631

مشخصات کتاب

معنی کلمات قرآن کریم

برگزیده از کتاب «تفسیر نور»



تهیه:

سایت نوار اسلام
IslamTape.com


تذکر: چاپ، پخش، توزیع، و استفادهى تجارى و غیر تجارى از این کتاب جائز است.
هدف از پخش این کتاب فقط دعوى است لا غیر، لذا چه از طریق تجارى و چه غیر تجارى شما می‌توانید این کتاب را پخش کنید.
براى هر گونه استفسار و توضیح، و همچنین عیب و نقص موجود در کتاب مانند غلط‌هاى املائى و غیره، لطفا ملاحظه‌ى خودتان را به ایمیل زیر ارسال فرمایید.
[email protected]

الفاتحه والبقرة:

معنی کلمه (الدین) در آیه ۴ سوره فاتحه ﴿مَٰلِكِ يَوۡمِ ٱلدِّينِ٤ چیست؟

جزا و داوری

معنی (الـم) در آیه ۱ سوره بقره (الم) ﴿الٓمٓ١ [البقرة: ۱] چیست؟

الف، لام، میم حروف مقطعه هستند مانند (المص. المر. ن. ق...) که در اوایل بعضی از سوره‌ها آمده‌اند. پروردگار متعال برخی از سوره‌ها را بدان‌ها آغاز کرده است تا بدین وسیله اعجاز قرآن را بنمایاند و نشان دهد که این قرآن با وجود این که از همان حروفی فراهم آمده است که عرب‌ها سخن خویش را از آنها فراهم می‌‌نمایند ولیکن از ارائه کتابی چون قرآن، و حتی سوره‌ای همانند آن درمانده و ناتوانند.

معنی کلمه (ریب) در آیه ۲ سوره بقره ﴿ذَٰلِكَ ٱلۡكِتَٰبُ لَا رَيۡبَۛ فِيهِۛ هُدٗى لِّلۡمُتَّقِينَ٢ [البقره: ۲] چیست؟

شک و شبه، گمان.

معنی کلمه (الـمفلحون) در آیه ۵ سوره بقره ﴿أُوْلَٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدٗى مِّن رَّبِّهِمۡۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ٥ [البقره: ۵] چیست؟

رستگاران، نجات یافتگان.

معنی کلمه (انذرت) در آیه ۶ سوره بقره ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَآءٌ عَلَيۡهِمۡ ءَأَنذَرۡتَهُمۡ أَمۡ لَمۡ تُنذِرۡهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ٦ [البقره: ۶] چیست؟

بیم دادی، ترساندی.

معنی کلمه (ختم) در آیه ۷ سوره بقره ﴿خَتَمَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ وَعَلَىٰ سَمۡعِهِمۡۖ وَعَلَىٰٓ أَبۡصَٰرِهِمۡ غِشَٰوَةٞۖ وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ٧ [البقره: ۷] چیست؟

مهر زده است.

معنی کلمه (غشاوة) در آیه ۷ سوره بقره ﴿خَتَمَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ وَعَلَىٰ سَمۡعِهِمۡۖ وَعَلَىٰٓ أَبۡصَٰرِهِمۡ غِشَٰوَةٞۖ وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ٧ [البقره: ۷] چیست؟

پرده.

معنی کلمه (السفهاء) در آیه ۱۳ سوره بقره ﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ ءَامِنُواْ كَمَآ ءَامَنَ ٱلنَّاسُ قَالُوٓاْ أَنُؤۡمِنُ كَمَآ ءَامَنَ ٱلسُّفَهَآءُۗ... [البقره: ۱۳] چیست؟

جمع سفیه، بی‌خردان، نادانان.

معنی کلمه (خلوا) در آیه ۱۴ سوره بقره ﴿وَإِذَا لَقُواْ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا وَإِذَا خَلَوۡاْ إِلَىٰ شَيَٰطِينِهِمۡ... [البقره: ۱۴] چیست؟

خلوت کردند. به خلوت نشستند.

معنی کلمه (یمدهم) در آیه ۱۵ سوره بقره ﴿ٱللَّهُ يَسۡتَهۡزِئُ بِهِمۡ وَيَمُدُّهُمۡ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ١٥ [البقره: ۱۵] چیست؟

در اینجا به معنی: بدی‌شان مهلت و فرصت می‌‌دهد.

معنی کلمه (یعمهون) در آیه ۱۵ سوره بقره ﴿ٱللَّهُ يَسۡتَهۡزِئُ بِهِمۡ وَيَمُدُّهُمۡ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ١٥ [البقره: ۱۵] چیست؟

سرگردان و حیران شوند. از ماده (عمه) به معنی کوردلی و سرگشتگی.

معنی جمله ﴿ٱشۡتَرَوُاْ ٱلضَّلَٰلَةَ بِٱلۡهُدَىٰ در آیه ۱۶ سوره بقره ﴿أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱشۡتَرَوُاْ ٱلضَّلَٰلَةَ بِٱلۡهُدَىٰ فَمَا رَبِحَت تِّجَٰرَتُهُمۡ وَمَا كَانُواْ مُهۡتَدِينَ١٦ [البقره: ۱۶] چیست؟

گمراهی را برگزیده‌اند و هدایت را رها کرده‌اند.

معنی کلمه (استوقد) در آیه ۱۷ سوره بقره ﴿مَثَلُهُمۡ كَمَثَلِ ٱلَّذِي ٱسۡتَوۡقَدَ نَارٗا فَلَمَّآ أَضَآءَتۡ مَا حَوۡلَهُۥ... [البقره: ۱۷] چیست؟

بر افروخت.

معنی کلمات (صم، بکم، عمی) در آیه ۱۸ سوره بقره ﴿صُمُّۢ بُكۡمٌ عُمۡيٞ فَهُمۡ لَا يَرۡجِعُونَ١٨ [البقره: ۱۸] چیست؟

صم: جمع اصم، کران.

بکم: جمع ابکم، لالان.

عمی: جمع اعمی، کوران.

معنی کلمه (صیب) در آیه ۱۹ سوره بقره ﴿أَوۡ كَصَيِّبٖ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فِيهِ ظُلُمَٰتٞ وَرَعۡدٞ وَبَرۡقٞ... [البقره: ۱۹] چیست؟

باران تند. رگبار باران.

کلمه (یکاد) در آیه ۲۰ سوره بقره ﴿يَكَادُ ٱلۡبَرۡقُ يَخۡطَفُ أَبۡصَٰرَهُمۡۖ كُلَّمَآ أَضَآءَ... [البقره: ۲۰] به چه معناست؟

نزدیک است.

کلمه (یخطف) در آیه ۲۰ سوره بقره ﴿يَكَادُ ٱلۡبَرۡقُ يَخۡطَفُ أَبۡصَٰرَهُمۡۖ كُلَّمَآ أَضَآءَ لَهُم... [البقره: ۲۰] به چه معناست؟

می‌رباید.

کلمات (فراشا واندادا) در آیه ۲۲ سوره بقره ﴿ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ فِرَٰشٗا وَٱلسَّمَآءَ بِنَآءٗ وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَخۡرَجَ بِهِۦ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ رِزۡقٗا لَّكُمۡۖ فَلَا تَجۡعَلُواْ لِلَّهِ أَندَادٗا وَأَنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٢٢ [البقره: ۲۲] به چه معناست؟

فراشا: فرش. گستردنی.

اندادا: جمع ند، انبازها. همتاها. همگون‌ها.

کلمات (وقود واعدت) در آیه ۲۴ سوره بقره ﴿فَإِن لَّمۡ تَفۡعَلُواْ وَلَن تَفۡعَلُواْ فَٱتَّقُواْ ٱلنَّارَ ٱلَّتِي وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُۖ أُعِدَّتۡ لِلۡكَٰفِرِينَ٢٤ [البقره: ۲۴] به چه معناست؟

وقود: هیمه آتش. افروزینه.

اعدت: آماده شده است.

کلمات (متشابها ومطهره) در آیه ۲۵ سوره بقره ﴿قَالُواْ هَٰذَا ٱلَّذِي رُزِقۡنَا مِن قَبۡلُۖ وَأُتُواْ بِهِۦ مُتَشَٰبِهٗاۖ وَلَهُمۡ فِيهَآ أَزۡوَٰجٞ مُّطَهَّرَةٞۖ وَهُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٢٥ [البقره: ۲۵] به چه معناست؟

متشابها: همانند و همگون در خوبی و مزه و زیبایی. ـ مطهره: پاکیزه از عیوب زنان دنیا از قبیل حیض و نفاس.

کلمه (بعوضه) در آیه ۲۶ سوره بقره ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَسۡتَحۡيِۦٓ أَن يَضۡرِبَ مَثَلٗا مَّا بَعُوضَةٗ فَمَا فَوۡقَهَاۚ [البقره: ۲۶] به چه معناست؟

پشه.

کلمات (ینقضون ومیثاق) در آیه ۲۷ سوره بقره ﴿ٱلَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهۡدَ ٱللَّهِ مِنۢ بَعۡدِ مِيثَٰقِهِۦ وَيَقۡطَعُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ [البقره: ۲۷] به چه معناست؟

ینقضون: می‌شکنند.

میثاق: آنچه که عهد و پیمان با آن بسته می‌شود.

کلمه (استوی) در آیه ۲۹ سوره بقره ﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ [البقره: ۲۹] به چه معناست؟

بر آن قرار گرفت.

کلمات (خلیفه ویسفک والدماء ونقدس) در آیه ۳۰ سوره بقره ﴿وَإِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٞ فِي ٱلۡأَرۡضِ خَلِيفَةٗۖ قَالُوٓاْ أَتَجۡعَلُ فِيهَا مَن يُفۡسِدُ فِيهَا وَيَسۡفِكُ ٱلدِّمَآءَ وَنَحۡنُ نُسَبِّحُ بِحَمۡدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَۖ... [البقره: ۳۰] به چه معناست؟

خلیفه: جانشین. برخی واژه خلیفه را جانشین خدا معنی کرده‌اند.

یسفک: خونریزی می‌‌کنند.

الدماء: جمع دم، خون‌ها.

نقدس: به پاکی می‌‌ستاییم.

کلمه (انبونی) در آیه ۳۱ سوره بقره [البقره: ۳۱] ﴿فَقَالَ أَنۢبِ‍ُٔونِي بِأَسۡمَآءِ هَٰٓؤُلَآءِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٣١ به چه معناست؟

مرا با خبر سازید.

کلمه (تبدون) در آیه ۳۳ سوره بقره.

﴿وَأَعۡلَمُ مَا تُبۡدُونَ وَمَا كُنتُمۡ تَكۡتُمُونَ٣٣ [البقره: ۳۳] به چه معناست؟

پدیدار می‌‌کند. نمایان می‌‌سازد.

کلمه (رغدا) در آیه ۳۵ سوره بقره [البقره: ۳۵] ﴿وَكُلَا مِنۡهَا رَغَدًا حَيۡثُ شِئۡتُمَا وَلَا تَقۡرَبَا هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ٣٥ به چه معناست؟

به وفور و وفراوانی.

کلمات (ازل ومتاع) در آیه ۳۶ سوره بقره [البقره: ۳۶] ﴿فَأَزَلَّهُمَا ٱلشَّيۡطَٰنُ عَنۡهَا فَأَخۡرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِۖ وَقُلۡنَا ٱهۡبِطُواْ بَعۡضُكُمۡ لِبَعۡضٍ عَدُوّٞۖ وَلَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُسۡتَقَرّٞ وَمَتَٰعٌ إِلَىٰ حِينٖ٣٦ به چه معناست؟

ازل: لغزانید. دچار لغزش شد.

متاع: کالا. آنچه که از آن بهره مند شوند.

کلمات (بنی اسرتییل واوف) در آیه ۴۰ سوره بقره ﴿يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتِيَ ٱلَّتِيٓ أَنۡعَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ وَأَوۡفُواْ بِعَهۡدِيٓ أُوفِ بِعَهۡدِكُمۡ وَإِيَّٰيَ فَٱرۡهَبُونِ٤٠ [البقره: ۴۰] به چه معناست؟

بنی اسراییل: پسران اسراییل و اسراییل لقب پیامبر یعقوب است.

اوف: وفا می‌‌کنم.

کلمه (مصدقا) در آیه ۴۱ سوره بقره ﴿وَءَامِنُواْ بِمَآ أَنزَلۡتُ مُصَدِّقٗا لِّمَا مَعَكُمۡ وَلَا تَكُونُوٓاْ أَوَّلَ كَافِرِۢ بِهِۦۖ... [البقره: ۴۱] به چه معناست؟

تصدیق کننده.

کلمه (لا تلبسوا) در آیه ۴۲ سوره بقره ﴿وَلَا تَلۡبِسُواْ ٱلۡحَقَّ بِٱلۡبَٰطِلِ وَتَكۡتُمُواْ ٱلۡحَقَّ وَأَنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٤٢ [البقره: ۴۲] به چه معناست؟

آمیخته نکنید. می‌‌آمیزید.

کلمه (تنسون) در آیه ۴۴ سوره بقره ﴿أَتَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبِرِّ وَتَنسَوۡنَ أَنفُسَكُمۡ... [البقره: ۴۴] به چه معناست؟

فراموش می‌‌کنید.

کلمه (کبیرة) در آیه ۴۵ سوره بقره ﴿وَٱسۡتَعِينُواْ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِۚ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى ٱلۡخَٰشِعِينَ٤٥ [البقره: ۴۵] به چه معناست؟

سخت و سنگین.

کلمه (یظنون) در آیه ۴۶ سوره بقره ﴿ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَٰقُواْ رَبِّهِمۡ وَأَنَّهُمۡ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ٤٦ [البقره: ۴۶] به چه معناست؟

گمان می‌‌برند. در اینجا به معنی یقین دارند.

کلمات (شفاعة وعدل) در آیه ۴۸ سوره بقره ﴿وَٱتَّقُواْ يَوۡمٗا لَّا تَجۡزِي نَفۡسٌ عَن نَّفۡسٖ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا يُقۡبَلُ مِنۡهَا شَفَٰعَةٞ وَلَا يُؤۡخَذُ مِنۡهَا عَدۡلٞ وَلَا هُمۡ يُنصَرُونَ٤٨ [البقره: ۴۸] به چه معناست؟

شفاعة: می‌انجیگری.

عدل: فدیه. بدل. تاوان. همتا. قیمت.

کلمات (یسومونکم ویستحیون وبلاء) در آیه ۴۹ سوره بقره ﴿وَإِذۡ نَجَّيۡنَٰكُم مِّنۡ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ يَسُومُونَكُمۡ سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبۡنَآءَكُمۡ وَيَسۡتَحۡيُونَ نِسَآءَكُمۡۚ وَفِي ذَٰلِكُم بَلَآءٞ مِّن رَّبِّكُمۡ عَظِيمٞ٤٩ [البقره: ۴۹] به چه معناست؟

یسومونکم: برسرتان می‌‌آورند ـ یستحیون: زنده باقی می‌‌گذارند. ـ بلاء: آزمون و آزمایش.

کلمه (العجل) در آیه ۵۱ سوره بقره ﴿وَإِذۡ وَٰعَدۡنَا مُوسَىٰٓ أَرۡبَعِينَ لَيۡلَةٗ ثُمَّ ٱتَّخَذۡتُمُ ٱلۡعِجۡلَ مِنۢ بَعۡدِهِۦ وَأَنتُمۡ ظَٰلِمُونَ٥١ [البقره: ۵۱] به چه معناست؟

گوساله.

کلمه (الفرقان) در آیه ۵۳ سوره بقره ﴿وَإِذۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡفُرۡقَانَ لَعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ٥٣ [البقره: ۵۳] به چه معناست؟

جدا کننده حق از باطل و حلال از حرام.

کلمه (باری) در آیه ۵۴ سوره بقره ﴿ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ عِندَ بَارِئِكُمۡ فَتَابَ عَلَيۡكُمۡۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ٥٤ [البقره: ۵۴] به چه معناست؟

آفریننده.

کلمه (جهرة) در آیه ۵۵ سوره بقره ﴿وَإِذۡ قُلۡتُمۡ يَٰمُوسَىٰ لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ نَرَى ٱللَّهَ جَهۡرَةٗ [البقره: ۵۵] به چه معناست؟

آشکارا و عیان.

کلمه (بعثناکم) در آیه ۵۶ سوره بقره ﴿ثُمَّ بَعَثۡنَٰكُم مِّنۢ بَعۡدِ مَوۡتِكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ٥٦ [البقره: ۵۶] به چه معناست؟

شما را زنده کردیم.

کلمات (ظللنا والغمام والمن والسلوی) در آیه ۵۷ سوره بقره ﴿وَظَلَّلۡنَا عَلَيۡكُمُ ٱلۡغَمَامَ وَأَنزَلۡنَا عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَنَّ وَٱلسَّلۡوَىٰۖ... [البقره: ۵۷] به چه معناست؟

ظللنا: سایه بان کردیم.

الغمام: ابر.

المن: ترنجبین، گزنگبین.

السلوی: پرنده بلدر چین، سمانی.

کلمه (القریه) در آیه ۵۸ سوره بقره ﴿وَإِذۡ قُلۡنَا ٱدۡخُلُواْ هَٰذِهِ ٱلۡقَرۡيَةَ فَكُلُواْ مِنۡهَا حَيۡثُ شِئۡتُمۡ رَغَدٗا [البقره: ۵۸] به چه معناست؟

شهر. برخی آنرا بیت المقدس می‌‌دانند و برخی اریحا می‌‌دانند. ولی قرآن نام شهر را مشخص نکرده است.

کلمه (حطة) در آیه ۵۸ سوره بقره ﴿وَقُولُواْ حِطَّةٞ نَّغۡفِرۡ لَكُمۡ خَطَٰيَٰكُمۡۚ وَسَنَزِيدُ ٱلۡمُحۡسِنِينَ٥٨ [البقره: ۵۸] به چه معناست؟

زدودن و برطرف کردن، یعنی درخواست ما اسقاط خطایا و زدودن گناه است.

کلمات (استسقی وعینا وانس ومشرب ولاتعثوا) در آیه ۶۰ سوره بقره ﴿وَإِذِ ٱسۡتَسۡقَىٰ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِۦ فَقُلۡنَا ٱضۡرِب بِّعَصَاكَ ٱلۡحَجَرَۖ فَٱنفَجَرَتۡ مِنۡهُ ٱثۡنَتَا عَشۡرَةَ عَيۡنٗاۖ قَدۡ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٖ مَّشۡرَبَهُمۡۖ كُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ مِن رِّزۡقِ ٱللَّهِ وَلَا تَعۡثَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُفۡسِدِينَ٦٠ [البقره: ۶۰] به چه معناست؟

استسقی: آب خواست.

عینا: چشمه.

اناس: مردم.

مشرب: آبشخور.

لاتعثوا: تباهی نکنید در فساد زیاده روی نکنید.

کلمات (بقل وقثاء وفوم ومصرا والمسکنة وباءوا وعصوا) در آیه ۶۱ سوره بقره ﴿مِنۢ بَقۡلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَاۖ قَالَ أَتَسۡتَبۡدِلُونَ ٱلَّذِي هُوَ أَدۡنَىٰ بِٱلَّذِي هُوَ خَيۡرٌۚ ٱهۡبِطُواْ مِصۡرٗا فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلۡتُمۡۗ وَضُرِبَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلذِّلَّةُ وَٱلۡمَسۡكَنَةُ وَبَآءُو بِغَضَبٖ مِّنَ ٱللَّهِۗ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ كَانُواْ يَكۡفُرُونَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَيَقۡتُلُونَ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّۗ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعۡتَدُونَ٦١ [البقره: ۶۱] به چه معناست؟

بقل: سزیجات از قبیل نعناع و کرفس و تره.

قثاء: خیار.

فوم: سیر.

مصرا: شهری.

المسکنة: خواری و بیچارگی.

عصوا: سرپیچی کردند.

کلمات (الذین هادوا والصابئن) در آیه ۶۲ سوره بقره ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَٱلَّذِينَ هَادُواْ وَٱلنَّصَٰرَىٰ وَٱلصَّٰبِ‍ِٔينَ [البقره: ۶۲] به چه معناست؟

الذین هادوا: کسانی که یهودی شده‌اند.

الصابئین: ستاره پرستان و خورشید پرستان.

کلمه (الطور) در آیه ۶۳ سوره بقره ﴿وَإِذۡ أَخَذۡنَا مِيثَٰقَكُمۡ وَرَفَعۡنَا فَوۡقَكُمُ ٱلطُّورَ خُذُواْ مَآ ءَاتَيۡنَٰكُم بِقُوَّةٖ... [البقره: ۶۳] به چه معناست؟

اسم کوهی که موسی بالای آن با خدا مناجات کرد.

کلمات (اعتدوا و قردة و خاسئین) در آیه ۶۵ سوره بقره ﴿وَلَقَدۡ عَلِمۡتُمُ ٱلَّذِينَ ٱعۡتَدَوۡاْ مِنكُمۡ فِي ٱلسَّبۡتِ فَقُلۡنَا لَهُمۡ كُونُواْ قِرَدَةً خَٰسِ‍ِٔينَ٦٥ [البقره: ۶۵] به چه معناست؟

اعتدوا: تجاوز کردند.

قرد‌ۀ جمع قرد به معنی می‌مون.

خاسئین: رانده شدگان و مطرودان.

کلمات (نکالا وما بین یدیها وما خلفها) در آیه ۶۶ سوره بقره ﴿فَجَعَلۡنَٰهَا نَكَٰلٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهَا وَمَا خَلۡفَهَا وَمَوۡعِظَةٗ لِّلۡمُتَّقِينَ٦٦ [البقره: ۶۶] به چه معناست؟

نکالا: عبرت. پند و اندرز.

مابین یدیها: منظور معاصران آنها.

وما خلفها: مراد آیندگان.

کلمه (هزوا) در آیه ۶۷ سوره بقره ﴿قَالُوٓاْ أَتَتَّخِذُنَا هُزُوٗاۖ قَالَ أَعُوذُ بِٱللَّهِ أَنۡ أَكُونَ مِنَ ٱلۡجَٰهِلِينَ٦٧ [البقره: ۶۷] به چه معناست؟

سخریه و بازیچه.

کلمات (فارض ـ بکر ـ عوان) در آیه ۶۸ سوره بقره ﴿إِنَّهَا بَقَرَةٞ لَّا فَارِضٞ وَلَا بِكۡرٌ عَوَانُۢ بَيۡنَ ذَٰلِكَۖ فَٱفۡعَلُواْ مَا تُؤۡمَرُونَ٦٨ [البقره: ۶۸] به چه معناست؟

فارض: پیر. کهنسال. سالخورده.

بکر: خورد سال و نو رسیده.

عوان: میانه سال.

کلمات (صفراء وفاقع ولون وتسر) در آیه ۶۹ سوره بقره ﴿إِنَّهَا بَقَرَةٞ صَفۡرَآءُ فَاقِعٞ لَّوۡنُهَا تَسُرُّ ٱلنَّٰظِرِينَ٦٩ [البقره: ۶۹] به چه معناست؟

صفراء: زرد رنگ ـ فاقع: خوش رنگ.

لون: رنگ.

تسر: شاد می‌‌کند. مسرور می‌‌سازد.

کلمه (تشابه) در آیه ۷۰ سوره بقره ﴿قَالُواْ ٱدۡعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا هِيَ إِنَّ ٱلۡبَقَرَ تَشَٰبَهَ عَلَيۡنَا وَإِنَّآ إِن شَآءَ ٱللَّهُ لَمُهۡتَدُونَ٧٠ [البقره: ۷۰] به چه معناست؟

مشتبه شده است.

کلمات (ذلول وتثیر والحرث والمسلمة وشیة( در آیه ۷۱ سوره بقره ﴿قَالَ إِنَّهُۥ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٞ لَّا ذَلُولٞ تُثِيرُ ٱلۡأَرۡضَ وَلَا تَسۡقِي ٱلۡحَرۡثَ مُسَلَّمَةٞ لَّا شِيَةَ فِيهَاۚ قَالُواْ ٱلۡـَٰٔنَ جِئۡتَ بِٱلۡحَقِّۚ فَذَبَحُوهَا وَمَا كَادُواْ يَفۡعَلُونَ٧١ [البقره: ۷۱] به چه معناست؟

ذلول: رام. کارکشته.

تثیر: زیر و رو می‌‌کند.

الحرث: کشت و زرع ـ مسلمة: سالم و بی‌عیب.

شیة: زنگ مخالف.

کلمه (ادارئتم) در آیه ۷۲ سوره بقره ﴿وَإِذۡ قَتَلۡتُمۡ نَفۡسٗا فَٱدَّٰرَٰٔتُمۡ فِيهَاۖ وَٱللَّهُ مُخۡرِجٞ مَّا كُنتُمۡ تَكۡتُمُونَ٧٢ [البقره: ۷۲] به چه معناست‌؟

کشمکش کردید. اختلاف کردید.

کلمات (قست والحجارة ویشقق) در آیه ۷۴ سوره بقره ﴿ثُمَّ قَسَتۡ قُلُوبُكُم مِّنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ فَهِيَ كَٱلۡحِجَارَةِ أَوۡ أَشَدُّ قَسۡوَةٗۚ وَإِنَّ مِنَ ٱلۡحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنۡهُ ٱلۡأَنۡهَٰرُۚ وَإِنَّ مِنۡهَا لَمَا يَشَّقَّقُ... [البقره: ۷۴] به چه معناست؟

قست: سخت شد.

الحجارة: سنگ.

یشقق: از هم شکافته می‌‌شود.

کلمه (لقوا) در آیه ۷۶ سوره بقره ﴿وَإِذَا لَقُواْ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا وَإِذَا خَلَا بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٖ قَالُوٓاْ [البقره: ۷۶] به چه معناست؟

برخورد کردند و رسیدند.

کلمات (یسرون ویعلنون) در آیه ۷۷ سوره بقره ﴿أَوَ لَا يَعۡلَمُونَ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعۡلِنُونَ٧٧ [البقره: ۷۷] به چه معناست؟

یسرون: پنهان و نهان می‌‌کنند ـ یعلنون: علنی و آشکار می‌‌کنند.

کلمات (امیون. امنی) در آیه ۷۸ سوره بقره ﴿وَمِنۡهُمۡ أُمِّيُّونَ لَا يَعۡلَمُونَ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّآ أَمَانِيَّ وَإِنۡ هُمۡ إِلَّا يَظُنُّونَ٧٨ [البقره: ۷۸] به چه معناست؟

امیون: کسانی که نمی‌‌توانند بخوانند و بنویسند، بیسوادان ـ امانی: دروغ‌های بهم بافته.

کلمه (میثاق) در آیه ۸۳ سوره بقره ﴿وَإِذۡ أَخَذۡنَا مِيثَٰقَ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ لَا تَعۡبُدُونَ إِلَّا ٱللَّهَ... [البقره: ۸۳] به چه معناست؟

پیمان استوار. عهد موکد.

کلمه (تفادوهم) در آیه ۸۵ سوره بقره ﴿ثُمَّ أَنتُمۡ هَٰٓؤُلَآءِ تَقۡتُلُونَ أَنفُسَكُمۡ وَتُخۡرِجُونَ فَرِيقٗا مِّنكُم مِّن دِيَٰرِهِمۡ تَظَٰهَرُونَ عَلَيۡهِم بِٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِ وَإِن يَأۡتُوكُمۡ أُسَٰرَىٰ تُفَٰدُوهُمۡ... [البقره: ۸۵] به چه معناست؟

فدیه آزادی آنها را می‌‌پردازند. باز خریدشان می‌‌کنند.

کلمات (قفینا وایدناه) در آیه ۸۷ سوره بقره ﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ وَقَفَّيۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِۦ بِٱلرُّسُلِۖ وَءَاتَيۡنَا عِيسَى ٱبۡنَ مَرۡيَمَ ٱلۡبَيِّنَٰتِ وَأَيَّدۡنَٰهُ بِرُوحِ ٱلۡقُدُسِۗ... [البقره: ۸۷] به چه معناست؟

قفینا: پیاپی آوردیم.

ایدناه: او را تقویت و تایید کردیم. از ماده اید به معنی قوت و قدرت.

کلمه (غلف) در آیه ۸۸ سوره بقره ﴿وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلۡفُۢۚ بَل لَّعَنَهُمُ ٱللَّهُ بِكُفۡرِهِمۡ فَقَلِيلٗا مَّا يُؤۡمِنُونَ٨٨ [البقره: ۸۸] به چه معناست؟

جمع اغلف به معنی بسته و پوشیده. در پرده.

کلمه (یستفتحون) در آیه ۸۹ سوره بقره ﴿وَلَمَّا جَآءَهُمۡ كِتَٰبٞ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ مُصَدِّقٞ لِّمَا مَعَهُمۡ وَكَانُواْ مِن قَبۡلُ يَسۡتَفۡتِحُونَ عَلَى ٱلَّذِينَ [البقره: ۸۹] به چه معناست؟

طلب فتح و پیروزی می‌‌کردند.

کلمه (مهین) در آیه ۹۰ سوره بقره ﴿فَبَآءُو بِغَضَبٍ عَلَىٰ غَضَبٖۚ وَلِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٞ مُّهِينٞ٩٠ [البقره: ۹۰] به چه معناست؟

خوار کننده.

جمله (اشربوا فی قلوبهم العجل) در آیه ۹۳ سوره بقره ﴿وَأُشۡرِبُواْ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلۡعِجۡلَ بِكُفۡرِهِمۡۚ قُلۡ بِئۡسَمَا يَأۡمُرُكُم بِهِۦٓ إِيمَٰنُكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ٩٣ [البقره: ۹۳] به چه معناست؟

دل‌هایشان از عشق گوساله لبریز شده بود.

کلمات (یعمر ومزحزح) در آیه ۹۶ سوره بقره ﴿لَوۡ يُعَمَّرُ أَلۡفَ سَنَةٖ وَمَا هُوَ بِمُزَحۡزِحِهِۦ مِنَ ٱلۡعَذَابِ أَن يُعَمَّرَۗ وَٱللَّهُ بَصِيرُۢ بِمَا يَعۡمَلُونَ٩٦ [البقره: ۹۶] به چه معناست؟

یعمر: عمر داده شود. زیست کند.

مزحزح: دور کننده.

کلمه (نبذ) در آیه ۱۰۰ سوره بقره ﴿أَوَ كُلَّمَا عَٰهَدُواْ عَهۡدٗا نَّبَذَهُۥ فَرِيقٞ مِّنۡهُمۚ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ١٠٠ [البقره: ۱۰۰] به چه معناست؟

دور افکند.

کلمات (اتبعوا وتتلوا وفتنة وخلاق وبئس وشروا) در آیه ۱۰۲ سوره بقره ﴿فَيَتَعَلَّمُونَ مِنۡهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِۦ بَيۡنَ ٱلۡمَرۡءِ وَزَوۡجِهِۦۚ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِۦ مِنۡ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمۡ وَلَا يَنفَعُهُمۡۚ وَلَقَدۡ عَلِمُواْ لَمَنِ ٱشۡتَرَىٰهُ مَا لَهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنۡ خَلَٰقٖۚ وَلَبِئۡسَ مَا شَرَوۡاْ بِهِۦٓ أَنفُسَهُمۡۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ١٠٢ [البقره: ۱۰۲] به چه معناست؟

اتبعوا: پیروی کردند.

تتلوا: می‌‌گفتند.از آن پیروی می‌‌کردند.

فتنة: آزمایش.

خلاق: بهره. نصیب.

بئس: زشت است.

شروا: فروختند.

کلمه (مثوبة) در آیه ۱۰۳ سوره بقره ﴿وَلَوۡ أَنَّهُمۡ ءَامَنُواْ وَٱتَّقَوۡاْ لَمَثُوبَةٞ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ خَيۡرٞۚ لَّوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ١٠٣ [البقره: ۱۰۳] به چه معناست؟

ثواب، اجر و پاداش.

کلمات (راعنا وانظرنا) در آیه ۱۰۴ سوره بقره ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَقُولُواْ رَٰعِنَا وَقُولُواْ ٱنظُرۡنَا وَٱسۡمَعُواْۗ وَلِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٞ١٠٤ [البقره: ۱۰۴] به چه معناست؟

راعنا: مراعا ما را بکن.

نظرنا: ملاحظه ما بکن به ما بنگر.

کلمه (ما یود) در آیه ۱۰۵ سوره بقره ﴿مَّا يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ وَلَا ٱلۡمُشۡرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيۡكُم مِّنۡ خَيۡرٖ مِّن رَّبِّكُمۡۚ [البقره: ۱۵] به چه معناست؟

دوست نمی‌‌دارد.

کلمات (ما ننسخ وننسها) در آیه ۱۰۶ سوره بقره ﴿مَا نَنسَخۡ مِنۡ ءَايَةٍ أَوۡ نُنسِهَا نَأۡتِ بِخَيۡرٖ مِّنۡهَآ أَوۡ مِثۡلِهَآۗ أَلَمۡ تَعۡلَمۡ أَنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ١٠٦ [البقره: ۱۰۶] به چه معناست؟

ما ننسخ: آنچه را تغییر دهیم.

ننسها: از خاطر مردم آنرا بزداییم و از یاد دیگرانش می‌‌بریم.

کلمه (سواء السبیل) در آیه ۱۰۸ سوره بقره ﴿أَمۡ تُرِيدُونَ أَن تَسۡ‍َٔلُواْ رَسُولَكُمۡ كَمَا سُئِلَ مُوسَىٰ مِن قَبۡلُۗ وَمَن يَتَبَدَّلِ ٱلۡكُفۡرَ بِٱلۡإِيمَٰنِ فَقَدۡ ضَلَّ سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ١٠٨ [البقره: ۱۰۸] به چه معناست؟

منظور راه راست و بدون فزلر و نشیب است.

کلمه (اصفحوا) در آیه ۱۰۹ سوره بقره ﴿وَٱصۡفَحُواْ حَتَّىٰ يَأۡتِيَ ٱللَّهُ بِأَمۡرِهِۦٓۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ١٠٩ [البقره: ۱۰۹] به چه معناست؟

ببخشید و سرزنش نکنید.

کلمات (اقیموا وآتوا) در آیه۱۱۰ سوره بقره ﴿وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَۚ وَمَا تُقَدِّمُواْ لِأَنفُسِكُم مِّنۡ خَيۡرٖ تَجِدُوهُ عِندَ ٱللَّهِۗ إِنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ١١٠ [البقره: ۱۱۰] به چه معناست؟

اقیموا: بجای بیاورید. بطور باسته بخوانید.

آتوا: بپردازید.

کلمات (هودا ونصاری وهاتوا) در آیه ۱۱۱سوره بقره ﴿وَقَالُواْ لَن يَدۡخُلَ ٱلۡجَنَّةَ إِلَّا مَن كَانَ هُودًا أَوۡ نَصَٰرَىٰۗ تِلۡكَ أَمَانِيُّهُمۡۗ قُلۡ هَاتُواْ بُرۡهَٰنَكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ١١١ [البقره: ۱۱۱] به چه معناست؟

هودا: جمع هائده به معنی توبه کننده یهودیان. پیروان موسی.

نصاری: جمع نصران و نصران‌ۀ. مسیحیان، پیروان عیسی.

هاتوا: حاضر کنید. بیاورید.

کلمه (یتلون) در آیه ۱۱۳ سوره بقره ﴿وَقَالَتِ ٱلۡيَهُودُ لَيۡسَتِ ٱلنَّصَٰرَىٰ عَلَىٰ شَيۡءٖ وَقَالَتِ ٱلنَّصَٰرَىٰ لَيۡسَتِ ٱلۡيَهُودُ عَلَىٰ شَيۡءٖ وَهُمۡ يَتۡلُونَ ٱلۡكِتَٰبَۗ [البقره: ۱۱۳] به چه معناست؟

می‌خوانند.

کلمه (قانتون) در آیه ۱۱۶ سوره بقره ﴿وَقَالُواْ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدٗاۗ سُبۡحَٰنَهُۥۖ بَل لَّهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ كُلّٞ لَّهُۥ قَٰنِتُونَ١١٦ [البقره: ۱۱۶] به چه معناست؟

خاشعان و مطیعان.

کلمه (بدیع) در آیه ۱۱۷ سوره بقره ﴿بَدِيعُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ وَإِذَا قَضَىٰٓ أَمۡرٗا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ١١٧ [البقره: ۱۱۷] به چه معناست؟

کسی که چیزها را بدون مدل و نمونه قبلی پدید می‌‌آورد‌. نو آفرین.

کلمه (ملة) در آیه ۱۲۰ سوره بقره ﴿وَلَن تَرۡضَىٰ عَنكَ ٱلۡيَهُودُ وَلَا ٱلنَّصَٰرَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمۡۗ قُلۡ إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلۡهُدَىٰۗ [البقره: ۱۲۰] به چه معناست؟

دین.

کلمات (ابتلی وکلمات) در آیه ۱۲۴ سوره بقره ﴿وَإِذِ ٱبۡتَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ رَبُّهُۥ بِكَلِمَٰتٖ فَأَتَمَّهُنَّۖ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامٗاۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِيۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهۡدِي ٱلظَّٰلِمِينَ١٢٤ [البقره: ۱۲۴] به چه معناست؟

ابتلی: آزمود و امتحان گرفت.

کلمات: تکالیف و اوامر.

کلمات: (مثابة وعهدنا الی والعاکفین) در آیه ۱۲۵ سوره بقره ﴿وَإِذۡ جَعَلۡنَا ٱلۡبَيۡتَ مَثَابَةٗ لِّلنَّاسِ وَأَمۡنٗا وَٱتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ مُصَلّٗىۖ وَعَهِدۡنَآ إِلَىٰٓ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ وَإِسۡمَٰعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيۡتِيَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلۡعَٰكِفِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ١٢٥ [البقره: ۱۲۵] به چه معناست؟

مثابة: محل مراجعت و گردهمایی. جایگاه اجر و ثواب ـ عهدنا الی: سفارش کردیم به او امر کردیم به او ـ العاکفین: معتکفان.

کلمه (اضطره) در آیه ۱۲۶ سوره بقره ﴿مَنۡ ءَامَنَ مِنۡهُم بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۚ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُۥ قَلِيلٗا ثُمَّ أَضۡطَرُّهُۥٓ إِلَىٰ عَذَابِ ٱلنَّارِۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ١٢٦ [البقره: ۱۲۶] به چه معناست؟

وادارش می‌‌سازم. مجبورش می‌‌گردانم.

کلمه (مناسک) در آیه ۱۲۸ سوره بقره ﴿رَبَّنَا وَٱجۡعَلۡنَا مُسۡلِمَيۡنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَآ أُمَّةٗ مُّسۡلِمَةٗ لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبۡ عَلَيۡنَآۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ١٢٨ [البقره: ۱۲۸] به چه معناست؟

آداب و رسوم عبادت، اعم از حج و غیره.

کلمه (سفه) در آیه ۱۳۰ سوره بقره ﴿وَمَن يَرۡغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفۡسَهُۥۚ وَلَقَدِ ٱصۡطَفَيۡنَٰهُ فِي ٱلدُّنۡيَاۖ وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ١٣٠ [البقره: ۱۳۰] به چه معناست؟

سبک شمرد. خوار شمرد.

کلمه (خلت) در آیه ۱۳۴ سوره بقره ﴿تِلۡكَ أُمَّةٞ قَدۡ خَلَتۡۖ لَهَا مَا كَسَبَتۡ وَلَكُم مَّا كَسَبۡتُمۡۖ وَلَا تُسۡ‍َٔلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٣٤ [البقره: ۱۳۴] به چه معناست؟

گذشته است.

کلمه (حنیفا) در آیه ۱۳۵ سوره بقره ﴿وَقَالُواْ كُونُواْ هُودًا أَوۡ نَصَٰرَىٰ تَهۡتَدُواْۗ قُلۡ بَلۡ مِلَّةَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ حَنِيفٗاۖ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ١٣٥ [البقره: ۱۳۵] به چه معناست؟

حقگرا.

کلمات (شقاق وسیکفیک) در آیه ۱۳۷سوره بقره ﴿فَإِنۡ ءَامَنُواْ بِمِثۡلِ مَآ ءَامَنتُم بِهِۦ فَقَدِ ٱهۡتَدَواْۖ وَّإِن تَوَلَّوۡاْ فَإِنَّمَا هُمۡ فِي شِقَاقٖۖ فَسَيَكۡفِيكَهُمُ ٱللَّهُۚ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ١٣٧ [البقره: ۱۳۷] به چه معناست؟

شقاق: جنگ و ستیز. جبهه گیری ـ سیکفیک: تو را بسنده خواهد بود.

کلمات (صبغة وصبغة الله) در آیه ۱۳۸ سوره بقره ﴿صِبۡغَةَ ٱللَّهِ وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ صِبۡغَةٗۖ وَنَحۡنُ لَهُۥ عَٰبِدُونَ١٣٨ [البقره: ۱۳۸] به چه معناست؟

صبغة: رنگ و هیئت.

صبغة الله: دین خدا، شریعت خدا.

کلمه (کتم) در آیه ۱۴۰ سوره بقره ﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَٰدَةً عِندَهُۥ مِنَ ٱللَّهِۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعۡمَلُونَ١٤٠ [البقره: ۱۴۰] به چه معناست؟

پنهان کرد.

کلمه (ولاهم) در آیه ۱۴۲ سوره بقره ﴿سَيَقُولُ ٱلسُّفَهَآءُ مِنَ ٱلنَّاسِ مَا وَلَّىٰهُمۡ عَن قِبۡلَتِهِمُ ٱلَّتِي كَانُواْ عَلَيۡهَاۚ قُل لِّلَّهِ ٱلۡمَشۡرِقُ وَٱلۡمَغۡرِبُۚ يَهۡدِي مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ١٤٢ [البقره: ۱۴۲] به چه معناست؟

روگردان و منصرف ساخت.

کلمه (عقب) در آیه ۱۴۳ سوره بقره ﴿مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَىٰ عَقِبَيۡهِۚ وَإِن كَانَتۡ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى ٱلَّذِينَ هَدَى ٱللَّهُۗ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَٰنَكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِٱلنَّاسِ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ١٤٣ [البقره: ۱۴۳] به چه معناست؟

پاشنه.

کلمات (تقلب ونولی وشطر) در آیه ۱۴۴ سوره بقره ﴿قَدۡ نَرَىٰ تَقَلُّبَ وَجۡهِكَ فِي ٱلسَّمَآءِۖ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبۡلَةٗ تَرۡضَىٰهَاۚ فَوَلِّ وَجۡهَكَ شَطۡرَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِۚ وَحَيۡثُ مَا كُنتُمۡ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمۡ شَطۡرَهُۥۗ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ لَيَعۡلَمُونَ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّهِمۡۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا يَعۡمَلُونَ١٤٤ [البقره: ۱۴۴] به چه معناست؟

تقلب: روی به این سو و آن سو گرداند. چرخش.

نولی: می‌‌گردانیم. متوجه می‌‌کنیم.

شطر: سو و جانب.

کلمه (الممترین) در آیه ۱۴۷ سوره بقره ﴿ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُمۡتَرِينَ١٤٧ [البقره: ۱۴۷] به چه معناست؟

شک کنندگان.

کلمه (وجهة) در آیه ۱۴۸ سوره بقره ﴿وَلِكُلّٖ وِجۡهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَاۖ فَٱسۡتَبِقُواْ ٱلۡخَيۡرَٰتِۚ أَيۡنَ مَا تَكُونُواْ يَأۡتِ بِكُمُ ٱللَّهُ جَمِيعًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ١٤٨ [البقره: ۱۴۸] به چه معناست؟

جهت و سو.

کلمات (شعائر وجناح ویطوف) در آیه ۱۵۸ سوره بقره ﴿إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلۡمَرۡوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِۖ فَمَنۡ حَجَّ ٱلۡبَيۡتَ أَوِ ٱعۡتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَاۚ وَمَن تَطَوَّعَ خَيۡرٗا فَإِنَّ ٱللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ١٥٨ [البقره: ۱۵۸] به چه معناست؟

شعائر: جمع شعیره بمعنی علامت و نشانه در اینجا شعائر بر اماکن عبادت اطلاق شده است.

جناح: گناه.

یطوف: طواف کند. سعی کند.

کلمات (الفلک وبث ودابة تصریف) در آیه ۱۶۴ سوره بقره ﴿إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَٱلۡفُلۡكِ ٱلَّتِي تَجۡرِي فِي ٱلۡبَحۡرِ بِمَا يَنفَعُ ٱلنَّاسَ وَمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مِن مَّآءٖ فَأَحۡيَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٖ وَتَصۡرِيفِ ٱلرِّيَٰحِ وَٱلسَّحَابِ ٱلۡمُسَخَّرِ بَيۡنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ١٦٤ [البقره: ۱۶۴] به چه معناست؟

الفلک: کشتی‌ها.

بث: پخش کرد.

دابة: رونده.

تصریف: وزاندن و ازاین سو بدان سو حرکت دادن.

کلمات (تبرا والاسباب) در آیه ۱۶۶ سوره بقره ﴿إِذۡ تَبَرَّأَ ٱلَّذِينَ ٱتُّبِعُواْ مِنَ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُواْ وَرَأَوُاْ ٱلۡعَذَابَ وَتَقَطَّعَتۡ بِهِمُ ٱلۡأَسۡبَابُ١٦٦ [البقره: ۱۶۶] به چه معناست؟

تبرا: بیزاری نمود.

الاسباب: جمع سبب، وسایل نجات.

کلمه (کرة) در آیه ۱۶۷ سوره بقره ﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُواْ لَوۡ أَنَّ لَنَا كَرَّةٗ فَنَتَبَرَّأَ مِنۡهُمۡ كَمَا تَبَرَّءُواْ مِنَّاۗ كَذَٰلِكَ يُرِيهِمُ ٱللَّهُ أَعۡمَٰلَهُمۡ حَسَرَٰتٍ عَلَيۡهِمۡۖ وَمَا هُم بِخَٰرِجِينَ مِنَ ٱلنَّارِ١٦٧ [البقره: ۱۶۷] به چه معناست؟

برگشت. عودت و رجوع به دنیا.

کلمه (خطوات) در آیه ۱۶۸سوره بقره ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي ٱلۡأَرۡضِ حَلَٰلٗا طَيِّبٗا وَلَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٌ١٦٨ [البقره: ۱۶۸] به چه معناست؟

جمع خطوۀ به معنی گام‌ها.

کلمه (الفینا) در آیه ۱۷۰سوره بقره ﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُواْ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُواْ بَلۡ نَتَّبِعُ مَآ أَلۡفَيۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآۚ أَوَلَوۡ كَانَ ءَابَآؤُهُمۡ لَا يَعۡقِلُونَ شَيۡ‍ٔٗا وَلَايَهۡتَدُونَ١٧٠ [البقره: ۱۷۰] به چه معناست؟

یافته‌ایم. دیده‌ایم.

جمله (ینعق بما) در آیه ۱۷۱ سوره بقره ﴿وَمَثَلُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ ٱلَّذِي يَنۡعِقُ بِمَا لَا يَسۡمَعُ إِلَّا دُعَآءٗ وَنِدَآءٗۚ صُمُّۢ بُكۡمٌ عُمۡيٞ فَهُمۡ لَا يَعۡقِلُونَ١٧١ [البقره: ۱۷۱] به چه معناست؟

بر چهار پایان نهیب می‌‌زند.

کلمات (اضطر وباغ وعاد) در آیه ۱۷۳ سوره بقره ﴿إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةَ وَٱلدَّمَ وَلَحۡمَ ٱلۡخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ بِهِۦ لِغَيۡرِ ٱللَّهِۖ فَمَنِ ٱضۡطُرَّ غَيۡرَ بَاغٖ وَلَا عَادٖ فَلَآ إِثۡمَ عَلَيۡهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ١٧٣ [البقره: ۱۷۳] به چه معناست؟

اضطر: وادار گردید.

باغ: خواستار و علاقمند.

عاد: متجاوز از اندازه ضرورت.

کلمه (بطون) در آیه ۱۷۴ سوره بقره ﴿أُوْلَٰٓئِكَ مَا يَأۡكُلُونَ فِي بُطُونِهِمۡ إِلَّا ٱلنَّارَ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ ٱللَّهُ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ١٧٤ [البقره: ۱۷۴] به چه معناست؟

جمع بطن، شکم‌ها.

کلمات (ابن السبیل وفی الرقاب والباساء والضرآء والباس) در آیه ۱۷۷ سوره بقره ﴿وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِ وَٱلسَّآئِلِينَ وَفِي ٱلرِّقَابِ وَأَقَامَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَى ٱلزَّكَوٰةَ وَٱلۡمُوفُونَ بِعَهۡدِهِمۡ إِذَا عَٰهَدُواْۖ وَٱلصَّٰبِرِينَ فِي ٱلۡبَأۡسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَحِينَ ٱلۡبَأۡسِۗ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُواْۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُتَّقُونَ١٧٧ [البقره: ۱۷۷] به چه معناست؟

ابن السبیل: مسافر نیازمند بسبب دوری از خانواده.

في الرقاب: در راه آزاد کردن برده.

الباساء: بلا و مصیبت خارج از جسم انسان از قبیل تنگدستی، زیان مالی، مرگ فرزندان.

الضراء: بلا و مصیبت مربوط به جسم انسان ازقبیل: بیماری و رنجوری.

البـأس: جنگ و جهاد با دشمن.

کلمه (اولی الالباب) در آیه ۱۷۸ سوره بقره ﴿وَلَكُمۡ فِي ٱلۡقِصَاصِ حَيَوٰةٞ يَٰٓأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ١٧٩ [البقره: ۱۷۸] به چه معناست؟

افذاد با شعور. خردمندان.

کلمه (خیرا) در آیه ۱۸۰ سوره بقره ﴿كُتِبَ عَلَيۡكُمۡ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ إِن تَرَكَ خَيۡرًا ٱلۡوَصِيَّةُ لِلۡوَٰلِدَيۡنِ وَٱلۡأَقۡرَبِينَ بِٱلۡمَعۡرُوفِۖ حَقًّا عَلَى ٱلۡمُتَّقِينَ١٨٠ [البقره: ۱۸۰] به چه معناست؟

مایه سود و صلاح حال، در اینجا منظور دارایی و مال که برابر با عرف محل فراوان به حساب می‌‌آید.

کلمات (موص وجنفا واثم) در آیه ۱۸۲ سوره بقره ﴿فَمَنۡ خَافَ مِن مُّوصٖ جَنَفًا أَوۡ إِثۡمٗا فَأَصۡلَحَ بَيۡنَهُمۡ فَلَآ إِثۡمَ عَلَيۡهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ١٨٢ [البقره: ۱۸۲] به چه معناست؟

موص: وصیت کننده.

جنفا: کناره گیری از حق و عدول از روی خطا.

اثم: گناه کناره گیری از حق و عدول از عدل از روی عمد.

کلمات (یطیقونه وفدیة) در آیه ۱۸۴ سوره بقره ﴿وَعَلَى ٱلَّذِينَ يُطِيقُونَهُۥ فِدۡيَةٞ طَعَامُ مِسۡكِينٖۖ فَمَن تَطَوَّعَ خَيۡرٗا فَهُوَ خَيۡرٞ لَّهُۥۚ وَأَن تَصُومُواْ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ١٨٤ [البقره: ۱۸۴] به چه معناست؟

یطیقونه: با رنج و مشقت می‌‌توانند آن را بگیرند از قبیل پیران و زنان حامله و شیرده.

فدیه: یک وعده غذا از خوراک متوسط خانواده خود به فقراء.

کلمات (الرفث ـ باشروهن ـ الخیط الابیض) در آیه ۱۸۷ سوره بقره ﴿أُحِلَّ لَكُمۡ لَيۡلَةَ ٱلصِّيَامِ ٱلرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَآئِكُمۡۚ هُنَّ لِبَاسٞ لَّكُمۡ وَأَنتُمۡ لِبَاسٞ لَّهُنَّۗ عَلِمَ ٱللَّهُ أَنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَخۡتَانُونَ أَنفُسَكُمۡ فَتَابَ عَلَيۡكُمۡ وَعَفَا عَنكُمۡۖ فَٱلۡـَٰٔنَ بَٰشِرُوهُنَّ وَٱبۡتَغُواْ مَا كَتَبَ ٱللَّهُ لَكُمۡۚ وَكُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكُمُ ٱلۡخَيۡطُ ٱلۡأَبۡيَضُ مِنَ ٱلۡخَيۡطِ ٱلۡأَسۡوَدِ مِنَ ٱلۡفَجۡرِۖ ثُمَّ أَتِمُّواْ ٱلصِّيَامَ إِلَى ٱلَّيۡلِۚ وَلَا تُبَٰشِرُوهُنَّ وَأَنتُمۡ عَٰكِفُونَ فِي ٱلۡمَسَٰجِدِۗ... [البقره: ۱۸۷] به چه معناست؟

الرفث: جماع.

باشروهن: با ایشان آمیزش و زناشویی کنید.

الخیط الابیض: رشته و تار سفید مراد سپیده فجر است که در کنار سیاهی شب نمایان می‌‌شود.

کلمه (تدلوا بها) در آیه ۱۸۸ سوره بقره ﴿وَلَا تَأۡكُلُوٓاْ أَمۡوَٰلَكُم بَيۡنَكُم بِٱلۡبَٰطِلِ وَتُدۡلُواْ بِهَآ إِلَى ٱلۡحُكَّامِ لِتَأۡكُلُواْ فَرِيقٗا مِّنۡ أَمۡوَٰلِ ٱلنَّاسِ بِٱلۡإِثۡمِ وَأَنتُمۡ تَعۡلَمُونَ١٨٨ [البقره: ۱۸۸] به چه معناست؟

پیشکش نکنید. به عنوان رشوه نپردازید.

کلمات (ثقفتموهم ـ الفتنة) در آیه ۱۹۱ سوره بقره ﴿وَٱقۡتُلُوهُمۡ حَيۡثُ ثَقِفۡتُمُوهُمۡ وَأَخۡرِجُوهُم مِّنۡ حَيۡثُ أَخۡرَجُوكُمۡۚ وَٱلۡفِتۡنَةُ أَشَدُّ مِنَ ٱلۡقَتۡلِۚ... [البقره: ۱۹۱] به چه معناست؟

ثقفتموهم: ایشان را دریافتید.

الفتنة: کفر و شرک برگرداندن از دین.

کلمه (الشهر الحرام) در آیه ۱۹۴ سوره بقره ﴿ٱلشَّهۡرُ ٱلۡحَرَامُ بِٱلشَّهۡرِ ٱلۡحَرَامِ وَٱلۡحُرُمَٰتُ قِصَاصٞۚ... [البقره: ۱۹۴] به چه معناست؟

ماه حرام: ذوالقعده ـ ذوالحجه ـ محرم ـ رجب علت تسمیه آنها به واژه حرام، از این بابت است که خداوند جنگ را در آنها حرام نموده است.

کلمه (التهلکة) در آیه ۱۹۵ سوره بقره ﴿وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا تُلۡقُواْ بِأَيۡدِيكُمۡ إِلَى ٱلتَّهۡلُكَةِ وَأَحۡسِنُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٩٥ [البقره: ۱۹۵] به چه معناست؟

هلاک و نابودی.

کلمات (احصرتم ـ الهدی ـ نسک) در آیه ۱۹۶ سوره بقره ﴿وَأَتِمُّواْ ٱلۡحَجَّ وَٱلۡعُمۡرَةَ لِلَّهِۚ فَإِنۡ أُحۡصِرۡتُمۡ فَمَا ٱسۡتَيۡسَرَ مِنَ ٱلۡهَدۡيِۖ وَلَا تَحۡلِقُواْ رُءُوسَكُمۡ حَتَّىٰ يَبۡلُغَ ٱلۡهَدۡيُ مَحِلَّهُۥۚ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوۡ بِهِۦٓ أَذٗى مِّن رَّأۡسِهِۦ فَفِدۡيَةٞ مِّن صِيَامٍ أَوۡ صَدَقَةٍ أَوۡ نُسُكٖۚ... [البقره: ۱۹۶] به چه معناست؟

احصرتم: محاصره شدید.

الهدی: چهارپایانی که برای قربانی در موسم حج به مکه گسیل می‌‌گردند.

نسک: حیوانی که ذبح می‌‌شود و اقل آن گوسفندی است.

کلمه (جدال) در آیه ۱۹۷ سوره بقره ﴿ٱلۡحَجُّ أَشۡهُرٞ مَّعۡلُومَٰتٞۚ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ ٱلۡحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي ٱلۡحَجِّۗ... [البقره: ۱۹۷] به چه معناست؟

مشاجره و ستیزه.

کلمات (افضتم ـ المشعر الحرام) در آیه ۱۹۸ سوره بقره ﴿لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَبۡتَغُواْ فَضۡلٗا مِّن رَّبِّكُمۡۚ فَإِذَآ أَفَضۡتُم مِّنۡ عَرَفَٰتٖ فَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ عِندَ ٱلۡمَشۡعَرِ ٱلۡحَرَامِۖ... [البقره: ۱۹۸] به چه معناست؟

افضتم: بر جوشیدید و چست و چابک سرازیر شدید.

المشعر الحرام: کوهی است در نزدیکی مزدلفه میان عرفات و منی.

کلمه (افیضوا) در آیه ۱۹۹ سوره بقره ﴿ثُمَّ أَفِيضُواْ مِنۡ حَيۡثُ أَفَاضَ ٱلنَّاسُ وَٱسۡتَغۡفِرُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ١٩٩ [البقره: ۱۹۹] به چه معناست؟

روان شوید.

کلمه (قضیتم ـ مناسک) در آیه ۲۰۰ سوره بقره ﴿فَإِذَا قَضَيۡتُم مَّنَٰسِكَكُمۡ فَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَذِكۡرِكُمۡ ءَابَآءَكُمۡ أَوۡ أَشَدَّ ذِكۡرٗاۗ... [البقره: ۲۰۰] به چه معناست؟

قضیتم: بجای آوردید و به تمام مو کمال به پایان بردید. ـ مناسک: عبادات مختص حج. اعمال حج.

کلمه (قنا) در آیه ۲۰۱ سوره بقره ﴿وَمِنۡهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗ وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ حَسَنَةٗ وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ٢٠١ [البقره: ۲۰۱] به چه معناست؟

ما را به دور دار.

کلمات (الد ـ الخصال) در آیه ۲۰۴ سوره بقره ﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُعۡجِبُكَ قَوۡلُهُۥ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَيُشۡهِدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلۡبِهِۦ وَهُوَ أَلَدُّ ٱلۡخِصَامِ٢٠٤ [البقره: ۲۰۴] به چه معناست؟

الد: سرسخت‌ترین و گردنکش‌ترین.

الخصام: خصومت و دشمنی.

کلمات (تولی ـ الحرث) در آیه ۲۰۵ سوره بقره ﴿وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ لِيُفۡسِدَ فِيهَا وَيُهۡلِكَ ٱلۡحَرۡثَ وَٱلنَّسۡلَۚ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلۡفَسَادَ٢٠٥ [البقره: ۲۰۵] به چه معناست؟

تولی: والی و سرور شد. پشت کرد و رفت.

الحرث: کشت وزرع.

کلمه (المهاد) در آیه ۲۰۶ سوره بقره [البقره: ۲۰۶] ﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُ ٱتَّقِ ٱللَّهَ أَخَذَتۡهُ ٱلۡعِزَّةُ بِٱلۡإِثۡمِۚ فَحَسۡبُهُۥ جَهَنَّمُۖ وَلَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ٢٠٦ به چه معناست؟

آرامگاه. قرارگاه. بستر.

کلمه (کافة) در آیه ۲۰۸ سوره بقره ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱدۡخُلُواْ فِي ٱلسِّلۡمِ كَآفَّةٗ وَلَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ٢٠٨ [البقره: ۲۰۸] به چه معناست؟

جملگی و همگی.

کلمه (هل ینظرون) در آیه ۲۱۰ سوره بقره ﴿هَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّآ أَن يَأۡتِيَهُمُ ٱللَّهُ فِي ظُلَلٖ مِّنَ ٱلۡغَمَامِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَقُضِيَ ٱلۡأَمۡرُۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ٢١٠ [البقره: ۲۱۰] به چه معناست؟

آیا انتظار می‌‌کشند؟

کلمه (بغیا) در آیه ۲۱۳ سوره بقره ﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ أُوتُوهُ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُ بَغۡيَۢا بَيۡنَهُمۡۖ فَهَدَى ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَا ٱخۡتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ ٱلۡحَقِّ بِإِذۡنِهِۦۗ وَٱللَّهُ يَهۡدِي مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٍ٢١٣ [البقره: ۲۱۳] به چه معناست؟

از روی ستم. از حسادت.

کلمه (ام) در آیه ۲۱۴ سوره بقره ﴿أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تَدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّةَ... [البقره: ۲۱۴] به چه معناست؟

بلکه. آیا.

کلمات (کره ـ عسی) در آیه ۲۱۶ سوره بقره ﴿كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡقِتَالُ وَهُوَ كُرۡهٞ لَّكُمۡۖ وَعَسَىٰٓ أَن تَكۡرَهُواْ شَيۡ‍ٔٗا وَهُوَ خَيۡرٞ [البقره: ۲۱۶] به چه معناست؟

کره: ناپسند.

عسی: چه بسا.

کلمات (المیسر ـ العفو) در آیه ۲۱۹ سوره بقره ﴿يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡخَمۡرِ وَٱلۡمَيۡسِرِۖ قُلۡ فِيهِمَآ إِثۡمٞ كَبِيرٞ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ وَإِثۡمُهُمَآ أَكۡبَرُ مِن نَّفۡعِهِمَاۗ وَيَسۡ‍َٔلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَۖ قُلِ ٱلۡعَفۡوَۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَتَفَكَّرُونَ٢١٩ [البقره: ۲۱۹] به چه معناست؟

المیسر: قمار با همه انواع آن.

العفو: اضافه بر نیاز. مازاد بر نفقه.

کلمه (اعنت) در آیه ۲۲۰ سوره بقره ﴿فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۗ وَيَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡيَتَٰمَىٰۖ قُلۡ إِصۡلَاحٞ لَّهُمۡ خَيۡرٞۖ وَإِن تُخَالِطُوهُمۡ فَإِخۡوَٰنُكُمۡۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ ٱلۡمُفۡسِدَ مِنَ ٱلۡمُصۡلِحِۚ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَأَعۡنَتَكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ٢٢٠ [البقره: ۲۲۰] به چه معناست؟

به رنج انداخت از ماده عنت به معنی مشقت.

کلمه (المحیض ـ اذی) در آیه ۲۲۲ سوره بقره ﴿وَيَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡمَحِيضِۖ قُلۡ هُوَ أَذٗى فَٱعۡتَزِلُواْ ٱلنِّسَآءَ فِي ٱلۡمَحِيضِ... [البقره: ۲۲۲] به چه معناست؟

المحیض: قاعدگی، خون ماهانه، موقع قاعدگی، موضع قاعدگی.

اذی: اذیت و آزار. زیان وضرر.

کلمات (عرضه ـ ایمان) در آیه ۲۲۴ سوره بقره ﴿وَلَا تَجۡعَلُواْ ٱللَّهَ عُرۡضَةٗ لِّأَيۡمَٰنِكُمۡ أَن تَبَرُّواْ وَتَتَّقُواْ وَتُصۡلِحُواْ بَيۡنَ ٱلنَّاسِۚ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٞ٢٢٤ [البقره: ۲۲۴] به چه معناست؟

عرضة: مانع سد راه.

أیمان: جمع یمین. سوگندها.

کلمه (اللغو) در آیه ۲۲۵ سوره بقره ﴿لَّا يُؤَاخِذُكُمُ ٱللَّهُ بِٱللَّغۡوِ فِيٓ أَيۡمَٰنِكُمۡ وَلَٰكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتۡ قُلُوبُكُمۡۗ وَٱللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٞ٢٢٥ [البقره: ۲۲۵] به چه معناست؟

یاوه، پوچ، لغو در سوگند، یعنی سوگندی که بدون قصد و اراده و از روی عادت بر زبان رانده می‌‌شود مانند آره والله، نه والله.

کلمات (یولون ـ تربص ـ فاءوا) در آیه ۲۲۶ سوره بقره ﴿لِّلَّذِينَ يُؤۡلُونَ مِن نِّسَآئِهِمۡ تَرَبُّصُ أَرۡبَعَةِ أَشۡهُرٖۖ فَإِن فَآءُو فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٢٢٦ [البقره: ۲۲۶] به چه معناست؟

یولون: سوگند می‌‌خورند از مصدر ایلاء و در اصطلاح شرع به این معنی است که مرد سوگند بخورد که یا همسرش نزدیکی نکند.

تربص: انتظار کشیدن و منتظر ماندن.

فاءوا: برگشتند. رجوع کردند.

کلمات (قروء ـ بعولة) در آیه ۲۲۸ سوره بقره ﴿وَٱلۡمُطَلَّقَٰتُ يَتَرَبَّصۡنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَٰثَةَ قُرُوٓءٖۚ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكۡتُمۡنَ مَا خَلَقَ ٱللَّهُ فِيٓ أَرۡحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤۡمِنَّ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۚ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَٰلِكَ إِنۡ أَرَادُوٓاْ إِصۡلَٰحٗاۚ... [البقره: ۲۲۸] به چه معناست؟

قروء: جمع قرء، حیض یا پاک شدن از حیض.

بعولة: جمع بعل، شوهران.

کلمه (تسریح) در آیه ۲۲۹ سوره بقره ﴿ٱلطَّلَٰقُ مَرَّتَانِۖ فَإِمۡسَاكُۢ بِمَعۡرُوفٍ أَوۡ تَسۡرِيحُۢ بِإِحۡسَٰنٖۗ وَلَا يَحِلُّ لَكُمۡ أَن تَأۡخُذُواْ مِمَّآ ءَاتَيۡتُمُوهُنَّ شَيۡ‍ًٔا إِلَّآ... [البقره: ۲۲۹] به چه معناست؟

رها کردن. طلاق ادن.

کلمه (لا تعضلوهن) در آیه ۲۳۲ سوره بقره ﴿وَإِذَا طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَبَلَغۡنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعۡضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحۡنَ أَزۡوَٰجَهُنَّ إِذَا تَرَٰضَوۡاْ بَيۡنَهُم بِٱلۡمَعۡرُوفِۗ... [البقره: ۲۳۲]به چه معناست؟

ایشان را باز ندارید.

کلمات (یرضعن ـ حولین ـ رضاعة ـ لا تضار ـ فصال ـ تراض) در آیه ۲۳۳ سوره بقره ﴿وَٱلۡوَٰلِدَٰتُ يُرۡضِعۡنَ أَوۡلَٰدَهُنَّ حَوۡلَيۡنِ كَامِلَيۡنِۖ لِمَنۡ أَرَادَ أَن يُتِمَّ ٱلرَّضَاعَةَۚ وَعَلَى ٱلۡمَوۡلُودِ لَهُۥ رِزۡقُهُنَّ وَكِسۡوَتُهُنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِۚ لَا تُكَلَّفُ نَفۡسٌ إِلَّا وُسۡعَهَاۚ لَا تُضَآرَّ وَٰلِدَةُۢ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوۡلُودٞ لَّهُۥ بِوَلَدِهِۦۚ وَعَلَى ٱلۡوَارِثِ مِثۡلُ ذَٰلِكَۗ فَإِنۡ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٖ مِّنۡهُمَا وَتَشَاوُرٖ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِمَاۗ... [البقره: ۲۳۲] به چه معناست؟

یرضعن: باید شیر بدهند

حولین: مدت دو سال.

رضاعة: شیر دادن.

لا تضار: نباید زیان خورده بشود.

فصال: از شیر باز گرفتن طفل.

تراض: خوشنودی.

کلمه (یتربصن) در آیه ۲۳۴ سوره بقره ﴿وَٱلَّذِينَ يُتَوَفَّوۡنَ مِنكُمۡ وَيَذَرُونَ أَزۡوَٰجٗا يَتَرَبَّصۡنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرۡبَعَةَ أَشۡهُرٖ وَعَشۡرٗاۖ [البقره: ۲۳۴] به چه معناست؟

انتظار می‌‌کشند.

کلمات (عرضتم به ـ خطبة ـ اکننتم ـ لاتعزموا) در آیه ۲۳۵ سوره بقره ﴿وَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ فِيمَا عَرَّضۡتُم بِهِۦ مِنۡ خِطۡبَةِ ٱلنِّسَآءِ أَوۡ أَكۡنَنتُمۡ فِيٓ أَنفُسِكُمۡۚ عَلِمَ ٱللَّهُ أَنَّكُمۡ سَتَذۡكُرُونَهُنَّ وَلَٰكِن لَّا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّآ أَن تَقُولُواْ قَوۡلٗا مَّعۡرُوفٗاۚ وَلَا تَعۡزِمُواْ عُقۡدَةَ ٱلنِّكَاحِ... [البقره: ۲۳۵] به چه معناست؟

عرضتم: بدان گوشه زدید. آن را با کنایه گفتید.

خطبة: خواستگاری.

اکننتم: پنهان داشتید.

لاتعزموا: تصمیم نگیرید و قصد نکنید.

کلمات (ما لم تمسوهن ـ متعوهن ـ موسع ـ مقتر ـ قدر) در آیه ۲۳۶ سوره بقره ﴿لَّا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ إِن طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ مَا لَمۡ تَمَسُّوهُنَّ أَوۡ تَفۡرِضُواْ لَهُنَّ فَرِيضَةٗۚ وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى ٱلۡمُوسِعِ قَدَرُهُۥ وَعَلَى ٱلۡمُقۡتِرِ قَدَرُهُۥ مَتَٰعَۢا بِٱلۡمَعۡرُوفِۖ حَقًّا عَلَى ٱلۡمُحۡسِنِينَ٢٣٦ [البقره: ۲۳۶] به چه معناست؟

ما لم تمسوهن: مادام مه با آنان آمیزش جنسی انجام نداده باشند.

متعوهن: بدانان متاع دهید به معنی هدیه‌ای که شوهر بعد از طلاق به همسر مطلقه خود می‌‌دهد.

موسع: دارا و ثروتمند.

مقتر: ندار و تنگدست.

قدر: اندازه توان.

کلمات (الصلاة الوسطی ـ قانتین) در آیه ۲۳۸ سوره بقره ﴿حَٰفِظُواْ عَلَى ٱلصَّلَوَٰتِ وَٱلصَّلَوٰةِ ٱلۡوُسۡطَىٰ وَقُومُواْ لِلَّهِ قَٰنِتِينَ٢٣٨ [البقره: ۲۳۸] به چه معناست؟

الصلاة الوسطی: نماز میانه، ارجح اقوال دال بر نماز عصر است.

قانتین: خاشعین. فروتنان. متواضعان.

کلمات (رجالا ـ رکبانا) در آیه ۲۳۹ سوره بقره ﴿فَإِنۡ خِفۡتُمۡ فَرِجَالًا أَوۡ رُكۡبَانٗاۖ فَإِذَآ أَمِنتُمۡ فَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمۡ تَكُونُواْ تَعۡلَمُونَ٢٣٩ [البقره: ۲۳۹] به چه معناست؟

رجالا: جمع راجل، پیادگان.

رکبانا: جمع راکب سوارگان.

کلمه (الوف) در آیه ۲۴۳ سوره بقره ﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَٰرِهِمۡ وَهُمۡ أُلُوفٌ حَذَرَ ٱلۡمَوۡتِ... [البقره: ۲۳۴] به چه معناست؟

جمع الف، هزاران.

کلمات (قرضا حسنا ـ یقبض ـ یبسط) در آیه ۲۴۵ سوره بقره ﴿مَّن ذَا ٱلَّذِي يُقۡرِضُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا فَيُضَٰعِفَهُۥ لَهُۥٓ أَضۡعَافٗا كَثِيرَةٗۚ وَٱللَّهُ يَقۡبِضُ وَيَبۡصُۜطُ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ٢٤٥ [البقره: ۲۳۴] به چه معناست؟

قرضا حسنا: وام نیکو و آن وقتی است که از مال حلال و با طیب خاطر باشد.

یقبض: باز می‌گیرد، کم می‌‌کند.

یبسط: گسترش می‌‌دهد، فراوان می‌‌گرداند.

کلمه (ملاء) در آیه ۲۴۶ سوره بقره ﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلۡمَلَإِ مِنۢ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ مِنۢ بَعۡدِ مُوسَىٰٓ... [البقره: ۲۴۶] به چه معناست؟

بزرگان قوم.

کلمه (بسطة) در آیه ۲۴۷ سوره بقره ﴿وَزَادَهُۥ بَسۡطَةٗ فِي ٱلۡعِلۡمِ وَٱلۡجِسۡمِۖ وَٱللَّهُ يُؤۡتِي مُلۡكَهُۥ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ٢٤٧ [البقره: ۲۴۷] به چه معناست؟

گسترش و فراخی.

کلمات (اية ـ تابوت) در آیه ۲۴۸ سوره بقره ﴿وَقَالَ لَهُمۡ نَبِيُّهُمۡ إِنَّ ءَايَةَ مُلۡكِهِۦٓ أَن يَأۡتِيَكُمُ ٱلتَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٞ مِّن رَّبِّكُمۡ... [البقره: ۲۴۸] به چه معناست؟

آیۀ: نشانه

تابوت: صندوق عهد. صندوقی بوده که تورات در آن گذاشته شده بود.

کلمات (فصل ـ نهر ـ لم یطعمه ـ غرفة ـ جالوت ـ فئة) در آیه ۲۴۹ سوره بقره ﴿فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِٱلۡجُنُودِ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ مُبۡتَلِيكُم بِنَهَرٖ فَمَن شَرِبَ مِنۡهُ فَلَيۡسَ مِنِّي وَمَن لَّمۡ يَطۡعَمۡهُ فَإِنَّهُۥ مِنِّيٓ إِلَّا مَنِ ٱغۡتَرَفَ غُرۡفَةَۢ بِيَدِهِۦۚ فَشَرِبُواْ مِنۡهُ إِلَّا قَلِيلٗا مِّنۡهُمۡۚ فَلَمَّا جَاوَزَهُۥ هُوَ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ قَالُواْ لَا طَاقَةَ لَنَا ٱلۡيَوۡمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦۚ قَالَ ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَٰقُواْ ٱللَّهِ كَم مِّن فِئَةٖ قَلِيلَةٍ غَلَبَتۡ فِئَةٗ كَثِيرَةَۢ بِإِذۡنِ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ٢٤٩ [البقره: ۲۴۹] به چه معناست؟

فصل: از محل اقامت دور کرد. حرکت داد.

نهر: رودخانه.

غرفة: مشتی.

جالوت: اسم مشهورترین پهلوانان دشمن بود ـ فئة: گروه.

کلمات (برزوا ـ افرغ) در آیه ۲۵۰ سوره بقره ﴿وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦ قَالُواْ رَبَّنَآ أَفۡرِغۡ عَلَيۡنَا صَبۡرٗا وَثَبِّتۡ أَقۡدَامَنَا وَٱنصُرۡنَا عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡكَٰفِرِينَ٢٥٠ به چه معناست؟

برزوا: بیرون رفتن و برای مبارزه آماده شدند.

افرغ: بریز.

کلمه (روح القدس) در آیه ۲۵۳ سوره بقره ﴿تِلۡكَ ٱلرُّسُلُ فَضَّلۡنَا بَعۡضَهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖۘ مِّنۡهُم مَّن كَلَّمَ ٱللَّهُۖ وَرَفَعَ بَعۡضَهُمۡ دَرَجَٰتٖۚ وَءَاتَيۡنَا عِيسَى ٱبۡنَ مَرۡيَمَ ٱلۡبَيِّنَٰتِ وَأَيَّدۡنَٰهُ بِرُوحِ ٱلۡقُدُسِۗ... [البقره: ۲۵۳] به چه معناست؟

روح پاک یعنی جبرییل.

کلمه (خلة) در آیه ۲۵۴ سوره بقره ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقۡنَٰكُم مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ يَوۡمٞ لَّا بَيۡعٞ فِيهِ وَلَا خُلَّةٞ وَلَا شَفَٰعَةٞۗ وَٱلۡكَٰفِرُونَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ٢٥٤ [البقره: ۲۵۴] به چه معناست؟

دوستی و رفاقت.

کلمات (قیوم ـ سنة ـ کرسی ـ لایووده) در آیه ۲۵۵ سوره بقره ﴿ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡحَيُّ ٱلۡقَيُّومُۚ لَا تَأۡخُذُهُۥ سِنَةٞ وَلَا نَوۡمٞۚ لَّهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۗ مَن ذَا ٱلَّذِي يَشۡفَعُ عِندَهُۥٓ إِلَّا بِإِذۡنِهِۦۚ يَعۡلَمُ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡۖ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيۡءٖ مِّنۡ عِلۡمِهِۦٓ إِلَّا بِمَا شَآءَۚ وَسِعَ كُرۡسِيُّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَۖ وَلَا يَ‍ُٔودُهُۥ حِفۡظُهُمَاۚ وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡعَظِيمُ٢٥٥ [البقره: ۲۵۵] به چه معناست؟

قیوم: نگهدارنده جهان و گرداننده امور آن.

سنة: چرت و نعاس.

کرسی: تخت سلطنت.

لا یووده: او را درمانده و ناتوان نمی‌‌سازد و بر او سنگینی نمی‌‌کند.

کلمات (غی ـ طاغوت ـ عروة ـ وثقی ـ انفصام) در آیه ۲۵۶ سوره بقره﴿لَآ إِكۡرَاهَ فِي ٱلدِّينِۖ قَد تَّبَيَّنَ ٱلرُّشۡدُ مِنَ ٱلۡغَيِّۚ فَمَن يَكۡفُرۡ بِٱلطَّٰغُوتِ وَيُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰ لَا ٱنفِصَامَ لَهَاۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ٢٥٦ [البقره: ۲۵۶] به چه معناست؟

غی: ضلالت، راه کج.

طاغوت: هر معبودی جز خدا.

عروة: دستاویز.

وثقی: مونث اوثق، بس محکم واستوار.

انصام گسستن.

کلمات (حاج ـ بهت) در آیه ۲۵۸ سوره بقره ﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِي حَآجَّ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ فِي رَبِّهِۦٓ أَنۡ ءَاتَىٰهُ ٱللَّهُ ٱلۡمُلۡكَ إِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ رَبِّيَ ٱلَّذِي يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا۠ أُحۡيِۦ وَأُمِيتُۖ قَالَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ فَإِنَّ ٱللَّهَ يَأۡتِي بِٱلشَّمۡسِ مِنَ ٱلۡمَشۡرِقِ فَأۡتِ بِهَا مِنَ ٱلۡمَغۡرِبِ فَبُهِتَ ٱلَّذِي كَفَرَۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ٢٥٨ [البقره: ۲۵۸] به چه معناست؟

حاج: مجادله و منازعه کرد.

بهت: مبهوت گردید. خاموش و درمانده و سرگردان و بی‌برهان شد.

کلمات (خاویة ـ لبثت ـ لم یتسنه ـ ننشز ـ نکسو) در آیه ۲۵۹ سوره بقره ﴿أَوۡ كَٱلَّذِي مَرَّ عَلَىٰ قَرۡيَةٖ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىٰ يُحۡيِۦ هَٰذِهِ ٱللَّهُ بَعۡدَ مَوۡتِهَاۖ فَأَمَاتَهُ ٱللَّهُ مِاْئَةَ عَامٖ ثُمَّ بَعَثَهُۥۖ قَالَ كَمۡ لَبِثۡتَۖ قَالَ لَبِثۡتُ يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖۖ قَالَ بَل لَّبِثۡتَ مِاْئَةَ عَامٖ فَٱنظُرۡ إِلَىٰ طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمۡ يَتَسَنَّهۡۖ وَٱنظُرۡ إِلَىٰ حِمَارِكَ وَلِنَجۡعَلَكَ ءَايَةٗ لِّلنَّاسِۖ وَٱنظُرۡ إِلَى ٱلۡعِظَامِ كَيۡفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكۡسُوهَا لَحۡمٗاۚ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُۥ قَالَ أَعۡلَمُ أَنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٢٥٩ [البقره: ۲۵۹] به چه معناست؟

خاویه: فرو تپیده، فرو ریخته.

لبثت: درنگ کرده‌ای. مانده‌ای.

لم یتسنة: تغییر نکرده است با گذشت سال‌ها فاسد و تباه نشده است.

ننشز: فراهم می‌‌چینیم و بهم می‌‌پیوندیم.

نکسو: می‌‌پوشانیم.

کلمات (صرهن ـ جزءا) در آیه ۲۶۰ سوره بقره ﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ رَبِّ أَرِنِي كَيۡفَ تُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰۖ قَالَ أَوَ لَمۡ تُؤۡمِنۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَٰكِن لِّيَطۡمَئِنَّ قَلۡبِيۖ قَالَ فَخُذۡ أَرۡبَعَةٗ مِّنَ ٱلطَّيۡرِ فَصُرۡهُنَّ إِلَيۡكَ ثُمَّ ٱجۡعَلۡ عَلَىٰ كُلِّ جَبَلٖ مِّنۡهُنَّ جُزۡءٗا... [البقره: ۲۶۰] به چه معناست؟

صرهن: آنها را به خود نزدیک کن. آنها را به هم بیامیز.

جزءا: قطعه و پاره، تکه.

کلمه (سنابل) در آیه ۲۶۱ سوره بقره ﴿مَّثَلُ ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمۡوَٰلَهُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنۢبَتَتۡ سَبۡعَ سَنَابِلَ [البقره: ۲۶۱] به چه معناست؟

جمع سنبل‌ۀ، خوشه‌ها.

کلمات (صفوان ـ وابل ـ صلدا) در آیه ۲۶۴ سوره بقره ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُبۡطِلُواْ صَدَقَٰتِكُم بِٱلۡمَنِّ وَٱلۡأَذَىٰ كَٱلَّذِي يُنفِقُ مَالَهُۥ رِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَلَا يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۖ فَمَثَلُهُۥ كَمَثَلِ صَفۡوَانٍ عَلَيۡهِ تُرَابٞ فَأَصَابَهُۥ وَابِلٞ فَتَرَكَهُۥ صَلۡدٗاۖ لَّا يَقۡدِرُونَ عَلَىٰ شَيۡءٖ مِّمَّا كَسَبُواْۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡكَٰفِرِينَ٢٦٤ [البقره: ۲۶۴] به چه معناست؟

صفوان: سنگ بزگ و صاف و لغزنده.

وابل: باران تند. رگبار باران.

صلدا: سخت و لغزنده بدون گرد و غبار.

کلمات (تثبیتا من انفسهم ـ ربوة ـ طل) در آیه ۲۶۵ سوره بقره ﴿وَمَثَلُ ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمۡوَٰلَهُمُ ٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِ ٱللَّهِ وَتَثۡبِيتٗا مِّنۡ أَنفُسِهِمۡ كَمَثَلِ جَنَّةِۢ بِرَبۡوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٞ فَ‍َٔاتَتۡ أُكُلَهَا ضِعۡفَيۡنِ فَإِن لَّمۡ يُصِبۡهَا وَابِلٞ فَطَلّٞۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٌ٢٦٥ [البقره: ۲۶۵] به چه معناست؟

تثبیتا من انفسهم: برای استوار کردن جان‌هایشان بر ایمان و احسان.

ربوة: زمین مرتفع، پشته.

طل: باران خفیف.

کلمات (کبر ـ اعصار) در آیه ۲۶۶ سوره بقره ﴿أَيَوَدُّ أَحَدُكُمۡ أَن تَكُونَ لَهُۥ جَنَّةٞ مِّن نَّخِيلٖ وَأَعۡنَابٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ لَهُۥ فِيهَا مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ وَأَصَابَهُ ٱلۡكِبَرُ وَلَهُۥ ذُرِّيَّةٞ ضُعَفَآءُ فَأَصَابَهَآ إِعۡصَارٞ فِيهِ... [البقره: ۲۶۶] به چه معناست؟

کبر: پیری کهنسالی.

اعصار: گرد باد.

کلمه (لا تیمموا) در آیه ۲۶۷ سوره بقره ﴿وَلَا تَيَمَّمُواْ ٱلۡخَبِيثَ مِنۡهُ تُنفِقُونَ وَلَسۡتُم بِ‍َٔاخِذِيهِ إِلَّآ أَن تُغۡمِضُواْ فِيهِۚ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ٢٦٧ [البقره: ۲۶۷] به چه معناست؟

قصد نکنید.

کلمات (فنعما هی ـ یوف) در آیه ۲۷۱ سوره بقره ﴿إِن تُبۡدُواْ ٱلصَّدَقَٰتِ فَنِعِمَّا هِيَۖ وَإِن تُخۡفُوهَا وَتُؤۡتُوهَا ٱلۡفُقَرَآءَ فَهُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡۚ وَيُكَفِّرُ عَنكُم مِّن سَيِّ‍َٔاتِكُمۡۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ٢٧١ [البقره: ۲۷۱] به چه معناست؟

فنعما هی: چه خوب است.

یوف: به تمام و کمال داده می‌‌شود.

کلمات (احصروا ـ ضرب ـ تعفف ـ سیما ـ الحافا) در آیه ۲۷۳ سوره بقره ﴿لِلۡفُقَرَآءِ ٱلَّذِينَ أُحۡصِرُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ لَا يَسۡتَطِيعُونَ ضَرۡبٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ يَحۡسَبُهُمُ ٱلۡجَاهِلُ أَغۡنِيَآءَ مِنَ ٱلتَّعَفُّفِ تَعۡرِفُهُم بِسِيمَٰهُمۡ لَا يَسۡ‍َٔلُونَ ٱلنَّاسَ إِلۡحَافٗاۗ وَمَا تُنفِقُواْ مِنۡ خَيۡرٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِيمٌ٢٧٣ [البقره: ۲۷۳] به چه معناست؟

احصروا: بازداشته شده‌اند.

ضرب: راه رفتن، مراد جستجو و تکاپوی درکار و تجارت و کسب و تلاش در پی معاش.

تعفف: قناعت. شرم وحیا.

سیما: رخساره. دیدار.

الحافا: الحلح. اصرار.

کلمات (یتخطبه ـ مس) در آیه ۲۷۵ سوره بقره ﴿ٱلَّذِينَ يَأۡكُلُونَ ٱلرِّبَوٰاْ لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ ٱلَّذِي يَتَخَبَّطُهُ ٱلشَّيۡطَٰنُ مِنَ ٱلۡمَسِّۚ [البقره: ۲۷۵] به چه معناست؟

یتخبطه: او را پیاپی و ناهنجارانه بزند.

مس: جنون و دیوانگی.

کلمات (یمحق ـ یربی ـ اثیم) در آیه ۲۷۶ سوره بقره ﴿يَمۡحَقُ ٱللَّهُ ٱلرِّبَوٰاْ وَيُرۡبِي ٱلصَّدَقَٰتِۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ٢٧٦ [البقره: ۲۷۶] به چه معناست؟

یمحق: نابود می‌‌کند. محو می‌‌گرداند.

یذبی: افزایش می‌‌دهد. فزونی می‌‌بخشد.

اثیم: فرو رفته در گناه.

کلمه (فاذنوا) در آیه ۲۷۹ سوره بقره ﴿فَإِن لَّمۡ تَفۡعَلُواْ فَأۡذَنُواْ بِحَرۡبٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦۖ وَإِن تُبۡتُمۡ فَلَكُمۡ رُءُوسُ أَمۡوَٰلِكُمۡ لَا تَظۡلِمُونَ وَلَا تُظۡلَمُونَ٢٧٩ [البقره: ۲۷۹] به چه معناست؟

پس بدانید.

کلمات (ذو عسرة ـ نظرة ـ می‌سرة) در آیه ۲۸۰ سوره بقره ﴿وَإِن كَانَ ذُو عُسۡرَةٖ فَنَظِرَةٌ إِلَىٰ مَيۡسَرَةٖۚ وَأَن تَصَدَّقُواْ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٢٨٠ [البقره: ۲۸۰] به چه معناست؟

ذوعسرة: تنگدست ونادار.

نظرة: مهلت و فرصت دادن.

میسرة: گشایش و فر اخ دستی.

کلمات (تداینتم ـ اجل ـ لا یاب ـ یملل ـ لا یبخس ـ لا تساموا ـ اقسط ـ اقوم ـ تدیرون) در آیه ۲۸۲ سوره بقره ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيۡنٍ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى فَٱكۡتُبُوهُۚ وَلۡيَكۡتُب بَّيۡنَكُمۡ كَاتِبُۢ بِٱلۡعَدۡلِۚ وَلَا يَأۡبَ كَاتِبٌ أَن يَكۡتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ ٱللَّهُۚ فَلۡيَكۡتُبۡ وَلۡيُمۡلِلِ ٱلَّذِي عَلَيۡهِ ٱلۡحَقُّ وَلۡيَتَّقِ ٱللَّهَ رَبَّهُۥ وَلَا يَبۡخَسۡ مِنۡهُ شَيۡ‍ٔٗاۚ فَإِن كَانَ ٱلَّذِي عَلَيۡهِ ٱلۡحَقُّ سَفِيهًا أَوۡ ضَعِيفًا أَوۡ لَا يَسۡتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلۡيُمۡلِلۡ وَلِيُّهُۥ بِٱلۡعَدۡلِۚ وَٱسۡتَشۡهِدُواْ شَهِيدَيۡنِ مِن رِّجَالِكُمۡۖ فَإِن لَّمۡ يَكُونَا رَجُلَيۡنِ فَرَجُلٞ وَٱمۡرَأَتَانِ مِمَّن تَرۡضَوۡنَ مِنَ ٱلشُّهَدَآءِ أَن تَضِلَّ إِحۡدَىٰهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحۡدَىٰهُمَا ٱلۡأُخۡرَىٰۚ وَلَا يَأۡبَ ٱلشُّهَدَآءُ إِذَا مَا دُعُواْۚ وَلَا تَسۡ‍َٔمُوٓاْ أَن تَكۡتُبُوهُ صَغِيرًا أَوۡ كَبِيرًا إِلَىٰٓ أَجَلِهِۦۚ ذَٰلِكُمۡ أَقۡسَطُ عِندَ ٱللَّهِ وَأَقۡوَمُ لِلشَّهَٰدَةِ وَأَدۡنَىٰٓ أَلَّا تَرۡتَابُوٓاْ إِلَّآ أَن تَكُونَ تِجَٰرَةً حَاضِرَةٗ تُدِيرُونَهَا بَيۡنَكُمۡ فَلَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَلَّا تَكۡتُبُوهَاۗ وَأَشۡهِدُوٓاْ إِذَا تَبَايَعۡتُمۡۚ وَلَا يُضَآرَّ كَاتِبٞ وَلَا شَهِيدٞۚ وَإِن تَفۡعَلُواْ فَإِنَّهُۥ فُسُوقُۢ بِكُمۡۗ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۖ وَيُعَلِّمُكُمُ ٱللَّهُۗ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ٢٨٢ [البقره: ۲۸۲] به چه معناست؟

تداینتم: به همدیگر وام دادید.

اجل: مدت.

لا یاب: خودداری نکند.

یملل: املاء کند بیان کند.

لا یبخس: نکاهد.

لا تسامو: سستی نکنید. کم حوصلگی و بی‌مبالاتی نکنید.

اقسط دادگرانه‌تر.

اقوم: پا برجا‌تر. استوارتر.

تدیرون: مبادله می‌‌کنید.

کلمه (رهان) در آیه ۲۸۳ سوره بقره ﴿وَإِن كُنتُمۡ عَلَىٰ سَفَرٖ وَلَمۡ تَجِدُواْ كَاتِبٗا فَرِهَٰنٞ مَّقۡبُوضَةٞۖ فَإِنۡ أَمِنَ بَعۡضُكُم بَعۡضٗا [البقره: ۲۸۳] به چه معناست؟

جمع رهن، به معنی مرهون گروگان‌ها.

کلمه (اصر) در آیه ۲۸۶ سوره بقره ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَاۚ لَهَا مَا كَسَبَتۡ وَعَلَيۡهَا مَا ٱكۡتَسَبَتۡۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذۡنَآ إِن نَّسِينَآ أَوۡ أَخۡطَأۡنَاۚ رَبَّنَا وَلَا تَحۡمِلۡ عَلَيۡنَآ إِصۡرٗا [البقره: ۲۸۶] به چه معناست؟

تکالیف سخت و طاقت فرسا.

آل عمران:

معنی کلمه (محکمات ـ ام الکتاب ـ متشابهات ـ الراسخون في العلم) در آیه ۷ سوره آل عمران ﴿هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ مِنۡهُ ءَايَٰتٞ مُّحۡكَمَٰتٌ هُنَّ أُمُّ ٱلۡكِتَٰبِ وَأُخَرُ مُتَشَٰبِهَٰتٞۖ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمۡ زَيۡغٞ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَٰبَهَ مِنۡهُ ٱبۡتِغَآءَ ٱلۡفِتۡنَةِ وَٱبۡتِغَآءَ تَأۡوِيلِهِۦۖ وَمَا يَعۡلَمُ تَأۡوِيلَهُۥٓ إِلَّا ٱللَّهُۗ وَٱلرَّٰسِخُونَ فِي ٱلۡعِلۡمِ يَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِۦ كُلّٞ مِّنۡ عِندِ رَبِّنَاۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّآ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ٧ [ال عمران: ۷] چیست؟

محکمات: آیه‌های متقن و واضح که همگان می‌‌توانند به معانی و تفسیر آنها پی‌ببرند و در فهم آن دچار اشتباه و التباس نشوند.

ام الکتاب: اصل و اساس قرآن و مرجع احکام حلال و حرام و کلید مشکلات و مجملات.

متشابهات: آیاتی که مشکا و قابل تاویل بوده و معانی کامل واضح و روشنی ندارند چون محتمل مفاهیم و اوجه زیادی هستند. قاطعانه نمی‌‌توان آنرا تبیین و تفسیر کرد.

الراسخون فی العلم: دانشمندان زبر دست و فرزانه.

معنی کلمه (الوهاب) در آیه ۸ سوره آل عمران ﴿رَبَّنَا لَا تُزِغۡ قُلُوبَنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَيۡتَنَا وَهَبۡ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةًۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ٨ [ال عمرا ن: ۸] چیست؟

بس بخشنده.

معنی کلمات (لن تغنی عنهم ـ وقود) در آیه ۱۰ سوره آل عمران﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَن تُغۡنِيَ عَنۡهُمۡ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُهُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيۡ‍ٔٗاۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمۡ وَقُودُ ٱلنَّارِ١٠ [ال‌عمران: ۱۰] چیست؟

لن تغنی عنهم: بدی‌شان نفع نمی‌‌رساند.

وقود: هیمه و افروزینه.

معنی کلمه (داب ـ فرعون) در آیه ۱۱ سوره آل عمران ﴿كَدَأۡبِ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ وَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ بِذُنُوبِهِمۡۗ وَٱللَّهُ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ١١ [ال عمران: ۱۱] چیست؟

داب: عادت.

فرعون: لقب شاهان مصر. در اینجا مراد فرعون معاصر موسی است به نام رامسس دوم.

معنی کلمه (اولی الابصار) در آیه ۱۳ سوره آل عمران ﴿وَٱللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصۡرِهِۦ مَن يَشَآءُۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّأُوْلِي ٱلۡأَبۡصَٰرِ١٣ [ال عمران: ۱۳] چیست؟

دارندگان چشم. صاحبان بینش.

معنی کلمات (القناطیر ـ المقنطرة ـ المسومة ـ المآب) در آیه ۱۴ سوره آل عمران ﴿زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ ٱلشَّهَوَٰتِ مِنَ ٱلنِّسَآءِ وَٱلۡبَنِينَ وَٱلۡقَنَٰطِيرِ ٱلۡمُقَنطَرَةِ مِنَ ٱلذَّهَبِ وَٱلۡفِضَّةِ وَٱلۡخَيۡلِ ٱلۡمُسَوَّمَةِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ وَٱلۡحَرۡثِۗ ذَٰلِكَ مَتَٰعُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسۡنُ ٱلۡمَ‍َٔابِ١٤ [ال عمران: ۱۴] چیست؟

القناطیر: جمع قنطار، دارایی هنگفت.

المقنطره: انباشته بیشمار.

المسومة: نشاندار.

المآب: مرجع. بازگشت.

معنی کلمه (غر) در آیه ۲۴ سوره آل عمران ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَالُواْ لَن تَمَسَّنَا ٱلنَّارُ إِلَّآ أَيَّامٗا مَّعۡدُودَٰتٖۖ وَغَرَّهُمۡ فِي دِينِهِم مَّا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ٢٤ [ال عمران: ۲۴] چیست؟

گول زد فریب داد.

معنی کلمه (تنزع) در آیه ۲۶ سوره آل عمران ﴿قُلِ ٱللَّهُمَّ مَٰلِكَ ٱلۡمُلۡكِ تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ... [ال عمران: ۲۶] چیست؟

باز پس می‌‌گیری. سلب می‌‌کنی.

معنی کلمه (تولج) در آیه ۲۷ سوره آل عمران ﴿تُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَتُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِۖ وَتُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ وَتُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتَ مِنَ ٱلۡحَيِّۖ وَتَرۡزُقُ مَن تَشَآءُ بِغَيۡرِ حِسَابٖ٢٧ [ال عمران: ۲۷] چیست؟

داخل می‌‌گردانی. وارد می‌‌کنی.

معنی جمله (الا ان تتقوا منهم تقاة) در آیه ۲۸ سوره آل عمران ﴿فَلَيۡسَ مِنَ ٱللَّهِ فِي شَيۡءٍ إِلَّآ أَن تَتَّقُواْ مِنۡهُمۡ تُقَىٰةٗۗ وَيُحَذِّرُكُمُ ٱللَّهُ نَفۡسَهُۥۗ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلۡمَصِيرُ٢٨ [ال‌ عمران: ۲] چیست؟

مگر اینکه از اذیت و آزارشان بترسید که در این صورت می‌‌توانید با آنان در ظاهر دوستی ورزید. بدان اندازه که دفع ضرر گردد.

معنی کلمات (محضرا ـ امدا بعیدا) در آیه۳۰ سوره آل عمران ﴿يَوۡمَ تَجِدُ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ مِنۡ خَيۡرٖ مُّحۡضَرٗا وَمَا عَمِلَتۡ مِن سُوٓءٖ تَوَدُّ لَوۡ أَنَّ بَيۡنَهَا وَبَيۡنَهُۥٓ أَمَدَۢا بَعِيدٗاۗ وَيُحَذِّرُكُمُ ٱللَّهُ نَفۡسَهُۥۗ وَٱللَّهُ رَءُوفُۢ بِٱلۡعِبَادِ٣٠ [ال عمران: ۳۰] چیست؟

محضرا: حاضر آماده ـ امدا بعیدا: فاصله زیاد.

معنی کلمه (محررا) در آیه ۳۵ سوره آل عمران ﴿إِذۡ قَالَتِ ٱمۡرَأَتُ عِمۡرَٰنَ رَبِّ إِنِّي نَذَرۡتُ لَكَ مَا فِي بَطۡنِي مُحَرَّرٗا فَتَقَبَّلۡ مِنِّيٓۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٣٥ [ال عمران: ۳۵] چیست؟

آزاد از کار و بار دنیا و مختص عبادت تو.

معنی کلمه (الرجیم) در آیه ۳۶ سوره آل عمران ﴿وَلَيۡسَ ٱلذَّكَرُ كَٱلۡأُنثَىٰۖ وَإِنِّي سَمَّيۡتُهَا مَرۡيَمَ وَإِنِّيٓ أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ ٱلرَّجِيمِ٣٦ [ال عمران: ۳۶] چیست؟

مطرود.

معنی جمله (انبتها نباتا حسنا) در آیه ۳۷ سوره آل عمران ﴿فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٖ وَأَنۢبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنٗا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّاۖ [ال عمران: ۳۷] چیست؟

او را به زیبا‌ترین وجه تربیت کرد و به بهترین صورت محافظت و مراقبت نمود.

معنی کلمات (کلمة ـ حصورا) در آیه ۳۹ سوره آل عمران ﴿فَنَادَتۡهُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَهُوَ قَآئِمٞ يُصَلِّي فِي ٱلۡمِحۡرَابِ أَنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحۡيَىٰ مُصَدِّقَۢا بِكَلِمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَسَيِّدٗا وَحَصُورٗا وَنَبِيّٗا مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ٣٩ [ال عمران: ۳۹] چیست؟

کلمه: در اینجا مراد عیس است.

حصورا: بر کنار از هوس‌های سرکش.

معنی کلمه (عاقر) در آیه ۴۰ سوره آل عمران ﴿قَالَ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَٰمٞ وَقَدۡ بَلَغَنِيَ ٱلۡكِبَرُ وَٱمۡرَأَتِي عَاقِرٞۖ قَالَ كَذَٰلِكَ ٱللَّهُ يَفۡعَلُ مَا يَشَآءُ٤٠ [ال عمران: ۴۰] چیست؟

نازا و عقیم.

معنی کلمه (العشی) در آیه ۴۱ سوره آل عمران ﴿قَالَ رَبِّ ٱجۡعَل لِّيٓ ءَايَةٗۖ قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ ثَلَٰثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمۡزٗاۗ وَٱذۡكُر رَّبَّكَ كَثِيرٗا وَسَبِّحۡ بِٱلۡعَشِيِّ وَٱلۡإِبۡكَٰرِ٤١ [ال عمران: ۴۱] چیست؟

شامگاهان.

معنی کلمه (انباء) در آیه ۴۴ سوره آل عمران ﴿ذَٰلِكَ مِنۡ أَنۢبَآءِ ٱلۡغَيۡبِ نُوحِيهِ إِلَيۡكَۚ وَمَا كُنتَ لَدَيۡهِمۡ إِذۡ يُلۡقُونَ أَقۡلَٰمَهُمۡ أَيُّهُمۡ يَكۡفُلُ مَرۡيَمَ وَمَا كُنتَ لَدَيۡهِمۡ إِذۡ يَخۡتَصِمُونَ٤٤‌ [ال عمران: ۴۴] چیست؟

جمع نبا، اخبار.

معنی کلمه (وجیها) در آیه ۴۵ سوره آل عمران ﴿إِذۡ قَالَتِ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَٰمَرۡيَمُ إِنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٖ مِّنۡهُ ٱسۡمُهُ ٱلۡمَسِيحُ عِيسَى ٱبۡنُ مَرۡيَمَ وَجِيهٗا فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ وَمِنَ ٱلۡمُقَرَّبِينَ٤٥ [ال عمران: ۴۵] چیست؟

دارای وجاهت و کرامت. محترم.

معنی کلمه (کهلا) در آیه ۴۶ سوره آل عمران ﴿وَيُكَلِّمُ ٱلنَّاسَ فِي ٱلۡمَهۡدِ وَكَهۡلٗا وَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ٤٦ [ال عمران: ۴۶] چیست؟

کهولت و میان سالی.

معنی کلمات (اکمه ـ ابرص) در آیه ۴۹ سوره آل عمران ﴿وَأُبۡرِئُ ٱلۡأَكۡمَهَ وَٱلۡأَبۡرَصَ وَأُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰ بِإِذۡنِ ٱللَّهِۖ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأۡكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لَّكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ٤٩ [ال عمران: ۴۹] چیست؟

اکمه: کور مادرزاد.

ابرص: پیس.

معنی کلمه (حواریون) در آیه ۵۲ سوره آل عمران ﴿وَأُبۡرِئُ ٱلۡأَكۡمَهَ وَٱلۡأَبۡرَصَ وَأُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰ بِإِذۡنِ ٱللَّهِۖ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأۡكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لَّكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ٤٩ [ال عمران: ۵۲] چیست؟

جمع حواری خاصگان، یاران گزیده.

معنی کلمه (ممترین) در آیه ۶۰ سوره آل عمران ﴿ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُن مِّنَ ٱلۡمُمۡتَرِينَ٦٠ [ال عمران: ۶۰] چیست؟

شک کنندگان از ماده مریه به معنی شک.

معنی کلمه (نبتهل) در آیه ۶۱ سوره آل عمران ﴿وَأَنفُسَكُمۡ ثُمَّ نَبۡتَهِلۡ فَنَجۡعَل لَّعۡنَتَ ٱللَّهِ عَلَى ٱلۡكَٰذِبِينَ٦١ [ال عمران: ۶۱] چیست؟

فروتنانه دست دعا به درگاه خدا برداریم و به زاری از او بخواهیم که. مباهله کنیم.

معنی کلمه (حنیفا) در آیه ۶۷ سوره آل عمران ﴿مَا كَانَ إِبۡرَٰهِيمُ يَهُودِيّٗا وَلَا نَصۡرَانِيّٗا وَلَٰكِن كَانَ حَنِيفٗا مُّسۡلِمٗا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ٦٧ [ال عمران: ۶۷] چیست؟

دور از باطل و گراینده به حق.

معنی کلمه (تلبسون) در آیه ۷۱ سوره آل عمران‌ ﴿يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لِمَ تَلۡبِسُونَ ٱلۡحَقَّ بِٱلۡبَٰطِلِ وَتَكۡتُمُونَ ٱلۡحَقَّ وَأَنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٧١ [ال عمران: ۷۱] چیست؟

آمیزه هم می‌‌دارید.

معنی کلمه و جمله (یلوون ـ یلوون السنتهم بالکتاب) در آیه ۷۸ سوره آل عمران ﴿وَإِنَّ مِنۡهُمۡ لَفَرِيقٗا يَلۡوُۥنَ أَلۡسِنَتَهُم بِٱلۡكِتَٰبِ لِتَحۡسَبُوهُ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَمَا هُوَ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ [ال عمران: ۷۸] چیست؟

یلوون: پیچ می‌‌دهند بگونه صحیح ادا نمی‌‌کنند.

یلوون السنتهم: آنچه می‌‌خواهند تحریفش می‌‌کنند و درست بیان نمی‌‌دارند.

معنی کلمه (اصر) در آیه ۸۱ سوره آل عمران ﴿قَالَ ءَأَقۡرَرۡتُمۡ وَأَخَذۡتُمۡ عَلَىٰ ذَٰلِكُمۡ إِصۡرِيۖ قَالُوٓاْ أَقۡرَرۡنَاۚ قَالَ فَٱشۡهَدُواْ وَأَنَا۠ مَعَكُم مِّنَ ٱلشَّٰهِدِينَ٨١ [ال عمران: ۸۱] چیست؟

عهد.

معنی کلمه (اسباط) در آیه ۸۴ سوره آل عمران ﴿قُلۡ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَمَآ أُنزِلَ عَلَيۡنَا وَمَآ أُنزِلَ عَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡمَٰعِيلَ وَإِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ وَٱلۡأَسۡبَاطِ [ال عمران: ۸۴] چیست؟

نوادگان. قبایل. مراد از قبایل، قبایل دوازده گانه بنی اسراییل.

معنی کلمه (بکة) در آیه ۹۶ سوره آل عمران ﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيۡتٖ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكٗا وَهُدٗى لِّلۡعَٰلَمِينَ٩٦ [ال عمران: ۹۶] چیست؟

اسم از اسامی مکه.

معنی کلمه (یعتصم) در آیه ۱۰۱ سوره آل عمران ﴿وَكَيۡفَ تَكۡفُرُونَ وَأَنتُمۡ تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتُ ٱللَّهِ وَفِيكُمۡ رَسُولُهُۥۗ وَمَن يَعۡتَصِم بِٱللَّهِ فَقَدۡ هُدِيَ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ١٠١ [ال عمران: ۱۰۱] چیست؟

چنگ بزند.

معنی کلمه (حبل الله) در آیه ۱۰۳ سوره آل عمران ﴿وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا تَفَرَّقُواْۚ [ال عمران: ۱۰۳] چیست؟

مراد قرآن است.

معنی کلمات (تبیض ـ تسود) در آیه ۱۰۶ سوره آل عمران ﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞۚ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ٱسۡوَدَّتۡ وُجُوهُهُمۡ أَكَفَرۡتُم بَعۡدَ إِيمَٰنِكُمۡ فَذُوقُواْ ٱلۡعَذَابَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ١٠٦ [ال عمران: ۱۰۶] چیست؟

تبیض: سفبد می‌‌گردد. مراد بشاشت و شادی مومنان است.

تسود: سیاه می‌‌گردد. مراد اندوه وناراحتی کافران است.

معنی جمله و کلمه (باوو بغضب من الله ـ مسکنة) در آیه ۱۱۲ سوره آل عمران ﴿ضُرِبَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلذِّلَّةُ أَيۡنَ مَا ثُقِفُوٓاْ إِلَّا بِحَبۡلٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَحَبۡلٖ مِّنَ ٱلنَّاسِ وَبَآءُو بِغَضَبٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَضُرِبَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَسۡكَنَةُۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ كَانُواْ يَكۡفُرُونَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَيَقۡتُلُونَ ٱلۡأَنۢبِيَآءَ بِغَيۡرِ حَقّٖۚ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعۡتَدُونَ١١٢ [ال عمران: ۱۲۲] چیست؟

باووا بغضب من الله: برگشتند و خشم خدا را با خود آوردند. مستحق خشم خدا گشتند.

مسکنة: خواری و مذلت.

معنی کلمه (صر) در آیه ۱۱۷ سوره آل عمران ﴿مَثَلُ مَا يُنفِقُونَ فِي هَٰذِهِ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا كَمَثَلِ رِيحٖ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتۡ حَرۡثَ قَوۡمٖ ظَلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ فَأَهۡلَكَتۡهُۚ وَمَا ظَلَمَهُمُ ٱللَّهُ وَلَٰكِنۡ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ١١٧ [ال عمران: ۱۱۷] چیست؟

سرمای سخت.

معنی کلمات (بطانة ـ لایالونکم ـ خبالا) در آیه ۱۱۸ سوره آل عمران ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ بِطَانَةٗ مِّن دُونِكُمۡ لَا يَأۡلُونَكُمۡ خَبَالٗا وَدُّواْ مَا عَنِتُّمۡ قَدۡ بَدَتِ ٱلۡبَغۡضَآءُ مِنۡ أَفۡوَٰهِهِمۡ وَمَا تُخۡفِي صُدُورُهُمۡ أَكۡبَرُۚ قَدۡ بَيَّنَّا لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِۖ إِن كُنتُمۡ تَعۡقِلُونَ١١٨ [ال عمران: ۱۱۸] چیست؟

بطانة: محرم اسرار.

لا یالونکم: تقصیر و کوتاهی نمی‌‌کنند.

خبالا: فساد و تباهی.

معنی کلمات (عضوا ـ انامل) در آیه ۱۱۹ سوره آل عمران ﴿هَٰٓأَنتُمۡ أُوْلَآءِ تُحِبُّونَهُمۡ وَلَا يُحِبُّونَكُمۡ وَتُؤۡمِنُونَ بِٱلۡكِتَٰبِ كُلِّهِۦ وَإِذَا لَقُوكُمۡ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا وَإِذَا خَلَوۡاْ عَضُّواْ عَلَيۡكُمُ ٱلۡأَنَامِلَ مِنَ ٱلۡغَيۡظِۚ قُلۡ مُوتُواْ بِغَيۡظِكُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ١١٩ [ال عمران: ۱۱۹] چیست؟

عضوا: گاز گرفتند.

انامل: جمع انمل‌ۀ، سر انگشتان.

معنی کلمات (غدوت ـ تبویء ـ مقائد) در آیه ۱۲۱ سوره آل عمران ﴿وَإِذۡ غَدَوۡتَ مِنۡ أَهۡلِكَ تُبَوِّئُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ مَقَٰعِدَ لِلۡقِتَالِۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ١٢١ [ال عمران: ۱۲۱] چیست؟

غدوت: سحرگاهان بیرون رفتی از واژه غدوۀ به معنی اغاز روز.

تبویء: جایگزین می‌‌کنی ترتیب می‌‌دهی.

مقاعد: جایگاه‌ها.

معنی کلمه (ان تفشلا) در آیه ۱۲۲ سوره آل عمران ﴿إِذۡ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمۡ أَن تَفۡشَلَا وَٱللَّهُ وَلِيُّهُمَاۗ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ١٢٢ [ال عمران: ۱۲۲] چیست؟

که سستی کنند و تنبلی کنند.

معنی کلمات (من فورهم هذا ـ مسومین) در آیه ۱۲۵ سوره آل عمران ﴿بَلَىٰٓۚ إِن تَصۡبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأۡتُوكُم مِّن فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا يُمۡدِدۡكُمۡ رَبُّكُم بِخَمۡسَةِ ءَالَٰفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُسَوِّمِينَ١٢٥ [ال عمران: ۱۲۵] چیست؟

من فورهم هذا: همین الآن با سرعت.

مسومین: یورش گران. نشانگذاران بر بئن خود یا بر مرکب خویش.

معنی کلمات (یکبتهم ـ خائبین) در آیه ۱۲۸ سوره آل عمران ﴿لَيۡسَ لَكَ مِنَ ٱلۡأَمۡرِ شَيۡءٌ أَوۡ يَتُوبَ عَلَيۡهِمۡ أَوۡ يُعَذِّبَهُمۡ فَإِنَّهُمۡ ظَٰلِمُونَ١٢٨ [ال عمران: ۱۲۸] چیست؟

یکبتهم: خوار و سرکوب‌شان کنند.

خائبین: نا امیدان.

معنی کلمات (لا تهنوا ـ اعلون) در آیه ۱۳۹ سوره آل عمران ﴿وَلَا تَهِنُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَنتُمُ ٱلۡأَعۡلَوۡنَ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ١٣٩ [ال عمران: ۱۳۹] چیست؟

لا تهنوا: سست و زبون نشوید.

اعلون: بر تران، چیرگان.

معنی کلمه و جمله (قرح ـ نداولها بین الناس) در آیه ۱۴۰ سوره آل عمران ﴿إِن يَمۡسَسۡكُمۡ قَرۡحٞ فَقَدۡ مَسَّ ٱلۡقَوۡمَ قَرۡحٞ مِّثۡلُهُۥۚ وَتِلۡكَ ٱلۡأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيۡنَ ٱلنَّاسِ وَلِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَيَتَّخِذَ مِنكُمۡ شُهَدَآءَۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلظَّٰلِمِينَ١٤٠ [ال عمران: ۱۴۰] چیست؟

قرح: زخم و جراحت.

نداولها بین الناس: میان مردم دست به دست می‌‌گردانیم.

معنی کلمات (لیمحص ـ یمحق) در آیه ۱۴۱ سوره آل عمران ﴿وَلِيُمَحِّصَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَيَمۡحَقَ ٱلۡكَٰفِرِينَ١٤١ [ال عمران: ۱۴۱] چیست؟

لیمحص: تا سره و خالص‌شان گرداند. تا از هر عیبی پاک‌شان دارد.

یمحق: هلاک و تباه کند.

معنی کلمه (اعقاب) در آیه ۱۴۴ سوره آل عمران ﴿وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٞ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِ ٱلرُّسُلُۚ أَفَإِيْن مَّاتَ أَوۡ قُتِلَ ٱنقَلَبۡتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡۚ وَمَن يَنقَلِبۡ عَلَىٰ عَقِبَيۡهِ فَلَن يَضُرَّ ٱللَّهَ شَيۡ‍ٔٗاۗ وَسَيَجۡزِي ٱللَّهُ ٱلشَّٰكِرِينَ١٤٤ [ال عمران: ۱۴۴] چیست؟

جمع عقب، پاشنه‌های پا.

معنی کلمه (کتابا موجلا) در آیه ۱۴۵ سوره آل عمران ﴿وَمَا كَانَ لِنَفۡسٍ أَن تَمُوتَ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِ كِتَٰبٗا مُّؤَجَّلٗاۗ وَمَن يُرِدۡ ثَوَابَ ٱلدُّنۡيَا نُؤۡتِهِۦ مِنۡهَا وَمَن يُرِدۡ ثَوَابَ ٱلۡأٓخِرَةِ نُؤۡتِهِۦ مِنۡهَاۚ وَسَنَجۡزِي ٱلشَّٰكِرِينَ١٤٥ [ال عمران: ۱۴۵] چیست؟

در کتابی نوشته است که مشتمل بر مرگ می‌رهاست.

معنی کلمه (ربیون) در آیه ۱۴۶ سوره آل عمران ﴿وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيّٖ قَٰتَلَ مَعَهُۥ رِبِّيُّونَ كَثِيرٞ فَمَا وَهَنُواْ لِمَآ أَصَابَهُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا ٱسۡتَكَانُواْۗ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلصَّٰبِرِينَ١٤٦ [ال عمران: ۱۴۶] چیست؟

جمع ربی، عالمان راسخ در علوم دینی.

معنی کلمه (مثوی) در آیه ۱۵۱ سوره آل عمران ﴿سَنُلۡقِي فِي قُلُوبِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلرُّعۡبَ بِمَآ أَشۡرَكُواْ بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ سُلۡطَٰنٗاۖ وَمَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُۖ وَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلظَّٰلِمِينَ١٥١ [ال عمران: ۱۵۱] چیست؟

اقامتگاه.

معنی کلمه (تحسونهم) در آیه ۱۵۲ سوره آل عمران ﴿وَلَقَدۡ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعۡدَهُۥٓ إِذۡ تَحُسُّونَهُم بِإِذۡنِهِۦۖ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلۡتُمۡ [ال عمران: ۱۵۲] چیست؟

ایشان را از پای در می‌‌آوردید و مستاصل‌شان می‌‌نمایید.

معنی کلمات (تصعدون ـ لا تلوون) در آیه ۱۵۳ سوره آل عمران ﴿إِذۡ تُصۡعِدُونَ وَلَا تَلۡوُۥنَ عَلَىٰٓ أَحَدٖ وَٱلرَّسُولُ يَدۡعُوكُمۡ فِيٓ أُخۡرَىٰكُمۡ فَأَثَٰبَكُمۡ غَمَّۢا بِغَمّٖ لِّكَيۡلَا تَحۡزَنُواْ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ وَلَا مَآ أَصَٰبَكُمۡۗ وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ١٥٣ [ال عمران: ۱۵۳] چیست؟

تصعدون: در زمین پراکنده می‌‌شوید و می‌‌گریزید ودور می‌‌گردید.

لا تلوون: روی بر نمی‌‌گردانید و نمی‌‌نگرید.

معنی کلمات (نعاسا ـ مضاجع) در آیه ۱۵۴ سوره آل عمران ﴿ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيۡكُم مِّنۢ بَعۡدِ ٱلۡغَمِّ أَمَنَةٗ نُّعَاسٗا يَغۡشَىٰ طَآئِفَةٗ مِّنكُمۡۖ وَطَآئِفَةٞ قَدۡ أَهَمَّتۡهُمۡ أَنفُسُهُمۡ يَظُنُّونَ بِٱللَّهِ غَيۡرَ ٱلۡحَقِّ ظَنَّ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِۖ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ ٱلۡأَمۡرِ مِن شَيۡءٖۗ قُلۡ إِنَّ ٱلۡأَمۡرَ كُلَّهُۥ لِلَّهِۗ يُخۡفُونَ فِيٓ أَنفُسِهِم مَّا لَا يُبۡدُونَ لَكَۖ يَقُولُونَ لَوۡ كَانَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَمۡرِ شَيۡءٞ مَّا قُتِلۡنَا هَٰهُنَاۗ قُل لَّوۡ كُنتُمۡ فِي بُيُوتِكُمۡ لَبَرَزَ ٱلَّذِينَ كُتِبَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَتۡلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمۡۖ وَلِيَبۡتَلِيَ ٱللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمۡ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمۡۚ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ١٥٤ [ال عمران: ۵۴] چیست؟

نعاسا: چرت.

مضاجع: جمع مضجع، آنجا که انسان در آن دراز می‌‌کشد و بر پهلو می‌‌افتد. مراد خوابگاه مرگ و قتل گاه است.

معنی کلمه (استزلهم) در آیه ۱۵۵ سوره آل عمران ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ تَوَلَّوۡاْ مِنكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡتَقَى ٱلۡجَمۡعَانِ إِنَّمَا ٱسۡتَزَلَّهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ بِبَعۡضِ مَا كَسَبُواْۖ وَلَقَدۡ عَفَا ٱللَّهُ عَنۡهُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٞ١٥٥ [ال عمران: ۱۵۵] چیست؟

آنان را به لغزش انداخت. آنان را به خطا و گنله دچار کرد.

معنی جمله و کلمه (ضربوا فی الارض ـ غزی) در آیه ۱۵۶ سوره آل عمران ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَقَالُواْ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ إِذَا ضَرَبُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ أَوۡ كَانُواْ غُزّٗى [ال عمران: ۱۵۶]چیست؟

ضربوا فی الارض: در زمین مسافرت کردند.

غزی: جمع غازی، جنگ جویان و جهادگران.

معنی کلمات (لنت ـ فظا ـ انفضوا) در آیه ۱۵۹ سوره آل عمران ﴿فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡۖ وَلَوۡ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ ٱلۡقَلۡبِ لَٱنفَضُّواْ مِنۡ حَوۡلِكَۖ فَٱعۡفُ عَنۡهُمۡ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ وَشَاوِرۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡرِۖ فَإِذَا عَزَمۡتَ فَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَوَكِّلِينَ١٥٩ [ال عمران: ۱۵۹] چیست؟

لنت: نرم شدی نرمش نمودی.

فظا: تند خو.

انفضوا: پراکنده می‌‌شوند.

معنی کلمه (یغل) در آیه ۱۶۱ سوره آل عمران ﴿وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَغُلَّۚ وَمَن يَغۡلُلۡ يَأۡتِ بِمَا غَلَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا كَسَبَتۡ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ١٦١ [ال عمران: ۱۶۱] چیست؟

خیانت در غنیمت کند.

معنی کلمات و جمله (سخط ـ باء بسخط من الله ـ مصیر) در آیه ۱۶۲ سوره آل عمران ﴿أَفَمَنِ ٱتَّبَعَ رِضۡوَٰنَ ٱللَّهِ كَمَنۢ بَآءَ بِسَخَطٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَمَأۡوَىٰهُ جَهَنَّمُۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ١٦٢ [ال عمران: ۱۶۲] چیست؟

سخط: خشم.

باء بسخط من الله: با کوله باری از خشم خدا بر گشتند.

مصیر: بازگشت گاه.

معنی کلمات (بعث ـ یتلوا) در آیه ۱۶۴ سوره آل عمران ﴿لَقَدۡ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذۡ بَعَثَ فِيهِمۡ رَسُولٗا مِّنۡ أَنفُسِهِمۡ يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِهِۦ وَيُزَكِّيهِمۡ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبۡلُ لَفِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ١٦٤ [ال عمران: ۱۶۴] چیست؟

بعث: بر انگیخت. فرستاد.

یتلوا: می‌‌خواند.

معنی کلمه (ادرء وا) در آیه ۱۶۸ سوره آل عمران ﴿ٱلَّذِينَ قَالُواْ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ وَقَعَدُواْ لَوۡ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُواْۗ قُلۡ فَٱدۡرَءُواْ عَنۡ أَنفُسِكُمُ ٱلۡمَوۡتَ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ١٦٨ [ال عمران: ۱۶۸] چیست؟

بدور دارید، دفع کنید.

معنی کلمات (نملی ـ مهین) در آیه ۱۷۸ سوره آل عمران ﴿وَلَا يَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَنَّمَا نُمۡلِي لَهُمۡ خَيۡرٞ لِّأَنفُسِهِمۡۚ إِنَّمَا نُمۡلِي لَهُمۡ لِيَزۡدَادُوٓاْ إِثۡمٗاۖ وَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ١٧٨ [ال عمران: ۱۷۸] چیست؟

نملی: فرصت ومجال می‌‌دهیم.

مهین: خوار کننده.

معنی کلمه (یجتبی) در آیه ۱۷۹ سوره آل عمران ﴿وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَجۡتَبِي مِن رُّسُلِهِۦ مَن يَشَآءُۖ فَ‍َٔامِنُواْ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦۚ وَإِن تُؤۡمِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَلَكُمۡ أَجۡرٌ عَظِيمٞ١٧٩ [ال عمران: ۱۷۹] چیست؟

بر می‌‌گزیند.

معنی کلمه (زبر) در آیه ۱۸۴ سوره آل عمران ﴿فَإِن كَذَّبُوكَ فَقَدۡ كُذِّبَ رُسُلٞ مِّن قَبۡلِكَ جَآءُو بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَٱلزُّبُرِ وَٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُنِيرِ١٨٤ [ال عمران: ۱۸۴] چیست؟

جمع زبور، کتاب مشتمل بر مواعظ.

معنی کلمات (زحزح ـ متاع ـ غرور) در آیه ۱۸۵ سوره آل عمران ﴿كُلُّ نَفۡسٖ ذَآئِقَةُ ٱلۡمَوۡتِۗ وَإِنَّمَا تُوَفَّوۡنَ أُجُورَكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۖ فَمَن زُحۡزِحَ عَنِ ٱلنَّارِ وَأُدۡخِلَ ٱلۡجَنَّةَ فَقَدۡ فَازَۗ وَمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا مَتَٰعُ ٱلۡغُرُورِ١٨٥ [ال عمران: ۱۸۵] چیست؟

زحزح: دور کرده شد.

متاع: کالا ـ غرور: خدعه و فریب.

معنی کلمه (مفازه) در آیه ۱۸۸ سوره آل عمران ﴿لَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡرَحُونَ بِمَآ أَتَواْ وَّيُحِبُّونَ أَن يُحۡمَدُواْ بِمَا لَمۡ يَفۡعَلُواْ فَلَا تَحۡسَبَنَّهُم بِمَفَازَةٖ مِّنَ ٱلۡعَذَابِۖ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ١٨٨ [ال عمران: ۱۸۸] چیست؟

نجات و رستگاری.

معنی کلمه (جنوب) در آیه ۱۹۱ سوره آل عمران ﴿ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ رَبَّنَا مَا خَلَقۡتَ هَٰذَا بَٰطِلٗا سُبۡحَٰنَكَ فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ١٩١ [ال عمران: ۱۹۱] چیست؟

جمع جنب، پهلوها.

معنی کلمه (تقلب) در آیه ۱۹۶ سوره آل عمران ﴿لَا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فِي ٱلۡبِلَٰدِ١٩٦ [ال عمران: ۱۹۶] چیست؟

گشت و گذار. آمد وشد.

معنی کلمه (نزلا) در آیه ۱۹۸ سوره آل عمران ﴿لَٰكِنِ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ رَبَّهُمۡ لَهُمۡ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا نُزُلٗا مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِۗ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيۡرٞ لِّلۡأَبۡرَارِ١٩٨ [ال عمران: ۱۹۸] چیست؟

نوشیدنی و خوراکی که از می‌همان در آغاز نزول پذیرایی می‌‌کنند.

النساء:

معنی کلمه (حوبا) در آیه ۲ سوره نساء ﴿وَءَاتُواْ ٱلۡيَتَٰمَىٰٓ أَمۡوَٰلَهُمۡۖ وَلَا تَتَبَدَّلُواْ ٱلۡخَبِيثَ بِٱلطَّيِّبِۖ وَلَا تَأۡكُلُوٓاْ أَمۡوَٰلَهُمۡ إِلَىٰٓ أَمۡوَٰلِكُمۡۚ إِنَّهُۥ كَانَ حُوبٗا كَبِيرٗا٢ [النساء: ۲] چیست؟

گناه.

معنی کلمه (الا تعدلوا) در آیه ۳ سوره نساء ﴿وَإِنۡ خِفۡتُمۡ أَلَّا تُقۡسِطُواْ فِي ٱلۡيَتَٰمَىٰ فَٱنكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ ٱلنِّسَآءِ مَثۡنَىٰ وَثُلَٰثَ وَرُبَٰعَۖ فَإِنۡ خِفۡتُمۡ أَلَّا تَعۡدِلُواْ فَوَٰحِدَةً أَوۡ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡۚ ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَلَّا تَعُولُواْ٣ [النساء: ۳] چیست؟

اینکه عدالت را مراعات نکنید.

معنی کلمات (صدقات ـ نحلة ـ هنیئا ـ مریئا) در آیه ۴ سوره نساء ﴿وَءَاتُواْ ٱلنِّسَآءَ صَدُقَٰتِهِنَّ نِحۡلَةٗۚ فَإِن طِبۡنَ لَكُمۡ عَن شَيۡءٖ مِّنۡهُ نَفۡسٗا فَكُلُوهُ هَنِيٓ‍ٔٗا مَّرِيٓ‍ٔٗا٤ [النساء: ۴] چیست؟

صدقات: جمع صدقه، مهریه‌ها.

نحلة: فریضه، عطیه بلا عوض.

هنیئا: گوارا و خوشایند.

مریئا: خوشمزه و خوش هضم.

معنی کلمات (آنستم ـ بدارا) در آیه ۶ سوره نساء ﴿إِلَيۡهِمۡ أَمۡوَٰلَهُمۡۖ وَلَا تَأۡكُلُوهَآ إِسۡرَافٗا وَبِدَارًا أَن يَكۡبَرُواْۚ وَمَن كَانَ غَنِيّٗا فَلۡيَسۡتَعۡفِفۡۖ وَمَن كَانَ فَقِيرٗا فَلۡيَأۡكُلۡ بِٱلۡمَعۡرُوفِۚ فَإِذَا دَفَعۡتُمۡ إِلَيۡهِمۡ أَمۡوَٰلَهُمۡ فَأَشۡهِدُواْ عَلَيۡهِمۡۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ حَسِيبٗا٦ [النساء: ۶] چیست؟

آنستم: درک کردیدید و فهمیدید.

بدارا: شتابگرانه.

معنی کلمه (مفروضا) در آیه ۷ سوره نساء ﴿لِّلرِّجَالِ نَصِيبٞ مِّمَّا تَرَكَ ٱلۡوَٰلِدَانِ وَٱلۡأَقۡرَبُونَ وَلِلنِّسَآءِ نَصِيبٞ مِّمَّا تَرَكَ ٱلۡوَٰلِدَانِ وَٱلۡأَقۡرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنۡهُ أَوۡ كَثُرَۚ نَصِيبٗا مَّفۡرُوضٗا٧ [النساء: ۷] چیست؟

واجب و مشخص.

معنی کلمه (ضعافا) در آیه ۹ سوره نساء ﴿وَلۡيَخۡشَ ٱلَّذِينَ لَوۡ تَرَكُواْ مِنۡ خَلۡفِهِمۡ ذُرِّيَّةٗ ضِعَٰفًا خَافُواْ عَلَيۡهِمۡ فَلۡيَتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلۡيَقُولُواْ قَوۡلٗا سَدِيدًا٩ [النساء: ۹] چیست؟

جمع ضعیف. کوچک و درمانده.

معنی کلمه (حظ) در آیه ۱۱ سوره نساء ﴿يُوصِيكُمُ ٱللَّهُ فِيٓ أَوۡلَٰدِكُمۡۖ لِلذَّكَرِ مِثۡلُ حَظِّ ٱلۡأُنثَيَيۡنِۚ [النساء: ۱۱] چیست؟

بهره و سهم.

معنی کلمه (کلالة) در آیه ۱۲ سوره نساء ﴿َإِن كَانَ رَجُلٞ يُورَثُ كَلَٰلَةً أَوِ ٱمۡرَأَةٞ وَلَهُۥٓ أَخٌ أَوۡ أُخۡتٞ فَلِكُلِّ وَٰحِدٖ مِّنۡهُمَا ٱلسُّدُسُۚ [النساء: ۱۲] چیست؟

کسی که بمیرد و پدر و فرزندی نداشته باشد.

معنی کلمه (آذوهما) در آیه ۱۶ سوره نساء ﴿وَٱلَّذَانِ يَأۡتِيَٰنِهَا مِنكُمۡ فَ‍َٔاذُوهُمَاۖ فَإِن تَابَا وَأَصۡلَحَا فَأَعۡرِضُواْ عَنۡهُمَآۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ تَوَّابٗا رَّحِيمًا١٦ [النساء: ۱۶] چیست؟

آند و را شکنجه کنید.

معنی کلمه (بجهالة) در آیه ۱۷ سوره نساء ﴿إِنَّمَا ٱلتَّوۡبَةُ عَلَى ٱللَّهِ لِلَّذِينَ يَعۡمَلُونَ ٱلسُّوٓءَ بِجَهَٰلَةٖ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٖ فَأُوْلَٰٓئِكَ يَتُوبُ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمٗا١٧ [النساء: ۱۷] چیست؟

به سبب حماقت و سفاهت.

معنی کلمه (کرها) در آیه ۱۹ سوره نساء ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا يَحِلُّ لَكُمۡ أَن تَرِثُواْ ٱلنِّسَآءَ كَرۡهٗاۖ [النساء: ۱۹] چیست؟

ناپسندانه.

معنی جمله‌ها‌ی (افضی بعضکم الی بعض ـ می‌ثاقا غلیظا) در آیه ۲۱ سوره نساء ﴿وَكَيۡفَ تَأۡخُذُونَهُۥ وَقَدۡ أَفۡضَىٰ بَعۡضُكُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٖ وَأَخَذۡنَ مِنكُم مِّيثَٰقًا غَلِيظٗا٢١ [النساء: ۲۱] چیست؟

افضی بعضکم الی بعض: با یکدیگر آمیزش نموده‌اید.

می‌ثاقا: پیمان استوار.

معنی کلمه (مقتا) در آیه ۲۲ سوره نساء ﴿وَلَا تَنكِحُواْ مَا نَكَحَ ءَابَآؤُكُم مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِلَّا مَا قَدۡ سَلَفَۚ إِنَّهُۥ كَانَ فَٰحِشَةٗ وَمَقۡتٗا وَسَآءَ سَبِيلًا٢٢ [النساء: ۲۲] چیست؟

خشم شدید.

معنی کلمات (ربائبکم ـ حجور ـ حلائل) در آیه ۲۳ سوره نساء ﴿...وَأُمَّهَٰتُكُمُ ٱلَّٰتِيٓ أَرۡضَعۡنَكُمۡ وَأَخَوَٰتُكُم مِّنَ ٱلرَّضَٰعَةِ وَأُمَّهَٰتُ نِسَآئِكُمۡ وَرَبَٰٓئِبُكُمُ ٱلَّٰتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَآئِكُمُ ٱلَّٰتِي دَخَلۡتُم بِهِنَّ... [النساء: ۲۳] چیست؟

ربائبکم: جمع ربیبه تربیت یافته گان. مراد دختران همسرانتان از شوهر دیگر است.

حجور: جمع حجر، آغوش ممراد رعایت و پرورش است.

حلائل: جمع حلیله، همسران.

معنی کلمات (محصنات ـ غیر مسافحین) در آیه ۲۴ سوره نساء ﴿وَٱلۡمُحۡصَنَٰتُ مِنَ ٱلنِّسَآءِ إِلَّا مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡۖ كِتَٰبَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡۚ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَآءَ ذَٰلِكُمۡ أَن تَبۡتَغُواْ بِأَمۡوَٰلِكُم مُّحۡصِنِينَ غَيۡرَ مُسَٰفِحِينَۚ فَمَا ٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِهِۦ مِنۡهُنَّ فَ‍َٔاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةٗۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ فِيمَا تَرَٰضَيۡتُم بِهِۦ مِنۢ بَعۡدِ ٱلۡفَرِيضَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمٗا٢٤ [النساء: ۲۴] چیست؟

محصنات: زنان شوهر دار

غیر مسافحین: دوری جویندگان از زنا.

معنی کلمه (طولا) در آیه ۲۵ سوره نساء ﴿وَمَن لَّمۡ يَسۡتَطِعۡ مِنكُمۡ طَوۡلًا أَن يَنكِحَ ٱلۡمُحۡصَنَٰتِ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ فَمِن مَّا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُم... [النساء: ۲۵] چیست؟

دارایی و بضاعت. قدرت مادی و معنوی.

معنی کلمات (موالی ـ ایمان) در آیه ۳۳ سوره نساء ﴿وَلِكُلّٖ جَعَلۡنَا مَوَٰلِيَ مِمَّا تَرَكَ ٱلۡوَٰلِدَانِ وَٱلۡأَقۡرَبُونَۚ وَٱلَّذِينَ عَقَدَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡ فَ‍َٔاتُوهُمۡ نَصِيبَهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدًا٣٣ [النساء: ۳۳] چیست؟

موالی: جمع مولی، سرپرستان، پیروان. در اینجا مراد وراث است که حق ولایت یعنی استحقاق دریافت ترکه و استیلاء بر آن را دارند.

ایمان: جمع یمین، قسم.

معنی کلمات (حافظات للغیب ـ نشوز) در آیه ۳۴ سوره نساء ﴿...فَٱلصَّٰلِحَٰتُ قَٰنِتَٰتٌ حَٰفِظَٰتٞ لِّلۡغَيۡبِ بِمَا حَفِظَ ٱللَّهُۚ وَٱلَّٰتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَٱهۡجُرُوهُنَّ فِي ٱلۡمَضَاجِعِ وَٱضۡرِبُوهُنَّۖ فَإِنۡ أَطَعۡنَكُمۡ فَلَا تَبۡغُواْ عَلَيۡهِنَّ سَبِيلًاۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيّٗا كَبِيرٗا٣٤ [النساء: ۳۴] چیست؟

حافظات للغیب: راز نگهداران.

نشوز: سرکشی و سرپیچی.

معنی کلمه (شقاق) در آیه ۳۵ سوره نساء ﴿وَإِنۡ خِفۡتُمۡ شِقَاقَ بَيۡنِهِمَا فَٱبۡعَثُواْ حَكَمٗا مِّنۡ أَهۡلِهِۦ وَحَكَمٗا مِّنۡ أَهۡلِهَآ إِن يُرِيدَآ إِصۡلَٰحٗا يُوَفِّقِ ٱللَّهُ بَيۡنَهُمَآۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرٗا٣٥ [النساء: ۳۵] چیست؟

جدایی. اختلاف.

کلمات (الجار ذی القربی ـ الجار الجنب ـ الصاحب بالجنب ـ مختالا ـ فخورا) در آیه ۳۶ سوره نساء ﴿وَٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُشۡرِكُواْ بِهِۦ شَيۡ‍ٔٗاۖ وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنٗا وَبِذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَٱلۡجَارِ ذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡجَارِ ٱلۡجُنُبِ وَٱلصَّاحِبِ بِٱلۡجَنۢبِ وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ مَن كَانَ مُخۡتَالٗا فَخُورًا٣٦ [النساء: ۳۶] به چه معناست؟

الجار ذی القربی: همسایه نزدیک.

الجار الجنب: همسایه بیگانه.

الصاحب بالجنب: همدم، همنشین، همسفر، همراه و همکار.

مختالا: خود خواه و متکبر.

فخورا: فخر فروش خود ستا.

کلمه (رئاء) در آیه ۳۸ سوره نساء ﴿وَٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمۡوَٰلَهُمۡ رِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَلَا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَلَا بِٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۗ وَمَن يَكُنِ ٱلشَّيۡطَٰنُ لَهُۥ قَرِينٗا فَسَآءَ قَرِينٗا٣٨ [النساء: ۳۸] به چه معناست؟

ریا. خودنمایی.

جمله و کلمه (ولا جنبا الا عابری السبیل ـ الغائط) در آیه ۴۳ سوره نساء ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَقۡرَبُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَنتُمۡ سُكَٰرَىٰ حَتَّىٰ تَعۡلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّىٰ تَغۡتَسِلُواْۚ وَإِن كُنتُم مَّرۡضَىٰٓ أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوۡ جَآءَ أَحَدٞ مِّنكُم مِّنَ ٱلۡغَآئِطِ أَوۡ لَٰمَسۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَلَمۡ تَجِدُواْ مَآءٗ فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدٗا طَيِّبٗا فَٱمۡسَحُواْ بِوُجُوهِكُمۡ وَأَيۡدِيكُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا٤٣ [النساء: ۴۳] به چه معناست؟

ولا جنبا الا عابری السبیل: در حالی که جنب هستید در مساجد نروید مگر اینکه از آنجا عبور کنید.

الغائط: زمین گود، مراد پیشاب و قضای حاجت است.

کلمه (لیا) در آیه ۴۶ سوره نساء ﴿مِّنَ ٱلَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ ٱلۡكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِۦ وَيَقُولُونَ سَمِعۡنَا وَعَصَيۡنَا وَٱسۡمَعۡ غَيۡرَ مُسۡمَعٖ وَرَٰعِنَا لَيَّۢا بِأَلۡسِنَتِهِمۡ وَطَعۡنٗا فِي ٱلدِّينِۚ... [النساء: ۴۶] به چه معناست؟

پیچ دادن.

کلمات (نطمس ـ اصحاب السبت) در آیه ۴۷ سوره نساء ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ ءَامِنُواْ بِمَا نَزَّلۡنَا مُصَدِّقٗا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبۡلِ أَن نَّطۡمِسَ وُجُوهٗا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰٓ أَدۡبَارِهَآ أَوۡ نَلۡعَنَهُمۡ كَمَا لَعَنَّآ أَصۡحَٰبَ ٱلسَّبۡتِۚ وَكَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ مَفۡعُولًا٤٧ [النساء: ۴۷] به چه معناست؟

نطمس: محو کنیم. بزداییم.

اصحاب السبت: پیروان شنبه. یهودیانی که نافرمانی خدا کردند و در روز شنبه ماهیگیری نمودند و مورد خشم او قرار گرفتند.

کلمه (فتیلا) در آیه ۴۹ سوره نساء ﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُمۚ بَلِ ٱللَّهُ يُزَكِّي مَن يَشَآءُ وَلَا يُظۡلَمُونَ فَتِيلًا٤٩ [النساء: ۴۹] به چه معناست؟

نخ گونه و رشته باریکی که در شکاف هسته خرما وجود دارد.

کلمه (جبت) در آیه ۵۱ سوره نساء ﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبٗا مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِ يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡجِبۡتِ وَٱلطَّٰغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ هَٰٓؤُلَآءِ أَهۡدَىٰ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ سَبِيلًا٥١ [النساء: ۵۱] به چه معناست؟

هر چیزی که غیر از خدا پرستیده شود اعم از شیطان یا جادوگر یا غیبگو.

کلمه (نقیرا) در آیه ۵۳ سوره نساء ﴿أَمۡ لَهُمۡ نَصِيبٞ مِّنَ ٱلۡمُلۡكِ فَإِذٗا لَّا يُؤۡتُونَ ٱلنَّاسَ نَقِيرًا٥٣ [النساء: ۵۳] به چه معناست؟

نقطه‌ای در پشت هسته خرما.

کلمه (نضجت) در آیه ۵۶ سوره نساء﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا سَوۡفَ نُصۡلِيهِمۡ نَارٗا كُلَّمَا نَضِجَتۡ جُلُودُهُم بَدَّلۡنَٰهُمۡ جُلُودًا غَيۡرَهَا لِيَذُوقُواْ ٱلۡعَذَابَۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمٗا٥٦ [النساء: ۵۶] به چه معناست؟

بریان شد. سوخت.

کلمه (ظلیلا) در آیه ۵۷ سوره نساء ﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ سَنُدۡخِلُهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ لَّهُمۡ فِيهَآ أَزۡوَٰجٞ مُّطَهَّرَةٞۖ وَنُدۡخِلُهُمۡ ظِلّٗا ظَلِيلًا٥٧ [النساء: ۵۷] به چه معناست؟

سایه دار.

کلمه (نعما) در آیه ۵۸ سوره نساء ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَأۡمُرُكُمۡ أَن تُؤَدُّواْ ٱلۡأَمَٰنَٰتِ إِلَىٰٓ أَهۡلِهَا وَإِذَا حَكَمۡتُم بَيۡنَ ٱلنَّاسِ أَن تَحۡكُمُواْ بِٱلۡعَدۡلِۚ إِنَّ ٱللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِۦٓۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ سَمِيعَۢا بَصِيرٗا٥٨ [النساء: ۵۸] به چه معناست؟

بهترین چیز.

کلمه (یزعمون) در آیه ۶۰ سوره نساء ﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ يَزۡعُمُونَ أَنَّهُمۡ ءَامَنُواْ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ... [النساء: ۶۰] به چه معناست؟

گمان می‌‌بردند.

کلمه (شجر) در آیه ۶۵ سوره نساء ﴿فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤۡمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيۡنَهُمۡ ثُمَّ لَا يَجِدُواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ حَرَجٗا مِّمَّا قَضَيۡتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسۡلِيمٗا٦٥ [النساء: ۶۵] به چه معناست؟

در گرفت. کشمکش و اختلاف شد.

کلمه (مشیدة) در آیه ۷۸ سوره نساء ﴿أَيۡنَمَا تَكُونُواْ يُدۡرِككُّمُ ٱلۡمَوۡتُ وَلَوۡ كُنتُمۡ فِي بُرُوجٖ مُّشَيَّدَةٖۗ... [النساء: ۷۸] به چه معناست؟

محکم و بلند.

کلمه (تنکیلا) در آیه ۸۴ سوره نساء ﴿فَقَٰتِلۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفۡسَكَۚ وَحَرِّضِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ عَسَى ٱللَّهُ أَن يَكُفَّ بَأۡسَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۚ وَٱللَّهُ أَشَدُّ بَأۡسٗا وَأَشَدُّ تَنكِيلٗا٨٤ [النساء: ۸۴] به چه معناست؟

تنبیه، مجازات.

کلمه (خصیما) در آیه ۱۰۵ سوره نساء ﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ لِتَحۡكُمَ بَيۡنَ ٱلنَّاسِ بِمَآ أَرَىٰكَ ٱللَّهُۚ وَلَا تَكُن لِّلۡخَآئِنِينَ خَصِيمٗا١٠٥ [النساء: ۱۰۵] به چه معناست؟

مدافع، جانب دار، دشمن.

کلمات (خوانا ـ أثیما) در آیه ۱۰۷ سوره نساء ﴿وَلَا تُجَٰدِلۡ عَنِ ٱلَّذِينَ يَخۡتَانُونَ أَنفُسَهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ مَن كَانَ خَوَّانًا أَثِيمٗا١٠٧ [النساء: ۱۰۷] به چه معناست؟

خوانا: بسیار خیانتکار.

أثیما: بسیار گنهکار.

کلمه (یبیتون) در آیه ۱۰۸ سوره نساء ﴿يَسۡتَخۡفُونَ مِنَ ٱلنَّاسِ وَلَا يَسۡتَخۡفُونَ مِنَ ٱللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمۡ إِذۡ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرۡضَىٰ مِنَ ٱلۡقَوۡلِۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِمَا يَعۡمَلُونَ مُحِيطًا١٠٨ [النساء: ۱۰۸] به چه معناست؟

شبانگاهان چاره اندیشی و چاره جویی می‌‌کنند.

جمله (نوله ما تولی) در آیه ۱۱۵ سوره نساء ﴿وَمَن يُشَاقِقِ ٱلرَّسُولَ مِنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ ٱلۡهُدَىٰ وَيَتَّبِعۡ غَيۡرَ سَبِيلِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ نُوَلِّهِۦ مَا تَوَلَّىٰ وَنُصۡلِهِۦ جَهَنَّمَۖ وَسَآءَتۡ مَصِيرًا١١٥ [النساء: ۱۱۵] به چه معناست؟

او را بدان چیزی وا می‌‌گذاریم که دوستش می‌‌دارد.

کلمه (مریدا) در آیه ۱۱۷ سوره نساء ﴿إِن يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦٓ إِلَّآ إِنَٰثٗا وَإِن يَدۡعُونَ إِلَّا شَيۡطَٰنٗا مَّرِيدٗا١١٧ [النساء: ۱۱۷] به چه معناست؟

بسیار متمرد. صیغه مبالغه مارد.

کلمه (فلیبتکن) در آیه ۱۱۹ سوره نساء ﴿وَلَأُضِلَّنَّهُمۡ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمۡ وَلَأٓمُرَنَّهُمۡ فَلَيُبَتِّكُنَّ ءَاذَانَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ وَلَأٓمُرَنَّهُمۡ [النساء: ۱۱۹] به چه معناست؟

قطع می‌‌کردند.

کلمه (محیصا) در آیه ۱۲۱ سوره نساء ﴿أُوْلَٰٓئِكَ مَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُ وَلَا يَجِدُونَ عَنۡهَا مَحِيصٗا١٢١ [النساء: ۱۲۱] به چه معناست؟

مهرب و مفر. خلاص و نجات.

کلمات (بعل ـ الشح) در آیه ۱۲۸ سوره نساء ﴿وَإِنِ ٱمۡرَأَةٌ خَافَتۡ مِنۢ بَعۡلِهَا نُشُوزًا أَوۡ إِعۡرَاضٗا فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِمَآ أَن يُصۡلِحَا بَيۡنَهُمَا صُلۡحٗاۚ وَٱلصُّلۡحُ خَيۡرٞۗ وَأُحۡضِرَتِ ٱلۡأَنفُسُ ٱلشُّحَّۚ وَإِن تُحۡسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٗا١٢٨ [النساء: ۱۲۸] به چه معناست؟

بعل: شوهر.

الشح: بخل شدید.

کلمه و جمله (یتربصون ـ الم نستحوذ علیکم) در آیه ۱۴۱ سوره نساء ﴿ٱلَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمۡ فَإِن كَانَ لَكُمۡ فَتۡحٞ مِّنَ ٱللَّهِ قَالُوٓاْ أَلَمۡ نَكُن مَّعَكُمۡ وَإِن كَانَ لِلۡكَٰفِرِينَ نَصِيبٞ قَالُوٓاْ أَلَمۡ نَسۡتَحۡوِذۡ عَلَيۡكُمۡ وَنَمۡنَعۡكُم مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۚ... [النساء: ۱۴۱] به چه معناست؟

یتربصون: منتظر می‌‌مانند.

﴿أَلَمۡ نَسۡتَحۡوِذۡ: مگر نه این است که می‌‌توانستیم بر شما چیره شویم.

کلمه (کسالی) در آیه ۱۴۲ سوره نساء ﴿إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ يُخَٰدِعُونَ ٱللَّهَ وَهُوَ خَٰدِعُهُمۡ وَإِذَا قَامُوٓاْ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ قَامُواْ كُسَالَىٰ يُرَآءُونَ ٱلنَّاسَ وَلَا يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ إِلَّا قَلِيلٗا١٤٢ [النساء: ۱۴۲] به چه معناست؟

جمع کسلان، تنبل‌ها و سست‌ها.

کلمه (مذبذبین) در آیه ۱۴۳ سوره نساء ﴿مُّذَبۡذَبِينَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ لَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ وَلَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِۚ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَلَ تَجِدَ لَهُۥ سَبِيلٗا١٤٣ [النساء: ۱۴۳] به چه معناست؟

مترددین اشخاص سرگردان و دو دل.

کلمه (الدرک) در آیه ۱۴۵ سوره نساء ﴿إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ فِي ٱلدَّرۡكِ ٱلۡأَسۡفَلِ مِنَ ٱلنَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمۡ نَصِيرًا١٤٥ [النساء: ۱۴۵] به چه معناست؟

قعر شیء عمیق. طبقه پایین.

کلمه (لن یستنکف) در آیه ۱۷۲ سوره نساء ﴿لَّن يَسۡتَنكِفَ ٱلۡمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبۡدٗا لِّلَّهِ وَلَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ٱلۡمُقَرَّبُونَۚ وَمَن يَسۡتَنكِفۡ عَنۡ عِبَادَتِهِۦ وَيَسۡتَكۡبِرۡ فَسَيَحۡشُرُهُمۡ إِلَيۡهِ جَمِيعٗا١٧٢ [النساء: ۱۷۲] به چه معناست؟

هرگز سر باز نمی‌‌زنند و خود داری نمی‌‌کنند.

المائدة

کلمات (شعائر ـ آمین ـ لا یجرمنکم ـ شنآن) در آیه ۲ سوره مائده ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُحِلُّواْ شَعَٰٓئِرَ ٱللَّهِ وَلَا ٱلشَّهۡرَ ٱلۡحَرَامَ وَلَا ٱلۡهَدۡيَ وَلَا ٱلۡقَلَٰٓئِدَ وَلَآ ءَآمِّينَ ٱلۡبَيۡتَ ٱلۡحَرَامَ يَبۡتَغُونَ فَضۡلٗا مِّن رَّبِّهِمۡ وَرِضۡوَٰنٗاۚ وَإِذَا حَلَلۡتُمۡ فَٱصۡطَادُواْۚ وَلَا يَجۡرِمَنَّكُمۡ شَنَ‍َٔانُ قَوۡمٍ أَن صَدُّوكُمۡ عَنِ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ أَن تَعۡتَدُواْۘ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡبِرِّ وَٱلتَّقۡوَىٰۖ وَلَا تَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۖ إِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ٢ [المائدة: ۲] به چه معناست؟

شعائر: جمع شعیره، علایم.

آمین: قصد کنندگان.

لایجرمنکم: شما را وادار نسازد.

شنآن: بغض. دشمنانگی.

جمله و کلمات (ما اهل لغیر الله به ـ اهل ـ المنخنقة ـ الموقوذة ـ المتردیة ـ ذکیتم ـ النصب ـ الازلام ـ مخمصة ـ متجانف) در آیه ۳ سوره مائده ﴿حُرِّمَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةُ وَٱلدَّمُ وَلَحۡمُ ٱلۡخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ بِهِۦ وَٱلۡمُنۡخَنِقَةُ وَٱلۡمَوۡقُوذَةُ وَٱلۡمُتَرَدِّيَةُ وَٱلنَّطِيحَةُ وَمَآ أَكَلَ ٱلسَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيۡتُمۡ وَمَا ذُبِحَ عَلَى ٱلنُّصُبِ وَأَن تَسۡتَقۡسِمُواْ بِٱلۡأَزۡلَٰمِۚ ذَٰلِكُمۡ فِسۡقٌۗ ٱلۡيَوۡمَ يَئِسَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمۡ فَلَا تَخۡشَوۡهُمۡ وَٱخۡشَوۡنِۚ ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ وَأَتۡمَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ نِعۡمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ ٱلۡإِسۡلَٰمَ دِينٗاۚ فَمَنِ ٱضۡطُرَّ فِي مَخۡمَصَةٍ غَيۡرَ مُتَجَانِفٖ لِّإِثۡمٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٣ [المائدة: ۳] به چه معناست؟

ما اهل لغیر الله به: حیوانی که بهنگام ذبح نام غیر از خدا بر آن برده شود.

اهل: از مصدر اهلال به معنی بلند کردن صداست به نام چیزی مانند لا ت وعزی یا انبیاء و اولیاء بهنگام ذبح حیوان.

المنخنقه: خفه شده.

الموقوذه: کتک خورده.

المتردیه: پرت شده.

ذکیتم: ذبح کردید.

النصب: جمع انصاب سنگ‌هایی که در اطراف کعبه نصب کرده بودند و آنها را می‌‌پرستیدند وبر چنین سنگ‌هایی یا در کنار آنها حیوانات خود را برای تقرب بدان‌ها سر می‌‌بریدند.

الازلام: جمع زلم، چوبه‌های تیر. عرب‌ها وقتی که می‌‌خواستند راهی سفری یا جنگی یا تجارتی شوند یا کار مهمی از قبیل ازدواج انجام دهند سه تیر بر می‌‌گرفتند وبر روی یکی: خدایم بدان فرمان داده است، و بر روی دومی: خدایم از آن نهی کرده است، می‌نوشتد، و بر روی سومی چیزی نمی‌‌نوشتند، آنها را به هم می‌‌زدند، سپس اگر اولی بدست‌شان می‌‌رسید، کار را انجام می‌‌دادند و اگر دومی بیرون می‌‌آمد، کار را انجام نمی‌‌دادند و اگرسومی بدست‌شان می‌‌افتاد، دوباره فال را از سر می‌‌گرفتند..

مخمصة: گرسنگی.

متجانف: متمایل و گراینده.

کلمات (الجوارح ـ مکلبین) در آیه ۴ سوره مائده ﴿يَسۡ‍َٔلُونَكَ مَاذَآ أُحِلَّ لَهُمۡۖ قُلۡ أُحِلَّ لَكُمُ ٱلطَّيِّبَٰتُ وَمَا عَلَّمۡتُم مِّنَ ٱلۡجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ ٱللَّهُۖ... [المائدة: ۴] به چه معناست؟

جمع جارحه، حیوانات و پرندگان شکاری.

مکلبین: تعلیم دهندگان سگ‌های شکاری و غیره.

کلمه (أخدان) در آیه ۵ سوره مائده ﴿...وَلَا مُتَّخِذِيٓ أَخۡدَانٖۗ وَمَن يَكۡفُرۡ بِٱلۡإِيمَٰنِ فَقَدۡ حَبِطَ عَمَلُهُۥ وَهُوَ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ٥ [المائدة: ۵] به چه معناست؟

جمع خدن، رفیقه.

کلمات (صعیدا ـ حرج) در آیه ۶ سوره مائده ﴿...فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدٗا طَيِّبٗا فَٱمۡسَحُواْ بِوُجُوهِكُمۡ وَأَيۡدِيكُم مِّنۡهُۚ مَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيَجۡعَلَ عَلَيۡكُم مِّنۡ حَرَجٖ وَلَٰكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمۡ وَلِيُتِمَّ نِعۡمَتَهُۥ عَلَيۡكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ٦ [المائدة: ۶] به چه معناست؟

صعیدا: سطح زمین. زمین.

حرج: تنگنا، مشقت.

کلمات (نقیبا ـ عزرتموهم ـ اقرضتم الله) در آیه ۱۲ سوره مائده ﴿وَلَقَدۡ أَخَذَ ٱللَّهُ مِيثَٰقَ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ وَبَعَثۡنَا مِنۡهُمُ ٱثۡنَيۡ عَشَرَ نَقِيبٗاۖ وَقَالَ ٱللَّهُ إِنِّي مَعَكُمۡۖ لَئِنۡ أَقَمۡتُمُ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَيۡتُمُ ٱلزَّكَوٰةَ وَءَامَنتُم بِرُسُلِي وَعَزَّرۡتُمُوهُمۡ وَأَقۡرَضۡتُمُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا لَّأُكَفِّرَنَّ عَنكُمۡ سَيِّ‍َٔاتِكُمۡ وَلَأُدۡخِلَنَّكُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۚ فَمَن كَفَرَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ مِنكُمۡ فَقَدۡ ضَلَّ سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ١٢ [المائدة: ۱۲] به چه معناست؟

نقیبا: سردار. رئیس.

عزرتموهم: اگر آنان را کمک کنید و گرامی‌شان دارید.

اقرضتم الله: به خدا قرض دادید. مراد انفاق مال در راه خیرات و دستگیری از بیتوایان است.

کلمه (اغرینا) در آیه ۱۴ سوره مائده ﴿...فَأَغۡرَيۡنَا بَيۡنَهُمُ ٱلۡعَدَاوَةَ وَٱلۡبَغۡضَآءَ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ وَسَوۡفَ يُنَبِّئُهُمُ ٱللَّهُ بِمَا كَانُواْ يَصۡنَعُونَ١٤ [المائدة: ۱۴] به چه معناست؟

افکندیم. به راه انداختیم.

کلمه (سبل السلام) در آیه ۱۶ سوره مائده ﴿يَهۡدِي بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضۡوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَٰمِ وَيُخۡرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ بِإِذۡنِهِۦ وَيَهۡدِيهِمۡ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ١٦ [المائدة: ۱۶] به چه معناست؟

راه‌های امن و امان. راه نجات.

کلمه (فترة) در آیه ۱۹ سوره مائده ﴿يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ قَدۡ جَآءَكُمۡ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمۡ عَلَىٰ فَتۡرَةٖ مِّنَ ٱلرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَآءَنَا مِنۢ بَشِيرٖ وَلَا نَذِيرٖۖ فَقَدۡ جَآءَكُم بَشِيرٞ وَنَذِيرٞۗ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ١٩ [المائدة: ۱۹] به چه معناست؟

مدت انقطاع نبوت پیغمبری تا پیغمبری دیگر.

کلمه (فافرق بیننا) در آیه ۲۵ سوره مائده ﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي لَآ أَمۡلِكُ إِلَّا نَفۡسِي وَأَخِيۖ فَٱفۡرُقۡ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡفَٰسِقِينَ٢٥ [المائدة: ۲۵] به چه معناست؟

میان ما فرق بگذار و حساب ما را از دیگر جدا بدار.

کلمات (یتیهون ـ فلا تأس) در آیه ۲۶ سوره مائده ﴿قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيۡهِمۡۛ أَرۡبَعِينَ سَنَةٗۛ يَتِيهُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ فَلَا تَأۡسَ عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡفَٰسِقِينَ٢٦ [المائدة: ۲۶] به چه معناست؟

یتیهون: راه گم می‌‌کنند. سرگردان می‌مانند.

فلا تأس: غم مخور. غمگین مباش.

کلمه (بسطت) در آیه ۲۸ سوره مائده ﴿لَئِنۢ بَسَطتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقۡتُلَنِي مَآ أَنَا۠ بِبَاسِطٖ يَدِيَ إِلَيۡكَ لِأَقۡتُلَكَۖ إِنِّيٓ أَخَافُ ٱللَّهَ رَبَّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٢٨ [المائدة: ۲۸] به چه معناست؟

گشودی. درازکردی.

کلمه (تبوأ) در آیه ۲۹ سوره مائده ﴿إِنِّيٓ أُرِيدُ أَن تَبُوٓأَ بِإِثۡمِي وَإِثۡمِكَ فَتَكُونَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلنَّارِۚ وَذَٰلِكَ جَزَٰٓؤُاْ ٱلظَّٰلِمِينَ٢٩ [المائدة: ۲۹] به چه معناست؟

برگردی.

کلمه (فطوعت) در آیه ۳۰ سوره مائده ﴿فَطَوَّعَتۡ لَهُۥ نَفۡسُهُۥ قَتۡلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُۥ فَأَصۡبَحَ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ٣٠ [المائدة: ۳۰] به چه معناست؟

کم کم بیاراست و سهل و ساده جلوه داد.

کلمه (سوأة) در آیه ۳۱ سوره مائده ﴿...فَأُوَٰرِيَ سَوۡءَةَ أَخِيۖ فَأَصۡبَحَ مِنَ ٱلنَّٰدِمِينَ٣١ [المائدة: ۳۱] به چه معناست؟

عورت. در اینجا مراد جسد انسان بعد از مرگ است.

کلمه (ینفوا) در آیه ۳۳ سوره مائده ﴿إِنَّمَا جَزَٰٓؤُاْ ٱلَّذِينَ يُحَارِبُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَيَسۡعَوۡنَ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُوٓاْ أَوۡ يُصَلَّبُوٓاْ أَوۡ تُقَطَّعَ أَيۡدِيهِمۡ وَأَرۡجُلُهُم مِّنۡ خِلَٰفٍ أَوۡ يُنفَوۡاْ مِنَ ٱلۡأَرۡضِۚ ذَٰلِكَ لَهُمۡ خِزۡيٞ فِي ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ٣٣ [المائدة: ۳۳] به چه معناست؟

تبعید شوند.

کلمات (أکالون ـ سحت) در آیه ۴۲ سوره مائده ﴿سَمَّٰعُونَ لِلۡكَذِبِ أَكَّٰلُونَ لِلسُّحۡتِۚ فَإِن جَآءُوكَ فَٱحۡكُم بَيۡنَهُمۡ أَوۡ أَعۡرِضۡ عَنۡهُمۡۖ وَإِن تُعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيۡ‍ٔٗاۖ وَإِنۡ حَكَمۡتَ فَٱحۡكُم بَيۡنَهُم بِٱلۡقِسۡطِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ٤٢ [المائدة: ۴۲] به چه معناست؟

أکالون: بسیار خورندگان.

سحت: مال حرام.

کلمه (استحفظوا) در آیه ۴۴ سوره مائده ﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَا ٱلتَّوۡرَىٰةَ فِيهَا هُدٗى وَنُورٞۚ يَحۡكُمُ بِهَا ٱلنَّبِيُّونَ ٱلَّذِينَ أَسۡلَمُواْ لِلَّذِينَ هَادُواْ وَٱلرَّبَّٰنِيُّونَ وَٱلۡأَحۡبَارُ بِمَا ٱسۡتُحۡفِظُواْ مِن كِتَٰبِ ٱللَّهِ... [المائدة: ۴۴] به چه معناست؟

بدانان سپرده شده بود تا در حفظ آن بکوشند.

کلمات (مهیمنا ـ شرعة ـ منهاجا) در آیه ۴۸ سوره مائده ﴿وَأَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَمُهَيۡمِنًا عَلَيۡهِۖ فَٱحۡكُم بَيۡنَهُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُۖ وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَهُمۡ عَمَّا جَآءَكَ مِنَ ٱلۡحَقِّۚ لِكُلّٖ جَعَلۡنَا مِنكُمۡ شِرۡعَةٗ وَمِنۡهَاجٗاۚ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَعَلَكُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ وَلَٰكِن لِّيَبۡلُوَكُمۡ فِي مَآ ءَاتَىٰكُمۡۖ فَٱسۡتَبِقُواْ ٱلۡخَيۡرَٰتِۚ إِلَى ٱللَّهِ مَرۡجِعُكُمۡ جَمِيعٗا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ٤٨ [المائدة: ۴۸] به چه معناست؟

مهیمنا: حافظ و نگهبان. گواه و دیدبان.

شرعة: شریعت.

منهاجا: برنامه. راه و روش.

کلمه (دائرة) در آیه ۵۲ سوره مائده ﴿فَتَرَى ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ يُسَٰرِعُونَ فِيهِمۡ يَقُولُونَ نَخۡشَىٰٓ أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٞۚ فَعَسَى ٱللَّهُ أَن يَأۡتِيَ بِٱلۡفَتۡحِ أَوۡ أَمۡرٖ مِّنۡ عِندِهِۦ فَيُصۡبِحُواْ عَلَىٰ مَآ أَسَرُّواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ نَٰدِمِينَ٥٢ [المائدة: ۵۲] به چه معناست؟

مصیبت بزرگی که چرخش زمان باعث پیدایش آن شود.

کلمه (جهد) در آیه ۵۳ سوره مائده ﴿وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَهَٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ أَقۡسَمُواْ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ إِنَّهُمۡ لَمَعَكُمۡۚ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ فَأَصۡبَحُواْ خَٰسِرِينَ٥٣ [المائدة: ۵۳] به چه معناست؟

غایت و نعایت.

کلمه (مثوبة) در آیه ۶۰ سوره مائده ﴿قُلۡ هَلۡ أُنَبِّئُكُم بِشَرّٖ مِّن ذَٰلِكَ مَثُوبَةً عِندَ ٱللَّهِۚ مَن لَّعَنَهُ ٱللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيۡهِ وَجَعَلَ مِنۡهُمُ ٱلۡقِرَدَةَ وَٱلۡخَنَازِيرَ وَعَبَدَ ٱلطَّٰغُوتَۚ أُوْلَٰٓئِكَ شَرّٞ مَّكَانٗا وَأَضَلُّ عَن سَوَآءِ ٱلسَّبِيلِ٦٠ [المائدة: ۶۰] به چه معناست؟

پاداش.

کلمات (الربانیون ـ الاحبار) در آیه ۶۳ سوره مائده ﴿لَوۡلَا يَنۡهَىٰهُمُ ٱلرَّبَّٰنِيُّونَ وَٱلۡأَحۡبَارُ عَن قَوۡلِهِمُ ٱلۡإِثۡمَ وَأَكۡلِهِمُ ٱلسُّحۡتَۚ لَبِئۡسَ مَا كَانُواْ يَصۡنَعُونَ٦٣ [المائدة: ۶۳] به چه معناست؟

الربانیون: پیشوایان دینی مسیحی.

الاحبار: پیشوایان دینی یهودی.

کلمه (مغلولة) در آیه ۶۴ سوره مائده ﴿وَقَالَتِ ٱلۡيَهُودُ يَدُ ٱللَّهِ مَغۡلُولَةٌۚ غُلَّتۡ أَيۡدِيهِمۡ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْۘ بَلۡ يَدَاهُ مَبۡسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيۡفَ يَشَآءُۚ... [المائدة: ۶۴] به چه معناست؟

بسته به غل و زنجیر.

کلمه (مقتصدة) در آیه ۶۶ سوره مائده ﴿وَلَوۡ أَنَّهُمۡ أَقَامُواْ ٱلتَّوۡرَىٰةَ وَٱلۡإِنجِيلَ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِم مِّن رَّبِّهِمۡ لَأَكَلُواْ مِن فَوۡقِهِمۡ وَمِن تَحۡتِ أَرۡجُلِهِمۚ مِّنۡهُمۡ أُمَّةٞ مُّقۡتَصِدَةٞۖ وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ سَآءَ مَا يَعۡمَلُونَ٦٦ [المائدة: ۶۶] به چه معناست؟

معتدل و میانه رو.

کلمه (یوفکون) در آیه ۷۵ سوره مائده ﴿مَّا ٱلۡمَسِيحُ ٱبۡنُ مَرۡيَمَ إِلَّا رَسُولٞ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِ ٱلرُّسُلُ وَأُمُّهُۥ صِدِّيقَةٞۖ كَانَا يَأۡكُلَانِ ٱلطَّعَامَۗ ٱنظُرۡ كَيۡفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ ثُمَّ ٱنظُرۡ أَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ٧٥ [المائدة: ۷۵] به چه معناست؟

بازداشته می‌‌شوند. منصرف گردانده می‌شوند.

کلمه (لا یتناهون) در آیه ۷۹ سوره مائده ﴿كَانُواْ لَا يَتَنَاهَوۡنَ عَن مُّنكَرٖ فَعَلُوهُۚ لَبِئۡسَ مَا كَانُواْ يَفۡعَلُونَ٧٩ [المائدة: ۷۹] به چه معناست؟

یکدیگر را نصیحت نمی‌‌نمودند و از منکرات نهی نمی‌‌کردند.

کلمات (تفیض ـ الدمع) در آیه ۸۳ سوره مائده ﴿وَإِذَا سَمِعُواْ مَآ أُنزِلَ إِلَى ٱلرَّسُولِ تَرَىٰٓ أَعۡيُنَهُمۡ تَفِيضُ مِنَ ٱلدَّمۡعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ ٱلۡحَقِّۖ يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱكۡتُبۡنَا مَعَ ٱلشَّٰهِدِينَ٨٣ [المائدة: ۸۳] به چه معناست؟

تفیض: لبریز می‌‌گردد.

الدمع: اشک.

کلمه (رجس) در آیه ۹۰ سوره مائده ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّمَا ٱلۡخَمۡرُ وَٱلۡمَيۡسِرُ وَٱلۡأَنصَابُ وَٱلۡأَزۡلَٰمُ رِجۡسٞ مِّنۡ عَمَلِ ٱلشَّيۡطَٰنِ فَٱجۡتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ٩٠ [المائدة: ۹۰] به چه معناست؟

پلید. مراد پلید و کثیف معنوی است.

کلمات (النعم ـ هدیا ـ وبال) در آیه ۹۵ سوره مائده ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَقۡتُلُواْ ٱلصَّيۡدَ وَأَنتُمۡ حُرُمٞۚ وَمَن قَتَلَهُۥ مِنكُم مُّتَعَمِّدٗا فَجَزَآءٞ مِّثۡلُ مَا قَتَلَ مِنَ ٱلنَّعَمِ يَحۡكُمُ بِهِۦ ذَوَا عَدۡلٖ مِّنكُمۡ هَدۡيَۢا بَٰلِغَ ٱلۡكَعۡبَةِ أَوۡ كَفَّٰرَةٞ طَعَامُ مَسَٰكِينَ أَوۡ عَدۡلُ ذَٰلِكَ صِيَامٗا لِّيَذُوقَ وَبَالَ أَمۡرِهِۦۗ عَفَا ٱللَّهُ عَمَّا سَلَفَۚ وَمَنۡ عَادَ فَيَنتَقِمُ ٱللَّهُ مِنۡهُۚ وَٱللَّهُ عَزِيزٞ ذُو ٱنتِقَامٍ٩٥ [المائدة: ۹۵] به چه معناست؟

النعم: چهارپایان. مراد گاو و گوسفند و بز و شتر است.

هدیا: حیوان قربانی.

وبال: زیان و ضرر. کیفر.

کلمه (قیاما) در آیه ۹۷ سوره مائده ﴿۞جَعَلَ ٱللَّهُ ٱلۡكَعۡبَةَ ٱلۡبَيۡتَ ٱلۡحَرَامَ قِيَٰمٗا لِّلنَّاسِ وَٱلشَّهۡرَ ٱلۡحَرَامَ وَٱلۡهَدۡيَ وَٱلۡقَلَٰٓئِدَۚ ذَٰلِكَ لِتَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَأَنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ٩٧ [المائدة: ۹۷] به چه معناست؟

قوام. وسیله پایداری و مایه پابرجایی.

کلمات (بحیرة ـ سائبة ـ وصیلة ـ حام) در آیه ۱۰۳ سوره مائده ﴿مَا جَعَلَ ٱللَّهُ مِنۢ بَحِيرَةٖ وَلَا سَآئِبَةٖ وَلَا وَصِيلَةٖ وَلَا حَامٖ وَلَٰكِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَۖ وَأَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡقِلُونَ١٠٣ [المائدة: ۱۰۳] به چه معناست؟

بحیرة: در لغت به معنی گوشت شکافته شده، در اصطلاح به شترماده‌ای می‌گفتند که پنج شکم می‌زائید و پنجمین آنها نرینه بود. در این صورت گوشش را می‌‌شکافتند و بار کردن و سوار شدن و خوردن گوشت آن را حرام می‌‌دانستند و از هی چگونه چرا گاه و آبی آن را باز نمی‌‌داشتند.

سائبة: در لغت به معنی رها. و در اصطلاح به شتر ماده‌ای می‌‌گفتند که صاحبش نذر می‌‌کرد که اگر به سلامت از سفر برگردد آن را رها کند. چنین شتری مانند بحیرۀ برای وفای نذر معاف و آزاد می‌‌شد.

وصیلة: در لغت به معنی واصلۀ یعنی رسیده و پیوسته، و در اصطلاح به بره مادینه‌ای گفته می‌‌‌شد که به صورت دو قلو همراه نرینه‌ای متولد می‌‌گردید و به خادمان بتان داده می‌‌‌شد.

حام: در لغت به معنی حامی و حافظ، و در اصطلاح به شتر نری گفته می‌‌‌شد که از نژاد آن ده نسل متولد می‌‌گردید و در این صورت همچون بحیرۀ و سائبۀ آزادانه می‌‌‌چرید و ازباربری و سواری و خوردن معاف می‌‌شد.

کلمه (الأولیان) در آیه ۱۰۷ سوره مائده ﴿فَإِنۡ عُثِرَ عَلَىٰٓ أَنَّهُمَا ٱسۡتَحَقَّآ إِثۡمٗا فَ‍َٔاخَرَانِ يَقُومَانِ مَقَامَهُمَا مِنَ ٱلَّذِينَٱسۡتَحَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلۡأَوۡلَيَٰنِ فَيُقۡسِمَانِ بِٱللَّهِ لَشَهَٰدَتُنَآ أَحَقُّ مِن شَهَٰدَتِهِمَا وَمَا ٱعۡتَدَيۡنَآ إِنَّآ إِذٗا لَّمِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ١٠٧ [المائدة: ۱۰۷] به چه معناست؟

مثنی أولی است به معنی احق و اقرب یعنی: شایسته‌تر.

الأنعام

کلمه (أجل مسمی) در آیه ۲ سوره انعام ﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٖ ثُمَّ قَضَىٰٓ أَجَلٗاۖ وَأَجَلٞ مُّسَمًّى عِندَهُۥۖ ثُمَّ أَنتُمۡ تَمۡتَرُونَ٢ [الأنعام: ۲] به چه معناست؟

مدت معین و مشخص.

کلمات (قرن ـ مکناهم ـ مدرارا) در آیه ۶ سوره انعام ﴿أَلَمۡ يَرَوۡاْ كَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَبۡلِهِم مِّن قَرۡنٖ مَّكَّنَّٰهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَا لَمۡ نُمَكِّن لَّكُمۡ وَأَرۡسَلۡنَا ٱلسَّمَآءَ عَلَيۡهِم مِّدۡرَارٗا وَجَعَلۡنَا ٱلۡأَنۡهَٰرَ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمۡ فَأَهۡلَكۡنَٰهُم بِذُنُوبِهِمۡ وَأَنشَأۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِمۡ قَرۡنًا ءَاخَرِينَ٦ [الأنعام: ۶] به چه معناست؟

قرن: مردمان هم عصر.

مکناهم: قدرت و نعمت‌شان دادیم.

مدرارا: بسیار ریزان.

کلمه (قرطاس) در آیه ۷ سوره انعام ﴿وَلَوۡ نَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ كِتَٰبٗا فِي قِرۡطَاسٖ فَلَمَسُوهُ بِأَيۡدِيهِمۡ لَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٞ٧ [الأنعام: ۷] به چه معناست؟

کاغذ. صفحه‌ای که روی آن بنویسند.

کلمات (لبسنا ـ یلبسون) در آیه ۹ سوره انعام ﴿وَلَوۡ جَعَلۡنَٰهُ مَلَكٗا لَّجَعَلۡنَٰهُ رَجُلٗا وَلَلَبَسۡنَا عَلَيۡهِم مَّا يَلۡبِسُونَ٩ [الأنعام: ۹] به چه معناست؟

لبسنا: مشتبه کردیم.

یلبسون: در آن مشتبه می‌‌شوند.

کلمه (حاق) در آیه ۱۰ سوره انعام ﴿وَلَقَدِ ٱسۡتُهۡزِئَ بِرُسُلٖ مِّن قَبۡلِكَ فَحَاقَ بِٱلَّذِينَ سَخِرُواْ مِنۡهُم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ١٠ [الأنعام: ۱۰] به چه معناست؟

فرا گرفت ـ فرو گرفت.

کلمه (فاطر) در آیه ۱۴ سوره انعام ﴿قُلۡ أَغَيۡرَ ٱللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيّٗا فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَهُوَ يُطۡعِمُ وَلَا يُطۡعَمُۗ قُلۡ إِنِّيٓ أُمِرۡتُ أَنۡ أَكُونَ أَوَّلَ مَنۡ أَسۡلَمَۖ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ١٤ [الأنعام: ۱۴] به چه معناست؟

آفریننده.

کلمه (کاشف) در آیه ۱۷ سوره انعام ﴿وَإِن يَمۡسَسۡكَ ٱللَّهُ بِضُرّٖ فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَۖ وَإِن يَمۡسَسۡكَ بِخَيۡرٖ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ١٧ [الأنعام: ۱۷] به چه معناست؟

بر طرف کننده.

کلمه (القاهر) در آیه ۱۸ سوره انعام ﴿وَهُوَ ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦۚ وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡخَبِيرُ١٨ [الأنعام: ۱۸] به چه معناست؟

غالب و مسلط.

کلمات (أکنة ـ وقرا ـ أساطیر) در آیه ۲۵ سوره انعام‌ ﴿وَمِنۡهُم مَّن يَسۡتَمِعُ إِلَيۡكَۖ وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً أَن يَفۡقَهُوهُ وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗاۚ وَإِن يَرَوۡاْ كُلَّ ءَايَةٖ لَّا يُؤۡمِنُواْ بِهَاۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوكَ يُجَٰدِلُونَكَ يَقُولُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ٢٥ [الأنعام: ۲۵] به چه معناست؟

أکنة: جمع کنان، پرده‌ها.

وقرا: سنگینی. کری.

اساطیر: جمع اسطورۀ افسانه‌ها. مراد خرافات و اباطیل است.

کلمات (ینهون ـ ینأون) در آیه ۲۶ سوره انعام ﴿وَهُمۡ يَنۡهَوۡنَ عَنۡهُ وَيَنۡ‍َٔوۡنَ عَنۡهُۖ وَإِن يُهۡلِكُونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمۡ وَمَا يَشۡعُرُونَ٢٦ [الأنعام: ۲۶] به چه معناست؟

ینهون: باز می‌‌دارند.

یناون: دووری می‌‌‌گزینند.

کلمات (بغتة ـ أوزار ـ یزرون) در آیه ۳۱ سوره انعام ﴿قَدۡ خَسِرَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَآءِ ٱللَّهِۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَتۡهُمُ ٱلسَّاعَةُ بَغۡتَةٗ قَالُواْ يَٰحَسۡرَتَنَا عَلَىٰ مَا فَرَّطۡنَا فِيهَا وَهُمۡ يَحۡمِلُونَ أَوۡزَارَهُمۡ عَلَىٰ ظُهُورِهِمۡۚ أَلَا سَآءَ مَا يَزِرُونَ٣١ [الأنعام: ۳۱] به چه معناست؟

بغتة: ناگهانی.

أوزار: جمع وزر، بارهای سنگین. گناهان.

یزرون: حمل می‌‌‌کنند بر می‌‌دارند.

کلمه (یجحدون) در آیه ۳۳ سوره انعام ﴿قَدۡ نَعۡلَمُ إِنَّهُۥ لَيَحۡزُنُكَ ٱلَّذِي يَقُولُونَۖ فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ٣٣ [الأنعام: ۳۳] به چه معناست؟

از روی عناد انکار می‌‌کنند.

کلمه (ما فرطنا) در آیه ۳۸ سوره انعام ﴿وَمَا مِن دَآبَّةٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا طَٰٓئِرٖ يَطِيرُ بِجَنَاحَيۡهِ إِلَّآ أُمَمٌ أَمۡثَالُكُمۚ مَّا فَرَّطۡنَا فِي ٱلۡكِتَٰبِ مِن شَيۡءٖۚ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ يُحۡشَرُونَ٣٨ [الأنعام: ۳۸] به چه معناست؟

کوتاهی نکرده‌ایم.

کلمه (یتضرعون) در آیه ۴۲ سوره انعام ﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَآ إِلَىٰٓ أُمَمٖ مِّن قَبۡلِكَ فَأَخَذۡنَٰهُم بِٱلۡبَأۡسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمۡ يَتَضَرَّعُونَ٤٢ [الأنعام: ۴۲] به چه معناست؟

خشوع و خضوع کنند. فروتنی و فرمانبرداری کنند.

کلمات (بأس ـ قست) در آیه ۴۳ سوره انعام ﴿فَلَوۡلَآ إِذۡ جَآءَهُم بَأۡسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَٰكِن قَسَتۡ قُلُوبُهُمۡ وَزَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٤٣ [الأنعام: ۴۳] به چه معناست؟

بأس: قوت وشدت. در اینجا مراد عذاب است.

قست: قساوت پیداکرد. سخت و سنگین شد.

کلمه (مبلسون) در آیه ۴۴ سوره انعام ﴿فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِۦ فَتَحۡنَا عَلَيۡهِمۡ أَبۡوَٰبَ كُلِّ شَيۡءٍ حَتَّىٰٓ إِذَا فَرِحُواْ بِمَآ أُوتُوٓاْ أَخَذۡنَٰهُم بَغۡتَةٗ فَإِذَا هُم مُّبۡلِسُونَ٤٤ [الأنعام: ۴۴] به چه معناست؟

نا امیدان و سرگشتگان و غگینان.

کلمه (دابر) در آیه ۴۵ سوره انعام ﴿فَقُطِعَ دَابِرُ ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْۚ وَٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٤٥ [الأنعام: ۴۵] به چه معناست؟

تابع، خلف.

کلمه (یصدفون) در آیه ۴۶ سوره انعام ﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَخَذَ ٱللَّهُ سَمۡعَكُمۡ وَأَبۡصَٰرَكُمۡ وَخَتَمَ عَلَىٰ قُلُوبِكُم مَّنۡ إِلَٰهٌ غَيۡرُ ٱللَّهِ يَأۡتِيكُم بِهِۗ ٱنظُرۡ كَيۡفَ نُصَرِّفُ ٱلۡأٓيَٰتِ ثُمَّ هُمۡ يَصۡدِفُونَ٤٦ [الأنعام: ۴۶] به چه معناست؟

اعراض و انصراف می‌‌نمایند. پشت می‌کنند.

کلمه (ولتستبین) در آیه ۵۵ سوره انعام ﴿وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ وَلِتَسۡتَبِينَ سَبِيلُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ٥٥ [الأنعام: ۵۵] به چه معناست؟

تا اینکه روشن و هویدا شود.

کلمه (الفاصلین) در آیه ۵۷ سوره انعام ﴿قُلۡ إِنِّي عَلَىٰ بَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّي وَكَذَّبۡتُم بِهِۦۚ مَا عِندِي مَا تَسۡتَعۡجِلُونَ بِهِۦٓۚ إِنِ ٱلۡحُكۡمُ إِلَّا لِلَّهِۖ يَقُصُّ ٱلۡحَقَّۖ وَهُوَ خَيۡرُ ٱلۡفَٰصِلِينَ٥٧ [الأنعام: ۵۷] به چه معناست؟

جدا سازندگان. داوری کنندگان.

کلمات (رطب ـ یابس) در آیه ۵۹ سوره انعام ﴿وَعِندَهُۥ مَفَاتِحُ ٱلۡغَيۡبِ لَا يَعۡلَمُهَآ إِلَّا هُوَۚ وَيَعۡلَمُ مَا فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِۚ وَمَا تَسۡقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعۡلَمُهَا وَلَا حَبَّةٖ فِي ظُلُمَٰتِ ٱلۡأَرۡضِ وَلَا رَطۡبٖ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٖ٥٩ [الأنعام: ۵۹] به چه معناست؟

رطب: تر.

یابس: خشک.

کلمات (حفظة ـ و هم لا یفرطون) در آیه ۶۱ سوره انعام ﴿وَهُوَ ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦۖ وَيُرۡسِلُ عَلَيۡكُمۡ حَفَظَةً حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ تَوَفَّتۡهُ رُسُلُنَا وَهُمۡ لَا يُفَرِّطُونَ٦١ [الأنعام: ۶۱] به چه معناست؟

حفظة: جمع حافظ، مراقبان.

وهم لا یفرطون: و حال آنکه آنان کوتاهی نمی‌کنند.

کلمه (تضرعا و خفیة) در آیه ۶۳ سوره انعام ﴿قُلۡ مَن يُنَجِّيكُم مِّن ظُلُمَٰتِ ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ تَدۡعُونَهُۥ تَضَرُّعٗا وَخُفۡيَةٗ لَّئِنۡ أَنجَىٰنَا مِنۡ هَٰذِهِۦ لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلشَّٰكِرِينَ٦٣ [الأنعام: ۶۳] به چه معناست؟

آشکارا و پنهان.

کلمه (کرب) در آیه ۶۴ سوره انعام ﴿قُلِ ٱللَّهُ يُنَجِّيكُم مِّنۡهَا وَمِن كُلِّ كَرۡبٖ ثُمَّ أَنتُمۡ تُشۡرِكُونَ٦٤ [الأنعام: ۶۴] به چه معناست؟

غم و اندوه.

کلمات (یلبسکم ـ شیها) در آیه ۶۵ سوره انعام ﴿قُلۡ هُوَ ٱلۡقَادِرُ عَلَىٰٓ أَن يَبۡعَثَ عَلَيۡكُمۡ عَذَابٗا مِّن فَوۡقِكُمۡ أَوۡ مِن تَحۡتِ أَرۡجُلِكُمۡ أَوۡ يَلۡبِسَكُمۡ شِيَعٗا وَيُذِيقَ بَعۡضَكُم بَأۡسَ بَعۡضٍۗ ٱنظُرۡ كَيۡفَ نُصَرِّفُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَفۡقَهُونَ٦٥ [الأنعام: ۶۵] به چه معناست؟

یلسکم: شما را به هم اندازد.

شیعا: جمع شیعه، گروه‌ها و دسته‌ها.

کلمه (یخوضون) در آیه ۶۸ سوره انعام ﴿وَإِذَا رَأَيۡتَ ٱلَّذِينَ يَخُوضُونَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا فَأَعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ حَتَّىٰ يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيۡرِهِۦۚ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ ٱلشَّيۡطَٰنُ فَلَا تَقۡعُدۡ بَعۡدَ ٱلذِّكۡرَىٰ مَعَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ٦٨ [الأنعام: ۶۸] به چه معناست؟

فرو میی‌‌روند.

کلمات (ذر ـ غرتهم ـ ان تبسل ـ تعدل ـ ابلسوا ـ حمیم) در آیه ۷۰ سوره انعام ﴿وَذَرِ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ دِينَهُمۡ لَعِبٗا وَلَهۡوٗا وَغَرَّتۡهُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَاۚ وَذَكِّرۡ بِهِۦٓ أَن تُبۡسَلَ نَفۡسُۢ بِمَا كَسَبَتۡ لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلِيّٞ وَلَا شَفِيعٞ وَإِن تَعۡدِلۡ كُلَّ عَدۡلٖ لَّا يُؤۡخَذۡ مِنۡهَآۗ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ أُبۡسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْۖ لَهُمۡ شَرَابٞ مِّنۡ حَمِيمٖ وَعَذَابٌ أَلِيمُۢ بِمَا كَانُواْ يَكۡفُرُونَ٧٠ [الأنعام: ۷۰] به چه معناست؟

ذر: ترک کن.

غرتهم: گول‌شان زده است. فریب‌شان داده است.

أن تبسل: تا دچار هلاکت نشود. تا هلاک نگردد.

تعدل: فدیه دهد. تاوان و عوض دهد.

ابسلوا: هلاک می‌گردند.

حمیم: آب داغ.. آب بسیار گرم.

جمله (استهوته الشیاطین) در آیه ۷۱ سوره انعام ﴿قُلۡ أَنَدۡعُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَىٰٓ أَعۡقَابِنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ كَٱلَّذِي ٱسۡتَهۡوَتۡهُ ٱلشَّيَٰطِينُ فِي ٱلۡأَرۡضِ... [الأنعام: ۷۱] به چه معناست؟

شیاطین او را سرگردان و ویلان کنند.

کلمات (جن علیه ـ افل ـ الآفلین) در آیه ۷۶ سوره انعام ﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَيۡهِ ٱلَّيۡلُ رَءَا كَوۡكَبٗاۖ قَالَ هَٰذَا رَبِّيۖ فَلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَآ أُحِبُّ ٱلۡأٓفِلِينَ٧٦ [الأنعام: ۷۶] به چه معناست؟

جن علیه: او را فرا گرفت.

افل: غروب کرد.

الآفلین: غروب کنندگان.

کلمه (بازغا) در آیه ۷۷ سوره انعام ﴿فَلَمَّا رَءَا ٱلۡقَمَرَ بَازِغٗا قَالَ هَٰذَا رَبِّيۖ فَلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمۡ يَهۡدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلضَّآلِّينَ٧٧ [الأنعام: ۷۷] به چه معناست؟

طلوع کنان.

کلمه (فطر) در آیه ۷۹ سوره انعام ﴿إِنِّي وَجَّهۡتُ وَجۡهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ حَنِيفٗاۖ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ٧٩ [الأنعام: ۷۹] به چه معناست؟

آفریده است.

کلمه (ظلم) در آیه ۸۲ سوره انعام ﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاْ إِيمَٰنَهُم بِظُلۡمٍ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ وَهُم مُّهۡتَدُونَ٨٢ [الأنعام: ۸۲] به چه معناست؟

شرک.

کلمات (قراطیس ـ خوض) در آیه ۹۱ سوره انعام ﴿تَجۡعَلُونَهُۥ قَرَاطِيسَ تُبۡدُونَهَا وَتُخۡفُونَ كَثِيرٗاۖ وَعُلِّمۡتُم مَّا لَمۡ تَعۡلَمُوٓاْ أَنتُمۡ وَلَآ ءَابَآؤُكُمۡۖ قُلِ ٱللَّهُۖ ثُمَّ ذَرۡهُمۡ فِي خَوۡضِهِمۡ يَلۡعَبُونَ٩١ [الأنعام: ۹۱] به چه معناست؟

قراطیس: جمع قرطاس، کاغذ پاره.

خوض: فرو رفتن در باطل مراد است.

کلمه (ام القری) در آیه ۹۲ سوره انعام ﴿وَهَٰذَا كِتَٰبٌ أَنزَلۡنَٰهُ مُبَارَكٞ مُّصَدِّقُ ٱلَّذِي بَيۡنَ يَدَيۡهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ ٱلۡقُرَىٰ وَمَنۡ حَوۡلَهَاۚ [الأنعام: ۹۲] به چه معناست؟

مراد مکه است که از هر سو مسلمانان روبدان می‌دارند و به‌سوی آن نماز می‌خوانند.

کلمات (غمرات ـ الهون) در آیه ۹۳ سوره انعام ﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوۡ قَالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَلَمۡ يُوحَ إِلَيۡهِ شَيۡءٞ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثۡلَ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُۗ وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِي غَمَرَٰتِ ٱلۡمَوۡتِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَاسِطُوٓاْ أَيۡدِيهِمۡ أَخۡرِجُوٓاْ أَنفُسَكُمُۖ ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ بِمَا كُنتُمۡ تَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ غَيۡرَ ٱلۡحَقِّ وَكُنتُمۡ عَنۡ ءَايَٰتِهِۦ تَسۡتَكۡبِرُونَ٩٣ [الأنعام: ۹۳] به چه معناست؟

غمرات: جمع غمرۀ، شدائد.

الهون: ذلت و خواری.

کلمه (خولناکم) در آیه ۹۴ سوره انعام ﴿وَلَقَدۡ جِئۡتُمُونَا فُرَٰدَىٰ كَمَا خَلَقۡنَٰكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَتَرَكۡتُم مَّا خَوَّلۡنَٰكُمۡ وَرَآءَ ظُهُورِكُمۡۖ [الأنعام: ۹۴] به چه معناست؟

به شما داده‌ایم. بهره شما کرده‌ایم.

کلمات (فالق ـ الحب ـ النوی) در آیه ۹۵ سوره انعام ﴿إِنَّ ٱللَّهَ فَالِقُ ٱلۡحَبِّ وَٱلنَّوَىٰۖ يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ وَمُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتِ مِنَ ٱلۡحَيِّۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُۖ فَأَنَّىٰ تُؤۡفَكُونَ٩٥ [الأنعام: ۹۵] به چه معناست؟

فالق: شکافنده.

الحب:دانه.

النوی: هسته.

کلمه (الاصباح) در آیه ۹۶ سوره انعام ﴿فَالِقُ ٱلۡإِصۡبَاحِ وَجَعَلَ ٱلَّيۡلَ سَكَنٗا وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ حُسۡبَانٗاۚ ذَٰلِكَ تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ٩٦ [الأنعام: ۹۶] به چه معناست؟

صبح، بامداد.

کلمه (فصلنا) در آیه ۹۷ سوره انعام ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلنُّجُومَ لِتَهۡتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَٰتِ ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِۗ قَدۡ فَصَّلۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ٩٧ [الأنعام: ۹۷] به چه معناست؟

بیان داشته‌ایم. روشن ساخته‌ایم.

کلمات (مستقرـ مستودع) در آیه ۹۸ سوره انعام ﴿وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ فَمُسۡتَقَرّٞ وَمُسۡتَوۡدَعٞۗ قَدۡ فَصَّلۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَفۡقَهُونَ٩٨ [الأنعام: ۹۸] به چه معناست؟

مستقر: محل استقرار و زندگی آدمیان در روی زمین.

مستودع: محل به امانت سپردن آدمیان پس از مرگ. مراد گور است تا روز رستاخیز آرامگاه آدمیان است.

کلمات (طلع ـ قنوان ـ دانیة ـ ینع) در آیه ۹۹ سوره انعام ﴿وَهُوَ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَخۡرَجۡنَا بِهِۦ نَبَاتَ كُلِّ شَيۡءٖ فَأَخۡرَجۡنَا مِنۡهُ خَضِرٗا نُّخۡرِجُ مِنۡهُ حَبّٗا مُّتَرَاكِبٗا وَمِنَ ٱلنَّخۡلِ مِن طَلۡعِهَا قِنۡوَانٞ دَانِيَةٞ وَجَنَّٰتٖ مِّنۡ أَعۡنَابٖ وَٱلزَّيۡتُونَ وَٱلرُّمَّانَ مُشۡتَبِهٗا وَغَيۡرَ مُتَشَٰبِهٍۗ ٱنظُرُوٓاْ إِلَىٰ ثَمَرِهِۦٓ إِذَآ أَثۡمَرَ وَيَنۡعِهِۦٓۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكُمۡ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ٩٩ [الأنعام: ۹۹] به چه معناست؟

طلع: شکوفه خرما.

قنوان: جمع قنو، خوشه‌های خرما.

دانیة: در دسترس. نزدیک.

ینع: رسیده.

کلمات (بدیع ـ صاحبة) در آیه ۱۰۱ سوره انعام ﴿بَدِيعُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُۥ وَلَدٞ وَلَمۡ تَكُن لَّهُۥ صَٰحِبَةٞۖ وَخَلَقَ كُلَّ شَيۡءٖۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ١٠١ [الأنعام: ۱۰۱] به چه معناست؟

بدیع: نو آفرین.

صاحبة: همسر.

کلمه (اللطیف) در آیه ۱۰۳ سوره انعام ﴿لَّا تُدۡرِكُهُ ٱلۡأَبۡصَٰرُ وَهُوَ يُدۡرِكُ ٱلۡأَبۡصَٰرَۖ وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ١٠٣ [الأنعام: ۱۰۳] به چه معناست؟

دقیق. آشنا به ریزه کاری‌ها و دقائق اشیاء.

کلمه (بصائر) در آیه ۱۰۴ سوره انعام ﴿قَدۡ جَآءَكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَنۡ أَبۡصَرَ فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ عَمِيَ فَعَلَيۡهَاۚ وَمَآ أَنَا۠ عَلَيۡكُم بِحَفِيظٖ١٠٤ [الأنعام: ۱۰۴] به چه معناست؟

جمع بصیرۀ، بینش درون.

کلمه (لا تسبوا) در آیه ۱۰۸ سوره انعام ﴿وَلَا تَسُبُّواْ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَسُبُّواْ ٱللَّهَ عَدۡوَۢا بِغَيۡرِ عِلۡمٖۗ كَذَٰلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمۡ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِم مَّرۡجِعُهُمۡ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٠٨ [الأنعام: ۱۰۸] به چه معناست؟

دشنام ندهید.

کلمه (نقلب) در آیه ۱۱۰ سوره انعام ﴿وَنُقَلِّبُ أَفۡ‍ِٔدَتَهُمۡ وَأَبۡصَٰرَهُمۡ كَمَا لَمۡ يُؤۡمِنُواْ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَنَذَرُهُمۡ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ١١٠ [الأنعام: ۱۱۰] به چه معناست؟

غوطه ور می‌‌کنیم و زیر و رو می‌‌نماییم.

کلمه (قبلا) در آیه ۱۱۱ سوره انعام ﴿وَلَوۡ أَنَّنَا نَزَّلۡنَآ إِلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَحَشَرۡنَا عَلَيۡهِمۡ كُلَّ شَيۡءٖ قُبُلٗا مَّا كَانُواْ لِيُؤۡمِنُوٓاْ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ يَجۡهَلُونَ١١١ [الأنعام: ۱۱۱] به چه معناست؟

مصدر است به معنی مقابل و رویاروی.

کلمه (زخرف القول) در آیه ۱۱۲سوره انعام ﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّٗا شَيَٰطِينَ ٱلۡإِنسِ وَٱلۡجِنِّ يُوحِي بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٖ زُخۡرُفَ ٱلۡقَوۡلِ غُرُورٗاۚ وَلَوۡ شَآءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُۖ فَذَرۡهُمۡ وَمَا يَفۡتَرُونَ١١٢ [الأنعام: ۱۱۲] به چه معناست؟

سخنان آراسته بی‌اساس.

کلمات (تصعی ـ لیقترفوا ـ مقترفون) در آیه ۱۱۳ سوره انعام ﴿وَلِتَصۡغَىٰٓ إِلَيۡهِ أَفۡ‍ِٔدَةُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ وَلِيَرۡضَوۡهُ وَلِيَقۡتَرِفُواْ مَا هُم مُّقۡتَرِفُونَ١١٣ [الأنعام: ۱۱۳] به چه معناست؟

تصعی: متمایل گردد.

لیقترفوا: اقتراف به معنی اکتساب یعنی فرا چنگ آوردن.

مقترفون: مرتکبان بزه و گناه.

کلمه (صدقا و عدلا) در آیه ۱۱۵ سوره انعام ﴿وَتَمَّتۡ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدۡقٗا وَعَدۡلٗاۚ لَّا مُبَدِّلَ لِكَلِمَٰتِهِۦۚ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ١١٥ [الأنعام: ۱۱۵] به چه معناست؟

صادقانه و دادگرانه.

کلمه (یخرصون) در آیه ۱۱۶ سوره انعام ﴿وَإِن تُطِعۡ أَكۡثَرَ مَن فِي ٱلۡأَرۡضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنۡ هُمۡ إِلَّا يَخۡرُصُونَ١١٦ [الأنعام: ۱۱۶] به چه معناست؟

گزاف می‌‌گویند.

کلمه (أکابر) در آیه ۱۲۳ سوره انعام ﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَا فِي كُلِّ قَرۡيَةٍ أَكَٰبِرَ مُجۡرِمِيهَا لِيَمۡكُرُواْ فِيهَاۖ وَمَا يَمۡكُرُونَ إِلَّا بِأَنفُسِهِمۡ وَمَا يَشۡعُرُونَ١٢٣ [الأنعام: ۱۲۳] به چه معناست؟

بزرگان ـ سردمداران.

کلمه (صغار) در آیه ۱۲۴ سوره انعام ﴿وَإِذَا جَآءَتۡهُمۡ ءَايَةٞ قَالُواْ لَن نُّؤۡمِنَ حَتَّىٰ نُؤۡتَىٰ مِثۡلَ مَآ أُوتِيَ رُسُلُ ٱللَّهِۘ ٱللَّهُ أَعۡلَمُ حَيۡثُ يَجۡعَلُ رِسَالَتَهُۥۗ سَيُصِيبُ ٱلَّذِينَ أَجۡرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ ٱللَّهِ وَعَذَابٞ شَدِيدُۢ بِمَا كَانُواْ يَمۡكُرُونَ١٢٤ [الأنعام: ۱۲۴] به چه معناست؟

کوچکی و حقارت. خواری و رسوایی.

کلمات (ضیقا ـ حرجا) در آیه ۱۲۵ سوره انعام ﴿فَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يَهۡدِيَهُۥ يَشۡرَحۡ صَدۡرَهُۥ لِلۡإِسۡلَٰمِۖ وَمَن يُرِدۡ أَن يُضِلَّهُۥ يَجۡعَلۡ صَدۡرَهُۥ ضَيِّقًا حَرَجٗا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي ٱلسَّمَآءِۚ كَذَٰلِكَ يَجۡعَلُ ٱللَّهُ ٱلرِّجۡسَ عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ١٢٥ [الأنعام: ۱۲۵] به چه معناست؟

ضیقا: تنگ.

حرجا: بسیار تنگ.

کلمات (معشر ـ استکثرتم ـ اجلت لنا ـ مثوی) در آیه ۱۲۸ سوره انعام ﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ قَدِ ٱسۡتَكۡثَرۡتُم مِّنَ ٱلۡإِنسِۖ وَقَالَ أَوۡلِيَآؤُهُم مِّنَ ٱلۡإِنسِ رَبَّنَا ٱسۡتَمۡتَعَ بَعۡضُنَا بِبَعۡضٖ وَبَلَغۡنَآ أَجَلَنَا ٱلَّذِيٓ أَجَّلۡتَ لَنَاۚ قَالَ ٱلنَّارُ مَثۡوَىٰكُمۡ خَٰلِدِينَ فِيهَآ إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُۗ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٞ١٢٨ [الأنعام: ۱۲۸] به چه معناست؟

معشر: گروه. دسته. جمعیت.

استکثرتم: بسیاری را وسوسه کردید و گول زدید.

اجلت لنا: برای ما معین و مقرر کردی.

مثوی: مقر و جایگاه.

کلمه (نولی) در آیه ۱۲۹ سوره انعام ﴿وَكَذَٰلِكَ نُوَلِّي بَعۡضَ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعۡضَۢا بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ١٢٩ [الأنعام: ۱۲۹] به چه معناست؟

دوست و یاور می‌‌سازیم.

کلمه (معجزین) در آیه ۱۳۴ سوره انعام ﴿إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَأٓتٖۖ وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ١٣٤ [الأنعام: ۱۳۴] به چه معناست؟

درمانده و ناتوان کنندگان.

کلمه (حجر) در آیه ۱۳۸ سوره انعام ﴿وَقَالُواْ هَٰذِهِۦٓ أَنۡعَٰمٞ وَحَرۡثٌ حِجۡرٞ لَّا يَطۡعَمُهَآ إِلَّا مَن نَّشَآءُ بِزَعۡمِهِمۡ وَأَنۡعَٰمٌ حُرِّمَتۡ ظُهُورُهَا وَأَنۡعَٰمٞ لَّا يَذۡكُرُونَ ٱسۡمَ ٱللَّهِ عَلَيۡهَا ٱفۡتِرَآءً عَلَيۡهِۚ سَيَجۡزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ١٣٨ [الأنعام: ۱۳۸] به چه معناست؟

ممنوع. قدغن.

کلمات (حمولة ـ فرشا) در آیه ۱۴۲ سوره انعام ﴿وَمِنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ حَمُولَةٗ وَفَرۡشٗاۚ كُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ وَلَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ١٤٢ [الأنعام: ۱۴۲] به چه معناست؟

حمولة: چهار پایان بار بر. چهار پایان بزرگ از قبیل: گاو و شتر.

فرشا: چهار پایانی که کوچک‌اند و از پشم و موی آنها فرش‌ها و گستردنی‌ها تهیه می‌‌گردد. از قبیل بز و گوسفند.

کلمات (ثمانیة ازواج ـ الضأن ـ المعز) در آیه ۱۴۳ سوره انعام ﴿ثَمَٰنِيَةَ أَزۡوَٰجٖۖ مِّنَ ٱلضَّأۡنِ ٱثۡنَيۡنِ وَمِنَ ٱلۡمَعۡزِ ٱثۡنَيۡنِۗ قُلۡ ءَآلذَّكَرَيۡنِ حَرَّمَ أَمِ ٱلۡأُنثَيَيۡنِ أَمَّا ٱشۡتَمَلَتۡ عَلَيۡهِ أَرۡحَامُ ٱلۡأُنثَيَيۡنِۖ نَبِّ‍ُٔونِي بِعِلۡمٍ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ١٤٣ [الأنعام: ۱۴۳] به چه معناست؟

ثمانیة ازواج: هشت صنف. مراد چهار نوع حیوان نر و چهار نوع حیوان ماده از میان چهار پایان اهلی: گاو و شتر و بز و گوسفند است.

الضأن: جمع ضائن و ضائنۀ، گوسفندان.

المعز: جمع ماعز، بزها.

کلمات (مسفوحا ـ رجس) در آیه ۱۴۵ سوره انعام ﴿قُل لَّآ أَجِدُ فِي مَآ أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٖ يَطۡعَمُهُۥٓ إِلَّآ أَن يَكُونَ مَيۡتَةً أَوۡ دَمٗا مَّسۡفُوحًا أَوۡ لَحۡمَ خِنزِيرٖ فَإِنَّهُۥ رِجۡسٌ أَوۡ فِسۡقًا أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ بِهِۦۚ فَمَنِ ٱضۡطُرَّ غَيۡرَ بَاغٖ وَلَا عَادٖ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ١٤٥ [الأنعام: ۱۴۵] به چه معناست؟

مسفوحا: ریخته شده. مراد خون جاری و روان از بدن حیوان بهنگام ذبح آن است.

رجس: کثیف و ناپاک هستند.

کلمات (ذی ظفر ـ الحوایا) در آیه ۱۴۶ سوره انعام ﴿وَعَلَى ٱلَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمۡنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٖۖ وَمِنَ ٱلۡبَقَرِ وَٱلۡغَنَمِ حَرَّمۡنَا عَلَيۡهِمۡ شُحُومَهُمَآ إِلَّا مَا حَمَلَتۡ ظُهُورُهُمَآ أَوِ ٱلۡحَوَايَآ أَوۡ مَا ٱخۡتَلَطَ بِعَظۡمٖۚ ذَٰلِكَ جَزَيۡنَٰهُم بِبَغۡيِهِمۡۖ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ١٤٦ [الأنعام: ۱۴۶] به چه معناست؟

ذی ظفر: ناخندار.

الحوایا: جمع حاویۀ و حویۀ، مجموعه محتویات شکم حیوان.

کلمات (هلم ـ یعدلون) در آیه ۱۵۰ سوره انعام ﴿قُلۡ هَلُمَّ شُهَدَآءَكُمُ ٱلَّذِينَ يَشۡهَدُونَ أَنَّ ٱللَّهَ حَرَّمَ هَٰذَاۖ فَإِن شَهِدُواْ فَلَا تَشۡهَدۡ مَعَهُمۡۚ وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ وَهُم بِرَبِّهِمۡ يَعۡدِلُونَ١٥٠ [الأنعام: ۱۵۰] به چه معناست؟

هلم: بیاورید.

یعدلون: معادل قرار می‌‌دهند.

کلمه (املاق) در آیه ۱۵۱ سوره انعام ﴿قُلۡ تَعَالَوۡاْ أَتۡلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمۡ عَلَيۡكُمۡۖ أَلَّا تُشۡرِكُواْ بِهِۦ شَيۡ‍ٔٗاۖ وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنٗاۖ وَلَا تَقۡتُلُوٓاْ أَوۡلَٰدَكُم مِّنۡ إِمۡلَٰقٖ [الأنعام: ۱۵۱] به چه معناست؟

فقر و تنگدستی.

کلمه (صدف عن) در آیه ۱۵۷ سوره انعام ﴿أَوۡ تَقُولُواْ لَوۡ أَنَّآ أُنزِلَ عَلَيۡنَا ٱلۡكِتَٰبُ لَكُنَّآ أَهۡدَىٰ مِنۡهُمۡۚ فَقَدۡ جَآءَكُم بَيِّنَةٞ مِّن رَّبِّكُمۡ وَهُدٗى وَرَحۡمَةٞۚ فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَصَدَفَ عَنۡهَاۗ سَنَجۡزِي ٱلَّذِينَ يَصۡدِفُونَ عَنۡ ءَايَٰتِنَا سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يَصۡدِفُونَ١٥٧ [الأنعام: ۱۵۷] به چه معناست؟

رویگردان و منصرف شد.

کلمه (قیما) در آیه ۱۶۱ سوره انعام ﴿قُلۡ إِنَّنِي هَدَىٰنِي رَبِّيٓ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ دِينٗا قِيَمٗا مِّلَّةَ إِبۡرَٰهِيمَ حَنِيفٗاۚ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ١٦١ [الأنعام: ۱۶۱] به چه معناست؟

با ارزش.

کلمات (نسك ـ محیا ـ مماة) در آیه ۱۶۲ سوره انعام ﴿قُلۡ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحۡيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٦٢ [الأنعام: ۱۶۲] به چه معناست؟

نسک: عبادت. حج. قربانی.

محیا: زندگی. زیستن.

مماة: مرگ. مردن.

کلمه (خلائف) در آیه ۱۶۵ سوره انعام ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَكُمۡ خَلَٰٓئِفَ ٱلۡأَرۡضِ وَرَفَعَ بَعۡضَكُمۡ فَوۡقَ بَعۡضٖ دَرَجَٰتٖ لِّيَبۡلُوَكُمۡ فِي مَآ ءَاتَىٰكُمۡۗ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ ٱلۡعِقَابِ وَإِنَّهُۥ لَغَفُورٞ رَّحِيمُۢ١٦٥ [الأنعام: ۱۶۵] به چه معناست؟

جمع خلیفه، جانشینان. یعنی هر گروهی جانشین گروه دیگری در این زمین می‌گردد.

الأعراف:

کلمات (بیاتا ـ قائلون) در آیه ۴ سوره اعراف ﴿وَكَم مِّن قَرۡيَةٍ أَهۡلَكۡنَٰهَا فَجَآءَهَا بَأۡسُنَا بَيَٰتًا أَوۡ هُمۡ قَآئِلُونَ٤ [الأعراف: ۴] به چه معناست؟

بیاتا: شب هنگام

قائلون: خفتگان در نیمروز.

کلمه (انظرنی) در آیه ۱۴ سوره اعراف ﴿قَالَ أَنظِرۡنِيٓ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ١٤ [الأعراف: ۱۴] به چه معناست؟

مرا مهلت ده. مراد اینکه مرا زنده دار و ممیران.

کلمه (المنظرین) در آیه ۱۵ سوره اعراف ﴿قَالَ إِنَّكَ مِنَ ٱلۡمُنظَرِينَ١٥ [الأعراف: ۱۵] به چه معناست؟

مهلت یافتگان. مهلت داده شدگان

کلمات (أیمان ـ شمائل) در آیه ۱۷ سوره اعراف ﴿ثُمَّ لَأٓتِيَنَّهُم مِّنۢ بَيۡنِ أَيۡدِيهِمۡ وَمِنۡ خَلۡفِهِمۡ وَعَنۡ أَيۡمَٰنِهِمۡ وَعَن شَمَآئِلِهِمۡۖ وَلَا تَجِدُ أَكۡثَرَهُمۡ شَٰكِرِينَ١٧ [الأعراف: ۱۷] به چه معناست؟

أیمان: جمع یمین، طرف راست.

شمائل: جمع شمال، طرف چپ.

کلمه (مذووما) در آیه ۱۸ سوره اعراف ﴿قَالَ ٱخۡرُجۡ مِنۡهَا مَذۡءُومٗا مَّدۡحُورٗاۖ لَّمَن تَبِعَكَ مِنۡهُمۡ لَأَمۡلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمۡ أَجۡمَعِينَ١٨ [الأعراف: ۱۸] به چه معناست؟

مذوم و ننگین. حقیر

کلمه (سوءآت) در آیه ۲۰ سوره اعراف ﴿فَوَسۡوَسَ لَهُمَا ٱلشَّيۡطَٰنُ لِيُبۡدِيَ لَهُمَا مَا وُۥرِيَ عَنۡهُمَا مِن سَوۡءَٰتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَىٰكُمَا رَبُّكُمَا عَنۡ هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةِ إِلَّآ أَن تَكُونَا مَلَكَيۡنِ أَوۡ تَكُونَا مِنَ ٱلۡخَٰلِدِينَ٢٠ [الأعراف: ۲۰] به چه معناست؟

جمع سوءۀ به معنی عورت و شرمگاه.

کلمه (قاسم) در آیه ۲۱ سوره اعراف ﴿وَقَاسَمَهُمَآ إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ ٱلنَّٰصِحِينَ٢١ [الأعراف: ۲۱] به چه معناست؟

سوگند خورد.

کلمات (طفقا ـ یخصفان) در آیه ۲۲ سوره اعراف ﴿فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٖۚ فَلَمَّا ذَاقَا ٱلشَّجَرَةَ بَدَتۡ لَهُمَا سَوۡءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخۡصِفَانِ عَلَيۡهِمَا مِن وَرَقِ ٱلۡجَنَّةِۖ وَنَادَىٰهُمَا رَبُّهُمَآ أَلَمۡ أَنۡهَكُمَا عَن تِلۡكُمَا ٱلشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَآ إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ لَكُمَا عَدُوّٞ مُّبِينٞ٢٢ [الأعراف: ۲۲] به چه معناست؟

طفقا: شروع کردند.

یخصفان: از ماده خصف به معنی الصاق و چشباندن.

کلمه (یواری ـ ریشا) در آیه ۲۶ سوره اعراف ﴿يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ قَدۡ أَنزَلۡنَا عَلَيۡكُمۡ لِبَاسٗا يُوَٰرِي سَوۡءَٰتِكُمۡ وَرِيشٗاۖ وَلِبَاسُ ٱلتَّقۡوَىٰ ذَٰلِكَ خَيۡرٞۚ ذَٰلِكَ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ لَعَلَّهُمۡ يَذَّكَّرُونَ٢٦ [الأعراف: ۲۶] به چه معناست؟

یواری: می‌‌پوشاند، پنهان می‌‌دارد.

ریشا: پر در اینجا مراد لباس و زینت و وسایا آرایش است.

کلمات (لایفتننکم ـ ینزع ـ قبیل) در آیه ۲۷ سوره اعراف ﴿يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ لَا يَفۡتِنَنَّكُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ كَمَآ أَخۡرَجَ أَبَوَيۡكُم مِّنَ ٱلۡجَنَّةِ يَنزِعُ عَنۡهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوۡءَٰتِهِمَآۚ إِنَّهُۥ يَرَىٰكُمۡ هُوَ وَقَبِيلُهُۥ مِنۡ حَيۡثُ لَا تَرَوۡنَهُمۡۗ إِنَّا جَعَلۡنَا ٱلشَّيَٰطِينَ أَوۡلِيَآءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ٢٧ [الأعراف: ۲۷] به چه معناست؟

لایفتننکم: شما را گوا نزند، نفریبد.

ینزع: به در می‌‌آورد، می‌‌کند.

قبیل: اعوان، یاران و همدستان.

کلمه (البغی) در آیه ۳۳ سوره اعراف ﴿قُلۡ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ ٱلۡفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنۡهَا وَمَا بَطَنَ وَٱلۡإِثۡمَ وَٱلۡبَغۡيَ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَأَن تُشۡرِكُواْ بِٱللَّهِ مَا لَمۡ يُنَزِّلۡ بِهِۦ سُلۡطَٰنٗا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ٣٣ [الأعراف: ۳۳] به چه معناست؟

ظلم و ستم.

کلمه (ساعة) در آیه ۳۴ سوره اعراف ﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٞۖ فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمۡ لَا يَسۡتَأۡخِرُونَ سَاعَةٗ وَلَا يَسۡتَقۡدِمُونَ٣٤ [الأعراف: ۳۴] به چه معناست؟

مراد کم‌ترین وقت ممکن است.

کلمات (أختها ـ أخراهم ـ أولاهم ـ ضعفا) در آیه ۳۸ سوره اعراف ﴿قَالَ ٱدۡخُلُواْ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِكُم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ فِي ٱلنَّارِۖ كُلَّمَا دَخَلَتۡ أُمَّةٞ لَّعَنَتۡ أُخۡتَهَاۖ حَتَّىٰٓ إِذَا ٱدَّارَكُواْ فِيهَا جَمِيعٗا قَالَتۡ أُخۡرَىٰهُمۡ لِأُولَىٰهُمۡ رَبَّنَا هَٰٓؤُلَآءِ أَضَلُّونَا فَ‍َٔاتِهِمۡ عَذَابٗا ضِعۡفٗا مِّنَ ٱلنَّارِۖ قَالَ لِكُلّٖ ضِعۡفٞ وَلَٰكِن لَّا تَعۡلَمُونَ٣٨ [الأعراف: ۳۸] به چه معناست؟

أختها: خواهرش. در اینجا مراد همجنس و همکیش است.

أخراهم: پسینیان. مراد پیروان و تقلید کنندگان است.

أولاهم: پیشینیان. مراد پیشوایان و تقلید شدگان.

ضعفا: دو چندان.

کلمات (یلج ـ سم ـ الخیاط) در آیه ۴۰ سوره اعراف ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَٱسۡتَكۡبَرُواْ عَنۡهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمۡ أَبۡوَٰبُ ٱلسَّمَآءِ وَلَا يَدۡخُلُونَ ٱلۡجَنَّةَ حَتَّىٰ يَلِجَ ٱلۡجَمَلُ فِي سَمِّ ٱلۡخِيَاطِۚ وَكَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُجۡرِمِينَ٤٠ [الأعراف: ۴۰] به چه معناست؟

یلج: داخل شود.

سم: سوراخ.

الخیاط: سوزن.

کلمات (مهاد ـ غواش) در آیه ۴۱ سوره اعراف ﴿لَهُم مِّن جَهَنَّمَ مِهَادٞ وَمِن فَوۡقِهِمۡ غَوَاشٖۚ وَكَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلظَّٰلِمِينَ٤١ [الأعراف: ۴۱] به چه معناست؟

مهاد: بستر، زیر انداز.

غواش: جمع غاشیة، بالاپوش. پوشش.

کلمه (غل) در آیه ۴۳ سوره اعراف ﴿وَنَزَعۡنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنۡ غِلّٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمُ ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ [الأعراف: ۴۳] به چه معناست؟

کینه، دشمنی.

کلمه (موذن) در آیه ۴۴ سوره اعراف ﴿قَالُواْ نَعَمۡۚ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنُۢ بَيۡنَهُمۡ أَن لَّعۡنَةُ ٱللَّهِ عَلَى ٱلظَّٰلِمِينَ٤٤ [الأعراف: ۴۴] به چه معناست؟

ندا دهنده.

کلمه (الاعراف) در آیه ۴۶ سوره اعراف ﴿وَبَيۡنَهُمَا حِجَابٞۚ وَعَلَى ٱلۡأَعۡرَافِ رِجَالٞ يَعۡرِفُونَ كُلَّۢا بِسِيمَىٰهُمۡۚ وَنَادَوۡاْ أَصۡحَٰبَ ٱلۡجَنَّةِ أَن سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمۡۚ لَمۡ يَدۡخُلُوهَا وَهُمۡ يَطۡمَعُونَ٤٦ [الأعراف: ۴۶] به چه معناست؟

جمع عرف بلندی‌ها.

کلمه (تلقاء) در آیه ۴۷ سوره اعراف ﴿وَإِذَا صُرِفَتۡ أَبۡصَٰرُهُمۡ تِلۡقَآءَ أَصۡحَٰبِ ٱلنَّارِ قَالُواْ رَبَّنَا لَا تَجۡعَلۡنَا مَعَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ٤٧ [الأعراف: ۴۷] به چه معناست؟

جهت و سو.

کلمه (أفیضوا) در آیه ۵۰ سوره اعراف ﴿وَنَادَىٰٓ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ أَصۡحَٰبَ ٱلۡجَنَّةِ أَنۡ أَفِيضُواْ عَلَيۡنَا مِنَ ٱلۡمَآءِ أَوۡ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُۚ قَالُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ٥٠ [الأعراف: ۵۰] به چه معناست؟

عطا کنید.

کلمه (حثیثا) در آیه ۵۴ سوره اعراف ﴿إِنَّ رَبَّكُمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِۖ يُغۡشِي ٱلَّيۡلَ ٱلنَّهَارَ يَطۡلُبُهُۥ حَثِيثٗا وَٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ وَٱلنُّجُومَ مُسَخَّرَٰتِۢ بِأَمۡرِهِۦٓۗ أَلَا لَهُ ٱلۡخَلۡقُ وَٱلۡأَمۡرُۗ تَبَارَكَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٥٤ [الأعراف: ۵۴] به چه معناست؟

با سرعت، شتابان.

کلمات (أقلت ـ سقنا) در آیه ۵۷ سوره اعراف ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يُرۡسِلُ ٱلرِّيَٰحَ بُشۡرَۢا بَيۡنَ يَدَيۡ رَحۡمَتِهِۦۖ حَتَّىٰٓ إِذَآ أَقَلَّتۡ سَحَابٗا ثِقَالٗا سُقۡنَٰهُ لِبَلَدٖ مَّيِّتٖ فَأَنزَلۡنَا بِهِ ٱلۡمَآءَ فَأَخۡرَجۡنَا بِهِۦ مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِۚ كَذَٰلِكَ نُخۡرِجُ ٱلۡمَوۡتَىٰ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ٥٧ [الأعراف: ۵۷] به چه معناست؟

أقلت: برداشت.

سقنا: راندیم.

کلمه (نکدا) در آیه ۵۸ سوره اعراف ﴿وَٱلۡبَلَدُ ٱلطَّيِّبُ يَخۡرُجُ نَبَاتُهُۥ بِإِذۡنِ رَبِّهِۦۖ وَٱلَّذِي خَبُثَ لَا يَخۡرُجُ إِلَّا نَكِدٗاۚ كَذَٰلِكَ نُصَرِّفُ ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَشۡكُرُونَ٥٨ [الأعراف: ۵۸] به چه معناست؟

پر درد و سر و کم سود.

کلمه (عمین) در آیه ۶۴ سوره اعراف ﴿فَكَذَّبُوهُ فَأَنجَيۡنَٰهُ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥ فِي ٱلۡفُلۡكِ وَأَغۡرَقۡنَا ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَآۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمًا عَمِينَ٦٤ [الأعراف: ۶۴] به چه معناست؟

جمع عمی، نابینایان. کوران.

کلمات (بوأ ـ تنحتون ـ سهول) در آیه ۷۴ سوره اعراف ﴿وَٱذۡكُرُوٓاْ إِذۡ جَعَلَكُمۡ خُلَفَآءَ مِنۢ بَعۡدِ عَادٖ وَبَوَّأَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُورٗا وَتَنۡحِتُونَ ٱلۡجِبَالَ بُيُوتٗاۖ فَٱذۡكُرُوٓاْ ءَالَآءَ ٱللَّهِ وَلَا تَعۡثَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُفۡسِدِينَ٧٤ [الأعراف: ۷۴] به چه معناست؟

بوأ: استقرار بخشید.

تنحتون: می‌تراشد.

سهول: جمع سهل، دشت‌ها.

کلمات (عقروا ـ عتوا) در آیه ۷۷ سوره اعراف ﴿فَعَقَرُواْ ٱلنَّاقَةَ وَعَتَوۡاْ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهِمۡ وَقَالُواْ يَٰصَٰلِحُ ٱئۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ٧٧ [الأعراف: ۷۷] به چه معناست؟

عقروا: پی کردند.

عتوا: سرکشی کردند.

کلمات (الرجفة ـ جاثمین) در آیه ۷۸ سوره اعراف ﴿فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلرَّجۡفَةُ فَأَصۡبَحُواْ فِي دَارِهِمۡ جَٰثِمِينَ٧٨ [الأعراف: ۷۸] به چه معناست؟

الرجفة: زلزله.

جاثمین: بر زانو‌ها افتادگان.

کلمه (الغابرین) در آیه ۸۳ سوره اعراف ﴿فَأَنجَيۡنَٰهُ وَأَهۡلَهُۥٓ إِلَّا ٱمۡرَأَتَهُۥ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ٨٣ [الأعراف: ۸۳] به چه معناست؟

ماندگاران، هلاک شدگان.

کلمه (الفاتحین) در آیه ۸۹ سوره اعراف ﴿رَبَّنَا ٱفۡتَحۡ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَ قَوۡمِنَا بِٱلۡحَقِّ وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلۡفَٰتِحِينَ٨٩ [الأعراف: ۸۹] به چه معناست؟

قضات، داوران.

کلمه (لم یغنوا) در آیه ۹۲ سوره اعراف ﴿ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيۡبٗا كَأَن لَّمۡ يَغۡنَوۡاْ فِيهَاۚ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيۡبٗا كَانُواْ هُمُ ٱلۡخَٰسِرِينَ٩٢ [الأعراف: ۹۲] به چه معناست؟

بسر نبرده‌اند. نبوده‌اند.

کلمه (آسی) در آیه ۹۳ سوره اعراف ﴿فَتَوَلَّىٰ عَنۡهُمۡ وَقَالَ يَٰقَوۡمِ لَقَدۡ أَبۡلَغۡتُكُمۡ رِسَٰلَٰتِ رَبِّي وَنَصَحۡتُ لَكُمۡۖ فَكَيۡفَ ءَاسَىٰ عَلَىٰ قَوۡمٖ كَٰفِرِينَ٩٣ [الأعراف: ۹۳] به چه معناست؟

محزون می‌شوم. غم و اندوه می‌‌خورم.

کلمه (عفوا) در آیه ۹۵ سوره اعراف ﴿ثُمَّ بَدَّلۡنَا مَكَانَ ٱلسَّيِّئَةِ ٱلۡحَسَنَةَ حَتَّىٰ عَفَواْ وَّقَالُواْ قَدۡ مَسَّ ءَابَآءَنَا ٱلضَّرَّآءُ وَٱلسَّرَّآءُ فَأَخَذۡنَٰهُم بَغۡتَةٗ وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ٩٥ [الأعراف: ۹۵] به چه معناست؟

فزونی یافتند چه در اموال و چه در انفس.

کلمه (ضحی) در آیه ۹۸ سوره اعراف ﴿أَوَ أَمِنَ أَهۡلُ ٱلۡقُرَىٰٓ أَن يَأۡتِيَهُم بَأۡسُنَا ضُحٗى وَهُمۡ يَلۡعَبُونَ٩٨ [الأعراف: ۹۸] به چه معناست؟

وقت چاشتگاه.

کلمه (ثعبان) در آیه ۱۰۷ سوره اعراف ﴿فَأَلۡقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعۡبَانٞ مُّبِينٞ١٠٧ [الأعراف: ۱۰۷] به چه معناست؟

اژدها. مار بزرگ.

کلمه (أرجه) در آیه ۱۱۱ سوره اعراف ﴿قَالُوٓاْ أَرۡجِهۡ وَأَخَاهُ وَأَرۡسِلۡ فِي ٱلۡمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ١١١ [الأعراف: ۱۱۱] به چه معناست؟

کار او را به تاخیر بیانداز.

کلمه (الملقین) در آیه ۱۱۵ سوره اعراف ﴿قَالُواْ يَٰمُوسَىٰٓ إِمَّآ أَن تُلۡقِيَ وَإِمَّآ أَن نَّكُونَ نَحۡنُ ٱلۡمُلۡقِينَ١١٥ [الأعراف: ۱۱۵] به چه معناست؟

اندازندگان.

کلمه (استرهبوهم) در آیه ۱۱۶ سوره اعراف ﴿قَالَ أَلۡقُواْۖ فَلَمَّآ أَلۡقَوۡاْ سَحَرُوٓاْ أَعۡيُنَ ٱلنَّاسِ وَٱسۡتَرۡهَبُوهُمۡ وَجَآءُو بِسِحۡرٍ عَظِيمٖ١١٦ [الأعراف: ۱۱۶] به چه معناست؟

آنان را به هراس فراوانی انداخت.

کلمات (تلقف ـ یأفکون) در آیه ۱۱۷ سوره اعراف ﴿وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنۡ أَلۡقِ عَصَاكَۖ فَإِذَا هِيَ تَلۡقَفُ مَا يَأۡفِكُونَ١١٧ [الأعراف: ۱۱۷] به چه معناست؟

تلقف: می‌‌بلعد. قورت می‌‌دهد.

یأفکون: بهم می‌‌بافتند. به دروغ سرهم می‌کردند. از ماده افک به معنی بدترین دروغ. بهتان و افتراء.

کلمات (وقع ـ بطل) در آیه ۱۱۸ سوره اعراف ﴿فَوَقَعَ ٱلۡحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١١٨ [الأعراف: ۱۱۸] به چه معناست؟

وقع: استوار و آشکار گردید.

بطل: پوچ وباطل شد.

کلمات (انقلبوا ـ صاغرین) در آیه ۱۱۹ سوره اعراف ﴿فَغُلِبُواْ هُنَالِكَ وَٱنقَلَبُواْ صَٰغِرِينَ١١٩ [الأعراف: ۱۱۹] به چه معناست؟

انقلبوا: برگشتند.

صاغرین: رسایانه و زبونانه.

جمله (ما تنقم منا الا) در آیه ۱۲۶ سوره اعراف ﴿وَمَا تَنقِمُ مِنَّآ إِلَّآ أَنۡ ءَامَنَّا بِ‍َٔايَٰتِ رَبِّنَا لَمَّا جَآءَتۡنَاۚ رَبَّنَآ أَفۡرِغۡ عَلَيۡنَا صَبۡرٗا وَتَوَفَّنَا مُسۡلِمِينَ١٢٦ [الأعراف: ۱۲۶] به چه معناست؟

و بر ما عیب نمی‌‌دانی مگر.

کلمه (یورثها من) در آیه ۱۲۸ سوره اعراف ﴿قَالَ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِ ٱسۡتَعِينُواْ بِٱللَّهِ وَٱصۡبِرُوٓاْۖ إِنَّ ٱلۡأَرۡضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦۖ وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ١٢٨ [الأعراف: ۱۲۸] به چه معناست؟

آن را به کسانی وا می‌گذارد.

کلمه (یطیروا) در آیه ۱۳۱ سوره اعراف ﴿فَإِذَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡحَسَنَةُ قَالُواْ لَنَا هَٰذِهِۦۖ وَإِن تُصِبۡهُمۡ سَيِّئَةٞ يَطَّيَّرُواْ بِمُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُۥٓۗ أَلَآ إِنَّمَا طَٰٓئِرُهُمۡ عِندَ ٱللَّهِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ١٣١ [الأعراف: ۱۳۱] به چه معناست؟

به معنی فال بد می‌‌زنند.

کلمات (الجراد ـ قمل ـ الضفادع) در آیه ۱۳۳ سوره اعراف﴿فَأَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمُ ٱلطُّوفَانَ وَٱلۡجَرَادَ وَٱلۡقُمَّلَ وَٱلضَّفَادِعَ وَٱلدَّمَ ءَايَٰتٖ مُّفَصَّلَٰتٖ فَٱسۡتَكۡبَرُواْ وَكَانُواْ قَوۡمٗا مُّجۡرِمِينَ١٣٣ [الأعراف: ۱۳۳] به چه معناست؟

الجراد: ملخ.

قمل: شپش.

الضفادع: جمع ضفدع، قورباغه.

کلمه (الرجز) در آیه ۱۳۴ سوره اعراف ﴿وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيۡهِمُ ٱلرِّجۡزُ قَالُواْ يَٰمُوسَى ٱدۡعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَۖ لَئِن كَشَفۡتَ عَنَّا ٱلرِّجۡزَ لَنُؤۡمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرۡسِلَنَّ مَعَكَ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ١٣٤ [الأعراف: ۱۳۴] به چه معناست؟

عذابی که دل‌ها از آن به لرزه در آید.

جمله (کانوا یعرشون) در آیه ۱۳۷ سوره اعراف ﴿بِمَا صَبَرُواْۖ وَدَمَّرۡنَا مَا كَانَ يَصۡنَعُ فِرۡعَوۡنُ وَقَوۡمُهُۥ وَمَا كَانُواْ يَعۡرِشُونَ١٣٧ [الأعراف: ۱۳۷] به چه معناست؟

بر می‌‌افراشتند و استوار می‌‌داشتند.

کلمه (یعکفون) در آیه ۱۳۸ سوره اعراف ﴿وَجَٰوَزۡنَا بِبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱلۡبَحۡرَ فَأَتَوۡاْ عَلَىٰ قَوۡمٖ يَعۡكُفُونَ عَلَىٰٓ أَصۡنَامٖ لَّهُمۡۚ قَالُواْ يَٰمُوسَى ٱجۡعَل لَّنَآ إِلَٰهٗا كَمَا لَهُمۡ ءَالِهَةٞۚ قَالَ إِنَّكُمۡ قَوۡمٞ تَجۡهَلُونَ١٣٨ [الأعراف: ۱۳۸] به چه معناست؟

مواظب عبادت و ملازم پزستش بودند.

کلمه (متبر) در آیه ۱۳۹ سوره اعراف ﴿إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ مُتَبَّرٞ مَّا هُمۡ فِيهِ وَبَٰطِلٞ مَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٣٩ [الأعراف: ۱۳۹] به چه معناست؟

نابود شده و ویران گشته.

کلمه (میقات) در آیه ۱۴۲ سوره اعراف ﴿وَوَٰعَدۡنَا مُوسَىٰ ثَلَٰثِينَ لَيۡلَةٗ وَأَتۡمَمۡنَٰهَا بِعَشۡرٖ فَتَمَّ مِيقَٰتُ رَبِّهِۦٓ أَرۡبَعِينَ لَيۡلَةٗۚ وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَٰرُونَ ٱخۡلُفۡنِي فِي قَوۡمِي وَأَصۡلِحۡ وَلَا تَتَّبِعۡ سَبِيلَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ١٤٢ [الأعراف: ۱۴۲] به چه معناست؟

مدت تعیین شده. وقت معین.

کلمات (دکا ـ خر ـ صعقا) در آیه ۱۴۳ سوره اعراف ﴿وَلَمَّا جَآءَ مُوسَىٰ لِمِيقَٰتِنَا وَكَلَّمَهُۥ رَبُّهُۥ قَالَ رَبِّ أَرِنِيٓ أَنظُرۡ إِلَيۡكَۚ قَالَ لَن تَرَىٰنِي وَلَٰكِنِ ٱنظُرۡ إِلَى ٱلۡجَبَلِ فَإِنِ ٱسۡتَقَرَّ مَكَانَهُۥ فَسَوۡفَ تَرَىٰنِيۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُۥ لِلۡجَبَلِ جَعَلَهُۥ دَكّٗا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقٗاۚ فَلَمَّآ أَفَاقَ قَالَ سُبۡحَٰنَكَ تُبۡتُ إِلَيۡكَ وَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١٤٣ [الأعراف: ۱۴۳] به چه معناست؟

دکا: درهم کوبیده.

خر: فرو افتاد.

صعقا: مدهوش افتاده.

جمله (سقط فی ایدیهم) در آیه ۱۴۹ سوره اعراف ﴿وَلَمَّا سُقِطَ فِيٓ أَيۡدِيهِمۡ وَرَأَوۡاْ أَنَّهُمۡ قَدۡ ضَلُّواْ قَالُواْ لَئِن لَّمۡ يَرۡحَمۡنَا رَبُّنَا وَيَغۡفِرۡ لَنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ١٤٩ [الأعراف: ۱۴۹] به چه معناست؟

بسی پشیمان شدند و افسوس فراوان خوردند.

کلمات (اصر ـ عزروه) در آیه ۱۵۷ سوره اعراف ﴿وَيَضَعُ عَنۡهُمۡ إِصۡرَهُمۡ وَٱلۡأَغۡلَٰلَ ٱلَّتِي كَانَتۡ عَلَيۡهِمۡۚ فَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِهِۦ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَٱتَّبَعُواْ ٱلنُّورَ ٱلَّذِيٓ أُنزِلَ مَعَهُۥٓ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ١٥٧ [الأعراف: ۱۵۷] به چه معناست؟

اصر: بار سنگین. مراد تکالیف سخت است.

عزروه: او را حمایت کند.

کلمه (حاضرة البحر) در آیه ۱۶۳ سوره اعراف ﴿وَسۡ‍َٔلۡهُمۡ عَنِ ٱلۡقَرۡيَةِ ٱلَّتِي كَانَتۡ حَاضِرَةَ ٱلۡبَحۡرِ إِذۡ يَعۡدُونَ فِي ٱلسَّبۡتِ إِذۡ تَأۡتِيهِمۡ حِيتَانُهُمۡ يَوۡمَ سَبۡتِهِمۡ شُرَّعٗا وَيَوۡمَ لَا يَسۡبِتُونَ لَا تَأۡتِيهِمۡۚ كَذَٰلِكَ نَبۡلُوهُم بِمَا كَانُواْ يَفۡسُقُونَ١٦٣ [الأعراف: ۱۶۳] به چه معناست؟

مشرف بر دریا.

کلمه (بئیس) در آیه ۱۶۵ سوره اعراف ﴿فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِۦٓ أَنجَيۡنَا ٱلَّذِينَ يَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلسُّوٓءِ وَأَخَذۡنَا ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابِۢ بَ‍ِٔيسِۢ بِمَا كَانُواْ يَفۡسُقُونَ١٦٥ [الأعراف: ۱۶۵] به چه معناست؟

سخت شدید.

کلمات (نتقنا ـ ظلة) در آیه ۱۷۱ سوره اعراف ﴿۞وَإِذۡ نَتَقۡنَا ٱلۡجَبَلَ فَوۡقَهُمۡ كَأَنَّهُۥ ظُلَّةٞ وَظَنُّوٓاْ أَنَّهُۥ وَاقِعُۢ بِهِمۡ خُذُواْ مَآ ءَاتَيۡنَٰكُم بِقُوَّةٖ وَٱذۡكُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ١٧١ [الأعراف: ۱۷۱] به چه معناست؟

نتقنا: از جای کندیم.

ظلة: سایبان.

کلمات (انسلخ ـ الغاوین) در آیه ۱۷۵ سوره اعراف ﴿وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ ٱلَّذِيٓ ءَاتَيۡنَٰهُ ءَايَٰتِنَا فَٱنسَلَخَ مِنۡهَا فَأَتۡبَعَهُ ٱلشَّيۡطَٰنُ فَكَانَ مِنَ ٱلۡغَاوِينَ١٧٥ [الأعراف: ۱۷۵] به چه معناست؟

انسلخ: پوست انداخت. در اینجا مراد اینست که نسبت به آیات کافر شد و به ترک آنها گفت.

الغاوین: گمراهان.

جمله و کلمه (أخلد الی الارض ـ یلهث) در آیه ۱۷۶ سوره اعراف ﴿وَلَوۡ شِئۡنَالَرَفَعۡنَٰهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُۥٓ أَخۡلَدَ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُۚ فَمَثَلُهُۥ كَمَثَلِ ٱلۡكَلۡبِ إِن تَحۡمِلۡ عَلَيۡهِ يَلۡهَثۡ أَوۡ تَتۡرُكۡهُ يَلۡهَثۚ ذَّٰلِكَ مَثَلُ ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَاۚ فَٱقۡصُصِ ٱلۡقَصَصَ لَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ١٧٦ [الأعراف: ۱۷۶] به چه معناست؟

أخلد الی الارض: به دنیا چسبیده و بدان گرایید.

یلهث: زبان بیرون می‌‌آورد.

کلمه (ذرأنا) در آیه ۱۷۹ سوره اعراف ﴿وَلَقَدۡ ذَرَأۡنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِۖ لَهُمۡ قُلُوبٞ لَّا يَفۡقَهُونَ بِهَا وَلَهُمۡ أَعۡيُنٞ لَّا يُبۡصِرُونَ بِهَا وَلَهُمۡ ءَاذَانٞ لَّا يَسۡمَعُونَ بِهَآۚ أُوْلَٰٓئِكَ كَٱلۡأَنۡعَٰمِ بَلۡ هُمۡ أَضَلُّۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡغَٰفِلُونَ١٧٩ [الأعراف: ۱۷۹] به چه معناست؟

آفریده‌ایم.

کلمه (یلحدون) در آیه ۱۸۰ سوره اعراف ﴿وَلِلَّهِ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ فَٱدۡعُوهُ بِهَاۖ وَذَرُواْ ٱلَّذِينَ يُلۡحِدُونَ فِيٓ أَسۡمَٰٓئِهِۦۚ سَيُجۡزَوۡنَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٨٠ [الأعراف: ۱۸۰] به چه معناست؟

اسامی را تحریف می‌‌کنند.

کلمه (سنستدرجهم) در آیه ۱۸۲ سوره اعراف ﴿وَٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ١٨٢ [الأعراف: ۱۸۲] به چه معناست؟

درجه به درجه بالای‌شان می‌‌بریم و کم کم در پیله نعمت اسیر و گرفتار‌‌شان می‌سازیم.

کلمات (أملی ـ متین) در آیه ۱۸۳ سوره اعراف ﴿وَأُمۡلِي لَهُمۡۚ إِنَّ كَيۡدِي مَتِينٌ١٨٣ [الأعراف: ۱۸۳] به چه معناست؟

املی: مهلت می‌‌دهیم.

متین: محکم و استوار.

کلمات (الساعة ـ مرساها ـ حفی) در آیه ۱۸۷ سوره اعراف ﴿يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرۡسَىٰهَاۖ قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ رَبِّيۖ لَا يُجَلِّيهَا لِوَقۡتِهَآ إِلَّا هُوَۚ ثَقُلَتۡ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ لَا تَأۡتِيكُمۡ إِلَّا بَغۡتَةٗۗ يَسۡ‍َٔلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنۡهَاۖ قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ ٱللَّهِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ١٨٧ [الأعراف: ۱۸۷] به چه معناست؟

الساعة: وقت پایان جهان. قیامت.

مرساها: به وقوع پیوستن آن.

حفی: مصر و حریص.

کلمات (تغشاها ـ أثقلت) در آیه ۱۸۹ سوره اعراف ﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ وَجَعَلَ مِنۡهَا زَوۡجَهَا لِيَسۡكُنَ إِلَيۡهَاۖ فَلَمَّا تَغَشَّىٰهَا حَمَلَتۡ حَمۡلًا خَفِيفٗا فَمَرَّتۡ بِهِۦۖ فَلَمَّآ أَثۡقَلَت دَّعَوَا ٱللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنۡ ءَاتَيۡتَنَا صَٰلِحٗا لَّنَكُونَنَّ مِنَ ٱلشَّٰكِرِينَ١٨٩ [الأعراف: ۱۸۹] به چه معناست؟

تغشاها: با او همبستر شد.

أثقلت: به سبب بزرگ شدن جنین، سنگین شد.

کلمه (العرف) در آیه ۱۹۹ سوره اعراف ﴿خُذِ ٱلۡعَفۡوَ وَأۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡجَٰهِلِينَ١٩٩ [الأعراف: ۱۹۹] به چه معناست؟

رفتار و کردار شایسته و پسندیده.

کلمه (ینزغنک) در آیه ۲۰۰ سوره اعراف ﴿وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ نَزۡغٞ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِۚ إِنَّهُۥ سَمِيعٌ عَلِيمٌ٢٠٠ [الأعراف: ۲۰۰] به چه معناست؟

تو را وسوسه کند.

کلمه (طائف) در آیه ۲۰۱ سوره اعراف ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ إِذَا مَسَّهُمۡ طَٰٓئِفٞ مِّنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبۡصِرُونَ٢٠١ [الأعراف: ۲۰۱] به چه معناست؟

خیال بد. وسوسه.

کلمه (اجتبیتها) در آیه ۲۰۳ سوره اعراف ﴿وَإِذَا لَمۡ تَأۡتِهِم بِ‍َٔايَةٖ قَالُواْ لَوۡلَا ٱجۡتَبَيۡتَهَاۚ قُلۡ إِنَّمَآ أَتَّبِعُ مَا يُوحَىٰٓ إِلَيَّ مِن رَّبِّيۚ هَٰذَا بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمۡ وَهُدٗى وَرَحۡمَةٞ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ٢٠٣ [الأعراف: ۲۰۳] به چه معناست؟

آن را بر می‌گزیدی.

کلمه (انصتوا) در آیه ۲۰۴ سوره اعراف ﴿وَإِذَا قُرِئَ ٱلۡقُرۡءَانُ فَٱسۡتَمِعُواْ لَهُۥ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ٢٠٤ [الأعراف: ۲۰۴] به چه معناست؟

خاموش باشید.

کلمات (الغدو ـ الاصال) در آیه ۲۰۵ سوره اعراف ﴿وَٱذۡكُر رَّبَّكَ فِي نَفۡسِكَ تَضَرُّعٗا وَخِيفَةٗ وَدُونَ ٱلۡجَهۡرِ مِنَ ٱلۡقَوۡلِ بِٱلۡغُدُوِّ وَٱلۡأٓصَالِ وَلَا تَكُن مِّنَ ٱلۡغَٰفِلِينَ٢٠٥ [الأعراف: ۲۰۵] به چه معناست؟

الغدو: صبح گاهان.

الاصال: جمع اصیل: شامگاهان. فاصله عصر و مغرب.

الأنفال:

کلمه (الانفال) در آیه ۱ سوره انفال ﴿يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡأَنفَالِۖ قُلِ ٱلۡأَنفَالُ لِلَّهِ وَٱلرَّسُولِۖ [الأنفال: ۱] به چه معناست؟

الانفال جمع نفل، غنایم

کلمه (وجلت) در آیه ۲ سوره انفال ﴿إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَجِلَتۡ قُلُوبُهُمۡ... [الأنفال: ۲] به چه معناست؟

وجلت: هراسناک شد و لبریز از ترس گردید.

جمله (غیر ذات الشوکة) در آیه ۷ سوره انفال ﴿وَإِذۡ يَعِدُكُمُ ٱللَّهُ إِحۡدَى ٱلطَّآئِفَتَيۡنِ أَنَّهَا لَكُمۡ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيۡرَ ذَاتِ ٱلشَّوۡكَةِ تَكُونُ لَكُمۡ وَيُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُحِقَّ ٱلۡحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦ وَيَقۡطَعَ دَابِرَ ٱلۡكَٰفِرِينَ٧ [الأنفال: ۷] به چه معناست؟

غیر ذات الشوکة: فاقد قدرت و قوت.

کلمات (ممد - مردفین) در آیه ۹ سوره انفال ﴿إِذۡ تَسۡتَغِيثُونَ رَبَّكُمۡ فَٱسۡتَجَابَ لَكُمۡ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلۡفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُرۡدِفِينَ٩ [الأنفال: ۹] به چه معناست؟

ممد: معین، یاری دهنده

مردفین: آنانکه دیگران را پشت سر خود می‌‌دارند و خویشتن در جلو حرکت می‌‌کنند.

کلمات (فوق العناق – بنان) در آیه ۱۲ سوره انفال ﴿...فَٱضۡرِبُواْ فَوۡقَ ٱلۡأَعۡنَاقِ وَٱضۡرِبُواْ مِنۡهُمۡ كُلَّ بَنَانٖ١٢ [الأنفال: ۱۲] به چه معناست؟

فوق الاعناق: بالاتر از گردن.

بنان: سر انگشتان.

کلمه (زحفاً) در آیه ۱۵ سوره انفال ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا لَقِيتُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ زَحۡفٗا فَلَا تُوَلُّوهُمُ ٱلۡأَدۡبَارَ١٥ [الأنفال: ۱۵] به چه معناست؟

زحفاً: در حال لشکر کشی.

کلمات (متحرفاً - متحیزاً - فئة) در آیه ۱۶ سوره انفال ﴿وَمَن يُوَلِّهِمۡ يَوۡمَئِذٖ دُبُرَهُۥٓ إِلَّا مُتَحَرِّفٗا لِّقِتَالٍ أَوۡ مُتَحَيِّزًا إِلَىٰ فِئَةٖ فَقَدۡ بَآءَ بِغَضَبٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَمَأۡوَىٰهُ جَهَنَّمُۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ١٦ [الأنفال: ۱۶] به چه معناست؟

متحرفاً: کسی که از سویی به سویی می‌‌رود، در اینجا مراد کسی است که برای تاکتیک جنگی از قبیل جنگ و گریز یا بدام انداختن دشمن و غیره از برابر دشمن بگریزد و این سو وآن سو رود یا اینکه به گروه دیگری از دشمن حمله ور شود.

متحیزاً: گراینده. از جایی به جایی رونده. مراد جنگجویی است که عقب نشینی او بخاطر پیوستن به دیگران و رزمیدن به همراه ایشان باشد.

فئة: گروه، دسته.

کلمه (موهن) در آیه ۱۸ سوره انفال ﴿ذَٰلِكُمۡ وَأَنَّ ٱللَّهَ مُوهِنُ كَيۡدِ ٱلۡكَٰفِرِينَ١٨ [الأنفال: ۱۸] به چه معناست؟

موهن: سست کننده.

جمله (ان تستفتحوا) در آیه ۱۹ سوره انفال ﴿إِن تَسۡتَفۡتِحُواْ فَقَدۡ جَآءَكُمُ ٱلۡفَتۡحُۖ [الأنفال: ۱۹] به چه معناست؟

ان تستفتحوا: اگر طلب پیروزی و فتح و ظفر می‌‌کنید.

کلمه (یحول) در آیه ۲۴ سوره انفال ﴿...وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ يَحُولُ بَيۡنَ ٱلۡمَرۡءِ وَقَلۡبِهِۦ وَأَنَّهُۥٓ إِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ٢٤ [الأنفال: ۲۴] به چه معناست؟

یحول: حایل می‌‌گردد و فاصله می‌‌اندازد.

کلمات (ان یتخطفکم – اید) در آیه ۲۶ سوره انفال ﴿وَٱذۡكُرُوٓاْ إِذۡ أَنتُمۡ قَلِيلٞ مُّسۡتَضۡعَفُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكُمُ ٱلنَّاسُ فَ‍َٔاوَىٰكُمۡ وَأَيَّدَكُم بِنَصۡرِهِۦ وَرَزَقَكُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ٢٦ [الأنفال: ۲۶] به چه معناست؟

ان یتخطفکم: اینکه شما را بربایند.

اید: تقویت کرد.

کلمه (لیثبتوک) در آیه ۳۰ سوره انفال ﴿وَإِذۡ يَمۡكُرُ بِكَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِيُثۡبِتُوكَ أَوۡ يَقۡتُلُوكَ أَوۡ يُخۡرِجُوكَۚ وَيَمۡكُرُونَ وَيَمۡكُرُ ٱللَّهُۖ وَٱللَّهُ خَيۡرُ ٱلۡمَٰكِرِينَ٣٠ [الأنفال: ۳۰] به چه معناست؟

لیثبتوک: تا تو را بر جای بدارند و زندانی کنند.

کلمات (مکاءً - تصدیه) در آیه ۳۵ سوره انفال ﴿وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمۡ عِندَ ٱلۡبَيۡتِ إِلَّا مُكَآءٗ وَتَصۡدِيَةٗۚ فَذُوقُواْ ٱلۡعَذَابَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ٣٥ [الأنفال: ۳۵] به چه معناست؟

مکاء: سوت کشیدن.

تصدیه: کف زدن.

کلمات (سلف – مضت - سنة) در آیه ۳۸ سوره انفال ﴿قُل لِّلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِن يَنتَهُواْ يُغۡفَرۡ لَهُم مَّا قَدۡ سَلَفَ وَإِن يَعُودُواْ فَقَدۡ مَضَتۡ سُنَّتُ ٱلۡأَوَّلِينَ٣٨ [الأنفال: ۳۸] به چه معناست؟

سلف: از پیش گذشت.

مضت: رفت، جاری شد.

سنة: روش، قانون.

کلمات (العدوة – الدنیا – القصوی - الرکب) در آیه ۴۲ سوره انفال ﴿إِذۡ أَنتُم بِٱلۡعُدۡوَةِ ٱلدُّنۡيَا وَهُم بِٱلۡعُدۡوَةِ ٱلۡقُصۡوَىٰ وَٱلرَّكۡبُ أَسۡفَلَ مِنكُمۡۚ... [الأنفال: ۴۲] به چه معناست؟

العدوة: کناره، سمت، طرف، ناحیه.

الدنیا: مونث ادنی، نزدیک‌تر، مراد ناحیه‌ای است که به مدینه نزدیک‌تر بود.

القصوی: مونث اقصی، دورتر.

الرکب: کاروان.

کلمه (سلم) در آیه ۴۳ سوره انفال ﴿إِذۡ يُرِيكَهُمُ ٱللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلٗاۖ وَلَوۡ أَرَىٰكَهُمۡ كَثِيرٗا لَّفَشِلۡتُمۡ وَلَتَنَٰزَعۡتُمۡ فِي ٱلۡأَمۡرِ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ سَلَّمَۚ إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ٤٣ [الأنفال: ۴۳] به چه معناست؟

سلم: رهایی بخشید، نجات داد.

کلمه (بطراً) در آیه ۴۷ سوره انفال ﴿وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَٰرِهِم بَطَرٗا وَرِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۚ وَٱللَّهُ بِمَا يَعۡمَلُونَ مُحِيطٞ٤٧ [الأنفال: ۴۷] به چه معناست؟

بطراً: سر مستی قدرت و نعمت.

کلمه (تثقفنهم – شرد) در آیه ۵۷ سوره انفال ﴿فَإِمَّا تَثۡقَفَنَّهُمۡ فِي ٱلۡحَرۡبِ فَشَرِّدۡ بِهِم مَّنۡ خَلۡفَهُمۡ لَعَلَّهُمۡ يَذَّكَّرُونَ٥٧ [الأنفال: ۵۷] به چه معناست؟

تثقفنهم: آنان را دریافتی.

شرد: پراکنده و پری‌شان کن.

کلمه (رباط) در آیه ۶۰ سوره انفال ﴿وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن قُوَّةٖ وَمِن رِّبَاطِ ٱلۡخَيۡلِ [الأنفال: ۶۰] به چه معناست؟

رباط: ریسمانی که چهار پا را با آن می‌‌بندند. در اینجا مراد پرورش و نگهداری مرکب‌های جهاد است.

کلمات (ان جنحوا – سلم) در آیه ۶۱ سوره انفال ﴿وَإِن جَنَحُواْ لِلسَّلۡمِ فَٱجۡنَحۡ لَهَا وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٦١ [الأنفال: ۶۱] به چه معناست؟

ان جنحوا: اگر تمایل به صلح نشان دادند.

سلم: صلح.

کلمه (حرض) در آیه ۶۵ سوره انفال ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ حَرِّضِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ عَلَى ٱلۡقِتَالِۚ [الأنفال: ۶۵] به چه معناست؟

حرض: بر انگیز، تشویق و تحریک کن.

کلمات (اسری – یثخن - عرض) در آیه ۶۷ سوره انفال ﴿مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُۥٓ أَسۡرَىٰ حَتَّىٰ يُثۡخِنَ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ تُرِيدُونَ عَرَضَ ٱلدُّنۡيَا وَٱللَّهُ يُرِيدُ ٱلۡأٓخِرَةَۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٞ٦٧ [الأنفال: ۶۷] به چه معناست؟

اسری: جمع اسیر، محبوسان.

یثخن: از مصدر (اثخان) بمعنی غلظت و شدت بکار بردن.

عرض: حطام دنیا.

جمله (امکن منهم) در آیه ۷۱ سوره انفال ﴿وَإِن يُرِيدُواْ خِيَانَتَكَ فَقَدۡ خَانُواْ ٱللَّهَ مِن قَبۡلُ فَأَمۡكَنَ مِنۡهُمۡۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ٧١ [الأنفال: ۷۱] به چه معناست؟

امکن منهم: شما را بر آنان چیره کرد و مقهورتان نمود.

کلمه (آووا) در آیه ۷۲ سوره انفال ﴿...وَٱلَّذِينَ ءَاوَواْ وَّنَصَرُوٓاْ أُوْلَٰٓئِكَ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٖۚ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَلَمۡ يُهَاجِرُواْ مَا لَكُم مِّن وَلَٰيَتِهِم مِّن شَيۡءٍ حَتَّىٰ يُهَاجِرُواْۚ... [الأنفال: ۷۲] به چه معناست؟

منزل و ماوی دادند.

ولایة: نصرت، مدد و یاری.

التوبة

کلمه (براءة) در آیه ۱ سوره توبه ﴿بَرَآءَةٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦٓ إِلَى ٱلَّذِينَ عَٰهَدتُّم مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ١ [التوبة: ۱] به چه معناست؟

براءة: بیزاری، منظور اعلام مقاطعه و ترک معاهده است.

کلمه (سیحوا) در آیه ۲ سوره توبه ﴿فَسِيحُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ أَرۡبَعَةَ أَشۡهُرٖ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّكُمۡ غَيۡرُ مُعۡجِزِي ٱللَّهِ وَأَنَّ ٱللَّهَ مُخۡزِي ٱلۡكَٰفِرِينَ٢ [التوبة: ۲] به چه معناست؟

سیحوا: بگردید.

کلمات (اذان – یوم الحج الاکبر) در آیه ۳ سوره توبه ﴿وَأَذَٰنٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦٓ إِلَى ٱلنَّاسِ يَوۡمَ ٱلۡحَجِّ ٱلۡأَكۡبَرِ أَنَّ ٱللَّهَ بَرِيٓءٞ مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ وَرَسُولُهُۥۚ [التوبة: ۳] به چه معناست؟

اذان: اعلام، آگهی.

یوم الحج الاکبر: روز بزرگ‌ترین حج. منظور عید قربان است.

کلمات (انسلخ – احصروهم - مرصد) در آیه ۵ سوره توبه ﴿فَإِذَا ٱنسَلَخَ ٱلۡأَشۡهُرُ ٱلۡحُرُمُ فَٱقۡتُلُواْ ٱلۡمُشۡرِكِينَ حَيۡثُ وَجَدتُّمُوهُمۡ وَخُذُوهُمۡ وَٱحۡصُرُوهُمۡ وَٱقۡعُدُواْ لَهُمۡ كُلَّ مَرۡصَدٖۚ [التوبة: ۵] به چه معناست؟

انسلخ: به پایان رسید گذشت.

احصروهم: ایشان را محاصره کنید.

مرصد: کمینگاه.

کلمات (استجارک – اجره - مامنه) در آیه ۶ سوره توبه ﴿وَإِنۡ أَحَدٞ مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ٱسۡتَجَارَكَ فَأَجِرۡهُ حَتَّىٰ يَسۡمَعَ كَلَٰمَ ٱللَّهِ ثُمَّ أَبۡلِغۡهُ مَأۡمَنَهُۥۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَعۡلَمُونَ٦ [التوبة: ۶] به چه معناست؟

استجارک: از تو پناه خواست.

اجره: پناهش بده.

مامنه: محل امن وامان خود.

کلمات (لایرقبوا – الا - ذمة) در آیه ۸ سوره توبه ﴿كَيۡفَ وَإِن يَظۡهَرُواْ عَلَيۡكُمۡ لَا يَرۡقُبُواْ فِيكُمۡ إِلّٗا وَلَا ذِمَّةٗۚ يُرۡضُونَكُم بِأَفۡوَٰهِهِمۡ وَتَأۡبَىٰ قُلُوبُهُمۡ وَأَكۡثَرُهُمۡ فَٰسِقُونَ٨ [التوبة: ۸] به چه معناست؟

لا یرقبوا: مراعات نمی‌‌دارند.

الا: قرابت و خویشاوندی.

ذمة: عهد و پیمان.

کلمه (نکثوا) در آیه ۱۲ سوره توبه ﴿وَإِن نَّكَثُوٓاْ أَيۡمَٰنَهُم مِّنۢ بَعۡدِ عَهۡدِهِمۡ وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمۡ فَقَٰتِلُوٓاْ أَئِمَّةَ ٱلۡكُفۡرِ إِنَّهُمۡ لَآ أَيۡمَٰنَ لَهُمۡ لَعَلَّهُمۡ يَنتَهُونَ١٢ [التوبة: ۱۲] به چه معناست؟

نکثوا: نقض کردند.

کلمه (ولیجة) در آیه ۱۶ سوره توبه ﴿أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تُتۡرَكُواْ وَلَمَّا يَعۡلَمِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ جَٰهَدُواْ مِنكُمۡ وَلَمۡ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلَا رَسُولِهِۦ وَلَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَلِيجَةٗۚ وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ١٦ [التوبة: ۱۶] به چه معناست؟

ولیجة: محرم اسرار. بیگانه‌ای که بعنوان دوست صمیمی برگزیده شود.

کلمه (ان یعمروا) در آیه ۱۷ سوره توبه ﴿مَا كَانَ لِلۡمُشۡرِكِينَ أَن يَعۡمُرُواْ مَسَٰجِدَ ٱللَّهِ شَٰهِدِينَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِم بِٱلۡكُفۡرِۚ أُوْلَٰٓئِكَ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ وَفِي ٱلنَّارِ هُمۡ خَٰلِدُونَ١٧ [التوبة: ۱۷] به چه معناست؟

ان یعمروا: مراد آباد کردن مادی یا معنوی است.

کلمه (سقایه) در آیه ۱۹ سوره توبه ﴿أَجَعَلۡتُمۡ سِقَايَةَ ٱلۡحَآجِّ وَعِمَارَةَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ [التوبة: ۱۹] به چه معناست؟

سقایه: می‌رابی آن دادن.

کلمات (مواطن – بما رحبت) در آیه ۲۵ سوره توبه ﴿لَقَدۡ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٖ وَيَوۡمَ حُنَيۡنٍ إِذۡ أَعۡجَبَتۡكُمۡ كَثۡرَتُكُمۡ فَلَمۡ تُغۡنِ عَنكُمۡ شَيۡ‍ٔٗا وَضَاقَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡأَرۡضُ بِمَا رَحُبَتۡ ثُمَّ وَلَّيۡتُم مُّدۡبِرِينَ٢٥ [التوبة: ۲۵] به چه معناست؟

مواطن: جمع موطن، قرار گاه، جایگاه.

بما رحبت: با وجود فراخی.

کلمه (عیلة) در آیه ۲۸ سوره توبه ﴿...وَإِنۡ خِفۡتُمۡ عَيۡلَةٗ فَسَوۡفَ يُغۡنِيكُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦٓ إِن شَآءَۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٞ٢٨ [التوبة: ۲۸] به چه معناست؟

عیلة: فقر تنگدستی.

جمله و کلمه (لا یدینون دین الحق - صاغرون) در آیه ۲۹ سوره توبه ﴿قَٰتِلُواْ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَلَا بِٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ ٱلۡحَقِّ مِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ حَتَّىٰ يُعۡطُواْ ٱلۡجِزۡيَةَ عَن يَدٖ وَهُمۡ صَٰغِرُونَ٢٩ [التوبة: ۲۹] به چه معناست؟

لا یدینون دین الحق: معتقد به دین اسلام که دین حق است نمی‌‌باشند.

صاغرون: اذلاء، از ماده صغاربه معنی کوچکی و رذالت.

کلمه (یضاهوون) در آیه ۳۰ سوره توبه ﴿وَقَالَتِ ٱلۡيَهُودُ عُزَيۡرٌ ٱبۡنُ ٱللَّهِ وَقَالَتِ ٱلنَّصَٰرَى ٱلۡمَسِيحُ ٱبۡنُ ٱللَّهِۖ ذَٰلِكَ قَوۡلُهُم بِأَفۡوَٰهِهِمۡۖ يُضَٰهِ‍ُٔونَ قَوۡلَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبۡلُۚ قَٰتَلَهُمُ ٱللَّهُۖ أَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ٣٠ [التوبة: ۳۰] به چه معناست؟

یضاهوون: همچون ایشان می‌‌گویند، سخنان‌شان به سخنان کفار می‌‌ماند که.

کلمه (یطفئوا) در آیه ۳۲ سوره توبه ﴿يُرِيدُونَ أَن يُطۡفِ‍ُٔواْ نُورَ ٱللَّهِ بِأَفۡوَٰهِهِمۡ وَيَأۡبَى ٱللَّهُ إِلَّآ أَن يُتِمَّ نُورَهُۥ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡكَٰفِرُونَ٣٢ [التوبة: ۳۲] به چه معناست؟

یطفئوا: از مصدر اطفاء، به معنی خامش کردن.

کلمه (یکنزون) در آیه ۳۴ سوره توبه ﴿...وَٱلَّذِينَ يَكۡنِزُونَ ٱلذَّهَبَ وَٱلۡفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَبَشِّرۡهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٖ٣٤ [التوبة: ۳۴] به چه معناست؟

یکنزون: اندوخته می‌‌کنند، گنجینه می‌‌سازند، منظور از کنز ثروت انوزی بیجایی است که حقوق شرعی از آن پرداخت نگردد.

کلمات (جباه – جنوب - ظهور) در آیه ۳۵ سوره توبه ﴿يَوۡمَ يُحۡمَىٰ عَلَيۡهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكۡوَىٰ بِهَا جِبَاهُهُمۡ وَجُنُوبُهُمۡ وَظُهُورُهُمۡۖ هَٰذَا مَا كَنَزۡتُمۡ لِأَنفُسِكُمۡ فَذُوقُواْ مَا كُنتُمۡ تَكۡنِزُونَ٣٥ [التوبة: ۳۵] به چه معناست؟

جباه: جمع جبهه: پیشلنی‌ها.

جنوب: جمع جنب پهلوها.

ظهور: جمع ظهر پشت.

کلمه (القیم) در آیه ۳۶ سوره توبه ﴿إِنَّ عِدَّةَ ٱلشُّهُورِ عِندَ ٱللَّهِ ٱثۡنَا عَشَرَ شَهۡرٗا فِي كِتَٰبِ ٱللَّهِ يَوۡمَ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ مِنۡهَآ أَرۡبَعَةٌ حُرُمٞۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُۚ... [التوبة: ۳۶] به چه معناست؟

القیم: راست و درست، استوار و پا بر جا.

کلمه (النسی‌ء - لیواطئوا) در آیه ۳۷ سوره توبه ﴿إِنَّمَا ٱلنَّسِيٓءُ زِيَادَةٞ فِي ٱلۡكُفۡرِۖ يُضَلُّ بِهِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يُحِلُّونَهُۥ عَامٗا وَيُحَرِّمُونَهُۥ عَامٗا لِّيُوَاطِ‍ُٔواْ عِدَّةَ مَا حَرَّمَ ٱللَّهُ فَيُحِلُّواْ مَا حَرَّمَ ٱللَّهُۚ زُيِّنَ لَهُمۡ سُوٓءُ أَعۡمَٰلِهِمۡۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡكَٰفِرِينَ٣٧ [التوبة: ۳۷] به چه معناست؟

النسی‌ء: به تاخیر انداختن.

لیواطئوا: از مصدر مواطا‌ۀ به معنی موافقت و مطابقت است.

کلمات (انفروا – اثاقلتم) در آیه ۳۸ سوره توبه ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَا لَكُمۡ إِذَا قِيلَ لَكُمُ ٱنفِرُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ ٱثَّاقَلۡتُمۡ إِلَى ٱلۡأَرۡضِۚ... [التوبة: ۳۸] به چه معناست؟

انفروا: برای جهاد به تندی خارج شوید.

اثاقلتم: سستی و کندی کردید.

کلمات (خفافاً و ثقالاً) در آیه ۴۱ سوره توبه ﴿ٱنفِرُواْ خِفَافٗا وَثِقَالٗا وَجَٰهِدُواْ بِأَمۡوَٰلِكُمۡ وَأَنفُسِكُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٤١ [التوبة: ۴۱] به چه معناست؟

خفافاً و ثقالاً: منظور این است که در هر حالی باید به جهاد رفت: سواره یا پیاده، پیر یا جوان، فقیر یا غنی، آسان یا مشکل.

کلمات (عرضاً – قاصداً - الشقة) در آیه ۴۲ سوره توبه ﴿لَوۡ كَانَ عَرَضٗا قَرِيبٗا وَسَفَرٗا قَاصِدٗا لَّٱتَّبَعُوكَ وَلَٰكِنۢ بَعُدَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلشُّقَّةُۚ... [التوبة: ۴۲] به چه معناست؟

عرضاً: کالا و متاع فانی دنیا، حطام دنیا.

قاصداً: آسان و بی‌دردسر.

الشقه: مسافتی که بدون مشقت طی نشود.

کلمات (ارتابت - یترددون) در آیه ۴۵ سوره توبه ﴿إِنَّمَا يَسۡتَ‍ٔۡذِنُكَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَٱرۡتَابَتۡ قُلُوبُهُمۡ فَهُمۡ فِي رَيۡبِهِمۡ يَتَرَدَّدُونَ٤٥ [التوبة: ۴۵] به چه معناست؟

ارتابت: دچار شک و تردید شده است.

یترددون: سر گردانند.

کلمات (عدة – انبعاث - ثبط) در آیه ۴۶ سوره توبه ﴿وَلَوۡ أَرَادُواْ ٱلۡخُرُوجَ لَأَعَدُّواْ لَهُۥ عُدَّةٗ وَلَٰكِن كَرِهَ ٱللَّهُ ٱنۢبِعَاثَهُمۡ فَثَبَّطَهُمۡ وَقِيلَ ٱقۡعُدُواْ مَعَ ٱلۡقَٰعِدِينَ٤٦ [التوبة: ۴۶] به چه معناست؟

عدة: توشه، ساز و برگ.

لنبعاث: روانه شدن، رفتن.

ثبط: بازداشت.

کلمات (خبالاً- اوضعوا – خلال – سماعون) در آیه ۴۷ سوره توبه ﴿لَوۡ خَرَجُواْ فِيكُم مَّا زَادُوكُمۡ إِلَّا خَبَالٗا وَلَأَوۡضَعُواْ خِلَٰلَكُمۡ يَبۡغُونَكُمُ ٱلۡفِتۡنَةَ وَفِيكُمۡ سَمَّٰعُونَ لَهُمۡۗ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِٱلظَّٰلِمِينَ٤٧ [التوبة: ۴۷] به چه معناست؟

خبالاً: شر و فساد.

اوضعوا: سرعت می‌‌گرفتند. با شتاب راه می‌‌افتادند.

خلال: جمع خلل، میان، بین.

سماعون: شنوندگان فرمانبرداران جاسوسان.

کلمه (احدی الحسنیین) در آیه ۵۲ سوره توبه ﴿قُلۡ هَلۡ تَرَبَّصُونَ بِنَآ إِلَّآ إِحۡدَى ٱلۡحُسۡنَيَيۡنِۖ وَنَحۡنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمۡ أَن يُصِيبَكُمُ ٱللَّهُ بِعَذَابٖ مِّنۡ عِندِهِۦٓ أَوۡ بِأَيۡدِينَاۖ فَتَرَبَّصُوٓاْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ٥٢ [التوبة: ۵۲] به چه معناست؟

احدی الحسنیین: پیروزی و بهروزی یا شهادت و جنت.

کلمه (تزهق) در آیه ۵۵ سوره توبه ﴿فَلَا تُعۡجِبۡكَ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُهُمۡۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَتَزۡهَقَ أَنفُسُهُمۡ وَهُمۡ كَٰفِرُونَ٥٥ [التوبة: ۵۵] به چه معناست؟

تزهق: بدر رود، از مصدر زهوق به معنی خروج.

کلمه (یفرقون) در آیه ۵۶ سوره توبه ﴿وَيَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ إِنَّهُمۡ لَمِنكُمۡ وَمَا هُم مِّنكُمۡ وَلَٰكِنَّهُمۡ قَوۡمٞ يَفۡرَقُونَ٥٦ [التوبة: ۵۶] به چه معناست؟

یفرقون: می‌‌ترسند.

کلمات (ملجأ – مغارات – مدخلا - یجمحون) در آیه ۵۷ سوره توبه ﴿لَوۡ يَجِدُونَ مَلۡجَ‍ًٔا أَوۡ مَغَٰرَٰتٍ أَوۡ مُدَّخَلٗا لَّوَلَّوۡاْ إِلَيۡهِ وَهُمۡ يَجۡمَحُونَ٥٧ [التوبة: ۵۷] به چه معناست؟

ملجأ: پناهگاه.

مغارات: جمع مغارۀ، غارها.

مدخلا: سرداب، دهلیز، نقب.

یجمحون: شتابان و پریشان می‌‌گریزند.

کلمات (یلمزک - یسخطون) در آیه ۵۸ سوره توبه ﴿وَمِنۡهُم مَّن يَلۡمِزُكَ فِي ٱلصَّدَقَٰتِ فَإِنۡ أُعۡطُواْ مِنۡهَا رَضُواْ وَإِن لَّمۡ يُعۡطَوۡاْ مِنۡهَآ إِذَا هُمۡ يَسۡخَطُونَ٥٨ [التوبة: ۵۸] به چه معناست؟

یلمزک: از تو عیبجویی می‌‌کنند.

یسخطون: خشمگین می‌‌شوند.

کلمات (عاملین علیها – فی الرقاب - غارمین) در آیه ۶۰ سوره توبه ﴿إِنَّمَا ٱلصَّدَقَٰتُ لِلۡفُقَرَآءِ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَٱلۡعَٰمِلِينَ عَلَيۡهَا وَٱلۡمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمۡ وَفِي ٱلرِّقَابِ وَٱلۡغَٰرِمِينَ وَفِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِۖ فَرِيضَةٗ مِّنَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ٦٠ [التوبة: ۶۰] به چه معناست؟

عاملین علیها: کار کنانی که از سوی پیشوای مسلمان مامور جمع آوری زکات می‌‌شوند.

في الرقاب: در راه آزاد کردن بندگان با خرید و کمک ایشان برای آزادی.

غارمین: افراد مقروض و مدیونی که قادر به پرداخت قرض خود نباشند.

کلمه (اذن) در آیه ۶۱ سوره توبه ﴿وَمِنۡهُمُ ٱلَّذِينَ يُؤۡذُونَ ٱلنَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٞۚ... [التوبة: ۶۱] به چه معناست؟

اذن: گوش، منظور شخصی است که همه چیز را باور کند، خوش باور.

کلمه (یحادد) در آیه ۶۳ سوره توبه ﴿أَلَمۡ يَعۡلَمُوٓاْ أَنَّهُۥ مَن يُحَادِدِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَأَنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدٗا فِيهَاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡخِزۡيُ ٱلۡعَظِيمُ٦٣ [التوبة: ۶۳] به چه معناست؟

یحادد: دشمنی و مخالفت کند.

کلمه (خضتم) در آیه ۶۹ سوره توبه ﴿...وَخُضۡتُمۡ كَٱلَّذِي خَاضُوٓاْۚ... [التوبة: ۶۹] به چه معناست؟

خضتم: فرو رفته‌اید، به باطل پرداخته‌اید.

کلمه (المؤتفکات) در آیه ۷۰ سوره توبه ﴿أَلَمۡ يَأۡتِهِمۡ نَبَأُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ قَوۡمِ نُوحٖ وَعَادٖ وَثَمُودَ وَقَوۡمِ إِبۡرَٰهِيمَ وَأَصۡحَٰبِ مَدۡيَنَ وَٱلۡمُؤۡتَفِكَٰتِۚ أَتَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِۖ فَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيَظۡلِمَهُمۡ وَلَٰكِن كَانُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ٧٠ [التوبة: ۷۰] به چه معناست؟

الموتفکات: زیر و رو شده‌ها، منظور شهر و روستای قوم لوط است.

کلمه (أعقب) در آیه ۷۷ سوره توبه ﴿فَأَعۡقَبَهُمۡ نِفَاقٗا فِي قُلُوبِهِمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ يَلۡقَوۡنَهُۥ بِمَآ أَخۡلَفُواْ ٱللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُواْ يَكۡذِبُونَ٧٧ [التوبة: ۷۷] به چه معناست؟

أعقب: بر جای نهاد، پدیدار و پایدار کرد.

کلمه (المخلفون) در آیه ۸۱ سوره توبه ﴿فَرِحَ ٱلۡمُخَلَّفُونَ بِمَقۡعَدِهِمۡ خِلَٰفَ رَسُولِ ٱللَّهِ [التوبة: ۸۱] به چه معناست؟

المخلفون: واپس ماندگان، بر جای ماندگان.

کلمات (اولو الطول – الطول) در آیه ۸۶ سوره توبه ﴿وَإِذَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٌ أَنۡ ءَامِنُواْ بِٱللَّهِ وَجَٰهِدُواْ مَعَ رَسُولِهِ ٱسۡتَ‍ٔۡذَنَكَ أُوْلُواْ ٱلطَّوۡلِ مِنۡهُمۡ وَقَالُواْ ذَرۡنَا نَكُن مَّعَ ٱلۡقَٰعِدِينَ٨٦ [التوبة: ۸۶] به چه معناست؟

اولو الطول: ثروتمندان.

الطول: ثروت.

کلمه (الخوالف) در آیه ۸۷ سوره توبه ﴿رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ ٱلۡخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ فَهُمۡ لَا يَفۡقَهُونَ ٨٧ [التوبة: ۸۲] به چه معناست؟

الخوالف: جمع خالفه، بازماندگان منظور زنان هستند که در خانه می‌‌مانند.

کلمه (أجدر) در آیه ۹۷ سوره توبه ﴿ٱلۡأَعۡرَابُ أَشَدُّ كُفۡرٗا وَنِفَاقٗا وَأَجۡدَرُ أَلَّا يَعۡلَمُواْ حُدُودَ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِۦۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ٩٧ [التوبة: ۹۷] به چه معناست؟

أجدر: سزاوارتر، درخور و شایسته‌تر.

کلمات (مغرماً – الدوائر- دائرة السوء) در آیه ۹۸ سوره توبه ﴿وَمِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ مَن يَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ مَغۡرَمٗا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ ٱلدَّوَآئِرَۚ عَلَيۡهِمۡ دَآئِرَةُ ٱلسَّوۡءِۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٞ٩٨ [التوبة: ۹۸] به چه معناست؟

مغرما: زیان و ضرر.

الدوائر: جمع دایره، بلایا، مصیبت.

دائرة السوء: بلای بد.

کلمه (مرجون) در آیه ۱۰۶ سوره توبه ﴿وَءَاخَرُونَ مُرۡجَوۡنَ لِأَمۡرِ ٱللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمۡ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيۡهِمۡۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ١٠٦ [التوبة: ۱۰۶] به چه معناست؟

مرجون: به تاخیر انداخته شدگان.

کلمات (شفا – جرف - هار) در آیه ۱۰۹ سوره توبه ﴿أَفَمَنۡ أَسَّسَ بُنۡيَٰنَهُۥ عَلَىٰ تَقۡوَىٰ مِنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٍ خَيۡرٌ أَم مَّنۡ أَسَّسَ بُنۡيَٰنَهُۥ عَلَىٰ شَفَا جُرُفٍ هَارٖ [التوبة: ۱۰۹] به چه معناست؟

شفا: لبه، کناره.

جرف: گودال پرتگاه.

هار: شکافته و مشرف به سقوط.

کلمه (سائحون) در آیه ۱۱۲ سوره توبه ﴿ٱلتَّٰٓئِبُونَ ٱلۡعَٰبِدُونَ ٱلۡحَٰمِدُونَ ٱلسَّٰٓئِحُونَ [التوبة: ۱۱۲] به چه معناست؟

سائحون: گردندگان در زمین برای اطلاع از آثار و درس گرفتن و عبرت آموختن از تاریخ گذشتگان و دیدن عجائب و غرایب جهان.

کلمات (تبرأ - اواه) در آیه ۱۱۴ سوره توبه ﴿وَمَا كَانَ ٱسۡتِغۡفَارُ إِبۡرَٰهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَن مَّوۡعِدَةٖ وَعَدَهَآ إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُۥٓ أَنَّهُۥ عَدُوّٞ لِّلَّهِ تَبَرَّأَ مِنۡهُۚ إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ لَأَوَّٰهٌ حَلِيمٞ١١٤ [التوبة: ۱۱۴] به چه معناست؟

تبرأ: بیزاری جست، دوری کرد.

أواه: آه گویان، خاشع در دعا.

کلمه (کاد یزیغ) در آیه ۱۱۷ سوره توبه ﴿لَّقَد تَّابَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلنَّبِيِّ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ وَٱلۡأَنصَارِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ ٱلۡعُسۡرَةِ مِنۢ بَعۡدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٖ مِّنۡهُمۡ ثُمَّ تَابَ عَلَيۡهِمۡۚ إِنَّهُۥ بِهِمۡ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ١١٧ [التوبة: ۱۱۷] به چه معناست؟

کاد یزیغ: نزدیک بود که منحرف و از راه بدر شود.

کلمه (خلفوا) در آیه ۱۱۸ سوره توبه ﴿وَعَلَى ٱلثَّلَٰثَةِ ٱلَّذِينَ خُلِّفُواْ... [التوبة: ۱۱۸] به چه معناست؟

خلفوا: واپس نهاده شدند، منظور این است که خداوند حکم قطعی درباره آنان صادر نفرمود و به آینده واگذار شدند.

کلمات (ظمأ – نصب – مخمصه - لا یطاون – موطئا – لا ینالون عن عدو نیلا) در آیه ۱۲۰ سوره توبه ﴿مَا كَانَ لِأَهۡلِ ٱلۡمَدِينَةِ وَمَنۡ حَوۡلَهُم مِّنَ ٱلۡأَعۡرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواْ عَن رَّسُولِ ٱللَّهِ وَلَا يَرۡغَبُواْ بِأَنفُسِهِمۡ عَن نَّفۡسِهِۦۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ لَا يُصِيبُهُمۡ ظَمَأٞ وَلَا نَصَبٞ وَلَا مَخۡمَصَةٞ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا يَطَ‍ُٔونَ مَوۡطِئٗا يَغِيظُ ٱلۡكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنۡ عَدُوّٖ نَّيۡلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِۦ عَمَلٞ صَٰلِحٌۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٢٠ [التوبة: ۱۲۰] به چه معناست؟

ظمأ: تشنگی.

نصب: خستگی.

مخمصه: گرسنگی.

لایطاون: گام نمی‌‌گذارند، پای نمی‌‌نهند.

موطئا: جای گام قدمگاه.

لا ینالون من عدو نیلا: صدمه‌ای به دشمن نمی‌‌رسانند و اسیر و غنیمتی به ایشان نمی‌‌گیرند.

کلمه (یلونکم) در آیه ۱۲۳ سوره توبه ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قَٰتِلُواْ ٱلَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ ٱلۡكُفَّارِ وَلۡيَجِدُواْ فِيكُمۡ غِلۡظَةٗۚ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلۡمُتَّقِينَ١٢٣ [التوبة: ۱۲۳] به چه معناست؟

یلونکم: از حیث مکان و نصب به شما نزدیکند.

کلمه (عنتم) در آیه ۱۲۸ سوره توبه ﴿لَقَدۡ جَآءَكُمۡ رَسُولٞ مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ عَزِيزٌ عَلَيۡهِ مَا عَنِتُّمۡ حَرِيصٌ عَلَيۡكُم بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ١٢٨ [التوبة: ۱۲۸] به چه معناست؟

عنتم: رنج بردید، ناراحتی کشیدید، از ماده (عنت) بمعنی مشقت.

یونس

کلمه (قدم صدق) در آیه ۲ سوره یونس ﴿أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنۡ أَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ رَجُلٖ مِّنۡهُمۡ أَنۡ أَنذِرِ ٱلنَّاسَ وَبَشِّرِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَنَّ لَهُمۡ قَدَمَ صِدۡقٍ عِندَ رَبِّهِمۡۗ قَالَ ٱلۡكَٰفِرُونَ إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٞ مُّبِينٌ٢ [يونس: ۲] به چه معناست؟

قدم صدق: منظور مقام و منزلت و درجات رفیعه است.

کلمات (ضیاء - منازل) در آیه ۵ سوره یونس ﴿هُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ ٱلشَّمۡسَ ضِيَآءٗ وَٱلۡقَمَرَ نُورٗا وَقَدَّرَهُۥ مَنَازِلَ لِتَعۡلَمُواْ عَدَدَ ٱلسِّنِينَ وَٱلۡحِسَابَۚ مَا خَلَقَ ٱللَّهُ ذَٰلِكَ إِلَّا بِٱلۡحَقِّۚ يُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ٥ [يونس: ۵] به چه معناست؟

ضیاء: روشنی، فرق (ضیاء و نور) در این است که (ضیاء) برای چیزی استعمال می‌‌گردد که نور آن از خورشید باشد (نور) برای چیزی بکار می‌‌رود که روشنایی آن از خودش نباشد و بلکه منعکس کننده نور چیز دیگری باشد.

منازل: منظور بروج خورشید و ماه است.

کلمه (قرون) در آیه ۱۳ سوره یونس ﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَا ٱلۡقُرُونَ مِن قَبۡلِكُمۡ لَمَّا ظَلَمُواْ وَجَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَمَا كَانُواْ لِيُؤۡمِنُواْۚ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ١٣ [يونس: ۱۳] به چه معناست؟

قرون: خمع قرن، مردمان یک عصر و زمان، نسل‌ها.

کلمه (عاصف) در آیه ۲۲ سوره یونس ﴿هُوَ ٱلَّذِي يُسَيِّرُكُمۡ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِۖ حَتَّىٰٓ إِذَا كُنتُمۡ فِي ٱلۡفُلۡكِ وَجَرَيۡنَ بِهِم بِرِيحٖ طَيِّبَةٖ وَفَرِحُواْ بِهَا جَآءَتۡهَا رِيحٌ عَاصِفٞ [يونس: ۲۲] به چه معناست؟

مخرب و طوفنده

کلمه (حصیدا – لم تغن) در آیه ۲۴ سوره یونس ﴿...فَجَعَلۡنَٰهَا حَصِيدٗا كَأَن لَّمۡ تَغۡنَ بِٱلۡأَمۡسِۚ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ٢٤ [يونس: ۲۴] به چه معناست؟

حصیدا: درو شده.

لم تغن: نبوده است، وجود نداشته است.

کلمه (دار السلام) در آیه ۲۵ سوره یونس ﴿وَٱللَّهُ يَدۡعُوٓاْ إِلَىٰ دَارِ ٱلسَّلَٰمِ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٢٥ [يونس: ۲۵] به چه معناست؟

دار السلام: منظور بهشت است که اهل آن از هر گونه رنج و گزند و اندوه و بلا، سلامت هستند.

کلمات (لا یرهق - قتر) در آیه ۲۶ سوره یونس ﴿لِّلَّذِينَ أَحۡسَنُواْ ٱلۡحُسۡنَىٰ وَزِيَادَةٞۖ وَلَا يَرۡهَقُ وُجُوهَهُمۡ قَتَرٞوَلَا ذِلَّةٌۚ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٢٦ [يونس: ۲۶] به چه معناست؟

لا یرهق: فرا نمی‌‌گیرد.

قتر: دود مانندی که بر اثر غم و اندوه و هول و هراس چهره را می‌‌پوشاند، غبار غم.

کلمات (عاصم - قطعا) در آیه ۲۷ سوره یونس ﴿وَٱلَّذِينَ كَسَبُواْ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ جَزَآءُ سَيِّئَةِۢ بِمِثۡلِهَا وَتَرۡهَقُهُمۡ ذِلَّةٞۖ مَّا لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِنۡ عَاصِمٖۖ كَأَنَّمَآ أُغۡشِيَتۡ وُجُوهُهُمۡ قِطَعٗا مِّنَ ٱلَّيۡلِ مُظۡلِمًاۚ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٢٧ [يونس: ۲۷] به چه معناست؟

عاصم: نگاه دارنده، باز دارنده، رهابخش.

قطعا: جمع قطعه، تکه‌ها و پاره‌ها.

کلمه (فزیلنا) در آیه ۲۸ سوره یونس ﴿وَيَوۡمَ نَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشۡرَكُواْ مَكَانَكُمۡ أَنتُمۡ وَشُرَكَآؤُكُمۡۚ فَزَيَّلۡنَا بَيۡنَهُمۡۖ وَقَالَ شُرَكَآؤُهُم مَّا كُنتُمۡ إِيَّانَا تَعۡبُدُونَ٢٨ [يونس: ۲۸] به چه معناست؟

فزیلنا: جدایی انداختیم.

کلمه (تبلو - اسلفت) در آیه ۳۰ سوره یونس ﴿هُنَالِكَ تَبۡلُواْ كُلُّ نَفۡسٖ مَّآ أَسۡلَفَتۡۚ وَرُدُّوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ مَوۡلَىٰهُمُ ٱلۡحَقِّۖ وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ٣٠ [يونس: ۳۰] به چه معناست؟

تبلو: می‌‌آزماید.

اسلفت: از پیش فرستاده است.

کلمه (افتراه) در آیه ۳۸ سوره یونس ﴿أَمۡ يَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰهُۖ قُلۡ فَأۡتُواْ بِسُورَةٖ مِّثۡلِهِۦ وَٱدۡعُواْ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٣٨ [يونس: ۳۸] به چه معناست؟

افتراه: آنرا خود به هم بافته است.

کلمه (لم یلبثوا) در آیه ۴۵ سوره یونس ﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ كَأَن لَّمۡ يَلۡبَثُوٓاْ إِلَّا سَاعَةٗ مِّنَ ٱلنَّهَارِ... [يونس: ۴۵] به چه معناست؟

لم یلبثوا: نمانده‌اند، بسر نبرده ابد.

کلمه (یستنبئونک) در آیه ۵۳ سوره یونس ﴿وَيَسۡتَنۢبِ‍ُٔونَكَ أَحَقٌّ هُوَۖ قُلۡ إِي وَرَبِّيٓ إِنَّهُۥ لَحَقّٞۖ وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ٥٣ [يونس: ۵۳] به چه معناست؟

یستنبئونک: از تو خبر را می‌‌پرسند.

کلمه (اسرو الندامة) در آیه ۵۴ سوره یونس ﴿وَلَوۡ أَنَّ لِكُلِّ نَفۡسٖ ظَلَمَتۡ مَا فِي ٱلۡأَرۡضِ لَٱفۡتَدَتۡ بِهِۦۗ وَأَسَرُّواْ ٱلنَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاْ ٱلۡعَذَابَۖ وَقُضِيَ بَيۡنَهُم بِٱلۡقِسۡطِ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ٥٤ [يونس: ۵۴] به چه معناست؟

اسرو الندامة: آهسته و پنهانی اظهار ندامت می‌‌کنند.

کلمه (ما یعزب) در آیه ۶۱ سوره یونس ﴿...وَمَا يَعۡزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثۡقَالِ ذَرَّةٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ وَلَآ أَصۡغَرَ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡبَرَ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٍ٦١ [يونس: ۶۱] به چه معناست؟

ما یعزب: پنهان نمی‌‌ماند.

کلمه (یخرصون) در آیه ۶۶ سوره یونس ﴿أَلَآ إِنَّ لِلَّهِ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِۗ وَمَا يَتَّبِعُ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ شُرَكَآءَۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنۡ هُمۡ إِلَّا يَخۡرُصُونَ٦٦ [يونس: ۶۶] به چه معناست؟

یخرصون: تخمین می‌‌زنند، از روی حدس و گمان کار می‌‌کنند، دروغ می‌‌گویند.

کلمه (مبصرا) در آیه ۶۷ سوره یونس ﴿هُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ لِتَسۡكُنُواْ فِيهِ وَٱلنَّهَارَ مُبۡصِرًاۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَسۡمَعُونَ٦٧ [يونس: ۶۷] به چه معناست؟

مبصرا: روشن.

کلمات (غمة – أقضوا إلیََ) در آیه ۷۱ سوره یونس ﴿فَأَجۡمِعُوٓاْ أَمۡرَكُمۡ وَشُرَكَآءَكُمۡ ثُمَّ لَا يَكُنۡ أَمۡرُكُمۡ عَلَيۡكُمۡ غُمَّةٗ ثُمَّ ٱقۡضُوٓاْ إِلَيَّ وَلَا تُنظِرُونِ٧١ [يونس: ۷۱] به چه معناست؟

غمة: مبهم و مخفی.

اقضوا الی: کار مرا بسازید و نابودم کنید.

کلمات (لتلفتنا - الکبریاء) در آیه ۷۸ سوره یونس ﴿قَالُوٓاْ أَجِئۡتَنَا لِتَلۡفِتَنَا عَمَّا وَجَدۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَا وَتَكُونَ لَكُمَا ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا نَحۡنُ لَكُمَا بِمُؤۡمِنِينَ٧٨ [يونس: ۷۸] به چه معناست؟

لتلفتنا: تا ما را منصرف کنی.

الکبریاء: عظمت.

جمله (لعال فی الارض) در آیه ۸۳ سوره یونس ﴿فَمَآ ءَامَنَ لِمُوسَىٰٓ إِلَّا ذُرِّيَّةٞ مِّن قَوۡمِهِۦ عَلَىٰ خَوۡفٖ مِّن فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيْهِمۡ أَن يَفۡتِنَهُمۡۚ وَإِنَّ فِرۡعَوۡنَ لَعَالٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَإِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلۡمُسۡرِفِينَ٨٣ [يونس: ۸۳] به چه معناست؟

لعال فی الارض: برتر جویی و گردن کشی در زمین می‌‌کرد.

کلمات (بوأنا – مبوأ صدق) در آیه ۹۳ سوره یونس ﴿وَلَقَدۡ بَوَّأۡنَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ مُبَوَّأَ صِدۡقٖ... [يونس: ۹۳] به چه معناست؟

بوأنا: منزل و مأوی دادیم.

مبوأ: منزل و اقامتگاه.

مبوأ صدق: مکان شایسته و مورد رضایت.

کلمه (ممترین) در آیه ۹۴ سوره یونس ﴿فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُمۡتَرِينَ٩٤ [يونس: ۹۴] به چه معناست؟

ممترین: مترددان، گمان برندگان.

کلمات (کاشف - راد) در آیه ۱۰۷ سوره یونس ﴿وَإِن يَمۡسَسۡكَ ٱللَّهُ بِضُرّٖ فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَۖ وَإِن يُرِدۡكَ بِخَيۡرٖ فَلَا رَآدَّ لِفَضۡلِهِۦۚ يُصِيبُ بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦۚ وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ١٠٧ [يونس: ۱۰۷] به چه معناست؟

کاشف: برطرف کننده.

رآد: برگرداننده، مانع.

هود

کلمات (احکمت – فصلت – من لدن) در آیه ۱ سوره هود ﴿الٓرۚ كِتَٰبٌ أُحۡكِمَتۡ ءَايَٰتُهُۥ ثُمَّ فُصِّلَتۡ مِن لَّدُنۡ حَكِيمٍ خَبِيرٍ١ [هود: ۱] به چه معناست؟

احکمت: محکم و استوار و متقن و منظم گردیده است.

فصلت: شرح و بیان شده است.

من لدن: از جانب از سوی.

کلمات (یثنون – یستغشون) در آیه ۵ سوره هود ﴿أَلَآ إِنَّهُمۡ يَثۡنُونَ صُدُورَهُمۡ لِيَسۡتَخۡفُواْ مِنۡهُۚ أَلَا حِينَ يَسۡتَغۡشُونَ ثِيَابَهُمۡ يَعۡلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعۡلِنُونَۚ إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ٥ [هود: ۵] به چه معناست؟

یثنون: خم می‌‌کنند و پیچ می‌‌دهند.

یستغشون: حجاب و پردهمی گردانند.

کلمات (مستقر – مستودع) در آیه ۶ سوره هود ﴿وَمَا مِن دَآبَّةٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِ رِزۡقُهَا وَيَعۡلَمُ مُسۡتَقَرَّهَا وَمُسۡتَوۡدَعَهَاۚ كُلّٞ فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٖ٦ [هود: ۶] به چه معناست؟

مستقر: قرارگاه، محل زیست.

مستودع: آرامگاه، محل دفن.

کلمه (یووس) در آیه ۹ سوره هود ﴿وَلَئِنۡ أَذَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِنَّا رَحۡمَةٗ ثُمَّ نَزَعۡنَٰهَا مِنۡهُ إِنَّهُۥ لَيَ‍ُٔوسٞ كَفُورٞ٩ [هود: ۹] به چه معناست؟

یووس: بسیار ناامید و مأیوس.

کلمه (ضائق) در آیه ۱۲ سوره هود ﴿فَلَعَلَّكَ تَارِكُۢ بَعۡضَ مَا يُوحَىٰٓ إِلَيۡكَ وَضَآئِقُۢ بِهِۦ صَدۡرُكَ أَن يَقُولُواْ لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ كَنزٌ أَوۡ جَآءَ مَعَهُۥ مَلَكٌۚ إِنَّمَآ أَنتَ نَذِيرٞۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ وَكِيلٌ١٢ [هود: ۱۲] به چه معناست؟

ضآئق: دلتنگ، غمگین.

کلمه (مفتریات) در آیه ۱۳ سوره هود ﴿أَمۡ يَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰهُۖ قُلۡ فَأۡتُواْ بِعَشۡرِ سُوَرٖ مِّثۡلِهِۦ مُفۡتَرَيَٰتٖ وَٱدۡعُواْ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ١٣ [هود: ۱۳] به چه معناست؟

مفتریات: بهم بافته، ساخته‌های دروغین.

کلمات (یتلوه – شاهد – الاحزاب) در آیه ۱۷ سوره هود ﴿أَفَمَن كَانَ عَلَىٰ بَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّهِۦ وَيَتۡلُوهُ شَاهِدٞ مِّنۡهُ وَمِن قَبۡلِهِۦ كِتَٰبُ مُوسَىٰٓ إِمَامٗا وَرَحۡمَةًۚ أُوْلَٰٓئِكَ يُؤۡمِنُونَ بِهِۦۚ وَمَن يَكۡفُرۡ بِهِۦ مِنَ ٱلۡأَحۡزَابِ فَٱلنَّارُ مَوۡعِدُهُۥۚ فَلَا تَكُ فِي مِرۡيَةٖ مِّنۡهُۚ إِنَّهُ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يُؤۡمِنُونَ١٧ [هود: ۱۷] به چه معناست؟

یتلوه: بدنبال آن می‌‌آید.

شاهد: گواه.

الاحزاب: جمع حزب، گروه‌ها، دسته‌ها.

کلمه (الاشهاد) در آیه ۱۸ سوره هود ﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًاۚ أُوْلَٰٓئِكَ يُعۡرَضُونَ عَلَىٰ رَبِّهِمۡ وَيَقُولُ ٱلۡأَشۡهَٰدُ هَٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَىٰ رَبِّهِمۡۚ أَلَا لَعۡنَةُ ٱللَّهِ عَلَى ٱلظَّٰلِمِينَ١٨ [هود: ۱۸] به چه معناست؟

گواهان.

کلمه (لاجرم) در آیه ۲۲ سوره هود ﴿لَا جَرَمَ أَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ هُمُ ٱلۡأَخۡسَرُونَ٢٢ [هود: ۲۲] به چه معناست؟

حقاً. مسلماً.

جمله (أخبتوا الی ربهم) در آیه ۲۳ سوره هود ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَأَخۡبَتُوٓاْ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٢٣ [هود: ۲۳] به چه معناست؟

در برابر خدای خود فروتنی و کرنش می‌کنند.

کلمات (أرازل ـ بادی الرای) در آیه ۲۷ سوره هود ﴿فَقَالَ ٱلۡمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوۡمِهِۦ مَا نَرَىٰكَ إِلَّا بَشَرٗا مِّثۡلَنَا وَمَا نَرَىٰكَ ٱتَّبَعَكَ إِلَّا ٱلَّذِينَ هُمۡ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ ٱلرَّأۡيِ وَمَا نَرَىٰ لَكُمۡ عَلَيۡنَا مِن فَضۡلِۢ بَلۡ نَظُنُّكُمۡ كَٰذِبِينَ٢٧ [هود: ۲۷] به چه معناست؟

أراذل: جمع ارزل، اشخاص بسیار کوچک و فرومایه.

بادی الرای: سطحی نگر و کوتاه فکر. ساده لوح و ظاهر بین.

جمله (أنلزمکموها) در آیه ۲۸ سوره هود ﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ أَرَءَيۡتُمۡ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّي وَءَاتَىٰنِي رَحۡمَةٗ مِّنۡ عِندِهِۦ فَعُمِّيَتۡ عَلَيۡكُمۡ أَنُلۡزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمۡ لَهَا كَٰرِهُونَ٢٨ [هود: ۲۸] به چه معناست؟

آیا به پذیرش آن شما را مجبور کنیم و با اکراه آن را به شما بقبولانیم؟

کلمه (تزدری) در آیه ۳۱ سوره هود ﴿وَلَآ أَقُولُ إِنِّي مَلَكٞ وَلَآ أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزۡدَرِيٓ أَعۡيُنُكُمۡ لَن يُؤۡتِيَهُمُ ٱللَّهُ خَيۡرًاۖ ٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا فِيٓ أَنفُسِهِمۡ إِنِّيٓ إِذٗا لَّمِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ٣١ [هود: ۳۱] به چه معناست؟

حقیر می‌‌بینند. خوارو پست می‌‌بینند.

کلمه (بأعیننا) در آیه ۳۷ سوره هود ﴿وَٱصۡنَعِ ٱلۡفُلۡكَ بِأَعۡيُنِنَا وَوَحۡيِنَا وَلَا تُخَٰطِبۡنِي فِي ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ إِنَّهُم مُّغۡرَقُونَ٣٧ [هود: ۳۷] به چه معناست؟

تحت رعایت و نظر ما.

کلمه (یخزیه) در آیه ۳۹ سوره هود ﴿فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ مَن يَأۡتِيهِ عَذَابٞ يُخۡزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيۡهِ عَذَابٞ مُّقِيمٌ٣٩ [هود: ۳۹] به چه معناست؟

رسوایش می‌‌سازد. خوارش می‌‌کند.

کلمات (مرسی ـ مجری) در آیه ۴۱ سوره هود ﴿۞وَقَالَ ٱرۡكَبُواْ فِيهَا بِسۡمِ ٱللَّهِ مَجۡرٜىٰهَا وَمُرۡسَىٰهَآۚ إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٞ رَّحِيمٞ٤١ [هود: ۴۱] به چه معناست؟

مجری: حرکت. زمان حرکت. مسیر حرکت.

مرسی: لنگر انداختن. زمان ایستادن. لنگر گاه.

کلمه (سآوی) در آیه ۴۳ سوره هود ﴿قَالَ سَ‍َٔاوِيٓ إِلَىٰ جَبَلٖ يَعۡصِمُنِي مِنَ ٱلۡمَآءِۚ قَالَ لَا عَاصِمَ ٱلۡيَوۡمَ مِنۡ أَمۡرِ ٱللَّهِ إِلَّا مَن رَّحِمَۚ وَحَالَ بَيۡنَهُمَا ٱلۡمَوۡجُ فَكَانَ مِنَ ٱلۡمُغۡرَقِينَ٤٣ [هود: ۴۳] به چه معناست؟

پناه خواهم برد.

کلمات (ابلعی ـ اقلعی ـ الجودی) در آیه ۴۴ سوره هود ﴿وَقِيلَ يَٰٓأَرۡضُ ٱبۡلَعِي مَآءَكِ وَيَٰسَمَآءُ أَقۡلِعِي وَغِيضَ ٱلۡمَآءُ وَقُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ وَٱسۡتَوَتۡ عَلَى ٱلۡجُودِيِّۖ وَقِيلَ بُعۡدٗا لِّلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ٤٤ [هود: ۴۴] به چه معناست؟

ابلعی: فرو خور. قورت بده.

اقلعی: از بارش و ریزش بایست.

الجودی: نام کوهی است که آن را کوه کاردو یا اکراد نزدیک موصل در شمال عراق می‌‌دانند.

کلمه (اهبط) در آیه ۴۸ سوره هود ﴿قِيلَ يَٰنُوحُ ٱهۡبِطۡ بِسَلَٰمٖ مِّنَّا وَبَرَكَٰتٍ عَلَيۡكَ [هود: ۴۸] به چه معناست؟

اهبط: فرود آی، بیا پایین.

کلمه (مفترون) در آیه ۵۰ سوره هود ﴿وَإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمۡ هُودٗاۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥٓۖ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا مُفۡتَرُونَ٥٠ [هود: ۵۰] به چه معناست؟

مفترون: افتراء کنندگان، کسانی که به دروغ انبازهایی به الله نسبت می‌‌دهند.

جمله (اعتراک... بسوء) در آیه ۵۴ سوره هود ﴿إِن نَّقُولُ إِلَّا ٱعۡتَرَىٰكَ بَعۡضُ ءَالِهَتِنَا بِسُوٓءٖۗ قَالَ إِنِّيٓ أُشۡهِدُ ٱللَّهَ وَٱشۡهَدُوٓاْ أَنِّي بَرِيٓءٞ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ٥٤ [هود: ۵۴] به چه معناست؟

اعتراک... بسوء: بلایی بر سر تو آورده است.

جمله (آخذ بناصیتها) در آیه ۵۶ سوره هود ﴿إِنِّي تَوَكَّلۡتُ عَلَى ٱللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمۚ مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلَّا هُوَ ءَاخِذُۢ بِنَاصِيَتِهَآۚ إِنَّ رَبِّي عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٥٦ [هود: ۵۶] به چه معناست؟

آخذ بناصیتها: موی پیشانی او را در دست دارد، مراد این است که بر او تسلط کامل دارد.

کلمه (یستخلف) در آیه ۵۷ سوره هود ﴿فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَقَدۡ أَبۡلَغۡتُكُم مَّآ أُرۡسِلۡتُ بِهِۦٓ إِلَيۡكُمۡۚ وَيَسۡتَخۡلِفُ رَبِّي قَوۡمًا غَيۡرَكُمۡ وَلَا تَضُرُّونَهُۥ شَيۡ‍ًٔاۚ إِنَّ رَبِّي عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ حَفِيظٞ٥٧ [هود: ۵۷] به چه معناست؟

یستخلف: جانشین، جایگزین می‌‌سازد.

کلمه (عنید) در آیه ۵۹ سوره هود ﴿وَتِلۡكَ عَادٞۖ جَحَدُواْ بِ‍َٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ وَعَصَوۡاْ رُسُلَهُۥ وَٱتَّبَعُوٓاْ أَمۡرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٖ٥٩ [هود: ۵۹] به چه معناست؟

عنید: طاغی و یاغی.

جمله (استعمرکم فیها) در آیه ۶۱ سوره هود ﴿۞وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمۡ صَٰلِحٗاۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥۖ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ وَٱسۡتَعۡمَرَكُمۡ فِيهَا فَٱسۡتَغۡفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوٓاْ إِلَيۡهِۚ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٞ مُّجِيبٞ٦١ [هود: ۶۱] به چه معناست؟

استعمرکم فیها: توان آباد نمودن زمین را به شما داده است.

کلمات (مرجواً - مریب) در آیه ۶۲ سوره هود ﴿قَالُواْ يَٰصَٰلِحُ قَدۡ كُنتَ فِينَا مَرۡجُوّٗا قَبۡلَ هَٰذَآۖ أَتَنۡهَىٰنَآ أَن نَّعۡبُدَ مَا يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكّٖ مِّمَّا تَدۡعُونَآ إِلَيۡهِ مُرِيبٖ٦٢ [هود: ۶۲] به چه معناست؟

مرجوا: محل امید، مایه امیدواری.

مریب: به شک اندازنده، دلهره انگیز.

کلمه (تخسیر) در آیه ۶۳ سوره هود ﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ أَرَءَيۡتُمۡ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّي وَءَاتَىٰنِي مِنۡهُ رَحۡمَةٗ فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ ٱللَّهِ إِنۡ عَصَيۡتُهُۥۖ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيۡرَ تَخۡسِيرٖ٦٣ [هود: ۶۳] به چه معناست؟

تخسیر: زیان.

کلمه (ناقة الله) در آیه ۶۴ سوره هود ﴿وَيَٰقَوۡمِ هَٰذِهِۦ نَاقَةُ ٱللَّهِ لَكُمۡ ءَايَةٗۖ فَذَرُوهَا تَأۡكُلۡ فِيٓ أَرۡضِ ٱللَّهِۖ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوٓءٖ فَيَأۡخُذَكُمۡ عَذَابٞ قَرِيبٞ٦٤ [هود: ۶۴] به چه معناست؟

ناقة الله: شتر الله، اضافه شتر به (الله) اضافه تشریفی است و بیانگر اکرام و احترام است. از قبیل: ارض الله، بیت الله.

کلمه (عقروها) در آیه ۶۵ سوره هود ﴿فَعَقَرُوهَا فَقَالَ تَمَتَّعُواْ فِي دَارِكُمۡ ثَلَٰثَةَ أَيَّامٖۖ ذَٰلِكَ وَعۡدٌ غَيۡرُ مَكۡذُوبٖ٦٥ [هود: ۶۵] به چه معناست؟

عقروها: آنرا نحر کردند، آنرا سر بریدند.

کلمه (الصیحة) در آیه ۶۷ سوره هود ﴿وَأَخَذَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ ٱلصَّيۡحَةُ فَأَصۡبَحُواْ فِي دِيَٰرِهِمۡ جَٰثِمِينَ٦٧ [هود: ۶۷] به چه معناست؟

الصیحة: صوت شدید، صدای مهیب.

کلمات (عجل - حنیذ) در آیه ۶۹ سوره هود ﴿وَلَقَدۡ جَآءَتۡ رُسُلُنَآ إِبۡرَٰهِيمَ بِٱلۡبُشۡرَىٰ قَالُواْ سَلَٰمٗاۖ قَالَ سَلَٰمٞۖ فَمَا لَبِثَ أَن جَآءَ بِعِجۡلٍ حَنِيذٖ٦٩ [هود: ۶۹] به چه معناست؟

عجل: گوساله.

حنیذ: بریان.

کلمه (خیفة) در آیه ۷۰ سوره هود ﴿فَلَمَّا رَءَآ أَيۡدِيَهُمۡ لَا تَصِلُ إِلَيۡهِ نَكِرَهُمۡ وَأَوۡجَسَ مِنۡهُمۡ خِيفَةٗۚ قَالُواْ لَا تَخَفۡ إِنَّآ أُرۡسِلۡنَآ إِلَىٰ قَوۡمِ لُوطٖ٧٠ [هود: ۷۰] به چه معناست؟

خیفة: خوف و هراس.

کلمه (ضحکت) در آیه ۷۱ سوره هود ﴿وَٱمۡرَأَتُهُۥ قَآئِمَةٞ فَضَحِكَتۡ فَبَشَّرۡنَٰهَا بِإِسۡحَٰقَ وَمِن وَرَآءِ إِسۡحَٰقَ يَعۡقُوبَ٧١ [هود: ۷۱] به چه معناست؟

ضحکت: منظور حیض شد.

کلمه (الروع) در آیه ۷۴ سوره هود ﴿فَلَمَّا ذَهَبَ عَنۡ إِبۡرَٰهِيمَ ٱلرَّوۡعُ وَجَآءَتۡهُ ٱلۡبُشۡرَىٰ يُجَٰدِلُنَا فِي قَوۡمِ لُوطٍ٧٤ [هود: ۷۴] به چه معناست؟

الروع: خوف و هراس، وحشت.

کلمه (منیب) در آیه ۷۵ سوره هود ﴿إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّٰهٞ مُّنِيبٞ٧٥ [هود: ۷۵] به چه معناست؟

منیب: رجوع کننده، توبه کار.

جملات (سیء بهم – ضاق بهم ذرعا - عصیب) در آیه ۷۷ سوره هود ﴿وَلَمَّا جَآءَتۡ رُسُلُنَا لُوطٗا سِيٓءَ بِهِمۡ وَضَاقَ بِهِمۡ ذَرۡعٗا وَقَالَ هَٰذَا يَوۡمٌ عَصِيبٞ٧٧ [هود: ۷۷] به چه معناست؟

سیء بهم: حضورایشان لوط را بد حال و ناراحی کرد، زیرا گمان برد ایشان انسان هستند.

ضاق بهم ذرعا: سخت به تنگنا افتاد و کاری برای ایشان از دستش بر نمی‌‌آمد و دلش به حال آنان سوخت.

عصیب: پیچیده و دشوار.

جمله (یهرعون الیه - رشید) در آیه ۷۸ سوره هود ﴿وَجَآءَهُۥ قَوۡمُهُۥ يُهۡرَعُونَ إِلَيۡهِ وَمِن قَبۡلُ كَانُواْيَعۡمَلُونَ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ هَٰٓؤُلَآءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطۡهَرُ لَكُمۡۖ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُخۡزُونِ فِي ضَيۡفِيٓۖ أَلَيۡسَ مِنكُمۡ رَجُلٞ رَّشِيدٞ٧٨ [هود: ۷۸] به چه معناست؟

یهرعون الیه: شتابان به‌سوی او آمدند.

رشید: عاقل، راهیاب.

کلمات (آوی - رکن) در آیه ۸۰ سوره هود ﴿قَالَ لَوۡ أَنَّ لِي بِكُمۡ قُوَّةً أَوۡ ءَاوِيٓ إِلَىٰ رُكۡنٖ شَدِيدٖ٨٠ [هود: ۸۰] به چه معناست؟

آوی: پناه می‌‌برم.

رکن: تکیه گاه.

جملات (أسر بأهلک – بقطع من اللیل) در آیه ۸۱ سوره هود ﴿قَالُواْ يَٰلُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَن يَصِلُوٓاْ إِلَيۡكَۖ فَأَسۡرِ بِأَهۡلِكَ بِقِطۡعٖ مِّنَ ٱلَّيۡلِ [هود: ۸۱] به چه معناست؟

اسر باهلک: اهل و عیال خود را در شب بکوچان.

بقطع من اللیل: در بخشی از شب.

کلمات (عالیها – سافلها – سجیل - منضود) در آیه ۸۲ سوره هود ﴿فَلَمَّا جَآءَ أَمۡرُنَا جَعَلۡنَا عَٰلِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهَا حِجَارَةٗ مِّن سِجِّيلٖ مَّنضُودٖ٨٢ [هود: ۸۲] به چه معناست؟

عالیها: فوقانی آن، سطح آن.

سافلها: تحتانی آن، پایین آن.

سجیل: سنگ گل.

منضود: متتابع و منتظم، پیاپی.

کلمه (مسومة) در آیه ۸۳ سوره هود ﴿مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَۖ وَمَا هِيَ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ بِبَعِيدٖ٨٣ [هود: ۸۳] به چه معناست؟

مسومة: نشاندار.

کلمه (المکیال) در آیه ۸۴ سوره هود ﴿۞وَإِلَىٰ مَدۡيَنَ أَخَاهُمۡ شُعَيۡبٗاۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥۖ وَلَا تَنقُصُواْ ٱلۡمِكۡيَالَ وَٱلۡمِيزَانَۖ إِنِّيٓ أَرَىٰكُم بِخَيۡرٖ وَإِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٖ مُّحِيطٖ٨٤ [هود: ۸۴] به چه معناست؟

المکیال: کیل و پیمانه.

کلمه (لا تبخسوا) در آیه ۸۵ سوره هود ﴿وَيَٰقَوۡمِ أَوۡفُواْ ٱلۡمِكۡيَالَ وَٱلۡمِيزَانَ بِٱلۡقِسۡطِۖ وَلَا تَبۡخَسُواْ ٱلنَّاسَ أَشۡيَآءَهُمۡ وَلَا تَعۡثَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُفۡسِدِينَ٨٥ [هود: ۸۵] به چه معناست؟

لا تبخسوا: نکاهید، کم ندهید.

کلمه (بقیة الله) در آیه ۸۶ سوره هود ﴿بَقِيَّتُ ٱللَّهِ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَۚ وَمَآ أَنَا۠ عَلَيۡكُم بِحَفِيظٖ٨٦ [هود: ۸۶] به چه معناست؟

بقیة الله: منظور سودی است که پس از به تمام و کمال پرداختن پیمانه و ترازو برای مومن می‌‌ماند.

کلمه (الحلیم) در آیه ۸۷ سوره هود ﴿...إِنَّكَ لَأَنتَ ٱلۡحَلِيمُ ٱلرَّشِيدُ٨٧ [هود: ۸۷] به چه معناست؟

الحلیم: شکیبا.

کلمه (ودود) در آیه ۹۰ سوره هود ﴿وَٱسۡتَغۡفِرُواْ رَبَّكُمۡ ثُمَّ تُوبُوٓاْ إِلَيۡهِۚ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٞ وَدُودٞ٩٠ [هود: ۹۰] به چه معناست؟

ودود: بسیار با محبت، بسیار دوستدار.

کلمه (رهط) در آیه ۹۱ سوره هود ﴿قَالُواْ يَٰشُعَيۡبُ مَا نَفۡقَهُ كَثِيرٗا مِّمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَىٰكَ فِينَا ضَعِيفٗاۖ وَلَوۡلَا رَهۡطُكَ لَرَجَمۡنَٰكَۖ وَمَآ أَنتَ عَلَيۡنَا بِعَزِيزٖ٩١ [هود: ۹۱] به چه معناست؟

رهط: عشیره و قبیله، جماعتی که از ده نفر کم‌تر باشند.

کلمه (ظهریا) در آیه ۹۲ سوره هود ﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ أَرَهۡطِيٓ أَعَزُّ عَلَيۡكُم مِّنَ ٱللَّهِ وَٱتَّخَذۡتُمُوهُ وَرَآءَكُمۡ ظِهۡرِيًّاۖ إِنَّ رَبِّي بِمَا تَعۡمَلُونَ مُحِيطٞ٩٢ [هود: ۹۲] به چه معناست؟

ظهریا: پشت سر انداخته شده.

کلمه (رقیب) در آیه ۹۳ سوره هود ﴿وَيَٰقَوۡمِ ٱعۡمَلُواْ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ إِنِّي عَٰمِلٞۖ سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ مَن يَأۡتِيهِ عَذَابٞ يُخۡزِيهِ وَمَنۡ هُوَ كَٰذِبٞۖ وَٱرۡتَقِبُوٓاْ إِنِّي مَعَكُمۡ رَقِيبٞ٩٣ [هود: ۹۳] به چه معناست؟

رقیب: چشم براه، منتظر.

کلمه (جاثمین) در آیه ۹۴ سوره هود ﴿وَلَمَّا جَآءَ أَمۡرُنَا نَجَّيۡنَا شُعَيۡبٗا وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ بِرَحۡمَةٖ مِّنَّا وَأَخَذَتِ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ ٱلصَّيۡحَةُ فَأَصۡبَحُواْ فِي دِيَٰرِهِمۡ جَٰثِمِينَ٩٤ [هود:‌۹۴] به چه معناست؟

جاثمین: در جای خود خشکیده و بر رخساره فرو افتاده.

کلمه (یقدم – أوردهم – الورد - المورود) در آیه ۹۸ سوره هود ﴿يَقۡدُمُ قَوۡمَهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فَأَوۡرَدَهُمُ ٱلنَّارَۖ وَبِئۡسَ ٱلۡوِرۡدُ ٱلۡمَوۡرُودُ٩٨ [هود: ۹۸] به چه معناست؟

یقدم: پیش می‌‌افتاد، پیشاپیش حرکت می‌‌کند.

أوردهم: آنان را وارد کرد.

الورد: آبشخور، ورود، مکان ورود.

المورود: جاییکه بدان وارد می‌‌شوند.

کلمات (الرفد – المرفود) در آیه ۹۹ سوره هود ﴿وَأُتۡبِعُواْ فِي هَٰذِهِۦ لَعۡنَةٗ وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ بِئۡسَ ٱلرِّفۡدُ ٱلۡمَرۡفُودُ٩٩ [هود: ۹۹] به چه معناست؟

الرفد: عطاء و ارمغان.

المرفود: عطاء شده.

کلمات (قائم - حصید) در آیه ۱۰۰ سوره هود ﴿ذَٰلِكَ مِنۡ أَنۢبَآءِ ٱلۡقُرَىٰ نَقُصُّهُۥ عَلَيۡكَۖ مِنۡهَا قَآئِمٞ وَحَصِيدٞ١٠٠ [هود: ۱۰۰] به چه معناست؟

قائم: برجا، ماندگار.

حصید: درو شده، مراد تباه ویران شده است.

کلمه (تتبیب) در آیه ۱۰۱ سوره هود ﴿وَمَا ظَلَمۡنَٰهُمۡ وَلَٰكِن ظَلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡۖ فَمَآ أَغۡنَتۡ عَنۡهُمۡ ءَالِهَتُهُمُ ٱلَّتِي يَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖ لَّمَّا جَآءَ أَمۡرُ رَبِّكَۖ وَمَا زَادُوهُمۡ غَيۡرَ تَتۡبِيبٖ١٠١ [هود: ۱۰۱] به چه معناست؟

هلاک ساختن، زیان مندکردن.

کلمات (یوم مجموع – یوم مشهود) در آیه ۱۰۳ سوره هود ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّمَنۡ خَافَ عَذَابَ ٱلۡأٓخِرَةِۚ ذَٰلِكَ يَوۡمٞ مَّجۡمُوعٞ لَّهُ ٱلنَّاسُ وَذَٰلِكَ يَوۡمٞ مَّشۡهُودٞ١٠٣ [هود: ۱۰۳] به چه معناست؟

یوم مجموع: روز گردهمایی.

یوم مشهود: روز دیدنی.

کلمه (معدود) در آیه ۱۰۴ سوره هود ﴿وَمَا نُؤَخِّرُهُۥٓ إِلَّا لِأَجَلٖ مَّعۡدُودٖ١٠٤ [هود: ۱۰۴] به چه معناست؟

معدود: کم، اندک.

کلمات (زفیر - شهیق) در آیه ۱۰۶ سوره هود ﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ شَقُواْ فَفِي ٱلنَّارِ لَهُمۡ فِيهَا زَفِيرٞ وَشَهِيقٌ١٠٦ [هود: ۱۰۶] به چه معناست؟

زفیر: صدای ناشی از بازدم و نفس باز پس دادن شدید و طولانی.

شهیق: صدای دم و نفس باز پس بردن شدید و طولانی.

کلمه (غیر مجذوذ) در آیه ۱۰۸ سوره هود ﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِي ٱلۡجَنَّةِ خَٰلِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ إِلَّا مَا شَآءَ رَبُّكَۖ عَطَآءً غَيۡرَ مَجۡذُوذٖ١٠٨ [هود: ۱۰۸] به چه معناست؟

غیر مجذوذ: غیر مقطوع، ناگسستنی، همیشگی و پیاپی.

کلمات (مریه – غیر منقوص) در آیه ۱۰۹ سوره هود ﴿فَلَا تَكُ فِي مِرۡيَةٖ مِّمَّا يَعۡبُدُ هَٰٓؤُلَآءِۚ مَا يَعۡبُدُونَ إِلَّا كَمَا يَعۡبُدُ ءَابَآؤُهُم مِّن قَبۡلُۚ وَإِنَّا لَمُوَفُّوهُمۡ نَصِيبَهُمۡ غَيۡرَ مَنقُوصٖ١٠٩ [هود: ۱۰۹] به چه معناست؟

مریة: شک و تردید.

غیر منقوص: بی‌کم و کاست.

کلمه (لا ترکنوا) در آیه ۱۱۳ سوره هود ﴿وَلَا تَرۡكَنُوٓاْ إِلَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ ٱلنَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِنۡ أَوۡلِيَآءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ١١٣ [هود: ۱۱۳] به چه معناست؟

لا ترکنوا: تکیه نکنید، معتمد و مستند خود مدانید و مسازید.

کلمات (طرفی النهار - زلفا) در آیه ۱۱۴ سوره هود ﴿وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ طَرَفَيِ ٱلنَّهَارِ وَزُلَفٗا مِّنَ ٱلَّيۡلِۚ إِنَّ ٱلۡحَسَنَٰتِ يُذۡهِبۡنَ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِۚ ذَٰلِكَ ذِكۡرَىٰ لِلذَّٰكِرِينَ١١٤ [هود: ۱۱۴] به چه معناست؟

طرفی النهار: دو طرف روز، منظور اول وآخر روز است که هنگام برپا داشتن نماز صبح و عصر است.

زلفا: جمع زلفۀ، نزدیکی‌ها و اوائل شب که وقت نماز مغرب و عشاء است.

کلمه (اولوا بقیة) در آیه ۱۱۶ سوره هود ﴿فَلَوۡلَا كَانَ مِنَ ٱلۡقُرُونِ مِن قَبۡلِكُمۡ أُوْلُواْ بَقِيَّةٖ يَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡفَسَادِ فِي ٱلۡأَرۡضِ... [هود: ۱۱۶] به چه معناست؟

اولوا بقیة: صاحبان فضل، خیر خواهان.

بقیة: عقل و فضل، خیر و نیکی.

یوسف

کلمه (تاویل) در آیه ۶ سوره یوسف ﴿وَكَذَٰلِكَ يَجۡتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأۡوِيلِ ٱلۡأَحَادِيثِ [يوسف: ۶] به چه معناست؟

تاویل: تعبیر، تفسیر.

کلمه (عصبة) در آیه ۸ سوره یوسف ﴿إِذۡ قَالُواْ لَيُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَىٰٓ أَبِينَا مِنَّا وَنَحۡنُ عُصۡبَةٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ٨ [يوسف: ۸] به چه معناست؟

عصبة: گروه متحد و نیروند.

کلمات (اطرحوه – یخل لکم) در آیه ۹ سوره یوسف ﴿ٱقۡتُلُواْ يُوسُفَ أَوِ ٱطۡرَحُوهُ أَرۡضٗا يَخۡلُ لَكُمۡ وَجۡهُ أَبِيكُمۡ وَتَكُونُواْ مِنۢ بَعۡدِهِۦ قَوۡمٗا صَٰلِحِينَ٩ [يوسف: ۹] به چه معناست؟

اطرحوه: بیندازید.

یخل لکم: خالصانه از آن شما می‌‌شود، تنها متوجه شما می‌‌گردد.

کلمات (غیابة – الجب - السیارة) در آیه ۱۰ سوره یوسف ﴿قَالَ قَآئِلٞ مِّنۡهُمۡ لَا تَقۡتُلُواْ يُوسُفَ وَأَلۡقُوهُ فِي غَيَٰبَتِ ٱلۡجُبِّ يَلۡتَقِطۡهُ بَعۡضُ ٱلسَّيَّارَةِ إِن كُنتُمۡ فَٰعِلِينَ١٠ [يوسف: ۱۰] به چه معناست؟

غیاة: نهانگاه، مراد ژرفای چاه است.

السیارة: جمع سیار، قافله‌ها، کاروانیان.

کلمه (یرتع) در آیه ۱۲ سوره یوسف ﴿أَرۡسِلۡهُ مَعَنَا غَدٗا يَرۡتَعۡ وَيَلۡعَبۡ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ١٢ [يوسف: ۱۲] به چه معناست؟

یرتع: بچرد، منظور خوردن و آشامیدن و بهرمندی از می‌وه‌ها و چیزهای خوشمزه است.

کلمات (سولت - تصفون) در آیه ۱۸ سوره یوسف ﴿وَجَآءُو عَلَىٰ قَمِيصِهِۦ بِدَمٖ كَذِبٖۚ قَالَ بَلۡ سَوَّلَتۡ لَكُمۡ أَنفُسُكُمۡ أَمۡرٗاۖ فَصَبۡرٞ جَمِيلٞۖ وَٱللَّهُ ٱلۡمُسۡتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ١٨ [يوسف: ۱۸] به چه معناست؟

سولت: زینت داده است و خوشایند کرده است.

تصفون: بیان می‌‌دارید.

کلمات (وارد – ادلی – دلو – اسروه – بضاعة – اسروه بضاعپظ) در آیه ۱۹ سوره یوسف ﴿وَجَآءَتۡ سَيَّارَةٞ فَأَرۡسَلُواْ وَارِدَهُمۡ فَأَدۡلَىٰ دَلۡوَهُۥۖ قَالَ يَٰبُشۡرَىٰ هَٰذَا غُلَٰمٞۚ وَأَسَرُّوهُ بِضَٰعَةٗۚ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِمَا يَعۡمَلُونَ١٩ [يوسف: ۱۹] به چه معناست؟

وارد: آبدار، آب آور.

أدلی: سرازیر کرد.

دلو: سطل.

اسروه: او را پنهان کردند.

بضاعة: کالا.

اسروه بضاعة: او را کالایی برای فروش انگاشتند و به دل راه دادند، او را بعنوان متاعی نهان داشتند.

کلمات (شروه – بخس معدودة) در آیه ۲۰ سوره یوسف ﴿وَشَرَوۡهُ بِثَمَنِۢ بَخۡسٖ دَرَٰهِمَ مَعۡدُودَةٖ وَكَانُواْ فِيهِ مِنَ ٱلزَّٰهِدِينَ٢٠ [يوسف: ۲۰] به چه معناست؟

شروه: او را فروختند.

بخس: ناقص.

معدودة: اندک، کم.

کلمات (مثوی - مکنا) در آیه ۲۱ سوره یوسف ﴿وَقَالَ ٱلَّذِي ٱشۡتَرَىٰهُ مِن مِّصۡرَ لِٱمۡرَأَتِهِۦٓ أَكۡرِمِي مَثۡوَىٰهُ عَسَىٰٓ أَن يَنفَعَنَآ أَوۡ نَتَّخِذَهُۥ وَلَدٗاۚ وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي ٱلۡأَرۡضِ... [يوسف: ۲۱] به چه معناست؟

مثوی: اقامتگاه، اقامت.

مکنا: مکانت و منزلت بخشیدیم، استقرار دادیم.

کلمات (راودته.. عن.. - هیت) در آیه ۲۳ سوره یوسف ﴿وَرَٰوَدَتۡهُ ٱلَّتِي هُوَ فِي بَيۡتِهَا عَن نَّفۡسِهِۦ وَغَلَّقَتِ ٱلۡأَبۡوَٰبَ وَقَالَتۡ هَيۡتَ لَكَۚ قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِۖ إِنَّهُۥ رَبِّيٓ أَحۡسَنَ مَثۡوَايَۖ إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ٢٣ [يوسف: ۲۳] به چه معناست؟

راودته.. عن: خواست او را نیرنگ کند و گولش بزند.

هیت: بیا جلو.

کلمات (قدت - الفیا) در آیه ۲۵ سوره یوسف ﴿وَٱسۡتَبَقَا ٱلۡبَابَ وَقَدَّتۡ قَمِيصَهُۥ مِن دُبُرٖ وَأَلۡفَيَا سَيِّدَهَا لَدَا ٱلۡبَابِۚ [يوسف: ۲۵] به چه معناست؟

قدت: پاره کرد.

الفیا: یافتند.

کلمه (قبل) در آیه ۲۶ سوره یوسف ﴿قَالَ هِيَ رَٰوَدَتۡنِي عَن نَّفۡسِيۚ وَشَهِدَ شَاهِدٞ مِّنۡ أَهۡلِهَآ إِن كَانَ قَمِيصُهُۥ قُدَّ مِن قُبُلٖ فَصَدَقَتۡ وَهُوَ مِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ٢٦ [يوسف: ۲۶] به چه معناست؟

قبل: جلو.

کلمه (دبر) در آیه ۲۷ سوره یوسف ﴿وَإِن كَانَ قَمِيصُهُۥ قُدَّ مِن دُبُرٖ فَكَذَبَتۡ وَهُوَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ٢٧ [يوسف: ۲۷] به چه معناست؟

پشت سر.

کلمه (کید) در آیه ۲۸ سوره یوسف ﴿فَلَمَّا رَءَا قَمِيصَهُۥ قُدَّ مِن دُبُرٖ قَالَ إِنَّهُۥ مِن كَيۡدِكُنَّۖ إِنَّ كَيۡدَكُنَّ عَظِيمٞ٢٨ [يوسف: ۲۸] به چه معناست؟

مکر و نیزنگ.

کلمه (أعرض) در آیه ۲۹ سوره یوسف ﴿يُوسُفُ أَعۡرِضۡ عَنۡ هَٰذَاۚ وَٱسۡتَغۡفِرِي لِذَنۢبِكِۖ إِنَّكِ كُنتِ مِنَ ٱلۡخَاطِ‍ِٔينَ٢٩ [يوسف: ۲۹] به چه معناست؟

صرف نظر کن.

کلمه (قد شغفها حبا) در آیه ۳۰ سوره یوسف ﴿وَقَالَ نِسۡوَةٞ فِي ٱلۡمَدِينَةِ ٱمۡرَأَتُ ٱلۡعَزِيزِ تُرَٰوِدُ فَتَىٰهَا عَن نَّفۡسِهِۦۖ قَدۡ شَغَفَهَا حُبًّاۖ إِنَّا لَنَرَىٰهَا فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ٣٠ [يوسف: ۳۰] به چه معناست؟

عشق یوسف به درون او خزیده است.

کلمات (آعتدت ـ متکئا) در آیه ۳۱ سوره یوسف ﴿فَلَمَّا سَمِعَتۡ بِمَكۡرِهِنَّ أَرۡسَلَتۡ إِلَيۡهِنَّ وَأَعۡتَدَتۡ لَهُنَّ مُتَّكَ‍ٔٗا وَءَاتَتۡ كُلَّ وَٰحِدَةٖ مِّنۡهُنَّ سِكِّينٗا... [يوسف: ۳۱] به چه معناست؟

أعتدت: آماده کرد.

متکئا: بالش و پشتی.

کلمات (استعصم ـ الصاغرین) در آیه ۳۲ سوره یوسف ﴿قَالَتۡ فَذَٰلِكُنَّ ٱلَّذِي لُمۡتُنَّنِي فِيهِۖ وَلَقَدۡ رَٰوَدتُّهُۥ عَن نَّفۡسِهِۦ فَٱسۡتَعۡصَمَۖ وَلَئِن لَّمۡ يَفۡعَلۡ مَآ ءَامُرُهُۥ لَيُسۡجَنَنَّ وَلَيَكُونٗا مِّنَ ٱلصَّٰغِرِينَ٣٢ [يوسف: ۳۲] به چه معناست؟

استعصم: سرپیچی و خودداری کرد.

الصاغرین: افراد پست. توهین و تحقیر شده گان.

کلمه (آصب) در آیه ۳۳ سوره یوسف ﴿قَالَ رَبِّ ٱلسِّجۡنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدۡعُونَنِيٓ إِلَيۡهِۖ وَإِلَّا تَصۡرِفۡ عَنِّي كَيۡدَهُنَّ أَصۡبُ إِلَيۡهِنَّ وَأَكُن مِّنَ ٱلۡجَٰهِلِينَ٣٣ [يوسف: ۳۳] به چه معناست؟

می‌گراییم.

کلمات (بدا لهم ـ حتی حین) در آیه ۳۵ سوره یوسف ﴿ثُمَّ بَدَا لَهُم مِّنۢ بَعۡدِ مَا رَأَوُاْ ٱلۡأٓيَٰتِ لَيَسۡجُنُنَّهُۥ حَتَّىٰ حِينٖ٣٥ [يوسف: ۳۵] به چه معناست؟

بدا لهم:چنین به نظرشان رسید.

حتی حین: تا مدت نامعلوم و نا محدودی.

کلمه (أعصر) در آیه ۳۶ سوره یوسف ﴿وَدَخَلَ مَعَهُ ٱلسِّجۡنَ فَتَيَانِۖ قَالَ أَحَدُهُمَآ إِنِّيٓ أَرَىٰنِيٓ أَعۡصِرُ خَمۡرٗاۖ... [يوسف: ۳۶] به چه معناست؟

می فشارم. شیره آنرا می‌‌گیرم.

کلمه (ناج) در آیه ۴۲ سوره یوسف ﴿وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُۥ نَاجٖ مِّنۡهُمَا ٱذۡكُرۡنِي عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَىٰهُ ٱلشَّيۡطَٰنُ ذِكۡرَ رَبِّهِۦ فَلَبِثَ فِي ٱلسِّجۡنِ بِضۡعَ سِنِينَ٤٢ [يوسف: ۴۲] به چه معناست؟

رها. رستگار.

کلمات (سمان ـ عجاف ـ یابسات) در آیه ۴۳ سوره یوسف ﴿وَقَالَ ٱلۡمَلِكُ إِنِّيٓ أَرَىٰ سَبۡعَ بَقَرَٰتٖ سِمَانٖ يَأۡكُلُهُنَّ سَبۡعٌ عِجَافٞ وَسَبۡعَ سُنۢبُلَٰتٍ خُضۡرٖ وَأُخَرَ يَابِسَٰتٖۖ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمَلَأُ أَفۡتُونِي فِي رُءۡيَٰيَ إِن كُنتُمۡ لِلرُّءۡيَا تَعۡبُرُونَ٤٣ [يوسف: ۴۳] به چه معناست؟

سمان: جمع سمین. چاق.

عجاف: جمع اعجف و عجفاء. لاغر.

یابسات: جمع یابس. خشک. رسیده.

کلمه (أضغاث ـ احلام ـ اضغاث احلام) در آیه ۴۴ سوره یوسف ﴿قَالُوٓاْ أَضۡغَٰثُ أَحۡلَٰمٖۖ وَمَا نَحۡنُ بِتَأۡوِيلِ ٱلۡأَحۡلَٰمِ بِعَٰلِمِينَ٤٤ [يوسف: ۴۴] به چه معناست؟

أضغاث: بسته‌ای از چوب. دسته‌ای از گیاهان مختلف خشکیده.

احلام: رویا‌ها. خواب.

اضغاث احلام: مجموعه‌ای از خواب‌های درهم و آشفته و بیجا و بی‌معنی.

کلمه (ادکر) در آیه ۴۵ سوره یوسف ﴿وَقَالَ ٱلَّذِي نَجَا مِنۡهُمَا وَٱدَّكَرَ بَعۡدَ أُمَّةٍ أَنَا۠ أُنَبِّئُكُم بِتَأۡوِيلِهِۦ فَأَرۡسِلُونِ٤٥ [يوسف: ۴۵] به چه معناست؟

متذکر شد به یاد آورد.

کلمات (دأبا ـ ذروها) در آیه ۴۷ سوره یوسف ﴿قَالَ تَزۡرَعُونَ سَبۡعَ سِنِينَ دَأَبٗا فَمَا حَصَدتُّمۡ فَذَرُوهُ فِي سُنۢبُلِهِۦٓ إِلَّا قَلِيلٗا مِّمَّا تَأۡكُلُونَ٤٧ [يوسف: ۴۷] به چه معناست؟

دأبا: پیاپی.

ذروها: رهایش کنید. باقی بگذارید.

کلمات (شداد ـ تحصنون) در آیه ۴۸ سوره یوسف ﴿ثُمَّ يَأۡتِي مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ سَبۡعٞ شِدَادٞ يَأۡكُلۡنَ مَا قَدَّمۡتُمۡ لَهُنَّ إِلَّا قَلِيلٗا مِّمَّا تُحۡصِنُونَ٤٨ [يوسف: ۴۸] به چه معناست؟

جمع شدید. سخت. مراد خشک سالی‌ها و قحطی‌ها.

تحصنون: حفظ می‌کنید. محکم نگه می‌دارید.

کلمات (یغاث ـ یعصرون) در آیه ۴۹ سوره یوسف ﴿ثُمَّ يَأۡتِي مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ عَامٞ فِيهِ يُغَاثُ ٱلنَّاسُ وَفِيهِ يَعۡصِرُونَ٤٩ [يوسف: ۴۹] به چه معناست؟

یغاث: بارن بسیار می‌‌بارد.

یعصرون: می‌‌فشارند. شیره میوه‌ها و دانه‌های روغنی را می‌‌گیرند.

کلمه (بال) در آیه ۵۰ سوره یوسف ﴿وَقَالَ ٱلۡمَلِكُ ٱئۡتُونِي بِهِۦۖ فَلَمَّا جَآءَهُ ٱلرَّسُولُ قَالَ ٱرۡجِعۡ إِلَىٰ رَبِّكَ فَسۡ‍َٔلۡهُ مَا بَالُ ٱلنِّسۡوَةِ ٱلَّٰتِي قَطَّعۡنَ أَيۡدِيَهُنَّۚ إِنَّ رَبِّي بِكَيۡدِهِنَّ عَلِيمٞ٥٠ [يوسف: ۵۰] به چه معناست؟

حال و وضع. کارو بار.

کلمات (خطب ـ حصحص) در آیه ۵۱ سوره یوسف ﴿قَالَ مَا خَطۡبُكُنَّ إِذۡ رَٰوَدتُّنَّ يُوسُفَ عَن نَّفۡسِهِۦۚ قُلۡنَ حَٰشَ لِلَّهِ مَا عَلِمۡنَا عَلَيۡهِ مِن سُوٓءٖۚ قَالَتِ ٱمۡرَأَتُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡـَٰٔنَ حَصۡحَصَ ٱلۡحَقُّ أَنَا۠ رَٰوَدتُّهُۥ عَن نَّفۡسِهِۦ وَإِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ٥١ [يوسف: ۵۱] به چه معناست؟

خطب: پیشامد. کار بزرگی که درباره آن گفتگو می‌‌شود.

حصحص: روشن و نمایان شد. جلوه گر گردید.

کلمه (أمارة) در آیه۵۳ سوره یوسف ﴿وَمَآ أُبَرِّئُ نَفۡسِيٓۚ إِنَّ ٱلنَّفۡسَ لَأَمَّارَةُۢ بِٱلسُّوٓءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّيٓۚ إِنَّ رَبِّي غَفُورٞ رَّحِيمٞ٥٣ [يوسف: ۵۳] به چه معناست؟

بسیار فرمان دهنده.

کلمه (مکین) در آیه ۵۴ سوره یوسف ﴿وَقَالَ ٱلۡمَلِكُ ٱئۡتُونِي بِهِۦٓ أَسۡتَخۡلِصۡهُ لِنَفۡسِيۖ فَلَمَّا كَلَّمَهُۥ قَالَ إِنَّكَ ٱلۡيَوۡمَ لَدَيۡنَا مَكِينٌ أَمِينٞ٥٤ [يوسف: ۵۴] به چه معناست؟

دارای مکانت و منزلت.

کلمه (منکرون) در آیه ۵۸ سوره یوسف ﴿وَجَآءَ إِخۡوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُواْ عَلَيۡهِ فَعَرَفَهُمۡ وَهُمۡ لَهُۥ مُنكِرُونَ٥٨ [يوسف: ۵۸] به چه معناست؟

ناشناسندگان. یعنی او را نمی‌‌شناختند.

کلمات (جهاز ـ المنزلین) در آیه ۵۹ سوره یوسف ﴿وَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمۡ قَالَ ٱئۡتُونِي بِأَخٖ لَّكُم مِّنۡ أَبِيكُمۡۚ أَلَا تَرَوۡنَ أَنِّيٓ أُوفِي ٱلۡكَيۡلَ وَأَنَا۠ خَيۡرُ ٱلۡمُنزِلِينَ٥٩ [يوسف: ۵۹] به چه معناست؟

جهاز: ساز و برگ. بارو بنه. اسباب و لوازم.

المنزلین: می‌زبانان.

کلمه (کیل) در آیه ۶۰ سوره یوسف ﴿فَإِن لَّمۡ تَأۡتُونِي بِهِۦ فَلَا كَيۡلَ لَكُمۡ عِندِي وَلَا تَقۡرَبُونِ٦٠ [يوسف: ۶۰] به چه معناست؟

پیموده. چیزی که پیمانه زده شده باشد.

کلمه (نمیر) در آیه ۶۵ سوره یوسف ﴿...بِضَٰعَتُنَا رُدَّتۡ إِلَيۡنَاۖ وَنَمِيرُ أَهۡلَنَا وَنَحۡفَظُ أَخَانَا وَنَزۡدَادُ كَيۡلَ بَعِيرٖۖ ذَٰلِكَ كَيۡلٞ يَسِيرٞ٦٥ [يوسف: ۶۵] به چه معناست؟

غذا و خوراک حمل می‌‌کنیم. از واژه میره به معنی طعام و خوراکی.

کلمه (آوی) در آیه ۶۹ سوره یوسف ﴿وَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَىٰ يُوسُفَ ءَاوَىٰٓ إِلَيۡهِ أَخَاهُۖ قَالَ إِنِّيٓ أَنَا۠ أَخُوكَ فَلَا تَبۡتَئِسۡ بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٦٩ [يوسف: ۶۹] به چه معناست؟

جای داد.

کلمات (السقایة ـ رحل ـ أذن ـ العیر) در آیه ۷۰ سوره یوسف ﴿فَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمۡ جَعَلَ ٱلسِّقَايَةَ فِي رَحۡلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا ٱلۡعِيرُ إِنَّكُمۡ لَسَٰرِقُونَ٧٠ [يوسف: ۷۰] به چه معناست؟

السقایة: پیمانه‌ای که بدان آب می‌‌خورند.

رحل: جل و رختی که همچون زین بر پشت شتر می‌‌بندند و بر آن سوار می‌شوند. به بار و کالای شتر نیز اطلاق می‌‌شود.

أذن: صدا زد. فریاد بر آورد.

العیر: شتران.

کلمات (صواع ـ زعیم) در آیه ۷۲ سوره یوسف ﴿قَالُواْ نَفۡقِدُ صُوَاعَ ٱلۡمَلِكِ وَلِمَن جَآءَ بِهِۦ حِمۡلُ بَعِيرٖ وَأَنَا۠ بِهِۦ زَعِيمٞ٧٢ [يوسف: ۷۲] به چه معناست؟

صواع: پیمانه.

زعیم: ضامن.

کلمات (أوعیة ـ کدنا) در آیه ۷۶ سوره یوسف ﴿فَبَدَأَ بِأَوۡعِيَتِهِمۡ قَبۡلَ وِعَآءِ أَخِيهِ ثُمَّ ٱسۡتَخۡرَجَهَا مِن وِعَآءِ أَخِيهِۚ كَذَٰلِكَ كِدۡنَا لِيُوسُفَۖ مَا كَانَ لِيَأۡخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ ٱلۡمَلِكِ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُۚ نَرۡفَعُ دَرَجَٰتٖ مَّن نَّشَآءُۗ وَفَوۡقَ كُلِّ ذِي عِلۡمٍ عَلِيمٞ٧٦ [يوسف: ۷۶] به چه معناست؟

أوعیة: جمع وعاء. ظروف.

کدنا: چاره جویی کردیم.

کلمه (أسرها) در آیه ۷۷ سوره یوسف ﴿قَالُوٓاْ إِن يَسۡرِقۡ فَقَدۡ سَرَقَ أَخٞ لَّهُۥ مِن قَبۡلُۚ فَأَسَرَّهَا يُوسُفُ فِي نَفۡسِهِۦ وَلَمۡ يُبۡدِهَا لَهُمۡۚ قَالَ أَنتُمۡ شَرّٞ مَّكَانٗاۖ وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا تَصِفُونَ٧٧ [يوسف: ۷۷] به چه معناست؟

آن را به دل گرفت و پنهانش کرد.

کلمات (استیئسوا ـ خلصوا ـ نجیا ـ فرطتم ـ فلن ابرح) در آیه ۸۰ سوره یوسف ﴿فَلَمَّا ٱسۡتَيۡ‍َٔسُواْ مِنۡهُ خَلَصُواْ نَجِيّٗاۖ قَالَ كَبِيرُهُمۡ أَلَمۡ تَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ أَبَاكُمۡ قَدۡ أَخَذَ عَلَيۡكُم مَّوۡثِقٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَمِن قَبۡلُ مَا فَرَّطتُمۡ فِي يُوسُفَۖ فَلَنۡ أَبۡرَحَ ٱلۡأَرۡضَ حَتَّىٰ يَأۡذَنَ لِيٓ أَبِيٓ أَوۡ يَحۡكُمَ ٱللَّهُ لِيۖ وَهُوَ خَيۡرُ ٱلۡحَٰكِمِينَ٨٠ [يوسف: ۸۰] به چه معناست؟

استیئسوا: بسیار مایوس و ناامید شدند.

خلصوا: از مردم دور شدند و با یکدیگر خلوت کردند.

نجیا: نجوا کنندگان.

فرطتم: قصور وکوتاهی کرده‌اید.

فلن ابرح الارض: پس از این سر زمین حرکت نمی‌‌کنیم.

کلمه (العیر) در آیه ۸۲ سوره یوسف ﴿وَسۡ‍َٔلِ ٱلۡقَرۡيَةَ ٱلَّتِي كُنَّا فِيهَا وَٱلۡعِيرَ ٱلَّتِيٓ أَقۡبَلۡنَا فِيهَاۖ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ٨٢ [يوسف: ۸۲] به چه معناست؟

کاروان. قافله.

کلمه (کظیم) در آیه ۸۴ سوره یوسف ﴿وَتَوَلَّىٰ عَنۡهُمۡ وَقَالَ يَٰٓأَسَفَىٰ عَلَىٰ يُوسُفَ وَٱبۡيَضَّتۡ عَيۡنَاهُ مِنَ ٱلۡحُزۡنِ فَهُوَ كَظِيمٞ٨٤ [يوسف: ۸۴] به چه معناست؟

یعنی فرو خورنده خشم.

جمله و کلمه (تفتاء و تذکر ـ حرضا) در آیه ۸۵ سوره یوسف ﴿قَالُواْ تَٱللَّهِ تَفۡتَؤُاْ تَذۡكُرُ يُوسُفَ حَتَّىٰ تَكُونَ حَرَضًا أَوۡ تَكُونَ مِنَ ٱلۡهَٰلِكِينَ٨٥ [يوسف: ۸۵] به چه معناست؟

تفتاء: پیسوسته به خاطر می‌‌آوری و همیشه یاد می‌‌کنی.

حرضا: نزدیک شدن به مرگ.

جمله و کلمه (تحسسوا من ـ روح) در آیه ۸۷ سوره یوسف ﴿يَٰبَنِيَّ ٱذۡهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَاْيۡ‍َٔسُواْ مِن رَّوۡحِ ٱللَّهِۖ إِنَّهُۥ لَا يَاْيۡ‍َٔسُ مِن رَّوۡحِ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلۡقَوۡمُ ٱلۡكَٰفِرُونَ٨٧ [يوسف: ۸۷] به چه معناست؟

تحسسوا من: جستجو کنید. پرس و جو نمایید.

روح: رحمت الله.

کلمه (مزجاة) در آیه ۸۸ سوره یوسف ﴿فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَيۡهِ قَالُواْ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهۡلَنَا ٱلضُّرُّ وَجِئۡنَا بِبِضَٰعَةٖ مُّزۡجَىٰةٖ فَأَوۡفِ لَنَا ٱلۡكَيۡلَ وَتَصَدَّقۡ عَلَيۡنَآۖ إِنَّ ٱللَّهَ يَجۡزِي ٱلۡمُتَصَدِّقِينَ٨٨ [يوسف: ۸۸] به چه معناست؟

مردود و نا پذیرفتنی.

کلمه (آثرک) در آیه ۹۱ سوره یوسف ﴿قَالُواْ تَٱللَّهِ لَقَدۡ ءَاثَرَكَ ٱللَّهُ عَلَيۡنَا وَإِن كُنَّا لَخَٰطِ‍ِٔينَ٩١ [يوسف: ۹۱] به چه معناست؟

تو را ترجیح و تفضیل داده است.

کلمه (تثریب) در آیه ۹۲ سوره یوسف ﴿قَالَ لَا تَثۡرِيبَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡيَوۡمَۖ يَغۡفِرُ ٱللَّهُ لَكُمۡۖ وَهُوَ أَرۡحَمُ ٱلرَّٰحِمِينَ٩٢ [يوسف: ۹۲] به چه معناست؟

در اینجا به معنی توبیخ و تنبیه است.

کلمات (فصلت ـ تفندون) در آیه ۹۴ سوره یوسف ﴿وَلَمَّا فَصَلَتِ ٱلۡعِيرُ قَالَ أَبُوهُمۡ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَۖ لَوۡلَآ أَن تُفَنِّدُونِ٩٤ [يوسف: ۹۴] به چه معناست؟

فصلت: جدا شد. حرکت کرد.

تفندون: مرا کوتاه فکر و کم خرد می‌نامید.

کلمات (البدو ـ نزغ) در آیه ۱۰۰ سوره یوسف ﴿...وَجَآءَ بِكُم مِّنَ ٱلۡبَدۡوِ مِنۢ بَعۡدِ أَن نَّزَغَ ٱلشَّيۡطَٰنُ بَيۡنِي وَبَيۡنَ إِخۡوَتِيٓۚ إِنَّ رَبِّي لَطِيفٞ لِّمَا يَشَآءُۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡحَكِيمُ١٠٠ [يوسف: ۱۰۰] به چه معناست؟

البدو: بادیه.

نزغ: فساد کرد و تباهی انداخت.

کلمه (غاشیة) در آیه ۱۰۷ سوره یوسف ﴿أَفَأَمِنُوٓاْ أَن تَأۡتِيَهُمۡ غَٰشِيَةٞ مِّنۡ عَذَابِ ٱللَّهِ أَوۡ تَأۡتِيَهُمُ ٱلسَّاعَةُ بَغۡتَةٗ وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ١٠٧ [يوسف: ۱۰۷] به چه معناست؟

بلای همگانی و فراگیر و نابود کننده.

کلمه (استیأس) در آیه ۱۱۰ سوره یوسف ﴿حَتَّىٰٓ إِذَا ٱسۡتَيۡ‍َٔسَ ٱلرُّسُلُ وَظَنُّوٓاْ أَنَّهُمۡ قَدۡ كُذِبُواْ جَآءَهُمۡ نَصۡرُنَا فَنُجِّيَ مَن نَّشَآءُۖ وَلَا يُرَدُّ بَأۡسُنَا عَنِ ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ١١٠ [يوسف: ۱۱۰] به چه معناست؟

مایوس و ناامید شدند.

الرعد:

کلمه (عمد) در آیه ۲ سوره رعد ﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي رَفَعَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيۡرِ عَمَدٖ تَرَوۡنَهَاۖ... [الرعد: ۲] به چه معناست؟

ستون.

کلمات (مد ـ رواسی) در آیه ۳ سوره رعد ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي مَدَّ ٱلۡأَرۡضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَٰسِيَ وَأَنۡهَٰرٗاۖ وَمِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ جَعَلَ فِيهَا زَوۡجَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِۖ يُغۡشِي ٱلَّيۡلَ ٱلنَّهَارَۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ٣ [الرعد: ۳] به چه معناست؟

مد: گسترانیده است.

رواسی: جمع راسی و راسیۀ، کوه‌های ثابت و استوار.

کلمه (صنوان) در آیه ۴ سوره رعد ﴿وَفِي ٱلۡأَرۡضِ قِطَعٞ مُّتَجَٰوِرَٰتٞ وَجَنَّٰتٞ مِّنۡ أَعۡنَٰبٖ وَزَرۡعٞ وَنَخِيلٞ صِنۡوَانٞ وَغَيۡرُ صِنۡوَانٖ يُسۡقَىٰ بِمَآءٖ وَٰحِدٖ... [الرعد: ۴] به چه معناست؟

جمع صنو، همگون و یک پایه.

کلمه (الاغلال) در آیه ۵ سوره رعد ﴿وَإِن تَعۡجَبۡ فَعَجَبٞ قَوۡلُهُمۡ أَءِذَا كُنَّا تُرَٰبًا أَءِنَّا لَفِي خَلۡقٖ جَدِيدٍۗ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمۡۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ ٱلۡأَغۡلَٰلُ فِيٓ أَعۡنَاقِهِمۡۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٥ [الرعد: ۵] به چه معناست؟

جمع غل، طوق آهنین.

کلمه (المثلات) در آیه ۶ سوره رعد ﴿وَيَسۡتَعۡجِلُونَكَ بِٱلسَّيِّئَةِ قَبۡلَ ٱلۡحَسَنَةِ وَقَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِمُ ٱلۡمَثُلَٰتُۗ وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغۡفِرَةٖ لِّلنَّاسِ عَلَىٰ ظُلۡمِهِمۡۖ وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ٦ [الرعد: ۶] به چه معناست؟

جمع مثلة. کیفر سخت و عقوبت رسوا کننده.

کلمه (تغیض) در آیه ۸ سوره رعد ﴿ٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا تَحۡمِلُ كُلُّ أُنثَىٰ وَمَا تَغِيضُ ٱلۡأَرۡحَامُ وَمَا تَزۡدَادُۚ وَكُلُّ شَيۡءٍ عِندَهُۥ بِمِقۡدَارٍ٨ [الرعد: ۸] به چه معناست؟

می کاهد و کم می‌‌کند.

کلمه (سارب) در آیه ۱۰ سوره رعد ﴿سَوَآءٞ مِّنكُم مَّنۡ أَسَرَّ ٱلۡقَوۡلَ وَمَن جَهَرَ بِهِۦ وَمَنۡ هُوَ مُسۡتَخۡفِۢ بِٱلَّيۡلِ وَسَارِبُۢ بِٱلنَّهَارِ١٠ [الرعد: ۱۰] به چه معناست؟

رونده.

کلمات (معقبات ـ مرد) در آیه ۱۱ سوره رعد ﴿لَهُۥ مُعَقِّبَٰتٞ مِّنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ يَحۡفَظُونَهُۥ مِنۡ أَمۡرِ ٱللَّهِۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوۡمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمۡۗ وَإِذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِقَوۡمٖ سُوٓءٗا فَلَا مَرَدَّ لَهُۥۚ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَالٍ١١ [الرعد: ۱۱] به چه معناست؟

معقبات: جمع معقب‌ۀ. گروه ملائکه و جماعت فرشتگان.

مرد: برگرداندن. برگرداننده.

کلمات (طوعا او کرها ـ الغدو ـ الاصال) در آیه ۱۵ سوره رعد ﴿وَلِلَّهِۤ يَسۡجُدُۤ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ طَوۡعٗا وَكَرۡهٗا وَظِلَٰلُهُم بِٱلۡغُدُوِّ وَٱلۡأٓصَالِ۩١٥ [الرعد: ۱۵] به چه معناست؟

طوعا او کرها: خواه ناخواه.

الغد: جمع غداۀ. بامدادان.

الاصال: جمع آصیل. شامگاهان.

کلمات (سالت ـ اودیة ـ بقدرها ـ زبدا ـ رابیا ـ حلیة ـ جفاء) در آیه ۱۷ سوره رعد ﴿أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَسَالَتۡ أَوۡدِيَةُۢ بِقَدَرِهَا فَٱحۡتَمَلَ ٱلسَّيۡلُ زَبَدٗا رَّابِيٗاۖ وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيۡهِ فِي ٱلنَّارِ ٱبۡتِغَآءَ حِلۡيَةٍ أَوۡ مَتَٰعٖ زَبَدٞ مِّثۡلُهُۥۚ كَذَٰلِكَ يَضۡرِبُ ٱللَّهُ ٱلۡحَقَّ وَٱلۡبَٰطِلَۚ فَأَمَّا ٱلزَّبَدُ فَيَذۡهَبُ جُفَآءٗۖ وَأَمَّا مَا يَنفَعُ ٱلنَّاسَ فَيَمۡكُثُ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ كَذَٰلِكَ يَضۡرِبُ ٱللَّهُ ٱلۡأَمۡثَالَ١٧ [الرعد: ۱۷] به چه معناست؟

سالت: جاری شد.

اودیة: جمع وادی، دره‌ها.

بقدرها: به اندازه گنجایش خود.

زبدا: کف.

رابیا: بر آمده. در با لا قرار گرفته.

حلیة: زیور.

جفاء: دور انداختنی.

کلمه (عدن) در آیه ۲۳ سوره رعد ﴿جَنَّٰتُ عَدۡنٖ يَدۡخُلُونَهَا وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡۖ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَدۡخُلُونَ عَلَيۡهِم مِّن كُلِّ بَابٖ٢٣ [الرعد: ۲۳] به چه معناست؟

عدن: جای ماندن و جاودانه بسر بردن.

کلمه (أناب) در آیه ۲۷ سوره رعد ﴿وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ ءَايَةٞ مِّن رَّبِّهِۦۚ قُلۡ إِنَّ ٱللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِيٓ إِلَيۡهِ مَنۡ أَنَابَ٢٧ [الرعد: ۲۷] به چه معناست؟

توبه کرد. برگشت.

کلمات (طوبی ـ مآب) در آیه ۲۹ سوره رعد ﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ طُوبَىٰ لَهُمۡ وَحُسۡنُ مَ‍َٔابٖ٢٩ [الرعد: ۲۹] به چه معناست؟

طوبی: اسم خاص بهشت است یا اینکه مصدر است و به نیک و زیبا ست. و یا اسم تفضیل و مونث آطیب است به معنی پاکیزه رین و زیباترین.

مآب: محل بازگشت. بازگشت.

کلمه (متاب) در آیه ۳۰ سوره رعد ﴿كَذَٰلِكَ أَرۡسَلۡنَٰكَ فِيٓ أُمَّةٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهَآ أُمَمٞ لِّتَتۡلُوَاْ عَلَيۡهِمُ ٱلَّذِيٓ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ وَهُمۡ يَكۡفُرُونَ بِٱلرَّحۡمَٰنِۚ قُلۡ هُوَ رَبِّي لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ عَلَيۡهِ تَوَكَّلۡتُ وَإِلَيۡهِ مَتَابِ٣٠ [الرعد: ۳۰] به چه معناست؟

بازگشت من.

کلمات (قارعة ـ تحل) در آیه ۳۱ سوره رعد ﴿...وَلَا يَزَالُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُواْ قَارِعَةٌ أَوۡ تَحُلُّ قَرِيبٗا مِّن دَارِهِمۡ حَتَّىٰ يَأۡتِيَ وَعۡدُ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُخۡلِفُ ٱلۡمِيعَادَ٣١ [الرعد: ۳۱] به چه معناست؟

قارعة: بلای کوبنده و مصیبت ویرانگر.

تحل: وارد می‌شود. فرا می‌رسد.

کلمه (أملیت) در آیه ۳۲ سوره رعد ﴿وَلَقَدِ ٱسۡتُهۡزِئَ بِرُسُلٖ مِّن قَبۡلِكَ فَأَمۡلَيۡتُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ ثُمَّ أَخَذۡتُهُمۡۖ فَكَيۡفَ كَانَ عِقَابِ٣٢ [الرعد: ۳۲] به چه معناست؟

مهلت داده‌ام. آزاد گذارده‌ام.

کلمه (واق) در آیه ۳۴ سوره رعد ﴿لَّهُمۡ عَذَابٞ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَشَقُّۖ وَمَا لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن وَاقٖ٣٤ [الرعد: ۳۴] به چه معناست؟

حفظ کننده. نگاه دارنده.

کلمات (یمحو ـ یثبت) در آیه ۳۹ سوره رعد ﴿يَمۡحُواْ ٱللَّهُ مَا يَشَآءُ وَيُثۡبِتُۖ وَعِندَهُۥٓ أُمُّ ٱلۡكِتَٰبِ٣٩ [الرعد: ۳۹] به چه معناست؟

یمحو: از میان بر می‌دارد. زایل می‌‌گرداند.

یثبت: بر جای می‌دارد. ثابت و استوار می‌‌سازد.

کلمه (معقب) در آیه ۴۱ سوره رعد ﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّا نَأۡتِي ٱلۡأَرۡضَ نَنقُصُهَا مِنۡ أَطۡرَافِهَاۚ وَٱللَّهُ يَحۡكُمُ لَا مُعَقِّبَ لِحُكۡمِهِۦۚ وَهُوَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ٤١ [الرعد: ۴۱] به چه معناست؟

تعقیب کننده و باز پرس.

ابراهیم

کلمه (خاب) در آیه ۱۵ سوره ابراهیم ﴿وَٱسۡتَفۡتَحُواْ وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٖ١٥ [إبراهيم: ۱۵] به چه معناست؟

زیانمند گردید.

کلمه (صدید) در آیه ۱۶ سوره ابراهیم ﴿مِّن وَرَآئِهِۦ جَهَنَّمُ وَيُسۡقَىٰ مِن مَّآءٖ صَدِيدٖ١٦ [إبراهيم: ۱۶] به چه معناست؟

خونابه.

کلمات (یتجرعه ـ لا یکاد یسیغه) در آیه ۱۷ سوره ابراهیم ﴿يَتَجَرَّعُهُۥ وَلَا يَكَادُ يُسِيغُهُۥ وَيَأۡتِيهِ ٱلۡمَوۡتُ مِن كُلِّ مَكَانٖ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٖۖ وَمِن وَرَآئِهِۦ عَذَابٌ غَلِيظٞ١٧ [إبراهيم: ۱۷] به چه معناست؟

یتجرعه: با زحمت و رنج و زحمت آن را جرعه جرعه می‌نوشد.

لایکاد یسیغه: اصلا گوارایش نمی‌‌یابد.

کلمات (برزوا ـ مغنون ـ محیص) در آیه ۲۱ سوره ابراهیم ﴿وَبَرَزُواْ لِلَّهِ جَمِيعٗا فَقَالَ ٱلضُّعَفَٰٓؤُاْ لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُوٓاْ إِنَّا كُنَّا لَكُمۡ تَبَعٗا فَهَلۡ أَنتُم مُّغۡنُونَ عَنَّا مِنۡ عَذَابِ ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖۚ قَالُواْ لَوۡ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ لَهَدَيۡنَٰكُمۡۖ سَوَآءٌ عَلَيۡنَآ أَجَزِعۡنَآ أَمۡ صَبَرۡنَا مَا لَنَا مِن مَّحِيصٖ٢١ [إبراهيم: ۲۱] به چه معناست؟

برزوا: آشکار شدند.

مغنون: دفع کنندگان.

محیص: راه نجات گریزگاه.

کلمه (مصرخ) در آیه ۲۲ سوره ابراهیم ﴿...مَّآ أَنَا۠ بِمُصۡرِخِكُمۡ وَمَآ أَنتُم بِمُصۡرِخِيَّ إِنِّي كَفَرۡتُ بِمَآ أَشۡرَكۡتُمُونِ مِن قَبۡلُۗ إِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ٢٢ [إبراهيم: ۲۲] به چه معناست؟

فریاد رس.

کلمه (اجتثت) در آیه ۲۶ سوره ابراهیم ﴿وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٖ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ ٱجۡتُثَّتۡ مِن فَوۡقِ ٱلۡأَرۡضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٖ٢٦ [إبراهيم: ۲۶] به چه معناست؟

بر کنده شده.

کلمات (أحلوا ـ البوار) در آیه ۲۸ ﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ كُفۡرٗا وَأَحَلُّواْ قَوۡمَهُمۡ دَارَ ٱلۡبَوَارِ٢٨ [إبراهيم: ۲۸] به چه معناست؟

أحلوا: داخل کردند.

البوار: هلاک.

کلمه (یصلونها) در آیه ۲۹ سوره ابراهیم ﴿جَهَنَّمَ يَصۡلَوۡنَهَاۖ وَبِئۡسَ ٱلۡقَرَارُ٢٩ [إبراهيم: ۲۹] به چه معناست؟

وارد آن می‌‌شوند و بدان می‌سوزند.

کلمه (خلال) در آیه ۳۱ سوره ابراهیم ﴿قُل لِّعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يُقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُنفِقُواْ مِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ سِرّٗا وَعَلَانِيَةٗ مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ يَوۡمٞ لَّا بَيۡعٞ فِيهِ وَلَا خِلَٰلٌ٣١ [إبراهيم: ۳۱] به چه معناست؟

رفاقت و دوستی.

کلمه (دائبین) در آیه ۳۳ سوره ابراهیم ﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ دَآئِبَيۡنِۖ وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ٣٣ [إبراهيم: ۳۳] به چه معناست؟

مثنی دائب پیوسته در کار و تلاش.

کلمه (لا تحصوها) در آیه ۳۴ سوره ابراهیم ﴿وَءَاتَىٰكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلۡتُمُوهُۚ وَإِن تَعُدُّواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ لَا تُحۡصُوهَآۗ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَظَلُومٞ كَفَّارٞ٣٤ [إبراهيم: ۳۴] به چه معناست؟

آنها را نمی‌‌توانید سرشماری کنید و به حساب آورید.

کلمات (أفئدة ـ تهوی) در آیه ۳۷ سوره ابراهیم ﴿رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ عِندَ بَيۡتِكَ ٱلۡمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ فَٱجۡعَلۡ أَفۡ‍ِٔدَةٗ مِّنَ ٱلنَّاسِ تَهۡوِيٓ إِلَيۡهِمۡ وَٱرۡزُقۡهُم مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَشۡكُرُونَ٣٧ [إبراهيم: ۳۷] به چه معناست؟

أفئدة: جمع فواد. دل‌ها.

تهوی: میل کند. بگرداند.

کلمه (تشخص) در آیه ۴۲ سوره ابراهیم ﴿وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱللَّهَ غَٰفِلًا عَمَّا يَعۡمَلُ ٱلظَّٰلِمُونَۚ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمۡ لِيَوۡمٖ تَشۡخَصُ فِيهِ ٱلۡأَبۡصَٰرُ٤٢ [إبراهيم: ۴۲] به چه معناست؟

باز و بی‌حرکت می‌‌ماند. از هراس پلک‌ها به هم نهاده نمی‌‌شود.و چشم‌ها خیره و مبهوت می‌‌گردد.

کلمه و جملات (مهطعین ـ مقنعی روسهم ـ لا یرتد الیعم طرفهم) در آیه ۴۳ سوره ابراهیم ﴿مُهۡطِعِينَ مُقۡنِعِي رُءُوسِهِمۡ لَا يَرۡتَدُّ إِلَيۡهِمۡ طَرۡفُهُمۡۖ وَأَفۡ‍ِٔدَتُهُمۡ هَوَآءٞ٤٣ [إبراهيم: ۴۳] به چه معناست؟

مهطعین: شتابندگان بی‌اختیار و خوار.

مقنعی روسهم: کسانی که سرهای خود را بالا گرفته باشند و به چیزی جز ندا دهنده نگاه نکنند.

لا یرتد الیهم طرفهم: چشم‌هایشان چون باز شد دوباره بر هم نهاده نمی‌‌شود.

کلمات (مقرنین ـ الاصفاد) در آیه ۴۹ سوره ابراهیم ﴿وَتَرَى ٱلۡمُجۡرِمِينَ يَوۡمَئِذٖ مُّقَرَّنِينَ فِي ٱلۡأَصۡفَادِ٤٩ [إبراهيم: ۴۹] به چه معناست؟

مقرنین: بهم بسته شده.

الاصفاد: جمع صفد. غل و زنجیر آهنینی که دست و پای اسیران را با آن می‌‌بندند.

کلمات (سرابیل ـ قطران) در آیه ۵۰ سوره ابراهیم ﴿سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٖ وَتَغۡشَىٰ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ٥٠ [إبراهيم: ۵۰] به چه معناست؟

سرابیل: جمع سربال یعنی پیراهن.

قطران: ماده سیاه رنگ و قابل اشتعال که از نوعی درختان بادیه بیرون می‌‌تراود و شبیه قیر است.

الحجر

کلمه (یلههم) در آیه ۳ سوره حجر ﴿ذَرۡهُمۡ يَأۡكُلُواْ وَيَتَمَتَّعُواْ وَيُلۡهِهِمُ ٱلۡأَمَلُۖ فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ٣ [الحجر: ۳] به چه معناست؟

آنان را غافل ساخت.

کلمه (نسلکه) در آیه ۱۲ سوره حجر ﴿كَذَٰلِكَ نَسۡلُكُهُۥ فِي قُلُوبِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ١٢ [الحجر: ۱۲] به چه معناست؟

آن را وارد می‌گردانیم.

جمله (فظلوا فیه یعرجون) در آیه ۱۴ سوره حجر ﴿وَلَوۡ فَتَحۡنَا عَلَيۡهِم بَابٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فَظَلُّواْ فِيهِ يَعۡرُجُونَ١٤ [الحجر: ۱۴] به چه معناست؟

از آنجا شروع به بالا رفتن کنند.

کلمه (سکرت) در آیه ۱۵ سوره حجر ﴿لَقَالُوٓاْ إِنَّمَا سُكِّرَتۡ أَبۡصَٰرُنَا بَلۡ نَحۡنُ قَوۡمٞ مَّسۡحُورُونَ١٥ [الحجر: ۱۵] به چه معناست؟

پوشانده شده است.

جمله (استرق السمع) در آیه ۱۸ سوره حجر ﴿إِلَّا مَنِ ٱسۡتَرَقَ ٱلسَّمۡعَ فَأَتۡبَعَهُۥ شِهَابٞ مُّبِينٞ١٨ [الحجر: ۱۸] به چه معناست؟

دزدکی گوش فرا داد.

کلمات (مددناه ـ موزون) در آیه ۱۹ سوره حجر ﴿وَٱلۡأَرۡضَ مَدَدۡنَٰهَا وَأَلۡقَيۡنَا فِيهَا رَوَٰسِيَ وَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَيۡءٖ مَّوۡزُونٖ١٩ [الحجر: ۱۹] به چه معناست؟

مددناه: آن را گسترانیدیم.

موزون: با نظم و نظام شگرف و حساب و کتاب دقیق.

کلمه (لواقح) در آیه ۲۲ سوره حجر ﴿وَأَرۡسَلۡنَا ٱلرِّيَٰحَ لَوَٰقِحَ فَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَسۡقَيۡنَٰكُمُوهُ وَمَآ أَنتُمۡ لَهُۥ بِخَٰزِنِينَ٢٢ [الحجر: ۲۲] به چه معناست؟

جمع لاقح به معنی آبستن. و جمع لاقح‌ۀ به معنی تلقیح کننده.

کلمه (صلصال ـ حما ـ مسنون) در آیه ۲۶ سوره حجر ﴿وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِن صَلۡصَٰلٖ مِّنۡ حَمَإٖ مَّسۡنُونٖ٢٦ [الحجر: ۲۶] به چه معناست؟

صلصال: گل خشکیده سفال گونه‌ای که اگر به آن تلنگر زده شود صدا دهد.

حما: گلی که بر اثر مجاورت فراوان با آب سیاه شده باشد.

مسنون: تغییر بو داده گندیده.

کلمه (السموم) در آیه ۲۷ سوره حجر ﴿وَٱلۡجَآنَّ خَلَقۡنَٰهُ مِن قَبۡلُ مِن نَّارِ ٱلسَّمُومِ٢٧ [الحجر: ۲۷] به چه معناست؟

شعله و زبانه آتش بدون دود.

کلمه (سویته) در آیه ۲۹ سوره حجر ﴿فَإِذَا سَوَّيۡتُهُۥ وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُۥ سَٰجِدِينَ٢٩ [الحجر: ۲۹] به چه معناست؟

او را آراسته کمال و پذیرایی روان کردم.

کلمه (نصب) در آیه ۴۸ سوره حجر ﴿لَا يَمَسُّهُمۡ فِيهَا نَصَبٞ وَمَا هُم مِّنۡهَا بِمُخۡرَجِينَ٤٨ [الحجر: ۴۸] به چه معناست؟

خستگی.

کلمه (لا توجل) در آیه ۵۳ سوره حجر ﴿قَالُواْ لَا تَوۡجَلۡ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٖ٥٣ [الحجر: ۵۳] به چه معناست؟

هراسناک مباش.

کلمه (القانطین) در آیه ۵۵ سوره حجر ﴿قَالُواْ بَشَّرۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ فَلَا تَكُن مِّنَ ٱلۡقَٰنِطِينَ٥٥ [الحجر: ۵۵] به چه معناست؟

افراد مایوس و ناامید.

کلمه (خطب) در آیه ۵۷ سوره حجر ﴿قَالَ فَمَا خَطۡبُكُمۡ أَيُّهَا ٱلۡمُرۡسَلُونَ٥٧ [الحجر: ۵۷] به چه معناست؟

کار مهمی که قابل گفتگو است.

کلمات (أسربأهلک ـ قطع ـ لایلتفت ـ امضوا) در آیه ۶۵ سوره حجر ﴿فَأَسۡرِ بِأَهۡلِكَ بِقِطۡعٖ مِّنَ ٱلَّيۡلِ وَٱتَّبِعۡ أَدۡبَٰرَهُمۡ وَلَا يَلۡتَفِتۡ مِنكُمۡ أَحَدٞ وَٱمۡضُواْ حَيۡثُ تُؤۡمَرُونَ٦٥ [الحجر: ۶۵] به چه معناست؟

أسر بأهلک: خانواده‌ات را در شب بکوچان.

قطع: قسمتی پاسی.

لایلتفت: روی بر نگرداند. به عقب ننگرد.

امضوا: بروید.

کلمه (فلا تفضحون) در آیه ۶۸ سوره حجر ﴿قَالَ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ ضَيۡفِي فَلَا تَفۡضَحُونِ٦٨ [الحجر: ۶۸] به چه معناست؟

مرا رسوا و بد نام مکنید.

کلمه (لا تخزون) در آیه ۶۹ سوره حجر ﴿وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُخۡزُونِ٦٩ [الحجر: ۶۹] به چه معناست؟

مرا خوار نسازید.

کلمه (لعمرک) در آیه ۷۲ سوره حجر ﴿لَعَمۡرُكَ إِنَّهُمۡ لَفِي سَكۡرَتِهِمۡ يَعۡمَهُونَ٧٢ [الحجر: ۷۲] به چه معناست؟

به زندگی تو سوگند.

کلمات (سافل ـ سجیل) در آیه ۷۴ سوره حجر ﴿فَجَعَلۡنَا عَٰلِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهِمۡ حِجَارَةٗ مِّن سِجِّيلٍ٧٤ [الحجر: ۷۴] به چه معناست؟

سافل: پایین قسمت زیرین.

سجیل: گل شبیه به سنگ.

کلمه (للمتوسمین) در آیه ۷۵ سوره حجر ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّلۡمُتَوَسِّمِينَ٧٥ [الحجر: ۷۵] به چه معناست؟

جمع متوسم. کس که از روی نشانه‌های ظاهری و علایم ناچیز به حقایق اشیاء پی می‌‌برد. دارای فراست و ذکاوت است.

کلمه (لبسبیل مقیم) در آیه ۷۶ سوره حجر ﴿وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٖ مُّقِيمٍ٧٦ [الحجر: ۷۶] به چه معناست؟

سر راه راست و روشنی است و شب و روز محل عبور و مرور اهالی مکه می‌باشد.

کلمات (الایکة ـ اصحاب الایکة) در آیه ۷۸ سوره حجر ﴿وَإِن كَانَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأَيۡكَةِ لَظَٰلِمِينَ٧٨ [الحجر: ۷۸] به چه معناست؟

الایکة: درختستان.

اصحاب الایکة: مراد قوم شعیب است.

کلمه (اصحاب الحجر) در آیه ۸۰ سوره حجر ﴿وَلَقَدۡ كَذَّبَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡحِجۡرِ ٱلۡمُرۡسَلِينَ٨٠ [الحجر: ۸۰] به چه معناست؟

مراد قوم ثمود است که پیغمبر‌شان صالح نام داشت.

کلمه (کانوا ینحتون) در آیه ۸۲ سوره حجر ﴿وَكَانُواْ يَنۡحِتُونَ مِنَ ٱلۡجِبَالِ بُيُوتًا ءَامِنِينَ٨٢ [الحجر: ۸۲] به چه معناست؟

می‌تراشیدند.

کلمه (اصفح) در آیه ۸۵ سوره حجر ﴿وَمَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّۗ وَإِنَّ ٱلسَّاعَةَ لَأٓتِيَةٞۖ فَٱصۡفَحِ ٱلصَّفۡحَ ٱلۡجَمِيلَ٨٥ [الحجر: ۸۵] به چه معناست؟

گذشت کن. ببخشای.

کلمات (المثانی ـ سبعا من المثانی) در آیه ۸۷ سوره حجر ﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَٰكَ سَبۡعٗا مِّنَ ٱلۡمَثَانِي وَٱلۡقُرۡءَانَ ٱلۡعَظِيمَ٨٧ [الحجر: ۸۷] به چه معناست؟

المثانی: جمع مثنی یعنی مکرر، بارها و بارها خوانده شده.

سبعا من المثانی: مراد سوره فاتحه است که ام الکتاب نام دارد.

کلمات (لا تمدن ـ اخفض ـ جناح ـ اخفض جناحک) در آیه ۸۸ سوره حجر ﴿لَا تَمُدَّنَّ عَيۡنَيۡكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّنۡهُمۡ وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَيۡهِمۡ وَٱخۡفِضۡ جَنَاحَكَ لِلۡمُؤۡمِنِينَ٨٨ [الحجر: ۸۸] به چه معناست؟

لاتمدن: چشم مدوز. خیره مشو.

اخفض: پایین بیاور و بگستران.

جناحک: بال.

اخفض جناحک: متواضع و مهربان باش.

کلمه (المقتسمین) در آیه ۹۰ سوره حجر ﴿كَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَى ٱلۡمُقۡتَسِمِينَ٩٠ [الحجر: ۹۰] به چه معناست؟

بخش کنندگان. کسانی که به تجزیه و تقسیم و تبعیض احکام الهی دست می‌زدند و قسمتی را می‌‌پذیرفتند که به سود آنان بود و بقیه را پشت سر می‌‌افکندند که با خواست ایشان موافقئ هماهنگ نبود.

کلمه (عضین) در آیه ۹۱ سوره حجر ﴿ٱلَّذِينَ جَعَلُواْ ٱلۡقُرۡءَانَ عِضِينَ٩١ [الحجر: ۹۱] به چه معناست؟

یعنی قطعه قطعه و بخش بخش. مراد این است که به برخی از قرآن ایمان داشتند و به برخی باور نداشتند.

کلمه (اصدع) در آیه ۹۴ سوره حجر ﴿فَٱصۡدَعۡ بِمَا تُؤۡمَرُ وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡمُشۡرِكِينَ٩٤ [الحجر: ۹۴] به چه معناست؟

آشکارا بیان کن. آشکار ساز.

النحل:

کلمه (الروح) در آیه ۲ سوره نحل ﴿يُنَزِّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ بِٱلرُّوحِ مِنۡ أَمۡرِهِۦ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦٓ أَنۡ أَنذِرُوٓاْ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱتَّقُونِ٢ [النحل: ۲] به چه معناست؟

مراد بطور عام وحی و نبوت.

کلمه (خصیم) در آیه ۴ سوره نحل ﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِن نُّطۡفَةٖ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٞ مُّبِينٞ٤ [النحل: ۴] به چه معناست؟

دشمن.

کلمات (تریحون ـ تسرحون) در آیه ۶ سوره نحل ﴿وَلَكُمۡ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسۡرَحُونَ٦ [النحل: ۶] به چه معناست؟

تریحون: حیوانات را شامگاهان به آغل‌ها و آسایشگاه‌ها بر می‌‌گردانید.

تسرحون: حیوانات را بامدادان به چراگاه می‌‌برید و در صحرا سر می‌‌دهید.

کلمه (شق) در آیه ۷ سوره نحل ﴿وَتَحۡمِلُ أَثۡقَالَكُمۡ إِلَىٰ بَلَدٖ لَّمۡ تَكُونُواْ بَٰلِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ ٱلۡأَنفُسِۚ إِنَّ رَبَّكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ٧ [النحل: ۷] به چه معناست؟

به رنج افکندن. به مشقت انداختن.

جمله و کلمه (علی اللع قصد السبیل ـ جائر) در آیه ۹ سوره نحل ﴿وَعَلَى ٱللَّهِ قَصۡدُ ٱلسَّبِيلِ وَمِنۡهَا جَآئِرٞۚ وَلَوۡ شَآءَ لَهَدَىٰكُمۡ أَجۡمَعِينَ٩ [النحل: ۹] به چه معناست؟

هدایت به راه راست در دست خدا است.

جائر: کج. نادرست.

کلمه (تسیمون) در آیه ۱۰ سوره نحل ﴿هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗۖ لَّكُم مِّنۡهُ شَرَابٞ وَمِنۡهُ شَجَرٞ فِيهِ تُسِيمُونَ١٠ [النحل: ۱۰] به چه معناست؟

حیوانات را می‌‌چرانید.

کلمه (ذرأ) در آیه ۱۳ سوره نحل ﴿وَمَا ذَرَأَ لَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُخۡتَلِفًا أَلۡوَٰنُهُۥٓۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّقَوۡمٖ يَذَّكَّرُونَ١٣ [النحل: ۱۳] به چه معناست؟

آفرید.

کلمات (طریا ـ حلیة) در آیه ۱۴ سوره نحل ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي سَخَّرَ ٱلۡبَحۡرَ لِتَأۡكُلُواْ مِنۡهُ لَحۡمٗا طَرِيّٗا وَتَسۡتَخۡرِجُواْ مِنۡهُ حِلۡيَةٗ تَلۡبَسُونَهَاۖ وَتَرَى ٱلۡفُلۡكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِهِۦ وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ١٤ [النحل: ۱۴] به چه معناست؟

طریا: تازه.

حلیة: زیور آلات.

جملات وکلمه (أن تمید بکم ـ لئلا تمید بکم ـ تمید) در آیه ۱۵ سوره نحل ﴿وَأَلۡقَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ رَوَٰسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمۡ وَأَنۡهَٰرٗا وَسُبُلٗا لَّعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ١٥ [النحل: ۱۵] به چه معناست؟

أن تمید بکم: تا زمین شما را نلرزاند.

لئلا تمید بکم: و یا اینکه (کراهة ان تمید بکم) است.

تمید: به معنی لرزش و جنبش.

کلمه (أوزار) در آیه ۲۵ سوره نحل ﴿لِيَحۡمِلُوٓاْ أَوۡزَارَهُمۡ كَامِلَةٗ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَمِنۡ أَوۡزَارِ ٱلَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيۡرِ عِلۡمٍۗ أَلَا سَآءَ مَا يَزِرُونَ٢٥ [النحل: ۲۵] به چه معناست؟

جمع وزر، بارهای سنگین.

جمله وکلمه (أتی الله بنیانهم من القواعد ـ القواعد ـ خر) در آیه۲۶ سوره نحل ﴿قَدۡ مَكَرَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ فَأَتَى ٱللَّهُ بُنۡيَٰنَهُم مِّنَ ٱلۡقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيۡهِمُ ٱلسَّقۡفُ مِن فَوۡقِهِمۡ وَأَتَىٰهُمُ ٱلۡعَذَابُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَشۡعُرُونَ٢٦ [النحل: ۲۶] به چه معناست؟

أتی الله بنیانهم من القواعد: خداوند به سراغ شالوده زندگی آنها رفت و از اساس آن را ویران نمود.

القواعد: جمع قاعد‌ۀ، اساس. شالوده.

خر: فرو ریخت. فروافتاد.

جمله (کنتم تشاقون) در آیه ۲۷ سوره نحل ﴿ثُمَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يُخۡزِيهِمۡ وَيَقُولُ أَيۡنَ شُرَكَآءِيَ ٱلَّذِينَ كُنتُمۡ تُشَٰٓقُّونَ فِيهِمۡۚ قَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ إِنَّ ٱلۡخِزۡيَ ٱلۡيَوۡمَ وَٱلسُّوٓءَ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ٢٧ [النحل: ۲۷] به چه معناست؟

جدال و دشمنی و جنگ و ستیز می‌‌کردید.

کلمه (مثوی) در آیه ۲۹ سوره نحل ﴿فَٱدۡخُلُوٓاْ أَبۡوَٰبَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَاۖ فَلَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلۡمُتَكَبِّرِينَ٢٩ [النحل: ۲۹] به چه معناست؟

اقامتگاه. جایگاه.

کلمه (تحرص) در آیه ۳۷ سوره نحل. ﴿إِن تَحۡرِصۡ عَلَىٰ هُدَىٰهُمۡ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَن يُضِلُّۖ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ٣٧ [النحل: ۳۷] به چه معناست؟

آزمند باشی. تلاش و کوشش کنی.

کلمه (لنبوئنهم) در آیه ۴۱ سوره نحل ﴿وَٱلَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي ٱللَّهِ مِنۢ بَعۡدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗۖ وَلَأَجۡرُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ٤١ [النحل: ۴۱] به چه معناست؟

ایشان را حتما اسکان می‌‌دهیم.

جمله (مکروا السیئات) در آیه ۴۵ سوره نحل ﴿أَفَأَمِنَ ٱلَّذِينَ مَكَرُواْ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ أَن يَخۡسِفَ ٱللَّهُ بِهِمُ ٱلۡأَرۡضَ أَوۡ يَأۡتِيَهُمُ ٱلۡعَذَابُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَشۡعُرُونَ٤٥ [النحل: ۴۵] به چه معناست؟

توطئه بدی‌ها را چیدند.

کلمه (تقلبهم) در آیه ۴۶ سوره نحل ﴿أَوۡ يَأۡخُذَهُمۡ فِي تَقَلُّبِهِمۡ فَمَا هُم بِمُعۡجِزِينَ٤٦ [النحل: ۴۶] به چه معناست؟

رفت و آمد برای تجارت و بازرگانی.

کلمه (تخوف) در آیه ۴۷ سوره نحل ﴿أَوۡ يَأۡخُذَهُمۡ عَلَىٰ تَخَوُّفٖ فَإِنَّ رَبَّكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٌ٤٧ [النحل: ۴۷] به چه معناست؟

بیم و هراس.

کلمات (یتفیأ ـ داخرون) در آیه ۴۸ سوره نحل ﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ إِلَىٰ مَا خَلَقَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٖ يَتَفَيَّؤُاْ ظِلَٰلُهُۥ عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَٱلشَّمَآئِلِ سُجَّدٗا لِّلَّهِ وَهُمۡ دَٰخِرُونَ٤٨ [النحل: ۴۸] به چه معناست؟

یتفیأ: بر می‌‌گردد. منتقل می‌شود.

داخرون: خاضعان و فروتنان.

کلمه (تجأرون) در آیه ۵۳ سوره نحل ﴿وَمَا بِكُم مِّن نِّعۡمَةٖ فَمِنَ ٱللَّهِۖ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ فَإِلَيۡهِ تَجۡ‍َٔرُونَ٥٣ [النحل: ۵۳] به چه معناست؟

ناله وفریاد سر می‌‌دهید.

کلمات (ظل ـ مسودا ـ کظیم) در آیه ۵۸ سوره نحل ﴿وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِٱلۡأُنثَىٰ ظَلَّ وَجۡهُهُۥ مُسۡوَدّٗا وَهُوَ كَظِيمٞ٥٨ [النحل: ۵۸] به چه معناست؟

ظل: می‌‌شد.

مسودا: سیاه

کظیم: مملو از غم و اندوه.

کلمه (یتواری ـ هون ـ یدسه) در آیه ۵۹ سوره نحل ﴿يَتَوَٰرَىٰ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ مِن سُوٓءِ مَا بُشِّرَ بِهِۦٓۚ أَيُمۡسِكُهُۥ عَلَىٰ هُونٍ أَمۡ يَدُسُّهُۥ فِي ٱلتُّرَابِۗ أَلَا سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ٥٩ [النحل: ۵۹] به چه معناست؟

یتواری خود را نهان و از دید مردمان پنهان می‌سازد.

هون: خواری و رسوایی.

یدسه: زنده به گورش کند.

کلمه (مفرطون) در آیه ۶۲ سوره نحل ﴿وَيَجۡعَلُونَ لِلَّهِ مَا يَكۡرَهُونَۚ وَتَصِفُ أَلۡسِنَتُهُمُ ٱلۡكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ لَا جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ ٱلنَّارَ وَأَنَّهُم مُّفۡرَطُونَ٦٢ [النحل: ۶۲] به چه معناست؟

پیشگامان. جلو افتادگان.

کلمات (فرث ـ سائغا) در آیه ۶۶ سوره نحل ﴿وَإِنَّ لَكُمۡ فِي ٱلۡأَنۡعَٰمِ لَعِبۡرَةٗۖ نُّسۡقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهِۦ مِنۢ بَيۡنِ فَرۡثٖ وَدَمٖ لَّبَنًا خَالِصٗا سَآئِغٗا لِّلشَّٰرِبِينَ٦٦ [النحل: ۶۶] به چه معناست؟

فرث: علوفه جویده و نیمه هضم دستگاه گوارش حیوان. تفاله.

سائغا: گوارا.

کلمه (سکرا) در آیه ۶۷ سوره نحل ﴿وَمِن ثَمَرَٰتِ ٱلنَّخِيلِ وَٱلۡأَعۡنَٰبِ تَتَّخِذُونَ مِنۡهُ سَكَرٗا وَرِزۡقًا حَسَنًاۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ٦٧ [النحل: ۶۷] به چه معناست؟

آنچه مستی آور است.

کلمه (یعرشون) در آیه ۶۸ سوره نحل ﴿وَأَوۡحَىٰ رَبُّكَ إِلَى ٱلنَّحۡلِ أَنِ ٱتَّخِذِي مِنَ ٱلۡجِبَالِ بُيُوتٗا وَمِنَ ٱلشَّجَرِ وَمِمَّا يَعۡرِشُونَ٦٨ [النحل: ۶۸] به چه معناست؟

مردمان به صورت سقف می‌‌سازند. داربست‌هایی که انسان‌ها درست می‌‌کنند.

کلمات (فاسلکی ـ ذللا) در آیه ۶۹ سوره نحل ﴿ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ فَٱسۡلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلٗاۚ يَخۡرُجُ مِنۢ بُطُونِهَا شَرَابٞ مُّخۡتَلِفٌ أَلۡوَٰنُهُۥ فِيهِ شِفَآءٞ لِّلنَّاسِۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ٦٩ [النحل: ۶۹] به چه معناست؟

فاسلکی: راه بروید.

ذللا: جمع ذلول. به معنی رام و مطیع.

کلمه (أرذل العمر) در آیه ۷۰ سوره نحل ﴿وَٱللَّهُ خَلَقَكُمۡ ثُمَّ يَتَوَفَّىٰكُمۡۚ وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَىٰٓ أَرۡذَلِ ٱلۡعُمُرِ لِكَيۡ لَا يَعۡلَمَ بَعۡدَ عِلۡمٖ شَيۡ‍ًٔاۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٞ قَدِيرٞ٧٠ [النحل: ۷۰] به چه معناست؟

پست‌ترین مراحل زندگی. دوره‌ای که انسان در آن فرتوت و خرف می‌گردد.

کلمه (رادی) در آیه ۷۱ سوره نحل ﴿وَٱللَّهُ فَضَّلَ بَعۡضَكُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ فِي ٱلرِّزۡقِۚ فَمَا ٱلَّذِينَ فُضِّلُواْ بِرَآدِّي رِزۡقِهِمۡ عَلَىٰ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُمۡ فَهُمۡ فِيهِ سَوَآءٌۚ أَفَبِنِعۡمَةِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ٧١ [النحل: ۷۱] به چه معناست؟

رد کنندگان و بر گشت دهندگان است.

کلمه (حفدة) در آیه ۷۲ سوره نحل ﴿وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا وَجَعَلَ لَكُم مِّنۡ أَزۡوَٰجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةٗ وَرَزَقَكُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِۚ أَفَبِٱلۡبَٰطِلِ يُؤۡمِنُونَ وَبِنِعۡمَتِ ٱللَّهِ هُمۡ يَكۡفُرُونَ٧٢ [النحل: ۷۲] به چه معناست؟

جمع حفید. نوادگان. فرزند زادگان.

کلمه (کل) در آیه ۷۶ سوره نحل ﴿وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا رَّجُلَيۡنِ أَحَدُهُمَآ أَبۡكَمُ لَا يَقۡدِرُ عَلَىٰ شَيۡءٖ وَهُوَ كَلٌّ عَلَىٰ مَوۡلَىٰهُ أَيۡنَمَا يُوَجِّههُّ لَا يَأۡتِ بِخَيۡرٍ هَلۡ يَسۡتَوِي هُوَ وَمَن يَأۡمُرُ بِٱلۡعَدۡلِ وَهُوَ عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٧٦ [النحل: ۷۶] به چه معناست؟

کل: سر بار. کسی که در زندگی تنبل و بیکار بوده و ریزه خوار خوان یگران باشد.

کلمه (لمح) در آیه ۷۷ سوره نحل ﴿وَلِلَّهِ غَيۡبُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَمَآ أَمۡرُ ٱلسَّاعَةِ إِلَّا كَلَمۡحِ ٱلۡبَصَرِ أَوۡ هُوَ أَقۡرَبُۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٧٧ [النحل: ۷۷] به چه معناست؟

چشم برهم زدن.

کلمات (سکنا ـ تستخفونها ـ ظعن ـ أصواف ـ أوبار ـ آشعار ـ آثاثا ـ) در آیه ۸۰ سوره نحل ﴿وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنۢ بُيُوتِكُمۡ سَكَنٗا وَجَعَلَ لَكُم مِّن جُلُودِ ٱلۡأَنۡعَٰمِ بُيُوتٗا تَسۡتَخِفُّونَهَا يَوۡمَ ظَعۡنِكُمۡ وَيَوۡمَ إِقَامَتِكُمۡ وَمِنۡ أَصۡوَافِهَا وَأَوۡبَارِهَا وَأَشۡعَارِهَآ أَثَٰثٗا وَمَتَٰعًا إِلَىٰ حِينٖ٨٠ [النحل: ۸۰] به چه معناست؟

سکنا: مایه سکون و آرامش.

تستخفونها: آن را سبک و خفیف می‌‌یابند.

ظعن: سفرکوچ.

أصواف: جمع صوف پشم.

أوبار: جمع وبر کرک.

أشعار: جمع شعر مو.

أثاثا: ابزار و وسایل منزل.

کلمه (أکنانا) در آیه ۸۱ سوره نحل ﴿وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلَٰلٗا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلۡجِبَالِ أَكۡنَٰنٗا وَجَعَلَ لَكُمۡ سَرَٰبِيلَ تَقِيكُمُ ٱلۡحَرَّ وَسَرَٰبِيلَ تَقِيكُم بَأۡسَكُمۡۚ كَذَٰلِكَ يُتِمُّ نِعۡمَتَهُۥ عَلَيۡكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تُسۡلِمُونَ٨١ [النحل: ۸۱] به چه معناست؟

جمع کن. پناهگاه‌ها، مراد غار‌ها و شکاف‌های کوه‌ها است.

جمله (ولا هم یستعتبون) در آیه ۸۴ سوره نحل ﴿وَيَوۡمَ نَبۡعَثُ مِن كُلِّ أُمَّةٖ شَهِيدٗا ثُمَّ لَا يُؤۡذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ٨٤ [النحل: ۸۴] به چه معناست؟

از ایشان خواسته نمی‌‌شود که رضایت خدا را جلب کنند.

کلمه (توکید) در آیه ۹۱ سوره نحل ﴿وَأَوۡفُواْ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ إِذَا عَٰهَدتُّمۡ وَلَا تَنقُضُواْ ٱلۡأَيۡمَٰنَ بَعۡدَ تَوۡكِيدِهَا وَقَدۡ جَعَلۡتُمُ ٱللَّهَ عَلَيۡكُمۡ كَفِيلًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا تَفۡعَلُونَ٩١ [النحل: ۹۱] به چه معناست؟

تاکید. استوار داشتن.

کلمه (نقضت ـ غزل ـ أنکاثا ـ دخلا ـ أربی) در آیه ۹۲ سوره نحل ﴿وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّتِي نَقَضَتۡ غَزۡلَهَا مِنۢ بَعۡدِ قُوَّةٍ أَنكَٰثٗا تَتَّخِذُونَ أَيۡمَٰنَكُمۡ دَخَلَۢا بَيۡنَكُمۡ أَن تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرۡبَىٰ مِنۡ أُمَّةٍۚ إِنَّمَا يَبۡلُوكُمُ ٱللَّهُ بِهِۦۚ وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ مَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ٩٢ [النحل: ۹۲] به چه معناست؟

نقضت: از هم وا کرد. از هم وا گشاد.

غزل: تابیده شده. رشته شده.

أنکاثا: جمع نکث، رشته از هم وا شده و باز گشوده.

دخلا: مکر و خدعه، فساد و عداوت.

أربی: زیادتر. فراوان‌تر.

جمله (فتزل قدم) در آیه ۹۴ سوره نحل ﴿وَلَا تَتَّخِذُوٓاْ أَيۡمَٰنَكُمۡ دَخَلَۢا بَيۡنَكُمۡ فَتَزِلَّ قَدَمُۢ بَعۡدَ ثُبُوتِهَا وَتَذُوقُواْ ٱلسُّوٓءَ بِمَا صَدَدتُّمۡ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَكُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ٩٤ [النحل: ۹۴] به چه معناست؟

پای از جای بلغزد.

کلمه (ینفد) در آیه ۹۶ سوره نحل ﴿مَا عِندَكُمۡ يَنفَدُ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ بَاقٖۗ وَلَنَجۡزِيَنَّ ٱلَّذِينَ صَبَرُوٓاْ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٩٦ [النحل: ۹۶] به چه معناست؟

تمام می‌‌شود. فانی می‌‌گردد

کلمه (یتولونه) در آیه ۱۰۰ سوره نحل ﴿إِنَّمَا سُلۡطَٰنُهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ يَتَوَلَّوۡنَهُۥ وَٱلَّذِينَ هُم بِهِۦ مُشۡرِكُونَ١٠٠ [النحل: ۱۰۰] به چه معناست؟

او را به دوستی می‌‌گیرند.

کلمه (مفتر) در آیه ۱۰۱ سوره نحل ﴿وَإِذَا بَدَّلۡنَآ ءَايَةٗ مَّكَانَ ءَايَةٖ وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوٓاْ إِنَّمَآ أَنتَ مُفۡتَرِۢۚ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ١٠١ [النحل: ۱۰۱] به چه معناست؟

دروغ پرداز.

کلمه (روح القدس) در آیه ۱۰۲ سوره نحل ﴿قُلۡ نَزَّلَهُۥ رُوحُ ٱلۡقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِٱلۡحَقِّ لِيُثَبِّتَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَهُدٗى وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُسۡلِمِينَ١٠٢ [النحل: ۱۰۲] به چه معناست؟

به معنی روح پاک است که مراد جبرئیل، فرشته وحی است.

الإسراء:

کلمات (جاسوا ـ خلال) در آیه ۵ سوره اسراء ﴿فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ أُولَىٰهُمَا بَعَثۡنَا عَلَيۡكُمۡ عِبَادٗا لَّنَآ أُوْلِي بَأۡسٖ شَدِيدٖ فَجَاسُواْ خِلَٰلَ ٱلدِّيَارِۚ وَكَانَ وَعۡدٗا مَّفۡعُولٗا٥ [الإسراء: ۵] به چه معناست؟

جاسوا: تفتیش کردند. گشت زدند و گردیدند.

خلال: لابلای.

کلمه (الکرة) در آیه ۶ سوره اسراء ﴿ثُمَّ رَدَدۡنَا لَكُمُ ٱلۡكَرَّةَ عَلَيۡهِمۡ وَأَمۡدَدۡنَٰكُم بِأَمۡوَٰلٖ وَبَنِينَ وَجَعَلۡنَٰكُمۡ أَكۡثَرَ نَفِيرًا٦ [الإسراء: ۶] به چه معناست؟

هجوم. یورش.

کلمات (لیسوءوا ـ تتبیرا) در آیه ۷ سوره اسراء ﴿إِنۡ أَحۡسَنتُمۡ أَحۡسَنتُمۡ لِأَنفُسِكُمۡۖ وَإِنۡ أَسَأۡتُمۡ فَلَهَاۚ فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ ٱلۡأٓخِرَةِ لِيَسُ‍ُٔواْ وُجُوهَكُمۡ وَلِيَدۡخُلُواْ ٱلۡمَسۡجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوۡاْ تَتۡبِيرًا٧ [الإسراء: ۷] به چه معناست؟

لیسوءوا: تا اذیت و آزار تان رسانند.

تتبیرا: در هم کوبیدن و نابود کردن.

کلمه (حصیرا) در آیه ۸ سوره اسراء ﴿عَسَىٰ رَبُّكُمۡ أَن يَرۡحَمَكُمۡۚ وَإِنۡ عُدتُّمۡ عُدۡنَاۚ وَجَعَلۡنَا جَهَنَّمَ لِلۡكَٰفِرِينَ حَصِيرًا٨ [الإسراء: ۸] به چه معناست؟

مکان تنگ فراگیر. زندان سختی که نتوان از آن خارج شد.

جمله (فمحونا آیة اللیل) در آیه ۱۲ سوره اسراء ﴿وَجَعَلۡنَا ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ ءَايَتَيۡنِۖ فَمَحَوۡنَآ ءَايَةَ ٱلَّيۡلِ وَجَعَلۡنَآ ءَايَةَ ٱلنَّهَارِ مُبۡصِرَةٗ لِّتَبۡتَغُواْ فَضۡلٗا مِّن رَّبِّكُمۡ وَلِتَعۡلَمُواْ عَدَدَ ٱلسِّنِينَ وَٱلۡحِسَابَۚ وَكُلَّ شَيۡءٖ فَصَّلۡنَٰهُ تَفۡصِيلٗا١٢ [الإسراء: ۱۲] به چه معناست؟

مراد از محو شب، تاریک گگرداندن و در دل ظلمت نهان ساختن است.

کلمه (منشورا) در آیه ۱۳ سوره اسراء ﴿وَكُلَّ إِنسَٰنٍ أَلۡزَمۡنَٰهُ طَٰٓئِرَهُۥ فِي عُنُقِهِۦۖ وَنُخۡرِجُ لَهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ كِتَٰبٗا يَلۡقَىٰهُ مَنشُورًا١٣ [الإسراء: ۱۳] به چه معناست؟

گشوده و باز.

کلمه (مترفیها) در آیه ۱۶ سوره اسراء ﴿وَإِذَآ أَرَدۡنَآ أَن نُّهۡلِكَ قَرۡيَةً أَمَرۡنَا مُتۡرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيۡهَا ٱلۡقَوۡلُ فَدَمَّرۡنَٰهَا تَدۡمِيرٗا١٦ [الإسراء: ۱۶] به چه معناست؟

مترفین، اشخاص متنعم و خوشگذران و ثروتمندان غرق در شهوات.

کلمات (العاجلة ـ مذموما ـ مدحورا) در آیه ۱۸ سوره اسراء ﴿مَّن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡعَاجِلَةَ عَجَّلۡنَا لَهُۥ فِيهَا مَا نَشَآءُ لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلۡنَا لَهُۥ جَهَنَّمَ يَصۡلَىٰهَا مَذۡمُومٗا مَّدۡحُورٗا١٨ [الإسراء: ۱۸] به چه معناست؟

العاجلة: جهان زودگذر. مراد لذائذ و نعمت‌های فعلی است.

مذموما: سرزنش شده.

مدحورا: رانده شده.

کلمه (محظورا) در آیه ۲۰ سوره اسراء ﴿كُلّٗا نُّمِدُّ هَٰٓؤُلَآءِ وَهَٰٓؤُلَآءِ مِنۡ عَطَآءِ رَبِّكَۚ وَمَا كَانَ عَطَآءُ رَبِّكَ مَحۡظُورًا٢٠ [الإسراء: ۲۰] به چه معناست؟

ممنوع.

کلمه (مخذولا) در آیه ۲۲ سوره اسراء ﴿لَّا تَجۡعَلۡ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتَقۡعُدَ مَذۡمُومٗا مَّخۡذُولٗا٢٢ [الإسراء: ۲۲] به چه معناست؟

زبون و خوار.

کلمه (لا تنهر هما) در آیه ۲۳ سوره اسراء ﴿وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّآ إِيَّاهُ وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنًاۚ إِمَّا يَبۡلُغَنَّ عِندَكَ ٱلۡكِبَرَ أَحَدُهُمَآ أَوۡ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَآ أُفّٖ وَلَا تَنۡهَرۡهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوۡلٗا كَرِيمٗا٢٣ [الإسراء: ۲۳] به چه معناست؟

آن دو را مران.

کلمات (اخفض ـ جناح الذل) در آیه ۲۴ سوره اسراء ﴿وَٱخۡفِضۡ لَهُمَا جَنَاحَ ٱلذُّلِّ مِنَ ٱلرَّحۡمَةِ وَقُل رَّبِّ ٱرۡحَمۡهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرٗا٢٤ [الإسراء: ۲۴] به چه معناست؟

اخفض: پایین آور. بگستران.

جناح الذل: بال خواری. کنایه از تواضع فراوان و فروتنی بسیار است.

کلمه (أوابین) در آیه ۲۵ سوره اسراء ﴿رَّبُّكُمۡ أَعۡلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمۡۚ إِن تَكُونُواْ صَٰلِحِينَ فَإِنَّهُۥ كَانَ لِلۡأَوَّٰبِينَ غَفُورٗا٢٥ [الإسراء: ۲۵] به چه معناست؟

بسیار برگشت کنندگان با توبه و استغفار به درگاه پروردگار.

کلمه (آت) در آیه ۲۶ سوره اسراء ﴿وَءَاتِ ذَا ٱلۡقُرۡبَىٰ حَقَّهُۥ وَٱلۡمِسۡكِينَ وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرۡ تَبۡذِيرًا٢٦ [الإسراء: ۲۶] به چه معناست؟

بده. بپرداز.

کلمه (المبذرین) در آیه ۲۷ سوره اسراء ﴿إِنَّ ٱلۡمُبَذِّرِينَ كَانُوٓاْ إِخۡوَٰنَ ٱلشَّيَٰطِينِۖ وَكَانَ ٱلشَّيۡطَٰنُ لِرَبِّهِۦ كَفُورٗا٢٧ [الإسراء: ۲۷] به چه معناست؟

باد دستان.

کلمات و جمله (مغلولة ـ لا تجعل یدک مغلولة الی عنقک ـ لا تبسطها ـ ملوما ـ محسورا) در آیه ۲۹ سوره اسراء ﴿وَلَا تَجۡعَلۡ يَدَكَ مَغۡلُولَةً إِلَىٰ عُنُقِكَ وَلَا تَبۡسُطۡهَا كُلَّ ٱلۡبَسۡطِ فَتَقۡعُدَ مَلُومٗا مَّحۡسُورًا٢٩ [الإسراء: ۲۹] به چه معناست؟

مغلولة: در غل و زنجیر بسته.

لا تجعل یدک مغلولة الی عنقک: کنایه از بخل و تنگ چشمی است.

لا تبسطها: آن را گسترده و باز مگردان. کنایه از اسراف و تبذیر است.

ملوما: سرزنش شده و لومه شده.

محسورا: لخت و بی‌چیز. درمانده و اندوهناک.

کلمه (یقدر) در آیه ۳۰ سوره اسراء ﴿إِنَّ رَبَّكَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُۚ إِنَّهُۥ كَانَ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرٗا٣٠ [الإسراء: ۳۰] به چه معناست؟

کم می‌‌گرداند. تنگ و ناچیز می‌نماید.

کلمات (املاق ـ خطئا) در آیه ۳۱ سوره اسراء ﴿وَلَا تَقۡتُلُوٓاْ أَوۡلَٰدَكُمۡ خَشۡيَةَ إِمۡلَٰقٖۖ نَّحۡنُ نَرۡزُقُهُمۡ وَإِيَّاكُمۡۚ إِنَّ قَتۡلَهُمۡ كَانَ خِطۡ‍ٔٗا كَبِيرٗا٣١ [الإسراء: ۳۱] به چه معناست؟

املاق: فقر و تنگدستی.

خطئا: گناه.

کلمه (أشده) در آیه ۳۴ سوره اسراء ﴿وَلَا تَقۡرَبُواْ مَالَ ٱلۡيَتِيمِ إِلَّا بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ حَتَّىٰ يَبۡلُغَ أَشُدَّهُۥۚ وَأَوۡفُواْ بِٱلۡعَهۡدِۖ إِنَّ ٱلۡعَهۡدَ كَانَ مَسۡ‍ُٔولٗا٣٤ [الإسراء: ۳۴] به چه معناست؟

مراد رشد عقلانی و حسن تصرف در امور است.

کلمه (القسطاس) در آیه ۳۵ سوره اسراء ﴿وَأَوۡفُواْ ٱلۡكَيۡلَ إِذَا كِلۡتُمۡ وَزِنُواْ بِٱلۡقِسۡطَاسِ ٱلۡمُسۡتَقِيمِۚ ذَٰلِكَ خَيۡرٞ وَأَحۡسَنُ تَأۡوِيلٗا٣٥ [الإسراء: ۳۵] به چه معناست؟

ترازو عدالت.

کلمه (لا تقف) در آیه ۳۶ سوره اسراء ﴿وَلَا تَقۡفُ مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٌۚ إِنَّ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡبَصَرَ وَٱلۡفُؤَادَ كُلُّ أُوْلَٰٓئِكَ كَانَ عَنۡهُ مَسۡ‍ُٔولٗا٣٦ [الإسراء: ۳۶] به چه معناست؟

دنباله روی مکن.

کلمه (لن تخرق) در آیه ۳۷ سوره اسراء ﴿وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًاۖ إِنَّكَ لَن تَخۡرِقَ ٱلۡأَرۡضَ وَلَن تَبۡلُغَ ٱلۡجِبَالَ طُولٗا٣٧ [الإسراء: ۳۷] به چه معناست؟

پاره نخواهی کرد. نخواهی شکافت.

کلمه (صرفنا) در آیه ۴۱ سوره اسراء ﴿وَلَقَدۡ صَرَّفۡنَا فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ لِيَذَّكَّرُواْ وَمَا يَزِيدُهُمۡ إِلَّا نُفُورٗا٤١ [الإسراء: ۴۱] به چه معناست؟

با طرق. فنون مختلف کلام مکررا بیان داشتیم.

کلمه (أکنة) در آیه ۴۶ سوره اسراء ﴿وَجَعَلۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ أَكِنَّةً أَن يَفۡقَهُوهُ وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗاۚ وَإِذَا ذَكَرۡتَ رَبَّكَ فِي ٱلۡقُرۡءَانِ وَحۡدَهُۥ وَلَّوۡاْ عَلَىٰٓ أَدۡبَٰرِهِمۡ نُفُورٗا٤٦ [الإسراء: ۴۶] به چه معناست؟

جمع کنان، پرده و پوشش.

کلمه (سینغضون) در آیه ۵۱ سوره اسراء ﴿أَوۡ خَلۡقٗا مِّمَّا يَكۡبُرُ فِي صُدُورِكُمۡۚ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَاۖ قُلِ ٱلَّذِي فَطَرَكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖۚ فَسَيُنۡغِضُونَ إِلَيۡكَ رُءُوسَهُمۡ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هُوَۖ قُلۡ عَسَىٰٓ أَن يَكُونَ قَرِيبٗا٥١ [الإسراء: ۵۱] به چه معناست؟

تکان خواهند داد.

کلمه (الوسیاة) در آیه ۵۷ سوره اسراء ﴿أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ يَبۡتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ ٱلۡوَسِيلَةَ أَيُّهُمۡ أَقۡرَبُ وَيَرۡجُونَ رَحۡمَتَهُۥ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُۥٓۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحۡذُورٗا٥٧ [الإسراء: ۵۷] به چه معناست؟

چیزی است که انسان را به اجر و پاداش خدا برساند و او را به خدا نزدیک گرداند.

کلمه (مسطورا) در آیه ۵۸ سوره اسراء ﴿وَإِن مِّن قَرۡيَةٍ إِلَّا نَحۡنُ مُهۡلِكُوهَا قَبۡلَ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ أَوۡ مُعَذِّبُوهَا عَذَابٗا شَدِيدٗاۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي ٱلۡكِتَٰبِ مَسۡطُورٗا٥٨ [الإسراء: ۵۸] به چه معناست؟

نوشته. ضبط و ثبت شده.

کلمه (تخویفا) در آیه ۵۹ سوره اسراء ﴿وَمَا مَنَعَنَآ أَن نُّرۡسِلَ بِٱلۡأٓيَٰتِ إِلَّآ أَن كَذَّبَ بِهَا ٱلۡأَوَّلُونَۚ وَءَاتَيۡنَا ثَمُودَ ٱلنَّاقَةَ مُبۡصِرَةٗ فَظَلَمُواْ بِهَاۚ وَمَا نُرۡسِلُ بِٱلۡأٓيَٰتِ إِلَّا تَخۡوِيفٗا٥٩ [الإسراء: ۵۹] به چه معناست؟

بیم دادن.

کلمه (الشجرة الملعونة) در آیه ۶۰ سوره اسراء ﴿وَإِذۡ قُلۡنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِٱلنَّاسِۚ وَمَا جَعَلۡنَا ٱلرُّءۡيَا ٱلَّتِيٓ أَرَيۡنَٰكَ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلنَّاسِ وَٱلشَّجَرَةَ ٱلۡمَلۡعُونَةَ فِي ٱلۡقُرۡءَانِۚ وَنُخَوِّفُهُمۡ فَمَا يَزِيدُهُمۡ إِلَّا طُغۡيَٰنٗا كَبِيرٗا٦٠ [الإسراء: ۶۰] به چه معناست؟

درخت نفرین شده. مراد درخت زقوم است که خوراک گناهکاران است و در بن دوزخ می‌روید.

کلمه (لأحتنکن) در آیه ۶۲ سوره اسراء ﴿قَالَ أَرَءَيۡتَكَ هَٰذَا ٱلَّذِي كَرَّمۡتَ عَلَيَّ لَئِنۡ أَخَّرۡتَنِ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَأَحۡتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُۥٓ إِلَّا قَلِيلٗا٦٢ [الإسراء: ۶۲] به چه معناست؟

زیر چانه ایشان را افسار می‌‌بندم. لگام به دهان‌شان می‌‌زنم.

کلمه (موفورا) در آیه ۶۳ سوره اسراء ﴿قَالَ ٱذۡهَبۡ فَمَن تَبِعَكَ مِنۡهُمۡ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤُكُمۡ جَزَآءٗ مَّوۡفُورٗا٦٣ [الإسراء: ۶۳] به چه معناست؟

فراوان. کامل و بی‌کم و کاست.

کلمات (استفززـ أجلب علیهم ـ رجلک) در آیه ۶۴ سوره اسراء ﴿وَٱسۡتَفۡزِزۡ مَنِ ٱسۡتَطَعۡتَ مِنۡهُم بِصَوۡتِكَ وَأَجۡلِبۡ عَلَيۡهِم بِخَيۡلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَوۡلَٰدِ وَعِدۡهُمۡۚ وَمَا يَعِدُهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ إِلَّا غُرُورًا٦٤ [الإسراء: ۶۴] به چه معناست؟

استفزز: از مصدر استفزاز به معنی: استخفاف و خوار داشتن.

أجلب علیهم: بر آنان فریاد بزن و بتاز. مراد لشکر کشی است.

رجلک: پیاده.

کلمه (حاصبا) در آیه ۶۸ سوره اسراء ﴿أَفَأَمِنتُمۡ أَن يَخۡسِفَ بِكُمۡ جَانِبَ ٱلۡبَرِّ أَوۡ يُرۡسِلَ عَلَيۡكُمۡ حَاصِبٗا ثُمَّ لَا تَجِدُواْ لَكُمۡ وَكِيلًا٦٨ [الإسراء: ۶۸] به چه معناست؟

باران سنگ. طوفان بادی که سنگ از آن ببارد.

کلمه (قاصفا) در آیه ۶۹ سوره اسراء ﴿أَمۡ أَمِنتُمۡ أَن يُعِيدَكُمۡ فِيهِ تَارَةً أُخۡرَىٰ فَيُرۡسِلَ عَلَيۡكُمۡ قَاصِفٗا مِّنَ ٱلرِّيحِ فَيُغۡرِقَكُم بِمَا كَفَرۡتُمۡ ثُمَّ لَا تَجِدُواْ لَكُمۡ عَلَيۡنَا بِهِۦ تَبِيعٗا٦٩ [الإسراء: ۶۹] به چه معناست؟

باد تند و درهم شکننده.

کلمه (فتیلا) در آیه ۷۱ سوره اسراء ﴿يَوۡمَ نَدۡعُواْ كُلَّ أُنَاسِۢ بِإِمَٰمِهِمۡۖ فَمَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ بِيَمِينِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِكَ يَقۡرَءُونَ كِتَٰبَهُمۡ وَلَا يُظۡلَمُونَ فَتِيلٗا٧١ [الإسراء: ۷۱] به چه معناست؟

رشته نازکی که در شکاف هسته خرما قرار دارد و کنایه از چیز بسیار کم و نا چیز است.

کلمه (لیفتنونک) در آیه ۷۳ سوره اسراء ﴿وَإِن كَادُواْ لَيَفۡتِنُونَكَ عَنِ ٱلَّذِيٓ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ لِتَفۡتَرِيَ عَلَيۡنَا غَيۡرَهُۥۖ وَإِذٗا لَّٱتَّخَذُوكَ خَلِيلٗا٧٣ [الإسراء: ۷۳] به چه معناست؟

باز دارند. تو را منحرف و منصرف سازند.

جمله (لقد کدت ترکن) در آیه ۷۴ سوره اسراء ﴿وَلَوۡلَآ أَن ثَبَّتۡنَٰكَ لَقَدۡ كِدتَّ تَرۡكَنُ إِلَيۡهِمۡ شَيۡ‍ٔٗا قَلِيلًا٧٤ [الإسراء: ۷۴] به چه معناست؟

نزدیک بود که بدی‌شان اعتماد و به جانب ایشان میل کنی.

کلمه (ضعف) در آیه ۷۵ سوره اسراء ﴿إِذٗا لَّأَذَقۡنَٰكَ ضِعۡفَ ٱلۡحَيَوٰةِ وَضِعۡفَ ٱلۡمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيۡنَا نَصِيرٗا٧٥ [الإسراء: ۷۵] به چه معناست؟

دو چندان. چندین برابر.

کلمات (دلوک ـ غسق) در آیه ۷۸ سوره اسراء ﴿أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِدُلُوكِ ٱلشَّمۡسِ إِلَىٰ غَسَقِ ٱلَّيۡلِ وَقُرۡءَانَ ٱلۡفَجۡرِۖ إِنَّ قُرۡءَانَ ٱلۡفَجۡرِ كَانَ مَشۡهُودٗا٧٨ [الإسراء: ۷۸] به چه معناست؟

دلوک: زوال خورشید از نصف النهار.

غسق: ظلمت تاریکی.

کلمه (نافلة) در آیه ۷۹ سوره اسراء ﴿وَمِنَ ٱلَّيۡلِ فَتَهَجَّدۡ بِهِۦ نَافِلَةٗ لَّكَ عَسَىٰٓ أَن يَبۡعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامٗا مَّحۡمُودٗا٧٩ [الإسراء: ۷۹] به چه معناست؟

عبادت زائد بر نمازهای پنجگانه.

جمله (مدخل صدق و مخرج صدق) در آیه ۸۰ سوره اسراء ﴿وَقُل رَّبِّ أَدۡخِلۡنِي مُدۡخَلَ صِدۡقٖ وَأَخۡرِجۡنِي مُخۡرَجَ صِدۡقٖ وَٱجۡعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلۡطَٰنٗا نَّصِيرٗا٨٠ [الإسراء: ۸۰] به چه معناست؟

مراد آغازیدن و پایان بخشیدن زیبا و صادقانه.

کلمات (زهق ـ زهوقا) در آیه ۸۱ سوره اسراء ﴿وَقُلۡ جَآءَ ٱلۡحَقُّ وَزَهَقَ ٱلۡبَٰطِلُۚ إِنَّ ٱلۡبَٰطِلَ كَانَ زَهُوقٗا٨١ [الإسراء: ۸۱] به چه معناست؟

زهق: زائل شد و نابود گردید. بیرون شد و رفت.

زهوقا: زائل، باطل.

کلمات (نئا بجانبه ـ یئوسا) در آیه ۸۳ سوره اسراء ﴿وَإِذَآ أَنۡعَمۡنَا عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ أَعۡرَضَ وَنَ‍َٔا بِجَانِبِهِۦ وَإِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ كَانَ يَ‍ُٔوسٗا٨٣ [الإسراء: ۸۳] به چه معناست؟

نئا بجانبه: خویشتن را از یاد منعم اصلی بدور می‌‌کند.

یئوسا: بسیار مأیوس و دلتنگ و نا شکیبا.

کلمه (شاکلة) در آیه ۸۴ سوره اسراء ﴿قُلۡ كُلّٞ يَعۡمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِۦ فَرَبُّكُمۡ أَعۡلَمُ بِمَنۡ هُوَ أَهۡدَىٰ سَبِيلٗا٨٤ [الإسراء: ۸۴] به چه معناست؟

طریقه و شیوه. رویه و روش.

کلمه (ظهیرا) در آیه ۸۸ سوره اسراء ﴿قُل لَّئِنِ ٱجۡتَمَعَتِ ٱلۡإِنسُ وَٱلۡجِنُّ عَلَىٰٓ أَن يَأۡتُواْ بِمِثۡلِ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ لَا يَأۡتُونَ بِمِثۡلِهِۦ وَلَوۡ كَانَ بَعۡضُهُمۡ لِبَعۡضٖ ظَهِيرٗا٨٨ [الإسراء: ۸۸] به چه معناست؟

پشتیبان، کمک کننده.

کلمات (تفجر ـ ینبوعا) در آیه ۹۰ سوره اسراء ﴿وَقَالُواْ لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ تَفۡجُرَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَرۡضِ يَنۢبُوعًا٩٠ [الإسراء: ۹۰] به چه معناست؟

تفجر: بر جوشانی. بیرون دمانی.

ینبوعا: چشمه‌ای که آب آن فوران کند و بیرون دمد.

کلمات (زعمت ـ کسفا ـ قبیلا) در آیه ۹۲ سوره اسراء ﴿أَوۡ تُسۡقِطَ ٱلسَّمَآءَ كَمَا زَعَمۡتَ عَلَيۡنَا كِسَفًا أَوۡ تَأۡتِيَ بِٱللَّهِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ قَبِيلًا٩٢ [الإسراء: ۹۲] به چه معناست؟

زعمت: ادعا کردهای.

کسفا: قطعه قطعه، تکه تکه.

قبیلا: مقابل و رویا رو.

کلمات (زخرف ـ ترقی) در آیه ۹۳ سوره اسراء ﴿أَوۡ يَكُونَ لَكَ بَيۡتٞ مِّن زُخۡرُفٍ أَوۡ تَرۡقَىٰ فِي ٱلسَّمَآءِ وَلَن نُّؤۡمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّىٰ تُنَزِّلَ عَلَيۡنَا كِتَٰبٗا نَّقۡرَؤُهُۥۗ قُلۡ سُبۡحَانَ رَبِّي هَلۡ كُنتُ إِلَّا بَشَرٗا رَّسُولٗا٩٣ [الإسراء: ۹۳] به چه معناست؟

زخرف: پر نقش و نگار.

ترقی: بالا روی. صعود کنی.

کلمه (رفاتا) در آیه ۹۸ سوره اسراء ﴿ذَٰلِكَ جَزَآؤُهُم بِأَنَّهُمۡ كَفَرُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا وَقَالُوٓاْ أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا وَرُفَٰتًا أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ خَلۡقٗا جَدِيدًا٩٨ [الإسراء: ۹۸] به چه معناست؟

در هم شکسته و از هم پراکنده.

کلمه (قتورا) در آیه ۱۰۰ سوره اسراء ﴿قُل لَّوۡ أَنتُمۡ تَمۡلِكُونَ خَزَآئِنَ رَحۡمَةِ رَبِّيٓ إِذٗا لَّأَمۡسَكۡتُمۡ خَشۡيَةَ ٱلۡإِنفَاقِۚ وَكَانَ ٱلۡإِنسَٰنُ قَتُورٗا١٠٠ [الإسراء: ۱۰۰] به چه معناست؟

بسیار بخیل و تنگ نظر.

کلمه (مثبورا) در آیه ۱۰۲ سوره اسراء ﴿قَالَ لَقَدۡ عَلِمۡتَ مَآ أَنزَلَ هَٰٓؤُلَآءِ إِلَّا رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ بَصَآئِرَ وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يَٰفِرۡعَوۡنُ مَثۡبُورٗا١٠٢ [الإسراء: ۱۰۲] به چه معناست؟

نابود. هلاک شده.

جمله (أن یستفزهم من الارض) در آیه ۱۰۳ سوره اسراء ﴿فَأَرَادَ أَن يَسۡتَفِزَّهُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ فَأَغۡرَقۡنَٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ جَمِيعٗا١٠٣ [الإسراء: ۱۰۳] به چه معناست؟

اینکه ایشان را از سرزمین مصر با کشت و کشتار نابود گرداند.

کلمه (فرقنا) در آیه ۱۰۶ سوره اسراء ﴿وَقُرۡءَانٗا فَرَقۡنَٰهُ لِتَقۡرَأَهُۥ عَلَى ٱلنَّاسِ عَلَىٰ مُكۡثٖ وَنَزَّلۡنَٰهُ تَنزِيلٗا١٠٦ [الإسراء: ۱۰۶] به چه معناست؟

جدا جدا و بهره بهره اش کردیم و در زمان‌های متفائوت فرستاده‌ایم.

کلمه (للأذقان) در آیه ۱۰۷ سوره اسراء ﴿قُلۡ ءَامِنُواْ بِهِۦٓ أَوۡ لَا تُؤۡمِنُوٓاْۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ مِن قَبۡلِهِۦٓ إِذَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ يَخِرُّونَۤ لِلۡأَذۡقَانِۤ سُجَّدٗاۤ١٠٧ [الإسراء: ۱۰۷] به چه معناست؟

بر چانه‌ها.

کلمه (لا تخافت) در آیه ۱۱۰ سوره اسراء ﴿قُلِ ٱدۡعُواْ ٱللَّهَ أَوِ ٱدۡعُواْ ٱلرَّحۡمَٰنَۖ أَيّٗا مَّا تَدۡعُواْ فَلَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ وَلَا تَجۡهَرۡ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتۡ بِهَا وَٱبۡتَغِ بَيۡنَ ذَٰلِكَ سَبِيلٗا١١٠ [الإسراء: ۱۱۰] به چه معناست؟

صدا را پایین آوردن.

کلمه (ولی) در آیه ۱۱۱ سوره اسراء﴿وَقُلِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي لَمۡ يَتَّخِذۡ وَلَدٗا وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ شَرِيكٞ فِي ٱلۡمُلۡكِ وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ وَلِيّٞ مِّنَ ٱلذُّلِّۖ وَكَبِّرۡهُ تَكۡبِيرَۢا١١١ [الإسراء: ۱۱۱] به چه معناست؟

سرپرست. یار و مددکار.

الکهف:

کلمه (عوجا) در آیه ۱ سوره کهف ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ عَلَىٰ عَبۡدِهِ ٱلۡكِتَٰبَ وَلَمۡ يَجۡعَل لَّهُۥ عِوَجَاۜ١ [الکهف: ۱] به چه معناست؟

کژی و کجی. انحراف.

کلمه (قیما) در آیه ۲ سوره کهف ﴿قَيِّمٗا لِّيُنذِرَ بَأۡسٗا شَدِيدٗا مِّن لَّدُنۡهُ وَيُبَشِّرَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱلَّذِينَ يَعۡمَلُونَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أَنَّ لَهُمۡ أَجۡرًا حَسَنٗا٢ [الكهف: ۲] به چه معناست؟

معتدل.

کلمه (ماکثین) در آیه ۳ سوره کهف ﴿مَّٰكِثِينَ فِيهِ أَبَدٗا٣ [الكهف: ۳] به چه معناست؟

ماندگاران. مقیمان.

کلمات (باخع ـ أسفا) در آیه ۶ سوره کهف ﴿فَلَعَلَّكَ بَٰخِعٞ نَّفۡسَكَ عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِمۡ إِن لَّمۡ يُؤۡمِنُواْ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ أَسَفًا٦ [الكهف: ۶] به چه معناست؟

باخع: هلاک کننده. نابود کننده.

أسفا: خشم و اندوه.

کلمات (صعیدا ـ جرزا) در آیه ۸ سوره کهف ﴿وَإِنَّا لَجَٰعِلُونَ مَا عَلَيۡهَا صَعِيدٗا جُرُزًا٨ [الكهف: ۸] به چه معناست؟

صعیدا: روی زمین. سطح زمین.

جرزا: زمین لخت و برهوتی که گیاهی در آن نباشد.

کلمه (الرقیم) در آیه ۹ سوره کهف ﴿أَمۡ حَسِبۡتَ أَنَّ أَصۡحَٰبَ ٱلۡكَهۡفِ وَٱلرَّقِيمِ كَانُواْ مِنۡ ءَايَٰتِنَا عَجَبًا٩ [الكهف: ۹] به چه معناست؟

کتیبه. لوحه.

کلمه (هییء) در آیه ۱۰ سوره کهف ﴿إِذۡ أَوَى ٱلۡفِتۡيَةُ إِلَى ٱلۡكَهۡفِ فَقَالُواْ رَبَّنَآ ءَاتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةٗ وَهَيِّئۡ لَنَا مِنۡ أَمۡرِنَا رَشَدٗا١٠ [الكهف: ۱۰] به چه معناست؟

آماده ساز. فراهم کن.

جمله (ضربنا علی آذانهم) در آیه ۱۱ سوره کهف ﴿فَضَرَبۡنَا عَلَىٰٓ ءَاذَانِهِمۡ فِي ٱلۡكَهۡفِ سِنِينَ عَدَدٗا١١ [الكهف: ۱۱] به چه معناست؟

مراد اینست که آنان را به خواب عمیقی فرو بردیم.

کلمه (أمدا) در آیه ۱۲ سوره کهف ﴿ثُمَّ بَعَثۡنَٰهُمۡ لِنَعۡلَمَ أَيُّ ٱلۡحِزۡبَيۡنِ أَحۡصَىٰ لِمَا لَبِثُوٓاْ أَمَدٗا١٢ [الكهف: ۱۲] به چه معناست؟

مدت معین، زمان مشخص.

کلمه (شططا) در آیه ۱۴ سوره کهف ﴿وَرَبَطۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ إِذۡ قَامُواْ فَقَالُواْ رَبُّنَا رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ لَن نَّدۡعُوَاْ مِن دُونِهِۦٓ إِلَٰهٗاۖ لَّقَدۡ قُلۡنَآ إِذٗا شَطَطًا١٤ [الكهف: ۱۴] به چه معناست؟

سخنان دور از حق. برکنار از حقیقت.

کلمه (مرفقا) در آیه ۱۶ سوره کهف ﴿وَإِذِ ٱعۡتَزَلۡتُمُوهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ إِلَّا ٱللَّهَ فَأۡوُۥٓاْ إِلَى ٱلۡكَهۡفِ يَنشُرۡ لَكُمۡ رَبُّكُم مِّن رَّحۡمَتِهِۦ وَيُهَيِّئۡ لَكُم مِّنۡ أَمۡرِكُم مِّرۡفَقٗا١٦ [الكهف: ۱۶] به چه معناست؟

اسباب زندگی.

کلمات (تزاور ـ تقرض ـ فجوة) در آیه ۱۷ سوره کهف ﴿وَتَرَى ٱلشَّمۡسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَٰوَرُ عَن كَهۡفِهِمۡ ذَاتَ ٱلۡيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقۡرِضُهُمۡ ذَاتَ ٱلشِّمَالِ وَهُمۡ فِي فَجۡوَةٖ مِّنۡهُۚ ذَٰلِكَ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِۗ مَن يَهۡدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلۡمُهۡتَدِۖ وَمَن يُضۡلِلۡ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ وَلِيّٗا مُّرۡشِدٗا١٧ [الكهف: ۱۷] به چه معناست؟

تزاور: می‌گراید. میل می‌‌کند.

تقرض: عدول می‌‌کند.

فجوة: فراخنا. محل وسیع.

کلمات (أیقاظ ـ رقود ـ وصید) در آیه ۱۸ سوره کهف ﴿وَتَحۡسَبُهُمۡ أَيۡقَاظٗا وَهُمۡ رُقُودٞۚ وَنُقَلِّبُهُمۡ ذَاتَ ٱلۡيَمِينِ وَذَاتَ ٱلشِّمَالِۖ وَكَلۡبُهُم بَٰسِطٞ ذِرَاعَيۡهِ بِٱلۡوَصِيدِۚ لَوِ ٱطَّلَعۡتَ عَلَيۡهِمۡ لَوَلَّيۡتَ مِنۡهُمۡ فِرَارٗا وَلَمُلِئۡتَ مِنۡهُمۡ رُعۡبٗا١٨ [الكهف: ۱۸] به چه معناست؟

أیقاظ: جمع یقظ و یقظان، بیداران.

رقود: جمع راقد، خفتگان.

وصید: آستانه. بیرون.

کلمه (ورق) در آیه ۱۹ سوره کهف ﴿...فَٱبۡعَثُوٓاْ أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمۡ هَٰذِهِۦٓ إِلَى ٱلۡمَدِينَةِ فَلۡيَنظُرۡ أَيُّهَآ أَزۡكَىٰ طَعَامٗا فَلۡيَأۡتِكُم بِرِزۡقٖ مِّنۡهُ وَلۡيَتَلَطَّفۡ وَلَا يُشۡعِرَنَّ بِكُمۡ أَحَدًا١٩ [الكهف: ۱۹] به چه معناست؟

درهم‌های نقره‌ای. نقره.

کلمات (ان یظهروا ـ یرجمونکم) در آیه ۲۰ سوره کهف ﴿إِنَّهُمۡ إِن يَظۡهَرُواْ عَلَيۡكُمۡ يَرۡجُمُوكُمۡ أَوۡ يُعِيدُوكُمۡ فِي مِلَّتِهِمۡ وَلَن تُفۡلِحُوٓاْ إِذًا أَبَدٗا٢٠ [الكهف: ۲۰] به چه معناست؟

ان یظهروا: اگر غالب شوند. اگر چه چیره گردند.

یرجمونکم: شما را سنگسار می‌کنند.

کلمه (أعثرنا) در آیه ۲۱ سوره کهف ﴿وَكَذَٰلِكَ أَعۡثَرۡنَا عَلَيۡهِمۡ لِيَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَأَنَّ ٱلسَّاعَةَ لَا رَيۡبَ فِيهَآ إِذۡ يَتَنَٰزَعُونَ بَيۡنَهُمۡ أَمۡرَهُمۡۖ فَقَالُواْ ٱبۡنُواْ عَلَيۡهِم بُنۡيَٰنٗاۖ رَّبُّهُمۡ أَعۡلَمُ بِهِمۡۚ قَالَ ٱلَّذِينَ غَلَبُواْ عَلَىٰٓ أَمۡرِهِمۡ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيۡهِم مَّسۡجِدٗا٢١ [الكهف: ۲۱] به چه معناست؟

دیگران را متوجه ساختیم.

کلمات (رجما بالغیب ـ مراءا ظاهرا) در آیه ۲۲ سوره کهف ﴿سَيَقُولُونَ ثَلَٰثَةٞ رَّابِعُهُمۡ كَلۡبُهُمۡ وَيَقُولُونَ خَمۡسَةٞ سَادِسُهُمۡ كَلۡبُهُمۡ رَجۡمَۢا بِٱلۡغَيۡبِۖ وَيَقُولُونَ سَبۡعَةٞ وَثَامِنُهُمۡ كَلۡبُهُمۡۚ قُل رَّبِّيٓ أَعۡلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعۡلَمُهُمۡ إِلَّا قَلِيلٞۗ فَلَا تُمَارِ فِيهِمۡ إِلَّا مِرَآءٗ ظَٰهِرٗا وَلَا تَسۡتَفۡتِ فِيهِم مِّنۡهُمۡ أَحَدٗا٢٢ [الكهف: ۲۲] به چه معناست؟

رجما بالغیب: از روی ظن و گمان.

مراءا ظاهرا: مجادله سطحی و مباحثه بدون طول و تفصیل.

کلمه (ملتحدا) در آیه ۲۷ سوره کهف ﴿وَٱتۡلُ مَآ أُوحِيَ إِلَيۡكَ مِن كِتَابِ رَبِّكَۖ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَٰتِهِۦ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلۡتَحَدٗا٢٧ [الكهف: ۲۷] به چه معناست؟

پناهگاه. ملجأ.

جمله و کلمه (لا تعد عیناک عنهم ـ فرطا) در آیه ۲۸ سوره کهف ﴿وَٱصۡبِرۡ نَفۡسَكَ مَعَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰةِ وَٱلۡعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجۡهَهُۥۖ وَلَا تَعۡدُ عَيۡنَاكَ عَنۡهُمۡ تُرِيدُ زِينَةَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَا تُطِعۡ مَنۡ أَغۡفَلۡنَا قَلۡبَهُۥ عَن ذِكۡرِنَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ وَكَانَ أَمۡرُهُۥ فُرُطٗا٢٨ [الكهف: ۲۸] به چه معناست؟

لا تعد عیناک عنهم: چشمانت از ایشان بر نگردد.

فرطا: افراط و اسراف.

کلمات (سرادق ـ یغاثوا ـ مهل ـ مرتفقا) در آیه ۲۹ سوره کهف ﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡۚ إِنَّآ أَعۡتَدۡنَا لِلظَّٰلِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمۡ سُرَادِقُهَاۚ وَإِن يَسۡتَغِيثُواْ يُغَاثُواْ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَۚ بِئۡسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتۡ مُرۡتَفَقًا٢٩ [الكهف: ۲۹] به چه معناست؟

سرادق: معرب سرا پرده است. به معنی خیمه و بارگاه چادری است.

یغاثوا: به قریادشان رسیده شود.

مهل: هر نوع فلز گداخته.

مرتفقا: محل اجتماع و گردهمایی. منزل.

کلمات (عدن ـ أرائک) در آیه ۳۱ سوره کهف ﴿أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ جَنَّٰتُ عَدۡنٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهِمُ ٱلۡأَنۡهَٰرُ يُحَلَّوۡنَ فِيهَا مِنۡ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٖ وَيَلۡبَسُونَ ثِيَابًا خُضۡرٗا مِّن سُندُسٖ وَإِسۡتَبۡرَقٖ مُّتَّكِ‍ِٔينَ فِيهَا عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِۚ نِعۡمَ ٱلثَّوَابُ وَحَسُنَتۡ مُرۡتَفَقٗا٣١ [الكهف: ۳۱] به چه معناست؟

عدن: جای ماندگاری. جاویدانگی.

أرائک: جمع اریکه، تخت‌ها.

کلمه (حففنا) در آیه ۳۲ سوره کهف ﴿۞وَٱضۡرِبۡ لَهُم مَّثَلٗا رَّجُلَيۡنِ جَعَلۡنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيۡنِ مِنۡ أَعۡنَٰبٖ وَحَفَفۡنَٰهُمَا بِنَخۡلٖ وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمَا زَرۡعٗا٣٢ [الكهف: ۳۲] به چه معناست؟

احاطه کرده بودیم.

کلمه (تبید) در آیه ۳۵ سوره کهف ﴿وَدَخَلَ جَنَّتَهُۥ وَهُوَ ظَالِمٞ لِّنَفۡسِهِۦ قَالَ مَآ أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَٰذِهِۦٓ أَبَدٗا٣٥ [الكهف: ۳۵] به چه معناست؟

نابود شود. از میان رود.

کلمه (منقلبا) در آیه ۳۶ سوره کهف ﴿وَمَآ أَظُنُّ ٱلسَّاعَةَ قَآئِمَةٗ وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَىٰ رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيۡرٗا مِّنۡهَا مُنقَلَبٗا٣٦ [الكهف: ۳۶] به چه معناست؟

عاقبت. جای بازگشت.

کلمه (سواک) در آیه ۳۷ سوره کهف ﴿قَالَ لَهُۥ صَاحِبُهُۥ وَهُوَ يُحَاوِرُهُۥٓ أَكَفَرۡتَ بِٱلَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٖ ثُمَّ مِن نُّطۡفَةٖ ثُمَّ سَوَّىٰكَ رَجُلٗا٣٧ [الكهف: ۳۷] به چه معناست؟

اندام تو را متعادل و هماهنگ کرد. کامل کرد تو را.

کلمه (زلقا) در آیه ۴۰ سوره کهف ﴿فَعَسَىٰ رَبِّيٓ أَن يُؤۡتِيَنِ خَيۡرٗا مِّن جَنَّتِكَ وَيُرۡسِلَ عَلَيۡهَا حُسۡبَانٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فَتُصۡبِحَ صَعِيدٗا زَلَقًا٤٠ [الكهف: ۴۰] به چه معناست؟

لغزنده.

کلمه (غورا) در آیه ۴۱ سوره کهف ﴿أَوۡ يُصۡبِحَ مَآؤُهَا غَوۡرٗا فَلَن تَسۡتَطِيعَ لَهُۥ طَلَبٗا٤١ [الكهف: ۴۱] به چه معناست؟

فرو رفتن.

کلمات (خاویة ـ عروش) در آیه ۴۲ سوره کهف ﴿وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِۦ فَأَصۡبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيۡهِ عَلَىٰ مَآ أَنفَقَ فِيهَا وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا وَيَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي لَمۡ أُشۡرِكۡ بِرَبِّيٓ أَحَدٗا٤٢ [الكهف: ۴۲] به چه معناست؟

خاویة: فرو افتاده و فرو تپیده.

عروش: جمع عرش، سقف‌ها.

کلمات (الولایة ـ عقبا) در آیه ۴۴ سوره کهف ﴿هُنَالِكَ ٱلۡوَلَٰيَةُ لِلَّهِ ٱلۡحَقِّۚ هُوَ خَيۡرٞ ثَوَابٗا وَخَيۡرٌ عُقۡبٗا٤٤ [الكهف: ۴۴] به چه معناست؟

الولایة: کمک و یاری، دستگیری و مددکاری.

عقبا: عاقبت سرانجام.

کلمات (هشیما ـ تذرو) در آیه ۴۵ سوره کهف ﴿وَٱضۡرِبۡ لَهُم مَّثَلَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا كَمَآءٍ أَنزَلۡنَٰهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ فَٱخۡتَلَطَ بِهِۦ نَبَاتُ ٱلۡأَرۡضِ فَأَصۡبَحَ هَشِيمٗا تَذۡرُوهُ ٱلرِّيَٰحُۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ مُّقۡتَدِرًا٤٥ [الكهف: ۴۵] به چه معناست؟

هشیما: گیاه خشک و پر پر.

تذرو: می‌برد و پخش و پراکنده می‌‌کند.

کلمه (بارزة) در آیه ۴۷ سوره کهف ﴿وَيَوۡمَ نُسَيِّرُ ٱلۡجِبَالَ وَتَرَى ٱلۡأَرۡضَ بَارِزَةٗ وَحَشَرۡنَٰهُمۡ فَلَمۡ نُغَادِرۡ مِنۡهُمۡ أَحَدٗا٤٧ [الكهف: ۴۷] به چه معناست؟

پیدا و نمایان.

کلمات (المضلین ـ عضدا) در آیه ۵۱ سوره کهف ﴿۞مَّآ أَشۡهَدتُّهُمۡ خَلۡقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلَا خَلۡقَ أَنفُسِهِمۡ وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ ٱلۡمُضِلِّينَ عَضُدٗا٥١ [الكهف: ۵۱] به چه معناست؟

المضلین: گمراه سازان. سرگشته کنندگان.

عضدا: معین. مددکار. دستیار.

کلمه (موبقا) در آیه ۵۲ سوره کهف ﴿وَيَوۡمَ يَقُولُ نَادُواْ شُرَكَآءِيَ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُمۡ فَدَعَوۡهُمۡ فَلَمۡ يَسۡتَجِيبُواْ لَهُمۡ وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُم مَّوۡبِقٗا٥٢ [الكهف: ۵۲] به چه معناست؟

مهلکه. هلاک.

کلمه (مصرفا) در آیه ۵۳ سوره کهف ﴿وَرَءَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٱلنَّارَ فَظَنُّوٓاْ أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمۡ يَجِدُواْ عَنۡهَا مَصۡرِفٗا٥٣ [الكهف: ۵۳] به چه معناست؟

انصراف و روگردانی.

کلمه (لیحضوا) در آیه ۵۶ سوره کهف ﴿وَمَا نُرۡسِلُ ٱلۡمُرۡسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَۚ وَيُجَٰدِلُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِٱلۡبَٰطِلِ لِيُدۡحِضُواْ بِهِ ٱلۡحَقَّۖ وَٱتَّخَذُوٓاْ ءَايَٰتِي وَمَآ أُنذِرُواْ هُزُوٗا٥٦ [الكهف: ۵۶] به چه معناست؟

تا از میدان بدر کنند. تا نیست و نابود کنند.

کلمه (موئلا) در آیه ۵۸ سوره کهف ﴿وَرَبُّكَ ٱلۡغَفُورُ ذُو ٱلرَّحۡمَةِۖ لَوۡ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُواْ لَعَجَّلَ لَهُمُ ٱلۡعَذَابَۚ بَل لَّهُم مَّوۡعِدٞ لَّن يَجِدُواْ مِن دُونِهِۦ مَوۡئِلٗا٥٨ [الكهف: ۵۸] به چه معناست؟

ملجأ. پناهگاه.

کلمات (مجمع البحرین ـ حقبا) در آیه ۶۰ سوره کهف ﴿وَإِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِفَتَىٰهُ لَآ أَبۡرَحُ حَتَّىٰٓ أَبۡلُغَ مَجۡمَعَ ٱلۡبَحۡرَيۡنِ أَوۡ أَمۡضِيَ حُقُبٗا٦٠ [الكهف: ۶۰] به چه معناست؟

مجمع البحرین: محل تلاقی دو دریا.

حقبا: رز.گاران.

کلمه (سربا) در آیه ۶۱ سوره کهف ﴿فَلَمَّا بَلَغَا مَجۡمَعَ بَيۡنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَٱتَّخَذَ سَبِيلَهُۥ فِي ٱلۡبَحۡرِ سَرَبٗا٦١ [الكهف: ۶۱] به چه معناست؟

راه سراشیبی. طریق و مسیر.

کلمه (نصبا) در آیه ۶۲ سوره کهف ﴿فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَىٰهُ ءَاتِنَا غَدَآءَنَا لَقَدۡ لَقِينَا مِن سَفَرِنَا هَٰذَا نَصَبٗا٦٢ [الكهف: ۶۲] به چه معناست؟

رنج و خستگی.

کلمات (خرقها ـ امرا) در آیه ۷۱ سوره کهف ﴿فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَا رَكِبَا فِي ٱلسَّفِينَةِ خَرَقَهَاۖ قَالَ أَخَرَقۡتَهَا لِتُغۡرِقَ أَهۡلَهَا لَقَدۡ جِئۡتَ شَيۡ‍ًٔا إِمۡرٗا٧١ [الكهف: ۷۱] به چه معناست؟

خرقها: آن را سوراخ کرد.

امرا: کار بسیار زشت و شگفت انگیز.

کلمه (لا ترهقنی) در آیه ۷۳ سوره کهف ﴿قَالَ لَا تُؤَاخِذۡنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرۡهِقۡنِي مِنۡ أَمۡرِي عُسۡرٗا٧٣ [الكهف: ۷۳] به چه معناست؟

بر من تحمیل مکن.

کلمه (نکرا) در آیه ۷۴ سوره کهف ﴿فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَا لَقِيَا غُلَٰمٗا فَقَتَلَهُۥ قَالَ أَقَتَلۡتَ نَفۡسٗا زَكِيَّةَۢ بِغَيۡرِ نَفۡسٖ لَّقَدۡ جِئۡتَ شَيۡ‍ٔٗا نُّكۡرٗا٧٤ [الكهف: ۷۴] به چه معناست؟

زشت. نفرت انگیز.

کلمه (ینقض) در آیه ۷۷ سوره کهف ﴿فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَآ أَتَيَآ أَهۡلَ قَرۡيَةٍ ٱسۡتَطۡعَمَآ أَهۡلَهَا فَأَبَوۡاْ أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارٗا يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ فَأَقَامَهُۥۖ قَالَ لَوۡ شِئۡتَ لَتَّخَذۡتَ عَلَيۡهِ أَجۡرٗا٧٧ [الكهف: ۷۷] به چه معناست؟

فرود آید. فرو ریزد.

کلمه (فراق) در آیه ۷۸ سوره کهف ﴿قَالَ هَٰذَا فِرَاقُ بَيۡنِي وَبَيۡنِكَۚ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأۡوِيلِ مَا لَمۡ تَسۡتَطِع عَّلَيۡهِ صَبۡرًا٧٨ [الكهف: ۷۸] به چه معناست؟

جدایی.

کلمه (یرهقهما) در آیه ۸۰ سوره کهف ﴿وَأَمَّا ٱلۡغُلَٰمُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤۡمِنَيۡنِ فَخَشِينَآ أَن يُرۡهِقَهُمَا طُغۡيَٰنٗا وَكُفۡرٗا٨٠ [الكهف: ۸۰] به چه معناست؟

بر ایشان تحمیل کند.

کلمه (زکاة) در آیه ۸۱ سوره کهف ﴿فَأَرَدۡنَآ أَن يُبۡدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيۡرٗا مِّنۡهُ زَكَوٰةٗ وَأَقۡرَبَ رُحۡمٗا٨١ [الكهف: ۸۱] به چه معناست؟

پاکی و پاکیزگی.

کلمه (مکنا) در آیه ۸۴ سوره کهف ﴿إِنَّا مَكَّنَّا لَهُۥ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَءَاتَيۡنَٰهُ مِن كُلِّ شَيۡءٖ سَبَبٗا٨٤ [الكهف: ۸۴] به چه معناست؟

تسلط و تصرف دادیم.

کلمه (أتبع) در آیه ۸۵ سوره کهف ﴿فَأَتۡبَعَ سَبَبًا٨٥ [الكهف: ۸۵] به چه معناست؟

پیجویی و پیروی کرد.

کلمه (حمئة) در آیه ۸۶ سوره کهف ﴿حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ مَغۡرِبَ ٱلشَّمۡسِ وَجَدَهَا تَغۡرُبُ فِي عَيۡنٍ حَمِئَةٖ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوۡمٗاۖ قُلۡنَا يَٰذَا ٱلۡقَرۡنَيۡنِ إِمَّآ أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّآ أَن تَتَّخِذَ فِيهِمۡ حُسۡنٗا٨٦ [الكهف: ۸۶] به چه معناست؟

لجن زار سیاه و بدبو.

کلمه (خرجا) در آیه ۹۴ سوره کهف ﴿قَالُواْ يَٰذَا ٱلۡقَرۡنَيۡنِ إِنَّ يَأۡجُوجَ وَمَأۡجُوجَ مُفۡسِدُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَهَلۡ نَجۡعَلُ لَكَ خَرۡجًا عَلَىٰٓ أَن تَجۡعَلَ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَهُمۡ سَدّٗا٩٤ [الكهف: ۹۴] به چه معناست؟

هزینه.

کلمه (ردما) در آیه ۹۵ سوره کهف ﴿قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيۡرٞ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجۡعَلۡ بَيۡنَكُمۡ وَبَيۡنَهُمۡ رَدۡمًا٩٥ [الكهف: ۹۵] به چه معناست؟

سد محکم و نیرومند.

کلمات (زبر ـ ساوی ـ الصدفین ـ افرغ ـ قطرا) در آیه ۹۶ سوره کهف ﴿ءَاتُونِي زُبَرَ ٱلۡحَدِيدِۖ حَتَّىٰٓ إِذَا سَاوَىٰ بَيۡنَ ٱلصَّدَفَيۡنِ قَالَ ٱنفُخُواْۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَعَلَهُۥ نَارٗا قَالَ ءَاتُونِيٓ أُفۡرِغۡ عَلَيۡهِ قِطۡرٗا٩٦ [الكهف: ۹۶] به چه معناست؟

زبر: جمع زبرۀ. قطعات.

ساوی: برابر و همسان کرد. هر دو سو را یکی کرد.

الصدفین: دو جانب دو سو.

أفرغ: بریزم.

قطرا: مس گداخته.

کلمه (دکاء) در آیه ۹۸ سوره کهف ﴿قَالَ هَٰذَا رَحۡمَةٞ مِّن رَّبِّيۖ فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ رَبِّي جَعَلَهُۥ دَكَّآءَۖ وَكَانَ وَعۡدُ رَبِّي حَقّٗا٩٨ [الكهف: ۹۸] به چه معناست؟

درهم کوبیده و با زمین یکسان شده.

کلمه (حولا) ۱۰۹ سوره کهف ﴿قُل لَّوۡ كَانَ ٱلۡبَحۡرُ مِدَادٗا لِّكَلِمَٰتِ رَبِّي لَنَفِدَ ٱلۡبَحۡرُ قَبۡلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَٰتُ رَبِّي وَلَوۡ جِئۡنَا بِمِثۡلِهِۦ مَدَدٗا١٠٩ [الكهف: ۱۰۹] به چه معناست؟

مرکب و جوهر.

مریم:

کلمات (وهن ـ شیبا) در آیه ۴ سوره ﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ ٱلۡعَظۡمُ مِنِّي وَٱشۡتَعَلَ ٱلرَّأۡسُ شَيۡبٗا وَلَمۡ أَكُنۢ بِدُعَآئِكَ رَبِّ شَقِيّٗا٤ [مريم: ۴] به چه معناست؟

وهن: سست شد. ضعیف گردید.

شیبا: پیری.

کلمه (عاقرا) در آیه ۵ سوره مریم ﴿وَإِنِّي خِفۡتُ ٱلۡمَوَٰلِيَ مِن وَرَآءِي وَكَانَتِ ٱمۡرَأَتِي عَاقِرٗا فَهَبۡ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيّٗا٥ [مريم: ۵] به چه معناست؟

عقیم. نازا.

کلمه (سمیا) در آیه ۷ سوره مریم ﴿يَٰزَكَرِيَّآ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ ٱسۡمُهُۥ يَحۡيَىٰ لَمۡ نَجۡعَل لَّهُۥ مِن قَبۡلُ سَمِيّٗا٧ [مريم: ۷ به چه معناست؟

هم نام.

کلمه (عتیا) در آیه ۸ سوره مریم ﴿قَالَ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَٰمٞ وَكَانَتِ ٱمۡرَأَتِي عَاقِرٗا وَقَدۡ بَلَغۡتُ مِنَ ٱلۡكِبَرِ عِتِيّٗا٨ [مريم: ۸] به چه معناست؟

بغایت پیر شدن و خشکیده و افتاده گشتن.

کلمه (هین) در آیه ۹ سوره مریم ﴿قَالَ كَذَٰلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٞ وَقَدۡ خَلَقۡتُكَ مِن قَبۡلُ وَلَمۡ تَكُ شَيۡ‍ٔٗا٩ [مريم: ۹] به چه معناست؟

آسان. ساده.

کلمات (حنانا ـ زکاة) در آیه ۱۳ سوره مریم ﴿وَحَنَانٗا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَوٰةٗۖ وَكَانَ تَقِيّٗا١٣ [مريم: ۱۳] به چه معناست؟

حنانا: مهر و محبت.

زکاة: برکت. پاکی و ظهارت.

کلمه (عصیا) در آیه ۱۴ سوره مریم ﴿وَبَرَّۢا بِوَٰلِدَيۡهِ وَلَمۡ يَكُن جَبَّارًا عَصِيّٗا١٤ [مريم: ۱۴] به چه معناست؟

طغیانگر و سرکش.

کلمه (انتبذت) در آیه ۱۶ سوره مریم ﴿وَٱذۡكُرۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ مَرۡيَمَ إِذِ ٱنتَبَذَتۡ مِنۡ أَهۡلِهَا مَكَانٗا شَرۡقِيّٗا١٦ [مريم: ۱۶] به چه معناست؟

کناره گرفت.. گوشه گیری کرد.

کلمه (روحنا) در آیه ۱۷ سوره مریم ﴿فَٱتَّخَذَتۡ مِن دُونِهِمۡ حِجَابٗا فَأَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرٗا سَوِيّٗا١٧ [مريم: ۱۷] به چه معناست؟

روح متعلق به خود. مراد از روح، جبرئیل است.

کلمه (بغیا) در آیه ۲۰ سوره مریم ﴿قَالَتۡ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَٰمٞ وَلَمۡ يَمۡسَسۡنِي بَشَرٞ وَلَمۡ أَكُ بَغِيّٗا٢٠ [مريم: ۲۰] به چه معناست؟

زناکار.

کلمات (أجاءها ـ المخاض ـ جذع ـ نسیا ـ منسیا) در آیه ۲۳ سوره مریم ﴿فَأَجَآءَهَا ٱلۡمَخَاضُ إِلَىٰ جِذۡعِ ٱلنَّخۡلَةِ قَالَتۡ يَٰلَيۡتَنِي مِتُّ قَبۡلَ هَٰذَا وَكُنتُ نَسۡيٗا مَّنسِيّٗا٢٣ [مريم: ۲۳] به چه معناست؟

أجاءها: وادار وناچارش کرد.

المخاض: درد زایمان.

جذع: تنه، ساقه.

نسیا: چیز ناچیز و ناقابلی.

منسیا: فراموش شده. ازیاد رفته. متروک.

کلمه (سریا) در آیه ۲۴سوره مریم ﴿فَنَادَىٰهَا مِن تَحۡتِهَآ أَلَّا تَحۡزَنِي قَدۡ جَعَلَ رَبُّكِ تَحۡتَكِ سَرِيّٗا٢٤ [مريم: ۲۴] به چه معناست؟

چشمه، رودخانه کوچک.

کلمات (هزی ـ جنیا) در آیه ۲۵ سوره مریم ﴿وَهُزِّيٓ إِلَيۡكِ بِجِذۡعِ ٱلنَّخۡلَةِ تُسَٰقِطۡ عَلَيۡكِ رُطَبٗا جَنِيّٗا٢٥ [مريم: ۲۵] به چه معناست؟

هزی: تاکن بده. بجنبان.

جنیا: دست چین.

کلمه (قری عینا) در آیه ۲۶ سوره مریم ﴿فَكُلِي وَٱشۡرَبِي وَقَرِّي عَيۡنٗاۖ فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ ٱلۡبَشَرِ أَحَدٗا فَقُولِيٓ إِنِّي نَذَرۡتُ لِلرَّحۡمَٰنِ صَوۡمٗا فَلَنۡ أُكَلِّمَ ٱلۡيَوۡمَ إِنسِيّٗا٢٦ [مريم: ۲۶] به چه معناست؟

چشمت را روشن دار. بشاش.

کلمه (فریا) در آیه ۲۷ سوره مریم ﴿فَأَتَتۡ بِهِۦ قَوۡمَهَا تَحۡمِلُهُۥۖ قَالُواْ يَٰمَرۡيَمُ لَقَدۡ جِئۡتِ شَيۡ‍ٔٗا فَرِيّٗا٢٧ [مريم: ۲۷] به چه معناست؟

بسیار زشت و عجیب.

کلمه (برا) در آیه ۳۲ سوره مریم ﴿وَبَرَّۢا بِوَٰلِدَتِي وَلَمۡ يَجۡعَلۡنِي جَبَّارٗا شَقِيّٗا٣٢ [مريم: ۳۲] به چه معناست؟

نیک رفتار.

کلمات (أهجرنی ـ ملیا) در آیه ۴۶ سوره مریم ﴿قَالَ أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنۡ ءَالِهَتِي يَٰٓإِبۡرَٰهِيمُۖ لَئِن لَّمۡ تَنتَهِ لَأَرۡجُمَنَّكَۖ وَٱهۡجُرۡنِي مَلِيّٗا٤٦ [مريم: ۴۶] به چه معناست؟

أهجرنی: مرا رها کن و از پیش من برو.

ملیا: مدت طولانی.

کلمه (حفیا) در آیه ۴۷ سوره مریم ﴿قَالَ سَلَٰمٌ عَلَيۡكَۖ سَأَسۡتَغۡفِرُ لَكَ رَبِّيٓۖ إِنَّهُۥ كَانَ بِي حَفِيّٗا٤٧ [مريم: ۴۷] به چه معناست؟

گرم و مهربان.

کلمه (لسان صدق) در آیه ۵۰ سوره مریم ﴿وَوَهَبۡنَا لَهُم مِّن رَّحۡمَتِنَا وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ لِسَانَ صِدۡقٍ عَلِيّٗا٥٠ [مريم: ۵۰] به چه معناست؟

ذکر جمیل. نام نیکو.

کلمه (نجیا) در آیه ۵۲ سوره مریم ﴿وَنَٰدَيۡنَٰهُ مِن جَانِبِ ٱلطُّورِ ٱلۡأَيۡمَنِ وَقَرَّبۡنَٰهُ نَجِيّٗا٥٢ [مريم: ۵۲] به چه معناست؟

مناجی است.

کلمه (بکیا) در آیه ۵۸ سوره مریم ﴿أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ مِن ذُرِّيَّةِ ءَادَمَ وَمِمَّنۡ حَمَلۡنَا مَعَ نُوحٖ وَمِن ذُرِّيَّةِ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡرَٰٓءِيلَ وَمِمَّنۡ هَدَيۡنَا وَٱجۡتَبَيۡنَآۚ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُ ٱلرَّحۡمَٰنِ خَرُّواْۤ سُجَّدٗاۤ وَبُكِيّٗا۩٥٨ [مريم: ۵۸] به چه معناست؟

جمع باکی. گریه کنان.

کلمات (خلف ـ خلف ـ غیا) در آیه ۵۹ سوره مریم ﴿فَخَلَفَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ خَلۡفٌ أَضَاعُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَٱتَّبَعُواْ ٱلشَّهَوَٰتِۖ فَسَوۡفَ يَلۡقَوۡنَ غَيًّا٥٩ [مريم: ۵۹] به چه معناست؟

خلف: جانشین و جایگزین گردید.

خلف: فرزندان ناشایست و ناصالح.

غیا: ضلالت و گمراهی.

کلمه (جثیا) در آیه ۶۸ سوره مریم ﴿فَوَرَبِّكَ لَنَحۡشُرَنَّهُمۡ وَٱلشَّيَٰطِينَ ثُمَّ لَنُحۡضِرَنَّهُمۡ حَوۡلَ جَهَنَّمَ جِثِيّٗا٦٨ [مريم: ۶۸] به چه معناست؟

جمع جاثی، به زانو در آمدگان.

کلمات (لننزعن ـ عتیا) در آیه ۶۹ سوره مریم ﴿ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمۡ أَشَدُّ عَلَى ٱلرَّحۡمَٰنِ عِتِيّٗا٦٩ [مريم: ۶۹] به چه معناست؟

لننزعن: قطعا ً و مسلماً بیرون می‌‌کشیم و جدا می‌‌کنیم.

عتیا: تکبر، تمرد، و سرکشی و طغیان.

کلمه (صلیا) در آیه ۷۰ سوره مریم ﴿ثُمَّ لَنَحۡنُ أَعۡلَمُ بِٱلَّذِينَ هُمۡ أَوۡلَىٰ بِهَا صِلِيّٗا٧٠ [مريم: ۷۰] به چه معناست؟

به آتش درآمدن و بریان شدن و سوختن بدان.

کلمه (واردها) در آیه ۷۱ سوره مریم ﴿وَإِن مِّنكُمۡ إِلَّا وَارِدُهَاۚ كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ حَتۡمٗا مَّقۡضِيّٗا٧١ [مريم: ۷۱] به چه معناست؟

وارد آن می‌‌شود.

کلمات (مقاما ـ ندیا) در آیه ۷۳ سوره مریم ﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ خَيۡرٞ مَّقَامٗا وَأَحۡسَنُ نَدِيّٗا٧٣ [مريم: ۷۳] به چه معناست؟

مقاما: منزل و مسکن.

ندیا: مجلس. باشگاه.

کلمه (أثاثا) در آیه ۷۴ سوره مریم ﴿وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا قَبۡلَهُم مِّن قَرۡنٍ هُمۡ أَحۡسَنُ أَثَٰثٗا وَرِءۡيٗا٧٤ [مريم: ۷۴] به چه معناست؟

کالای منزل. وسایل زندگی.

جمله (فلیمدد له الرحمن مدا) در آیه ۷۵ سوره مریم ﴿قُلۡ مَن كَانَ فِي ٱلضَّلَٰلَةِ فَلۡيَمۡدُدۡ لَهُ ٱلرَّحۡمَٰنُ مَدًّاۚ حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوۡاْ مَا يُوعَدُونَ إِمَّا ٱلۡعَذَابَ وَإِمَّا ٱلسَّاعَةَ فَسَيَعۡلَمُونَ مَنۡ هُوَ شَرّٞ مَّكَانٗا وَأَضۡعَفُ جُندٗا٧٥ [مريم: ۷۵] به چه معناست؟

بگذار خداوند مهربان به طریق استدراج بدی‌شان مهلت دهد.

کلمه (نمد) در آیه ۷۹ سوره مریم ﴿كَلَّاۚ سَنَكۡتُبُ مَا يَقُولُ وَنَمُدُّ لَهُۥ مِنَ ٱلۡعَذَابِ مَدّٗا٧٩ [مريم: ۷۹] به چه معناست؟

طول می‌دهیم. مستمر و پیاپی می‌کنیم. افزایش می‌دهیم.

کلمات (توءزهم ـ أزا) در آیه ۸۳ سوره مریم ﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّآ أَرۡسَلۡنَا ٱلشَّيَٰطِينَ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ تَؤُزُّهُمۡ أَزّٗا٨٣ [مريم: ۸۳] به چه معناست؟

توءزهم: تکان دهند و بجنانند.

أزا: سخت تکان دادن.

کلمه (وفدا) در آیه ۸۵ سوره مریم ﴿يَوۡمَ نَحۡشُرُ ٱلۡمُتَّقِينَ إِلَى ٱلرَّحۡمَٰنِ وَفۡدٗا٨٥ [مريم: ۸۵] به چه معناست؟

گروه‌های اعزامی به دربار امراء و شاهان.

کلمات (نسوق ـ وردا) در آیه ۸۶ سوره مریم ﴿وَنَسُوقُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ وِرۡدٗا٨٦ [مريم: ۸۶] به چه معناست؟

نسوق: می‌رانیم.

وردا: جمع وارد. درآیندگان. وارد شوندگان.

کلمه (ادا) در آیه ۸۹ سوره مریم ﴿لَّقَدۡ جِئۡتُمۡ شَيۡ‍ًٔا إِدّٗا٨٩ [مريم: ۸۹] به چه معناست؟

بسیار زشت وزننده.

کلمات (یتفطرن ـ هدا) در آیه ۹۰ سوره مریم ﴿تَكَادُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ يَتَفَطَّرۡنَ مِنۡهُ وَتَنشَقُّ ٱلۡأَرۡضُ وَتَخِرُّ ٱلۡجِبَالُ هَدًّا٩٠ [مريم: ۹۰] به چه معناست؟

یتفطرن: شق شوند متلاشی گردند.

هدا: به شدت ویران کردن.

کلمه (لدا) در آیه ۹۷ سوره مریم ﴿فَإِنَّمَا يَسَّرۡنَٰهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ ٱلۡمُتَّقِينَ وَتُنذِرَ بِهِۦ قَوۡمٗا لُّدّٗا٩٧ [مريم: ۹۷] به چه معناست؟

جمع الد، دشمنان سرسختی که به باطل بر عداوت لجاجت دارند.

کلمه (رکزا) در آیه ۹۸ سوره مریم ﴿وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا قَبۡلَهُم مِّن قَرۡنٍ هَلۡ تُحِسُّ مِنۡهُم مِّنۡ أَحَدٍ أَوۡ تَسۡمَعُ لَهُمۡ رِكۡزَۢا٩٨ [مريم: ۹۸] به چه معناست؟

صدای بسیار ضعیف و بس نهان.

طه

کلمه (الثری) در آیه ۶ سوره طه ﴿لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا وَمَا تَحۡتَ ٱلثَّرَىٰ٦ [طه: ۶] به چه معناست؟

خاک زمین.

کلمات (امکثوا ـ آنست ـ قبس) در آیه ۱۰ سوره طه ﴿إِذۡ رَءَا نَارٗا فَقَالَ لِأَهۡلِهِ ٱمۡكُثُوٓاْ إِنِّيٓ ءَانَسۡتُ نَارٗا لَّعَلِّيٓ ءَاتِيكُم مِّنۡهَا بِقَبَسٍ أَوۡ أَجِدُ عَلَى ٱلنَّارِ هُدٗى١٠ [طه: ۱۰] به چه معناست؟

امکثوا: توقف کنید.

آنست: دیده‌ام.

قبس: شعله برگرفته از آتش بر نوک چند چوب.

کلمه (طوی) در آیه ۱۲ سوره طه ﴿إِنِّيٓ أَنَا۠ رَبُّكَ فَٱخۡلَعۡ نَعۡلَيۡكَ إِنَّكَ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوٗى١٢ [طه: ۱۲] به چه معناست؟

طوی نام سرزمین کنار کوه طور است.

کلمه (تردی) در آیه ۱۶ سوره طه ﴿فَلَا يَصُدَّنَّكَ عَنۡهَا مَن لَّا يُؤۡمِنُ بِهَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ فَتَرۡدَىٰ١٦ [طه: ۱۶] به چه معناست؟

هلاک شوی.

کلمات (أهش ـ مآرب) در آیه ۱۸ سوره طه ﴿قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّؤُاْ عَلَيۡهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَ‍َٔارِبُ أُخۡرَىٰ١٨ [طه: ۱۸] به چه معناست؟

أهش: برگ درختان را می‌‌ریزم.

مآرب: جمع مأربۀ، حوائج و منافع.

کلمه (عقدة) در آیه ۲۷ سوره طه ﴿وَٱحۡلُلۡ عُقۡدَةٗ مِّن لِّسَانِي٢٧ [طه: ۲۷] به چه معناست؟

گره.

کلمه (أزر) در آیه ۳۱ سوره طه ﴿ٱشۡدُدۡ بِهِۦٓ أَزۡرِي٣١ [طه: ۳۱] به چه معناست؟

پشت و قوت.

کلمه (سوءل) در آیه ۳۶ سوره طه ﴿قَالَ قَدۡ أُوتِيتَ سُؤۡلَكَ يَٰمُوسَىٰ٣٦ [طه: ۳۶] به چه معناست؟

درخواست.

کلمه (التابوت) در آیه ۳۹ سوره طه ﴿أَنِ ٱقۡذِفِيهِ فِي ٱلتَّابُوتِ فَٱقۡذِفِيهِ فِي ٱلۡيَمِّ فَلۡيُلۡقِهِ ٱلۡيَمُّ بِٱلسَّاحِلِ يَأۡخُذۡهُ عَدُوّٞ لِّي وَعَدُوّٞ لَّهُۥۚ وَأَلۡقَيۡتُ عَلَيۡكَ مَحَبَّةٗ مِّنِّي وَلِتُصۡنَعَ عَلَىٰ عَيۡنِيٓ٣٩ [طه: ۳۹] به چه معناست؟

صندوق.

کلمه (إصطنعتک) در آیه ۴۱ سوره طه ﴿وَٱصۡطَنَعۡتُكَ لِنَفۡسِي٤١ [طه: ۴۱] به چه معناست؟

تو را برگزیدم.

کلمه (یفرط) در آیه ۴۵ سوره طه ﴿قَالَا رَبَّنَآ إِنَّنَا نَخَافُ أَن يَفۡرُطَ عَلَيۡنَآ أَوۡ أَن يَطۡغَىٰ٤٥ [طه: ۴۵] به چه معناست؟

سبقت گیرد. پیش افتد.

کلمه (تولی) در آیه ۴۸ سوره طه ﴿إِنَّا قَدۡ أُوحِيَ إِلَيۡنَآ أَنَّ ٱلۡعَذَابَ عَلَىٰ مَن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ٤٨ [طه: ۴۸] به چه معناست؟

پشت کرد. اعتراض نمود. روی گرداند.

کلمه (بال) در آیه ۵۱ سوره طه ﴿قَالَ فَمَا بَالُ ٱلۡقُرُونِ ٱلۡأُولَىٰ٥١ [طه: ۵۱] به چه معناست؟

حال و وضع. کار و بار.

کلمه (آولی النهی) در آیه ۵۴ سوره طه ﴿كُلُواْ وَٱرۡعَوۡاْ أَنۡعَٰمَكُمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوْلِي ٱلنُّهَىٰ٥٤ [طه: ۵۴] به چه معناست؟

عاقلان خردمندان.

کلمه (تارة) در آیه ۵۵ سوره طه ﴿مِنۡهَا خَلَقۡنَٰكُمۡ وَفِيهَا نُعِيدُكُمۡ وَمِنۡهَا نُخۡرِجُكُمۡ تَارَةً أُخۡرَىٰ٥٥ [طه: ۵۵] به چه معناست؟

دفعه دیگر. بار دیگر.

کلمه (مکانا سوی) در آیه ۵۸ سوره طه ﴿فَلَنَأۡتِيَنَّكَ بِسِحۡرٖ مِّثۡلِهِۦ فَٱجۡعَلۡ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكَ مَوۡعِدٗا لَّا نُخۡلِفُهُۥ نَحۡنُ وَلَآ أَنتَ مَكَانٗا سُوٗى٥٨ [طه: ۵۸] به چه معناست؟

مکان صاف و مسطح.

کلمات (یسحت ـ خاب) در آیه ۶۱ سوره طه ﴿قَالَ لَهُم مُّوسَىٰ وَيۡلَكُمۡ لَا تَفۡتَرُواْ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا فَيُسۡحِتَكُم بِعَذَابٖۖ وَقَدۡ خَابَ مَنِ ٱفۡتَرَىٰ٦١ [طه: ۶۱] به چه معناست؟

یسحت: ریشه کن و نابود می‌گرداند.

خاب: ناامید گردید. شکست خورد.

کلمه (المثلی) در آیه ۶۳ سوره طه ﴿قَالُوٓاْ إِنۡ هَٰذَٰنِ لَسَٰحِرَٰنِ يُرِيدَانِ أَن يُخۡرِجَاكُم مِّنۡ أَرۡضِكُم بِسِحۡرِهِمَا وَيَذۡهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ ٱلۡمُثۡلَىٰ٦٣ [طه: ۶۳] به چه معناست؟

مونث أمثل به معنی افضل است، یعنی بهتر و برتر.

کلمه (عصی) در آیه ۶۶ سوره طه ﴿قَالَ بَلۡ أَلۡقُواْۖ فَإِذَا حِبَالُهُمۡ وَعِصِيُّهُمۡ يُخَيَّلُ إِلَيۡهِ مِن سِحۡرِهِمۡ أَنَّهَا تَسۡعَىٰ٦٦ [طه: ۶۶] به چه معناست؟

جمع عصا، چوبدستی‌ها.

کلمه (أوجس) در آیه ۶۷ سوره طه ﴿فَأَوۡجَسَ فِي نَفۡسِهِۦ خِيفَةٗ مُّوسَىٰ٦٧ [طه: ۶۷] به چه معناست؟

احساس کرد. به دل افکند. به دل راه داد.

کلمه (تلقف) در آیه ۶۹ سوره طه ﴿وَأَلۡقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلۡقَفۡ مَا صَنَعُوٓاْۖ إِنَّمَا صَنَعُواْ كَيۡدُ سَٰحِرٖۖ وَلَا يُفۡلِحُ ٱلسَّاحِرُ حَيۡثُ أَتَىٰ٦٩ [طه: ۶۹] به چه معناست؟

تند مب بلعد.

کلمات (آذن ـ جذوع) در آیه ۷۱ سوره طه ﴿قَالَ ءَامَنتُمۡ لَهُۥ قَبۡلَ أَنۡ ءَاذَنَ لَكُمۡۖ إِنَّهُۥ لَكَبِيرُكُمُ ٱلَّذِي عَلَّمَكُمُ ٱلسِّحۡرَۖ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيۡدِيَكُمۡ وَأَرۡجُلَكُم مِّنۡ خِلَٰفٖ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمۡ فِي جُذُوعِ ٱلنَّخۡلِ وَلَتَعۡلَمُنَّ أَيُّنَآ أَشَدُّ عَذَابٗا وَأَبۡقَىٰ٧١ [طه: ۷۱] به چه معناست؟

آذن: اجازه دهم.

جذوع: جمع جذع ساقه و تنه شاخه.

کلمه (لن نوءثرک) در آیه ۷۲ سوره طه ﴿قَالُواْ لَن نُّؤۡثِرَكَ عَلَىٰ مَا جَآءَنَا مِنَ ٱلۡبَيِّنَٰتِ وَٱلَّذِي فَطَرَنَاۖ فَٱقۡضِ مَآ أَنتَ قَاضٍۖ إِنَّمَا تَقۡضِي هَٰذِهِ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَآ٧٢ [طه: ۷۲] به چه معناست؟

هرگز تو را ترجیح نمی‌‌دهم و بر نمی‌‌گزینم.

کلمه (تزکی) در آیه ۷۶ سوره طه ﴿جَنَّٰتُ عَدۡنٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ وَذَٰلِكَ جَزَآءُ مَن تَزَكَّىٰ٧٦ [طه: ۷۶] به چه معناست؟

خود را پاک داشت.

کلمات (أسر بعبادی ـ یبسا) در آیه ۷۷ سوره طه ﴿وَلَقَدۡ أَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنۡ أَسۡرِ بِعِبَادِي فَٱضۡرِبۡ لَهُمۡ طَرِيقٗا فِي ٱلۡبَحۡرِ يَبَسٗا لَّا تَخَٰفُ دَرَكٗا وَلَا تَخۡشَىٰ٧٧ [طه: ۷۷] به چه معناست؟

أسر بعبادی: شبانه بندگانم را کوچ بده.

یبسا: خشک.

کلمه (علی أثری) در آیه ۸۴ سوره طه ﴿قَالَ هُمۡ أُوْلَآءِ عَلَىٰٓ أَثَرِي وَعَجِلۡتُ إِلَيۡكَ رَبِّ لِتَرۡضَىٰ٨٤ [طه: ۸۴] به چه معناست؟

بدنبال من.

کلمات (فتنا ـ السامری) در آیه ۸۵ سوره طه ﴿قَالَ فَإِنَّا قَدۡ فَتَنَّا قَوۡمَكَ مِنۢ بَعۡدِكَ وَأَضَلَّهُمُ ٱلسَّامِرِيُّ٨٥ [طه: ۸۵] به چه معناست؟

فتنا: آزمایش کردیم. آزمودیم.

السامری: مردی از اهالی فلسطین بود و از اقلیم سامره. او منافق بود و چنین وانمود می‌‌کرد که به موسی ایمان دارد و کفر خود را مخفی می‌‌کرد.

کلمه (أسفا) در آیه ۸۶ سوره طه ﴿فَرَجَعَ مُوسَىٰٓ إِلَىٰ قَوۡمِهِۦ غَضۡبَٰنَ أَسِفٗاۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ أَلَمۡ يَعِدۡكُمۡ رَبُّكُمۡ وَعۡدًا حَسَنًاۚ أَفَطَالَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡعَهۡدُ أَمۡ أَرَدتُّمۡ أَن يَحِلَّ عَلَيۡكُمۡ غَضَبٞ مِّن رَّبِّكُمۡ فَأَخۡلَفۡتُم مَّوۡعِدِي٨٦ [طه: ۸۶] به چه معناست؟

غم زده و اندوهناک.

کلمه (ملک) در آیه ۸۷ سوره طه ﴿قَالُواْ مَآ أَخۡلَفۡنَا مَوۡعِدَكَ بِمَلۡكِنَا وَلَٰكِنَّا حُمِّلۡنَآ أَوۡزَارٗا مِّن زِينَةِ ٱلۡقَوۡمِ فَقَذَفۡنَٰهَا فَكَذَٰلِكَ أَلۡقَى ٱلسَّامِرِيُّ٨٧ [طه: ۸۷] به چه معناست؟

اختیار و توانایی.

کلمات (مساس ـ نسفا) در آیه ۹۷ سوره طه ﴿قَالَ فَٱذۡهَبۡ فَإِنَّ لَكَ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ أَن تَقُولَ لَا مِسَاسَۖ وَإِنَّ لَكَ مَوۡعِدٗا لَّن تُخۡلَفَهُۥۖ وَٱنظُرۡ إِلَىٰٓ إِلَٰهِكَ ٱلَّذِي ظَلۡتَ عَلَيۡهِ عَاكِفٗاۖ لَّنُحَرِّقَنَّهُۥ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُۥ فِي ٱلۡيَمِّ نَسۡفًا٩٧ [طه: ۹۷] به چه معناست؟

مساس: مخالطت و معاشرت.

نسفا: از هم پاشیدن و پراکندن.

کلمه (وزرا) در آیه ۱۰۰ سوره طه ﴿مَّنۡ أَعۡرَضَ عَنۡهُ فَإِنَّهُۥ يَحۡمِلُ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وِزۡرًا١٠٠ [طه: ۱۰۰] به چه معناست؟

بار سنگین.

کلمه (حملا) در آیه ۱۰۱ سوره طه ﴿خَٰلِدِينَ فِيهِۖ وَسَآءَ لَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ حِمۡلٗا١٠١ [طه: ۱۰۱] به چه معناست؟

بار.

کلمه (زرقا) در آیه ۱۰۲ سوره طه ﴿يَوۡمَ يُنفَخُ فِي ٱلصُّورِۚ وَنَحۡشُرُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ يَوۡمَئِذٖ زُرۡقٗا١٠٢ [طه: ۱۰۲] به چه معناست؟

جمع أزرق. کسی که صورتش بر اثر شدت درد و رنج تیره و کبود شده باشد.

کلمه (یتخافتون) در آیه ۱۰۳ سوره طه ﴿يَتَخَٰفَتُونَ بَيۡنَهُمۡ إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا عَشۡرٗا١٠٣ [طه: ۱۰۳] به چه معناست؟

با صدای آهسته بهم می‌گویند.

کلمه (أمثلهم طریقة) در آیه ۱۰۴ سوره طه ﴿نَّحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَا يَقُولُونَ إِذۡ يَقُولُ أَمۡثَلُهُمۡ طَرِيقَةً إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا يَوۡمٗا١٠٤ [طه: ۱۰۴] به چه معناست؟

کسی که رأی او دادگرانه‌تر و به واقعیت نزدیک‌تر است.

کلمات (قاعا ـ صفصفا) در آیه ۱۰۶ سوره طه ﴿فَيَذَرُهَا قَاعٗا صَفۡصَفٗا١٠٦ [طه: ۱۰۶] به چه معناست؟

قاعا: فلات. زمین صاف و هموار.

صفصفا: کاملا مسطح و هموار و صاف.

کلمه (عوج ـ أمتا) در آیه ۱۰۷ سوره طه ﴿لَّا تَرَىٰ فِيهَا عِوَجٗا وَلَآ أَمۡتٗا١٠٧ [طه: ۱۰۷] به چه معناست؟

عوج: پیچ. نشیب.

أمتا: فراز. برجستگی. بلندی.

کلمه (الداعی ـ همسا) در آیه ۱۰۸ سوره طه ﴿يَوۡمَئِذٖ يَتَّبِعُونَ ٱلدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُۥۖ وَخَشَعَتِ ٱلۡأَصۡوَاتُ لِلرَّحۡمَٰنِ فَلَا تَسۡمَعُ إِلَّا هَمۡسٗا١٠٨ [طه: ۱۰۸] به چه معناست؟

الداعی: دعوت کننده. منادی. مراد إسرافیل است.

همسا: صدای آهسته.

کلمه (عنت) در آیه ۱۱۱ سوره طه ﴿وَعَنَتِ ٱلۡوُجُوهُ لِلۡحَيِّ ٱلۡقَيُّومِۖ وَقَدۡ خَابَ مَنۡ حَمَلَ ظُلۡمٗا١١١ [طه: ۱۱۱] به چه معناست؟

عنت: خشوع و خضوع کرد.

کلمات (ظلما ـ هضما) در آیه ۱۱۲ سوره طه ﴿وَمَن يَعۡمَلۡ مِنَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَلَا يَخَافُ ظُلۡمٗا وَلَا هَضۡمٗا١١٢ [طه: ۱۱۲] به چه معناست؟

ظلما: مراد عقاب بدون سبب، یا افزایش بر لغزش‌ها و سیئات است.

هضما: خوردن و کاستن. کم کردن حق کسی و وفا نکردن به ادای آن واجب. مراد کاستن از حسنات است.

جمله و کلمه (لا تعجل بالقرآن ـ یقضی) در آیه ۱۱۴ سوره طه ﴿فَتَعَٰلَى ٱللَّهُ ٱلۡمَلِكُ ٱلۡحَقُّۗ وَلَا تَعۡجَلۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مِن قَبۡلِ أَن يُقۡضَىٰٓ إِلَيۡكَ وَحۡيُهُۥۖ وَقُل رَّبِّ زِدۡنِي عِلۡمٗا١١٤ [طه: ۱۱۴] به چه معناست؟

لا تعجل بالقرآن: مراد نهی از عجله‌ای است که پیامبر اسلام بهنگام دریافت وحی جهت فراگیری و حفظ قرآن داشت، و بدین خاطر با شتاب بدنبال فرشته وحی جبرییل امین، آیات قرآنی را تکرار می‌‌فرمود.

یقضی: به پایان رسانده است.

جمله و کلمات (عهدنا إلی آدم ـ نسی ـ عزما) در آیه ۱۱۵ سوره طه ﴿وَلَقَدۡ عَهِدۡنَآ إِلَىٰٓ ءَادَمَ مِن قَبۡلُ فَنَسِيَ وَلَمۡ نَجِدۡ لَهُۥ عَزۡمٗا١١٥ [طه: ۱۱۵] به چه معناست؟

عهدنا إلی آدم: به آدم فرمان دادیم.

نسی: ترک کرد. مراد از نسیان در اینجا فراموش کردن مطلق نیست. زیرا بر فراموشی مطلق عتاب و ملامتی وجود ندارد.

عزما: تصمیم و اراده استوار.

کلمه (لا تضحی) در آیه ۱۱۹ سوره طه ﴿وَأَنَّكَ لَا تَظۡمَؤُاْ فِيهَا وَلَا تَضۡحَىٰ١١٩ [طه: ۱۱۹] به چه معناست؟

حرارت آفتاب سوزان به تو نمی‌‌خورد و گرما زده نمی‌‌گردی.

کلمه (لا یبلی) در آیه ۱۲۰ سوره طه ﴿فَوَسۡوَسَ إِلَيۡهِ ٱلشَّيۡطَٰنُ قَالَ يَٰٓـَٔادَمُ هَلۡ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ ٱلۡخُلۡدِ وَمُلۡكٖ لَّا يَبۡلَىٰ١٢٠ [طه: ۱۲۰] به چه معناست؟

کهنه و فرسوده نمی‌‌شود. فنا پذیر و زایل نمی‌‌گردد.

کلمه (غوی) در آیه ۱۲۱ سوره طه ﴿فَأَكَلَا مِنۡهَا فَبَدَتۡ لَهُمَا سَوۡءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخۡصِفَانِ عَلَيۡهِمَا مِن وَرَقِ ٱلۡجَنَّةِۚ وَعَصَىٰٓ ءَادَمُ رَبَّهُۥ فَغَوَىٰ١٢١ [طه: ۱۲۱] به چه معناست؟

گمراه شد.

کلمه (إجتباه) در آیه ۱۲۲ سوره طه ﴿ثُمَّ ٱجۡتَبَٰهُ رَبُّهُۥ فَتَابَ عَلَيۡهِ وَهَدَىٰ١٢٢ [طه: ۱۲۲] به چه معناست؟

انتخابش کرد.

کلمه (ضنکا) در آیه ۱۲۴ سوره طه ﴿وَمَنۡ أَعۡرَضَ عَن ذِكۡرِي فَإِنَّ لَهُۥ مَعِيشَةٗ ضَنكٗا وَنَحۡشُرُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ أَعۡمَىٰ١٢٤ [طه: ۱۲۴] به چه معناست؟

تنگ. مراد سخت و پرنگرانی و اضطراب است.

کلمات (قبل طلوع الشمس ـ قبل غروبها ـ من آناء اللیل ـ أطراف النهار) در آیه ۱۳۰ سوره طه ﴿فَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ قَبۡلَ طُلُوعِ ٱلشَّمۡسِ وَقَبۡلَ غُرُوبِهَاۖ وَمِنۡ ءَانَآيِٕ ٱلَّيۡلِ فَسَبِّحۡ وَأَطۡرَافَ ٱلنَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرۡضَىٰ١٣٠ [طه: ۱۳۰] به چه معناست؟

قبل طلوع الشمس: نماز صبح.

قبل غروبها: نماز ظهر و عصر.

أطراف النهار: نماز صبح و مغرب یا نماز صبح.

کلمه (أزواجا) در آیه ۱۳۱ سوره طه ﴿وَلَا تَمُدَّنَّ عَيۡنَيۡكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّنۡهُمۡ زَهۡرَةَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا لِنَفۡتِنَهُمۡ فِيهِۚ وَرِزۡقُ رَبِّكَ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰ١٣١ [طه: ۱۳۱] به چه معناست؟

اصناف.

کلمه (نذل و نخزی) در آیه ۱۳۴ سوره طه ﴿وَلَوۡ أَنَّآ أَهۡلَكۡنَٰهُم بِعَذَابٖ مِّن قَبۡلِهِۦ لَقَالُواْ رَبَّنَا لَوۡلَآ أَرۡسَلۡتَ إِلَيۡنَا رَسُولٗا فَنَتَّبِعَ ءَايَٰتِكَ مِن قَبۡلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخۡزَىٰ١٣٤ [طه: ۱۳۴] به چه معناست؟

در دنیا خوار و در آخرت رسوا شویم.

کلمات (متربص ـ السوی) در آیه ۱۳۵ سوره طه ﴿قُلۡ كُلّٞ مُّتَرَبِّصٞ فَتَرَبَّصُواْۖ فَسَتَعۡلَمُونَ مَنۡ أَصۡحَٰبُ ٱلصِّرَٰطِ ٱلسَّوِيِّ وَمَنِ ٱهۡتَدَىٰ١٣٥ [طه: ۱۳۵] به چه معناست؟

متربص: منتظر. السوی: مستقیم.

الأنبیاء:

کلمه (محدث) در آیه ۲ سوره انبیاء ﴿مَا يَأۡتِيهِم مِّن ذِكۡرٖ مِّن رَّبِّهِم مُّحۡدَثٍ إِلَّا ٱسۡتَمَعُوهُ وَهُمۡ يَلۡعَبُونَ٢ [الأنبياء: ۲] به چه معناست؟

تازه.

کلمات (لاهیة ـ أسروا) در آیه ۳ سوره انبیاء ﴿لَاهِيَةٗ قُلُوبُهُمۡۗ وَأَسَرُّواْ ٱلنَّجۡوَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلۡ هَٰذَآ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡۖ أَفَتَأۡتُونَ ٱلسِّحۡرَ وَأَنتُمۡ تُبۡصِرُونَ٣ [الأنبياء: ۳] به چه معناست؟

لاهیة: غافل و بی‌خبر.

أسروا: پنهان داشتند و پوشیدند.

کلمه (أضغاث أحلام) در آیه ۵ سوره انبیاء ﴿بَلۡ قَالُوٓاْ أَضۡغَٰثُ أَحۡلَٰمِۢ بَلِ ٱفۡتَرَىٰهُ بَلۡ هُوَ شَاعِرٞ فَلۡيَأۡتِنَا بِ‍َٔايَةٖ كَمَآ أُرۡسِلَ ٱلۡأَوَّلُونَ٥ [الأنبياء: ۵] به چه معناست؟

خواب‌های آشفته و پریشان.

کلمه (قصمنا) در آیه ۱۱ سوره انبیاء ﴿وَكَمۡ قَصَمۡنَا مِن قَرۡيَةٖ كَانَتۡ ظَالِمَةٗ وَأَنشَأۡنَا بَعۡدَهَا قَوۡمًا ءَاخَرِينَ١١ [الأنبياء: ۱۱] به چه معناست؟

در هم شکسته‌ایم. مراد هلاک کردن و نابود ساختن است.

کلمات (أحسوا ـ یرکضون) در آیه ۱۲ سوره انبیاء ﴿فَلَمَّآ أَحَسُّواْ بَأۡسَنَآ إِذَا هُم مِّنۡهَا يَرۡكُضُونَ١٢ [الأنبياء: ۱۲] به چه معناست؟

أحسوا: احساس کرده‌اند. پی برده‌اند.

یرکضون: از ماده رکض به معنی تند دویدن.

کلمات (نقذف ـ یدمغه) در آیه ۱۸ سوره انبیاء ﴿بَلۡ نَقۡذِفُ بِٱلۡحَقِّ عَلَى ٱلۡبَٰطِلِ فَيَدۡمَغُهُۥ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٞۚ وَلَكُمُ ٱلۡوَيۡلُ مِمَّا تَصِفُونَ١٨ [الأنبياء: ۱۸] به چه معناست؟

نقذف: پرت می‌‌کنیم.

یدمغه: جمجه و مغز سر آن را می‌‌شکافیم.

کلمه (لا یستحسرون) در آیه ۱۹ سوره انبیاء ﴿وَلَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَمَنۡ عِندَهُۥ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِهِۦ وَلَا يَسۡتَحۡسِرُونَ١٩ [الأنبياء: ۱۹] به چه معناست؟

خسته و درمانده نمی‌‌شوند.

کلمه (لا یفترون) در آیه ۲۰ سوره انبیاء ﴿يُسَبِّحُونَ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ لَا يَفۡتُرُونَ٢٠ [الأنبياء: ۲۰] به چه معناست؟

سست نمی‌‌شوند.

کلمه (ینشرون) در آیه ۲۱ سوره انبیاء ﴿أَمِ ٱتَّخَذُوٓاْ ءَالِهَةٗ مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ هُمۡ يُنشِرُونَ٢١ [الأنبياء: ۲۱] به چه معناست؟

در آخرت مردگان را زنده می‌‌کنند.

کلمات (رتقا ـ فتقناهما) در آیه ۳۰ سوره انبیاء ﴿أَوَ لَمۡ يَرَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَنَّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ كَانَتَا رَتۡقٗا فَفَتَقۡنَٰهُمَاۖ وَجَعَلۡنَا مِنَ ٱلۡمَآءِ كُلَّ شَيۡءٍ حَيٍّۚ أَفَلَا يُؤۡمِنُونَ٣٠ [الأنبياء: ۳۰] به چه معناست؟

رتقا: چسپیده و متصل.

فتقناهما: آن دو را از هم جدا و منفصل کردیم.

کلمه (فجاجا) در آیه ۳۱ سوره انبیاء ﴿وَجَعَلۡنَا فِي ٱلۡأَرۡضِ رَوَٰسِيَ أَن تَمِيدَ بِهِمۡ وَجَعَلۡنَا فِيهَا فِجَاجٗا سُبُلٗا لَّعَلَّهُمۡ يَهۡتَدُونَ٣١ [الأنبياء: ۳۱] به چه معناست؟

جمع فج، راه گشاد.

کلمات (فتبهتهم ـ لا هم ینظرون) در آیه ۴۰ سوره انبیاء. ﴿بَلۡ تَأۡتِيهِم بَغۡتَةٗ فَتَبۡهَتُهُمۡ فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ٤٠ [الأنبياء: ۴۰] به چه معناست؟

فتبهتهم: پس ایشان را به دهشت و حیرت می‌‌اندازد.

لا هم ینظرون: ایشان مهلت داه نمی‌‌شوند.

کلمه (یکلوءکم) در آیه ۴۲ سوره انبیاء. ﴿قُلۡ مَن يَكۡلَؤُكُم بِٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ مِنَ ٱلرَّحۡمَٰنِۚ بَلۡ هُمۡ عَن ذِكۡرِ رَبِّهِم مُّعۡرِضُونَ٤٢ [الأنبياء: ۴۲] به چه معناست؟

شما را محفوظ و حمایت می‌‌کند.

کلمه (یصحبون) در آیه ۴۳ سوره انبیاء. ﴿أَمۡ لَهُمۡ ءَالِهَةٞ تَمۡنَعُهُم مِّن دُونِنَاۚ لَا يَسۡتَطِيعُونَ نَصۡرَ أَنفُسِهِمۡ وَلَا هُم مِّنَّا يُصۡحَبُونَ٤٣ [الأنبياء: ۴۳] به چه معناست؟

پناه داده می‌‌شوند.

کلمه (نفحة) در آیه ۴۶ سوره انبیاء. ﴿وَلَئِن مَّسَّتۡهُمۡ نَفۡحَةٞ مِّنۡ عَذَابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ٤٦ [الأنبياء: ۴۶] به چه معناست؟

وزشی، مراد کمی و اندکی است.

کلمه (لأکیدن) در آیه ۵۷ سوره انبیاء ﴿وَتَٱللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصۡنَٰمَكُم بَعۡدَ أَن تُوَلُّواْ مُدۡبِرِينَ٥٧ [الأنبياء: ۵۷] به چه معناست؟

حتما نقشه نابودی بت‌ها را می‌‌کشم.

کلمه (جذاذا) در آیه ۵۸ سوره انبیاء ﴿فَجَعَلَهُمۡ جُذَٰذًا إِلَّا كَبِيرٗا لَّهُمۡ لَعَلَّهُمۡ إِلَيۡهِ يَرۡجِعُونَ٥٨ [الأنبياء: ۵۸] به چه معناست؟

تکه تکه. قطعه قطعه.

کلمه (نافلة) در آیه ۷۲ سوره انبیاء ﴿وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ نَافِلَةٗۖ وَكُلّٗا جَعَلۡنَا صَٰلِحِينَ٧٢ [الأنبياء: ۷۲] به چه معناست؟

عطیه و ارمغان.

کلمه (الکرب) در آیه ۷۶ سوره انبیاء ﴿وَأَدۡخَلۡنَٰهُمۡ فِي رَحۡمَتِنَآۖ إِنَّهُم مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ٨٦ [الأنبياء: ۸۶] به چه معناست؟

غم و اندوه.

کلمات (الحرث ـ نفشت) در آیه ۷۸ سوره انبیاء ﴿وَدَاوُۥدَ وَسُلَيۡمَٰنَ إِذۡ يَحۡكُمَانِ فِي ٱلۡحَرۡثِ إِذۡ نَفَشَتۡ فِيهِ غَنَمُ ٱلۡقَوۡمِ وَكُنَّا لِحُكۡمِهِمۡ شَٰهِدِينَ٧٨ [الأنبياء: ۷۸] به چه معناست؟

الحرث: زراعت. کشتزار.

نفشت: پخش و پراکنده شدن.

کلمات (صنعة ـ لبوس) در آیه ۸۰ سوره انبیاء ﴿وَعَلَّمۡنَٰهُ صَنۡعَةَ لَبُوسٖ لَّكُمۡ لِتُحۡصِنَكُم مِّنۢ بَأۡسِكُمۡۖ فَهَلۡ أَنتُمۡ شَٰكِرُونَ٨٠ [الأنبياء: ۸۰] به چه معناست؟

صنعة: ساختن.

لبوس: لباس.

کلمه (یغوصون) در آیه ۸۲ سوره انبیاء ﴿وَمِنَ ٱلشَّيَٰطِينِ مَن يَغُوصُونَ لَهُۥ وَيَعۡمَلُونَ عَمَلٗا دُونَ ذَٰلِكَۖ وَكُنَّا لَهُمۡ حَٰفِظِينَ٨٢ [الأنبياء: ۸۲] به چه معناست؟

غواصی می‌‌کردند.

کلمه (ذالنون ـ لن نقدر علیه ـ الظلمات) در آیه ۸۷ سوره انبیاء ﴿وَذَا ٱلنُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَٰضِبٗا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقۡدِرَ عَلَيۡهِ فَنَادَىٰ فِي ٱلظُّلُمَٰتِ أَن لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ٨٧ [الأنبياء: ۸۷] به چه معناست؟

ذا النون: ماهیدار، صاحب ماهی، مراد یونس است.

لن نقدر علیه: بر او سخت و تنگ نمی‌‌گیریم.

الظلمات: تاریکی‌های شب و دل دریا و اندرون شکم ماهی.

کلمه (أحصنت) در آیه ۹۱ سوره انبیاء ﴿وَٱلَّتِيٓ أَحۡصَنَتۡ فَرۡجَهَا فَنَفَخۡنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلۡنَٰهَا وَٱبۡنَهَآ ءَايَةٗ لِّلۡعَٰلَمِينَ٩١ [الأنبياء: ۹۱] به چه معناست؟

مصون و محفوظ داشت.

کلمات (حدب ـ ینسلون) در آیه ۹۶ سوره انبیاء ﴿حَتَّىٰٓ إِذَا فُتِحَتۡ يَأۡجُوجُ وَمَأۡجُوجُ وَهُم مِّن كُلِّ حَدَبٖ يَنسِلُونَ٩٦ [الأنبياء: ۹۶] به چه معناست؟

حدب: زمین بلند و مرتفع.

ینسلون: شتاب می‌‌گیرند.

کلمه (شاخصة) در آیه ۹۷ سوره انبیاء ﴿وَٱقۡتَرَبَ ٱلۡوَعۡدُ ٱلۡحَقُّ فَإِذَا هِيَ شَٰخِصَةٌ أَبۡصَٰرُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يَٰوَيۡلَنَا قَدۡ كُنَّا فِي غَفۡلَةٖ مِّنۡ هَٰذَا بَلۡ كُنَّا ظَٰلِمِينَ٩٧ [الأنبياء: ۹۷] به چه معناست؟

خیره شده. مات برده.

کلمه (حصب) در آیه ۹۸ سوره انبیاء ﴿إِنَّكُمۡ وَمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمۡ لَهَا وَٰرِدُونَ٩٨ [الأنبياء: ۹۸] به چه معناست؟

آتشگیره هیزم.

کلمه (زفیر) در آیه ۱۰۰ سوره انبیاء ﴿لَهُمۡ فِيهَا زَفِيرٞ وَهُمۡ فِيهَا لَا يَسۡمَعُونَ١٠٠ [الأنبياء: ۱۰۰] به چه معناست؟

صدایی که در گلو شکسته شود و به سبب غم و اندوه با زحمت اداء گردد.

کلمه (حسیسها) در آیه ۱۰۲ سوره انبیاء ﴿لَا يَسۡمَعُونَ حَسِيسَهَاۖ وَهُمۡ فِي مَا ٱشۡتَهَتۡ أَنفُسُهُمۡ خَٰلِدُونَ١٠٢ [الأنبياء: ۱۰۲] به چه معناست؟

صدای آتش.

کلمه (تتلقاهم) در آیه ۱۰۳ سوره انبیاء ﴿لَا يَحۡزُنُهُمُ ٱلۡفَزَعُ ٱلۡأَكۡبَرُ وَتَتَلَقَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ هَٰذَا يَوۡمُكُمُ ٱلَّذِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ١٠٣ [الأنبياء: ۱۰۳] به چه معناست؟

پذیره ایشان می‌‌گردند.

کلمات (نطوی ـ السجل) در آیه ۱۰۴ سوره انبیاء ﴿يَوۡمَ نَطۡوِي ٱلسَّمَآءَ كَطَيِّ ٱلسِّجِلِّ لِلۡكُتُبِۚ كَمَا بَدَأۡنَآ أَوَّلَ خَلۡقٖ نُّعِيدُهُۥۚ وَعۡدًا عَلَيۡنَآۚ إِنَّا كُنَّا فَٰعِلِينَ١٠٤ [الأنبياء: ۱۰۴] به چه معناست؟

نطوی: جمع می‌‌گردانیم.

السجل: اوراقی که مطالب را روی آن می‌‌نگارند.

کلمات (آذنتکم ـ علی سواء) در آیه ۱۰۹ سوره انبیاء ﴿فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَقُلۡ ءَاذَنتُكُمۡ عَلَىٰ سَوَآءٖۖ وَإِنۡ أَدۡرِيٓ أَقَرِيبٌ أَم بَعِيدٞ مَّا تُوعَدُونَ١٠٩ [الأنبياء: ۱۰۹] به چه معناست؟

آذنتکم: به شما اطلاع دادم و با خبرتان کردم.

علی سواء: بطور یکسان. بدون استثناء.

الحج:

کلمات (تذهل ـ مرضعه) در آیه ۲ سوره حج ﴿يَوۡمَ تَرَوۡنَهَا تَذۡهَلُ كُلُّ مُرۡضِعَةٍ عَمَّآ أَرۡضَعَتۡ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمۡلٍ حَمۡلَهَا وَتَرَى ٱلنَّاسَ سُكَٰرَىٰ وَمَا هُم بِسُكَٰرَىٰ وَلَٰكِنَّ عَذَابَ ٱللَّهِ شَدِيدٞ٢ [الحج: ۲] به چه معناست؟

تذهل: رها و فراموش می‌‌کند.

مرضعه: زن شیر دهی که پستان در دهان نوزاد نهاده و به شیر دادن مشغول است.

سکاری: جمع سکران مستان.

کلمات (علقة ـ مضغة ـ مخلقة ـ غیر مخلقة ـ نقر ـ أرذل العمر ـ هاودة ـ إهتزت ـ ربت) در آیه ۵ سوره حج ﴿ٱلۡأَرۡحَامِ مَا نَشَآءُ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى ثُمَّ نُخۡرِجُكُمۡ طِفۡلٗا ثُمَّ لِتَبۡلُغُوٓاْ أَشُدَّكُمۡۖ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّىٰ وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَىٰٓ أَرۡذَلِ ٱلۡعُمُرِ لِكَيۡلَا يَعۡلَمَ مِنۢ بَعۡدِ عِلۡمٖ شَيۡ‍ٔٗاۚ وَتَرَى ٱلۡأَرۡضَ هَامِدَةٗ فَإِذَآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهَا ٱلۡمَآءَ ٱهۡتَزَّتۡ وَرَبَتۡ وَأَنۢبَتَتۡ مِن كُلِّ زَوۡجِۢ بَهِيجٖ٥ [الحج: ۵] به چه معناست؟

علقة: خون بسته زالو گونه.

مضغة: قطعه گوشتی بدان شکل و اندازه که جویده شود.

مخلقة: تام الخلقه دارای شکل و اندام.

غیر مخلقه: ناقص الخلقه.

نقر: نگاه می‌داریم.

أرذل العمر: پست ترین مرحله عمر.

هامدة: خشک و خاموش.

إهتزت: به حرکت و تکان می‌‌افتد.

ربت: با لا آمدن و پفیده شدن.

کلمات (ثانی ـ عطف ـ ثانی عطفه) در آیه ۹ سوره حج ﴿ثَانِيَ عِطۡفِهِۦ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۖ لَهُۥ فِي ٱلدُّنۡيَا خِزۡيٞۖ وَنُذِيقُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ عَذَابَ ٱلۡحَرِيقِ٩ [الحج: ۹] به چه معناست؟

ثانی: پیچاننده. برگرداننده.

عطف: پهلو. جانب.

ثانی عطفه: پهلوی خود را پیچ می‌‌دهد. پهلو پیچ دادن مترادف است با رو گردانی.

کلمات (حرف ـ یعبدالله علی حرف) در آیه ۱۱ سوره حج ﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَعۡبُدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ حَرۡفٖۖ فَإِنۡ أَصَابَهُۥ خَيۡرٌ ٱطۡمَأَنَّ بِهِۦۖ وَإِنۡ أَصَابَتۡهُ فِتۡنَةٌ ٱنقَلَبَ عَلَىٰ وَجۡهِهِۦ خَسِرَ ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةَۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡخُسۡرَانُ ٱلۡمُبِينُ١١ [الحج: ۱۱] به چه معناست؟

حرف: لبه. کناره.

یعبدالله علی حرف: مراد متزلزل و مذبذب بودن در پذیرش فرمان یزدان و ایمان به اسلام است.

کلمه (سبب) در آیه ۱۵ سوره حج ﴿مَن كَانَ يَظُنُّ أَن لَّن يَنصُرَهُ ٱللَّهُ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ فَلۡيَمۡدُدۡ بِسَبَبٍ إِلَى ٱلسَّمَآءِ ثُمَّ لۡيَقۡطَعۡ فَلۡيَنظُرۡ هَلۡ يُذۡهِبَنَّ كَيۡدُهُۥ مَا يَغِيظُ١٥ [الحج: ۱۵] به چه معناست؟

ریسمان. وسیله.

کلمه (المجوس) در آیه ۱۷ سوره حج ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَٱلَّذِينَ هَادُواْ وَٱلصَّٰبِ‍ِٔينَ وَٱلنَّصَٰرَىٰ وَٱلۡمَجُوسَ وَٱلَّذِينَ أَشۡرَكُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ يَفۡصِلُ بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ١٧ [الحج: ۱۷] به چه معناست؟

زردشتیان.

کلمه (یصهر) در آیه ۲۰ سوره حج ﴿يُصۡهَرُ بِهِۦ مَا فِي بُطُونِهِمۡ وَٱلۡجُلُودُ٢٠ [الحج: ۲۰] به چه معناست؟

ذوب و گداخته می‌‌گردد. پخته می‌‌شود.

کلمه (مقامع) در آیه ۲۱ سوره حج ﴿وَلَهُم مَّقَٰمِعُ مِنۡ حَدِيدٖ٢١ [الحج: ۲۱] به چه معناست؟

تازیانه. گرز.

کلمات (الباد ـ بإلحاد) در آیه ۲۵ سوره حج ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ ٱلَّذِي جَعَلۡنَٰهُ لِلنَّاسِ سَوَآءً ٱلۡعَٰكِفُ فِيهِ وَٱلۡبَادِۚ وَمَن يُرِدۡ فِيهِ بِإِلۡحَادِۢ بِظُلۡمٖ نُّذِقۡهُ مِنۡ عَذَابٍ أَلِيمٖ٢٥ [الحج: ۲۵] به چه معناست؟

الباد: از بادیه آینده. مراد زوار و حجاجی است که از اطراف و اکناف به مکه می‌‌آیند.

بإلحاد: یعنی انحراف از حد اعتدال.

کلمه (بوأنا) در آیه ۲۶ سوره حج ﴿وَإِذۡ بَوَّأۡنَا لِإِبۡرَٰهِيمَ مَكَانَ ٱلۡبَيۡتِ أَن لَّا تُشۡرِكۡ بِي شَيۡ‍ٔٗا وَطَهِّرۡ بَيۡتِيَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلۡقَآئِمِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ٢٦ [الحج: ۲۶] به چه معناست؟

آماده ساختیم. وارد کردیم. شناساندیم.

کلمات (رجالا ـ ضامر ـ فج عمیق) در آیه ۲۷ سوره حج ﴿وَأَذِّن فِي ٱلنَّاسِ بِٱلۡحَجِّ يَأۡتُوكَ رِجَالٗا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٖ يَأۡتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٖ٢٧ [الحج: ۲۷] به چه معناست؟

رجالا: جمع راجل: پیادگان.

ضامر: شتر لاغر و باریک اندام.

فج عمیق: راه دور.

کلمات (بهیمة الأنعام ـ البائس) در آیه ۲۸ سوره حج ﴿لِّيَشۡهَدُواْ مَنَٰفِعَ لَهُمۡ وَيَذۡكُرُواْ ٱسۡمَ ٱللَّهِ فِيٓ أَيَّامٖ مَّعۡلُومَٰتٍ عَلَىٰ مَا رَزَقَهُم مِّنۢ بَهِيمَةِ ٱلۡأَنۡعَٰمِۖ فَكُلُواْ مِنۡهَا وَأَطۡعِمُواْ ٱلۡبَآئِسَ ٱلۡفَقِيرَ٢٨ [الحج: ۲۸] به چه معناست؟

بهیمة الأنعام: چهار پایان اهلی.

البائس: سخت نیازمند. مستمند.

کلمات (لیقضوا ـ تفث ـ العتیق) در آیه ۲۹ سوره حج ﴿ثُمَّ لۡيَقۡضُواْ تَفَثَهُمۡ وَلۡيُوفُواْ نُذُورَهُمۡ وَلۡيَطَّوَّفُواْ بِٱلۡبَيۡتِ ٱلۡعَتِيقِ٢٩ [الحج: ۲۹] به چه معناست؟

لیقضوا: به پایان برسانند. بر طرف سازند.

تفث: چرک و کثافت و آلودگی.

العتیق: عتیق چیزی است که از نظر مکان یا زمان و یا مرتبه متقدم باشد. آزاد از تسلط جباران و قلدران.

کلمات (الأوثان ـ قول الزور) در آیه ۳۰ سوره حج ﴿ذَٰلِكَۖ وَمَن يُعَظِّمۡ حُرُمَٰتِ ٱللَّهِ فَهُوَ خَيۡرٞ لَّهُۥ عِندَ رَبِّهِۦۗ وَأُحِلَّتۡ لَكُمُ ٱلۡأَنۡعَٰمُ إِلَّا مَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡۖ فَٱجۡتَنِبُواْ ٱلرِّجۡسَ مِنَ ٱلۡأَوۡثَٰنِ وَٱجۡتَنِبُواْ قَوۡلَ ٱلزُّورِ٣٠ [الحج: ۳۰] به چه معناست؟

الأوثان: بت‌ها.

قول الزور: افتراء.

کلمه (سحیق) در آیه ۳۱ سوره حج ﴿حُنَفَآءَ لِلَّهِ غَيۡرَ مُشۡرِكِينَ بِهِۦۚ وَمَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ ٱلسَّمَآءِ فَتَخۡطَفُهُ ٱلطَّيۡرُ أَوۡ تَهۡوِي بِهِ ٱلرِّيحُ فِي مَكَانٖ سَحِيقٖ٣١ [الحج: ۳۱] به چه معناست؟

بسیار ژرف. دور افتاده.

کلمه (محلها) در آیه ۳۳ سوره حج ﴿لَكُمۡ فِيهَا مَنَٰفِعُ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى ثُمَّ مَحِلُّهَآ إِلَى ٱلۡبَيۡتِ ٱلۡعَتِيقِ٣٣ [الحج: ۳۳] به چه معناست؟

محل و یا زمان حلال بودن ذبح.

کلمات (منسکا ـ المخبتین) در آیه ۳۴ سوره حج ﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٖ جَعَلۡنَا مَنسَكٗا لِّيَذۡكُرُواْ ٱسۡمَ ٱللَّهِ عَلَىٰ مَا رَزَقَهُم مِّنۢ بَهِيمَةِ ٱلۡأَنۡعَٰمِۗ فَإِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ فَلَهُۥٓ أَسۡلِمُواْۗ وَبَشِّرِ ٱلۡمُخۡبِتِينَ٣٤ [الحج: ۳۴] به چه معناست؟

منسکا: عبادت.

المخبتین: افراد متواضع.

کلمه (وجلت) در آیه ۳۵ سوره حج ﴿ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَجِلَتۡ قُلُوبُهُمۡ وَٱلصَّٰبِرِينَ عَلَىٰ مَآ أَصَابَهُمۡ وَٱلۡمُقِيمِي ٱلصَّلَوٰةِ وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ٣٥ [الحج: ۳۵] به چه معناست؟

به خوف و هراس افتاد.

کلمات (البدن ـ صواف ـ القانع ـ المعتر) در آیه ۳۶ سوره حج ﴿وَٱلۡبُدۡنَ جَعَلۡنَٰهَا لَكُم مِّن شَعَٰٓئِرِ ٱللَّهِ لَكُمۡ فِيهَا خَيۡرٞۖ فَٱذۡكُرُواْ ٱسۡمَ ٱللَّهِ عَلَيۡهَا صَوَآفَّۖ فَإِذَا وَجَبَتۡ جُنُوبُهَا فَكُلُواْ مِنۡهَا وَأَطۡعِمُواْ ٱلۡقَانِعَ وَٱلۡمُعۡتَرَّۚ كَذَٰلِكَ سَخَّرۡنَٰهَا لَكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ٣٦ [الحج: ۳۶] به چه معناست؟

البدن: جمع بدنۀ. شتران چاق و فربه وتنومند.

صواف: جمع صاف‌ۀ، بر پا ایستاده و صف کشیده.

القانع: مستمندی که عفیف النفس است و دست تکدی دراز نمی‌‌کند و یا اینکه بدانچه بدو دهند راضی می‌‌گردد و الحاح و اصرار نمی‌‌کند.

المعتر: فقیری که آشکارا دست تکدی دراز و با الحاح و اصرار از طرف درخواست می‌‌کند.

کلمه (خوان) در آیه ۳۸ سوره حج ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُدَٰفِعُ عَنِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٖ كَفُورٍ٣٨ [الحج: ۳۸] به چه معناست؟

بسیار خیانت کار.

کلمات (صوامع ـ بیع) در آیه ۴۰ سوره حج ﴿ٱلَّذِينَ أُخۡرِجُواْ مِن دِيَٰرِهِم بِغَيۡرِ حَقٍّ إِلَّآ أَن يَقُولُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُۗ وَلَوۡلَا دَفۡعُ ٱللَّهِ ٱلنَّاسَ بَعۡضَهُم بِبَعۡضٖ لَّهُدِّمَتۡ صَوَٰمِعُ وَبِيَعٞ وَصَلَوَٰتٞ وَمَسَٰجِدُ يُذۡكَرُ فِيهَا ٱسۡمُ ٱللَّهِ كَثِيرٗاۗ وَلَيَنصُرَنَّ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ٤٠ [الحج: ۴۰] به چه معناست؟

صوامع: جمع صومعه، دیرها. محل رهبانیت راهبان که اسلام آن را منسوخ کرده است.

بیع: جمع بیعه، کلیساها.

کلمه (أملیت ـ نکیر) در آیه ۴۴ سوره حج ﴿وَأَصۡحَٰبُ مَدۡيَنَۖ وَكُذِّبَ مُوسَىٰۖ فَأَمۡلَيۡتُ لِلۡكَٰفِرِينَ ثُمَّ أَخَذۡتُهُمۡۖ فَكَيۡفَ كَانَ نَكِيرِ٤٤ [الحج: ۴۴] به چه معناست؟

آملیت: مهلت داده‌ام.

نکیر: زشت دانستنم و ناپسندیدنم.

کلمه (مشید) در آیه ۴۵ سوره حج ﴿فَكَأَيِّن مِّن قَرۡيَةٍ أَهۡلَكۡنَٰهَا وَهِيَ ظَالِمَةٞ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا وَبِئۡرٖ مُّعَطَّلَةٖ وَقَصۡرٖ مَّشِيدٍ٤٥ [الحج: ۴۵] به چه معناست؟

استوار. برافراشته. آراسته.

کلمه (تخبت) در آیه ۵۴ سوره حج ﴿وَلِيَعۡلَمَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤۡمِنُواْ بِهِۦ فَتُخۡبِتَ لَهُۥ قُلُوبُهُمۡۗ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَهَادِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ ٥٤ [الحج: ۵۴] به چه معناست؟

خضوع و خشوع کند.

کلمه (مریة) در آیه ۵۵ سوره حج ﴿وَلَا يَزَالُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فِي مِرۡيَةٖ مِّنۡهُ حَتَّىٰ تَأۡتِيَهُمُ ٱلسَّاعَةُ بَغۡتَةً أَوۡ يَأۡتِيَهُمۡ عَذَابُ يَوۡمٍ عَقِيمٍ٥٥ [الحج: ۵۵] به چه معناست؟

شک و تردید.

کلمه (یولج) در آیه ۶۱ سوره حج ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ يُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِ وَأَنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ بَصِيرٞ٦١ [الحج: ۶۱] به چه معناست؟

داخل می‌‌کند.

کلمه (مخضرة) در آیه ۶۳ سوره حج ﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَتُصۡبِحُ ٱلۡأَرۡضُ مُخۡضَرَّةًۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٞ٦٣ [الحج: ۶۳] به چه معناست؟

سبز و خرم.

جمله (یکادون یسطون) در آیه ۷۲ سوره حج ﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ تَعۡرِفُ فِي وُجُوهِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلۡمُنكَرَۖ يَكَادُونَ يَسۡطُونَ بِٱلَّذِينَ يَتۡلُونَ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِنَاۗ قُلۡ أَفَأُنَبِّئُكُم بِشَرّٖ مِّن ذَٰلِكُمُۚ ٱلنَّارُ وَعَدَهَا ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ٧٢ [الحج: ۷۲] به چه معناست؟

نزدیک است پا شوند و حمله ور گردند.

المؤمنون:

کلمه (فروج) در آیه ۵ سوره مومنون ﴿وَٱلَّذِينَ هُمۡ لِفُرُوجِهِمۡ حَٰفِظُونَ٥ [المؤمنون: ۵] به چه معناست؟

جمع فرج، عورت.

کلمه (العادون) در آیه ۷ سوره مومنون ﴿فَمَنِ ٱبۡتَغَىٰ وَرَآءَ ذَٰلِكَ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡعَادُونَ٧ [المؤمنون: ۷] به چه معناست؟

تجاوزگران.

کلمه (راعون) در آیه ۸ سوره مومنون ﴿وَٱلَّذِينَ هُمۡ لِأَمَٰنَٰتِهِمۡ وَعَهۡدِهِمۡ رَٰعُونَ٨ [المؤمنون: ۸] به چه معناست؟

رعایت کنندگان.

کلمات (سلالة ـ مکین) در آیه ۱۲ سوره مومنون ﴿وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِن سُلَٰلَةٖ مِّن طِينٖ١٢ [المؤمنون: ۱۲] به چه معناست؟

سلالة: چکیده. عصاره.

مکین: محکم و استوار.

جمله (فأسکناه فی الأرض) در آیه ۱۸ سوره مومنون ﴿وَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءَۢ بِقَدَرٖ فَأَسۡكَنَّٰهُ فِي ٱلۡأَرۡضِۖ وَإِنَّا عَلَىٰ ذَهَابِۢ بِهِۦ لَقَٰدِرُونَ١٨ [المؤمنون: ۱۸] به چه معناست؟

آن را در زمین ماندگار و بردوام کردیم.

کلمات (الدهن ـ صبغ) در آیه ۲۰ سوره مومنون ﴿وَشَجَرَةٗ تَخۡرُجُ مِن طُورِ سَيۡنَآءَ تَنۢبُتُ بِٱلدُّهۡنِ وَصِبۡغٖ لِّلۡأٓكِلِينَ٢٠ [المؤمنون: ۲۰] به چه معناست؟

الدهن: روغن.

صبغ: نان خورش. مراد همان روغن است.

کلمه (هیهات) در آیه ۳۶ سوره مومنون ﴿هَيۡهَاتَ هَيۡهَاتَ لِمَا تُوعَدُونَ٣٦ [المؤمنون: ۳۶] به چه معناست؟

دور است.

کلمه (غثاء) در آیه ۴۱ سوره مومنون ﴿فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّيۡحَةُ بِٱلۡحَقِّ فَجَعَلۡنَٰهُمۡ غُثَآءٗۚ فَبُعۡدٗا لِّلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ٤١ [المؤمنون: ۴۱] به چه معناست؟

خس و خاشاک و چوب‌ها و چیزهایی که سیلاب با خود می‌‌آورد.

کلمه (تتری) در آیه ۴۴ سوره مومنون ﴿ثُمَّ أَرۡسَلۡنَا رُسُلَنَا تَتۡرَاۖ كُلَّ مَا جَآءَ أُمَّةٗ رَّسُولُهَا كَذَّبُوهُۖ فَأَتۡبَعۡنَا بَعۡضَهُم بَعۡضٗا وَجَعَلۡنَٰهُمۡ أَحَادِيثَۚ فَبُعۡدٗا لِّقَوۡمٖ لَّا يُؤۡمِنُونَ٤٤ [المؤمنون: ۴۴] به چه معناست؟

تتری: پیاپی. یکی بعد از دیگری.

کلمه (عالین) در آیه ۴۶ سوره مومنون ﴿إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيْهِۦ فَٱسۡتَكۡبَرُواْ وَكَانُواْ قَوۡمًا عَالِينَ٤٦ [المؤمنون: ۴۶] به چه معناست؟

سرک‌شان. مراد مستکبران و خود بزرگ بینانی است.

کلمات (آوینا ـ ذات قرار ـ معین) در آیه ۵۰ سوره مومنون ﴿وَجَعَلۡنَا ٱبۡنَ مَرۡيَمَ وَأُمَّهُۥٓ ءَايَةٗ وَءَاوَيۡنَٰهُمَآ إِلَىٰ رَبۡوَةٖ ذَاتِ قَرَارٖ وَمَعِينٖ٥٠ [المؤمنون: ۵۰] به چه معناست؟

آوینا: منزل و مأوی دادیم.

ذات قرار: محل استقرار. محل امن و آرامش و اطمینان.

معین: آب روان.

کلمه (زبرا) در آیه ۵۳ سوره مومنون ﴿فَتَقَطَّعُوٓاْ أَمۡرَهُم بَيۡنَهُمۡ زُبُرٗاۖ كُلُّ حِزۡبِۢ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ٥٣ [المؤمنون: ۵۳] به چه معناست؟

جمع زبرۀ به معنی قطعه و تکه است.

کلمه (غمرتهم) در آیه ۵۴ سوره مومنون ﴿فَذَرۡهُمۡ فِي غَمۡرَتِهِمۡ حَتَّىٰ حِينٍ٥٤ [المؤمنون: ۵۴] به چه معناست؟

غمره. غرقاب. مراد حیرت و ضلالت و غفلت و جهالت است.

کلمه (مشفقون) در آیه ۵۷ سوره مومنون ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ هُم مِّنۡ خَشۡيَةِ رَبِّهِم مُّشۡفِقُونَ٥٧ [المؤمنون: ۵۷] به چه معناست؟

اشخاص بیمناک و در هراس.

کلمه (وجلة) در آیه ۶۰ سوره مومنون ﴿وَٱلَّذِينَ يُؤۡتُونَ مَآ ءَاتَواْ وَّقُلُوبُهُمۡ وَجِلَةٌ أَنَّهُمۡ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ رَٰجِعُونَ٦٠ [المؤمنون: ۶۰] به چه معناست؟

ترسان و هراسان.

کلمه (یجأرون) در آیه ۶۴ سوره مومنون ﴿حَتَّىٰٓ إِذَآ أَخَذۡنَا مُتۡرَفِيهِم بِٱلۡعَذَابِ إِذَا هُمۡ يَجۡ‍َٔرُونَ٦٤ [المؤمنون: ۶۴] به چه معناست؟

فریاد می‌‌کشند.

کلمات (أعقاب ـ تنکصون) در آیه ۶۶ سوره مومنون ﴿قَدۡ كَانَتۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ فَكُنتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡ تَنكِصُونَ٦٦ [المؤمنون: ۶۶] به چه معناست؟

أعقاب: جمع عقب، پاشنه.

تنکصون: به عقب بر می‌‌گشتید.

کلمه (سامرا) در آیه ۶۷ سوره مومنون ﴿مُسۡتَكۡبِرِينَ بِهِۦ سَٰمِرٗا تَهۡجُرُونَ٦٧ [المؤمنون: ۶۷] به چه معناست؟

گفتگوهای شبانه، قصه گویان شب.

کلمه (خراج) در آیه ۷۲ سوره مومنون ﴿أَمۡ تَسۡ‍َٔلُهُمۡ خَرۡجٗا فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيۡرٞۖ وَهُوَ خَيۡرُ ٱلرَّٰزِقِينَ٧٢ [المؤمنون: ۷۲] به چه معناست؟

اجر و مزد.

کلمه (ناکبون) در آیه ۷۴ سوره مومنون ﴿وَإِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ عَنِ ٱلصِّرَٰطِ لَنَٰكِبُونَ٧٤ [المؤمنون: ۷۴] به چه معناست؟

منحرفان از مسیر.

کلمه (یجیر) در آیه ۸۸ سوره مومنون ﴿قُلۡ مَنۢ بِيَدِهِۦ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيۡءٖ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيۡهِ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٨٨ [المؤمنون: ۸۸] به چه معناست؟

پناه می‌‌دهد.

کلمه (همزات) در آیه ۹۷ سوره مومنون ﴿وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنۡ هَمَزَٰتِ ٱلشَّيَٰطِينِ٩٧ [المؤمنون: ۹۷] به چه معناست؟

جمع همزۀ، تحریکات. مراد وسوسه‌ها است.

کلمات (کالحون ـ تلفح) در آیه ۱۰۴ سوره مومنون ﴿تَلۡفَحُ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ وَهُمۡ فِيهَا كَٰلِحُونَ١٠٤ [المؤمنون: ۱۰۴] به چه معناست؟

تلفح: شعله می‌‌زند. مراد سوزاندن و بریان کردن است.

کالحون: ترش رویان و چهره درهم کشیدگانی که لب‌هایشان از درد و رنج جمع و باز بماند.

کلمه (سخریا) در آیه ۱۱۰ سوره مومنون ﴿فَٱتَّخَذۡتُمُوهُمۡ سِخۡرِيًّا حَتَّىٰٓ أَنسَوۡكُمۡ ذِكۡرِي وَكُنتُم مِّنۡهُمۡ تَضۡحَكُونَ١١٠ [المؤمنون: ۱۱۰] به چه معناست؟

یعنی کسانی که بسیار مورد تمسخر قرار می‌گیرند.

کلمه (العدین) در آیه ۱۱۳ سوره مومنون ﴿قَالُواْ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖ فَسۡ‍َٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ١١٣ [المؤمنون: ۱۱۳] به چه معناست؟

شمارندگان. حسابگران.

النور:

کلمه (یدرأ) در آیه ۸ سوره نور ﴿وَيَدۡرَؤُاْ عَنۡهَا ٱلۡعَذَابَ أَن تَشۡهَدَ أَرۡبَعَ شَهَٰدَٰتِۢ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ٨ [النور: ۸] به چه معناست؟

یدرأ: دفع می‌‌کند، بر طرف می‌‌کند.

کلمه (الافک) در آیه ۱۱ سوره نور ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ جَآءُو بِٱلۡإِفۡكِ عُصۡبَةٞ مِّنكُمۡۚ لَا تَحۡسَبُوهُ شَرّٗا لَّكُمۖ بَلۡ هُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡۚ... [النور: ۱۱] به چه معناست؟

الافک: تهمت بزرگ.

کلمه (هینا) در آیه ۱۵ سوره نور ﴿إِذۡ تَلَقَّوۡنَهُۥ بِأَلۡسِنَتِكُمۡ وَتَقُولُونَ بِأَفۡوَاهِكُم مَّا لَيۡسَ لَكُم بِهِۦ عِلۡمٞ وَتَحۡسَبُونَهُۥ هَيِّنٗا وَهُوَ عِندَ ٱللَّهِ عَظِيمٞ١٥ [النور: ۱۵] به چه معناست؟

هیناً: ساده و ناچیز.

کلمه (لا یاتل) در آیه ۲۲ سوره نور ﴿وَلَا يَأۡتَلِ أُوْلُواْ ٱلۡفَضۡلِ مِنكُمۡ... [النور: ۲۲] به چه معناست؟

لا یأتل: سوگند نخورد.

کلمه (مبروون) در آیه ۲۶ سوره نور ﴿ٱلۡخَبِيثَٰتُ لِلۡخَبِيثِينَ وَٱلۡخَبِيثُونَ لِلۡخَبِيثَٰتِۖ وَٱلطَّيِّبَٰتُ لِلطَّيِّبِينَ وَٱلطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَٰتِۚ أُوْلَٰٓئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَۖ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ٢٦ [النور: ۲۶] به چه معناست؟

مبرءون: پاکان و بی‌گناهان.

کلمه (یغضوا) در آیه ۳۰ سوره نور ﴿قُل لِّلۡمُؤۡمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِمۡ وَيَحۡفَظُواْ فُرُوجَهُمۡۚ ذَٰلِكَ أَزۡكَىٰ لَهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا يَصۡنَعُونَ٣٠ [النور: ۳۰] به چه معناست؟

یغضوا: پایین اندازند.

کلمات و جمله (لا یبدین – جیوب – غیر اولی الاربة) در آیه ۳۱ سوره نور ﴿وَقُل لِّلۡمُؤۡمِنَٰتِ يَغۡضُضۡنَ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِنَّ وَيَحۡفَظۡنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبۡدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنۡهَاۖ وَلۡيَضۡرِبۡنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّۖ وَلَا يُبۡدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوۡ ءَابَآئِهِنَّ أَوۡ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوۡ أَبۡنَآئِهِنَّ أَوۡ أَبۡنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوۡ إِخۡوَٰنِهِنَّ أَوۡ بَنِيٓ إِخۡوَٰنِهِنَّ أَوۡ بَنِيٓ أَخَوَٰتِهِنَّ أَوۡ نِسَآئِهِنَّ أَوۡ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُنَّ أَوِ ٱلتَّٰبِعِينَ غَيۡرِ أُوْلِي ٱلۡإِرۡبَةِ مِنَ ٱلرِّجَالِ أَوِ ٱلطِّفۡلِ ٱلَّذِينَ لَمۡ يَظۡهَرُواْ عَلَىٰ عَوۡرَٰتِ ٱلنِّسَآءِۖ وَلَا يَضۡرِبۡنَ بِأَرۡجُلِهِنَّ لِيُعۡلَمَ مَا يُخۡفِينَ مِن زِينَتِهِنَّۚ وَتُوبُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ٣١ [النور: ۳۱] به چه معناست؟

لا یبدین: نمایان نسازند، پدیدار نکنند.

جیوب: جمع جیب، گریبان.

غیر اولی الاربة: افرادی که قدرت زناشویی ندارند و می‌ل جنسی در آنان فرو مرده است.

کلمه (الایامی) در آیه ۳۲ سوره نور ﴿وَأَنكِحُواْ ٱلۡأَيَٰمَىٰ مِنكُمۡ وَٱلصَّٰلِحِينَ مِنۡ عِبَادِكُمۡ وَإِمَآئِكُمۡۚ إِن يَكُونُواْ فُقَرَآءَ يُغۡنِهِمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦۗ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ٣٢ [النور: ۳۲] به چه معناست؟

الایامی: جمع‌ایم، مردان و زنان بیوه.

کلمه (البغاء) در آیه ۳۳ سوره نور ﴿...وَلَا تُكۡرِهُواْ فَتَيَٰتِكُمۡ عَلَى ٱلۡبِغَآءِ إِنۡ أَرَدۡنَ تَحَصُّنٗا لِّتَبۡتَغُواْ عَرَضَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۚ وَمَن يُكۡرِههُّنَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ مِنۢ بَعۡدِ إِكۡرَٰهِهِنَّ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٣٣ [النور: ۳۳] به چه معناست؟

البغاء: زنا.

کلمات (مشکاة – مصباح – دری) در آیه ۳۵ سوره نور ﴿ٱللَّهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ مَثَلُ نُورِهِۦ كَمِشۡكَوٰةٖ فِيهَا مِصۡبَاحٌۖ ٱلۡمِصۡبَاحُ فِي زُجَاجَةٍۖ ٱلزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوۡكَبٞ دُرِّيّٞ... [النور: ۳۵] به چه معناست؟

مشکاة: چراغ، فتیله.

مصباح: چراغدان، قندیل.

دری: فروزان چون در.

کلمات (قیعة - الظمان) در آیه ۳۹ سوره نور ﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَعۡمَٰلُهُمۡ كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمۡ‍َٔانُ مَآءً حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَهُۥ لَمۡ يَجِدۡهُ شَيۡ‍ٔٗا وَوَجَدَ ٱللَّهَ عِندَهُۥ فَوَفَّىٰهُ حِسَابَهُۥۗ وَٱللَّهُ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ ٣٩ [النور: ۳۹]. به چه معناست؟

قیعه: بیابان بی‌آب و علف.

الظمان: تشنه.

کلمه (لجی) در آیه ۴۰ سوره نور ﴿أَوۡ كَظُلُمَٰتٖ فِي بَحۡرٖ لُّجِّيّٖ يَغۡشَىٰهُ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ مَوۡجٞ... [النور: ۴۰] به چه معناست؟

لجی: منسوب به لجه، دارای آب زیاد با عمق بسیار و سطح مواج.

کلمه (صافات) در آیه ۴۱ سوره نور ﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱلطَّيۡرُ صَٰٓفَّٰتٖۖ كُلّٞ قَدۡ عَلِمَ صَلَاتَهُۥ وَتَسۡبِيحَهُۥۗ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِمَا يَفۡعَلُونَ٤١ [النور: ۴۱] به چه معناست؟

صافات: بال گسترندگان.

کلمات (یزجی – یؤلف – الودق – برد – سنا) در آیه ۴۳ سوره نور ﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُزۡجِي سَحَابٗا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيۡنَهُۥ ثُمَّ يَجۡعَلُهُۥ رُكَامٗا فَتَرَى ٱلۡوَدۡقَ يَخۡرُجُ مِنۡ خِلَٰلِهِۦ وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مِن جِبَالٖ فِيهَا مِنۢ بَرَدٖ فَيُصِيبُ بِهِۦ مَن يَشَآءُ وَيَصۡرِفُهُۥ عَن مَّن يَشَآءُۖ يَكَادُ سَنَا بَرۡقِهِۦ يَذۡهَبُ بِٱلۡأَبۡصَٰرِ٤٣ [النور: ۴۳] به چه معناست؟

یزجی: آهسته و آرام سوق می‌‌دهد و می‌راند.

یؤلف: گرد می‌‌آورد و به هم متصل می‌‌گرداند.

رکاما: متراکم، انباشته.

الودق: باران.

برد: تگرگ.

سنا: درخشندگی.

کلمه (مذعنین) در آیه ۴۹ سوره نور ﴿وَإِن يَكُن لَّهُمُ ٱلۡحَقُّ يَأۡتُوٓاْ إِلَيۡهِ مُذۡعِنِينَ٤٩ [النور: ۴۹] به چه معناست؟

مذعنین: با فروتنی و شتاب پذیرای حکم شوندگان.

کلمه (معجزین) در آیه ۵۷ سوره نور ﴿لَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مُعۡجِزِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ وَمَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُۖ وَلَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ٥٧ [النور: ۵۷] به چه معناست؟

معجزین: درمانده کنندگان.

کلمه (الحلم) در آیه ۵۸ سوره نور ﴿وَإِذَا بَلَغَ ٱلۡأَطۡفَٰلُ مِنكُمُ ٱلۡحُلُمَ فَلۡيَسۡتَ‍ٔۡذِنُواْ كَمَا ٱسۡتَ‍ٔۡذَنَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمۡ ءَايَٰتِهِۦۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ٥٩ [النور: ۵۹] به چه معناست؟

الحلم: احتلام، مراد زمان بلوغ است.

کلمه (القواعد) در آیه ۶۰ سوره نور ﴿وَٱلۡقَوَٰعِدُ مِنَ ٱلنِّسَآءِ ٱلَّٰتِي لَا يَرۡجُونَ نِكَاحٗا... [النور: ۶۰] به چه معناست؟

القواعد: جمع قاعد، زنان پیر و فرتوتی که از حیض باز ایستاده‌اند و نازا شده‌اند.

جمله (امر جامع) در آیه ۶۲ سوره نور ﴿إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَإِذَا كَانُواْ مَعَهُۥ عَلَىٰٓ أَمۡرٖ جَامِعٖ لَّمۡ يَذۡهَبُواْ حَتَّىٰ يَسۡتَ‍ٔۡذِنُوهُۚ... [النور: ۶۲] به چه معناست؟

امر جامع: کار مهمی که مردمان برای مشورت و یا شرکت در آن گرد می‌‌آیند.

کلمات (یتسللون – لواذا) در آیه ۶۳ سوره نور ﴿لَّا تَجۡعَلُواْ دُعَآءَ ٱلرَّسُولِ بَيۡنَكُمۡ كَدُعَآءِ بَعۡضِكُم بَعۡضٗاۚ قَدۡ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمۡ لِوَاذٗاۚ فَلۡيَحۡذَرِ ٱلَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنۡ أَمۡرِهِۦٓ أَن تُصِيبَهُمۡ فِتۡنَةٌ أَوۡ يُصِيبَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ٦٣ [النور: ۶۳] به چه معناست؟

یتسللون: خویشتن را کنار می‌‌کشند و پشت دیوار و پشت سر مردم پنهان می‌‌شوند.

لواذا: پناه بردن.

الفرقان

کلمه (نشورا) در آیه ۳ سوره فرقان ﴿وَٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةٗ لَّا يَخۡلُقُونَ شَيۡ‍ٔٗا وَهُمۡ يُخۡلَقُونَ وَلَا يَمۡلِكُونَ لِأَنفُسِهِمۡ ضَرّٗا وَلَا نَفۡعٗا وَلَا يَمۡلِكُونَ مَوۡتٗا وَلَا حَيَوٰةٗ وَلَا نُشُورٗا٣ [الفرقان: ۳] به چه معناست؟

نشورا: رستاخیز، حیات بعد از ممات.

کلمه (زفیرا) در آیه ۱۲ سوره فرقان ﴿إِذَا رَأَتۡهُم مِّن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ سَمِعُواْ لَهَا تَغَيُّظٗا وَزَفِيرٗا١٢ [الفرقان: ۱۲] به چه معناست؟

جوش و خروش ناشی از خشم. خشم نفس طولانی بیرون کشید.

کلمات (مقرنین ـ ثبورا) در آیه ۱۳ سوره فرقان ﴿وَإِذَآ أُلۡقُواْ مِنۡهَا مَكَانٗا ضَيِّقٗا مُّقَرَّنِينَ دَعَوۡاْ هُنَالِكَ ثُبُورٗا١٣ [الفرقان: ۱۳] به چه معناست؟

مقرنین: کسانی که دست‌ها و پاهایشان را با غل و زنجیر بهم بسته باشند.

ثبورا: هلاک. یعنی فریاد می‌‌زنند، ای‌ مرگ ما را دریاب تا نابود شویم.

کلمه (بورا) در آیه ۱۸ سوره فرقان ﴿قَالُواْ سُبۡحَٰنَكَ مَا كَانَ يَنۢبَغِي لَنَآ أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنۡ أَوۡلِيَآءَ وَلَٰكِن مَّتَّعۡتَهُمۡ وَءَابَآءَهُمۡ حَتَّىٰ نَسُواْ ٱلذِّكۡرَ وَكَانُواْ قَوۡمَۢا بُورٗا١٨ [الفرقان: ۱۸] به چه معناست؟

فاسد و تباه.

کلمه (صرفا) در آیه ۱۹ سوره فرقان ﴿فَقَدۡ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسۡتَطِيعُونَ صَرۡفٗا وَلَا نَصۡرٗاۚ وَمَن يَظۡلِم مِّنكُمۡ نُذِقۡهُ عَذَابٗا كَبِيرٗا١٩ [الفرقان: ۱۹ به چه معناست؟

دفع عذاب. بازگرداندن.

کلمه (حجرا محجورا) در آیه ۲۲ سوره فرقان ﴿يَوۡمَ يَرَوۡنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ لَا بُشۡرَىٰ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُجۡرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجۡرٗا مَّحۡجُورٗا٢٢ [الفرقان: ۲۲] به چه معناست؟

پناه و امان دهید. دست باز دارید و صدمه‌ای نرسانید که ممنوع و گناه است. اصطلاحی بوده است در میان عرب‌ها که وقتی به کسی برخورد می‌کردند که از او می‌‌ترسیدند، برای گرفتن امان آن را خطاب به طرف می‌گفتند. مخصوصا در ماه‌های حرام و ایام حج، اگر به دشمنی برخورد می‌کرد و می‌ترسید صدمه‌ای بدو بزند این جمله را تکرار می‌‌کرد و در امان بود.

کلمه (منثورا) در آیه ۲۳ سوره فرقان ﴿وَقَدِمۡنَآ إِلَىٰ مَا عَمِلُواْ مِنۡ عَمَلٖ فَجَعَلۡنَٰهُ هَبَآءٗ مَّنثُورًا٢٣ [الفرقان: ۲۳] به چه معناست؟

پراکنده.

کلمه (مقیلا) در آیه ۲۴ سوره فرقان ﴿أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ يَوۡمَئِذٍ خَيۡرٞ مُّسۡتَقَرّٗا وَأَحۡسَنُ مَقِيلٗا٢٤ [الفرقان: ۲۴] به چه معناست؟

استراحت‌گاه.

کلمه (تشقق) در آیه ۲۵ سوره فرقان ﴿وَيَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ وَنُزِّلَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ تَنزِيلًا٢٥ [الفرقان: ۲۵] به چه معناست؟

پاره پاره می‌‌گردد.

کلمه (یعض) در آیه ۲۷ سوره فرقان ﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا٢٧ [الفرقان: ۲۷] به چه معناست؟

گاز می‌‌گیرید.

کلمه (خلیلا) در آیه ۲۸ سوره فرقان ﴿يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا٢٨ [الفرقان: ۲۸] به چه معناست؟

دوست خاص و صمیمی که انسان او را مشاور خود کند.

کلمه (رس) در آیه ۳۸ سوره فرقان ﴿وَعَادٗا وَثَمُودَاْ وَأَصۡحَٰبَ ٱلرَّسِّ وَقُرُونَۢا بَيۡنَ ذَٰلِكَ كَثِيرٗا٣٨ [الفرقان: ۳۸] به چه معناست؟

چاه و حفره.

کلمه (تتبیرا) در آیه ۳۹ سوره فرقان ﴿وَكُلّٗا ضَرَبۡنَا لَهُ ٱلۡأَمۡثَٰلَۖ وَكُلّٗا تَبَّرۡنَا تَتۡبِيرٗا٣٩ [الفرقان: ۳۹] به چه معناست؟

سخت هلاک کردن و نابود ساختن.

کلمه (قبضناه) در آیه ۴۶ سوره فرقان ﴿ثُمَّ قَبَضۡنَٰهُ إِلَيۡنَا قَبۡضٗا يَسِيرٗا٤٦ [الفرقان: ۴۶] به چه معناست؟

آن را جمع می‌‌گردانیم. مراد محو تدریجی سایه بر حسب موقعیت خورشید است.

کلمه (سباتا) در آیه ۴۷ سوره فرقان ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ لِبَاسٗا وَٱلنَّوۡمَ سُبَاتٗا وَجَعَلَ ٱلنَّهَارَ نُشُورٗا٤٧ [الفرقان: ۴۷] به چه معناست؟

استراحت وتجدید قوا.

کلمه (أناسی) در آیه ۴۹ سوره فرقان ﴿لِّنُحۡـِۧيَ بِهِۦ بَلۡدَةٗ مَّيۡتٗا وَنُسۡقِيَهُۥ مِمَّا خَلَقۡنَآ أَنۡعَٰمٗا وَأَنَاسِيَّ كَثِيرٗا٤٩ [الفرقان: ۴۹] به چه معناست؟

جمع انسان یا إنسی، مردمان.

کلمات (مرج ـ عذب ـ فرات ـ أجاج ـ برزخا) در آیه ۵۳ سوره فرقان ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي مَرَجَ ٱلۡبَحۡرَيۡنِ هَٰذَا عَذۡبٞ فُرَاتٞ وَهَٰذَا مِلۡحٌ أُجَاجٞ وَجَعَلَ بَيۡنَهُمَا بَرۡزَخٗا وَحِجۡرٗا مَّحۡجُورٗا٥٣ [الفرقان: ۵۳] به چه معناست؟

مرج: به‌سوی هم سر داده است. مجاور هم رها و روان کرده است.

عذب: شیرین و خوشگوار.

فرات: بسیار خوش گوار.

أجاج: بسیار شور.

برزخا: حاجز و مانع.

کلمه (صهرا) در آیه ۵۴ سوره فرقان ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ مِنَ ٱلۡمَآءِ بَشَرٗا فَجَعَلَهُۥ نَسَبٗا وَصِهۡرٗاۗ وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرٗا٥٤ [الفرقان: ۵۴] به چه معناست؟

خویشاوندی حاصل از جهت زنان.

کلمه (غراما) در آیه ۶۵ سوره فرقان ﴿وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا ٱصۡرِفۡ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَۖ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا٦٥ [الفرقان: ۶۵] به چه معناست؟

ملازم. غیر دست بردار.

کلمات (لم یقتروا ـ قواما) در آیه ۶۷ سوره فرقان ﴿وَٱلَّذِينَ إِذَآ أَنفَقُواْ لَمۡ يُسۡرِفُواْ وَلَمۡ يَقۡتُرُواْ وَكَانَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ قَوَامٗا٦٧ [الفرقان: ۶۷] به چه معناست؟

لم یقتروا: سختگیری نمی‌‌کنند و بخل نشان نمی‌‌دهند.

قواما: حد وسط. میانه روی.

کلمه (أثاما) در آیه ۶۸ سوره فرقان ﴿وَٱلَّذِينَ لَا يَدۡعُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ وَلَا يَقۡتُلُونَ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِي حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَلَا يَزۡنُونَۚ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ يَلۡقَ أَثَامٗا٦٨ [الفرقان: ۶۸] به چه معناست؟

جزاء گناه. کیفر. عقاب و عذاب.

کلمه (مهانا) در آیه ۶۹ سوره فرقان ﴿يُضَٰعَفۡ لَهُ ٱلۡعَذَابُ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَيَخۡلُدۡ فِيهِۦ مُهَانًا٦٩ [الفرقان: ۶۹] به چه معناست؟

خوار و پست.

کلمه (متابا) در آیه ۷۱ سوره فرقان ﴿وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَإِنَّهُۥ يَتُوبُ إِلَى ٱللَّهِ مَتَابٗا٧١ [الفرقان: ۷۱] به چه معناست؟

بازگشتن.

کلمه (الزور) در آیه ۷۲ سوره فرقان ﴿وَٱلَّذِينَ لَا يَشۡهَدُونَ ٱلزُّورَ وَإِذَا مَرُّواْ بِٱللَّغۡوِ مَرُّواْ كِرَامٗا٧٢ [الفرقان: ۷۲] به چه معناست؟

باطل.

کلمه (صما و عمیانا) در آیه ۷۳ سوره فرقان ﴿وَٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُواْ بِ‍َٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ لَمۡ يَخِرُّواْ عَلَيۡهَا صُمّٗا وَعُمۡيَانٗا٧٣ [الفرقان: ۷۳] به چه معناست؟

جمع أصم و أعمی، کران و کوران.

کلمه (قرة أعین) در آیه ۷۴ سوره فرقان ﴿وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبۡ لَنَا مِنۡ أَزۡوَٰجِنَا وَذُرِّيَّٰتِنَا قُرَّةَ أَعۡيُنٖ وَٱجۡعَلۡنَا لِلۡمُتَّقِينَ إِمَامًا٧٤ [الفرقان: ۷۴] به چه معناست؟

روشنی چشمان. مایه سرور و شادی.

کلمه (الغرفة) در آیه ۷۵ سوره فرقان ﴿أُوْلَٰٓئِكَ يُجۡزَوۡنَ ٱلۡغُرۡفَةَ بِمَا صَبَرُواْ وَيُلَقَّوۡنَ فِيهَا تَحِيَّةٗ وَسَلَٰمًا٧٥ [الفرقان: ۷۵] به چه معناست؟

قسمت‌های فوقانی ساختمان و طبقات بالای منازل. ساختمان بلند. در اینجا مراد منازل و درجات عالی بهشت است.

کلمه (ما یعبا ـ لزاما) در آیه ۷۷ سوره فرقان ﴿قُلۡ مَا يَعۡبَؤُاْ بِكُمۡ رَبِّي لَوۡلَا دُعَآؤُكُمۡۖ فَقَدۡ كَذَّبۡتُمۡ فَسَوۡفَ يَكُونُ لِزَامَۢا٧٧ [الفرقان: ۷۷] به چه معناست؟

به شما اعتنایی ندارد و اهمیتی برایتان قائل نیست.

لزاما: یعنی ملازم است. مراد این که نتیجه کار و جزای عمل‌شان و بال گردن‌شان می‌گردد.

الشعراء:

کلمه (باخع) در آیه ۳ سوره شعراء ﴿لَعَلَّكَ بَٰخِعٞ نَّفۡسَكَ أَلَّا يَكُونُواْ مُؤۡمِنِينَ٣ [الشعراء: ۳] به چه معناست؟

هلاک کننده. نابود سازنده.

کلمات (ولیدا ـ لبثت) در آیه ۱۸ سوره شعراء ﴿قَالَ أَلَمۡ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدٗا وَلَبِثۡتَ فِينَا مِنۡ عُمُرِكَ سِنِينَ١٨ [الشعراء: ۱۸] به چه معناست؟

ولیدا: طقل. کودک.

ابثت: مانده‌ای.

کلمه (أرجه) در آیه ۳۶ سوره شعراء ﴿قَالُوٓاْ أَرۡجِهۡ وَأَخَاهُ وَٱبۡعَثۡ فِي ٱلۡمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ٣٦ [الشعراء: ۳۶] به چه معناست؟

او را مهلت بده.

کلمه (تلقف) در آیه ۴۵ سوره شعراء ﴿فَأَلۡقَىٰ مُوسَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلۡقَفُ مَا يَأۡفِكُونَ٤٥ [الشعراء: ۴۵] به چه معناست؟

با سرعت و قدرت می‌‌بلعید.

کلمات (آذن ـ من خلاف ـ لأصلبنکم) در آیه ۴۹ سوره شعراء ﴿قَالَ ءَامَنتُمۡ لَهُۥ قَبۡلَ أَنۡ ءَاذَنَ لَكُمۡۖ إِنَّهُۥ لَكَبِيرُكُمُ ٱلَّذِي عَلَّمَكُمُ ٱلسِّحۡرَ فَلَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَۚ لَأُقَطِّعَنَّ أَيۡدِيَكُمۡ وَأَرۡجُلَكُم مِّنۡ خِلَٰفٖ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمۡ أَجۡمَعِينَ٤٩ [الشعراء: ۴۹] به چه معناست؟

آذن: اجازه دهم.

من خلاف: عکس یکدیگر. مثلا دست راست و پای چپ و یا پای راست دست چپ.

لأصلبنکم: حتما به دارتان می‌‌آویزم.

کلمه (أسر بعبادی) در آیه ۵۲ سوره شعراء ﴿۞وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنۡ أَسۡرِ بِعِبَادِيٓ إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ٥٢ [الشعراء: ۵۲] به چه معناست؟

در شب بندگانم را کوچ بده.

کلمات (المدائن ـ حاشرین) در آیه ۵۳ سوره شعراء ﴿فَأَرۡسَلَ فِرۡعَوۡنُ فِي ٱلۡمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ٥٣ [الشعراء: ۵۳] به چه معناست؟

المدائن: جمع مدینه، شهر.

حاشرین: گرد آورندگان.

کلمه (شرذمة) در آیه ۵۴ سوره شعراء ﴿إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَشِرۡذِمَةٞ قَلِيلُونَ٥٤ [الشعراء: ۵۴] به چه معناست؟

گروه و طایفه ناچیز و کم اهمیت.

کلمه (حاذرون) در آیه ۵۶ سوره شعراء ﴿وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَٰذِرُونَ٥٦ [الشعراء: ۵۶] به چه معناست؟

افراد محتاط و دور اندیش. آگاه و بیدار.

کلمات (إنفلق ـ فرق ـ الطود) در آیه ۶۳ سوره شعراء ﴿فَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱضۡرِب بِّعَصَاكَ ٱلۡبَحۡرَۖ فَٱنفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرۡقٖ كَٱلطَّوۡدِ ٱلۡعَظِيمِ٦٣ [الشعراء: ۶۳] به چه معناست؟

إنفلق: از هم شکافت. از هم باز شد. از هم جدا شد.

فرق: قسم. بخش.

الطود: کوه. کوه بزرگ.

کلمات (أزلفنا ـ ثم) در آیه ۶۴ سوره شعراء ﴿وَأَزۡلَفۡنَا ثَمَّ ٱلۡأٓخَرِينَ٦٤ [الشعراء: ۶۴] به چه معناست؟

أزلفنا: نزدیک گردانیدیم.

ثم: آنجا.

کلمه (برزت) در آیه ۹۱ سوره شعراء ﴿وَبُرِّزَتِ ٱلۡجَحِيمُ لِلۡغَاوِينَ٩١ [الشعراء: ۹۱] به چه معناست؟

نموده شد. آشکار گردید.

کلمه (کبکبوا) در آیه ۹۴ سوره شعراء ﴿فَكُبۡكِبُواْ فِيهَا هُمۡ وَٱلۡغَاوُۥنَ٩٤ [الشعراء: ۹۴] به چه معناست؟

سرنگون و پیاپی فرو افکنده می‌‌شوند.

کلمه (الآرذلون) در آیه ۱۱۱ سوره شعراء ﴿قَالُوٓاْ أَنُؤۡمِنُ لَكَ وَٱتَّبَعَكَ ٱلۡأَرۡذَلُونَ١١١ [الشعراء: ۱۱۱] به چه معناست؟

پست ترین مردم.

کلمه (المرجومین) در آیه ۱۱۶ سوره شعراء ﴿قَالُواْ لَئِن لَّمۡ تَنتَهِ يَٰنُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمَرۡجُومِينَ١١٦ [الشعراء: ۱۱۶] به چه معناست؟

افراد سنگباران شده.

کلمه (المشحون) در آیه ۱۱۹ سوره شعراء ﴿فَأَنجَيۡنَٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ فِي ٱلۡفُلۡكِ ٱلۡمَشۡحُونِ١١٩ [الشعراء: ۱۱۹] به چه معناست؟

پر. لبریز.

کلمات (ریع ـ تعبثون) در آیه ۱۲۸ سوره شعراء ﴿أَتَبۡنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ ءَايَةٗ تَعۡبَثُونَ١٢٨ [الشعراء: ۱۲۸] به چه معناست؟

ریع: مکان مرتفع. بلندی.

تعبثون: کارهای بیهوده و خوشگذرانی می‌‌کنند.

کلمه (مصانع) در آیه ۱۲۹ سوره شعراء ﴿وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمۡ تَخۡلُدُونَ١٢٩ [الشعراء: ۱۲۹] به چه معناست؟

دژها و کاخ‌ها. کارخانه‌ها و کارگاه‌ها.

کلمه (بطشتم) در آیه ۱۳۰ سوره شعراء ﴿وَإِذَا بَطَشۡتُم بَطَشۡتُمۡ جَبَّارِينَ١٣٠ [الشعراء: ۱۳۰] به چه معناست؟

حمله ور شدید.

کلمات (طلع ـ هضیم) در آیه ۱۴۸ سوره شعراء ﴿وَزُرُوعٖ وَنَخۡلٖ طَلۡعُهَا هَضِيمٞ١٤٨ [الشعراء: ۱۴۸] به چه معناست؟

طلع: چوب‌های شکوفه خرما که خوشه خرما در درون آن قرار دارد.

هضیم: نرم و لطیف و شاداب و رسیده.

کلمات (تنحتون ـ فارهین) در آیه ۱۴۹ سوره شعراء ﴿وَتَنۡحِتُونَ مِنَ ٱلۡجِبَالِ بُيُوتٗا فَٰرِهِينَ١٤٩ [الشعراء: ۱۴۹] به چه معناست؟

تنحتون: می‌‌تراشید.

فارهین: حاذقانه وماهرانه.

کلمه (شرب) در آیه ۱۵۵ سوره شعراء ﴿قَالَ هَٰذِهِۦ نَاقَةٞ لَّهَا شِرۡبٞ وَلَكُمۡ شِرۡبُ يَوۡمٖ مَّعۡلُومٖ١٥٥ [الشعراء: ۱۵۵] به چه معناست؟

سهم آب. نصیب و بهره‌ای از آب.

کلمه (الذکران) در آیه ۱۶۵ سوره شعراء ﴿أَتَأۡتُونَ ٱلذُّكۡرَانَ مِنَ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٦٥ [الشعراء: ۱۶۵] به چه معناست؟

جمع مذکر، نرها. مراد مردان.

کلمه (تذرون) در آیه ۱۶۶ سوره شعراء ﴿وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمۡ رَبُّكُم مِّنۡ أَزۡوَٰجِكُمۚ بَلۡ أَنتُمۡ قَوۡمٌ عَادُونَ١٦٦ [الشعراء: ۱۶۶] به چه معناست؟

رها می‌سازید. ترک می‌‌کنید.

کلمه (القالین) در آیه ۱۶۸ سوره شعراء ﴿قَالَ إِنِّي لِعَمَلِكُم مِّنَ ٱلۡقَالِينَ١٦٨ [الشعراء: ۱۶۸] به چه معناست؟

جمع قالی. کینه به دلدارندگان. دشمن دارندگان.

کلمه (جبلة) در آیه ۱۸۴ سوره شعراء ﴿وَٱتَّقُواْ ٱلَّذِي خَلَقَكُمۡ وَٱلۡجِبِلَّةَ ٱلۡأَوَّلِينَ١٨٤ [الشعراء: ۱۸۴] به چه معناست؟

جماعت و گروه.

کلمه (کسفا) در آیه ۱۸۷ سوره شعراء ﴿فَأَسۡقِطۡ عَلَيۡنَا كِسَفٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ١٨٧ [الشعراء: ۱۸۷] به چه معناست؟

جمع کسف‌ۀ، قطعات و تکه‌ها.

کلمه (الظلة) در آیه ۱۸۹ سوره شعراء ﴿فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمۡ عَذَابُ يَوۡمِ ٱلظُّلَّةِۚ إِنَّهُۥ كَانَ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٍ١٨٩ [الشعراء: ۱۸۹] به چه معناست؟

ابر سایه گستر.

کلمه (الروح الأمین) در آیه ۱۹۳ ﴿نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ١٩٣ [الشعراء: ۱۹۳] سوره شعراء به چه معناست؟

لقب جبرئیل ÷.

کلمات (أفاک ـ أثیم) در آیه ۲۲۲ سوره شعراء ﴿تَنَزَّلُ عَلَىٰ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٖ٢٢٢ [الشعراء: ۲۲۲] به چه معناست؟

أفاک: کذابی که دائما دروغ‌های بزرگی را ردیف می‌‌کند.

أثیم: گناهکار و بزهکار.

کلمه (یهیمون) در آیه ۲۲۵ سوره شعراء ﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّهُمۡ فِي كُلِّ وَادٖ يَهِيمُونَ٢٢٥ [الشعراء: ۲۲۵] به چه معناست؟

سرگشته روان می‌‌گردند. بی‌هدف اقدام می‌‌کنند.

النمل:

کلمات (آنست ـ قبس ـ تصطلون) در آیه ۷ سوره نمل ﴿إِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِأَهۡلِهِۦٓ إِنِّيٓ ءَانَسۡتُ نَارٗا سَ‍َٔاتِيكُم مِّنۡهَا بِخَبَرٍ أَوۡ ءَاتِيكُم بِشِهَابٖ قَبَسٖ لَّعَلَّكُمۡ تَصۡطَلُونَ٧ [النمل: ۷] به چه معناست؟

آنست: دیده‌ام. مشاهده کرده‌ام.

قبس: برگرفته. برداشته شده.

تصطلون: خود را با آتش گرم کنید.

کلمه (جان) در آیه ۱۰ سوره نمل ﴿وَأَلۡقِ عَصَاكَۚ فَلَمَّا رَءَاهَا تَهۡتَزُّ كَأَنَّهَا جَآنّٞ وَلَّىٰ مُدۡبِرٗا وَلَمۡ يُعَقِّبۡۚ يَٰمُوسَىٰ لَا تَخَفۡ إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ ٱلۡمُرۡسَلُونَ١٠ [النمل: ۱۰] به چه معناست؟

مار تندرو و سریه السیر یا زرد رنگ.

کلمه (منطق) در آیه ۱۶ سوره نمل ﴿وَوَرِثَ سُلَيۡمَٰنُ دَاوُۥدَۖ وَقَالَ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ عُلِّمۡنَا مَنطِقَ ٱلطَّيۡرِ وَأُوتِينَا مِن كُلِّ شَيۡءٍۖ إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلۡفَضۡلُ ٱلۡمُبِينُ١٦ [النمل: ۱۶] به چه معناست؟

سخن. گفتار.

کلمه (یوزعون) در آیه ۱۷ سوره نمل ﴿وَحُشِرَ لِسُلَيۡمَٰنَ جُنُودُهُۥ مِنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ وَٱلطَّيۡرِ فَهُمۡ يُوزَعُونَ١٧ [النمل: ۱۷] به چه معناست؟

نگاه داشته شدند و کنار یکدیگر جمع آورده شدند.

کلمه (تفقد) در آیه ۲۰ سوره نمل ﴿وَتَفَقَّدَ ٱلطَّيۡرَ فَقَالَ مَا لِيَ لَآ أَرَى ٱلۡهُدۡهُدَ أَمۡ كَانَ مِنَ ٱلۡغَآئِبِينَ٢٠ [النمل: ۲۰] به چه معناست؟

جویا شد. پرس و جو کرد.

کلمات (مکث أحطت) در آیه ۲۰ سوره نمل ﴿فَمَكَثَ غَيۡرَ بَعِيدٖ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمۡ تُحِطۡ بِهِۦ وَجِئۡتُكَ مِن سَبَإِۢ بِنَبَإٖ يَقِينٍ٢٢ [النمل: ۲۲] به چه معناست؟

مکثت: ماند.

أحطت: احاطه پیدا کرده‌ام. بخوبی آگاهی یافته‌‌ام.

کلمه (الخبء) در آیه ۲۵ سوره نمل ﴿أَلَّاۤ يَسۡجُدُواْۤ لِلَّهِ ٱلَّذِي يُخۡرِجُ ٱلۡخَبۡءَ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَيَعۡلَمُ مَا تُخۡفُونَ وَمَا تُعۡلِنُونَ٢٥ [النمل: ۲۵] به چه معناست؟

نهان. پوشانده.

کلمه (ألقه) در آیه ۲۸ سوره نمل ﴿ٱذۡهَب بِّكِتَٰبِي هَٰذَا فَأَلۡقِهۡ إِلَيۡهِمۡ ثُمَّ تَوَلَّ عَنۡهُمۡ فَٱنظُرۡ مَاذَا يَرۡجِعُونَ٢٨ [النمل: ۲۸] به چه معناست؟

آن را بیانداز.

کلمه (عفریت) در آیه ۳۹ سوره نمل ﴿قَالَ عِفۡرِيتٞ مِّنَ ٱلۡجِنِّ أَنَا۠ ءَاتِيكَ بِهِۦ قَبۡلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَۖ وَإِنِّي عَلَيۡهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٞ٣٩ [النمل: ۳۹] به چه معناست؟

نیرومند‌ترین جنیان. دیو قوی و درشت هیکل.

کلمات (یرتد ـ طرف) در آیه ۴۰ سوره نمل ﴿قَالَ ٱلَّذِي عِندَهُۥ عِلۡمٞ مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِ أَنَا۠ ءَاتِيكَ بِهِۦ قَبۡلَ أَن يَرۡتَدَّ إِلَيۡكَ طَرۡفُكَۚ فَلَمَّا رَءَاهُ مُسۡتَقِرًّا عِندَهُۥ قَالَ هَٰذَا مِن فَضۡلِ رَبِّي لِيَبۡلُوَنِيٓ ءَأَشۡكُرُ أَمۡ أَكۡفُرُۖ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشۡكُرُ لِنَفۡسِهِۦۖ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيّٞ كَرِيمٞ٤٠ [النمل: ۴۰] به چه معناست؟

یرتد: برگردد.

طرف: چشم. مراد پلک بالا است.

کلمه (نکروا) در آیه ۴۱ سوره نمل ﴿قَالَ نَكِّرُواْ لَهَا عَرۡشَهَا نَنظُرۡ أَتَهۡتَدِيٓ أَمۡ تَكُونُ مِنَ ٱلَّذِينَ لَا يَهۡتَدُونَ٤١ [النمل: ۴۱] به چه معناست؟

ناشناخته کنید و بدو نگویید.

کلمات (الصرح ـ ممرد ـ قواریر) در آیه ۴۴ سوره نمل ﴿قِيلَ لَهَا ٱدۡخُلِي ٱلصَّرۡحَۖ فَلَمَّا رَأَتۡهُ حَسِبَتۡهُ لُجَّةٗ وَكَشَفَتۡ عَن سَاقَيۡهَاۚ قَالَ إِنَّهُۥ صَرۡحٞ مُّمَرَّدٞ مِّن قَوَارِيرَۗ قَالَتۡ رَبِّ إِنِّي ظَلَمۡتُ نَفۡسِي وَأَسۡلَمۡتُ مَعَ سُلَيۡمَٰنَ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٤٤ [النمل: ۴۴] به چه معناست؟

الصرح: کاخ. قصر.

ممرد: صیقلی زده و صاف.

قواریر: جمع قارورۀ، قطعات صاف شیشه. بلور.

کلمه (تفتنون) در آیه ۴۷ سوره نمل ﴿قَالُواْ ٱطَّيَّرۡنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَۚ قَالَ طَٰٓئِرُكُمۡ عِندَ ٱللَّهِۖ بَلۡ أَنتُمۡ قَوۡمٞ تُفۡتَنُونَ٤٧ [النمل: ۴۷] به چه معناست؟

مورد آزمایش قرار می‌‌گیرید. عذاب داده می‌‌شوید.

کلمه (تقاسموا) در آیه ۴۹ سوره نمل ﴿قَالُواْ تَقَاسَمُواْ بِٱللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُۥ وَأَهۡلَهُۥ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِۦ مَا شَهِدۡنَا مَهۡلِكَ أَهۡلِهِۦ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ٤٩ [النمل: ۴۹] به چه معناست؟

برای یکدیگر سوگند بخورید و قسم یاد کنید.

کلمه (خاویة) در آیه ۵۲ سوره نمل ﴿فَتِلۡكَ بُيُوتُهُمۡ خَاوِيَةَۢ بِمَا ظَلَمُوٓاْۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ٥٢ [النمل: ۵۲] به چه معناست؟

فرو تپیده و ویران. خالی از سکنه.

کلمات (بهجة ـ یعدلون) در آیه ۶۰ سوره نمل ﴿أَمَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَنۢبَتۡنَا بِهِۦ حَدَآئِقَ ذَاتَ بَهۡجَةٖ مَّا كَانَ لَكُمۡ أَن تُنۢبِتُواْ شَجَرَهَآۗ أَءِلَٰهٞ مَّعَ ٱللَّهِۚ بَلۡ هُمۡ قَوۡمٞ يَعۡدِلُونَ ٦٠ [النمل: ۶۰] به چه معناست؟

بهجة: زیبایی رنگ و حسن ظاهر.

یعدلون: تجاوز می‌‌کنند.

کلمات (إدارک ـ عمون) در آیه ۶۶ سوره نمل ﴿بَلِ ٱدَّٰرَكَ عِلۡمُهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِۚ بَلۡ هُمۡ فِي شَكّٖ مِّنۡهَاۖ بَلۡ هُم مِّنۡهَا عَمُونَ٦٦ [النمل: ۶۶] به چه معناست؟

إدارک: به پایان آمده است. ته کشیده است. عاجز و ناتوان گشته است.

عمون: جمع عمی. کوران.

کلمه (ردف) در آیه ۷۲ سوره نمل ﴿قُلۡ عَسَىٰٓ أَن يَكُونَ رَدِفَ لَكُم بَعۡضُ ٱلَّذِي تَسۡتَعۡجِلُونَ٧٢ [النمل: ۷۲] به چه معناست؟

پیاپی شده است. پشت سر هم قرار گرفته است.

کلمه (تکن) در آیه ۷۴ سوره نمل ﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَعۡلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمۡ وَمَا يُعۡلِنُونَ٧٤ [النمل: ۷۴] به چه معناست؟

نهان می‌دارد.پنهان می‌‌کند.

کلمه (غائبة) در آیه ۷۵ سوره نمل ﴿وَمَا مِنۡ غَآئِبَةٖ فِي ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٍ٧٥ [النمل: ۷۵] به چه معناست؟

نهفته. نهان.

کلمه (فوجا) در آیه ۸۳ سوره نمل ﴿وَيَوۡمَ نَحۡشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٖ فَوۡجٗا مِّمَّن يُكَذِّبُ بِ‍َٔايَٰتِنَا فَهُمۡ يُوزَعُونَ٨٣ [النمل: ۸۳] به چه معناست؟

گروه و جماعت فراوان.

کلمه (فزع ـ داخرین) در آیه ۸۶ سوره نمل ﴿أَلَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّا جَعَلۡنَا ٱلَّيۡلَ لِيَسۡكُنُواْ فِيهِ وَٱلنَّهَارَ مُبۡصِرًاۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ٨٦ [النمل: ۸۶] به چه معناست؟

فزع: وحشت زده و هراسان گردد.

داخرین: فروتنان وکرنش بران.

القصص:

کلمه (قصیه) در آیه ۱۱ سوره قصص ﴿وَقَالَتۡ لِأُخۡتِهِۦ قُصِّيهِۖ فَبَصُرَتۡ بِهِۦ عَن جُنُبٖ وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ١١ [القصص: ۱۱] به چه معناست؟

او را دنبال کن.

کلمه (أقصی المدینة) در آیه ۲۰ سوره قصص ﴿وَجَآءَ رَجُلٞ مِّنۡ أَقۡصَا ٱلۡمَدِينَةِ يَسۡعَىٰ قَالَ يَٰمُوسَىٰٓ إِنَّ ٱلۡمَلَأَ يَأۡتَمِرُونَ بِكَ لِيَقۡتُلُوكَ فَٱخۡرُجۡ إِنِّي لَكَ مِنَ ٱلنَّٰصِحِينَ٢٠ [القصص: ۲۰] به چه معناست؟

دورترین نقطه شهر.

کلمه (الرعاء) در آیه ۲۳ سوره قصص ﴿وَلَمَّا وَرَدَ مَآءَ مَدۡيَنَ وَجَدَ عَلَيۡهِ أُمَّةٗ مِّنَ ٱلنَّاسِ يَسۡقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ ٱمۡرَأَتَيۡنِ تَذُودَانِۖ قَالَ مَا خَطۡبُكُمَاۖ قَالَتَا لَا نَسۡقِي حَتَّىٰ يُصۡدِرَ ٱلرِّعَآءُۖ وَأَبُونَا شَيۡخٞ كَبِيرٞ٢٣ [القصص: ۲۳] به چه معناست؟

جمع راعی به منی چوپانان.

کلمه (حجج) در آیه ۲۷ سوره قصص ﴿قَالَ إِنِّيٓ أُرِيدُ أَنۡ أُنكِحَكَ إِحۡدَى ٱبۡنَتَيَّ هَٰتَيۡنِ عَلَىٰٓ أَن تَأۡجُرَنِي ثَمَٰنِيَ حِجَجٖۖ فَإِنۡ أَتۡمَمۡتَ عَشۡرٗا فَمِنۡ عِندِكَۖ وَمَآ أُرِيدُ أَنۡ أَشُقَّ عَلَيۡكَۚ سَتَجِدُنِيٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ٢٧ [القصص: ۲۷] به چه معناست؟

جمع حجۀ، سال‌ها.

کلمه (تصطلون) در آیه ۲۹ سوره قصص ﴿فَلَمَّا قَضَىٰ مُوسَى ٱلۡأَجَلَ وَسَارَ بِأَهۡلِهِۦٓ ءَانَسَ مِن جَانِبِ ٱلطُّورِ نَارٗاۖ قَالَ لِأَهۡلِهِ ٱمۡكُثُوٓاْ إِنِّيٓ ءَانَسۡتُ نَارٗا لَّعَلِّيٓ ءَاتِيكُم مِّنۡهَا بِخَبَرٍ أَوۡ جَذۡوَةٖ مِّنَ ٱلنَّارِ لَعَلَّكُمۡ تَصۡطَلُونَ٢٩ [القصص: ۲۹] به چه معناست؟

خود را با آتش گرم کنید.

کلمات (أسلك ـ أضمم ـ الرهب) در آیه ۳۲ سوره قصص ﴿ٱسۡلُكۡ يَدَكَ فِي جَيۡبِكَ تَخۡرُجۡ بَيۡضَآءَ مِنۡ غَيۡرِ سُوٓءٖ وَٱضۡمُمۡ إِلَيۡكَ جَنَاحَكَ مِنَ ٱلرَّهۡبِۖ فَذَٰنِكَ بُرۡهَٰنَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيْهِۦٓۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمٗا فَٰسِقِينَ٣٢ [القصص: ۳۲] به چه معناست؟

أسلک: داخل گردان. فرو ببر.

أضمم: جمع گردان.

الرهب: خوف و هراس.

کلمه (ردءا) در آیه ۳۴ سوره قصص ﴿وَأَخِي هَٰرُونُ هُوَ أَفۡصَحُ مِنِّي لِسَانٗا فَأَرۡسِلۡهُ مَعِيَ رِدۡءٗا يُصَدِّقُنِيٓۖ إِنِّيٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ٣٤ [القصص: ۳۴] به چه معناست؟

یار و مددکار.

کلمه (المقبوحین) در آیه ۴۲ سوره قصص ﴿وَأَتۡبَعۡنَٰهُمۡ فِي هَٰذِهِ ٱلدُّنۡيَا لَعۡنَةٗۖ وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ هُم مِّنَ ٱلۡمَقۡبُوحِينَ٤٢ [القصص: ۴۲] به چه معناست؟

زشت رویان. روسیاهان.

کلمات (تطاول ـ ثاویا) در آیه ۴۵ سوره قصص ﴿وَلَٰكِنَّآ أَنشَأۡنَا قُرُونٗا فَتَطَاوَلَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡعُمُرُۚ وَمَا كُنتَ ثَاوِيٗا فِيٓ أَهۡلِ مَدۡيَنَ تَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِنَا وَلَٰكِنَّا كُنَّا مُرۡسِلِينَ٤٥ [القصص: ۴۵] به چه معناست؟

تطاول: به درازا کشید.

ثاویا: وقیم. ساکن.

کلمه (یجبی) در آیه ۵۷ سوره قصص ﴿وَقَالُوٓاْ إِن نَّتَّبِعِ ٱلۡهُدَىٰ مَعَكَ نُتَخَطَّفۡ مِنۡ أَرۡضِنَآۚ أَوَ لَمۡ نُمَكِّن لَّهُمۡ حَرَمًا ءَامِنٗا يُجۡبَىٰٓ إِلَيۡهِ ثَمَرَٰتُ كُلِّ شَيۡءٖ رِّزۡقٗا مِّن لَّدُنَّا وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ٥٧ [القصص: ۵۷] به چه معناست؟

جمع آوری و حمل می‌‌شود.

کلمه (الخیرة) در آیه ۶۸ سوره قصص ﴿وَرَبُّكَ يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُ وَيَخۡتَارُۗ مَا كَانَ لَهُمُ ٱلۡخِيَرَةُۚ سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ٦٨ [القصص: ۶۸] به چه معناست؟

حق انتخاب. گزینش.

کلمه (سرمدا) در آیه ۷۱ سوره قصص ﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِن جَعَلَ ٱللَّهُ عَلَيۡكُمُ ٱلَّيۡلَ سَرۡمَدًا إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ مَنۡ إِلَٰهٌ غَيۡرُ ٱللَّهِ يَأۡتِيكُم بِضِيَآءٍۚ أَفَلَا تَسۡمَعُونَ٧١ [القصص: ۷۱] به چه معناست؟

دائمی و همیشگی. ماندگار و پایدار.

کلمه (تنوء) در آیه ۷۶ سوره قصص ﴿إِنَّ قَٰرُونَ كَانَ مِن قَوۡمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَيۡهِمۡۖ وَءَاتَيۡنَٰهُ مِنَ ٱلۡكُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُۥ لَتَنُوٓأُ بِٱلۡعُصۡبَةِ أُوْلِي ٱلۡقُوَّةِ إِذۡ قَالَ لَهُۥ قَوۡمُهُۥ لَا تَفۡرَحۡۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡفَرِحِينَ٧٦ [القصص: ۷۶] به چه معناست؟

سنگینی می‌‌کند.

العنکبوت:

کلمه (مستبصرین) در آیه ۳۸ سوره عنکبوت ﴿وَعَادٗا وَثَمُودَاْ وَقَد تَّبَيَّنَ لَكُم مِّن مَّسَٰكِنِهِمۡۖ وَزَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ أَعۡمَٰلَهُمۡ فَصَدَّهُمۡ عَنِ ٱلسَّبِيلِ وَكَانُواْ مُسۡتَبۡصِرِينَ٣٨ [العنكبوت: ۳۸] به چه معناست؟

دارندگان چشم بینا و عقل و فهم کافی و با خبر از راهنمایی‌های انبیاء.

کلمه (ما کانوا سابقین) در آیه ۳۹ سوره عنکبوت ﴿وَقَٰرُونَ وَفِرۡعَوۡنَ وَهَٰمَٰنَۖ وَلَقَدۡ جَآءَهُم مُّوسَىٰ بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَٱسۡتَكۡبَرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا كَانُواْ سَٰبِقِينَ٣٩ [العنكبوت: ۳۹] به چه معناست؟

پیشی گیرندگان بر خدا نبودند. یعنی از حوزه قدرت خدا نتوانستند خارج شوند و از عذاب او خویشتن را بدور دارند.

کلمه (حاصبا) در آیه ۴۰ سوره عنکبوت ﴿فَكُلًّا أَخَذۡنَا بِذَنۢبِهِۦۖ فَمِنۡهُم مَّنۡ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِ حَاصِبٗا وَمِنۡهُم مَّنۡ أَخَذَتۡهُ ٱلصَّيۡحَةُ وَمِنۡهُم مَّنۡ خَسَفۡنَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ وَمِنۡهُم مَّنۡ أَغۡرَقۡنَاۚ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيَظۡلِمَهُمۡ وَلَٰكِن كَانُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ٤٠ [العنكبوت: ۴۰] به چه معناست؟

طوفانی که در آن سنگریزه‌ها به حرکت در آیند.

الروم:

کلمه (بضع) در آیه ۴ سوره روم ﴿فِي بِضۡعِ سِنِينَۗ لِلَّهِ ٱلۡأَمۡرُ مِن قَبۡلُ وَمِنۢ بَعۡدُۚ وَيَوۡمَئِذٖ يَفۡرَحُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ٤ [الروم: ۴] به چه معناست؟

مدتی میان ۳ تا ۹.

کلمه (یبلس) در آیه ۱۲ سوره روم ﴿وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يُبۡلِسُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ١٢ [الروم: ۱۲] به چه معناست؟

غم زده و ناامید و أیوس از هر چیز و بهت زده می‌شوند.

کلمه (یحبرون) در آیه ۱۵ سوره روم ﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَهُمۡ فِي رَوۡضَةٖ يُحۡبَرُونَ١٥ [الروم: ۱۵] به چه معناست؟

مسرور می‌‌گردند.

کلمه (قانتون) در آیه ۲۶ سوره روم ﴿وَلَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ كُلّٞ لَّهُۥ قَٰنِتُونَ٢٦ [الروم: ۲۶] به چه معناست؟

جمع قانت، خاضع و منقاد.

کلمه (یقنطون) در آیه ۳۶ سوره روم ﴿وَإِذَآ أَذَقۡنَا ٱلنَّاسَ رَحۡمَةٗ فَرِحُواْ بِهَاۖ وَإِن تُصِبۡهُمۡ سَيِّئَةُۢ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡ إِذَا هُمۡ يَقۡنَطُونَ٣٦ [الروم: ۳۶] به چه معناست؟

ناامید و مایوس از رحمت خدا می‌‌گردند.

کلمه (یصدعون) در آیه ۴۳ سوره روم ﴿فَأَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّينِ ٱلۡقَيِّمِ مِن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ يَوۡمٞ لَّا مَرَدَّ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِۖ يَوۡمَئِذٖ يَصَّدَّعُونَ٤٣ [الروم: ۴۳] به چه معناست؟

متفرق می‌‌گردند.

کلمه (تثیر) در آیه ۴۸ سوره روم ﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي يُرۡسِلُ ٱلرِّيَٰحَ فَتُثِيرُ سَحَابٗا فَيَبۡسُطُهُۥ فِي ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ يَشَآءُ وَيَجۡعَلُهُۥ كِسَفٗا فَتَرَى ٱلۡوَدۡقَ يَخۡرُجُ مِنۡ خِلَٰلِهِۦۖ فَإِذَآ أَصَابَ بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦٓ إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ٤٨ [الروم: ۴۸] به چه معناست؟

به حرکت در می‌‌آورد و بر می‌‌انگیزد.

کلمه (لمبلسین) در آیه ۴۹ سوره روم ﴿وَإِن كَانُواْ مِن قَبۡلِ أَن يُنَزَّلَ عَلَيۡهِم مِّن قَبۡلِهِۦ لَمُبۡلِسِينَ٤٩ [الروم: ۴۹] به چه معناست؟

ناامیدان و سرگردانان.

کلمه (مصفرا) در آیه ۵۱ سوره روم ﴿وَلَئِنۡ أَرۡسَلۡنَا رِيحٗا فَرَأَوۡهُ مُصۡفَرّٗا لَّظَلُّواْ مِنۢ بَعۡدِهِۦ يَكۡفُرُونَ٥١ [الروم: ۵۱] به چه معناست؟

زرد رنگ. مراد پژمرده است.

جمله (ولا هم یستعتبون) در آیه ۵۷ سوره روم ﴿فَيَوۡمَئِذٖ لَّا يَنفَعُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مَعۡذِرَتُهُمۡ وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ٥٧ [الروم: ۵۷] به چه معناست؟

برای ایشان خوشنودی خدا خواسته نمی‌‌شود و جلب رضایت نمی‌‌گردد.

لقمان:

کلمات (وهنا ـ فصال) در آیه ۱۴ سوره لقمان ﴿وَوَصَّيۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ بِوَٰلِدَيۡهِ حَمَلَتۡهُ أُمُّهُۥ وَهۡنًا عَلَىٰ وَهۡنٖ وَفِصَٰلُهُۥ فِي عَامَيۡنِ أَنِ ٱشۡكُرۡ لِي وَلِوَٰلِدَيۡكَ إِلَيَّ ٱلۡمَصِيرُ١٤ [لقمان: ۱۴] به چه معناست؟

وهنا: ضعف و سستی.

فصال: از شیر بریدن. پایان دوران شیر خوارگی.

کلمه (لا تصعر) در آیه ۱۸ سوره لقمان ﴿وَلَا تُصَعِّرۡ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًاۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٖ١٨ [لقمان: ۱۸] به چه معناست؟

از مردم با تکبر و بی‌اعتنایی روی مگردان.

کلمات (اقصد ـ أغضض) در آیه ۱۹ سوره لقمان ﴿وَٱقۡصِدۡ فِي مَشۡيِكَ وَٱغۡضُضۡ مِن صَوۡتِكَۚ إِنَّ أَنكَرَ ٱلۡأَصۡوَٰتِ لَصَوۡتُ ٱلۡحَمِيرِ١٩ [لقمان: ۱۹] به چه معناست؟

اقصد: میانه روی کن.

اغضض: بکاه. پایین بیاور.

کلمه (کنفس واحدة) در آیه ۲۸ سوره لقمان ﴿مَّا خَلۡقُكُمۡ وَلَا بَعۡثُكُمۡ إِلَّا كَنَفۡسٖ وَٰحِدَةٍۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ بَصِيرٌ٢٨ [لقمان: ۲۸] به چه معناست؟

آفرینش یک انسان و زنده گرداندن او، با آفرینش همه انسان‌ها و زنده گرداندن ایشان هیچ تفاوتی ندارد.

کلمات (الظلل ـ ختار) در آیه ۳۲ سوره لقمان ﴿وَإِذَا غَشِيَهُم مَّوۡجٞ كَٱلظُّلَلِ دَعَوُاْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ فَلَمَّا نَجَّىٰهُمۡ إِلَى ٱلۡبَرِّ فَمِنۡهُم مُّقۡتَصِدٞۚ وَمَا يَجۡحَدُ بِ‍َٔايَٰتِنَآ إِلَّا كُلُّ خَتَّارٖ كَفُورٖ٣٢ [لقمان: ۳۲] به چه معناست؟

الظلل: جمع ظلۀ، سایه بان‌ها.

ختار: غدار.

کلمه (الغرور) در آیه ۳۳ سوره لقمان ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُواْ رَبَّكُمۡ وَٱخۡشَوۡاْ يَوۡمٗا لَّا يَجۡزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِۦ وَلَا مَوۡلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِۦ شَيۡ‍ًٔاۚ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞۖ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِٱللَّهِ ٱلۡغَرُورُ٣٣ [لقمان: ۳۳] به چه معناست؟

هر چیز که انسان را گول زند، ازقبیل اهریمن.

السجده:

کلمه (یعرج إلیه) در آیه ۵ سوره سجده ﴿يُدَبِّرُ ٱلۡأَمۡرَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ ثُمَّ يَعۡرُجُ إِلَيۡهِ فِي يَوۡمٖ كَانَ مِقۡدَارُهُۥٓ أَلۡفَ سَنَةٖ مِّمَّا تَعُدُّونَ٥ [السجدة: ۵] به چه معناست؟

گزارش کار برای او برده می‌‌شود.

کلمه (تتجافی) در آیه ۱۶ سوره سجده ﴿تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمۡ عَنِ ٱلۡمَضَاجِعِ يَدۡعُونَ رَبَّهُمۡ خَوۡفٗا وَطَمَعٗا وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ١٦ [السجدة: ۱۶] به چه معناست؟

رها و بدور می‌‌شوند.

کلمه (جنات المأوی) در آیه ۱۹ سوره سجده ﴿أَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَلَهُمۡ جَنَّٰتُ ٱلۡمَأۡوَىٰ نُزُلَۢا بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٩ [السجدة: ۱۹] به چه معناست؟

باغ‌های محل زندگی.

کلمات (نسوق ـ الجزر) در آیه ۲۷ سوره سجده ﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّا نَسُوقُ ٱلۡمَآءَ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ ٱلۡجُرُزِ فَنُخۡرِجُ بِهِۦ زَرۡعٗا تَأۡكُلُ مِنۡهُ أَنۡعَٰمُهُمۡ وَأَنفُسُهُمۡۚ أَفَلَا يُبۡصِرُونَ٢٧ [السجدة: ۲۷] به چه معناست؟

نسوق: می‌رانیم.

الجرز: زمین لخت و برهوت و بدون گیاه.

الاحزاب:

کلمه (جوف ـ تظاهرون منهن) در آیه ۴ سوره ﴿مَّا جَعَلَ ٱللَّهُ لِرَجُلٖ مِّن قَلۡبَيۡنِ فِي جَوۡفِهِۦۚ وَمَا جَعَلَ أَزۡوَٰجَكُمُ ٱلَّٰٓـِٔي تُظَٰهِرُونَ مِنۡهُنَّ أُمَّهَٰتِكُمۡۚ وَمَا جَعَلَ أَدۡعِيَآءَكُمۡ أَبۡنَآءَكُمۡۚ ذَٰلِكُمۡ قَوۡلُكُم بِأَفۡوَٰهِكُمۡۖ وَٱللَّهُ يَقُولُ ٱلۡحَقَّ وَهُوَ يَهۡدِي ٱلسَّبِيلَ ٤ [الأحزاب: ۴] به چه معناست؟

جوف: درون. داخل.

تظاهرون منهن: بدانان می‌‌گویید که پشت شما همجون پشت مادرم است. این کار را ظهار می‌‌گویند.

کلمه (مسطورا) در آیه ۶ سوره احزاب ﴿ٱلنَّبِيُّ أَوۡلَىٰ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ مِنۡ أَنفُسِهِمۡۖ وَأَزۡوَٰجُهُۥٓ أُمَّهَٰتُهُمۡۗ وَأُوْلُواْ ٱلۡأَرۡحَامِ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلَىٰ بِبَعۡضٖ فِي كِتَٰبِ ٱللَّهِ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ إِلَّآ أَن تَفۡعَلُوٓاْ إِلَىٰٓ أَوۡلِيَآئِكُم مَّعۡرُوفٗاۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي ٱلۡكِتَٰبِ مَسۡطُورٗا٦ [الأحزاب: ۶] به چه معناست؟

مکتوب. نوشته شده.

کلمات (زاغت الأبصار ـ بلغت القلوب الحناجر) در آیه ۱۰ سوره احزاب ﴿إِذۡ جَآءُوكُم مِّن فَوۡقِكُمۡ وَمِنۡ أَسۡفَلَ مِنكُمۡ وَإِذۡ زَاغَتِ ٱلۡأَبۡصَٰرُ وَبَلَغَتِ ٱلۡقُلُوبُ ٱلۡحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِٱللَّهِ ٱلظُّنُونَا۠١٠ [الأحزاب: ۱۰] به چه معناست؟

زاغت الأبصار: مراد اهتلاف پیدا کردن چشم‌ها از شدت خوف و هراس است.

بلغت الحلقوم الحناجر: دل‌ها به گلوگاه‌ها رسیده است.

کلمه (یثرب) در آیه ۱۳ سوره احزاب ﴿وَإِذۡ قَالَت طَّآئِفَةٞ مِّنۡهُمۡ يَٰٓأَهۡلَ يَثۡرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمۡ فَٱرۡجِعُواْۚ وَيَسۡتَ‍ٔۡذِنُ فَرِيقٞ مِّنۡهُمُ ٱلنَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوۡرَةٞ وَمَا هِيَ بِعَوۡرَةٍۖ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارٗا١٣ [الأحزاب: ۱۳] به چه معناست؟

نام شهر مدینه در دوره جاهلیت بوده.

کلمات (أقطارها ـ ما تلبثوا) در آیه ۱۴ سوره احزاب ﴿وَلَوۡ دُخِلَتۡ عَلَيۡهِم مِّنۡ أَقۡطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُواْ ٱلۡفِتۡنَةَ لَأٓتَوۡهَا وَمَا تَلَبَّثُواْ بِهَآ إِلَّا يَسِيرٗا١٤ [الأحزاب: ۱۴] به چه معناست؟

أقطارها: نواحی و جوانب شهر.

ما تلبثوا: درنگ نمی‌‌کنند.

کلمه (المعوقین) در آیه ۱۸ سوره احزاب ﴿قَدۡ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ ٱلۡمُعَوِّقِينَ مِنكُمۡ وَٱلۡقَآئِلِينَ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ هَلُمَّ إِلَيۡنَاۖ وَلَا يَأۡتُونَ ٱلۡبَأۡسَ إِلَّا قَلِيلًا١٨ [الأحزاب: ۱۸] به چه معناست؟

منصرف کنندگان. بازدارندگان.

کلمات (أشحة ـ سلقوکم ـ حداد) در آیه ۱۹ سوره احزاب ﴿أَشِحَّةً عَلَيۡكُمۡۖ فَإِذَا جَآءَ ٱلۡخَوۡفُ رَأَيۡتَهُمۡ يَنظُرُونَ إِلَيۡكَ تَدُورُ أَعۡيُنُهُمۡ كَٱلَّذِي يُغۡشَىٰ عَلَيۡهِ مِنَ ٱلۡمَوۡتِۖ فَإِذَا ذَهَبَ ٱلۡخَوۡفُ سَلَقُوكُم بِأَلۡسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى ٱلۡخَيۡرِۚ أُوْلَٰٓئِكَ لَمۡ يُؤۡمِنُواْ فَأَحۡبَطَ ٱللَّهُ أَعۡمَٰلَهُمۡۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٗا١٩ [الأحزاب: ۱۹] به چه معناست؟

أشحة: جمع شحیح، بخلاء. آزمندان.

سلقوکم: شما را با سخنان درشت و ناهمگون می‌‌آزارند.

حداد: جمع حدید، تیز و تند.

کلمه (قضی نحبه) در آیه ۲۳ سوره احزاب ﴿مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ رِجَالٞ صَدَقُواْ مَا عَٰهَدُواْ ٱللَّهَ عَلَيۡهِۖ فَمِنۡهُم مَّن قَضَىٰ نَحۡبَهُۥ وَمِنۡهُم مَّن يَنتَظِرُۖ وَمَا بَدَّلُواْ تَبۡدِيلٗا٢٣ [الأحزاب: ۲۳] به چه معناست؟

جان خود را فدا کرده است.

کلمات (ظاهروهم ـ صیاصی) در آیه ۲۶ سوره احزاب ﴿وَأَنزَلَ ٱلَّذِينَ ظَٰهَرُوهُم مِّنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ مِن صَيَاصِيهِمۡ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلرُّعۡبَ فَرِيقٗا تَقۡتُلُونَ وَتَأۡسِرُونَ فَرِيقٗا٢٦ [الأحزاب: ۲۶] به چه معناست؟

ظاهروهم: ایشان را پشتیبانی کرده بودند.

صیاصی: جمع صیص‌ۀ، آنچه که بدان پناهنده شوند در اینجا مراد قلعه و دژ‌های محکم است.

کلمه (أرضا لم تطآوها) در آیه ۲۷ سوره احزاب ﴿وَأَوۡرَثَكُمۡ أَرۡضَهُمۡ وَدِيَٰرَهُمۡ وَأَمۡوَٰلَهُمۡ وَأَرۡضٗا لَّمۡ تَطَ‍ُٔوهَاۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٗا٢٧ [الأحزاب: ۲۷] به چه معناست؟

زمینی که پا در آن ننهاده بودید.

کلمه (أسرحکن) در آیه ۲۸ سوره احزاب ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيۡنَ أُمَتِّعۡكُنَّ وَأُسَرِّحۡكُنَّ سَرَاحٗا جَمِيلٗا٢٨ [الأحزاب: ۲۸] به چه معناست؟

شما را رها سازم. مراد طلاق است.

جمله (قضی زید منها وطرا) در آیه ۳۷ سوره احزاب ﴿وَإِذۡ تَقُولُ لِلَّذِيٓ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ وَأَنۡعَمۡتَ عَلَيۡهِ أَمۡسِكۡ عَلَيۡكَ زَوۡجَكَ وَٱتَّقِ ٱللَّهَ وَتُخۡفِي فِي نَفۡسِكَ مَا ٱللَّهُ مُبۡدِيهِ وَتَخۡشَى ٱلنَّاسَ وَٱللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخۡشَىٰهُۖ فَلَمَّا قَضَىٰ زَيۡدٞ مِّنۡهَا وَطَرٗا زَوَّجۡنَٰكَهَا لِكَيۡ لَا يَكُونَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ حَرَجٞ فِيٓ أَزۡوَٰجِ أَدۡعِيَآئِهِمۡ إِذَا قَضَوۡاْ مِنۡهُنَّ وَطَرٗاۚ وَكَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ مَفۡعُولٗا٣٧ [الأحزاب: ۳۷] به چه معناست؟

زید از زینب کام دل گرفت و نیاز خود را برطرف کرد.

کلمه (توءوی) در آیه ۵۱ سوره احزاب ﴿تُرۡجِي مَن تَشَآءُ مِنۡهُنَّ وَتُ‍ٔۡوِيٓ إِلَيۡكَ مَن تَشَآءُۖ وَمَنِ ٱبۡتَغَيۡتَ مِمَّنۡ عَزَلۡتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكَۚ ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَن تَقَرَّ أَعۡيُنُهُنَّ وَلَا يَحۡزَنَّ وَيَرۡضَيۡنَ بِمَآ ءَاتَيۡتَهُنَّ كُلُّهُنَّۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمٗا٥١ [الأحزاب: ۵۱] به چه معناست؟

جا می‌‌دهی.

کلمات (إنی ـ غیر ناظرین إناه ـ لا مستأنسین لحدیث) در آیه ۵۳ سوره احزاب ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدۡخُلُواْ بُيُوتَ ٱلنَّبِيِّ إِلَّآ أَن يُؤۡذَنَ لَكُمۡ إِلَىٰ طَعَامٍ غَيۡرَ نَٰظِرِينَ إِنَىٰهُ وَلَٰكِنۡ إِذَا دُعِيتُمۡ فَٱدۡخُلُواْ فَإِذَا طَعِمۡتُمۡ فَٱنتَشِرُواْ وَلَا مُسۡتَ‍ٔۡنِسِينَ لِحَدِيثٍۚ إِنَّ ذَٰلِكُمۡ كَانَ يُؤۡذِي ٱلنَّبِيَّ فَيَسۡتَحۡيِۦ مِنكُمۡۖ وَٱللَّهُ لَا يَسۡتَحۡيِۦ مِنَ ٱلۡحَقِّۚ وَإِذَا سَأَلۡتُمُوهُنَّ مَتَٰعٗا فَسۡ‍َٔلُوهُنَّ مِن وَرَآءِ حِجَابٖۚ ذَٰلِكُمۡ أَطۡهَرُ لِقُلُوبِكُمۡ وَقُلُوبِهِنَّۚ وَمَا كَانَ لَكُمۡ أَن تُؤۡذُواْ رَسُولَ ٱللَّهِ وَلَآ أَن تَنكِحُوٓاْ أَزۡوَٰجَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦٓ أَبَدًاۚ إِنَّ ذَٰلِكُمۡ كَانَ عِندَ ٱللَّهِ عَظِيمًا٥٣ [الأحزاب: ۵۳] به چه معناست؟

إنی: پخت و پز غذا.

غیر ناظزین إناه: مراد اینست که نباید زودتر از وقت خود به خانه مردم رفت و منتظر پخت وپز و چیدن سفره نشت و مزاحم می‌زبان شد.

لا مستأنسین لحدیث: مراد این است که بعد از صرف غذا جا خوش نکنید و منزل می‌زبان را محل انسو نقالی نسازید و مجلس را طول ندهید.

کلمات (یدنین ـ جلابیب) در آیه ۵۹ سوره احزاب ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَآءِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ يُدۡنِينَ عَلَيۡهِنَّ مِن جَلَٰبِيبِهِنَّۚ ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَن يُعۡرَفۡنَ فَلَا يُؤۡذَيۡنَۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا٥٩ [الأحزاب: ۵۹] به چه معناست؟

یدنین: نزدیک کنند. مراد جمع و جور کردن لباس و برخود افکندن.

جلابیب: جمع جلباب، رداء.

کلمات (المرجفون ـ لنغرینک) در آیه ۶۰ سوره احزاب ﴿لَّئِن لَّمۡ يَنتَهِ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡمُرۡجِفُونَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ لَنُغۡرِيَنَّكَ بِهِمۡ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَآ إِلَّا قَلِيلٗا٦٠ [الأحزاب: ۶۰] به چه معناست؟

المرجفون: کسانی که خبرهای نادرست و ناگوار درمیان مردم می‌‌پراکنند تا ایشام را دچار تزلزل و اضطراب افکار کنند.

لنغرینک: تو را بر می‌‌شورانیم و تشویق و ترغیب می‌‌نماییم.

کلمه (ثقفوا) در آیه ۶۱ سوره احزاب ﴿مَّلۡعُونِينَۖ أَيۡنَمَا ثُقِفُوٓاْ أُخِذُواْ وَقُتِّلُواْ تَقۡتِيلٗا٦١ [الأحزاب: ۶۱] به چه معناست؟

یافته شوند.

سبأ:

کلمات (یلج ـ یعرج) در آیه ۲ سوره سبأ ﴿يَعۡلَمُ مَا يَلِجُ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا يَخۡرُجُ مِنۡهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا يَعۡرُجُ فِيهَاۚ وَهُوَ ٱلرَّحِيمُ ٱلۡغَفُورُ٢ [سبأ: ۲] به چه معناست؟

یلج: از مصدر ولوج به معنی ورود.

یعرج: صعود می‌‌کند.

کلمه (مزقتم) در آیه ۷ سوره سبأ ﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ هَلۡ نَدُلُّكُمۡ عَلَىٰ رَجُلٖ يُنَبِّئُكُمۡ إِذَا مُزِّقۡتُمۡ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمۡ لَفِي خَلۡقٖ جَدِيدٍ٧ [سبأ: ۷] به چه معناست؟

متلاشی شدید.

کلمات (أوبی ـ ألنا) در آیه ۱۰ سوره سبأ ﴿۞وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا دَاوُۥدَ مِنَّا فَضۡلٗاۖ يَٰجِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُۥ وَٱلطَّيۡرَۖ وَأَلَنَّا لَهُ ٱلۡحَدِيدَ١٠ [سبأ: ۱۰] به چه معناست؟

إوبی: هم آواز شوید، تکرار کنید.

ألنا: نرم کردیم.

کلمات (سابغات ـ قدر ـ السرد) در آیه ۱۱ سوره سبأ ﴿أَنِ ٱعۡمَلۡ سَٰبِغَٰتٖ وَقَدِّرۡ فِي ٱلسَّرۡدِۖ وَٱعۡمَلُواْ صَٰلِحًاۖ إِنِّي بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ١١ [سبأ: ۱۱] به چه معناست؟

سابغات: جمع سابغ به معنی تام و کامل. مراد زره است.

قدر: اندازه و تناسب را رعایت کن.

السرد: بافت و حلقه زره.

کلمات (غدوها ـ رواحها ـ أسلنا ـ عین ـ قطرـ یزغ) در آیه ۱۲ سوره سبأ ﴿وَلِسُلَيۡمَٰنَ ٱلرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهۡرٞ وَرَوَاحُهَا شَهۡرٞۖ وَأَسَلۡنَا لَهُۥ عَيۡنَ ٱلۡقِطۡرِۖ وَمِنَ ٱلۡجِنِّ مَن يَعۡمَلُ بَيۡنَ يَدَيۡهِ بِإِذۡنِ رَبِّهِۦۖ وَمَن يَزِغۡ مِنۡهُمۡ عَنۡ أَمۡرِنَا نُذِقۡهُ مِنۡ عَذَابِ ٱلسَّعِيرِ١٢ [سبأ: ۱۲] به چه معناست؟

غدوها: بامدادان آن.

رواحها: شامگاهان آن.

أسلنا: جاری ساختیم.

عین: چشمه.

قطر: مس مذاب.

یزغ: منحرف و کج شد.

کلمات (محاریب ـ تماثیل ـ جفان ـ الجواب ـ قدور ـ راسیات) در آیه ۱۳ سوره سبأ ﴿يَعۡمَلُونَ لَهُۥ مَا يَشَآءُ مِن مَّحَٰرِيبَ وَتَمَٰثِيلَ وَجِفَانٖ كَٱلۡجَوَابِ وَقُدُورٖ رَّاسِيَٰتٍۚ ٱعۡمَلُوٓاْ ءَالَ دَاوُۥدَ شُكۡرٗاۚ وَقَلِيلٞ مِّنۡ عِبَادِيَ ٱلشَّكُورُ١٣ [سبأ: ۱۳] به چه معناست؟

محاریب: جمع محراب، معبدها و وپرستش گاه‌ها.

تماثیل: جمع تمثال، مجسمه‌ها و تندیس‌ها.

جفان: جمع جفنۀ، ظرف‌های غذا خوری.

الجواب: اصل جوابی، جمع جابیۀ به معنی حوض‌ها.

قدور: جمع قدر، دیگ‌ها.

راسیات: جمع راسیۀ ثابت و پا برجا.

کلمه (منسأة) در آیه ۱۴ سوره سبأ ﴿فَلَمَّا قَضَيۡنَا عَلَيۡهِ ٱلۡمَوۡتَ مَا دَلَّهُمۡ عَلَىٰ مَوۡتِهِۦٓ إِلَّا دَآبَّةُ ٱلۡأَرۡضِ تَأۡكُلُ مِنسَأَتَهُۥۖ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ ٱلۡجِنُّ أَن لَّوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ ٱلۡغَيۡبَ مَا لَبِثُواْ فِي ٱلۡعَذَابِ ٱلۡمُهِينِ١٤ [سبأ: ۱۴] به چه معناست؟

عصا.

کلمات (العرم ـ خمط ـ أثل ـ سدر) در آیه ۱۶ سوره سبأ ﴿فَأَعۡرَضُواْ فَأَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ سَيۡلَ ٱلۡعَرِمِ وَبَدَّلۡنَٰهُم بِجَنَّتَيۡهِمۡ جَنَّتَيۡنِ ذَوَاتَيۡ أُكُلٍ خَمۡطٖ وَأَثۡلٖ وَشَيۡءٖ مِّن سِدۡرٖ قَلِيلٖ١٦ [سبأ: ۱۶] به چه معناست؟

العرم: ویرانگر.

خمط: تلخ و بدمزه.

أثل: گز و شوره گز.

سدر: نام دختی است مشهور به کنار.

کلمه (فزع) در آیه ۲۳ سوره سبأ ﴿وَلَا تَنفَعُ ٱلشَّفَٰعَةُ عِندَهُۥٓ إِلَّا لِمَنۡ أَذِنَ لَهُۥۚ حَتَّىٰٓ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمۡ قَالُواْ مَاذَا قَالَ رَبُّكُمۡۖ قَالُواْ ٱلۡحَقَّۖ وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡكَبِيرُ٢٣ [سبأ: ۲۳] به چه معناست؟

هراس برطرف شد.

کلمه (أجرمنا) در آیه ۲۵ سوره سبأ ﴿قُل لَّا تُسۡ‍َٔلُونَ عَمَّآ أَجۡرَمۡنَا وَلَا نُسۡ‍َٔلُ عَمَّا تَعۡمَلُونَ٢٥ [سبأ: ۲۵] به چه معناست؟

مرتکب گناه شده‌ایم.

کلمه (یفتح) در آیه ۲۶ سوره سبأ ﴿قُلۡ يَجۡمَعُ بَيۡنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفۡتَحُ بَيۡنَنَا بِٱلۡحَقِّ وَهُوَ ٱلۡفَتَّاحُ ٱلۡعَلِيمُ٢٦ [سبأ: ۲۶] به چه معناست؟

قضاوت و داوری می‌‌کند.

کلمه (مترفوها) در آیه ۳۴ سوره سبأ ﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتۡرَفُوهَآ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ٣٤ [سبأ: ۳۴] به چه معناست؟

مراد روسا واغنیا.

کلمه (زلفی) در آیه ۳۷ سوره سبأ ﴿وَمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُم بِٱلَّتِي تُقَرِّبُكُمۡ عِندَنَا زُلۡفَىٰٓ إِلَّا مَنۡ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَأُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ جَزَآءُ ٱلضِّعۡفِ بِمَا عَمِلُواْ وَهُمۡ فِي ٱلۡغُرُفَٰتِ ءَامِنُونَ٣٧ [سبأ: ۳۷] به چه معناست؟

قرب و منزلت.

کلمه (معشار) در آیه ۴۵ سوره سبأ ﴿وَكَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ وَمَا بَلَغُواْ مِعۡشَارَ مَآ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ فَكَذَّبُواْ رُسُلِيۖ فَكَيۡفَ كَانَ نَكِيرِ٤٥ [سبأ: ۴۵] به چه معناست؟

ده یک. یک دهم.

کلمه (تناوش) در آیه ۵۲ سوره سبأ ﴿وَقَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِهِۦ وَأَنَّىٰ لَهُمُ ٱلتَّنَاوُشُ مِن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ٥٢ [سبأ: ۵۲] به چه معناست؟

دسترسی پیدا کردن.

کلمه (أشیاع) در آیه ۵۴ سوره سبأ ﴿وَحِيلَ بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ مَا يَشۡتَهُونَ كَمَا فُعِلَ بِأَشۡيَاعِهِم مِّن قَبۡلُۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ فِي شَكّٖ مُّرِيبِۢ٥٤ [سبأ: ۵۴] به چه معناست؟

جمع شیعۀ مراد امثال واقران.

فاطر:

کلمه (تثیر) در آیه ۹ سوره فاطر ﴿وَٱللَّهُ ٱلَّذِيٓ أَرۡسَلَ ٱلرِّيَٰحَ فَتُثِيرُ سَحَابٗا فَسُقۡنَٰهُ إِلَىٰ بَلَدٖ مَّيِّتٖ فَأَحۡيَيۡنَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَاۚ كَذَٰلِكَ ٱلنُّشُورُ٩ [فاطر: ۹] به چه معناست؟

بر می‌‌انگیزد. به حرکت در می‌‌آورد.

کلمه (معمر) در آیه ۱۱ سوره فاطر ﴿وَٱللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٖ ثُمَّ مِن نُّطۡفَةٖ ثُمَّ جَعَلَكُمۡ أَزۡوَٰجٗاۚ وَمَا تَحۡمِلُ مِنۡ أُنثَىٰ وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلۡمِهِۦۚ وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٖ وَلَا يُنقَصُ مِنۡ عُمُرِهِۦٓ إِلَّا فِي كِتَٰبٍۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ١١ [فاطر: ۱۱] به چه معناست؟

سالخورده. پیر.

کلمه (قطمیر) در آیه ۱۳ سوره فاطر ﴿يُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَۖ كُلّٞ يَجۡرِي لِأَجَلٖ مُّسَمّٗىۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ لَهُ ٱلۡمُلۡكُۚ وَٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ مَا يَمۡلِكُونَ مِن قِطۡمِيرٍ١٣ [فاطر: ۱۳] به چه معناست؟

پوسته نازک و سفید رنگ پیرامون هسته خرما، که نشان و نماد ناچیزی و کمی است.

کلمه (غرابیب) در آیه ۲۷ سوره فاطر ﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَخۡرَجۡنَا بِهِۦ ثَمَرَٰتٖ مُّخۡتَلِفًا أَلۡوَٰنُهَاۚ وَمِنَ ٱلۡجِبَالِ جُدَدُۢ بِيضٞ وَحُمۡرٞ مُّخۡتَلِفٌ أَلۡوَٰنُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٞ٢٧ [فاطر: ۲۷] به چه معناست؟

جمع غربیب، سیاه پر رنگ.

کلمه (لن تبور) در آیه ۲۹ سوره فاطر ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَتۡلُونَ كِتَٰبَ ٱللَّهِ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ سِرّٗا وَعَلَانِيَةٗ يَرۡجُونَ تِجَٰرَةٗ لَّن تَبُورَ٢٩ [فاطر: ۲۹] به چه معناست؟

هرگز نابود و تباه نمی‌‌گردد.

کلمات (نصب ـ لغوب) در آیه ۳۴ سوره فاطر ﴿وَقَالُواْ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَذۡهَبَ عَنَّا ٱلۡحَزَنَۖ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٞ شَكُورٌ٣٤ [فاطر: ۳۴] به چه معناست؟

نصب: رنج و مشقت.خستگی.

لغوب: درماندگی ناشی از خستگی.

کلمه (یصطرخون) در آیه ۳۷ سوره فاطر ﴿وَهُمۡ يَصۡطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا نَعۡمَلۡ صَٰلِحًا غَيۡرَ ٱلَّذِي كُنَّا نَعۡمَلُۚ أَوَ لَمۡ نُعَمِّرۡكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَآءَكُمُ ٱلنَّذِيرُۖ فَذُوقُواْ فَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِن نَّصِيرٍ٣٧ [فاطر: ۳۷] به چه معناست؟

نعره زنان کمک می‌‌خواهند.

کلمه (مقتا) در آیه ۳۹ سوره فاطر ﴿هُوَ ٱلَّذِي جَعَلَكُمۡ خَلَٰٓئِفَ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ فَمَن كَفَرَ فَعَلَيۡهِ كُفۡرُهُۥۖ وَلَا يَزِيدُ ٱلۡكَٰفِرِينَ كُفۡرُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ إِلَّا مَقۡتٗاۖ وَلَا يَزِيدُ ٱلۡكَٰفِرِينَ كُفۡرُهُمۡ إِلَّا خَسَارٗا٣٩ [فاطر: ۳۹] به چه معناست؟

خشم و غضب.

کلمه (لا یحیق) در آیه ۴۳ سوره فاطر ﴿ٱسۡتِكۡبَارٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَكۡرَ ٱلسَّيِّيِٕۚ وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِۦۚ فَهَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ ٱلۡأَوَّلِينَۚ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗاۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ ٱللَّهِ تَحۡوِيلًا٤٣ [فاطر: ۴۳] به چه معناست؟

گریبانگیر نمی‌‌گردد.

یس:

کلمات (الأذقان ـ مقمحون) در آیه ۸ سوره یس ﴿إِنَّا جَعَلۡنَا فِيٓ أَعۡنَٰقِهِمۡ أَغۡلَٰلٗا فَهِيَ إِلَى ٱلۡأَذۡقَانِ فَهُم مُّقۡمَحُونَ٨ [يس: ۸] به چه معناست؟

الأذقان: جمع ذقن، چانه‌ها. زنخ‌ها.

مقمحون: سر در هواماندگان.

کلمه (امام مبین) در آیه ۱۲ سوره یس ﴿إِنَّا نَحۡنُ نُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَنَكۡتُبُ مَا قَدَّمُواْ وَءَاثَٰرَهُمۡۚ وَكُلَّ شَيۡءٍ أَحۡصَيۡنَٰهُ فِيٓ إِمَامٖ مُّبِينٖ١٢ [يس: ۱۲] به چه معناست؟

کتاب آشکار. کتاب روشنگر. مراد لوح محفوظ است که کتاب جامع و عمومی است و همه اعمال و همه حوادث و همه موجودات این جهان در آن ثبت و ضبط می‌‌گردد.

کلمه (فعززنا) در آیه ۱۴ سوره یس ﴿إِذۡ أَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡهِمُ ٱثۡنَيۡنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزۡنَا بِثَالِثٖ فَقَالُوٓاْ إِنَّآ إِلَيۡكُم مُّرۡسَلُونَ١٤ [يس: ۱۴] به چه معناست؟

تقویت کردیم. تایید کردیم.

کلمه (طائرکم) در آیه ۱۹ سوره یس ﴿قَالُواْ طَٰٓئِرُكُم مَّعَكُمۡ أَئِن ذُكِّرۡتُمۚ بَلۡ أَنتُمۡ قَوۡمٞ مُّسۡرِفُونَ١٩ [يس: ۱۹] به چه معناست؟

شوم و نحو شماست.

کلمه (خامدون) در آیه ۲۹ سوره یس ﴿إِن كَانَتۡ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ فَإِذَا هُمۡ خَٰمِدُونَ٢٩ [يس: ۲۹] به چه معناست؟

خاموش شدگان. مراد مردگان است.

کلمه (نسلخ) در آیه ۳۷ سوره یس ﴿وَءَايَةٞ لَّهُمُ ٱلَّيۡلُ نَسۡلَخُ مِنۡهُ ٱلنَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظۡلِمُونَ٣٧ [يس: ۳۷] به چه معناست؟

بیرون می‌‌کشیم. بر می‌‌گیریم.

کلمه (العرجون) در آیه ۳۹ سوره یس ﴿وَٱلۡقَمَرَ قَدَّرۡنَٰهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَٱلۡعُرۡجُونِ ٱلۡقَدِيمِ٣٩ [يس: ۳۹] به چه معناست؟

پایه خوشه خرما که پس از چیدن خوشه بر درخت می‌ماند و زرد رنگ و قوسی شکل است.

کلمات (أن تدرک ـ یسبحون) در آیه ۴۰ سوره یس ﴿لَا ٱلشَّمۡسُ يَنۢبَغِي لَهَآ أَن تُدۡرِكَ ٱلۡقَمَرَ وَلَا ٱلَّيۡلُ سَابِقُ ٱلنَّهَارِۚ وَكُلّٞ فِي فَلَكٖ يَسۡبَحُونَ٤٠ [يس: ۴۰] به چه معناست؟

أن تدرک: برسد. ملحق شود.

یسبحون: شناورند.

کلمه (صریخ) در آیه ۴۳ سوره یس ﴿وَإِن نَّشَأۡ نُغۡرِقۡهُمۡ فَلَا صَرِيخَ لَهُمۡ وَلَا هُمۡ يُنقَذُونَ٤٣ [يس: ۴۳] به چه معناست؟

فریاد رس.

کلمه (یخصمون) در آیه ۴۹ سوره یس ﴿مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ تَأۡخُذُهُمۡ وَهُمۡ يَخِصِّمُونَ٤٩ [يس: ۴۹] به چه معناست؟

به نزاع و جدال مشغول، و سرگرم گیر و دارند.

کلمه (توصیة) در آیه ۵۰ سوره یس ﴿فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ تَوۡصِيَةٗ وَلَآ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمۡ يَرۡجِعُونَ٥٠ [يس: ۵۰] به چه معناست؟

سفارش.

کلمه (الأجداث ـ ینسلون) در آیه ۵۱ سوره یس ﴿وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ ٱلۡأَجۡدَاثِ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ يَنسِلُونَ٥١ [يس: ۵۱] به چه معناست؟

الأجداث: جمع جدث، قبذ، گور.

ینسلون: می‌‌شتابد.

کلمه (مرقد ـ فی شغل فاکهون) در آیه ۵۵ سوره یس ﴿إِنَّ أَصۡحَٰبَ ٱلۡجَنَّةِ ٱلۡيَوۡمَ فِي شُغُلٖ فَٰكِهُونَ٥٥ [يس: ۵۵] به چه معناست؟

مرقد: خوابگاه است.

فی شغل: سرگرم سرور و شادمانی.

فاکهون: جمع فاکه، خوشحال و خندان.

کلمه (الأرائک) در آیه ۵۶ سوره یس ﴿هُمۡ وَأَزۡوَٰجُهُمۡ فِي ظِلَٰلٍ عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ مُتَّكِ‍ُٔونَ٥٦ [يس: ۵۶] به چه معناست؟

جمع أریکۀ تخت، أورنگ.

کلمه (جبلا) در آیه ۶۲ سوره یس ﴿وَلَقَدۡ أَضَلَّ مِنكُمۡ جِبِلّٗا كَثِيرًاۖ أَفَلَمۡ تَكُونُواْ تَعۡقِلُونَ٦٢ [يس: ۶۲] به چه معناست؟

گروه. ملت.

کلمه (اصلوها) در آیه ۶۴ سوره یس ﴿ٱصۡلَوۡهَا ٱلۡيَوۡمَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ٦٤ [يس: ۶۴] به چه معناست؟

بدان وارد شوید.

کلمه (لطمسنا) در آیه ۶۶ سوره یس ﴿وَلَوۡ نَشَآءُ لَطَمَسۡنَا عَلَىٰٓ أَعۡيُنِهِمۡ فَٱسۡتَبَقُواْ ٱلصِّرَٰطَ فَأَنَّىٰ يُبۡصِرُونَ٦٦ [يس: ۶۶] به چه معناست؟

محو می‌‌کردیم. از بین می‌‌بردیم.

کلمات (لمسخنا هم ـ مضیا) در آیه ۶۷ سوره یس ﴿وَلَوۡ نَشَآءُ لَمَسَخۡنَٰهُمۡ عَلَىٰ مَكَانَتِهِمۡ فَمَا ٱسۡتَطَٰعُواْ مُضِيّٗا وَلَا يَرۡجِعُونَ٦٧ [يس: ۶۷] به چه معناست؟

لمسخناهم: ایشان را مسخ می‌‌کردیم.

مضیا: رفتن.

کلمه (ننکسه) در آیه ۶۸ سوره یس ﴿وَمَن نُّعَمِّرۡهُ نُنَكِّسۡهُ فِي ٱلۡخَلۡقِۚ أَفَلَا يَعۡقِلُونَ٦٨ [يس: ۶۸] به چه معناست؟

او را واگونه و وارونه می‌‌کنیم. مراد عقبگرد قوای جسمانی و روحانی انسان است، تا بدانجا که بازگشت کامل انسان به حالت طفولیت انجام می‌‌پذیرد.

کلمه (محضرون) در آیه ۷۵ سوره یس ﴿لَا يَسۡتَطِيعُونَ نَصۡرَهُمۡ وَهُمۡ لَهُمۡ جُندٞ مُّحۡضَرُونَ٧٥ [يس: ۷۵] به چه معناست؟

آماده.

کلمه (رمیم) در آیه ۷۸ سوره یس ﴿وَضَرَبَ لَنَا مَثَلٗا وَنَسِيَ خَلۡقَهُۥۖ قَالَ مَن يُحۡيِ ٱلۡعِظَٰمَ وَهِيَ رَمِيمٞ٧٨ [يس: ۷۸] به چه معناست؟

پوسیده و فرسوده.

صافات:

کلمه (الزاجرات) در آیه ۲ سوره صافات ﴿فَٱلزَّٰجِرَٰتِ زَجۡرٗا٢ [الصافات: ۲] به چه معناست؟

ابرها را بدینجا و آنجا می‌‌رانند.

کلمه (یقذفون) در آیه ۸ سوره صافات ﴿لَّا يَسَّمَّعُونَ إِلَى ٱلۡمَلَإِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَيُقۡذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٖ٨ [الصافات: ۸] به چه معناست؟

بهسویشان تیر اندازی می‌‌شود.

کلمات (دحورا ـ واصب) در آیه ۹ سوره صافات ﴿دُحُورٗاۖ وَلَهُمۡ عَذَابٞ وَاصِبٌ٩ [الصافات: ۹] به چه معناست؟

دحورا: طرد. راندن.

واصب: تام و خالص همیشگی و دائمی.

کلمات (خطف ـ ثاقب ـ لازب) در آیه ۱۰ سوره صافات ﴿إِلَّا مَنۡ خَطِفَ ٱلۡخَطۡفَةَ فَأَتۡبَعَهُۥ شِهَابٞ ثَاقِبٞ١٠ [الصافات: ۱۰] به چه معناست؟

خطف: ربود باسرعت بر گرفت.

ثاقب: سوراخ کننده.

لازب: چسبنده.

کلمه (داخرون) در آیه ۱۸ سوره صافات ﴿قُلۡ نَعَمۡ وَأَنتُمۡ دَٰخِرُونَ١٨ [الصافات: ۱۸] به چه معناست؟

خوار و پست.

کلمه (زجرة) در آیه ۱۹ سوره صافات ﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ فَإِذَا هُمۡ يَنظُرُونَ١٩ [الصافات: ۱۹] به چه معناست؟

فریاد و صدا.

کلمه (غاوین) در آیه ۳۲ سوره صافات ﴿فَأَغۡوَيۡنَٰكُمۡ إِنَّا كُنَّا غَٰوِينَ٣٢ [الصافات: ۳۲] به چه معناست؟

گمراهان.

کلمه (معین) در آیه ۴۵ سوره صافات ﴿يُطَافُ عَلَيۡهِم بِكَأۡسٖ مِّن مَّعِينِۢ٤٥ [الصافات: ۴۵] به چه معناست؟

جاری. رودبار روان.

کلمات (غول ـ ینزفون) در آیه ۴۷ سوره صافات ﴿لَا فِيهَا غَوۡلٞ وَلَا هُمۡ عَنۡهَا يُنزَفُونَ٤٧ [الصافات: ۴۷] به چه معناست؟

غول: گرفتاری‌ها و تباهی‌هایی همچون بیهوشی و خمار و زوال عقل.

ینزفون: نزف، به معنی بیرون کشیدن آب از چاه و مانند این است. در اینجا تخلیه بدن از راه استفراغ و عرق کردن و بول زیاد است که می‌خواره دچار آن می‌‌شود.

کلمات (قاصرات الطرف ـ عین) در آیه ۴۸ سوره صافات ﴿وَعِندَهُمۡ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرۡفِ عِينٞ٤٨ [الصافات: ۴۸] به چه معناست؟

قاطرات الطرف: دارای چشمانی نیم نگاه. دارای چشمانی که تنها با آنها به شوهران خود نگاه می‌‌کنند و نه به دیگران.

عین: جمع عیناء، زنان درشت چشم.

کلمه (مکنون) در آیه ۴۹ سوره صافات ﴿كَأَنَّهُنَّ بَيۡضٞ مَّكۡنُونٞ٤٩ [الصافات: ۴۹] به چه معناست؟

مستور و پنهان.

کلمه (قرین) در آیه ۵۱ سوره صافات ﴿قَالَ قَآئِلٞ مِّنۡهُمۡ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٞ٥١ [الصافات: ۵۱] به چه معناست؟

همنشین دوست.

کلمه (لمدینون) در آیه ۵۳ سوره صافات ﴿أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَدِينُونَ٥٣ [الصافات: ۵۳] به چه معناست؟

جمع مدین، بازخواست و بازجویی شدگان.

کلمه (سواء) در آیه ۵۵ سوره صافات ﴿فَٱطَّلَعَ فَرَءَاهُ فِي سَوَآءِ ٱلۡجَحِيمِ٥٥ [الصافات: ۵۵] به چه معناست؟

وسط.

کلمه (لتردین) در آیه ۵۶ سوره صافات ﴿قَالَ تَٱللَّهِ إِن كِدتَّ لَتُرۡدِينِ٥٦ [الصافات: ۵۶] به چه معناست؟

مرا پرت کنی. مرا هلاک سازی.

کلمه (مالئون) در آیه ۶۶ سوره صافات ﴿فَإِنَّهُمۡ لَأٓكِلُونَ مِنۡهَا فَمَالِ‍ُٔونَ مِنۡهَا ٱلۡبُطُونَ٦٦ [الصافات: ۶۶] به چه معناست؟

پر کنندگان.

کلمه (لشوبا) در آیه ۶۷ سوره صافات ﴿ثُمَّ إِنَّ لَهُمۡ عَلَيۡهَا لَشَوۡبٗا مِّنۡ حَمِيمٖ٦٧ [الصافات: ۶۷] به چه معناست؟

آلوده، آمیخته. مراد آلوده به زرد آبه و خونابه است.

کلمه (یهرعون) در آیه ۷۰ سوره صافات ﴿فَهُمۡ عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِمۡ يُهۡرَعُونَ٧٠ [الصافات: ۷۰] به چه معناست؟

به شتاب رانده می‌‌شوند.

کلمه (سقیم) در آیه ۸۹ سوره صافات ﴿فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٞ٨٩ [الصافات: ۸۹] به چه معناست؟

بیمار.

کلمه (راغ) در آیه ۹۱ سوره صافات ﴿فَرَاغَ إِلَىٰٓ ءَالِهَتِهِمۡ فَقَالَ أَلَا تَأۡكُلُونَ٩١ [الصافات: ۹۱] به چه معناست؟

مخفیانه و شتابان رفت.

کلمه (یزفون) در آیه ۹۴ سوره صافات ﴿فَأَقۡبَلُوٓاْ إِلَيۡهِ يَزِفُّونَ٩٤ [الصافات: ۹۴] به چه معناست؟

می‌شتافتند.

کلمه (تنحتون) در آیه ۹۵ سوره صافات ﴿قَالَ أَتَعۡبُدُونَ مَا تَنۡحِتُونَ٩٥ [الصافات: ۹۵] به چه معناست؟

می‌تراشید.

کلمه (تله) در آیه ۱۰۳ سوره صافات ﴿فَلَمَّآ أَسۡلَمَا وَتَلَّهُۥ لِلۡجَبِينِ١٠٣ [الصافات: ۱۰۳] به چه معناست؟

او را بر خاک انداخت.

کلمه (المستبین) در آیه ۱۱۷ سوره صافات ﴿وَءَاتَيۡنَٰهُمَا ٱلۡكِتَٰبَ ٱلۡمُسۡتَبِينَ١١٧ [الصافات: ۱۱۷] به چه معناست؟

واضح و روشن.

کلمه (أبق) در آیه ۱۴۰ سوره صافات ﴿إِذۡ أَبَقَ إِلَى ٱلۡفُلۡكِ ٱلۡمَشۡحُونِ١٤٠ [الصافات: ۱۴۰] به چه معناست؟

گریخت.

کلمات (ساهم ـ المدحضین) در آیه ۱۴۱ سوره صافات ﴿فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ ٱلۡمُدۡحَضِينَ١٤١ [الصافات: ۱۴۱] به چه معناست؟

ساهم: در قرعه کشی شرکت کرد.

المدحضین: مغلوبان.

کلمه (ملیم) در آیه ۱۴۲ سوره صافات ﴿فَٱلۡتَقَمَهُ ٱلۡحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٞ١٤٢ [الصافات: ۱۴۲] به چه معناست؟

مستحق سرزنش.

کلمه (لبث) در آیه ۱۴۴ سوره صافات ﴿لَلَبِثَ فِي بَطۡنِهِۦٓ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ١٤٤ [الصافات: ۱۴۴] به چه معناست؟

ماند.

کلمه (یقطین) در آیه ۱۴۶ سوره صافات ﴿وَأَنۢبَتۡنَا عَلَيۡهِ شَجَرَةٗ مِّن يَقۡطِينٖ١٤٦ [الصافات: ۱۴۶] به چه معناست؟

کدو.

کلمه (فاتنین) در آیه ۱۶۲ سوره صافات ﴿مَآ أَنتُمۡ عَلَيۡهِ بِفَٰتِنِينَ١٦٢ [الصافات: ۱۶۲] به چه معناست؟

گول زنندگان. منحرف کنندگان.

ص:

کلمات (عزة ـ شقاق) در آیه ۲ سوره ص ﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فِي عِزَّةٖ وَشِقَاقٖ٢ [ص: ۲] به چه معناست؟

عزة: تکبر.

شقاق: مخالفت با حق و حقیقت.

کلمات (مناص ـ لات ـ لا حین مناص) در آیه ۳ سوره ص ﴿كَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَبۡلِهِم مِّن قَرۡنٖ فَنَادَواْ وَّلَاتَ حِينَ مَنَاصٖ٣ [ص: ۳] به چه معناست؟

مناص: فرار. نجات.

لات: لای نفی جنس است همراه با تزاید.

لاحین مناص: اینک وقت گریز نیست. اکنون زمان نجات نمی‌‌باشد.

کلمه (فواق) در آیه ۱۵ سوره ص ﴿وَمَا يَنظُرُ هَٰٓؤُلَآءِ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ مَّا لَهَا مِن فَوَاقٖ١٥ [ص: ۱۵] به چه معناست؟

تکرار.

کلمه (قطنا) در آیه ۱۶ سوره ص ﴿وَقَالُواْ رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبۡلَ يَوۡمِ ٱلۡحِسَابِ١٦ [ص: ۱۶] به چه معناست؟

بهره و نصیب ما را. سهمیه و قسمت ما را.

کلمه (الأید) در آیه ۱۷ سوره ص ﴿ٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱذۡكُرۡ عَبۡدَنَا دَاوُۥدَ ذَا ٱلۡأَيۡدِۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ١٧ [ص: ۱۷] به چه معناست؟

قدرت و قوت.

کلمه (فصل الخطاب) در آیه ۲۰ سوره ص ﴿وَشَدَدۡنَا مُلۡكَهُۥ وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡحِكۡمَةَ وَفَصۡلَ ٱلۡخِطَابِ٢٠ [ص: ۲۰] به چه معناست؟

سخن فیصله دهنده.

کلمات (الخصم ـ تسوروا) در آیه ۲۱ سوره ص ﴿۞وَهَلۡ أَتَىٰكَ نَبَؤُاْ ٱلۡخَصۡمِ إِذۡ تَسَوَّرُواْ ٱلۡمِحۡرَابَ٢١ [ص: ۲۱] به چه معناست؟

الخصم: دشمن.

تسوروا: از دیوار بلند بالا رفتند.

کلمه (لا تشطط) در آیه ۲۲ سوره ص ﴿إِذۡ دَخَلُواْ عَلَىٰ دَاوُۥدَ فَفَزِعَ مِنۡهُمۡۖ قَالُواْ لَا تَخَفۡۖ خَصۡمَانِ بَغَىٰ بَعۡضُنَا عَلَىٰ بَعۡضٖ فَٱحۡكُم بَيۡنَنَا بِٱلۡحَقِّ وَلَا تُشۡطِطۡ وَٱهۡدِنَآ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ٢٢ [ص: ۲۲] به چه معناست؟

از حق دور مشو. دور از حقیقت مگو.

کلمه (عزنی) در آیه ۲۳ سوره ص ﴿إِنَّ هَٰذَآ أَخِي لَهُۥ تِسۡعٞ وَتِسۡعُونَ نَعۡجَةٗ وَلِيَ نَعۡجَةٞ وَٰحِدَةٞ فَقَالَ أَكۡفِلۡنِيهَا وَعَزَّنِي فِي ٱلۡخِطَابِ٢٣ [ص: ۲۳] به چه معناست؟

مرا مغلوب کرده است و بر من چیره شده است.

کلمات (الخلطاء ـ أناب) در آیه ۲۴ سوره ص ﴿قَالَ لَقَدۡ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعۡجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِۦۖ وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلۡخُلَطَآءِ لَيَبۡغِي بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٍ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَقَلِيلٞ مَّا هُمۡۗ وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّٰهُ فَٱسۡتَغۡفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّۤ رَاكِعٗاۤ وَأَنَابَ۩٢٤ [ص: ۲۴] به چه معناست؟

الخلطاء: شرکاء. مراد آشنایان و شریکانی است که با هم سرو کار دارند و اغلب اموال یا احشام خود را با هم می‌‌آمیزند.

أناب: توبه کرد.

کلمات (طفق مسحا ـ السوق) در آیه ۳۳ سوره ص ﴿رُدُّوهَا عَلَيَّۖ فَطَفِقَ مَسۡحَۢا بِٱلسُّوقِ وَٱلۡأَعۡنَاقِ٣٣ [ص: ۳۳] به چه معناست؟

طفق مسحا: شروع به دست کشیدن و مالش دادن کرد.

السوق: جمع ساق، ساق‌های پا.

کلمات (رخاء ـ أصاب) در آیه ۳۶ سوره ص ﴿فَسَخَّرۡنَا لَهُ ٱلرِّيحَ تَجۡرِي بِأَمۡرِهِۦ رُخَآءً حَيۡثُ أَصَابَ٣٦ [ص: ۳۶] به چه معناست؟

رخاء: نرم و آرام.

أصاب: قصد کرد، اراده کرد.

کلمات (مقربین ـ الأصفاد) در آیه ۳۸ سوره ص ﴿وَءَاخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي ٱلۡأَصۡفَادِ٣٨ [ص: ۳۸] به چه معناست؟

مقربین: بسته شده به همدیگر.

الأصفاد: جمع صفد، غل و زنجیر.

کلمات (أرکض ـ أذکض برجلک) در آیه ۴۲ سوره ص ﴿ٱرۡكُضۡ بِرِجۡلِكَۖ هَٰذَا مُغۡتَسَلُۢ بَارِدٞ وَشَرَابٞ٤٢ [ص: ۴۲] به چه معناست؟

أرکض: بکوب.

أرکض برجلک: پای خود را به زمین بکوب.

کلمات (ضغثا ـ لا تحنث) در آیه ۴۴ سوره ص ﴿وَخُذۡ بِيَدِكَ ضِغۡثٗا فَٱضۡرِب بِّهِۦ وَلَا تَحۡنَثۡۗ إِنَّا وَجَدۡنَٰهُ صَابِرٗاۚ نِّعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٞ٤٤ [ص: ۴۴] به چه معناست؟

ضغثا: دسته‌ای از ساقه‌های گندم یا جو و یا چوب‌های نازک.

لا تحنث: سوگند خود را مشکن.

کلمه (المصطفین) در آیه ۴۷ سوره ص ﴿وَإِنَّهُمۡ عِندَنَا لَمِنَ ٱلۡمُصۡطَفَيۡنَ ٱلۡأَخۡيَارِ٤٧ [ص: ۴۷] به چه معناست؟

جمع مصطفی، نخبگان. برگزیدگان.

کلمه (أتراب) در آیه ۵۲ سوره ص ﴿وَعِندَهُمۡ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرۡفِ أَتۡرَابٌ٥٢ [ص: ۵۲] به چه معناست؟

جمع ترب، افراد همسن و سال.

کلمه (فناد) در آیه ۵۴ سوره ص ﴿إِنَّ هَٰذَا لَرِزۡقُنَا مَا لَهُۥ مِن نَّفَادٍ٥٤ [ص: ۵۴] به چه معناست؟

فنا و نابودی.

کلمه (غساق) در آیه ۵۷ سوره ص ﴿هَٰذَا فَلۡيَذُوقُوهُ حَمِيمٞ وَغَسَّاقٞ٥٧ [ص: ۵۷] به چه معناست؟

اسم خونابه روان از پیکر دوزخیان.

کلمه (مقتحم) در آیه ۵۹ سوره ص ﴿هَٰذَا فَوۡجٞ مُّقۡتَحِمٞ مَّعَكُمۡ لَا مَرۡحَبَۢا بِهِمۡۚ إِنَّهُمۡ صَالُواْ ٱلنَّارِ٥٩ [ص: ۵۹] به چه معناست؟

کسی که با فشار و زور و هول دادن وادار به دخوا جایی شود.

الزمر:

کلمه (یکور) در آیه ۵ سوره زمر ﴿خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّۖ يُكَوِّرُ ٱلَّيۡلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَيُكَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّيۡلِۖ وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَۖ كُلّٞ يَجۡرِي لِأَجَلٖ مُّسَمًّىۗ أَلَا هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡغَفَّٰرُ٥ [الزمر: ۵] به چه معناست؟

می‌پیچد.

کلمات (سلکه ـ ینابیع ـ یهیج ـ حطاما) در آیه ۲۱ سوره زم ﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَسَلَكَهُۥ يَنَٰبِيعَ فِي ٱلۡأَرۡضِ ثُمَّ يُخۡرِجُ بِهِۦ زَرۡعٗا مُّخۡتَلِفًا أَلۡوَٰنُهُۥ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَىٰهُ مُصۡفَرّٗا ثُمَّ يَجۡعَلُهُۥ حُطَٰمًاۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكۡرَىٰ لِأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ٢١ [الزمر: ۲۱]ر به چه معناست؟

سلکه: آن را داخل و مستقر می‌‌گرداند.

ینابیع: جمع ینبوع، چشمه‌ها.

یهیج: خشک می‌‌گردد.

حطاما: گیاه خشک شده و خرد و پرپر شده.

کلمات (متشابها ـ مثانی ـ تقشعر ـ تلین) در آیه ۲۳ سوره زمر ﴿ٱللَّهُ نَزَّلَ أَحۡسَنَ ٱلۡحَدِيثِ كِتَٰبٗا مُّتَشَٰبِهٗا مَّثَانِيَ تَقۡشَعِرُّ مِنۡهُ جُلُودُ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّهُمۡ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمۡ وَقُلُوبُهُمۡ إِلَىٰ ذِكۡرِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ هُدَى ٱللَّهِ يَهۡدِي بِهِۦ مَن يَشَآءُۚ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادٍ٢٣ [الزمر: ۲۳] به چه معناست؟

متشابها: همگون و همسان.

مثانی: جمع مثنی، مکرر.

تقشعر: بر خود می‌‌لرزد.

تلین: نرم می‌‌گردد.

کلمه (أفمن یتقی) در آیه ۲۴ سوره زمر ﴿أَفَمَن يَتَّقِي بِوَجۡهِهِۦ سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ وَقِيلَ لِلظَّٰلِمِينَ ذُوقُواْ مَا كُنتُمۡ تَكۡسِبُونَ٢٤ [الزمر: ۲۴] به چه معناست؟

اما در دوزخ حال دوزخیان بگونه است که باید با صورت از خود دفاع کنند چون که دست و پای دوزخیان در غل و زنجیر است.

کلمه (عوج) در آیه ۲۸ سوره زمر ﴿قُرۡءَانًا عَرَبِيًّا غَيۡرَ ذِي عِوَجٖ لَّعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ٢٨ [الزمر: ۲۸] به چه معناست؟

کژی و نادرستی.

کلمه (متشاکسون) در آیه ۲۹ سوره زمر ﴿ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا رَّجُلٗا فِيهِ شُرَكَآءُ مُتَشَٰكِسُونَ وَرَجُلٗا سَلَمٗا لِّرَجُلٍ هَلۡ يَسۡتَوِيَانِ مَثَلًاۚ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِۚ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ٢٩ [الزمر: ۲۹] به چه معناست؟

افراد درگیر جنگ و نزاع.

کلمه (تختصمون) در آیه ۳۱ سوره زمر﴿ثُمَّ إِنَّكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ عِندَ رَبِّكُمۡ تَخۡتَصِمُونَ٣١ [الزمر: ۳۱] به چه معناست؟

منازعه و مجادله می‌‌کنند.

کلمه (أنیبوا) در آیه ۵۴ سوره زمر ﴿وَأَنِيبُوٓاْ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ وَأَسۡلِمُواْ لَهُۥ مِن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَكُمُ ٱلۡعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ٥٤ [الزمر: ۵۴] به چه معناست؟

برگردید و توبه کنید.

کلمات (فرطت ـ جنب الله) در آیه ۵۶ سوره زمر ﴿أَن تَقُولَ نَفۡسٞ يَٰحَسۡرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنۢبِ ٱللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ ٱلسَّٰخِرِينَ٥٦ [الزمر: ۵۶] به چه معناست؟

فرطت: کوتاهی کردم.

جنب الله: منظور تما م کارهایی که فرمان انجام و یا ترک آنها از طرف خدا صادر می‌‌شود.

کلمه (بمفازتهم) در آیه ۶۱ سوره زمر ﴿وَيُنَجِّي ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ بِمَفَازَتِهِمۡ لَا يَمَسُّهُمُ ٱلسُّوٓءُ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ٦١ [الزمر: ۶۱] به چه معناست؟

رستگاری و کامیاب شدن. به آرزو رسیدن.

کلمه (مطویات) در آیه ۶۷ سوره زمر ﴿وَمَا قَدَرُواْ ٱللَّهَ حَقَّ قَدۡرِهِۦ وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦۚ سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ٦٧ [الزمر: ۶۷] به چه معناست؟

در پیچیده‌ها.

کلمه (صعق) در آیه ۶۸ سوره زمر ﴿وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَّا مَن شَآءَ ٱللَّهُۖ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخۡرَىٰ فَإِذَا هُمۡ قِيَامٞ يَنظُرُونَ٦٨ [الزمر: ۶۸] به چه معناست؟

مُرد.

کلمات (سیق ـ زمرا) در آیه ۷۱ سوره زمر ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًاۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوهَا فُتِحَتۡ أَبۡوَٰبُهَا وَقَالَ لَهُمۡ خَزَنَتُهَآ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ رُسُلٞ مِّنكُمۡ يَتۡلُونَ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِ رَبِّكُمۡ وَيُنذِرُونَكُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَاۚ قَالُواْ بَلَىٰ وَلَٰكِنۡ حَقَّتۡ كَلِمَةُ ٱلۡعَذَابِ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ٧١ [الزمر: ۷۱] به چه معناست؟

سیق: سوق داده شد. رانده شد.

زمرا: جمع زمرۀ، گروه گروه. فوج فوج. دسته دسته.

کلمه (طبتم) در آیه ۷۳ سوره زمر ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ زُمَرًاۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوهَا وَفُتِحَتۡ أَبۡوَٰبُهَا وَقَالَ لَهُمۡ خَزَنَتُهَا سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمۡ طِبۡتُمۡ فَٱدۡخُلُوهَا خَٰلِدِينَ٧٣ [الزمر: ۷۳] به چه معناست؟

در دنیا خوب بوده‌اید و به نیکی زیسته‌اید.

کلمه (أورثنا ـ نتبوأ) در آیه ۷۴ سوره زمر ﴿وَقَالُواْ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي صَدَقَنَا وَعۡدَهُۥ وَأَوۡرَثَنَا ٱلۡأَرۡضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ ٱلۡجَنَّةِ حَيۡثُ نَشَآءُۖ فَنِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَٰمِلِينَ٧٤ [الزمر: ۷۴] به چه معناست؟

أورثنا: به ما داده است.

نتبوأ: جایگاه خود می‌‌کنیم.

کلمه (حافین) در آیه ۷۵ سوره زمر ﴿وَتَرَى ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ حَآفِّينَ مِنۡ حَوۡلِ ٱلۡعَرۡشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡۚ وَقُضِيَ بَيۡنَهُم بِٱلۡحَقِّۚ وَقِيلَ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٧٥ [الزمر: ۷۵] به چه معناست؟

طواف کنندگان. گرداندگان.

غافر:

کلمه (لیدحضوا) در آیه ۵ سوره غافر ﴿كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ وَٱلۡأَحۡزَابُ مِنۢ بَعۡدِهِمۡۖ وَهَمَّتۡ كُلُّ أُمَّةِۢ بِرَسُولِهِمۡ لِيَأۡخُذُوهُۖ وَجَٰدَلُواْ بِٱلۡبَٰطِلِ لِيُدۡحِضُواْ بِهِ ٱلۡحَقَّ فَأَخَذۡتُهُمۡۖ فَكَيۡفَ كَانَ عِقَابِ٥ [غافر: ۵] به چه معناست؟

تا باطل گردانند.

کلمه (تق) در آیه ۹ سوره غافر ﴿وَقِهِمُ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِۚ وَمَن تَقِ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ يَوۡمَئِذٖ فَقَدۡ رَحِمۡتَهُۥۚ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ٩ [غافر: ۹] به چه معناست؟

بدور داری.

کلمه (مقت الله) در آیه ۱۰ سوره غافر ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يُنَادَوۡنَ لَمَقۡتُ ٱللَّهِ أَكۡبَرُ مِن مَّقۡتِكُمۡ أَنفُسَكُمۡ إِذۡ تُدۡعَوۡنَ إِلَى ٱلۡإِيمَٰنِ فَتَكۡفُرُونَ١٠ [غافر: ۱۰] به چه معناست؟

خشم خدا.

کلمات (الروح ـ یو م التلاق) در آیه ۱۵ سوره غافر ﴿رَفِيعُ ٱلدَّرَجَٰتِ ذُو ٱلۡعَرۡشِ يُلۡقِي ٱلرُّوحَ مِنۡ أَمۡرِهِۦ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ لِيُنذِرَ يَوۡمَ ٱلتَّلَاقِ١٥ [غافر: ۱۵] به چه معناست؟

الروح: وحی.

یو م التلاق: روز قیامت است که در آن پیشینیان و ظسینیان و زمینیان و آسمانیان به همدیگر می‌‌رسند.

کلمه (یوم الآزفة) در آیه ۱۸ سوره غافر ﴿وَأَنذِرۡهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡأٓزِفَةِ إِذِ ٱلۡقُلُوبُ لَدَى ٱلۡحَنَاجِرِ كَٰظِمِينَۚ مَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ حَمِيمٖ وَلَا شَفِيعٖ يُطَاعُ١٨ [غافر: ۱۸] به چه معناست؟

روز نزدیک. مراد قیامت است.

کلمه (خائنة الأعین) در آیه ۱۹ سوره غافر ﴿يَعۡلَمُ خَآئِنَةَ ٱلۡأَعۡيُنِ وَمَا تُخۡفِي ٱلصُّدُورُ١٩ [غافر: ۱۹] به چه معناست؟

خیانت چشمان و دزدانه نگاه کردن آنها. چشمان خائن و بد نظر.

کلمه (یوم التناد) در آیه ۳۲ سوره غافر ﴿وَيَٰقَوۡمِ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ يَوۡمَ ٱلتَّنَادِ٣٢ [غافر: ۳۲] به چه معناست؟

اصل آن تنادی است به معنی صدا زدن.

کلمه (صرحا) در آیه ۳۶ سوره غافر ﴿وَقَالَ فِرۡعَوۡنُ يَٰهَٰمَٰنُ ٱبۡنِ لِي صَرۡحٗا لَّعَلِّيٓ أَبۡلُغُ ٱلۡأَسۡبَٰبَ٣٦ [غافر: ۳۶] به چه معناست؟

کاخ عظیم.

کلمه (تباب) در آیه ۳۷ سوره غافر ﴿أَسۡبَٰبَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ فَأَطَّلِعَ إِلَىٰٓ إِلَٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّي لَأَظُنُّهُۥ كَٰذِبٗاۚ وَكَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِفِرۡعَوۡنَ سُوٓءُ عَمَلِهِۦ وَصُدَّ عَنِ ٱلسَّبِيلِۚ وَمَا كَيۡدُ فِرۡعَوۡنَ إِلَّا فِي تَبَابٖ٣٧ [غافر: ۳۷] به چه معناست؟

خسران و زیان. هلاک و نابودی.

کلمه (یتحاجون) در آیه ۴۷ سوره غافر ﴿وَإِذۡ يَتَحَآجُّونَ فِي ٱلنَّارِ فَيَقُولُ ٱلضُّعَفَٰٓؤُاْ لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُوٓاْ إِنَّا كُنَّا لَكُمۡ تَبَعٗا فَهَلۡ أَنتُم مُّغۡنُونَ عَنَّا نَصِيبٗا مِّنَ ٱلنَّارِ٤٧ [غافر: ۴۷] به چه معناست؟

کشمکش می‌‌کنند.

کلمه (یسحبون) در آیه ۷۱ سوره غافر ﴿إِذِ ٱلۡأَغۡلَٰلُ فِيٓ أَعۡنَٰقِهِمۡ وَٱلسَّلَٰسِلُ يُسۡحَبُونَ٧١ [غافر: ۷۱] به چه معناست؟

روی زمین کشیده می‌‌شوند.

کلمه (یسجرون) در آیه ۷۲ سوره غافر ﴿فِي ٱلۡحَمِيمِ ثُمَّ فِي ٱلنَّارِ يُسۡجَرُونَ٧٢ [غافر: ۷۲] به چه معناست؟

تمام وجودشان پر از آتش می‌‌گردد. بر افروخته و تافته می‌‌شوند.

کلمه (تمرحون) در آیه ۷۵ سوره غافر ﴿ذَٰلِكُم بِمَا كُنتُمۡ تَفۡرَحُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَبِمَا كُنتُمۡ تَمۡرَحُونَ٧٥ [غافر: ۷۵] به چه معناست؟

مراد خیالء و تفاخر و افاده بر مردم.

فصلت:

کلمه (أقواتها) در آیه ۱۰ سوره فصلت ﴿وَجَعَلَ فِيهَا رَوَٰسِيَ مِن فَوۡقِهَا وَبَٰرَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَآ أَقۡوَٰتَهَا فِيٓ أَرۡبَعَةِ أَيَّامٖ سَوَآءٗ لِّلسَّآئِلِينَ١٠ [فصلت: ۱۰] به چه معناست؟

خوراکی‌ها و غذاهای مورد نیاز ساکنان روی زمین.

کلمه (قضاهن) در آیه ۱۲ سوره فصلت ﴿فَقَضَىٰهُنَّ سَبۡعَ سَمَٰوَاتٖ فِي يَوۡمَيۡنِ وَأَوۡحَىٰ فِي كُلِّ سَمَآءٍ أَمۡرَهَاۚ وَزَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا بِمَصَٰبِيحَ وَحِفۡظٗاۚ ذَٰلِكَ تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ١٢ [فصلت: ۱۲] به چه معناست؟

به انجام رسانید. به پایان برد.

کلمات (صرصرا ـ أیام نحسات) در آیه ۱۶ سوره فصلت ﴿فَأَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ رِيحٗا صَرۡصَرٗا فِيٓ أَيَّامٖ نَّحِسَاتٖ لِّنُذِيقَهُمۡ عَذَابَ ٱلۡخِزۡيِ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَخۡزَىٰۖ وَهُمۡ لَا يُنصَرُونَ١٦ [فصلت: ۱۶] به چه معناست؟

صرصرا: سخت و شدید. پر سرو صدا و هراس انگیز. بسیار سرد.

أیام نحسات: روزهای شوم و بدی.

کلمه (إن یستعتبوا) در آیه ۲۴ سوره فصلت ﴿فَإِن يَصۡبِرُواْ فَٱلنَّارُ مَثۡوٗى لَّهُمۡۖ وَإِن يَسۡتَعۡتِبُواْ فَمَا هُم مِّنَ ٱلۡمُعۡتَبِينَ٢٤ [فصلت: ۲۴] به چه معناست؟

اگر طلب رضایت و گذشت کنند.

کلمات (قیضنا ـ قرناء) در آیه ۲۵ سوره فصلت ﴿۞وَقَيَّضۡنَا لَهُمۡ قُرَنَآءَ فَزَيَّنُواْ لَهُم مَّا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡ وَحَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلُ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِۖ إِنَّهُمۡ كَانُواْ خَٰسِرِينَ٢٥ [فصلت: ۲۵] به چه معناست؟

قیضنا: آماده کرده‌ایم و تهیه نموده‌ایم. ترتیب داده‌ایم.

قرناء: جمع قرین، همدم. دوست مراد شیاطین جن و انس است.

کلمه (الغوا) در آیه ۲۶ سوره فصلت ﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَا تَسۡمَعُواْ لِهَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ وَٱلۡغَوۡاْ فِيهِ لَعَلَّكُمۡ تَغۡلِبُونَ٢٦ [فصلت: ۲۶] به چه معناست؟

یاوه سرایی کنید.

کلمه (ما یلقاها) در آیه ۳۵ سوره فصلت ﴿وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلَّذِينَ صَبَرُواْ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٖ٣٥ [فصلت: ۳۵] به چه معناست؟

به این خصلت دست نمی‌‌یابد.

کلمه (لا یسأمون) در آیه ۳۸ سوره فصلت ﴿فَإِنِ ٱسۡتَكۡبَرُواْ فَٱلَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُۥ بِٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَهُمۡ لَا يَسۡ‍َٔمُونَ۩٣٨ [فصلت: ۳۸] به چه معناست؟

ملول نمی‌‌گردند. خسته و درمانده نمی‌‌شوند.

کلمات (اهتزت ـ ربت) در آیه ۳۹ سوره فصلت ﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنَّكَ تَرَى ٱلۡأَرۡضَ خَٰشِعَةٗ فَإِذَآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهَا ٱلۡمَآءَ ٱهۡتَزَّتۡ وَرَبَتۡۚ إِنَّ ٱلَّذِيٓ أَحۡيَاهَا لَمُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰٓۚ إِنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ٣٩ [فصلت: ۳۹] به چه معناست؟

اهتزت: به جنبش در می‌‌آید و تکان می‌‌خورد.

ربت: بالا می‌‌آید و آماسیده می‌‌گردد.

کلمه (یلحدون) در آیه ۴۰ سوره فصلت ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُلۡحِدُونَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا لَا يَخۡفَوۡنَ عَلَيۡنَآۗ أَفَمَن يُلۡقَىٰ فِي ٱلنَّارِ خَيۡرٌ أَم مَّن يَأۡتِيٓ ءَامِنٗا يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ ٱعۡمَلُواْ مَا شِئۡتُمۡ إِنَّهُۥ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٌ٤٠ [فصلت: ۴۰] به چه معناست؟

تحریف می‌‌کنند.

کلمات (وقر ـ عمی) در آیه ۴۴ سوره فصلت ﴿وَلَوۡ جَعَلۡنَٰهُ قُرۡءَانًا أَعۡجَمِيّٗا لَّقَالُواْ لَوۡلَا فُصِّلَتۡ ءَايَٰتُهُۥٓۖ ءَا۬عۡجَمِيّٞ وَعَرَبِيّٞۗ قُلۡ هُوَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ هُدٗى وَشِفَآءٞۚ وَٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ فِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٞ وَهُوَ عَلَيۡهِمۡ عَمًىۚ أُوْلَٰٓئِكَ يُنَادَوۡنَ مِن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ٤٤ [فصلت: ۴۴] به چه معناست؟

وقر: سنگینی، کری.

عمی: کوری.

کلمات (أکمام ـ آذناک) در آیه ۴۷ سوره فصلت ﴿إِلَيۡهِ يُرَدُّ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِۚ وَمَا تَخۡرُجُ مِن ثَمَرَٰتٖ مِّنۡ أَكۡمَامِهَا وَمَا تَحۡمِلُ مِنۡ أُنثَىٰ وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلۡمِهِۦۚ وَيَوۡمَ يُنَادِيهِمۡ أَيۡنَ شُرَكَآءِي قَالُوٓاْ ءَاذَنَّٰكَ مَامِنَّا مِن شَهِيدٖ٤٧ [فصلت: ۴۷] به چه معناست؟

أکمام: جمع کم، غلاف و پوسته.

آذناک: به تو اعلام کردیم.

کلمه (محیص) در آیه ۴۸ سوره فصلت ﴿وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَدۡعُونَ مِن قَبۡلُۖ وَظَنُّواْ مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٖ٤٨ [فصلت: ۴۸] به چه معناست؟

گریزگاه. راه فرار.

کلمات (لا یسأم ـ قنوط) در آیه ۴۹ سوره فصلت ﴿لَّا يَسۡ‍َٔمُ ٱلۡإِنسَٰنُ مِن دُعَآءِ ٱلۡخَيۡرِ وَإِن مَّسَّهُ ٱلشَّرُّ فَيَ‍ُٔوسٞ قَنُوطٞ٤٩ [فصلت: ۴۹] به چه معناست؟

لا یسأم: ملول و خسته نمی‌‌گردد.

قنوط: بسیار مأیوس.

کلمات (نأی بجانبه ـ عریض) در آیه ۵۱ سوره فصلت ﴿وَإِذَآ أَنۡعَمۡنَا عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ أَعۡرَضَ وَنَ‍َٔابِجَانِبِهِۦ وَإِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ فَذُو دُعَآءٍ عَرِيضٖ٥١ [فصلت: ۵۱] به چه معناست؟

نأی بجانبه: خود را از خدا پرستی و دینداری دور می‌‌کند.

عریض: وسیع.

الشوری:

کلمه (یتفطرن) در آیه ۵ سوره شوری ﴿تَكَادُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ يَتَفَطَّرۡنَ مِن فَوۡقِهِنَّۚ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ وَيَسۡتَغۡفِرُونَ لِمَن فِي ٱلۡأَرۡضِۗ أَلَآ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ٥ [الشورى: ۵] به چه معناست؟

از هم می‌‌شافند.

کلمه (یذروءکم) در آیه ۱۱ سوره شوری ﴿فَاطِرُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ جَعَلَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا وَمِنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ أَزۡوَٰجٗا يَذۡرَؤُكُمۡ فِيهِۚ لَيۡسَ كَمِثۡلِهِۦ شَيۡءٞۖ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ١١ [الشورى: ۱۱] به چه معناست؟

شما را به وفورمی آفریند. از ماده زرء به معنی آفریدن و پراکندن.

کلمه (مقالید) در آیه ۱۲ سوره شوری ﴿لَهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُۚ إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ١٢ [الشورى: ۱۲] به چه معناست؟

کلید‌ها.

کلمات (مشفقون منها ـ یمارون) در آیه ۱۸ سوره شوری ﴿يَسۡتَعۡجِلُ بِهَا ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِهَاۖ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مُشۡفِقُونَ مِنۡهَا وَيَعۡلَمُونَ أَنَّهَا ٱلۡحَقُّۗ أَلَآ إِنَّ ٱلَّذِينَ يُمَارُونَ فِي ٱلسَّاعَةِ لَفِي ضَلَٰلِۢ بَعِيدٍ١٨ [الشورى: ۱۸] به چه معناست؟

مشفقون منها: از آن می‌‌ترسند.

یمارون: در شک و تردید به سر می‌‌برند.

کلمه (یقترف) در آیه ۲۳ سوره شوری ﴿ذَٰلِكَ ٱلَّذِي يُبَشِّرُ ٱللَّهُ عِبَادَهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِۗ قُل لَّآ أَسۡ‍َٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًا إِلَّا ٱلۡمَوَدَّةَ فِي ٱلۡقُرۡبَىٰۗ وَمَن يَقۡتَرِفۡ حَسَنَةٗ نَّزِدۡ لَهُۥ فِيهَا حُسۡنًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ شَكُورٌ٢٣ [الشورى: ۲۳] به چه معناست؟

کسب کند، بدست آورد.

کلمات (الغیث ـ قنطوا) در آیه ۲۸ سوره شوری ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يُنَزِّلُ ٱلۡغَيۡثَ مِنۢ بَعۡدِ مَا قَنَطُواْ وَيَنشُرُ رَحۡمَتَهُۥۚ وَهُوَ ٱلۡوَلِيُّ ٱلۡحَمِيدُ٢٨ [الشورى: ۲۸] به چه معناست؟

الغیث: باران.

قنطوا: مأیوس و نومید گشتند.

کلمه (بث) در آیه ۲۹ سوره شوری ﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦ خَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَآبَّةٖۚ وَهُوَ عَلَىٰ جَمۡعِهِمۡ إِذَا يَشَآءُ قَدِيرٞ٢٩ [الشورى: ۲۹] به چه معناست؟

پخش و پراکنده کرده است.

کلمه (الجواری) در آیه ۳۲ سوره شوری ﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِ ٱلۡجَوَارِ فِي ٱلۡبَحۡرِ كَٱلۡأَعۡلَٰمِ٣٢ [الشورى: ۳۲] به چه معناست؟

جمع جاریۀ، کشتی‌های روان.

کلمات (یظللن ـ رواکد) در آیه ۳۳ سوره شوری ﴿إِن يَشَأۡ يُسۡكِنِ ٱلرِّيحَ فَيَظۡلَلۡنَ رَوَاكِدَ عَلَىٰ ظَهۡرِهِۦٓۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٍ٣٣ [الشورى: ۳۳] به چه معناست؟

یظللن: می‌مانند. می‌شوند.

رواکد: جمع راکدۀ، ثابت. ساکن.

کلمه (یبغون) در آیه ۴۲ سوره شوری ﴿إِنَّمَا ٱلسَّبِيلُ عَلَى ٱلَّذِينَ يَظۡلِمُونَ ٱلنَّاسَ وَيَبۡغُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّۚ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ٤٢ [الشورى: ۴۲] به چه معناست؟

سرکشی می‌‌کند.

کلمه (من طرف خفی) در آیه ۴۵ سوره شوری ﴿وَتَرَىٰهُمۡ يُعۡرَضُونَ عَلَيۡهَا خَٰشِعِينَ مِنَ ٱلذُّلِّ يَنظُرُونَ مِن طَرۡفٍ خَفِيّٖۗ وَقَالَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ وَأَهۡلِيهِمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۗ أَلَآ إِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ فِي عَذَابٖ مُّقِيمٖ٤٥ [الشورى: ۴۵] به چه معناست؟

زیر چشمی.

کلمه (یزوجهم) در آیه ۵۰ سوره شوری ﴿أَوۡ يُزَوِّجُهُمۡ ذُكۡرَانٗا وَإِنَٰثٗاۖ وَيَجۡعَلُ مَن يَشَآءُ عَقِيمًاۚ إِنَّهُۥ عَلِيمٞ قَدِيرٞ٥٠ [الشورى: ۵۰] به چه معناست؟

آنها را با هم گرد می‌‌آورد و جفت هم می‌‌کند یعنی برخی‌ها گاهی پسر و گاهی دختر عطا می‌‌کند یا اینکه دوقلوی پسر یا دختر می‌‌بخشد.

الزخرف:

کلمات (أفنضرب عنکم ـ صفحا) در آیه ۵ سوره زخرف ﴿أَفَنَضۡرِبُ عَنكُمُ ٱلذِّكۡرَ صَفۡحًا أَن كُنتُمۡ قَوۡمٗا مُّسۡرِفِينَ٥ [الزخرف: ۵] به چه معناست؟

أفنضرب عنکم: آیا از شما باز داریم؟ آیا از شما بدورو منصرف داریم؟

صفحا: اعراض و رو گردانی.

کلمه (بطشا) در آیه ۸ سوره زخرف ﴿فَأَهۡلَكۡنَآ أَشَدَّ مِنۡهُم بَطۡشٗا وَمَضَىٰ مَثَلُ ٱلۡأَوَّلِينَ٨ [الزخرف: ۸] به چه معناست؟

حمله و یورش.

کلمات (لتستووا ـ مقرنین) در آیه ۱۳ سوره زخرف ﴿لِتَسۡتَوُۥاْ عَلَىٰ ظُهُورِهِۦ ثُمَّ تَذۡكُرُواْ نِعۡمَةَ رَبِّكُمۡ إِذَا ٱسۡتَوَيۡتُمۡ عَلَيۡهِ وَتَقُولُواْ سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَٰذَا وَمَا كُنَّا لَهُۥ مُقۡرِنِينَ١٣ [الزخرف: ۱۳] به چه معناست؟

لتستووا: تا مستقر گردید.

مقرنین: توانایی.

کلمه (منقلبون) در آیه ۱۴ سوره زخرف ﴿وَإِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ١٤ [الزخرف: ۱۴] به چه معناست؟

برگردندگان.

کلمه (أصفاکم) در آیه ۱۶ سوره زخرف ﴿أَمِ ٱتَّخَذَ مِمَّا يَخۡلُقُ بَنَاتٖ وَأَصۡفَىٰكُم بِٱلۡبَنِينَ١٦ [الزخرف: ۱۶] به چه معناست؟

برای شما انتخاب کرده است.

کلمه (کظیم) در آیه ۱۷ سوره زخرف ﴿وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحۡمَٰنِ مَثَلٗا ظَلَّ وَجۡهُهُۥ مُسۡوَدّٗا وَهُوَ كَظِيمٌ١٧ [الزخرف: ۱۷] به چه معناست؟

پر از خشم و لبریز از غم و اندوه.

کلمه (ینشأ) در آیه ۱۸ سوره زخرف ﴿أَوَ مَن يُنَشَّؤُاْ فِي ٱلۡحِلۡيَةِ وَهُوَ فِي ٱلۡخِصَامِ غَيۡرُ مُبِينٖ١٨ [الزخرف: ۱۸] به چه معناست؟

پرورش می‌‌یابد.

کلمه (یخرصون) در آیه ۲۰ سوره زخرف ﴿وَقَالُواْ لَوۡ شَآءَ ٱلرَّحۡمَٰنُ مَا عَبَدۡنَٰهُمۗ مَّا لَهُم بِذَٰلِكَ مِنۡ عِلۡمٍۖ إِنۡ هُمۡ إِلَّا يَخۡرُصُونَ٢٠ [الزخرف: ۲۰] به چه معناست؟

تخمین می‌‌زنند و ناسنجیده می‌‌گویند.

کلمات (رجل ـ القریتین) در آیه ۳۱ سوره زخرف ﴿وَقَالُواْ لَوۡلَا نُزِّلَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنَ ٱلۡقَرۡيَتَيۡنِ عَظِيمٍ٣١ [الزخرف: ۳۱] به چه معناست؟

رجل: مرد بزرگوار. مرادشان مردی سرشناس و ثروتمند است. هرچند منظور‌شان چه بسا شخص معینی نباشد ولی اغلب گفته‌اند مرادشان ولید پسر مغیره مخزومی از مکه و عروه پسر مسعود ثقفی از طائف بود.

القریتین: دو شهر مرادشان مکه و طائف بود.

کلمه و جمله (سخریا ـ لیتخذ بعضهم بعضا سخریا) در آیه ۳۲ سوره زخرف ﴿أَهُمۡ يَقۡسِمُونَ رَحۡمَتَ رَبِّكَۚ نَحۡنُ قَسَمۡنَا بَيۡنَهُم مَّعِيشَتَهُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۚ وَرَفَعۡنَا بَعۡضَهُمۡ فَوۡقَ بَعۡضٖ دَرَجَٰتٖ لِّيَتَّخِذَ بَعۡضُهُم بَعۡضٗا سُخۡرِيّٗاۗ وَرَحۡمَتُ رَبِّكَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ٣٢ [الزخرف: ۳۲] به چه معناست؟

سخریا: مسخر. زیر فرمان. بکار گرفته شده.

لیتخذ بعضهم بعضا سخریا: تسخیردراینجا به معنی بهره کشی ظالمانه نیست، بلکه منظور بکار گرفتن عموم مردم برای خدمت به یکدیگر و چرخاندن زندگی تعاونی و ایجاد نظم در اجتماع است.

کلمات (سقفا ـ یظهرون) در آیه ۳۳ سوره زخرف ﴿وَلَوۡلَآ أَن يَكُونَ ٱلنَّاسُ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ لَّجَعَلۡنَا لِمَن يَكۡفُرُ بِٱلرَّحۡمَٰنِ لِبُيُوتِهِمۡ سُقُفٗا مِّن فِضَّةٖ وَمَعَارِجَ عَلَيۡهَا يَظۡهَرُونَ٣٣ [الزخرف: ۳۳] به چه معناست؟

سقفا: جمع سقف، آسمانه خانه.

یظهرون: بالا روند.

کلمه (زخرفا) در آیه ۳۵ سوره زخرف ﴿وَزُخۡرُفٗاۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَٰعُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۚ وَٱلۡأٓخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلۡمُتَّقِينَ٣٥ [الزخرف: ۳۵] به چه معناست؟

زر و زیور.

کلمه (نقیض) در آیه ۳۶ سوره زخرف ﴿وَمَن يَعۡشُ عَن ذِكۡرِ ٱلرَّحۡمَٰنِ نُقَيِّضۡ لَهُۥ شَيۡطَٰنٗا فَهُوَ لَهُۥ قَرِينٞ٣٦ [الزخرف: ۳۶] به چه معناست؟

آماده سازیم. فراهم می‌‌سازیم.

کلمه (لا یکاد یبین) در آیه ۵۲ سوره زخرف ﴿أَمۡ أَنَا۠ خَيۡرٞ مِّنۡ هَٰذَا ٱلَّذِي هُوَ مَهِينٞ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ٥٢ [الزخرف: ۵۲] به چه معناست؟

نمی‌‌تواند فصیح صحبت کند و مراد خود را واضح و روشن به دیگران بگوید.

کلمه (مقترنین) در آیه ۵۳ سوره زخرف ﴿فَلَوۡلَآ أُلۡقِيَ عَلَيۡهِ أَسۡوِرَةٞ مِّن ذَهَبٍ أَوۡ جَآءَ مَعَهُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ مُقۡتَرِنِينَ٥٣ [الزخرف: ۵۳] به چه معناست؟

همراهان، همدمان.

کلمه (آسفونا) در آیه ۵۵ سوره زخرف ﴿فَلَمَّآ ءَاسَفُونَا ٱنتَقَمۡنَا مِنۡهُمۡ فَأَغۡرَقۡنَٰهُمۡ أَجۡمَعِينَ٥٥ [الزخرف: ۵۵] به چه معناست؟

ما را خشمگین کردند.

کلمه (سلفا) در آیه ۵۶ سوره زخرف ﴿فَجَعَلۡنَٰهُمۡ سَلَفٗا وَمَثَلٗا لِّلۡأٓخِرِينَ٥٦ [الزخرف: ۵۶] به چه معناست؟

گذشتگان.

کلمه (خصمون) در آیه ۵۸ سوره زخرف ﴿وَقَالُوٓاْ ءَأَٰلِهَتُنَا خَيۡرٌ أَمۡ هُوَۚ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلَۢاۚ بَلۡ هُمۡ قَوۡمٌ خَصِمُونَ٥٨ [الزخرف: ۵۸] به چه معناست؟

جمع خصم، دشمن سر سخت.

کلمه (بغتة) در آیه ۶۶ سوره زخرف ﴿هَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّا ٱلسَّاعَةَ أَن تَأۡتِيَهُم بَغۡتَةٗ وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ٦٦ [الزخرف: ۶۶] به چه معناست؟

ناگهانی.

کلمه (الاأخلاء) در آیه ۶۷ سوره زخرف ﴿ٱلۡأَخِلَّآءُ يَوۡمَئِذِۢ بَعۡضُهُمۡ لِبَعۡضٍ عَدُوٌّ إِلَّا ٱلۡمُتَّقِينَ٦٧ [الزخرف: ۶۷] به چه معناست؟

جمع خلیل، دوستان. رفیقان.

کلمه (تحبرون) در آیه ۷۰ سوره زخرف ﴿ٱدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّةَ أَنتُمۡ وَأَزۡوَٰجُكُمۡ تُحۡبَرُونَ٧٠ [الزخرف: ۷۰] به چه معناست؟

غرق شادمانی می‌‌گردید.

کلمه (صحاف) در آیه ۷۱ سوره زخرف ﴿يُطَافُ عَلَيۡهِم بِصِحَافٖ مِّن ذَهَبٖ وَأَكۡوَابٖۖ وَفِيهَا مَا تَشۡتَهِيهِ ٱلۡأَنفُسُ وَتَلَذُّ ٱلۡأَعۡيُنُۖ وَأَنتُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٧١ [الزخرف: ۷۱] به چه معناست؟

جمع صحفۀ، کاسه. ظرف.

کلمات (لا یفتر ـ مبلسون) در آیه ۷۵ سوره زخرف ﴿لَا يُفَتَّرُ عَنۡهُمۡ وَهُمۡ فِيهِ مُبۡلِسُونَ٧٥ [الزخرف: ۷۵] به چه معناست؟

لایفتر: کاسته نمی‌‌گردد و سبک نمی‌‌شود. تخفیف داده نمی‌‌شود.

مبلسون: ناامید شدگان.

کلمات (مالک ـ ماکثون) در آیه ۷۷ سوره زخرف ﴿وَنَادَوۡاْ يَٰمَٰلِكُ لِيَقۡضِ عَلَيۡنَا رَبُّكَۖ قَالَ إِنَّكُم مَّٰكِثُونَ٧٧ [الزخرف: ۷۷] به چه معناست؟

نام فرشته‌ای است که رئیس فرشتگان دوزخ است.

ماکثون: درنگ کنندگان. توقف کنندگان.

کلمه (أبرموا ـ مبرمون) در آیه ۷۹ سوره زخرف ﴿أَمۡ أَبۡرَمُوٓاْ أَمۡرٗا فَإِنَّا مُبۡرِمُونَ٧٩ [الزخرف: ۷۹] به چه معناست؟

أبرموا: عزم را جزم کردند. تصمیم محکمی گرفتند.

مبرمون: تصمیم گیرندگان. عزم را جزم کنندگان.

کلمه (یخوضوا) در آیه ۸۳ سوره زخرف ﴿فَذَرۡهُمۡ يَخُوضُواْ وَيَلۡعَبُواْ حَتَّىٰ يُلَٰقُواْ يَوۡمَهُمُ ٱلَّذِي يُوعَدُونَ٨٣ [الزخرف: ۸۳] به چه معناست؟

فرو روند. سرگرم یاوه و بیان اباطیل شوند.

کلمه (قیله) در آیه ۸۸ سوره زخرف ﴿وَقِيلِهِۦ يَٰرَبِّ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ قَوۡمٞ لَّا يُؤۡمِنُونَ٨٨ [الزخرف: ۸۸] به چه معناست؟

گفته و سخن.

کلمه (إصفح) در آیه ۸۹ سوره زخرف ﴿فَٱصۡفَحۡ عَنۡهُمۡ وَقُلۡ سَلَٰمٞۚ فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ٨٩ [الزخرف: ۸۹] به چه معناست؟

روی بگردان.

الدخان:

کلمه (یفرق) در آیه ۴ سوره دخان ﴿فِيهَا يُفۡرَقُ كُلُّ أَمۡرٍ حَكِيمٍ٤ [الدخان: ۴] به چه معناست؟

تفصیل و تبیین گشته است. بیان شده است.

کلمه (معلم) در آیه ۱۴ سوره دخان ﴿ثُمَّ تَوَلَّوۡاْ عَنۡهُ وَقَالُواْ مُعَلَّمٞ مَّجۡنُونٌ١٤ [الدخان: ۱۴] به چه معناست؟

تعلیم شده، یاد داده شده.

کلمه (البطشة الکبری) در آیه ۱۶ سوره دخان ﴿يَوۡمَ نَبۡطِشُ ٱلۡبَطۡشَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰٓ إِنَّا مُنتَقِمُونَ١٦ [الدخان: ۱۶] به چه معناست؟

یورش تند، حمله شدید.

کلمه (فتنا) در آیه ۱۷ سوره دخان ﴿وَلَقَدۡ فَتَنَّا قَبۡلَهُمۡ قَوۡمَ فِرۡعَوۡنَ وَجَآءَهُمۡ رَسُولٞ كَرِيمٌ١٧ [الدخان: ۱۷] به چه معناست؟

آزمایش کردیم.

کلمه (لا تعلوا) در آیه ۱۹ سوره دخان ﴿وَأَن لَّا تَعۡلُواْ عَلَى ٱللَّهِۖ إِنِّيٓ ءَاتِيكُم بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ١٩ [الدخان: ۱۹] به چه معناست؟

تکبر نورزید و بزرگی نکنید. طغیان و سرکشی نکنید.

کلمه (عذت) در آیه ۲۰ سوره دخان ﴿وَإِنِّي عُذۡتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمۡ أَن تَرۡجُمُونِ٢٠ [الدخان: ۲۰] به چه معناست؟

پناه برده‌ام.

کلمه (أترک البحر رهوا) در آیه ۲۴ سوره دخان ﴿وَٱتۡرُكِ ٱلۡبَحۡرَ رَهۡوًاۖ إِنَّهُمۡ جُندٞ مُّغۡرَقُونَ٢٤ [الدخان: ۲۴] به چه معناست؟

دریا را باز و گشاده به حال خود بگذار.

کلمه (فاکهین) در آیه ۲۷ سوره دخان ﴿وَنَعۡمَةٖ كَانُواْ فِيهَا فَٰكِهِينَ٢٧ [الدخان: ۲۷] به چه معناست؟

در ناز و نعمت بسر برندگان. متنعمان.

کلمه (منظرین) در آیه ۲۹ سوره دخان ﴿فَمَا بَكَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلسَّمَآءُ وَٱلۡأَرۡضُ وَمَا كَانُواْ مُنظَرِينَ٢٩ [الدخان: ۲۹] به چه معناست؟

مهلت داده شده گان.

کلمه (تبع) در آیه ۳۷ سوره دخان ﴿أَهُمۡ خَيۡرٌ أَمۡ قَوۡمُ تُبَّعٖ وَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ أَهۡلَكۡنَٰهُمۡۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ مُجۡرِمِينَ٣٧ [الدخان: ۳۷] به چه معناست؟

تبع حمیری، یکی از شاهان یمن و مرد صالحی بوده است. تبع یک لقب عمومی برای ملوک و شاهان یمن بوده است.

کلمه (فاعتلوه) در آیه ۴۷ سوره دخان ﴿خُذُوهُ فَٱعۡتِلُوهُ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلۡجَحِيمِ٤٧ [الدخان: ۴۷] به چه معناست؟

او را روی زمین بکشید. او را پرت کنید.

کلمه (ذق) در آیه ۴۹ سوره دخان ﴿ذُقۡ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡكَرِيمُ٤٩ [الدخان: ۴۹] به چه معناست؟

بچش.

کلمات (سندس ـ إستبرق) در آیه ۵۳ سوره دخان ﴿يَلۡبَسُونَ مِن سُندُسٖ وَإِسۡتَبۡرَقٖ مُّتَقَٰبِلِينَ٥٣ [الدخان: ۵۳] به چه معناست؟

سندس: پارچه‌های ابریشمی لطیف و نازک.

إستبرق: پارچه‌های ابریشمی ضخیم و درخشان.

کلمه (ارتقب) در آیه ۵۹ سوره دخان ﴿فَٱرۡتَقِبۡ إِنَّهُم مُّرۡتَقِبُونَ٥٩ [الدخان: ۵۹] به چه معناست؟

بنگر و منتظر باش.

الجاثیة:

کلمات (أفاک ـ أثیم) در آیه ۷ سوره جاثیة ﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٖ٧ [الجاثية: ۷] به چه معناست؟

أفاک: بسیار دروغگو.

أثیم: بسیار بزهکار و گناهکار.

کلمه (یصر مستکبرا) در آیه ۸ سوره چاثیة ﴿يَسۡمَعُ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسۡتَكۡبِرٗا كَأَن لَّمۡ يَسۡمَعۡهَاۖ فَبَشِّرۡهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٖ٨ [الجاثية: ۸] به چه معناست؟

مستکبرانه اصرار می‌‌ورزد.

کلمه (رجز) در آیه ۱۱ سوره چاثیة ﴿هَٰذَا هُدٗىۖ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِ‍َٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٌ١١ [الجاثية: ۱۱] به چه معناست؟

عذاب.

کلمه (اجترحوا) در آیه ۲۱ سوره چاثیة ﴿أَمۡ حَسِبَ ٱلَّذِينَ ٱجۡتَرَحُواْ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ أَن نَّجۡعَلَهُمۡ كَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ سَوَآءٗ مَّحۡيَاهُمۡ وَمَمَاتُهُمۡۚ سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ٢١ [الجاثية: ۲۱] به چه معناست؟

بدست آورده‌اند.

کلمه (جاثیة) در آیه ۲۸ سوره چاثیة ﴿وَتَرَىٰ كُلَّ أُمَّةٖ جَاثِيَةٗۚ كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٢٨ [الجاثية: ۲۸] به چه معناست؟

بر سر زانوها نشسته.

کلمه (مستیقنین) در آیه ۳۲ سوره چاثیة ﴿وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَٱلسَّاعَةُ لَا رَيۡبَ فِيهَا قُلۡتُم مَّا نَدۡرِي مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنّٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُسۡتَيۡقِنِينَ٣٢ [الجاثية: ۳۲] به چه معناست؟

باور دارندگان.

الأحقاف:

کلمه (بدعا) در آیه ۹ سوره احقاف ﴿قُلۡ مَا كُنتُ بِدۡعٗا مِّنَ ٱلرُّسُلِ وَمَآ أَدۡرِي مَا يُفۡعَلُ بِي وَلَا بِكُمۡۖ إِنۡ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰٓ إِلَيَّ وَمَآ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٞ مُّبِينٞ٩ [الأحقاف: ۹] به چه معناست؟

نو بر. نو ظهور.

کلمات (فصال ـ أوزعنی) در آیه ۱۵ سوره احقاف ﴿وَوَصَّيۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ بِوَٰلِدَيۡهِ إِحۡسَٰنًاۖ حَمَلَتۡهُ أُمُّهُۥ كُرۡهٗا وَوَضَعَتۡهُ كُرۡهٗاۖ وَحَمۡلُهُۥ وَفِصَٰلُهُۥ ثَلَٰثُونَ شَهۡرًاۚ حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُۥ وَبَلَغَ أَرۡبَعِينَ سَنَةٗ قَالَ رَبِّ أَوۡزِعۡنِيٓ أَنۡ أَشۡكُرَ نِعۡمَتَكَ ٱلَّتِيٓ أَنۡعَمۡتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَٰلِدَيَّ وَأَنۡ أَعۡمَلَ صَٰلِحٗا تَرۡضَىٰهُ وَأَصۡلِحۡ لِي فِي ذُرِّيَّتِيٓۖ إِنِّي تُبۡتُ إِلَيۡكَ وَإِنِّي مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ١٥ [الأحقاف: ۱۵] به چه معناست؟

فصال: از شیر باز گرفتن.

أوزعنی: توفیقم ده. به من الهام کن.

کلمه (الأحقاف) در آیه ۲۱ سوره احقاف ﴿وَٱذۡكُرۡ أَخَا عَادٍ إِذۡ أَنذَرَ قَوۡمَهُۥ بِٱلۡأَحۡقَافِ وَقَدۡ خَلَتِ ٱلنُّذُرُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦٓ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ٢١ [الأحقاف: ۲۱] به چه معناست؟

نام سرزمینی است در جنوب شرقی جزیرة العرب و از نظر لغوی، جمع حقف، ریگزار. دارای شن‌های روان.

کلمه (لتأفکنا) در آیه ۲۲ سوره احقاف ﴿قَالُوٓاْ أَجِئۡتَنَا لِتَأۡفِكَنَا عَنۡ ءَالِهَتِنَا فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ٢٢ [الأحقاف: ۲۲] به چه معناست؟

تا ما را منصرف کنی و برگردانی.

کلمات (عارضا ـ أودیة ـ ممطر) در آیه ۲۴ ﴿فَلَمَّا رَأَوۡهُ عَارِضٗا مُّسۡتَقۡبِلَ أَوۡدِيَتِهِمۡ قَالُواْ هَٰذَا عَارِضٞ مُّمۡطِرُنَاۚ بَلۡ هُوَ مَا ٱسۡتَعۡجَلۡتُم بِهِۦۖ رِيحٞ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٞ٢٤ [الأحقاف: ۲۴] سوره احقاف به چه معناست؟

عارضا: ابر. ابری که در کرانه‌های افق پهن می‌‌شود.

أودیة: جمع وادی، دره‌ها.

ممطر: بارنده.

کلمه (مکناهم) در آیه ۲۶ سوره احقاف ﴿وَلَقَدۡ مَكَّنَّٰهُمۡ فِيمَآ إِن مَّكَّنَّٰكُمۡ فِيهِ وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ سَمۡعٗا وَأَبۡصَٰرٗا وَأَفۡ‍ِٔدَةٗ فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُمۡ سَمۡعُهُمۡ وَلَآ أَبۡصَٰرُهُمۡ وَلَآ أَفۡ‍ِٔدَتُهُم مِّن شَيۡءٍ إِذۡ كَانُواْ يَجۡحَدُونَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٢٦ [الأحقاف: ۲۶] به چه معناست؟

مکانت و قدرت‌شان دادیم.

کلمات (صرفنا ـ نفرا) در آیه ۲۹ سوره احقاف ﴿وَإِذۡ صَرَفۡنَآ إِلَيۡكَ نَفَرٗا مِّنَ ٱلۡجِنِّ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقُرۡءَانَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوٓاْ أَنصِتُواْۖ فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوۡاْ إِلَىٰ قَوۡمِهِم مُّنذِرِينَ٢٩ [الأحقاف: ۲۹] به چه معناست؟

صرفنا: متوجه ساختیم.

نفرا: جماعت. گروه.

کلمه (اواو العزم من الرسل) در آیه ۳۵ سوره احقاف ﴿فَٱصۡبِرۡ كَمَا صَبَرَ أُوْلُواْ ٱلۡعَزۡمِ مِنَ ٱلرُّسُلِ وَلَا تَسۡتَعۡجِل لَّهُمۡۚ كَأَنَّهُمۡ يَوۡمَ يَرَوۡنَ مَا يُوعَدُونَ لَمۡ يَلۡبَثُوٓاْ إِلَّا سَاعَةٗ مِّن نَّهَارِۢۚ بَلَٰغٞۚ فَهَلۡ يُهۡلَكُ إِلَّا ٱلۡقَوۡمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ٣٥ [الأحقاف: ۳۵] به چه معناست؟

پیغمبرانی که دارای اراده استوار و ثبات و پایداری بوده‌اند عبارتند از: نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، محمد علیه الصلاة والسلام.

محمد:

کلمات (الوثاق ـ أثخنتموهم ـ حتی تضع الحرب أوزارها) در آیه ۴ سوره محمد ﴿فَإِذَا لَقِيتُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فَضَرۡبَ ٱلرِّقَابِ حَتَّىٰٓ إِذَآ أَثۡخَنتُمُوهُمۡ فَشُدُّواْ ٱلۡوَثَاقَ فَإِمَّا مَنَّۢا بَعۡدُ وَإِمَّا فِدَآءً حَتَّىٰ تَضَعَ ٱلۡحَرۡبُ أَوۡزَارَهَاۚ ذَٰلِكَۖ وَلَوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ لَٱنتَصَرَ مِنۡهُمۡ وَلَٰكِن لِّيَبۡلُوَاْ بَعۡضَكُم بِبَعۡضٖۗ وَٱلَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعۡمَٰلَهُمۡ٤ [محمد: ۴] به چه معناست؟

الوثاق: ریسمان و طنابی که اسیران و بندیان با آن محکم بسته می‌‌شوند.

أثخنتموهم: ایشان را با کشتن و مجروح کردن ضعیف کردید و از پای درآوردید.

حتی تضع الحرب أوزارها: تا جنگ به پایان می‌‌رسد.

کلمه (عرفها لهم) در آیه ۶ سوره محمد ﴿وَيُدۡخِلُهُمُ ٱلۡجَنَّةَ عَرَّفَهَا لَهُمۡ٦ [محمد: ۶] به چه معناست؟

توسط پیغمبران و کتاب‌های آسمانی بهشت را بدی‌شان شناسانده است. بهشت را برای ایشان خوشبو کرده است.

کلمه (تعسا) در آیه ۸ سوره محمد ﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فَتَعۡسٗا لَّهُمۡ وَأَضَلَّ أَعۡمَٰلَهُمۡ٨ [محمد: ۸] به چه معناست؟

هلاک. نابودی.

کلمات (غیر آسن ـ مصفی) در آیه ۱۵ سوره محمد ﴿مَّثَلُ ٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي وُعِدَ ٱلۡمُتَّقُونَۖ فِيهَآ أَنۡهَٰرٞ مِّن مَّآءٍ غَيۡرِ ءَاسِنٖ وَأَنۡهَٰرٞ مِّن لَّبَنٖ لَّمۡ يَتَغَيَّرۡ طَعۡمُهُۥ وَأَنۡهَٰرٞ مِّنۡ خَمۡرٖ لَّذَّةٖ لِّلشَّٰرِبِينَ وَأَنۡهَٰرٞ مِّنۡ عَسَلٖ مُّصَفّٗىۖ وَلَهُمۡ فِيهَا مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ وَمَغۡفِرَةٞ مِّن رَّبِّهِمۡۖ كَمَنۡ هُوَ خَٰلِدٞ فِي ٱلنَّارِ وَسُقُواْ مَآءً حَمِيمٗا فَقَطَّعَ أَمۡعَآءَهُمۡ١٥ [محمد: ۱۵] به چه معناست؟

غیر آسن: غیر متغیر. فاسد نشده.

مصفی: خالص.

کلمه (آنفا) در آیه ۱۶ سوره محمد ﴿وَمِنۡهُم مَّن يَسۡتَمِعُ إِلَيۡكَ حَتَّىٰٓ إِذَا خَرَجُواْ مِنۡ عِندِكَ قَالُواْ لِلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ مَاذَا قَالَ ءَانِفًاۚ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ طَبَعَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ وَٱتَّبَعُوٓاْ أَهۡوَآءَهُمۡ١٦ [محمد: ۱۶] به چه معناست؟

چند لحظه پیش.

کلمه (متقلبکم و مثواکم) در آیه ۱۹ سوره محمد ﴿فَٱعۡلَمۡ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لِذَنۢبِكَ وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِۗ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مُتَقَلَّبَكُمۡ وَمَثۡوَىٰكُمۡ١٩ [محمد: ۱۹] به چه معناست؟

همه حرکات و سکنات شما.

کلمه (أضغان) در آیه ۲۹ سوره محمد ﴿أَمۡ حَسِبَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَن لَّن يُخۡرِجَ ٱللَّهُ أَضۡغَٰنَهُمۡ٢٩ [محمد: ۲۹] به چه معناست؟

جمع ضغن، حقد و کینه‌های شدید.

کلمه (بسیماهم) در آیه ۳۰ سوره محمد ﴿وَلَوۡ نَشَآءُ لَأَرَيۡنَٰكَهُمۡ فَلَعَرَفۡتَهُم بِسِيمَٰهُمۡۚ وَلَتَعۡرِفَنَّهُمۡ فِي لَحۡنِ ٱلۡقَوۡلِۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ أَعۡمَٰلَكُمۡ٣٠ [محمد: ۳۰] به چه معناست؟

سیما، قیافه، علامت.

کلمه (السلم) در آیه ۳۵ سوره محمد ﴿فَلَا تَهِنُواْ وَتَدۡعُوٓاْ إِلَى ٱلسَّلۡمِ وَأَنتُمُ ٱلۡأَعۡلَوۡنَ وَٱللَّهُ مَعَكُمۡ وَلَن يَتِرَكُمۡ أَعۡمَٰلَكُمۡ٣٥ [محمد: ۳۵] به چه معناست؟

صلح.

کلمه (یحفکم) در آیه ۳۷ سوره محمد ‌﴿إِن يَسۡ‍َٔلۡكُمُوهَا فَيُحۡفِكُمۡ تَبۡخَلُواْ وَيُخۡرِجۡ أَضۡغَٰنَكُمۡ٣٧ [محمد: ۳۷] به چه معناست؟

از شما اصرار یکند و مصرانه بخواهد.

الفتح:

کلمه (نکث) در آیه ۱۰ سوره فتح ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ ٱللَّهَ يَدُ ٱللَّهِ فَوۡقَ أَيۡدِيهِمۡۚ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَىٰ نَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَوۡفَىٰ بِمَا عَٰهَدَ عَلَيۡهُ ٱللَّهَ فَسَيُؤۡتِيهِ أَجۡرًا عَظِيمٗا١٠ [الفتح: ۱۰] به چه معناست؟

پیمان شکنی کرد.

کلمه (المخلفون) در آیه ۱۱ سوره فتح ﴿سَيَقُولُ لَكَ ٱلۡمُخَلَّفُونَ مِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ شَغَلَتۡنَآ أَمۡوَٰلُنَا وَأَهۡلُونَا فَٱسۡتَغۡفِرۡ لَنَاۚ يَقُولُونَ بِأَلۡسِنَتِهِم مَّا لَيۡسَ فِي قُلُوبِهِمۡۚ قُلۡ فَمَن يَمۡلِكُ لَكُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيۡ‍ًٔا إِنۡ أَرَادَ بِكُمۡ ضَرًّا أَوۡ أَرَادَ بِكُمۡ نَفۡعَۢاۚ بَلۡ كَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرَۢا١١ [الفتح: ۱۱] به چه معناست؟

بازپس ماندگان. واپس زدگان.

کلمات (بطن مکة ـ أظفرکم) در آیه ۲۴ سوره فتح ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي كَفَّ أَيۡدِيَهُمۡ عَنكُمۡ وَأَيۡدِيَكُمۡ عَنۡهُم بِبَطۡنِ مَكَّةَ مِنۢ بَعۡدِ أَنۡ أَظۡفَرَكُمۡ عَلَيۡهِمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرًا٢٤ [الفتح: ۲۴] به چه معناست؟

بطن مکه: وسط مکه درون مکه.

أظفرکم: شما را پیروز گرداند.

کلمات (محله ـ أن تطووهم ـ معرة ـ تزیلوا) در آیه ۲۵ سوره فتح ﴿هُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّوكُمۡ عَنِ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ وَٱلۡهَدۡيَ مَعۡكُوفًا أَن يَبۡلُغَ مَحِلَّهُۥۚ وَلَوۡلَا رِجَالٞ مُّؤۡمِنُونَ وَنِسَآءٞ مُّؤۡمِنَٰتٞ لَّمۡ تَعۡلَمُوهُمۡ أَن تَطَ‍ُٔوهُمۡ فَتُصِيبَكُم مِّنۡهُم مَّعَرَّةُۢ بِغَيۡرِ عِلۡمٖۖ لِّيُدۡخِلَ ٱللَّهُ فِي رَحۡمَتِهِۦ مَن يَشَآءُۚ لَوۡ تَزَيَّلُواْ لَعَذَّبۡنَا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡهُمۡ عَذَابًا أَلِيمًا٢٥ [الفتح: ۲۵] به چه معناست؟

محله: قربانگاه. محل ذبح.

أن تطووهم: اگر بیم آن نبود اینکه ایشان را لگد مال و نابود کنید.

معرة: ننگ و عار. زیان وضرر.

تزیلوا: جدا شده بودند.

کلمه (الحمیة) در آیه ۲۶ سوره فتح ﴿إِذۡ جَعَلَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلۡحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ وَعَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَأَلۡزَمَهُمۡ كَلِمَةَ ٱلتَّقۡوَىٰ وَكَانُوٓاْ أَحَقَّ بِهَا وَأَهۡلَهَاۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٗا٢٦ [الفتح: ۲۶] به چه معناست؟

تعصب و جانبداری.

کلمات (شطأ ـ سوق ـ آزر ـ استغلظ) در آیه ۲۹ سوره فتح ﴿مُّحَمَّدٞ رَّسُولُ ٱللَّهِۚ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ أَشِدَّآءُ عَلَى ٱلۡكُفَّارِ رُحَمَآءُ بَيۡنَهُمۡۖ تَرَىٰهُمۡ رُكَّعٗا سُجَّدٗا يَبۡتَغُونَ فَضۡلٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٗاۖ سِيمَاهُمۡ فِي وُجُوهِهِم مِّنۡ أَثَرِ ٱلسُّجُودِۚ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمۡ فِي ٱلتَّوۡرَىٰةِۚ وَمَثَلُهُمۡ فِي ٱلۡإِنجِيلِ كَزَرۡعٍ أَخۡرَجَ شَطۡ‍َٔهُۥ فَ‍َٔازَرَهُۥ فَٱسۡتَغۡلَظَ فَٱسۡتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِۦ يُعۡجِبُ ٱلزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ ٱلۡكُفَّارَۗ وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ مِنۡهُم مَّغۡفِرَةٗ وَأَجۡرًا عَظِيمَۢا٢٩ [الفتح: ۲۹] به چه معناست؟

شطأ: جوانه.

سوق: جمع ساق، تنه.

آزر: یاری داد، نیرو داد.

استغلظ: سخت و سفت گردید.

الحجرات:

کلمه (یغضون) در آیه ۳ سوره حجرات ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصۡوَٰتَهُمۡ عِندَ رَسُولِ ٱللَّهِ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱمۡتَحَنَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمۡ لِلتَّقۡوَىٰۚ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٌ عَظِيمٌ٣ [الحجرات: ۳] به چه معناست؟

پایین می‌‌آورند. آهسته بر می‌‌آورند.

کلمه (لعنتم) در آیه ۷ سوره حجرات ﴿وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ فِيكُمۡ رَسُولَ ٱللَّهِۚ لَوۡ يُطِيعُكُمۡ فِي كَثِيرٖ مِّنَ ٱلۡأَمۡرِ لَعَنِتُّمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ حَبَّبَ إِلَيۡكُمُ ٱلۡإِيمَٰنَ وَزَيَّنَهُۥ فِي قُلُوبِكُمۡ وَكَرَّهَ إِلَيۡكُمُ ٱلۡكُفۡرَ وَٱلۡفُسُوقَ وَٱلۡعِصۡيَانَۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلرَّٰشِدُونَ٧ [الحجرات: ۷] به چه معناست؟

قطعا به مشقت می‌‌افتید.

کلمات (لا تلمزوا ـ لا تنابزوا) در آیه ۱۱ سوره حجرات ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا يَسۡخَرۡ قَوۡمٞ مِّن قَوۡمٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُونُواْ خَيۡرٗا مِّنۡهُمۡ وَلَا نِسَآءٞ مِّن نِّسَآءٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُنَّ خَيۡرٗا مِّنۡهُنَّۖ وَلَا تَلۡمِزُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَلَا تَنَابَزُواْ بِٱلۡأَلۡقَٰبِۖ بِئۡسَ ٱلِٱسۡمُ ٱلۡفُسُوقُ بَعۡدَ ٱلۡإِيمَٰنِۚ وَمَن لَّمۡ يَتُبۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ١١ [الحجرات: ۱۱] به چه معناست؟

لا تلمزوا: طعنه نزنید. عیبجویی نکنید.

لا تنابزوا: ملقب به القاب قبیح و ناپسند مکنید.

کلمه (لا یلتکم) در آیه ۱۴ سوره حجرات ﴿۞قَالَتِ ٱلۡأَعۡرَابُ ءَامَنَّاۖ قُل لَّمۡ تُؤۡمِنُواْ وَلَٰكِن قُولُوٓاْ أَسۡلَمۡنَا وَلَمَّا يَدۡخُلِ ٱلۡإِيمَٰنُ فِي قُلُوبِكُمۡۖ وَإِن تُطِيعُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ لَا يَلِتۡكُم مِّنۡ أَعۡمَٰلِكُمۡ شَيۡ‍ًٔاۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ١٤ [الحجرات: ۱۴] به چه معناست؟

از شما نمی‌‌کاهیم.

ق:

کلمه (مریج) در آیه ۵ سوره ق ﴿بَلۡ كَذَّبُواْ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمۡ فَهُمۡ فِيٓ أَمۡرٖ مَّرِيجٍ٥ [ق: ۵] به چه معناست؟

مختلط و مضطرب. آمیخته و آشفته.

کلمه (زوج بهیج) در آیه ۷ سوره ق ﴿وَٱلۡأَرۡضَ مَدَدۡنَٰهَا وَأَلۡقَيۡنَا فِيهَا رَوَٰسِيَ وَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوۡجِۢ بَهِيجٖ٧ [ق: ۷] به چه معناست؟

نوع و صنف و جفت مسرت بخش و بهجت انگیز.

کلمه (منیب) در آیه ۸ سوره ق ﴿تَبۡصِرَةٗ وَذِكۡرَىٰ لِكُلِّ عَبۡدٖ مُّنِيبٖ٨ [ق: ۸] به چه معناست؟

توبه کار. برگردنده.

کلمه (الحصید) در آیه ۹ سوره ق ﴿وَنَزَّلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ مُّبَٰرَكٗا فَأَنۢبَتۡنَا بِهِۦ جَنَّٰتٖ وَحَبَّ ٱلۡحَصِيدِ٩ [ق: ۹] به چه معناست؟

درو شده.

کلمات (باسقات ـ نضید) در آیه ۱۰ سوره ق ﴿وَٱلنَّخۡلَ بَاسِقَٰتٖ لَّهَا طَلۡعٞ نَّضِيدٞ١٠ [ق: ۱۰] به چه معناست؟

باسقات: طولانی و دراز.

نضید: چین چین چیده شده. در کنارهم مرتب و منظم قرار گرفته.

کلمه (لبس) در آیه ۱۵ سوره ق ﴿أَفَعَيِينَا بِٱلۡخَلۡقِ ٱلۡأَوَّلِۚ بَلۡ هُمۡ فِي لَبۡسٖ مِّنۡ خَلۡقٖ جَدِيدٖ١٥ [ق: ۱۵] به چه معناست؟

شک وتردید.

کلمه (حبل الورید) در آیه ۱۶ سوره ق ﴿وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ وَنَعۡلَمُ مَا تُوَسۡوِسُ بِهِۦ نَفۡسُهُۥۖ وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ١٦ [ق: ۱۶] به چه معناست؟

شاهرگ گردن.

کلمه (قعید) در آیه ۱۷ سوره ق ﴿إِذۡ يَتَلَقَّى ٱلۡمُتَلَقِّيَانِ عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ قَعِيدٞ١٧ [ق: ۱۷] به چه معناست؟

نشسته. همدم.

کلمه (عتید) در آیه ۱۸ سوره ق ﴿مَّا يَلۡفِظُ مِن قَوۡلٍ إِلَّا لَدَيۡهِ رَقِيبٌ عَتِيدٞ١٨ [ق: ۱۸] به چه معناست؟

مهیای انجام مأموریت و انجام کار.

کلمه (تحید) در آیه ۱۹ سوره ق ﴿وَجَآءَتۡ سَكۡرَةُ ٱلۡمَوۡتِ بِٱلۡحَقِّۖ ذَٰلِكَ مَا كُنتَ مِنۡهُ تَحِيدُ١٩ [ق: ۱۹] به چه معناست؟

کناره گیری می‌‌کردی.

کلمات (مناع ـ معتد ـ مریب) در آیه ۲۵ سوره ق ﴿مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ مُعۡتَدٖ مُّرِيبٍ٢٥ [ق: ۲۵] به چه معناست؟

مناع: کسی که خویشتن را از انجام خوب‌ها بدور داشته است.

معتد: تجاوز پیشه.

مریب: متردد شک انداز.

کلمه (أزلفت) در آیه ۳۱ سوره ق ﴿وَأُزۡلِفَتِ ٱلۡجَنَّةُ لِلۡمُتَّقِينَ غَيۡرَ بَعِيدٍ٣١ [ق: ۳۱] به چه معناست؟

نزدیک گردانده شد.

کلمه (نقبوا فی البلاد) در آیه ۳۶ سوره ق ﴿وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا قَبۡلَهُم مِّن قَرۡنٍ هُمۡ أَشَدُّ مِنۡهُم بَطۡشٗا فَنَقَّبُواْ فِي ٱلۡبِلَٰدِ هَلۡ مِن مَّحِيصٍ٣٦ [ق: ۳۶] به چه معناست؟

کشورها و شهرها را گشوده‌اند و در آنجاها گشته‌اند.

کلمه (لغوب) در آیه ۳۸ سوره ق ﴿وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٖ٣٨ [ق: ۳۸] به چه معناست؟

درماندگی و خستگی.

الذاریات:

کلمات (الذاریات ـ ذروا) در آیه ۱ سوره ذاریات ﴿وَٱلذَّٰرِيَٰتِ ذَرۡوٗا١ [الذاريات: ۱] به چه معناست؟

الذاریات: جمع ذاریۀ، بادهایی که ابرها را به حرکت در می‌‌آورند.

ذروا: پاکندن و پخش کردن.

کلمات (الحاملات ـ وقرا) در آیه ۲ سوره ذاریات ﴿فَٱلۡحَٰمِلَٰتِ وِقۡرٗا٢ [الذاريات: ۲] به چه معناست؟

الحاملات: جمع حاملۀ، ابرهایی که آبستن به آب و بردارندگان آن هستند.

وقرا: بار سنگینی.

کلمه (الجاریات) در آیه ۳ سوره ذاریات ﴿فَٱلۡجَٰرِيَٰتِ يُسۡرٗا٣ [الذاريات: ۳] به چه معناست؟

جمع جاریۀ، کشتی‌ها.

کلمه (الحبک) در آیه ۷ سوره ذاریات ﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡحُبُكِ٧ [الذاريات: ۷] به چه معناست؟

جمع حبیکۀ، راه‌ها.

کلمه (الخراصون) در آیه ۱۰ سوره ذاریات ﴿قُتِلَ ٱلۡخَرَّٰصُونَ١٠ [الذاريات: ۱۰] به چه معناست؟

دروغگویان.

کلمه (غمرة) در آیه ۱۱ سوره ذاریات ﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ فِي غَمۡرَةٖ سَاهُونَ١١ [الذاريات: ۱۱] به چه معناست؟

گرداب و ورطه.

کلمه (یفتنون) در آیه ۱۳ سوره ذاریات ﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ١٣ [الذاريات: ۱۳] به چه معناست؟

ذوب و گداخته می‌‌شوند. عذاب می‌‌گردند.

کلمه (یهجعون) در آیه ۱۷ سوره ذاریات ﴿كَانُواْ قَلِيلٗا مِّنَ ٱلَّيۡلِ مَا يَهۡجَعُونَ١٧ [الذاريات: ۱۷] به چه معناست؟

می خوابیدند. می‌‌خفتند.

کلمات (راغ ـ عجل ـ سمین) در آیه ۲۶ سوره ذاریات ﴿فَرَاغَ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ فَجَآءَ بِعِجۡلٖ سَمِينٖ٢٦ [الذاريات: ۲۶] به چه معناست؟

راغ: پنهانی و یواشکی رفت.

عجل: گوساله.

سمین: چاق و فربه.

کلمه (أوجس) در آیه ۲۸ سوره ذاریات ﴿فَأَوۡجَسَ مِنۡهُمۡ خِيفَةٗۖ قَالُواْ لَا تَخَفۡۖ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٖ٢٨ [الذاريات: ۲۸] به چه معناست؟

احساس ترس کرد.

کلمات (صرة ـ صکت) در آیه ۲۹ سوره ذاریات ﴿فَأَقۡبَلَتِ ٱمۡرَأَتُهُۥ فِي صَرَّةٖ فَصَكَّتۡ وَجۡهَهَا وَقَالَتۡ عَجُوزٌ عَقِيمٞ٢٩ [الذاريات: ۲۹] به چه معناست؟

صرة: فریاد.

صکت: سیلی زد.

کلمه (مسومة) در آیه ۳۴ سوره ذاریات ﴿مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ لِلۡمُسۡرِفِينَ٣٤ [الذاريات: ۳۴] به چه معناست؟

نشانه گر.

کلمه (عتوا) در آیه ۴۴ سوره ذاریات ﴿فَعَتَوۡاْ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهِمۡ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّٰعِقَةُ وَهُمۡ يَنظُرُونَ٤٤ [الذاريات: ۴۴] به چه معناست؟

سرکشی کرد.

کلمه (أید) در آیه ۴۷ سوره ذاریات ﴿وَٱلسَّمَآءَ بَنَيۡنَٰهَا بِأَيۡيْدٖ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ٤٧ [الذاريات: ۴۷] به چه معناست؟

قدرت و قوت.

کلمه (ملوم) در آیه ۵۴ سوره ذاریات ﴿فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡ فَمَآ أَنتَ بِمَلُومٖ٥٤ [الذاريات: ۵۴] به چه معناست؟

سزاوار سرزنش.

کلمه (ذنوبا) در آیه ۵۹ سوره ذاریات ﴿فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ ذَنُوبٗا مِّثۡلَ ذَنُوبِ أَصۡحَٰبِهِمۡ فَلَا يَسۡتَعۡجِلُونِ٥٩ [الذاريات: ۵۹] به چه معناست؟

سطل بزرگ.

الطور:

کلمه (الطور) در آیه ۱ سوره طور ﴿وَٱلطُّورِ١ [الطور: ۱] به چه معناست؟

اسم خاص کوهی در سرزمین سینا است.

کلمه (مسطور) در آیه ۲ سوره طور ﴿وَكِتَٰبٖ مَّسۡطُورٖ٢ [الطور: ۲] به چه معناست؟

نوشته شده.

کلمات (رق ـ منشور) در آیه ۳ سوره طور ﴿فِي رَقّٖ مَّنشُورٖ٣ [الطور: ۳] به چه معناست؟

رق: صفحه.

منشور: پخش شده. گشوده و باز.

کلمه (البیت المعمور) در آیه ۴ سوره طور ﴿وَٱلۡبَيۡتِ ٱلۡمَعۡمُورِ٤ [الطور: ۴] به چه معناست؟

بیت المعمور در آسمان است و دائما فرشتگان در آن گروه گروه به تقدیش وتسبیح خدا مشغولند.

کلمه (المسجور) در آیه ۶ سوره طور ﴿وَٱلۡبَحۡرِ ٱلۡمَسۡجُورِ٦ [الطور: ۶] به چه معناست؟

بر افروخته.

کلمه (مورا) در آیه ۹ سوره طور ﴿يَوۡمَ تَمُورُ ٱلسَّمَآءُ مَوۡرٗا٩ [الطور: ۹] به چه معناست؟

حرکت و اضطراب.

کلمه (خوض) در آیه ۱۲ سوره طور ﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ فِي خَوۡضٖ يَلۡعَبُونَ١٢ [الطور: ۱۲] به چه معناست؟

فرو رفتن به کارهای بیهوده و کودکانه.

کلمات (یدعون ـ دعا) در آیه ۱۳ سوره طور ﴿يَوۡمَ يُدَعُّونَ إِلَىٰ نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا١٣ [الطور: ۱۳] به چه معناست؟

یدعون: با قهر و زور پرت می‌‌گردند و انداخته می‌‌شوند.

دعا: با خشونت فرو انداختن. به شدت پرت کردن و راندن.

کلمات (سرر ـ مصفوفة) در آیه ۲۰ سوره طور ﴿مُتَّكِ‍ِٔينَ عَلَىٰ سُرُرٖ مَّصۡفُوفَةٖۖ وَزَوَّجۡنَٰهُم بِحُورٍ عِينٖ٢٠ [الطور: ۲۰] به چه معناست؟

سرر: جمع سرسر، تخت‌ها.

مصفوفة: ردیف در کنار هم چیده شده.

کلمات (ما ألتناهم ـ رهین) در آیه ۲۱ سوره طور ﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَٱتَّبَعَتۡهُمۡ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَٰنٍ أَلۡحَقۡنَا بِهِمۡ ذُرِّيَّتَهُمۡ وَمَآ أَلَتۡنَٰهُم مِّنۡ عَمَلِهِم مِّن شَيۡءٖۚ كُلُّ ٱمۡرِيِٕۢ بِمَا كَسَبَ رَهِينٞ٢١ [الطور: ۲۱] به چه معناست؟

ما ألتناهم: از کارهایشان نکاسته‌ایم.

رهین: گروگان.

کلمه (مکنون) در آیه ۲۴ سوره طور ﴿وَيَطُوفُ عَلَيۡهِمۡ غِلۡمَانٞ لَّهُمۡ كَأَنَّهُمۡ لُؤۡلُؤٞ مَّكۡنُونٞ٢٤ [الطور: ۲۴] به چه معناست؟

پنهان.

کلمه (مشفقین) در آیه ۲۶ سوره طور ﴿قَالُوٓاْ إِنَّا كُنَّا قَبۡلُ فِيٓ أَهۡلِنَا مُشۡفِقِينَ٢٦ [الطور: ۲۶] به چه معناست؟

جمع مشفق، ترسان و هراسان.

کلمه (السموم) در آیه ۲۸ سوره طور ﴿إِنَّا كُنَّا مِن قَبۡلُ نَدۡعُوهُۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡبَرُّ ٱلرَّحِيمُ٢٨ [الطور: ۲۸] به چه معناست؟

شعله آتش بدون دود.

کلمات (المنون ـ ریب المون) در آیه ۳۰ ﴿أَمۡ يَقُولُونَ شَاعِرٞ نَّتَرَبَّصُ بِهِۦ رَيۡبَ ٱلۡمَنُونِ٣٠ [الطور: ۳۰] سوره طور به چه معناست؟

المنون: مرگ.

ریب المنون: گمان مرگ، مرگ مشکوک.

کلمه (تقوله) در آیه ۳۳ سوره طور ﴿أَمۡ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُۥۚ بَل لَّا يُؤۡمِنُونَ٣٣ [الطور: ۳۳] به چه معناست؟

آن را از پیش خود ساخته است و به دروغ به خدا نسبت داده است.

کلمه (مغرم) در آیه ۴۰ سوره طور ﴿أَمۡ تَسۡ‍َٔلُهُمۡ أَجۡرٗا فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ٤٠ [الطور: ۴۰] به چه معناست؟

غرامت. زیان.

کلمات (کسفا ـ مرکوم) در آیه ۴۴ سوره طور ﴿وَإِن يَرَوۡاْ كِسۡفٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ سَاقِطٗا يَقُولُواْ سَحَابٞ مَّرۡكُومٞ٤٤ [الطور: ۴۴] به چه معناست؟

کسفا: پاره، قطعه، تکه.

مرکوم: متراکم.

النجم:

کلمه (مرة) در آیه ۶ سوره نجم ﴿ذُو مِرَّةٖ فَٱسۡتَوَىٰ٦ [النجم: ۶] به چه معناست؟

قوت، پختگی اندیشه.

کلمه (دنا) در آیه ۸ سوره نجم ﴿ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ٨ [النجم: ۸] به چه معناست؟

نزدیک شد.

کلمات (قاب ـ قاب قوسین) در آیه ۹ سوره نجم ﴿فَكَانَ قَابَ قَوۡسَيۡنِ أَوۡ أَدۡنَىٰ٩ [النجم: ۹] به چه معناست؟

قاب: اندازه، مقدار. قدر.

قاب قوسین: مقدار طول و کمان.

کلمه (نزلة) در آیه ۱۳ سوره نجم ﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ نَزۡلَةً أُخۡرَىٰ١٣ [النجم: ۱۳] به چه معناست؟

دفعه.

کلمه (ما زاغ) در آیه ۱۷ سوره نجم ﴿مَا زَاغَ ٱلۡبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ١٧ [النجم: ۱۷] به چه معناست؟

منحرف نشد.

کلمه (ضیزی) در آیه ۲۲ سوره نجم ﴿تِلۡكَ إِذٗا قِسۡمَةٞ ضِيزَىٰٓ٢٢ [النجم: ۲۲] به چه معناست؟

ستمگرانه، غیر عادلانه.

کلمه (اللمم) در آیه ۳۲ سوره نجم ﴿ٱلَّذِينَ يَجۡتَنِبُونَ كَبَٰٓئِرَ ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡفَوَٰحِشَ إِلَّا ٱللَّمَمَۚ إِنَّ رَبَّكَ وَٰسِعُ ٱلۡمَغۡفِرَةِۚ هُوَ أَعۡلَمُ بِكُمۡ إِذۡ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ وَإِذۡ أَنتُمۡ أَجِنَّةٞ فِي بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمۡۖ فَلَا تُزَكُّوٓاْ أَنفُسَكُمۡۖ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَنِ ٱتَّقَىٰٓ٣٢ [النجم: ۳۲] به چه معناست؟

صغائر، گناهان کوچک.

کلمه (أکدی) در آیه ۳۴ سوره نجم ﴿وَأَعۡطَىٰ قَلِيلٗا وَأَكۡدَىٰٓ٣٤ [النجم: ۳۴] به چه معناست؟

عطاء را قطع کرد. بخل ورزید و نداد.

کلمه (أقنی) در آیه ۴۸ سوره نجم ﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغۡنَىٰ وَأَقۡنَىٰ٤٨ [النجم: ۴۸] به چه معناست؟

فقیر کرد.

کلمه (الشعری) در آیه ۴۹ سوره نجم ﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعۡرَىٰ٤٩ [النجم: ۴۹] به چه معناست؟

نام ستاره‌ای است که گروهی از مشرکان عرب آن را می‌‌پرستیدند.

کلمات (آلاء ـ تتماری) در آیه ۵۵ سوره نجم ﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ٥٥ [النجم: ۵۵] به چه معناست؟

آلاء: جمع إلی، نعمت‌ها.

تتماری: شک و تردید داری.

کلمه (کاشفة) در آیه ۵۸ سوره نجم ﴿لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ٥٨ [النجم: ۵۸] به چه معناست؟

ظاهر کننده. پدید آورنده.

کلمه (سامدون) در آیه ۶۱ سوره نجم ﴿وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ٦١ [النجم: ۶۱] به چه معناست؟

جمع سامد، غافل و هوس ران.

القمر:

کلمه (نکر) در آیه ۶ سوره ﴿فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡۘ يَوۡمَ يَدۡعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَيۡءٖ نُّكُرٍ٦ [القمر: ۶] به چه معناست؟

ناخوش آیند. ناپسند.

کلمات (مهطعین ـ عسر) در آیه ۸ سوره قمر ﴿مُّهۡطِعِينَ إِلَى ٱلدَّاعِۖ يَقُولُ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوۡمٌ عَسِرٞ٨ [القمر: ۸] به چه معناست؟

مهطعین: جمع مهطع، شتابان و دوان.

عسر: سخت و دشوار.

کلمه (مدکر) در آیه ۱۵ سوره قمر ﴿وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةٗ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ١٥ [القمر: ۱۵] به چه معناست؟

پند گیرنده. عبرت گیرنده.

کلمه (صرصرا) در آیه ۱۹ سوره قمر ﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ رِيحٗا صَرۡصَرٗا فِي يَوۡمِ نَحۡسٖ مُّسۡتَمِرّٖ١٩ [القمر: ۱۹] به چه معناست؟

تند و سرد. پر سر و صدا و شدید.

کلمات (تنزع ـ أعجاز ـ منقعر) در آیه ۲۰ سوره قمر ﴿تَنزِعُ ٱلنَّاسَ كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٖ مُّنقَعِرٖ٢٠ [القمر: ۲۰] به چه معناست؟

تنزع: بر می‌‌داشت. از جا بر می‌‌کند.

أعجاز: جمع عجز، تنه‌ها.

منقعر: از ریشه کنده شده. قلع شده.

کلمه (سعر) در آیه ۲۴ سوره قمر ﴿فَقَالُوٓاْ أَبَشَرٗا مِّنَّا وَٰحِدٗا نَّتَّبِعُهُۥٓ إِنَّآ إِذٗا لَّفِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٍ٢٤ [القمر: ۲۴] به چه معناست؟

دیوانگی.

کلمه (أشر) در آیه ۲۵ سوره قمر﴿أَءُلۡقِيَ ٱلذِّكۡرُ عَلَيۡهِ مِنۢ بَيۡنِنَا بَلۡ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٞ٢٥ [القمر: ۲۵] به چه معناست؟

بسیار مغرور و متکبر.

کلمه (تعاطی) در آیه ۲۹ سوره قمر ﴿فَنَادَوۡاْ صَاحِبَهُمۡ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ٢٩ [القمر: ۲۹] به چه معناست؟

کار کشتن را بدست گرفت.

کلمات (هشیم ـ المحتظر) در آیه ۳۱ سوره قمر ﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ فَكَانُواْ كَهَشِيمِ ٱلۡمُحۡتَظِرِ٣١ [القمر: ۳۱] به چه معناست؟

هشیم: گیاه خشک و خورد شده.

المحتظر: کسی که آغلی را براب گوسفندان و حیوانات درست می‌‌کند که مانع خروج آنها یا حمله حیوانات وحشی گردد.

کلمات (راودوه عن ضیفه ـ طمسنا) در آیه ۳۷ سوره قمر ﴿وَلَقَدۡ رَٰوَدُوهُ عَن ضَيۡفِهِۦ فَطَمَسۡنَآ أَعۡيُنَهُمۡ فَذُوقُواْ عَذَابِي وَنُذُرِ٣٧ [القمر: ۳۷] به چه معناست؟

راودوه عن ضیفه: مراد این است که از لوط خواستند که از جانبداری مهمانان دست بر دارد و ایشان را در اختیار آنان بگذارد تا هرچه خواستند از اعمال منافی عفت نسبت به ایشان روا دارند.

طمسنا: از میان برداشتیم. محو و نابود کردیم.

کلمه (صبحهم) در آیه ۳۸ سوره قمر ﴿وَلَقَدۡ صَبَّحَهُم بُكۡرَةً عَذَابٞ مُّسۡتَقِرّٞ٣٨ [القمر: ۳۸] به چه معناست؟

در فاصله طلوع فجر صادق و طلوع خورشید به سر وقت‌شان آمد.

کلمه (براءة) در آیه ۴۳ سوره قمر ﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوْلَٰٓئِكُمۡ أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ٤٣ [القمر: ۴۳] به چه معناست؟

امان نامه.

کلمه (أشیاعکم) در آیه ۵۱ سوره قمر ﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَآ أَشۡيَاعَكُمۡ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ٥١ [القمر: ۵۱] به چه معناست؟

پیروان شما. مراد امثال و همگون در پیروی از کفر و شرک و معاصی.

کلمه (الزبر) در آیه ۵۲ سوره قمر ﴿وَكُلُّ شَيۡءٖ فَعَلُوهُ فِي ٱلزُّبُرِ٥٢ [القمر: ۵۲] به چه معناست؟

کتاب‌ها.

کلمه (مستطر) در آیه ۵۳ سوره قمر ﴿وَكُلُّ صَغِيرٖ وَكَبِيرٖ مُّسۡتَطَرٌ٥٣ [القمر: ۵۳] به چه معناست؟

مکتوب. نوشته شده.

کلمه (ملیک) در آیه ۵۵ سوره قمر ﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ٥٥ [القمر: ۵۵] به چه معناست؟

پادشاه بزرگ.

الرحمن:

کلمه (حسبان) در آیه ۵ سوره ﴿ٱلشَّمۡسُ وَٱلۡقَمَرُ بِحُسۡبَانٖ٥ [الرحمن: ۵] به چه معناست؟

حساب، نظم و نظام.

کلمه (انام) در آیه ۱۰ سوره ﴿وَٱلۡأَرۡضَ وَضَعَهَا لِلۡأَنَامِ١٠ [الرحمن: ۱۰] به چه معناست؟

مردمان، خلایق.

کلمه (اکمام) در آیه ۱۱ سوره رحمن ﴿فِيهَا فَٰكِهَةٞ وَٱلنَّخۡلُ ذَاتُ ٱلۡأَكۡمَامِ١١ [الرحمن: ۱۱] به چه معناست؟

جمع کم، غلاف.

کلمه (العصف) در آیه ۱۲ سوره رحمن ﴿وَٱلۡحَبُّ ذُو ٱلۡعَصۡفِ وَٱلرَّيۡحَانُ١٢ [الرحمن: ۱۲] به چه معناست؟

قشر و پوسته.

کلمه (آلاء) در آیه ۱۳ سوره رحمن ﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ١٣ [الرحمن: ۱۳] به چه معناست؟

جمع الی، نعمت‌ها.

کلمات (صلصال - فخار) در آیه ۱۴ سوره رحمن ﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِن صَلۡصَٰلٖ كَٱلۡفَخَّارِ١٤ [الرحمن: ۱۴] به چه معناست؟

صلصال: گل خشکیده‌ای که با زدن تلنگری به صدا در می‌‌آید.

فخار: سفال.

کلمه (مارج) در آیه ۱۵ سوره رحمن ﴿وَخَلَقَ ٱلۡجَآنَّ مِن مَّارِجٖ مِّن نَّارٖ١٥ [الرحمن: ۱۵] به چه معناست؟

شعله لرزان و پیچان آتش.

کلمات (المنشئات - الاعلام) در آیه ۲۴ سوره رحمن ﴿وَلَهُ ٱلۡجَوَارِ ٱلۡمُنشَ‍َٔاتُ فِي ٱلۡبَحۡرِ كَٱلۡأَعۡلَٰمِ٢٤ [الرحمن: ۲۴] به چه معناست؟

المنشئات: کشتی‌ها.

الاعلام: جمع علم، کوه‌ها.

جمله (هو فی شأن) در آیه ۲۹ سوره رحمن ﴿يَسۡ‍َٔلُهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ٢٩ [الرحمن: ۲۹] به چه معناست؟

او به کاری مشغول است.

کلمات (سنفرغ لکم - الثقلان) در آیه ۳۱ سوره رحمن ﴿سَنَفۡرُغُ لَكُمۡ أَيُّهَ ٱلثَّقَلَانِ٣١ [الرحمن: ۳۱] به چه معناست؟

سنفرغ لکم: به حساب شما خواهیم رسید.

الثقلان: انس و جن.

کلمات (معشر- ان تنفذوا - اقطار) در آیه ۳۳ سوره رحمن ﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ إِنِ ٱسۡتَطَعۡتُمۡ أَن تَنفُذُواْ مِنۡ أَقۡطَارِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ فَٱنفُذُواْۚ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلۡطَٰنٖ٣٣ [الرحمن: ۳۳] به چه معناست؟

معشر: گروه، دسته.

ان تنفذوا: اینکه عبور کنید و بگذرید.

اقطار: جمع قطر نواحی و جوانب.

کلمات (شواظ - نحاس) در آیه ۳۵ سوره رحمن ﴿يُرۡسَلُ عَلَيۡكُمَا شُوَاظٞ مِّن نَّارٖ وَنُحَاسٞ فَلَا تَنتَصِرَانِ٣٥ [الرحمن: ۳۵] به چه معناست؟

شواظ: آتش بی‌دود.

نحاس: آتش مسگونه.

کلمه (دهان) در آیه ۳۶ سوره رحمن ﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٣٦ [الرحمن: ۳۶] به چه معناست؟

روغن داغ.

کلمه (النواصی) در آیه ۴۱ سوره رحمن ﴿يُعۡرَفُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ بِسِيمَٰهُمۡ فَيُؤۡخَذُ بِٱلنَّوَٰصِي وَٱلۡأَقۡدَامِ٤١ [الرحمن: ۴۱] به چه معناست؟

جمع ناصیۀ، جلو سر، پیشانی.

کلمات (حمیم - آن) در آیه ۴۴ سوره رحمن ﴿يَطُوفُونَ بَيۡنَهَا وَبَيۡنَ حَمِيمٍ ءَانٖ٤٤ [الرحمن: ۴۴] به چه معناست؟

حمیم: آب جوشان و سوزانی که به دوزخیان می‌‌نوشانند.

آن: بسیار داغ و گرم.

کلمه (افنان) در آیه ۴۸ سوره رحمن ﴿ذَوَاتَآ أَفۡنَانٖ٤٨ [الرحمن: ۴۸] به چه معناست؟

جمع فن، انواع و اقسام. یا جمع فنن، شاخه‌های ترد و شاداب.

کلمات (جنی - دان) در آیه ۵۴ سوره رحمن ﴿مُتَّكِ‍ِٔينَ عَلَىٰ فُرُشِۢ بَطَآئِنُهَا مِنۡ إِسۡتَبۡرَقٖۚ وَجَنَى ٱلۡجَنَّتَيۡنِ دَانٖ٥٤ [الرحمن: ۵۴] به چه معناست؟

جنی: میوه رسیده.

دان: نزدیک، در دسترس

جمله (لم یطمثهن) در آیه ۵۶ سوره رحمن ﴿فِيهِنَّ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرۡفِ لَمۡ يَطۡمِثۡهُنَّ إِنسٞ قَبۡلَهُمۡ وَلَا جَآنّٞ٥٦ [الرحمن: ۵۶] به چه معناست؟

با ایشان مقاربت و نزدیکی نکرده است.

کلمه (مدهامتان) در آیه ۶۴ سوره رحمن ﴿مُدۡهَآمَّتَانِ٦٤ [الرحمن: ۶۴] به چه معناست؟

بسیار سبز، سبز پررنگی که مایل به سیاهی باشد.

کلمه (نضاختان) در آیه ۶۶ سوره رحمن ﴿فِيهِمَا عَيۡنَانِ نَضَّاخَتَانِ٦٦ [الرحمن: ۶۶] به چه معناست؟

فوران کنان.

کلمه (حسان) در آیه ۷۰ سوره رحمن ﴿فِيهِنَّ خَيۡرَٰتٌ حِسَانٞ٧٠ [الرحمن: ۷۰] به چه معناست؟

جمع حسنۀ، زیبا و قشنگ.

کلمات (حور – مقصورات – الخیام) در آیه ۷۲ سوره رحمن ﴿حُورٞ مَّقۡصُورَٰتٞ فِي ٱلۡخِيَامِ٧٢ [الرحمن: ۷۲] به چه معناست؟

حور: جمع حوراء، زنان سیاه چشم.

مقصورات: جمع مقصوره، محدود، مخدره و محجبه.

الخیام: جمع خیمه، خیمه‌ها بارگاه‌ها.

کلمات (رفرف - عبقری) در آیه ۷۶ سوره رحمن ﴿مُتَّكِ‍ِٔينَ عَلَىٰ رَفۡرَفٍ خُضۡرٖ وَعَبۡقَرِيٍّ حِسَانٖ٧٦ [الرحمن: ۷۶] به چه معناست؟

رفرف: بالش‌ها، پشتی‌ها.

عبقری: هر چیز نادر و بی‌نظیر.

الواقعه:

کلمات (خافضه – رافعه) در آیه ۳ سوره واقعه ﴿خَافِضَةٞ رَّافِعَةٌ٣ [الواقعة: ۳] به چه معناست؟

خافضه: پایین آورنده.

رافعه: بالا برنده.

کلمه (رجت) در آیه ۴ سوره واقعه ﴿إِذَا رُجَّتِ ٱلۡأَرۡضُ رَجّٗا٤ [الواقعة: ۴] به چه معناست؟

به تکان و لرزه انداخته شد.

کلمات (بست - بسا) در آیه ۵ سوره واقعه ﴿وَبُسَّتِ ٱلۡجِبَالُ بَسّٗا٥ [الواقعة: ۵] به چه معناست؟

بست: کوبیده و ریزه ریزه گردانیده شد.

بسا: کوبیدن و کوفتن.

کلمات (هباء ـ منبثا) در آیه ۶ سوره واقعه ﴿فَكَانَتۡ هَبَآءٗ مُّنۢبَثّٗا٦ [الواقعة: ۶] به چه معناست؟

هباء: غبار و گردو خاک.

منبثا: پراکنده و پخش.

کلمه (أزواجا) در آیه ۷ سوره واقعه ﴿وَكُنتُمۡ أَزۡوَٰجٗا ثَلَٰثَةٗ٧ [الواقعة: ۷] به چه معناست؟

اصناف، انواع.

کلمه (المشأمة) در آیه ۹ سوره واقعه ﴿وَأَصۡحَٰبُ ٱلۡمَشۡ‍َٔمَةِ مَآ أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَشۡ‍َٔمَةِ٩ [الواقعة: ۹] به چه معناست؟

سمت چپ.

کلمه (ثلة) در آیه ۱۳ سوره واقعه ﴿ثُلَّةٞ مِّنَ ٱلۡأَوَّلِينَ١٣ [الواقعة: ۱۳] به چه معناست؟

جماعت زیاد.

کلمه (أباریق) در آیه ۱۸ سوره واقعه ﴿بِأَكۡوَابٖ وَأَبَارِيقَ وَكَأۡسٖ مِّن مَّعِينٖ١٨ [الواقعة: ۱۸] به چه معناست؟

جمع إبریق، کوزه دارای دسته و لوله.

کلمات (لا یصدعون ـ لا ینزفون) در آیه ۱۹ سوره واقعه ﴿لَّا يُصَدَّعُونَ عَنۡهَا وَلَا يُنزِفُونَ١٩ [الواقعة: ۱۹] به چه معناست؟

لا یصدعون: دچار سر درد گردانده نمی‌‌شوند.

لاینزفون: عقل و شعور را از دست نمی‌‌دهند.

کلمه (قیلا) در آیه ۲۶ سوره واقعه ﴿إِلَّا قِيلٗا سَلَٰمٗا سَلَٰمٗا٢٦ [الواقعة: ۲۶] به چه معناست؟

سخن.

کلمات (سدرـ مخضود) در آیه ۲۸ سوره واقعه ﴿فِي سِدۡرٖ مَّخۡضُودٖ٢٨ [الواقعة: ۲۸] به چه معناست؟

سدر: درخت سدر، کنار.

مخضود: بی‌خار.

کلمات (طلح ـ منضود) در آیه ۲۹ سوره واقعه ﴿وَطَلۡحٖ مَّنضُودٖ٢٩ [الواقعة: ۲۹] به چه معناست؟

طلح: درخت موز.

منضود: متراکم.

کلمه (مسکوب) در آیه ۳۱ سوره واقعه ﴿وَمَآءٖ مَّسۡكُوبٖ٣١ [الواقعة: ۳۱] به چه معناست؟

ریزان و روان. همیشه جاری.

کلمات (عربا ـ أترابا) در آیه ۳۷ سوره واقعه ﴿عُرُبًا أَتۡرَابٗا٣٧ [الواقعة: ۳۷] به چه معناست؟

عربا: جمع عروب، زن شیفته و دلدادهی که شوهر خود را سخت دوست دارد.

أترابا: جمع ترب: زنان هم سن و سال و جوان بکمال.

کلمه (سموم) در آیه ۴۲ سوره واقعه ﴿فِي سَمُومٖ وَحَمِيمٖ٤٢ [الواقعة: ۴۲] به چه معناست؟

شعله و لهب خالص.

کلمه (یحموم) در آیه ۴۳ سوره واقعه ﴿وَظِلّٖ مِّن يَحۡمُومٖ٤٣ [الواقعة: ۴۳] به چه معناست؟

دود پر حرارت و بسیار غلیظ و سیاه.

کلمه (مترفین) در آیه ۴۵ سوره واقعه ﴿إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَبۡلَ ذَٰلِكَ مُتۡرَفِينَ٤٥ [الواقعة: ۴۵] به چه معناست؟

افراد خوش گذران و مست و مغرور فزونی نعمت.

کلمه (الحنث العظیم) در آیه ۴۶ سوره واقعه ﴿وَكَانُواْ يُصِرُّونَ عَلَى ٱلۡحِنثِ ٱلۡعَظِيمِ٤٦ [الواقعة: ۴۶] به چه معناست؟

گناه بزرگ. گناهان کبیره.

کلمه (مالئون) در آیه ۵۳ سوره واقعه ﴿فَمَالِ‍ُٔونَ مِنۡهَا ٱلۡبُطُونَ٥٣ [الواقعة: ۵۳] به چه معناست؟

پر کنندگان.

کلمه (الهیم) در آیه ۵۵ سوره واقعه ﴿فَشَٰرِبُونَ شُرۡبَ ٱلۡهِيمِ٥٥ [الواقعة: ۵۵] به چه معناست؟

جمع أهیم و هیماء، شترانی که مبتلا به هیام شده‌اند. هیام دردی است که تشنگی سبب آن می‌‌گردد.

کلمه (تمنون) در آیه ۵۸ سوره واقعه ﴿أَفَرَءَيۡتُم مَّا تُمۡنُونَ٥٨ [الواقعة: ۵۸] به چه معناست؟

می‌جهانید. به داخل رحم می‌‌ریزید.

کلمات (حطاما ـ فظلتم تفکهون) در آیه ۶۵ سوره واقعه ﴿لَوۡ نَشَآءُ لَجَعَلۡنَٰهُ حُطَٰمٗا فَظَلۡتُمۡ تَفَكَّهُونَ٦٥ [الواقعة: ۶۵] به چه معناست؟

حطاما: گیاه خشک و پرپر شده. خاشاک.

فظلتم تفکهون: بگونه‌ای که شما از آن در شگفت بمانید.

کلمه (مغرمون) در آیه ۶۶ سوره واقعه ﴿إِنَّا لَمُغۡرَمُونَ٦٦ [الواقعة: ۶۶] به چه معناست؟

زیانباران. زیان دیدگان.

کلمه (أجاجا) در آیه ۷۰ سوره واقعه ﴿لَوۡ نَشَآءُ جَعَلۡنَٰهُ أُجَاجٗا فَلَوۡلَا تَشۡكُرُونَ٧٠ [الواقعة: ۷۰] به چه معناست؟

بسیار شور. تلخ.

کلمه (تورون) در آیه ۷۱ سوره واقعه ﴿أَفَرَءَيۡتُمُ ٱلنَّارَ ٱلَّتِي تُورُونَ٧١ [الواقعة: ۷۱] به چه معناست؟

روشن می‌‌کنید.

کلمه (المقوین) در آیه ۷۳ سوره واقعه ﴿نَحۡنُ جَعَلۡنَٰهَا تَذۡكِرَةٗ وَمَتَٰعٗا لِّلۡمُقۡوِينَ٧٣ [الواقعة: ۷۳] به چه معناست؟

مسافرین. مواقع جمع موقع، جایگاه‌ها و مسیر‌ها ومدارهای ستارگان.

کلمه (مکنون) در آیه ۷۸ سوره واقعه ﴿فِي كِتَٰبٖ مَّكۡنُونٖ٧٨ [الواقعة: ۷۸] به چه معناست؟

پنهان.

کلمه (مدهنون) در آیه ۸۱ سوره واقعه ﴿أَفَبِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ أَنتُم مُّدۡهِنُونَ٨١ [الواقعة: ۸۱] به چه معناست؟

جمع مدهن، سهل انگار و بی‌توجه. سازشکار.

کلمه (الحلقوم) در آیه ۸۳ سوره واقعه ﴿فَلَوۡلَآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلۡحُلۡقُومَ٨٣ [الواقعة: ۸۳] به چه معناست؟

گلوگاه. حلق.

کلمه (غیر مدینین) در آیه ۸۶ سوره واقعه ﴿فَلَوۡلَآ إِن كُنتُمۡ غَيۡرَ مَدِينِينَ٨٦ [الواقعة: ۸۶] به چه معناست؟

اگر شما هرگز در برابر اعمالتان جزا و سزا داده نمی‌‌شوید.

کلمه (روح) در آیه ۸۹ سوره واقعه ﴿فَرَوۡحٞ وَرَيۡحَانٞ وَجَنَّتُ نَعِيمٖ٨٩ [الواقعة: ۸۹] به چه معناست؟

راحت و آسایش.

الحدید:

کلمه (مستخلفین) در آیه ۷ سوره حدید ﴿ءَامِنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَأَنفِقُواْ مِمَّا جَعَلَكُم مُّسۡتَخۡلَفِينَ فِيهِۖ فَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَأَنفَقُواْ لَهُمۡ أَجۡرٞ كَبِيرٞ٧ [الحديد: ۷] به چه معناست؟

نمایندگان خدا در صرف اموال و دادن آن به افراد مستحق.

کلمه (نقتبس) در آیه ۱۳ سوره حدید ﴿يَوۡمَ يَقُولُ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتُ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱنظُرُونَا نَقۡتَبِسۡ مِن نُّورِكُمۡ قِيلَ ٱرۡجِعُواْ وَرَآءَكُمۡ فَٱلۡتَمِسُواْ نُورٗاۖ فَضُرِبَ بَيۡنَهُم بِسُورٖ لَّهُۥ بَابُۢ بَاطِنُهُۥ فِيهِ ٱلرَّحۡمَةُ وَظَٰهِرُهُۥ مِن قِبَلِهِ ٱلۡعَذَابُ١٣ [الحديد: ۱۳] به چه معناست؟

شعله و پرتوی برگیریم.

کلمه (تربصتم) در آیه ۱۴ سوره حدید ﴿يُنَادُونَهُمۡ أَلَمۡ نَكُن مَّعَكُمۡۖ قَالُواْ بَلَىٰ وَلَٰكِنَّكُمۡ فَتَنتُمۡ أَنفُسَكُمۡ وَتَرَبَّصۡتُمۡ وَٱرۡتَبۡتُمۡ وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡأَمَانِيُّ حَتَّىٰ جَآءَ أَمۡرُ ٱللَّهِ وَغَرَّكُم بِٱللَّهِ ٱلۡغَرُورُ١٤ [الحديد: ۱۴] به چه معناست؟

درنگ کرده‌اید. منتظر مانده‌اید.

کلمه (فدیة) در آیه ۱۵ سوره حدید ﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُؤۡخَذُ مِنكُمۡ فِدۡيَةٞ وَلَا مِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۚ مَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُۖ هِيَ مَوۡلَىٰكُمۡۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ١٥ [الحديد: ۱۵] به چه معناست؟

عوض. غرامت.

کلمه (الأمد) در آیه ۱۶ سوره حدید ﴿۞أَلَمۡ يَأۡنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَن تَخۡشَعَ قُلُوبُهُمۡ لِذِكۡرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلۡحَقِّ وَلَا يَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلُ فَطَالَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡأَمَدُ فَقَسَتۡ قُلُوبُهُمۡۖ وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ١٦ [الحديد: ۱۶] به چه معناست؟

زمان، مدت.

کلمه (الکفار) در آیه ۲۰ سوره حدید ﴿ٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا لَعِبٞ وَلَهۡوٞ وَزِينَةٞ وَتَفَاخُرُۢ بَيۡنَكُمۡ وَتَكَاثُرٞ فِي ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَوۡلَٰدِۖ كَمَثَلِ غَيۡثٍ أَعۡجَبَ ٱلۡكُفَّارَ نَبَاتُهُۥ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَىٰهُ مُصۡفَرّٗا ثُمَّ يَكُونُ حُطَٰمٗاۖ وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابٞ شَدِيدٞ وَمَغۡفِرَةٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٞۚ وَمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا مَتَٰعُ ٱلۡغُرُورِ٢٠ [الحديد: ۲۰] به چه معناست؟

جمع کافر، کشاورزان.

کلمه (نبرأها) در آیه ۲۲ سوره حدید ﴿مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِيٓ أَنفُسِكُمۡ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مِّن قَبۡلِ أَن نَّبۡرَأَهَآۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ٢٢ [الحديد: ۲۲] به چه معناست؟

آن را بیافرینیم.

کلمه (یوءتکم الکفلین) در آیه ۲۸ سوره حدید ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَءَامِنُواْ بِرَسُولِهِۦ يُؤۡتِكُمۡ كِفۡلَيۡنِ مِن رَّحۡمَتِهِۦ وَيَجۡعَل لَّكُمۡ نُورٗا تَمۡشُونَ بِهِۦ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٢٨ [الحديد: ۲۸] به چه معناست؟

پاداش زیادی به شما می‌‌دهد.

المجادله:

کلمات (تشتکی ـ تحاور) در آیه ۱ سوره مجادله ﴿قَدۡ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوۡلَ ٱلَّتِي تُجَٰدِلُكَ فِي زَوۡجِهَا وَتَشۡتَكِيٓ إِلَى ٱللَّهِ وَٱللَّهُ يَسۡمَعُ تَحَاوُرَكُمَآۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ بَصِيرٌ١ [المجادلة: ۱] به چه معناست؟

تشتکی: شکایت می‌‌برد.

تحاور: گفتگو.

کلمات (یظاهرون ـ زورا) در آیه ۲ سوره مجادله ﴿ٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَآئِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡۖ إِنۡ أُمَّهَٰتُهُمۡ إِلَّا ٱلَّٰٓـِٔي وَلَدۡنَهُمۡۚ وَإِنَّهُمۡ لَيَقُولُونَ مُنكَرٗا مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ وَزُورٗاۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٞ٢ [المجادلة: ۲] به چه معناست؟

یظاهرون: ظهار می‌‌کنند. ظهار عبارت است از این که شوهر به همسر خود بگوید تو برای من مادری. یعنی همانگونه که ازدواج با مادرم برایم حرام است، تو نیز تا ابد بر من حرام هستی.

زورا: دروغ.

کلمه (یتماسا) در آیه ۳ سوره مجادله ﴿وَٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِن نِّسَآئِهِمۡ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُواْ فَتَحۡرِيرُ رَقَبَةٖ مِّن قَبۡلِ أَن يَتَمَآسَّاۚ ذَٰلِكُمۡ تُوعَظُونَ بِهِۦۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ٣ [المجادلة: ۳] به چه معناست؟

مراد از تماس، نزدیکی و آمیزش جنسی و هرگونه عملی که منتهی بدان شود.

کلمات (یحادون ـ کبتوا) در آیه ۵ سوره مجادله ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُحَآدُّونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ كُبِتُواْ كَمَا كُبِتَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ وَقَدۡ أَنزَلۡنَآ ءَايَٰتِۢ بَيِّنَٰتٖۚ وَلِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٞ مُّهِينٞ٥ [المجادلة: ۵] به چه معناست؟

یحادون: دشمنی می‌‌کنند.

کبتوا: خوار و ذلیل گردانده شدند.

کلمه (أدنی) در آیه ۷ سوره مجادله ﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمۡ وَلَا خَمۡسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمۡ وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ أَيۡنَ مَا كَانُواْۖ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُواْ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ٧ [المجادلة: ۷] به چه معناست؟

کم‌تر.

کلمات (تفسحوا ـ أنشزوا) در آیه ۱۱ سوره مجادله ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا قِيلَ لَكُمۡ تَفَسَّحُواْ فِي ٱلۡمَجَٰلِسِ فَٱفۡسَحُواْ يَفۡسَحِ ٱللَّهُ لَكُمۡۖ وَإِذَا قِيلَ ٱنشُزُواْ فَٱنشُزُواْ يَرۡفَعِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ١١ [المجادلة: ۱۱] به چه معناست؟

تفسحوا: جای باز کنید. جمع و جور بنشینید و برای دیگران جا باز کنید.

أنشزوا: برخیزید. بلند شوید.

کلمه (أشفقتم) در آیه ۱۳ سوره مجادله ﴿ءَأَشۡفَقۡتُمۡ أَن تُقَدِّمُواْ بَيۡنَ يَدَيۡ نَجۡوَىٰكُمۡ صَدَقَٰتٖۚ فَإِذۡ لَمۡ تَفۡعَلُواْ وَتَابَ ٱللَّهُ عَلَيۡكُمۡ فَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥۚ وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ١٣ [المجادلة: ۱۳] به چه معناست؟

ترسیدید.

کلمه (استحوذ) در آیه ۱۹ سوره مجادله ﴿ٱسۡتَحۡوَذَ عَلَيۡهِمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ فَأَنسَىٰهُمۡ ذِكۡرَ ٱللَّهِۚ أُوْلَٰٓئِكَ حِزۡبُ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ أَلَآ إِنَّ حِزۡبَ ٱلشَّيۡطَٰنِ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ١٩ [المجادلة: ۱۹] به چه معناست؟

چیره گشته است.مسلط شده و غلبه یافته است.

الحشر:

کلمه (حشر) در آیه ۲ سوره ﴿هُوَ ٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ مِن دِيَٰرِهِمۡ لِأَوَّلِ ٱلۡحَشۡرِۚ مَا ظَنَنتُمۡ أَن يَخۡرُجُواْۖ وَظَنُّوٓاْ أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمۡ حُصُونُهُم مِّنَ ٱللَّهِ فَأَتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِنۡ حَيۡثُ لَمۡ يَحۡتَسِبُواْۖ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلرُّعۡبَۚ يُخۡرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيۡدِيهِمۡ وَأَيۡدِي ٱلۡمُؤۡمِنِينَ فَٱعۡتَبِرُواْ يَٰٓأُوْلِي ٱلۡأَبۡصَٰرِ٢ [الحشر: ۲] به چه معناست؟

گردهمایی مردم.

کلمه (الجلاء) در آیه ۳ سوره حشر ﴿وَلَوۡلَآ أَن كَتَبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡجَلَآءَ لَعَذَّبَهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابُ ٱلنَّارِ٣ [الحشر: ۳] به چه معناست؟

کوچ از شهر و دیار. ترک خانه و کاشانه.

کلمه (لینة) در آیه ۵ سوره حشر ﴿مَا قَطَعۡتُم مِّن لِّينَةٍ أَوۡ تَرَكۡتُمُوهَا قَآئِمَةً عَلَىٰٓ أُصُولِهَا فَبِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَلِيُخۡزِيَ ٱلۡفَٰسِقِينَ٥ [الحشر: ۵] به چه معناست؟

درخت خرما.

کلمات (ما أوجفتم ـ رکاب) در آیه ۶ سوره حشر ﴿وَمَآ أَفَآءَ ٱللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ مِنۡهُمۡ فَمَآ أَوۡجَفۡتُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ خَيۡلٖ وَلَا رِكَابٖ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُۥ عَلَىٰ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٦ [الحشر: ۶] به چه معناست؟

ما أوجفتم: نتاخته‌اید. نداونده‌اید. به شتاب و جولان در نیاورده‌اید.

رکاب: شتران. خیل.

کلمات (تبوأوا ـ خصاصة ـ شح) در آیه ۹ سوره حشر ﴿وَٱلَّذِينَ تَبَوَّءُو ٱلدَّارَ وَٱلۡإِيمَٰنَ مِن قَبۡلِهِمۡ يُحِبُّونَ مَنۡ هَاجَرَ إِلَيۡهِمۡ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمۡ حَاجَةٗ مِّمَّآ أُوتُواْ وَيُؤۡثِرُونَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ وَلَوۡ كَانَ بِهِمۡ خَصَاصَةٞۚ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفۡسِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ٩ [الحشر: ۹] به چه معناست؟

تبوأوا: منزل و أوی را آماده کرده‌اند.

خصاصة: احتیاج شدید. نیاز زیاد.

شح: بخل.

کلمه (غلا) در آیه ۱۰ سوره حشر ﴿وَٱلَّذِينَ جَآءُو مِنۢ بَعۡدِهِمۡ يَقُولُونَ رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا وَلِإِخۡوَٰنِنَا ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلۡإِيمَٰنِ وَلَا تَجۡعَلۡ فِي قُلُوبِنَا غِلّٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ رَبَّنَآ إِنَّكَ رَءُوفٞ رَّحِيمٌ١٠ [الحشر: ۱۰] به چه معناست؟

کینه.

کلمه (جدر) در آیه ۱۴ سوره حشر ﴿لَا يُقَٰتِلُونَكُمۡ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرٗى مُّحَصَّنَةٍ أَوۡ مِن وَرَآءِ جُدُرِۢۚ بَأۡسُهُم بَيۡنَهُمۡ شَدِيدٞۚ تَحۡسَبُهُمۡ جَمِيعٗا وَقُلُوبُهُمۡ شَتَّىٰۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَعۡقِلُونَ١٤ [الحشر: ۱۴] به چه معناست؟

جمع جدار، دیوارها. سورها.

کلمه (وبال) در آیه ۱۵ سوره حشر ﴿كَمَثَلِ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ قَرِيبٗاۖ ذَاقُواْ وَبَالَ أَمۡرِهِمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ١٥ [الحشر: ۱۵] به چه معناست؟

نتیجه بد کار.

کلمه (بریء) در آیه ۱۶ سوره حشر ﴿كَمَثَلِ ٱلشَّيۡطَٰنِ إِذۡ قَالَ لِلۡإِنسَٰنِ ٱكۡفُرۡ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّنكَ إِنِّيٓ أَخَافُ ٱللَّهَ رَبَّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٦ [الحشر: ۱۶] به چه معناست؟

بیزار. گریزان.

کلمه (متصدعا) در آیه ۲۱ سوره حشر ﴿لَوۡ أَنزَلۡنَا هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ عَلَىٰ جَبَلٖ لَّرَأَيۡتَهُۥ خَٰشِعٗا مُّتَصَدِّعٗا مِّنۡ خَشۡيَةِ ٱللَّهِۚ وَتِلۡكَ ٱلۡأَمۡثَٰلُ نَضۡرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ٢١ [الحشر: ۲۱] به چه معناست؟

شکافته.

کلمه (المهیمن) در آیه ۲۳ سوره حشر ﴿هُوَ ٱللَّهُ ٱلَّذِي لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡمَلِكُ ٱلۡقُدُّوسُ ٱلسَّلَٰمُ ٱلۡمُؤۡمِنُ ٱلۡمُهَيۡمِنُ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡجَبَّارُ ٱلۡمُتَكَبِّرُۚ سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يُشۡرِكُونَ٢٣ [الحشر: ۲۳] به چه معناست؟

محافظو مراقب.

کلمه (الباری) در آیه ۲۴ سوره حشر ﴿هُوَ ٱللَّهُ ٱلۡخَٰلِقُ ٱلۡبَارِئُ ٱلۡمُصَوِّرُۖ لَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ يُسَبِّحُ لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٢٤ [الحشر: ۲۴] به چه معناست؟

آفریدگار جهان از نیستی.

الممتحنه:

کلمات (إن یثقفوکم ـ یبسطوا) در آیه ۲ سوره ﴿إِن يَثۡقَفُوكُمۡ يَكُونُواْ لَكُمۡ أَعۡدَآءٗ وَيَبۡسُطُوٓاْ إِلَيۡكُمۡ أَيۡدِيَهُمۡ وَأَلۡسِنَتَهُم بِٱلسُّوٓءِ وَوَدُّواْ لَوۡ تَكۡفُرُونَ٢ [الممتحنة: ۲] به چه معناست؟

إن یثقفوکم: اگر بر شما دست یابند.

یبسطوا: می‌‌گشایند. مراد گشودن دست تعدی و ستمگری و درازکردن نیش زبان برای زورگویی و بد گویی.

کلمه (برآء) در آیه ۴ سوره ممتحنه ﴿قَدۡ كَانَتۡ لَكُمۡ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ فِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ إِذۡ قَالُواْ لِقَوۡمِهِمۡ إِنَّا بُرَءَٰٓؤُاْ مِنكُمۡ وَمِمَّا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ كَفَرۡنَا بِكُمۡ وَبَدَا بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمُ ٱلۡعَدَٰوَةُ وَٱلۡبَغۡضَآءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ وَحۡدَهُۥٓ إِلَّا قَوۡلَ إِبۡرَٰهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسۡتَغۡفِرَنَّ لَكَ وَمَآ أَمۡلِكُ لَكَ مِنَ ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖۖ رَّبَّنَا عَلَيۡكَ تَوَكَّلۡنَا وَإِلَيۡكَ أَنَبۡنَا وَإِلَيۡكَ ٱلۡمَصِيرُ٤ [الممتحنة: ۴] به چه معناست؟

برآء: جمع بریء، بیزار و گریزان. متنفر.

کلمه (المقسطین) در آیه ۸ سوره ممتحنه ﴿لَّا يَنۡهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ لَمۡ يُقَٰتِلُوكُمۡ فِي ٱلدِّينِ وَلَمۡ يُخۡرِجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمۡ أَن تَبَرُّوهُمۡ وَتُقۡسِطُوٓاْ إِلَيۡهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ٨ [الممتحنة: ۸] به چه معناست؟

نیکو کاران، بخشندگان.

کلمه (ظاهروا) در آیه ۹ سوره ممتحنه ﴿إِنَّمَا يَنۡهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ قَٰتَلُوكُمۡ فِي ٱلدِّينِ وَأَخۡرَجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمۡ وَظَٰهَرُواْ عَلَىٰٓ إِخۡرَاجِكُمۡ أَن تَوَلَّوۡهُمۡۚ وَمَن يَتَوَلَّهُمۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ٩ [الممتحنة: ۹] به چه معناست؟

پشتیبانی کرده‌اند. کمک و یاری داده‌اند.

کلمات (مهاجرات ـ الکوافر ـ عصم) در آیه ۱۰ سوره ممتحنه ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا جَآءَكُمُ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ مُهَٰجِرَٰتٖ فَٱمۡتَحِنُوهُنَّۖ ٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِإِيمَٰنِهِنَّۖ فَإِنۡ عَلِمۡتُمُوهُنَّ مُؤۡمِنَٰتٖ فَلَا تَرۡجِعُوهُنَّ إِلَى ٱلۡكُفَّارِۖ لَا هُنَّ حِلّٞ لَّهُمۡ وَلَا هُمۡ يَحِلُّونَ لَهُنَّۖ وَءَاتُوهُم مَّآ أَنفَقُواْۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَآ ءَاتَيۡتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّۚ وَلَا تُمۡسِكُواْ بِعِصَمِ ٱلۡكَوَافِرِ وَسۡ‍َٔلُواْ مَآ أَنفَقۡتُمۡ وَلۡيَسۡ‍َٔلُواْ مَآ أَنفَقُواْۚ ذَٰلِكُمۡ حُكۡمُ ٱللَّهِ يَحۡكُمُ بَيۡنَكُمۡۖ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ١٠ [الممتحنة: ۱۰] به چه معناست؟

مهاجرات: هجرت کنندگان.

الکوافر: جمع کافرۀ، زنان کافر و بی‌دین.

عصم: جمع عصمۀ، عقد و نکاح پیوند زناشویی.

کلمه (فاتکم) در آیه ۱۱ سوره ممتحنه ﴿وَإِن فَاتَكُمۡ شَيۡءٞ مِّنۡ أَزۡوَٰجِكُمۡ إِلَى ٱلۡكُفَّارِ فَعَاقَبۡتُمۡ فَ‍َٔاتُواْ ٱلَّذِينَ ذَهَبَتۡ أَزۡوَٰجُهُم مِّثۡلَ مَآ أَنفَقُواْۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ ٱلَّذِيٓ أَنتُم بِهِۦ مُؤۡمِنُونَ١١ [الممتحنة: ۱۱] به چه معناست؟

از دست شما بدر رفت.

الصف:

کلمه (مقتا) در آیه ۳ سوره ﴿كَبُرَ مَقۡتًا عِندَ ٱللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفۡعَلُونَ٣ [الصف: ۳] به چه معناست؟

کینه. خشم.

کلمات (بنیان ـ مرصوص) در آیه ۴ سوره صف ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلَّذِينَ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِهِۦ صَفّٗا كَأَنَّهُم بُنۡيَٰنٞ مَّرۡصُوصٞ٤ [الصف: ۴] به چه معناست؟

بنیان: ساختمان. دیوار.

مرصوص: بهم پیوسته.

کلمه (زاغوا) در آیه ۵ سوره صف ﴿وَإِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِۦ يَٰقَوۡمِ لِمَ تُؤۡذُونَنِي وَقَد تَّعۡلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ ٱللَّهِ إِلَيۡكُمۡۖ فَلَمَّا زَاغُوٓاْ أَزَاغَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمۡۚ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡفَٰسِقِينَ٥ [الصف: ۵] به چه معناست؟

منحرف شدند.

جمعه:

کلمه (إنفضوا) در آیه ۱۱ سوره ﴿وَإِذَا رَأَوۡاْ تِجَٰرَةً أَوۡ لَهۡوًا ٱنفَضُّوٓاْ إِلَيۡهَا وَتَرَكُوكَ قَآئِمٗاۚ قُلۡ مَا عِندَ ٱللَّهِ خَيۡرٞ مِّنَ ٱللَّهۡوِ وَمِنَ ٱلتِّجَٰرَةِۚ وَٱللَّهُ خَيۡرُ ٱلرَّٰزِقِينَ١١ [الجمعة: ۱۱] به چه معناست؟

پخش و پراکنده شدند.

المنافقون:

کلمه (جنة) در آیه ۲ سوره ﴿ٱتَّخَذُوٓاْ أَيۡمَٰنَهُمۡ جُنَّةٗ فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۚ إِنَّهُمۡ سَآءَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٢ [المنافقون: ۲] به چه معناست؟

سپر.

کلمه (مسندة) در آیه ۴ سوره منافقون ﴿وَإِذَا رَأَيۡتَهُمۡ تُعۡجِبُكَ أَجۡسَامُهُمۡۖ وَإِن يَقُولُواْ تَسۡمَعۡ لِقَوۡلِهِمۡۖ كَأَنَّهُمۡ خُشُبٞ مُّسَنَّدَةٞۖ يَحۡسَبُونَ كُلَّ صَيۡحَةٍ عَلَيۡهِمۡۚ هُمُ ٱلۡعَدُوُّ فَٱحۡذَرۡهُمۡۚ قَٰتَلَهُمُ ٱللَّهُۖ أَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ٤ [المنافقون: ۴] به چه معناست؟

تکیه داده شده.

کلمات (لووا ـ یصدون) در آیه ۵ سوره صف ﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ تَعَالَوۡاْ يَسۡتَغۡفِرۡ لَكُمۡ رَسُولُ ٱللَّهِ لَوَّوۡاْ رُءُوسَهُمۡ وَرَأَيۡتَهُمۡ يَصُدُّونَ وَهُم مُّسۡتَكۡبِرُونَ٥ [المنافقون: ۵] به چه معناست؟

لووا: پیچ دادند. مراد تکان دادن سر به عنوان تکبر و تمسخر.

یصدون: روی می‌‌گردانند.

التغابن:

کلمه (تغابن) در آیه ۹ سوره ﴿يَوۡمَ يَجۡمَعُكُمۡ لِيَوۡمِ ٱلۡجَمۡعِۖ ذَٰلِكَ يَوۡمُ ٱلتَّغَابُنِۗ وَمَن يُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ وَيَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا يُكَفِّرۡ عَنۡهُ سَيِّ‍َٔاتِهِۦ وَيُدۡخِلۡهُ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ٩ [التغابن: ۹] به چه معناست؟

زیانمند گشتن.

الطلاق:

کلمه (أحصوا العدة) در آیه ۱ سوره ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِذَا طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحۡصُواْ ٱلۡعِدَّةَۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ رَبَّكُمۡۖ لَا تُخۡرِجُوهُنَّ مِنۢ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخۡرُجۡنَ إِلَّآ أَن يَأۡتِينَ بِفَٰحِشَةٖ مُّبَيِّنَةٖۚ وَتِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِۚ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ فَقَدۡ ظَلَمَ نَفۡسَهُۥۚ لَا تَدۡرِي لَعَلَّ ٱللَّهَ يُحۡدِثُ بَعۡدَ ذَٰلِكَ أَمۡرٗا١ [الطلاق: ۱] به چه معناست؟

زمان عده را نگه دارید و دقیقا محاسبه کنید.

کلمه (یئسن) در آیه ۴ سوره طلاق ﴿وَٱلَّٰٓـِٔي يَئِسۡنَ مِنَ ٱلۡمَحِيضِ مِن نِّسَآئِكُمۡ إِنِ ٱرۡتَبۡتُمۡ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَٰثَةُ أَشۡهُرٖ وَٱلَّٰٓـِٔي لَمۡ يَحِضۡنَۚ وَأُوْلَٰتُ ٱلۡأَحۡمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعۡنَ حَمۡلَهُنَّۚ وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجۡعَل لَّهُۥ مِنۡ أَمۡرِهِۦ يُسۡرٗا٤ [الطلاق: ۴] به چه معناست؟

ناامید شده‌اند. یائسه گشته‌اند.

کلمات (وجد ـ أولات ـ إئتمروا ـ تعاسرتم) در آیه ۶ سوره طلاق ﴿أَسۡكِنُوهُنَّ مِنۡ حَيۡثُ سَكَنتُم مِّن وُجۡدِكُمۡ وَلَا تُضَآرُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُواْ عَلَيۡهِنَّۚ وَإِن كُنَّ أُوْلَٰتِ حَمۡلٖ فَأَنفِقُواْ عَلَيۡهِنَّ حَتَّىٰ يَضَعۡنَ حَمۡلَهُنَّۚ فَإِنۡ أَرۡضَعۡنَ لَكُمۡ فَ‍َٔاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأۡتَمِرُواْ بَيۡنَكُم بِمَعۡرُوفٖۖ وَإِن تَعَاسَرۡتُمۡ فَسَتُرۡضِعُ لَهُۥٓ أُخۡرَىٰ٦ [الطلاق: ۶] به چه معناست؟

وجد: توانایی وسع و طاقت.

أولات: صاحبان دارندگان.

أئتمروا: مشاوره کنید.

تعاسرتم: همدیگر را در تنگنا گذاشتید و بر یکدیگر سختگیری کردید و توافق حاصل نشد.

کلمه (قدر علیه رزقه) در آیه ۷ سوره طلاق ﴿لِيُنفِقۡ ذُو سَعَةٖ مِّن سَعَتِهِۦۖ وَمَن قُدِرَ عَلَيۡهِ رِزۡقُهُۥ فَلۡيُنفِقۡ مِمَّآ ءَاتَىٰهُ ٱللَّهُۚ لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَاۚ سَيَجۡعَلُ ٱللَّهُ بَعۡدَ عُسۡرٖ يُسۡرٗا٧ [الطلاق: ۷] به چه معناست؟

روزی او کم گردید و فقیر شد.

التحریم:

کلمه (تحلة) در آیه ۲ سوره ﴿قَدۡ فَرَضَ ٱللَّهُ لَكُمۡ تَحِلَّةَ أَيۡمَٰنِكُمۡۚ وَٱللَّهُ مَوۡلَىٰكُمۡۖ وَهُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡحَكِيمُ٢ [التحريم: ۲] به چه معناست؟

گشودن. حلال کردن. مراد کفاره دادن و از زیر بار مسئولیت سوگند بدر آمدن است.

کلمات (أسر ـ عرف) در آیه ۳ سوره تحریم ﴿وَإِذۡ أَسَرَّ ٱلنَّبِيُّ إِلَىٰ بَعۡضِ أَزۡوَٰجِهِۦ حَدِيثٗا فَلَمَّا نَبَّأَتۡ بِهِۦ وَأَظۡهَرَهُ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ عَرَّفَ بَعۡضَهُۥ وَأَعۡرَضَ عَنۢ بَعۡضٖۖ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِۦ قَالَتۡ مَنۡ أَنۢبَأَكَ هَٰذَاۖ قَالَ نَبَّأَنِيَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡخَبِيرُ٣ [التحريم: ۳] به چه معناست؟

أسر: پنهانی بیان کرد.

عرف: شناساند. بازگو نمود.

کلمه (إن تظاهرا) در آیه ۴ سوره تحریم ﴿إِن تَتُوبَآ إِلَى ٱللَّهِ فَقَدۡ صَغَتۡ قُلُوبُكُمَاۖ وَإِن تَظَٰهَرَا عَلَيۡهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ مَوۡلَىٰهُ وَجِبۡرِيلُ وَصَٰلِحُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَعۡدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ٤ [التحريم: ۴] به چه معناست؟

اگر همدستی و هم پشتی کنید.

کلمات (قانتات ـ سائحات ـ ثیبات) در آیه ۵ سوره تحریم ﴿عَسَىٰ رَبُّهُۥٓ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبۡدِلَهُۥٓ أَزۡوَٰجًا خَيۡرٗا مِّنكُنَّ مُسۡلِمَٰتٖ مُّؤۡمِنَٰتٖ قَٰنِتَٰتٖ تَٰٓئِبَٰتٍ عَٰبِدَٰتٖ سَٰٓئِحَٰتٖ ثَيِّبَٰتٖ وَأَبۡكَارٗا٥ [التحريم: ۵] به چه معناست؟

قانتات: جمه قانتۀ، خاضع و خاشع.

سائحات: جمع سائحۀ، روزه دار، گردنده.

ثیبات: جمع ثیب، غیر دوشیزه.

أبکارا: جمع بکر، دوشیزه.

کلمه (قوا) در آیه ۶ سوره تحریم ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَأَهۡلِيكُمۡ نَارٗا وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُ عَلَيۡهَا مَلَٰٓئِكَةٌ غِلَاظٞ شِدَادٞ لَّا يَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ٦ [التحريم: ۶] به چه معناست؟

مصون و محفوظ دارید.

کلمه (نصوحا) در آیه ۸ سوره تحریم ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ تُوبُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ تَوۡبَةٗ نَّصُوحًا عَسَىٰ رَبُّكُمۡ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمۡ سَيِّ‍َٔاتِكُمۡ وَيُدۡخِلَكُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ يَوۡمَ لَا يُخۡزِي ٱللَّهُ ٱلنَّبِيَّ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥۖ نُورُهُمۡ يَسۡعَىٰ بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَبِأَيۡمَٰنِهِمۡ يَقُولُونَ رَبَّنَآ أَتۡمِمۡ لَنَا نُورَنَا وَٱغۡفِرۡ لَنَآۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٨ [التحريم: ۸] به چه معناست؟

از روی اخلاص. خالصانه.

کلمه (خانتاهما) در آیه ۱۰ سوره تحریم ﴿ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱمۡرَأَتَ نُوحٖ وَٱمۡرَأَتَ لُوطٖۖ كَانَتَا تَحۡتَ عَبۡدَيۡنِ مِنۡ عِبَادِنَا صَٰلِحَيۡنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمۡ يُغۡنِيَا عَنۡهُمَا مِنَ ٱللَّهِ شَيۡ‍ٔٗا وَقِيلَ ٱدۡخُلَا ٱلنَّارَ مَعَ ٱلدَّٰخِلِينَ١٠ [التحريم: ۱۰] به چه معناست؟

خیانت این دو همسر بدشگون، هماری با دشمنانوگاش اخبار و پخش اسرارخانواده و مومنا.بود.

کلمه (إبن) در آیه ۱۱ سوره تحریم ﴿وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱمۡرَأَتَ فِرۡعَوۡنَ إِذۡ قَالَتۡ رَبِّ ٱبۡنِ لِي عِندَكَ بَيۡتٗا فِي ٱلۡجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرۡعَوۡنَ وَعَمَلِهِۦ وَنَجِّنِي مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ١١ [التحريم: ۱۱] به چه معناست؟

بنا کن. بساز.

کلمه (أحصنت) در آیه ۱۲ سوره تحریم ﴿وَمَرۡيَمَ ٱبۡنَتَ عِمۡرَٰنَ ٱلَّتِيٓ أَحۡصَنَتۡ فَرۡجَهَا فَنَفَخۡنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتۡ بِكَلِمَٰتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِۦ وَكَانَتۡ مِنَ ٱلۡقَٰنِتِينَ١٢ [التحريم: ۱۲] به چه معناست؟

استوار داشت. مصون و محفوظ داشت.

الملک:

کلمات (طباقا – تفاوت – فطور) در آیه ۳ سوره ملک ﴿ٱلَّذِي خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ طِبَاقٗاۖ مَّا تَرَىٰ فِي خَلۡقِ ٱلرَّحۡمَٰنِ مِن تَفَٰوُتٖۖ فَٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ هَلۡ تَرَىٰ مِن فُطُورٖ٣ [الملك: ۳] به چه معناست؟

طباقا:جمع طبق، یا طبقه، یکی فوق دیگری.

تفاوت: عیب و نقص، خلل و رخنه.

فطور: جمع فطر، درز و شکاف.

کلمات (ینقلب - حسیر) در آیه ۴ سوره ملک ﴿ثُمَّ ٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ كَرَّتَيۡنِ يَنقَلِبۡ إِلَيۡكَ ٱلۡبَصَرُ خَاسِئٗا وَهُوَ حَسِيرٞ٤ [الملك: ۴] به چه معناست؟

ینقلب: باز می‌‌گردد.

حسیر: خسته، درمانده.

کلمه (رجوما) در آیه ۵ سوره ملک ﴿وَلَقَدۡ زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا بِمَصَٰبِيحَ وَجَعَلۡنَٰهَا رُجُومٗا لِّلشَّيَٰطِينِۖ وَأَعۡتَدۡنَا لَهُمۡ عَذَابَ ٱلسَّعِيرِ٥ [الملك: ۵] به چه معناست؟

چیزی که همچون سنگ انداخته می‌‌شود.

کلمات (شهیقا – تفور) در آیه ۷ سوره ملک ﴿إِذَآ أُلۡقُواْ فِيهَا سَمِعُواْ لَهَا شَهِيقٗا وَهِيَ تَفُورُ٧ [الملك: ۷] به چه معناست؟

شهیقا: صدای وحشتناک.

تفور: تنوره می‌‌زند، فوران می‌‌کند.

جمله (تکاد تمیز) در آیه ۸ سوره ملک ﴿تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ ٱلۡغَيۡظِۖ كُلَّمَآ أُلۡقِيَ فِيهَا فَوۡجٞ سَأَلَهُمۡ خَزَنَتُهَآ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَذِيرٞ٨ [الملك: ۸] به چه معناست؟

نزدیک است از هم شکافته و پاره پاره می‌‌شود، کمی مانده است که بترکد.

کلمه (سحقا) در آیه ۱۱ سوره ملک ﴿فَٱعۡتَرَفُواْ بِذَنۢبِهِمۡ فَسُحۡقٗا لِّأَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ١١ [الملك: ۱۱] به چه معناست؟

دور شدن از رحمت خدا.

کلمات (ذلولا - مناکب) در آیه ۱۵ سوره ملک ﴿هُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ ذَلُولٗا فَٱمۡشُواْ فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُواْ مِن رِّزۡقِهِۦۖ وَإِلَيۡهِ ٱلنُّشُورُ١٥ [الملك: ۱۵] به چه معناست؟

ذلولا: رام، مسخر.

مناکب: جمع منکب، دوش، مراد جوانب و اطراف زمین است.

کلمات (عتو- نفور) در آیه ۲۱ سوره ملک ﴿أَمَّنۡ هَٰذَا ٱلَّذِي يَرۡزُقُكُمۡ إِنۡ أَمۡسَكَ رِزۡقَهُۥۚ بَل لَّجُّواْ فِي عُتُوّٖ وَنُفُورٍ٢١ [الملك: ۲۱] به چه معناست؟

عتو: سر کشی، طغیان، تکبر.

نفور: گریز، فرار از حق و حقیقت.

کلمات (مکبا - سویا) در آیه ۲۲ سوره ملک ﴿أَفَمَن يَمۡشِي مُكِبًّا عَلَىٰ وَجۡهِهِۦٓ أَهۡدَىٰٓ أَمَّن يَمۡشِي سَوِيًّا عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٢٢ [الملك: ۲۲] به چه معناست؟

مکبا: نگونسار، بر رو افتاده.

سویا: راست قامت، راست و درست.

کلمه (ذرأکم) در آیه ۲۴ سوره ملک ﴿قُلۡ هُوَ ٱلَّذِي ذَرَأَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَإِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ٢٤ [الملك: ۲۴] ﴿قُلۡ هُوَ ٱلَّذِي ذَرَأَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَإِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ٢٤ [الملك: ۲۴] به چه معناست؟

شما را پدیدار کرده است.

کلمه (زلفة) در آیه ۲۷ سوره ملک ﴿فَلَمَّا رَأَوۡهُ زُلۡفَةٗ سِيٓ‍َٔتۡ وُجُوهُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَقِيلَ هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تَدَّعُونَ٢٧ [الملك: ۲۷] به چه معناست؟

نزدیک.

کلمات (غورا - معین) در آیه ۳۰ سوره ملک ﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَصۡبَحَ مَآؤُكُمۡ غَوۡرٗا فَمَن يَأۡتِيكُم بِمَآءٖ مَّعِينِۢ٣٠ [الملك: ۳۰] به چه معناست؟

غورا: فرو رفتن در زمین.

معین: جاری، روان.

القلم:

کلمه (غیر ممنون) در آیه ۳ سوره قلم ﴿وَإِنَّ لَكَ لَأَجۡرًا غَيۡرَ مَمۡنُونٖ٣ [القلم: ۳] به چه معناست؟

نا مقطوع، یعنی ماندگار و همیشگی.

کلمه (المفتون) در آیه ۶ سوره قلم ﴿بِأَييِّكُمُ ٱلۡمَفۡتُونُ٦ [القلم: ۶] به چه معناست؟

دیوانگی.

کلمه (تدهن) در آیه ۹ سوره قلم ﴿وَدُّواْ لَوۡ تُدۡهِنُ فَيُدۡهِنُونَ٩ [القلم: ۹] به چه معناست؟

سهل انگاری کنی.

کلمه (مهین) در آیه ۱۰ سوره قلم ﴿وَلَا تُطِعۡ كُلَّ حَلَّافٖ مَّهِينٍ١٠ [القلم: ۱۰] به چه معناست؟

خوار و پست.

کلمات (هماز – مشاء بنمیم) در آیه ۱۱ سوره قلم ﴿هَمَّازٖ مَّشَّآءِۢ بِنَمِيمٖ١١ [القلم: ۱۱] به چه معناست؟

هماز: بسیار عیبجو.

مشاء بنمیم: بسیار سخن چین.

کلمات (عتل - زنیم) در آیه ۱۳ سوره قلم ﴿عُتُلِّۢ بَعۡدَ ذَٰلِكَ زَنِيمٍ١٣ [القلم: ۱۳] به چه معناست؟

عتل: درشتخو، سنگین دل.

زنیم: حرامزاده.

کلمه (الخرطوم) در آیه ۱۶ سوره قلم ﴿سَنَسِمُهُۥ عَلَى ٱلۡخُرۡطُومِ١٦ [القلم: ۱۶] به چه معناست؟

بینی.

کلمه (لا یستثنون) در آیه ۱۸ سوره قلم ﴿وَلَا يَسۡتَثۡنُونَ١٨ [القلم: ۱۸] به چه معناست؟

برای مستمندان چیزی کنار نگذارند و بدی‌شان ندهند.

کلمه (طائف) در آیه ۱۹ سوره قلم ﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ١٩ [القلم: ۱۹] به چه معناست؟

بلای فرا گیر.

کلمه (الصریم) در آیه ۲۰ سوره قلم ﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ٢٠ [القلم: ۲۰] به چه معناست؟

چیده شده.

کلمه (صارمین) در آیه ۲۱ سوره قلم ﴿فَتَنَادَوۡاْ مُصۡبِحِينَ٢١ [القلم: ۲۱] به چه معناست؟

چینندگان میوه.

کلمه (یتخافتون) در آیه ۲۳ سوره قلم ﴿فَٱنطَلَقُواْ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ٢٣ [القلم: ۲۳] به چه معناست؟

با همدیگر آهسته صحبت می‌‌کردند. پچ پچ می‌‌کردند.

کلمه (حرد) در آیه ۲۵ سوره قلم ﴿وَغَدَوۡاْ عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ٢٥ [القلم: ۲۵] به چه معناست؟

منع کردن. باز داشتن.

کلمه (راغبون) در آیه ۳۲ سوره قلم ﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ٣٢ [القلم: ۳۲] به چه معناست؟

مشتاقان، علاقه مندان.

کلمه (زعیم) در آیه ۴۰ سوره قلم ﴿سَلۡهُمۡ أَيُّهُم بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ٤٠ [القلم: ۴۰] به چه معناست؟

ضامن عهده دار.

کلمه (ترهقهم) در آیه ۴۳ سوره قلم ﴿خَٰشِعَةً أَبۡصَٰرُهُمۡ تَرۡهَقُهُمۡ ذِلَّةٞۖ وَقَدۡ كَانُواْ يُدۡعَوۡنَ إِلَى ٱلسُّجُودِ وَهُمۡ سَٰلِمُونَ٤٣ [القلم: ۴۳] به چه معناست؟

ایشان را در بر می‌‌گیرد. آنان را فرا می‌‌گیرد.

کلمات (صاحب الحوت ـ مکظوم) در آیه ۴۸ سوره قلم ﴿فَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلۡحُوتِ إِذۡ نَادَىٰ وَهُوَ مَكۡظُومٞ٤٨ [القلم: ۴۸] به چه معناست؟

صحاب الحوت: صاحب ماهی. مراد یونس ÷ است.

مکظوم: پر کینه و خشم.

کلمات (لنبذ ـ العراء) در آیه ۴۹ سوره قلم ﴿لَّوۡلَآ أَن تَدَٰرَكَهُۥ نِعۡمَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلۡعَرَآءِ وَهُوَ مَذۡمُومٞ٤٩ [القلم: ۴۹] به چه معناست؟

لنبذ: حتما انداخته می‌‌شد.

العراء: بیابان برهوت.

کلمه (لیزلقونک) در آیه ۵۱ سوره قلم ﴿وَإِن يَكَادُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَيُزۡلِقُونَكَ بِأَبۡصَٰرِهِمۡ لَمَّا سَمِعُواْ ٱلذِّكۡرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُۥ لَمَجۡنُونٞ٥١ [القلم: ۵۱] به چه معناست؟

اینکه تو را نقش زمین سازند و نابودت کنند. تو را از زمین بردارند.

الحاقة:

کلمات (الطاغیة) در آیه ۵ سوره حاقه ﴿فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهۡلِكُواْ بِٱلطَّاغِيَةِ٥ [الحاقة: ۵] به چه معناست؟

الطاغیة: حادثه و بلایی که شدت آن را از حد در گذرد.

عاتیة: سرکش سخت ویرانگر.

کلمات (حسوما ـ صرعی ـ خاویة) در آیه ۷ سوره حاقة ﴿سَخَّرَهَا عَلَيۡهِمۡ سَبۡعَ لَيَالٖ وَثَمَٰنِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومٗاۖ فَتَرَى ٱلۡقَوۡمَ فِيهَا صَرۡعَىٰ كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٍ خَاوِيَةٖ٧ [الحاقة: ۷] به چه معناست؟

حسوما: پی در پی.

صرعی: جمع صریع، ری زمین افتاده.

خاویة: فروتپیده. پوک و تو خالی.

کلمه (الجاریة) در آیه ۱۱ سوره حاقة ﴿إِنَّا لَمَّا طَغَا ٱلۡمَآءُ حَمَلۡنَٰكُمۡ فِي ٱلۡجَارِيَةِ١١ [الحاقة: ۱۱] به چه معناست؟

کشتی.

کلمه (واعیة) در آیه ۱۲ سوره حاقة ﴿لِنَجۡعَلَهَا لَكُمۡ تَذۡكِرَةٗ وَتَعِيَهَآ أُذُنٞ وَٰعِيَةٞ١٢ [الحاقة: ۱۲] به چه معناست؟

شنوا و نگاه دارنده.

کلمه (دکة) در آیه ۱۴ سوره حاقه ﴿وَحُمِلَتِ ٱلۡأَرۡضُ وَٱلۡجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةٗ وَٰحِدَةٗ١٤ [الحاقة: ۱۴] به چه معناست؟

یکباره در هم کوبیدن و پخش و پراکنده کردن.

کلمه (واهیة) در آیه ۱۶ سوره حاقه ﴿وَٱنشَقَّتِ ٱلسَّمَآءُ فَهِيَ يَوۡمَئِذٖ وَاهِيَةٞ١٦ [الحاقة: ۱۶] به چه معناست؟

سست و شل.

کلمه (أرجائها) در آیه ۱۷ سوره حاقه ﴿وَٱلۡمَلَكُ عَلَىٰٓ أَرۡجَآئِهَاۚ وَيَحۡمِلُ عَرۡشَ رَبِّكَ فَوۡقَهُمۡ يَوۡمَئِذٖ ثَمَٰنِيَةٞ١٧ [الحاقة: ۱۷] به چه معناست؟

جمع رجی یا رجاء، کناره‌ها جوانب و اطراف.

کلمه (قطوف) در آیه ۲۳ سوره حاقه ﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ٢٣ [الحاقة: ۲۳] به چه معناست؟

جمع قطف، به معنی میوه‌های چیده شده.

کلمه (الخالیة) در آیه ۲۴ سوره حاقه ﴿كُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ هَنِيٓ‍َٔۢا بِمَآ أَسۡلَفۡتُمۡ فِي ٱلۡأَيَّامِ ٱلۡخَالِيَةِ٢٤ [الحاقة: ۲۴] به چه معناست؟

گذشته.

کلمه (القاضیة) در آیه ۲۷ سوره حاقه ﴿يَٰلَيۡتَهَا كَانَتِ ٱلۡقَاضِيَةَ٢٧ [الحاقة: ۲۷] به چه معناست؟

پایان دهنده قطع کننده رشته حیات.

کلمه (صلوه) در آیه ۳۱ سوره حاقه ﴿ثُمَّ ٱلۡجَحِيمَ صَلُّوهُ٣١ [الحاقة: ۳۱] به چه معناست؟

او را داخل آتش کنید.

کلمه (ذرع) در آیه ۳۲ سوره حاقه ﴿ثُمَّ فِي سِلۡسِلَةٖ ذَرۡعُهَا سَبۡعُونَ ذِرَاعٗا فَٱسۡلُكُوهُ٣٢ [الحاقة: ۳۲] به چه معناست؟

اندازه و درازا.

کلمه (أسلکوه) در آیه ۳۲ سوره حاقه ﴿ثُمَّ فِي سِلۡسِلَةٖ ذَرۡعُهَا سَبۡعُونَ ذِرَاعٗا فَٱسۡلُكُوهُ٣٢ [الحاقة: ۳۲] به چه معناست؟

جایگزینش کنید.

کلمه (غسلین) در آیه ۳۶ سوره حاقه ﴿وَلَا طَعَامٌ إِلَّا مِنۡ غِسۡلِينٖ٣٦ [الحاقة: ۳۶] به چه معناست؟

چرک و خون.

کلمه (الوتین) در آیه ۴۶ سوره حاقه ﴿ثُمَّ لَقَطَعۡنَا مِنۡهُ ٱلۡوَتِينَ٤٦ [الحاقة: ۴۶] به چه معناست؟

شاهرگ قلب.

کلمه (حاجزین) در آیه ۴۷ سوره حاقه ﴿فَمَا مِنكُم مِّنۡ أَحَدٍ عَنۡهُ حَٰجِزِينَ٤٧ [الحاقة: ۴۷] به چه معناست؟

جمع حاجز، به معنی مانع و رادع.

المعارج:

کلمات (ذی المعارج ـ المعارج) در آیه ۳ سوره معارج ﴿مِّنَ ٱللَّهِ ذِي ٱلۡمَعَارِجِ٣ [المعارج: ۳] به چه معناست؟

ذی المعارج: دارای درجات بالا و مقامات.

المعارج: جمع معرج، محل صعود.

کلمه (تعرج) در آیه ۴ سوره معارج ﴿تَعۡرُجُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ إِلَيۡهِ فِي يَوۡمٖ كَانَ مِقۡدَارُهُۥ خَمۡسِينَ أَلۡفَ سَنَةٖ٤ [المعارج: ۴] به چه معناست؟

بالا می‌‌رود صعود می‌‌کند.

کلمه (العهن) در آیه ۹ سوره معارج ﴿وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ٩ [المعارج: ۹] به چه معناست؟

پشم رنگین.

کلمات (فصیلته ـ توویة) در آیه ۱۳ سوره معارج ﴿وَفَصِيلَتِهِ ٱلَّتِي تُ‍ٔۡوِيهِ١٣ [المعارج: ۱۳] به چه معناست؟

فصیلته: قوم و قبیله او.

توویه: او را در پناه خود می‌‌گیرد.

کلمه (لظی) در آیه ۱۵ سوره معارج ﴿كَلَّآۖ إِنَّهَا لَظَىٰ١٥ [المعارج: ۱۵] به چه معناست؟

زبانه صرف و شعله خالص.

کلمه (نزاعة ـ الشوی) در آیه ۱۶ سوره معارج ﴿نَزَّاعَةٗ لِّلشَّوَىٰ١٦ [المعارج: ۱۶] به چه معناست؟

نزاعة: سخت جدا کننده.

الشوی: پوست بدن.

کلمه (أوعی) در آیه ۱۸ سوره معارج ﴿وَجَمَعَ فَأَوۡعَىٰٓ١٨ [المعارج: ۱۸] به چه معناست؟

در گنجینه‌ها نگاه داشته است.

کلمه (هلوعا) در آیه ۱۹ سوره معارج ﴿۞إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ خُلِقَ هَلُوعًا١٩ [المعارج: ۱۹] به چه معناست؟

کم طاقت. ناشکیبا.

کلمه (جزوعا) در آیه ۲۰ سوره معارج ﴿إِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ جَزُوعٗا٢٠ [المعارج: ۲۰] به چه معناست؟

بسیار بی‌تاب و بیقرار.

کلمه (منوعا) در آیه ۲۱ سوره معارج ﴿وَإِذَا مَسَّهُ ٱلۡخَيۡرُ مَنُوعًا٢١ [المعارج: ۲۱] به چه معناست؟

بسیار دست بازنده.

کلمه (مشفقون) در آیه ۲۷ سوره معارج ﴿وَٱلَّذِينَ هُم مِّنۡ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشۡفِقُونَ٢٧ [المعارج: ۲۷] به چه معناست؟

جمع مشفق، هراسان و ترسان.

کلمه (غیرمأمون) در آیه ۲۸ سوره معارج ﴿إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمۡ غَيۡرُ مَأۡمُونٖ٢٨ [المعارج: ۲۸] به چه معناست؟

بی امان.

کلمه (مهطعین) در آیه ۳۶ سوره معارج ﴿فَمَالِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ قِبَلَكَ مُهۡطِعِينَ٣٦ [المعارج: ۳۶] به چه معناست؟

جمع مهطع، در شتاب، شتابنده.

کلمه (عزین) در آیه ۳۷ سوره معارج ﴿عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ عِزِينَ٣٧ [المعارج: ۳۷] به چه معناست؟

گروه گروه.

کلمات (الأجداث ـ نصب ـ یوفضون) در آیه ۴۳ سوره معارج ﴿يَوۡمَ يَخۡرُجُونَ مِنَ ٱلۡأَجۡدَاثِ سِرَاعٗا كَأَنَّهُمۡ إِلَىٰ نُصُبٖ يُوفِضُونَ٤٣ [المعارج: ۴۳] به چه معناست؟

الأجداث: جمع جدث، گورها.

نصب: بتها. نشانه راه علائم راهنمایی.

یوفضون: شتاب می‌‌گیرند سرعت می‌‌گیرند.

نوح:

کلمه (أطوارا) در آیه ۱۴ سوره نوح ﴿وَقَدۡ خَلَقَكُمۡ أَطۡوَارًا١٤ [نوح: ۱۴] به چه معناست؟

جمع طور، حال و وضع.

کلمه (بساطا) در آیه ۱۹ سوره نوح ﴿وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ بِسَاطٗا١٩ [نوح: ۱۹] به چه معناست؟

پهن. گسترده و فراخ.

کلمه (فجاج) در آیه ۲۰ سوره نوح ﴿لِّتَسۡلُكُواْ مِنۡهَا سُبُلٗا فِجَاجٗا٢٠ [نوح: ۲۰] به چه معناست؟

جمع فج، راه‌های فراخ و جاده‌های گشاد.

کلمه (کبارا) در آیه ۲۲ سوره نوح ﴿وَمَكَرُواْ مَكۡرٗا كُبَّارٗا٢٢ [نوح: ۲۲] به چه معناست؟

بزرگ.

کلمه (ود) در آیه ۲۳ سوره نوح ﴿وَقَالُواْ لَا تَذَرُنَّ ءَالِهَتَكُمۡ وَلَا تَذَرُنَّ وَدّٗا وَلَا سُوَاعٗا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسۡرٗا٢٣ [نوح: ۲۳] به چه معناست؟

ود، سواع، یغوث، یعوق، نسر، پنج بتی بوده‌اند که از سایر بت‌ها در نزد بت پرستان مشهور‌تر و بزرگ‌تر بودند. گویا هر یک از این‌ها نام انسان خدا شناس و صالحی بوده و بعد از وفات آنان، گنبدها و بارگاه‌ها بر سر قبر ایشان برپا نموده و بعد‌ها بت‌شان ساخته، و واسطه و شفیع‌شان شمرده‌اند.

کلمه (دیارا) در آیه ۲۶ سوره نوح ﴿وَقَالَ نُوحٞ رَّبِّ لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا٢٦ [نوح: ۲۶] به چه معناست؟

کسی. فردی.

الجن:

کلمه (رهقا) در آیه ۶ سوره جن ﴿وَأَنَّهُۥ كَانَ رِجَالٞ مِّنَ ٱلۡإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٖ مِّنَ ٱلۡجِنِّ فَزَادُوهُمۡ رَهَقٗا٦ [الجن: ۶] به چه معناست؟

سفاهت و جهالت. گمراهی و سرکشی.

کلمه (قددا) در آیه ۱۱ سوره جن ﴿وَأَنَّا مِنَّا ٱلصَّٰلِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَٰلِكَۖ كُنَّا طَرَآئِقَ قِدَدٗا١١ [الجن: ۱۱] به چه معناست؟

جمع قدة: فرقه دسته، گروه.

کلمات (بخسا ـ رهقا) در آیه ۱۳ سوره جن ﴿وَأَنَّا لَمَّا سَمِعۡنَا ٱلۡهُدَىٰٓ ءَامَنَّا بِهِۦۖ فَمَن يُؤۡمِنۢ بِرَبِّهِۦ فَلَا يَخَافُ بَخۡسٗا وَلَا رَهَقٗا١٣ [الجن: ۱۳] به چه معناست؟

بخسا: نقصان و کاهش.

رهقا: ستم.

کلمه (القاسطون) در آیه ۱۴ سوره جن ﴿وَأَنَّا مِنَّا ٱلۡمُسۡلِمُونَ وَمِنَّا ٱلۡقَٰسِطُونَۖ فَمَنۡ أَسۡلَمَ فَأُوْلَٰٓئِكَ تَحَرَّوۡاْ رَشَدٗا١٤ [الجن: ۱۴] به چه معناست؟

کج روان و منحرفان. ستمکاران و بیدادگران.

کلمه (غدقا) در آیه ۱۶ سوره جن ﴿وَأَلَّوِ ٱسۡتَقَٰمُواْ عَلَى ٱلطَّرِيقَةِ لَأَسۡقَيۡنَٰهُم مَّآءً غَدَقٗا١٦ [الجن: ۱۶] به چه معناست؟

فروان، زیاد.

کلمه (صعدا) در آیه ۱۷ سوره جن ﴿لِّنَفۡتِنَهُمۡ فِيهِۚ وَمَن يُعۡرِضۡ عَن ذِكۡرِ رَبِّهِۦ يَسۡلُكۡهُ عَذَابٗا صَعَدٗا١٧ [الجن: ۱۷] به چه معناست؟

سخت. غیر قابل تحمل. طاقت فرسا.

کلمه (لبد) در آیه ۱۹ سوره جن ﴿وَأَنَّهُۥ لَمَّا قَامَ عَبۡدُ ٱللَّهِ يَدۡعُوهُ كَادُواْ يَكُونُونَ عَلَيۡهِ لِبَدٗا١٩ [الجن: ۱۹] به چه معناست؟

جمع لبدۀ، متراکم و انباشته.

کلمه (أمدا) در آیه ۲۵ سوره جن ﴿قُلۡ إِنۡ أَدۡرِيٓ أَقَرِيبٞ مَّا تُوعَدُونَ أَمۡ يَجۡعَلُ لَهُۥ رَبِّيٓ أَمَدًا٢٥ [الجن: ۲۵] به چه معناست؟

مدت زمان طولانی.

کلمات (یسلک ـ رصدا) در آیه ۲۷ سوره جن ﴿إِلَّا مَنِ ٱرۡتَضَىٰ مِن رَّسُولٖ فَإِنَّهُۥ يَسۡلُكُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ رَصَدٗا٢٧ [الجن: ۲۷] به چه معناست؟

یسلک: داخل می‌‌کند. روان می‌‌سازد.

رصدا: جمع راصد نگهبانان و مراقبان.

المزمل:

کلمه (المزمل) در آیه ۱ سوره مزمل ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ١ [المزمل: ۱] به چه معناست؟

جامه بخود پیچیده.

کلمات (ناشئة ـ وطأ) در آیه ۶ سوره مزمل ﴿إِنَّ نَاشِئَةَ ٱلَّيۡلِ هِيَ أَشَدُّ وَطۡ‍ٔٗا وَأَقۡوَمُ قِيلًا٦ [المزمل: ۶] به چه معناست؟

ناشئة: عبادت شبانه.

وطأ: سنگینی. ثبات.

کلمه (سبحا) در آیه ۷ سوره مزمل ﴿إِنَّ لَكَ فِي ٱلنَّهَارِ سَبۡحٗا طَوِيلٗا٧ [المزمل: ۷] به چه معناست؟

تلاش و جنبش. مراد اشتغال به امور زندگی و حرکت در راه انجام کار تبلیغ و مأموریت سنگین پیامبری است.

کلمه (تبتل) در آیه ۸ سوره مزمل ﴿وَٱذۡكُرِ ٱسۡمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلۡ إِلَيۡهِ تَبۡتِيلٗا٨ [المزمل: ۸] به چه معناست؟

کناره‌گیری کن. مراد دوری ازمردم و با تمام وجود متوجه خدا شدن و در خلوت شبها به عبادت پرداختن.

کلمه (مهلهم) در آیه ۱۱ سوره مزمل ﴿وَذَرۡنِي وَٱلۡمُكَذِّبِينَ أُوْلِي ٱلنَّعۡمَةِ وَمَهِّلۡهُمۡ قَلِيلًا١١ [المزمل: ۱۱] به چه معناست؟

ایشان را به آرامی و بدون دغدغه خاطر، مهلت و فرصت بده، و آنان را بخود واگذار.

کلمه (أنکالا) در آیه ۱۲ سوره مزمل ﴿إِنَّ لَدَيۡنَآ أَنكَالٗا وَجَحِيمٗا١٢ [المزمل: ۱۲] به چه معناست؟

جمع نکل، هر نوع غل وزنجیر سنگین و بند گران.

کلمه (غضة) در آیه ۱۳ سوره مزمل ﴿وَطَعَامٗا ذَا غُصَّةٖ وَعَذَابًا أَلِيمٗا١٣ [المزمل: ۱۳] به چه معناست؟

هر چیزی که در گلو گیر کند و نه بیرون بیاید و نه درون رود.

کلمات (ترجف ـ کثیبا ـ مهیلا) در آیه ۱۴ سوره مزمل ﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلۡأَرۡضُ وَٱلۡجِبَالُ وَكَانَتِ ٱلۡجِبَالُ كَثِيبٗا مَّهِيلًا١٤ [المزمل: ۱۴] به چه معناست؟

ترجف: می‌‌لرزد و می‌‌جنبد.

کثیبا: توده شن.

مهیلا: پراکنده.

کلمه (وبیلا) در آیه ۱۶ سوره مزمل ﴿فَعَصَىٰ فِرۡعَوۡنُ ٱلرَّسُولَ فَأَخَذۡنَٰهُ أَخۡذٗا وَبِيلٗا١٦ [المزمل: ۱۶] به چه معناست؟

سخت وشدید.

کلمه (شیبا) در آیه ۱۷ سوره مزمل ﴿فَكَيۡفَ تَتَّقُونَ إِن كَفَرۡتُمۡ يَوۡمٗا يَجۡعَلُ ٱلۡوِلۡدَٰنَ شِيبًا١٧ [المزمل: ۱۷] به چه معناست؟

جمع أشیب، پیران مو سپید.

کلمه (منفطر) در آیه ۱۸ سوره مزمل ﴿ٱلسَّمَآءُ مُنفَطِرُۢ بِهِۦۚ كَانَ وَعۡدُهُۥ مَفۡعُولًا١٨ [المزمل: ۱۸] به چه معناست؟

شکافته.

کلمه (یضربون) در آیه ۲۰ سوره مزمل ﴿إِنَّ رَبَّكَ يَعۡلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدۡنَىٰ مِن ثُلُثَيِ ٱلَّيۡلِ وَنِصۡفَهُۥ وَثُلُثَهُۥ وَطَآئِفَةٞ مِّنَ ٱلَّذِينَ مَعَكَۚ وَٱللَّهُ يُقَدِّرُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَۚ عَلِمَ أَن لَّن تُحۡصُوهُ فَتَابَ عَلَيۡكُمۡۖ فَٱقۡرَءُواْ مَا تَيَسَّرَ مِنَ ٱلۡقُرۡءَانِۚ عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَّرۡضَىٰ وَءَاخَرُونَ يَضۡرِبُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَبۡتَغُونَ مِن فَضۡلِ ٱللَّهِ وَءَاخَرُونَ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۖ فَٱقۡرَءُواْ مَا تَيَسَّرَ مِنۡهُۚ وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَقۡرِضُواْ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗاۚ وَمَا تُقَدِّمُواْ لِأَنفُسِكُم مِّنۡ خَيۡرٖ تَجِدُوهُ عِندَ ٱللَّهِ هُوَ خَيۡرٗا وَأَعۡظَمَ أَجۡرٗاۚ وَٱسۡتَغۡفِرُواْ ٱللَّهَۖ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمُۢ٢٠ [المزمل: ۲۰] به چه معناست؟

به سفر می‌‌پردازند.

المدثر:

کلمه (المدثر) در آیه ۱ سوره مدثر ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُدَّثِّرُ١ [المدثر: ۱] به چه معناست؟

کسی که جامه را بر سر کشیده باشد.

کلمه (الرجز) در آیه ۵ سوره مدثر ﴿وَٱلرُّجۡزَ فَٱهۡجُرۡ٥ [المدثر: ۵] به چه معناست؟

چیزهای کثیف و پلید.

کلمه (لاتمنن) در آیه ۶ سوره مدثر ﴿وَلَا تَمۡنُن تَسۡتَكۡثِرُ٦ [المدثر: ۶] به چه معناست؟

عطاء مکن.

کلمات (نقر ـ الناقور) در آیه ۸ سوره مدثر ﴿فَإِذَا نُقِرَ فِي ٱلنَّاقُورِ٨ [المدثر: ۸] به چه معناست؟

نقر: دمیده شد.

الناقور: بوق شیپور.

کلمه (ممدودا) در آیه ۱۲ سوره مدثر ﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا١٢ [المدثر: ۱۲] به چه معناست؟

گسترده. فراوان.

کلمه (مهدت) در آیه ۱۴ سوره مدثر ﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا١٤ [المدثر: ۱۴] به چه معناست؟

فراهم و مهیا کرده‌ام.

کلمه (عنیدا) در آیه ۱۶ سوره مدثر ﴿كَلَّآۖ إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا١٦ [المدثر: ۱۶] به چه معناست؟

مخالف. ستیزه‌گر.

کلمات (سأرهقه ـ صعودا) در آیه ۱۷ سوره مدثر ﴿سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا١٧ [المدثر: ۱۷] به چه معناست؟

سأرهقه: او را وادار می‌‌کنم.

صعودا: گردنه سخت و بلند.

کلمه (قدر) در آیه ۱۸ سوره مدثر ﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ وَقَدَّرَ١٨ [المدثر: ۱۸] به چه معناست؟

تعیین کرد.

کلمات (عبس ـ بسر) در آیه ۲۲ سوره مدثر ﴿ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ٢٢ [المدثر: ۲۲] به چه معناست؟

عبس: روی ترش کرد. چهره در هم کشید

بسر: عجولانه اخم تخم کرد. ابروها را در هم کشید.

کلمه (یوثر) در آیه ۲۴ سوره مدثر ﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَرُ٢٤ [المدثر: ۲۴] به چه معناست؟

روایت می‌‌گردد. نقل می‌‌شود.

کلمات (لواحة ـ البشر) در آیه ۲۹ سوره مدثر ﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ٢٩ [المدثر: ۲۹] به چه معناست؟

لواحة: بسیار سیاه کننده. بسیار تغییر دهنده و دگرگون کننده.

البشر: اسم جنس جمعی بشرۀ است، پوست بدن.

کلمه (أسفر) در آیه ۳۴ سوره مدثر ﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَآ أَسۡفَرَ٣٤ [المدثر: ۳۴] به چه معناست؟

روشن گردید.

کلمه (رهینة) در آیه ۳۸ سوره.مدثر ﴿كُلُّ نَفۡسِۢ بِمَا كَسَبَتۡ رَهِينَةٌ٣٨ [المدثر: ۳۸] به چه معناست؟

گروگان.

کلمه (سلککم) در آیه ۴۲ سوره مدثر ﴿مَا سَلَكَكُمۡ فِي سَقَرَ٤٢ [المدثر: ۴۲] به چه معناست؟

داخل گرداننده است شما را.

کلمات (حمر ـ مستنفرة) در آیه ۵۰ سوره مدثر ﴿كَأَنَّهُمۡ حُمُرٞ مُّسۡتَنفِرَةٞ٥٠ [المدثر: ۵۰] به چه معناست؟

حمر: جمع حمار، گورخر.

مستنفرة: گریز پا.

کلمه (قسورة) در آیه ۵۱ سوره مدثر ﴿فَرَّتۡ مِن قَسۡوَرَةِۢ٥١ [المدثر: ۵۱] به چه معناست؟

شیر.

القیامة:

کلمه (النفس اللوامة) در آیه ۲ سوره قیامة ﴿وَلَآ أُقۡسِمُ بِٱلنَّفۡسِ ٱللَّوَّامَةِ٢ [القيامة: ۲] به چه معناست؟

نفس ملام‌ترگر.

کلمات (نسوی ـ بنان) در آیه ۴ سوره قیامة ﴿بَلَىٰ قَٰدِرِينَ عَلَىٰٓ أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُۥ٤ [القيامة: ۴] به چه معناست؟

نسوی: سرو سامان و نظم و نظام دهیم.

بنان: سرانگشتان.

کلمه (لیفجر) در آیه ۵ سوره قیامة ﴿بَلۡ يُرِيدُ ٱلۡإِنسَٰنُ لِيَفۡجُرَ أَمَامَهُۥ٥ [القيامة: ۵] به چه معناست؟

تا گناه کند.

کلمه (خسف) در آیه ۸ سوره قیامة ﴿وَخَسَفَ ٱلۡقَمَرُ٨ [القيامة: ۸] به چه معناست؟

خسوف کرد. روشنایی را از دست داد.

کلمه (وزر) در آیه ۱۱ سوره قیامة ﴿كَلَّا لَا وَزَرَ١١ [القيامة: ۱۱] به چه معناست؟

پناهگاه.

کلمه (معاذیر) در آیه ۱۵ سوره قیامة ﴿وَلَوۡ أَلۡقَىٰ مَعَاذِيرَهُۥ١٥ [القيامة: ۱۵] به چه معناست؟

جمع معذرت، عذرها.

کلمه (قرآنة) در آیه ۱۷ سوره قیامة ﴿إِنَّ عَلَيۡنَا جَمۡعَهُۥ وَقُرۡءَانَهُۥ١٧ [القيامة: ۱۷] به چه معناست؟

قرائت آن.

کلمه (العاجلة) در آیه ۲۰ سوره قیامة ﴿كَلَّا بَلۡ تُحِبُّونَ ٱلۡعَاجِلَةَ٢٠ [القيامة: ۲۰] به چه معناست؟

دنیای زود گذر.

کلمه (ناضرة) در آیه ۲۲ سوره قیامة ﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاضِرَةٌ٢٢ [القيامة: ۲۲] به چه معناست؟

شاداب و شادان.

کلمه (باسرة) در آیه ۲۴ سوره قیامة ﴿وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذِۢ بَاسِرَةٞ٢٤ [القيامة: ۲۴] به چه معناست؟

درهم کشیده، عبوس.

کلمه (فاقرة) در آیه ۲۵ سوره قیامة ﴿تَظُنُّ أَن يُفۡعَلَ بِهَا فَاقِرَةٞ٢٥ [القيامة: ۲۵] به چه معناست؟

عذاب و بلایی که ستون فقرات را در هم می‌‌شکند.

کلمه (التراقی) در آیه ۲۶ سوره قیامة ﴿كَلَّآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلتَّرَاقِيَ٢٦ [القيامة: ۲۶] به چه معناست؟

جمع ترقوۀ، به معنی استخوان‌هایی است که گرداگرد گلو را گرفته.

کلمه (راق) در آیه ۲۷ سوره قیامة ﴿وَقِيلَ مَنۡۜ رَاقٖ٢٧ [القيامة: ۲۷] به چه معناست؟

تعویذ نویس.

کلمه (إلتفت) در آیه ۲۹ سوره قیامة ﴿وَٱلۡتَفَّتِ ٱلسَّاقُ بِٱلسَّاقِ٢٩ [القيامة: ۲۹] به چه معناست؟

در هم پیچید.

کلمه (المساق) در آیه ۳۰ سوره قیامة ﴿إِلَىٰ رَبِّكَ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡمَسَاقُ٣٠ [القيامة: ۳۰] به چه معناست؟

سوق دادن و راندن. مرجع و مسیر.

کلمه (یتمطی) در آیه ۳۳ سوره قیامة ﴿ثُمَّ ذَهَبَ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ يَتَمَطَّىٰٓ٣٣ [القيامة: ۳۳] به چه معناست؟

تکبر می‌‌کند.

کلمه (سدی) در آیه ۳۶ سوره قیامة ﴿أَيَحۡسَبُ ٱلۡإِنسَٰنُ أَن يُتۡرَكَ سُدًى٣٦ [القيامة: ۳۶] به چه معناست؟

بیهوده. رها.

الأنسان:

کلمه (أمشاج) در آیه ۲ سوره انسان ﴿إِنَّا خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِن نُّطۡفَةٍ أَمۡشَاجٖ نَّبۡتَلِيهِ فَجَعَلۡنَٰهُ سَمِيعَۢا بَصِيرًا٢ [الإنسان: ۲] به چه معناست؟

جمع مشیج یا مشج، آمیخته. آمیزه.

کلمات (کأس ـ مزاج) در آیه ۵ سوره انسان ﴿إِنَّ ٱلۡأَبۡرَارَ يَشۡرَبُونَ مِن كَأۡسٖ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا٥ [الإنسان: ۵] به چه معناست؟

کأس: جام پر از شراب.

مزاج: آمیزه. آمیخته.

کلمه (یفجر ونها تفجیرها) در آیه ۶ سوره انسان ﴿عَيۡنٗا يَشۡرَبُ بِهَا عِبَادُ ٱللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفۡجِيرٗا٦ [الإنسان: ۶] به چه معناست؟

جاری و روان می‌‌کنند.

کلمه (مستطیرا) در آیه ۷ سوره انسان ﴿يُوفُونَ بِٱلنَّذۡرِ وَيَخَافُونَ يَوۡمٗا كَانَ شَرُّهُۥ مُسۡتَطِيرٗا٧ [الإنسان: ۷] به چه معناست؟

پران و گترده. فرا گیر و پراکنده.

کلمات (عبوسا ـ قمطریرا) در آیه ۱۰ سوره انسان ﴿إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوۡمًا عَبُوسٗا قَمۡطَرِيرٗا١٠ [الإنسان: ۱۰] به چه معناست؟

عبوسا: بس ترشرو و چهره درهم کشیده.

قمطریرا: سخت اخمو. بسیار سخت و شدید.

کلمه (نضرة) در آیه ۱۱ سوره انسان ﴿فَوَقَىٰهُمُ ٱللَّهُ شَرَّ ذَٰلِكَ ٱلۡيَوۡمِ وَلَقَّىٰهُمۡ نَضۡرَةٗ وَسُرُورٗا١١ [الإنسان: ۱۱] به چه معناست؟

سرسبزی و خرمی. شادی و شادمانی.

کلمه (زمهریرا) در آیه ۱۳ سوره انسان ﴿مُّتَّكِ‍ِٔينَ فِيهَا عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِۖ لَا يَرَوۡنَ فِيهَا شَمۡسٗا وَلَا زَمۡهَرِيرٗا١٣ [الإنسان: ۱۳] به چه معناست؟

سوز سرما. شدت سرما.

کلمات (دانیة ـ قطوف) در آیه ۱۴ سوره انسان ﴿وَدَانِيَةً عَلَيۡهِمۡ ظِلَٰلُهَا وَذُلِّلَتۡ قُطُوفُهَا تَذۡلِيلٗا١٤ [الإنسان: ۱۴] به چه معناست؟

دانیة: نزدیک. فرو افتاده.

قطوف: جمع قطف، میوه رسیده.

کلمه (قواریر) در آیه ۱۵ سوره انسان ﴿وَيُطَافُ عَلَيۡهِم بِ‍َٔانِيَةٖ مِّن فِضَّةٖ وَأَكۡوَابٖ كَانَتۡ قَوَارِيرَا۠١٥ [الإنسان: ۱۵] به چه معناست؟

جمع قارورۀ، ظرف بلورین و شیشه‌ای.

کلمه (سلسبیلا) در آیه ۱۸ سوره انسان ﴿عَيۡنٗا فِيهَا تُسَمَّىٰ سَلۡسَبِيلٗا١٨ [الإنسان: ۱۸] به چه معناست؟

در لغت به معنی آب روان و خوشگوار.

کلمه (عالیهم) در آیه ۲۱ سوره انسان ﴿عَٰلِيَهُمۡ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضۡرٞ وَإِسۡتَبۡرَقٞۖ وَحُلُّوٓاْ أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٖ وَسَقَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡ شَرَابٗا طَهُورًا٢١ [الإنسان: ۲۱] به چه معناست؟

بر اندام ایشان است. به تن ایشان است.

کلمه (أسر) در آیه ۲۸ سوره انسان ﴿نَّحۡنُ خَلَقۡنَٰهُمۡ وَشَدَدۡنَآ أَسۡرَهُمۡۖ وَإِذَا شِئۡنَا بَدَّلۡنَآ أَمۡثَٰلَهُمۡ تَبۡدِيلًا٢٨ [الإنسان: ۲۸] به چه معناست؟

مفصل. بند. پیوند.

المرسلات:

کلمه (المرسلات) در آیه ۱ سوره مرسلات ﴿وَٱلۡمُرۡسَلَٰتِ عُرۡفٗا١ [المرسلات: ۱] به چه معناست؟

فروفرستاده شده‌ها.

کلمات (العاصفات ـ عصفا) در آیه ۲ سوره مرسلات ﴿فَٱلۡعَٰصِفَٰتِ عَصۡفٗا٢ [المرسلات: ۲] به چه معناست؟

العاصفات: جمع عاصفۀ در هم پیچنده و نابود کننده. تند باد.

عصفا: تند وزیدن.

کلمات (الناشرات ـ نشرا) در آیه ۳ سوره مرسلات ﴿وَٱلنَّٰشِرَٰتِ نَشۡرٗا٣ [المرسلات: ۳] به چه معناست؟

الناشرات: پخش کنندگان.

نشرا: پخش کردن.

کلمه (الفارقات) در آیه سوره ۴ مرسلات ﴿فَٱلۡفَٰرِقَٰتِ فَرۡقٗا٤ [المرسلات: ۴] به چه معناست؟

جدا سازندگان.

کلمه (الملقیات) در آیه ۵ سوره مرسلات ﴿فَٱلۡمُلۡقِيَٰتِ ذِكۡرًا٥ [المرسلات: ۵] به چه معناست؟

رسانندگان پیام آسمانی به مردم.

کلمه (طمست) در آیه ۸ سوره مرسلات ﴿فَإِذَا ٱلنُّجُومُ طُمِسَتۡ٨ [المرسلات: ۸] به چه معناست؟

نابود شدند. بی‌نور گشتند.

کلمه (فرجت) در آیه ۹ سوره مرسلات ﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ فُرِجَتۡ٩ [المرسلات: ۹] به چه معناست؟

شکافته گردند.

کلمه (نسفت) در آیه ۱۰ سوره مرسلات ﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ نُسِفَتۡ١٠ [المرسلات: ۱۰] به چه معناست؟

از جا کنده شد و پخش گردید.

کلمه (أقتت) در آیه ۱۱ سوره مرسلات ﴿وَإِذَا ٱلرُّسُلُ أُقِّتَتۡ١١ [المرسلات: ۱۱] به چه معناست؟

تعیین وقت گردید.

کلمه (أجلت) در آیه ۱۲ سوره مرسلات ﴿لِأَيِّ يَوۡمٍ أُجِّلَتۡ١٢ [المرسلات: ۱۲] به چه معناست؟

به تاخیر افکنده شده است. تعیین گشته است.

کلمه (مهین) در آیه ۲۰ سوره مرسلات ﴿أَلَمۡ نَخۡلُقكُّم مِّن مَّآءٖ مَّهِينٖ٢٠ [المرسلات: ۲۰] به چه معناست؟

خوار و سبک. حقیر و ناچیز.

کلمه (مکین) در آیه ۲۱ سوره مرسلات ﴿فَجَعَلۡنَٰهُ فِي قَرَارٖ مَّكِينٍ٢١ [المرسلات: ۲۱] به چه معناست؟

محکم و استوار.

کلمه (کفاتا) در آیه ۲۵ سوره مرسلات ﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٢٤ [المرسلات: ۲۴] به چه معناست؟

جمع کننده و گرد آورنده.

کلمه (شامخات) در آیه ۲۷ سوره مرسلات ﴿وَجَعَلۡنَا فِيهَا رَوَٰسِيَ شَٰمِخَٰتٖ وَأَسۡقَيۡنَٰكُم مَّآءٗ فُرَاتٗا٢٧ [المرسلات: ۲۷] به چه معناست؟

شامخات: جمع شامخ، بلند و سر بفلک کشیده.

فراتا: گوارا.

کلمه (شعب) در آیه ۳۰ سوره مرسلات ﴿ٱنطَلِقُوٓاْ إِلَىٰ ظِلّٖ ذِي ثَلَٰثِ شُعَبٖ٣٠ [المرسلات: ۳۰] به چه معناست؟

جمع شعبه، شاخه.

کلمه (ظلیل) در آیه ۳۱ سوره مرسلات ﴿لَّا ظَلِيلٖ وَلَا يُغۡنِي مِنَ ٱللَّهَبِ٣١ [المرسلات: ۳۱] به چه معناست؟

سایه دار.

کلمه (شرر) در آیه ۳۲ سوره مرسلات ﴿إِنَّهَا تَرۡمِي بِشَرَرٖ كَٱلۡقَصۡرِ٣٢ [المرسلات: ۳۲] به چه معناست؟

جمع شررۀ و شرارۀ، زبانه‌ها. جرقه‌ها.

کلمات (جمالة ـ صفر) در آیه ۳۳ سوره مرسلات ﴿كَأَنَّهُۥ جِمَٰلَتٞ صُفۡرٞ٣٣ [المرسلات: ۳۳] به چه معناست؟

جمالة: جمع جمل، شتران.

صفر: جمع اصفر، زرد رنگ.

النبإ:

کلمه (النبأ) در آیه ۲ سوره نبإ ﴿عَنِ ٱلنَّبَإِ ٱلۡعَظِيمِ٢ [النبأ: ۲] به چه معناست؟

خبر مهم.

کلمه (مهادا) در آیه ۶ سوره نبإ ﴿أَلَمۡ نَجۡعَلِ ٱلۡأَرۡضَ مِهَٰدٗا٦ [النبأ: ۶] به چه معناست؟

جایگاه آماده. گاهواره.

کلمه (أوتادا) در آیه ۷ سوره نبإ ﴿وَٱلۡجِبَالَ أَوۡتَادٗا٧ [النبأ: ۷] به چه معناست؟

جمع وتد، میخ‌ها.

کلمه (سباتا) در آیه ۹ سوره نبإ ﴿وَجَعَلۡنَا نَوۡمَكُمۡ سُبَاتٗا٩ [النبأ: ۹] به چه معناست؟

آرامش و آسایش.

کلمه (المعصرات) در آیه ۱۴ سوره نبإ ﴿وَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلۡمُعۡصِرَٰتِ مَآءٗ ثَجَّاجٗا١٤ [النبأ: ۱۴] به چه معناست؟

جمع معصر، ابرهایی که زمان باریدن آنها فرا رسیده باشد.

کلمه (الفافا) در آیه ۱۶ سوره نبإ ﴿وَجَنَّٰتٍ أَلۡفَافًا١٦ [النبأ: ۱۶] به چه معناست؟

انبوه در هم پیچده.

کلمه (میقاتا) در آیه ۱۷ سوره نبإ ﴿إِنَّ يَوۡمَ ٱلۡفَصۡلِ كَانَ مِيقَٰتٗا١٧ [النبأ: ۱۷] به چه معناست؟

میعاد. وقت معین و مقرر برای زنده شدن.

کلمه (أفواجا) در آیه ۱۸ سوره نبإ ﴿يَوۡمَ يُنفَخُ فِي ٱلصُّورِ فَتَأۡتُونَ أَفۡوَاجٗا١٨ [النبأ: ۱۸] به چه معناست؟

جمع فوج، گروه‌ها و دسته‌ها.

کلمه (مرصادا) در آیه ۲۱ سوره نبإ ﴿إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتۡ مِرۡصَادٗا٢١ [النبأ: ۲۱] به چه معناست؟

کمینگاه.

کلمه (مآبا) در آیه ۲۲ سوره نبإ ﴿لِّلطَّٰغِينَ مَ‍َٔابٗا٢٢ [النبأ: ۲۲] به چه معناست؟

محل بازگشت.

کلمات (لابثین ـ أحقابا) در آیه ۲۳ سوره نبإ ﴿لَّٰبِثِينَ فِيهَآ أَحۡقَابٗا٢٣ [النبأ: ۲۳] به چه معناست؟

لابثین: ماندگاران.

أحقابا: مدت زمان نا محدود.

کلمه (غساقا) در آیه ۲۵ سوره نبإ ﴿إِلَّا حَمِيمٗا وَغَسَّاقٗا٢٥ [النبأ: ۲۵] به چه معناست؟

خونابه، چرک زخم.

کلمه (مفازا) در آیه ۳۱ سوره نبإ ﴿إِنَّ لِلۡمُتَّقِينَ مَفَازًا٣١ [النبأ: ۳۱] به چه معناست؟

نجات و رستگاری از دوزخ.

کلمه (أترابا) در آیه ۳۳ سوره نبإ ﴿وَكَوَاعِبَ أَتۡرَابٗا٣٣ [النبأ: ۳۳] به چه معناست؟

جمع ترب، همسال. همسن.

کلمه (دهاقا) در آیه ۳۴ سوره نبإ ﴿وَكَأۡسٗا دِهَاقٗا٣٤ [النبأ: ۳۴] به چه معناست؟

لبریز. مالامال پر.

کلمات (لایملکون ـ خطابا) در آیه ۳۷ سوره نبإ ﴿رَّبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا ٱلرَّحۡمَٰنِۖ لَا يَمۡلِكُونَ مِنۡهُ خِطَابٗا٣٧ [النبأ: ۳۷] به چه معناست؟

لایملکون: توان ندارند. نمی‌‌توانند.

خطابا: مخاطب قرار دادن. زبان به سخن گشودن. گفتگو کردن.

النازعات:

کلمه (النازعات) در آیه ۱ سوره نازعات ﴿وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرۡقٗا١ [النازعات: ۱] به چه معناست؟

برکنندگان، بیرون کشندگان.

کلمه (الناشطات) در آیه ۲ سوره نازعات ﴿وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشۡطٗا٢ [النازعات: ۲] به چه معناست؟

آنهایی که کارها را آهسته و آرام ولی استادانه انجام می‌‌دهند.

کلمات (ترجف ـ الراجفة) در آیه ۶ سوره نازعات ﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ٦ [النازعات: ۶] به چه معناست؟

ترجف: می‌‌لرزد. می‌‌لرزاند.

الراجفة: لرزان. لرزاننده. مراد نفخه نخستین صور است.

کلمه (الرادفة) در آیه ۷ سوره نازعات ﴿تَتۡبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ٧ [النازعات: ۷] به چه معناست؟

پیرو. بدنبال آینده. مراد نفخه دوم است.

کلمه (واجفة) در آیه ۸ سوره نازعات ﴿قُلُوبٞ يَوۡمَئِذٖ وَاجِفَةٌ٨ [النازعات: ۸] به چه معناست؟

مضطرب و پریشان.

کلمات (مردودون ـ الحافرة) در آیه ۹ سوره نازعات ﴿أَبۡصَٰرُهَا خَٰشِعَةٞ٩ [النازعات: ۹] به چه معناست؟

مردودون: برگردانده شدگان.

الحافرة: راه طی شده. حالت نخستین و زندگی پیشین.

کلمه (زجرة) در آیه ۱۳ سوره نازعات ﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ١٣ [النازعات: ۱۳] به چه معناست؟

صدا و فریاد.

کلمه (الساهرة) در آیه ۱۴ سوره نازعات ﴿فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ١٤ [النازعات: ۱۴] به چه معناست؟

دشت و بیابان سفید و هموارو پهناور. مراد صحرای محشر است.

کلمه (طوی) در آیه ۱۶ سوره نازعات ﴿إِذۡ نَادَىٰهُ رَبُّهُۥ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوًى١٦ [النازعات: ۱۶] به چه معناست؟

نام سرزمینی در شام، می‌ان مدین و مصر، در پایین کوه سینا، نخستین بار در آنجا بر موسی ÷ وحی نازل شد.

کلمه (نکال) در آیه ۲۵ سوره نازعات ﴿فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلۡأٓخِرَةِ وَٱلۡأُولَىٰٓ٢٥ [النازعات: ۲۵] به چه معناست؟

تعذیب. عذاب. عقوبت.

کلمه (أغطش) در آیه ۲۹ سوره نازعات ﴿وَأَغۡطَشَ لَيۡلَهَا وَأَخۡرَجَ ضُحَىٰهَا٢٩ [النازعات: ۲۹] به چه معناست؟

تاریک کرد.

کلمه (دحاها) در آیه ۳۰ سوره نازعات ﴿وَٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ دَحَىٰهَآ٣٠ [النازعات: ۳۰] به چه معناست؟

آن را پرت کرد و غلتاند.

کلمه (مرعی) در آیه ۳۱ سوره نازعات ﴿أَخۡرَجَ مِنۡهَا مَآءَهَا وَمَرۡعَىٰهَا٣١ [النازعات: ۳۱] به چه معناست؟

چراگاه.

کلمه (أرساها) در آیه ۳۲ سوره نازعات ﴿وَٱلۡجِبَالَ أَرۡسَىٰهَا٣٢ [النازعات: ۳۲] به چه معناست؟

ثابت و استوار کرد.

کلمه (الطامة) در آیه ۳۴ سوره نازعات ﴿فَإِذَا جَآءَتِ ٱلطَّآمَّةُ ٱلۡكُبۡرَىٰ٣٤ [النازعات: ۳۴] به چه معناست؟

مراد قیامت است.

کلمه (برزت) در آیه ۳۶ سوره نازعات ﴿وَبُرِّزَتِ ٱلۡجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ٣٦ [النازعات: ۳۶] به چه معناست؟

نموده شد. آشکار گردانده شد.

کلمه (آثر) در آیه ۳۸ سوره نازعات ﴿وَءَاثَرَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا٣٨ [النازعات: ۳۸] به چه معناست؟

برگزیده باشد. ترجیح داده باشد.

کلمه (المأوی) در آیه ۳۹ سوره نازعات ﴿فَإِنَّ ٱلۡجَحِيمَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ٣٩ [النازعات: ۳۹] به چه معناست؟

منزل وجایگاه.

کلمات (أیان ـ مرساها) در آیه ۴۲ سوره نازعات ﴿يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرۡسَىٰهَا٤٢ [النازعات: ۴۲] به چه معناست؟

أیان: چه وقت؟ کی؟

مرساها: وقوع قیامت و برپاشدن آن.

کلمات (لم یلبثوا ـ عشیة ـ ضحی) در آیه ۴۶ سوره نازعات ﴿كَأَنَّهُمۡ يَوۡمَ يَرَوۡنَهَا لَمۡ يَلۡبَثُوٓاْ إِلَّا عَشِيَّةً أَوۡ ضُحَىٰهَا٤٦ [النازعات: ۴۶] به چه معناست؟

لم یلبثوا: نمانده‌اند و بسر نبرده‌اند.

عشیة: شب هنگام.

ضحی: چاشتگاه.

عبس:

کلمه (عبس) در آیه ۱ سوره عبس ﴿عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ١ [عبس: ۱] به چه معناست؟

چهره در هم کشید.

کلمه (تصدی) در آیه ۶ سوره عبس ﴿فَأَنتَ لَهُۥ تَصَدَّىٰ٦ [عبس: ۶] به چه معناست؟

رو می‌‌کنی.

کلمه (تلهی) در آیه ۱۰ سوره عبس ﴿فَأَنتَ عَنۡهُ تَلَهَّىٰ١٠ [عبس: ۱۰] به چه معناست؟

غافل می‌‌گردی.

کلمه (سفرة) در آیه ۱۵ سوره عبس ﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ١٥ [عبس: ۱۵] به چه معناست؟

جمع سافر، نویسندگان.

کلمه (بررة) در آیه ۱۶ سوره عبس ﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ١٦ [عبس: ۱۶] به چه معناست؟

جمع بار، نیکو کرداران.

کلمه (أنشره) در آیه ۲۲ سوره عبس ﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ٢٢ [عبس: ۲۲] به چه معناست؟

زنده‌اش گرداند.

کلمه (لما یقض) در آیه ۲۳ سوره عبس ﴿كَلَّا لَمَّا يَقۡضِ مَآ أَمَرَهُۥ٢٣ [عبس: ۲۳] به چه معناست؟

هنوز انجام نداده است.

کلمه (صببنا) در آیه ۲۵ سوره عبس ﴿أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا٢٥ [عبس: ۲۵] به چه معناست؟

فرو ریخته‌ایم.

کلمه (شققنا) در آیه ۲۶ سوره عبس ﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا٢٦ [عبس: ۲۶] به چه معناست؟

شکافتن زمین.

کلمه (قضبا) در آیه ۲۸ سوره عبس ﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا٢٨ [عبس: ۲۸] به چه معناست؟

گیاهان خوردنی همچون سبزیجات.

کلمه (غلبا) در آیه ۳۰ سوره عبس ﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا٣٠ [عبس: ۳۰] به چه معناست؟

جمع غلباء، باغی که درختان تنومند داشته و پر و انبوه باشد.

کلمه (أبا) در آیه ۳۱ سوره عبس ﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا٣١ [عبس: ۳۱] به چه معناست؟

چراگاه. گیاهان خودرو.

کلمه (الصاخة) در آیه ۳۳ سوره عبس ﴿فَإِذَا جَآءَتِ ٱلصَّآخَّةُ٣٣ [عبس: ۳۳] به چه معناست؟

صدای کر کننده. مراد نفخه صور دوم است.

کلمه (صاحبته) در آیه ۳۶ سوره عبس ﴿وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ٣٦ [عبس: ۳۶] به چه معناست؟

زن و همسرش.

کلمه (یغنیه) در آیه ۳۷ سوره عبس ﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ٣٧ [عبس: ۳۷] به چه معناست؟

او را بسنده است یعنی مجالی برای او باقی نمی‌‌گذارد تا امکان و فرصت این را داشته باشد به دیگران بپردازد.

کلمه (مسفرة) در آیه ۳۸ سوره عبس ﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ مُّسۡفِرَةٞ٣٨ [عبس: ۳۸] به چه معناست؟

شادان وخندان.

کلمه (غبرة) در آیه ۴۰ سوره عبس ﴿وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ عَلَيۡهَا غَبَرَةٞ٤٠ [عبس: ۴۰] به چه معناست؟

گرد و خاک برخواسته و در هوا پراکنده.

کلمه (قترة) در آیه ۴۱ سوره عبس ﴿تَرۡهَقُهَا قَتَرَةٌ٤١ [عبس: ۴۱] به چه معناست؟

ابر تیره وسیاه.

التکویر:

کلمه (کورت) در آیه ۱ سوره تکویر ﴿إِذَا ٱلشَّمۡسُ كُوِّرَتۡ١ [التكوير: ۱] به چه معناست؟

در هم پیچیده.

کلمه (انکدرت) در آیه ۲ سوره تکویر ﴿وَإِذَا ٱلنُّجُومُ ٱنكَدَرَتۡ٢ [التكوير: ۲] به چه معناست؟

فرو افتاده.

کلمه (سیرت) در آیه ۳ سوره تکویر ﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ سُيِّرَتۡ٣ [التكوير: ۳] به چه معناست؟

به حرکت انداخته شد.

کلمات (العشار ـ عطلت) در آیه ۴ سوره تکویر ﴿وَإِذَا ٱلۡعِشَارُ عُطِّلَتۡ٤ [التكوير: ۴] به چه معناست؟

العشار: جمع عشراء، شترانی که ده ماه از آبستنی آنها گذشته است و نفیس‌ترین چیز در پیش عرب‌ها بودند.

عطلت: به حال خود رها شده.

کلمه (سجرت) در آیه ۶ سوره تکویر ﴿وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ سُجِّرَتۡ٦ [التكوير: ۶] به چه معناست؟

سراسر آتش گردید.

کلمه (الموءودة) در آیه ۸ سوره تکویر ﴿وَإِذَا ٱلۡمَوۡءُۥدَةُ سُئِلَتۡ٨ [التكوير: ۸] به چه معناست؟

دختر زنده بگور.

کلمه (کشطت) در آیه ۱۱ سوره تکویر ﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ كُشِطَتۡ١١ [التكوير: ۱۱] به چه معناست؟

پوست کنده شد.

کلمه (أزلفت) در آیه ۱۳ سوره تکویر به چه معناست؟

نزدیک گردانده شد.

کلمه (الخنس) در آیه ۱۵ سوره تکویر ﴿فَلَآ أُقۡسِمُ بِٱلۡخُنَّسِ١٥ [التكوير: ۱۵] به چه معناست؟

جمع خانس، واپس روندگان. واپس ماندگان.

کلمه (الجوار) در آیه ۱۶ سوره تکویر ﴿ٱلۡجَوَارِ ٱلۡكُنَّسِ١٦ [التكوير: ۱۶] به چه معناست؟

جمع جاریۀ، روندگان. سیارگان.

کلمه (عسعس) در آیه ۱۷ سوره تکویر ﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ١٧ [التكوير: ۱۷] به چه معناست؟

شب رو آورد و تاریک شد.

کلمه (تنفس) در آیه ۱۸ سوره تکویر ﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ١٨ [التكوير: ۱۸] به چه معناست؟

نفس کشید. دمیدن گرفت.

کلمه (مکین) در آیه ۲۰ سوره تکویر ﴿ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ مَكِينٖ٢٠ [التكوير: ۲۰] به چه معناست؟

دارای مکانت و منزلت.

کلمه (مطاع) در آیه ۲۱ سوره تکویر ﴿مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ٢١ [التكوير: ۲۱] به چه معناست؟

فرمانروا.

کلمه (ضنین) در آیه ۲۴ سوره تکویر ﴿وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ٢٤ [التكوير: ۲۴] به چه معناست؟

بخیل.

کلمه (رجیم) در آیه ۲۵ سوره تکویر ﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ٢٥ [التكوير: ۲۵] به چه معناست؟

رانده شده و مطرود.

الانفطار:

کلمه (إنفطرت) در آیه ۱ سوره انفطار ﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنفَطَرَتۡ١ [الانفطار: ۱] به چه معناست؟

شکافته شد.

کلمه (انتثرت) در آیه ۲ سوره انفطار ﴿وَإِذَا ٱلۡكَوَاكِبُ ٱنتَثَرَتۡ٢ [الانفطار: ۲] به چه معناست؟

پراکنده شد.

کلمه (فجرت) در آیه ۳ سوره انفطار ﴿وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ فُجِّرَتۡ٣ [الانفطار: ۳] به چه معناست؟

برجوشانده شدند. آب دریا‌ها به هم آمیخته گردید و منفجر گردانده شد.

کلمه (بعثرت) در آیه ۴ سوره انفطار ﴿وَإِذَا ٱلۡقُبُورُ بُعۡثِرَتۡ٤ [الانفطار: ۴] به چه معناست؟

زیر و رو گردانده شد.

کلمه (سواک) در آیه ۷ سوره انفطار ﴿ٱلَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّىٰكَ فَعَدَلَكَ٧ [الانفطار: ۷] به چه معناست؟

تو را سر و سامان و نظم و نظام داده است.

کلمه (الدین) در آیه ۹ سوره انفطار ﴿كَلَّا بَلۡ تُكَذِّبُونَ بِٱلدِّينِ٩ [الانفطار: ۹] به چه معناست؟

سزا و جزا.

کلمه (لا تملک) در آیه ۱۹ سوره انفطار ﴿يَوۡمَ لَا تَمۡلِكُ نَفۡسٞ لِّنَفۡسٖ شَيۡ‍ٔٗاۖ وَٱلۡأَمۡرُ يَوۡمَئِذٖ لِّلَّهِ١٩ [الانفطار: ۱۹] به چه معناست؟

قادر به انجام کاری نیست. نمی‌‌تواند.

المطففین:

کلمه (المطففین) در آیه ۱ سوره مطففین ﴿وَيۡلٞ لِّلۡمُطَفِّفِينَ١ [المطففين: ۱] به چه معناست؟

کاهندگان.

کلمه (اکتالوا) در آیه ۲ سوره مطففین ﴿ٱلَّذِينَ إِذَا ٱكۡتَالُواْ عَلَى ٱلنَّاسِ يَسۡتَوۡفُونَ٢ [المطففين: ۲] به چه معناست؟

با کیل و پیمانه خریدند و دریافت داشتند.

کلمات (کالوهم ـ یخسرون) در آیه ۳ سوره مطففین ﴿وَإِذَا كَالُوهُمۡ أَو وَّزَنُوهُمۡ يُخۡسِرُونَ٣ [المطففين: ۳] به چه معناست؟

کالوهم: برای مردم پیمودند.

یخسرون: می‌‌کاهند.

کلمه (سجین) در آیه ۷ سوره مطففین ﴿كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٖ٧ [المطففين: ۷] به چه معناست؟

اسم خاص دیوان یا دفتر بایگانی نامه‌های اعمال بدکاران و بزهکاران است.

کلمه (معتد) در آیه ۱۲ سوره مطففین ﴿وَمَا يُكَذِّبُ بِهِۦٓ إِلَّا كُلُّ مُعۡتَدٍ أَثِيمٍ١٢ [المطففين: ۱۲] به چه معناست؟

متجاوزی که از حد و مزر قانون عقل و شرع در می‌‌گذرد.

کلمه (أساطیر) در آیه ۱۳ سوره مطففین ﴿إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ١٣ [المطففين: ۱۳] به چه معناست؟

جمع اسطورۀ، افسانه‌ها.

کلمه (ران) در آیه ۱۴سوره مطففین ﴿كَلَّاۖ بَلۡۜ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِم مَّا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ١٤ [المطففين: ۱۴] به چه معناست؟

زنگار زد. زنگ زده کرد.

کلمه (علیین) در آیه ۱۸ سوره مطففین ﴿كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡأَبۡرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ١٨ [المطففين: ۱۸] به چه معناست؟

اسم خاص دیوان یا دفتر کل نامه‌های اعمال نیکان و نیکوکاران است.

کلمات (رحیق ـ مختوم) در آیه ۲۵ سوره مطففین ﴿يُسۡقَوۡنَ مِن رَّحِيقٖ مَّخۡتُومٍ٢٥ [المطففين: ۲۵] به چه معناست؟

رحیق: شراب خالص.

مختوم: مهر شده. سر بسته.

کلمات (ختام ـ لیتنافس) در آیه ۲۶ سوره مطففین ﴿خِتَٰمُهُۥ مِسۡكٞۚ وَفِي ذَٰلِكَ فَلۡيَتَنَافَسِ ٱلۡمُتَنَٰفِسُونَ٢٦ [المطففين: ۲۶] به چه معناست؟

ختام: مهر. دربند.

لیتنافس: باید که مسابقه بدهد و رقابت بکند و پیشی بگیرد.

کلمات (مزاج ـ تسنیم) در آیه ۲۷ سوره مطففین ﴿وَمِزَاجُهُۥ مِن تَسۡنِيمٍ٢٧ [المطففين: ۲۷] به چه معناست؟

مزاج: ممزوج. آمیزه و آمیخته.

تسنیم: آبی که از بلندی فرو می‌‌ریزد. در اینجا اسم چشمه‌ای است در بهشت.

کلمه (یتغامزون) در آیه ۳۰ سوره مطففین ﴿وَإِذَا مَرُّواْ بِهِمۡ يَتَغَامَزُونَ٣٠ [المطففين: ۳۰] به چه معناست؟

از مصدر تغامز، شرکت دسته جمعی در عیبجویی از کسی یا کسانی، و تمسخر کردن با اشارات و سر و دست و چشم و ابرو.

کلمه (فکهین) در آیه ۳۱ سوره مطففین ﴿وَإِذَا ٱنقَلَبُوٓاْ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمُ ٱنقَلَبُواْ فَكِهِينَ٣١ [المطففين: ۳۱] به چه معناست؟

جمع فکه، شادمان، خوشحال و خندان.

کلمه (هل ثوب) در آیه ۳۶ سوره مطففین ﴿هَلۡ ثُوِّبَ ٱلۡكُفَّارُ مَا كَانُواْ يَفۡعَلُونَ٣٦ [المطففين: ۳۶] به چه معناست؟

آیا سزا و جزا داده شده‌اند؟

الانشقاق:

کلمه (انشقت) در آیه ۱ سوره انشقاق ﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ١ [الانشقاق: ۱] به چه معناست؟

شکافت.

کلمات (أذنت ـ حقت) در آیه ۲ سوره انشقاق ﴿وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا وَحُقَّتۡ٢ [الانشقاق: ۲] به چه معناست؟

أذنت: گوش فرا داد و فرمان برد.

حقت: سزاوار و شایسته همین است.

کلمه (مدت) در آیه ۳ سوره انشقاق ﴿وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ٣ [الانشقاق: ۳] به چه معناست؟

کشیده و گسترده شد.

کلمات (ألقت ـ تخلت) در آیه ۴ سوره انشقاق ﴿وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ٤ [الانشقاق: ۴] به چه معناست؟

ألقت: پرتاب کرد. بیرون افکند.

تخلت: خالی گردید.

کلمه (کادح ـ کدحا) در آیه ۶ سوره انشقاق ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ٦ [الانشقاق: ۶] به چه معناست؟

کادح: تلاشگر رنجبر.

کدحا: جد و جهد در کار همراه با رنج و تعب.

کلمه (لن یحور) در آیه ۱۴ سوره انشقاق ﴿إِنَّهُۥ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ١٤ [الانشقاق: ۱۴] به چه معناست؟

باز نمی‌‌گردد.

کلمه (وسق) در آیه ۱۷ سوره انشقاق ﴿وَٱلَّيۡلِ وَمَا وَسَقَ١٧ [الانشقاق: ۱۷] به چه معناست؟

فرا گرفت. جمع کرد.

کلمه (اتسق) در آیه ۱۸ سوره انشقاق ﴿وَٱلۡقَمَرِ إِذَا ٱتَّسَقَ١٨ [الانشقاق: ۱۸] به چه معناست؟

جمع گردید. جمع و جور شد.

کلمه (لترکبن ـ طبقا) در آیه ۱۹ سوره انشقاق ﴿لَتَرۡكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٖ١٩ [الانشقاق: ۱۹] به چه معناست؟

لترکبن: قطعا حال به حال می‌‌گردد و احوال و اوضاع گوناگونی را پشت سر می‌‌گذارید.

طبقا: چیزی که مطابق با چیز دیگری است. در اینجا مراد حالت و مرتبت انسان.

کلمه (یوعون) در آیه ۲۳ سوره انشقاق ﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يُوعُونَ٢٣ [الانشقاق: ۲۳] به چه معناست؟

نگاه می‌‌دارند. در ظرف دل‌ها پنهان می‌‌نمایند.

البروج:

کلمات (الأخدود ـ أصحاب الأخدود) در آیه ۴ سوره بروج ﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ٤ [البروج: ۴] به چه معناست؟

الأخدود: گودال مستطیلی شکلی در زمین.

أصحاب الأخدود: شکنجه گران کافر و بیرحمی بودند که در سرزمین یمن، گودال ژرف و درازی را کندند و در آن آتش زیادی را بر افروختند و از مومنان خواستند که دست از ایمان خود بردارند. زمانی که با مقاومت این مومنان روبرو شدند آنها را در آتش انداختند.

کلمه (قعود) در آیه ۶ سوره بروج ﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ٦ [البروج: ۶] به چه معناست؟

جمع قاعد، نشسته گان.

کلمه (ما نقموا) در آیه ۸ سوره بروج ﴿وَمَا نَقَمُواْ مِنۡهُمۡ إِلَّآ أَن يُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ٨ [البروج: ۸] به چه معناست؟

انتقام نگرفتند.

کلمه (فتنوا) در آیه ۱۰ سوره بروج ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواْ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواْ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ١٠ [البروج: ۱۰] به چه معناست؟

شکنجه و آزار دادند تا از دین برگردند.

کلمه (بطش) در آیه ۱۲ سوره بروج ﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ١٢ [البروج: ۱۲] به چه معناست؟

تاخت بردن و یورش کردن.

کلمه (الودود) در آیه ۱۴ سوره بروج ﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلۡوَدُودُ١٤ [البروج: ۱۴] به چه معناست؟

بسیار دوستدارو با محبت و مودت.

الطارق:

کلمه (الطارق) در آیه ۱ سوره طارق ﴿وَٱلسَّمَآءِ وَٱلطَّارِقِ١ [الطارق: ۱] به چه معناست؟

مهمان شبانه. راه پیمای شی رو. در اینجا مراد ستارگانی است که شبانگاه پدیدار می‌‌آیند.

کلمه (الثاقب) در آیه ۳ سوره طارق ﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ٣ [الطارق: ۳] به چه معناست؟

سوراخ کننده.

کلمه (دافق) در آیه ۶ سوره طارق ﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ٦ [الطارق: ۶] به چه معناست؟

جهنده.

کلمات (الصلب ـ الترائب) در آیه ۷ سوره طارق ﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ٧ [الطارق: ۷] به چه معناست؟

الصلب: استخوان پشت. ستون فقرات.

الترائب: جمع تریبۀ، استخوان‌های سینه.

کلمه (رجع) در آیه ۸ سوره طارق ﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ٨ [الطارق: ۸] به چه معناست؟

باز گرداندن.

کلمات (تبلی ـ السرائر) در آیه ۹ سوره طارق ﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ٩ [الطارق: ۹] به چه معناست؟

تبلی: مورد امتحان و آزمایش قرار می‌‌گیرد. نمایان و هویدا می‌‌شود.

السرائر: جمع سریرۀ، نهانی‌ها و پنهانی‌ها.

کلمه (ذات الرجع) در آیه ۱۱ سوره طارق ﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ١١ [الطارق: ۱۱] به چه معناست؟

برگرداننده.

کلمه (ذات الصدع) در آیه ۱۲ سوره طارق ﴿وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ١٢ [الطارق: ۱۲] به چه معناست؟

شکفت بردار.

کلمه (الهزل) در آیه ۱۴ سوره طارق ﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ١٤ [الطارق: ۱۴] به چه معناست؟

یاوه و گزافه. شوخی و غیر جدی.

کلمات (مهل ـ أمهل ـ رویدا) در آیه ۱۷ سوره طارق ﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا١٧ [الطارق: ۱۷] به چه معناست؟

مهل: مهلت بده.

أمهل: مهلت بده.

رویدا: کمی. اندکی.

الأعلی:

کلمه (قدر) در آیه ۳ سوره اعلی ﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ٣ [الأعلى: ۳] به چه معناست؟

اندازه‌گیری کرد. هر چیزی را به اندازه‌ای و به گونه‌ای بیافرید که متناسب با حال آن است.

کلمه (المرعی) در آیه ۴ سوره اعلی ﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ٤ [الأعلى: ۴] به چه معناست؟

چراگاه.

کلمه (غثاء) در آیه ۵ سوره اعلی ﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ٥ [الأعلى: ۵] به چه معناست؟

گیاهان خشکیده و درهم ریخته‌ای که سیل آن را به کنار می‌‌اندازد.

کلمه (یتجنبها) در آیه ۱۱ سوره اعلی ﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى١١ [الأعلى: ۱۱] به چه معناست؟

به ترک آن خواهد گفت.

کلمه (توثرون) در آیه ۱۶ سوره اعلی ﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا١٦ [الأعلى: ۱۶] به چه معناست؟

ترجیح می‌‌دهید.

الغاشیه:

کلمه (الغاشیة) در آیه ۱ سوره غاشیه ﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡغَٰشِيَةِ١ [الغاشية: ۱] به چه معناست؟

فرا گیرنده.

کلمه (خاشعة) در آیه ۲ سوره غاشیه ﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ٢ [الغاشية: ۲] به چه معناست؟

خوار و زبون.

کلمه (ضریع) در آیه ۶ سوره غاشیه ﴿لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ٦ [الغاشية: ۶] به چه معناست؟

ناگوارترین و تهوع آورترین گیاه است و هیچ حیوانی نمی‌‌تواند آن را بچرد.

کلمات (لایسمن ـ لا یغنی) در آیه ۷ سوره غاشیه ﴿لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ٧ [الغاشية: ۷] به چه معناست؟

لایسمن: چاق و فربه نمی‌‌سازد.

لایغنی: بی‌نیاز نمی‌‌گرداند.

کلمه (موضوعة) در آیه ۱۴ سوره غاشیه ﴿وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ١٤ [الغاشية: ۱۴] به چه معناست؟

نهاده شده. گذارده شده.

کلمات (نمارق ـ مصفوفة) در آیه ۱۵ سوره غاشیه ﴿وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ١٥ [الغاشية: ۱۵] به چه معناست؟

نمارق: جمع نمرقۀ، بالش‌ها، پشتی‌ها.

مصفوفة: ردیف شده.

کلمات (زرابی ـ مبثوثة) در آیه ۱۶ سوره غاشیه ﴿وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ١٦ [الغاشية: ۱۶] به چه معناست؟

زرابی: جمع زربیۀ، فرش‌های عالی خوابدار که نرم و راحت و گرانب‌ها و قیمتی است.

مبثوثة: گسترده و پهن شده.

الفجر:

کلمه (یسری) در آیه ۴ سوره فجر ﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَسۡرِ٤ [الفجر: ۴] به چه معناست؟

رهسپار می‌‌شود. می‌رود و پایان می‌‌پذیرد.

کلمه (ذی حجر) در آیه ۵ سوره فجر ﴿هَلۡ فِي ذَٰلِكَ قَسَمٞ لِّذِي حِجۡرٍ٥ [الفجر: ۵] به چه معناست؟

عاقل. صاحب عقل و خرد.

کلمه (إرم) در آیه ۷ سوره فجر

﴿إِرَمَ ذَاتِ ٱلۡعِمَادِ٧ [الفجر: ۷] به چه معناست؟

نام دیگر قوم عاد است.

کلمه (جابوا) در آیه ۹ سوره فجر ﴿وَثَمُودَ ٱلَّذِينَ جَابُواْ ٱلصَّخۡرَ بِٱلۡوَادِ٩ [الفجر: ۹] به چه معناست؟

بریدند. نقب زدند.

کلمات (صب ـ سوط) در آیه ۱۳ سوره فجر ﴿فَصَبَّ عَلَيۡهِمۡ رَبُّكَ سَوۡطَ عَذَابٍ١٣ [الفجر: ۱۳] به چه معناست؟

صب: فرو ریخت.

سوط: تازیانه. شلاق.

کلمه (المرصاد) در آیه ۱۴ سوره فجر ﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ١٤ [الفجر: ۱۴] به چه معناست؟

کمینگاه.

کلمه (قدر) در آیه ۱۶ سوره فجر ﴿وَأَمَّآ إِذَا مَا ٱبۡتَلَىٰهُ فَقَدَرَ عَلَيۡهِ رِزۡقَهُۥ فَيَقُولُ رَبِّيٓ أَهَٰنَنِ١٦ [الفجر: ۱۶] به چه معناست؟

تنگ کرد. کم کرد.

کلمه (لا تحاضون) در آیه ۱۸ سوره فجر ﴿وَلَا تَحَٰٓضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ١٨ [الفجر: ۱۸] به چه معناست؟

همدیگر را ترغیب و تشویق نمی‌‌کنند.

کلمه (التراث) در آیه ۱۹ سوره فجر ﴿وَتَأۡكُلُونَ ٱلتُّرَاثَ أَكۡلٗا لَّمّٗا١٩ [الفجر: ۱۹] به چه معناست؟

میراث. ترکه.

کلمه (جما) در آیه ۲۰ سوره فجر ﴿وَتُحِبُّونَ ٱلۡمَالَ حُبّٗا جَمّٗا٢٠ [الفجر: ۲۰] به چه معناست؟

فراوان. بسیار.

کلمه (دکت) در آیه ۲۱ سوره فجر ﴿كَلَّآۖ إِذَا دُكَّتِ ٱلۡأَرۡضُ دَكّٗا دَكّٗا٢١ [الفجر: ۲۱] به چه معناست؟

درهم کوبیده شد و صاف و مسطح گردید.

کلمات (لا یوثق ـ وثاق) در آیه ۲۶ سوره فجر ﴿وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُۥٓ أَحَدٞ٢٦ [الفجر: ۲۶] به چه معناست؟

لایوثق: به بند نمی‌‌کشد. به غل و زنجیر نمی‌‌بندد.

وثاق: به بند کشیدن.

البلد:

کلمه (کبد) در آیه ۴ سوره بلد ﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِي كَبَدٍ٤ [البلد: ۴] به چه معناست؟

درد ورنج. مشقت و محنت.

کلمه (لبدا) در آیه ۶ سوره بلد﴿يَقُولُ أَهۡلَكۡتُ مَالٗا لُّبَدًا٦ [البلد: ۶] به چه معناست؟

انباشته و فراون.

کلمه (شفتین) در آیه ۹ سوره بلد ﴿وَلِسَانٗا وَشَفَتَيۡنِ٩ [البلد: ۹] به چه معناست؟

مثنی شفۀ، دو لب.

کلمه (النجدین) در آیه ۱۰ سوره بلد ﴿وَهَدَيۡنَٰهُ ٱلنَّجۡدَيۡنِ١٠ [البلد: ۱۰] به چه معناست؟

دو راه واضح و آشکار. مراد خیر و شر است.

کلمات (ما اقتحم ـ العقبة) در آیه ۱۱ سوره بلد ﴿فَلَا ٱقۡتَحَمَ ٱلۡعَقَبَةَ١١ [البلد: ۱۱] به چه معناست؟

ما اقتحم: اقتحام، به معنی بی‌باکانه دست بکار شدن و شجاعانه به کاری آغازیدن است.

العقبة: گردنه. مراد گردنه نجات است که بر سر راه سعادت قرار دارد.

کلمات (فک ـ رقبة) در آیه ۱۳ سوره بلد ﴿فَكُّ رَقَبَةٍ١٣ [البلد: ۱۳] به چه معناست؟

فک: باز کردن. مراد آزاد کردن و رها ساختن است.

رقبة: گردن. مراد برده و بنده است.

کلمه (مسغبة) در آیه ۱۴ سوره بلد ﴿﴿أَوۡ إِطۡعَٰمٞ فِي يَوۡمٖ ذِي مَسۡغَبَةٖ١٤ [البلد: ۱۴] به چه معناست؟

مراد بیشتر گرسنگی زمان قحطی و خشک سالی است.

کلمه (ذا مقربة) در آیه ۱۵ سوره بلد ﴿يَتِيمٗا ذَا مَقۡرَبَةٍ١٥ [البلد: ۱۵] به چه معناست؟

دارای قرابت خویشاوندی.

کلمات (ذامتربة ـ متربة) در آیه ۱۶ سوره بلد ﴿أَوۡ مِسۡكِينٗا ذَا مَتۡرَبَةٖ١٦ [البلد: ۱۶] به چه معناست؟

ذامتربة: خاک نشین. سخت درمانده و بیچاره.

متربة: فقر شدید. خاک نشینی.

کلمه (أصحاب المشأمة) در آیه ۱۹ سوره بلد ﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَا هُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَشۡ‍َٔمَةِ١٩ [البلد: ۱۹] به چه معناست؟

سمت چپی‌ها. اهل شقاوت.

کلمه (موصدة) در آیه ۲۰ سوره بلد ﴿عَلَيۡهِمۡ نَارٞ مُّؤۡصَدَةُۢ٢٠ [البلد: ۲۰] به چه معناست؟

در بسته.

الشمس:

کلمه (تلاها) در آیه ۲ سوره شمس ﴿وَٱلۡقَمَرِ إِذَا تَلَىٰهَا٢ [الشمس: ۲] به چه معناست؟

بدنبال آن برآمد.

کلمه (جلاها) در آیه ۳ سوره شمس ﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا جَلَّىٰهَا٣ [الشمس: ۳] به چه معناست؟

جلوه گرش ساخت.

کلمه (دسی) در آیه ۱۰ سوره شمس ﴿وَقَدۡ خَابَ مَن دَسَّىٰهَا١٠ [الشمس: ۱۰] به چه معناست؟

آلوده کرد.

کلمه (انبعث) در آیه ۱۲ سوره شمس ﴿إِذِ ٱنۢبَعَثَ أَشۡقَىٰهَا١٢ [الشمس: ۱۲] به چه معناست؟

برخاست.

کلمات (دمدم علیهم ـ سواها) در آیه ۱۴ سوره شمس ﴿فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمۡدَمَ عَلَيۡهِمۡ رَبُّهُم بِذَنۢبِهِمۡ فَسَوَّىٰهَا١٤ [الشمس: ۱۴] به چه معناست؟

بر آنان خشم گرفت. آنان را هلاک و نابود کرد.

سواها: ایشان را با خاک یکسان ساخت.

اللیل:

کلمه (شتی) در آیه ۴ سوره لیل ﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ٤ [الليل: ۴] به چه معناست؟

جمع شتیب، پراکنده.

کلمه (تردی) در آیه ۱۱ سوره لیل ﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ١١ [الليل: ۱۱] به چه معناست؟

پرت گردید. سقوط کرد.

کلمه (تلظی) در آیه ۱۴ سوره لیل ﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ١٤ [الليل: ۱۴] به چه معناست؟

شعله ور می‌‌شود.

کلمه (تولی) در آیه ۱۶ سوره لیل ﴿ٱلَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ١٦ [الليل: ۱۶] به چه معناست؟

پشت کرد. روی گردان شد.

الضحی:

کلمه (سجی) در آیه ۲ سوره ضحی ﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا سَجَىٰ٢ [الضحى: ۲] به چه معناست؟

آرمید. آرام یافت.

کلمه (عائلا) در آیه ۸ سوره ضحی ﴿وَوَجَدَكَ عَآئِلٗا فَأَغۡنَىٰ٨ [الضحى: ۸] به چه معناست؟

فقیر و بی‌چیز.

کلمه (لا تقهر) در آیه ۹ سوره ضحی ﴿فَأَمَّا ٱلۡيَتِيمَ فَلَا تَقۡهَرۡ٩ [الضحى: ۹] به چه معناست؟

خوار و زبون مدار.

کلمه (لا تنهر) در آیه ۱۰ سوره ضحی ﴿وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنۡهَرۡ١٠ [الضحى: ۱۰] به چه معناست؟

با خشونت مران.

الشرح:

کلمه (أنقض) در آیه ۳ سوره شرح ﴿ٱلَّذِيٓ أَنقَضَ ظَهۡرَكَ٣ [الشرح: ۳] به چه معناست؟

سنگینی کرده بود.

کلمات (فرغت ـ انصب) در آیه ۷ سوره شرح ﴿فَإِذَا فَرَغۡتَ فَٱنصَبۡ٧ [الشرح: ۷] به چه معناست؟

فرغت: فراغت یافتی. تمام شدی و بیکار ماندی.

انصب: رنج ببر. آماده کوشیدن و سختی کشیدن در وظیفه دیگری باشد.

کلمه (ارغب) در آیه ۸ سوره شرح ﴿وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَٱرۡغَب٨ [الشرح: ۸] به چه معناست؟

رغبت کن. علاقمند شو.

التین:

کلمه (االتین) در آیه ۱ سوره تین ﴿وَٱلتِّينِ وَٱلزَّيۡتُونِ١ [التين: ۱] به چه معناست؟

انجیر.

کلمه (طور سینین) در آیه ۲ سوره تین ﴿وَطُورِ سِينِينَ٢ [التين: ۲] به چه معناست؟

اسم کوهی است که در صحرای سیناء قرار دارد و موسی ÷ در بالای آن به مناجات با خدا می‌‌پرداخت.

کلمه (تقویم) در آیه ۴ سوره تین ﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ٤ [التين: ۴] به چه معناست؟

هیئت، سیما.

کلمه (اسفل) در آیه ۵ سوره تین ﴿ثُمَّ رَدَدۡنَٰهُ أَسۡفَلَ سَٰفِلِينَ٥ [التين: ۵] به چه معناست؟

پایین‌ترین.

کلمه (غیر ممنون) در آیه ۶ سوره تین ﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَلَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونٖ٦ [التين: ۶] به چه معناست؟

ناگسیختنی.

العلق:

کلمات (لنسفعاً - ناصیه) در آیه ۱۵ سوره علق ﴿كَلَّا لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ١٥ [العلق: ۱۵] به چه معناست؟

لنسفعا: می‌‌گیریم و به شدت می‌‌کشیم.

ناصیه: موی پیشانی.

کلمه (خاطئه) در آیه ۱۶ سوره علق ﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ١٦ [العلق: ۱۶] به چه معناست؟

بزهکار.

کلمه (الزبانیة) در آیه ۱۸ سوره علق ﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ١٨ [العلق: ۱۸] به چه معناست؟

به معنی هل دهندگان است، پاسبانان را بدین نام نامیده‌اند چون دیگران را هل می‌‌دهند و می‌رانند، در اینجا مراد فرشتگان مامور دوزخ است که دوزخیان را هل می‌‌دهند و می‌‌رانند.

القدر:

کلمه (لیلة القدر) در آیه ۱ سوره قدر ﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةِ ٱلۡقَدۡرِ١ [القدر: ۱] به چه معناست؟

شب بزرگوار و ارزشمند.

کلمه (مطلع) در آیه ۵ سوره قدر ﴿سَلَٰمٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطۡلَعِ ٱلۡفَجۡرِ٥ [القدر: ۵] به چه معناست؟

طلوع، دمیدن.

البینة:

کلمه (منفکین) در آیه ۱ سوره بینة ﴿لَمۡ يَكُنِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ وَٱلۡمُشۡرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّىٰ تَأۡتِيَهُمُ ٱلۡبَيِّنَةُ١ [البينة: ۱] به چه معناست؟

به حال خود رها شدگان.

الزلزلة:

کلمه (اثقال) در آیه ۲ سوره الزلزلۀ ﴿وَأَخۡرَجَتِ ٱلۡأَرۡضُ أَثۡقَالَهَا٢ [الزلزلة: ۲] به چه معناست؟

جمع ثقل، بارهای سنگین.

کلمات (یصدر - اشتاتا) در آیه ۶ سوره الزلزلة ﴿يَوۡمَئِذٖ يَصۡدُرُ ٱلنَّاسُ أَشۡتَاتٗا لِّيُرَوۡاْ أَعۡمَٰلَهُمۡ٦ [الزلزلة: ۶] به چه معناست؟

یصدر: بیرون می‌‌آیند.

أشتاتا: جمع شتیت، پراکنده‌ها.

العادیات:

کلمات (العادیات - ضبحا) در آیه ۱ سوره عادیات ﴿وَٱلۡعَٰدِيَٰتِ ضَبۡحٗا١ [العاديات: ۱] به چه معناست؟

العادیات: جمع عادیه، اسبان تازنده.

ضبحا: صدای نفس اسبان به هنگام دویدن.

کلمات (الموریات - قدحا) در آیه ۲ سوره عادیات ﴿فَٱلۡمُورِيَٰتِ قَدۡحٗا٢ [العاديات: ۲] به چه معناست؟

الموریات: جمع موریه، آتش افروزندگان با چخماق، مراد تولید کنندگان جرقه‌ها است.

قدحا: زدن سنگ چخماق به یگدیگر برای تولید جرقه.

کلمه (المغیرات) در آیه ۳ سوره عادیات ﴿فَٱلۡمُغِيرَٰتِ صُبۡحٗا٣ [العاديات: ۳] به چه معناست؟

جمع مغیره، یورش برندگان، هجوم کنندگان.

کلمات (اثرن - نفعا) در آیه ۴ سوره عادیات ﴿فَأَثَرۡنَ بِهِۦ نَقۡعٗا٤ [العاديات: ۴] به چه معناست؟

أثرن: برانگیختند.

نفعا: گرد و غبار.

کلمه (کنود) در آیه ۶ سوره عادیات ﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لِرَبِّهِۦ لَكَنُودٞ٦ [العاديات: ۶] به چه معناست؟

کفران نعمت کننده، ناسپاس، حق ناشناس.

کلمه (بعثر) در آیه ۹ سوره عادیات ﴿أَفَلَا يَعۡلَمُ إِذَا بُعۡثِرَ مَا فِي ٱلۡقُبُورِ٩ [العاديات: ۹] به چه معناست؟

بیرون آورده شده و زنده گردیده شده.

کلمه (حصل) در آیه ۱۰ سوره عادیات ﴿وَحُصِّلَ مَا فِي ٱلصُّدُورِ١٠ [العاديات: ۱۰] به چه معناست؟

بدست آورده شده، جمع گردید.

القارعة:

کلمه (القارعة) در آیه ۱ سوره قارعة ﴿ٱلۡقَارِعَةُ١ [القارعة: ۱] به چه معناست؟

کوبنده. مصیبت سخت و بزرگ را می‌گویند.

کلمات (الفراش ـ المبثوث) در آیه ۴ سوره قارعة ﴿يَوۡمَ يَكُونُ ٱلنَّاسُ كَٱلۡفَرَاشِ ٱلۡمَبۡثُوثِ٤ [القارعة: ۴] به چه معناست؟

الفراش: پروانه.

المبثوث: پراکنده.

کلمات (العهن ـ المنفوش) در آیه ۵ سوره قارعة ﴿وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ ٱلۡمَنفُوشِ٥ [القارعة: ۵] به چه معناست؟

العهن: پشم. پشم رنگ شده.

المنفوش: زده شده. حلاجی شده.

کلمه (أم ـ هاویة) در آیه ۹ سوره قارعة ﴿فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ٩ [القارعة: ۹] به چه معناست؟

أم: مادر. برای ریشخند است. مراد مأوی و جایگاه است.

هاویة: پرتگاه و محل سقوط اشیاء بدان.

کلمه (حامیة) در آیه ۱۱ سوره قارعة ﴿نَارٌ حَامِيَةُۢ١١ [القارعة: ۱۱] به چه معناست؟

بسیار گرم و سوزان.

التکاثر:

کلمه (التکاثر) در آیه ۱ سوره تکاثر ﴿أَلۡهَىٰكُمُ ٱلتَّكَاثُرُ١ [التكاثر: ۱] به چه معناست؟

مسابقه افزودن طلبی در اموال و اولاد، و مباهات بدان.

کلمه (لترون) در آیه ۶ سوره تکاثر ﴿لَتَرَوُنَّ ٱلۡجَحِيمَ٦ [التكاثر: ۶] به چه معناست؟

قطعا و حتما خواهید دید.

العصر:

کلمه (تواصوا) در آیه ۳ سوره عصر ﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلۡحَقِّ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلصَّبۡرِ٣ [العصر: ۳] به چه معناست؟

همدیگر را سفارش کردند.

الهمزة:

کلمات (همزة ـ لمزة) در آیه ۱ سوره همزة ﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ هُمَزَةٖ لُّمَزَةٍ١ [الهمزة: ۱] به چه معناست؟

همزة: بسیار عیبجو.

لمزة: بسیار طعنه زن.

کلمه (أخلده) در آیه ۳ سوره همزة ﴿يَحۡسَبُ أَنَّ مَالَهُۥٓ أَخۡلَدَهُۥ٣ [الهمزة: ۳] به چه معناست؟

او را جاودانگی داده است. وی را سرمدی کرده است.

کلمات (لینبذن ـ الحطمة) در آیه ۴ سوره همزة ﴿كَلَّاۖ لَيُنۢبَذَنَّ فِي ٱلۡحُطَمَةِ٤ [الهمزة: ۴] به چه معناست؟

لینبذن: قطعا و مسلما پرت می‌‌گردد و فرو انداخته می‌‌شود.

الحطمة: بسیار در هم شکننده و خرد کننده.

کلمه (الموقدة) در آیه ۶ سوره همزة ﴿نَارُ ٱللَّهِ ٱلۡمُوقَدَةُ٦ [الهمزة: ۶] به چه معناست؟

الموقدة: فروزان. بر افروخته.

کلمه (الأفئدة) در آیه ۷ سوره همزة ﴿ٱلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى ٱلۡأَفۡ‍ِٔدَةِ٧ [الهمزة: ۷] به چه معناست؟

جمع فواد، دل‌ها.

کلمات (عمد ـ ممدة) در آیه ۹ سوره همزة ﴿فِي عَمَدٖ مُّمَدَّدَةِۢ٩ [الهمزة: ۹] به چه معناست؟

عمد: جمع عمود، ستون‌ها.

ممددة: دراز.

الفیل:

کلمه (سجیل) در آیه ۴ سوره فیل ﴿تَرۡمِيهِم بِحِجَارَةٖ مِّن سِجِّيلٖ٤ [الفيل: ۴] به چه معناست؟

گل متحجر، سنگ گل.

کلمات (عصف ـ مأکول) در آیه ۵ سوره فیل ﴿فَجَعَلَهُمۡ كَعَصۡفٖ مَّأۡكُولِۢ٥ [الفيل: ۵] به چه معناست؟

عصف: برگ گندم و جو و غیره.

مأکول: آفت زده و کرم خورده. خورده شده. جویده شده و از دهان حیوان افتاده.

قریش:

کلمه (لایلاف) در آیه ۱ سوره قریش ﴿لِإِيلَٰفِ قُرَيۡشٍ١ [قريش: ۱] به چه معناست؟

به خاطر الفت دادن و خو گر شدن.

الماعون:

کلمه (یدع) در آیه ۲ سوره ماعون ﴿فَذَٰلِكَ ٱلَّذِي يَدُعُّ ٱلۡيَتِيمَ٢ [الماعون: ۲] به چه معناست؟

سخت می‌‌راند و با خشونت طرد می‌‌کند.

کلمه (لایحض) در آیه ۳ سوره ماعون ﴿وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ٣ [الماعون: ۳] به چه معناست؟

تشویق و ترغیب نمی‌‌کند.

کلمه (ساهون) در آیه ۵ سوره ماعون ﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ عَن صَلَاتِهِمۡ سَاهُونَ٥ [الماعون: ۵] به چه معناست؟

جمع ساهی، از ماده سهو، بی‌خبران و غافلان.

کلمه (یرائون) در آیه ۶ سوره ماعون ﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ يُرَآءُونَ٦ [الماعون: ۶] به چه معناست؟

ریا کاری می‌‌کنند. خود نمایی و تظاهر می‌‌کنند.

کلمه (الماعون) در آیه ۷ سوره ماعون ﴿وَيَمۡنَعُونَ ٱلۡمَاعُونَ٧ [الماعون: ۷] به چه معناست؟

وسایل ناچیز منزل، از قبیل: دیگ، کلنگ، کبریت، آب، نمک، و...

الکوثر:

کلمه (الکوثر) در آیه ۱ سوره کوثر ﴿إِنَّآ أَعۡطَيۡنَٰكَ ٱلۡكَوۡثَرَ١ [الكوثر: ۱] به چه معناست؟

مبالغه در کثرت است، یعنی خیر و خوبی بی‌نهایت فراوان.

کلمه (انحر) در آیه ۲ سوره کوثر ﴿فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَٱنۡحَرۡ٢ [الكوثر: ۲] به چه معناست؟

قربانی کن.

کلمات (شانیء ـ الأبتر) در آیه ۳ سوره کوثر. ﴿إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ ٱلۡأَبۡتَرُ٣ [الكوثر: ۳] به چه معناست؟

شانیء: دشمن کینه توز. از مصدر شنآن به معنی کینه توزی.

الأبتر: بی‌نام و نشان. بی‌خیر و برکت.

الکافرون:

النصر:

کلمه (أفواجا) در آیه ۲ سوره نصر ﴿وَرَأَيۡتَ ٱلنَّاسَ يَدۡخُلُونَ فِي دِينِ ٱللَّهِ أَفۡوَاجٗا٢ [النصر: ۲] به چه معناست؟

فوج فوج. دسته دسته.

المسد:

کلمه (تبت) در آیه ۱ سوره مسد ﴿تَبَّتۡ يَدَآ أَبِي لَهَبٖ وَتَبَّ١ [المسد: ۱] به چه معناست؟

هلاک شد. نابود گردید.

کلمه (الحطب) در آیه ۴ سوره مسد ﴿وَٱمۡرَأَتُهُۥ حَمَّالَةَ ٱلۡحَطَبِ٤ [المسد: ۴] به چه معناست؟

هیزم.

کلمات (جید ـ مسد) در آیه ۵ سوره مسد ﴿فِي جِيدِهَا حَبۡلٞ مِّن مَّسَدِۢ٥ [المسد: ۵] به چه معناست؟

جید: گردن.

مسد: رشته به هم تابیده از لیف خرما و غیره.

الإخلاص:

کلمه (الصمد) در آیه ۲ سوره اخلاص ﴿ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ٢ [الإخلاص: ۲] به چه معناست؟

سرور والایی که برای رفع حوائج و دفع مصائب، تنها به او رو کنند.

کلمه (کفواً) در آیه ۴ سوره اخلاص ﴿وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدُۢ٤ [الإخلاص: ۴] به چه معناست؟

همتا، همگون.

الفلق:

کلمه (فلق) در آیه ۱ سوره فلق ﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ١ [الفلق: ۱] به چه معناست؟

سپیده دم.

کلمات (غاسق – وقب) در آیه ۳ سوره فلق ﴿وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ٣ [الفلق: ۳] به چه معناست؟

غاسق: شب تاریک.

وقب: فرا رسید و فرا پوشید.

کلمات (النفاثات - العقد) در آیه ۴ سوره فلق ﴿وَمِن شَرِّ ٱلنَّفَّٰثَٰتِ فِي ٱلۡعُقَدِ٤ [الفلق: ۴] به چه معناست؟

النفاثات: جمع نفاثه، دمندگان، دمیدن در گره، کنایه از افسون و جادو است.

العقد: جمع عقده، گره‌ها.

الناس:

کلمه (الخناس) در آیه ۴ سوره ناس ﴿مِن شَرِّ ٱلۡوَسۡوَاسِ ٱلۡخَنَّاسِ٤ [الناس: ۴] به چه معناست؟

واپس رونده، یعنی موجودی است که برای گول زدن شخص به سراغ شخص می‌‌آید ولی همان که آن فرد برای نبرد با او از خدا یاری خواست شکست می‌‌خورد و واپس می‌‌کشد و میدان را خالی می‌‌کند و در انتظار فرصت بعدی می‌‌ماند.