اندیشههای اسلامیدر پرتو کتاب و سنت
دنیای فرشتگان
تألیف:
دکتر عمر سلیمان اشقر
ترجمه:
گروه فرهنگی انتشارات حرمین
إِنَّ الحَمْدَلِلّهِ نَحْمَدُه، ونَسْتَعِينُه، ونَسْتَغْفِرهُ، ونَعُوذُ بِاللهِ مِنْ شُرُورٍ أَنْفُسِنا، مَنْ يهْدِهِ اللهُ فَلامُضِلَّ لَه، وَمَن يضْلِلْ فَلاهادِي لَه. وأَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إلاَّ اللهُ وأَشْهَدُ أَنْ مُحَمَّداً عَبْدُه ورَسُولُه.
ایمان و اعتقاد به وجود فرشتگان، یکی از اصول اعتقادی اسلام است که ایمان بدون آن کامل نمیگردد. و فرشتگان بخشی از جهان غیباند که خداوند متعال ایمان آورندگان بدان را مورد ستایش و تمجید قرار داده است؛ زیرا ایمان به فرشتگان در واقع پذیرفتن خبر خداوندأو پیام رسول خدا صاست.
قرآن و سنّت بطور مفصّل این موضوع را شرح داده، و زوایای مختلف آن را بیان کردهاند. هرکس قرآن و سنّت را در این زمینه مطالعه کند، ایمان و اعتقاد به فرشتگان برایش واضح خواهد بود، و هیچ و در این اعتقاد هیچ گنگی و ابهامی نخواهد یافت، و این مطالعه موجب ایمان عمیق و راسخ بودن این اعتقاد میگردد؛ زیرا شناخت تفصیلی از شناخت مختصر و فهرستوار محکمتر و استوارتر است.
قرآن و سنّت بدین جهت پیرامون فرشتگان به طور مفصل بحث نمودهاند که انسان بدون وحی نمیتواند به شناخت کافی و لازم در مورد این موضوع مهم دست یابد. زیرا حواس انسان ناتوانتر از آن است که فرشتگان را ببیند و کلامشان را بشنود، ولی این ناتوانی به مصلحت انسان است؛ زیرا اگر انسان همهی صداهای اطرافش را میشنید، و همهی موجودات را مشاهده میکرد؛ نمیتوانست زندگی راحتی داشته باشد؛ برای مثال کافی است تصوّر کنیم که انسان به همهی صداهایی که از رادیو بخش میشود گوش فرا میدهد تا از حوادث و بلاهایی خبر شود که در انتظارش است. پس اگر فرشته هم از اخبار جهان باخبر شود دچار جنون و سرگشتگی میشود. کسی گمان نبرد که پرداختن به موضوع این اصل (فرشته) از علوم اساسی نیست؛ زیرا حقایقی که قرآن و سنّت در این راستا ارائه میدهند؛ تأثیر بسزایی در نفی خرافات و انحراف از مسیر عقل صحیح دارد؛ چرا که از قدیم مقولهی خدا بودن یا دختر خدا بودن فرشتگان، رایج بوده، و برخی از فیلسوفان هم بر این باور بودهاند که فرشتگان همان افلاک و گردونهاند که در فضا دیده میشوند.
این حقایق که در قرآن و سنّت بیان شدهاند، ایمان و اعتقاد ما را نسبت به خدایی که معبود حقیقی است و محافظ و مراقب این جهان هستی است راسخ و عمیق میگرداند آن که لشکر خود را از فرشتگان برگزیده تا به امور و شؤون مختلف هستی بپردازند.
ارتباط ما با فرشتگان از لحاظ تکوین و بوجود آمدن، و مراقبت و نگهبانی بیانگر اهمیت و ارزش انسان است، واندیشهی پوچگرایی و حقارت انسان را نفی میکند، و با درک این حقیقت انسان ارزش خود را میشناسد و تلاش میکند نقش بزرگ خود را که موظّف به ادای آن است به اثبات برساند.
اگر پیامدها و آثار ارزشمند ایمان به فرشتگان را بررسی کنیم، و آیات و روایات پیرامون این موضوع را ذکر نماییم، در این مقدمه نمیگنجد و سخن به درازا میکشد. بنابراین موضوع را به خواننده میسپارم تا مدت زمانی را با مطالعه و تلاوت آیات و احادیث دربارهی این موضوع سپری کند، و با تأمل در آنها خود آثار ناشی از باور به این اصل اعتقادی را لمس نماید.
از خداوند متعال میخواهم که این کتاب را موجب سود و بهرهمندی قرار دهد، و آن را خالصانه از بنده بپذیرد؛ زیرا تنها او برترین مولی و بهترین یاور است.
عمر سلیمان اشقر
کویت:۲۰/ذی القعده/۱۳۷۸ هـ /۲۲/۹/۱۹۸۷م.
در این فصل تلاش ما بر این است که خصوصیات و ویژگیهای اخلاقی و سرشتی فرشتگان را در پرتو قرآن و احادیث صحیح بیان نموده، سپس به توانمندی آنها بپردازیم.
فرشتگان از نور آفریده شدهاند، همانگونه که عایشهلروایت کرده که رسول اکرم صفرمود: فرشتگان از نور، جنها از آتش و آدم از چیزی که برای شما بیان شده است، آفریده شدهاند [۱].
البته رسول خدا صنوع نوری را که فرشتگان از آن آفریده شدهاند، بیان نکرده است. بنابراین ما نمیتوانیم بیش از آنچه در این مورد بیان شده توضیح دهیم؛ چون این بحث مربوط به جهان غیب است.
ولی آنچه از عکرمه روایت است مبنی بر اینکه: «فرشتگان از نور عزّت، و ابلیس از آتش عزت آفریده شده» و یا آنچه عبدالله بن عمر و روایت کرده است مبنی بر اینکه: «خداوند فرشتگان را از نور بازو و سینه آفریده است!» استناد بدان صحیح نیست. اگر این روایات از این راویان عالم و دانشمند صحیح باشد، باز هم آنها معصوم نیستند، و ممکن است منبع این روایات اسرائیلیات باشند [۲].
اما آنچه شاه ولی الله دهلوی در (حجة الله البالغة) گفته مبنی بر اینکه «ملأ اعلی» یعنی ساکنان آسمان و عالم بالا به سه دسته تقسیم میشوند:
دستهی اول: آنهایی هستند که خداوند میداند هر خوبی و نفعی به وجود آنها بستگی دارد، از این رو بعضی اجسام نوری مانند آتش موسی÷را آفریده، و نفوس کریمهای را در آنها دمید.
دستهی دوم: گروهی هستند که بصورت هماهنگ با مزاج بخارهای لطیف از عناصری به وجود آمدهاند که دارای نفس پاک و والا هستند، و به شدت آلودگیهای حیوانی را از خود میرانند.
دستهی سوم: آنهایی هستد که نفوس انسانی دارند، و به ساکنان آسمان بسیار نزدیک هستند، و همواره در حال انجام اعمالی هستند که مفید و موجب رستگاری میباشند، به طوری که پیوستن به آنها سودمند است و پردههای فیزیکی از اجسام این گروه برداشته شده، به گونهای که اینان در مسیر باشندگان آسمان حرکت میکنند و جزو آنها محسوب میشوند [۳].
هیچ دلیل درست و سند معتبری مبنی بر صحّت این تقسیم بندی با این تفصیل وجود ندارد.
چه زمانی فرشتگان آفریده شدهاند؟
ما نمیدانیم فرشتگان چه زمانی آفریده شدهاند؟ خداوند در این باره هیچ گونه اطلاعی به ما نداده است. البته میدانیم که آنها جلوتر از آدم «ابو البشر» آفریده شدهاند؛ زیرا خداوند به ما خبر داده که جانشین قرار دادن آدم بر روی زمین را به فرشتگان اعلام نموده، و به اطلاع آنها رسانده است:
﴿وَإِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٞ فِي ٱلۡأَرۡضِ خَلِيفَةٗۖ﴾[البقرة: ۳۰].
«زمانی که پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمین جانشینی قرار میدهم».
منظور از خلیفه، آدم÷ است، و خداوند متعال وقتی آدم را آفرید به فرشتگان دستور داد تا او را سجده کنند، آنجا که میفرماید:
﴿فَإِذَا سَوَّيۡتُهُۥ وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُۥ سَٰجِدِينَ٢٩﴾[الحجر: ۲۹].
یعنی: «آن گاه که او را آراسته و پیراسته کردم و از روح متعلّق به خود در او دمیدم. (برای بزرگداشت و احترامش) در برابر او به سجده افتید».
[۱] صحیح مسلم (۴/۲۲۹۴) برخی عالم نماها این حدیث وامثال آن را به بهانهی اینکه با حدیث آحاد عقیده ثابت نمیشود، مردود میدانند ولی این موضوع را در رسالهی (أصل الاعتقاد) به این شبهه پاسخ دادهام. [۲] به سلسلة الأحادیث الصحیحة (۱/۱۹۷) مراجعه شود. [۳] الحجة الله البالغة ص (۳۳).
خداوند در مورد فرشتگان مأمور آتش دوزخ میفرماید:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَأَهۡلِيكُمۡ نَارٗا وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُ عَلَيۡهَا مَلَٰٓئِكَةٌ غِلَاظٞ شِدَادٞ لَّا يَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ٦﴾[التحریم: ۶].
یعنی:«ای مؤمنان! خود و خانوادهی خویش را از آتش دوزخی بر کنار دارید که افروزینهی آن انسانها و سنگهاست. فرشتگانی بر آن گمارده شدهاند که خشن و سختگیر، و زورمند و توانا هستند. از خدا در آنچه بدیشان دستور داده است نافرمانی نمیکنند، و همان چیزی را انجام میدهند که بدان مأمور شدهاند».
ما در این باره تنها به ذکر احادیثی بسنده میکنیم که در مورد دو فرشتهی گرامی بحث میکنند.
درشتاندام بودن جبرئیل÷
امام احمد در مسند خود از عبدالله بن مسعودسروایت کرده که رسول خدا ص جبرئیل را به شکل و صورت واقعیاش دید که دارای ششصد بال بود، که هریک از بالهایش اُفُق آسمان را پوشانیده بود، و از بالش چیزهایی با رنگهای مختلف از قبیل یاقوت و مروارید میافتاد. ابن کثیر گفته: سند این حدیث جیّد است [۴].
و در صحیح مسلم روایت شده که رسول خدا صدربارهی با جبرئیل فرمود: «رَأَيْتُهُ مُنْهَبِطًا مِنَ السَّمَاءِ سَادًّا عِظَمُ خَلْقِهِ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلَى الأَرْضِ» یعنی: او را دیدم درحالی از آسمان فرود میآید، که بزرگی جسمش فاصلهی میان زمین و آسمان را پر کرده بود [۵].
همچنین خداوند متعال در توصیف جبرئیل فرمود:
﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ١٩ ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ مَكِينٖ٢٠﴾[التکویر: ۱۹-۲۰].
یعنی: «این قرآن، کلام (خدا و توسّط) فرستاده بزرگواری (جبرئیل نام برای محمّد پیغمبر اسلام، روانه شده) است. او (در ادای مأموریت خود توانا و) نیرومند است، و نزد خداوندِ صاحبِ عرش دارای منزلت و مکانت والایی است».
در آیهی فوق منظور از «رسول کریم» جبرئیل امین است.
درشتاندام بودن حاملان عرش خداوند
حضرت جابر سنقل میکند که رسول خدا صفرمود: «به من اجازه داده شده تا دربارهی یکی از فرشتگانی که از حاملان عرش است؛ سخن بگویم. فاصلهی میان نرمهی گوش تا شانهاش بهاندازهی مسافت هفتصد سال راه است» [۶].
ابن ابی حاتم حدیث مذکور را نقل کرده و دربارهی فاصلهی میان نرمهی گوش و شانهی حاملان عرش گفته: «تخفق الطیر» یعنی: پرندگان از پرواز در این فاصله درمانده میشوند. (محقق مشکاة المصابیح) سندش را صحیح گفته است [۷].
طبرانی در معجم اوسط با سند صحیح از انس سنقل کرده که: رسول خدا صفرمود: به من اجازه داده شد تا در مورد فرشتهای از حاملان عرش سخن بگویم؛ دو پایش در پایینترین قسمت زمین و عرش بر روی شاخش قرار دارد، و فاصلهی میان نرمهی گوش و شانهاش بهاندازهای مسافت هفتصد سال راه است که پرنده نیز از پیمودن آن ناتوان و درمانده است، این فرشته، خدا را تسبیح کرده و میگوید: «پروردگارا هرجا که باشی! پاک و منزه هستی» [۸].
[۴] (البدایة و النهایة ۱/۴۷). [۵] صحیح مسلم(۱/۱۵۹) و شماره حدیث(۱۷۷). [۶] سنن ابی داود (۳/۸۹۵) شماره (۹۳۵۳). [۷] مشکاة المصابیح (۳/۱۲۱) سلسله احادیث الصحیحة. شماره (۱۵۱). [۸] صحیح الجامع الصغیر، چاپ سوم (۱/۲۰۸) به شماره (۸۵۳).
۱- بالهای فرشتگان
بر اساس آیههای قرآن فرشتگان دارای بال هستند، بعضی دو بال برخی سه یا چهار بال و برخی بیش از چهار بال دارند:
﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ جَاعِلِ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ رُسُلًا أُوْلِيٓ أَجۡنِحَةٖ مَّثۡنَىٰ وَثُلَٰثَ وَرُبَٰعَۚ يَزِيدُ فِي ٱلۡخَلۡقِ مَا يَشَآءُۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ١﴾[فاطر: ۱].
یعنی: «ستایش خداوندی را سزاست که آفرینندهی آسمانها و زمین است، و فرشتگان را با بالهای دوتا دوتا، و سهتا سهتا، و چهارتا چهارتایی که دارند، مأموران (قدرتمند اجرای فرمان خود در زمینههای مختلف تکوینی و تشریعی) کرد. او هر چه بخواهد بر آفرینش (فرشتگان و مردمان و سایر موجودات جهان) میافزاید. زیرا که خدا بر هر چیزی تواناست».
و در احادیثی، رسول خدا صبه ما خبر داده که حضرت جبرئیل÷ششصد بال دارد. که در مباحث گذشته کاملاً بیان گردید.
۲- جمال و زیبایی فرشتگان
خداوند متعال فرشتگان را زیبا آفریده است. چنانکه دربارهی جبرئیل فرموده:
﴿عَلَّمَهُۥ شَدِيدُ ٱلۡقُوَىٰ٥ ذُو مِرَّةٖ فَٱسۡتَوَىٰ٦﴾[النجم: ۵-۶].
یعنی: «(جبرئیل، فرشته) بس نیرومند آن را بدو آموخته است. همان کسی که دارای خرد استوار واندیشه وارسته است. سپس او (به صورت فرشتگی خود و با بالهایی که کرانههای آسمان را پر کرده بود) راست ایستاد».
ابن عباسبدر تفسیر «ذُو مِرَّةِ» مینویسد: «یعنی داری سیما و صورت زیباست». قتاده میگوید: «دارای قامتی بلند و زیباست». بعضی «ذُو مِرَّةِ» را به قدرت و توانایی تفسیر کردهاند، میان این دو تفسیر هیچ منافات و تضادی وجود ندارد؛ زیرا جبرئیل ÷ هم تواناست و هم زیبا.
فرشتگان در میان مردم نیز به فرشتگان حُسن و جمال معروفاند، همانطور که شیاطین به قُبح، زشتی و بد شکلی معروف هستند، از این رو انسان زیباروی را به فرشتگان تشبیه میکنند، و هنگامیکه زنان مصر جمال و زیبایی یوسف ÷ را مشاهده کردند گفتند:
﴿حَٰشَ لِلَّهِ مَا هَٰذَا بَشَرًا إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا مَلَكٞ كَرِيمٞ٣١﴾[یوسف: ۳۱].
«ماشاءالله! این آدمیزاد نیست، بلکه فرشتهی بزرگواری است».
۳- آیا فرشتگان در شکل و صورت شبیه با انسانها هستند؟
امام مسلم در صحیح و ترمذی در سنن خود از جابر سنقل کردهاند که رسول خدا صفرمود: در شب معراج تمام پیامبران به من نشان داده شدند، موسی ÷ نه بسیار چاق و نه لاغر بلکه میانهاندام بود [۹]. گویی از مردان قبیلهی شنوئه بود، و عیسی بن مریم ÷ را دیدم که بسیار شبیه عروه بن مسعود بود، و ابراهیم را دیدم که بسیار شبیه من بود، و جبرئیل را دیدم که شبیه دحیه کلبی بود. و در بعضی روایات آمده که: شبیه با دحیه بن خلیفه بود.
ولی آیا این مشابهت میان جبرئیل و دحیه کلبی به شکل اصلی جبرئیل بود، یا زمانی که خود را به شکل انسان در میآورد؟! قول دوم راجح است؛ زیرا در روایات بعدی خواهد آمد که جبرئیل اغلب اوقات به صورت دحیه کلبی نزد رسول خدا صظاهر میشد.
۴- تفاوت فرشتگان در جسم و مقام و مرتبه
فرشتگان در جسم و مرتبه با هم برابر نیستند. بعضی دو بال دارند، برخی سه بال، بعضی چهار و بعضی بیشتر، چنانکه جبرئیل ÷ششصد بال دارد. و نزد پروردگار دارای مقامهای متفاوت و معلومیهستند، همانگونه که خداوند متعال میفرماید: ﴿وَمَا مِنَّآ إِلَّا لَهُۥ مَقَامٞ مَّعۡلُومٞ١٦٤﴾[الصافات: ۱۶۴].
یعنی: «هریک از ما مقام مشخّص و جایگاه جداگانهای داریم».
و دربارهی جبرئیل فرموده است:
﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ١٩ ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ مَكِينٖ٢٠ مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ٢١﴾[التکویر: ۱۹-۲۱].
یعنی: «این قرآن، کلام (خدا و توسّط) فرستادهی بزرگواری (بنام جبرئیل برای محمّد پیغمبر اسلام، روانه شده) است. او (در ادای مأموریت خود توانا و) نیرومند است، و نزد خداوندِ صاحبِ عرش دارای منزلت و مکانت والایی است. او در آنجا (که ملکوت اعلی و عالم فرشتگان است) فرمانروا، و (در کار ابلاغِ وحی و پیام الهی) امین و درستکار است»یعنی جبرئیل ÷ نزد پروردگار جایگاه و منزلت والایی دارد.
بهترین فرشتگان کسانی هستند که در جنگ بدر حضور داشتند. رفاعه بن رافع روایت میکند: که جبرئیل نزد رسول خدا صآمد و گفت: برای کسانی که در غزوهی بدر حاضر بودند، چه جایگاهی در میان خود قایل هستید؟ رسول خدا صفرمود: آنان از بهترین مسلمانان هستند. جبرئیل گفت: همچنین فرشتگانی که در غزوهی بدر حضور داشتند، از بهترین فرشتگان محسوب میشوند [۱۰].
۵- فرشتگان نر و ماده نیستند
از جمله عوامل گمراهی بعضی از انسانها هنگام پرداختن به موضوع عالم غیب این است که جهان غیب را با مقیاس و معیارهای بشری دنیا میسنجند. از این رو بعضی از آنان تعجب میکنند که چگونه جبرئیل در مدت چند ثانیه بعد از مطرح شدن سؤالی که نیاز بود از طرف خداوند أجواب داده شود، بر محمد صنازل میشد؟ و حضور جبرئیل را در مدت کوتاه و با سرعت خارق العاده و باور نکردنی تلقی میکنند و میگویند: چگونه چنین چیزی ممکن است، در حالی که نور (با سرعت سیصد هزار کیلومتر در ثانیه) نیاز به میلیونها سال نوری دارد تا به برخی از سیارگان نزدیک ما در آسمان برسد؟!
این انسان مسکین نمیداند که او مانند پشهای است که میخواهد سرعت هواپیما را با معیار خاص خود بسنجد. اگر این انسان خوب میاندیشید، قطعاً میدانست که معیارهای جهان فرشتگان کاملاً متفاوت با معیار ما انسانهاست.
مشرکین عرب هم در این عرصهها به بیراهه رفتند؛ زیرا فرشتگان را از جنس زنان میپنداشتند، و این پندارشان که خالی از واقعیت بود با خرافاتی واهی، در هم آمیخت، بدینگونه که فرشتگان را دختران خدا میپنداشتند!
قرآن در هردو پندار با آنان به جدل و بحث پرداخته، و ثابت کرد که مشرکین برای اثبات موضع خود در قبال فرشتگان، دلیل صحیحی ندارند، و این ادعای آنان هیچگونه اعتبار و ارزشی ندارد. بسی جای تعجب است که آنها دختران را به خدا نسبت میدادند در حالی که خود از داشتن دختر اظهار نفرت و ناخرسندی میکردند، و هرگاه بشارت تولد دختری به آنان داده میشد، از فرط پریشانی، رنگ چهرهشان تیره میشد، و غمگین میشدند، و به جهت احساس سرافکندگی و خجالت خود را از مردم پنهان میکردند؛ زیرا داشتن دختر را برای خود مایهی عار و ننگ میدانستند؛ حتی این حماقت گاهی به مرحلهای میرسید که دختر نوزاد را زنده در گور میکردند، و با این وجود داشتن چنین فرزندی را به خدا نسبت میدادند و پندارشان بر این بود که فرشتگان دختر خداأهستند. آری، خرافات بدینگونه گسترش پیدا کرد، و در ذهن واندیشهی کسانی که از نور الهی بهرهای نداشتند، ریشه دوانید.
به آیههای زیر توجه کنید که چگونهاین خرافات را به تصویر کشید. و با اهل خرافات به جدل میپردازد و میفرماید:
﴿فَٱسۡتَفۡتِهِمۡ أَلِرَبِّكَ ٱلۡبَنَاتُ وَلَهُمُ ٱلۡبَنُونَ١٤٩ أَمۡ خَلَقۡنَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ إِنَٰثٗا وَهُمۡ شَٰهِدُونَ١٥٠ أَلَآ إِنَّهُم مِّنۡ إِفۡكِهِمۡ لَيَقُولُونَ١٥١ وَلَدَ ٱللَّهُ وَإِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ١٥٢ أَصۡطَفَى ٱلۡبَنَاتِ عَلَى ٱلۡبَنِينَ١٥٣ مَا لَكُمۡ كَيۡفَ تَحۡكُمُونَ١٥٤ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ١٥٥ أَمۡ لَكُمۡ سُلۡطَٰنٞ مُّبِينٞ١٥٦﴾[الصافات: ۱۴۹-۱۵۶].
یعنی: «از آنان (که ساکن مکه بوده و به دنبال خرافات راه افتاده و معتقدند که فرشتگان دختران خدایند) بپرس که آیا دختران از آنِ پروردگار تو باشند و پسران از آنِ خودشان؟ (آیا این عادلانه است؟) یا اینکه (وقتی که) ما فرشتگان را به صورت ماده میآفریدیم، ایشان ناظر (بر خلقت فرشتگان) بودهاند؟ هان! آنان تنها از روی دروغها و تهمتهای به هم بافته خود میگویند: خداوند فرزند زاده است! قطعاً ایشان دروغگویند. آیا خداوند دختران را بر پسران ترجیح داده است چه چیزتان شده است، چگونه داوری میکنید؟ آیا یادآور نمیگردید. یا اینکه شما دلیل روشن و روشنگری (در این زمینه) دارید؟».
خداوند این ادعایشان را گواهی قرار داده که آنان را در مورد صحت و سُقم آن محاسبه میکند؛ زیرا بزرگترین گناه دروغ پردازی و افترا نسبت خداوند است. میفرماید:
﴿وَجَعَلُواْ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ ٱلَّذِينَ هُمۡ عِبَٰدُ ٱلرَّحۡمَٰنِ إِنَٰثًاۚ أَشَهِدُواْ خَلۡقَهُمۡۚ سَتُكۡتَبُ شَهَٰدَتُهُمۡ وَيُسَۡٔلُونَ١٩﴾[الزخرف: ۱۹] [۱۱].
یعنی: «آنان فرشتگان را که بندگان خدای مهربانند، مؤنّث بشمار میآورند (و دختران خدا قلمداد مینمایند!). آیا ایشان به هنگام آفرینش فرشتگان حضور داشتهاند و خِلقتشان را مشاهده نمودهاند؟! اظهارنظر و گواهی ایشان (بر این عقیده بیاساس، در نامههای اعمالشان) ثبت و ضبط میشود و (در روز قیامت، از سوی خدا) بازخواست میگردند».
۶- فرشتگان نمیخورند و نمیآشامند
در مباحث گذشته یادآور شدیم که فرشتگان نر و ماده (مذکر و مؤنث) نیستند به خوردنیها و نوشیدنیهای انسان نیازی ندارند. و خداوند أبه ما خبر داد که فرشتگان به شکل انسان نزد حضرت ابراهیم صرفتند. ابراهیم ÷ برای آنان غذا آورد، امّا آنان دستشان را بسوی غذا دراز نکردند. ابراهیم هراسی از آنان به دل راه داد، آنگاه آنان از حقیقت پرده برداشتند و گفتند: و ما فرشتهایم آنگاه بیم و حیرت حضرت ابراهیم برطرف گردید. قرآن این جریان را چنین بازگو نموده و میفرماید:
﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ضَيۡفِ إِبۡرَٰهِيمَ ٱلۡمُكۡرَمِينَ٢٤ إِذۡ دَخَلُواْ عَلَيۡهِ فَقَالُواْ سَلَٰمٗاۖ قَالَ سَلَٰمٞ قَوۡمٞ مُّنكَرُونَ٢٥ فَرَاغَ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ فَجَآءَ بِعِجۡلٖ سَمِينٖ٢٦ فَقَرَّبَهُۥٓ إِلَيۡهِمۡ قَالَ أَلَا تَأۡكُلُونَ٢٧ فَأَوۡجَسَ مِنۡهُمۡ خِيفَةٗۖ قَالُواْ لَا تَخَفۡۖ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٖ٢٨﴾[الذاریات: ۲۴-۲۸].
یعنی: «آیا خبر مهمانهای بزرگوار ابراهیم به تو رسیده است؟ در آن زمانی که بر او وارد شدند و گفتند: سلام (بر تو!) گفت: سلام بر شما! (شما مهمانان، برایم) مردمان ناآشنا و ناشناسی هستید. به دنبال آن، پنهانی بهسوی خانوادهی خود رفت، و گوساله فربهای را (که بریان کرده بودند، برای ایشان) آورد. و آن را نزدیک ایشان گذارد. (ولی با تعجب دید دست بهسوی غذا نمیبرند و از آن چیزی نمیخورند!) گفت: آیا نمیخورید؟! (هنگامیکه دید دست بهسوی غذا نمیبرند) در دل از ایشان احساس ترس و وحشت کرد. گفتند: نترس! سپس او را به تولد پسری دانا و آگاه مژده دادند».
در آیهای دیگر همین جریان چنین بازگو شده است:
﴿فَلَمَّا رَءَآ أَيۡدِيَهُمۡ لَا تَصِلُ إِلَيۡهِ نَكِرَهُمۡ وَأَوۡجَسَ مِنۡهُمۡ خِيفَةٗۚ قَالُواْ لَا تَخَفۡ إِنَّآ أُرۡسِلۡنَآ إِلَىٰ قَوۡمِ لُوطٖ٧٠﴾[هود: ۷۰].
یعنی: «هنگامیکه دید آنان دست بهسوی آن دراز نمیکنند (و لب به غذا نمیزنند، پیش خود فکر کرد که دوست نیستند و سر جنگ دارند، این است که نمیخواهند غذا بخورند) از این رو از ایشان رمید و بدشان دید و هراسی از آنان به دل راه داد. گفتند: نترس. ما (فرشتگان خدائیم و) بهسوی قوم لوط روانه شدهایم».
علامه سیوطی به نقل از امام رازی میگوید: همهی علما بر این اتفاق نظر دارند که فرشتگان نمیخورند، و نمیآشامند و ازدواج نمیکنند [۱۲].
۷- فرشتگان ملول و خسته نمیشوند
فرشتگان به عبادت و اطاعت و اجرای اوامر خداوند متعال مشغول هستند، بدون اینکه خسته یا ملول گردند مانند انسانها خسته و درمانده نمیشوند؛ خداوند در وصف فرشتگان میفرماید:
﴿يُسَبِّحُونَ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ لَا يَفۡتُرُونَ٢٠﴾[الأنبیاء: ۲۰].
یعنی: «شب و روز (دائماً به تعظیم و تمجید خدا مشغولند و پیوسته) سرگرم تسبیح و تقدیساند و سستی به خود راه نمیدهند».
و ﴿لَا يَفۡتُرُونَ﴾یعنی سست و تضعیف نمیشوند. در آیهی دیگر آمده است:
﴿فَإِنِ ٱسۡتَكۡبَرُواْ فَٱلَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُۥ بِٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَهُمۡ لَا يَسَۡٔمُونَ۩٣٨﴾[فصلت: ۳۸].
یعنی: «اگر (مشرکان) خود را بزرگتر از آن دیدند (که به عبادت و پرستش پروردگار بپردازند، باک مدار. چرا که) آنان که در پیشگاه پروردگارت منزلت و مکانت دارند (که فرشتگان مقرّبند) شب و روز به تسبیح و تقدیس او سرگرمند و به هیچ وجه ایشان (از این کار) خسته و درمانده نمیگردند».
عرب میگوید: «سئم الشّيء» یعنی آن را ملول کرد.
سیوطی از جملهی ﴿لَا يَفۡتُرُونَ﴾به نقل از امام فخر رازی چنین استدلال میکند که فرشتگان نمیخوابند.
۸- محل سکونت فرشتگان
منزل و محل سکونت فرشتگان در آسمانهاست، همانگونه که خداوند میفرماید:
﴿تَكَادُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ يَتَفَطَّرۡنَ مِن فَوۡقِهِنَّۚ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ﴾[الشورى: ۵].
یعنی: «آسمانها (با همهی عظمتی که دارند) نزدیک است (در برابر جلال و عظمت او کرنشکنان) از بالا درهم بشکافند. و فرشتگان (با همهی قدرتی که دارند همیشه) به تسبیح و تقدیس پروردگارشان مشغولند».
خداوند فرشتگان را نزد خود قرار داده است، همانگونه که میفرماید:
﴿فَإِنِ ٱسۡتَكۡبَرُواْ فَٱلَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُۥ بِٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَهُمۡ لَا يَسَۡٔمُونَ۩٣٨﴾[فصلت: ۳۸].
یعنی: «اگر (مشرکان) خود را بزرگتر از آن دیدند (که به عبادت و پرستش پروردگار بپردازند، باک مدار. چرا که) آنان که در پیشگاه پروردگارت منزلت و مکانت دارند (که فرشتگان مقرّبند) شب و روز به تسبیح و تقدیس او سرگرمند و به هیچ وجه ایشان (از این کار) خسته و درمانده نمیگردند».
فرشتگان به فرمان خداوند و برای انجام کارها و وظایف مهمیکه مربوط به آنان است بر زمین فرود میآیند:
﴿وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمۡرِ رَبِّكَۖ﴾[مریم: ۶۴].
یعنی: «ما (فرشتگان، بندگان جان و دل بر کف یزدان) جز به فرمان پروردگارت فرود نمیآییم».
و در شبهای ویژهای مانند شب قدر به کثرت فرود میآیند:
﴿لَيۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ خَيۡرٞ مِّنۡ أَلۡفِ شَهۡرٖ٣ تَنَزَّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ فِيهَا بِإِذۡنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمۡرٖ٤﴾[القدر: ۳-۴].
یعنی: «شب قدر شبی است که از هزار ماه بهتر است. فرشتگان و جبرئیل در آن شب با اجازه پروردگارشان، پیاپی (به کرهی زمین و بهسوی پرستشگران و عبادت کنندگان شب زندهدار) میآیند برای هرگونه کاری (که بدان یزدان سبحان دستور داده باشد)».
۹- تعداد فرشتگان
تعداد فرشتگان بسیار زیاد است و آمار دقیق آنان را جز خداوندی که آنها را آفریده کسی دیگر نمیداند، همانگونه که میفرماید:
﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَۚ﴾[المدثر: ۳۱].
یعنی: «لشکرهای پروردگارت را جز او کسی نمیداند».
اگر میخواهی تعداد فرشتگان را بدانی، به سخن حضرت جبرئیل دربارهی بیت المعمور گوش فرا ده آنگاه که رسول خدا صاز وی در این باره پرسید، جبرئیل گفت: «روزانه هفتاد هزار فرشته وارد آن میشوند و برای بار دوم هرگز بسوی آن بر نمیگردند» [۱۳].
از عبدالله روایت است که رسول خدا صفرمود: «يُؤْتَى بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ زِمَامٍ مَعَ كُلِّ زِمَامٍ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ يَجُرُّونَهَا» [۱۴].
یعنی: روز قیامت جهنّم آورده میشود که هفتاد هزار زمام (مهار) دارد، و هر زمام را هفتاد هزار فرشته گرفته و میکشند.
بنابر این در روز قیامت (۴۹) میلیون فرشته دوزخ را کشیده و میآورند.
اگر آیات و روایات وارده دربارهی فرشتگان مراقب اعمال انسانها را با دقّت مورد مطالعه قرار دهی، گستردگی شمار و تعداد آنها را درک خواهی کرد، فرشتهای بر جنین، و دو فرشته برای ثبت اعمال هر انسان گمارده شدهاند، فرشتگانی نیز به منظور حراست و پاسداری او، و یک فرشته برای هدایت و راهنمایی او همراه میباشند.
۱۰- نامهای فرشتگان
هر کدام از فرشتگان نام مخصوصی دارند و ما جز نام تعداداندکی از آنها را نمیدانیم. نام بعضی از فرشتگان در آیات ذیل آمده است:
۱- ۲- جبرئیل و میکاییل
خداوند میفرماید:
﴿قُلۡ مَن كَانَ عَدُوّٗا لِّـجِبۡرِيلَ فَإِنَّهُۥ نَزَّلَهُۥ عَلَىٰ قَلۡبِكَ بِإِذۡنِ ٱللَّهِ مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ وَهُدٗى وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُؤۡمِنِينَ٩٧ مَن كَانَ عَدُوّٗا لِّلَّهِ وَمَلَٰٓئِكَتِهِۦ وَرُسُلِهِۦ وَجِبۡرِيلَ وَمِيكَىٰلَ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَدُوّٞ لِّلۡكَٰفِرِينَ٩٨﴾[البقرة: ۹۷-۹۸].
یعنی: «بگو: کسی که دشمن جبرئیل باشد (در حقیقت دشمن خداست) زیرا که او به فرمان خدا قرآن را بر قلب تو نازل کرده است (نه اینکه خود سرانه دست به چنین امری زده باشد). قرآنی که کتابهای آسمانی پیشین را تصدیق میکند، و هدایت و بشارت برای مؤمنان است. کسی که دشمن خدا و فرشتگان و فرستادگان او و جبرئیل و میکائیل باشد (خداوند دشمن او است). چه خداوند دشمن کافران است».
و جبرئیل همان روح الامین است که در آیهای دیگر بدین نام از وی یاد شده است که فرمود:
﴿نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ١٩٣ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ١٩٤﴾
[الشعراء: ۱۹۳-۱۹۴].
یعنی: «جبرئیل آن را فرو آورده است. بر قلب تو، تا از زمرهی بیم دهندگان باشی».
و نیز منظور از روح همان جبرئیل است، و جبرئیل همان روح است که خداوند او را بسوی مریم فرستاده است، آنجا که میفرماید:
﴿فَأَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرٗا سَوِيّٗا١٧﴾[مریم: ۱۷].
یعنی: «ما جبرئیل (فرشته) خویش را بهسوی او فرستادیم و جبرئیل در شکل انسان کامل خوش قیافهای بر مریم ظاهر شد».
۳- اسرافیل
یکی دیگر از فرشتگان اسرافیل است که ماموریت دمیدن در صور را بر عهده دارد. جبرئیل، میکائیل و اسرافیل همان فرشتگانی هستند که رسول خدا صدر دعای خود هنگام شروع نماز شب یادی از آنها به میان آورده و فرمود:
«اللَّهُمَّ رَبَّ جِبْرَائِيلَ وَمِيكَائِيلَ وَإِسْرَافِيلَ أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ اهْدِنِى لِمَا اخْتُلِفَ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِكَ إِنَّكَ تَهْدِى مَنْ تَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ». یعنی: پروردگارا! ای رب جبرئیل، میکائیل و اسرافیل! ای آفریدگار آسمانها و زمین! ای آگاه بر پیدا و پنهان! تو میان بندگانت در مسایل مورد اختلافشان قضاوت میکنی. به اجازه و فرمان خود در مسایل مورد اختلاف مرا به حق هدایت بفرما! بدون شک تو هرکس را که بخواهی به راه راست راهنمایی میکنی.
۴- مالک
یکی از فرشتگان، مالک نام دارد که نگهبان دوزخ است، همانگونه که خداوند متعال در این باره میفرماید:
﴿وَنَادَوۡاْ يَٰمَٰلِكُ لِيَقۡضِ عَلَيۡنَا رَبُّكَۖ قَالَ إِنَّكُم مَّٰكِثُونَ٧٧﴾[الزخرف: ۷۷].
یعنی: «آنان فریاد میزنند: ای مالک! پروردگارت ما را بمیراند و نابودمان گرداند (تا بیش از این رنج نبریم و از این عذاب دردناک آسوده شویم. او بدیشان) میگوید: شما (اینجا) میمانید (و مرگ و میر و نیستی و نابودی در کار نیست)».
۵- رضوان
مفسّر معروف علامه ابن کثیر /میگوید: مدیر و مسئول بهشت فرشتهای به نام رضوان است، و در بعضی احادیث نام رضوان بطور صریح آمده است [۱۵].
۶- ۷- منکر و نکیر
منکر و نکیر هم از جمله فرشتههایی هستند که رسول خدا صاز آنها یاد کرده است و در روایات مربوط به سوال و جواب در قبر؛ نامشان مشهور است.
۸- ۹- هاروت و ماروت
از جمله فرشتگان دو فرشتهای هستند که هاروت و ماروت نام دارند، و خداوند با همین نام آنان را در قرآن یاد کرده، آنجا که فرمود:
﴿وَمَا كَفَرَ سُلَيۡمَٰنُ وَلَٰكِنَّ ٱلشَّيَٰطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ ٱلنَّاسَ ٱلسِّحۡرَ وَمَآ أُنزِلَ عَلَى ٱلۡمَلَكَيۡنِ بِبَابِلَ هَٰرُوتَ وَمَٰرُوتَۚ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنۡ أَحَدٍ حَتَّىٰ يَقُولَآ إِنَّمَا نَحۡنُ فِتۡنَةٞ فَلَا تَكۡفُرۡۖ﴾[البقرة: ۱۰۲].
یعنی: «سلیمان هرگز (دست به سحر نیالوده و) کفر نورزیده است، و بلکه (این) شیاطین صفتان گناه پیشه، کفر ورزیدهاند. (زیرا چنین سخنانی را به هم بافته و به پیغمبر خدا سلیمان افتراء بسته و بهجای دستورات آسمانی، به مردم) جادو و (خرافات و از آثار بجا مانده) آنچه در بابل بر دو فرشتههاروت و ماروت نازل گردیده بود میآموزند. (دو فرشتهای که طریق سحرکردن را برای آشنایی به طرز ابطال آن به مردم یاد میدادند) و به هیچکس چیزی نمیآموختند، مگر اینکه پیشاپیش بدو میگفتند: ما وسیله آزمایش هستیم کافر نشو».
از سیاق آیه چنین بر میآید که خداوند در فاصله زمانی دو پیامبر؛ هاروت و ماروت را جهت امتحان مردم فرستاده بود. پیرامون این دو فرشته در کتُب تفسیر و تاریخ، افسانه پردازیهای زیادی شده که هیچکدام از آنها در قرآن و حدیث به اثبات نرسیده است. بنابراین باید دربارهی این دو فرشته به هماناندازه بسنده کرد که از آیهی قرآن ثابت میشود.
۱۰- عزرائیل
در برخی از آثار؛ از فرشتهی مأمور قبض ارواح انسانها به عزرائیل یاد شده است، البته این نام در قرآن و احادیث صحیح ذکر نشده است [۱۶].
۱۱- ۱۲- رقیب و عتید
برخی از علما با استدلال به این آیه معتقدند که نام برخی فرشتگان رقیب و عتید است؛ که میفرماید:
﴿إِذۡ يَتَلَقَّى ٱلۡمُتَلَقِّيَانِ عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ قَعِيدٞ١٧ مَّا يَلۡفِظُ مِن قَوۡلٍ إِلَّا لَدَيۡهِ رَقِيبٌ عَتِيدٞ١٨﴾[ق: ۱۷-۱۸].
یعنی: «بدانگاه که دو فرشتهای که در سمت راست و در طرف چپ انسان نشستهاند و اعمال او را دریافت میدارند. انسان هیچ سخنی را بر زبان نمیراند مگر اینکه فرشتهای، مراقب و آماده (برای دریافت و نگارش) آن سخن است».
ولی این دیدگاه صحیح نیست، زیرا رقیب و عتید صفت دو فرشتهای هستند که اعمال انسانها را ثبت میکنند، و به معنای دو فرشتهای هستند که همواره با انسان همراهند، و با حضور خود، ناظر بر اعمال آنانند، و لحظهای از انسان غایب نمیشوند. از این رو منظور این نیست که اسم دو فرشته رقیب و عتید است.
۱۱- آیا فرشتگان مرگ و میر دارند؟
فرشتگان هم مانند انسانها و جنها میمیرند، این مطلب با صراحت در قرآن مجید آمده است، آنجا که میفرماید:
﴿وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَّا مَن شَآءَ ٱللَّهُۖ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخۡرَىٰ فَإِذَا هُمۡ قِيَامٞ يَنظُرُونَ٦٨﴾[الزمر: ۶۸].
یعنی: «در صور دمیده خواهد شد و تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند میمیرند مگر کسانی که خدا بخواهد (آنان را تا زمان دیگری زنده بدارد). سپس بار دیگر در آن دمیده میشود، به ناگاه همگی (جان میگیرند و) بپا میخیزند و مینگرند».
آیهی فوق شامل فرشتگان نیز هست؛ چون فرشتگان در آسمانها هستند. ابن کثیر در تفسیر این آیه میفرماید: این دمیدن دوّم همان صعق است، که با دمیدن آن، همهی موجودات زندهی زمین و آسمانها میمیرند، مگر آنهایی که ارادهی خداوند بر این باشد که نمیرند.
این مطلب در حدیث مشهور «صور» به صراحت آمده است. سپس همهی افراد باقیمانده میمیرند تا جایی که آخرین موجود زندهای که میمیرد «ملک الموت» است، سپس خداوند أزنده و قیوم، تنها زنده باقی میماند، ذاتی که از ازل هم زنده بوده و تا ابد باقی است. و آنگاه خداوند سه بار میفرماید: ﴿لِّمَنِ ٱلۡمُلۡكُ ٱلۡيَوۡمَۖ﴾یعنی: امروز پادشاهی و حکومت، از آن کیست؟ خودش جواب میدهد: ﴿لِلَّهِ ٱلۡوَٰحِدِ ٱلۡقَهَّارِ﴾یعنی: فرمانروایی از آنِ خدای یکتا و قهّار است.
یکی دیگر از دلایلی که بیانگر مرگ فرشتگان است این آیه است:
﴿كُلُّ شَيۡءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجۡهَهُۥۚ﴾[القصص: ۸۸].
یعنی: «همه چیز جز ذات او فنا و نابود میشود».
آیا پیش از دمیدن صور فرشتهای میمیرد؟ این مطلب را ما نمیدانیم و بحث پیرامون آن از دایرهی توان ما خارج است؛ زیرا هیچ نصّی در این موضوع وارد نشده که بیانگر اثبات یا نفی آن باشد.
[۹] صحیح مسلم (۱/۱۵۳) شماره (۱۶۷). [۱۰] - بخاری (۷/۳۱۲) شماره (۳۹۹۲). [۱۱] از این رو لازم است که فرد مسلمان از گفتن هر مقولهای بدون علم و آگاهی بر حذر باشد، و به کسانی که ادعا میکنند که اصل انسان میمون یا چیز دیگری بوده همین سخن گفته میشود: «أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَادَتُهُمْ وَيُسْأَلُونَ»: آیا ایشان به هنگام آفرینش حضور داشتهاند و خِلقت شان را مشاهده نمودهاند؟. [۱۲] الحبائک فی أخبار الملائک (ص ۲۶۴). [۱۳] بخاری (۶/۱۰۳) شماره (۲۲۰۷). مسلم (۱/۱۴۶) شماره (۱۶۲). [۱۴] مسلم (۴/۸۴) شماره (۲۸۴۲). [۱۵] البدایة النهایة (۱/۵۳). [۱۶] البدایه و النهایه (۱/۵۰).
خداوند فرشتگان را نیکمنش و گرامیتوصیف نموده است، آنجا که میفرماید:
﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ١٥ كِرَامِۢ بَرَرَةٖ١٦﴾[عبس: ۱۵-۱۶].
یعنی: «(قرآن) با دست نویسندگانی (نگارش یافته است) که بزرگوار و نیکمنش و نیکوکردارند».
منظور از ﴿سَفَرَةٖ﴾فرشته است؛ زیرا آنان پیامآوران خداوند بسوی پیامبران الهی هستند. امام بخاری میگوید: «سفرة» یعنی: فرشتگان که مفردش «سافر» است، «سَفَرتُ» یعنی: رابطه میان آنان را اصلاح کردم. فرشتگان وقتی وحی الهی را کاملاً به پیامبران میرسانند همانند سفیرانی هستند که میان مردم صلح و آشتی برقرار میکنند. و خداوند آنها را به ارجمند و نیکوکار توصیف کرده و فرموده: ﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ﴾یعنی: بزرگوار، نیکمنش و نیکو کردارند، و نیز رفتار و اعمال آنان شایسته، پاکیزه و کامل است، از این رو عالم دین، و حامل قرآن باید نیک کردار و پسندیده گفتار باشد.
حضرت امالمؤمنین عایشهلروایت میکند که رسول خداصفرمود:
«الَّذِي يَقْرَأُ الْقُرْآنَ وَهُوَ مَاهِرٌ بِهِ مَعَ السَّفَرَةِ الْكِرَامِ الْبَرَرَةِ وَالَّذِي يقرأه وَهُوَ عَلَيْهِ شَاقٌّ لَهُ أَجْرَانِ» [۱۷]. یعنی: کسی که قرآن را تلاوت میکند، و در تلاوت مهارت دارد همراه با فرشتگان بزرگوار و نیکمنش است، و شخصی که قرآن را تلاوت میکند ولی چون در آن مهارت ندارد متحمل زحمت و مشقت میگردد دو اجر دارد.
[۱۷] بخاری (ش.۴۹۳۷).
از جمله ویژگیهای اخلاقی فرشتگان که رسول خدا صبیان فرموده، شرم و حیاست. عایشهلروایت کرده که: رسول خدا صدر اتاق عایشه دراز کشیده بود و ساق پایش برهنه بود، در آن موقع ابوبکر سآمد و اجازهی ورود خواست. به او اجازه داد و با وی سخن گفت. بعد عمر سآمد و اجازهی ورود خواست. به او نیز اجازه داد و با وی سخن گفت. بعد عثمانساجازهی ورود خواست. رسول خدا صبرخاست و نشست و لباسهایش را مرتّب کرد، سپس عثمان سوارد خانه شد و با ایشان سخن گفت، بعد بیرون رفت. وقتی عثمان از خانه بیرون رفت، عایشه عرض کرد: ابوبکر وارد خانه شد شما به او توجه خاصی نکردی، عمر نیز وارد شد همانگونه با او برخورد کردی، ولی وقتی عثمان داخل شد نشستی و لباسهایت را مرتب کردی؟ رسول خدا صفرمود: «أَلاَ أَسْتَحْيِى مِنْ رَجُلٍ تَسْتَحْيِى مِنْهُ الْمَلاَئِكَةُ» یعنی: آیا من شرم نکنم از کسی که فرشتگان از وی شرم میکنند؟ [۱۸].
[۱۸] - مسلم (۴/۱۸۶۶) شماره (۲۴۰۱).
خداوند أاین استعداد و توانایی را به فرشتگان داده که میتوانند خود را به شکلهای گوناگون در آورند. خداوند أجبرئیل را به صورت انسان نزد مریم دختر عمران فرستاد، آنجا که میفرماید:
﴿وَٱذۡكُرۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ مَرۡيَمَ إِذِ ٱنتَبَذَتۡ مِنۡ أَهۡلِهَا مَكَانٗا شَرۡقِيّٗا١٦ فَٱتَّخَذَتۡ مِن دُونِهِمۡ حِجَابٗا فَأَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرٗا سَوِيّٗا١٧ قَالَتۡ إِنِّيٓ أَعُوذُ بِٱلرَّحۡمَٰنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيّٗا١٨ قَالَ إِنَّمَآ أَنَا۠ رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَٰمٗا زَكِيّٗا١٩﴾[مریم: ۱۶-۱۹].
یعنی: «(ای پیغمبر!) در کتاب (آسمانی قرآن،اندکی) از مریم سخن بگو، آن هنگام که در ناحیه شرقی (بیت المقدّس برای فراغت عبادت) از خانوادهاش کناره گرفت. و پردهای میان خود و ایشان افکند (تا خلوتکدهاش از هر نظر برای عبادت آماده باشد، در این هنگام) ما جبریل (فرشته) خویش را بهسوی او فرستادیم و جبریل در شکل انسان کامل خوش قیافهای بر مریم ظاهر شد. (مریم لرزان و هراسان) گفت: من از (سوء قصد) تو، به خدای مهربان پناه میبرم. اگر پرهیزگار هستی (بترس که من به خدا پناه برده و او کس بیکسان است). (جبرئیل) گفت: (مترس که من یکی از فرشتگان یزدانم و) پروردگارت مرا فرستاده است تا (سبب شوم و) به تو پسر پاکیزهای (از نظر خلق و خوی و جسم و جان) ببخشم».
علاوه بر این، فرشتگان بصورت انسان نزد حضرت ابراهیم ÷ آمدند، و متوجه نشد که آنها فرشته هستند تا اینکه خودشان از حقیقت پرده برداشتد. و آیههای زیادی درباره این مطلب در مباحث گذشته بیان گردید.
همچنین فرشتگان بصورت جوانان زیباروی نزد حضرت لوط ÷ آمدند و لوط ÷ از ورود آنان ناراحت شد و از سوی قوم خود برای آنان احساس خطر کرد؛ زیرا قوم او مردمانی بدکردار بودند و همیشه دنبال بزهکاری و فساد اخلاقی بودند، و غریزه جنسی خود را بجای زنان از مردان ارضاء میکردند، همانگونه که قرآن میفرماید:
﴿وَلَمَّا جَآءَتۡ رُسُلُنَا لُوطٗا سِيٓءَ بِهِمۡ وَضَاقَ بِهِمۡ ذَرۡعٗا وَقَالَ هَٰذَا يَوۡمٌ عَصِيبٞ٧٧﴾[هود: ۷۷].
یعنی: «هنگامیکه فرستادگان ما (به صورت جوانانی) پیش لوط درآمدند، لوط از آمدن آنان بسیار ناراحت گردید و دانست که قدرت دفاع از ایشان (در برابر قوم تباهکار خود) را ندارد، و گفت: امروز روز بسیار سخت و دردناکی است».
ابن کثیر میگوید: «فرشتهها جهت آزمون و امتحان به صورت جوانانی زیباروی خود را به آنها نشان دادند تا بر قوم لوط اتمام حجت شود، سپس ایشان را گرفتار کرد و کیفر داد بسان کیفر دادن خدایی چیره، پیروز و قدرتمند [۱۹].
جبرئیل با شکوه و ویژگیهای متفاوتی نزد رسول خدا صمیآمد. گاهی به شکل دحیه بن خلیفه کلبی میآمد (دحیه از صحابه و مردی بسیار زیباروی بود) و گاهی هم به شکل یک مرد بادیه نشین خود را نشان میداد، که بسیاری از صحابه او را میدیدند.
در صحیح بخاری و مسلم آمده که: عمر س روایت میکند: روزی در محضر رسول خدا صبودیم، مردی با لباس بسیار سفید و موهای خیلی سیاه که آثار سفر بر او دیده نمیشد، و هیچکس از حاضران او را نمیشناخت، آمد و نزدیک رسول خدا صنشست و دو زانوی خود را با زانوهای ایشان وصل کرد و دو دستش را بر رانهایش گذاشت و گفت: «ای محمّد! دربارهی اسلام برایم بگو..... و نیز از ایمان، احسان، قیامت و نشانههای آن سؤال کرد» [۲۰].
پس از رفتن این مرد رسول خدا صفرمود: او جبرئیل بود، آمده بود تا به صحابه دین را بیاموزاند.
همچنین عایشهلرسول خدا صرا دید که دستش را بر روی اسب دحیهی کلبی گذاشته بود و با او سخن میگفت. وقتی عایشه در این باره از ایشان پرسید، فرمود: او جبرئیل بود و به شما سلام رساند [۲۱].
رسول خدا صدربارهی شخصی که نود و نُه نفر را کشته بود فرمود: «وقتی این شخص توبه کنان هجرت کرد، در وسط راه مرگ به سراغش آمد، فرشتهی عذاب و فرشتهی رحمت در مورد او اختلاف پیدا کردند، و برای حل اختلاف فرشتهای را به عنوان داور مقرر کردند که به صورت انسان نزد آنان آمده بود. رسول خدا صمیفرماید: «فَأَتَاهُمْ مَلَكٌ فِى صُورَةِ آدَمِىٍّ فَجَعَلُوهُ بَيْنَهُمْ فَقَالَ قِيسُوا مَا بَيْنَ الأَرْضَيْنِ فَإِلَى أَيِّهِمَا كَانَ أَدْنَى فَهُوَ لَهُ». یعنی فرشتهای بصورت انسان نزد آن دو آمد و گفت: مسافت میان مقصد و مبدأ راهش رااندازه بگیرید، به هر کدام از این دو (مبدأ و مقصد) نزدیک تر بود، جزو همان محسوب میشود. (آن دو فرشته به فرمان خداوند او را داور قرار داده بودند).
بنابراین خداوند آن دو فرشته را به شکل انسان برای داوری نزد آنها فرستاده بود. این داستان در صحیح مسلم در باب توبه به طور مفصل ذکر شده است.
در قصّهی سه نفر بنی اسرائیلی که یکی دارای بیماری جذام و دیگری کچل و سوّمی نابینا بود، آمده است که فرشته برای امتحان آنها بصورت انسان نزد آنان رفت، که داستان آن ذکر خواهد آمد.
بسیاری از علما پیرامون نحوهی تغییر شکل فرشتگان نظریاتی عقلی مطرح کردهاند، و سخنان بسیار نامطلوبی گفتهاند، ولی طرح این نظریهها در این مباحث غیبی کمترین سودی به آنان نرسانیده است. خداوند پیرامون قدرت تغییر شکل و چگونگی آنان به ما خبر داده، و باید روش رسول خدا صو اصحاب بزرگوار برای این علما الگو میبود که از مطرحکردن چنین مسائلی توقف میکردند. برای اطلاع بیشتر در این زمینه به کتاب «الحبائک فی أخبار الـملائک» تألیف علامه سیوطی مراجعه شود [۲۲].
[۱۹] البدایة النهایة (۱/۴۳). [۲۰] مسلم (۱/۳۷) شماره (۸). [۲۱] احمد در مسند ابن سعد در طبقات. [۲۲] الحبائک فی أخبار الملائک (ص :۲۶۱).
بالاترین سرعتی که انسان بدان آشناست، سرعت نور است. سرعت نور ۳۰۰ هزارکیلومتر در ثانیه است. ولی سرعت فرشتگان بیش از این است که با معیار و مقیاسهای بشری قابل سنجش نیست. گاهی سؤال کنندهای نزد رسول خدا صمیآمد، ولی هنوز از مطرح کردن سؤال خود فارغ نشده بود که جبرئیل پاسخ را از جانب خدای بلند مرتبه میآورد.
امروزه اگر بتوانند فضاپیمایی بسازند که سرعتش برابر با سرعت نور باشد، میلیاردها سال نوری طول میکشد تا به یکی از ستارگان موجود در آفاق دوردست این جهان پهناور و گسترده برسد.
فرشتگان از علم و آگاهی فراوانی برخوردارند که خداوند به آنان آموخته است، امّا مانند انسان قدرت شناخت اشیاء را ندارند، همانگونه که خداوند متعال میفرماید:
﴿وَعَلَّمَ ءَادَمَ ٱلۡأَسۡمَآءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمۡ عَلَى ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ فَقَالَ أَنۢبُِٔونِي بِأَسۡمَآءِ هَٰٓؤُلَآءِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٣١ قَالُواْ سُبۡحَٰنَكَ لَا عِلۡمَ لَنَآ إِلَّا مَا عَلَّمۡتَنَآۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡحَكِيمُ٣٢﴾[البقرة: ۳۱-۳۲].
یعنی: «سپس به آدم نامهای (اشیاء و خواصّ و اسرار چیزهایی را که نوع انسان از لحاظ پیشرفت مادی و معنوی آمادگی فراگیری آنها را داشت، به دل او الهام کرد و بدو) همه را آموخت. سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست میگویید (و خود را برای امر جانشینی از انسان بایستهتر میبینید) اسامی(و خواصّ و اسرار) اینها را برشمارید. فرشتگان گفتند: منزّهی تو، ما چیزی جز آنچه به ما آموختهای نمیدانیم (و توانایی جانشینی را در زمین و استعداد اشتغال به امور مادی را نداریم و معترفیم که آدم موجودی شایستهتر از ماست و) تو دانا و حکیمی».
انسان با استفاده از قدرت یادگیری در مورد شناخت اشیاء، و کشف قوانین حاکم بر جهان هستی ممتاز است، ولی فرشتگان بصورت ارتباط مستقیم از خداوند این چیزها را میدانند. البته آنچه را که خداوند به فرشتگان آموخته، بیش از معلومات انسانهاست، و از جمله علومیکه به فرشتگان داده شده، علم نوشتن و کتابت است، همانگونه که میفرماید:
﴿وَإِنَّ عَلَيۡكُمۡ لَحَٰفِظِينَ١٠ كِرَامٗا كَٰتِبِينَ١١ يَعۡلَمُونَ مَا تَفۡعَلُونَ١٢﴾[الانفطار: ۱۰-۱۲].
بدون شک نگاهبانانی بر شما گمارده شدهاند. میدانند هرکاری را که میکنید.
توضیح بیشتر در این باره در بحث فرشته و انسان خواهد آمد.
گفتگوی ساکنان آسمان
فرشتگان دربارهی آنچه از وحی پروردگار برای آنان پنهان باشد به بحث و مناظره میپردازند. در سنن ترمذی و مسند امام احمد از ابن عباس بروایت شده که رسول خدا صفرمود: «در شب گذشته خداوند را به زیباترین صورت در خواب دیدم، از من پرسید: ای محمد! میدانی که ساکنان آسمان (فرشتگان) در مورد چه چیزی خصومت میکنند؟ عرض کردم: خیر، سپس خداوند متعال دست خود را میان دو شانهام گذاشت تا اثر سردی و برودت را در سینهام احساس کردم، سپس علم تمام آنچه را که در آسمانها و زمین است آموختم. سپس فرمود: ای محمّد! میدانی که فرشتگان در چه چیزهایی خصومت میکنند؟ عرض کردم: آری، دربارهی مقام، منزلت و انواع کفاره [۲۳].
کفارتها عبارتاند از: درنگ کردن در مساجد بعد از نماز، پیاده روی برای شرکت در نماز جماعت و کامل کردن وضو در شرایط نامساعد. افشای سلام، غذا دادن و نماز شب هنگامیکه مردم مشغول خواب هستند موجب رفع درجات است.
خداوند فرمود: راست گفتی، هرکس چنین کند، زندگی خوبی خواهد داشت، و مانند روز تولّدش از گناهان پاک میشود.
خداوند فرمود: ای محمّد! هرگاه نماز بهجا آوردی این دعا را بخوان:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَتَرْكَ الْمُنْكَرَاتِ وَحُبَّ الْمَسَاكِينِ وَأَنْ تَغْفِرَ لِي وَتَرْحَمَنِي وتتوب علي وَإِذَا أَرَدْتَ بعبادك فِتْنَةَ فاقبضني إليك غير مَفْتُونٍ».
یعنی پروردگارا! انجام کارهای نیک و ترک کارهای بد، دوستی با مساکین و اینکه مرا مورد مغفرت و رحمت قرار دهی و توبهام را بپذیری، را از تو خواهانم. پروردگارا! هرگاه اراده کردی بندگانت را مورد امتحان و آزمایش قرار دهی، روحم رابدون امتحان و آزمایش بسوی خود قبض کن.
ابن کثیر در مورد این حدیث میگوید: «این حدیث مشهور دربارهی خواب رسول خدا صاست، و هرکس آن را مربوط به حالت بیداری بداند اشتباه کرده است. این حدیث در کتب سنن از طرق متعدد وارد شده است، و امام ترمذی آن را از طریق جهضم بن عبدالله یمامی روایت کرده است. و حسن آن را صحیح دانسته و گفته: منظور آن ستیز و جدالی نیست که در این آیه است:
﴿مَا كَانَ لِيَ مِنۡ عِلۡمِۢ بِٱلۡمَلَإِ ٱلۡأَعۡلَىٰٓ إِذۡ يَخۡتَصِمُونَ٦٩ إِن يُوحَىٰٓ إِلَيَّ إِلَّآ أَنَّمَآ أَنَا۠ نَذِيرٞ مُّبِينٌ٧٠﴾[ص: ۶۹-۷۰].
یعنی: «(بگو:) من از ملأ اعلی (و فرشتگان عالم بالا) هنگامیکه (دربارهی آفرینش آدم) گفتگو میکردند، خبر ندارم. به من هم وحی نمیشود مگر بدان خاطر که (پیغمبر خدایم و) بیم دهنده (مردمان از عذاب یزدان و) بیانگر (اوامر و نواهی الهی) میباشم».
گفتگوی مذکور در این حدیث رسول خدا صرا آیههای بعدی قرآن تفسیر نمودهاند که در خصوص آدم ÷ و خود داری ابلیس از سجده کردن آدم و بحث و جدال ابلیس با پروردگار نسبت به برتری او بر آدم است.
[۲۳] آنچه که گناهان را از بین میبرد.
فرشتگان در عبادت بسیار منظم هستند، از این رو رسول خدا صما را به پیروی از آنان تشویق کرده و میفرماید:
«أَلَا تَصُفُّونَ كَمَا تَصُفُّ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ رَبِّهِا؟ قَالُوا وَكَيْفَ يصفّون عِنْدَ رَبِّهِمْ؟ قَالَ: يكملون الصَّفَّ الْأَوَّلَ وفالأوّل يَتَرَاصُّونَ فِي الصَّفِّ» [۲۴].
یعنی: آیا مانند فرشتگان که نزد پروردگارشان به صف میایستند صف نمیبندید؟ پرسیده شد: ای پیامبر خدا! فرشتگان چگونه صف میبندند؟ فرمود: صفها را کامل میکنند و تا صف اوّل تکمیل نشده صف دوم را تشکیل نمیدهند، و استوار و با وقار میایستند. (این حدیث را جماعتی جز بخاری روایت کردهاند).
«خداوند متعال این فضیلت و امتیاز را تنها به ما امّت اسلام داده که صفهای ما مانند صفهای فرشتگان است». (این حدیث در صحیح مسلم است).
همچنین در روز قیامت فرشتهها با صفهای منظّم میآیند، همانگونه که میفرماید:
﴿وَجَآءَ رَبُّكَ وَٱلۡمَلَكُ صَفّٗا صَفّٗا٢٢﴾[الفجر: ۲۲].
یعنی: «و پروردگارت بیاید و فرشتگان صف صف حاضر آیند».
هم چنین در روز قیامت در صفهایی منظّم در پیشگاه خداوند متعال میایستند:
﴿يَوۡمَ يَقُومُ ٱلرُّوحُ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ صَفّٗاۖ لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنۡ أَذِنَ لَهُ ٱلرَّحۡمَٰنُ وَقَالَ صَوَابٗا٣٨﴾[النبأ: ۳۸].
یعنی: «در آن روزی که جبرئیل و فرشتگان به صف میایستند، و هیچکدام زبان به سخن نمیگشایند، مگر کسی که خداوند مهربان بدو اجازه دهد و او نیز سخن راست و درست بگوید».
دقّت فرشتهها در اجرای دقیق فرامین خداوند متعال بسی جای تأمّل و ملاحظه است. در صحیح مسلم و مسند احمد از انس سنقل شده است که رسول خدا صفرمود: «در روز قیامت من به درب بهشت میآیم و درب را میزنم. خازن (مأمور بهشت) میگوید: چه کسی هستی؟ در جواب میگویم: من محمّد هستم، خازن میگوید: آری، به من دستور داده شده تا پیش از ورود تو درب بهشت را برای هیچ کسی باز نکنم » [۲۵].
ما میتوانیم به دقت عمل و وظیفه شناسی آنان در پرتو حدیث معراج بنگریم آنگاه که جبرئیل برای ورود به آسمانها درخواست اجازه میکرد، و درب هیچ آسمانی بدون اجازه و بازپرسی باز نمیشد.
[۲۴] مسلم (۲/۳۲۲) شماره (۴۳۰). [۲۵] مسلم (۱/۱۸۸) شماره (۱۹۷).
علامه سیوطی به نقل از قاضی عیاض میگوید: مسلمانان اتفاق نظر دارند بر اینکه فرشتگان مؤمن و فاضلاند، و اینکه فرشتگان پیامآور در عصمت با پیامبران برابرند، یعنی همانگونه که پیامبران معصوماند، آنان نیز در رسالت و تبلیغ احکام معصوماند. و فرشتگان در حق پیامبران و ابلاغ فرامین خدا به آنان مانند پیامبران نسبت به امّتها هستند.
البته دربارهی عصمت فرشتگانی که مرسل نیستند، اختلاف نظر وجود دارد. گروهی با استناد به این آیه تمام آنان را معصوم میدانند:
﴿عَلَيۡهَا مَلَٰٓئِكَةٌ غِلَاظٞ شِدَادٞ لَّا يَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ٦﴾[التحریم: ۶].
یعنی: «فرشتگانی بر آن گمارده شدهاند که خشن و سختگیر، و زورمند و توانا هستند. از خدا در آنچه بدیشان دستور داده است نافرمانی نمیکنند، و همان چیزی را انجام میدهند که بدان مأمور شدهاند».
برخی بر این باورند که عصمت در تمام امور، ویژهی فرشتگان مرسل و مقربان است، و به قصّهی هاروت و ماروت و ابلیس استدلال میکنند. اما در حقیقت همگی فرشتگان معصوماند و از تمام اعمال و رفتاری که موجب پایین آوردن منزلت آنان از جایگاه رفیع شود منزه و پاک هستند.
گروه اوّل که تمام فرشتگان را معصوم میدانند، داستان هاروت و ماروت را چنین پاسخ میدهند که دربارهی این داستان هیچ روایتی از رسول خدا صنقل نشده است، و جریان نافرمانی شیطان نمیتواند دلیل باشد؛ چون شیطان از جن است و از زمرهی فرشتگان نیست.
صفوی ارموی این موضوع را مطرح نموده و به نقل از سیوطی میگوید: فرشتگان به دلایل زیر معصوماند:
۱- خداوند در وصف آنان میفرماید: ﴿لَّا يَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ﴾.
﴿لَا يَسۡبِقُونَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ وَهُم بِأَمۡرِهِۦ يَعۡمَلُونَ٢٧﴾[الأنبیاء: ۲۷].
این دو آیه شامل اموری است که انجام داده شوند و ترک اموری که نباید انجام داده شوند؛ زیرا نهی در واقع امر به ترک است و آیه پیرامون مدح آمده است و مدح در صورتی تحقق مییابد که انجام دادن مامور و ترک امور نهی شده انجام گیرد.
۲- ﴿يُسَبِّحُونَ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ لَا يَفۡتُرُونَ٢٠﴾[الأنبیاء: ۲۰].
این آیه بیانگر مبالغه در عبادت است و اشتغال کاملاً مشغول بودن در عبادت نشانی عصمت است.
۳- فرشتگان پیام آوران خداوند هستند. خداوند میفرماید: ﴿جَاعِلِ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ رُسُلًا﴾[فاطر: ۱].
و پیامبرانی معصوم هستند؛ زیرا خداوند در مورد آنان میفرماید:
﴿ٱللَّهُ أَعۡلَمُ حَيۡثُ يَجۡعَلُ رِسَالَتَهُۥۗ﴾[الأنعام: ۱۲۴].
این بیانگر تعظیم کامل آنان است.
فرشتگان بر اطاعت و فرمانبرداری خداوند متعال سرشته شدهاند، و قدرت نافرمانی ندارند:
﴿عَلَيۡهَا مَلَٰٓئِكَةٌ غِلَاظٞ شِدَادٞ لَّا يَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ٦﴾[التحریم: ۶].
یعنی: «فرشتگانی بر آن گمارده شدهاند که خشن و سختگیر، زورمند و توانا هستند. از خداوند در آنچه بدیشان دستور داده است نافرمانی نمیکنند، و همان چیزی را انجام میدهند که بدان مأمور شدهاند».
از این رو ترک نافرمانی خدا، و پایبندی به اطاعت از او در فرشتگان امری فطری و است، و چون شهوت ندارند برای اطاعت فرمان خدا متحمل کمترین تلاش و مشقت نمیشوند.
شاید این نکته موجب شده که عدهای از علما بگویند: فرشتگان مانند انسانها مؤظف به انجام تکالیف نیستند. امّا اینکه گفته شود بطور مطلق بر آنها تکلیفی نیست، صحیح نیست؛ زیرا آنها مؤظف به عبادت و اطاعت از فرمان خدا هستند:
﴿يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوۡقِهِمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ۩٥٠﴾[النحل: ۵۰].
یعنی: «فرشتگان از پروردگار خود که بر آنان حاکم است میترسند و آنچه بدانان دستور داده شود (به خوبی و بدون چون و چرا) انجام میدهند».
در این آیه بیان شده که آنها از پروردگار میترسند، و ترس نوعی تکلیف شرعی است، بلکه بالاترین نوع بندگی ترس و هراس است. همانگونه که خداوند متعال فرموده:
﴿وَهُم مِّنۡ خَشۡيَتِهِۦ مُشۡفِقُونَ٢٨﴾[الأنبیاء: ۲۸].
یعنی: «همیشه از خوف (مقام کبریایی) خدا ترسان و هراسانند».
ممکن است برخی علما به همین دلیل آنان را غیر مکلف بدانند و معتقد باشند که فرشتگان مشمول هیچگونه مژده یا وعیدی نیستند [۲۶].
[۲۶] لوامع انوار البهیه (۲/۴۰۹).
بهترین ویژگی فرشتگان بندگی خداوند أاست، امّا آنان بندگانی گرامی و نیک منش هستند. در مباحث گذشته اشاره نمودیم که اعتقاد مشرکان مبنی بر اینکه فرشتگان دختران خداوند هستند، عقیدهای باطل و مردود است و هیچ دلیلی بر صحت آن وجود ندارد، و خداوند کسانی را که چنین عقیدهای دارند تکذیب کرده است، در آیههای گوناگون قرآن، ماهیت و منزلت فرشتگان را بیان نموده و میفرماید:
﴿وَقَالُواْ ٱتَّخَذَ ٱلرَّحۡمَٰنُ وَلَدٗاۗ سُبۡحَٰنَهُۥۚ بَلۡ عِبَادٞ مُّكۡرَمُونَ٢٦ لَا يَسۡبِقُونَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ وَهُم بِأَمۡرِهِۦ يَعۡمَلُونَ٢٧ يَعۡلَمُ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡ وَلَا يَشۡفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ٱرۡتَضَىٰ وَهُم مِّنۡ خَشۡيَتِهِۦ مُشۡفِقُونَ٢٨ ۞وَمَن يَقُلۡ مِنۡهُمۡ إِنِّيٓ إِلَٰهٞ مِّن دُونِهِۦ فَذَٰلِكَ نَجۡزِيهِ جَهَنَّمَۚ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلظَّٰلِمِينَ٢٩﴾[الأنبیاء: ۲۶-۲۹].
یعنی: «(برخی از کفّار عرب) میگویند: خداوند رحمان فرزندانی (برای خود، به نام فرشتگان) برگزیده است (چرا که فرشتگان دختران خدایند!). یزدان سبحان پاک و منزّه (از این گونه نقصها و عیبها) است. (فرشتگان فرزندان خدا نبوده و) بلکه بندگان گرامیو محترمیهستند. آنان (آن قدر مؤدب و فرمانبردار یزدانند که هرگز) در سخن گفتن بر او پیشی نمیگیرند، و تنها به فرمان او کار میکنند. خداوند اعمال گذشته و حال و آینده ایشان را میداند (و از دنیا و آخرت و از وجود و پیش از وجود و بعد از وجودشان آگاه است) و آنان هرگز برای کسی شفاعت نمیکنند مگر برای آن کسی که (بدانند) خدا از او خشنود است و (اجازهی شفاعت او را داده است. به خاطر همین معرفت و آگاهی) همیشه از خوف (مقام کبریایی) خدا ترسان و هراسانند. هرکس از ایشان (که فرشتگان و مأموران اجرای فرمان یزدانند، به فرض) بگوید: غیر از خدا من هم معبودی هستم، سزای وی را دوزخ میگردانیم. سزای ظالمان (دیگری را هم که با ادّعای ربوبیت و شرک به خویشتن ستم کنند) همین خواهد داد».
فرشتگان بندگانی هستند که تمام صفات بندگی در آنها وجود دارد، و همواره آمادهی خدمتاند، و امر و نهی خدا را بدون چون و چرا اجراء میکنند. علم خداوند آنها را احاطه کرده و نمیتوانند از دستورات موکوله و رهنمودهای القا شده به آنان تجاوز کنند، از اینکه مبادا از حد و مزر خود تجاوز کنند و مورد انتقام و مجازات خداوند قرار گیرند بیم و هراس دارند.
از جمله نشانیهای بندگی کامل آنان این است که هرگز بر خدا پیشی نگرفته، و در پیشگاه خداوند پیشنهادی را مطرح نمیکنند، و به دستورهای او اعتراض و ایرادی ندارند، بلکه همه را پذیرفته و با شتاب تمام آن را اجرا میکنند، همانگونه که خداوند متعال فرمود:
﴿لَا يَسۡبِقُونَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ وَهُم بِأَمۡرِهِۦ يَعۡمَلُونَ٢٧﴾[الأنبیاء: ۲۷].
یعنی: «(فرشتگان بندگان گرامی و محترمی هستند) که در سخن گفتن بر او پیشی نمیگیرند، و تنها به فرمان او کار میکنند».
فرشتگان فقط آنچه را که به آنها امر شود، انجام میدهند و به فرمان خداوند به حرکت در میآیند، و در حد و مرز فرمان او توقف میکنند. در صحیح بخاری از عبدالله بن عباسبروایت است که: رسول خدا صاز جبرئیل پرسید: آیا بیش از این به دیدار ما نمیآیی؟ در جواب این آیه نازل شد:
﴿وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمۡرِ رَبِّكَۖ لَهُۥ مَا بَيۡنَ أَيۡدِينَا وَمَا خَلۡفَنَا وَمَا بَيۡنَ ذَٰلِكَۚ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيّٗا٦٤﴾[مریم: ۶۴].
یعنی: «ما (فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت فرود نمیآییم (و به کرهی زمین گام نمیگذاریم). از آن اوست آنچه پیش روی ما و آنچه پشت سرِ ما و آنچه میان این دو است و پروردگارت فراموشکار نبوده (و نیست)».
فرشتگان بندگان عبادتگذار و مؤظف به اطاعت از خداوند أهستند. عبادت و تکالیف را براحتی و آسانی انجام میدهند. اینک به بیان برخی از عباداتهای آنان که خداوند، یا رسول گرامی صآن را برای ما بیان کردهاند، میپردازیم.
فرشتگان به یاد و ذکر خداوند مشغولند و بزرگترین ذکر آنان تسبیح است. فرشتگان حامل عرش خداوند، پروردگار را به تسبیح و پاکی یاد میکنند، آنجا که میفرماید:
﴿ٱلَّذِينَ يَحۡمِلُونَ ٱلۡعَرۡشَ وَمَنۡ حَوۡلَهُۥ يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ﴾[غافر: ۷].
یعنی: «آنان که بردارندگان عرش خدایند و آنان که گرداگرد آنند به سپاس و ستایش پروردگارشان سرگرمند».
همانگونه که سایر فرشتگان به تسبیح او مشغولاند:
﴿وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ﴾[الشورى: ۵].
یعنی: «فرشتگان (با همهی قدرتی که دارند دائماً) به تسبیح و تقدیس پروردگارشان مشغولند».
تسبیح فرشتگان خداوند متعال همیشگی و پیوسته است و هرگز قطع نمیشود، نه در شب و نه در روز، همانگونه که میفرماید:
﴿يُسَبِّحُونَ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ لَا يَفۡتُرُونَ٢٠﴾[الأنبیاء: ۲۰].
یعنی: «شب و روز (دائماً به تعظیم و تمجید خدا مشغولند و پیوسته) سرگرم تسبیح و تقدیساند و سستی به خود راه نمیدهند».
و به دلیل کثرت تسبیح در حقیقت تسبیح گویان واقعی فقط آنان هستند، و برای آنان مایهی افتخار و مباهات است:
﴿وَإِنَّا لَنَحۡنُ ٱلصَّآفُّونَ١٦٥ وَإِنَّا لَنَحۡنُ ٱلۡمُسَبِّحُونَ١٦٦﴾[الصافات: ۱۶۵-۱۶۶].
یعنی: «و ما جملگی (برای اطاعت یزدان و اجرای فرمان خداوند سبحان) به صف ایستادهایم. و ما جملگی، به تسبیح و تقدیس خدا مشغولیم».
کثرت تسبیح آنان تنها بدین دلیل است که تسبیح بهترین ذکر است. ابوذرسروایت میکند که: از رسول خدا صپرسیده شد: بهترین ذکر کدام است؟ فرمود: «ذکری که خداوند آن را برای فرشتگان، یا برای بندگانش برگزیده است، یعنی: «سبحان الله وبحمده» [۲۷].
[۲۷] صحیح مسلم (۴/۲۰۹۳) شماره (۲۷۳۱).
حدیثی که رسول خدا صاصحابش را برای صف بستن در نماز به پیروی از فرشتگان تشویق میکرد، قبلاً گذشت که فرمود: «أَلاَ تَصُفُّونَ كَمَا تَصُفُّ الْمَلاَئِكَةُ عِنْدَ رَبِّهَا». یعنی: آیا مانند فرشتگان که نزد پروردگارشان به صف میایستند صف نمیبندید؟
وقتی از نحوهی صف بستن فرشتگان سؤال شد، رسول خدا صفرمود:«يكملون الصَّفَّ الْأَوَّلَ فالأوّل يَتَرَاصُّونَ فِي الصَّفِّ» [۲۸].
یعنی: صفها را کامل میکنند و تا صف اول تکمیل نشده صف دوم را تشکیل نمیدهند و استوار و با وقار میایستند.
و در قرآن دربارهی فرشتگان آمده است: ﴿وَإِنَّا لَنَحۡنُ ٱلصَّآفُّونَ١٦٥﴾[الصافات: ۱۶۵]. یعنی: «و ما جملگی (برای اطاعت یزدان و اجرای فرمان خداوند سبحان) به صف ایستادهایم».
فرشتگان میایستند و رکوع و سجده میکنند. در کتاب مشکل الآثار امام طحاوی، و معجم الکبیر طبرانی از حکیم بن حزام چنین روایت شده است: روزی رسول خدا صدر جمع یاران و اصحاب خود نشسته بود، از آنان پرسید: آیا آنچه را که من میشنوم، شما هم میشنوید؟ صحابه عرض کردند: ما چیزی نمیشنویم. رسول خدا صفرمود: من ناله و آه آسمان را میشنوم و جای ملامت نیست که آسمان چنین میکند؛ زیرا بهاندازهی یک وجب از آسمان خالی نیست، بلکه در هر نقطه از آن فرشتهای در حال سجده یا ایستاده در حال عبادت است [۲۹].
[۲۸] مسلم (۱/۳۲۲) شماره(۴۳۰). [۲۹] آلبانی این حدیث را بنا بر شرط صحت نزدامام مسلم صحیح دانسته. (سلسله صحیحه، شماره ۸۵۲).
در آسمان هفتم فرشتگان کعبهای دارند که در آنجا مراسم حج خود را بجا میآورند. این کعبه «بیت المعمور» نام دارد و در سورهی «طور» خداوند بدان سوگند یاد کرده و میفرماید: ﴿وَٱلۡبَيۡتِ ٱلۡمَعۡمُورِ٤﴾[الطور: ۴].
ابن کثیر در تفسیر این آیه میگوید: رسول خدا صدر مورد سفر معراج بعد از عبور از آسمان هفتم، فرمود: «من از آنجا به بیت المعمور برده شدم که روزانه هفتاد هزار فرشته بر آن وارد شده و تا پایان عمر برای بار دوّم بدان جا وارد نمیشوند» [۳۰]یعنی این فرشتگان در بیت المعمور عبادت میکنند و مانند اهل زمین کعبهی خود را طواف میکنند؛ بیت المعمور کعبهی ساکنان آسمان هفتم است. از این رو رسول خدا صحضرت ابراهیم خلیل را آنجا دید که به دیوار بیت المعور تکیه زده و نشسته بود؛ زیرا او بنیانگذار کعبهی زمین است، و پاداش از نوع و جنس عمل است.
ابن کثیر دربارهی مکان بیت المعمور میگوید: «بیت المعمور در مقابل و موازات کعبه قرار دارد، و اگر بیفتد روی کعبه میافتد، و یادآور شده که در هر آسمانی خانهای وجود دارد که ساکنان آسمان در آن عبادت میکنند، و خانهای که در آسمان دنیاست «بیت العزّة» نام دارد.
این روایت که ابن کثیر میگوید: بیت المعمور در موازات کعبه قرار دارد را حضرت علی سروایت کرده است. ابن جریر از طریق خالد بن عرعره نقل کرده و میگوید: شخصی از حضرت علی سپرسید: بیت المعمور چیست؟ حضرت علی فرمود: «بيت في السّماء يقال له الضراح بحيال الكعبة من فوقها، حرمته في السّماء كحرمة هذا في الأرض يصلّي فيه كلّ يوم سبعون ألف ملك ولا يعودون اليه أبداً » [۳۱].
یعنی: خانهای در آسمان به نام ضراح وجود دارد که در موازات خانهی کعبه قرار دارد احترام آن در آسمان مانند احترام خانهی کعبه در زمین است. هر روز هفتاد هزار فرشته آن را زیارت میکنند، و تا پایان عمر فرشتگانی که یک بار وارد آن شدند دیگر نوبت زیارت به آنها نمیرسد.
شیخ ناصر الدین آلبانی جز عرعره دیگر رجال این سند را ثقه دانسته است، و در رابطه با عرعره میگوید: او مستور الحال است.... آلبانی یادآور شده که روایت صحیح مرسل شاهد این روایت است و میگوید: قتاده میگوید: برای ما نقل شده که روزی رسول خدا صاز اصحاب پرسید: «آیا میدانید بیت المعمور چیست؟ صحابه عرض کردند: خدا و رسولش بهتر میدانند. فرمود: بیت المعمور مسجدی در آسمان است که کعبه زیر آن قرار دارد، بگونهای که اگر بیفتد بر روی کعبه میافتد...».
سپس محقّق (آلبانی) گفت: «خلاصه اینکه جملهی «حیال الکعبة» با توجه به کثرت طُرُق حدیث ثابت است و صحت آن از لحاظ اصول علم حدیث مورد تایید است».
[۳۰] بخاری (۶/۱۰۳) شماره (۲۲۰۷) مسلم (۱/۱۴۶) شماره(۱۶۲). [۳۱] ابن حجر: فتح الباری(۶/۳۰۸).
از آنجایی که شناخت فرشتگان نسبت به پروردگار در حد بالایی است، تعظیم و خشیت و هراس آنان در حق او نیز زیاد است، همانگونه که خداوند در بارهی فرشتگان میفرماید: ﴿وَهُم مِّنۡ خَشۡيَتِهِۦ مُشۡفِقُونَ٢٨﴾[الأنبیاء: ۲۸].
یعنی: «همیشه از خوف (مقام کبریائی) خدا ترسان و هراسانند». شدّت ترس و هراس فرشتگان از پروردگار را نواس بن سمعانساینگونه روایت میکند که رسول خدا صفرمود:
«إذا اراد الله أن يوحي بالأمر تكلّم بالوحي أخذت السّموات منه رجفة أو قال رعدة شديدة خوفاً من الله تعالى، فإذا سمع بذلك أهل السموات صعقوا وخروا لله سجدًا، فيكون أول من يرفع رأسه جبريل، فيكلمه الله من وحيه بما أراد، ثم يمر جبريل على الملائكة كلما مر بسماء سأله ملائكتها ماذا قال ربنا يا جبريل؟ فيقول جبريل: قال الحق وهو العلي الكبير، قال فيقولون كلهم مثل ما قال جبريل، فينتهي جبريل بالوحي حيث أمره الله» [۳۲].
یعنی: وقتی که خداوند متعال ارادهی وحی و سروش کند، آسمانها از بیم و هیبت او به شدت تکان میخورند، وقتی که ساکنان آسمان متوجه این لرزش شدند، بیهوش میشوند، و برای خدا به سجده میروند، و نخستین کسی که سرش را بلند میکند جبرئیل ÷ است، و خدا أبا وحی خود با او سخن میگوید.... » [۳۳].
و در معجم أوسط طبرانی با اسناد حسن از جابرسروایت شده که رسول خدا صفرمود: «مَرَرْتُ لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي بِالْمَلأَ الأَعْلَى وَجِبْرِيلُ كَالْحلِسِ البَّالِى مِنْ خَشْيَةِ اللهِ ﻷ» [۳۴].
یعنی: در شب معراج بر ساکنان آسمان عبور کردم، جبرئیل را دیدم که از هیبت و ترس خدا همچون گلیم فرسوده شده بود.
[۳۲] لجامع(۵/۲۰۶). [۳۳] (ابن جریر و ابن خزیمه و طبرانی و ابن ابی حاتم روایت کردهاند، و این لفظ ابن ابی حاتم است). [۳۴] (صحیح الجامع:۵/۲۰۶).
وقتی خداوند متعال ارادهی آفرینش آدم را کرد، هدف خود را به فرشتگان اعلام کرد. فرشتگان پرسیدند: فلسفه و حکمت آفرینش آدم چیست؟ زیرا آنان میدانستند که در میان آدمیان خون ریزی، فساد، کفر و عصیان خواهد بود، از این رو خداوند بلند مرتبه به آنان خبر داد که آفرینش آدم حکمتهایی دارد که شما از آن خبر ندارید. خداوند چنین بیان فرموده:
﴿وَإِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٞ فِي ٱلۡأَرۡضِ خَلِيفَةٗۖ قَالُوٓاْ أَتَجۡعَلُ فِيهَا مَن يُفۡسِدُ فِيهَا وَيَسۡفِكُ ٱلدِّمَآءَ وَنَحۡنُ نُسَبِّحُ بِحَمۡدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَۖ قَالَ إِنِّيٓ أَعۡلَمُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ٣٠﴾[البقرة: ۳۰].
یعنی: «زمانی (را یادآوری کن) که پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمین جانشینی میآفرینم (تا به آبادانی زمین بپردازد و آن زیبانگاری و نوآوری را که برای زمین معین داشتهام به اتمام رساند و آن انسان است. فرشتگان دریافتند که انسان بنا به انگیزههای سرشتی زمینیاش فساد و تباهی برپا میدارد. از این رو جهت فهمیدن نه به عنوان اعتراض، از خداوند پرسیدند: حکمت برتری دادن انسان بر ایشان برای امر جانشینی چیست و) گفتند: آیا در زمین کسی را به وجود میآوری که فساد و تباهی میکند و خونها خواهد ریخت، و حال آن که ما (پیوسته) به حمد و ستایش و طاعت و عبادت تو مشغولیم؟ گفت: من حقائقی را میدانم که شما نمیدانید».
وقتی آفرینش آدم به پایان رسید، خداوند به فرشتگان دستور داد تا وی را سجده کنند، آنجا که فرمود:
﴿إِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّي خَٰلِقُۢ بَشَرٗا مِّن طِينٖ٧١ فَإِذَا سَوَّيۡتُهُۥ وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُۥ سَٰجِدِينَ٧٢﴾[ص: ۷۱-۷۲].
یعنی: «وقتی (این گفتگو در ملأ اَعلی و عالَم بالا درگرفت) که پروردگارت به فرشتگان گفت: من انسانی را از گِل میآفرینم. هنگامیکه آن را سر و سامان دادم و آراسته و پیراسته کردم، و از جان متعلّق به خود در او دمیدم، در برابرش سجده (بزرگداشت و درود) ببرید».
همهی فرشتگان فرمان خدا را پذیرفتند و سجده بردند، جز ابلیس که مانند فرشتگان مأمور به سجده بود، و سجده نکرد، همانگونه که خداوند متعال فرمود:
﴿فَسَجَدَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ كُلُّهُمۡ أَجۡمَعُونَ٧٣ إِلَّآ إِبۡلِيسَ ٱسۡتَكۡبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ٧٤﴾[ص: ۷۳-۷۴].
یعنی: «پس همهی فرشتگان جملگی سجده بردند، جز ابلیس که تکبّر ورزید، و از کافران گردید».
از ابوهریره سروایت است که رسول خدا صفرمود: «خداوند أآدم را به صورت خود (صورتی که خود برگزید) آفرید، که طول قد او شصت ذراع بود، سپس خداوند خطاب به آدم فرمود: برو و به این چند فرشته (گروهی از فرشتگان آنجا نشسته بودند) سلام برسان و بنگر چگونه سلامت را پاسخ میدهند، همین سلام و جواب، سلام تو و فرزندان تو خواهد بود. آدم رفت و گفت: السلام علیکم، فرشتگان در جواب گفتند: «السّلام عليك ورحمة الله». لفظ ورحمة الله را افزودند [۳۵].
[۳۵] بخاری (۱۱/۳) شماره (۶۲۲۷) مسلم (۴/۲۱۸۴) شماره (۲۸۴۱).
وقتی آدم ÷ وفات کرد، فرزندانش نمیدانستند با او چکار کنند، آنگاه فرشتگان آنان را تعلیم دادند. در مستدرک حاکم، و معجم طبرانی به سند صحیح از ابیّ سروایت شده که: رسول خدا صفرمود: «لمّا توفّي آدم غسلته الـملائكة بالـماء وتراً، وألحدوا له، وقالوا هذه سنّة آدم في ولده» [۳۶].
یعنی: «وقتی آدم وفات نمود، فرشتگان او را با تعداد فرد (سه یا پنج بار) غسل دادند و در قبر برایش لحد ساختند و گفتند: این سنّت و شیوهی آدم است درمیان فرزندانش».
از روایات صحیح ثابت است که فرشتگان یکی از شهیدان امت محمدص«حنظله بن ابی عامر» که در غزوهی اُحُد به شهادت رسیده بود غسل دادند. رسول خداصدربارهی او فرمود: «إنّ صاحبَكم تغسله الـملائكة»: همانا فرشتگان رفیق شما را غسل میدهند. صحابه از همسر حنظله سؤال کردند، گفت: وقتی صدای ندا دهندهی جهاد را شنید بلافاصله از خانه بیرون رفت و در جهاد شرکت کرد، در حالی که جُنب بود و هنوز غسل جنابت را انجام نداده بود. رسول خدا صفرمود: «لذلك غسلته الملائكة»: (بدلیل اینکه جنب بود فرشتگان او را غسل دادند) [۳۷].
ابن عساکر با سند صحیح آورده که قبیلهی اوس افتخار میکردند که فردی که فرشتگان او را غسل دادند، از میان آنها بود.
[۳۶] صحیح الجامع (۵/۴۸). [۳۷] بیهقی و حاکم.
میان فرشتگان با انسانها پیوند محکمیبرقرار است، بطوری که از زمان به دنیا آمدن فرزندان آدم فرشتگان با او همراه هستند، و وظیفه دارند بعد از وارد شدن انسان به عرصهی زندگی از او محافظت کنند. همچنین برای انسان از جانب خدا سروش آسمانی به ارمغان میآورند، و مراقب اعمال و سایر اوضاع و احوال انسان هستند، و هنگام فرار سیدن مرگ روحش را قبض میکنند. این موضوع را با تفاصیل بیشتر توضیح خواهیم داد.
ابوذرسروایت میکند: از رسول خداصشنیدم، فرمود: «إِنَّ أَحَدَكُمْ يُجْمَعُ خَلْقُهُ فِى بَطْنِ أُمِّهِ أَرْبَعِينَ يَوْمًا ثُمَّ يَكُونُ فِى ذَلِكَ عَلَقَةً مِثْلَ ذَلِكَ ثُمَّ يَكُونُ فِى ذَلِكَ مُضْغَةً مِثْلَ ذَلِكَ ثُمَّ يُرْسَلُ الْمَلَكُ فَيَنْفُخُ فِيهِ الرُّوحَ وَيُؤْمَرُ بِأَرْبَعِ كَلِمَاتٍ بِكَتْبِ رِزْقِهِ وَأَجَلِهِ وَعَمَلِهِ وَشَقِىٌّ أَوْ سَعِيدٌ» [۳۸].
یعنی: وقتی چهل روز از نطفه در شکم مادر بگذرد، خداوند فرشتهای را زد او میفرستد، سپس فرشته صورت، چشم، گوش، پوست، گوشت و استخوان او را میسازد، آنگاه از پروردگار میپرسد: خدایا! مرد است یا زن؟ خداوند آنچه را که بخواهد حکم میکند و فرشته آن را مینویسد».
همچنین از ابن مسعود سروایت است که گفت: پیامبر راستگو و به راستگویی تأیید شده فرمود: «إِنَّ أَحَدَكُمْ يُجْمَعُ خَلْقُهُ فِى بَطْنِ أُمِّهِ أَرْبَعِينَ يَوْمًا ثُمَّ يَكُونُ فِى ذَلِكَ عَلَقَةً مِثْلَ ذَلِكَ ثُمَّ يَكُونُ فِى ذَلِكَ مُضْغَةً مِثْلَ ذَلِكَ ثُمَّ يُرْسَلُ الْمَلَكُ فَيَنْفُخُ فِيهِ الرُّوحَ وَيُؤْمَرُ بِأَرْبَعِ كَلِمَاتٍ بِكَتْبِ رِزْقِهِ وَأَجَلِهِ وَعَمَلِهِ وَشَقِىٌّ أَوْ سَعِيدٌ» [۳۹].
یعنی: نطفهی جنین هریک از شما مدّت چهل روز در رحم مادر جمع میشود، سپس تا چهل روز دیگر به پاره گوشتی تبدیل میشود. آنگاه خداوند فرشتهای را میفرستند، و روح را در او میدمد، و او را به چهار چیز دستور میدهد: به ثبت و نوشتن عمل، روزی، مرگ و شقاوت یا سعادت او.
همچنین انس سروایت میکند که رسول خدا صفرمود: خداوند فرشتهای را مأمور رحم زن باردار میکند، پس از استقرار نطفه فرشته میگوید: پروردگارا! نطفه است، پروردگارا! لخته خونی است، پروردگارا! قطعه گوشتی است. وقتی که خداوند متعال اراده نمود آن نطفه را بیافریند، عرض میکند: پروردگارا! مرد است یا زن؟ بد بخت است یا سعادتمند؟ روزی او چیست؟ عمرش چقدر است؟ همه اینها را زمانی که انسان در رحم مادر است فرشته مینویسد [۴۰].
[۳۸] صحیح مسلم (۴/۲۰۳۷ شماره (۲۶۴۵). [۳۹] بخاری (۶/۳۰۳) شماره (۳۲۰۸) مسلم (۴/۳۰۳۶) شماره (۲۶۴۳). [۴۰] بخاری (۱۱/۴۷۷) شماره (۶۵۹۵) و صحیح مسلم (۴/۲۰۳۸) شماره(۲۶۴۶).
خداوند میفرماید:
﴿سَوَآءٞ مِّنكُم مَّنۡ أَسَرَّ ٱلۡقَوۡلَ وَمَن جَهَرَ بِهِۦ وَمَنۡ هُوَ مُسۡتَخۡفِۢ بِٱلَّيۡلِ وَسَارِبُۢ بِٱلنَّهَارِ١٠ لَهُۥ مُعَقِّبَٰتٞ مِّنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ يَحۡفَظُونَهُۥ مِنۡ أَمۡرِ ٱللَّهِۗ﴾[الرعد: ۱۰-۱۱].
یعنی: «کسی از شما که سخن را پنهان میدارد، و کسی که سخن را آشکار میسازد، و آن که در روز (به دنبال کار خود) روان میگردد، (برای خدا بیتفاوت و) یکسان میباشند. انسان دارای فرشتگانی است که به (نوبت عوض میشوند و) پیاپی از روبرو و از پشت سر (و از همه جوانب دیگر، او را میپایند و) به فرمان خدا از او مراقبت مینمایند».
مفسّر قرآن عبدالله بن عباسبمیگوید: منظور از ﴿مُعَقِّبَٰتٞ﴾همان فرشتگان مأمور خداوند هستند که خداوند آنان را گماشته تا انسان را از هر طرف حفاظت کنند، و هرگاه تقدیر الهی برای مرگ او فرا رسید، او را رها میکند.
مجاهد میگوید: «هیچ بندهای نیست که فرشتهای بر او گماشته نشده باشد که انسان را در خواب و بیداری از آسیب انسانها و جنهای شرور و سایر گزندگان و درندگان حفاظت میکند. در دوران حفاظت هر چیزی نزد انسان بیاید، فرشته آن را عقب میراند جز چیزی که خداوند خواسته باشد، و آنگاه انسان مورد اصابت قرار میگیرد.
شخصی خطاب به علی بن ابی طالب سگفت: چند تن از قبیلهی مُراد در صدد کشتن تو هستند. حضرت علی سدر جواب اظهار داشت: با هر انسانی دو فرشته همراه است، و او را از هر ضرر و گزندی که در تقدیر او نیست حفاظت میکنند. هرگاه تقدیر خداوند فرا رسد، او را رها میکنند، همانا اجل قلعهی استواری است. (یعنی تا مرگ فرا نرسد انسان در قلعهی محکم اجل قرار دارد و چیزی نمیتواند به او آسیب برساند) [۴۱].
منظور از «مُعَقَّبَات» در سورهی «رعد»، همان است که در آیه ۶۱ سوره انعام بدان اشاره شده است:
﴿وَهُوَ ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦۖ وَيُرۡسِلُ عَلَيۡكُمۡ حَفَظَةً حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ تَوَفَّتۡهُ رُسُلُنَا وَهُمۡ لَا يُفَرِّطُونَ٦١﴾[الأنعام: ۶۱].
یعنی: «خداوند بر بندگان خود کاملاً چیره است. او مراقبانی (از فرشتگان را برای حسابرسی و نگارش اعمال شما) بر شما میفرستد و میگمارد (و آنان به کار خود با دقّت تمام تا دم مرگِ یکایک شما، مشغول میگردند) و چون مرگ یکی از شما فرا رسید، فرستادگان ما (از میان فرشتگان دیگر به سراغ او میآیند و) جان او را میگیرند، و (فرشتگان گروه اوّل و فرشتگان گروه دوم هیچکدام در مأموریت خود) کوتاهی نمیکنند».
بنابراین محافظان انسان او را تا زمان مرگ محافظت میکنند.
[۴۱] - البدایه و النهایه (۱/۵۴).
خداوند بلند مرتبه به ما یادآور شده که وظیفهی مهم جبرئیل÷ آن است که در این آیه بیان شده است:
﴿قُلۡ مَن كَانَ عَدُوّٗا لِّـجِبۡرِيلَ فَإِنَّهُۥ نَزَّلَهُۥ عَلَىٰ قَلۡبِكَ بِإِذۡنِ ٱللَّهِ مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ وَهُدٗى وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُؤۡمِنِينَ٩٧﴾[البقرة: ۹۷].
یعنی: بگو: «کسی که دشمن جبرئیل باشد (در حقیقت دشمن خداست) زیرا که او به فرمان خدا قرآن را بر قلب تو نازل کرده است (نه اینکه خودسرانه دست به چنین امری زده باشد). قرآنی که کتابهای آسمانی پیشین را تصدیق میکند، و هدایت و بشارت برای مؤمنان است».
همچنین میفرماید:
﴿نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ١٩٣ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ١٩٤﴾
[الشعراء: ۱۹۳-۱۹۴].
یعنی: «جبرئیل آن را فرو آورده است بر قلب تو، تا از زمرهی بیم دهندگان باشی».
گاهی بندرت فرشتهای دیگر غیر از جبرئیل برای رسول خدا صوحی میآورد. در صحیح مسلم از ابن عباسبروایت است، در حالی که جبرئیل÷ نزد رسول خدا صنشسته بود، زمزمهی صدایی را بالای سرش شنید، سرش را بلند کرد و گفت: این دری از آسمان است که امروز باز شد و تاکنون باز نشده است. آنگاه فرشتهای از آن فرود آمد، و فرمود: این فرشتهای است که به زمین فرود آمده است، و تاکنون هرگز فرود نیامده است. فرشته به رسول خدا صسلام کرد و گفت: بشارت دو نور و روشنی را برای تو تبریک میگویم. و هیچ پیامبری قبل از تو موفق به دریافت این دو نور نشده است. یکی سورهی فاتحه، و دوم آیههای آخر سورهی بقره، هر حرفی را که بخوانی دعایت با آن قبول خواهد شد [۴۲].
در تاریخ ابن عساکر از حذیفه سروایت است که رسول خدا صفرمود: فرشتهای آمد و سلام کرد. این فرشته قبلاً نیامده بود، به من بشارت داد که حسن و حسین سردار جوانان بهشت، و فاطمه سردار بانوان بهشت است [۴۳].
همچنین حذیفه سروایت میکند که: رسول خدا صفرمود: آیا چیزی که چند لحظه قبل در اُفُق آسمان نمودار شد را دیدید؟ عرض کردم: آری، گفت: او فرشتهای بود، که پیش از امشب هرگز به طرف زمین فرود نیامده است. از پروردگارش اجازه خواسته بود تا به من سلام گوید، و به من بشارت دهد که حسن و حسین سردار جوانان بهشت هستند، و فاطمه سردار بانوان بهشت است [۴۴].
و در المسند و سنن ترمذی با سند صحیح از ابی بن کعب سروایت شده است که رسول خداصفرمود: «إِنَّ جِبْرِيلَ وَمِيكَائِيلَ عَلَيْهِمَا السَّلَام أَتَيَانِي، فَقَعَدَ جِبْرِيلُ عَنْ يَمِينِي وَمِيكَائِيلُ عَنْ يَسَارِي، فَقَالَ جِبْرِيلُ ÷: اقْرَأْ الْقُرْآنَ عَلَى حَرْفٍ، قَالَ مِيكَائِيلُ: اسْتَزِدْهُ، اسْتَزِدْهُ، حَتَّى بَلَغَ سَبْعَةَ أَحْرُفٍ، فَكُلُّ حَرْفٍ شَافٍ كَافٍ» [۴۵].
یعنی: جبرئیل و میکائیل نزد من آمدند، جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ من نشستند. جبرئیل گفت: ای محمّد! قرآن را با یک حرف (لهجه) بخوان. میکائیل گفت: درخواست افزایش کن. گفت: با سه لهجه بخوان، گفتم: برایم زیاد کن. تا هفت لهجه، گفت: با هفت لهجه قرائت کن، همه کافی و شافی هستند.
۱- هرکس که فرشتهای نزد او بیاید پیامبر نیست
هر شخصی که فرشتهای نزد او بیاید، پیامبر محسوب نمیشود، و این دیدگاه که فرشته تنها نزد پیامبران رفته توهمیبیش نیست. خداوند متعال جبرئیل را نزد مریم‘فرستاد، همانطور که او را (جبرئیل) نزد مادر اسماعیل ÷ فرستاد که آب و غذایش تمام شده بود. و نیز بسیاری از صحابه، جبرئیل ÷ را بصورت یک مرد بادیه نشین دیدهاند.
همچنین خداوند فرشتهای را نزد مردی فرستاد که به خاطر رضای خدا به زیارت برادر دینیاش رفت، و فرشته او را بشارت داد که خداوند، بخاطر محبت او با برادر دینی خود، او را دوست دارد.
۲- چگونه وحی بر رسول خدا صنازل میشد؟
حضرت عایشهلچنین روایت میکند: حارث بن هشام ساز رسول خدا صپرسید: چگونه وحی بر تو نازل میشد؟
رسول خدا صفرمود:
«أَحْيَانًا يَأْتِينِي مِثْلَ صَلْصَلَةِ الْجَرَسِ وَهُوَ أَشَدُّهُ عَلَيَّ فَيُفْصَمُ عَنِّي وَقَدْ وَعَيْتُ عَنْهُ مَا قَالَ وَأَحْيَانًا يَتَمَثَّلُ لِي الْمَلَكُ رَجُلًا فَيُكَلِّمُنِي فَأَعِي مَا يَقُولُ» [۴۶].
یعنی: گاهی مانند صدای زنگ بود که آن را دریافت میکردم، و این نوع سروش بسیار برایم مشکل است، و بیهوش میشوم، و بعد از اینکه به هوش میآیم و وحی خاتمه مییابد، من آن را فرا گرفتهام. گاهی فرشته بصورت یک انسان نزد من میآید، با من سخن میگوید و آنچه را که به من میگوید، بخاطر میسپارم.
بنابر این جبرئیل به صورت فرشته میآمد و در حالت فرشته بودن با او ارتباط برقرار میکرد، و این نوع وحی بر رسول خدا صبسیار سخت میبود.
حالت دوم این بود که جبرئیل بصورت یک انسان نزد رسول خدا صمیآمد، و این وحی نسبت به نوع اول آسانتر بود. رسول خدا صجبرئیل را در شکل و صورت اصلی دو بار رؤیت کرده است:
سه سال بعد از بعثت. جابرسمیگوید: پیامبر صفرمود: روزی در حال راه رفتن صدایی به گوشم رسید، سرم را بلند کردم، دیدم همان فرشتهای بود که در غار حراء نزد من آمده بود، و بر روی کرسیای در میان زمین و آسمان قرار داشت، از دیدن آن صحنه دچار ترس و بیم شدم. به خانه برگشتم و گفتم: روی من چادر یا لحافی بیندازید [۴۷].
دوم: زمانی که جبرئیل رسول خدا صرا بهسوی آسمانها برد، و در «سورهی نجم» به این دو مرتبه اشاره شده، آنجا که میفرماید:
﴿عَلَّمَهُۥ شَدِيدُ ٱلۡقُوَىٰ٥ ذُو مِرَّةٖ فَٱسۡتَوَىٰ٦ وَهُوَ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡأَعۡلَىٰ٧ ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ٨ فَكَانَ قَابَ قَوۡسَيۡنِ أَوۡ أَدۡنَىٰ٩ فَأَوۡحَىٰٓ إِلَىٰ عَبۡدِهِۦ مَآ أَوۡحَىٰ١٠ مَا كَذَبَ ٱلۡفُؤَادُ مَا رَأَىٰٓ١١ أَفَتُمَٰرُونَهُۥ عَلَىٰ مَا يَرَىٰ١٢ وَلَقَدۡ رَءَاهُ نَزۡلَةً أُخۡرَىٰ١٣ عِندَ سِدۡرَةِ ٱلۡمُنتَهَىٰ١٤ عِندَهَا جَنَّةُ ٱلۡمَأۡوَىٰٓ١٥ إِذۡ يَغۡشَى ٱلسِّدۡرَةَ مَا يَغۡشَىٰ١٦ مَا زَاغَ ٱلۡبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ١٧﴾[النجم: ۵-۱۷].
یعنی: «(جبرئیل، فرشته) بس نیرومند آن را بدو آموخته است. همان کسی که دارای خرد استوار و اندیشه وارسته است. سپس او (به صورت فرشتگی خود و با بالهایی که کرانههای آسمان را پر کرده بود) راست ایستاد. در حالی که او در جهت بلند (آسمان روبروی بیننده) قرار داشت. سپس (جبرئیل) پایین آمد و سر در نشیب گذاشت. تا آنکه فاصله او (و محمد) بهاندازهی دو کمان یا کمتر گردید. پس جبرئیل به بنده خدا (محمد) وحی کرد آنچه میبایست وحی کند. دل (محمد) تکذیب نکرد چیزی را که او (با چشم سر) دیده بود. آیا با او درباره چیزی که دیده است، ستیز میکنید؟ او که بار دیگر (در شب معراج) وی را دیده است. نزد سدرة المنتهی. بهشت که منزل (و مأوای متقیان) است در کنار آن است. در آن هنگام، چیزهایی سدره را فرا گرفته بود که باید فرا میگرفت. چشم (محمد در دیدن خود به چپ و راست) منحرف نشد و به خطا نرفت، و سرکشی نکرد».
۳- وظیفه جبرئیل تنها رساندن وحی نبود
مأموریت جبرئیل ÷ تنها رساندن وحی از جانب خداوند متعال نبود؛ زیرا هر سال در همهی شبهای ماه رمضان، نزد رسول خدا صمیآمد و قرآن را به ایشان درس میداد و تکرار میکرد.
ابن عباسبمیگوید: پیامبر صسخیترین مردم بود، و سخاوتش در ماه مبارک رمضان زمانی که جبرئیل نزد او میآمد به اوج میرسید، و جبرئیل÷ در هر شب رمضان به ملاقاتش میآمد و قرآن را به او یاد میداد، پس پیامبر صاز باد سخیتر بود. (یعنی: سخاوت و بخشش او مانند باد به همه میرسید) [۴۸].
۴- امامت جبرئیل برای رسول خدا ص
جبرئیل ÷ به خاطر آموختن نماز به رسول خدا صآنگونه که خداوند میخواست، برای ایشان امامت نماز کرده است. ابن مسعودسروایت میکند که: رسول خدا صفرمود: «جبرئیل ÷ فرود آمد و برای من امامت کرد و همراه او نماز اقامه کردم، سپس همراه او نماز اقامه کردم، سپس همراه او نماز اقامه کردم،...» با انگشتانش پنج مرتبه را حساب کرد [۴۹].
ابن عباسبروایت میکند که: پیامبر خدا صفرمود: «جبرئیل÷ نزد مسجد الحرام کنار خانهی کعبه دو مرتبه برایم امامت کرد. موقع زوال آفتاب برای نماز ظهر جلو رفت، و هنگامیکه سایهی هر چیز دو برابر آن شد برای نماز عصر ایستاد، و موقع غروب آنگاه که روزهدار افطار میکند نماز مغرب را امامت نمود، و زمانی که شفق آسمان ناپدید شد نماز عشاء را امامت کرد، و موقع طلوع صبح برای نماز جلو ایستاد، سپس هوا روشن شد.
روز بعد نماز ظهر را هنگامی بهجای آورد که سایهی هر چیز یک برابر شده بود، و نماز عصر را زمانی بر پا داشت که سایهی هر چیز دو برابر شده بود، و نماز مغرب را موقع افطار و نماز عشاء را بعد از یک سوم شب، و نماز فجر را زمانی که هوا روشن شد بهجای آورد، سپس به من نگاه کرد و فرمود: ای محمد! این وقت نماز پیامبران گذشته است، و وقت نماز بین این دو وقت است» [۵۰].
نه تنها نماز و اوقات نمازها را به صورت عملی به او آموزش داد، بلکه روش وضو را هم به او آموخت. در مستدرک حاکم از زید بن حارثه سروایت است که: رسول خدا صفرمود: «جبرئیل در ابتدای دوران نازل شدن وحی نزد من آمد و وضو و نماز را به من آموزش داد،...»
۵- دعا خواندن جبرئیل بر رسول خداص
ابو سعید خدری سروایت میکند: جبرئیل نزد رسول خدا صآمد و عرض کرد: ای محمد! آیا بیمار شدهای؟ فرمود: آری. جبرئیل گفت: «بِاسْمِ اللَّهِ أَرْقِيكَ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ يُؤْذِيكَ مِنْ شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ أَوْ عَيْنِ حَاسِدٍ اللَّهُ يَشْفِيكَ بِاسْمِ اللَّهِ أَرْقِيكَ والله يَشفِيك» [۵۱].
یعنی به نام خداوند از هر چیز موذی تو را پناه میدهم، از بدی هر موجود زنده، و از چشم هر حسودی، خداوند تو را شفا دهد، بنام خدا تو را پناه میدهم، خدا شفایت دهد.
۶- همراه شدن با رسول خدا ص
از کارهای دیگر جبرئیل این بود که در غزوهی بدر و خندق همراه رسول خدا صبا کف ار جنگیده است. همچنین در سفر اسراء و معراج او را همراهی کرده است.
۷- تحریک انگیزههای نیکی در دل بندگان
خداوند متعال همراه هر انسانی یک فرشته و یک جن قرار داده. از ابن مسعود سروایت شده که رسول خدا صفرمود:
«مَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ وَقَدْ وُكِّلَ بِهِ قَرِينُهُ مِنَ الْجِنِّ». قَالُوا وَإِيَّاكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ: وَإِيَّاىَ إِلاَّ أَنَّ اللَّهَ أَعَانَنِى عَلَيْهِ فَأَسْلَمَ فَلاَ يَأْمُرُنِى إِلاَّ بِخَيْرٍ» [۵۲].
یعنی: در میان شما کسی وجود ندارد که یک همدم از جن، و یکی از فرشته همراه با او نباشد. عرض کردند: ای رسول خدا! آیا همراه شما هم وجود دارد؟ فرمود: «آری، ولی خداوند مرا یاری کرده، و او تسلیم شده، پس جز به نیکی مرا فرمان نمیدهد.
شاید این فرشتهای همدم غیر از فرشتهای باشد که مأمور ثبت و ضبط اعمال انسان است، بلکه خداوند او را برای هدایت و ارشاد و تحریک انگیزههای نیک ما انسان همراه نموده است.
فرشته و جنی که با انسان هستند بر انسان تأثیر میگذارند، جنّی به بدی فرمان میدهد، و دیگری او را به انجام خیر و نیکی تشویق و ترغیب مینماید. از ابن مسعود سروایت شده که رسول خدا صفرمود:
«إِنَّ لِلشَّيْطَانِ لَمَّةً بِابْنِ آدَمَ وَلِلْمَلَكِ لَمَّةً فَأَمَّا لَمَّةُ الشَّيْطَانِ فَإِيعَادٌ بِالشَّرِّ وَتَكْذِيبٌ بِالْحَقِّ وَأَمَّا لَمَّةُ الْمَلَكِ فَإِيعَادٌ بِالْخَيْرِ وَتَصْدِيقٌ بِالْحَقِّ فَمَنْ وَجَدَ ذَلِكَ فَلْيَعْلَمْ أَنَّهُ مِنْ اللَّهِ فَلْيَحْمَدْ اللَّهَ وَمَنْ وَجَدَ الْأُخْرَى فَلْيَتَعَوَّذْ بِاللَّهِ مِنْ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ ثُمَّ قَرَأَ»:﴿ٱلشَّيۡطَٰنُ يَعِدُكُمُ ٱلۡفَقۡرَ وَيَأۡمُرُكُم بِٱلۡفَحۡشَآءِۖ وَٱللَّهُ يَعِدُكُم مَّغۡفِرَةٗ مِّنۡهُ وَفَضۡلٗاۗ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ٢٦٨﴾[البقرة: ۲۶۸].
یعنی: هریک از شیطان و فرشته با انسانها پیوندی دارد. پیوند و ارتباط شیطان با آدم این است که او را بدی وعده داده و وی را به تکذیب حقیقت وادار میکند و رابطهی فرشته با آدم این است که او (انسان) را وعدهی نیکی میدهد، و برای پذیرفتن حق آمادهاش میکند. هرکس توفیق پذیرفتن حقیقت را یافت، بداند که از طرف خداوند است، و باید خدا را سپاس گوید، و هرکس جز این را یافت، از شیطان مطرود به خدا پناه برد. آنگاه رسول خداصاین آیه را تلاوت کرد که میفرماید: اهریمن شما را (به هنگام انفاق میترساند و) وعده تهیدستی میدهد و شما را به انجام گناه دستور میدهد، ولی خداوند به شما وعده آمرزش خویش و فزونی (نعمت) میدهد. و خداوند (فضل و مرحمتش) وسیع (و از همه چیز) آگاه است.
ابن کثیر پس از بیان این حدیث گفته: «ترمذی و نسایی این حدیث را در کتاب التفسیر سنن خود از هناد بن سری روایت کردهاند، و ترمذی گفت: این حدیث حسن و غریب است، و حدیث ابی الأحوص یعنی: سلام بن سلیم است...».
به حدیث بعدی توجه کن تا با نحوهی رقابت جن و فرشتهای که همراه انسان هستند در کشاندن انسان بسوی خود، آشنا شوی. حافظ ابو موسی از حدیث ابو زبیر، و او از جابرسنقل کرده و میگوید: رسول خدا صفرمود: هرگاه انسان برای خواب به رختخواب برود، یک فرشته و یک شیطان شتابان به نزد او روند. فرشته میگوید: سرانجام روز تو به نیکی باشد و شیطان میگوید: سرانجام روز تو بد باشد. اگر این انسان لحظات قبل از خواب را به یاد و ذکر خدا سپری کند تا اینکه خواب بر او غلبه کند و چشمهایش بسته شوند، فرشته شیطان را از آنجا میراند، و در طول شب او را محفاظت میکند.
هرگاه انسان بیدار شد، یک فرشته و یک شیطان شتابان نزد او میروند. فرشته میگوید: روز خود را به خیر و نیکی آغاز کن، و شیطان میگوید: روزت را با بدی و گناه آغاز کن. اگر انسان بعد از بیدار شدن این دعا بخواند:
«الحمد الله الذي أحيا نفسي بعد ما أماتها ولم يمتها منامها، الحمد لله الذي يمسك التي قضي عليها الموت، ويرسل الأخري إلي أجل مسمّي،. ..الخ».
فرشته شیطان را میراند و در طول روز او را حفاظت میکند.
یعنی: خداوند را سپاس میگویم که مرا بعد از مردن (خواب) زنده کرد، و در خواب نمیراند. خداوند را سپاس که آن کس را که اجلش فرا رسیده، و آن که اجلش فرا نرسیده را تا وقت اجل مهلت میدهد. سپس خدا را سپاس میگویم که زمین و آسمان را نگه داشته، اگر زمین و آسمان از جای خود حرکت کنند، جز خداوند هیچکس آنها را نمیتواند نگاه دارد. خدا را سپاس بخاطر اینکه آسمان را از افتادن بر روی زمین نگاه میدارد.
آنگاه فرشته شیطان را طرد میکند، و از آن انسان محافظت میکند [۵۳].
این روایات ما را به انجام کارهای نیک که موجب اصلاح دل، و نزدیک شدن به فرشته میشوند تشویق میکنند؛ زیرا نزدیک شدن به فرشتگان فواید زیادی را به ارمغان دارد، همانگونه که در حدیث آمده است: «رسول خدا صبا سخاوتترین انسان بود، و در رمضان و موقع دیدار جبرئیل بیش از هر وقت سخاوتمند بود...» بیانگر تأثیر دیدار رسول خدا صبا جبرئیل است که در ماه رمضان به منظور تعلیم قرآن نزد ایشان میآمد.
۸- ثبت اعمال نیک و بد انسانها
فرشتگان موظف به حفظ اعمال نیک و بد انسانها هستند. در این آیه بدان اشاره شده است:
﴿وَإِنَّ عَلَيۡكُمۡ لَحَٰفِظِينَ١٠ كِرَامٗا كَٰتِبِينَ١١ يَعۡلَمُونَ مَا تَفۡعَلُونَ١٢﴾[الانفطار: ۱۰-۱۲].
یعنی: «بدون شک نگاهبانانی بر شما گمارده شدهاند. نگهبانانی که (در پیشگاه پروردگار مقرب و) محترم هستند و پیوسته (اعمال شما را) مینویسند».
خداوند بر هر انسانی دو فرشتهی حاضر را گماشته است. که هرگز از انسان جدا نمیشوند، و ناظر بر رفتار و اعمال انسان هستند، همانگونه که میفرماید:
﴿وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ وَنَعۡلَمُ مَا تُوَسۡوِسُ بِهِۦ نَفۡسُهُۥۖ وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ١٦ إِذۡ يَتَلَقَّى ٱلۡمُتَلَقِّيَانِ عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ قَعِيدٞ١٧ مَّا يَلۡفِظُ مِن قَوۡلٍ إِلَّا لَدَيۡهِ رَقِيبٌ عَتِيدٞ١٨﴾[ق: ۱۶-۱۸].
یعنی: «ما انسان را آفریدهایم و میدانیم که در خاطرش چه میگذرد و چهاندیشهای در سر دارد، و ما از شاهرگ گردن بدو نزدیکتریم. بدانگاه که دو فرشتهای که در سمت راست و چپ انسان نشستهاند و اعمال او را دریافت میدارند. انسان هیچ سخنی را بر زبان نمیراند مگر اینکه فرشتهای، مراقب و آماده (برای دریافت و نگارش) آن سخن است».
واژهی ﴿قَعِيدٞ﴾به معنی به کمین نشسته، و﴿رَقِيبٌ عَتِيدٞ﴾یعنی مراقب و آماده برای انجام وظیفه، و حتی نوشتن یک کلمه را رها نمیکنند.
به ظاهر چنین معلوم میشود که فرشتگان گماشته شده بر انسان، هر سخن و رفتار آدمیرا مینویسند و هیچ چیزی را رها نمینمایند. خداوند میفرماید: ﴿مَّا يَلۡفِظُ مِن﴾هر سخنی که از زبان بیرون بیاید.
بنابر این، انسان روز قیامت پروندهی خود را میبیند که حاوی هر عملی است که از او صادر شده است. کفّار وقتی پروندهی اعمال خود را میبینند میگویند:
﴿يَٰوَيۡلَتَنَا مَالِ هَٰذَا ٱلۡكِتَٰبِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةٗ وَلَا كَبِيرَةً إِلَّآ أَحۡصَىٰهَاۚ وَوَجَدُواْ مَا عَمِلُواْ حَاضِرٗاۗ وَلَا يَظۡلِمُ رَبُّكَ أَحَدٗا٤٩﴾[الکهف: ۴۹].
وای بر ما! این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را رها نکرده است و همه را برشمرده است و (به ثبت و ضبط آن مبادرت ورزیده است. و بدین وسیله) آنچه را که کردهاند حاضر و آماده میبینند. و پروردگار تو به کسی ظلم نمیکند.
بلال بن حارث مزنیسروایت میکند که: رسول خدا صفرمود: «إِنَّ الرَّجُلَ لَيَتَكَلَّمُ بِالْكَلِمَةِ مِنْ رِضْوَانِ اللَّهِ مَا يَظُنُّ أَنَّهَا تَبْلُغُ مَا بَلَغَتْ يَكْتُبُ اللَّهُ لَهُ بِهَا رِضْوَانَهُ إِلَى يَوْمِ يَلْقَاهُ ، وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيَتَكَلَّمُ بِالْكَلِمَةِ مِنْ سَخَطِ اللَّهِ مَا يَظُنُّ أَنْ تَبْلُغَ مَا بَلَغَتْ ، فَيَكْتُبُ اللَّهُ بِهَا عَلَيْهِ سَخَطَهُ إِلَى يَوْمِ يَلْقَاهُ» [۵۴].
یعنی: گاهی انسان یک کلمه را به خاطر رضای خدا بر زبان میآورد، و هرگز تصوّر نمیکند به چه مقام و جایگاهی نایل میگردد، ولی این کلمه موجب میشود که خداوند رضایت و خشنودی خود را تا روز ملاقات و دیدار برایش بنویسد، و گاهی یک کلمه را در ناخشنودی خدا بر زبان میآورد، گمان نمیکند به چنین فرجام بدی برسد، خدا ناخشنودی و خشم خود را تا روز ملاقات برایش مینویسد.
علقمه (یکی از راویان) میگوید: حدیث بلال موجب شد که از گفتن چندین سخن خودداری کنم.
از ابوهریره سروایت شده است که: رسول خدا صفرمود: انسان سخنی میگوید که مورد رضایت پروردگار است، ولی به آن اهمیت نمیدهد و ارزشی برای آن قائل نمیشود. اما خداوند بر اثر همین سخن، رتبهی او را میافزاید، و انسان سخنی که مورد ناخشنودی پروردگار است، میگوید و به گناه بودن آن توجه ندارد، یعنی آن را گناه تلقی نمیکند، اما همین سخن او را به قعر دوزخ میاندازد [۵۵].
ابن کثیر در تفسیرش آورده که: از حسن بصری پس از تلاوت آیه:
﴿عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ عِزِينَ٣٧﴾اظهار داشت: ای فرزند آدم، نامه اعمالی برای تو مشخص شده است، دو فرشته گرامیبر تو گماشته شده است. یکی در سمت راست تو و دیگری در سمت چپ قرار دارد. آنکه در سمت راست قرار دارد، اعمال نیک را ثبت میکند، و فرشتهی سمت چپ مراقب اعمال بد است. هر چه میخواهی بکن، کم یا زیاد، وقتی بمیری این پرونده جمع میگردد و در گردن تو آویخته شده و در قبر همراه توست تا وقتی که روز قیامت از قبر بیرون بیایی. خداوند میفرماید:
﴿وَكُلَّ إِنسَٰنٍ أَلۡزَمۡنَٰهُ طَٰٓئِرَهُۥ فِي عُنُقِهِۦۖ وَنُخۡرِجُ لَهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ كِتَٰبٗا يَلۡقَىٰهُ مَنشُورًا١٣ ٱقۡرَأۡ كِتَٰبَكَ كَفَىٰ بِنَفۡسِكَ ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكَ حَسِيبٗا١٤﴾[الإسراء: ۱۳-۱۴].
یعنی: «ما اعمال هر کسی را (همچون گردنبند) به گردنش آویختهایم (و او را گروگان کردار و عهدهدار رفتارش ساختهایم) و در روز قیامت کتابی را (که کارنامه اعمال او است) برای وی بیرون میآوریم که گشوده به (دست) او میرسد. (در آن روز بدو گفته میشود): کتاب (اعمال) خود را بخوان (و سعادت یا شقاوت خویش را بدان ). کافی است که خودت امروز حسابگر خویشتن باشی».
حسن بصری/گفت: بخدا سوگند، کسی که تو را مورد محاسبه قرار میدهد عدالت پیشه است.
ابن کثیر میگوید: ابن عباسبدر مورد تفسیر ﴿مَّا يَلۡفِظُ مِن قَوۡلٍ إِلَّا لَدَيۡهِ رَقِيبٌ عَتِيدٞ١٨﴾اظهار داشته: هر آنچه را که انسان بر زبان آورد و بگوید، فرشته مینویسد حتی اینکه میگوید: (خوردم، نوشیدم، رفتم، آمدم، دیدم و...) را نیز مینویسد. و روزهای پنجشنبه گفتار و کردار انسان توسط فرشته به پیشگاه خداوند عرضه میگردد. آنچه از نیکی و بدی وجود دارد ثبت و بقیهانداخته میشوند، و آیهی زیر به همین نکته اشاره دارد که میفرماید:
﴿يَمۡحُواْ ٱللَّهُ مَا يَشَآءُ وَيُثۡبِتُۖ وَعِندَهُۥٓ أُمُّ ٱلۡكِتَٰبِ٣٩﴾[الرعد: ۳۹].
یعنی: «خداوند هرچه را که بخواهد از میان برمیدارد، و هرچه را برجای میدارد و (جایگزین میسازد. و همه اینها) در علم خدا ثابت و مقرّر است».
ابن کثیر نقل کرده که: امام احمد هنگام بیماری آه و ناله بر زبان میآورد. بعد از طریق طاووس باخبر شد که فرشته همه سخنان، حتّی فریاد و ناله را نیز مینویسد، آنگاه تا لحظهی مرگ فریادی بر زبان نیاورد. رحمت واسع خدا بر او باد.
۹- فرشتهی راست نیکیها، و فرشتهی چپ بدیها را مینویسد
در معجم طبرانی کبیر با سند حسن از ابواُمامه روایت است که رسول خدا صفرمود: فرشتهی سمت چپ شش ساعت قلم را از نوشتن اعمال انسان خطاکار باز میدارد، اگر انسان خطاکار در این مدت پشیمان شده و از خداوند آمرزش طلب کرد، فرشته آنها را میاندازد، و در غیر این صورت یک بدی در نامهی اعمال او مینویسد.
آیا فرشتگان اعمال دلها را نیز مینویسند؟
شارح عقیدهی طحاویه با استدلال به آیهی ﴿يَعۡلَمُونَ مَا تَفۡعَلُونَ١٢﴾میگوید: فرشتگان اعمال قلبها را نیز مینویسند، و آیه شامل افعال ظاهر و باطن است.
همچنین به حدیث صحیحی استدلال کرده که رسول خدا صفرمود: خداوند میفرماید: هرگاه بندهی من قصد انجام کار بدی کرد، اگر آن را انجام داد یک بدی برایش ثبت کنید، و اگر قصد انجام عمل نیکی کرد، (تنها به قصد انجام آن) یک نیکی برایش بنویسید، اگر آن را عملی کرد، ده برابر آن را برایش بنویسید [۵۶].
در حدیثی دیگر ابوهریره سچنین روایت میکند: رسول خدا صفرمود: فرشته میگوید: پروردگارا! این بندهی توست. قصد انجام عمل بد را دارد. (خداوند بهتر میداند و نیازی به گفتن فرشته ندارد). خداوند میفرماید: او را مهلت بدهید، اگر ارادهاش را عملی کرد، یک بدی برایش بنویسید و اگر آن را ترک نمود، نیکی برایش بنویسید؛ زیرا آن را بخاطر خشنودی من رها کرده است [۵۷].
یک اشکال و جواب آن
آیا علم فرشتگان نسبت به اراده و نیت انسان با این گفتار خداوند در تضاد نیست؟
﴿يَعۡلَمُ خَآئِنَةَ ٱلۡأَعۡيُنِ وَمَا تُخۡفِي ٱلصُّدُورُ١٩﴾[غافر: ۱۹].
یعنی: «خداوند از دزدانه نگاه کردن چشمها و از رازی که سینهها در خود پنهان میدارند، آگاه است».
پاسخ: خیر، زیرا این از ویژگیهای علم خداوند نیست، و اسرار پنهان در دلها اگر چه از انسانها پنهان و پوشیده هستند، هیچکس نمیداند که در سینهی برادرش چه نیتی نهفته است. ولی این امر بیانگر این نیست که از فرشتگان نیز نهفته باشد.
حتی بعضی میگویند: فرشتگان از بعضی اسرار نهفته در دلها خبر دارند که همان اراده و قصد است، البته، در مورد بقیهی امور همچون عقاید، دلیلی بر اینکه فرشتگان آن را بدانند وجود ندارد.
۱۰- دعوت کردن بندگان بسوی انجام اعمال نیکو
ابوهریرهسروایت میکند که: رسول خدا صفرمود: هر روز که انسانها صبح میکنند، دو فرشته از آسمان فرود میآیند، یکی میگوید: «اللهمّ أعطِ مُنْفقًا خلفًا، وأعط مُمْسكًا تَلَفًا» یعنی: «پروردگارا! هرکس برای خشنودی تو انفاق کند، در عوض به او بده، و دیگری میگوید: پروردگارا! هرکس از انفاق در راه تو خودداری کند، مالش را ضایع بگردان» [۵۸].
ابن حجر در شرح این حدیث روایت دیگری از ابو درداء را نقل کرده که در آن آمده است:
«ما من يوم طلعت شمسه إلا وكل بجنبتيها ملكان يناديان نداء يسمعه خلق الله كلهم إلا الثقلين: يا أيها الناس هلموا إلى ربكم إن ما قلّ وكفى خير مما كثر وألهى، ولا آبت شمسه إلا وكل بجنبتيها ملكان يناديان نداء يسمعه خلق الله كلهم غير الثقلين: اللهم أعط منفقاً خلفاً، وأعط ممسكاً تلفاً».
یعنی: «هر روز که خورشید طلوع میکند، دو فرشته فریاد سر میدهند: ای مردم! بسوی پروردگارتان بشتابید، روزیاندک و مقدار کافی از اموال زیاد بهتر است، و هنگام غروب آفتاب دوباره آن دو فرشته ندا میدهند، و این صدا را جز انسان و جن همهی مخلوقات میشنوند، سپس میگویند: خدایا! هرکس برای خشنودی تو انفاق کند، در عوض به او بده و....» تا آخر حدیث قبل.
۱۱- آزمایش انسان
خداوند بعضی از فرشتگان را برای آزمایش بندگانش میفرستد. ابوهریرهسروایت میکند که: رسول خدا صفرمود: خداوند میخواست سه نفر از بنی اسرائیل را که یکی بیماری پیسی داشت و دیگری، کچل بود و سومی نابینا، مورد آزمایش قرار دهد. از این رو فرشتهای بسوی آنان فرستاد. فرشته نزد فرد پیسی آمد و گفت: محبوبترین چیز نزد تو چیست؟ گفت: رنگ زیبا، و پوست زیبا، زیرا مردم از من نفرت دارند. فرشته دستی بر او کشید، و بیماری بر طرف شد. و رنگ و پوستی زیبا به او داده شد.
آنگاه فرشته پرسید: چه مالی را بیشتر دوست داری؟ گفت: شتر. پس به او شتر آبستنی داده شد. و گفت: خداوند آن را برایت با برکت بگرداند.
سپس فرشته نزد کچل آمد و گفت: محبوبترین چیز نزد تو چیست؟ گفت: موی زیبا تا این حالتم برطرف شود؛ زیرا مردم از من نفرت دارند. فرشته دستی بر سرش کشید، در نتیجه بیماریش برطرف گردید و موی بسیار زیبا به او داده شد، باز فرشته از او سؤال کرد: چه مالی را بهتر دوست داری؟ گفت: گاو، گاوی آبستن به او داده شد و فرشته برایش دعای برکت کرد که خداوند این گاو را برایش مبارک گرداند.
بعد نزد نفر سوم آمد که نابینا بود. از او پرسید: چه چیزی را بهتر دوست داری؟ گفت: این را که خداوند بینایی مرا برگرداند و مردم را با چشم خود ببینم. فرشته دستش را بر روی چشمانش کشید و خداوند بیناییاش را برگرداند. سؤال کرد: چه مالی را بهتر میپسندی؟ گفت: گوسفند، گوسفندی که آبستن بود به او داده شد و برایش دعای برکت کرد.
این گاو، شتر و گوسفند زاد و ولد کردند، هر کدام دارای گلهی بزرگی از گاو، گوسفند و شتر شدند.
فرشته در شکل و صورت انسان مبتلا به بیماری برص نزد نفر اول آمد و گفت: انسان ناتوانی هستم و در این سفر تمام اموال و متاع را از دست دادهام، امروز جز خداوند چیزی ندارم. تو را به همان خدایی که صورت و رنگ زیبا و مال به تو داده، به حال زار من رحم کن، و شتری را به من بده که مرا به مقصد برساند. آن مرد گفت: مصرفم زیاد است. فرشته گفت: مثل اینکه تو را میشناسم، آیا تو جذام داری نبودی که مردم از تو نفرت میکردند؟ تو فقیر نبودی که خداوند به تو مال داده است؟ آن مرد گفت: خیر، کسی این مال را به من نداده است، این مال به صورت ارث از اجدادم به من رسیده است. فرشته گفت: اگر دروغ میگوئی، خداوند تو را به حالت اوّل برگرداند.
سپس با قیافه و شکل انسان نزد مرد کچل رفت. و آنچه را که به مرد اوّل گفته بود با او در میان گذاشت، و همان پاسخ مرد اوّل را از او هم دریافت کرد. فرشته گفت: اگر دروغ میگوئی، خداوند تو را به حالت اوّل برگرداند.
در پایان نزد نابینا رفت و گفت: انسان مسافری هستم و در راه سفر گرفتار و بیبضاعت ماندهام و نمیتوانم به محل سکونتم برگردم. تو را خدایی که بینایی را به تو برگرداند یک گوسفند به من بده. گفت: از این گله گوسفند هراندازه که لازم داری بردار، و به خدا سوگند اگر تمام گوسفندان را برداری، مانع تو نخواهم شد. فرشته گفت: مال خودت مبارکت باد. خداوند خواست شما را امتحان کند، بیتردید خداوند از تو خشنود است و از دو رفیق دیگر تو ناخشنود و خشمگین است [۵۹].
۱۲- گرفتن ارواح انسان موقع فرا رسیدن اجل
خداوند بعضی از فرشتگان را برای قبض ارواح بندگان برگزیده است.
میفرماید:
﴿قُلۡ يَتَوَفَّىٰكُم مَّلَكُ ٱلۡمَوۡتِ ٱلَّذِي وُكِّلَ بِكُمۡ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ تُرۡجَعُونَ١١﴾[السجدة: ۱۱].
بگو: «فرشتهی مرگ که بر شما گماشته شده است، به سراغتان میآید و جان شما را میگیرد، سپس بهسوی پروردگارتان بازگردانده میشوید».
فرشتگانی که جان انسانها را میگیرند بیش از یک فرشته هستند:
﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يَتَوَفَّىٰكُم بِٱلَّيۡلِ وَيَعۡلَمُ مَا جَرَحۡتُم بِٱلنَّهَارِ ثُمَّ يَبۡعَثُكُمۡ فِيهِ لِيُقۡضَىٰٓ أَجَلٞ مُّسَمّٗىۖ ثُمَّ إِلَيۡهِ مَرۡجِعُكُمۡ ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٦٠ وَهُوَ ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦۖ وَيُرۡسِلُ عَلَيۡكُمۡ حَفَظَةً حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ تَوَفَّتۡهُ رُسُلُنَا وَهُمۡ لَا يُفَرِّطُونَ٦١﴾[الأنعام: ۶۰-۶۱].
یعنی: «خداوند است که در شب شما را میمیراند و در روز شما را برمیانگیزاند و او میداند که در روز (که زمان عمده جنب و جوش و تلاش و کوشش است) چه میکنید و چه فراچنگ میآورید (و این مرگ و زندگی خواب و بیداری، پیوسته ادامه دارد) تا مهلت معین (زندگی هرکس با فرا رسیدن مرگ او) فرا رسد. سپس (در روز رستاخیز همگان) بهسوی خدا برمیگردید و آنگاه شما را بدانچه (از خوب و بد در دنیا) میکردید باخبر میگرداند».
خداوند بر بندگان خود کاملاً چیره است. او مراقبانی (از فرشتگان را برای حسابرسی و نگارش اعمال شما) بر شما میفرستد و میگمارد (و آنان به کار خود با دقّت تمام تا دم مرگِ یکایک شما، مشغول میگردند)، و چون مرگ یکی از شما فرا رسید، فرستادگان ما (از میان فرشتگان دیگر به سراغ او میآیند و) جان او را میگیرند، و (فرشتگان گروه اوّل و فرشتگان گروه دوم هیچکدام در مأموریت خود) کوتاهی نمیکنند.
فرشتگان ارواح کفار و مشرکین را به سختی و خشونت میگیرند، و هیچگونه نرمش و مهربانی نسبت به آنها از خود نشان نمیدهند،
قرآن میفرماید:
﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِي غَمَرَٰتِ ٱلۡمَوۡتِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَاسِطُوٓاْ أَيۡدِيهِمۡ أَخۡرِجُوٓاْ أَنفُسَكُمُۖ ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ بِمَا كُنتُمۡ تَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ غَيۡرَ ٱلۡحَقِّ وَكُنتُمۡ عَنۡ ءَايَٰتِهِۦ تَسۡتَكۡبِرُونَ٩٣﴾[الأنعام: ۹۳].
یعنی: «اگر ستمکاران را ببینی در آن هنگام که در سختیهای مرگ فرو رفتهاند و فرشتگان دستهای خود را (بهسوی آنان) دراز کردهاند خویشتن را برهانید. این زمان به سبب دروغهایی که بر خدا میبستید و از (پذیرش) آیات او سرپیچی میکردید، عذاب خوارکنندهای میبینید».
و میفرماید:
﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذۡ يَتَوَفَّى ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَضۡرِبُونَ وُجُوهَهُمۡ وَأَدۡبَٰرَهُمۡ وَذُوقُواْ عَذَابَ ٱلۡحَرِيقِ٥٠﴾[الأنفال: ۵۰].
یعنی: «اگر ببینی (ای پیغمبر! هول و هراس و عذاب و عقابی را که به کافران دست میدهد) بدان گاه که فرشتگان جان کافران را میگیرند و سر و صورت و پشت و روی آنان را (از هر سو) میزنند و (بدیشان میگویند): عذاب سوزان (اعمال بد خود) را بچشید».
و فرمود:
﴿فَكَيۡفَ إِذَا تَوَفَّتۡهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَضۡرِبُونَ وُجُوهَهُمۡ وَأَدۡبَٰرَهُمۡ٢٧﴾[محمد: ۲۷].
یعنی: «حال آنان چگونه خواهد بود بدان هنگام که فرشتگان مأمور قبض ارواح به سراغشان میآیند و چهرهها و پشتها (و سایراندامهای) ایشان را به زیر ضربههای خود میگیرند؟! امّا ارواح مؤمنان را با مهربانی میگیرند».
۱۳- مژده به مؤمنان هنگام مرگ
وقتی مرگ مؤمن فرا رسید، فرشتگان میآیند، و به او مژده میدهند و مایهی استواری و ثبات او میشوند، خداوند میفرماید:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَبۡشِرُواْ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ٣٠ نَحۡنُ أَوۡلِيَآؤُكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۖ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَشۡتَهِيٓ أَنفُسُكُمۡ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ٣١﴾[فصلت: ۳۰-۳۱].
یعنی: «کسانی که میگویند: پروردگار ما تنها خداست، و سپس (بر این گفته خود که اقرار به وحدانیت است میایستند، و آن را با انجام قوانین شریعت عملاً نشان میدهند، و بر این راستای خداپرستی تا زندهاند) پابرجا و ماندگار میمانند، (در هنگام آخرین لحظات زندگی) فرشتگان به پیش ایشان میآیند (و بدانان مژده میدهند) که نترسید و غمگین نباشید و شما را بشارت باد به بهشتی که (توسّط پیغمبران) به شما (مؤمنان) وعده داده میشد».
(و فرشتگان بدیشان خبر میدهند که) ما یاران و یاوران شما در زندگی دنیا و در آخرت هستیم، و در آخرت برای شما هرچه آرزو کنید هست، و هرچه بخواهید برایتان فراهم است.
همچنین فرشتگان به کفّار مژدهی دوزخ و خشم خداوند جبّار را میدهند و به آنها میگویند:
﴿أَخۡرِجُوٓاْ أَنفُسَكُمُۖ ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ﴾[الأنعام: ۹۳].
یعنی: «در آن هنگام که در سختیهای مرگ فرو رفتهاند و فرشتگان دستهای خود را (بهسوی آنان) دراز کردهاند (و بر بناگوششان تپانچه و بر پشتشان تازیانه میزنند و بدیشان میگویند: اگر میتوانید از این عذاب الهی) خویشتن را برهانید».
۱۴- ارتباط فرشتگان با بندگان در قبر و محشر
در مبحث ایمان به روز قیامت ـ انشاءالله ـ خواهید دید که بعد از مرگ فرشتگان با انسانها چه ارتباطی دارند، و در قبر چگونه فرشتههای منکر و نکیر از او میپرسند. بعضی از فرشتگان انسانها را در قبر خوشحال میکنند، و برخی دیگر مجرمان و کافران را عذاب میدهند. فرشتگان علاوه بر انجام اموری که بیان گردید، روز قیامت از مسلمانان استقبال میکنند. اسرافیل در صور میدمد و انسانها را برای حساب در محشر جمع میکند. اهل دوزخ را به دوزخ، و اهل بهشت را به بهشت سوق میدهند، و در دوزخ اهل دوزخ را عذاب میدهند و در بهشت به ساکنان آن سلام میگویند.
[۴۲] صحیح مسلم (۱/۵۵۴) شماره (۸۰۶). [۴۳] صحیح الجامع(۱/۸۰). [۴۴] مسند احمد (۵/۳۹۱) و صحیح سنن نسائی (۳/۲۶۶) شماره (۲۹۷۵) . [۴۵] چیزی که ما در اینجا گفتیم مبنی بر اینکه فرشتگان سفیران خدا بسوی مردم، و حامل سروش به پیامبرانند، از معنای لغوی واژهی ملک روشن است؛ چون اصل ملک ألَک و مالکه است، و مألک بمعنی رسالت است، و ملائک از آن اشتقاق یافتهاند، چون پیامبر خدا هستند، بعضی هم گفتهاند: (ل أ ک) اشتقاق یافته و ملأکه رسالت است، و ملأک هم همان ملک هست؛ چون فرمان خداوند را ابلاغ میکند، و هرکدام از فرشتگان که متولیاموری سیاسی باشد مَلَک نامیده میشود، و از میان بشر مَلِک نامیده میشود. (بصائر ذوی التمیز ۴/۵۲۴). [۴۶] صحیح بخاری (۱/۱۸) شماره(۲). [۴۷] بخاری(۱/۲۷) شماره(۴). [۴۸] بخاری(۱/۳۰) شماره (۶). [۴۹] بخاری (۶/۳۰۵) شماره (۳۲۲۱) نسایی (۱/۱۰۸) شماره (۴۸۰). [۵۰] صحیح سنن ابی داود (۱/۷۹) شماره (۳۳۷). [۵۱] مسلم (۴/۱۷۱۸) شماره (۲۱۸۶). [۵۲] صحیح مسلم (۴/۲۱۶۸) شماره (۲۸۱۴). [۵۳] محقّق کتاب «الوابل الصیّب» در تعلیقش بر این حدیث گفته: «ابن حبّان این روایت را با معنی نقل کرده، به شماره ۲۳۶۲ موارد» امام حاکم آن را در «۱/۵۴۸» روایت کرده، و آن را صحیح دانسته، و امام ذهبی با او موافق است، و رجال آن ثقه است. همچنین هیثمی در مجمع الزوائد (۱۰/۱۲۰) آن را نقل کرده، و گفته: ابویعلی آن را روایت کرده، و رجال آن رجال صحیح است جز ابراهیم شامی که ثقه است. من (نویسنده) هم میگویم: نام این راوی ابراهیم بن حجّاج شامی با سین بینقطه درست است نه شامی. [۵۴] ترمذی، نسایی و ابن ماجه روایت کرده و ترمذی گفته: حسن و صحیح است. [۵۵] بخاری (۱۱/۳۸۰) شماره (۶۴۷۸). [۵۶] - مسلم(۱/۱۱۷) شماره(۱۲۸). [۵۷] مسلم(۱/۱۱۷) شماره (۱۲۹) و بخاری (۱۳/۴۶۵) شماره ( ۷۵۰۱). [۵۸] - بخاری (۳/۳۰۴) شماره (۱۴۴۲). مسلم (۷۰۰۲) شماره (۱۰۱۰). [۵۹] بخاری (۶/۵۰۰) شماره (۳۴۶۴). مسلم (۴/۲۲۷۵) شماره (۲۹۶۴).
در مبحث گذشته از نقش فرشتگان در ارتباط با تمام فرزندان آدم، از قبیل مؤمن و کافر و وظایف فرشتگان مانند: شکل دادن نطفه، حراست و مراقبت از بندگان، رساندن وحی، نوشتن و ثبت اعمال و قبض ارواح، سخن گفتیم که شامل کافر و مؤمن بود.
علاوه بر این، فرشتگان نقشهای گوناگونی در ارتباط با مؤمنان و کافران دارند. در اینجا نقش آنان را نسبت هردو گروه مؤمن و کافر مورد بحث و بررسی قرار میدهیم.
۱- محبت و دوست داشتن مؤمنان
ابوهریره سمیگوید: رسول خدا صفرمود: «إِذَا أَحَبَّ اللَّهُ عَبْدًا نَادَى جِبْرِيلَ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ فُلَانًا فَأَحِبَّهُ فَيُحِبُّهُ جِبْرِيلُ فَيُنَادِي جِبْرِيلُ فِي أَهْلِ السَّمَاءِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ فُلَانًا فَأَحِبُّوهُ فَيُحِبُّهُ أَهْلُ السَّمَاءِ ثُمَّ يُوضَعُ لَهُ الْقَبُولُ فِي أَهْلِ الْأَرْضِ» [۶۰].
یعنی: «هرگاه خداوند بندهای را دوست داشته باشد، به جبرئیل میفرماید: خداوند فلان بنده را دوست دارد تو نیز ای جبرئیل! او را دوست بدار. جبرئیل نیز او را دوست میدارد و در میان تمام اهل آسمان صدا میزند: خداوند فلانی را دوست دارد، شما نیز او را دوست بدارید. آنگاه اهل آسمان نیز با وی محبت خواهند کرد و بعد مقبولیت و محبت او در دل اهل زمینانداخته میشود».
۲- راهنمایی مؤمن
امام ترمذی و ابن ماجه روایت کردهاند که رسول خدا صفرمود: «من سأل القضاء واستعان عليه وُكِلَ إليه، ومن لم يسأله ولم يستعن عليه أنزل اللّه عليه مَلَكا يسدده». یعنی: هرکس درخواست مقام قضاوت کند، به خود واگذار میشود، و هرکس ناچار به پذیرش آن مقام شود، خداوند متعال فرشتهای را بر او فرود میآورد و او را به مسیر درست راهنمایی میکند.
اما در مورد چگونگی این راهنمایی خداوند متعال داناترست.
و در همین رابطه ابوهریره سمیگوید: رسول خدا صفرمود: حضرت سلیمان÷ گفت: امشب با صد نفر از همسرانم همبستر میشوم، و از هر خانمیجوانی متولد میشود و با دشمنان خداوند جهاد میکند. فرشته به او گفت: بگو: «إن شاءالله» اما سلیمان از روی فراموشی «إن شاء الله» نگفت. عمل مقاربت را انجام داد و تنها از یک خانم بچهی ناقصی متولد شد. رسول خدا صفرمود: اگر حضرت سلیمان «ان شاء الله» میگفت: سوگندش شکسته نمیشد و آرزویش بهتر برآورده میشد [۶۱].
آری، فرشته پیام آور خدا حضرت سلیمان را به راه درست و بهتر راهنمایی کرد.
همچنین حسان بن ثابت سمیگوید: رسول خدا صبرای حسان دعا کرد و فرمود: پروردگارا! حسان را بوسیله جبرئیل (روح القدس) نیرومند و قوی بگردان [۶۲].
۳- درود و دعا برای مؤمن
خداوند به ما خبر داده است که فرشتگان به رسول خدا صدرود میگویند:
﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِيِّۚ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ صَلُّواْ عَلَيۡهِ وَسَلِّمُواْ تَسۡلِيمًا٥٦﴾[الأحزاب: ۵۶].
یعنی: «خداوند و فرشتگانش بر پیغمبر درود میفرستند، ای مؤمنان! شما هم بر او درود بفرستید و چنان که باید سلام بگویید».
همچنین برای مؤمنان دعا میکنند و درود میفرستند:
﴿هُوَ ٱلَّذِي يُصَلِّي عَلَيۡكُمۡ وَمَلَٰٓئِكَتُهُۥ لِيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۚ وَكَانَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ رَحِيمٗا٤٣﴾[الأحزاب: ۴۳].
یعنی: «او کسی است که به شما عنایت و مرحمت میکند، و فرشتگانش برای شما تقاضای بخشش و آمرزش مینمایند، تا یزدان (جهان در پرتو الطاف خود و دعای فرشتگان) شما را از تاریکیهای (کفر و گمراهی) بیرون آورد و به نور (ایمان و هدایت) برساند. چرا که او پیوسته نسبت به مؤمنان مهربان بوده است».
امام بخاری به نقل از ابوالعالیه میگوید: «درود از جانب خداوند ستایش بنده است نزد فرشتگان»، برخی گفتهاند: درود از جانب خدا رحمت است، و برخی دیگر گفتهاند: هیچ تضادی بین این دو دیدگاه نیست. امّا درود فرشتگان دعا و طلب عفو و مغفرت برای انسانهاست، که تفصیل آن جلوتر خواهد آمد.
[۶۰] صحیح بخاری (۶/۳۰۳) شماره (۳۲۰۹)، صحیح مسلم (۴/۲۰۳۰) شماره (۲۶۳۷). [۶۱] بخاری (۹/۳۳۹) شماره (۵۲۲۴). [۶۲] صحیح بخاری (۶/۳۰۴).
۱- آموزندهی عمل نیک به مردم
ابوامامه روایت میکند که رسول خدا صفرمود: «خداوند و فرشتگان او، و اهل آسمانها و زمین و حتی مورچهها در لانههای خود، و ماهیها در دریا بر کسی که خیر و نیکی را به مردم یاد میدهند درود میفرستند (دعای مغفرت میکنند)» [۶۳].
۲- کسانی که برای نماز به مساجد میروند
ابوهریره سمیگوید: رسول خدا صفرمود: تا زمانی که شما در نماز هستید و منتظر نماز جماعت میباشید، فرشتگان برای شما درود میفرستند و دعای مغفرت میکنند و میگویند: خدایا! او را مورد مغفرت و رحمت قرار بده [۶۴].
۳- کسانی که در صف اول نماز میخوانند
براء بن عازب سمیگوید: که رسول خدا صفرمود: خداوند و فرشتگان او برای کسانی که در صف اول نماز هستند درود میفرستند [۶۵].
در سنن نسایی بجای صف اوّل صف مقدم آمده است.
۴- کسانی که بعد از نماز در محل نماز میمانند
ابوداود در سنن خود، و نسائی با سند صحیح از ابوهریره سروایت کرده که رسول خدا صفرمود: «فرشتگان برای هر کدام از شما درود میفرستند و دعای مغفرت میکنند تا وقتی که در محل نماز میمانید، و تا زمانی که وضویش باطل نشود یا از آنجا برنخیزد» [۶۶].
۵- برای کسانی که فاصلهی میان صف نماز را پر میکنند
عایشهلمیگوید: رسول خدا صفرمود: «خداوند و فرشتگانش برای کسانی که صفهای نماز جماعت را به هم وصل میکنند درود میفرستند، و هرکس روزنهای را پر کند، خداوند مقام و منزلت او را یک درجه بالا میبرد» [۶۷].
۶- برای کسانی که سحرخیزند
عبدالله بن عمر بروایت کرده که رسول خدا صفرمود: «خداوند و فرشتگانش برای سحر خیزان درود میفرستند» [۶۸].
۷- برای کسانی که بر پیامبر صدرود میفرستند
عامر بن ربیعه روایت میکند که رسول خدا صفرمود: «هر مؤمنی که برای من درود بفرستد، تا زمانی که در حال فرستادن درود است، فرشتگان بر او درود میفرستند (یعنی دعای مغفرت میکنند) بنده اختیار دارد، زیاد درود بخواند یا کم» [۶۹].
۸- برای کسانی که به عیادت و احوالپرسی بیماران میروند
علی بن ابی طالب سنقل میکند که رسول خدا صفرمود: «هر مسلمانی که در وقت روز بیماری را احوالپرسی کند، خداوند در طول آن روز هفتاد هزار فرشته را برای درود فرستادن بر او بر میگزیند، و اگر شب به عیادت بیمار برود آن شب تا صبح برایش درود میفرستند و دعا میکنند» [۷۰].
و در روایت ابوداود و حاکم آمده است: «هر مردی شامگاه بیماری را عیادت کند، هفتاد هزار فرشته همراه با او بیرون شده و تا صبح برایش طلب مغفرت میکنند، و کسی که صبحگاه به عیادت بیمار برود، تا شب هفتاد هزار فرشته با او خارج میشوند و برایش طلب مغفرت میکنند».
[۶۳] ترمذی (۲/۳۴۳) شماره (۲۱۶۱). و صحیح الجامع (۲/۱۳۳). [۶۴] مسلم (۱/۴۵۹) شماره (۶۴۹). [۶۵] سنن ابی داود (۱/۱۳۰) شماره (۶۱۸). [۶۶] صحیح الجامع (۶/۲۱). [۶۷] سنن ابن ماجه (۱/۱۶۴) شماره (۸۱۴). [۶۸] صحیح الجامع (۲/۱۳۵). [۶۹] صحیح الجامع (۵/۱۷۴). [۷۰] ابی داود (۲/۵۹۸) شماره (۲۶۴۵). صحیح الجامع (۵/۱۵۹).
خداوند میفرماید:
﴿هُوَ ٱلَّذِي يُصَلِّي عَلَيۡكُمۡ وَمَلَٰٓئِكَتُهُۥ لِيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۚ﴾[الأحزاب: ۴۳].
یعنی: «او کسی است که به شما عنایت و مرحمت میکند، و فرشتگانش برای شما تقاضای بخشش و آمرزش مینمایند، تا یزدان (جهان در پرتو الطاف خود و دعای فرشتگان) شما را از تاریکیهای (کفر و گمراهی) بیرون آورد و به نور (ایمان و هدایت) برساند».
مفهوم آیه بیانگر این مطلب است که ذکر ما از جانب خداوند متعال در میان ساکنان آسمان، و دعای فرشتگان برای مؤمنان، و طلب بخشش و مغفرت از خدا برای ایشان، نقش بسیار ارزنده و مثبتی در هدایت و نجات مؤمنان از تاریکیهای کفر و شرک و گناه و نافرمانی دارد. و موجب میشود که راه درست را تشخیص دهیم، و بر حسب مراد و خواستهی خدا عمل کنیم و به آن نور و روشنی نائل گردیم که کردار و گفتار ما را در مسیر درست هدایت میکند.
۹- آمین گفتن برای دعای مؤمنان
فرشتگان بر دعای مؤمنان آمین میگویند و این امر بیشتر موجب اجابت دعا میگردد. ابودرداء سمیگوید: رسول خدا صفرمود: «دعاء المرء المسلم مستجاب لأخيه بظهر الغيب عند رأسه ملك يؤمن علي دعائه، كلما دعا لأخيه بخير قال: آمين ولك بمثله» یعنی: دعای غایبانه مسلمان در حق برادر مسلمانش قبول میشود. فرشته همراه مؤمن است، هرگاه مؤمن برای برادر مسلمانش غایبانه دعا کند، فرشته میگوید: آمین و برای تو نیز چنین شود [۷۱].
وقتی که دعای فرشته آمین گوینده، موجب اجابت دعای مؤمن است، مسلمان نباید برای خود دعای بد کند. سلمهلروایت میکند که رسول خدا صفرمود: «علیه خود دعای بد نکنید، و همواره در حق خود دعای نیک کنید؛ زیرا فرشتگان بر دعاهای شما آمین میگویند» [۷۲].
۱۰- در خواست بخشش برای مؤمنان
خداوند متعال ما را باخبر نموده که فرشتگان برای اهل زمین درخواست عفو و بخشش میکنند، آنجا که میفرماید:
﴿تَكَادُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ يَتَفَطَّرۡنَ مِن فَوۡقِهِنَّۚ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ وَيَسۡتَغۡفِرُونَ لِمَن فِي ٱلۡأَرۡضِۗ أَلَآ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ٥﴾[الشورى: ۵].
یعنی: «آسمانها (با همه عظمتی که دارند) نزدیک است (در برابر شکوه و عظمت او کرنشکنان) از بالا درهم بشکافند. و فرشتگان (با همه قدرتی که دارند دائماً) به تسبیح و تقدیس پروردگارشان مشغول و برای کسانی که در زمین هستند درخواست آمرزش میکنند. هان! (ای انسانِ غافل از اطاعت آسمانها و افلاک و عبادت فرشتگان پاک! بدان که) یزدان آمرزگار و مهربان است».
در سورهی غافر بیان نموده که حاملان عرش خداوند، و فرشتگان اطراف عرش، پروردگارشان را به پاکی یاد میکنند، و خاضعانه برای مؤمنان توبه کننده دعای مفغرت میکنند و از خداوند میخواهند تا مؤمنان را از دوزخ نجات دهد، و آنان را وارد بهشت کند و از ارتکاب گناه و معاصی باز دارد، آنجا که میفرماید:
﴿ٱلَّذِينَ يَحۡمِلُونَ ٱلۡعَرۡشَ وَمَنۡ حَوۡلَهُۥ يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ وَيُؤۡمِنُونَ بِهِۦ وَيَسۡتَغۡفِرُونَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْۖ رَبَّنَا وَسِعۡتَ كُلَّ شَيۡءٖ رَّحۡمَةٗ وَعِلۡمٗا فَٱغۡفِرۡ لِلَّذِينَ تَابُواْ وَٱتَّبَعُواْ سَبِيلَكَ وَقِهِمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِيمِ٧ رَبَّنَا وَأَدۡخِلۡهُمۡ جَنَّٰتِ عَدۡنٍ ٱلَّتِي وَعَدتَّهُمۡ وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٨ وَقِهِمُ ٱلسَّئَِّاتِۚ وَمَن تَقِ ٱلسَّئَِّاتِ يَوۡمَئِذٖ فَقَدۡ رَحِمۡتَهُۥۚ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ٩﴾[غافر: ۷-۹].
یعنی: «آنان که بردارندگان عرش خدایند و آنان که گرداگرد آنند به سپاس و ستایش پروردگارشان سرگرمند و بدو ایمان دارند و برای مؤمنان طلب آمرزش میکنند (و میگویند): پروردگارا! مهربانی و دانش تو همه چیز را فرا گرفته است، پس در گذر از کسانی که (از گناهان دست میکشند و به طاعات و عباداتت میپردازند، و از راههای انحرافی دوری میگزینند و به راستای راهت) برمیگردند و راه تو را در پیش میگیرند، و آنان را از عذاب دوزخ مصون و محفوظ فرما».
پروردگارا! آنان را به باغهای همیشه ماندگار بهشتی وارد گردان که بدیشان (توسّط پیغمبران) وعده دادهای، همراه با پدران خوب و همسران شایسته و فرزندان بایسته ایشان. قطعاً تو (بر هر چیزی) چیره و توانا و (در هر کاری) دارای فلسفه و حکمت هستی. و آنان را از بدیها نگاهدار، و تو هر که را در آن روز از کیفر بدیها نگاهداری، واقعاً بدو رحم کردهای (و مورد الطاف خود قرار دادهای) و آن قطعاً رستگاری بزرگ و نیلِ به مقصود سترگی است.
۱۱- حضور در مجالس علم و ذکر و زیر بال گرفتن آنان
ابوهریرهسروایت میکند که رسول خدا صفرمود:
«إنَّ للهِ تَعَالَى مَلائِكَةً يَطُوفُونَ في الطُّرُقِ يَلْتَمِسُونَ أهْلَ الذِّكْرِ، فإذا وَجَدُوا قَوْمَاً يَذْكُرُونَ اللهَﻷ، تَنَادَوْا: هَلُمُّوا إِلَى حَاجَتِكُمْ، فَيَحُفُّونَهُمْ بِأَجْنِحَتِهِم إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا،...» [۷۳]یعنی: «همانا خداوند فرشتگانی دارد که در حال گردش هستند، و کسانی را پیدامیکنند که مشغول ذکر خداوند هستند. هرگاه آنها را یافتند، همدیگر را صدا میکنند: بیایید بسوی هدفتان. آنگاه فرشتگان در جمع ذاکران میآیند و تا آسمان دنیا آنان را زیر بال خود میگیرند».
ابوهریره سمیگوید: که رسول خدا صفرمود: هرگاه چند نفر در یکی از خانههای خدا مشغول تدریس، تعلیم و یادگیری کتاب خدا باشند، آرامش بر آنان نازل میشود، و رحمت الهی آنان را احاطه میکند، و فرشتگان اطرافشان را فرا میگیرند و خداوند نزد ساکنان آسمان از آنها یاد میکند [۷۴].
از ابودرداء روایت شده که رسول خدا صفرمود: «همانا فرشتگان بال خود را برای طالبان علم، فرش میکنند [۷۵]یعنی فرشتگان در برابر کسانی در راه دین علم آموزی میکنند بسیار فروتن هستند.
بنابراین اعمال نیک - همانطور که میبینید - فرشتگان را به ما و ما را به آنان نزدیک میکنند. و اگر بندگان همواره در حالت روحی و معنوی والایی قرار داشته باشند، به درجهای از کمال میرسند که فرشتگان را مشاهده و با آنها مصافحه کنند. همانگونه که از حنظله اسیدی سروایت کرده که رسول خدا صفرمود: «اگر شما وقتی که از نزد من بیرون میشوید بر همین حالت باقی بمانید، قطعاً در راههای مدینه با فرشتگان ملاقات و مصافحه میکنید» [۷۶].
ابوهریره سمیگوید: رسول خدا صفرمود: «اگر شما همواره در حالتی بمانید که نزد من هستید، با دستهایتان با فرشتگان مصافحه خواهید کرد، و شما را در منازلتان ملاقات میکنند، و چنانچه مرتکب گناه نشوید، خداوند بجای شما قومیرا میآورد که گناه کنند تا از آنها در گذرد» [۷۷].
۱۲- ثبت نام کسانی که در نماز جمعه شرکت میکنند
این دسته از فرشتگان بعضی از اعمال بندگان را ثبت میکنند و نام کسانی را که در مراسم نماز جمعه حاضر میشوند به ترتیب زمان ورود ثبت میکنند. از ابوهریره سروایت است که رسول خدا صفرمود: «روز جمعه فرشتگانی، بر در ورودی هریک از مساجد قرار دارند، و به ترتیب نام افرادی را که وارد مسجد میشوند ثبت میکنند، هرگاه امام برای خواندن خطبه نشست، پروندهها را جمع میکنند و برای شنیدن خطبه مینشینند» [۷۸].
همچنین سخنان نیک از بندگان را ثبت میکنند. رفاعه بن رافع زرقی میگوید: روزی پشت سر رسول خدا صنماز میخواندیم، وقتی از رکوع بلند شد و «سمع الله لمن حمده» گفت، مردی پشت سر او گفت: «ربّنا ولك الحمد، حمداً كثيراً طيباً مباركاً فيه» وقتی رسول خدا صنماز را تمام کرد، فرمود: چه کسی این کلمات را گفت. آن مرد گفت: ای رسول خدا! من بودم. فرمود: «حدود سی واندی فرشته را دیدم که برای نوشتن این کلمه مبادرت میکردند و از همدیگر سبقت میگرفتند». پس فرشتگان نویسنده علاوه از دو فرشتهای هستند که اعمال نیک و بد انسانها را مینویسند؛ زیرا تعدادشان، سی واندی ذکر شده است.
۱۳- فرشتگان به نوبت میان انسانها میآیند
این فرشتگان که در راهها و معابر عمومیگشت میزنند، و دنبال یافتن مجالس ذکر هستند و در گردهماییها حضور پیدا میکنند، به نوبت نزد ما میآیند، گروهی میآیند و عدهای دیگر میروند. و در نماز صبح و عصر با هم جمع میشوند.
از ابوهریرهسروایت است که رسول خدا صفرمود: «خداوند فرشتگانی دارد که پی در پی در میان شما رفت و آمد میکنند، گروهی مأمور شب، و برخی مأمور روز هستند، و در نماز عصر و صبح با هم جمع میشوند. سپس آنهایی که شب را با شما سپری کردند، بسوی پروردگار بر میگردند، و خداوند حالت بندگان را از آنان جویا میشود؟ جواب میدهند: در حال نماز آنان را رها کردیم و وقتی برگشتیم آنان را در حالت نماز یافتیم» [۷۹].
ممکن است اینها همان فرشتههایی باشند که اعمال بندگان را نزد پروردگار میبرند. از ابی موسی اشعری سمیگوید: که رسول خدا صپنج نکته را برای ما بازگو کرد و فرمود: خداوند نمیخوابد و خواب شایستهاش نیست. میزان اعمال را بالا میبرد و پایین نمیآورد. فرشتگان اعمال شب را قبل از رسیدن روز، و اعمال روز را پیش از فرا رسیدن شب نزد خداوند میبرند [۸۰].
از این رو خداوند منزلت نماز صبح را بسیار بزرگ توصیف نموده؛ زیرا فرشتگان در آن حضور مییابند، همانگونه که میفرماید:
﴿أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِدُلُوكِ ٱلشَّمۡسِ إِلَىٰ غَسَقِ ٱلَّيۡلِ وَقُرۡءَانَ ٱلۡفَجۡرِۖ إِنَّ قُرۡءَانَ ٱلۡفَجۡرِ كَانَ مَشۡهُودٗا٧٨﴾[الإسراء: ۷۸].
یعنی: «نماز را چنان که باید بخوان به هنگام زوال آفتاب (از نصف النهار، که آغاز نماز ظهر است و امتداد آن وقت نماز عصر را نیز دربر میگیرد) تا تاریکی شب، و نماز صبح را بخوان، بیگمان نماز صبح (توسّط فرشتگان شب و فرشتگان روز) بازدید میگردد».
۱۴- فرشتگان وقت قرآن خواندن مؤمن نزد او فرود میآیند
برخی از فرشتگان موقع تلاوت قرآن از آسمان فرود میآیند. از ابوسعید خدریسروایت است که در یکی از شبها که اُسید بن حضیر در خوابگاه گوسفندان و دامهای خود قرآن تلاوت میکرد؛ اسبش به حرکت درآمد. اسید میگوید: میترسیدم که پسرم یحیی را لگدمال کند. از خانه بیرون رفتم و خود را به اسبم رساندم. بالای سرم چیزی را دیدم که شبیه ابر بود و چیزی شبیه چراغ در آن آویزان بود، که هرگز ندیده بودم. فردا خدمت رسول خدا صرفتم و حادثه را به عرض ایشان رساندم. فرمود: «ای اباحضیر! همانگونه بخوان».
میگوید: شب بعد هم قرآن خواندم، سپس اسبم به چرخش و حرکت درآمد، باز هم عرض کردم، و رسول خدا صهمان پاسخ را داد و فرمود: ای ابا حضیر! بخوان، سپس خواندم و اسبم همچنان به هیجان افتاد. آنگاه منصرف شدم، چون بیم آن داشتم که پسرم یحیی که به مکان اسب نزدیک بود در زیر پای اسب لگدمال شود، دوباره چیزی شبیه ابر دیدم که چیزهایی همچون چراغ در آن وجود داشت و در فضا آویخته بود که هرگز ندیدهام، رسول خدا صفرمود: «تِلْكَ الْمَلاَئِكَةُ كَانَتْ تَسْتَمِعُ لَكَ وَلَوْ قَرَأْتَ لأَصْبَحَتْ يَرَاهَا النَّاسُ مَا تَسْتَتِرُ مِنْهُمْ». یعنی: آنها فرشتههایی بودند که به قرآن خواندن تو گوش فرا میدادند، اگر به خواندن قرآن ادامه میدادی تا صبح گوش فرا میدادند و مردم آنها را میدیدند که اکنون پنهان هستند [۸۱].
و در صحیح مسلم از براء بن عازب روایت است: شخصی سورهی کهف را تلاوت میکرد، در خانه او حیوانی بود که شروع به حرکت کرد و دست و پا میزد. معلوم شد که چیزی مانند مه یا ابر خانه را پوشانیده. آن شخص جریان را به عرض رسول خدا صرسانید. ایشان فرمود: ای فلان بخوان آنچه که صورت گرفت، سکینه و آرامش بود که موقع تلاوت قرآن، نازل میشد [۸۲].
۱۵- سلام امّت را به پیامبر صمیرسانند
عبدالله بن مسعودسنقل میکند که رسول خدا صفرمود: «إِنَّ للهِ مَلائِكَةً سَيَّاحِينَ فِي الأَرْضِ يُبَلِّغُونِي عَنْ أُمَّتِي السَّلامَ» یعنی: «همانا خداوند فرشتگانی دارد که در زمین به سیاحت مشغولاند، سلامهای امت را به من میرسانند» [۸۳].
در معجم طبرانی کبیر با سند حسن از عمار بن یاسر سروایت شده که رسول خدا صفرمود: «واقعاً خداوند متعال فرشتهای دارد که به او چنان قدرتی داده که صدای بندگان را بشنود، و هرکس بر من درود بفرستد، به من میرسد، و من از خداوند درخواست کردهام در مقابل هر درودی که بر من فرستاده میشود ده برابرش بر آنها درود بفرست».
۱۶- مؤمنان را بشارت میدهند
فرشتگان به ابراهیم ÷ مژده دادند که بزودی خداوند به او فرزندی صالح عطا میکند، آنجا که میفرماید:
﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ضَيۡفِ إِبۡرَٰهِيمَ ٱلۡمُكۡرَمِينَ٢٤ إِذۡ دَخَلُواْ عَلَيۡهِ فَقَالُواْ سَلَٰمٗاۖ قَالَ سَلَٰمٞ قَوۡمٞ مُّنكَرُونَ٢٥ فَرَاغَ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ فَجَآءَ بِعِجۡلٖ سَمِينٖ٢٦ فَقَرَّبَهُۥٓ إِلَيۡهِمۡ قَالَ أَلَا تَأۡكُلُونَ٢٧ فَأَوۡجَسَ مِنۡهُمۡ خِيفَةٗۖ قَالُواْ لَا تَخَفۡۖ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٖ٢٨﴾[الذاریات: ۲۴-۲۸].
یعنی: «آیا خبر مهمانهای بزرگوار ابراهیم به تو رسیده است؟ آن زمانی که بر او وارد شدند و گفتند: سلام (بر تو!) گفت: سلام بر شما! (شما مهمانان، برایم) مردمان ناآشنا و ناشناسی هستید. به دنبال آن، پنهانی بهسوی خانواده خود رفت، و گوساله فربهای را (که بریان کرده بودند، برای ایشان) آورد. و آن را نزدیک ایشان گذارد. (ولی با تعجب دید دست بهسوی غذا نمیبرند و از آن چیزی نمیخورند !) گفت: آیا نمیخورید؟! (هنگامیکه دید دست بهسوی غذا نمیبرند) در دل از ایشان احساس ترس و وحشت کرد. گفتند: مترس! سپس او را به تولد پسری دانا و آگاه مژده دادند».
همچنین فرشتگان به زکریا÷ فرزندی بنام یحیی مژده دادند،خداوند میفرماید:
﴿فَنَادَتۡهُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَهُوَ قَآئِمٞ يُصَلِّي فِي ٱلۡمِحۡرَابِ أَنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحۡيَىٰ مُصَدِّقَۢا بِكَلِمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَسَيِّدٗا وَحَصُورٗا وَنَبِيّٗا مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ٣٩﴾
[آل عمران: ۳۹].
یعنی: «پس (خداوند دعای او را پذیرفت و) در حالی که در عبادتگاه به نیایش ایستاده بود، فرشتگان او را ندا دادند که خداوند تو را به یحیی مژده میدهد، و او تصدیق کننده کلمه خدا (یعنی عیسی، چون با کلمه «کن» پدید آمده است) و پیشوا و مبرا از هوسهای سرکش، و پیغمبری از (تبار) صالحان خواهد بود».
فرشتگان تنها به پیامبران مژده نمیدهند، بلکه گاهی به مؤمنان نیز مژده دادهاند. از ابوهریره سروایت است: شخصی برادر دینیاش را در روستایی دیگر ملاقات کرد. خداوند فرشتهای را بر مسیر راه او فرستاد. وقتی آن شخص رسید، فرشته از وی پرسید: قصد کجا داری؟ گفت: در فلان روستا برادر مسلمانی دارم و به دیدارش میروم. فرشته گفت: آیا به تو نیکی کرده است؟ پاسخ داد: خیر. بلکه بخاطر خدا او را دوست دارم. فرشته گفت: پس بدان که من فرستادهی خداوند بسوی تو هستم، و خداوند میفرماید: همانطور که تو برادر مسلمانت را دوست داری، من نیز تو را دوست دارم [۸۴].
ابوهریره سمیگوید: رسول خدا صفرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای پیامبر خدا! این خدیجه است، میخواهد نزد تو با ظرفی بیاید. که در آن آب یا غذا وجود دارد. هرگاه نزد تو رسید، از جانب خداوند و من (جبرئیل) به او سلام برسان و او را به خانهای از مروارید و یاقوت در بهشت مژده بده [۸۵].
۱۷- فرشتگان در حالت خواب و رؤیا هم مژده میدهند
عبدالله بن عمربنقل میکند که: در زمان رسول خدا صهرکس خوابی میدید، آن را برای ایشان بیان میکرد. من نیز آرزو داشتم که خوابی ببینم و آن را به عرض رسول خدا صبرسانم. در آن دوران من جوان بودم و در مسجد میخوابیدم، در خواب دو فرشته را دیدم که مرا گرفته و بسوی دوزخ بردند. دوزخ را همچون حفره و چاه دیدم، و در آن افرادی بودند که آنان را میشناختم. بلافاصله گفتم: «اَعوذ بالله من النار» یعنی: از آتش دوزخ به خدا پناه میبرم. فرشتهای دیگر آمد و به من گفت: نترس [۸۶].
از حضرت عایشهلروایت شده که رسول خدا صخطاب به او فرمود: «در خواب تو را در حالی دیدم که پارچه ابریشمیبر تن داشتی و فرشتهای تو را نزد من آورد و گفت: این همسر توست، و من پارچه را از صورت تو برداشتم و دیدم که تو عایشه هستی. گفتم: اگر این خواب از جانب خداوند باشد، قطعاً خداوند به آن جامه عمل خواهد پوشاند [۸۷].
۱۸- همراه با مؤمنان در جهاد شرکت کرده و از آنها حمایت میکنند
خداوند متعال مؤمنان را بوسیلهی تعداد زیادی از فرشتگان در غزوهی بدر یاری کرد، همانگونه که میفرماید:
﴿إِذۡ تَسۡتَغِيثُونَ رَبَّكُمۡ فَٱسۡتَجَابَ لَكُمۡ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلۡفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُرۡدِفِينَ٩﴾[الأنفال: ۹].
یعنی: «زمانی را که (در میدان کارزار بدر از شدّت ناراحتی) از پروردگار خود درخواست کمک و یاری مینمودید و او درخواست شما را پذیرفت (و گفت:) من شما را با یکهزار فرشته کمک و یاری میدهم که این گروه هزار نفری گروههای متعدّد دیگری را پشت سر دارند».
و میفرماید:
﴿وَلَقَدۡ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ بِبَدۡرٖ وَأَنتُمۡ أَذِلَّةٞۖ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ١٢٣ إِذۡ تَقُولُ لِلۡمُؤۡمِنِينَ أَلَن يَكۡفِيَكُمۡ أَن يُمِدَّكُمۡ رَبُّكُم بِثَلَٰثَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُنزَلِينَ١٢٤ بَلَىٰٓۚ إِن تَصۡبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأۡتُوكُم مِّن فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا يُمۡدِدۡكُمۡ رَبُّكُم بِخَمۡسَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُسَوِّمِينَ١٢٥﴾[آل عمران: ۱۲۳-۱۲۵].
یعنی: «خداوند شما را در بدر پیروز گردانید و حال آن که (نسبت به کافران) ناچیز (و از ساز و برگاندکی برخوردار) بودید، پس از خدا بترسید تا شکر (نعمت او را بتوانید) بهجای آورید. بدان گاه که تو به مؤمنان میگفتی: آیا شما را بسنده نیست که پروردگارتان با سه هزار از فرشتگانِ فرستاده (از سوی خویش برای آرامش خاطرتان) یاریتان کرد ؟ آری! (شما را بسنده است. و علاوه از آن) اگر بردباری (در کارزار) داشته باشید و پرهیزگاری کنید (از معصیت خدا و مخالفت با پیغمبر)، و آنان (یعنی دشمنان مشرک) هم اینک بر شما تاخت آرند، پروردگارتان (بر تعداد فرشتگان بیفزاید و) با پنج هزار فرشتهیورشگر و نشانگذار، شما را یاری کند».
ابن عباس بمیگوید: رسول خدا صدر روز غزوهی بدر فرمود: «این جبرئیل است که با اسبش اسلحه جنگی حمل کرده است، حضور دارد» [۸۸].
خداوند متعال حکمت و هدف از این کمک و یاری دادن را تقویت و ثابتکردن مؤمنان، و همراه بودن در جنگ، به قتل رساندن دشمنان خدا، و کشتن و گردن زدن و بریدن دستهایشان بیان نموده و میفرماید:
﴿وَمَا جَعَلَهُ ٱللَّهُ إِلَّا بُشۡرَىٰ وَلِتَطۡمَئِنَّ بِهِۦ قُلُوبُكُمۡۚ وَمَا ٱلنَّصۡرُ إِلَّا مِنۡ عِندِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ١٠﴾[الأنفال: ۱۰].
یعنی: «خداوند این (امداد با فرشتگان) را تنها برای مژده دادن (پیروزی) به شما و آرامش پیدا کردن دل شما به آن کرد، وگرنه پیروزی جز از سوی خدا نیست (و اراده و مشیت او بالاتر از همه این اسباب ظاهری و باطنی است). بیگمان خداوند (بر هر کاری) توانا (و کارهایش) از روی حکمت است».
و میفرماید:
﴿إِذۡ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ أَنِّي مَعَكُمۡ فَثَبِّتُواْ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْۚ سَأُلۡقِي فِي قُلُوبِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلرُّعۡبَ فَٱضۡرِبُواْ فَوۡقَ ٱلۡأَعۡنَاقِ وَٱضۡرِبُواْ مِنۡهُمۡ كُلَّ بَنَانٖ١٢﴾[الأنفال: ۱۲].
یعنی: «(ای مؤمنان! به یاد آورید) زمانی را که پروردگار تو به فرشتگان وحی کرد که من با شمایم (و کمک و یاریتان مینمایم. شما با الهام پیروزی و بهروزی) مؤمنان را تقویت و ثابتقدم بدارید، (و من هم) به دلهای کافران خوف و هراس خواهمانداخت. (به مؤمنان الهام کنید) سرهای آنان را بزنید (و از هم بشکافید که بر گردنهای ناپاکشان سنگینی میکند) و دستهای ایشان را ببرید».
در سورهی آل عمران میفرماید:
﴿وَمَا جَعَلَهُ ٱللَّهُ إِلَّا بُشۡرَىٰ لَكُمۡ وَلِتَطۡمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِۦۗ وَمَا ٱلنَّصۡرُ إِلَّا مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ١٢٦ لِيَقۡطَعَ طَرَفٗا مِّنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَوۡ يَكۡبِتَهُمۡ فَيَنقَلِبُواْ خَآئِبِينَ١٢٧﴾[آل عمران: ۱۲۶-۱۲۷].
یعنی: «و خداوند آن (یاری با فرشتگان) را جز مژدهای برای (پیروزی) شما نساخت، و برای آن بود که دلهای شما بدان آرام گیرد، و پیروزی جز از جانب خداوند توانای دانا نیست. (هدف از یاریتان توسّط فرشتگان آن است که) تا گروهی از بزرگان کافران را نابود کند و یا آنان را سرکوب و خوار نماید و با شکست و ننگ خشمگینشان سازد و ناامید برگردند».
رسول خدا صدر روز جنگ بدر فرشتگان مشاهده نمود. و در صحیح بخاری روایت شده که رسول خدا صهمراه با ابوبکر صدیقسدر یک سایبان مستقر بودند، و هردو دعا میکردند، آنگاه چشمان رسول خدا صبه خواب رفت، سپس با تبسّم بیدار شد و فرمود: «أبشر يا أبابكر، هذا جبريل علي ثنايا النقع» یعنی: ای ابوبکر! مژده باد، این جبرئیل است که روی ثنایا النقع است.
همچنین یکی از مجاهدان صدای ضربهی فرشتهای که کافری را زد؛ و صدای راندن اسبش را شنید. ابن عباس بمیگوید: یکی از مسلمانان مشرکی را تعقیب کرده و به دنبالش میدوید، ناگهان صدایی از بالا، و صدای ضربه شلاقی را شنید که میگفت: ای حیزوم! – اسم اسب آن فرشته بود- جلو برو آن مرد مجاهد بطرف مشرک نگاه کرد و دید مشرک پشت بر زمین افتاده و بینی و صورتش زخمیاست. آن انصاری رسول خدا صرا از ماجرا باخبر نمود، رسول الله صفرمود: تو راست میگویی، این امدادگر از آسمان سوم آمده است [۸۹].
فرشتگان در جاهای دیگر نیز جنگیدهاند، مانند جنگ خندق که خداوند فرشتگانش را جهت امداد و نصرت مسلمانان فرستاد، آنجا که میفرماید:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ إِذۡ جَآءَتۡكُمۡ جُنُودٞ فَأَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ رِيحٗا وَجُنُودٗا لَّمۡ تَرَوۡهَاۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرًا٩﴾[الأحزاب: ۹].
یعنی: «ای مؤمنان! به یاد آورید نعمت خدای را در حق خودتان، بدان گاه که لشکرها به سراغ شما آمدند. ولی ما تندباد (سخت سردی) را بر آنان گماشتیم و لشکرهایی (از فرشتگان) را بهسویشان روانه کردیم که شما آنان را نمیدیدید. خداوند میدید کارهایی را که انجام میدادید».
منظور از لشکری که شما آن را ندیدید، فرشتگان هستند. چون در احادیث صحیح آمده است: جبرئیل ÷ پس از بازگشت رسول خدا صاز غزوهی خندق، نزد رسول خدا صآمد که اسلحهاش را گذاشته و غسل کرده بود. ولی جبرئیل گرد و خاک را از موهای سرش مینشاند، و به رسول خدا صگفت: شما اسلحه را گذاشته اید؟ ولی ما هنوز آن را نگذاشتهایم. بطرف کفار بیرون شو، رسول خدا صفرمود: کجا برویم؟ جبرئیل بسوی بنیقریظه اشاره کرد [۹۰].
از انسسروایت است که رسول خدا صفرمود: «گویا گرد و غبار سواری جبرئیل را میبینم که از کوچههای بنی غنم بلند میشوند، و این زمانی بود که رسول خدا صبرای جهاد به غزوهی بنی قریظه میرفت [۹۱].
۱۹- حمایت و پشتیبانی از رسول خدا ص
ابوهریره سمیگوید: «ابوجهل گفت: آیا محمّد صورتش را خاک آلود میکند؟ (سجده میکند) گفته شد: آری. ابوجهل گفت: سوگند به لات و عزی، هرگاه او را ببینم که چنین میکند پایم را بر روی گردنش میگذارم تا ببینم چگونه سجده میکند.
رسول خدا صمشغول نماز بود که ابوجهل آمد و میخواست پایش را بر گردن رسول خدا صبگذارد، ولی هنوز به او نزدیک نشده بود که به عقب برگشت و دست خود را سپر کرده مثل اینکه خود را از چیزی نجات میداد. از وی پرسیده شد: تو را چه شده است؟ گفت: میان من و او چالهای پر از آتش مهیب و پرهای عجیب و غریبی بود. رسول خدا صفرمود: «اگر ابوجهل به من نزدیک میشد، فرشتگان اعضاء بدن او را تکه تکه میبردند» [۹۲].
این روایت در کتاب التفسیر صحیح بخاری از روایت مسلم مختصرتر ذکر شده است.
۲۰- بندگان نیکوکار را یاری نموده و غم واندوه را از آنها میزدایند
گاهی خداوند متعال فرشتگان را برای حمایت از برخی بندگان صالح جز پیامبران میفرستد. از جمله این موارد داستانی است که ابن کثیر آن را در تفسیر این آیه آورده است که:
﴿أَمَّن يُجِيبُ ٱلۡمُضۡطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكۡشِفُ ٱلسُّوٓءَ﴾[النمل: ۶۲].
حافظ ابن عساکر به روایت ابوبکر محمد بن داوود دینوری معروف به دقی صوفی، در شرح حال مردی چنین میگوید: در مسیر دمشق زبدانی قاطر کرایه کشی میکردم. مردی همراهم سوار شد و در مسیرهای ناشناخته میرفتیم. سپس به من گفت: از همین مسیر برویم که نزدیکتر است. گفتم: در این مسیر برای من خیری وجود ندارد. گفت: این نزدیکتر است، روانه شدیم. بهجای بسیار صعب العبوری و وادی بسیار عمیقی که کشتههای زیادی در آنجا بود، رسیدیم. گفت: قاطرت را نگاه دار تا من پیاده شوم. پایین شد و آستین را بالا زد و لباسهایش را جمع و جور کرد و چاقویی را برداشت و به من روی آورد. من فرار کردم و او دنبالم کرد. او را به خدا قسم دادم و گفتم: این قاطر را با بارش بردار، ولی مرا رها کن. گفت: قاطر و بار مال من است، ولی میخواهم تو را نیز به قتل برسانم. هر چند او را از خداوند و عذابش ترساندم، نپذیرفت.
ناچار تسلیم شدم. و از وی خواستم به من اجازه بدهد تا دو رکعت نماز بخوانم. گفت: زود باش، بلند شدم تا نماز بخوانم. زبانم دچار لکنت شد، هرچه سعی کردم حتی یک کلمه از قرآن را نتوانستم بر زبان بیاورم. سرگردان و پریشان ایستادم، و آن مرد مرا با تندی صدا کرد و گفت: بس کن. ناگهان خداوند این آیه را بر زبانم جاری کرد: ﴿أَمَّن يُجِيبُ ٱلۡمُضۡطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكۡشِفُ ٱلسُّوٓءَ﴾مردی را دیدم که از پایین رودخانه سوار بر اسبی و در حالی که نیزهای در دست دارد رسید. نیزه را بر قلب آن مرد زد و او فوراً بر زمین افتاد. خود را به دامن این اسب سوار آویزان کرده و عرض کردم: چه کسی هستی؟ گفت: من فرستاده کسی هستم که به داد ستمدیدگان میرسد، و آفت زدگان را یاری میکند، و ستمدیدگان او را میخوانند و از وی کمک میجویند. این مرد میگوید: قاطرم را با محمولهاش برداشته و به سلامت برگشتم.
از جمله این موارد اینکه خداوند جبرئیل را برای کمک مادر حضرت اسماعیل ÷ در مکه مکرمه فرستاد. از ابن عباس بروایت شده است: مادر حضرت اسماعیل ÷ هفت بار میان صفا و مروه برای جستجوی آب رفت و آمد کرد. وقتی نزدیک مروه رسید، صدایی به گوشش رسید. به خود گفت: ساکت باش، سپس صدایی شنید، گفت: آیا میتوانید به من کمکی بکنید. ناگاه چشمش به فرشتهای در محل زمزم افتاد. آن فرشته با بالهای خود آب را بیرون آورد. فرشته به مادر اسماعیل گفت: هیچ خطری شما را تهدید نمیکند، اینجا خانهی خداست که این پسر و پدر آن را خواهند ساخت. خداوند ساکنان این محل را ضایع نمیکند [۹۳].
در سنن نسایی آمده است که آن فرشته که نزد مادر اسماعیل÷ آمد، جبرئیل بود. میگوید: وقتی که جبرئیل محل زمزم را با پای خود حفر کرد، هاجر مادر اسماعیل شنها را جمع کرد. (تا جلوی جریان آب را بگیرد) رسول خدا صفرمود: خداوند مادر اسماعیل را مورد مرحمت قرار دهد، اگر جلوی جریان آب زمزم را نمیگرفت، بصورت چشمه جاری میشد [۹۴].
۲۱- در تشییع جنازهی بندگان نیکوکار شرکت میکنند
رسول خدا صدربارهی سعد بن معاذ فرمود:
«هذا الّذي تحرك له العرش، وفتحت له أبواب السماء، وشهده سبعون ألفا من الملائكة، لم يهبطوا إلى الأرض قبل ذلك، ولقد ضُمّ ضمة، ثم أفرج عنه».
یعنی: او کسی است که عرش خداوند بخاطر درگذشت او به لرزه درآمد، و درهای آسمان به روی او گشوده شدند، و هفتاد هزار فرشته در تشییع جنازهاش شرکت کردند. ولی با این وجود در قبر فشرده شد و سپس عذاب قبر از وی برداشته شد [۹۵](نسائی از ابن عمر روایت کرده است).
۲۲- شهیدان را زیر سایهی بالشان قرار میدهند
جابر سمیگوید: وقتی پدرم شهید شد روپوش را از چهرهاش برداشتم و گریه میکردم و خویشاوندانم مرا دلداری میدادند و از گریه کردن منع میکردند، ولی رسول خدا صمرا منع نمیکرد، عمهام «فاطمه» شروع به گریه و زاری کرد. رسول خدا صفرمود: چرا گریه میکنید یا فرمود: گریه نکنید، فرشتگان همواره بر او با بالهای خود سایهانداختند.
امام بخاری این حدیث را عنوان یک باب کتاب خود قرار داده به نام: « باب سایهی ملائکه بر شهید» [۹۶].
۲۳- فرشتگانی که تابوت (صندوق) را آوردند
خداوند متعال میفرماید:
﴿وَقَالَ لَهُمۡ نَبِيُّهُمۡ إِنَّ ءَايَةَ مُلۡكِهِۦٓ أَن يَأۡتِيَكُمُ ٱلتَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٞ مِّن رَّبِّكُمۡ وَبَقِيَّةٞ مِّمَّا تَرَكَ ءَالُ مُوسَىٰ وَءَالُ هَٰرُونَ تَحۡمِلُهُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لَّكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ٢٤٨﴾[البقرة: ۲۴۸].
یعنی: «و پیغمبرشان به آنان گفت: نشانهی حکومت او این است که صندوق (عهد) بهسوی شما خواهد آمد، (همان صندوق عهدی که دلگرمی و) آرامشی از سوی پروردگارتان و یادگارهای خاندان موسی و هارون در آن است، و فرشتگان آن را حمل میکنند. بیگمان در این کار نشانهای برای شماست (و چنین رهنمودی شما را بر آن میدارد که) اگر مؤمن هستید».
در این آیه خداوند أبه ما خبر داده که فرشتگان در آن فاصلهی زمانی صندوقی را برای بنی اسرائیل آوردند تا قلبشان بر این آرامش و اطمینان یابد که طالوت برگزیدهی خداوند است، پس از وی اطاعت و پیروی کنند و به فرمان او عمل کنند.
۲۴- دفاع از مکه و مدینه در برابر دجّال
دجال به تمام شهرها و سرزمینها جز مکه و مدینه وارد میشود. مکه و مدینه بدلیل جلوگیری فرشتگان از ورود دجال و رسیدن او به این دو شهر، محفوظ میماند. در صحیح مسلم و سنن ابی داود و ترمذی از حدیث فاطمه بنت قیس، در قصهی تمیم داری آمده است که دجال میگوید: «من مسیح دجال هستم و به زودی اجازهی خروج به من داده میشود. بعد از خروج در زمین به سیر و سیاحت میپردازم، و هیچ شهری را رها نمیکنم، و در مدت چهل روز به تمام شهرهای دنیا خواهم رفت جز مکه و طیبه (مدینه)، این دو شهر از ورود من محفوظ و من از ورود به آنها محروم هستم. هرگاه بخواهم به یکی از این دو شهر وارد شوم، فرشتهای با شمشیر از نیام کشیده و مانع ورود من به این دو شهر میشود. دروازهی ورودی این دو شهر فرشتگانی گماشته شده که از آن حفاظت میکنند. رسول خدا صبا چوبدستی کوچکی که در دست داشت بر منبر زد و با اشاره بهسوی مدینهی منوره فرمود: این طیبه است، این طیبه است، این طیبه است [۹۷].
ابی بکره روایت میکند که رسول خدا صفرمود: «رُعب و وحشت مسیح دجال به مدینه نمیرود. مدینه در آن روزگار هفت درب ورودی خواهد داشت که بر هریک دو فرشته گماشته خواهد شد» [۹۸].
ابوهریره سمیگوید: رسول خدا صفرمود: «بر راههای مدینه فرشتههایی گماشته شدهاند، و طاعون و دجال نمیتوانند وارد مدینه شوند» [۹۹]، و نیز فرمود: «هیچ شهر و دیاری باقی نمیماند که دجال وارد آن نشود، جز مکه و مدینه، که بر دروازههای ورودی هریک از آنان فرشتگان با صف ایستاده و از آن محافظت میکنند. سپس مدینه سه مرتبه به لرزه میآید، آنگاه خداوند تمام کافران و منافقان را از آن بیرون میکند.
۲۵- فرود آمدن عیسی همراه دو فرشته
نواس بن سمعان میگوید: رسول الله صپیرامون حدیث دجال چنین فرمود: «در همین اثنا حضرت عیسی بن مریم ÷ بر مناره سفید جانب شرقی دمشق با لباس رنگ شده با ورس و زعفران در حالی فرود میآید. که دو دستش را بر روی بالهای دو فرشته گذاشته است» [۱۰۰].
۲۶- فرشتگان بالهایشان را بر سرزمین شام گسترانیدهاند
زید بن ثابت انصاری سمیگوید: از رسول خدا صشنیدم، که فرمود: (خوشا ای شام، خوشا ای شام)! پرسیده شد: ای پیامبر خدا! چرا چنین است؟ فرمود: آنها فرشتگان خدا هستند که بالهایشان را بر فضای شام (سوریه) گسترانیدهاند.
(شیخ ناصرالدین آلبانی در تخریج و بررسی احادیث فضایل شام که از ربعی روایت شدهاند میگوید: این حدیث صحیح است که ترمذی، و حاکم در المستدرک و احمد در المسند روایت کردهاند، و حاکم گفته: بر شرط شیخین صحیح است، و ذهبی موافقت کرده، و همین طور است، همانگونه که منذری در الترغیب و الترهیب میگوید: ابن حبان و طبرانی آن را با سند صحیح روایت کردهاند).
۲۷- هماهنگی با فرشتگان موجب پاداش است
رسول خدا صفرمود: «هرگاه امام آمین گوید، شما نیز آمین بگویید، هرکس آمین گفتنش با آمین فرشتگان هماهنگ باشد، گناهان گذشتهاش بخشیده خواهند شد» [۱۰۱].
در صحیح بخاری آمده است: «هرگاه آمین گفتن شما و فرشتگان آسمان هماهنگ شد، گناهان گذشتهی شما بخشیده خواهند شد» [۱۰۲].
در حدیثی دیگر رسول خدا صفرمود: هرگاه امام گفت: «سمع الله لمن حمده»، شما «اللّهم ربّنا لك الحمد» بگویید، زیرا هرکس سخنش با سخن فرشتگان هماهنگ شود، گناهان گذشتهاش بخشوده خواهند شد» [۱۰۳].
[۷۱] صحیح مسلم (۴/۲۰۹۴) شماره (۲۷۳۳). و سنن ابن ماجه (۲/۱۴۹) شماره (۲۳۴۰). [۷۲] مسلم (۲/۶۳۴) شماره (۹۲۰). [۷۳] بخاری (۱۱/۲۰۸) شماره (۶۴۰۸) و مسلم (۴/۲۰۶۹) شماره (۲۶۸۹). [۷۴] صحیح مسلم (۴/۲۰۷۴) شماره (۲۶۹۹). [۷۵] ترمذی (۲/۳۴۲) شماره (۲۱۵۹). [۷۶] صحیح مسلم (۴/۲۱۰۶) شماره (۲۷۵۰. صحیح الجامع :۵/۵۹ . [۷۷] صحیح الجامع (۵/۶۰). [۷۸] مشکاة المصابیح (۱/۴۳۶) شماره (۱۳۸۴). [۷۹] بخاری (۶/۳۰۶) شماره (۳۲۲۳). مسلم (۱/۴۳۹) شماره (۶۳۲). [۸۰] صحیح مسلم (۱/۱۶۲) شماره (۱۷۹). [۸۱] صحیح بخاری (۹/۶۳) شماره (۵۰۱۸)، صحیح مسلم (۱/۵۴۸) شماره (۷۹۶). [۸۲] صحیح مسلم (۱/۵۴۸) شماره (۷۹۶). [۸۳] - مشکوة المصابیح (۱/۲۹۱) شماره (۹۲۴). [۸۴] صحیح مسلم (۴/۱۹۸۸) شماره (۲۵۶۷). [۸۵] بخاری (۷/۱۳۳) شماره (۳۸۲۰). مسلم (۱/۱۸۸۷) شماره (۲۳۲). [۸۶] بخاری (۳/۶) شماره (۱۱۲۱). و مسلم (۱۹۲۷) شماره (۲۴۷۹). [۸۷] بخاری (۹/۱۸۰) شماره (۱۵۲۵). [۸۸] صحیح بخاری (۷/۳۱۲) شماره (۳۹۹۵). [۸۹] صحیح مسلم (۳/۱۳۸۴) شماره (۱۷۶۳). [۹۰] بخاری (۷/۴۰۷) شماره (۴۱۱۷). مسلم (۳/۱۳۸۹) شماره (۱۷۶۹). [۹۱] بخاری (۷/۴۰۷) شماره (۴۱۱۸). [۹۲] صحیح مسلم )۴/۲۱۵۴( شماره )۲۷۹۷(. [۹۳] بخاری (۶/۳۹۷) شماره (۳۳۶۴). [۹۴] صحیح الجامع (۲/۱۹۷). [۹۵] بخاری (۷/۱۲۲) شماره (۳۸۰۲) صحیح الجامع (۶/۷۲). [۹۶] صحیح بخاری (۶/۳۲) شماره (۲۸۱۶). [۹۷] مسلم (۴/۲۲۶۳) شماره (۲۹۴۲). [۹۸] بخاری (۱۳/۹۰) شماره (۷۱۲۵). [۹۹] بخاری (۱۳/۱۰۱) شماره (۷۱۲۳). [۱۰۰] سنن ترمذی (۲/۲۴۹) شماره (۱۸۲۵). [۱۰۱] بخاری (۲/۲۶۲) شماره (۷۸۰)، مسلم (۱/۳۰۷) شماره (۴۱۰). [۱۰۲] صحیح بخاری (۲/۲۶۶) شماره (۷۸۱). [۱۰۳] بخاری (۲/۲۸۳) شماره (۷۹۶).
فرشتگان بندگان برگزیدهی خدا هستند و نزد پروردگارشان از جایگاه ویژهای برخوردارند، و مسلمانی که خدا را عبادت کند و در صدد خشنودی خداوند است، چارهای جز دوستی و تعظیم و طرفداری از فرشتگان ندارد. و مؤمن باید از هر عملی که موجب ناخشنودی و اذیت و آزار فرشته میشود خودداری کند. در این بخش توضیحاتی در این زمینه تقدیم میگردد.
۱- اذیّت نکردن فرشتگان
علمای اسلام به شدت ناسزاگویی و عیب گویی فرشتگان را محکوم کردند. علامه سیوطی /به نقل از قاضی عیاض، و او از سحنون میگوید: هرکس فرشتهای را دشنام دهد، باید کشته شود. این حکم دربارهی تمام فرشتگان یا آن فرشتههایی است که فرشته بودن آنان برای ما آشکار باشد. یعنی فرشته بودن آنان از قرآن و یا از حدیث متواتر و مشهور و متفق علیه ثابت شده باشد، مانند جبرئیل، نگهبان بهشت، مالک و زبانیه مأمور جهنم، حاملان عرش، عزرائیل، اسرافیل، رضوان، نگهبانان و نویسندگان اعمال انسان و منکر و نکیر. اما این حکم شامل آنهایی که حدیث، دلیل و اجماعی بر فرشته بودنشان نباشد، مانند هاروت و ماروت این حکم مذکور شامل حالشان نمیشود. سیوطی به نقل از قرافی مالکی میگوید: بر هر انسان مکلفی احترام پیامبران و فرشتگان ضروری است. هرکس با صراحت، کنایه و یا تعریض و اشاره، دربارهی حیثیت فرشتگان سخن بگوید، کافر میشود. مثلاَ هرکس بگوید: فلانی از فرشته نگهبان دوزخ سنگ دل تراست، یا فلانی از منکر و نکیر وحشتناک تر است، اگر این سخن را بخاطر اثبات عیب و نقصِ وحشت و سنگدلی بگوید، کافر میگردد [۱۰۴].
۲- پرهیز از گناه و نافرمانی خدا
آنچه که بیش از هر چیز موجب اذیت و آزار فرشته میشود، گناه، کفر و شرک است، از این رو بزرگترین هدیه به فرشتگان که آنها را خشنود و راضی میکند این است که دین انسان خالصانه برای پروردگار باشد، و از هر آنچه که موجب خشم خداست بپرهیزد. از این رو فرشتگان به منزلی که گناه و نافرمانی خدا در آن باشد، یا چیزی در آن خانه باشد که خداوند نسبت به آن نفرت و خشم داشته باشد، مثل بُت، مجسمه و تصاویر ذی روح وارد نمیشوند. همچنین فرشتگان به کسانی که نافرمانی خدا را میکنند، مانند انسانهای مست نزدیک نمیشوند.
ابن کثیر گفته: «در حدیث صحیح که در کتابهای صحاح، مسانید و سنن تعدادی از صحابه روایت کردهاند آمده است که رسول خدا صفرمود: «لاَ تَدْخُلُ الْمَلاَئِكَةُ بَيْتًا فِيهِ صُورَةٌ وَلاَ جُنُبٌ وَلاَ كَلْبٌ» یعنی: «فرشتگان به خانهای که تصویر، سگ و انسان جنب و ناپاک در آن باشد وارد نمیشوند».
در روایتی دیگر از حضرت علی سکلمهی «بول» نیز در حدیث اضافه شده است. یعنی ادرار نیز مانع ورود فرشتگان است. در حدیث مرفوعی رافع از ابوسعید چنین روایت میکند: «لاَ تَدْخُلُ الْمَلائِكَةُ بَيْتًا فِيهِ كَلْبٌ، وَلا صُورَةُ تَمَاثِيلَ» یعنی: «فرشتگان به خانهای که در آن سگ و مجسمه باشد، وارد نمیشوند». در روایتی دیگر از ابوهریره سچنین نقل شده است: «لاَ تَصْحَبُ الْمَلاَئِكَةُ رُفْقَةً معهم جَرَسٌ أَوْ كَلْبٌ» [۱۰۵].
یعنی: «فرشتگان کاروانی را که سگ و زنگوله داشته باشند، همراهی نمیکنند».
بریده سمیگوید: رسول خدا صفرمود: «فرشتگان سه نفر نزدیک نمیشوند: کسی که مست باشد، مردی که با زعفران لباسهایش را رنگ کرده است، و شخص جنب و ناپاک [۱۰۶].
از عمار بن یاسر بروایت است، که رسول خدا صفرمود: «فرشتگان به این سه چیز نزدیک نمیشوند: جسد کافر، کسی که خلوق (نوعی عطر) را به لباسهایش زده باشد، مگر اینکه وضو بگیرد [۱۰۷].
۳- آنچه موجب اذیت و آزار انسانهاست فرشتگان را نیز اذیت میکند
از احادیث صحیح ثابت است که آنچه انسانها را اذیت میکند، موجب اذیت و آزار فرشتگان نیز میشود. از این رو فرشتگان از بوی بد، پلیدیها و گندگی اذیت میشوند.
جابر بن عبدالله بمیگوید: که رسول خدا صفرمود: «هر کس پیاز، سیر و تره بخورد به مساجد ما نیاید؛ زیرا از آنچه انسانها ناراحت و اذیت میشوند، فرشتگان نیز احساس ناراحتی میکنند» [۱۰۸].
تا جایی که رسول خدا صبه شخصی که به مسجد آمد و از او بوی سیر یا پیاز به مشام میرسید دستور داد تا از مسجد بیرون شده و به بقیع برود [۱۰۹].
۴- منع ازانداختن آب دهان به سمت راست در نماز
رسول خدا صازانداختن آب دهان به سمت راست در حالت نماز نهی کرده؛ زیرا وقتی نمازگزار برای اقامهی نماز بلند میشود، فرشتهای سمت راست او میایستد. ابوهریره سروایت میکند که پیامبر صفرمود: «وقتی یکی از شما به نماز میایستد، آب دهانتان را به جلوی خود نیندازد؛ زیرا تا وقتی که در حالت نماز هست، با خداوند مناجات و راز و نیاز دارد، و به سمت راست خود نیز نیندازد، زیرا در سمت راست هر نمازگزاری فرشتهای وجود دارد، اگر لازم باشد آب دهان را به سمت چپ یا زیر پا بیندازد، و بعد آن را دفن کند [۱۱۰].
۵- دوستی و محبت با تمام فرشتگان
بر هر مسلمانانی لازم است با همهی فرشتگان دوستی و محبت داشته باشد، و میان آنان تبعیض و برتری قائل نباشد؛ زیرا همه آنان بندگان مطیع و فرمانبر خداوند هستند، و هرگز با هم اختلاف و تفرّقی ندارند و دستورهای خدا را به بهترین روش انجام میدهند. یهودیان مدعی بودند که میان فرشتگان دوستان و دشمنانی دارند. آنان جبرئیل را دشمن و میکائیل را دوست خود میدانستند. بنابراین خداوند متعال این ادعایشان را تکذیب کرد و فرمود که فرشتگان با هم اختلاف ندارند آنجا که فرمود:
﴿قُلۡ مَن كَانَ عَدُوّٗا لِّـجِبۡرِيلَ فَإِنَّهُۥ نَزَّلَهُۥ عَلَىٰ قَلۡبِكَ بِإِذۡنِ ٱللَّهِ مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ وَهُدٗى وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُؤۡمِنِينَ٩٧ مَن كَانَ عَدُوّٗا لِّلَّهِ وَمَلَٰٓئِكَتِهِۦ وَرُسُلِهِۦ وَجِبۡرِيلَ وَمِيكَىٰلَ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَدُوّٞ لِّلۡكَٰفِرِينَ٩٨﴾[البقرة: ۹۷-۹۸].
یعنی: «بگو: کسی که دشمن جبرئیل باشد (در حقیقت دشمن خداوند است) زیرا او به فرمان خدا قرآن را بر قلب تو نازل کرده است (نه اینکه خود سرانه دست به چنین امری زده باشد). قرآنی که کتابهای آسمانی پیشین را تصدیق میکند، و هدایت و بشارت برای مؤمنان است. کسی که دشمن خدا و فرشتگان و فرستادگان او و جبرئیل و میکائیل باشد (خداوند دشمن او است). چه خداوند دشمن کافران است».
خداوند در این آیه و آیههای دیگر خبر داده که فرشتگان منسجم و یکی هستند. هرکس با یکی از آنان دشمنی بورزد، او در واقع با خداوند و همهی فرشتگانش دشمن است. اما دوستی با بعضی از فرشتگان و دشمنی با برخی دیگر، خرافهای است که جزاندیشهی منحرف یهودی کسی دیگر بدان قائل نیست. و اینکه قرآن از یهود نقل میکند عذر و بهانهای واهی بیش نیست که کفر و بیایمانی خود را بدان توجیه نموده، و ادعا میکردند که جبرئیل دشمن آنان است، چون مایهی جنگ و تخریب است و اگر میکائیل نزد محمّد میآمد، سخنانش را میپذیرفتیم.
[۱۰۴] الحبانک فی اخبار الملائک للسیوطی (۲۵۵۱). [۱۰۵] البدایة و النهایة (۱/۵۵). [۱۰۶] صحیح الجامع (۳/۷۰). [۱۰۷] صحیح سنن ابی داود (۲/۸۷۲). [۱۰۸] مسلم (۱/۳۹۴) شماره (۵۶۷). [۱۰۹] صحیح مسلم (۱/۳۹۶) شماره (۵۶۷). [۱۱۰] صحیح بخاری )۱/۵۱۲( شماره )۴۱۶(.
در مباحث گذشته پیرامون رابطهی فرشتگان با مؤمنان بحث شد، و تا حدودی موضع آنان در مقابل کفار روشن گردید. بنابراین قطعاً فرشتگان کافران ستمکار و مجرم را دوست ندارند، بلکه نسبت به آنان عداوت و دشمنی داشته و با آنها میجنگند، و دلهایشان را به لرزه در میآورند، همانطور که در جنگ بدر و احزاب این حادثه اتفاق افتاد. اکنون به زوایای دیگری خواهیم پرداخت که تاکنون بیان نشده، و توضیحات بیشتری دربارهی موضع فرشتگان در قبال کفار بیان خواهد شد.
وقتی که پیامبران الهی از جانب مردم تکذیب میشدند، و قومشان بر تکذیب اصرار میورزیدند، اغلب اوقات خداوند بر آنها عذاب نازل میکرد، و بیشتر اوقات این عذاب را فرشتگان میآوردند.
فرشتگانی که مأموریت نابود کردن قوم لوط را بر عهده داشتند به شکل نوجوانانی زیبا آمدند و حضرت لوط ÷ میزبان آنان بود. قوم لوط ابتدا از آمدن آنها خبر نداشتند، تا اینکه همسر لوط آنها را از آمدن فرشتگان مهمان با خبر کرد. بنابراین بلافاصله بعد از این خبر به قصد عمل زشت، راهی خانهی حضرت لوط÷ شدند، و حضرت لوط در صدد دفع آنها بر آمد، و با آنها به بحث و مجادله پرداخت، ولی نپذیرفتند. آنگاه جبرئیل با بالهایش آنها را زد و بینایی چشمانشان را از بین برد، همانگونه که خداوند متعال فرمود:
﴿وَلَمَّا جَآءَتۡ رُسُلُنَا لُوطٗا سِيٓءَ بِهِمۡ وَضَاقَ بِهِمۡ ذَرۡعٗا وَقَالَ هَٰذَا يَوۡمٌ عَصِيبٞ٧٧ وَجَآءَهُۥ قَوۡمُهُۥ يُهۡرَعُونَ إِلَيۡهِ وَمِن قَبۡلُ كَانُواْيَعۡمَلُونَ ٱلسَّئَِّاتِۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ هَٰٓؤُلَآءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطۡهَرُ لَكُمۡۖ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُخۡزُونِ فِي ضَيۡفِيٓۖ أَلَيۡسَ مِنكُمۡ رَجُلٞ رَّشِيدٞ٧٨ قَالُواْ لَقَدۡ عَلِمۡتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنۡ حَقّٖ وَإِنَّكَ لَتَعۡلَمُ مَا نُرِيدُ٧٩ قَالَ لَوۡ أَنَّ لِي بِكُمۡ قُوَّةً أَوۡ ءَاوِيٓ إِلَىٰ رُكۡنٖ شَدِيدٖ٨٠ قَالُواْ يَٰلُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَن يَصِلُوٓاْ إِلَيۡكَۖ فَأَسۡرِ بِأَهۡلِكَ بِقِطۡعٖ مِّنَ ٱلَّيۡلِ وَلَا يَلۡتَفِتۡ مِنكُمۡ أَحَدٌ إِلَّا ٱمۡرَأَتَكَۖ إِنَّهُۥ مُصِيبُهَا مَآ أَصَابَهُمۡۚ إِنَّ مَوۡعِدَهُمُ ٱلصُّبۡحُۚ أَلَيۡسَ ٱلصُّبۡحُ بِقَرِيبٖ٨١﴾[هود: ۷۷-۸۱].
یعنی: «هنگامیکه فرستادگان ما (به صورت جوانانی) پیش لوط درآمدند، لوط از آمدن آنان بسیار ناراحت گردید و دانست که قدرت دفاع از ایشان (در برابر قوم تباهکار خود) را ندارد، و گفت: امروز روز بسیار سخت و دردناکی است. قوم لوط (از ورود این جوانان زیبا روی آگاه شدند و) شتابان بهسوی لوط آمدند. قومیکه (آلوده به گناه بودند و) پیش از آن (هم) اعمال زشت (لِواط) انجام میدادند. لوط بدیشان گفت: ای قوم من! (شرمتان باد! بر مهمانان من ببخشایید و) اینها دختران من هستند و برای شما (از آمیزش با ذکور) پاکیزه ترند (من حاضرم آنان را به عقد شما درآورم) پس از خدا بترسید و در مورد مهمانانم مرا خوار و رسوا مکنید (و بدیشان تعدّی و تجاوز ننمائید). آیا در میان شما مرد راهیاب و راهنمائی، یافته نمیشود؟ گفتند: تو که میدانی ما را به دختران تو نیازی نیست، و میدانی که چه چیز میخواهیم. فرشتگان بعد از اطّلاع از پریشانی لوط و اصرار بزهکاران، به لوط) گفتند: ای لوط! ما فرستادگان پروردگارت هستیم، (این زشتکاران) دستشان به تو نمیرسد (و نمیتوانند کوچکترین بلا و کمترین زیانی به تو برسانند). اهل و عیال خود را در پاسی از شب بکوچان، و کسی از شما پشت سر خود را ننگرد (تا هول و هراس عذاب را نبیند و دچار شر و مصیبتی نشود) مگر همسر تو که او میماند و به همان بلایی که آنان بدان گرفتار میگردند گرفتار میشود. موعد (هلاک) ایشان صبح است. آیا صبح نزدیک نیست؟».
ابن کثیر میگوید: آوردهاند که جبرئیل ÷ نزد آنان (قوم لوط) رفت و با پرهای خود بر چهره و صورت آنان سیلی زد. چشمهای آنان فرو رفتند بطوری که اثری از چشمها باقی نماند.... [۱۱۱].
خداوند متعال هم میفرماید:
﴿وَلَقَدۡ رَٰوَدُوهُ عَن ضَيۡفِهِۦ فَطَمَسۡنَآ أَعۡيُنَهُمۡ فَذُوقُواْ عَذَابِي وَنُذُرِ٣٧﴾[القمر: ۳۷].
یعنی: «و با لوط درباره مهمانانش سخن گفتند (و از او خواستند آنان را در اختیار ایشان برای انجام کار منافی عفت بگذارد ). ما چشمانشان را کور کردیم، (و بدیشان گفتیم:) بچشید عذاب و عقاب مرا، و بیم دادنها و بر حذر داشتنهای مرا».
و در ابتدای صبح خداوند آنها را نابود کرد، همانگونه که میفرماید:
﴿فَلَمَّا جَآءَ أَمۡرُنَا جَعَلۡنَا عَٰلِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهَا حِجَارَةٗ مِّن سِجِّيلٖ مَّنضُودٖ٨٢ مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَۖ وَمَا هِيَ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ بِبَعِيدٖ٨٣﴾[هود: ۸۲-۸۳].
یعنی: «هنگامیکه فرمان ما (مبنی بر هلاک قوم لوط) فرا رسید، آن (شهر و دیار) را زیر و رو نمودیم و آنجا را با گِلهای متحجّر و پیاپی سنگباران کردیم. سنگهایی که از سوی پروردگار تو نشاندار (به نشان عذاب و بدون بازدارنده قرار داده شده) بودند. این چنین سنگهایی از ستمکاران (دیگر هم) به دور نیست».
ابن کثیر در تفسیر این آیه به نقل از مجاهد میگوید: «جبرئیل قوم لوط را با زمین و خانه و گلهی حیوانات و هر چه داشتند بر روی بال سمت راستش حمل کرد، و آنقدر آنها را بالا برد که ساکنان آسمان صدای سگهایشان را میشنیدند، سپس همهشان را واژگون کرد». همچنین اقوالی نزدیک به همین معنی را ذکر کردهاند ولی در این زمینه حدیث صحیحی وجود ندارد.
[۱۱۱] البدایة و النهایة (۱/۱۹۷).
خداوند میفرماید:
﴿كَيۡفَ يَهۡدِي ٱللَّهُ قَوۡمٗا كَفَرُواْ بَعۡدَ إِيمَٰنِهِمۡ وَشَهِدُوٓاْ أَنَّ ٱلرَّسُولَ حَقّٞ وَجَآءَهُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُۚ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ٨٦ أُوْلَٰٓئِكَ جَزَآؤُهُمۡ أَنَّ عَلَيۡهِمۡ لَعۡنَةَ ٱللَّهِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلنَّاسِ أَجۡمَعِينَ٨٧﴾[آل عمران: ۸۶-۸۷].
یعنی: «چگونه خداوند گروهی را رهنمون میکند که بعد از ایمانشان و پس از آن که گواهی دادند به اینکه پیغمبر بر حق است و معجزات و دلایل روشنی برای آنان (بر حقّانیت محمّد) بیامد، کافر شدند؟ و خدا گروه ستمکاران را هدایت نخواهد کرد. این چنین کسانی، کیفرشان این است که نفرین خدا و فرشتگان و مردمان همه، بر آنان باشد».
همچنین فرموده:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمۡ كُفَّارٌ أُوْلَٰٓئِكَ عَلَيۡهِمۡ لَعۡنَةُ ٱللَّهِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلنَّاسِ أَجۡمَعِينَ١٦١﴾[البقرة: ۱۶۱].
یعنی: «کسانی که کفر ورزیدند و در حالی که کافر بودند مردند (و با استمرار کفر و بدون توبه و پشیمانی، از دنیا رفتند) نفرین خدا و فرشتگان و همه مردمان بر آنان خواهد بود».
فرشتگان تنها کفار را نفرین نمیکنند، بلکه کسانی را که مرتکب گناهان ویژهای میشوند، نیز نفرین میکنند.
۱- زنی که از شوهرش اطاعت نکند
از ابوهریره سروایت است، که رسول خدا صفرمود: «هرگاه شوهر از زنش درخواست همبستری نمود و زن نافرمانی کند، فرشتگان تا صبح آن زن را نفرین میکنند». در روایتی دیگر آمده است: تا وقتی که به رختخوابش بر میگردد [۱۱۲].
۲- کسی که در قبال برادرش چاقو بکشد
ابوهریره سمیگوید: ابو القاسم پیامبر صفرمود: «هر کس با ابزار تیز و برنده (مانند کارد و چاقو به منظور تهدید) به برادرش اشاره کند فرشتگان او را نفرین میکنند، حتّی اگر برادر پدری و مادری یکدیگر باشند [۱۱۳].
نفرین نمودن فرشته بیانگر حرام بودن این کار است؛ زیرا موجب رُعب و وحشت برادرش میگردد، و گاهی شیطان او را به طغیان واداشته که او را به قتل میرساند، بویژه اگر از اسلحههای مدرن جدید باشد که ممکن است با کمترین اشتباه و خطا خطرهای جبران ناپذیری به بار آورد، و موارد زیادی از این حوادث رخ دادهاند.
۳- کسانی که به یاران رسول خدا صو ناسزا میگویند
در معجم طبرانی از ابن عباسببا سند حسن روایت شده که رسول خدا صفرمود: «هرکس به اصحاب و یاران من ناسزا بگوید، نفرین خدا و فرشتگان و تمام انسانها بر او باد».
جای بسی شگفتی است که امروزه قومهایی هستند که ناسزاگویی اصحاب بزرگوار رسول الله صرا دین و عبادت میدانند، و چنین میپندارند که این عمل (زشت) موجب نزدیک شدن به خداست، امّا پاداش آنان همان گفتار پیامبر صاست که پاداش وحشتناکی است.
۴- کسانی که مانع اجرای شریعت خداوند میشوند
از ابن عباسبروایت است که رسول خدا صفرمود: «هر کس مرتکب قتل عمد شد، بعنوان قصاص کشته میشود، و هرکس مانع اجرای قصاص شود، نفرین خدا، فرشتگان و تمام انسانها بر وی باد» [۱۱۴].
بنابر این هرکس مانع اجرای حکم خداوند در مورد قصاص بوسیلهی مال، و توسل به مقام و قدرت باشد این نفرین او را شامل میشود. از این رو حال کسانی چطور خواهد بود که نه تنها مانع قصاص، بلکه مانع تمام احکام شریعت میشوند؟!
۵- هرکس اهل بدعتی را پناه دهد
از جمله کسانی که مورد نفرین خدا هستند، بدعتگزارانی هستند که در دین خدا نوآوری بوجود میآورند. یعنی از احکام و شریعت خدا تجاوز میکنند، یا بدعتگزاران را پناه داده، و از آنان حمایت و پشتیبانی میکنند. در حدیث صحیح آمده است: «فَمَنْ أَحْدَثَ حَدَثًا أَوْ آوَى مُحْدِثًا فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلاَئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ» [۱۱۵].
یعنی هرکس در دین بدعت و نوآوری بوجود آورد، یا بدعتگذاری را پناه دهد، نفرین خدا، فرشتگان و همهی مردم بر او باد.
بدعت و نوآوری در مدینه عبارت است از ارتکاب جرم و جنایت. از علی بن ابی طالب سروایت است که رسول خدا صفرمود: مدینه از فاصلهی عیر تا ثور (عیر و ثور دو کوه هستند که مدینه در فاصلهی میان آنها قرار دارد) حرم است. هرکس در آن مرتکب جرم شود، یا اهل بدعتی را حمایت کند، نفرین خدا، فرشتگان و همهی مردم بر او باد، و خداوند در روز قیامت طاعت و فدیهی او را نمیپذیرد [۱۱۶].
[۱۱۲] صحیح بخاری (۹/۲۹۳) شماره (۵۱۹۳). [۱۱۳] صحیح مسلم (۴/۲۰۲۰) شماره (۲۶۱۶). [۱۱۴] صحیح سنن نسایی (۳/۴۹۲) شماره (۴۴۵۶). [۱۱۵] ابو داود و نسائی و حاکم روایت کردهاند. صحیح الجامع (۶/۸). [۱۱۶] بخاری (۴/۸۱) شماره (۱۸۷۰). مسلم (۲/۹۹۴) شماره (۱۳۷۰).
در میان انسانها جز رسول خدا صکسی نمیتواند فرشتگان را به شکل اصلی و حقیقیشان ببیند؛ زیرا خداوند چنین قدرتی را به دیگران نداده است. رسول خدا صدو مرتبه جبرئیل را به شکل واقعی مشاهده کرده، همانگونه که بحث آن قبلاً گذشت، و انسان فرشته را زمانی میتواند ببیند که تغییر شکل داده باشد.
کافران در راستای بحث و جدال و شبهه پراکنی در مورد نبوّت رسول خدا صخواستار رؤیت فرشتگان شدند. ولی خداوند خبر داد که روزی فرشتگان را میبینند که برای آنان روز نحسی خواهد بود؛ زیرا کافران زمانی فرشتگان را میبینند که عذاب را برای آنان میآورند، یا زمانی که مرگ به سراغشان میآید، و پردهها برداشته میشوند و حقیقت کشف میگردد، همانگونه که خداوند فرموده :
﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَرۡجُونَ لِقَآءَنَا لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡنَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَوۡ نَرَىٰ رَبَّنَاۗ لَقَدِ ٱسۡتَكۡبَرُواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ وَعَتَوۡ عُتُوّٗا كَبِيرٗا٢١ يَوۡمَ يَرَوۡنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ لَا بُشۡرَىٰ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُجۡرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجۡرٗا مَّحۡجُورٗا٢٢﴾[الفرقان: ۲۱-۲۲].
یعنی: «آنان که امیدی به ملاقات ما (در روز رستاخیز نداشته و قیامت را قبول) ندارند میگویند: چرا فرشتگان به پیش ما نمیآیند (تا بر راستی رسالت تو گواهی دهند؟) یا چرا پروردگار خود را نمیبینیم (تا خودش در برابرمان ظاهر و به ما بگوید که او تو را فرستاده است؟) واقعاً آنان خویشتن را بزرگ پنداشتهاند (و از حدّ خود بسی پا را فراتر) و در ظلم و طغیان سخت سرکشی نمودهاند. روزی فرشتگان را میبینند که در آن روز مژده و نویدی برای بزهکاران در میان نخواهد بود (و بلکه روزی است که از ترس فریاد برمیآورند و) میگویند: پناه! امان!».
بدین جهت خداوند متعال پیامبران را از میان فرشتگان برنگزید که سرشت فرشتگان مخالف با سرشت انسانهاست، بنابراین ارتباط برقرار کردن انسان با فرشتگان کار آسانی نیست، از این رو هنگامیکه فرشتهی وحی به شکل واقعی خود نزد رسول خدا صمیرفت، برای پیامبر صبسیار سخت و مشقت بار بود، همانگونه که بحث آن قبلاً گذشت، و چون جبرئیل را دید وحشت زده شد و نزد همسرش برگشت و فرمود: جامه را بر سرم بکشید، جامه را بر سرم بکشید. پس ارادهی خداوند بر این بود که از جنس و نوع خودشان پیام آورشان را انتخاب کند، و در صورتی که ساکنان زمین فرشته بودند، قطعاً فرشتگان را به پیامبری بر میگزید:
﴿قُل لَّوۡ كَانَ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَلَٰٓئِكَةٞ يَمۡشُونَ مُطۡمَئِنِّينَ لَنَزَّلۡنَا عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ مَلَكٗا رَّسُولٗا٩٥﴾[الإسراء: ۹۵].
یعنی: بگو: «اگر در زمین (بهجای انسانها) فرشتگانی مستقرّ و در آن راه میرفتند، ما از آسمان (از جنس خودشان) فرشتهای را به عنوان پیغمبر بهسویشان میفرستادیم».
و به فرض اینکه فرشتگان را برای انسانها میفرستاد، آنها را به صورت خودشان نمیفرستاد، بلکه به شکل و قیافهی انسان در میآورد، و همان لباسی بر آنها میپوشانید که انسانها میپوشند، تا بتوانند از آنها برنامهی خدا را فرا گیرند:
﴿وَقَالُواْ لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ مَلَكٞۖ وَلَوۡ أَنزَلۡنَا مَلَكٗا لَّقُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ ثُمَّ لَا يُنظَرُونَ٨ وَلَوۡ جَعَلۡنَٰهُ مَلَكٗا لَّجَعَلۡنَٰهُ رَجُلٗا وَلَلَبَسۡنَا عَلَيۡهِم مَّا يَلۡبِسُونَ٩﴾[الأنعام: ۸-۹].
یعنی: «میگویند: چه میشد اگر فرشتهای به پیش او بیاید (و در حضور ما بر نبوّت و راستی گفتارش گواهی دهد تا بدو ایمان بیاوریم؟ بگو): اگر فرشتهای به پیش او بفرستیم، کار از کار میگذرد (و فرمان نابودی ایشان صادر میگردد) و دیگر مهلت بدیشان داده نمیشود».
خداوند متعال خبر داد که درخواست کافران مبنی بر دیدن فرشتگان از روی لجبازی و بهانه است، و خواهان هدایت نیستند، و حتی اگر خواستهی آنها هم بر آورده شود ایمان نمیآورند، همانگونه که فرمود:
﴿وَلَوۡ أَنَّنَا نَزَّلۡنَآ إِلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَحَشَرۡنَا عَلَيۡهِمۡ كُلَّ شَيۡءٖ قُبُلٗا مَّا كَانُواْ لِيُؤۡمِنُوٓاْ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ يَجۡهَلُونَ١١١﴾
[الأنعام: ۱۱۱].
یعنی: «اگر ما فرشتگانی را به پیش ایشان میفرستادیم و مردگانی (را زنده میکردیم و در برابر دیدگانشان سر از گورها بدر میآوردند و درباره راستگویی محمّد) با ایشان سخن میگفتند، و همه چیز را آشکارا در برابر آنان گرد میآوردیم آنان ایمان نمیآوردند مگر اینکه خدا میخواست ولی بیشتر آنان نمیدانند».
در فصل گذشته رابطهی فرشتگان با انسانها مورد بررسی قرار گرفت. تمام وظایف موکول شده به فرشتگان موارد مذکور نیستند؛ زیرا فرشتگان در امور گوناگون جهان هستی انجام وظیفه میکنند که برخی از آنها را میبینیم و برخی دیگر را نمیبینیم.
اینک به ذکر برخی از این وظایف در پرتو آیات و روایات، اشاره میشود:
عرش بزرگترین مخلوق خداوند است که آسمانها را احاطه کرده و بالاتر از همه قرار دارد. خداوند بر روی عرش قرار دارد، و هشت نفر از فرشتگان حاملان عرش هستند:
﴿وَيَحۡمِلُ عَرۡشَ رَبِّكَ فَوۡقَهُمۡ يَوۡمَئِذٖ ثَمَٰنِيَةٞ١٧﴾[الحاقة: ۱۷].
یعنی: «و در آن روز، هشت فرشته، عرش پروردگارت را بر فراز سر خود بر میدارند».
تعدادی از فرشتگان مأمور کوهها هستند. خداوند فرشتهی کوهها را به منظور نظر خواهی از رسول خدا صپیرامون نابودی ساکنان مکه نزد ایشان فرستاد.
عائشهلمیگوید: عرض کردم: ای رسول خدا! آیا روزی سختتر از روز اُحد بر تو گذشته است؟ فرمود:
«لَقَدْ لَقِيتُ مِنْ قَوْمِكِ وَكَانَ أَشَدَّ مَا لَقِيتُ مِنْهُمْ يَوْمَ الْعَقَبَةِ إِذْ عَرَضْتُ نَفْسِى عَلَى ابْنِ عَبْدِ يَالِيلَ بْنِ عَبْدِ كُلاَلٍ فَلَمْ يُجِبْنِى إِلَى مَا أَرَدْتُ فَانْطَلَقْتُ وَأَنَا مَهْمُومٌ عَلَى وَجْهِى فَلَمْ أَسْتَفِقْ إِلاَّ بِقَرْنِ الثَّعَالِبِ فَرَفَعْتُ رَأْسِى فَإِذَا أَنَا بِسَحَابَةٍ قَدْ أَظَلَّتْنِى فَنَظَرْتُ فَإِذَا فِيهَا جِبْرِيلُ فَنَادَانِى فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ ﻷقَدْ سَمِعَ قَوْلَ قَوْمِكَ لَكَ وَمَا رَدُّوا عَلَيْكَ وَقَدْ بَعَثَ إِلَيْكَ مَلَكَ الْجِبَالِ لِتَأْمُرَهُ بِمَا شِئْتَ فِيهِمْ قَالَ فَنَادَانِى مَلَكُ الْجِبَالِ وَسَلَّمَ عَلَىَّ. ثُمَّ قَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ قَدْ سَمِعَ قَوْلَ قَوْمِكَ لَكَ وَأَنَا مَلَكُ الْجِبَالِ وَقَدْ بَعَثَنِى رَبُّكَ إِلَيْكَ لِتَأْمُرَنِى بِأَمْرِكَ فَمَا شِئْتَ إِنْ شِئْتَ أَنْ أُطْبِقَ عَلَيْهِمُ الأَخْشَبَيْنِ) [۱۱۷](». فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ ج«بَلْ أَرْجُو أَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ مِنْ أَصْلاَبِهِمْ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ وَحْدَهُ لاَ يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا» [۱۱۸].
یعنی: ای عایشه! آزار و شکنجهی زیادی از قوم تو به من رسیده که سختترین آنها روز عقبه (جایی در منی) بود. روزی که نزد ابن عبد یالیل بن عبد کلال رفتم و در خواست پناهندگی کردم، ولی به خواستهام پاسخ مثبت نداد. غمگین و پریشان به راهم ادامه دادم، و زمانی متوجه شدم که در «قرن ثعالب» [۱۱۹]رسیدم. سر بلند کردم. ابری دیدم که بر من سایه افکنده است. نگاه کردم جبرئیل را در آن دیدم. جبرئیل مرا صدا کرد و گفت: خداوند پاسخ قوم تو را شنید، و اکنون فرشتهی کوهها را فرستاده است تا هرطور میخواهی در مورد آن قوم درخواست عذاب و انتقام از خدا کنی. سپس فرشتهی کوهها مرا صدا کرد و به من سلام گفت، سپس اظهار داشت: ای محمد! خداوند پاسخ قوم تو را شنید و من فرشتهی کوهها هستم. خداوند مرا فرستاده تا اگر بخواهی این دو کوه مکه را بر سرشان فرو ریزم. رسول خدا صفرمود: خواهان نابودی آنان نیستم، بلکه امیدوارم خداوند از پشت آنان فرزندانی بدنیا آورد که بدون شریک قرار دادن برای خدا تنها او را عبادت کنند.
[۱۱۷] اخشبین نام دو کوه در مکه است. [۱۱۸] مسلم (۳/۱۴۲۰) شماره (۱۷۹۵). [۱۱۹] نام جایی است میان مکه و طائف.
ابن کثیر میگوید: میکائیل مأمور باران و گیاهانی است که روزی این دنیا از آنها تامین میشود، و دستیار و کارگزارانی دارد که از دستور وی اطاعت میکنند و بادها و ابرها را به هر سو که خداوند أبخواهد میگردانند و تغییر مسیر میدهند [۱۲۰].
این را هم روایت کردهایم که هر قطره بارانی از آسمان فرود میآید فرشتهای همراه دارد که آن را در محلش بر زمین مستقر میگرداند.
بعضی از فرشتگان مأمور ابرها هستند. از ابن عباسبروایت شده است که رسول خدا صفرمود: «الرعد ملكٌ من الملائكةِ وُكِلَ بالسَّحابِ معهُ مخَارِيق من نَارِ يسُوقُ بِهَا السَّحابَ حيثُ شَاء اللهُ» یعنی رعد فرشتهای است که امور ابرها را بر عهده دارد و پارچهای از آتش با اوست که ابرها را هرجا که خداوند أبخواهد سوق میدهد [۱۲۱].
بنابر این گاهی سرزمینی یا شهری را آبیاری میکند و در کنار آن سرزمین دیگری خشک و بیآب باقی میماند.
گاهی این فرشته مأموریت مییابد که از میان زمینهای گوناگون تنها به یک زمین آب بدهد. همانگونه که در حدیثی از ابوهریره سروایت شده است که رسول خدا صفرمود: شخصی در بیابان، از میان ابر صدایی شنید که گفت: «باغ و زمین فلانی را آبیاری کن». آن شخص دید که بلافاصله ابر از جای خود تکان خورد و آبش را در یک میدان ریخت و جویباری آب را به زمین و مزرعه شخصی که نامش را در صدای غیبی شنیده شده بود، برد، و تمام این آب در آن جویبار بسوی مزرعهی مورد نظر سرازیر شد. این شخص آب را دنبال کرد، و چون به مزرعه رسید مردی را مشاهده کرد که مشغول آبیاری است. از او پرسید: ای بندهی خدا! اسم تو چیست؟ مرد کشاورز همان اسمیرا که او از ابرها شنیده بود، نام برد. گفت: اسم تو را شنیده بودم و صدای غیبی میگفت: مزرعهی فلانی را آبیاری کن. باران بارید و این همان آبی است که مزرعهات را با آن آبیاری میکنی. تو با محصول این مزرعه چه میکنی؟ مرد کشاورز گفت: اکنون که تو این را گفتی ناچارم تو را پاسخ دهم. من یک سوم محصول را صدقه میدهم، و یک سومش را برای خود و خانوادهام خرج میکنم، و یک سوم دیگر را در خود مزرعه و زمین هزینه میکنم [۱۲۲].
بهر حال فرشتگان مأمور امور زمین و آسمانها هستند، و هر حرکتی که در جهان هستی بوجود آید، منشأ آن فرشتگان هستند. همانطور که خداوند میفرماید:
﴿فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا٤ فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا٥﴾[النازعات: ۴-۵].
یعنی: و سوگند به همه چیزهایی که (با ویژگیهائی که بدانها داده شده است) به اداره امور میپردازند! و فرمود: ﴿فَٱلۡمُقَسِّمَٰتِ أَمۡرًا٤﴾یعنی: و سوگند به فرشتگانی که کارها را (میان خود برابر فرمان یزدان) تقسیم کردهاند!.
تکذیب کنندگان نبوت و منکران خالق هستی میگویند: همهی این امور توسط ستارگان انجام میگیرند. ولی مدیر و گردانندهی همهی این امور خداوند أاست که آن را توسط فرشتگان اجرا میکند. همانطور که در قرآن میفرماید:
﴿وَٱلۡمُرۡسَلَٰتِ عُرۡفٗا١ فَٱلۡعَٰصِفَٰتِ عَصۡفٗا٢ وَٱلنَّٰشِرَٰتِ نَشۡرٗا٣ فَٱلۡفَٰرِقَٰتِ فَرۡقٗا٤ فَٱلۡمُلۡقِيَٰتِ ذِكۡرًا٥﴾[المرسلات: ۱-۵].
و میفرماید:
﴿وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرۡقٗا١ وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشۡطٗا٢ وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبۡحٗا٣ فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا٤ فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا٥﴾[النازعات: ۱-۵].
و میفرماید:
﴿وَٱلصَّٰٓفَّٰتِ صَفّٗا١ فَٱلزَّٰجِرَٰتِ زَجۡرٗا٢ فَٱلتَّٰلِيَٰتِ ذِكۡرًا٣﴾[الصافات: ۱-۳].
تمام این آیههای قرآن در مورد گردانندگان امور زمین و آسمانها توسط فرشتگان، سخن میگویند.
[۱۲۰] البدایة و النهایة )۱/۵۰). [۱۲۱] سنن ترمذی (۳/۶۴) شماره (۲۴۹۲) و صحیح الجامع (۳/۱۸۸). [۱۲۲] صحیح مسلم (۴/۲۲۸۸) شماره (۲۹۸۴).
ابن کثیر میگوید: مردم در مورد برتری فرشتگان بر انسانها اختلاف نظر دارند، و دیدگاههای گوناگونی در این باره نقل شده است، و بیشترین مسئله در کتابهای متکلمان مطرح شده، و اختلاف نظر با معتزله و پیروان آنهاست [۱۲۳].
قدیمیترین دیدگاه در این موضوع، آن است که حافظ ابن عساکر در تاریخ خود در شرح زندگانی عمر و بن سعید بن عاص نقل کرده، آنجا که میگوید: عمر و بن سعید بن عاص در مجلس عمر بن عبدالعزیز حاضر شد در حالی که تعدادی از مردم حضور داشتند. عمر بن عبدالعزیز گفت: هیچ انسانی نزد خداوند گرامیتر از انسان مؤمن و نیکوکار نیست و از این آیه استدلال نمود که میفرماید:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُوْلَٰٓئِكَ هُمۡ خَيۡرُ ٱلۡبَرِيَّةِ٧﴾[البینة: ۷].
یعنی: «همانا کسانی که مؤمناند و کارهای شایسته انجام میدهند، بهترین انسانها هستند».
امیّه بن عمر و بن سعید نیز با نظریهی عمر بن عبدالعزیز موافق بود، عراک بن مالک میگوید: هیچ کسی نزد خداوند از فرشتگان گرامیتر نیست. فرشتگان خادمان هردو جهان و پیام آوران پروردگار بسوی پیامبران هستند. و ایشان برای ادعای خود به این آیه استدلال نمود:
﴿وَقَالَ مَا نَهَىٰكُمَا رَبُّكُمَا عَنۡ هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةِ إِلَّآ أَن تَكُونَا مَلَكَيۡنِ أَوۡ تَكُونَا مِنَ ٱلۡخَٰلِدِينَ٢٠﴾[الأعراف: ۲۰].
یعنی: «ابلیس گفت: پروردگارتان شما را از این درخت باز نداشته است، مگر بدان خاطر که (اگر از این درخت بخورید) دو فرشته میشوید، و یا اینکه (جاودانه میگردید و) از زمرهی ساکنان همیشگی بهشت خواهید شد».
عمر بن عبدالعزیز به محمد بن کعب قرظی گفت: ای ابا حمزه! نظر تو چیست؟ گفت: خداوند آدم را گرامی داشته است، و با دست خود او را آفریده، و از روح خود در آن دمیده، و به فرشتگان را دستور داده تا او را سجده کنند، و از فرزندان او پیامبران را برگزیده است. و از میان انسانها کسانی هستند که فرشتگان به زیارت آنان میروند.
محمد بن کعب با عمر بن عبدالعزیز در این موضوع موافق و به دلایل دیگری غیر از دلایل او استناد کرد.
آنچه که ابن کثیر از عمر بن عبدالعزیزسو جلساتش پیرامون این موضوع بیان نموده است، بیانگر خطا و اشتباه تاج الدین فرازی است که میگوید: این موضوع (برتری آدم بر فرشتگان) از بدعتهای علم کلام است که علمای صدر اول اسلام و بعد از آن در این باره سخنی نگفتهاند [۱۲۴].
این دیدگاه فرازی درست نیست؛ زیرا در صدر اول اسلام، حتی در دوران صحابه نیز در این باره سخن به میان آمده است. عبدالله بن سلامسمیگوید: خداوند هیچکس و هیچ مخلوقی را گرامیتر از محمّد صنیافریده است. پرسیده شد: حتی جبرئیل و میکائیل؟ در پاسخ خطاب به سؤال کننده فرمود: «أتدري ما جبرئيل وميكائيل؟» آیا جبرئیل و میکائیل چه کسانی هستند؟ آنها از جمله مخلوقاتی هستند که مانند خورشید و ماه مسخرند، و خداوند هیچ مخلوقی را گرامیتر از محمّد نیافریده است [۱۲۵].
[۱۲۳] (البدایة و النهایة ۱/۵۸). [۱۲۴] شرح عقیده طحاویه (۳۳۹). [۱۲۵] (حاکم فی المستدرک نقل کرده، و با ذهبی آن را صحیح دانستهاند).
شارح عقیدهی طحاویه میگوید: عقیده اهل سنّت این است که تنها انسانهای نیکوکار و پیامبران بر فرشتگان برتراند. معتزله فرشتگان را برتر از انسان میدانند، و اشعریها دو دیدگاه متفاوت دارند: بعضی پیامبران و اولیا را برتر از فرشتگان میدانند، و برخی دیگر سکوت و توقف نموده و نظریه قطعی ارائه نمیدهند. البته از برخی برتر بودن فرشتگان نقل شده است، و همین نظریه از برخی دیگر از اهل سنّت و صوفیه نقل شده است.
شیعه میگوید: تمام امامان از همهی فرشتگان برترند.
هیچیک از کسانی که گفتارشان معتبر است، اظهار نظر نکردهاند که فرشتگان بر برخی از پیامبران برتری دارند. گفته شده که امام ابوحنیفه در این موضوع توقف نموده، و شارح عقیده طحاویه این نظریه را ترجیح داده است [۱۲۶].
سفارینی نقل کرده که امام احمد /گفته است: کسی که فرشتگان را برتری داده، مرتکب خطا و اشتباه شده، و هر مؤمنی برتر از فرشته است [۱۲۷].
[۱۲۶] شرح عقیده الطحاویه (۳۳۸). [۱۲۷] لوامع انوار البهیه (۲/۳۹۸).
در بحث برتری انسان بر فرشته، منظور کفار و منافقان نیستند. زیرا آنان بطور یقین از چهارپایان گمراه تر هستند، آنجا که میفرماید:
﴿أُوْلَٰٓئِكَ كَٱلۡأَنۡعَٰمِ بَلۡ هُمۡ أَضَلُّۚ﴾[الأعراف: ۱۷۹].
همچنین منظور برتری حقیقت انسان بر حقیقت فرشتگان نیست، بلکه مقایسه میان برتری انسانهای پاک با فرشتگان است. اگر چه بعضی گفتهاند: فرشتگان از سایر مؤمنان برترند، ولی مورد اختلاف برتری میان پیامبران و میان فرشتگان است.
پس از آنکه اختلاف مورد نظر را مشخص نمودیم، اکنون دلیل کسانی را بیان میکنیم که انسانهای پاک و شایسته را بر فرشتگان برتری میدهند.
۱- خداوند به فرشتگان دستور داد تا آدم را سجده کنند. اگر خداوند آدم را برتر نمینمود، به فرشتگان دستور نمیداد تا آدم را سجده کنند.
آنجا که فرمود:
﴿وَإِذۡ قُلۡنَا لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ ٱسۡجُدُواْ لِأٓدَمَ فَسَجَدُوٓاْ إِلَّآ إِبۡلِيسَ أَبَىٰ وَٱسۡتَكۡبَرَ﴾[البقرة: ۳۴].
یعنی: «و هنگامی(را یادآوری کن) که به فرشتگان گفتیم: آدم را سجده کنید همگی سجده بردند جز ابلیس که سر باز زد و تکبّر ورزید».
برخی هم در ردّ این دلیل میگویند: سجدهی فرشتگان برای خداوند بود، و آدم تنها قبلهی فرشتگان بود. ولی این استدلال اشتباه است؛ زیرا اگر چنین میبود، میگفت: ﴿ٱسۡجُدُواْ لِأٓدَمَ﴾یعنی: بسوی آدم سجده کنید و نمیفرمود: ﴿ٱسۡجُدُواْ لِأٓدَمَ﴾.
اگر منظور از ذکر آدم فقط قبله میبود، شیطان از سجده کردن خودداری نمیکرد و گمان نمیبرد که از آدم بهتر است. زیرا قبله از سنگ است، و سنگ را قبله قرار دادن، به معنای برتری آن بر سجده کنندگان نیست.
البته سجدهی فرشتگان برای آدم، در واقع عبادت و فرمانبرداری از خدا، و موجب نزدیکی بسوی او بود، همچنین بیان عظمت و کرامت آدم بود.
در هیچ روایتی نیامده که آدم فرشتگان را سجده کرده باشد، بلکه به آدم و فرزندانش دستور داده شده تا فقط خداوند أرا سجده کنید؛ زیرا خدا میداند که آنان شرافتمندترین مخلوقات بودند و نیکوترین فرزندان آدم هستند و جز پروردگار کسی دیگر برتر از فرزندان آدم نیست که سجده شود.
۲- در قرآن مجید به نقل از ابلیس آمده است:
﴿قَالَ أَرَءَيۡتَكَ هَٰذَا ٱلَّذِي كَرَّمۡتَ عَلَيَّ﴾[البقرة: ۶۲].
یعنی: «شیطان گفت: به من بگو آیا این همان کسی است که او را بر من گرامیداشتهای؟!».
این آیه به صراحت حکایت از برتری آدم بر ابلیس دارد.
۳- خداوند آدم را با دست خود ، و فرشتگان را با حکمش آفرید.
۴- خداوند أخطاب به فرشتگان فرمود:
﴿إِنِّي جَاعِلٞ فِي ٱلۡأَرۡضِ خَلِيفَةٗۖ﴾[البقرة: ۳۰].
یعنی: «من در زمین جانشینی بیافرینم. از این رو جانشین بر کسی که خلیفه نیست برتری دارد، و فرشتگان متقاضی شدند که خلافت در میان آنان و خلیفه از آنان باشد. زیرا میگفتند».
﴿أَتَجۡعَلُ فِيهَا مَن يُفۡسِدُ فِيهَا وَيَسۡفِكُ ٱلدِّمَآءَ وَنَحۡنُ نُسَبِّحُ بِحَمۡدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَۖ﴾[البقرة: ۳۰].
یعنی: «آیا در زمین کسی را به وجود میآوری که فساد و تباهی میکند و خونها خواهد ریخت، و حال آن که ما (پیوسته) به حمد و ستایش و طاعت و عبادت تو مشغولیم؟».
بنابراین اگر خلافت رتبهی والاتر از رتبهی فرشتگان نمیبود، آنان هرگز متقاضی آن نشده و به مقام و منزلت آدم رشک نمیبردند.
۵- برتری انسان بر فرشتگان بوسیلهی علم است، وقتی که خداوند نام اشیاء را از فرشتگان پرسید و جواب ندادند، بلکه اعتراف کردند که خوب نمیدانند، سپس آدم نامها را به فرشتگان خبر داد.
خداوند میفرماید:
﴿هَلۡ يَسۡتَوِي ٱلَّذِينَ يَعۡلَمُونَ وَٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَۗ﴾[الزمر: ۹].
آیا کسانی که میدانند، با کسانی که نمیدانند، برابر و یکسانند؟!
۶- یکی از دلایل برتری آدم بر فرشتگان این است که اطاعت نمودن انسان بسیار مشکلتر است از اطاعتی که فرشتگان برای خداوند انجام میدهند؛ زیرا سرشت بشر همواره توأم با غرایزی همچون شهوت، حرص و آز، خشم و هوسهای نفسانی آفریده شده است، ولی فرشتگان از چنین غرایزی پاک هستند.
۷- علمای سلف احادیثی که بیانگر برتری آدم بر فرشتگان هستند را در مجامع و محافل عمومیبیان کردهاند، و اگر برتری آدم موضوع ناپسند و منکری میبود، آن را رد میکردند، و این رد نکردن دلالت بر اعتقاد آنان است.
۸- مباهات خداوند به وجود بندگان در حضور فرشتگانش. آری، هرگاه بندگان انجام وظیفه میکنند، و نمازهای واجب را برپا میدارند، خداوند به وجود آنان در برابر فرشتگان مباهات میکند. در مسند امام احمد و سنن ابن ماجه از عبدالله بن عمروسروایت شده است، که پیامبر خدا صفرمود:
«أَبْشِرُوا مَعْشَرَ الْمُسْلِمِينَ هَذَا رَبُّكُمْ ﻷقَدْ فَتَحَ بَابًا مِنْ أَبْوَابِ السَّمَاءِ يُبَاهِي بِكُمْ الْمَلَائِكَةَ يَقُولُ يَا مَلَائِكَتِي انْظُرُوا إِلَى عِبَادِي هَؤُلَاءِ أَدَّوْا فَرِيضَةً وَهُمْ يَنْتَظِرُونَ أُخْرَى» [۱۲۸]. یعنی: «ای جماعت مسلمانان! مژده باد، این پروردگار است که دری از درهای آسمان را گشوده و به وجود شما در برابر فرشتگان مباهات میکند و میفرماید: ای فرشتگان! به بندگان من نگاه کنید، آنان یک فرض را انجام داده و منتظر فرض دیگری هستند».
ابوهریره سمیگوید: رسول خدا صفرمود: خداوند به وجود زائران میدان عرفات (روز عرفه) در مقابل ساکنان آسمانها فخر ورزیده و خطاب به آنان میفرماید: به این بندگانم بنگرید، آنها ژولیدهمو و خاک آلود به پیشگاه من آمدهاند [۱۲۹].
[۱۲۸] صحیح الجامع (۱/۶۷). [۱۲۹] صحیح الجامع (۲/۱۴۱).
۱- به این حدیث قدسی استدلال کردهاند: «فَإِنْ ذَكَرَنِى فِى نَفْسِهِ ذَكَرْتُهُ فِى نَفْسِى وَفي ذَكَرَنِى فِى مَلإٍ ذَكَرْتُهُ فِى مَلإٍ خَيْرٍ مِنْه» یعنی: «هرکس مرا نزد خود یاد کند، من هم او را نزد خود یاد میکنم، و هرکس مرا در جمع یاد کند، من در میان جمع بهتری از او یاد میکنم».
۲- استدلال دوم آنان این است که در سرشت انسان نقص و کوتاهی و لغزش و بیهودهگویی وجود دارد، در حالی که فرشتگان از این امور پاک هستند.
۳- خداوند میفرماید:
﴿وَلَآ أَقُولُ لَكُمۡ إِنِّي مَلَكٌۖ﴾[الأنعام: ۵۰].
یعنی: «من به شما نمیگویم که من فرشتهام».
این آیه بیانگر برتری فرشتگان بر انسانهاست.
بهترین دیدگاه در این موضوع، نظریه علامه ابن تیمیه /است که میگوید: «بندگان نیکوکار از نظر سرانجام و عاقبت خوب، برتر هستند، و این زمانی است که بندگان صالح وارد بهشت شوند و به قُرب و جایگاه والایی نائل گردند؛ و در بالاترین منازل بهشت سکونت یابند، و خداوند به آنان سلام و خوش آمد گفته، و آنها را بیشتر به خود نزدیک نماید، و از دیدار سیمای با عظمت و زیبای خداوند لذت ببرند، و فرشتگان به فرمان خداوند در خدمت آنان باشند.
ولی از نظر آنان فرشتگان بر انسانها برتری دارند؛ زیرا فرشتگان اکنون در آسمانها هستند، و از آلودگیهایی که انسانها بدان مبتلا هستند پاک و منزهاند، و همواره به عبادت پروردگار مشغولند، و این احوال فرشتگان اکنون از حالتهای انسان کامل تر و برتر است.
ابن قیم جوزی /میگوید: راز برتری با این تفاصیل آشکار میگردد، و دلایل هردو گروه صحیح است و هردو گروه با دلایلی که دارند بر حق هستند [۱۳۰](والله اعلم بالصواب) و خداوند أبه حقیقت و درستی داناتراست.
[۱۳۰] بمنظور کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه به منابع زیر مراجعه نمایید: (مجموع الفتاوی: ۱۱/۳۵۰) و (لوامع انوار البهیة: ۲/۳۶۸) و (شرح عقیدة الطحاویة: ۳۳۸).
۱- ابن قیم، اغاثة اللهفان.
۲- ابن کثیر، البدایة والنهایة.
۳- فیروز آبادی، بصائر ذوی التمییز.
۴- آلبانی، ناصرالدین، تخریج أحادیث فضائل الشام.
۵- ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر.
۶- ولی الله دهلوی، حجة الله البالغة.
۷- شرح العقیدة الطحاویة.
۸- آلبانی، ناصر الدین، سلسلة الأحادیث الصحیحة.
۹- آلبانی، ناصر الدین، صحیح الجامع الصغیر.
۱۰- اشقر، عمر سلیمان، العقیدة فی الله.
۱۱- السفارینی، لوامع الانوار البهیة (عقیدة السفارینی).
۱۲- ابن تیمیة، مجموعه فتاوی. (جمع آوری ابن قاسم).
۱۳- شیخ حافظ الحکمی، معارج القبول.