزی باش که برایت مفید باشد، از خداوند کمک بخواه و سست و زبون مباش، اگر به تو زیانی رسید، نگو: اگر فلان و بهمان می‌کردم، چنین و چنان می‌شد، بلکه بگو: «قَدَّرَ اللَّهُ وَمَا شَاءَ فَعَل»، «خداوند مقدر نموده بود و هر چه بخواهد، همان کند» زیرا لو (اگر) مجال را برای شیطان باز می‌کند».

هنگام رسیدن نعمت

خداوند متعال در داستان دو مرد می‌فرماید: ﴿وَلَوۡلَآ إِذۡ دَخَلۡتَ جَنَّتَكَ قُلۡتَ مَا شَآءَ ٱللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِٱللَّهِ[الکهف: ۳۹].

«چرا هنگامی که وارد باغت شدی، نگفتی این نعمتی است که خدا خواسته است؟! قوت و نیرویی جز از ناحیه‌ی خدا نیست».

۱۱۵- هنگامی که رسول الله صچیزی را که مایه شادمانی بود، مشاهده می‌کردند، می‌فرمودند: «اَلحَمْدُلِلّهِ اِلَّذِي بِنَعْمَتِهِ تَتِمُّ الصَّالِحَاتُ»، «سپاس خدایی که به فضل او خوبی‌ها انجام می‌پذیرد».

و هرگاه چیزی ناپسندی مشاهده می‌نمودند، می‌فرمودند: «اَلحَمْدُلِلّهِ عَلى كُلِّ حَالٍ»[۱۳۹]. «سپاس خدا در هر حال».

هنگام مصیبت

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿ٱلَّذِينَ إِذَآ أَصَٰبَتۡهُم مُّصِيبَةٞ قَالُوٓاْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ١٥٦ أُوْلَٰٓئِكَ عَلَيۡهِمۡ صَلَوَٰتٞ مِّن رَّبِّهِمۡ وَرَحۡمَةٞۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُهۡتَدُونَ١٥٧[البقرة: ۱۵۶-۱۵۷].

«آنها که هرگاه مصیبتی به ایشان می‌رسد، می‌گویند: ما از آنِ خداییم؛ و به سوی او باز می‌گردیم. این‌ها، همان‌ها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده است؛ و آنها هستند هدایت یافتگان».

۱۱۶- رسول الله صفرمودند: در هر چیزی (مصیبتی) «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيَهِ رَاجِعُونَ» بگویید، حتی پاره شدن بند کفش، این هم جزو مصایب است»[۱۴۰].

۱۱۷- ام سلمه می‌گوید: از رسول الله صشنیدم که فرمودند: هر بنده‌ای که هنگام مصیبتی که به او می‌رسد، بگوید: «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ، اللّهُمَّ أْجُرْني فِي مُصِيبَتِي وأَخْلِفْ لِي خَيراً مِنهَا»، «ما از خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت، خدایا! مرا در این مصیبت، پاداش ده و بهتر از آن را برایم جایگزین فرما»، خداوند به او پاداش می‌دهد و جایگزین بهتری برایش فراهم می‌کند، ام سلمه می‌افزاید: هنگام وفات ابو سلمه همین دعا را خواندم، خداوند جایگزین بهتری (رسول الله ص) را به من عنایت کرد»[۱۴۱].

۱۱۸- ام سلمه می‌گوید: رسول الله صنزد ابوسلمه سکه چشم‌هایش خیره شده بود، تشریف آوردند و چشم‌های وی را بستند و سپس فرمودند: «هنگامی که انسان قبض روح می‌شود، چشم به آن خیره می‌شود».

با شنیدن آن، صدای شیون اهل خانه برخاست رسول الله صفرمودند: «بر خود جز به نیکی دعا نکنید؛ زیرا فرشتگان بر آنچه می‌گویید، آمین می‌گویند» سپس فرمودند: «اللّهُمَّ اغْفِرْ لأَبي سَلمَةَ وارْفَعْ دَرَجَتَهُ فِي المَهدِيينَ واخْلُفْهُ فِي عَقِبِهِ فِي الغَابِرِينَ واغْفِرْلَناَ ولَهُ يَا رَبَّ الَعالَمِينَ وافْسَحْ لَهُ فِي قَبرِه ونَوِّرْ لَهُ فِيه»[۱۴۲].

«پروردگارا! ابوسلمه را بیامرز و درجه‌اش را با هدایت یافتگان بلند فرما، نسل و بازماندگانش را تو یاور باش، ای پروردگار جهانیان ما و او را بیامرز و قبرش را گشاده و منور بگردان».

دعای وام

۱۱۹- برده‌ای مکاتب نزد علی بن ابی‌طالب سآمد و عرض کرد که: من از پرداخت مبلغ تعیین شده برای آزادیم، عاجز مانده‌ام مرا یاری کن، فرمود: آیا دعایی به تو نیاموزم که از رسول الله صآموخته‌ام که اگر به اندازه کوهی بر تو وام باشد، خداوند آن را از تو ادا خواهد کرد، بگو: «اللّهُمَّ اكْفِنيِ بَحِلالِكَ عَنْ حَرَامِكَ وأغْنِنيِ بِفَضْلِكَ عَمّن سِوَاكَ»[۱۴۳].

«پروردگارا! مرا با حلال خویش از حرام کفایت کن و به فضل خویش مرا از غیر خود، بی‌نیاز بگردان».

افسون و تعویذ

۱۲۰- ابوسعید خدری سمی‌گوید: چند نفر از یاران رسول اللهصبه سفری رفتند، در مسیر، سفر کنار یکی از قبایل عرب منزل گرفتند و از آنان میهمانی خواستند، اما آن قبیله آنان را میهمانی نکردند، بزرگ آن قبیله را عقربی گزید، هر کاری کردند مفید نیافتاد، سرانجام یکی گفت: شاید از دست کاروانیانی که این جا اتراق کرده‌اند، کاری برآید، از آنان کمک بخواهید، نزد کاروان آمدند و گفتند: رئیس ما را عقربی گزیده، هر کاری کردیم، سودی نبخشید، آیا کسی از شما چاره‌ای می‌داند؟ یکی گفت: آری من افسون می‌کنم، اما چون شما ما را میهمانی نکردید، من بدون مزد کاری نمی‌کنم، سرانجام بر یک گله گوسفند توافق کردند، او رفت و چندین بار سوره‌ی فاتحه را خواند و بر او دمید. آن مرد که گویا از بندی رها شده بود، برخاست و به راه افتاد و از دردش اثری نمانده بود، و آن تعداد گوسفندی را که توافق کرده بودند، دادند، برخی از همراهان، گفتند که: گوسفندان را میان خودمان تقسیم کنید، اما او که افسون کرده بود، گفت: خیر، فقط زمانی این کار را می‌کنم که به رسول الله صاطلاع دهیم و ببینیم که چه می‌فرمایند: خدمت رسول الله صرسیدند و ایشان را از ماوقع اطلاع دادند، رسول الله صبه آن صحابی فرموند: «تو از کجا می‌دانستی که آن سوره افسونی است؟ و سپس فرموند: کار خوبی کرده‌اید، گوسفندان را تقسیم کنید و به من هم سهمی بدهید، رسول الله صخندیدند»[۱۴۴].

رسول الله ص، حسن و حسین برا این گونه تعویذ می‌فرمود: «أُعِيِذُكُما بِكَلِماتِ اللهِ التَّامَّةِ مِنْ كُلِّ شَيطَانٍ وهَاَمَّةٍ ومِنْ كُلِّ عَينٍ لاَمَّةِ»

«شما را از شر هر شیطان و حیوان زهردار و چشم شوری به پناه کلمات کامل الهی، در می‌آورم».

و سپس فرمود: «پدرتان (ابراهیم) اسماعیل و اسحاق را این گونه تعویذ می‌کرد»[۱۴۵].

۱۲۱- عایشه لمی‌گوید: هر کس در جایی از بدنش دردی احساس می‌کرد و یا زخمی داشت، رسول اللهصچنین می‌کردند، (سفیان بن عیینه انگشتش را به زمین گذاشت و سپس آن را بلند کرد)، و می‌فرموند: «بِسمِ اللهِ تُرْبَةِ أرضِناَ بِريقَةِِ بَعضِنَا يُشفَي سَقيمُنَا بِإِذْنِ رَبِّنَا» [۱۴۶].

«بنام الله، خاک سرزمین ما، آمیخته با آب دهان یکی از ما، بیمار ما شفا می‌یابد به اذن پروردگار ما».

۱۲۲- عایشه لمی‌گوید: رسول الله صخانواده‌ی خویش را این گونه تعویذ می‌فرمودند: دست راست خویش را بر آن می‌مالیدند و می‌فرمودند: «الَلّهُمّ رَبَّ النَّاسِ أَذْهِبِ البَأسَ واشْفِ أَنْتَ الشَّافِي، لا شِفَاءً إِلاّ شِفَاؤُكَ شِفَاءً لاَ يُغادِرُ سَقَماً»[۱۴۷].

«خداوندا! ای پروردگار مردم، بیماری را بزدا و شفا عنایت کن، تو شفا دهنده‌ای، شفایی جز شفای تو نیست، چنان شفایی (عنایت کن) که مرضی باقی نگذارد».

۱۲۳- عثمان بن ابی‌العاص س نزد رسول الله صاز دردی که از زمان مسلمان شدن تا آن زمان همراه داشت، شکوه نمود، رسول الله صفرمودند: دست خود را بر جای درد بگذار و سه بار بگو: «أَعُوذُ بِعِزَّة اللهِ وقُدرَتِهِ مِن شَرِّ مَا أَجِدُ وأُحَاذِرُ» [۱۴۸].

«از شر دردی که احساس می‌کنم و از آن بیم دارم، به عزت و قدرت خداوند پناه می‌برم».

۱۲۴- رسول الله صفرمودند: هر کس بیماری را عیادت کند که مرگش فرا نرسیده باشد و آن جا هفت بار بگوید: «أَسْأَلُ اللهَ العَظيِمَ أنْ يَشْفِيَكَ» «خداوند متعال او را شفا می‌دهد»[۱۴۹].

«از خدای بزرگ، پروردگار عرش عظیم مسألت می‌نمایم که تو را شفا دهد».

دعای ورود به قبرستان

رسول الله صبه اصحاب شمی‌آموختند که هرگاه به قبرستان رفتند، چنین بگویند: «السَّلامُ عَلَيكُمْ أَهْلَ الدِّيَارِ مِن المُؤمِنينَ والمُسْلِمِينَ وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُم لاَحِقُونَ، نَسألُ اللهَ لَنَا ولَكُم العَافِيَةَ».

«سلام بر مؤمنان و مسلمانان این سرزمین، ان شاء الله ما نیز به شما می‌پیوندیم، برای خود و شما از خداوند خواستار عافیت هستیم».

طلب باران

۱۲۵- جابر بن عبد الله سمی‌گوید: چند نفر زن، گریان نزد رسول الله صآمدند، (و از خشکسالی شکوه کردند) رسول الله صچنین دعا فرمودند: «اللّهُمّ اسْقِنَا غَيْثَا مُغِيثَاً، مَريئاً نافعاً غَيرَ ضارٍ عاجلاً غير آجلٍ» و در پی آن، آسمان باریدن گرفت[۱۵۱].

«پروردگارا! به زودی نه با تأخیر بر ما بارانی فریاد رس، گوارا، رویاننده، مفید و بی‌زیان فرود آور».

۱۲۶- عایشه لمی‌گوید: مردم از قطحی نزد رسول الله صشکوه کردند، ایشان دستور دادند که در مصلا، منبری بگذارند و روزی را برای رفتن به مصلا تعیین فرمودند و در آن روز به مصلا تشریف بردند و با طلوع خورشید بر منبر نشستند و تکبیر گفتند و به حمد و ثنای پروردگار پرداختند و سپس فرمودند: شما از خشکسالی و به تأخیر افتادن باران از موعد همیشگی‌اش شکوه کرده‌اید، خداوند متعال شما را امر نموده که او را بخوانید و به شما وعده داده که اجابت کند، سپس فرمودند: «الْحَمْدُ للهِ رَبِّ العالَمينَ الرَّحمَنِ الرّحِيمِ مَالِكِ يَومِ الدّينِ، لاَ إِلهَ إِلَّا اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يُريدُ، اللّهُمّ أَنْتَ اللَّهُ لاَ إِلهَ اِلاّ أَنْْتَ، أنتَ الْغَنِيُ ونَحْنُ الفُقْراءُ، أَنْزِل عَلينَا الغَيثَ وَاجْعَلْ مَا اَنْزَلْتَ لَنَا قُوَّةً وَبلَاغَاً إِلى حِينٍ».

«سپاس خدایی که پروردگار جهانیان است، بخشنده و مهربان است، مالک روز جزاست، جز الله خدایی نیست، هر چه بخواهد، همان می‌کند، پروردگارا! تو خدایی، غیر از تو معبودی نیست، تو بی‌نیازی و ما نیازمند، بر ما باران نازل کن، بارانی که تا مدتی طولانی مایه زندگی و حیات باشد».

و سپس دست‌های خویش را بلند کردند تا جایی که سفیدی زیر بغل ایشان نمایان گشت، سپس به مردم پشت کردند و چادر خویش را برگردانیدند و سپس به مردم رو فرمودند و از منبر پایین آمدند و دو رکعت نماز گزاردند، خداوند تکه ابری پدید آورد، رعد و برقی زد و به اذن الهی باریدن گرفت، هنوز به مسجد نرسیده بودند که سیل جاری شد، هنگامی که رسول الله صمردم را مشاهده فرمودند که با سرعت به منازل خود می‌روند، خندیدند تا جایی که دندانهایشان پدیدار گردید و فرمودند: «گواهی می‌دهم که خداوند بر هر کاری تواناست و من بنده و پیامبر اویم»[۱۵۲].

هنگام وزیدن باد

۱۲۷- رسول الله صفرمودند: «باد از رحمت الهی سرچشمه می‌گیرد، گاه باعث رحمت و گاه باعث عذاب می‌گردد، هرگاه باد وزید، آن را دشنام ندهید و خیرش را از خداوند بخواهید و از شرش به او پناه ببرید»[۱۵۳].

۱۲۸- هرگاه باد تندی می‌وزید، رسول الله صمی‌فرمودند: «اللّهُمّ إِنّي أَسْأَلُكَ خَيرَهَا وخَيرَ مَا أُرْسِلَتْ بِه وأَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا فِيهَا وشَرِّ مَا أُرْسِلَتْ بِهِ»[۱۵۴].

«پروردگارا! من خیر آن و خیر آنچه در بر دارد و خیر آنچه بدان فرستاده شده است از تو خواستارم و از شر آن و شر آنچه در بر دارد و شر آنچه بدان فرستاده شده است، به تو پناه می‌برم».

۱۲۹- هرگاه رسول الله صدر افق آسمان ابری مشاهده می‌فرمودند، از کار دست می‌کشیدند ولو این که مشغول نماز می‌بودند و سپس می‌فرمودند: «اللَّهُمّ صَيِّباً هَنِيئَاً»[۱۵۵]. «پروردگارا! آن را بارانی فرو ریزنده و سودمند بگردان».

هنگام رعد

۱۳۰- عبد الله بن زبیر س، هرگاه صدای رعد را می‌شنید، حرفش را ناتمام می‌گذاشت و می‌فرمود: «سُبحَانَ الَّذِي يّسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمِدِهِ والملَائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ»[۱۵۶].

«پاک است آن که رعد او را می‌ستاید و فرشتگان از بیم او تسبیح می‌گویند».

هنگام بارش باران

۱۳۱- زید بن خالد جهنی سمی‌گوید: رسول الله صدر حدیبیه نماز صبح را به ما گزاردند، آن شب باران، باریده بود، پس از نماز به مردم رو کردند و فرمودند: «می‌دانید پروردگارتان چه فرمود؟» مردم گفتند: الله ورسوله أعلم، (خدا و رسولش بهتر می‌دانند)، فرمودند: خداوند فرمود: «برخی از بندگانم به من مؤمن و برخی دیگر کافر گشتند، هر کس گفته: به فضل و رحمت خدا بر ما باران بارید، او به من مؤمن و به نجوم کافر است و هر کس گفته: به سبب فلان و فلان ستاره باران بارید، او به من کافر و به نجوم مؤمن است»[۱۵۹].

۱۳۲- انس سمی‌گوید: روز جمعه که رسول الله صروی منبر مشغول ایراد خطبه بودند، مردی وارد مسجد شد و گفت: یا رسول الله! حیوانات مردند، راهها بسته شدند، دعا کنید خداوند بر ما بارانی فرو فرستد، رسول اللهصدو دست خویش را برافراشت و فرمودند: «اللّهُمَّ أَغِثْنَا، اللّهُمَّ أَغِثْنَا». «پروردگارا! بر ما بارانی نازل بفرما».

انس سمی‌گوید: و الله ما در آسمان هیچ ابری نمی‌دیدیم، و تا کوه سلع خانه و منزلی نبود، ناگاه از پشت کوه ابری نمایان گشت و چون به وسط آسمان رسید، پخش شد و همه جا را فرا گرفت و سپس بارید، به خدا سوگند، یک هفته خورشید را ندیدیم، جمعه‌ی دیگر در حالی که رسول الله صایستاده و خطبه ایراد می‌فرمودند، از همان در مردی وارد مسجد شد و گفت: یا رسول الله! حیوانت مردند و راهها بسته شد، دعا کنید که باران بند بیآید، رسول الله صدست‌های خویش را بلند و چنین دعا فرمودند: «اللّهُمَ حَوالَيناَ ولاَ عَلَينَا، اللّهُم عَلى الآكَامِ والظِرابِ وبُطُونِ الأَودِيَةِ ومَنَابِتِ الشَّجَرِ»

«پروردگارا! باران را اطراف ما بر تپه‌ها، پشته‌ها، بستر رودخانه‌ها و رستنگاه گیاهان، فرود آور نه بر ما»

ابر کنار رفت و از مسجد که بیرون رفتم، خورشید بر ما می‌تابید»[۱۶۰].

هنگام مشاهده هلال

۱۳۳- هرگاه رسول الله صهلال را مشاهده می‌نمودند، می‌فرمودند: «اللهُ أكبَر، اللّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَينَا بِالأَمْنِ والإيِماَنِ والسَّلاَمَةِ والْإِسْلاَمِ والتَّوفِيقِ لمِاَ تُحِبُّ وتَرضَى، رَبُّناَ ورَبُّكَ اللهُ»[۱۶۱].

«خدا بزرگتر است، پروردگارا! این ماه نو را بر ما، ماه امن و ایمان، سلامتی و اسلام و توفیق به آنچه می‌پسندی و به آن خشنودی، بگردان، پروردگار ما و پروردگار تو (خطاب به ماه) خداوند است».

هنگام سفر

۱۳۴- رسول الله صفرمودند: هر کس خواست به سفر برود، به بازماندگان خود بگوید: «استَودِعُكُم اللَّهَ الَّذِي لاَ تَضِيْعُ وَدَائِعُهُ»[۱۶۷].

«شما را به آن خدایی می‌سپارم که ودیعه‌هایش گم نمی‌شود».

۱۳۵- رسول الله صفرمودند: «هرگاه چیزی به خداوند سپرده شود، آن را حفظ می‌کند»[۱۶۸].

۱۳۶- سالم می‌گوید: هرگاه مردی می‌خواست به سفر برود، عبد الله بن عمر ببه او می‌گفت: بیا نزدیک تا تو را بدرقه کنم، آن گونه که رسول الله صما را بدرقه می‌فرمودند، آنگاه می‌فرمود: «أَستَودِعُ اللهَ دِينَكَ وأَمَانَتَكَ وخَواَتيِمَ عَمَلِكَ»، «دین، امانت و اعمال پایانی‌ات را به خداوند، می‌سپارم». و در روایتی دیگر آمده که: رسول الله صهنگامی که شخصی را بدرقه می‌فرمودند، دستش را می‌گرفتند و آن را رها نمی‌کردند تا این که خود آن شخص، دستش را می‌کشید»[۱۶۹].

۱۳۷- مردی نزد رسول الله صآمد و گفت: یا رسول الله! من قصد سفر دارم، مرا توشه‌ای بده، رسول الله صفرمودند: «زَوَّدَكَ اللهُ التَّقْوَى»، «خداوند پرهیزگاری را توشه‌ات کند»، گفت: بیش از این، فرمودند: «وغَفَرَ ذَنبَكَ»، «و گناهت را ببخشاید»، گفت: بیش از این، فرمودند: «وَيَسَّرَ لَكَ الخَيرَ حَيثُما كُنْتَ»، «هر جا باشی برایت خیر میسر کند»[۱۷۰].

۱۳۸- ابوهریره سمی‌گوید: مردی گفت: یا رسول الله! می‌خواهم به سفر بروم، مرا نصیحتی بفرمایید، فرمودند: «تقوای الهی را بر خود لازم بگیر و بر هر بلندی الله اکبر بگو هنگامی که آن مرد رفت، رسول الله صبرایش چنین دعا فرمودند: «اللّهُمّ أَطْوِ لَهُ الْبُعْدَ وهَوِّنْ عَلَيهِ السَّفَر»[۱۷۱]. «پروردگارا! دوری را برایش، نزدیک و سفر را برایش آسان فرما».

هنگام سوار شدن

۱۳۹- علی بن ربیعه می‌گوید: مرکبی آوردند تا علی بن ابیطالب سسوار شود، وقتی پای خود را در رکاب گذاشت، گفت: «بسم الله» و وقتی که بر پشت آن، نشست، گفت: «الْحَمْدُلِلّهِ» و سپس فرمود: ﴿سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَٰذَا وَمَا كُنَّا لَهُۥ مُقۡرِنِينَ١٣ وَإِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ[الزخرف: ۱۳-۱۴]. «پاک است خدایی که این مرکب را برای ما مسخر نمود، ما نمی‌توانستیم آن را رام کنیم، و همانا ما به سوی پروردگارمان باز خواهیم گشت».

و سپس سه مرتبه تکبیر و پس از آن گفت: «سُبْحَانَكَ اللّهُمّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْليِ، فَإِنَهُ لاَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إلاَّ أَنْتَ» «پروردگارا! تو پاکی، من بر خویشتن ستم کرده‌ام، پس مرا بیامرز؛ همانا غیر از تو کسی گناهان را نمی‌آمرزد».

سپس خندید، گفتند: یا امیرالمؤمنین! چرا می‌خندی! فرمود: رسول اللهصرا دیدم که همانند من بر مرکبی سوار شدند و سپس خندیدند، گفتم: یا رسول الله صچرا می‌خندید فرمودند: «خداوند شادمان می‌شود از بنده‌ای که بگوید: «رَبِّ اغْفِرِلي ذُنُوبِي»، می‌داند که کسی غیر از او، گناهان را نمی‌آمرزد»[۱۷۲].

۱۴۰- هرگاه رسول الله صقصد مسافرت داشتند، چون بر مرکب سوار می‌شدند، سه بار تکبیر می‌گفتند، سپس فرمودند: ﴿سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَٰذَا وَمَا كُنَّا لَهُۥ مُقۡرِنِينَ١٣ وَإِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ١٤. «اللّهُمّ إِنَّا نَسْأَلُكَ فِي سَفَرِناَ هَذَا البِرَّ والتَّقْوَي وَمِنَ الْعَمَلِ مَا تَرضَي، اللَّهمّ هَوِّنْ عَلَينَا سَفَرنَا هَذَا واطْوِ عَنَّا بُعْدَهُ، أَنْتَ الصَاحِبُ فيِ السَّفَرِ والخَلِيفَةُ فيِ الأَهْل، اللّهُمّ إِنّي أَعُوذبِكَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ وكَآبَةِ المَنْظَرِ وسُوءِ المُنْقَلَبِ فيِ المَالِ والأَهْلِ» و هنگامی که از سفر باز می‌گشتید، اضافه بر آن می‌فرمودند: «آيِبُونَ، تَائِبُونَ، عَابِدوُنَ، لِرَبِنّاَ حَامِدوُنَ» [۵]. [۱۷۳]

«پاک است خدایی که این مرکب را برای ما مسخرنمود، ما نمی‌توانستیم آن را رام کنیم و همانا ما به سوی پروردگارمان باز خواهیم گشت، خدایا! در این سفر خود، از تو خواستار نیکی، پرهیزگاری و اعمالی هستیم که تو می‌پسندی، خدایا! این سفر ما را آسان کن و دوری آن را برای ما در هم پیچ، خدایا رفیق سفر و جانشین ما در خانواده، تو هستی، خدایا از دشواری سفر و منظره‌های ناخوشایند و حوادث ناگوار برای مال و خانواده‌ام به تو پناه می‌برم».

۱۴۱- در روایتی آمده: «هرگاه رسول الله صو اصحاب شاز تپه‌ای بالا می‌رفتند تکبیر و چون فرود می‌آمدند، تسبیح، می‌گفتند».

[۵] بازگردنده، تائب، عابد و سپاسگزار پروردگارمان، هستیم.

هنگام اتراق کردن

۱۴۲- رسول الله صفرمودند: «هر کس هنگام اتراق کردن، بگوید: «أَعُوذُ بِكَلِماَتِ الله اِلتَّامَّاتِ مِنْ شَرِ مَا خَلَقَ» «به کلمات کامل خدا پناه می‌برم از شر مخلوقاتش» تا کوچ کند، چیزی به او زیان نمی‌رساند».

هنگام خوردن و آشامیدن

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَٰتِ مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ وَٱشۡكُرُواْ لِلَّهِ إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ١٧٢[البقرة: ۱۷۲].

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از چیزهای پاکیزه‌ای بخورید که روزی شما ساخته‌ایم و سپاس خدای را به جا آورید، اگر او را پرستش می‌کنید».

۱۴۳- رسول الله ص(به پسر ابو سلمه) فرمودند: «فرزندم! بسم الله بگو و با دست راست، از پیش روی خود بخور»[۱۸۱].

۱۴۴- رسول الله صفرمودند: «هرگاه غذا خوردید، در ابتدای آن بسم الله بگویید و اگر بسم الله را فراموش کردید، بگویید: «بِسمِ اللهِ أَوَّلُه وآخِرُه»[۱۸۲].

۱۴۵- ابوهریره سمی‌گوید: رسول الله صهیچگاه غذایی را ایراد نمی‌گرفتند، اگر اشتها داشتند، میل می‌فرمودند وگر نه، میل نمی‌فرمودند»[۱۸۴].

۱۴۶- رسول الله صفرمودند: «خداوند متعال از بنده‌ای که با خوردن غذا و یا نوشیدن شربتی، خداوند را ستایش می‌کند، راضی می‌گردد»[۱۸۶].

۱۴۷- رسول الله صفرمودند: «هر کس پس از خوردن غذا چنین دعا کند: «الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي أَطْعَمَنِي هَذا ورَزَقَنِيهِ مِنْ غَيرِ حَولٍ مِنيِّ ولا قُوَّةٍ» گناهان گذشته‌اش بخشوده می‌شود»[۱۸۷].

«ستایش خدایی که این غذا را به من عنایت نمود و بی‌آن که قدرت و توانی داشته باشم، آن را روزی من کرد».

۱۴۸- مردی که در خدمت رسول الله صبوده، می‌گوید: هرگاه به ایشان غذایی تقدیم می‌کردم، می‌فرمودند: بسم الله، و هرگاه از تناول آن فارغ می‌گشتند، می‌فرمودند: «اللَّهُمَ أَطْعَمْتَ وأَسْقَيتَ وأَغْنَيتَ وأَقْنَيتَ وهَدَيْتَ وأَحْيَيْتَ فلَكَ الحَمْدُ عَلَى مَا أَعْطَيتَ»[۱۸۹]. «پروردگارا! آب و غذا دادی، بی‌نیاز و قانع نمودی، هدایت و زنده گردانیدی، پس ستایش از آن توست به آن چه که عنایت فرمودی».

۱۴۹- هرگاه سفره را بلند می‌کردند، رسول الله صمی‌فرمودند: «الحَمْدُ لِلّهِ كَثيراً طَيِّباً مُبَارَكَاً فِيهِ، غَيرَ مَكْفِي ولاَ مُوَدَّعٍ وَلاَ مُسْتَغْنَيً عَنْهُ ربنا»[۱۹۰].

«سپاس بسیار زیاد، پاکیزه و مبارک از آن خداست، خدایا! آن را رد نمی‌کنیم و آن را (به عنوان آخرین غذا) وداع نمی‌گوییم و از آن بی‌نیاز نخواهیم بود».

هنگام میهمانی

عبدالله بن بسر سمی‌گوید: رسول الله صنزد پدرم آمدند، ما با غذا و حلوا از ایشان پذیرایی کردیم، سپس خرما آوردند. رسول الله صخرما خوردند و هسته آن را با دو انگشت سبابه و وسطی دور انداختند، سپس شربتی آوردند و ایشان نوشیدند و آن را به بغل دستی سمت راست خویش دادند، سرانجام پدرم که لگام سواری ایشان را گرفته بود، گفت: یا رسول الله! برای ما دعایی کنید، فرمودند: «اللّهُمّ بَارِكْ لَهُمْ فِيماَ رَزَقْتَهُمْ واغْفِرْ لَهُم وارْحَمْهُمْ»[۱۹۱].

«پروردگارا! در روزی شان برکت ده و آنان را بیامرز و بر آنان رحم کن».

۱۵۰- انس سمی‌گوید: رسول الله صنزد سعد بن عباده تشریف آوردند و وی با نان و روغن از ایشان پذیرایی نمود، رسول الله صپس از تنازل آن چنین دعا فرمودند: «أَفْطَرَ عِندَكُم الصَّائِموُنَ وأَكَلَ طَعَامَكُمُ الأَبْرَارُ وصَلَّتْ عَلَيكُم المَلاَئِكَةُ»[۱۹۲].

«الهی که روزه داران نزد شما افطار کنند و نیکان غذایتان را بخورند و فرشتگان بر شما درود فرستند».

سلام

۱۵۱- عبدالله بن عمر بمی‌گوید: مردی از رسول الله صپرسید: کجای اسلام بهتر است؟ فرمود: «این که مردم را اطعام و به هر آشنا و غریبه سلام کنی»[۱۹۴].

۱۵۲- رسول الله صفرمودند: «تا ایمان نیاورید، به بهشت، نمی‌روید، و مؤمن نخواهید بود تا این که به همدیگر محبت نکنید، آیا به شما کاری نشان ندهم که اگر آن را انجام دهید، با همدیگر دوست خواهید شد؟ سلام را میان خود فراگیر کنید»[۱۹۵].

۱۵۳- عمار بن یاسر سمی‌گوید: «هر کس سه خصلت داشته باشد، ایمانش کامل است: انصاف، سلام گفتن به همه و انفاق هنگام تنگدستی»[۱۹۶].

۱۵۴- عمران بن حصین سمی‌گوید: مردی وارد مجلس رسول اللهصشد و گفت: «السلام عليكم»، ایشان جواب سلامش را دادند و او نشست، رسول الله صفرمودند: «ده»، مردی دیگری وارد شد و گفت: «السلام عليكم ورحمة الله»، جواب سلامش را دادند و او نشست، فرمودند: «بیست» مردی دیگر آمد و گفت: «السلام عليكم ورحمة الله وبركاته» جواب سلامش را دادند و او نشست، فرمودند: «سی»[۱۹۷].

۱۵۵- رسول الله صفرمودند: «نزدیک‌ترین مردم به خداوند،‌کسی است که ابتدا سلام کند»[۱۹۸].

۱۵۶- رسول الله صفرمودند: «از یک گروه کافی است که یک نفر سلام کند، و از کسانی که نشسته‌اند نیز، کافی است که یکی پاسخ گوید»[۱۹۹].

۱۵۷- انس سمی‌گوید: «رسول الله صبه بچه‌هایی رسیدند که بازی می‌کردند، به آنان سلام فرمودند»[۲۰۰].

۱۵۸- رسول الله صفرمودند: «هرگاه به مجلسی وارد شدید، سلام کنید، و بنشینید، و هرگاه برخاستید (باز هم) سلام کنید؛ ورود به مجلس از برخاستن از آن، به سلام گفتن شایسته‌تر نیست»[۲۰۱].

هنگام عطسه و خمیازه

۱۵۹- رسول الله صفرمودند: خداوند متعال عطسه را می‌پسندد و خمیازه را نمی‌پسندد، هرگاه کسی عطسه کرد و «الَحَمْدُ لِلّهِ» گفت، هر مسلمانی که حمد او را شنیده، [۶]واجب است که بگوید: «يَرحَمكَ اللهُ» اما خمیازه از شیطان است، هرگاه کسی خمیازه‌اش آمد، تا می‌تواند آن را دفع کند؛ زیرا هنگامی که کسی خمیازه می‌کند، شیطان به او می‌خندد»[۲۰۲].

۱۶۰- رسول الله صفرمودند: هرگاه کسی عطسه زد، بگوید: «الَحَمْدُ لِلّهِ»، برادر و یا دوستش در پاسخ، بگوید: «يَرحَمكَ اللهُ» وقتی که به او «يَرحَمكَ اللهُ» گفت: در پاسخش بگوید: «يَهْدِيكُم اللهُ ويُصِلح بَالَكُم»، «خداوند شما را هدایت کند و اوضاعتان را سامان بخشد».

و بنا به روایتی، بگوید: «الَحَمْدُ لِلّهِ عَلى كُلِّ حَالٍ»[۲۰۲].

۱۶۶- رسول الله صفرمودند: هرگاه کسی عطسه کرد و حمد خدا را گفت، با گفتن «يَرحَمكَ اللهُ» پاسخش دهید و اگر «الَحَمْدُ لِلّهِ» نگفت پاسخی ندهید»[۲۰۴].

[۶] این حدیث گویای وجوب پاسخ عطسه بر همه‌ی شنوندگان آن، می‌باشد، و این که گفته می‌شود فرض کفایی است، هیچ دلیل و مستندی ندارد، برعکس سلام که در حدیث ۱۶۱ تصریح شده بود، که سلام و یا پاسخ یک نفر از گروه کافی است.

هنگام ازدواج

۱۶۱- عبد الله بن مسعود سمی‌گوید: رسول الله صخطبه‌ی حاجت را این گونه به ما آموختند:

«اَلحَمْدُ لِلّهِ [نَحمَدُهُ] ونَسْتَعِينُهُ ونَسْتَغْفِرُهُ ونَعُوذُ بِاللهِ مِنْْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا ومِنْ سَيّئاتِ أَعْمَالِنَا، مَنْ يَهْدِهِ اللهُ فَلاَ مُضِلَّ لَهُ ومَنْ يُضْلِلْ فَلاَ هَادِيَ لَهُ، وأَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلهَ إِلاّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمْدَاً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ»، ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُواْ رَبَّكُمُ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ وَخَلَقَ مِنۡهَا زَوۡجَهَا وَبَثَّ مِنۡهُمَا رِجَالٗا كَثِيرٗا وَنِسَآءٗۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ ٱلَّذِي تَسَآءَلُونَ بِهِۦ وَٱلۡأَرۡحَامَۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَيۡكُمۡ رَقِيبٗا١[النساء: ۱].، ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِۦ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسۡلِمُونَ١٠٢[آل عمران: ۱۰۲].، ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَقُولُواْ قَوۡلٗا سَدِيدٗا٧٠ يُصۡلِحۡ لَكُمۡ أَعۡمَٰلَكُمۡ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡۗ وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدۡ فَازَ فَوۡزًا عَظِيمًا٧١[الأحزاب: ۷۰-۷۱]. «ستایش مخصوص خداست [او را می‌ستاییم] و از او یاری می‌جوییم و آمرزش می‌طلبیم، از بدی‌ها نفس و اعمال خویش، به او پناه می‌بریم، هر کس را خدا هدایت کند، کسی گمراهش نمی‌کند و هر کس را خدا گمراه کند، هدایت دهنده‌ای برایش نیست، گواهی می‌دهم که جز خدای یگانه و بی‌همتا، معبودی نیست و گواهی می‌دهم که محمد بنده و پیامبر اوست «ای مردم! از پروردگارتان، بپرهیزید. همان کسی که شما را از یک انسان آفرید و همسر او را از نوع او آفرید و از آن دو، مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت، و از خدایی بپرهیزید که همدیگر را به او سوگند می‌دهید (و نیز) از (قطع رابطه با) خویشاوندان خود، پرهیز کنید، زیرا خداوند مراقب شماست»، «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! آن گونه که حق تقوا و پرهیزگاری است، از خدا بپرهیزید و از دنیا نروید مگر این که مسلمان باشید»، «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! تقوای الهی پیشه کنید و سخن حق بگویید، تا خدا کارهای شما را اصلاح کند و گناهانتان را بیامرزد و هر کس از خدا و رسولش اطاعت کند، به رستگاری عظیمی دست یافته است».

۱۶۲- هرگاه رسول الله صکسی را به مناسبت ازدواج تبریک می‌گفتند، می‌فرمودند: «بَارَكَ اللهُ لَكَ وبَارَكَ عَلَيكَ وجَمَعَ بَينَكُماَ فِي خَيرٍ»[۲۰۶].

«خداوند به تو برکت دهد و پیوندتان را قرین سعادت فرماید».

۱۶۳- رسول الله صفرمودند: هر کس با زنی ازدواج کرد و یا خادمی خرید، بگوید: «اللّهُمّ إِنِّي أَسْأَلُكَ خَيرَهَا وخَيرَ مَا جَبَلْتَهَا عَليهَ وأَعُوُذِ بكَ مِنْ شَرِّهَا وشَرِّ مَا جَبَلْتَهَا عَليهَ»، «پروردگارا! خیر آن و خیر آنچه او را بر آن سرشته‌ای، از تو خواستارم و از شر آن و شر آنچه او را بر آن سرشته‌ای، به تو پناه می‌برم» و اگر شتری خرید، کوهانش را بگیرد و این دعا را بخواند»[۲۰۷].

۱۶۴- رسول الله صفرمودند: اگر هنگامی که کسی با همسرش نزدیکی کند، چنین دعا کند: «بِسم اللَّهِ اللّهُمّ جَنِّبْنَا الشَّيطَانَ وجَنِّبِ الشَّيطَانَ مَا رَزَقْتَنَا» اگر فرزندی بر ایشان مقدر باشد، شیطان به او زیانی نخواهد رساند»[۲۰۸].

«بنام خدا، پروردگارا! ما را از شیطان محفوظ بدار و شیطان را از آنچه به ما ارزانی می‌داری دور نگه دار».

هنگام ولادت

۱۶۵- ابو رافعسمی‌گوید: دیدم که رسول الله صپس از ولادت حسن بن علی، در گوش وی اذان گفتند»[۲۱۰].

۱۶۶- عایشه لمی‌گوید: نوزادان را نزد رسول الله صمی‌آوردند، و ایشان برایشان دعای برکت می‌فرمودند و آنان را تحنیک [۷]می‌کردند»[۲۱۲].

۱۶۷- عمرو بن شعیب از طریق پدر خود از جدش نقل می‌کند که: رسول الله صدستور فرمودند که روز هفتم ولادت، نوزاد نام گذاشته، و موی سرش تراشیده و برایش عقیقه [۸]شود»[۲۱۳].

۱۶۸- رسول الله ص، فرزندش ابراهیم، ابراهیم بن ابی‌موسی، عبدالله بن ابی‌طلحه و منذر بن ابی‌اُسید را در روزهای نخست و لادتشان، نامگذاری فرمودند» [۹]. [۲۱۴]

۱۶۹- رسول الله صفرمودند: «پسندیده‌ترین نامهای شما نزد پروردگار عبدالله و عبدالرحمان، هستند»[۲۱۶].

۱۷۰- رسول الله صنام‌های نامناسب را با جایگزینی مناسب تغییر دادند، زینب قبلاً بَرَّة نام داشت مردم می‌گفتند: او خود را می‌ستاید، رسول الله صوی را زینب نامیدند، و نمی‌پسندیدند که کسی بگوید: او از نزد بَرَّة (نیکی) رفت. و از مردی پرسیدند که: نام تو کیست؟ گفت: حزن، فرمودند: خیر، بلکه تو سهل هستی، و همچنین نام عاصيه را به جميله تغییر دادند، و از مرد دیگر پرسید: اسمت چیست؟ گفت: اصرم، فرمودند: خیر، نام تو زُرعه است و نام زمینی که عفره نامیده می‌شد به خضرة تبدیل فرمودند»[۲۱۸].

[۷] نرم کردن خرما و یا چیزی دیگر و گذاشتن آن در دهان نوزاد. [۸] عقیقه: ذبح نمودن دو گوسفند برای پسر و یک گوسفند برای دختر. [۹] این احادیث در این مورد صحیح است و دلالت بر جواز نامگذاری قبل از روز هفتم دارد، و حدیث قبل دلالت بر افضلیت روز هفتم دارد.

هنگام شنیدن صدای خروس، الاغ و سگ

۱۷۱- رسول الله صفرمودند: «هرگاه صدای الاغ را شنیدید، از شیطان به خداوند پناه ببرید؛ زیرا آن شیطانی دیده است و هرگاه صدای خروس را شنیدید، فضل الهی را بطلبید؛ زیرا آن فرشته‌ای را دیده است»[۲۱۹].

۱۷۲- رسول الله صفرمودند: هرگاه در شب، پارس سگ و عرعر الاغی را شنیدید به خداوند پناه ببرید؛ زیرا آنان چیزهایی را می‌بینند که شما نمی‌بینید»[۲۲۰].

دعای مجلس

۱۷۳- رسول الله صفرمودند: «هر کس در مجلسی پر گویی کرده اگر قبل از برخاستن از مجلس بگوید: «سُبحَانَكَ اللَّهُمَّ وبِحَمْدِكَ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلهَ إِلاّ اَنْتَ أَسْتَغْفِرُكَ وأَتُوبُ إِلَيكَ» «خدایا! تو را به پاکی می‌ستایم، گواهی می‌دهم که معبودی جز تو نیست، از تو طلب آمرزش دارم و به سوی تو توبه می‌کنم» خداوند از آن چه در آن مجلس از او سر زده، چشم پوشی می‌کند»[۲۲۲].

۱۷۴- در حدیثی دیگر آمده: اگر مجلس پسندیده‌ای باشد، این دعا مهر آن نیکی می‌گردد و اگر مجلس آمیخته‌ای باشد، کفاره‌ی آن خواهد بود»[۲۲۳].

۱۷۵- رسول الله صفرمودند: هرگاه مردمی از مجلسی که در آن یاد خدا نبوده، برخیزند، گویا از مردار الاغی برخاسته‌اند، و آن مجلس موجب تأسف آنان خواهد گردید»[۲۲۴].

۱۷۶- عبدالله بن عمر بمی‌گوید: کمتر اتفاق می‌افتاد که رسول الله صاز مجلسی برخیزند و این دعا را برای اصحاب شنخوانند: «اللّهُمّ اقْسِمْ لَنَا مِنْ خَشْيَتِكَ مَا تَحُولُ بِهِ بَينَنَا وبَينَ مَعَاصِيكَ ومِنْ طَاعَتِكَ مَا تُبَلِّغْنَا بِهِ جَنَّتَكَ ومِنَ اليَقيِنِ مَا تُهَوِّنُ بِهِ عَلينَا مَصَائِبَ الدُّنياَ، اللّهُمّ مَتِّعْنَا بِأَسْمَاعِنَا وأَبْصَارِنَا قُوَّتِنَا مَا أَحْييتَنا واجْعَلْهُ الواَرِثَ مِنَّا واجْعَل ثَأرَنَا عَلى مَنْ ظَلَمَنَا وانْصُرنَا عَلى مَن عَادَانَا ولاَ تَجْعَل مُصِيبَتَنَا فِي دِينِِناَ ولاَ تَجْعَل الدُّنْيا أَكْبَرَ هَمِّنَا ولاَ مَبْلَغَ عِلْمنِاَ ولاَ تُسَلِّطْ عَلَيَنَا مَنْ لاَ يَرحَمُنَا»[۲۲۵].

«خدایا! ما را چنان بهره‌ای از بیم خود عطا فرما که با آن ما را از نافرمانی خود، باز داری و چنان طاعتی ما را نصیب کن که با آن ما را به بهشت خود، درآوری و چنان یقینی به ما عنایت فرما که با آن، مصایب دنیا را بر ما آسان، بگردانی، خدایا! تا ما را زنده نگه داشته‌ای، ما را از شنوایی، بینایی و قدرت مان، بهرمند بدار، و آن را وارث ما بگردان، انتقام ما را از ستمگران بگیر و ما را بر متجاوزان یاری ده و دین ما را محفوظ بدار و دنیا را بزرگترین دغدغه‌ی و منتهای دانش ما، مگردان، و کسانی که به ما رحم نمی‌کنند، بر ما مسلط نفرما».

هنگام خشم

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ نَزۡغٞ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٣٦[فصلت: ۳۶].

«هرگاه وسوسه‌ای از شیطان متوجه تو گردید، خود را به خدا بسپار که او بس شنوا و آگاه است».

۱۷۷- سلیمان بن صرد سمی‌گوید: با رسول الله صنشسته بودم که دو مرد به همدیگر فحاشی می‌کردند و صورت یکی از آنان قرمز شده و رگهایش باد کرده بود، رسول الله صفرمود: من کلمه‌ای می‌دانم که اگر آن را بگوید، آن حالتش از بین خواهد رفت، بگوید: «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيطَانِ الرَّجيِمِ»[۲۲۶]. «از شیطان رانده شده به خدا پناه می‌برم».

هنگام مشاهده‌ی مصیبت دیده‌ها

۱۷۸- رسول الله صفرمودند: «هر کس شخص مصیبت زده‌ای را ببیند و این دعا را بخواند: «اَلحمدُ لِلّهِ الَّذِي عَافَانِي مِمَا ابْتَلاَكَ بِهِ وَفَضَّلَنيِ عَلَى كَثيِرٍ مِمَّنْ خَلَقَ تَفْضِيلاً» به آن بلا و مصیبت گرفتار نخواهد شد»[۲۲۸].

«ستایش خدایی که مرا از آنچه تو را به آن مبتلا گردانیده است، عافیت بخشید و مرا بر بسیاری از مخلوقاتش برتری آشکاری عنایت فرمود».

هنگام رفتن به بازار

۱۷۹- رسول الله صفرمودند: هر کس هنگام ورود به بازار بگوید: «لاَ إِلهَ إِلاّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ، لَهُ المُلْكُ وَلَهُ الحَمْدُ، يُحْيِي ويُميِتُ وهُوَ حَيٌّ لاَ يَموُتُ، بِيَدِه الخَيرُ وهُوَ عَلى كُلِّ شَيٍ قَدِيرٌ» خداوند برایش هزار نیکی ثبت و هزار بدی از او پاک می‌گرداند و یک میلیون درجه، او را بلند می‌کند»[۲۲۹].

«معبودی جز خدای یگانه و بی‌همتا نیست، پادشاهی از آن او و ستایش مخصوص اوست، زنده می‌گرداند و می‌میراند، و خود همیشه زنده است و نمی‌میرد، خیر به دست اوست و او بر هر کاری تواناست».

هنگام لغزیدن سواری

۱۸۰- مردی می‌گوید: پشت رسول الله صبر حیوانی سوار بودم که ناگاه حیوان لغزید، من گفتم «تَعِسَ الشيطان» «شیطان نگونسار باد» فرمودند: «نگو: «تَعِسَ الشيطان» اگر چنین بگویی شیطان خود را بزرگ می‌بیند و به اندازه یک خانه می‌شود و می‌گوید: با توان خود چنین کردم، اما بگو «بسم الله» زیرا اگر «بسم الله» بگویی شیطان تحقیر، و به اندازه یک پشه، کوچک می‌شود»[۱۳۷].

نگام هدیه گرفتن

۱۸۱- عایشه لمی‌گوید: گوسفندی به رسول الله صهدیه شد، رسول الله صفرمودند: آن را تقسیم کن، وقتی که خادم- که گوشتی را به همسایگان رسانده بود- برمی‌گشت، عایشه لمی‌پرسید که که چه گفتند، خادم می‌گفت: گفتند: «بَارَكَ اللهُ فِيكُمْ» عایشه لدر جواب می‌گفت: «وفِيهِم بَارَكَ اللهُ» مانند آن چه به ما گفته‌اند، به آنان پاسخ می‌دهیم و این گونه ثواب ما، برایمان خواهد ماند» [۲۳۸].

هنگام زدودن خس و خاشاک

۱۸۲- روایت شده که عمر ساز سر یا ریش کسی چیزی را دور کرد، آن مرد گفت: «صَرَفَ اللهُ عَنْكَ السُّوءَ» «خداوند بدی را از تو دور کند» عمر سگفت: از زمانی که مسلمان شدیم خداوند متعال بدی را از ما دور کرده است، وقتی که چیزی را از تو دور کردند، بگو: «دستت خیر بیند»[۲۴۰].

هنگام دیدن میوه‌ی نو بر

۱۸۳- ابوهریره سمی‌گوید: هنگامی که در مدینه، میوه‌ای تازه به دست می‌آمد، آن را نزد رسول الله صمی‌آوردند. رسول الله صآن را می‌گرفت و چنین دعا می‌فرمود: «اللّهُمَ بارِكْ فِي ثَمَرِنَا وبَارِكَ لَنَا فِي مَدِينَتنِاَ وبَارِكْ لَنَا فِي صَاعِنَا وبَارِكْ لَنَا فِي مُدِّنَا» سپس آن را به نو عمر‌ترین فرد حاضر می‌داند»[۲۴۱]. «پروردگارا! در محصولات ما برکت ده، در شهر ما برکت ده، در صاع و مد [۱۰]ما برکت ده».

[۱۰] صاع و مد دو پیمانه اهل مدینه، بودند.

هرگاه از چیزی به شگفت آید

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَلَوۡلَآ إِذۡ دَخَلۡتَ جَنَّتَكَ قُلۡتَ مَا شَآءَ ٱللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِٱللَّهِ[الکهف: ۳۹]. «کاش! وقتی وارد باغ می‌شدی، می‌گفتی: ماشاءالله (هر چه خدا بخواهد، شدنی است) هیچ قدرت و قوتی جز از ناحیه‌ی خدا نیست».

۱۸۴- رسول الله صفرمودند: «چشم زخم حق است و اگر چیزی از تقدیر سبقت می‌گرفت، چشم زخم، سبقت گرفته بود»[۲۴۲].

۱۸۵- رسول الله صفرمودند: هرگاه چیزی از جان و مالتان شما را شگفت زده کرد، «بَارَكَ اللهُ» بگوید؛ زیرا چشم زخم حق است»[۲۴۳].

۱۸۶- ابوسعید سمی‌گوید: رسول الله صاز جن و چشم زخم به خداوند پناه می‌برد، تا این که معوذتین (فلق و ناس) نازل گشتند، از آن، پس آن دو سوره را ورد فرمودند و بقیه را رها کردند»[۲۴۶].

فال نیک و بدشگونی

۱۸۷- رسول الله صفرمودند: بدشگونی و بیماری واگیرداری، در کارنیست، صادق‌ترین آن فال نیک است، گفتند: فال چیست؟ فرمودند: سخن زیبایی که مرد می‌شنود»[۲۴۷].

۱۸۸- رسول الله صفال نیک را می‌پسندیدند.

۱۸۹- فرمودند: «در خواب دیدم که گویا در خانه‌ی عقبه بن رافع هستم و از خرمای ابن طاب برایمان آوردند، من آن را به رفعت و بلندی دنیوی و فرجام نیک اخروی و عزت دینی تعبیر نمودم»[۲۵۰].

۱۹۰- معاویه بن الحکم سمی‌گوید: عرض کردم یا رسول الله! برخی بدفالی می‌زنند، فرمودند: آن چیزی است که خود می‌پندارند، مبادا شما را از کاری باز دارد»[۲۵۱].

تم بحمد الله