ذکرهای برگزیده
تقدیم العلامة الشیخ
د/عبدالله بن عبدالرحمن الجبرین
نویسنده:
خالد الجریسی
ترجمه:
اسحاق دبیری رحمه الله
الحَمْدُ لِلهِ المَلِكِ الْـمَعْبُودِ، الْـمَعْرُوفِ باِلْكَرَمِ وَالجْوُدِ، أَحْمَدُهُ وَأَشْكُرُهُ عَلَى مَا أَوْلاَهُ مِنَ الْخَيْرِ الْـمَمْدُودِ وَأَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ فِي الْوُجُودِ وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ صَاحِبُ الْـمَقَامِ الْـمَحْمُودِ وَالْحَوْضِ الْـمَوْرُودِ، صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَعَلَى آلِهِ وَصَحْبِهِ دَائِماً إِلىَ الْيَوْمِ الْـمَوْعُودِ، أَمَّا بَعْدُ.
اما بعد: رسالهی حاضر را - که برادر جوان خالد بن عبدالرحمن جریسی در فضیلت ذکر و دعا و وسیلههای اجابت آن و بعضی از دعاهای منقول و وارده نوشته - مطالعه کردم. و چه نیکو برگزیده بود مطالب را که با توجه به اختصار و کوتاهی عبارتها و ادعیه، اجر و پاداش بزرگى دارد. در این رساله به ثوابهاى بسیار و فراوان ذکرهاى وارده نیز اشاره شده است همراه با شواهد صحیح و بیان احادیث و شرح درجهى آن. خداوند پاداشى خوب و بزرگ به او عطا فرماید.
والله أعلم. وصلى الله على محمد وآله وصحبه وسلم.
کاتب: عبدالله بن عبدالرحمن بن جبرین
۲/۹/۱۴۲۱هـ
الحَمْدُ لِلَّهِ الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ، مَنْ لاَ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ، جَاعِلِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ تَذْكِرَةً لأُولِي النُّهَي وَالأَبْصَارِ، مُرْسِلِ النَّبِيِّ مُحَمَّدٍ الْهَادِي الْـمُصَطَفي الْـمُخْتَارِ، إِمَامِ الذَّاكِريِنَ الـْمُتَّقِينَ الأَبْرَارِ، مَنْ أَعْلَمَنَا بِسَبْقِ الْـمُفَرِّدِينَ وَعُلُوِّ مَنْزِلَتِهِمْ فِي دَارِ الْقَرَارِ، فَاسْتَجَابَ لَهُ كُلُّ رَاغِبٍ فِي الْجَنَّةِ وَعَائِذٍ بِاللهِ مِنَ النَّارِ، فَأَدَامُوا ذِكْرَ اللهِ تَعَالَى آنَاءَ اللَّيْلِ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ، صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَا تَعَاقَبَ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَعَلَى إِخْوَانِهِ الـْمُرْسَلِينَ الـْمُصْطَفَيْنَ الأَخْيَارِ، وَ آلِ كُلٍّ وَكُلِّ ذَاكِرٍ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ، أَمَّا بَعْدُ.
در حالی که بزرگترین حق خدا بر ما یگانه دانستن او باشد و بهترین ثواب از آن کسی که ذکر او بسیار کند و هیچ کس غیر از ذکرکنندگان از مردم سبقت نگیرد و بهترین قربت به سوی خدای سبحانه برای رسیدن به محبتش، پیروی از رسول الله جبود، دوست داشتم که شعلهای از پرتوی درخشان نبوتش (اذکار شریف نبوی) را به امت او هدیه کنم و نه اینکه همهی آن را بیاورم، زیرا از عهدهی برشمردن همهی آنها نتوانیم برآمد و مقصود انتخاب صحیحترین آنها بود تا توشهای باشد برای کسی که خدا را کمتر ذکر میکند و شفقتی برای کسی که ملول و بیزار میشود و نمیتواند همهی آن ذکرها را در خاطر و یاد خود داشته باشد و با امید به اقتدا و پیروی از رسول الله جو رحمتی برای مؤمنان. و آن را (ذکرهای برگزیده) نامیدم. و قصد دارم که این اولین حلقه از زنجیرهای (توشهی مؤمن) باشد، خدا نفع آن را به همگان برساند و این سلسله پی در پی - إن شاء الله - خواهد آمد.
برادر! اگر فرصتی فراهم شد، بسیار ذکر کن. ذکر خدا بهترین توشه و غنیمت نزد خداست، چنانکه میفرماید: ﴿وَٱلذَّٰكِرِينَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا وَٱلذَّٰكِرَٰتِ أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُم مَّغۡفِرَةٗ وَأَجۡرًا عَظِيمٗا﴾[الأحزاب: ۳۵].
«و مردان و زنانی که یاد خدا بسیار کنند، خدا برای همهی آنها مغفرت و پاداشی بزرگ مهیا ساخته است».و میفرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ ذِكۡرٗا كَثِيرٗا٤١ وَسَبِّحُوهُ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلًا٤٢﴾ [الأحزاب: ۴۱-۴۲].
«ای مؤمنان! ذکر و یاد خدا بسیار کنید و دایم صبح و شام به تسبیح و تنزیه او بپردازید».
و میفرماید: ﴿لَهُم مَّا يَشَآءُونَ فِيهَا وَلَدَيۡنَا مَزِيدٞ ٣٥﴾[ق: ۳۵].
«در آن جا بر چنین بندگانى هرچه بخواهند مهیاست و باز افزونتر از آن (نعمتهای بهشتی) نزد ما خواهد بود».
و رسول الله جمیفرماید: «سِيرُوا هَذَا جُمْدَانُ [۱]، سَبَقَ الْمُفَرِّدُونَ، قَالُوا: وَمَا الْمُفَرِّدُونَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: الذَّاكِرُونَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتُ» [۲]. «بروید و سیر کنید این کوه جمدان است مفردون سبقت گرفتند. یاران گفتند: مفردون چه کسانی هستند؟ فرمود: مردان و زنانی که ذکر خدا بسیار کنند».
این کتاب به شش فصل تقسیم شده است:
۱- در چگونگی درود بر رسول الله ج.
۲- در بیان بعضی از آداب ذکر و دعا.
۳- در ذکرهای وارد شده در حالات و ساعات معین.
۴- در ذکرهای شبانه روزی.
۵- در ذکرهای مخصوص به عبادتها: نماز و متعلقات آن، زکات، روزه، حج و عمره.
۶- در ذکرهایی که مخصوص وقت و زمان معینی نیست.
لازم به ذکر است که در تألیف این کتاب از روش و طریقهی امام ابی زکریا نووی صاحب جامع الأذكار [۳]. بهره گرفته شده است.
امید است خداوند من و مردان و زنانی را که همت آنها دو چندان است یاری دهد تا از تألیفات بزرگ استفاده کنیم.
و با امید به اینکه خداوند تالیف کتاب را از من قبول فرماید. از خوانندگان کتاب و عمل کنندگان به آن التماس دعا دارم و انتظارم این است که کوتاهیها و اشتباهات مرا گوشزد نمایند و عذرم را بپذیرند.
همچنین بر خود لازم دانستم تا منابع و مآخذ و روایات صحیح را در پی نویس پایان کتاب ذکر کنم تا رجوع به آنها برای خواننده آسان باشد و بتواند بر حفظ آن همت گماشته و به آن عمل نماید. إن شاء الله. و اینک به یاری خدا وقت شروع کتاب است.
خالد الجریسی
الریاض ۱۵/۶/۱۴۲۱هـ
[۱] جُمدان: كوهی است در راه مكه، چنانكه در همان روایت آمده است. [۲] روایت مسلم، الذِّكر والدعاء، باب: الحث علي ذِكر الله تعالى، حدیث(۲۶۷۶) از ابىهریرهس. [۳] نام كامل كتاب همان طوركه امام نووى/آن را نام گذاری كرده: «حِلية الأبرار وشعار الأخيار في تلخيص الدعوات والأذكار الـمستحبة في الليل والنهار».
خداوند میفرماید: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِيِّۚ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ صَلُّواْ عَلَيۡهِ وَسَلِّمُواْ تَسۡلِيمًا ٥٦﴾[الأحزاب: ۵۶].
«خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، شما هم ای مؤمنان بر او صلوات و درود بفرستید (با تعظیم و اجلال، بر او سلام گویید)».
و رسول الله جفرمودند: «قُولُوا: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَي [إِبْرَاهِيمَ وَعَلَي] آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ، اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَي مُحَمَّدٍ وَعَلَي آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا بَارَكْتَ عَلَي [إِبْرَاهِيمَ وَعَلَي] [۴]آلِ إِبْرَاهِيمَ [فِي الْعَالَمِينَ] [۵]إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ» [۶].
«بگویید بار الها! بر محمد وآل محمد درود و رحمت فرست، چنانکه بر ابراهیم وآل ابراهیم رحمت فرستادی. تو ستایش شده و بزرگوارى. پروردگارا! بر محمد وآل محمد برکت فرست، چنانکه بر ابراهیم وآل ابراهیم برکت فرستادی. تو ستایش شده و بزرگواری».
برادر مؤمن! خدا و رسول خدا جرا استجابت کن و بر رسول الله جدرود فراوان فرست به خصوص در روز جمعه. رسول الله جدر جایی فرمودند: «مِنْ أَفْضَلِ أَيَّامِكُمْ يَوْمُ الْجُمُعَةِ، فِيهِ خُلِقَ آدَمُ، وَفِيهِ قُبِضَ، وَفِيهِ النَّفْخَةُ، وَفِيهِ الصَّعْقَةُ فَأَكْثِرُوا عَلَيَّ مِن الصَّلاةِ فِيهِ، فَإِنَّ صَلاتَكُمْ مَعْرُوضَةٌ عَلَيَّ فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ وَكَيْفَ تُعْرَضُ عَلَيْكَ صَلاتُنَا وَقَدْ أَرِمْتَ؟ - يَعْنِي: وَقَدْ بَلِيتَ - قَالَ: إِنَّ اللَّهَﻷ حَرَّمَ عَلَي الأرْضِ أَنْ تَأْكُلَ أَجْسَادَ الأنْبِيَاءِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ» [۷].
«روز جمعه از بهترین روزهای شماست، آدم در آن روز آفریده شده، و در آن روز قبض روح شده، و در آن روز در شیپور دمیده میشود، و در آن روز قیامت برپا شود، (و مردم از شدت ترس و هول قیامت، بیهوش شوند). پس بر من بسیاردرود بفرستید، چون درود شما بر من عرضه میشود. گفتند: ای رسول خدا! چگونه درود ما بر تو عرضه میشود در حالی که به خاک تبدیل شدهای؟ فرمود: خداوند خوردن اجساد انبیا - صلوات الله علیهم - را بر زمین حرام کرده است».
[۴] نامهای «ابراهيم و على» فقط در روایت بخارى ذكر شده است. [۵] «في العالـمين» در روایت مسلم وارد شده است. [۶] بخاری، أحاديث الأنبيا، پس از باب: (يَزِفُّون)، حدیث(۳۳۷۰) از كعب بن عجرهسو در بسیاری از قسمتهای دیگر همین منبع. و مسلم، الصلاة، باب: الصلاة علي النبيّ جبعد التشهّد، همچنین حدیث(۴۰۵) از كعبس. [۷] روایت ابوداود، باب: فضل يوم الجمعة وليلة الجمعة، حدیث(۱۰۴۷) هم از او. و روایت احمد، مسند المدنیی، حدیث(۱۶۲۶۲) از حدیث أوس بن أوس ثقفیس.
۱- اخلاص و نیت خوب. رسول الله جمیفرماید: «إِنَّمَا الأعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ، وَإِنَّمَا لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَي، فَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَي اللَّهِ وَرَسُوْلِهِ فَهِجْرَتُهُ إِلَي اللَّهِ وَرَسُولِهِ، وَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَي دُنْيَا يُصِيبُهَا أَوْ إِلَي امْرَأَةٍ يَنْكِحُهَا فَهِجْرَتُهُ إِلَي مَا هَاجَرَ إِلَيْهِ» [۹].
«همانا اعمال و کردار به نیت بستگی دارد و هر کس، به اندازهی نیتش از کردارش اجر و ثواب میبرد. پس کسی که هجرتش به مدینه به سوی خدا و پیامبر بوده باشد، این هجرت به سوی خدا و پیامبر اوست و هر کس هجرتش به خاطر مال دنیا باشد و یا به خاطر زنی که بخواهد با او ازدواج کند، اهمیت هجرتِ او برابر با همین قصد و همّت اوست».
۲- خدا را در مجالس ذکر کردن. رسول اکرم جفرمودند: «لا يَقْعُدُ قَوْمٌ يَذْكُرُونَ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ، إِلاَّ حَفَّتْهُمُ الْمَلائِكَةُ وَغَشِيَتْهُمُ الرَّحْمَةُ وَنَزَلَتْ عَلَيْهِمُ السَّكِينَةُ وَذَكَرَهُمُ اللَّهُ فِيمَنْ عِنْدَهُ» [۱۰].
«هیچ گروهى برای ذکرخدا ننشینند مگر اینکه فرشتگان آنان را در برگیرند و مهر و رحمت خداوندی بر ایشان فراگیر شود و آرامش بر دلهای ایشان فرود آید و خداوند ایشان را میان کسانی که نزد اویند، یاد کند».
۳- خدا را در همه حالت ذکر و شکر کنیم و از او غافل نشویم، حتی اگر کاملا پاک و طاهر نباشیم و یا رویمان به سوی جهتی غیر از جهت قبله باشد.
خداوند میفرماید: ﴿ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ...﴾[آلعمران: ۱۹۱].
«آنانی که در هر حالت ایستاده، نشسته و خوابیده، خدا را یاد کنند و دایم در اندیشهی خلقت آسمان و زمین باشنِد....».
و از عایشهلروایتی ثابت است که گوید: «كانَ رسولُ اللهِ جيذكرُ اللهَ علی كلِّ أحيانِهِ» [۱۱].
«رسول الله جدر همه حالت، خدا را ذکر مینمود».
۴- جا و مکان ذکرکننده طاهر باشد و به همین سبب ذکر در مساجد ستوده شده است. خداوند میفرماید: ﴿فِي بُيُوتٍ أَذِنَ ٱللَّهُ أَن تُرۡفَعَ وَيُذۡكَرَ فِيهَا ٱسۡمُهُۥ﴾[النور: ۳۶].
«خداوند رخصت داده تا در خانههای خدا - مساجد - ذکر و نام خدا شود و آن ذکر رفعت یابد و صدایش به همه جا برسد».
۵- دهان ذکرکننده پاک وتمیز باشد، چنانکه رسول الله جمیفرماید: «مَنْ أَكَلَ مِنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ - يَعْنِي الثُّوْمَ - فَلاَ يَقْرَبَنَّ مَسْجِدَنَا [فَإِنّ الْمَلاَئِكَةَ تَتَأَذَّي مِمَّا يَتَأَذَّي مِنْهُ بَنُو آدَمَ]» [۱۲].
«هر کس از این درخت (یعنی سیر) خورد، به مسجد ما نزدیک نشود، چون فرشتگان از آنچه بنی آدم از آن آزار میبیند، رنج میبرند».
۶- ذکرکننده به آنچه میگوید بیندیشد و تدبر کند. رسول اکرمجبه مردی که فراموش کرده و مطمئن نبود فرمود: «ارْجِعْ فَصَلِّ فَإِنَّكَ لَمْ تُصَلِّ قالها ثلاثاً» [۱۳].
«برگرد و نماز بخوان که نماز را به درستی نخواندهای». و آن را سه بار تکرار فرمودند».
۷- ذکرکننده وظیفهای را که بر آن عادت کرده، انجام دهد. بنابراین اگر انجام و ادای آن فراموش شد و وقت آن گذشت و به تاخیر افتاد، جبران کند، چنانکه رسول الله جمیفرماید: «مَنْ نَامَ عَنْ حِزْبِهِ، أَوْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ فَقَرَأَهُ فِيمَا بَيْنَ صَلاةِ الْفَجْرِ وَصَلاةِ الظُّهْرِ، كُتِبَ لَهُ كَأَنَّمَا قَرَأَهُ مِنَ اللَّيْلِ» [۱۴].
«هر کس ورد و یا چیزی از نماز شب را فراموش کند و بخوابد وآن را بین نماز صبح و نماز ظهر بخواند، برای او نوشته میشود، مانند اینکه آن را در شب انجام دادهاست».
۸- هرچه به انسان ابلاغ شد و از آن آگاهی یافت، گرچه یک بار هم باشد انجام دهد و تا حد تواناییاش، به آن عمل کند تا - إن شاءالله - از ذکرکنندگان شود. رسول اکرم جفرمودند: «إِذَا أَمَرْتُكُمْ بِشَيْءٍ فَأْتُوا مِنْهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ» [۱۵].
«اگر شما را به چیزی امر نمودم به اندازهی توان و استطاعت، آن را انجام دهید».
[۸] مختصرا از فصلهای (۱،۲،۴،۹،۱۰،۱۳) الأذكار امام نووی. [۹] بخاری، بدء الوحى، باب: كيف كان بدء الوحى، حدیث (۱) از عمر بن الخطابسو در جاهای بسیار دیگر. و مسلم، الإمارة، باب: قوله: «إنما الأعمال بالنية»، حدیث (۱۹۰۷) همچنین از عمرس. [۱۰] مسلم، الذِّكر والدعاء، باب: فضل الاجتماع على تلاوة القرآن وعلى الذِّكر، حدیث (۲۷۰۰) از ابىهریره و ابىسعیدب. [۱۱] مسلم، الحيض، باب: ذِكر الله تعالى في حال الجنابة وغيرها، حدیث(۳۷۳). [۱۲] بخاری، الأذان، باب: ما جاء في الثوم النِّيْئ والبصل والكُرَّاث، حدیث(۸۵۳) از ابن عمرب. و مسلم، الـمساجد، باب: نهى من أكل ثوماً أو بصلاً أو كُرّاثاًَ أو نحوها، حدیث(۵۶۴) از جابر بن عبد اللهب. البته آخر این روایت از مسلم وارد شده است. [۱۳] بخاری، الأذان، باب: وجوب القراءة للإمام والـمأموم، حدیث(۷۵۷) از ابىهریرهس، و در جاهای دیگر. [۱۴] مسلم، صلاة الـمسافرين وقصرها، باب: جامع صلاة الليل ومن نام عنه أو مرض، حدیث(۷۴۷) از عمر بن الخطابس. [۱۵] قسمتى از حدیث است استخراج بخاری، الاعتصام بالكتاب والسنة، باب: الاقتداء بسنن رسول الله جحدیث(۷۲۸۸) از ابىهریرةس. و مسلم، الحج، باب: فرض الحجّ مرة في العمر، حدیث(۱۳۳۷) همچنین از او.
جابر بن عبداللهسگوید: رسول الله جدعای استخاره را برای استخاره کردن در هر کاری همانند سورهای از قرآن به ما میآموخت و میفرمود: «إِذَا هَمَّ أحدُكُم بِالأمْرِ فَلْيَرْكَعْ رَكْعَتَيْنِ مِن غَيْرِ الفَرِيْضَةِ، ثُمَّ يَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَخِيرُكَ بِعِلْمِكَ وَأَسْتَقْدِرُكَ بِقُدْرَتِكَ وَأَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ الْعَظِيمِ، فَإِنَّكَ تَقْدِرُ وَلاَ أَقْدِرُ. وَتَعْلَمُ وَلاَ أَعْلَمُ وَأَنْتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ، اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الأمْرَ [ويسمِّي حاجَتَهُ] خَيْرٌ لِي فِي دِينِي وَمَعَاشِي وَعَاقِبَةِ أَمْرِي - أَوْ قَالَ: فِي عَاجِلِ أَمْرِي وَآجِلِهِ - فَاقْدُرْهُ لِي ويَسِّرْهُ لِي ثُمَّ بَارِكْ لِي فِيهِ وَإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الأمْرَ شَرٌّ لِي فِي دِينِي وَمَعَاشِي وَعَاقِبَةِ أَمْرِي - أَوْ قَالَ: فِي عَاجِلِ أَمْرِي وَآجِلِهِ - فَاصْرِفْهُ عَنِّي وَاصْرِفْنِي عَنْهُ وَاقْدُرْ لِي الْخَيْرَ حَيْثُ كَانَ، ثُمَّ رَضِّنِي بِهِ» [۱۶].
«هرگاه یکی از شما قصد انجام کاری کند، دو رکعت نماز غیر از نماز فرض بخواند، سپس بگوید: خدایا! من به علم و داناییات از تو طلب خیر میکنم و به قدرتت از تو طلب قدرت میکنم و از تو فضل و احسان بزرگت را میخواهم، هرآینه تو توانایی و من ناتوان. وتو میدانی ومن نمیدانم. و تو دانندهی امور پنهانی. خدایا! اگر میدانی که این کار (حاجت و نیاز من) برای من در دین و دنیایم و سرانجام کارم، خیر است - یا فرمود: حال و آیندهی کارم - آن را برایم مقدر و میسر فرما و سپس برایم در آن برکت ده و اگر میدانی که این کار برای من در دین و دنیایم و سرانجام کارم، شر و بد است - یا فرمود: حال و آیندهی کارم - آن را از من و مرا از آن باز دار و خیر را هرگونه که خیر است، برایم مقدر فرما، سپس مرا به آن راضی گردان».
[۱۶] بخاری، الدعوات، باب: الدعاء عند الاستخارة، حدیث(۶۳۸۲) از جابرسو در جاهای دیگر. در ركعت أول الفاتحه و ﴿قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡكَٰفِرُونَ ١﴾و در ركعت دوم الفاتحه و ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ ١﴾میخواند. ابن حجر در «فتح البارى» در شرح این حدیث گوید: امام نووى خبر داده است كه در دو ركعت سوره «الكافرون والأخلاص» خوانده میشود و شیخ ما العراقی در شرح سنن ترمذى گوید: بر دلیل آن آگاهی نیافتهام و ممكن است كه آن را به دو ركعت قبل از نماز صبح و دو ركعت بعد از نماز مغرب الحاق كرده است و آن هم مناسب چنین حالى میباشد، چون در آن اخلاص و توحید وجود دارد و كسی كه استخاره میكند نیازمند به اخلاص و توحید است. اﻫ بنصّه، والله أعلم.
و دعای سفر
رسول اکرم جهرگاه بر شتر خود سوار میشد و به سفر میرفت سه بار الله اکبر گفته، سپس میفرمود: «سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَإِنَّا إِلَي رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ، اللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُكَ فِي سَفَرِنَا هَذَا الْبِرَّ وَالتَّقْوَي وَمِنَ الْعَمَلِ مَا تَرْضَي، اللَّهُمَّ هَوِّنْ عَلَيْنَا سَفَرَنَا هَذَا وَاطْوِعَنَّا بُعْدَهُ، اللَّهُمَّ أَنْتَ الصَّاحِبُ فِي السَّفَرِ وَالْخَلِيفَةُ فِي الأهْلِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ (وَعْثَاء) [۱۷]السَّفَرِ وَ(كَآبَةِ) الْمَنْظَرِ وَسُوءِ (الْمُنْقَلَبِ) فِي الْمَالِ وَالأهْلِ».
«پاک است آنکه این سواری را برای ما رام و مطیع نمود و (اگر خدا این را برای ما رام نمیکرد) ما توانایی تسخیر کردن آن را نداشتیم و هرآینه ما به سوی پروردگار خویش باز میگردیم. الهی! هرآینه ما در این سفر، نیکویی و پرهیزکاری را از تو میخواهیم و انجام آنچه را که مایهی خشنودی توست. خدایا! این سفر را برای ما آسان گردان و دوری سفر را بر ما کوتاه کن. خدایا! تو همراه ما در سفر و سرپرست خانوادهی مایی. خدایا! من از سختی سفر و از حادثهی غمانگیز و از سختی بازگشت به سوی دارایی و خانوادهام، به تو پناه میبرم».
هنگام بازگشت از سفر دعای مذکور را خوانده و این کلمات را برآن بیفزاید: «آيِبُونَ تَائِبُونَ عَابِدُونَ لِرَبِّنَا حَامِدُونَ» [۱۸].
«ما رجوع کنان، توبه کنان، عبادت کنان و ستایش کنان برای پروردگارمان بازمىگردیم».
[۱۷] وعثاء: شدت وسختى. كآبة: دلتنگی، افسردگی، دلشكستگی. الـمنقلب: بازگشت، محل رجوع. در بیان و شرح این واژهها رجوع شود به «الأذكار» امام نووى باب: «ما يقول إذا ركب دابته». [۱۸] تمامی آن استخراج مسلم، الحج،، باب: ما يقول إذا ركب إلى سفر الحجّ وغيره، حدیث(۱۳۴۲) از ابن عمرب.
رسول الله ج: هنگامى که شخص مسافر را وداع میگفت چنین میفرمود: «أَسْتَوْدِعُ اللهَ دِينَكَ وَأَمَانَتَكَ وَخَوَاتِيمَ عَمَلِكَ» [۱۹].
«دین تو، امانت تو و سرانجام کار تو را به خدا میسپارم».
رسول اکرم جمیفرماید: «زَوَّدَكَ اللَّهُ التَّقْوَي، وَغَفَرَ ذَنْبَكَ، وَيَسَّرَ لَكَ الْخَيْرَ حَيْثُمَا كُنْتَ» [۲۰].
«خدا تو را به سلاح تقوا و پرهیزکاری، مجهز کند و گناهانت را بیامرزد و هر جا که هستی، خیر و نیکی را برایت آسان فرماید».
[۱۹] استخراج احمد در الـمسند، حدیث(۸۴۷۹) از حدیث ابىهریرهس. [۲۰] استخراج ترمذی، الدعوات از رسول الله جباب: دعاء: «زوّدك الله التقوي» حدیث(۳۴۴۴) از انسس.
از ابىهریرهسروایت است که گفت: رسول الله جمرا به این کلمات وداع گفت: «أَسْتَوْدِعُكَ اللَّهَ الَّذِي لا تَضِيعُ وَدَائِعُهُ» [۲۱].
«شما را به خدایی میسپارم که نزد او هیچ امانت و سپردهای، ضایع نمیشود».
[۲۱] استخراج ابن ماجه، الجهاد، باب: تشييع الغزاة، حدیث(۲۸۲۵) از حدیث ابىهریرةس.
رسول الله جفرمودند: «مَنْ لَبِسَ ثَوْبًا فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَسَانِي هَذَا الثَّوْبَ وَرَزَقَنِيهِ مِنْ غَيْرِ حَوْلٍ مِنِّي وَلا قُوَّةٍ، غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَمَا تَأَخَّرَ» [۲۲].
«هر کس پس از پوشیدن لباس نو بگوید: ستایش از آن خدایی است که مرا این لباس پوشانید و آن را بدون توانایی و قدرتی از من، روزیام گردانید، گناهان صغیرهی گذشته و آیندهی او بخشوده میشود».
[۲۲] استخراج ابوداود، اللباس، حدیث(۴۰۲۳) از معاذس.
چنانکه رسول اکرم جبه عمرسگفت، باید بگوید: «الْبَسْ جَدِيدًا، وَعِشْ حَمِيدًا، وَمُتْ شَهِيدًا» [۲۳].
«نو بپوشی و نیکو زندگى کنی و شهید بمیری».
[۲۳] روایت ابن ماجه، (۳۵۵۸) وابن السنی (۲۶۸) از ابن عمرب.
رسول اکرم جفرمودند: «إِذَا دَخَلَ الرَّجُلُ بَيْتَهُ فَذَكَرَ اللَّهَ عِنْدَ دُخُولِهِ، وَعِنْدَ طَعَامِهِ، قَالَ الشَّيْطَانُ: لاَ مَبِيتَ لَكُمْ وَلا عَشَاءَ» الحدیث [۲۴].
«وقتی فرد به خانهی خود وارد میشود، خدا را در هنگام ورود به خانه وخوردن غذا ذکر و یاد کند، شیطان به همراهان خود میگوید: برای شما جای ماندن و خوردن شام نیست».
و همچنین این دعا را بگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ خَيْرَ الْمَوْلِجِ، وَخَيْرَ الْمَخْرَجِ، بِسْمِ اللَّهِ وَلَجْنَا، وَبِسْمِ اللَّهِ خَرَجْنَا، وَعَلَي اللَّهِ رَبِّنَا تَوَكَّلْنَا. ثُمَّ لِيُسَلِّمْ عَلَی أَهْلِهِ» [۲۵].
«خدایا! از تو بهترین ورود، و بهترین خروج خواهانم. به نام خدا وارد شدیم و به نام خدا خارج شدیم و بر پروردگارمان توکل کردیم. سپس بر افراد خانوادهاش سلام میکند».
[۲۴] قسمتى از حدیث، استخراج مسلم، الأشربة، باب: آداب الطعام والشراب، حدیث(۲۰۱۸) از جابر بن عبداللهب. [۲۵] استخراج ابوداود، الأدب، باب: ما يقول الرجل إذا دخل بيته، حدیث(۵۰۹۶). و نووىّ در (الأذكار) آورده است وگفتار ابوداود را ضعیف ندانسته بلكه سكوت كرده است والله أعلم. و علاّمه ابن باز/در (تحفة الأخيار) گفته: ابوداود آن را با اسناد صحیح روایت كرده است.
رسول اکرم جهنگام خارج شدن از خانه میفرمودند: «بِسْمِ اللَّهِ، تَوَكَّلْتُ عَلَي اللَّهِ، لاَ حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إلاَّ بِاللَّهِ، اللَّهُمَّ إنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَضِلَّ أَوْ أُضَلَّ، أَوْ أَزِلَّ أَوْ أُزَلَّ، أَوْ أَظْلِمَ أَوْ أُظْلَمَ، أَوْ أَجْهَلَ أَوْ يُجْهَلَ عَلَيَّ» [۲۶].
«به نام خدا، بر خدا توکل کردم. و نیست توانایی و قدرتی مگر با کمک ویاری خدا. خدایا! من به تو پناه میبرم از اینکه گمراه کنم یا گمراه شوم، بلغزانم یا بلغزم، ظلم کنم یا به من ظلم شود، آزار دهم یا به من آزار رسد».
اگر به این دعابسنده کرد: «بِسْمِ اللهِ، تَوَكَّلْتُ عَلَي اللهِ، لاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ»، همان برای او کافی است.
رسول اکرم جمیفرماید: «مَنْ قَالَ - يَعْنِي إِذَا خَرَجَ مِنْ بَيْتِهِ -: بِسْمِ اللهِ، تَوَكَّلْتُ عَلَي اللهِ، لاَ حَوْلَ وَلاَّ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ، يُقَالُ لَهُ: كُفِيتَ وَوُقِيتَ، وَتَنَحَّي عَنْهُ الشَّيْطَانُ» [۲۷].
«هر کس هنگام خارج شدن از خانه بگوید: به نام خدا، توکل کردم برخدا. و نیست توانایی و قدرتی مگر با کمک و یاری خدا. به او گفته میشود: از هر شر و بدی نجات یافتی وحمایت شدی. و شیطان از راه او دور خواهد شد».
[۲۶] از دو روایت استفاده شده است كه ابو داود روایت كرده است: الأدب، باب: ما يقول إذا خرج من بيته، حـدیث(۵۰۹۴ - ۵۰۹۵) از ام سلمه و از انسب. و ترمذى، حدیث(۳۴۲۷) به معنای آن از ام سلمةل. [۲۷] أبوداود، الأدب، باب: ما يقول إذا خرج من بيته، حدیث(۵۰۹۵) از أنس بن مالكس. و ترمذى، الدعوات، باب: ما جاء ما يقول إذا خرج من بيته، حدیث(۳۴۲۶) همچنین از او. وترمذى گفت: هذا حديث حسن صحيح غريب، لا نعرفه إلا من هـذا الوجه. ا ﻫ. و علاّمه ابن باز/در «تحفة الأخيار» اسناد آن را صحیح دانسته است همچنین الألبانی/در صحيح الجامع، حدیث(۶۴۱۹) آن را صحیح دانسته است.
مسلمان به پیروی از فرمودهی رسول اکرم جمیگوید: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِي قَلْبِي نُورًا، وَفِي بَصَرِي نُورًا، وَفِي سَمْعِي نُورًا، وَعَنْ يَمِينِي نُورًا وَعَنْ يَسَارِي نُورًا، وَفَوْقِي نُورًا وَتَحْتِي نُورًا، وَأَمَامِي نُورًا وَخَلْفِي نُورًا، وَعَظِّمْ لِي نُورًا» [۲۸].
«خدایا! در قلبم نوری قرار ده، و در چشمم نوری، و در گوشم نوری، و از سمت راستم نوری، و از سمت چپم نوری، و از بالا و از پایینم، و از جلویم، و از پشت سرم نوری. و بلند قدر فرما برایم نوری».
[۲۸] مسلم، صلاة الـمسافرين وقصرها، باب: الدعاء في صلاة الليل وقيامه، حدیث(۷۶۳) از ابن عباسب.
رسول الله جفرمودند: «إِذَا دَخَلَ أَحَدُكُمُ الْمَسْجِدَ، [فَلْيُسَلِّمْ عَلَي النَّبِيِّ ج]، ثُمَّ لِيَقُلْ: اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أَبْوَابَ رَحْمَتِكَ . فَإِذَا خَرَجَ فَلْيَقُلْ: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ» [۲۹].
«هر یک از شما وقتی که به مسجد وارد شد، باید بر پیامبر جدرود بفرستد، سپس بگوید: خدایا! دروازههای احسان و نیکیات را بر من بگشا. و در موقع خارج شدن بگوید: خدایا! من از تو فضل و احسانت را میخواهم».
[۲۹] مسلم، صلاة الـمسافرين وقصرها، باب: ما يقول إذا دخل الـمسجد، حدیث(۷۱۳) از ابىحمیدسو عبارت «فليسلّم على النبيّ ج» در آن نیست و آن در روایت ابوداود و نسایى وابن ماجه و غیر آنها با اسناد صحیح موجود است، چنانچه امام نووىّ در «الأذكار» باب: ما يقوله عند دخول الـمسجد والخروج منه آورده است.
«كَانَ النَّبِيُّ جيُعْجِبُهُ التَّيَمُّنُ فِي شَأْنِهِ كُلِّهِ» [۳۰]، «رسول اکرم جدوست داشت هر کار خوب را با دست راست انجام دهد».
امام نووی گوید: با استناد به پایه و اساس شریعت، مستحب است فرد مسلمان انجام هر چیز خوب را جهت زیور و آرایش، با دست راست شروع کند و انجام هر چه را که عکس این باشد، با دست چپ آغاز نماید [۳۱].
با توجه به این قاعده و روش، مسلمان در حال وارد شدن به مسجد، اول پای راست را جلو گذارد و هنگام خارج شدن، پای چپ را جلو نهد.
[۳۰] قسمتى از حدیث را بخارى استخراج كرده است، الوضوء، باب: التيمن في الوضوء والغسل، حدیث(۱۶۸) از عایشهلو در بسیارى از جاهای دیگر. [۳۱] نگا: شرح النووىّ على مسلم (۳/۱۶۰).
در آغاز خوردن وآشامیدن، بسم الله بگوید، چنانکه رسول الله جفرمودند: «يَا غُلامُ سَمِّ اللَّهَ، وَكُلْ بِيَمِينِكَ وَكُلْ مِمَّا يَلِيكَ [۳۲]، فإن نسيَ قالَ: بسمِ اللهِ أوَّلَه وآخِرَه» [۳۳].
«ای غلام! بسم الله بگو و با دست راستت بخور و از پیش روی خود بخور و اگر فراموش کرد، بگوید: بسم الله در اول و آخر آن».
و هنگام اتمام و فراغت از خوردن و آشامیدن، بگوید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ كَثِيرًا طَيِّبًا مُبَارَكًا فِيهِ، غَيْرَ مَكْفِيٍّ وَلا مُوَدَّعٍ، وَلاَ مُسْتَغْنًى عَنْهُ رَبَّنَا لأن النَّبيَّ جكانَ يقولُ ذلكَ إذا رَفَعَ مائدتَهُ» [۳۴].
«ستایش از آن خداست ستایشی بسیار نیکو و پربرکت، خداوند بینیاز است و درخواست و خواهش از او همیشه ادامه دارد، همه به او نیازمندند، خدایا! ستایشمان را قبول فرما. رسول اکرم جاین ذکر را هنگام بلند کردن لقمهی غذا میگفتند».
[۳۲] استخراج بخارى از الأطعمة، باب: قوله تعالى: ﴿كُلُواْ مِن طَيِّبَٰتِ مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ﴾[البقرة: ۵۷ و ۷۲ و الأعراف: ۱۶۰ و طه: ۸۱، حدیث(۵۳۷۶) از عمر ابن أبىسلمهب. ومسلم، الأشربة، باب: آداب الطعام والشراب، حدیث(۲۰۲۲) همچنین از او. [۳۳] دلیل آنچه وارد شده است از أبىداود، الأطعمة، باب: التسمية علي الطعام، حدیث(۳۷۶۷) از عایشهلو حدیث(۳۷۶۸) از اُمیة بن مَخْشِیس. و ترمذى، الأطعمة از رسول الله جباب: ما جاء في التسمية على الطعام، حدیث(۱۸۵۸) همچنین از اوًل، با عبارت: «في أوله وآخره». وابن ماجَهْ، الأطعمة، باب: التسمية عند الطعام، حدیث(۳۲۶۴) همچنین از اول، به عبارت: «في أوله وآخره». [۳۴] استخراج بخارى از الأطعمة، باب: ما يقول إذا فرغ من طعامه، حدیث(۵۴۵۸) از ابىأمامةسو حدیث(۵۴۵۹) همچنین از او با ایـن عبارت: «الحمد لله الذي كفانا وأروانا غير مكفي ولا مكفور». ستایش از آن خدایى است كه ما را كفایت داد و سیراند، خدا بىنیاز است و من به او نیازمندم، یعنى به فضل و نعمت او نیازمندم، فضل و نعمت او را انكار نمیكنم.
رسول اکرم جمیفرماید: «إِذَا عَطَسَ أَحَدُكُمْ فَلْيَقُلِ: الْحَمْدُ لِلَّهِ، وَلْيَقُلْ لَهُ أَخُوهُ أَوْ صَاحِبُهُ: يَرْحَمُكَ اللَّهُ، فَإِذَا قَالَ لَهُ: يَرْحَمُكَ اللَّهُ، فَلْيَقُلْ: يَهْدِيكُمُ اللَّهُ وَيُصْلِحُ بَالَكُمْ» [۳۵].
«وقتی یکی از شما عطسه کند و بگوید: «الحمد لله» (ستایش از آن خداست)، برادر و یا دوست او در جوابش باید بگوید: «یرحمک الله» (خدا تو را رحم کند و ببخشاید) و او در پاسخ بگوید: «یهدیکم الله ویصلح بالکم» خدا شما را به راه راست هدایت کرده، حالتان را نیکو سازد».
[۳۵] استخراج بخارى از الأدب، باب: إذا عطس كيف يشمَّت؟ حدیث(۶۲۲۴) از ابىهریرهس.
مىگوید: «بَارَكَ اللَّهُ لَكَ، وَبَارَكَ عَلَيْكَ، وَجَمَعَ بَيْنَكُمَا فِي خَيْرٍ» [۳۶].
«خدا برای تو و برتو برکت دهد و شما را به نیکویی گرد آورد و به وصالتان رساند».
[۳۶] استخراج ابوداود از النكاح، باب: ما يقال للمتزوج، حدیث(۲۱۳۰) از ابى هریرهس.
رسول اکرم جفرمودند: «لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ إِذَا أَتَي أَهْلَهُ قَالَ: بِسْمِ اللَّهِ، اللَّهُمَّ جَنِّبْنَا الشَّيْطَانَ، وَجَنِّبِ الشَّيْطَانَ مَا رَزَقْتَنَا، فَقُضِيَ بَيْنَهُمَا وَلَدٌ لَمْ يَضُرَّهُ [شَيْطَانٌ أَبَدًا]» [۳۷].
«اگر یکی از شما هنگام نزدیک شدن به همسرش بگوید: به نام خدا، خدایا! ما را از شیطان دور کن و شیطان را از آنچه نصیب ما میکنی دور دار. و سرنوشت شد که فرزندی روزی آنها شود، شیطان هرگز به او ضرر و آسیب نخواهد رساند».
[۳۷] استخراج بخارى از الوضوء، باب: التسمية على كل حال وعند الوقاع، حدیث(۱۴۱) از ابن عباسبو در بسیاری مواضع دیگر. و مسلم، النكاح، باب: ما يستحب أن يقوله عند الجماع، حدیث(۱۴۳۴) همچنین از او. و زیادتى كه در آن است از مسلم میباشد.
رسول الله جمیفرماید: «مَنْ جَلَسَ فِي مَجْلِسٍ فَكَثُرَ فِيهِ لَغَطُهُ، فَقَالَ قَبْلَ أَنْ يَقُومَ مِنْ مَجْلِسِهِ ذَلِكَ: سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ، إلاَّ غُفِرَ لَهُ مَا كَانَ فِي مَجْلِسِهِ ذَلِكَ» [۳۸].
«هرکس در مجلسی نشست و سخن بیهوده (چرند، یاوه، پرگویى، لغزش و سهو) او زیاد شد، اگر پیش از برخاستن از آن مجلس بگوید: ای خدا تو را به پاکی یاد میکنم و تو را ستایش میکنم، گواهى میدهم که خدایی به حق نیست مگر تو، از تو آمرزش میطلبم و به سوی تو توبه میکنم، اشتباهات او درآن مجلس بخشوده میشود».
[۳۸] استخراج ترمذىّ، الدعوات، باب: ما يقول إذا قام من مجلسه، حدیث(۳۴۳۳) از ابىهریرهس.
در حدیث آمده است که: «اسْتَبَّ رَجُلانِ عِنْدَ النَّبِيِّ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَجَعَلَ أَحَدُهُمَا يَغْضَبُ وَيَحْمَرُّ وَجْهُهُ، فَنَظَرَ إِلَيْهِ النَّبيُّ ج، فَقَالَ: إِنِّي لأَعْلَمُ كَلِمَةً لَوْ قَالَهَا لَذَهَبَ ذا عَنْهُ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» [۳۹].
«دو مرد در حضور پیامبر جبه هم دشنام دادند و یکی از آن دو خشمگین میشد و صورتش سرخ میگشت. رسول الله جبه او نظر افکند و فرمود: من سخنی میدانم که اگر آن را بگوید، خشم و غضب از او خواهد رفت: پناه میبرم به خدا از شیطان رانده شده».
[۳۹] استخراج بخارى، الأدب، باب: ما ينهي عنه من السِّباب واللَّعن، حـدیث (۶۰۴۸) از سلیمان بن صُرَدسو مسـلم، البر والصلة والآداب، باب: فضل من يملك نفسه عند الغضب، حدیث(۲۶۱۰) همچنین از او. لفظ آن از مسلم میباشد.
رسول الله جدو دست خود را بلند کرده و فرمود: «اللَّهُمَّ أَغِثْنَا، اللَّهُمَّ أَغِثْنَا، اللَّهُمَّ أَغِثْنَا، اللَّهُمَّ اسْقِنَا، اللَّهُمَّ اسْقِنَا، اللَّهُمَّ اسْقِنَا» [۴۰].
«خدایا! به ما باران بده، خدایا! به ما باران بده، خدایا! به ما باران بده، خدایا! بر ما باران فرو فرست، خدایا! بر ما باران فرو فرست، خدایا! بر ما باران فرو فرست».
[۴۰] قسمتى از حدیث، استخراج بخارى، الاستسقاء، باب: الاستسقاء في الـمسجد الجامع، حدیث(۱۰۱۳) با لفظ «اسقنا». از انسس. و مسلم، صلاة الاستسقاء، باب: الدعاء في الاستسقاء، حدیث(۸۹۷) با عبارت «أغثنا». همچنین از او.
رسول اکرم جهنگام برخاستن توفان میفرمودند: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ خَيْرَهَا وَخَيْرَ مَا فِيهَا، وَخَيْرَ مَا أُرْسِلَتْ بِهِ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّهَا، وَشَرِّ مَا فِيهَا، وَشَرِّ مَا أُرْسِلَتْ بِهِ» [۴۱].
«خدایا! من خیرآن را از تو میخواهم و خیر آنچه در آن است و خیر آنچه برای آن فرستاده شده. و از شر آن به تو پناه میبرم و از شر آنچه در آن است و شر آنچه برای آن فرستاده شده است».
[۴۱] مسلم، صلاة الاستسقاء، باب: التعوذ عند رؤية الريح والغيم، حدیث(۸۹۹) از عایشهل.
رسول الله جهنگام شنیدن صدای رعد میفرمودند: «اللَّهُمَّ لا تَقْتُلْنَا بِغَضَبِكَ، وَلاَ تُهْلِكْنَا بِعَذَابِكَ، وَعَافِنَا قَبْلَ ذَلِكَ. وكانَ عبدُاللهِ بن ُالزُّبَيْرِِبإذا سَمِعَ الرَّعْدَ يقولُ: سُبْحَانَ الَّذِي يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ، وَالْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ» [۴۲].
«خدایا! ما را با غضب خود مکش و ما را با عذاب خود هلاک مکن و قبل از آن ما را سلامت و عافیت ده. و عبدالله بن زبیربهنگام شنیدن رعد میگفت: پاک است کسی که به پاکی یاد میکند رعد او را، به وسیلهی ستایش او. و فرشتگان نیز از ترس او، او را به پاکی یاد میکنند».
[۴۲] بخارىّ در الأدب الـمفرد، حدیث(۷۲۱). و ترمذى، الدعوات، باب: ما يقول إذا سمع الرعد، حدیث(۳۴۵۰) از عمرس. كه گفت: این حدیث غریب است از آن آگاهى نداریم به جز از این وجه. و نووى در «الأذكار» سند آن را ضعیف دانسته است. و این را در اینجا آوردهام به سبب قول ابن حجر در الفتوحات (۴/۲۸۴): «هو متماسك». «یعنى روی هم رفته مقبول است» والله أعلم. اما آنچه از ابن زبیربروایت شده است نزد امام مالك، (۲/۹۹۲) سند آن قطعی است بخارىّ در (الأدب الـمفرد)، حدیث(۷۲۳) وغیر آن و امام نووى در (الأذكار) سند آن را درست دانسته است.
رسول الله جهنگام دیدن باران میفرمود: «اللَّهُمَّ صيّباً نَافِعًا» [۴۳].
«خدایا! بارانی مفید به ما عطا فرما».
اما پس از بارش باران میفرمود: «مُطِرْنَا بِفَضْلِ اللَّهِ وَرَحْمَتِهِ» [۴۴].
«باران بر ما بارید به احسان و کرم و بخشش خدا».
و حضرت اگر بیم داشت که بارش باران ضرر و زیانی به بار آورد، میفرمود: «اللَّهُمَّ حَوَالَيْنَا وَلاَ عَلَيْنَا، اللَّهُمَّ عَلَي الآكَامِ وَالجِبَالِ وَالآجَامِ وَالظِّرَابِ [۴۵]وَبُطُونِ الأوْدِيَةِ وَمَنَابِتِ الشَّجَرِ» [۴۶].
«خدایا! باران را بر دور و اطراف ما ببار نه بر ما. خدایا! برتپهها و کوههای کوچک و درون درهها و جای رویش درختان ببار».
[۴۳] بخارى، الاستسقاء، باب: ما يقال إذا مطرت، حدیث(۱۰۳۲) از عایشهل. [۴۴] قسمتى ازحدیث ازبخارى، الأذان، باب: يستقبل الإمام الناس إذا سلّم، حدیث(۸۴۶) از زید بن خالد الجهن و در جاهای دیگر. و مسلم، الإيمان، باب: بيان كفر من قال مُطرنا بالنَّوء، حدیث(۷۱) همچنین از او. [۴۵] الأجمة: بیشه، درخت زار، جنگل، جایى كه درخت بسیار است، جمع آن آجام است، نگا: لسان العرب لابـن منظور، ج۱، ذیل (أجم). الظرب: كوه كوچك، پشتههای كوچك، تپه، جمع آن ظراب، نگا: همان كتاب، ج۲، ذیل (ظرب). [۴۶] قسمتى از حدیثى است كه ماخذ آن در پىنویس(۴۰) ذكر شد.
رسول الله جدر هنگام رو به رو شدن با مشقت، این دعا را میخواندند: «لاَ إِلَهَ إلاَّ اللَّهُ الْعَظِيمُ الْحَلِيمُ، لاَ إِلَهَ إلاَّ اللَّهُ رَبُّ السَّمَوَاتِ وَالأرْضِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ» [۴۷].
«نیست معبودی به حق مگر خدای یکتای بزرگ و بردبار. نیست معبودی به حق مگر خدای یکتا که پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار عرش بزرگ است».
[۴۷] بخارى، الدعوات، باب: الدعاء عند الكرب، حدیث(۶۳۴۵) از ابن عباسبو در بسیاری جاهای دیگر. و مسلم، الذِّكر والدعاء، باب: دعاء الكرب، حدیث(۲۷۳۰) همچنین از او و لفظ آن از بخارى است.
رسول الله جفرمودند: «اللَّهُمَّ لاَ سَهْلَ إلاَّ مَا جَعَلْتَهُ سَهْلاً، وَأَنْتَ تَجْعَلُ الحَزْنَ [۴۸]إِذَا شِئْتَ سَهْلاً» [۴۹].
«خدایا! هیچ آسانی نیست مگر آنچه تو آن را آسان کنی و تو اگر بخواهی، هر سختی را آسان میکنی».
[۴۸] الحَزْن: زمین ناهموار، پست و بلند. [۴۹. بن حبّان در «صحیحه»، حدیث(۹۷۰) از انسسو ابن السنّی فی «عمل اليوم والليلة»، حدیث(۳۵۳).
رسول اکرم جفرمودند: «... وَإِنْ أَصَابَكَ شَيْءٌ فَلا تَقُلْ: لَوْ أَنِّي فَعَلْتُ كَانَ كَذَا وَكَذَا، وَلَكِنْ قُلْ: قَدَرُ اللَّهِ وَمَا شَاءَ فَعَلَ، فَإِنَّ (لَوْ) تَفْتَحُ عَمَلَ الشَّيْطَانِ» [۵۰].
«.... هرگاه چیزی ناخوشایند به تو رسد، نگو: اگر چنین و چنان میکردم، بلکه بگو: تقدیر خداوند بوده و آنچه بخواهد انجام میدهد، زیرا کلمهی اگر دروازهی کار شیطان را میگشاید».
[۵۰] مسلم، القدر، باب: في الأمر بالقوة وترك العجز، حدیث(۲۶۶۴) از أبىهریرهس.
باید بگوید: «أعوذُ باللهِ، آمنتُ باللهِ ورسُلِهِ».
«به خدا پناه میبرم به خدا و رسولش ایمان میآورم».
رسول الله جفرمودند: «... فَإِذَا بَلَغَهُ فَلْيَسْتَعِذْ بِاللَّهِ وَلْيَنْتَهِ».
«... اگر گرفتار وسوسه شد، به خدا پناه ببرد تا از وسوسه رها شود».
و فرمودند: «... فَمَنْ وَجَدَ مِنْ ذَلِكَ شَيْئًا، فَلْيَقُلْ:آمَنْتُ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ» [۵۱].
«... هر کس کمی به وسوسه دچار شد، بگوید: به خدا و رسولش ایمان آوردم».
[۵۱] بخارى، بدء الخلق، باب: صفة إبلیس وجنوده، حدیث(۳۲۷۶) از أبىهریرهسو مسلم، الإيمان، باب: بیان الوسوسة في الإيمان، حدیث(۱۳۴) همچنین از او. و آنچه در متن آورده شد از مجموع دو روایت است، اول بخارى و سپس مسلم.
«رقي نفرٌ مِن أصحابِ رسولِ الله جسيِّدَ حيٍّ من أحياءِ العربِ، كانَ قد لُدِغَ، رقاهُ أحدُهُم بسورةِ الفاتحةِ:﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾فتعافى، فَجَعَلُوا لَهُمْ قَطِيعَ غَنَمٍ، فأَذِنَ لهمُ النَّبيُّ جباقتسَامِهِ، وقالَ: وَمَا يُدْريكَ أَنَّهَا رُقْيَةٌ، ثُمَّ قَالَ: قَدْ أَصَبْتُمُ اقْسِمُوا وَاضْرِبُوا لِي مَعَكُمْ سَهْمًا، فَضَحِكَ رَسُولُ اللَّهِ ج» [۵۲].
«رییس قبیلهای را حشرهای گزیده بود، عدهای از یاران پیامبر جبر او دعا خواندند، یکی از آنها سورهی فاتحه را بر او خواند و مرد گزیده شده بهبود یافت. در مقابل خواندن دعا، گلهای گوسفند به آنها دادند. رسول اکرم جبه آنها اجازه داد تا بین خود تقسیم کنند و فرمود: ازکجا میدانستی که سورهی فاتحه ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾برای درمان خوب است؟ سپس فرمود: کار خوبی کردید گوسفندها را بین خود تقسیم کنید، یک سهم نیز به من بدهید. سپس پیامبر جخندید».
[۵۲] بخارى، الإجارة، باب: ما يعطى في الرقية على أحياء العرب بفاتحة الكتاب، حدیث(۲۲۷۶) از أبىسعیدسو مسلم، السلام، باب: جواز أخذ الأجرة على الرقية بالقرآن والأذكار، حدیث(۲۲۰۱) همچنین از او. و روایت مختصراً به معنى اس ، ولى لفظ حدیث نص كامل میباشد.
«كَانَ رَسُولَ اللَّهِ جإِذَا اشْتَكَي يَقْرَأُ عَلَي نَفْسِهِ بِالْمُعَوِّذَاتِ وَيَنْفُثُ [۵۳]قيل للزُّهْرِيِّ/: كيفَ يَنْفُثُ؟ قالَ: كانَ يَنْفُثُ عَلَي يَدَيْهِ، ثمَّ يمْسَحُ بهِمَا عَلَي وَجْهِهِ» [۵۴].
«رسول الله جوقتی از چیزی شکایت داشت سورههای معوذه را میخواند، سپس بر خود میدمید. به امام زهری گفته شد: چگونه بر خود میدمید؟ گفت: بر کف دست خود فوت میکرد و بر صورت میکشید».
[۵۳] بخارى، فضائل القرآن، باب: فضل الـمعوّذات، حدیث(۵۰۱۶) از عایشهل. و مسلم، السلام، باب: رقية الـمريض بالـمعوّذات والنَّفْث، حدیث(۲۱۹۲) همچنین از اوست. [۵۴] امام نووى در «الأذكار» قول زهرىّ/را از أذكار الـمرض والـموت آورده است.
«كانَ النَّبيُّ جيضعُ سَبَّابَتَهُ بِالأَرْض ثُمَّ يَرْفَعُهَا، وَيَقُولُ: بِسْمِ اللَّهِ، تُرْبَةُ أَرْضِنَا، بِرِيقَةِ بَعْضِنَا، يُشْفَي بِهِ سَقِيمُنَا، بِإِذْنِ رَبِّنَا» [۵۵].
«رسول الله جانگشت شهادت خود را بر زمین گذاشته سپس آن را بلند کرده و با آنچه از خاک به انگشت مبارکش چسپید به موضع درد و یا زخم شخص مریض گذاشته میفرمود: به نام خدا، خاک زمین ما، تفالهی همدیگر، با اجازهی خدا، بیمار به وسیلهی آن شفا مییابد».
[۵۵] بخارى، الطب، باب: رقية النبيّ ج، حدیث(۵۷۴۵) از عایشهلو مسلم، السلام، باب: استحباب، الرقية، حدیث(۲۱۹۴) همچنین از او. و لفظ آن از مسلم است.
«انسس، ثابت را معالجه كرد وگفت: أَلا أَرْقِيكَ بِرُقْيَةِ رَسُولِ اللَّهِ ج؟ قَالَ: بَلَي، قَالَ: اللَّهُمَّ رَبَّ النَّاسِ، مُذْهِبَ الْبَاسِ، اشْفِ أَنْتَ الشَّافِي، لاَ شَافِيَ إلاَّ أَنْتَ، شِفَاءً لا يُغَادِرُ سَقَمًا» [۵۶].
«آیا تو را به معالجهی رسول الله جدرمان نکنم؟ ثابت گفت: بلی انس گفت: بارخدایا! ای معبود مردم و نابودکنندهی مرضها، شفا بده که تو شفا دهندهای. جزتو شفادهندهای نیست، شفایی که مرضها را باقی نمیگذارد».
[۵۶] بخارى، الطب، باب: رقية النبيّ ج، حدیث(۵۷۴۲) از انسسو مسلـم، السلام، باب: استحباب، رقية الـمريض، حدیث(۲۱۹۱) از عایشهلو لفظ آن از بخارى است.
جبریل÷رسول الله جرا - اگر از چیزی شکایت داشت - درمان میکرد و میفرمود: «بِسْمِ اللهِ يُبْرِيكَ، وَمِنْ كُلِّ دَاءٍ يَشْفِيكَ، وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ، وَشَرِّ كُلِّ ذِي عَيْنٍ» [۵۷].
«به نام خدا درمان میشوی، از هر بیماری و مرضی شفا مییابی و از شر هر حسودی که حسادت ورزد و شر هر چشم زخمی».
[۵۷] مسلم، السلام، باب: الطبّ والـمرض والرّقى، حدیث(۲۱۸۵) از عایشهل.
رسول الله جفرمودند: «ضَعْ يَدَكَ عَلَي الَّذِي يَأْلَمُ مِنْ جَسَدِكَ، وَقُلْ: بِسْمِ اللَّهِ ثَلاثًا، وَقُلْ سَبْعَ مَرَّاتٍ: أَعُوذُ بِاللَّهِ وَقُدْرَتِهِ مِنْ شَرِّ مَا أَجِدُ وَأُحَاذِرُ» [۵۸].
«دستت را بر جایی از بدنت که درد میکند بگذار و سه بار بگو: به نام خدا. و هفت بار بگو: به خدا پناه میبرم و قدرت خدا، از شر آنچه به آن دچار میشوم و از آن بیم دارم و میترسم».
[۵۸] مسلم، السلام، باب: استحباب، وضع يده علي موضع الألم مع الدعاء، حدیث(۲۲۰۲) از عثمان بن أبىالعاص ثقفىس.
رسول الله جفرمودند: «مَنْ عَادَ مَرِيضًا، لَمْ يَحْضُرْ أَجَلُهُ، فَقَالَ عِنْدَهُ سَبْعَ مِرَارٍ: أَسْأَلُ اللَّهَ الْعَظِيمَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ أَنْ يَشْفِيَكَ، إِلاَّ عَافَاهُ اللَّهُ مِنْ ذَلِكَ الْمَرَضِ» [۵۹].
«هر یک از شما بیماری را - که هنوز اجلش فرا نرسیده - عیادت کند و در آن هنگام هفت بار بگوید: از خدای بزرگ مرتبه، پروردگار عرش بزرگ خواهانم که تو را شفا دهد، به یقین خداوند او را از آن مرض شفا میدهد».
و هرگاه رسول الله جبه عیادت بیماری میرفت، میفرمود: «لا بَأْسَ، طَهُورٌ إِنْ شَاءَ اللَّهُ» [۶۰].
«اهمیتی ندارد إن شاء الله (این بیماری) پاک کنندهی گناهان است».
[۵۹] ابوداود، الجنائز، باب: الدعاء للمريض عند العيادة، حدیث(۳۱۰۶) از ابن عباسبو ترمذىّ، الطب، باب: ما يقول عند عيادة الـمريض، حدیث(۲۰۸۳) همچنین از او. ولفظ آن از أبىداود است. [۶۰] بخارى، الـمناقب، باب: علامات النبوّة في الإسلام، حدیث(۳۶۱۶) از ابن عباسب.
رسول الله جفرمودند: «لا يَتَمَنَّيَنَّ أَحَدُكُمُ الْمَوْتَ مِنْ ضُرٍّ أَصَابَهُ، فَإِنْ كَانَ لا بُدَّ فَاعِلاً، فَلْيَقُلْ: اللَّهُمَّ أَحْيِنِي مَا كَانَتِ الْحَيَاةُ خَيْرًا لِي، وَتَوَفَّنِي إِذَا كَانَتِ الْوَفَاةُ خَيْرًا لِي» [۶۱].
«هیچ یک از شما به خاطر زیانی که به او رسیده، آرزوی مرگ نکند ! ولی اگر ناگزیر است که چنین آرزویی کند، بگوید: خدایا! اگر زندگى برای من خیر است، مرا زنده بدار و اگر مرگ برای من خیر است، مرا بمیران».
[۶۱] بخارى، الـمرضى، باب: نهى تمنى الـمريض للموت، حدیث(۵۶۷۱) از انسس. و مسلم، الذِّكر والدعاء، باب: كراهة تمني الـموت، حدیث(۲۶۸۰) همچنین از او. و لفظ آن از بخارى است.
(هنگامى که انسان به مرضی دچار شده که پایانی جز مرگ ندارد)
رسول الله جدر بستر مرگ فرمودند: ﴿ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّٰلِحِينَۚ وَحَسُنَ أُوْلَٰٓئِكَ رَفِيقٗا﴾[النساء: ۶۹] «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي، وَارْحَمْنِي، وَأَلْحِقْنِي بِالرَّفِيقِ الأَعْلَي [۶۲]، كما يُستحَبُّ لهُ كذلكَ أنْ يُكثِرَ منْ تِلاَوَةِ القرآنِ وَقَوْلِ الأذكارِ».
«(خدایا مرا) با پیامبران و صدیقان و شهیدان و نیکوکاران (محشور گردان)، چه نیکو رفیقانی هستند. خدایا! مرا ببخشا و به من رحم کن و مرا به خود پیوند ده. همچنین مستحب است قرآن را بسیار تلاوت کند و ذکرهای بسیار بگوید».
[۶۲] بخارى، الـمغازي، باب: مرض النبيّ جووفاته، حدیث(۴۴۴۰) از عایشهلو مسلم، فضائل الصحابة، باب: في فضل عائشة، حدیث(۲۴۴۴) همچنین از او.
رسول الله جفرمودند: «مَنْ كَانَ آخِرُ كَلامِهِ: لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، دَخَلَ الْجَنَّةَ» [۶۳].
«هرکس آخرین کلام او «لا إله إلاَّ الله» باشد، وارد بهشت میشود».
و رسول الله جفرمود: «لَقِّنُوا مَوْتَاكُمْ: لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ» [۶۴].
«به کسانی که در حال مرگ هستند (لا إله إلاَّ الله) تلقین کنید».
[۶۳] ابوداود، الجنائز، باب: في التلقين، حدیث(۳۱۱۶) از معاذ بن جبلسو حدیث گواه و شاهدی ازحدیث أبىهریرهسدارد، ابن حبّان، حدیث(۷۱۹). [۶۴] مسلم، الجنائز، باب: تلقين الـموتى (لا إله إلا الله)، حدیث(۹۱۶) از ابىسعید خُدریس.
چگونه میتوان کلمهی توحید را به افراد محتضر (در حال مرگ) تلقین کرد؟
آن را با مهربانی و ملایمت و نرمی به او تلقین کنید، با ترس از اینکه آن را رد کند. و العیاذ بالله.
و اگر آن را بر زبان آورد، دوباره بر او تکرار نکنید، مبادا پس ازآن حرف دیگرى بزند (و از کلمهی توحید بازگردد) [۶۵].
[۶۵] برداشت و نظر نووی در «الأذكار»، باب: ما يقوله من أيس من حياته.
رسول الله جبر جنازهای نماز خواندند و فرمودند: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَهُ وَارْحَمْهُ، وَعَافِهِ وَاعْفُ عَنْهُ، وَأَكْرِمْ نُزُلَهُ، وَوَسِّعْ مُدْخَلَهُ، وَاغْسِلْهُ بِالْمَاءِ وَالثَّلْجِ وَالْبَرَدِ، وَنَقِّهِ مِنَ الْخَطَايَا كَمَا نَقَّيْتَ الثَّوْبَ الأبْيَضَ مِنَ الدَّنَسِ، وَأَبْدِلْهُ دَارًا خَيْرًا مِنْ دَارِهِ، وَأَهْلاً خَيْرًا مِنْ أَهْلِهِ، وَزَوْجًا خَيْرًا مِنْ زَوْجِهِ، وَأَدْخِلْهُ الْجَنَّةَ، وَأَعِذْهُ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ، ومِنْ عَذَابِ النَّارِ» [۶۶].
«بارخدایا! گناهان او را عفو کن و او را ببخشای و رحمت و عافیت فرما و او را وقت فرود آوردن در قبر بزرگ دار و جایگاهش را وسیع گردان و او را با آب و یخ و برف بشوی و از گناهان پاکش کن، همان گونه که جامهی سفید از نجاست پاک میشود. و به وی خانهای بهتر از خانهی این دنیا و خانوادهای بهتر از خانوادهی این دنیایش عنایت فرما و او را به بهشت وارد گردان و از رنج وسختی قبر و عذاب جهنم محفوظش بدار».
[۶۶] مسلم، الجنائز، باب: الدعاء للميت في الصلاة، حدیث(۹۶۳) از عوف بن مالكس.
رسول الله جمیفرماید: «مَا مِنْ مُسْلِمٍ تُصِيبُهُ مُصِيبَةٌ، فَيَقُولُ مَا أَمَرَهُ اللَّهُ: إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إلَيْهِ رَاجِعُونَ، اللَّهُمَّ أْجُرْنِي فِي مُصِيبَتِي وَأَخْلِفْ لِي خَيْرًا مِنْهَا، إِلاَّ أَخْلَفَ اللَّهُ لَهُ خَيْرًا مِنْهَا» [۶۷].
«هر مسلمانی که بر او مصیبتی وارد آید و همان طورکه خدا به او امر فرموده، بگوید: ما از آن خداییم و به سوی او باز میگردیم. خدایا! مرا بر مصیبتم اجر و پاداش ده و بهتر از او را به جانشینىاش به من عطا کن، خداوند حتما بهتر از او را جانشینش قرار میدهد».
[۶۷] مسلم، الجنائز، باب: ما يقال عند الـمصيبة، حـدیث(۹۱۸) از ام سلمهل.
چنانکه رسول خدا جوقتی که دخترش فردی را به سوی حضرت فرستاد و گفت: پسر او فوت کرده است، شخصی به سوی او فرستاد و فرمود: سلام مرا به او برسانید و بگویید: «إِنَّ لِلَّهِ مَا أَخَذَ وَلَهُ مَا أَعْطَي وَكُلٌّ عِنْدَهُ بِأَجَلٍ مُسَمًّي فَلْتَصْبِرْ وَلْتَحْتَسِبْ» [۶۸].
«برای خداست آنچه گرفته و از آن اوست آنچه به ما داده و هر چیز نزد او دارای تقدیر و سرنوشتی معین است، پس صبرکن و نزد خدا پاداش اجر به شمار آور».
[۶۸] بخارى، الجنائز، باب: قول النبيّ ج«يُعذّب الـميت ببعض بكاء أهله عليه»، حدیث(۱۲۸۴) و در بسیاری از جاهای دیگر، از أسامة بن زید، و مسلم، الجنائز، باب: البكاء على الـميت، حدیث(۹۲۳) همچنین از او.
بر پدر و مادر آن کودک دعا کند و بگوید: «اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لَهُمَا فَرَطاً [۶۹]، وَاجْعَلْهُ لَهُمَا سَلَفاً، وَاجْعَلْهُ لَهُمَا ذُخْراً، وَثَقِّلْ بِهِ مَوَازِينَهُمَا، وَأَفْرِغِ الصَّبْرَ عَلَي قَلُوبِهِما، وَلاَ تَفْتِنْهُمَا بَعْدَهُ، وَلاَ تَحْرِمْهُمَا أَجْرَهُ» [۷۰].
«بارخدایا! او را برایشان استقبال کننده (پیشقدم به بهشت) قرار ده واو را برای آنها جانشینی(در بهشت) کن و سرمایهای برای آنها قرار ده و به خاطر او ترازوی اعمال آنها را گران کن و به آنها صبر و شکیبایی ببخش و آنها را پس از مردن او گمراه و منحرف مگردان و از اجر (از دست دادن او و صبر بر آن) محرومشان مکن».
[۶۹] فَرَطاً: پیش قدم به بهشت. [۷۰] برگزیدهی نووىّ در «الأذكار»، باب: أذكار الصلاة علي الـميت. و بخارى در الجنازة از صحیح خود عنوان كرد و گفت: بابى در قرائت فاتحه بر نماز جنازه. حـسن بصرىّ گوید: بر جنـازهی كودك فاتحه خوانده میشود و میگوید: «اللهم اجعله لنا سَلَفاً وفَرَطاًَ وأجرا». «خدایا! او را براى ما سرمایه و اجر و پاداش قرار ده». جایز است مسلمان به غیر از این دعاى دیگری نیز بكند، زیرا دلیل صریحى بر آن وارد نشده است. والله أعلم.
آیا در هنگام تشییع جنازه، لازم است چیزی گفته شود؟
بدان - خدا تو را رحم کند - که قول صواب و درست که پیشینیان و نیاکانشبر آن بودند، این است: سکوت وآرامش در حال تشییع جنازه و اگر به ذکر یا فکری مشغول شد، صدای خود را بلند نکند [۷۱].
[۷۱] نیز امام نووىّ آن را برگزیده است.
رسول الله جدر پایان دفن مرده، بر قبر ایستاده، میفرمودند: «اسْتَغْفِرُوا لأَخِيكُمْ، وَسَلُوا لَهُ بِالتَّثْبِيتِ فَإِنَّهُ الآنَ يُسْأَلُ» [۷۲].
«برای برادرتان استغفار کنید و از خدا برای او اثبات و پذیرش گفتار (حق و درست) او را بخواهید، زیرا هم اکنون از او سؤال میشود».
[۷۲] ابوداود، الجنائز، باب: الاستغفارعند القبر للميت، حدیث(۳۲۲۱) از عثمان بن عفانس.
(فایده): علما همه بر این قولند که مردگان از دعا بهره برده و ثواب دعا نیز به آنها میرسد [۷۳].
دعایی که مسلمانان از رسول الله جآموختهاند، چنین است: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِحَيِّنَا وَمَيِّتِنَا، وَصَغِيرِنَا وَكَبِيرِنَا، وَذَكَرِنَا وَأُنْثَانَا، وَشَاهِدِنَا وَغَائِبِنَا، اللَّهُمَّ مَنْ أَحْيَيْتَهُ مِنَّا فَأَحْيِهِ عَلَي [الإيمَانِ]، وَمَنْ تَوَفَّيْتَهُ مِنَّا فَتَوَفَّهُ عَلَي [الإسْلامِ] اللَّهُمَّ لاَ تَحْرِمْنَا أَجْرَهُ وَلا تُضِلَّنَا بَعْدَهُ» [۷۴].
«الهی! بر زندگان ما و مردگان ما، برکوچک و بزرگ ما، بر مرد و زن ما، بر حاضر و غایب ما مغفرت کن. الهی! هر کس را از ما زنده میکنی و متولد میکنی، با ایمان به دنیا آور و هر آن کس که از ما میگیری، مسلمان بگیر و مؤمن بمیران. خدایا! ما را از اجر و پاداش [صبر کردن بر رنج و فاتش] محروم مکن و ما را پس از مردن او گمراه و منحرف مگردان».
(فایده) حق مسلمان بر مسلمان دیگر این است که خوبیهای او را بگوید حتی پس از مرگ.
رسول الله جفرمودند: «لا تَسُبُّوا الأمْوَاتَ، فَإِنَّهُمْ قَدْ أَفْضَوْا إِلَي مَا قَدَّمُوا» [۷۵].
«به مردگان دشنام ندهید، زیرا به سوی آنچه که انجام دادهاند، رفتهاند».
[۷۳] امام نووىّ/آن را در (الأذكار) باب: ما ينفع الـميت من قول غير، نقل كرده است. [۷۴] ابوداود، الجنائز، باب: الدعاء للميت، حدیث(۳۲۰۱) از ابىهریرهسو ترمذىّ، الجنائز، باب: ما يقول في الصلاة على الـميت، حدیث(۱۰۲۴). البته لفظ از ابىداود است و ترمذى دو كلمهی «الإيمان» و«الإسلام» را با هم تبدیل كرده است. [۷۵] بخارى، الجنائز، باب: ما ينهي من سب الأموات، حدیث(۱۳۹۳) از عایشهلو حدیث(۶۵۱۶) همچنین از او.
رسول الله جبه مسلمانان آموخته که هرگاه به قبرستان رفتند، چنین بگویند: «السَّلامُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الدِّيَارِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُسْلِمِينَ، وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ، لَلاحِقُونَ، أَسْأَلُ اللَّهَ لَنَا وَلَكُمُ الْعَافِيَةَ» [۷۶].
«سلام و درود بر شما باد ای خانههای مؤمنان و مسلمانان! ما نیز - هرگاه خدا بخواهد - به شما خواهیم پیوست، از خداوند برای خودمان و برای شما سلامتی میطلبیم».
[۷۶] مسلم، الجنائز، باب: ما يقال عند دخول القبور، حدیث(۹۷۵) از عایشهل.
بدان - خدا تو رحم کند - که ذکرهای شبانه روزی بسیار است و اکنون مجال سخن گفتن از همهی آنها نیست و در این کتاب فقط گزیده أی از اذکار و اوراد صحیح به نظر خوانندگان گرامى خواهد رسید تا حفظ آن آسان گشته و بتوان به آنها پای بند شد و عمل کرد. از خدا یاری بخواه و ناتوان مباش و بر چیزی که به تو نفع برساند حریص باش، زیرا بهتر از این ذکرها چیز دیگرى وجود ندارد.
مىگوید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَحْيَانَا بَعْدَ مَا أَمَاتَنَا وَإِلَيْهِ النُّشُورُ» [۷۷].
«ستایش از آن خدایی است که ما را پس از مردن زنده گردانید و زنده شدن به سوی اوست».
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَافَانِي فِي جَسَدِي، وَرَدَّ عَلَيَّ رُوحِي، وَأَذِنَ لِي بِذِكْرِهِ» [۷۸].
«ستایش از آن خدایی است که به من صحت و تندرستی بخشید و جنم را به من باز گردانید و به من اجازهی ذکرش را داد».
سپس آیة الکرسی را میخواند: ﴿ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡحَيُّ ٱلۡقَيُّومُ﴾
زیرا در حدیث چنین آمده است که: «لَنْ يَزَالَ عَلَيْكَ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ، وَلا يَقْرَبُكَ شَيْطَانٌ حَتَّي تُصْبِحَ» [۷۹].
«با خواندن آن همچنان از تو محافظت میشود و شیطان جرات نزدیک شدن به تو را ندارد تا صبحگاهان».
و سورههای معوذه (اخلاص، فلق، ناس) را سه بار میخواند، زیرا به فرمودهی رسول الله ج: «تَكْفِيكَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ» [۸۰].
«از شر هر چیز برای او کافی است».
واگر صبح یا شب فرا رسید، سید الاستغفار را میخواند، همانگونه که رسول الله جفرمودند: «سيّدُ الاستغفارِ: اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّي لا إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، خَلَقْتَنِي وَأَنَا عَبْدُكَ، وَأَنَا عَلَي عَهْدِكَ وَوَعْدِكَ مَا اسْتَطَعْتُ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا صَنَعْتُ، أَبُوءُ لَكَ بِنِعْمَتِكَ عَلَيَّ، وَأَبُوءُ [لَكَ] بِذَنْبِي فَاغْفِرْ لِي، فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلا أَنْتَ» [۸۱].
«خدایا! تو پروردگار منی. معبودی به حق جز تو نیست مرا آفریدی ومن بندهی توام وبه پیمان و وعدهی خود با تو، تا آن جا که بتوانم، پایدارم. از شر آنچه انجام دادهام، به تو پناه میبرم. از نعمت تو بر خود آگاهم و به گناهانم اعتراف دارم. مرا بیامرز، همانا جز تو کسی آمرزندهی گناهان نیست».
و بامدادان بگوید: «اللَّهُمَّ بِكَ أَصْبَحْنَا، وَبِكَ أَمْسَيْنَا، وَبِكَ نَحْيَا، وَبِكَ نَمُوتُ، وَإِلَيْكَ النُّشُورُ».
«خدایا! به امر تو صبح کردیم و به امر تو شام کردیم. به امر تو زنده میشویم و به امر تو میمیریم. و زنده شدن به سوی توست».
و شامگاهان بگوید: «اللَّهُمَّ بِكَ أَمْسَيْنَا، وَبِكَ أَصْبَحْنَا، وَبِكَ نَحْيَا، وَبِكَ نَمُوتُ، وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ» [۸۲].
«خدایا! به فرمان تو شام کردیم و به فرمان تو شب را به صبح رساندیم. به فرمان تو زنده میشویم و به فرمان تو میمیریم و بازگشت ما به سوی توست».
وقتی که صبح شد بگوید: «أصْبحنا وأصبحَ الْمُلْكُ لِلَّهِ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ، لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ، وَلَهُ الْحَمْدُ، وَهُوَ عَلَي كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».
«به بامداد وارد شدیم وجهانیان به بامداد وارد شدند، درحالی که آنها ازآن خدا هستند وستایش از آن خداست و معبودی به حق نیست مگر خدای یکتا. یگانه است، شریکی ندارد، پادشاهی از آن اوست و ستایش از آن او. و او بر هر چیز تواناست».
و شب هنگام بگوید: «أَمْسَيْنَا وَأَمْسَي الْمُلْكُ لِلَّهِ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ، لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ، وَلَهُ الْحَمْدُ، وَهُوَ عَلَي كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ. وزادَ إنْ شاءَ:«رَبِّ أَسْأَلُكَ خَيْرَ مَا في هَذِهِ اللَّيْلَةِ، وَخَيْرَ مَا بَعْدَهَا، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ، وَشَرِّ مَا بَعْدَهَا» [۸۳].
«به شامگاه وارد شدیم و جهانیان به شامگاه وارد شدند، در حالی که ازآن خدا هستند و ستایش از آن خداست و معبودی به حق نیست مگر خدای یکتا. یگانه است، شریکی ندارد، پادشاهی از آن اوست و ستایش از آن او. و او بر هر چیز تواناست. و اگر خواست این را افزون میکند: پروردگارا! از تو خیر آنچه در این شب است و خیر آنچه پس از آن است، میخواهم و به تو از شر آنچه در این شب است و شر آنچه پس از آن است، پناه میبرم».
[۷۷] بخارى، الدعوات، باب: ما يقول إذا أصبح، حدیث(۶۳۲۵) از ابوذر غفارىسو حدیث(۷۳۹۵) همچنین از اوست. [۷۸] روایت ترمذىّ، الدعوات، باب: «منه دعاء باسمك ربي وضعت جنبي»، حدیث(۳۴۰۱) از ابىهریرهس. [۷۹] بخارى، بدء الخلق، باب: صفة إبليس وجنوده، حدیث(۳۲۷۵) از ابىهریرهسو در بسیاری از جاهای دیگر. [۸۰] ابوداود، الأدب، باب: ما يقول إذا أصبح، حدیث(۵۰۸۲) از عبدالله بن خُبیبسو ترمذى، الدعوات، باب: الدعاء عند النوم، حدیث(۳۵۷۵) همچنین از او. [۸۱] بخارى، الدعوات، باب: أفضل الاستغفار، حدیث(۶۳۰۶) از شداد بن أوسسو حدیث(۶۳۲۳) همچنین از اوً با زیادت لفظ «لك» و با تأخیر قول: «أعوذ بك من شر ما صنعت». [۸۲] ابوداود، الأدب، باب: ما يقول إذا أصبح، حدیث(۵۰۶۸) از ابىهریرهسبا لفظ «النشور» در صبح و شام. تذكر: روایتى كه در متن ثابت است امام ابن القیم آن را در شرح سنن ابىداود ترجیح داده است با قول: (و این اولى و مستندترین روایت محفوظ است، زیرا «النشور» به معناى بیدار شدن از خواب صبح و «الـمصير» به معنای و گردیدن و دگرگون شدن و منقلب شدن به سوی خواب در هنگام شب است و نیز به معنی مرگ و رفتن به سوی خداست. نگا: مختصر سنن أبىداود للمنذری ص۳۳۰. و در حاشیهی شیخ الألبانی بر صحیح أبىداود/ص۹۵۶، چنین آمده: كذا الأصل، غیر از این كه در پاورقی یكی از دو خطوط تصحیح شده: «وإليك النشور» الأخیرة إلى: «وإليك الـمصير».ا ﻫ [۸۳] مسلم، الذِّكر والدعاء، باب: التعوّذ من شر ما عمل، حدیث (۲۷۲۳) از عبدالله بن مسعودس.
بدان خدا تو را رحم کند که باید همهی آنچه تا به حال گذشت گفته شود و درود فراوان بر رسول الله جبرآن افزوده شود، چنانکه رسول الله جفرمودند: «مِنْ أَفْضَلِ أَيَّامِكُمْ يَوْمُ الْجُمُعَةِ، فَأَكْثِرُوا عَلَيَّ مِنْ الصَّلاةِ فِيهِ ...» الحديث [۸۴].
«از بهترین روزهای شما روزجمعه است، پس در آن روز درود فراوان بر من بفرستید».
[۸۴] قسمتى از روایتى است كه در پىنویس (۷) ذكر شد.
بدان - خداوند تو را رحم و عنایت کند - کسی که میخواهد بخوابد، سنت است کارهایی انجام دهد و ذکرهایی [۸۵]را بر زبان آورد، که اینک برخی از آنها در پی خواهد آمد. سپس دلایل آن، به ترتیب ذکر خواهد شد تا برای کسانی که بخواهند از سنت رسول الله جپیروی کنند، سهل وآسان شود.
ذکرها از این قرارند:
۱- خواندن آیة الکرسی.
۲- خواندن آیات آخر سورهی بقره:
﴿ءَامَنَ ٱلرَّسُولُ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مِن رَّبِّهِۦ...﴾[البقرة: ۲۸۵-۲۸۶].
۳- خواندن سورهی کافرون: ﴿قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡكَٰفِرُونَ ١﴾.
۴- اینکه سورههای معوذه (اخلاص، فلق، ناس) را بخواند، سپس در کف دستهای خود دمیده و به بدن خود بمالد تا جایی که دستش میرسد. از سر و صورت شروع کند تا قسمت جلو بدن. و این کار را سه بار تکرار نماید.
۵- گفتن ۳۴بار الله أكبر، ۳۳بار الحمدللهو ۳۳بار سبحانالله.
۶- و بگوید: «اللهمَّ بِاسْمِكَ أَحْيَا، وَبِاسْمِكَ أَمُوتُ».
«خداوندا! با نام تو زنده میشوم و میمیرم».
۷- بگوید: «باسمكَ رَبِّي وَضَعْتُ جَنْبِي وَبِكَ أَرْفَعُهُ، إِنْ أَمْسَكْتَ نَفْسِي فَارْحَمْهَا، وَإِنْ أَرْسَلْتَهَا فَاحْفَظْهَا بِمَا تَحْفَظُ بِهِ عِبَادَكَ الصَّالِحِينَ».
«پروردگارا! با نام تو پهلویم را به زمین گذاشتم و با نام تو آن را بلند میکنم. اگر جانم را گرفتی، به آن رحم کن و اگر آن را نگه داشتی، به آنچه بندگان نیک و صالح را حفظ میکنی حفظ نما».
۸- بگوید: «اللهمَّ أَسْلَمْتُ نَفْسِي إِلَيْكَ، وَفَوَّضْتُ أَمْرِي إِلَيْكَ، وَوَجَّهْتُ وَجْهِي إِلَيْكَ، وَأَلْجَأْتُ ظَهْرِي إِلَيْكَ، رَغْبَةً وَرَهْبَةً إِلَيْكَ، لاَ مَلْجَأ وَلاَ مَنْجَا مِنْكَ إِلاَّ إِلَيْك، آمَنْتُ بِكِتَابِكَ الَّذِي أَنْزَلْتَ، وَبِنَبِيِّكَ الَّذِي أَرْسَلْتَ».
«الهی! جانم را به تو سپردم و کارم را به تو واگذاشتم و رویم را به سوی تو گردانیدم و به تو تکیه کردم. در حال امید به ثوابت و ترس از عذابت، پناهگاه و راه نجاتی از عذاب تو جز به سوی تو نیست. به کتابی که نازل نمودی و پیامبری که فرستادی، ایمان آوردم». و این آخرین دعایی است که بر زبان میآورد.
اکنون دلیل آن اذکار به ترتیب چنین است
۱- در روایت ابی هریره آمده است که وقتی میخواست زکات رمضان (فطر) را نزد خود نگهدارد، شیطان وارد شد واین دعا را به او آموخت: «إِذَا أَوَيْتَ إِلَى فِرَاشِكَ، فَاقْرَأْ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وقال النَّبيُّ ج: صَدَقَكَ وَهُوَ كَذُوبٌ» [۸۶].
«وقتی به رختخواب رفتی آیة الکرسی را بخوان. رسول الله جفرمود: راست گفت با اینکه درغگوست».
۲- رسول الله جفرمودند: «الآيَتَانِ مِنْ آخِرِ سُورَةِ الْبَقَرَةِ مَنْ قَرَأَ بِهِمَا فِي لَيْلَةٍ كَفَتَاهُ» [۸۷].
«هر کس دو آیهی آخر سورهی بقره را در شب بخواند برای او کافی است. (یعنی بدی به او نمیرسد)».
۳- رسول الله جفرمودند: «اقْرَأْ﴿قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾ثُمَّ نَمْ عَلَي خَاتِمَتِهَا فَإِنَّهَا بَرَاءَةٌ مِنَ الشِّرْكِ» [۸۸].
«سورهی کافرون را بخوان، سپس بخواب که برای تو برائت از شرک خواهد بود».
۴- «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ جإِذَا أَخَذَ مَضْجَعَهُ نَفَثَ [۸۹]فِي يَدِهِ وَقَرَأَ بِالْمُعَوِّذَاتِ [۹۰]وَمَسَحَ بِهِمَا جَسَدَهُ» [۹۱].
«رسول الله جهنگام خواب، سورههای معوذه (اخلاص، فلق، ناس) را میخواند و در دستهای خود میدمید و به بدن میمالید».
۵- رسول الله جبه علی و فاطمهبفرمودند: «إِذَا أَخَذْتُمَا مَضَاجِعَكُمَا، فَكَبِّرَا اللَّهَ أَرْبَعًا وَثَلاثِينَ، وَاحْمَدَا ثَلاثًا وَثَلاثِينَ، وَسَبِّحَا ثَلاثًا وَثَلاثِينَ» [۹۲].
«وقتی به رختخواب رفتید ۳۴بار الله اکبر، ۳۳بار الحمدلله و۳۳بار سبحان الله بگویید».
۶- رسول الله جموقع رفتن به رختخواب میفرمودند: «اللَّهُمَّ بِاسْمِكَ أَحْيَا، وَبِاسْمِكَ أَمُوتُ» [۹۳].
«خدایا! با نام تو زنده میشوم و با نام تو میمیرم».
۷ - رسول الله جفرمودند: «إِذَا أَوَي أَحَدُكُمْ إِلَي فِرَاشِهِ، فَلْيَنْفُضْ فِرَاشَهُ بِدَاخِلَةِ إِزَارِهِ، فَإِنَّهُ لا يَدْرِي مَا خَلَفَهُ عَلَيْهِ، ثُمَّ يَقُولُ: بِاسْمِكَ رَبِّي وَضَعْتُ جَنْبِي وَبِكَ أَرْفَعُهُ، إِنْ أَمْسَكْتَ نَفْسِي فَارْحَمْهَا وَإِنْ أَرْسَلْتَهَا فَاحْفَظْهَا بِمَا تَحْفَظُ بِهِ عِبَادَكَ الصَّالِحِينَ» [۹۴].
«هر یک از شما هنگام رفتن به بستر، لازم است رختخواب خود را از داخل بتکاند، زیرا نمیداند چه بر آن آمده یا وارد شده است، سپس بگوید: پروردگارا! با نام تو پهلویم را به زمین گذاشتم و با نام توآن را بلند میکنم اگر جانم را گرفتی، به آن رحم کن و اگر آن را نگه داشتی، به آنچه بندگان نیک و صالح را حفظ میکنی، حفظ نما».
۸- رسول الله جفرمودند: «إِذَا أَتَيْتَ مَضْجَعَكَ، فَتَوَضَّأْ وُضُوءَكَ لِلصَّلاةِ، ثُمَّ اضْطَجِعْ عَلَي شِقِّكَ الأيْمَنَ وَقُلْ: اللَّهُمَّ أَسْلَمْتُ نَفْسِي إِلَيْكَ، وَفَوَّضْتُ أَمْرِي إِلَيْكَ، وَوَجَّهْتُ وَجْهِي إِلَيْكَ، وَأَلْجَأْتُ ظَهْرِي إِلَيْكَ، رَغْبَةً وَرَهْبَةً إِلَيْكَ، لا مَلْجَأَ وَلا مَنْجَا مِنْكَ إِلا إِلَيْكَ، آمَنْتُ بِكِتَابِكَ الَّذِي أَنْزَلْتَ، وَ[بِ]نَبِيِّكَ الَّذِي أَرْسَلْتَ، فَإِنْ مُتَّ مُتَّ عَلَي الْفِطْرَةِ، [واجعلْهنَّ مِن آخرِ كلامك]» [۹۵].
«هنگام رفتن به بستر، همان طورکه برای نماز وضو میگیری وضو بگیر، سپس برطرف راستت بخواب و بگو: الهی! جانم را به تو سپردم و کارم را به تو واگذاشتم و رویم را به سوی تو گردانیدم و به تو تکیه کردم. در حال امید به ثوابت وترس از عذابت، پناهگاه و راه نجاتی از عذاب تو جز به سوی تو نیست. به کتابی که نازل نمودی و پیامبری که فرستادی، ایمان آوردم».
چنانچه در این حالت بمیری، بر فطرت (مسلمان و مؤمن بودن) خواهی مرد وآن را آخرین کلامت بگردان.
[۸۵] فقط اقوال را ذكر كردهام و - ان شاء الله - آداب در كتابى جداگانه با تفصیل و جملهای از آداب اسلام ضمن سلسله: «زاد الـمؤمن» خواهد آمد. [۸۶] قسمتى از حدیثی است كه بخارى آن را روایت كرده و در پىنویس (۷۹) گذشت. [۸۷] بخارى، فضائل القرآن، باب: من لم ير بأساً أن يقول: سورة البقرة وسورة كذا، حدیث(۵۰۴۰) از ابىمسعود انصارىسو در جاهای بسیار دیگر. و مسلم، صلاة الـمسافرين وقصرها، حدیث (۸۰۷) با كمی اختلاف. و حدیث(۸۰۸) همچنین از او. و آن لفظ انتخاب شده است. [۸۸] ابوداود، الأدب، باب: ما يقول عند النوم، حدیث(۵۰۵۵) از نوفل الأشجعیسو ترمذىّ، الدعوات، باب: ما جاء في من يقرأ من القرآن عند الـمنام، حدیث(۳۴۰۳) همچنین از او. و لفظ آن از ابىداود است. [۸۹] النفث: دمیدن بدون این كه آب دهان بیرون آید. [۹۰] الـمعوّذات: سوره هاى اخلاص، فلق، ناس. [۹۱] بخارى، الدعوات، باب: التعوذ والقراءة عند الـمنام، حدیث(۵۰۱۷) از عایشهلو حدیث(۶۳۱۹) همچنین از او و روایت دوم انتخاب شده است. [۹۲] بخارى، فرض الخُمُس، باب: ما ذكر عن درع النبيّ ج، حـدیث(۳۱۱۳) از علىسو در جاهای دیگر. و مسلم، الذِّكر والدعاء، باب: التسبيح أول النهار وعند النوم، حدیث(۲۷۲۷) همچنین از او. [۹۳] بخارى، الدعوات، باب: ما يقول إذا نام، حدیث(۶۳۱۲) از حذیفةسو مسلم، الذِّكر والدعاء، باب: ما يقول عند النوم، حدیث(۲۷۱۱) همچنین از او و لفظ از مسلم است. [۹۴] بخارى، الدعوات، یك باب بعد از باب: التعوّذ والقراءة عند الـمنام، حدیث(۶۳۲۰) از ابىهریرهسو مسلم، الذِّكر والدعاء، باب: الدعاء عند النوم، حدیث(۲۷۱۴) همچنین از او و لفظ از بخارى است. [۹۵] بخارى، الدعوات، باب: ما يقول إذا نام، حدیث(۶۳۱۳) از البراء بن عازبسو مسلم، الذِّكر والدعاء، باب: ما يقول عند النوم، حدیث(۲۷۱۰)همچنین از او و لفظ انتخاب شده به سبب نص دعا از بخارى است و عبارت آخر آن از مسلم است با زیادت لفظ «وبنبيك».
اگر خوابی خوب دیده باشد که آن را دوست داشت، الحمدلله بگوید، سپس دیگران را از آن با خبر کند.
و اگر خوابی بود که دوست نداشت، آن خواب از شیطان است و باید بگوید: «أعوذُ باللهِ منْ شرِّ الشيطانِ وشرِّها. وينفُثُ [۹۶]عن يسارِهِ ثلاثاً. ولا يحدِّثُ بها أحداً».
«از شر شیطان و شرآن خواب، به خدا پناه میبرم. و سه بار بر دست چپ خود بدمد و هیچ کس را نباید از آن خواب با خبر سازد».
رسول الله جفرمودند: «إِذَا رَأَي أَحَدُكُمْ رُؤْيَا يُحِبُّهَا، فَإِنَّمَا هِيَ مِنَ اللَّهِ، فَلْيَحْمَدِ اللَّهَ عَلَيْهَا وَلْيُحَدِّثْ بِهَا، وَإِذَا رَأَي غَيْرَ ذَلِكَ مِمَّا يَكْرَهُ، فَإِنَّمَا هِيَ مِنَ الشَّيْطَانِ، فَلْيَسْتَعِذْ مِنْ شَرِّهَا، وَلا يَذْكُرْهَا لأَحَدٍ، فَإِنَّهَا لا تَضُرُّهُ» [۹۷].
«اگر یکی از شما خوابی دید که میل داشت بقیه را از آن آگاه کند، آن خواب از خداست. بنابراین باید خدا را سپاس گوید و دیگران را از آن با خبر سازد، ولی اگر غیرآن بود و کراهت داشت، آن خواب از شیطان است و باید از شر آن به خدا پناه برد و کسی را از آن خبر ندهد که به او ضرر و زیانی نخواهد رسید».
[۹۶] النفث: كمی دمیدن بدون آب دهان، چنانكه ذكر شد. [۹۷] بخارى، التعبي، باب: الرؤيا من الله، حدیث(۶۹۸۵) از ابىسعیدسو در جاهاى دیگر و مسلم، الرؤيا، حدیث(۲۲۶۱) از ابىسلمهسبا زیادت لفظ «فلينفث عن يساره ثلاثاً» از سمت چپ خود سه بار بدمد. و لفظ انتخاب شده از بخارى است.
رسول الله جفرمودند: اگر یکی از شما در نیمه شب از خواب بیدار شود و بگوید: «لاَ إِلَه إِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ، لاَ شَرِيكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ، وَلهُ الْحَمْدُ، وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدٍيرٌ، وَالْحَمْدُ للهِ، وَسُبْحانَ اللهِ، وَلاَ إِلَه إلاَّ الله، وَاللهُ أَكْبَرُ، وَلاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّةَ إلاَّ بِاللهِ، ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لي، أَوْ دَعَا، اسْتُجِيْبَ لَهُ، فَإَنْ تَوَضَّأ وَصَلّي قُبِلَتْ صَلاَتُهُ» [۹۹].
«نیست معبودی به حق مگر خدای یکتا، شریکی ندارد، ملک هستی از آن اوست، ستایش ازآن اوست و او بر هر چیز تواناست، ستایش از آن خداست، خداوند پاک است و توانایی و قدرتی در دوری از گناه و پایداری برطاعت نیست مگر با کمک و یاری خداوند. سپس بگوید: خدایا! مرا بیامرز. و یا دعا کند، دعای او مستجاب میشود. و اگر وضو بگیرد و نماز بخواند، نماز او مقبول درگاه خدا خواهد شد».
[۹۸] چنانكه امام نووى در (الأذكار)، باب: ما يقول إذا استيقظ في الليل وأراد النوم بعده بیان كرده است. [۹۹] بخارى، أبواب التهجد، باب: فضل من تعارّ من الليل فصلّى، حدیث(۱۱۴۵) از عبادة بن صامتس.
نماز و متعلقات آن، زکات، روزه، حج وعمره:
رسول الله جهنگام ورود به مستراح میفرمودند: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ الْخُبُثِ وَالْخَبَائِثِ» [۱۰۰].
«خدایا! من از شیطانهای نر و ماده به تو پناه میبرم».
(فایده) یادآوری: ذکر کردن وسخن گفتن در حال قضای حاجت، مکروه است مگر بر ضرورت. بنابراین در آن حال، نباید عطسه را پاسخ گوید وجواب سلام را ندهد، همچنین پاسخ مؤذنی که اذان میگوید را نباید بگوید.
«وقد مرَّ رجلٌ بالنَّبيِّ جوهو يبولُ، فسلَّمَ عليهِ فلم يردَّ عليه» [۱۰۱].
«مردی هنگام پیشاب کردن رسول الله جبر ایشان عبور کرده و سلام نمود، آن حضرت ججواب سلام او را نداد».
[۱۰۰] بخارىّ، الوضوء، باب: مايقول عند الخلاء، حدیث(۱۴۲) از انسسو حدیث(۶۳۲۲) همچنین از او. و مسلم، الحيض، باب: ما يقول إذا أراد دخول الخلاء، حدیث(۳۷۵) همچنین از او. وكلمهی «الخبْث» در روایت مسلم با سكون (ب) ضبط شده است. [۱۰۱] بخارىّ، التیمّم، باب: التيمّم في الحضَر، حدیث(۳۳۷) از ابىجهیم انصارىسو مسلم، الحيض، باب: التيمّم، حدیث(۳۶۹) همچنین از او. وكنیهى او نزد مسلم [أبوالجهم] است.
رسول الله جهرگاه از مستراح خارج میشدند، میفرمودند: «غُفْرَانَكَ» [۱۰۲].
«خدایا! مرا بیامرز».
[۱۰۲] ابوداود، الطهارة، باب: ما يقول الرجل إذا خرج من الخلاء، حدیث(۳۰) از عایشهلو ترمذىّ، أبواب الطهارة، باب: ما يقول إذا خرج من الخلاء، حدیث(۷) همچنین از او.
باید بگوید: «بسم اللهِ»، در حدیث آمده است: «لا صَلاةَ لِمَنْ لا وُضُوءَ لَهُ، وَلا وُضُوءَ لِمَنْ لَمْ يَذْكُرِ اسْمَ اللَّهِ تَعَالَي عَلَيْهِ» [۱۰۳].
«نماز فردی که وضو نگرفته صحیح نمیباشد، بنابراین وضوی کسی که نام خدا را نبرد نیز صحیح نیست».
[۱۰۳] ابوداود، الطهارة، باب: في التسمية على الوضوء، حدیث(۱۰۱) از ابىهریرهسو احمد، حدیث(۹۴۰۸) همچنین از او. امام نووىّ/گوید: باب: ما يقول على وضوئه: در گفتن بسم الله احادیث وارده ضعیف است و در آن اختلاف است. اﻫ. و این را ذكر كردهام چون از بهترین اعمال است و به سبب قول ابن حجر در (التلخيص الحبير) (۱/۷۵)، ظاهراً همهی احادیث وارده با هم جمع شده و بر این تقویت میكنند و دلالت بر این میكنند كه دارای اصلی هستند. والله أعلم.
چنانکه رسول الله جفرمودند بگویید: «أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَشَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ ج» .
«گواهی میدهم که معبودی به حق نیست مگر خدای یکتا. برای او هیچ شریکی نیست وگواهی میدهم که محمد جبنده و فرستادهی خداست».
رسول الله جفرمودند: «مَنْ تَوَضَّأَ فَأَحْسَنَ الْوُضُوءَ، ثُمَّ قَالَ: أَشْهَدُ أَنْ لا إلَهَ إلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ الْجَنَّةِ الثَمَانِيَةُ، يَدْخُلُ مِنْ أَيِّهَا شَاءَ» [۱۰۴].
«کسی که به طور کامل وضو بگیرد، سپس بگوید: گواهی میدهم که معبودی به حق نیست مگر خدای یکتا. برای او هیچ شریکی نیست و گواهی میدهم که محمد جبنده و فرستادهی خداست درهای هشت گانهی بهشت به رویش باز میشود و از هر در که بخواهد میتواند وارد شود».
[۱۰۴] مسلم، الطهارة، باب: الذِّكر الـمستحبّ عقب الوضوء، رقم(۲۳۴) از عقبة بن عامرسو ترمذى، الطهارة، باب: فيما يقال بعد الوضوء، حدیث(۵۵) از عمرس.
رسول الله جفرمودند: «مَنْ تَوَضَّأَ نَحوَ وُضُوئِي هَذَا، ثُمَّ صَلَّي رَكْعَتَيْنِ، لا يُحَدِّثُ فِيهِمَا نَفْسَهُ، غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ» [۱۰۵].
«کسی که مانند وضوی من وضو بگیرد، سپس دو رکعت نماز بخواند و در آن حالت با خود سخن نگوید، گناهان گذشتهی او بخشوده میشود».
یادآوری: مستحب است که هر کس غسل و تیمم میکند، ذکرهای وضو را نیز بگوید ولی بر کسی که حیض دارد یا جُنُب است اگر بسم الله گفت و نام خدا را بر زبان آورد، جایز نیست که آن را از قرآن بداند [۱۰۶].
[۱۰۵] بخارى، الوضوء، باب: الوضوء ثلاثاً ثلاثا، حدیث(۱۵۹) از عثمانس. و مسلم، الطهارة، باب: صفة الوضوء وكماله، حدیث(۲۲۶) همچنین از او. [۱۰۶] نووىّ در «الأذكار» باب: ما يقول على اغتساله، آورده است.
مىگوید: «بسْمِ اللَّهِ، تَوَكَّلْتُ عَلَي اللَّهِ، لا حَوْلَ وَلاَ قُوَّةَ إلاَّ بِاللَّهِ، اللَّهُمَّ إنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَضِلَّ أَوْ أُضَلَّ، أَوْ أَزِلَّ أَوْ أُزَلَّ، أَوْ أَظْلِمَ أَوْ أُظْلَمَ، أَوْ أَجْهَلَ أَوْ يُجْهَلَ عَلَيَّ, اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِي قَلْبِي نُورًا، وَفِي بَصَرِي نُورًا، وَفِي سَمْعِي نُورًا، وَعَنْ يَمِينِي نُورًا وَعَنْ يَسَارِي نُورًا، وَفَوْقِي نُورًا وَتَحْتِي نُورًا، وَأَمَامِي نُورًا وَخَلْفِي نُورًا، وَعَظِّمْ لِي نُورًا» [۱۰۷].
«به نام خدا، بر خدا توکل کردم و توانایی و قدرتی در دوری از گناه و پایداری بر طاعات نیست مگر به یاری خدا. خدایا! من به تو پناه میبرم از اینکه گمراه کنم یا گمراه شوم، بلغزانم یا بلغزم، ظلم کنم یا به من ظلم شود، آزار دهم یا به من آزار رسد. خدایا! در قلبم نوری قرار ده و در چشمم نوری و در گوشم نوری، از سمت راستم نوری و از سمت چپم نوری، از بالایم و از پایینم و از جلویم و از پشت سرم نوری. و بلند قدر فرما برایم نوری».
[۱۰۷] در پىنویس (۲۶،۲۷،۲۸) ذكر شد.
مىگوید: «بسم اللهِ، والصَّلاةُ والسَّلامُ علي رسولِ اللهِ، اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أَبْوَابَ رَحْمَتِكَ».
«به نام خدا، درود و سلام بر رسول خدا باد. خدایا! دروازههای نیکی و احسانت را بر من بگشا».
و هنگام خارج شدن میگوید: «بسم اللهِ، والصَّلاةُ والسَّلامُ علي رسولِ اللهِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ».
«به نام خدا و درود و سلام بر رسول خدا باد. خدایا! من از تو احسانت را میخواهم».
آنگاه با پای راست وارد شده و با پای چپ خارج میشود [۱۰۸].
[۱۰۸] به پىنویس (۲۹) مراجعه شود.
ذکر خدا، نماز، تلاوت بسیار قرآن. خداوند میفرماید: ﴿فِي بُيُوتٍ أَذِنَ ٱللَّهُ أَن تُرۡفَعَ وَيُذۡكَرَ فِيهَا ٱسۡمُهُۥ يُسَبِّحُ لَهُۥ فِيهَا بِٱلۡغُدُوِّ وَٱلۡأٓصَالِ ٣٦ رِجَالٞ...﴾[النور: ۳۶-۳۷].
«خداوند رخصت داده تا در خانههای او (مساجد) ذکر و نام خدا بلند شود و صبح و شام، تسبیح و تنزیه خدا کنند، پاک مردانی ...».
و رسول الله جفرمودند: «إِنَّمَا بُنِیتِ الْمَسَاجِدُ لِمَا بُنِیتْ لَهُ» [۱۰۹]، «إِنَّمَا هِيَ لِذِكْرِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَالصَّلاةِ، وَقِرَاءَةِ الْقُرْآنِ» [۱۱۰].
«خانههای خدا برای چیزی ساخته شده است که به خاطر آن بنا شده است، برای ذکر خداوندﻷ و نماز و تلاوت قرآن».
[۱۰۹] قسمتى ازحدیث، استخراج شده است از مسلم، الـمساجد، باب: النهي عن نشد الضالّة في الـمسجد، حدیث(۵۶۹) از بُریدةس. [۱۱۰] قسمتى ازحدیث، استخراج شده است از مسلم، الطهارة، باب: وجوب غسل البول وغيره من النجاسات إذا حصلت في الـمسجد، حدیث(۲۸۵) از انسس.
شنوندهی اذان هرچه مؤذن میگوید باید تکرار کند به جز جملهی: «حيَّ على الصَّلاةِ،حيَّ على الفلاح» و به جای آن بگوید: «لاحولَ ولا قوَّةَ إلاَّ باللهِ» «هیچ توانایی و قدرتی برای دوری از گناه و پایداری بر فرمان خدا نیست، مگر با کمک و یاری خدا».
رسول الله جفرمودند: «إِذَا سَمِعْتُمُ النِّدَاءَ فَقُولُوا مِثْلَ مَا يَقُولُ الْمُؤَذِّنُ».
«اگر صدای مؤذن را شنیدید، بگویید مانند آنچه که او میگوید».
معاویهسگفتهی مؤذن را تکرار کرد تا به «أشهد أنَّ محمداً رسول الله» رسید آنگاه به جای «حي علي الصلاة». گفت: «لا حول ولا قوه إلاَّ بالله»، سپس گفت: از پیامبرتان شنیدیم که چنین میگوید [۱۱۱].
[۱۱۱] بخارىّ، الأذان، باب: ما يقول إذا سمع الـمنادي، احادیث (۶۱۱) و(۶۱۲) و(۶۱۳) از ابىسعیدس. و مسلم، الصلاة، باب: استحباب، القول مثل قول الـمؤذن، حدیث(۳۸۳) همچنین از او.
مىگوید: «اللهمَّ صلِّ وسلِّمْ علي النَّبيِّ محمَّدٍ، رَضِيتُ بِاللَّهِ تَعَالَي رَبّاً، وَبِمُحَمَّدٍ جرَسُولاً، وَبِالإسْلامِ دِينًا. اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ الدَّعْوَة التَّامَّةِ، وَالصَّلاةِ الْقَائِمَةِ، آتِ مُحَمَّدًا الْوَسِيلَةَ وَالْفَضِيلَةَ، وَابْعَثْهُ مَقَامًا مَحْمُودًا الَّذِي وَعَدْتَهُ. ثم يَدعُو بما شاءَ من خَيْرَيِ الدُّنيا والآخرةِ».
«خداوندا! بر پیامبر محمد جدرود فرست. راضی شدم به خداوندی خدا و به پیامبری محمد جو به دیانت اسلام. بارخدایا! ای صاحب دعاهای کامل و نمازی که بر پا میشود، به محمد جوسیله (درجهای است در بهشت که مخصوص پیامبر محمد جمیباشد) و فضیلت عطا فرما و او را مقام و من-زلت نیکو - که وعده کردهای - بده».
رسول الله جفرمودند: «إذا سمعتمُ المؤذِّن، فقولوا مثل ما يقولُ، ثم صلُّوا عليَّ» [۱۱۲].
«وقتی صدای مؤذن را شنیدید، بگویید آنچه را که او میگوید، سپس بر من درود بفرستید».
و فرمودند: «مَنْ قَالَ حِينَ يَسْمَعُ الْمُؤَذِّنَ، أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبًّا، وَبِمُحَمَّدٍ رَسُولاً، وَبِالإسْلامِ دِينًا، غُفِرَ لَهُ ذَنْبُهُ» [۱۱۳].
«هر کس هنگام شنیدن صدای مؤذن بگوید: گواهی میدهم که معبودی به حق جز خدای یکتا نیست و هیچ شریکی ندارد و اینکه محمد بنده و فرستادهی خداست، راضی شدم به خداوندی خدا و به پیامبری محمد و به دیانت اسلام، گناهان او بخشوده میشود».
و فرمود: «مَنْ قَالَ حِينَ يَسْمَعُ النِّدَاءَ اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ الدَّعْوَةِ التَّامَّةِ، وَالصَّلاةِ الْقَائِمَةِ، آتِ مُحَمَّدًا الْوَسِيلَةَ وَالْفَضِيلَةَ، وَابْعَثْهُ مَقَامًا مَحْمُودًا الَّذِي وَعَدْتَهُ، حَلَّتْ لَهُ شَفَاعَتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ» [۱۱۴].
«هر کس هنگام شنیدن صدای مؤذن بگوید: بارخدایا! ای صاحب دعاهای کامل و نمازی که برپا میشود، به محمد وسیله (درجهای است در بهشت که مخصوص پیامبر محمد جمیباشد) وفضیلت عطا فرما و او را مقام و منزلت نیکو - که وعده کردهای - بده، شفاعت من بر او حلال خواهد شد».
و فرمودند: «لا يُرَدُّ الدُّعَاءُ بَيْنَ الأذَانِ وَالإقَامَةِ» [۱۱۵].
«دعای بین اذان و اقامه رد نمیشود».
[۱۱۲] مسلم، الصلاة، باب: استحباب، القول مثل قول الـمؤذن، حدیث(۳۸۴) از عبدالله بن عمروب. [۱۱۳] مسلم، الصلاة، باب: استحباب، القول مثل قول الـمؤذن، حدیث(۳۸۶) از سعد بن ابىوقاصس. [۱۱۴] بخارى، الأذان، باب: الدعاء عند النداء، حدیث(۶۱۴) از جابر بن عبدالله ب. [۱۱۵] ابوداود، الصلاة، باب: في الدعاء بين الأذان والإقامة، حدیث(۵۲۱) از أنسسو ترمذىّ، الصلاة، باب: ما جاء في أن الدعاء لا يرد بين الأذان والإقامة، حدیث(۲۱۲) همچنین از او با لفظ: «الدعاء لا يردّ…» الحدیث و غیر آنها از راههای زیاد، از أنسس.
البته باید گفت که احادیث صحیح زیادی در این باره آمده است که من آسانترین و صحیحترین آنها را برگزیدهام تا به آسانی در یاد و ذهن انسان جای گیرد. خداوند من و تو را توفیق عنایت فرماید.
مىگوید: «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ حَنِيفًا، وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ، إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، لا شَرِيكَ لَهُ، وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ» [۱۱۶].
«رویم را به طرف کسی که آسمانها و زمین را آفریده گردانیدم در حالی که مایل به دین حقم و از مشرکان نیستم. هرآینه نماز، عبادت، زندگی و مردن من برای خدایی است که پروردگار عالمیان است شریکی ندارد و من به این توحید امر شدهام و من از مسلمانانم».
یا اینکه میگوید: «سُبْحانَك اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، وَتَبَارَكَ اسْمُكَ، وَتَعَالَي جَدُّكَ، وَلا إِلَهَ غَيْرُكَ» [۱۱۷].
«خدایا! ما تو را منزه میدانیم و تو را حمد و سپاس میگوییم و نام تو را برتر میدانیم. هیچ معبودی بر حق غیر از تو وجود ندارد».
و اگر بخواهد میتواند این را نیز بیفزاید: «اللَّهُمَّ بَاعِدْ بَيْنِي وَبَيْنَ خَطَايَايَ كَمَا بَاعَدْتَ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ، اللَّهُمَّ نَقِّنِي مِنَ الْخَطَايَا كَمَا يُنَقَّى الثَّوْبُ الأبْيَضُ مِنَ الدَّنَسِ، اللَّهُمَّ اغْسِلْ خَطَايَايَ بِالْمَاءِ وَالثَّلْجِ وَالْبَرَدِ» [۱۱۸].
«خدایا! همچنان که بین مشرق و مغرب فاصله ایجاد کردی، بین من و گناهانم فاصله انداز. پروردگارا! همچنان که لباس سفید از چرک پاک میشود، مرا از گناهانم پاک گردان. خداوندا! مرا از گناهانم با آب و یخ (برف) و تگرگ شست وشو ده».
یا این را میافزاید: «اللَّهُمَّ رَبَّ جَبْرَائِيلَ وَمِيكَائِيلَ وَإِسْرَافِيلَ، فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ، عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ، أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ، اهْدِنِي لِمَا اخْتُلِفَ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِكَ، إِنَّكَ تَهْدِي مَنْ تَشَاءُ إِلَي صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» [۱۱۹].
«پروردگارا! ای خدای جبرییل و میکاییل و اسرافیل. ای آفرینندهی آسمانها و زمین، آگاه به نهان و آشکار، تو بین بندگانت در چیزی که ایشان در آن اختلاف کردهاند حکم میکنی، مرا در آنچه که اختلاف شده به اراده و اجازهی خود به سوی حق هدایت فرما. به راستی که تو هر که را بخواهی به راه راست هدایت میکنی».
«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» [۱۲۰].
توجه: لفظ انتخاب شده در استعاذهی فوق از بخاری است.
و اگر بخواهد، میتواند بگوید: «أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ، مِنْ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، مِنْ هَمْزِهِ وَنَفْخِهِ وَنَفْثِهِ» [۱۲۱].
«به خداوند شنوا و دانا پناه میبرم، از شر شیطان ملعون و نفرین شده، از وسوسهاش و دمیدنش و باد دهانش».
[۱۱۶] قسمتى از حدیث، استخراج شده است از مسلم، صلاة الـمسافرين وقصرها، باب: الدعاء في صلاة الليل وقيامه، حدیث(۷۷۱) از علیس. [۱۱۷] أبوداود، الصلاة، باب: من رأى الاستفتاح بسبحانك اللهم وبحمدك، از ابىسعید خدریسحدیث(۷۷۵) و ترمذى، الصلاة، باب: ما يقول عند افتتاح الصلاة، همچنین از او، حدیث(۲۴۲) و نزد مسلم در الصـلاة، بـاب: حُجّـة مـن قال لا يُجهر بالبسملة، حدیث(۳۹۹) منسوب به عمرس. [۱۱۸] بخارىّ، الأذان، باب: مايقول بعد التكبير، حدیث(۷۴۴) از ابىهریرهس. و مسلم، الـمساجد، باب: ما يقال بين تكبيرة الإحرام والقراءة، حدیث(۵۹۸) همچنین از او و لفظ از بخارى است. [۱۱۹] مسلم، صلاة الـمسافرين وقصرها، باب: الدعاء في صلاة الليل وقيامه، حدیث(۷۷۰) از عایشهل. [۱۲۰] این اختیار آسانتر است، چنانكه خداوند میفرماید: ﴿فَإِذَا قَرَأۡتَ ٱلۡقُرۡءَانَ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِ مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ ٱلرَّجِيمِ ٩٨﴾[النحل:۹۸] و امام نووىّ آن را در (الأذكار) برگزیده است، باب: التعوذ بعد دعاء الاستفتاح، قال: وهو الـمشهور الـمختار. اﻫ كما اختاره الإمام الشاطبيّ في (الحِرْز) وكذلك محقِّقُو القرّاء. والله أعلم [۱۲۱] ابوداود، الصلاة، باب: من رأى الاستفتاح بسبحانك اللهم وبحمدك، از ابىسعید خدرىسحدیث(۷۷۵). و ترمذى، الصلاة، باب: ما يقول عند افتتاح الصلاة، رقم (۲۴۲) همچنین از او.
مىگوید: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ، (ثلاثاً). قالَ عليهِ الصَّلاةُ والسَّلامُ: «إِذَا رَكَعَ أَحَدُكُمْ فَقَالَ فِي رُكُوعِهِ: سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ، (ثَلاثَ مَرَّاتٍ) فَقَدْ تَمَّ رُكُوعُهُ، وذلك أدنَاه» [۱۲۲].
«پاک است پروردگار بزرگ من. این عبارت را سه بار تکرار میکند. رسول الله جفرمودند: اگر یکی از شما رکوع کند و سه بار بگوید: خدای بزرگ من پاک است، رکوع او به اتمام رسیده است. و این تعداد کمترین دفعاتی است که گفته میشود».
و فرمودند: «فَأَمَّا الرُّكُوعُ فَعَظِّمُوا فِيهِ الرَّبَّ» [۱۲۳].
«اما در رکوع خدا را تعظیم کنید».
یا سه بار میگوید: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَبِحَمْدِهِ» ثلاثاً [۱۲۴].
«پاک و منزه است پروردگار بزرگ من و ستایش مخصوص اوست».
و اگر بخواهد، میتواند بگوید: «سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا وَبِحَمْدِكَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي» [۱۲۵].
«خدایا! تو را به پاکی یاد میکنم ای پروردگار ما. و تو را ستایش میکنم. خدایا! مرا بیامرز».
و میتواند این را بیفزاید: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوحِ» [۱۲۶].
«پروردگار ملایکه و جبرییل در نهایت پاکی و بدون عیب و نقص است».
یادآوری: قرائت قرآن در رکوع و سجود مکروه است [۱۲۷].
علیسگوید: «نهَانِي رَسُولُ اللَّهِ جأَنْ أَقْرَأَ رَاكِعًا أَوْ سَاجِدًا» [۱۲۸].
«رسول الله جمرا از قرائت قرآن در رکوع و سجود نهی فرمود».
آنچه در حال برخاستن از رکوع گفته میشود
مىگوید: «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ».
«خدا ستایش کسی که او را ستایش نماید، میشنود و میپذیرد».
و در هنگام اعتدال(پس از برخاستن از رکوع و قیام کردن)
مىگوید: «[اللَّهُمَّ] رَبَّنَا [وَ] لَكَ الْحَمْدُ» [۱۲۹].
«ای پروردگار ما! ستایش حقیقی ویژهی توست».
یا اینکه میگوید: «رَبَّنَا وَلَكَ الْحَمْدُ، حَمْدًا كَثِيرًا طَيِّبًا مُبَارَكًا فِيه» [۱۳۰].
«خدایا! ستایش حقیقی ویژهی توست، بیشترین و بهترین و مبارکترین حمد و سپاس».
و در صورت تمایل میتواند اینگونه ادامه دهد: «مِلْءُ السَّمَاوَاتِ، وَمِلْءُ الأرْضِ، وَمِلْءُ مَا شِئْتَ مِنْ شَيْءٍ بَعْدُ» [۱۳۱].
«سپاسی که آسمانها و زمین و آنچه تو خواهی، از آن پر و لبریز شود».
و باز میتواند این طور ادامه دهد: «أَهْلَ الثَّنَاءِ وَالْمَجْدِ، أَحَقُّ مَا قَالَ الْعَبْدُ، - وَكُلُّنَا لَكَ عَبْدٌ - اللَّهُمَّ لا مَانِعَ لِمَا أَعْطَيْتَ، وَلا مُعْطِيَ لِمَا مَنَعْتَ، وَلا يَنْفَعُ ذَا الْجَدِّ مِنْكَ الْجَدُّ» [۱۳۲].
«تو سزاوار مدح و مجدی. تو به آنچه بندهات گفت، سزاواری و ما همه بندهی توییم. خدایا! از آنچه خواهی عطا فرمایی، بازدارندهای نیست و نه عطاکنندهای از آنچه خواهی منع کنی. و سود ندهد توانگری، توانگریاش را نزد تو».
و کمترین چیزی که باید بگوید، چنین است: «رَبَّنَا لَكَ الْحَمْدُ» [۱۳۳].
«پروردگارا! ستایش از آن توست».
[۱۲۲] قسمتى ازحدیث، استخراج شده است از ابوداود، الصلاة، باب: مقدار الركوع والسجود، حدیث(۸۸۶) از عبدالله بن مسعودسمرسلآ وهمچنین ترمذى، الصلاة، باب: ما جاء في التسبيح في الركوع والسجود، حدیث(۲۶۱) و ترمذى پس از بیان این كه حدیث مرسل است گفت: عمل به این حدیث نزد علماء میباشد و مستحب میدانند كه در ركوع و سجود از سه تسبیح كم نشود، ا ﻫ. [۱۲۳] قسمتى ازحدیث، استخراج شده است از مسلم، الصلاة، باب: النهي عن قراءة القرآن في الركوع والسجود، حدیث(۴۷۹) از ابن عباسب. [۱۲۴] ابوداود، الصلاة، باب: ما يقول الرجل في ركوعه وسجوده از عقبة بن عامرسحدیث(۸۷۰). [۱۲۵] بخارى، الأذان، باب: الدعاء في الركوع از عایشهل، رقم (۷۹۴). [۱۲۶] مسلم، الصلاة، باب: ما يقال في الركوع والسجود، حدیث(۴۸۷) از عایشهل. [۱۲۷] نووىّ در «الأذكار» باب: أذكار الركوع، آورده است. [۱۲۸] مسلم، الصلاة، باب: النهي عن قراءة القرآن في الركوع والسجود، حدیث(۴۸۰) از علىس. [۱۲۹] بخارىّ، الأذان، باب: إيجاب التكبير وافتتاح الصلاة، حدیث (۷۳۲) از انسسو در جـاهای دیگر با اثبات و او در قـول: «ولك». و مسلم، الصلاة، باب: ما يقول إذا رفع رأسه من الركوع، حدیث(۴۷۶) با زیادت «اللهم». [۱۳۰] بخارى، الأذان، باب: فضل ربنا ولك الحمد از رفاعة بن رافعسحدیث(۷۹۹). [۱۳۱] قسمتى ازحدیث، استخراج شده است از مسلم، الصلاة، باب: ما يقول إذا رفع رأسه من الركوع، حدیث(۴۷۷) از ابىسعیدس. [۱۳۲] مسلم في الصلاة باب: ما يقول إذا رفع رأسه من الركوع از ابىسعید خدرىسحدیث(۴۷۷). [۱۳۳] امام نووىّ در «الأذكار»، باب: مايقول في رفع رأسه من الركوع وفي اعتداله، آورده است.
مىگوید: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الأعْلَي ثلاثاً» [۱۳۴].
«خدای بزرگ من پاک است (سه بار)».
یا سه بار بگوید: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الأعْلَي وَبِحَمْدِهِ ثلاثاً» [۱۳۵].
«خدای بزرگ من پاک است و ستایش از آن اوست».
و میتواند این گونه ادامه دهد: «سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا وَبِحَمْدِكَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي» [۱۳۶].
«خدایا! تو را به پاکی یاد میکنم ای پروردگار ما. و تو را ستایش میکنم. خدایا! مرا بیامرز» .در صورت تمایل، چنین ادامه میدهد: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوحِ» [۱۳۷].
«پروردگار ملایکه و جبرییل در نهایت پاکی و بیعیب و نقص است».
آنچه در هنگام سجدهی تلاوت در نماز و غیر آن گفته میشود
همهی اذکار سجود را گفته و سپس میگوید: «سَجَدَ وَجْهِي لِلَّذِي خَلَقَهُ، وَصَوَّرَهُ، وَشَقَّ سَمْعَهُ وَبَصَرَهُ، [بِحَوْلِهِ وَقُوَّتِهِ]، تَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ» [۱۳۸].
«صورت من کسی که او را آفرید، سجده کرد و گوش و چشم نیز تا حد توانایی و قدرت بشکافت. آفرین بر خداوند که بهترین آفرینندگان است».
و این چنین ادامه میدهد: «اللَّهُمَّ اكْتُبْ لِي بِهَا عِنْدَكَ أَجْرًا، وَضَعْ عَنِّي بِهَا وِزْرًا، وَاجْعَلْهَا لِي عِنْدَكَ ذُخْرًا، وَتَقَبَّلْهَا مِنِّي كَمَا تَقَبَّلْتَهَا مِنْ عَبْدِكَ دَاوُدَ» [۱۳۹].
«خدایا! با این سجده برای من نزد خودت ثوابی بنویس و گناهی از من دور فرما و این سجده را نزد خود برای من اندوختهای بگردان و از من قبول فرما همچنان که از بندهات داوود پذیرفتی».
آنچه در جلسه بین دو سجده باید گفت
مىگوید: «رَبِّ اغْفِرْ لِي وَارْحَمْنِي وَعَافِنِي [وَاجْبُرْنِي] وَاهْدِنِي وَارْزُقْنِي [وَارْفَعْنِي]» [۱۴۰].
«پروردگار من! از گناه و تقصیرم درگذر و به من رحم کن و مرا از آنچه بر انسان (بیماری و امثال آن) میگذرد و کوتاهی در دین و اوامر تو، عافیت ده وهدایت فرما و مرا روزی عطا کن و بلند مرتبه قرار ده».
یا میگوید: «رَبِّ اغْفِرْ لِي، رَبِّ اغْفِرْ لِي» [۱۴۱].
«خدایا! از گناهان و تقصیراتم درگذر، خدایا! از گناهان و تقصیراتم درگذر».
در تشهد چنین میگوید - در هر تحیاتی که باشد - «التَّحِيَّاتُ لِلَّهِ، وَالصَّلَوَاتُ، وَالطَّيِّبَاتُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ، السَّلامُ عَلَيْنَا وَعَلَي عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ، أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ» [۱۴۲].
«تمام ستایشها و نمازها و سایر پاکیها فقط از آن خداست، سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد ای پیغمبر و سلام بر ما باد و بر بندگان نیکوکار خدا. گواهی میدهم که جز خدای برحق معبودی نیست و گواهی میدهم که محمد جرسول و فرستادهی خداست».
[۱۳۴] قسمتى از حدیثى است كه در پىنویس (۱۲۲) آمد. [۱۳۵] رجوع شود به پینویس (۱۲۴). [۱۳۶] رجوع شود به پینویس (۱۲۵). [۱۳۷] رجوع شود به پینویس (۱۲۶). [۱۳۸] قسمتى ازحدیث، استخراج شده است از مسلم، صلاة الـمسافرين وقصرها، باب: الدعاء في صلاة الليل وقيامه، حدیث(۷۷۱) از علىس، وترمذى، أبواب السفر، باب: ما جاء ما يقول في سجود القرآن، حدیث(۵۸۰) از عایشهلبا زیادت قول: «بحوله وقوته». [۱۳۹] ترمذى، أبواب السفر، باب: ما جاء ما يقول في سجود القرآن، حدیث(۵۷۹) از ابن عباسب. [۱۴۰] أصحاب سنن به جز نّسایى: [۱۴۱] ابن ماجه، إقامة الصلاة والسنّة فيها، باب: ما يقول بين السجدتين از حذیفةس، حدیث(۸۹۷) و آن موافق است با روایت نسایى در الصلاة، باب: الدعاء بين السجدتين، حدیث(۱۱۴۶) همچنین از او. [۱۴۲] قسمتى ازحدیث استخراج بخارىّ، الأذان، باب: التشهد في الآخرة، حدیث(۸۳۱) از عبدالله بن مسعودسو در بسیاری جاهای دیگر. و ازحدیث مسلم، الصلاة، باب: التشهد في الصلاة، حدیث(۴۰۲) همچنین از او.
رسول الله جفرمودند: «قُولُوا: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَعَلَي آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَي إِبْرَاهِيمَ وَعَلَي آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ، اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَي مُحَمَّدٍ وَعَلَي آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا بَارَكْتَ عَلَي إِبْرَاهِيمَ وَعَلَي آلِ إِبْرَاهِيمَ فِي الْعَالَمِينَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ» [۱۴۳].
«بگویید بار الها! بر محمد وآل محمد درود و رحمت فرست، چنانکه بر ابراهیم وآل ابراهیم رحمت فرستادی، تو ستایش شده و بزرگی. پروردگارا! بر محمد وآل محمد برکت فرست، چنانکه بر ابراهیم وآل ابراهیم برکت فرستادی، تو ستایش شده و بزرگی».
[۱۴۳] استخراج آن با شرح كامل در پینویس (۶) ذكر شد.
«يَتَخَيَّرُ مِنَ الدُّعَاءِ أَعْجَبَهُ إِلَيْهِ فَيَدْعُو» [۱۴۴].
باید بهترین دعاها را انتخاب کرده و با آن دعا کند.
و از دعاهای خوب دردنیا وآخرت است، چنانکه خداوند میفرماید: ﴿رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗ وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ حَسَنَةٗ وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ﴾[البقرة: ۲۰۱] ﴿رَبَّنَا لَا تُزِغۡ قُلُوبَنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَيۡتَنَا وَهَبۡ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةًۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ ٨﴾[آلعمران: ۸].
بعضی دیگر گویند: «بار الها! ما را از نعمتهای دنیا وآخرت بهرهمند گردان و از شکنجهی آتش دوزخ نگهدار».
«پروردگارا! ما را پس از آنکه به حق هدایت فرمودی، به سوی باطل متمایل مکن و از لطف خویش به ما رحمتی عطا فرما که در حقیقت تویی بخشندهی بیعوض و منت».
و از چهار چیز به خدا پناه میبرد: میگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ عَذَابِ جَهَنَّمَ، وَمِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ، وَمِنْ فِتْنَةِ الْمَحْيَا وَالْمَمَاتِ، وَمِنْ شَرِّ فِتْنَةِ الْمَسِيحِ الدَّجَّالِ» [۱۴۵].
«خداوندا! من به تو پناه میبرم از عذاب دوزخ و عذاب قبر و رنج و سختیهای زندگی و برزخ و از شر فتنهی دجال».
و همچنین: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي مَا قَدَّمْتُ وَمَا أَخَّرْتُ، وَمَا أَسْرَرْتُ وَمَا أَعْلَنْتُ، وَمَا أَسْرَفْتُ، وَمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي، أَنْتَ الْمُقَدِّمُ، وَأَنْتَ الْمُؤَخِّرُ، لا إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ» [۱۴۶].
«خدایا! گناهان گذشته وآینده و نهان و آشکار مرا بیامرز و گناهانی که بر آن پافشاری کردم و گناهانی که تو از من به آن آگاهتری. تو پیشی دهنده و عقب اندازنده ای، نیست معبودی به حق مگر تو».
و همچنین: «اللَّهُمَّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي ظُلْمًا كَثِيرًا، وَلا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ أَنْتَ، فَاغْفِرْ لِي مَغْفِرَةً مِنْ عِنْدِكَ، وَارْحَمْنِي إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» [۱۴۷].
«خدایا! من به خود ظلم کردم، ظلمی زیاد و هیچ کس جز تو گناهان را نمیآمرزد، پس بیامرز مرا، آمرزشی از فضل خودت و به من رحم کن، همانا تو بسیار آمرزنده و مهربانی».
[۱۴۴] بخارىّ، الأذان، باب: ما يتخير من الدعاء بعد التشهد وليس بواجب، حدیث(۸۳۵) از عبدالله بن مسعودسو مسلم، الصلاة، باب: التشهد في الصلاة، حدیث(۴۰۲) همچنین از او با لفظ: «ثم يتخير من الـمسألة ما شاء». [۱۴۵] بخارىّ، الجنائز، باب: التعوّذ من عذاب القبر، حدیث(۱۳۷۷) از ابىهریرهسو مسلم، الـمساجد، باب: ما يستعاذ منه في الصلاة، حدیث(۵۸۸) همچنین از او، و لفظ آن از مسلم است. [۱۴۶] استخراج قسمتى ازحدیث، از مسلم، صلاة الـمسافرين وقصرها، باب: الدعاء في صلاة الليل وقيامه، حدیث(۷۷۱)، از علىس. [۱۴۷] بخارى، الأذان، باب: الدعاء قبل السلام، از ابوبكر صدیقس، حدیث(۸۳۴).
بر مسلمان است که پس از اتمام نماز فرض، این ذکرها را بگوید [۱۴۸].
۱- «أستغفِرُ اللهَ»، «از خدا آمرزش میطلبم» (سه بار).
۲- «اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلامُ، وَمِنْكَ السَّلامُ، تَبَارَكْتَ يا ذَا الْجَلالِ وَالإكْرَامِ» [۱۴۹].
«خدایا! تو سلامی و سلامتی از توست. بسیار بابرکتی ای صاحب بزرگی و بخشش».
۳- «لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ، وَلَهُ الْحَمْدُ، وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، اللَّهُمَّ لا مَانِعَ لِمَا أَعْطَيْتَ، وَلا مُعْطِيَ لِمَا مَنَعْتَ، وَلا يَنْفَعُ ذَا الْجَدِّ مِنْكَ الْجَدُّ» [۱۵۰]، [۱۵۱].
«نیست معبودی به حق مگر خدای یکتا، شریکی ندارد، پادشاهی ازآن اوست وستایش از آن او. و او بر هر چیز تواناست. الهی! از آنچه خواهی عطا فرمایی بازدارندهای نیست و نه دهندهای از آنچه خواهی منع نمایی. و توانگری سود ندهد توانگریاش را نزد تو».
۴- «لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ، وَلَهُ الْحَمْدُ، وَهُوَ عَلَي كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ، لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، وَلا نَعْبُدُ إِلاَّ إِيَّاهُ، لَهُ النِّعْمَةُ، وَلَهُ الْفَضْلُ، وَلَهُ الثَّنَاءُ الْحَسَنُ، لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ، وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» [۱۵۲].
«معبودی به حق نیست مگر خدای یکتا. یگانه است، شریکی ندارد، پادشاهی از آن اوست و ستایش از آن او. و او بر هر چیز تواناست. توانایی و قدرتی در دوری از گناه و پایداری بر طاعت نیست مگر با یاری خدا. معبودی به حق نیست مگر خدای یکتا. جز او کسی را نمیپرستیم و نعمت و احسان و مدح و نیکویی از آن اوست. معبودی به حق نیست مگر خدا. عبادت ما فقط برای اوست، هر چند کفار را خوش نیاید».
۵- سپس ۳۳بار «سبحان الله»، ۳۳بار «الحمدلله» و ۳۳بار «الله أكبر» میگوید که روی هم ۹۹بار میشود و با گفتن: «لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ، وَلَهُ الْحَمْدُ، وَهُوَ عَلَي كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» [۱۵۳]به ۱۰۰ میرسد.
سپس آیة الکرسی [۱۵۴]و سورههای معوذه (اخلاص، فلق، ناس) را تلاوت میکند [۱۵۵].
۷- افزون بر آنچه گفته شد، پس از فجر و بعد از مغرب دعای زیر را ده بار تکرار میکند: «لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ، وَلَهُ الْحَمْدُ، يُحْيِي وَيُمِيتُ، وَهُوَ عَلَي كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ بعدَ الفجرِ، وكذلكَ بعدَ الـمغرِبِ» [۱۵۶].
[۱۴۸] از «تحفة الأخيار» لسماحة الشیخ عبدالعزیز بن عبدالله بن باز/تعالى، استفاده شده است. [۱۴۹] مسلم، الـمساجد، باب: استحباب، الذِّكر بعد الصلاة وبيان صفته، حدیث(۵۹۱) از ثوبانسو چگونگی استغفار. امام اوزاعى/در همان روایت بیان كرده است كه میگویى: «أستغفر الله، أستغفر الله». [۱۵۰] حسن گوید: الجدُّ: ثروتمندی،، چنانكه در روایت بخارى آمده است. [۱۵۱] بخارى، الأذان، باب: الذِّكر بعد الصلاة، حدیث(۸۴۴) از مغیرة بن شعبهسو در بسیاری از جاهای دیگر. و مسلم، الـمساجد، باب: استحباب، الذِّكر بعد الصلاة وبيان صفته، حدیث(۵۹۳) همچنین از او. [۱۵۲] مسلم، الكتاب: والباب السابقان، حدیث(۵۹۴) از عبدالله بن زبیرس. [۱۵۳] مسلم، الكتاب: والباب الأسبقان، حدیث(۵۹۷) از ابىهریرةس. [۱۵۴] نّسایى در «الكبري»، حدیث(۹۹۲۸) و در «عمل اليوم والليلة»، حدیث(۱۰۰) و همچنین ابن السنّی، حدیث(۱۲۱). [۱۵۵] ابوداود، الوتر، باب: في الاستغفار، حدیث(۱۵۲۳) از عقبة بن عامر س. و ترمذىّ، فضائل القرآن، باب: ماجاء في الـمعوّذتي، حدیث(۲۹۰۳) همچنین از او فقط با لفظ: «الـمعوّذتين». [۱۵۶] از سنت رسول الله جثابت است، چنانكه علامه ابن باز در (تحفة الأخيار) آورده است، اما ثابت بودن آن پس از نماز صبح، استـخراج شـده از ترمذى در الدعوات، باب: في ثواب كلمة التوحيد …، حدیث(۳۴۷۴) از ابوذرس. وقال الترمذى: هذا حديث حسن صحيح غريب. و اما ثابت بودن آن در هنگام نماز مغرب، استخراج ترمذى، الدعوات، باب: فی تساقط الذنوب، حدیث(۳۵۳۴) از عمارة بن شبیب السبائیسو قال أبو عيسي الترمذي: هذا حديث حسن غريب.
در رکعت اول سورهی (اعلی) و در رکعت دوم سورهی (کافرون) و در رکعت سوم سورهی (اخلاص) را باید بخواند.
«كانَ النَّبِيُّ جيقرأُ في الوترِ بِـ ﴿سَبِّحِ ٱسۡمَ رَبِّكَ ٱلۡأَعۡلَى ١﴾وفي الرَّكعةِ الثانيةِ بِـ ﴿قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡكَٰفِرُونَ ١﴾وفي الثالثة بـ ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ ١﴾ولايسلّم إلا في آخِرِهِنَّ» [۱۵۷].
«رسول الله جدر رکعت اول ﴿سَبِّحِ ٱسۡمَ رَبِّكَ ٱلۡأَعۡلَى ١﴾در رکعت دوم ﴿قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡكَٰفِرُونَ ١﴾و در رکعت سوم ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ ١﴾را میخواند و سلام نمیداد مگر در رکعت سوم».
[۱۵۷] أبوداود، الوتر، باب: ما يقرأ في الوتر، حدیث(۱۴۲۳) از أبىّ بن كعبس. ونسایى، قيام الليل وتطوع النهار، باب: كيف الوتر بثلاث؟، حدیث(۱۷۰۰) همچنین از او.
مىگوید: یقولُ: «اللَّهُمَّ اهْدِنِي فِيمَنْ هَدَيْتَ، وَعَافِنِي فِيمَنْ عَافَيْتَ، وَتَوَلَّنِي فِيمَنْ تَوَلَّيْتَ، وَبَارِكْ لِي فِيمَا أَعْطَيْتَ، وَقِنِي شَرَّ مَا قَضَيْتَ، [فـ]إِنَّكَ تَقْضِي وَلا يُقْضَي عَلَيْكَ، وَإِنَّهُ لا يَذِلُّ مَنْ وَالَيْتَ، [وَلا يَعِزُّ مَنْ عَادَيْتَ]، تَبَارَكْتَ رَبَّنَا وَتَعَالَيْتَ» [۱۵۹].
«خدایا! مرا هدایت کن، همچون کسانی که هدایتشان کردی و عافیتم ده، همچون کسانی که عافیتشان دادی. و یاور من باش، مانند کسانی که یاورشان بودی. و برایم برکت ده در آنچه به من عطا فرمودی و حفظم فرما از شر آنچه حکم کردی، همانا تو حکم کنندهای و بر تو حکم نمیشود. به راستی که خوار و ذلیل نخواهد شد کسی که تو یاور او باشی و عزیز و بزرگ نمیشود آنکه تو دشمنش باشی. ای پروردگار ما! تو بسیار با برکت و بلند مرتبهای».
و در صورت تمایل، دعای قنوت عمر یا پسر عمربرا نیز برآن میافزاید و میگوید: «اللهمّ إِنَّا نَسْتَعِينُك، وَنَسْتَغْفِرُكَ، وَلاَ نَكْفُرُكَ، وَنُؤْمِنُ بِكَ (وَنَخْلَعُ) مَنْ يَكْفُرُكَ، اللَّهُمَّ إِيَّاكَ نَعْبُدُ، وَلَكَ نُصَلِّي وَنَسْجُدُ، وَإِلَيْكَ نَسْعَي (وَنَحْفِدُ) ، نرْجُو رَحْمَتَكَ وَنَخْشَي عَذَابَكَ، إِنَّ عَذَابَكَ (الْجِدَّ) [۱۶۰]بالكفارِ مُلْحِقٌ، اللَّهُمَّ عَذِّبِ الكَفَرَةَ الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِكَ» [۱۶۱].
«خدایا! به راستی ما از تو مدد میطلبیم و به تو کفر نمیورزیم و به تو ایمان میآوریم و هر کس را که به تو کفر میورزد، ترک میکنیم. خدای-ا! فقط تو را میپرستیم و برای تو نماز میخوانیم و سجده میکنیم و به سوی تو میشتابیم. به رحمت تو امیدواریم و از عذاب تو ترسانیم، همانا عذاب (حق) تو به کفار خواهد رسید. خدایا! کافرانی که از راه تو روی گردانند و به تو پشت میکنند، عذاب بده».
[۱۵۸] آن هم از كسی كه قنوت خواندن را در فجر سنت میداند، در ركعت دوم پس از اعتدال از ركوع جهرا (آشكار) در مذهب شافعى و سرا (پنهان) در مذهب مالكى پیش از ركوع و خواندن قنوت در وقت مصیبتها در همهی نمازها نزد علمای امت، اتفاق است. والله أعلم. [۱۵۹] أبوداود، الوتر، باب: القنوت في الوتر، حدیث(۱۴۲۵) از حسن بن علیبو ترمذى، أبواب الوتر، باب: ماجاء في القنوت في الوتر، حدیث(۴۶۴) همچنین از او، با ثابت كردن در قول: «فإنك» نزد ترمذى و با زیادت: [ولا يعزّ من عاديت] نزد أبىداود. [۱۶۰] نخلع: ترك كردن. نحفِد: عجله و شتاب. الجِدّ: حق ، چنانكه امام نووىّ در «الأذكار» باب: القنوت في الصبح، آورده است. [۱۶۱] ابن خزیمه در (صحیحه) (۱۱۰۰) و بیهقى در السنن الكبري (۲/۲۱۱) وصحّح إسناده، چنانكه الألباني در إرواء الغليل (۲/۱۷۰) سند آن را صحیح دانسته است.
مىگوید: «سُبْحَانَ المَلِكِ القُدُّوس، ثَلاثَ مَرَّاتِ، يُطِيُلِ في آخِرِهِنَّ» [۱۶۲].
«خداوند پاک و منزه است، در نهایت پاکی است. که باید سه بار آن را تکرار کند و بار سوم با صدای بلند و به صورتِ کشیده بگوید».
[۱۶۲] نّسایى، قيام الليل وتطوع النهار، باب: كيف الوتر بثلاث، حدیث(۱۷۰۰) از أبی بن كعبس.
اگر انسانی با او سخن گفت، میگوید: «سُبْحَانَ اللَّه» .
چنانکه رسول الله جمیفرماید: « ... مَنْ نَابَهُ شَيْئٌ فِي صَلاتِهِ فَلْيُسَبِّح ...» [۱۶۳].
«اگر در نماز چیزی بر شما آمد سبحان الله بگویید».
و اگر در نماز وسوسهای یافت بگوید: «أَعُوذُ بِاللِه مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، ثُمَّ يَتْفُلُ عَنْ يَسَارِهِ ثَلاَثاً». و آب دهان خود را از سمت چپ سه بار بیرون افکند (دمیدن همراه با کمی آب دهان).
چنانکه رسول الله جبه عثمان بن ابی العاصس- که از وسوسهی شیطان در نمازش شکایت میکرد - فرمودند: «ذاك شيطانٌ يقال له: خُنْزَِبٌ، فإذا أحسستَه فتعوّذ بالله منه، واتُفُل علي يسارك ثلاثاً، قال عثمانُ: ففعلتُ ذلك فأَذْهَبَه اللهُ عنّي» [۱۶۴].
«هرگاه حس کردی شیطانی - که نام او خنزب است - به تو نزدیک شده تا وسوسهات کند، از شر او به خدا پناه ببر و سه بار از سمت چپ خود تف کن. عثمان گفت: چنین کردم، خداوند آن وسوسه را از من راند».
[۱۶۳] قسمتى ازحدیث استخراج بخارى، الأذان، باب: من يدخل ليؤم الناس فجاء الإمام الأول... ، حدیث(۶۸۴) از سهل بن سعد الساعدىس. و مسلم، الصـلاة، باب: تقديم الجماعة من يصلي بهم إذا تأخّر الإمام …، حدیث(۴۲۱)، همچنین از او. و لفظ از مسلم است. [۱۶۴] مسلم، السلام، باب: التعوّذ من شيطان الوسوسة في الصلاة، حدیث(۲۲۰۳) از عثمان بن ابی العاص س.
«اللَّهُمَّ أَغِثْنَا، اللَّهُمَّ أَغثْنَا، اللَّهُمَّ أَغِثْنَا، اللَّهُمَّ اسْقِنَا، اللَّهُمَّ اسْقِنَا، اللَّهُمَّ اسْقِنَا» [۱۶۵].
«خدایا! به ما باران بده. خدایا! به ما باران بده. خدایا! به ما باران بده. خدایا! بر ما باران فرست. خدایا! بر ما باران فرست. خدایا! بر ما باران فرست».
و میتواند چنین ادامه دهد: «اللَّهُمَّ اسْقِ عِبَادَكَ وَبَهَائِمَكَ، وَانْشُر رَّحْمَتَكَ، وَأَحْيِ بَلَدَكَ الْمَيِّتَ» [۱۶۶]، «اللَّهُمَّ اسْقِنَا غَيْثًا مُغِيثًا، مَرِيئًا مَرِيعًا، نَافِعًا غَيْرَ ضَارٍّ، عَاجِلاً غَيْرَ آجِلٍ» [۱۶۷].
«خدایا! باران را بر بندگانت و چارپایانت ببار ورحمتت را بگستر وشهر و زمین مردهات را زنده گردان. خدایا! برای ما بارانی بفرست نجات دهنده از خشک سالی، بارانی گوارا و پربرکت، بارانی مفید و بیزیان. و زود نه دیر».
«ويقرأُ فيها بعدَ الفاتحةِ - كما في العِيدْينِ وفي الجمعة - [۱۶۸]في الأولى بسورةِ (الأعلي) وفي الثانية بسورةِ (الغاشية)» [۱۶۹].
«پس از فاتحه، در رکعت اول سورهی (اعلی) و در رکعت دوم سورهی (غاشیه) را بخواند، همان طورکه در نماز عیدین(فطر وقربان) و نمازجمعه تلاوت میشود».
[۱۶۵] رجوع شود به پىنویس (۴۰). [۱۶۶] ابوداود، صلاة الاستسقاء، باب: رفع اليدين في الاستسقاء، حدیث(۱۱۷۶) از عمرو بن شعیب از پدرش از پدر بزرگش و آن هم لفظ حدیث مالك است، چنانكه ابوداود گوید: رحم الله الجميع. [۱۶۷] أبوداود، الكتاب: والباب السابقان، حدیث(۱۱۶۹) از جابر بن عبداللهب. [۱۶۸] امام نووىّ در (الأذكار)، باب: القراءة بعد التعوذ، آورده است. [۱۶۹] ترمذى، أبواب العيدين، باب: ماجاء في القراءة بالعيدين، حدیث(۵۳۳) از نعمان بن بشیرب.
مىگوید: «اللهمَّ إِنِّي أَسْتَخِيرُكَ بِعِلْمِكَ...» الحديث [۱۷۰].
«خدایا! من به علمِ تو از تو طلب خیر میکنم ...». تا آخر حدیث، که در اول فصل سوم گذشت و در اینجا براى توجه به اینکه از اذکار این باب است ذکر کردم.
[۱۷۰] رجوع شود به پینویس (۱۶).
پس از فاتحه، در رکعت اول سورهی: ﴿الٓمٓ ١ تَنزِيلُ...﴾[السجدة]. و در رکعت دوم سورهی ﴿هَلۡ أَتَىٰ عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ﴾[الدهر] را میخواند [۱۷۱].
یادآوری: باید هر دو سوره را به طور کامل بخواند، نه قسمتی از آن را، زیرا خلاف سنت است [۱۷۲].
[۱۷۱] بخارىّ، الجمعة، باب: مايقرأ في صلاة الفجر يوم الجمعة، حدیث(۸۹۱) از ابىهریرهسو مسلم، الجمعة، حدیث(۸۸۰) همچنین از او. [۱۷۲] چنانكه نووىّ در (الأذكار)، باب: القراءة بعد التعوّذ، آورده است.
در موقع اجابت بسیار دعا کند «وَهِيَ مَا بَيْنَ أَنْ يَجْلِسَ الإِمَامُ إِلَي أَنْ تُقْضَي الصَّلاَةُ» [۱۷۳]و این کار را باید از لحظهی نشستن امام بر منبرتا لحظهی پایان نماز، انجام دهد، چرا که این صحیحترین قولی است که وارد شده است [۱۷۴].
برای آگاهی مردم لازم است بعضی وقتها سورهی (ق) در خطبه تلاوت شود چه، این کار سنتی همیشگی وثابت شده از رسول الله جاست [۱۷۵].
بعضی وقتها در رکعت اول پس از فاتحه، سورهی (جمعه) و در رکعت دوم سورهی (منافقون) را بخواند [۱۷۶].
همچنین بعضی اوقات برای اینکه مردم بدانند به سنت پیامبر عمل شده است در رکعت اول سورهی (اعلی) و در رکعت دوم سورهی (غاشیه) را بخواند، و اگر روز عید و جمعه همزمان در یک روز بود، در هر دو نماز آن سورهها را بخواند [۱۷۷].
[۱۷۳] مسلم، الجمعة، باب: في الساعة التي في يوم الجمعة، حدیث(۸۵۳) از ابو موسی اشعرىس. [۱۷۴] نووىّ در الأذكار، باب: الأذكار الـمستحبة يوم الجمعة وليلتها والدعاء، و ابن القیم/در (زاد الـمعاد)، ترجیح دادهاست كه این ساعت پایانى خر روز جمعه میباشد و به احادیث زیادی استدلال كرده كه بعضى از آنها چنین است: «يوم الجمعة ثنتا عشرة ـ يريد ساعةً ـ لا يوجد مسلم يسأل الله شيئاً إلا آتاه الله عزّ وجلّ، فالتمسوها آخر ساعة بعد العصر»، أبوداود وترمذى و نسایى. روز جمعه دوازده ساعت است، هرمسلمانى از خداوند چیزی درخواست كند، خداوند به اوخواهد داد. پس در پایان عصر روز جمعه آن را درخواست كن. ومنها: «إن في الجمعة ساعة لا يوافقها عبد مسلم يسأل الله فيها خيراً إلا أعطاه إياه وهي بعد العصر». «در روز جمعه ساعتى است كه هركس در آن ساعت از خداوند چیزی درخواست كند خداوند به او خواهد داد، كه آن لحظه پس از عصر میباشد». وقال في ختام مبحثه هذا: وعندي أن ساعة الصلاة يرجى فيها الإجابة أيضاً، فكلاهما ساعة إجابة.ا ﻫ. اختصاراً. [نگا: (زاد الـمعاد) مج۱/ج۱ / ص۱۳۱. فصل: في استجابة الدعاء في ساعة من يوم الجمعة]. و در پایان گفت: امید است وقت نماز جمعه هم جزو آن ساعت و لحظه باشد. [۱۷۵] مسلم، الجمعة، باب: تخفيف الصلاة والخطبة، حدیث(۸۷۳) از ام هشام بنت حارثةل. [۱۷۶] مسلم، الجمعة، باب: ما يقرأ في صلاة الجمعة، حدیث(۸۷۷) از ابىهریرهس. [۱۷۷] مسلم، الكتاب: والباب السابقان، حدیث(۸۷۸) از نعمان بن بشیرب.
ذکر خدا و دعا و استغفار بسیار. از آغاز کسوف نماز بخواند تا وقتی که خورشید آشکار شود. صدقه بدهد، اگر برده دارد آزادش کند و از فتنهی دجال و سختی و عذاب قبر به خدا پناه برد. إن شاء الله دلیل آن خواهد آمد.
و اما امام در رکعت اول پس از فاتحه، سورهای مانند سورهی (بقره) و در رکعت دوم سورهی کوچکتری مانند سوره ی(آل عمران) را بخواند و رکوع و سجود را طولانی کند و همچنان در نماز بماند تا اینکه آفتاب یا ماه آشکار شود.
عبدالله بن عباسبگفت: «خَسَفتِ الشمْسُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللهِجفَصَلّى رَسُولُ اللهِ جوَالنَّاسُ مَعَهُ، فَقَامَ قِيَاماً طَوِيلاً نَحْواً مِنْ سُورَةِ الْبَقَرَةِ، ثُمَّ رَكَعَ رُكُوعاً طَوِيلاً، ثُمَّ رَفَعَ فَقَامَ قِيَاماً طَوِيلاً، وَهُوَ دُونَ الْقِيامِ الأَوَّلِ..» الحديث [۱۷۸].
«در زمان رسول جخورشیدگرفتگی روی داد. آن حضرت جبا مردم نماز خواند وقیام طولانی مانند سورهی بقره را ایستاد. سپس رکوع طولانی فرمود، آنگاه بلند شد و قیام طولانی کرد، البته نه طولانی مثل قیام اول بلکه کمتر...». تا آخر حدیث.
حضرت رسول ج: فرمود: «هَذِهِ الآيَاتُ الَّتِي يُرْسِلُ اللَّهُ، لا تَكُونُ لِمَوْتِ أَحَدٍ وَلا لِحَيَاتِهِ، وَلَكِنْ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ، فَإِذَا رَأَيْتُمْ شَيْئًا مِنْ ذَلِكَ، فافْزَعُوا إِلَي ذِكْرِهِ وَدُعَائِهِ وَاسْتِغْفَارِهِ» [۱۷۹].
«این آیات و نشانهها که خدا آن را میفرستد، برای مردن و یا تولد هیچ فردی نیست، بلکه خدا از این طریق بندگان خود را بیم میدهد. پس در این مواقع، به ذکر و دعا و استغفار خدا بشتابید و فقط به او متوسل شوید».
همچنین پیامبر علیه الصلاة والسلام فرمودند: «إِنَّ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ آيَتَانِ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ، لا يَنْكَسِفَانِ لِمَوْتِ أَحَدٍ وَلا لِحَيَاتِهِ، فَإِذَا رَأَيْتُمُوهُمَا، فَادْعُوا اللَّهَ وَصَلُّوا حَتَّى [يَنْجَلِيَ]» [۱۸۰].
«آفتاب وماه دو نشانه از نشانههای خداست و برای مردن و یا تولد هیچ کس گرفته نمیشود، پس اگر چنین اتفاقی روی داد، خداوند را دعا کنید و نماز بخوانید تا وقتی آشکار شود».
و میفرماید: «فَإِذَا رَأَيتُمْ ذَلِك، [فَادْعُوا] اللَّهَ، وَكبِّرُوا وَصَلُّوا وَتَصَدَّقُوا» [۱۸۱].
«اگر چنین شد، خداوند را دعا کنید و تکبیر بگویید و نماز بخوانید و صدقه بدهید».
«وقد أَمَرَ رسولُ اللهِ جبِالْعَتَاقَةِ فِي كُسُوفِ الشَّمْسِ» [۱۸۲].
«و رسول الله جامر فرمودند تا در موقع آفتاب گرفتگی، برده آزاد شود».
رسول الله جدر خطبهی کسوف فرمودند: «إِنَّهُ قَدْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّكُمْ تُفْتَنُونَ فِي الْقُبُورِ قَرِيبًا أَوْ مِثْلَ فِتْنَةِ الْمَسِيحِ الدَّجَّالِ» [۱۸۳].
«به من وحی شده که نزدیک است در قبرهایتان بر شما فتنه آید یا فتنهای مانند فتنهی دجال».
[۱۷۸] قسمتى ازحدیث، استخراج بخارى، النكاح، باب: كُفران العشير وهو الزوج …، حدیث(۵۱۹۷) از عبد الله بن عباسب. [۱۷۹] قسمتى ازحدیث، استخراج بخارى، النكاح، باب: كُفران العشير وهو الزوج …، حدیث(۵۱۹۷) از عبد الله بن عباسب. [۱۸۰] بخارىّ، همان منبع و همان بابها، حدیث(۱۰۶۰) از مغیرة بن شعبةس. و مسلم، همان منبع و همان بابها، حدیث(۹۱۵) همچنین از اوست، با لفظ «ينكشف» در آخر آن. [۱۸۱] قسمتى ازحدیث، استخراج بخارىّ، الكسوف، باب: الصدقة في الكسوف، حدیث(۱۰۴۴) از عایشهلو در بعضی روایات بخارى، «فاذكروا» بدل از «فادعوا». [۱۸۲] بخارى، الكسوف، باب: من أحب العَتاقة في كسوف الشمس، حدیث(۱۰۵۴) از أسماءل. [۱۸۳] بخارى، الكسوف، باب: التعوذ من عذاب القبر في الكسوف، حدیث(۱۰۵۰). و مسلم، الكسوف، باب: ما عُرض على النبي جفي صلاة الكسوف. و لفظ از مسلم است. و لفظ بخارى این چنین: «ثم أمرهم أن يتعوذوا من عذاب القبر».
سنت است که در رکعت اول پس از فاتحه، سورهی (اعلی) و در رکعت دوم سورهی (غاشیه) خوانده شود [۱۸۴].
[۱۸۴] رجوع شود به پىنویس (۱۷۷).
لازم است مسلمان در عید فطر از غروب آفتاب آخرین روز ماه رمضان (دیده شدن ماه شوال) تا وقتی که امام به نماز عید داخل شود تکبیر بگوید. همچنین در عید قربان، باید پس از پایان نماز فجرِ روز عرفه تا عصر آخرین روز از روزهای تشریق (سیزدهم ذی حجه) تکبیر گوید [۱۸۵]. «ایام التشریق: سه روز پس از عید قربان است که در قدیم، عربها گوشتهای قربانی را خشک میکردند - ویراستار - از فرهنگ فارسی عمید».
در مورد شیوهی تکبیر گفتن، به مسلمانان اختیار داده شده است. میتواند بگوید: «اللهُ أكبرُ، اللهُ أكبرُ، لاإلهَ إلاَّ اللهُ، واللهُ أكبرُ، وللهِ الحمدُ».
ابن مسعودسروزهای تشریق (۱۱،۱۲و۱۳ذی حجه) تکبیر را چنین میگفتند: «اللهُ أَكْبَرُ، اللهُ أَكْبَرُ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ، وَاللهُ أَكْبَرُ، وَللهِ الْحَمْدُ» [۱۸۶].
[۱۸۵] وقت شروع به تكبیر و فراغت از آن را امام نووى در «الأذكار»، باب: الأذكار الـمشروعة في العيدين، آورده است و دلیل تكبیر در عید فطر قول خداوند: ﴿وَلِتُكۡمِلُواْ ٱلۡعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَىٰكُمۡ وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾[البقرة: ۱۸۵]. و در عید قربان قول خداوند: ﴿وَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ فِيٓ أَيَّامٖ مَّعۡدُودَٰتٖ﴾[البقرة: ۲۰۳] و آن هم روزها تشریق میباشد، چنانكه در حدیث ابن مسعود آمده: «وكانت تشرّق فيها لحوم الأضاحي وتقدّد، بإلقائها في المشرقة تحت ضوء الشمس وقد جرت العادة عندهم بذلك». «وگوشت قربانى به اندازهی قطعات و تكههای دراز برش زده ودر آفتاب میانداختند و این كار در آن زمان عادت آنها بود». [۱۸۶] ابن ابى شیبة في الـمصنف (۲/۱۶۵) و الألبانی در الإرواء (۳/۱۲۵) آن را صحیح دانسته است.
باید چنین بگوید: «جَزَاكَ اللهُ خَيْراً».
«خدا تو را خیر دهد».
رسول الله جفرمودند: «مَنْ صُنِعَ إِلَيْهِ مَعْرُوفٌ، فَقَالَ لِفَاعِلِهِ: جَزَاكَ اللهُ خَيْراً، فَقَدْ أَبْلَغَ فِي الثَّنَاءِ» [۱۸۷].
«کسی که کار خیری برای تو انجام داد و به او گفتی: خدا تو را پاداش خیر دهد، به آخرین حد و مرتبهی سپاسگزاری رسیده است».
یا بگوید: «اللهُمَّ أَعْطِ مُنْفِقاً خَلَفاً» [۱۸۸].
«خدایا! به انفاق دهنده عوض بده».
مساله: باید عامل وگیرندهی زکات، به کسی که به او زکات میدهد بگوید: «خدایا! بر فلانی درود بفرست». چنانکه خداوند میفرماید: ﴿خُذۡ مِنۡ أَمۡوَٰلِهِمۡ صَدَقَةٗ تُطَهِّرُهُمۡ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيۡهِمۡۖإِنَّ صَلَوٰتَكَ سَكَنٞ لَّهُمۡۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ١٠٣﴾[التوبة: ۱۰۳].
«تو از مؤمنان صدقات را دریافت دار تا بدان صدقات، نفوس آنها را پاک و پاکیزه سازی و آنها را به دعای خیر یاد کن که دعای تو در حق آنان موجب تسلی خاطرشان شود. و خدا داناست».
امام نووی/از علما نقل میکند: مستحب نیست که در دعا بگوید: «خدایا! بر فلانی درود بفرست»، زیرا لفظ درود وصلوات مخصوص پیغمبر جاست و دعا کننده هر چه بخواهد، میتواند بگوید ولی ما اجازهی چنین کاری را نداریم و مقصود از فرمودهی خداوند ﴿وَصَلِّ عَلَيۡهِمۡ﴾این است: «برای آنها دعا کن» [۱۸۹].
[۱۸۷] ترمذى، البرّ والصلة، باب: ماجاء في الثناء بالـمعروف، حدیث(۲۰۳۵) از أسامة بن زیدب، وقال التِّرمذى: هذا حديث حسن جيد غريب، لا نعرفه من حديث أسامة بن زيد إلا من هذا الوجه، ا ﻫ. و الألبانی/در صحيح الجامع حدیث(۶۳۲۶) آن را صحیح دانسته است. [۱۸۸] از قول فرشتهی دعا كننده به كسی كه صدقه میدهد، كه بخارى آن را روایت كرده است، الزكاة، باب: قوله تعالى: ﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ وَٱتَّقَىٰ ٥﴾[اللیل: ۵]، حدیث (۱۴۴۲) از أبىهریرهسومسلم، الزكاة، باب: في الـمنفِق والـممسِك، حدیث(۱۰۱۰) همچنین از او. [۱۸۹] نگا: «الأذكار»، باب: الأذكار الـمتعلقة بالزكاة.
مىگوید: «اللَّهُمَّ أَهْلِلْهُ عَلَيْنَا بِالْيُمْنِ وَالإيمَانِ، وَالسَّلامَةِ وَالإسْلامِ، رَبِّي وَرَبُّكَ اللَّهُ» [۱۹۰].
«پروردگارا! ماه نو را بر ما برآور، با امنیت و ایمان و سلامتی واسلام. پروردگار ما و پروردگار تو (ای ماه) خداست».
[۱۹۰] ترمذىّ، الدعوات، باب: مايقول عند رؤية الهلال، حدیث(۳۴۵۱) از طلحة بن عبید اللهسواحمد در مسند طلحة، حدیث(۱۳۹۷) همچنین از او. و در مورد این حـدیث، نزد الدارمی (۲ ـ۴) وابن حِبّان (۲۳۷۴) وغیر آنها، گواه و شاهد دارد.
اگر به او دشنام داده شد باید دو بار بگوید: «إِنَّي صَائِمٌ، مَرَّتَيْنِ» [۱۹۱].
«من روزه هستم».
همچنین بر روزه دار مستحب است انجام کارهای خیر، از نماز و ذکر خدا و تلاوت قرآن و دعا.
رسول الله جفرمودند: «ثَلاثَةٌ لا تُرَدُّ دَعْوَتُهُمْ، الصَّائِمُ حَتَّى يُفْطِرَ، وَالإمَامُ الْعَادِلُ، وَدَعْوَةُ الْمَظْلُومِ» [۱۹۲].
«دعای سه نفر همیشه پذیرفته میشود و باز رد نمیشود فرد روزه دار تا وقتی که افطار کند، حاکم عادل و دعای ستمدیده و مظلوم».
[۱۹۱] قسمتى ازحدیث، استخراج بخارىّ، الصوم، باب: فضل الصوم، حدیث(۱۸۹۴) از ابىهریرهسو همچنین در بسیاری از جاهای دیگر. و مسلم، الصيام، باب: حفظ اللسان للصائم، حدیث(۱۱۵۱) همچنین از او. [۱۹۲] قسمتى ازحدیث، استخراج ترمذىّ، الدعوات، باب: «سبق الـمفرّدون»، حدیث(۳۵۹۸) از ابىهریرهس، قال الترمذيّ: هذا حديث حسن.
مىگوید: «ذَهَبَ الظَّمَأُ، وَابْتَلَّتِ الْعُرُوقُ، وَثَبَتَ الأجْرُ إِنْ شَاءَاللَّهُ» [۱۹۳].
«تشنگی رفت و به رگها آب رسید و - ان شاء الله - اجر و پاداش به ما رسید».
[۱۹۳] ابوداود، الصيام، باب: القول عند الإفطار، حدیث(۲۳۵۷) از ابن عمرب. ونسایى در «عمل اليوم والليلة» (۲۹۹) و غیر آنها.
مىگوید: «أَفْطَرَ عِنْدَكُمُ الصَّائِمُونَ، وَأَكَلَ طَعَامَكُمُ الأبْرَارُ، وَصَلَّتْ عَلَيْكُمُ الْمَلائِكَةُ» [۱۹۴].
«روزه داران در کنار شما افطار کنند، و نیکوکاران غذای شما را بخورند، و فرشتگان بر شما درود فرستند».
[۱۹۴] ابوداود، آخر كتاب الأطعمة، باب: في الدعاء لرب الطعام إذا أكل عنده، حدیث(۳۸۵۴) از انسس. و احمد، مسند انس، حدیث(۱۲۴۳۳) با تأخیر لفظ «أفطر عندكم الصائمون».
مىگوید: «اللهُمَّ إِنَّكَ عفُوٌّ تُحِبُّ الْعَفْوَ فَاعْفُ عَنِّي» [۱۹۵].
«خدایا! تو بخشایندهای و بخشودن را دوست داری، پس مرا ببخشای و عفو کن».
و در آن شب مستحب است تلاوت قرآن و گفتن همهی ذکرها و دعاهای مستحب در اماکن شریفه، همچنان که در اعتکاف (گوشه نشینی برای عبادت) نیز مستحب است [۱۹۶].
[۱۹۵] ترمذىّ، الدعوات، باب: في فضل سؤال العافية والمعافاة، حدیث(۳۵۱۳) از عایشهل. و أحمد، مسند النساء، از حدیث سیده عایشه حدیث(۲۵۸۹۸) و در بسیاری موارد در مسند احمد. [۱۹۶] نووىّ، أذكار الصيام، باب: مايدعو إذا صادف ليلة القدر.
ذکرهای متعلق به حج و عمره بر دو نوع تقسیم میشود:
اول - ذکرهایی که به سفر تعلق دارد.
دوم - ذکرهایی که مربوط به انجام حج و عمره است.
اما اول، ذکرهای مخصوص سفرکه قبلا بیشتر آنها آورده شد و اکنون برای کامل کردن آنها، تذکرات و فوایدی بر آنها افزوده میشود.
هنگام بالا رفتن میگوید: «اللهُ أَكْبَرُ».
و وقتی پایین آمد میگوید: «سبحاَنَ اللهِ».
جابرسگوید: «كُنَّا إِذَا صَعِدْنَا كَبَّرْنَا، وَإِذَا نَزَلْنَا سَبَّحْنَا» [۱۹۷].
«ما هنگام بالا رفتن، تکبیر و هنگام پایین آمدن، سبحان الله میگفتیم».
[۱۹۷] بخارىّ، الجهاد والسی،، باب: التسبيح إذا هبط واديا،، حدیث(۲۹۹۳) از جابر بن عبداللهب.
نباید آن چارپا را لعنت کند، چون لعنت کردن حیوان، نهی شده است.
رسول الله جدربارهی حیوانی که زنی آن را لعنت کرده بود، فرمودند: «ضَعُوا عَنْهَا، فَإِنَّهَا مَلْعُونَةٌ» [۱۹۸].
«آن را رها کنید، زیرا لعنت شده است».
[۱۹۸] ابوداود، الجهاد، باب: النهي عن لعن البهيمة، حدیث(۲۵۶۱) از عمران بن حُصینس.
باید بگوید: «سَمِعَ سَامِعٌ بِحَمْدِ اللَّهِ وَحُسْنِ بَلائِهِ عَلَيْنَا، رَبَّنَا صَاحِبْنَا، وَأَفْضِلْ عَلَيْنَا، عَائِذًا بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ» [۱۹۹].
«باشد که گواهی دهد شاهدی، ستایش خدایمان را به خاطر نعمتهای فراوان و خوبی که بر ما ارزانی داشت. پروردگارا! همراه ما باش و احسان کن بر ما، در حالی که از دوزخ به تو پناه میبرم».
[۱۹۹] مسلم، الذِّكر والدعاء، باب: في التعوّذ من شر ما عُمل … ، حدیث(۲۷۱۸) از ابىهریرهس.
مىگوید: «أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ» [۲۰۰].
«پناه میبرم به کلام کامل خدا از شر آنچه آفریده است».
[۲۰۰] مسلم، الذِّكر والدعاء، باب: في التعوّذ من سوء القضاء … ، حدیث(۲۷۰۸) از خولة بنت حكیمل.
مىگوید: «اللهمَّ رَبَّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَمَا أَظْلَلْنَ، وَرَبَّ الأَرَضِيْنَ السَّبْعِ وَمَا أَقْلَلْنَ، وَرَبَّ الرِّياح وَمَا ذَرَيْنَ، أَسْأَلُكَ خَيْرَ هَذِهِ القَرْيَةِ وَخَيْرَ أَهْلِهَا، وَخَيْرَ مَا فِيهَا، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّهَا، وَشَرِّ أَهْلِهَا، وَشَرِّما فِيهَا» [۲۰۱].
«الهی! ای پروردگار هفت آسمان و آنچه آسمانها بر آن سایه افکنده است و ای پروردگار هفت زمین و آنچه زمینها حامل آنند و ای پروردگار شیطانها و آنچه شیطانها گمراهش کردهاند و ای پروردگار بادها و آنچه به وسیلهی بادها پراکنده شدهاند! از تو خیر این آبادی و خیر ساکنان آن و خیر آنچه در این آبادی است را میخواهم و از شر این جا و شر ساکنان آن و شر آنچه در این جا است به تو پناه میبرم».
[۲۰۱] النسائي في الكبرى، حدیث(۸۸۲۷) با إسناد حسن.
اما ذکرهایی که مربوط به اعمال حج و عمره است. البته قبلاً باید ذکرهایی که مخصوص شست و شو، غسل، وضو، پوشیدن لباس (احرامی) و بستن احرام است را بگوید - که همه را دراین جا بیان میکنم إن شاء الله.
«لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ، إِنَّ الْحَمْدَ، وَالنِّعْمَةَ، لَكَ وَالْمُلْكَ، لا شَرِيكَ لَكَ» [۲۰۲].
«تو را اجابت میکنم (امر تو را اطاعت میکنم)، تو را اجابت میکنم شریکی برای تو نیست، تو را اجابت میکنم، در حقیقت ستایش و نعمت و هستی از آن توست، شریکی برای تو نیست».
و میتواند چنین ادامه دهد: «لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ وَسَعْدَيْكَ، وَالْخَيْرُ بِيَدَيْكَ، لَبَّيْكَ وَالرَّغْبَاءُ إِلَيْكَ وَالْعَمَلُ» [۲۰۳].
«گوش به فرمان تو هستم، گوش به فرمان تو هستم و خوشبختی، در اطاعت از فرمان توست و نیکی همه در دست توست، امیدها آرزوها و عبادتها به سوی توست».
[۲۰۲] بخارىّ، الحجّ، باب: التلبية، حدیث(۱۵۴۹) از عبدالله بن عمرب، و مسلم، الحج، باب: التلبية وصفتها ووقتها، حدیث(۱۱۸۴) همچنین از او. [۲۰۳] مسلم با استخراج قبلی، وقال/كان ابن عمر يقول: كان عمر يُهِلُّ بإهلال رسول الله جمن هؤلاء الكلمات، ثم ذكره. گفت: ابن عمر گوید كه عمر لبیك رسول الله را گفته، سپس او این كلمات را اضافه میكرد.
در هنگام ادای عمره وقتی که وارد حرم شد، لبیک را قطع میکند.
«كانَ ابنُ عمرَبيقطعُ التلبيةَ في العُمْرةِ إذا دخل الحَرَم» [۲۰۴].
«ابن عمر هنگام ادای عمره وقتی که وارد حرم شد، لبیک را قطع میکردند».
[۲۰۴] مالك (۱۱۲۲) منسوب به ابن عمرب.
لبیک را در یوم النحر (روز دهم ذی حجه - عید قربان) پس از رمی جمره (انداختن هفت سنگریزه به جمره العقبه) قطع میکند.
«لَمْ يَزَلِ النَّبِيُّ جيُلَبِّي حَتَّي رَمَي الْجَمْرَةَ» [۲۰۵].
«رسول الله جهمچنان لبیک میگفتند تا پایان رمی جمره».
[۲۰۵] بخارىّ، الحجّ، باب: متى يُدفع من جَمْع، احادیث(۱۶۸۶-۱۶۸۷) از اسامة بن زید و فضل بن عباسش.
وقتی که رکن (حجرالاسود) را گرفت به آن اشاره کرده و میگوید: «الله اكبر».
«طَافَ النَّبِيُّ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِالْبَيْتِ عَلَي بَعِيرٍ كُلَّمَا أَتَي الرُّكْنَ أَشَارَ إِلَيْهِ بِشَيْءٍ كَانَ عِنْدَهُ [۲۰۶]وَكَبَّرَ» [۲۰۷].
«رسول الله جدور کعبه را با شتری طواف میکردند و چون به رکن (حجرالاسود) میرسیدند، با چیزی که در دستشان بود به آن اشاره کرده و الله اکبر میگفتند».
[۲۰۶] چیزی كه رسول الله جبا آن اشاره كرد «الـمِحْجَن» «عصای سر كج» بود، چنانكه در صحیح بخارىّ و صحیح مسلم است. [۲۰۷] بخارىّ، الحجّ، باب: التكبير عند الركن، حديث(۱۶۱۳) از ابن عباسب. و مسلم، الحجّ، باب: جواز الطواف علي بعير … ، حدیث(۱۲۷۲) همچنین از او، با وجود كمی اختلاف نزد مسلم.
این عمل سنت رسول اکرم جاست که جز رکنهای (اليمـاني وحجر الأسود) رکن دیگری را لمس نکند [۲۰۸].
[۲۰۸] بخارى، الحج، باب: من لـم يستلم إلا الركنين اليمانيَّيْن، حدیث(۱۶۰۹) از ابن عمرب. و مسلم، الحجّ، باب: استحباب، استلام الركنين اليمانيَّيْن في الطواف، دون الركنين الآخرَين، حدیث(۱۲۶۷) همچنین از او.
رسول اکرم جدر بین دو رکن (اليمـاني وحجر الأسود) این آیه را میخواندند: ﴿رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗ وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ حَسَنَةٗ وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ﴾[البقرة: ۲۰۱] [۲۰۹].
«بارخدایا! ما را از نعمتهای دنیا و آخرت ( هر دو ) بهره مند گردان و از شکنجهی آتش دوزخ نگاهدار».
[۲۰۹] ابوداود، الـمناسك، باب: الدعاء فی الطواف، حدیث(۱۸۹۲) از عبدالله بن سائبسو الألبانی در صحیح ابىداود، حدیث(۱۶۶۶) آن را صحیح دانسته است.
رسول الله جسورههای: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ ١﴾و ﴿ قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡكَٰفِرُونَ ١﴾ [۲۱۰]را میخواندند.
[۲۱۰] قسمتى ازحدیث، استخراج مسلم، الحج، باب: حَجّة النبيّ ج، حدیث(۱۲۱۸) از جابر بن عبداللهب.
این آیهی کریمه را میخواند: ﴿إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلۡمَرۡوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِۖ فَمَنۡ حَجَّ ٱلۡبَيۡتَ أَوِ ٱعۡتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَاۚ وَمَن تَطَوَّعَ خَيۡرٗا فَإِنَّ ٱللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ ١٥٨﴾[البقرة: ۱۵۸].
«سعی صفا و مروه از شعایر دین خداست. پس هر کس حج خانهی خدا را با اعمال مخصوص عمره ادا کند باکی بر او نیست که سعی بین صفا و مروه را نیز به جای آورد و هر کس به راه خیر و نیکی شتابد، خدا پاداش وی را خواهد داد، که او به همهی امور خلق عالم و آگاه است».
وقتی که به کوه صفا نزدیک شد، در آغاز سعی میگوید: «أَبْدَأُ بِمَا بَدَأَ اللهُ بِهِ» [۲۱۱].
«شروع میکنم به آنچه خدا به آن شروع کرده است».
[۲۱۱] همان منبع.
سه بار میگوید: «لاإلهَ إلاَّ اللهُ، اللهُ أكبرُ». سپس میگوید: «لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ، وَلَهُ الْحَمْدُ، وَهُوَ عَلَي كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ، أَنْجَزَ وَعْدَهُ، وَنَصَرَ عَبْدَهُ، وَهَزَمَ الأحْزَابَ وَحْدَهُ. ثم يدعو بما أَحبَّ» [۲۱۲].
«معبودی مگر خدا نیست، یگانه است، شریکی ندارد، هستی از آن اوست و ستایش از آن او. و او بر هر چیز تواناست. معبودی به حق مگر خدای یکتا نیست، به وعدهاش وفا نمود و بندهاش را نصرت داد و او به تنهایی احزاب (مشرکان، یهود و… ) را در هم شکست. سپس به آنچه خواست دعا میکند».
[۲۱۲] قسمتى ازحدیث، استخراج مسلم، الحج، باب: حَجّة النبيّ ج، حدیث(۱۲۱۸) از جابر بن عبداللهب.
مىگوید: «لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ، إِنَّ الْحَمْدَ، وَالنِّعْمَةَ، لَكَ وَالْمُلْكَ، لا شَرِيكَ لَكَ . لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ وَسَعْدَيْكَ، وَالْخَيْرُ بِيَدَيْكَ، لَبَّيْكَ وَالرَّغْبَاءُ إِلَيْكَ وَالْعَمَلُ، اللهُ أكبرُ، اللهُ أكبرُ... ».
«تو را اجابت میکنم، تو را اجابت میکنم، شریکی برای تو نیست تو را اجابت میکنم، در حقیقت ستایش و نعمت و هستی از آن توست شریکی برای تو نیست. گوش به فرمان تو هستم، گوش به فرمان تو هستم وخوشبختی، در اطاعت از فرمان توست و نیکی همه در دست توست، خواهشها و آرزوها و عبادتها همه به سوی توست، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر» .
آن را تا جایی که برایش امکان پذیر بود، چندین بار تکرار میکند [۲۱۳].
[۲۱۳] اقتباس از استخراج بخارىّ، العيدين، باب: التكبير أيام مِنى وإذا غدا إلى عرفة، حدیث(۹۷۰) از مالك بن انسس. و مسلم، الحج، باب: التلبية والتكبير في الذهاب من منى إلى عرفة...، حدیث(۱۲۸۴) از عبدالله بن عمرب.
مستحب است که دعای بسیار کند و دو دست خود را به سوی آسمان بلند نماید [۲۱۴]و در آن بسیار ذکر و اخلاص کند، زیرا بهترین دعاها، دعای روز عرفه است.
رسول الله جفرمودند: «خَيْرُ الدُّعَاءِ دُعَاءُ يَوْمِ عَرَفَةَ، وَخَيْرُ مَا قُلْتُ أَنَا وَالنَّبِيُّونَ مِنْ قَبْلِي: لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ، وَلَهُ الْحَمْدُ، وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» [۲۱۵].
«بهترین دعا، دعای روز عرفه است و بهترین چیزی که من میگویم و پیامبران پیش از من گفتند، این است: «لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»».
[۲۱۴] نَّسایى، الـمناسك، باب: رفع اليدين في الدعاء بعرفة، حدیث(۳۰۱۴) از أسامة بن زیدب. [۲۱۵] ترمذى، الدعوات، باب: في دعاء يوم عرفة، حدیث(۳۵۸۵) از عمرو بن شعیب از پدرش از پدربزرگش. قال الترمذي: هذا حديث حسن غريب من هذا الوجه. و حمّاد بن أبي حميد - الراوي عن عمرو بن شعيب - هو محمد بن أبي حميد، وهو إبراهيم الأنصاري الـمدني، وليس هو بالقويّ عند أهل الحديث. ا ﻫ.
اینکه در مزدلفه نزد مشعر الحرام (کوه قزح)، رو به قبله بایستد، چنانکه رسول الله جایستادند. و هر جا از مزدلفه بایستد جایز است، چنانکه رسول الله جفرمودند: «وَقَفْتُ هَاهُنَا، وجَمْعُ [۲۱۶]كُلُّهَا مَوْقِفٌ» [۲۱۷].
«اینجا ایستادم و همهی مزدلفه جای ایستادن است».
ذکرخدا از تکبیر (الله أكبر)، تحمید (الحمدلله)، تهلیل (لاإله إلاالله) و دعا بسیار کند.
با مشرکان مخالفت کند و قبل از طلوع آفتاب، از مزدلفه بیرون رود همان گونه که رسول الله جاین کار را کردند [۲۱۸].
خداوند میفرماید: ﴿فَإِذَآ أَفَضۡتُم مِّنۡ عَرَفَٰتٖ فَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ عِندَ ٱلۡمَشۡعَرِ ٱلۡحَرَامِۖ وَٱذۡكُرُوهُ كَمَا هَدَىٰكُمۡ وَإِن كُنتُم مِّن قَبۡلِهِۦ لَمِنَ ٱلضَّآلِّينَ﴾[البقرة: ۱۹۸].
«پس آنگاه که از عرفات بازگشتید، در مشعر الحرام ذکر خدا کنید و به یاد خدا باشید که خدا شما را پس از آنکه به ضلالت و گمراهی(کفر) بودید به راه راست آورد».
وقد «أَتَي النَّبيُ جالْمَشْعَرَ الْحَرَامَ، فَاسْتَقْبَلَ القِبْلَةَ، فَدَعَاهُ، وَكَبَّرَهُ، وَهَلَّلَهُ، وَوَحَّدَهُ، فَلَمْ يَزَلْ وَاقِفاً حَتّي أَسْفَرَ جِدّاً، فَدَفَعَ قَبْلَ أَنْ تَطْلُعَ الشَّمْسُ» [۲۱۹].
«رسول الله جبه مشعر الحرام آمدند و رو به قبله ایستاده به دعا، تکبیر، تهلیل وکلمهی توحید، مشغول شدند و همچنان ایستادند تا وقتی که هوا خیلی روشن شد، سپس قبل از طلوع آفتاب به طرف منی رفتند».
[۲۱۶] جَمْع: مزدلفه. [۲۱۷] قسمتى ازحدیث، استخراج مسلم از الحج، باب: ما جاء أن عرفة كلها موقف، حدیث(۱۲۱۸) از جابر بن عبداللهب. و تمام الحدیث: «نحرت هاهنا ومِنى كلها منحر، فانحروا في رحالكم ووقفت هاهنا وعرفة كلها موقف ووقفت هاهنا وجَمْع كلها موقف». این جا قربانى كردهام و همه جای منى قربانى جایز است. پس در جایگاه خود قربانى كنید و من این جا ایستادهام و ایستادن در همه جای مزدلفه جایز است. [۲۱۸] بخارىّ، الحج، باب: متى يُدفع من جَمْع؟، حدیث(۱۶۸۴) از عمرس. [۲۱۹] قسمتى ازحدیث، استخراج مسلم از الحج، باب: حَجّة النبيّ ج، حدیث(۱۲۱۸) از جابر بن عبداللهب.
با شروع رمی جمرهی عقبه در روز عید، لبیک را قطع میکند، چنانکه در حدیث آمده: «لمْ يَزَلْ رَسُولُ الله ِ جيُلَبِّي حَتّي رَمَي الْجَمْرَةَ» [۲۲۰].
«رسول الله جهمچنان لبیک میگفتند تا وقتی که جمرهی عقبه را رمی کردند».
همچنین با پرتاب هر سنگریزه در رمی جمرهی سه گانه، تکبیر میگوید.
و پس از رمی جمرات صغری و میانی کمی جلو رود و رو به قبله دو دستش را بلند کرده و دعای طولانی کند.
همهی موارد ذکر شده، باید موافق و مطابق سنت رسول الله جانجام شود [۲۲۱].
و حج کننده به گفتن تکبیر در روزهای منی ادامه میدهد و میگوید: «اللهُ أَكْبَرُ، اللهُ أَكْبَرُ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ، واللهُ أَكْبَرُ وَللهِ الْحَمْدُ» [۲۲۲].
«كانَ عمرُسيكبِّرُ في قِبَّتِه بمنىً، فيسمَعُه أهلُ الـمسجِد فيكبِّرون، ويكبِّرُ أهلُ الأسواقِ حتى ترتجَّ مِنىً تكبيرا» [۲۲۳].
«عمرسدر منی در خیمهی خود تکبیر میگفت و کسانی که در مسجد بودند، تکبیر او را شنیدند و به پیروی از او تکبیر میگفتند و بازاریها نیز با شنیدن صدای آنها تکبیر گفته تا اینکه منی با تکبیر گفتن به لرزه در آمد».
حج کننده پس از فراغت از اعمال حج، باید خداوند تعالی را بسیار ذکر کند، چنانکه میفرماید: ﴿رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗ وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ حَسَنَةٗ وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ﴾[البقرة: ۲۰۱].
«بارخدایا! ما را از نعمتهای دنیا و آخرت (هر دو) بهره مند گردان و از شکنجهی آتش دوزخ نگاه دار».
خداوند میفرماید: ﴿فَإِذَا قَضَيۡتُم مَّنَٰسِكَكُمۡ فَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَذِكۡرِكُمۡ ءَابَآءَكُمۡ أَوۡ أَشَدَّ ذِكۡرٗاۗ فَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِي ٱلدُّنۡيَا وَمَا لَهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنۡ خَلَٰقٖ ٢٠٠ وَمِنۡهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِي ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٗ وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ حَسَنَةٗ وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ ٢٠١﴾[البقرة: ۲۰۰-۲۰۱].
«آنگاه که اعمال حج را به جا آوردید، مانند پدران خود بلکه بیش از آنها خدا را یاد کنید (و در نیازهای دنیا و آخرت، خدا را بخواهید) بعضی از مردم (کوتاه نظر) از خدا فقط تمنای متاع دنیوی کنند و آنان را از نعمت آخرت نصیبی نیست. و بعضی دیگر گویند: بار خدایا! ما را از نعمتهای دنیا وآخرت (هر دو) بهره مند گردان و از شکنجهی آتش دوزخ نگاه دار».
[۲۲۰] رجوع شود به پینویس (۲۰۵). [۲۲۱] اقتباس ازحدیث استخراج شدهی بخارى از الحجّ، باب: الدّعاء عند الجمرتي،، حدیث(۱۷۵۱) از ابن عمرب. [۲۲۲] رجوع شود به پینویس (۱۶۱). [۲۲۳] بخارى، العيدين، باب: التكبير أيام منى …، معلَّقاً از عمرس، و نسایی در الكبری ۳/۳۱۲ آن را وصل كرده است.
خداوند میفرماید: ﴿فَٱذۡكُرُونِيٓ أَذۡكُرۡكُمۡ وَٱشۡكُرُواْ لِي وَلَا تَكۡفُرُونِ ١٥٢﴾[البقرة: ۱۵۲].
«پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و سپس شکر نعمت من به جای آرید و کفران نعمت نکنید».
همچنین میفرماید: ﴿فَلَوۡلَآ أَنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلۡمُسَبِّحِينَ ١٤٣ لَلَبِثَ فِي بَطۡنِهِۦٓ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ١٤٤﴾[الصافات: ۱۴۳-۱۴۴].
«و اگر او به ستایش و تسبیح خدا نمیپرداخت، تا روز قیامت در شکم ماهی زندگی میکرد».
و خدا میفرماید: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِيِّۚ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ صَلُّواْ عَلَيۡهِ وَسَلِّمُواْ تَسۡلِيمًا ٥٦﴾[الأحزاب: ۵۶].
«خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، شما هم ای مؤمنان! بر او صلوات و درود فرستید (با بزرگی و شکوه بر او سلام گویید)».
و میفرماید: ﴿وَصَلَوَٰتِ ٱلرَّسُولِۚ أَلَآ إِنَّهَا قُرۡبَةٞ لَّهُمۡ﴾[التوبة: ۹۹].
«و (آگاه باشید که نفقه اینگونه مردم وسیذله نزدیک شدن بخدا و مایه دعای خیر رسول برای خود میدانند».
پیامبر جمیفرماید: «مَن صَلّى عَلَىَّ صَلاةً صَلَّى اللهُ عَلَيهِ بِها عَشَراً».
«کسی که یک بار بر من درود فرستد خداوند ده بار بر او میفرستد».
و میفرماید: «صَلُّوا عَلَىَّ فَإِنَّ صَلاتَكُم تَبلُغُنِي حَيثُ كُنتُم».
«بر من درود بفرستید، زیرا هر جا که باشید صلوات و درود شما به من خواهد رسید».
خوانندهی از فضل بسیار عزیز! خدا تو را دوست بدارد. این اندک خداوند و ذکر خدا و صولات بر رسول میباشد، که آن را به امت محمدی تقدیم میدارد و در پایان از خدا خواهانم که نفع آن را به من و شما برساند.
رسول الله جمیفرماید: «قُولُوا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ وَبَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ فِي الْعَالَمِينَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ» [۲۲۴].
«بار الها! بر محمد و آل محمد درود و رحمت فرست، چنانکه بر ابراهیم و آل ابراهیم فرستادی، تو ستایش شده و بزرگواری پروردگارا! بر محمد و آل محمد برکت فرست، چنانکه بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت فرستادی تو ستایش شده و بزرگواری».
رسول الله جفرمودند: «كَلِمَتَانِ خَفِيفَتَانِ عَلَي اللِّسَانِ، ثَقِيلَتَانِ فِي الْمِيزَانِ، حَبِيبَتَانِ إِلَي الرَّحْمَنِ، سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ، سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ» [۲۲۵].
«آوردن دو کلمهی سبک بر زبان، بر ترازوی اعمال نیک انسان سنگینی میکند و نزد خدای رحمان محبوب است: خدا پاک است و او را ستایش میکنم. خداوند بزرگ، پاک است».
رسول الله جمیفرماید: «أَحَبُّ الْكَلامِ إِلَي اللهِ أَرْبَعٌ: سُبْحَانَ اللَّهِ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ، وَلا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، وَاللَّهُ أكبرُ» [۲۲۶].
«محبوبترین سخنان نزد خدا چهار است: خدا پاک است، ستایش از آن خداست، معبودی به حق نیست مگر خدای یکتا، خدا بزرگتر است».
رسول الله جبه ام المؤمنین جویریهل فرمودند: «لَقَدْ قُلْتُ بَعْدَكِ أَرْبَعَ كَلِمَاتٍ ثَلاثَ مَرَّاتٍ، لَوْ وُزِنَتْ بِمَا قُلْتِ مُنْذُ الْيَوْمِ لَوَزَنَتْهُنَّ: سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ، عَدَدَ خَلْقِهِ، وَرِضَا نَفْسِهِ، وَزِنَةَ عَرْشِهِ، وَمِدَادَ كَلِمَاتِهِ» [۲۲۷].
«من چهار جمله را پس از تو، سه بار تکرار کردم. اگر نسبت به گفتههای امروز تو بسنجند وزن آن سنگینتر خواهد شد: خدا پاک و منزه است و ستایش برای اوست به اندازهی آفریدگان او و با آنچه او خشنود شود و به مقدار وزن عرش او و نوشتن مداد او».
رسول الله جفرمودند: «مَنْ قَالَ: لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ، وَلَهُ الْحَمْدُ، وَهُوَ عَلَي كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، فِي يَوْمٍ مِائَةَ مَرَّةٍ، كَانَتْ لَهُ عَدْلَ عَشْرِ رِقَابٍ، وَكُتِبَ لَهُ مِائَةُ حَسَنَةٍ، وَمُحِيَتْ عَنْهُ مِائَةُ سَيِّئَةٍ، وَكَانَتْ لَهُ حِرْزًا مِنَ الشَّيْطَانِ يَوْمَهُ ذَلِكَ حَتَّي يُمْسِيَ، وَلَمْ يَأْتِ أَحَدٌ بِأَفْضَلَ مِمَّا جَاءَ إِلاَّ رَجُلٌ عَمِلَ أَكْثَرَ مِنْهُ» [۲۲۸].
«هر کس روزی صد بار بگوید معبودی به حق نیست مگر خدای یکتا. یگانه است. شریکی ندارد. پادشاهی از آن اوست و ستایش از آن اوست و او بر هر چیز تواناست، گویی ده برده را آزاد کرده است و صد نیکی برای او نوشته میشود و صد گناه او پاک میشود و آن روز تا شب، شیطان به او نزدیک نمیشود و هیچ کس کاری بهتر از او انجام نداده، مگر کسی که (این عبارتها را) بیشتر از او تکرار کند».
و رسول الله جمیفرماید: «أَفْضَلُ الذِّكْرِ: لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، وَأَفْضَلُ الدُّعَاءِ: الْحَمْدُ لِلَّهِ» [۲۲۹].
«بهترین ذکر (لا إله إلاَّ الله) و بهترین دعا (الحمد لله) است».
و این گنجی از گنجینههای بهشت است که رسول الله جما را به آن راهنمایی فرموده است. فرمودند: «أَلا أَدُلُّكَ عَلَي كَلِمَةٍ مِنْ كَنْزِ الْجَنَّةِ؟ قُلْ: لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ» [۲۳۰].
«آیا تو را از گنجی از گنجینههای بهشت با خبر نکم؟ بگو هیچ توانایی در دوری از گناه نیست و نه هیچ قدرتی برای پایداری بر طاعت خدا، مگر با کمک و یاری خداوند».
در پایان، خود و شما را به وصیتی تمام و کامل سفارش میکنم که رسول الله جبه آن سفارش کرده بودند و باید به آن چنگ زنیم تا در زمرهی ذکرکنندگان به شمار آییم و در نامهی اعمالمان در علّیین (یکی از منازل بهشت) نوشته شود ان شاء الله رب العالمین. و اینک سفارش من:
«لا يَزَالُ لِسَانُكَ رَطْبًا مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ» [۲۳۱].
«همیشه زبانت به ذکرخدا روان باشد».
«الحمدُ للهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَاكُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلاَ أَنْ هَدَانَا اللهُ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ النَّبيِّ الأُمِّيِّ، وَعَلَي آلِ مُحَمَّدٍ وَأَزْوَاجِهِ وَذُرِّيَّاتِهِ، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَي إِبْرَاهِيمَ وَعَلَي آلِ إِبْرَاهِيمَ، وَبَارِكْ عَلَيِ مُحَمَّدٍ النَّبيِّ الأُمِّيِّ وَعَلَي آلِ مُحَمَّدٍ وَأَزْوَاجِهِ وَذُرِّيَّاتِهِ، كَمَا بَارَكْتَ عَلَي إِبْرَاهِيمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ فِي الْعَالَمِيْنَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ».
«سپاس خدایی راست که ما را هدایت فرمود و اگر هدایت او نبود ما هرگز هدایت نمیشدیم. بر محمد بندهی تو و رسول تو پیامبر امی درود فرست و بر آل محمد و همسران و فرزندانش(خاندان و نوادگان) درود فرست، چنانکه بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی و برکت ده برمحمد پیامبر امی و بر آل محمد و زنان و فرزندان او، چنانکه بر ابراهیم وآل ابراهیم برکت دادی (در دو جهان). تو ستایش شده و بزرگواری».
به یاری و منت خداوند این کتابچه پایان یافت. خدایا! به این کتاب نفع برسان، چنانکه به اصول آن نفع رساندی والحمد لله رب العالمـين.
به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقیست
[۲۲۴] رجوع شود به پینویس (۶). [۲۲۵] متفق علیه از حدیث ابىهریرهساستخراج بخارى از الدعوات، باب: فضل التسبيح، حدیث(۶۴۰۶) و حدیث(۶۶۸۲) وقـد ختـم به صحيحه - كما أفاده النووي في الأذكار - حـدیث (۷۵۶۳). و مسلم، الذِّكر والدعاء، باب: فضل التهليل والتسبيح والدعاء، حدیث(۲۶۹۴). [۲۲۶] قسمتى از حدیث، استخراج مسلم از الآداب، باب: كراهة التسمية بالأسماء القبيحة وبنافع و نحوه، حدیث(۲۱۳۷) از سمرة بن جندبس. [۲۲۷] مسلم، الذِّكر والدعاء، باب: التسبيح أول النهار وعند النوم، حدیث(۲۷۲۶) از جویریةل. [۲۲۸] بخارىّ، الدعوات، باب: فضل التهليل، حدیث(۶۴۰۳) از ابىهریرهس. و مسلم، الذِّكر والدعاء، باب: فضل التهليل والتسبيح والدعاء، حدیث(۲۶۹۱) همچنین از او با زیادت این عبارت در آخر آن: [ومن قال: سبحان الله وبحمده، في يوم مائة مرة، حُطّت عنه خطاياه ولو كانت مثل زَبَد البحر]هر كس در هر روز صد مرتبه بگوید: «سبـحان الله و بحمـده»، گناهان او پاك میشود، اگر هم مانند كف دریا (زیاد) باشد. و لفظ انتخاب شده از بخارى است. [۲۲۹] ترمذى، الدعوات، باب: ما جاء أن دعوة الـمسلم مستجابة، حدیث(۳۳۸۳) از جابر بن عبداللهب. قال الترمذي: هذا حديث حسن غريب لا نعرفه إلا من حديث موسى بن إبراهيم.ا ﻫ. وقد ذكرته هنا ـ مع كونه من حديث موسى ابن إبراهيم ـ لكونه من فضائل الأعمال، آن را ذكر كردهام چون از بهترین اعمال است. ولأن على ابن المدینی وغیره قد روَوا عن موسی كما أفاده الترمذی/، و چون علی بن المدینى و دیگران از او روایت كردهاند، همچنین نسایى در «عمل اليوم والليلة»، حدیث(۸۳۱) روایت كرده است. [۲۳۰] بخارىّ، الدعوات، باب: قول: لا حول ولا قوة إلا بالله، حدیث(۶۴۰۹) از ابوموسیس. و مسلم، الذِّكر والدعاء، باب: استحباب، خفـض الصوت بالـذِّكر، حدیث(۲۷۰۴) همچنین از او و لفظ از بخارى است. [۲۳۱] ترمذى، الدعوات، باب: ما جاء في فضل الذِّكر، حدیث(۳۳۷۵) از عبد الله بن بُسْرس. و احمد در مسند الشاميّين، همچنین از حدیث او حدیث(۱۷۸۳۲).
حلقه اول از سلسله
(توشهى مؤمن) به پایان رسید و حلقه دوم به عنوان (دعاهاى جامع) در پی آن میآید.