تغريدات شيخ طریفی تا شماره 580
ترجمه:
گروه علمی فرهنگی مجموعه موحدین
۱- خودنمایی و بیحجابی و برهنگی نخستین هدف ابلیس و ذریهٔ اوست:
﴿يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ لَا يَفۡتِنَنَّكُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ كَمَآ أَخۡرَجَ أَبَوَيۡكُم مِّنَ ٱلۡجَنَّةِ يَنزِعُ عَنۡهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوۡءَٰتِهِمَآۚ﴾[الأعراف: ۲۷]
«ای فرزندان آدم شیطان شما را به فتنه نیندازد چنانکه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند و لباسشان را از آنان برکند تا عورتهایشان را بر آنان نمایان سازد...».
۲- هرگاه الله هلاکت ستمگر را اراده نماید او را دچار فریب و استدراج میکند تا با پای خود بهسوی قتلگاهش برود:
﴿فَذَرۡنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِۖ سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ٤٤ وَأُمۡلِي لَهُمۡۚ إِنَّ كَيۡدِي مَتِينٌ٤٥﴾[القلم: ۴۴-۴۵].
«پس مرا با کسی که این سخن را دروغ میانگارد واگذار؛ به تدریج آنان را به طوری که متوجه نشوند بهسوی عذاب خواهم کشاند (۴۴) و به آنان مهلت میدهم، [زیرا] تدبیر من [دقیق و] استوار است».
۳- هنگام اشتباه، بزرگوار اندوهگین میشود و نصیحت میکند، و لئیم شاد میشود و رسوا میکند.
۴- نعمت باعث سرکشی و فراموشیِ انسان میشود. برای همین الله او را به دردها و سختیها مبتلا میکند تا پروردگارش را یاد کند و بهسوی او باز گردد:
﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَآ إِلَىٰٓ أُمَمٖ مِّن قَبۡلِكَ فَأَخَذۡنَٰهُم بِٱلۡبَأۡسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمۡ يَتَضَرَّعُونَ٤٢﴾[الأنعام: ۴۲].
«بیشک [پیامبرانی را] بهسوی امتهای پیش از تو فرستادیم، پس آنها را به تنگی معیشت و بیماری دچار ساختیم تا به تضرع و فروتنی درآیند».
۵- سلطهٔ اخلاق بزرگتر از سلطهٔ مال و جاه و قدرت است. پیامبر خدا ص میفرماید: «شما نمیتوانید همهٔ مردم را با اموال خود جذب نمایید، اما میتوانید با روی گشاده و اخلاق نیک آنان را بهسوی خود مایل کنید».
۶- بزرگترین فتنه برای انسان این است که همهٔ دلایل را در برابر او بیاورند اما باز قانع نشود:
﴿وَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ فِتۡنَتَهُۥ فَلَن تَمۡلِكَ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ شَيًۡٔاۚ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَمۡ يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمۡۚ﴾[المائدة: ۴۱].
«و هر که را الله بخواهد به فتنه بیندازد هرگز در برابر الله برای او از دست تو چیزی بر نمیآید. اینان کسانی هستند که الله نخواسته دلهایشان را پاک سازد...».
۷- عاقل میان غربگرایی در صنعت و غربگرایی در دین و اخلاق تفاوت قائل است. خردمند از همه کس بهره میبرد، حتی از حیوانات؛ از سگ وفاداری را میآموزد نه زوزه کشیدن، و از کرکس پرواز را نه خوردن مردار!.
۸- عقل از انتقادِ بسیار تاثیر میپذیرد چنانکه بدن از ضربات پی در پی متاثر میگردد و تسلیم میشود. عقل را با شلاق رسانه کتک میزنند و هرگاه تسلیم شد میگویند: این انتخاب اوست! او آزاد است. به این میگویند: دمکراسی!
۹- یکی از بزرگترین نشانههای توفیق این است که خداوند انسان را راهنمای خیر قرار دهد. پیامبر ص میفرماید: «خوش به حال کسی که الله کلیدهای خیر و نیکی را به دست او قرار داده و وای بر کسی که الله کلیدهای شر و بدی را به دست او گذاشته است».
۱۰- گناهی که در حق مردم مرتکب شوی بدتر از هفتاد گناهی است که در حق الله باشد، چرا که خداوند ممکن است در قیامت تو را ببخشد، اما مردم حتما از تو قصاص خواهند گرفت.
۱۱- خداوند دعای پنهانی را دوست دارد، زیرا به تنهایی با خداوند مناجات نمیکند مگر کسی که به نزدیک بودن او یقین دارد:
﴿ٱدۡعُواْ رَبَّكُمۡ تَضَرُّعٗا وَخُفۡيَةًۚ﴾[الأعراف: ۵۵].
«پروردگار خود را به زاری و نهانی بخوانید...»
۱۲- در سقوط سی حکومت بزرگ و کوچک دقت کردم؛ دیدم سقوط همهٔ آنها از یک ضعف داخلی به دست منافقینی که قدرت یافته بودند آغاز شده، سپس دشمن [خارجی] آن حکومت را ضعیف یافته به آن هجوم آورده و ساقطش کرده است.
۱۳- همهٔ تباهیها در حکومتها و جوامع یا به سبب مخالفت با حق است، یا به سبب سوء تطبیق آن تا موافق با هوا و هوس مردم شود:
﴿وَلَوِ ٱتَّبَعَ ٱلۡحَقُّ أَهۡوَآءَهُمۡ لَفَسَدَتِ ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهِنَّۚ﴾[المؤمنون: ۷۱].
«و اگر حق از هوسهای آنان پیروی میکرد بیشک آسمانها و زمین و هر که در آنهاست تباه میشد».
۱۴- نیت خود را اصلاح کن تا الله کارت را برایت به صلاح آورد:
﴿رَّبُّكُمۡ أَعۡلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمۡۚ إِن تَكُونُواْ صَٰلِحِينَ فَإِنَّهُۥ كَانَ لِلۡأَوَّٰبِينَ غَفُورٗا٢٥﴾[الإسراء: ۲۵].
«پروردگار شما به آنچه در درونِ شماست آگاهتر است. قطعا او آمرزندهٔ توبه کنندگان است».
۱۵- هر که از یاری دادن مظلوم ناتوان بود حداقل ظالم را ستایش نکند، زیرا تنها کسی دچار ستمگری میشود که عادت به شنیدن مدح و ستایش دارد نه نصیحت، و مدح و ستایش باعث فراموشی و سرکشی او میشود.
۱۶- نسب و خویشاوندی برای آشنا شدن با یکدیگر است، و دین برای نزدیک شدن انسانها. بنابراین مسلمان غیرخویشاوند شایستهتر به دوستی است از کافرِ خویشاوند:
﴿وَجَعَلۡنَٰكُمۡ شُعُوبٗا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓاْۚ إِنَّ أَكۡرَمَكُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَىٰكُمۡ﴾[الحجرات: ۱۳].
«...و شما را ملتها و قبیلهها گرداندیم تا با یکدیگر آشنا شوید؛ و در حقیقت گرامیترینِ شما نزد الله باتقواترینِ شماست...».
۱۷- یکی از عوامل هلاکت یاری دادن ظالم علیه مظلوم است. در حدیث آمده که رسول الله ص فرمودند:
«مَن نصر قومَه على غيرِ الحقِّ فهو كالبعيرِ الذي ردَى فهو ينزِعُ بذَنَبِه» [به روایت ابوداوود].
«هر کس قوم خود را در غیر حق یاری دهد مانند شتری است که در چاه افتاده و [میخواهند] آن را با دمش بیرون بکشند». [یعنی قومش نخواهند توانست او را از عذاب خدا نجات دهند، همانطور که شتر را نمیتوان با کشیدن دمش از چاه بیرون کشید].
۱۸- خداوند به واسطهٔ صبر و تقوا سختیها را به فرصت تبدیل میکند و نیرنگ دشمنان را باطل نموده و غمها و غصهها را برطرف میسازد:
﴿وَإِن تَصۡبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لَا يَضُرُّكُمۡ كَيۡدُهُمۡ شَيًۡٔا﴾[آل عمران: ۱۲۰].
«و اگر صبر و تقوا پیشه سازید نیرنگشان به شما زیانی نخواهد رساند».
۱۹- خداوند هرگاه در قرآن از «نفس» نام میبرد آن را نکوهش میکند و هرگاه سخن از عقل میگوید آن را ستایش میکند، چرا که بلای عقل به سبب هوای نفس است و باعث مخلوط شدن رای و اندیشه با هوای نفس میشود و به گمراهی منجر میگردد:
﴿...أُبَرِّئُ نَفۡسِيٓۚ إِنَّ ٱلنَّفۡسَ لَأَمَّارَةُۢ بِٱلسُّوٓءِ...﴾[يوسف: ۵۳]
«...همانا نفس قطعا به بدی امر میکند...».
۲۰- منافقان دربارهٔ تخمین میزان واقعی نفوذ خود در جوامع مسلمان، بسیار دچار اشتباه میشوند:
﴿يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعۡنَآ إِلَى ٱلۡمَدِينَةِ لَيُخۡرِجَنَّ ٱلۡأَعَزُّ مِنۡهَا ٱلۡأَذَلَّۚ وَلِلَّهِ ٱلۡعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِۦ وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ وَلَٰكِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ لَا يَعۡلَمُونَ٨﴾[المنافقون: ۸].
«[منافقان] میگویند اگر به مدینه برگردیم قطعا آنکه عزتمندتر است، آنکه را زبونتر است از آنجا بیرون خواهد کرد، در حالی که عزت از آنِ الله و از آنِ پیامبر او و از آنِ مومنان است، اما منافقان نمیدانند».
۲۱- سرمنشأ غلو، دروغ بستن بر خداوند و پیروی کورکورانه از اهل هوا و هوس است:
﴿...لَا تَغۡلُواْ فِي دِينِكُمۡ وَلَا تَقُولُواْ عَلَى ٱللَّهِ إِلَّا ٱلۡحَقَّ...﴾[النساء: ۱۷۱].
«...در دین خود غلو مکنید و دربارهٔ الله جز حق مگویید...».
﴿...وَلَا تَتَّبِعُوٓاْ أَهۡوَآءَ قَوۡمٖ قَدۡ ضَلُّواْ...﴾[المائدة: ۷۷].
«...و از پی هوسهای گروهی که پیشتر گمراه شدند، نروید...».
۲۲- کسی که زبانش در نهان به سخن زشت عادت کند، در میان جمع نیز نخواهد توانست آن را از زشتگویی حفظ کند.
۲۳- کسانی که نیتشان صادقانهتر است، بیش از دیگران از توفیق خداوندی بهرهمند میشوند:
﴿فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمۡ فَأَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ عَلَيۡهِمۡ وَأَثَٰبَهُمۡ فَتۡحٗا قَرِيبٗا﴾[الفتح: ۱۸].
۲۴- اگر میان تو و حق، کسی قرار گیرد که وی را [از حق] بزرگتر بدانی، حق را نخواهی دید، زیرا حق پشت کسانی که بزرگ انگاشته میشوند دیده نخواهد شد. بنابراین حق را بزرگ بدار تا هر چه غیر از آن است در نگاهت کوچک شود.
۲۵- اگر پشت انسان عادت به خم شدن کرد راست شدن برایش سخت خواهد شد، و اگر درون انسان به بردگی خو گیرد آزادی را دشوار خواهد دید.
۲۶- پیروانی که اگر با آنان موافق بودی بزرگت میدارند و اگر با آنها مخالفت کردی کوچکت میشمارند در واقع از تو به عنوان پلی برای رسیدن به خواستههای خود استفاده میکنند نه برای رسیدن به حق. در حقیقت تو برای آنان پیروی هستی در شکل رهبر.
۲۷- با هر کسی میتوان گفتگو کرد مگر با نویسندهٔ مزدور؛ زیرا کالایی که عرضه میکند مال خودش نیست، بنابراین نمیتواند در برابر آن پاسخگو باشد.
۲۸- بدترین مردم کسی است که با کارهای خود فساد به بار میآورد و در ظاهر سخن حق میگوید. عمر س میگوید:
«بیشترین چیزی که از وی بر شما میترسم منافق داناست؛ سخن از حکمت میگوید و عمل به جور میکند».
۲۸- محروم کسی نیست که توانایی انجام کاری را ندارد. محروم آن است که فرصت انجام کار نیک را داشته باشد و آن را ترک گوید.
۲۹- امت با اقلیت مصلح نجات مییابد نه با اکثریت صالح. به پیامبرص گفتند: آیا در حالی که صالحان در میان ما هستند هلاک میشویم؟ فرمود: «آری؛ اگر ناپاکی زیاد شود».
[صالح: کسی که تنها خود نیکوکار است.
مصلح: کسی که خود نیکوکار است و نیکی را به دیگران منتقل میکند و از فساد جلوگیری میکند].
۳۰- عافیتِ پس از مصیبت، آزمایش است، و خداوند متعال به واسطهٔ آن شاکر را از کافرِ نعمت، بازمیشناسند:
﴿فَإِذَا مَسَّ ٱلۡإِنسَٰنَ ضُرّٞ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلۡنَٰهُ نِعۡمَةٗ مِّنَّا قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمِۢۚ بَلۡ هِيَ فِتۡنَةٞ...﴾[الزمر: ۴۹].
«و چون آسیبی به انسان رسد ما را فرا میخواند. سپس اگر نعمتی از جانب خود به او عطا کنیم میگوید: تنها به سبب دانش خودم آن را به دست آوردهام. بلکه این آزمایشی است...».
۳۱- اگر از کاری که در جمع مردم انجام دادهای خوشت آمد آن کار را با انجام دادنش در پنهان پاک کن، چرا که انجام دادن آن در نهان باعث پاکی آن [از شائبهٔ ریا] است.
۳۲- هر که نسبت به الله حسن ظن داشته باشد، او را هدایت میکند، و هر که نسبت به او سوء ظن داشته باشد وی را نگونسار میکند. در حدیث قدسی آمده که الله متعال میفرماید:
«أنا عِندَ ظَنِّ عَبدي بي...» [بخاری و مسلم].
«من نزد گمان بندهام نسبت به خود هستم».
۳۳- بزرگترین عامل آرامشِ انسان این است که کارهایش را مخلصانه برای الله انجام دهد، زیرا در این صورت با مردم طرف نیست، اگر مردم خشنود شدند که حمد خداوند را به جا میآورد، و اگر ناراحت شدند به یاد خشنودی خداوند میافتد و ناراحتی مردم را در برابر خشنودی آفریدگار، ناچیز میبیند.
۳۴- هر کس نتوانست ظلم را انکار کند، حداقل با آن همراهی نکند. چرا که همراهی با ستم یعنی به رسمیت شناختن آن.
۳۵- تدبّر قرآن باعث ثبات قلب و استواری رای و محافظت انسان در برابر هوای نفس میشود:
﴿كَذَٰلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِۦ فُؤَادَكَۖ﴾[الفرقان: ۳۲].
«[قرآن را] اینچنین [نازل نمودیم] تا قلب تو را اینگونه استوار گردانیم».
۳۶- سست خردترین مردم کسانی هستند که رای صحیح را نمیپذیرند تا آنکه خود حسرت اشتباه را تجربه کنند:
﴿فَٱصۡفَحۡ عَنۡهُمۡ وَقُلۡ سَلَٰمٞۚ فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ٨٩﴾[الزخرف: ۸۹].
«پس از آنان روی بگردان و بگو: به سلامت. چرا که به زودی [خود] خواهند دانست».
۳۷- ذکر الله و هوای نفس ضد هم هستند. هر چه زبان انسان مشغول ذکر باشد هوا و هوس از قلبِ او فراری میشود:
﴿وَلَا تُطِعۡ مَنۡ أَغۡفَلۡنَا قَلۡبَهُۥ عَن ذِكۡرِنَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ﴾[الكهف: ۲۸].
«و از کسی که قلبش را از یاد خود غافل ساختهایم و پیرو هوس خود شده، اطاعت مکن».
۳۸- هر نیرنگی علیه دین خداوند، در واقع نیرنگی علیه صاحبِ آن است. امروز از آن بهره میبرد و فردا پاگیر خودش میشود:
﴿...لِيَمۡكُرُواْ فِيهَاۖ وَمَا يَمۡكُرُونَ إِلَّا بِأَنفُسِهِمۡ وَمَا يَشۡعُرُونَ١٢٣﴾[الأنعام: ۱۲۳].
«...تا در آن به نیرنگ بپردازند ولی آنان جز به خود نیرنگ نمیزنند و درک نمیکنند».
۳۹- هر چه طاعت انسان از خداوند بیشتر شود سربلندتر میشود، و هر چه بیشتر معصیت او کند ذلیلتر خواهد شد:
﴿مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡعِزَّةَ فَلِلَّهِ ٱلۡعِزَّةُ جَمِيعًاۚ إِلَيۡهِ يَصۡعَدُ ٱلۡكَلِمُ ٱلطَّيِّبُ وَٱلۡعَمَلُ ٱلصَّٰلِحُ يَرۡفَعُهُۥۚ...﴾[فاطر: ۱۰].
«هر که خواهان سربلندی است، عزت همهاش از آن الله است. سخنان پاک بهسوی او بالا میرود و عمل صالح را رفعت میبخشد...».
۴۰- کسی که ذکر الله را به جای نیاورد، شکر او را نیز انجام نخواهد داد، و اگر الله بخواهد کسی را از شکر خود محروم کند، ذکر خود را از یاد او خواهد برد:
﴿فَٱذۡكُرُونِيٓ أَذۡكُرۡكُمۡ وَٱشۡكُرُواْ لِي وَلَا تَكۡفُرُونِ١٥٢﴾[البقرة: ۱۵۲].
«پس مرا یاد کنید [تا] شما را یاد کنم و مرا شکر گویید و با من ناسپاسی نکنید».
۴۱- نفس بشری ممکن است آنقدر با بدی خو گیرد که آن را نیکی بپندارد:
﴿وَإِنَّهُمۡ لَيَصُدُّونَهُمۡ عَنِ ٱلسَّبِيلِ وَيَحۡسَبُونَ أَنَّهُم مُّهۡتَدُونَ٣٧﴾[الزخرف: ۳۷].
«و مسلما آنها (شیاطین) ایشان را از راه [الله] باز میدارند و [اینان] گمان میکنند که هدایت یافتگانند».
۴۲- الله متعال در قرآن به آفریدگان بسیاری سوگند یاد کرده اما ندیدهام هیچ چیز بر نفس بشری بزرگتر و سنگینتر از این سخن خداوند متعال باشد:
﴿وَٱلۡعَصۡرِ١ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَفِي خُسۡرٍ٢ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلۡحَقِّ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلصَّبۡرِ٣﴾[العصر: ۱-۳].
«قسم به زمانه (۱) که بیشک انسان در حال زیان است (۲) مگر کسانی که ایمان آوردند و کارهای صالح انجام دادند».
۴۳- شکر نعمت سبب دو نعمت دیگر است:
۱- بقای نعمت.
۲- برکت در آن.
اما هر کس کفران نعمت کند خداوند آن نعمت را از وی میگیرد، و حتی اگر در ظاهر آن را باقی بگذارد برکت آن را میبرد و او را به واسطهٔ همان نعمت نگون بخت میکند.
۴۴- میتوان گفت امکان ندارد اخلاق فاسد و عمل نیک یکجا شود، زیرا پیامبر خدا ص عمل نیک را هم ردیف اخلاق نیک آورده و فرموده است:
«البِرّ حُسنُ الخُلُق...» [به روایت مسلم].
«نیکی یعنی اخلاق نیک».
۴۵- هر کس سختی زندگی را تحمل نکند و در آن رنج نکشد، معنای انسانیت را که بر آن آفریده شده، نخواهد دانست:
﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِي كَبَدٍ٤﴾[البلد: ۴].
«بیشک انسان را در رنج آفریدیم».
۴۶- آزادی انسان جایی به پایان میرسد که حدود خداوند آغاز میشود:
﴿...وَتِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِۚ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ فَقَدۡ ظَلَمَ نَفۡسَهُۥۚ﴾[الطلاق: ۱].
«...و این است حدود الله، و هر کس از حدود [و احکام] الله پای فراتر نهد قطعا به خود ستم کرده است».
۴۷- پیروزی فرا نمیرسد مگر پس از اوج نا امیدی، حتی برای پیامبران:
﴿حَتَّىٰٓ إِذَا ٱسۡتَيَۡٔسَ ٱلرُّسُلُ وَظَنُّوٓاْ أَنَّهُمۡ قَدۡ كُذِبُواْ جَآءَهُمۡ نَصۡرُنَا﴾[يوسف: ۱۱۰].
«تا جایی که پیامبران نومید شدند و گمان بردند [توسط پیروان خویش] دروغگو انگاشته شدند، یاری ما به آنان رسید...».
۴۸- هر کس نتواند با نفس و هوسهای خود به جهاد بپردازد نخواهد توانست به جهاد دشمن رود. در حدیث آمده که: «أفضل الجهاد أن يجاهد الرجل نفسه وهواه» (بهترین جهاد این است که انسان با نفس و هوس خود به جهاد بپردازد) [به روایت ابن النجار؛ آلبانی آن را صحیح میداند].
۴۹- از نشانههای ضعف ایمان این است که انسان از عیب دیگران شاد شود تا بر عیب خود سرپوش نهد، و از نشانههای نیروی ایمان این است که انسان برای عیب دیگران ناراحت شود، حتی اگر خود آن عیب را داشته باشد.
۵۰- نگاه همیشگی به آنچه در دست مردم است و فکر کردن طولانی به قدرت یک نفر باعث میشود بدون آنکه متوجه شوی هرم بردگی او در قلبت ساخته شود و به جایی برسی که خود را بردهٔ او بدانی بی آنکه او بداند.
۵۱- ذکرِ الله، انسان را در ثباتِ علم و یادآوریِ آن یاری میدهد:
﴿...وَٱذۡكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ...﴾[الكهف: ۲۴].
«...و چون فراموش کردی پروردگارت را یاد کن...».
زیرا فراموشیِ حق از سوی شیطان است، و یاد الله او را طرد میکند:
﴿...وَمَآ أَنسَىٰنِيهُ إِلَّا ٱلشَّيۡطَٰنُ أَنۡ أَذۡكُرَهُۥۚ...﴾[الكهف: ۶۳].
«...و جز شیطان کسی آن را از یاد من نبرد...».
۵۲- عبادات باعث میشود حرامها از انسان دور شوند، حتی اگر اسباب آن مهیا باشد:
﴿كَذَٰلِكَ لِنَصۡرِفَ عَنۡهُ ٱلسُّوٓءَ وَٱلۡفَحۡشَآءَۚ إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُخۡلَصِينَ﴾[يوسف: ۲۴].
«...چنین کردیم تا بدی و زشتکاری را از او دور گردانیم. [زیرا] او از بندگان مخلص ما بود».
۵۳- همانطور که باید با فقر و گرسنگی مبارزه کرد، با برهنگی نیز باید مبارزه شود:
﴿إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعۡرَىٰ١١٨﴾[طه: ۱۱۸].
«[ای آدم] برای تو در آنجا این [امتیاز] هست که نه گرسنه میشوی و نه برهنه میمانی».
حتی حیوانات با گرسنگی مبارزه میکنند، ویژگی انسان این است که با برهنگی نیز به مبارزه برمیخیزد».
۵۴- بیکاران دارای حق مالی خاصی هستند که باید به آنان پرداخت شود:
﴿وَٱلَّذِينَ فِيٓ أَمۡوَٰلِهِمۡ حَقّٞ مَّعۡلُومٞ٢٤ لِّلسَّآئِلِ وَٱلۡمَحۡرُومِ٢٥﴾[المعارج: ۲۴-۲۵].
«و کسانی که در اموالشان حقی مشخص است (۲۵) برای سائل و محروم».
ام المومنین عائشه ل میگوید: «محروم کسی است که توانایی کسب درآمد ندارد». حق مشخص یعنی: زمان دار، مانند حقوق سر ماه.
۵۵- مصیبت اگر باعث نزدیکی به خداوند شود نعمت است، و نعمت اگر باعث دوری از الله شود مصیبت است.
۵۶- اگر ضوابط شرعی نزد کسانی که قرار است آن را اجرایی کنند مورد احترام نیست، جایز نیست که عالم برای جواز چیزی که ضوابط آن مراعات نمیشود فتوا دهد. دست به فساد بزنید، اما نه به نام شریعت!
۵۷- رحمت الله گستردهتر از همهٔ گناهان است، و محروم کسی است که منتظر اسباب رحمت است، اما خود در حال انجام اسباب عذاب است!
﴿وَرَحۡمَتِي وَسِعَتۡ كُلَّ شَيۡءٖۚ فَسَأَكۡتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ...﴾[الأعراف: ۱۵۶].
«...و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است، پس به زودی آن را برای کسانی قرار میدهم که تقوا پیشه میکنند...».
۵۸- ستمگر دوست ندارد کسی به یاری ستمدیده بشتابد، حتی اگر مربوط به ستمِ او نباشد، زیرا میترسد اگر این راه باز شود کسانی نیز به یاری آنانی که او در حقشان ستم کرده بشتابند:
﴿...وَإِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٖۖ...﴾[الجاثية: ۱۹].
«...و ستمگران یاران یکدیگرند...».
۵۹- از آغاز بشریت، انسان هر روز چیز جدیدی میآموزد و با دیدن گسترهٔ علم خود مغرور میشود زیرا آن را میبیند، اما با فکر کردن به گسترهٔ بی انتهای جهل خود فروتن نمیشود:
﴿...وَمَآ أُوتِيتُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ إِلَّا قَلِيلٗا﴾[الإسراء: ۸۵].
«...و به شما جز اندکی از علم داده نشده است».
۶۰- ذکر و اندیشه دو عبادت هستند که میتوانند در هر حال و زمانی همراه انسان باشند. بهترین ذکر، ذکری است که همراه با اندیشه در آفریدههای الله و نشانههای او باشد:
﴿ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ...﴾[آل عمران: ۱۹۱].
«کسانی که الله را در حال ایستاده و نشسته و بر پهلو افتاده یاد میکنند، و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند...».
۶۱- یکی از بزرگترین خطرهایی که امت را تهدید میکند کسانی هستند که نصیحتگران را نزد نصیحتشدگان تخریب میکنند تا نسبت به آنان شک کنند و در برابر نصیحت عناد ورزند و در نتیجه همهٔ امت هلاک شوند:
﴿وَقَالَ ٱلۡمَلَأُ مِن قَوۡمِ فِرۡعَوۡنَ أَتَذَرُ مُوسَىٰ وَقَوۡمَهُۥ لِيُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ...﴾[الأعراف: ۱۲۷].
«و سران قوم فرعون گفتند آیا موسی و قومش را رها میکنی تا در زمین به فساد بپردازند؟...».
۶۲- اصلاحگری رحمت است نه فتنه. پیامبر ص میفرماید:
«خداوند عموم مردم را به سبب گناه عدهای خاص عذاب نمیدهد تا آنکه منکر را ببینند و با وجود توانایی آن را انکار نکنند، که اگر چنین کردند خداوند هم آن عدهٔ خاص و هم عموم مردم را دچار عذاب خواهد کرد» [به روایت امام احمد].
۶۳- اگر انسان به اصلاح آنچه میان خود و پروردگار است بپردازد، خداوند آنچه را میان او و مردم است به صلاح خواهد آورد؛ هر کس مشغول آن یکتای یگانه شود او را از همهٔ کسان دیگر بینیاز میکند.
۶۴- راستی باعث نجات است؛ اگر تنها تو را نجات ندهد امت را پس از تو نجات خواهد داد، زیرا در حدیث آمده:
«شما را نجات نمیدهد، مگر راستی...». [به روایت بخاری]
۶۵- ممکن است انسان دچار غم و دلتنگی شود بدون آنکه عقل سبب آن را بداند. خداوند شناخت کامل درون انسان را از او پنهان ساخته تا بداند در شناخت دیگر چیزها نادانتر است.
۶۶- بهترین ذکر برای گناهکاران «استغفر الله»، و بهترین ذکر برای غافلان «سبحان الله»، و بهترین اذکار در همه حال «لا اِله اِلا الله» است.
۶۷- آنقدر به ستایش الگو نپرداز که به تو مشغول شود و از ادامهٔ راهش باز بماند. ستایش اگر کم باشد کمک است و اگر بسیار باشد فتنه است.
۶۸- مومن از سلامت دینش شاد میشود حتی اگر دنیا را از دست بدهد، و منافق از سلامت دنیایش خوشحال میشود حتی اگر دینش را از دست بدهد:
﴿...إِن تُصِبۡكَ حَسَنَةٞ تَسُؤۡهُمۡۖ وَإِن تُصِبۡكَ مُصِيبَةٞ يَقُولُواْ قَدۡ أَخَذۡنَآ أَمۡرَنَا مِن قَبۡلُ وَيَتَوَلَّواْ وَّهُمۡ فَرِحُونَ٥٠﴾[التوبة: ۵۰].
«و اگر مصیبتی به تو رسد میگویند: ما که پیشتر تصمیم خود را گرفته بودیم و در حالی که شادند باز میگردند».
۶۹- خداوند همهٔ زمین را حلال ساخته و تنها برداشتن گامهایی اندک را در آن حرام ساخته:
﴿...كُلُواْ مِمَّا فِي ٱلۡأَرۡضِ حَلَٰلٗا طَيِّبٗا وَلَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ...﴾[البقرة: ۱۶۸].
«...از آنچه در زمین است و حلال و پاکیزه است بخورید و از گامهای شیطان پیروی نکنید...».
آزادی آن است که در این زمین فراخ زندگی کنی نه در آن چند گام محدود.
۷۰- توحیدِ کلمه بر اساس کلمهٔ توحید، برای حکومتها لازمتر و مهمتر از وحدت بر اساس ثروت یا خاک یا سیاست است:
﴿وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا...﴾[آل عمران: ۱۰۳].
«و همگی ریسمان الله را محکم بگیرید...».
و ریسمان خداوند، توحید است.
۷۱- یکی از نشانههای منافق زبان تند و تیز علیه مسلمانان است:
﴿...سَلَقُوكُم بِأَلۡسِنَةٍ حِدَادٍ...﴾[الأحزاب: ۱۹].
«... شما را با زبانهایی تند نیش میزنند...».
و برعکس آن، زبانی نرم در برابر کافران:
﴿...لَئِنۡ أُخۡرِجۡتُمۡ لَنَخۡرُجَنَّ مَعَكُمۡ وَلَا نُطِيعُ فِيكُمۡ أَحَدًا أَبَدٗا...﴾[الحشر: ۱۱].
«...اگر بیرون رانده شوید حتما با شما بیرون خواهیم آمد و هرگز بر ضد شما از هیچکس اطاعت نخواهیم کرد...».
۷۲- اذکار صبح و شام انسان را از صفت «غافلان» خارج خواهد ساخت:
﴿وَٱذۡكُر رَّبَّكَ فِي نَفۡسِكَ تَضَرُّعٗا وَخِيفَةٗ وَدُونَ ٱلۡجَهۡرِ مِنَ ٱلۡقَوۡلِ بِٱلۡغُدُوِّ وَٱلۡأٓصَالِ وَلَا تَكُن مِّنَ ٱلۡغَٰفِلِينَ٢٠٥﴾[الأعراف: ۲۰۵]
«و در دل خویش پروردگارت را فروتنانه و در حال بیم، و آهسته و آرام، هنگام صبح و شام یاد کن و از غافلان مباش».
۷۳- اسباب باعث نجات انسان نمیشوند مگر به اذن خداوند؛ همان دریایی که به اذن خداوند باعث نجات موسیِ نوزاد شد، به فرمان او فرعونِ قدرتمندِ ستمگر را غرق کرد.
۷۴- حقِ بدون قدرت ضعف است، و قدرتِ بدون حق، ستمگری است.
۷۵- خداوند درهای خیر را نمیگشاید مگر برای کسی که آن در را بکوبد. هر کس به الله روی آورد، الله نیز به او روی خواهد آورد، و هر کس از الله روی گرداند، الله نیز از او روی خواهد گرداند:
﴿إِن تَسۡتَفۡتِحُواْ فَقَدۡ جَآءَكُمُ ٱلۡفَتۡحُۖ﴾[الأنفال: ۱۹]
«شما درخواست پیروزی میکردید و پیروز هم شدید...».
۷۶- مستحب است همراه با نماز، اصلاحگری و آداب نیز به فرزندان آموزش داده شود:
﴿يَٰبُنَيَّ أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ وَأۡمُرۡ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَٱنۡهَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَآ أَصَابَكَۖ...﴾[لقمان: ۱۷]
«فرزندم، نماز را برپا کن و به معروف امر کن و از منکر باز بدار و بر آسیبی که به تو رسیده صبر پیشه کن...».
۷۷- وارد شدن غیر ضروری مردان بر زنان بر اساس نص وحی و اتفاق علما مورد نهی قرار گرفته است. رسول الله ص میفرماید: «از وارد شدن بر زنان خودداری کنید» گفتند: برادر شوهر [و خویشاوندانش] چطور؟ فرمود: «برادر شوهر، مرگ است» [بخاری و مسلم].
۷۸- امر به معروف و نهی از منکر فرایندی است برای تنظیم آزادیها تا به هرج و مرج کشیده نشود، و لیبرالیسم فرایندی است برای به آشوب کشاندن آزادیها تا منظم نشود.
۷۹- چرخ فساد را گروهی به جلو میبرند و گروهی جلوی آن میایستند. اما اگر حرکت آن ادامه یابد فرجام آن چیزی نیست جز بلایی فراگیر:
﴿وَلَوۡلَا دَفۡعُ ٱللَّهِ ٱلنَّاسَ بَعۡضَهُم بِبَعۡضٖ لَّفَسَدَتِ ٱلۡأَرۡضُ...﴾[البقرة: ۲۵۱].
«... و اگر الله برخی از مردم را به وسیلهٔ برخی دیگر دفع نمیکرد بیشک زمین تباه میشد...».
۸۰- استغفار از بزرگترین اسباب پایداری و در امان ماندن از پسروی است:
﴿وَيَٰقَوۡمِ ٱسۡتَغۡفِرُواْ رَبَّكُمۡ ثُمَّ تُوبُوٓاْ إِلَيۡهِ يُرۡسِلِ ٱلسَّمَآءَ عَلَيۡكُم مِّدۡرَارٗا وَيَزِدۡكُمۡ قُوَّةً إِلَىٰ قُوَّتِكُمۡ﴾[هود: ۵۲].
«و ای قوم من از پروردگارتان مغفرت بخواهید سپس بهسوی او توبه کنید تا از آسمان برای شما باران فراوان بفرستد و نیرویی بر نیروی شما بیفزاید...».
۸۱- نیت خوب باعث بالا رفتن قدر انسان میشود حتی اگر کار نیکش اندک باشد، و نیت بد انسان را بیارزش میکند حتی اگر عمل بدی انجام ندهد.
۸۲- ذکر خداوند امان از فتنهها است هنگامی که رخ میدهد، و محافظی در برابر بلاها است هنگامی که فرو آید:
﴿لِّنَفۡتِنَهُمۡ فِيهِۚ وَمَن يُعۡرِضۡ عَن ذِكۡرِ رَبِّهِۦ يَسۡلُكۡهُ عَذَابٗا صَعَدٗا١٧﴾[الجن: ۱۷].
«هدف این است که آنان را با این نعمت بیازماییم، و هر کس از یاد پروردگارش رویگردان شود او را به عذابی سخت وارد میکند».
۸۳- انسان گمراه دوست دارد مردم نیز مانند او باشند تا به سبب انحرافِ خود احساس تنهایی نکند:
﴿وَدُّواْ لَوۡ تَكۡفُرُونَ كَمَا كَفَرُواْ فَتَكُونُونَ سَوَآءٗۖ...﴾[النساء: ۸۹].
«آرزو دارند شما نیز همانطور که آنان کافر شدند، کافر شوید تا با هم برابر باشید...».
﴿...يَشۡتَرُونَ ٱلضَّلَٰلَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواْ ٱلسَّبِيلَ﴾[النساء: ۴۴]
«...گمراهی را [به جان] میخرند و میخواهند شما نیز گمراه شوید».
۸۴- تا وقتی که بر راه حق هستی با همراهان بسیار مغرور نشو و با همراهان کم ضعیف نشو.
۸۵- بزرگترین فتنهها، فتنهٔ برعکس کردن حقایق است، و خطرناکترین نبردها، نبرد شعارها است؛ رسول خدا ص میفرماید:
«بیشترین چیزی که از آن بر امتم هراس دارم هر منافق سخنور است». [به روایت امام احمد]
۸۶- زن نوح و زن لوط (علیهما السلام) به دعوت حق و همسرانشان که پیامبر بودند خیانت کردند، بنابراین عجیب نیست که در میان مسلمانان کسانی باشند که مزدوری باطل بکنند؛ عجیب این است که چنین کسانی در میان ما نباشند.
۸۷- فتنه درجاتی دارد...
از جمله: ترک حق بهسوی باطل.
و همچنین: مشغول شدن به حقی که در اولویت نیست و ترک حقی که مهمتر است.
اولی فتنهٔ جاهلان است و دومی فتنهٔ عالمان.
۸۸- نگاه کردن به جایی که قرار است گام بگذاری مهمتر از نگاه به جایی است که پا گذاشتهای. زیرا عاقل به گذشتهای که مشغولش کند نگاه نمیکند تا از آیندهای که منتظرش هست غافل شود.
۸۹- حتی ضعیفترین عقلها انسان را بهسوی ایمان به الله راهنمایی میکند. علی بن ابیطالب س خطاب به کسی که به الله شک کرده بود فرمود: «اگر آنچه تو میگویی درست باشد هر دویمان خلاص میشویم؛ وگرنه من خلاص میشوم و تو هلاک!».
۹۰- کسی که به پروردگار خود ناسزا گوید از ملحد بدتر است؛ زیرا ملحد تنها علمِ به وجود آفریدگار را نفی کرده، اما آنکه ناسزا میگوید گویا پروردگار را اثبات نموده سپس به او ناسزا گفته است.
۹۱- هنرپیشههایی که دین را به ریشخند میگیرند اگر همین کار را با سیاست میکردند بیشک تحت تعقیب قرار میگرفتند. ای سردمداران؛ دین خدا را حفظ کنید، خداوند سیاست را برای شما حفظ خواهد کرد.
۹۲- آیات خداوند را به تمسخر نمیگیرد، مگر کسی که نعمتهای او را فراموش کرده است. زیرا یادآوری نعمتها باعث بزرگداشت نعمت دهنده میشود:
﴿...وَلَا تَتَّخِذُوٓاْ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗاۚ وَٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ...﴾[البقرة: ۲۳۱]
«... و آیات الله را به ریشخند نگیرید و نعمت الله را بر خود به یاد آورید...».
۹۳- صحیح نیست که قبر زینب بنت علی س در دمشق واقع است. مورخان شیعه و سنی در مورد تاریخ وفات و مکان وفات ایشان سه قول مختلف دارند و هیچ دلیلی برای ترجیح یکی از این اقوال موجود نیست.
۹۴- هنگامی که غربیها میگویند: «ما دشمن اسلام نیستیم» [حرفشان از دو حالت خارج نیست] یا دروغ میگویند، و یا ما بر اسلام صحیح نیستیم:
﴿وَلَن تَرۡضَىٰ عَنكَ ٱلۡيَهُودُ وَلَا ٱلنَّصَٰرَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمۡۗ﴾[البقرة: ۱۲۰].
«یهودیان و نصرانیان از تو راضی نخواهند شد تا آنکه از دینشان پیروی کنی...».
۹۵- اگر انسان گناهی را مرتکب شد و در قلب خود احساس درد نکرد، چنین چیزی نشانهٔ این است که خداوند بزرگترین داراییِ او یعنی معرفت الله را از وی گرفته است. زیرا افتادن در گناهان به اندازهٔ جهل تو نسبت به کسی است که معصیتش را مرتکب میشوی.
۹۶- هر چه انسان بیشتر حق را بشناسد، گناهش نیز [در صورت ارتکاب] بزرگتر خواهد بود:
﴿...فَلَمَّا جَآءَهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِۦۚ فَلَعۡنَةُ ٱللَّهِ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾[البقرة: ۸۹].
«... ولی همین که آنچه را میشناختند برایشان آمد انکارش کردند؛ پس لعنت الله بر کافران باد».
۹۷- خداوند گناهان پنهان را برای انسان آسان میسازد تا ایمانش را امتحان کند:
﴿...لِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ مَن يَخَافُهُۥ بِٱلۡغَيۡبِۚ...﴾[المائدة: ۹۴].
«...تا الله معلوم دارد که چه کسی در نهان از او میترسد...».
۹۸- مردم وقتی که درهای حلال بسته شود به حرام دچار میشوند، برای همین نخستین علاج حرام، باز کردن درهای حلال است.
۹۹- از بزرگترین عوامل ثبات و پایداری انسان و صبر در برابر آزار مردم و سخنان آنان، ادای نماز در وقت آن است:
﴿فَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ قَبۡلَ طُلُوعِ ٱلشَّمۡسِ وَقَبۡلَ ٱلۡغُرُوبِ٣٩﴾[ق: ۳۹].
«پس بر آنچه میگویند صبر کن و پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب به حمد پروردگارت تسبیح گوی».
۱۰۰- امامت دین و دنیا به ارث برده نمیشود؛ خداوند آن را از ابراهیم بازداشت، زیرا ارثی شدن چنین چیزی باعث میشود به دست نا اهلان بیفتد:
﴿...إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامٗاۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِيۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهۡدِي ٱلظَّٰلِمِينَ﴾[البقرة: ۱۲۴].
«... [خداوند] فرمود: من تو را پیشوای مردم قرار دادم. [ابراهیم] گفت: از دودمانم [چطور]؟ فرمود: پیمان من به ستمگران نمیرسد».
۱۰۱- ذکر الله از بزرگترین عوامل نرم شدنِ دلهای سخت است:
﴿...فَوَيۡلٞ لِّلۡقَٰسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكۡرِ ٱللَّهِۚ...﴾[الزمر: ۲۲].
«...پس وای به حال کسانی که از سختدلی یاد الله نمیکنند...».
﴿ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمۡ وَقُلُوبُهُمۡ إِلَىٰ ذِكۡرِ ٱللَّهِۚ...﴾[الزمر: ۲۳].
«... سپس پوستشان و دلشان به یاد الله نرم میگردد...».
۱۰۲- انسان هنگامی که اجلِ خود را نزدیک میبیند به تدریج برخی از افکار و خواستههای خود را رها میکند؛ درست است که اجل ربطی به درستیِ اندیشه ندارد، اما با نزدیک شدن آن هوای نفس میمیرد و اندیشههای وابسته به آن نیز از بین میروند.
۱۰۳- دنیای خود را با دنیای دیگری مقایسه نکن، که در این صورت اگر تو پیروز شدی تکبر میورزی و اگر او پیروز شد حسادت خواهی کرد:
﴿...فَقَالَ لِصَٰحِبِهِۦ وَهُوَ يُحَاوِرُهُۥٓ أَنَا۠ أَكۡثَرُ مِنكَ مَالٗا وَأَعَزُّ نَفَرٗا﴾[الكهف: ۳۴]
«...پس به رفیقش در حالی که با او گفتگو میکرد گفت: مال من از تو بیشتر است و از نظر نفرات از تو نیرومندترم».
۱۰۴- خداوند سرزمینی را که در آن ستمِ بسیاری رخ میدهد به سبب وجود مصلحانی در آن، حفظ میکند، و ممکن است سرزمینی را که ظلم کمتری در آن رخ میدهد به سبب عدم وجود مصلحان، هلاک سازد:
﴿وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهۡلِكَ ٱلۡقُرَىٰ بِظُلۡمٖ وَأَهۡلُهَا مُصۡلِحُونَ١١٧﴾[هود: ۱۱۷].
«و پروردگار تو [هرگز] بر آن نبوده که شهرهایی را که مردم آن اصلاحگرند به ستم هلاک سازد».
۱۰۵- حکم بر اساس آنچه خداوند نازل نموده را به بهانهٔ عدم مناسبت با این دوران ترک میکنند، سپس عیسی بن مریم پس از آنها میآید و جز به شرع خداوند حکم نمیکند. اشکال در دوران نیست، مشکل در حاکمانِ آن دوران است.
۱۰۶- بزرگترین اوقات برای استغفار، هنگام سحر است، و بهترین استغفار هنگام سجدهٔ نماز شب است. الله متعال میفرماید:
﴿...وَٱلۡمُسۡتَغۡفِرِينَ بِٱلۡأَسۡحَارِ﴾[آل عمران: ۱۷].
«... و کسانی که سحرگاهان آمرزش میخواهند».
طبری میگوید: «آنان کسانی هستند که هنگام سحر [از الله] خواهان پوشش رسوایی خود هستند».
۱۰۷- دلتنگ شدن به سبب آزار مخالفان، امری است فطری. موسی ÷ میفرماید:
﴿وَيَضِيقُ صَدۡرِي...﴾[الشعراء: ۱۳].
«و سینهام تنگ میشود...».
و الله متعال دربارهٔ محمد ص میفرماید:
﴿وَلَقَدۡ نَعۡلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدۡرُكَ بِمَا يَقُولُونَ٩٧﴾[الحجر: ۹۷].
«و قطعا میدانیم که سینهات از آنچه میگویند تنگ میشود».
علاج این دلتنگی این است:
﴿...فَأَعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ...﴾[النساء: ۸۱].
«...پس از آنان روی بگردان و بر الله توکل کن...».
۱۰۸.
پایانها و فرجام کارها مهم است نه آغازِ آن:
﴿قُلۡ يَٰقَوۡمِ ٱعۡمَلُواْ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ إِنِّي عَامِلٞۖ فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُۥ عَٰقِبَةُ ٱلدَّارِۚ إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ١٣٥﴾[الأنعام: ۱۳۵].
«بگو: ای قوم من هر چه در توانتان است انجام دهید من [نیز آنچه را در توانم است] انجام میدهم. به زودی خواهید دانست که عاقبت آن سرا از آن کیست. آری او ستمگران را رستگار نمیکند».
۱۰۹- خودِ فرعون جادوگران را یکی یکی از شهرهای گوناگون یکجا جمع کرد تا موسی را شکست دهد، اما همینکه با او مخالفت کردند همه را «گروهکی توطئهگر» به رهبری موسی دانست!
﴿...إِنَّهُۥ لَكَبِيرُكُمُ ٱلَّذِي عَلَّمَكُمُ ٱلسِّحۡرَۖ﴾[طه: ۷۱].
«... بیشک او سرکردهٔ شماست که جادوگری را به شما یاد داده!...».
۱۱۰- جدا کردن دین از زندگی و داد و ستدها سنتی جاهلی و قدیمی است:
﴿...قَالُواْ يَٰشُعَيۡبُ أَصَلَوٰتُكَ تَأۡمُرُكَ أَن نَّتۡرُكَ مَا يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَآ أَوۡ أَن نَّفۡعَلَ فِيٓ أَمۡوَٰلِنَا مَا نَشَٰٓؤُاْۖ﴾[هود: ۸۷].
«گفتند: ای شعیب! آیا نمازت به تو دستور میدهد آنچه را پدران ما عبادت میکردند ترک نماییم یا در اموال خود آنطور که میخواهیم تصرف نکنیم؟»
۱۱۱- مسخره کردن شایستهٔ انسانهای صادق نیست، بلکه نعمتی است که خداوند به واسطهٔ آن عقیدهٔ پنهان منافقان را خارج میسازد:
﴿...قُلِ ٱسۡتَهۡزِءُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ مُخۡرِجٞ مَّا تَحۡذَرُونَ﴾[التوبة: ۶۴].
«...بگو مسخره کنید؛ همانا الله آنچه را که از آن میترسید برملا خواهد کرد».
۱۱۲- کسی که دست از یاری مظلوم بکشد شریک ظالم است، زیرا بیشتر ستمگران اگر سکوت مردم نبود ستم نمیکردند.
۱۱۳- نزدیکترین کسان به رحمت الله کسانی هستند که بیشتر استغفار میکنند و بهسوی او باز میگردند:
﴿...لَوۡلَا تَسۡتَغۡفِرُونَ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ﴾[النمل: ۴۶].
«... چرا از الله آمرزش نمیخواهید؛ امید است که مورد رحمت قرار گیرید».
۱۱۴- رسول الله ص میفرماید: «الله لعنت کند کسی را که نشانههای زمین را تغییر دهد» تا آنکه حق مردم ضایع نشود. [به روایت مسلم] در این صورت چگونه خواهد بود کار کسی که شریعت الله را تغییر میدهد تا حدود الله ضایع شود؟
[تغییر نشانههای زمین یعنی تغییر دادن نشانههایی که مردم برای تعیین حدود زمین خود گذاشتهاند به هدف غصب زمین آنان].
۱۱۵- خداوند از روی رحمتِ خود برخی از بندگانش را دچار بلا و مصیبت میکند؛ زیرا میداند اگر او را عافیت دهد طغیان خواهد ورزید:
﴿۞وَلَوۡ رَحِمۡنَٰهُمۡ وَكَشَفۡنَا مَا بِهِم مِّن ضُرّٖ لَّلَجُّواْ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ٧٥﴾[المؤمنون: ۷۵].
«و اگر آنان را ببخشاییم و زیانی را که به آنان وارد آمده از بین ببریم، در طغیان خود کوردلانه اصرار میورزند».
۱۱۶- بیشترین چیزی که باعث فساد مردم میشود گمان بدِ بدون دلیل است. به سبب شدت فسادی که برخی از گمانهای بد به بار میآورد، خداوند از سوء ظن نهی کرده است:
﴿ٱجۡتَنِبُواْ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلظَّنِّ إِنَّ بَعۡضَ ٱلظَّنِّ إِثۡمٞۖ...﴾[الحجرات: ۱۲].
«...از بسیاری از گمانها بپرهیزید که پارهای از گمانها گناه است...».
۱۱۷- خداوند امت را با «مصلحان» حفظ میکند نه با «صالحان». الله متعال میفرماید:
﴿وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهۡلِكَ ٱلۡقُرَىٰ بِظُلۡمٖ وَأَهۡلُهَا مُصۡلِحُونَ١١٧﴾[هود: ۱۱۷].
«و پروردگار تو [هرگز] بر آن نبوده که شهرهایی را که مردم آن اصلاحگرند به ستم هلاک سازد».
۱۱۸- بیشک پس از هر سختی آسانی خواهد آمد، اما خداوند عمر هر یک را مشخص ساخته، و هر آسانی طولانیتر از سختیِ آن خواهد بود:
﴿...سَيَجۡعَلُ ٱللَّهُ بَعۡدَ عُسۡرٖ يُسۡرٗا﴾[الطلاق: ۷].
«... به زودی الله پس از سختی آسانی قرار خواهد داد».
و رسول الله ص میفرماید: «یک سختی دو آسانی را شکست نخواهد داد». [به روایت حاکم و بیهقی].
۱۱۹- محافظت بر نماز و امر کردن خانواده به آن از اسباب روزی و یاری است:
﴿وَأۡمُرۡ أَهۡلَكَ بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱصۡطَبِرۡ عَلَيۡهَاۖ لَا نَسَۡٔلُكَ رِزۡقٗاۖ نَّحۡنُ نَرۡزُقُكَۗ وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلتَّقۡوَىٰ١٣٢﴾[طه: ۱۳۲].
«و خانوادهٔ خود را به نماز امر کن و بر آن شکیبا باش. ما از تو روزی نمیخواهیم [بلکه] خود به تو روزی میدهیم و فرجام [نیک] برای پرهیزگاری است».
۱۲۰- با بیشتر شدن فتنهها، نظرات و آراء نیز بیشتر دچار تغییر میشوند. با جوشش فتنهها قلبها نیز زیر و رو میشوند مگر کسانی که خداوند آنان را پایدار گرداند. در حدیث آمده که: «زیر و رو شدن قلب فرزند آدم سریعتر از دیگی است که در حال جوش باشد» [مسند شهاب].
۱۲۱- هر کس به چیزی جز الله اعتماد کند، الله همان چیز را عامل بدبختی و مجازاتش قرار خواهد داد.
۱۲۲- بخشش، بلا را دور میکند. در حدیث آمده که: «کارهای نیک انسان را از مرگ بد حفظ میکند...» [به روایت طبرانی و دیگران].
۱۲۳- از «امر به معروف» بدش نمیآید مگر کسی که معروف را ترک گفته و آن را دوست ندارد، و از «نهی از منکر» بدش نمیآید مگر آنکه منکر را انجام میدهد و دوستش میدارد، و خداوند این صفات را یکجا دربارهٔ منافقان ذکر کرده است.
۱۲۴- هر کس ارادهٔ خیر کند، الله اسباب آن را برایش مهیا میسازد و درهای خیر را به رویش میگشاید:
﴿...إِن يُرِيدَآ إِصۡلَٰحٗا يُوَفِّقِ ٱللَّهُ بَيۡنَهُمَآۗ...﴾[النساء: ۳۵].
«... اگر [واقعا] خواهان اصلاح باشند الله میان آن دو سازگاری خواهد داد...».
۱۲۵- بزرگترین عامل شکست جمعیتِ بسیار، اختلافِ قلبها است، زیرا تعداد کمی که متحد هستند، قویتر از جمعِ بسیار متفرق است:
﴿...وَلَا تَنَٰزَعُواْ فَتَفۡشَلُواْ وَتَذۡهَبَ رِيحُكُمۡۖ...﴾[الأنفال: ۴۶].
«... و در میان خود [اختلاف و] کشمکش نکنید که ضعیف میشوید و هیبت شما از بین میرود...».
۱۲۶- دعای هنگام سجده از دعای قنوت به اجابت نزدیکتر است؛ بهترین مواضع دعا در نماز فردی به ترتیب عبارت است از:
۱- سجده
۲- سپس بین دو سجده
۳- سپس در تشهد پایانی
۴- سپس در قنوت.
۱۲۷- سجده برای الله عزت است، و بلند شدن برای غیر الله ذلت.
۱۲۸- اگر انسان همانطور که خود را مشغول اصلاح دیگران میکند به اصلاح خود بپردازد خداوند سختیهای راه اصلاح را برایش آسان خواهد کرد.
در اثر آمده که: «خود را اصلاح کن، الله مردم را برایت اصلاح خواهد کرد».
۱۲۹- بزرگان بیش از گفتار با کردار خود بر مردم تاثیر میگذارند، زیرا کردارها صادقانهتر از گفتارها است.
۱۳۰- سخنِ حق نوری است که نیتِ ناپاک آن را خاموش میکند.
۱۳۱- ممکن است خداوند دنیا را به کسی بدهد که او را دوست ندارد، و ممکن است دنیا را از کسی که دوستش میدارد باز بدارد، چرا که دنیا اگر باعث نزدیکی به الله شود نعمت است و اگر باعث دوری از او شود استدراج و نقمت است.
۱۳۲- خطرناکترین دشمنانِ امت منافقان آن هستند، زیرا شناختِ آنان ممکن است بر عالِم پنهان بماند چه رسد به جاهل. خداوند خطاب به پیامبرش ص میفرماید:
﴿...هُمُ ٱلۡعَدُوُّ فَٱحۡذَرۡهُمۡۚ قَٰتَلَهُمُ ٱللَّهُۖ أَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ﴾[المنافقون: ۴].
«... آنان دشمنانند؛ از آنها بپرهیز. الله آنان را بکشد! تا کجا [از حق] منحرف شدهاند».
۱۳۳- دعا برای نوهها همراه دعا برای فرزندان مستحب است، حتی پیش از آنکه وجود داشته باشند. مادر مریم در دعای خود گفت:
﴿...وَإِنِّي سَمَّيۡتُهَا مَرۡيَمَ وَإِنِّيٓ أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ ٱلرَّجِيمِ﴾[آل عمران: ۳۶].
«... و من او را مریم نام نهادهام و من او و ذریهاش را از شیطانِ رانده شده به تو پناه میدهم».
۱۳۴- عبرت نمیگیرند، زیرا الله را نمیشناسند! چگونه ممکن است خشیت و ترس کسی را در دل داشته باشند که او را نمیشناسند؟
﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰٓ٢٦﴾[النازعات: ۲۶].
«در حقیقت [در این نشانهها] برای کسی که [از الله] بترسد عبرتی است».
۱۳۵- هر که میخواهد زیر پوشش و ستر خداوند باقی بماند، پوشش دیگران را کنار نزد [و دیگران را رسوا نکند]. رسول الله ص میفرماید: «هر که مسلمانی را بپوشاند، الله در دنیا و آخرت او را پوشیده خواهد داشت» [ابن ماجه].
۱۳۶- رحمت الله گستردهتر از همهٔ گناهان است، ولی محروم کسی است که منتظر اسباب رحمت است، اما خود بر اسباب عذاب پافشاری میکند:
﴿وَرَحۡمَتِي وَسِعَتۡ كُلَّ شَيۡءٖۚ فَسَأَكۡتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ...﴾[الأعراف: ۱۵۶].
«...و رحمتم همه چیز را فرا گرفته؛ به زودی آن را برای کسانی مقرر میدارم که تقوا پیشه ساختهاند...».
۱۳۷- منکرات به تدریج تغییر شکل میدهند، در آغاز به صورت گناه آغاز میشوند، سپس تبدیل به سنت میشوند و سپس تبدیل به دین میشوند؛ برای همین پیش از آنکه منکری تبدیل به دین و آیین شود باید آن را انکار نمود:
﴿...وَإِذَا فَعَلُواْ فَٰحِشَةٗ قَالُواْ وَجَدۡنَا عَلَيۡهَآ ءَابَآءَنَا وَٱللَّهُ أَمَرَنَا بِهَاۗ...﴾[الأعراف: ۲۸].
«...و چون کار زشتی انجام دهند میگویند پدران خود را بر آن یافتهایم و الله ما را به آن دستور داده است...».
۱۳۸- هر که در راه حق پایدار بماند و در همان حال بمیرد، خداوند پاداش هدفش را به او میدهد، حتی اگر به آن دست نیابد:
﴿وَمَن يَخۡرُجۡ مِنۢ بَيۡتِهِۦ مُهَاجِرًا إِلَى ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ ثُمَّ يُدۡرِكۡهُ ٱلۡمَوۡتُ فَقَدۡ وَقَعَ أَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِۗ﴾[النساء: ۱۰۰].
«...و هر که از خانهاش [به قصد] مهاجرت بهسوی الله و پیامبرش بیرون رود سپس مرگ او را دریابد، بیشک اجرش بر عهدهٔ الله است...».
۱۳۹- قَسوت قلب و کَثرَت ذکر در وجود یک نفر یکجا نمیشود:
﴿...فَوَيۡلٞ لِّلۡقَٰسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكۡرِ ٱللَّهِۚ...﴾[الزمر: ۲۲].
«...پس وای بر کسانی که از سختدلی یاد الله نمیکنند...».
﴿...ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمۡ وَقُلُوبُهُمۡ إِلَىٰ ذِكۡرِ ٱللَّهِۚ...﴾[الزمر: ۲۳].
«...سپس پوستها و دلهایشان به یاد الله نرم میشود...».
۱۴۰- اگر بر امتی بلایی بزرگ نازل شود به سبب ستمی بزرگ است که زمانی طولانی بر آن گذشته اما [توسط مردم] برداشته نشده و در نتیجه مستحق عذاب شدهاند.
﴿وَكَأَيِّن مِّن قَرۡيَةٍ أَمۡلَيۡتُ لَهَا وَهِيَ ظَالِمَةٞ ثُمَّ أَخَذۡتُهَا وَإِلَيَّ ٱلۡمَصِيرُ٤٨﴾[الحج: ۴۸].
«و چه بسا شهری که به آن مهلت دادم در حالی که [مردم آن] ستمگر بود[ند] سپس [گریبان] آن را [به عذاب] گرفتم، و فرجام بهسوی من است».
۱۴۱- خداوند برای مومن شر مقدر نمیکند. اگر او را از خیری محروم کند یا شری ظاهری نصیبش سازد همین نیز در پایان به خیر منتهی میشود. اما ممکن است انسان نسبت به پروردگار خود گمان بد کند و همین باعث شود فرجام نیک را از دست بدهد.
۱۴۲- خداوندا ما را به خودمان وامگذار که ناتوان گردیم، و به مردم مسپار که ضایع شویم.
۱۴۳- اگر نفس انسان اسیر مدح و ستایش شد ترک اشتباهات برایش سخت میشود، زیرا نمیخواهد ستایشگران را از دست بدهد.
۱۴۴- انسان در مورد انتخاب بهترین پزشک برای بدن خود احتیاط به خرج میدهد، اما در مورد انتخاب سخنان علما برای دین خود سهلانگاری میکند. پی گرفتن رخصتهای پزشکان باعث فساد بدن میشود و پی گرفتن رخصتهای علما نیز منجر به فساد دین میشود.
۱۴۵- نخستین چیز حکومتها که سرنگون میشود، هیبت آن است.
۱۴۶- توصیف احکام الهی به «قدیمی بودن» و «عدم سازگاری با زمانه» همان حجتی است که اهل جاهلیت در برابر پیامبران به زبان میآوردند:
﴿...حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوكَ يُجَٰدِلُونَكَ يَقُولُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾[الأنعام: ۲۵].
«...تا آنجا که وقتی نزد تو میآیند و با تو جدال میکنند، کافران میگویند این [قرآن] چیزی نیست جز افسانههای پیشینیان».
۱۴۷- اخلاق باعث بزرگ شدن اعمال میشود، هر چند کم باشد، و سوء اخلاق باعث فساد اعمال نیک میشود حتی اگر بزرگ باشد. در حدیث آمده که: «اخلاقِ بد عمل را فاسد میکند چنانکه سرکه باعث فساد عسل میشود» [صحیح الجامع].
۱۴۸- آزادیِ لجام گسیخته پیشرفتِ بهسوی انسانیت نیست بلکه عقبگردی است بهسوی حیوانیت، چرا که اعمال انسانی به سبب «خودداری» ستایش میشود نه با بیقیدی؛ و بیبند و باری و لجام گسیختگی نیازی به عقل ندارد، بلکه نیازمند تعطیل عقل و خرد است.
۱۴۹- کسی که از درد و رنج امت به درد نیاید از این امت نیست. زخمهای امت آزمایشی است برای اعضای آن، و هر چه یک عضو به سبب زخم آن کمتر درد بکشد از آن دورتر است. در حدیث آمده که: «مومنان مانند یک بدن هستند که اگر عضوی از اعضای آن به درد آید بقیهٔ بدن نیز همدیگر را به مشارکت در آن [درد و رنج] فرا میخوانند».
۱۵۰- اینطور نیست که هر کس با زبان راست گوید در قلب خود نیز صادق باشد. «آزمایش» باعث میشود کسانی که تنها با عاطفه و احساسات سخن میگویند از کسانی که از روی عقیده سخن میگویند متمایز شوند:
﴿وَلَنَبۡلُوَنَّكُمۡ حَتَّىٰ نَعۡلَمَ ٱلۡمُجَٰهِدِينَ مِنكُمۡ وَٱلصَّٰبِرِينَ وَنَبۡلُوَاْ أَخۡبَارَكُمۡ٣١﴾[محمد: ۳۱].
«و بیشک شما را مورد آزمایش قرار خواهیم داد تا آنکه مجاهدان و صابران شما را بشناسیم و اخبار شما را بیازماییم».
۱۵۱- غرب، حاکم گرداندن شریعت را «اسلام سیاسی» مینامد و با آن به مبارزه میپردازد، زیرا الله حکم را از آن خود میداند، و غرب خواهان رهبری برای خود است، و اعضای بدن امت سودی نخواهد داشت اگر سرش پیرو دیگران باشد.
۱۵۲- ایمان به خالق با نیکی به مخلوق کامل میشود. پیامبر خدا ص میفرماید: «کاملترین مومنان از نظر ایمان، بهترینِ آنان از نظر اخلاق است...» [ابوداوود و ترمذی].
۱۵۳- کسی که دینِ الله را یاری نمیدهد نباید منتظر یاریِ الله باشد:
﴿...إِن تَنصُرُواْ ٱللَّهَ يَنصُرۡكُمۡ...﴾[محمد: ۷].
«...اگر الله را یاری دهید شما را یاری میکند...».
۱۵۴- در مورد فضیلت ماه رجب هیچ حدیثی از پیامبر ص به ثبوت نرسیده، بنابراین مخصوص گرداندن آن به عبادت خاصی مانند نماز یا روزه مشروع نیست، اما رجب از ماههای حرام است و گناه در آن بزرگتر است:
﴿...فَلَا تَظۡلِمُواْ فِيهِنَّ أَنفُسَكُمۡۚ...﴾[التوبة: ۳۶].
«...پس در این [ماهها] به خود ستم نورزید...».
۱۵۵- کسی که تنها یک روز در سال به یاد مادرش میافتد حق او را نشناخته، و برای کسی که هر روز به مادرش نیکی میکند و پیوند خود را با او حفظ میکند یا به او هدیه میدهد، روز مادر معنی ندارد. روز مادر مخصوص کسانی است که حق مادر را به جا نمیآورند.
۱۵۶- زیادهروی در انکارِ منکر به صورت پنهانی باعث زیاد شدن فساد علنی میشود، و زیادهروی در انکار منکر به صورت علنی باعث فساد پنهانی میشود. تنها «اعتدال» است که بیماری فسق و نفاق را درمان میکند.
۱۵۷- از بهترین اعمال روز جمعه درود فرستادن بر پیامبر ص است، زیرا جمعه بهترین روزها، و او ص بهترین پیامبران است.
۱۵۸- حق هر چه هم در ذات خود قوی باشد برای آنکه تاثیر بگذارد باید صاحبش نسبت به آن اطمینان داشته باشد. الله متعال [خطاب به موسی علیه السلام] میفرماید:
﴿...فَخُذۡهَا بِقُوَّةٖ...﴾[الأعراف: ۱۴۵].
«... پس آن [الواح تورات] را محکم بگیر...».
و [خطاب به بنی اسرائیل] میفرماید:
﴿...خُذُواْ مَآ ءَاتَيۡنَٰكُم بِقُوَّةٖ...﴾[البقرة: ۶۳].
«...آنچه را به شما دادهایم محکم بگیرید...».
و [خطاب به یحیی ÷] میفرماید:
﴿...خُذِ ٱلۡكِتَٰبَ بِقُوَّةٖۖ...﴾[مريم: ۱۲].
«... کتاب را محکم بگیر...».
۱۵۹- یکی از لغزشگاههای علما هنگام اختلاف حکومتها این است که هر عالمی به نام خداوند از حاکم خود حمایت کند و برای غیر الله از کتاب الله دلیل بیاورد، و حق همهٔ امت را به یک شخص یا یک حکومت محدود نماید.
۱۶۰- حرامترین مال، مالی است که عالم برای سکوت در برابر باطل میگیرد. چنین مالی از ربا حرامتر است زیرا ربا ستمی خاص است و سکوت در برابر ظلم، ستمی است فراگیر:
﴿سَمَّٰعُونَ لِلۡكَذِبِ أَكَّٰلُونَ لِلسُّحۡتِۚ...﴾[المائدة: ۴۲].
«پذیرا و شنوای دروغ هستند [و] بسیار مال حرام میخورند...».
۱۶۱- بیشائبهترین حقی که ممکن است انسان به آن معتقد شود هنگامی است که تک و تنها و بدون هیچ عامل موثری با خود فکر کند. همهٔ این عوامل موثر هنگام مرگ از بین میروند:
﴿لَّقَدۡ كُنتَ فِي غَفۡلَةٖ مِّنۡ هَٰذَا فَكَشَفۡنَا عَنكَ غِطَآءَكَ فَبَصَرُكَ ٱلۡيَوۡمَ حَدِيدٞ٢٢﴾[ق: ۲۲].
«بیشک از این [حال سخت مرگ] در غفلت بودی ولی [اکنون] ما پردهات را از جلوی چشمانت برداشتیم و دیدهات امروز تیز است».
۱۶۲- ممکن است ستمگر با ستم در حق دیگران همه چیز را به دست آورد اما همهٔ آنچه را با ستم بنا کرده است با دعای مظلوم از دست میدهد. رسول الله ص میفرماید:
«الله ﻷ به ستمگر فرصت میدهد اما اگر او را گرفتار کرد دیگر رهایش نمیکند» [مسلم]
۱۶۳- هنگام بیان حق از دشمنی کسی نگریز که در دشمنی با الله گرفتار خواهی شد.
۱۶۴- هر کس با داشتن چیزی بر الله تکبر بورزد، الله با همین چیز او را مجازات خواهد کرد؛ فرعون با جریان رودها از زیر قصرهایش تکبر میورزید:
﴿...وَهَٰذِهِ ٱلۡأَنۡهَٰرُ تَجۡرِي مِن تَحۡتِيٓۚ...﴾[الزخرف: ۵۱].
«... و این رودها از زیر [قصرهای] من در جریان است...».
بنابراین خداوند همان آب را بر رویش جاری کرد:
﴿...فَغَشِيَهُم مِّنَ ٱلۡيَمِّ مَا غَشِيَهُمۡ﴾[طه: ۷۸].
«... پس آنچه از دریا آنان را فرو پوشیانید، فرو پوشانید».
۱۶۵- جلوه دادن حرامها به صورت مباحات روشی است که ابلیس آن را با آدم آغاز کرد و نسل شیطان نیز پس از او از این روش پیروی میکنند:
﴿فَوَسۡوَسَ إِلَيۡهِ ٱلشَّيۡطَٰنُ قَالَ يَٰٓـَٔادَمُ هَلۡ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ ٱلۡخُلۡدِ وَمُلۡكٖ لَّا يَبۡلَىٰ١٢٠﴾[طه: ۱۲۰].
«پس شیطان او را به وسوسه انداخت و گفت: ای آدم آیا تو را به درخت جاودانگی و ملکی که زایل نمیشود راهنمایی کنم؟»
۱۶۶- بر پیشانی دجال کلمهٔ «کافر» نوشته شده اما با این وجود پیروانی خواهد داشت که به دنبال «ایمان» هستند! چه رسد به کسی که در ظاهر پرچم حق به دست گرفته و در پنهان کمر به نابودی آن بسته است؟
۱۶۷- کاری که خداوند با ظالم میکند سختتر از کاری است که ظالم با مظلوم میکند، زیرا خداوند همهٔ ستمهایی که وی انجام داده را در یک روز جمع میکند [و او را به مجازات میرساند]. در اثر آمده که: «روز [مجازات] مظلوم بر ظالم، سختتر از روز [ستم] ظالم بر مظلوم است».
۱۶۸- گناه دارای درد است و کار نیک دارای احساس انسی است که فقط مومن آن را احساس میکند. در حدیث آمده که رسول الله ص فرمودند: «اگر گناهت باعث ناراحتی، و کار نیکت باعث خوشحالیات شود مومن هستی» [صحیح الترغیب و الترهیب].
۱۶۹- فاصلهٔ میان سلامت و هلاکت تنها گذاشتن یک گام اشتباه است. اگر خداوند برای کسی ارادهٔ هلاکت کند او را از دیدن آن اشتباه کور میکند.
۱۷۰- مایوس شدن از رحمت خداوند پس از انجام یک گناه، از خود آن گناه بدتر است، زیرا رحمت الله گستردهتر از یاس و نومیدی است:
﴿...وَمَن يَقۡنَطُ مِن رَّحۡمَةِ رَبِّهِۦٓ إِلَّا ٱلضَّآلُّونَ﴾[الحجر: ۵۶].
«...و جز گمراهان چه کسی از رحمت پروردگارش نومید میشود؟».
۱۷۱- انجام دادن گناه نزد الله آسانتر از متهم کردن بیگناهان است:
﴿وَمَن يَكۡسِبۡ خَطِيَٓٔةً أَوۡ إِثۡمٗا ثُمَّ يَرۡمِ بِهِۦ بَرِيٓٔٗا فَقَدِ ٱحۡتَمَلَ بُهۡتَٰنٗا وَإِثۡمٗا مُّبِينٗا١١٢﴾[النساء: ۱۱۲].
«و هر کس خطا یا گناهی مرتکب شود سپس آن را به بیگناهی نسبت دهد قطعا بهتان و گناه آشکاری به دوش کشیده است».
۱۷۲- نیکی به والدین یا بدرفتاری نسبت به آنان وامی است که خیلی زود بازپرداخت میشود و نوهها به جای پدربزرگان آن را پرداخت میکنند. در اثر آمده که: «در حق والدین خود نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند».
۱۷۳- هر رسالت حقی ناگزیر باید مورد تهمت و جوسازی اهل باطل قرار گیرد، اما همیشه دلایل آشکار قویتر از شایعههاست. جابر س میگوید: «مُضریان و یمنیان به هر کس که میخواست به مکه برود میگفتند: مواظب باش جوانک قریش فریبت ندهد!».
۱۷۴- فتنهها در راه حق قرار میگیرند تا رهروان صادق را از رهروان دروغگو جدا سازند:
﴿وَلَقَدۡ فَتَنَّا ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۖ فَلَيَعۡلَمَنَّ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ صَدَقُواْ وَلَيَعۡلَمَنَّ ٱلۡكَٰذِبِينَ٣﴾[العنكبوت: ۳].
«و بیشک کسانی که پیش از آنان بودند را مورد آزمایش قرار دادیم تا الله آنانی را که راست گفتهاند معلوم دارد و دروغگویان را [نیز] بداند».
۱۷۵- اهل هوا و هوس هر چه بیشتر اندیشه کند بیشتر منحرف میشود و هر گاه دست از هوای نفس بردارد همان تفکر اندک نیز برایش کافی است:
﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ وَقَدَّرَ١٨ فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ١٩ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ٢٠ ثُمَّ نَظَرَ٢١﴾[المدثر: ۱۸-۲۱].
«او اندیشید و سنجید (۱۸) کشته باد که چگونه سنجید (۱۹) سپس کشته باد! چگونه سنجید (۲۰) سپس نظر انداخت».
۱۷۶- اگر داری بهسوی الله حرکت میکنی آدرس او را را تنها از خود او بخواه.
۱۷۷- کسی که توانایی یاری مظلوم را ندارد [حداقل] ظالم را ستایش نکند. زیرا کسانی که عادت به شنیدن ستایشِ بدون نصیحت دارند دست به ستمگری میزنند، چراکه ستایش [بدون نصیحت] باعث فراموشی و سرکشی انسان میشود.
۱۷۸- ممکن است خداوند کافر را به سبب عدالتش بالا ببرد و مسلمان را به سبب ستمگریاش پست کند.
۱۷۹- اثر اعمال نیک بر چهرهٔ انسان نمودار میشود:
﴿...تَعۡرِفُ فِي وُجُوهِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلۡمُنكَرَۖ...﴾[الحج: ۷۲].
«...در چهرهٔ کسانی که کفر ورزیدهاند [اثر] منکر را تشخیص میدهی...».
﴿...سِيمَاهُمۡ فِي وُجُوهِهِم مِّنۡ أَثَرِ ٱلسُّجُودِۚ...﴾[الفتح: ۲۹].
«...نشانهٔ [مشخصهٔ] آنان بر اثر سجود در چهرههایشان است...».
۱۸۰- حقوقی که اسلام برای حیوانات به رسمیت شناخته بزرگتر از حقوقی است که غرب برای انسان در نظر گرفته، اما عدالت در «شرقی» که اسلام را ضایع ساخته و «غربی» که مرز انسان و حیوان را از بین برده، گم شده است.
۱۸۱- تقوا در قلب است؛ اما ممکن نیست قلب کسی در حال تپیدن باشد و دیگر اعضای بدنش مرده و بی حرکت باشند.
۱۸۲- آنکه ایمانش کم است وقتی از آوردن حجت و برهان ناتوان شود به تهمت و بهتان رو میآورد.
۱۸۳- انسان به اندازهٔ جهلش نسبت به الله در برابر غیر الله ذلیل میشود. رسول الله ص در پاسخ کسی که از الله خواسته بود نزد رسول الله ص شفیعِ آنان شود [تا باران ببارد] فرمود: «وای بر تو! آیا میدانی الله چیست؟ شأن الله بس بزرگتر است...» [به روایت ابوداوود].
۱۸۴- دعای هنگام رفاه، از جمله اسباب پذیرشِ دعا در هنگام سختیها است؛ در حدیث روایت شده: «هر که دوست دارد الله در هنگام سختیها و مصیبتها دعایش را استجابت کند، در هنگام رفاه بسیار دعا کند» [علامه آلبانی در صحیح الجامع آن را حسن دانسته است].
۱۸۵- برخی از گناهکاران از روی هوای نفس اندیشههایی را میپذیرند، زیرا فسقشان را توجیه میکند، و میخواهند از نام «فاسق» به نام «اندیشمند» بگریزند تا از سرزنش و عذاب وجدان در امان بمانند!
۱۸۶- هر که به قطعیات دین احترام نمیگزارد، در امور اختلافی نیز حرفش مورد احترام نیست، زیرا وی اهل هوا و هوس است. او مانند کسی است که در میزند؛ اگر در را محترمانه برایش باز کردند که هیچ، وگرنه مجرمانه در را میشکند و وارد میشود.
۱۸۷- اکتفا به همنشینی با بزرگان موجب تکبر میشود و همنشینی با ضعیفان باعث تواضع است. در حدیث آمده که «پیامبر خدا ص به نزد ضعیفان مسلمان میرفت و با آنان دیدار میکرد و به عیادت بیمارانشان میرفت و در تشییع جنازهٔ آنان شرکت میکرد» [مستدرک حاکم؛ علامه آلبانی در صحیح الجامع آن را صحیح میداند].
۱۸۸- به اسلام افزوده میشود و از آن کم نمیشود، زیرا سنت خداوند چنین است که اگر یک نفر مرتد شود یک گروه جای او را بگیرند:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَن يَرۡتَدَّ مِنكُمۡ عَن دِينِهِۦ فَسَوۡفَ يَأۡتِي ٱللَّهُ بِقَوۡمٖ يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ...﴾[المائدة: ۵۴].
«ای کسانی که ایمان آوردهاید هر کس از شما که از دین خود برگردد به زودی الله گروهی را خواهد آورد که آنان را دوست دارد و آنان او را دوست دارند...».
۱۸۹- برای نصیحتگر لازم نیست اهل ستایش باشد زیرا وی مانند پزشک است و به مواضع بیماری میپردازد نه مواضع سلامتی.
۱۹۰- ممکن است منافقان از دین استفاده کنند، اما نه برای دوست داشتنِ آن بلکه برای ویران کردن آن از داخل:
﴿وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مَسۡجِدٗا ضِرَارٗا وَكُفۡرٗا وَتَفۡرِيقَۢا بَيۡنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَإِرۡصَادٗا لِّمَنۡ حَارَبَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ مِن قَبۡلُۚ﴾[التوبة: ۱۰۷].
«و آنهایی که مسجدی اختیار کردند که مایهٔ زیان و کفر و تفرقهٔ میان مومنان و کمینگاهی است برای کسی که قبلا به جنگ با الله و پیامبرش پرداخته بود...».
۱۹۱- خداوند بنده را دچار بلا میکند تا ضعفش را به یاد او بیاورد و اینکه اطرافیانش سودی برای او نخواهند داشت و اگر الله برایش ارادهٔ زیان داشته باشد نمیتوانند آن زیان را از او باز دارند:
﴿وَإِن يَمۡسَسۡكَ ٱللَّهُ بِضُرّٖ فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَۖ...﴾[يونس: ۱۰۷].
«و اگر الله به تو زیانی برساند آن را برطرف کنندهای جز او نیست...».
۱۹۲- فتنهٔ امروز مردم با اندیشهها، شبیهِ فتنهٔ قریش با سنگها است؛ نقل را ترک گفتند و همه چیز را از عقل خواستند. ابورجاء میگوید: «ما سنگی را میپرستیدیم و همینکه سنگ بهتری مییافتیم آن را دور میانداختیم».
۱۹۳- بسیار پیش میآید که انسان گمان میکند از مقدس سازی اشخاص آزاد شده، در حالی که به دام تقدیس هوای نفس خود افتاده است. او همچنان بنده است، فقط آقایش عوض شده.
۱۹۴- اگر در ملت یا حکومتی، ضعیف مورد اهانت قرار گیرد، آن ملت نیز در میان دیگر ملتها مورد اهانت قرار خواهد گرفت؛ در حدیث آمده است:
«پاک نیست امتی که ضعیف در آن حقش را نمیگیرد مگر با لکنت زبان» [به روایت ابن ماجه. آلبانی در صحیح ابن ماجه آن را صحیح دانسته]. زیرا جزا از جنس عمل است.
۱۹۵- یکی از اسباب رزق و روزی، یاری دادن ضعیفِ مظلوم، بر قویِ ظالم است؛ رسول الله ص میفرماید: «و آیا جز به سبب ضعیفانتان یاری میشوید و روزی داده میشوید؟» [بخاری].
۱۹۶- شاید انسان اذکار خود را بخواند و برای محافظت از خود دعا کند، اما سودی برایش نداشته باشد و باز هم دچار زیان شود، چرا که آن دعا و ذکر را بدون یقین و شناخت معنای آن خوانده است. در حدیث آمده که رسول الله ص [دربارهٔ دعای سید الاستغفار] فرمود: «... هر کس آن را از روی یقین بگوید...» [بخاری]
۱۹۷- هر کس از خداوند در دعای خود طلب دنیا نمود پیش از درخواستِ خود استغفار و توبه کند، زیرا گناهان باعث عدم اجابت دعا یا تاخیر آن میشود. سلیمان ÷ پیش از درخواست ملک، از خداوند آمرزش خواست:
﴿رَبِّ ٱغۡفِرۡ لِي وَهَبۡ لِي مُلۡكٗا لَّا يَنۢبَغِي لِأَحَدٖ مِّنۢ بَعۡدِيٓۖ...﴾[ص: ۳۵].
«... پروردگارا مرا بیامرز و به من ملکی ارزانی دار که پس از من سزاوار هیچکس نباشد...».
۱۹۸- حرام را واردِ حلال میکنند، و اگر مصلحان کارشان را انکار کنند میگویند: دارند حلال را حرام میکنند!
۱۹۹- عدم صبر در برابر بلاهای راه حق از بیشترین دلایل تغییر و عقب گرد است. عمر بن الخطاب میفرماید: «آنان گروهی بودند که الله را شناختند، سپس به سبب بلایی که دچار آن شدند به کفر بازگشتند».
۲۰۰- خداوند دنیا را فریبنده و سرگرم کننده قرار داده تا ببیند کدام یک از مردم حق پروردگار را بر شهوت نفس خود مقدم میدارد:
﴿إِنَّا جَعَلۡنَا مَا عَلَى ٱلۡأَرۡضِ زِينَةٗ لَّهَا لِنَبۡلُوَهُمۡ أَيُّهُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗا٧﴾[الكهف: ۷].
«ما آنچه را بر روی زمین است زینتی برای آن قرار دادیم، تا آنان را بیازماییم که کدام یک از ایشان نیکوکارترند».
۲۰۱- خداوند متکبران را به خود نزدیک نمیکند و هر چه تکبرِ شخص بیشتر باشد، بیشتر از الله دور خواهد شد:
﴿قَالَ فَٱهۡبِطۡ مِنۡهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَٱخۡرُجۡ إِنَّكَ مِنَ ٱلصَّٰغِرِينَ١٣﴾[الأعراف: ۱۳].
«فرمود: از آن [جایگاه] پایین بیا؛ تو را نرسد که در این [جایگاه] تکبر بورزی، پس بیرون رو، که تو از جملهٔ خوارانی».
۲۰۲- کسی که به میل و دلخواه مردم مینویسد، با تغییر آنها تغییر خواهد کرد، اما آنکه با قلم خود چیزی مینویسد که الله آن را دوست دارد، ثابت و پایدار خواهد ماند، زیرا الله حق است و تغییر نمیکند.
۲۰۳- امنیت و آرزو باعث سرکشی و فراموشکاری انسان میشوند؛ بههمین سبب خداوند امنیت انسان را با ترس، و آرزوهای دور و دراز او را با بیماری از او میگیرد، تا به خود باز آید و به سرکشی و ستمگریِ خود ادامه ندهد.
۲۰۴- والدین به سبب فرزندان، و فرزندان به سبب والدینِ خود، روزی داده میشوند، و این برکتی است متبادل:
﴿نَّحۡنُ نَرۡزُقُكُمۡ وَإِيَّاهُمۡۖ﴾[الأنعام: ۱۵۱].
«ما شما و آنها را روزی میدهیم».
﴿نَّحۡنُ نَرۡزُقُهُمۡ وَإِيَّاكُمۡۚ﴾[الإسراء: ۳۱]۱
«ما آنها و شما را روزی میدهیم».
۲۰۵- یکی از سختترین انواع مجازات، مجازات به واسطهٔ نعمت است. صاحبش به واسطهٔ آن عذاب میشود اما دوست ندارد آن را ترک کند، تا رنج و عذابش همچنان ادامه یابد:
﴿وَلَا تُعۡجِبۡكَ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَأَوۡلَٰدُهُمۡۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِي ٱلدُّنۡيَا...﴾[التوبة: ۸۵].
«و اموال و فرزندانشان تو را به شگفتی نیاورد، جز این نیست که الله میخواهد آنان را در دنیا به وسیلهٔ آن عذاب کند...».
۲۰۶- هنگامی که اهل فساد از دستیابی به حرام عاجز بمانند، با حیله و نیرنگ، به اسم حلال آن را انجام میدهند؛ در حالی که ارتکاب حرام به نام حرام، نزد الله آسانتر از ارتکابِ آن و حلال دانستن آن است!
۲۰۷- یکی از اشتباهات دعوتگران محدود کردن اسلام به آداب و رفتار، و ترک توحید و حلال و حرام است. اگر پیامبر ص نیز به همین چیزی که اینها میگویند اکتفا کرده بود، بیشک اولین کسی که به او ایمان میآورد، ابولهب بود.
۲۰۸- صبر و نماز و استغفار و تسبیح، از بزرگترین عواملی است که بر پایداری بر حق یاری میدهد:
﴿فَٱصۡبِرۡ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لِذَنۢبِكَ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ بِٱلۡعَشِيِّ وَٱلۡإِبۡكَٰرِ٥٥﴾[غافر: ۵۵].
«پس صبر کن که وعدهٔ الله حق است، و برای گناهت آمرزش بخواه و به ستایش پروردگارت، شامگاهان و صبحگاهان تسبیح گوی».
۲۰۹- دعوت پیامبر ص را ارتجاعی و «افسانههای پیشینیان» نامیدند. گفتند: با مرگ او دعوتش هم خواهد مرد و او را «ابتر» نامیدند. اما آنان مردند و دینشان هم مرد، و یاد محمد و دین او باقی ماند.
۲۱۰- بهترین ذکر، ذکری است که همراه با تفکر در آفریدگان الله و نشانههای او باشد:
﴿...ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾[آل عمران: ۱۹۱].
«...آنانی که الله را ایستاده و نشسته و بر پهلو خوابیده ذکر میکنند و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند».
۲۱۱- برای رسیدن به هر چیزی راههایی وجود دارد، بعضی از این راهها مختصر است و کوتاه، و برخی دیگر طولانی و خسته کننده و برخی دیگر اشتباه است و باعث هلاکت. مختصرترین راه برای رسیدن به الله و بیخطرترین آنها، کتاب خدا و سنت فرستادهٔ او، بر اساس فهم یاران اوست.
۲۱۲- وحی نوری است پرفروغ و روشنگر؛ هر که پشت سر آن حرکت کند میبیند و راه مییابد، و هر که با آن روبرو شود میسوزد و کور میشود.
۲۱۳- خداوند ما را از ناسزا گفتن به خدایان سنگی نهی نموده، اما آنها به سرور انسانها ناسزا میگویند؛ اسلام دینی است که مردم را به نبرد با دلیل و برهان دعوت میکند، اما آنها عقل مرد مرا به تسویه حسابها و انتقامها مشغول داشتهاند تا از دلیل و حجت غافل بمانند.
۲۱۴- ثابت نشده که اسراء و معراج در ماه رجب رخ داده است و هیچ روایت صحیحی در تعیین سال و ماه و روز آن نه از رسول الله ص و نه از اصحاب وی موجود نیست.
۲۱۵- خداوند آرای شاذ را خلق نموده چنانکه سموم را خلق کرده است. آزادی آرای شاذ مانند آزادی خوردن سم است. خداوند خیر و شر را برای آزمایش آفریده نه برای انتخاب [کردن یا نکردن].
۲۱۶- خوشبختی در عبادت است؛ غیر از آن لذتهایی زائل.
۲۱۷- اگر میدانی ستمگر هستی با طرف مقابل درگیر نشو، چرا که در اگر در دنیا پیروز شدی در آخرت رسوا خواهی شد.
۲۱۸- الله متعال خطاب به پیامبرش میفرماید:
﴿فَٱسۡتَقِمۡ كَمَآ أُمِرۡتَ...﴾[هود: ۱۱۲].
«پس همانطور که دستور یافتهای پایداری کن...».
او ص باید آنطور که دستور یافته ایستادگی کند نه آنطور که خود میخواهد، و اگر کسی اجازه داشت بر اساس دلخواه خود پایداری کند، کسی جز محمد ص نبود.
۲۱۹- بزرگترین اوقات تسبیح، صبح است که هنگامِ آمادگی انسان است تا از الله برای کارهای خود یاری بخواهد، و هنگامِ شام از روی تسلیمِ به او:
﴿فَسُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ حِينَ تُمۡسُونَ وَحِينَ تُصۡبِحُونَ١٧﴾[الروم: ۱۷].
«پس هنگام سحرگاهان و شامگاهان به تسبیح الله بپردازید».
۲۲۰- ذلت امت به سبب دوری آنان از دینشان است، چرا که الله، مطیع را هر چند ضعیف باشد عزت میدهد، و عاصی [نافرمان] را هرچند قوی باشد ذلیل میکند:
﴿ضُرِبَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلذِّلَّةُ ... بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعۡتَدُونَ١١٢﴾[آل عمران: ۱۱۲].
«بر آنان خواری و ذلت مقرر شده است ... [این عقوبت] به سبب آن بود که نافرمانی کردند و از حد در میگذشتند».
۲۲۱- تا وقتی که به خودِ الله یقین ندارند، نخواهند توانست سودمند بودن تطبیق شریعتِ الله را درک کنند! زیرا هیچکس نمیتواند قانون و شریعت کسی را که به علم و حکمت او یقین ندارد، عملی سازد:
﴿...وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ حُكۡمٗا لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ﴾[المائدة: ۵۰].
«...و برای کسانی که یقین دارند، حکم چه کسی بهتر از الله است؟»
۲۲۲- منافقان کمتر از دیگران عبرت میگیرند، زیرا بیش از همه در برابر حق تکبر میورزند:
﴿أَوَلَا يَرَوۡنَ أَنَّهُمۡ يُفۡتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٖ مَّرَّةً أَوۡ مَرَّتَيۡنِ ثُمَّ لَا يَتُوبُونَ وَلَا هُمۡ يَذَّكَّرُونَ١٢٦﴾[التوبة: ۱۲۶].
«آیا نمیبینند که آنان در هر سال یک یا دو بار مورد فتنه (آزمایش) قرار میگیرند، سپس باز هم توبه نمیکنند و عبرت نمیگیرند؟».
۲۲۳- اجابت دعای مظلوم حتمی است، اما [الزاما] فوری نیست. الله متعال در حدیث قدسی میفرماید: «قسم به عزتم بیشک تو را یاری خواهم داد اگر چه پس از مدتی باشد» [آلبانی در صحیح ترمذی آن را صحیح دانسته است]. این مهلت را نه ظالم و نه مظلوم، بلکه الله مقدر میکند.
۲۲۴- کسی در کار خود بهسوی حق توفیق نمییابد، مگر آنکه در قلبِ خود با الله راستی پیشه کند:
﴿...فَلَوۡ صَدَقُواْ ٱللَّهَ لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۡ﴾[محمد: ۲۱].
«... پس اگر با الله راست [دل] باشند قطعا به خیر آنها خواهد بود».
۲۲۵- اگر قرار باشد انسان به چیزی جز آنکه خودش میپسندد ایمان نیاورد، و اگر تنها عقل خودش را کافی بداند، در این صورت فایدهٔ فرستادن پیامبران و نزول کتابها چیست؟
۲۲۶- یکی از بزرگترین عوامل نزدیکی به خداوند، فروتنی در برابر الله، هنگام خلوت است.
۲۲۷- منکر علنیِ منتشر شده باید به صورت علنی و بدون تجاوز و زیادهروی انکار شود، زیرا حفظ مقام دین مهمتر از حفظ مقام و منزلت مردم است.
۲۲۸- همهٔ امتها در آغاز، دعوتِ پیامبران خود را «اِفساد» نامیدند و خود آنان را «مفسد» نام نهادند. وقتی مخالفانت فاسدند انتظار نداشته باشد تو را «مصلح» بنامند!
۲۲۹- عزت از آن الله است، و جز با طاعتِ الله به دست نمیآید:
﴿مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡعِزَّةَ فَلِلَّهِ ٱلۡعِزَّةُ جَمِيعًاۚ إِلَيۡهِ يَصۡعَدُ ٱلۡكَلِمُ ٱلطَّيِّبُ وَٱلۡعَمَلُ ٱلصَّٰلِحُ يَرۡفَعُهُۥۚ...﴾[فاطر: ۱۰].
«هر که خواهان عزت [و سربلندی] است پس [بداند] که عزت همهاش از آن الله است. گفتار پاکیزه بهسوی او بالا میرود، و عمل نیک را بلندمرتبه میگرداند...».
۲۳۰- انسان بیشتر به سبب نیت بدش دچار شر و بدی میشود تا سوء تدبیرش. الله متعال در حدیث قدسی میفرماید: «من نزد گمانی هستم که بندهام نسبت به من دارد؛ اگر به من گمان خیر نمود، خیر از آن اوست و اگر گمان بد کرد، برایش بدی خواهد بود» [علامه آلبانی در صحیح الجامع و صحیح الترغیب و الترهیب آن را صحیح دانسته است].
۲۳۱- همان اعمالِ نیکی که باعث بهشتی شدن انسان میشود، اگر آن را از روی ریا برای غیر الله انجام دهد، او را جهنمی خواهد کرد.
۲۳۲- هر چه محبتِ ستایشِ مردم در قلب انسان بیشتر شود، به همان اندازه اخلاصِ او کم میشود.
۲۳۳- محبتی که مردم نسبت به کسی دارند، توسط خداوند از آسمان نازل شده، و مردمِ زمین نمیتوانند آن را به زور به وجود بیاورند. در حدیث آمده که در آسمان ندا زده میشود: «همانا الله فلانی را دوست دارد، پس او را دوست بدارید» [بخاری].
۲۳۴- عبادتِ پنهانی از جمله عوامل پایداری هنگام مصیبتها و فتنهها است، و ریسمانی است محکم میان بنده و پروردگار.
پیامبر ص میفرماید: «هر که از شما میتواند عمل صالح پنهانی داشته باشد، چنین کند» [السلسلة الصحیحة].
۲۳۵- بهترین حیاء، حیای زنان است، تا جایی که حیای بهترین پیامبران ص را با حیای زنان مثال زدهاند:
«پیامبر ص بیش از دوشیزهای که در پردهاش بود، حیا داشت» [بخاری و مسلم].
۲۳۶- کتمان حق هنگامی که مردم به آن نیاز دارند، از بزرگترین انواع ظلم است و حکم کسی که حق را کتمان کند مانند کسی است که باطل گفته باشد:
﴿...وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَٰدَةً عِندَهُۥ مِنَ ٱللَّهِۗ...﴾[البقرة: ۱۴۰].
«...و چه کسی ستمگرتر از کسی است که شهادتی از الله را نزد خود پوشیده دارد؟...».
۲۳۷- ثابت نشده که عمر س در دوران جاهلیت دختر خود را زنده به گور کرده باشد و این داستان هیچ اصلی ندارد. دختر وی حفصه در دوران جاهلیت به دنیا آمد، اما با این وجود زنده ماند و سپس رسول الله ص در مدینه با وی ازدواج نمود.
۲۳۸- وقتی مال انسان بسیار باشد، آرزو و امیدش هم بیشتر میشود و گمان میکند با ثروتش ماندگارتر خواهد شد، غافل از اینکه خداوند عمر ثروتمند را به خاطر ثروتش طولانیتر نمیکند و عمر فقیر را به سبب فقرش کوتاهتر نمیکند:
﴿يَحۡسَبُ أَنَّ مَالَهُۥٓ أَخۡلَدَهُۥ٣﴾[الهمزة: ۳].
«گمان میکند که مالش او را جاودان ساخته است».
۲۳۹- استقامت باعث در امان ماندن بنده از عوارضِ مرگِ ناگهانی است، زیرا در این صورت همیشه و در همه حال آمادهٔ مرگ خواهد بود، چرا که انسان نمیداند قیامتش کی برپا میشود. الله متعال خطاب به پیامبرش میفرماید:
﴿فَٱسۡتَقِمۡ كَمَآ أُمِرۡتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ...﴾[هود: ۱۱۲].
«پس همانطور که دستور یافتهای استقامت کن و هرکه با تو توبه کرده [نیز چنین کند]».
۲۴۰- نزدیکترین مردم به الله، کسی است که بیشتر یاد او را به جای آورد. خداوند متعال میفرماید:
﴿فَٱذۡكُرُونِيٓ أَذۡكُرۡكُمۡ...﴾[البقرة: ۱۵۲].
«پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم».
و در حدیث قدسی میفرماید: «من با بندهام هستم، هنگامی که مرا یاد کند و لبهایش به [یاد] من بجنبد».
۲۴۱- انسان در زندگیاش به خوشبختیِ با دوام دست نخواهد یافت، مگر با طاعات:
﴿مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَلَنُحۡيِيَنَّهُۥ حَيَوٰةٗ طَيِّبَةٗۖ...﴾[النحل: ۹۷].
«هر کس از مرد یا زن عمل صالح انجام دهد و مؤمن باشد، قطعا او را با زندگی پاکیزهای حیات [حقیقی] بخشیم».
۲۴۲- خود را درگیر فهماندن حق به کسانی مکن که تا آن را به چشم نبینند، نمیپذیرند. در مورد آنچه نمیتوانی در تاریکی وصفش کنی، بگذار خورشید بر آن طلوع کند و مردم خود آن را ببینند.
۲۴۳- سعی نکن کسی را که مورد تهمت قرار گرفته نزد کسی که اصلا از تهمت اطلاعی ندارد تبرئه کنی، زیرا با این کار تهمت را به کسانی که آن را نشنیدهاند میرسانی و مرتکب گناه انتشار آن میشوی، در حالی که قصدت دفاع از آبروی او بود!.
۲۴۴- برای کسی که مدتی طولانی در تاریکی زندگی کرده است، دیدن نور سخت است، و برای کسی که مدت زیادی نشسته، ایستادن دشوار است، و هر که مدتی طولانی در ذلت زندگی کند، عزت را سخت خواهد یافت.
۲۴۵- وقتی بلا به اوج خود برسد، یعنی فرج و تمکین نزدیک است؛ زیرا خداوند کسی را بر حق قدرت نمیدهد مگر آنکه او را از گناهانش سبک کند، چرا که گناه سنگین است و صاحب خود را حتی اگر بالا رود، سرنگون میکند.
۲۴۶- فساد سخنان، بذرِ فساد اعمال است، چرا که فساد به صورت سخن آغاز میشود، سپس به فعل تبدیل میشود. بنابراین باید پیش از به ثمر نشستن بذرهای بدی، با آن به مبارزه پرداخت.
۲۴۷- شومیِ منکرات حتی به کسانی که از آن دور هستند میرسد، اگر به آن راضی باشند. پیامبر ص میفرماید: «اگر در زمین گناه صورت گیرد، کسی از آن غایب بوده اما بدان راضی است مانند کسی است که شاهد آن بوده است» [صحیح الجامع].
۲۴۸- کسی که به باطل فتوا دهد یا سخن باطلی به مردم برساند توبهاش پذیرفته نمیشود مگر آنکه حق را برای کسانی که گمراهشان کرده است، آشکار نماید. الله متعال [دربارهٔ توبهٔ چنین کسانی] میفرماید:
﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُواْ وَأَصۡلَحُواْ وَبَيَّنُواْ...﴾[البقرة: ۱۶۰].
«مگر کسانی که توبه کردند و اصلاح پیشه نمودند و [حقیقت را] آشکار کردند...».
۲۴۹- قرآن نور است. هر که راه هدایت را به واسطهٔ آن نیافت حتما بر عقلش پوششی است، مانند نور خورشید که هر که چشمانش را بپوشاند از آن سودی نمیبرد:
﴿...وَأَنزَلۡنَآ إِلَيۡكُمۡ نُورٗا مُّبِينٗا﴾[النساء: ۱۷۴].
«...و بهسوی شما نوری آشکار نازل نمودیم».
۲۵۰- دشمنیِ اهلِ باطل با تو الزاما به معنای آن نیست که تو کاملا بر حق هستی، بلکه نشانگر این است که در باطل شبیه آنها نیستی، چرا که حق به ذات خود شناخته میشود نه به مجرد دشمنی با آن.
۲۵۱- خداوند سرزمینی از سرزمینهای مسلمان را مورد ابتلا قرار میدهد تا اسلامِ دیگر سرزمینها را آزمایش کند که زنده است یا نه. چرا که امت مانند یک بدن است؛ اگر عضوی از آن برای عضوی دیگر به درد نیاید یا تخدیر شده یا مرده است.
۲۵۲- خداوند مومن را مورد ابتلا قرار میدهد، اما او را خوار و ذلیل نمیکند مگر به سبب گناه. بنابراین هرکه خود را ذلیل میبیند در پی گناهِ خود باشد.
در حدیث آمده که رسول الله ص فرمود: «خداوند ذلت و پستی را برای کسی قرار داده که از امر من سرپیچی کند» [مسند امام احمد. علامه احمد شاکر سند آن را صحیح دانسته و آلبانی در صحیح الجامع آن را صحیح دانسته است].
۲۵۳- دجال که بزرگترین فتنهٔ روی زمین است در شام نابود میشود، چه رسد به دجالانِ کوچکتر از او؛ رسول الله ص میفرماید: «مسیحِ دجال از سوی مشرق به قصد مدینه میآید، تا آنکه پشت احد توقف میکند، پس فرشتگان روی او را بهسوی شام میگردانند و آنجا به هلاکت میرسد» [مسلم].
۲۵۴- همهٔ فتنههایی که در امتها رخ میدهد و درگیری میان گروهها به سبب ترکِ پذیرش حکم خداوند است. رسول الله ص میفرماید: «اگر رهبرانشان به کتاب الله حکم ننمایند و از آنچه خداوند نازل نموده قسمتهایی را برگزینند [نه همهٔ آن را]، خداوند دشمنیشان را میان خودشان قرار خواهد داد» [ابن ماجه. علامه آلبانی در صحیح ابن ماجه آن را حسن دانسته است].
۲۵۵- اهل فساد برای به دست آوردن منفعت، دنیای خود را با هم معامله میکنند و از مصلحان انتظار دارند که دین خود را در بازار دنیایی آنان بفروشند؛ اما فراموش کردهاند که دین در بازار دنیا فروخته نمیشود.
۲۵۶- منافق کسی را که به او چیزی دهد ستایش میکند، حتی اگر به ناحق باشد، و کسی که چیزی را از او باز دارد نکوهش میکند، حتی اگر به حق باشد:
﴿وَمِنۡهُم مَّن يَلۡمِزُكَ فِي ٱلصَّدَقَٰتِ فَإِنۡ أُعۡطُواْ مِنۡهَا رَضُواْ وَإِن لَّمۡ يُعۡطَوۡاْ مِنۡهَآ إِذَا هُمۡ يَسۡخَطُونَ٥٨﴾[التوبة: ۵۸].
«و برخی از آنان در [تقسیم] صدقات بر تو خرده میگیرند؛ پس اگر از آن [اموال] به ایشان داده شود راضی میشوند و اگر از آن به ایشان داده نشود بناگاه به خشم میآیند».
۲۵۷- عبادت پنهانی بهتر از عبادت علنی است. به همین سبب نماز وتر که تنها یک رکعت است بهترین نماز نافله است، زیرا پایانِ نماز شب و مخفیترین بخش آن است، و هر چه دیرتر خوانده شود بهتر است.
۲۵۸- حسود بیش از آنکه به طرف مقابل زیان بزند به او سود میرساند، و با بدگویی از او باعث مشهور شدنش میشود؛ در نتیجه مردم [از روی کنجکاوی] در پی او میافتند و جز نیکی از او نمیبینند. بیشترِ عرب، پیامبرص را از تبلیغات منفی قریش شناختند و در جستجوی او برآمدند و پیرو او شدند.
۲۵۹- علما امت را از درون حفظ میکنند و مجاهدان از بیرون. اگر حامیان امت همدیگر را نادیده بگیرند دشمن به امت نفوذ کرده و میان آنان کینه و دشمنی به وجود میآورد.
۲۶۰- ممنوعیتهایی که مادهگرایان برای ایجاد نظم در زندگی مردم قرار دادهاند بارها بیش از چیزهایی است که خداوند برای صلاح دین و دنیا حرام کرده است. این همه ممنوعیت را تمدن مینامند و چند حرامِ اندک را تندروی و سختگیری.
۲۶۱- ترس، باعث پیرویِ دیگران نمیشود و تنها «نفاق» و دو رویی را به جود میآورد، و هر گاه عنصر ترس از میان برود دشمنیها نمایان میشود. صادق کسی است که تو را هنگام قدرت نصیحت کند و هنگام ضعف دستت را بگیرد.
۲۶۲- درون، ترازوی بیرون است؛ بنابراین هرکه درون خود را اصلاح کند عمل ظاهرش نیز اصلاح میشود و هرکه درونش فاسد باشد هیچ خیری از او برنمیآید مگر از روی نفاق.
۲۶۳- هر کسی اجازه دارد نظر خود را بگوید، اما هنگامی که حکم خداوند به میان آمد کسی نظری ندارد، چرا که خداوند به پیامبر خود امر نموده تا بر اساس آنچه خداوند به او نمایان ساخته حکم کند نه بر اساس رای و نظر خودش:
﴿...لِتَحۡكُمَ بَيۡنَ ٱلنَّاسِ بِمَآ أَرَىٰكَ ٱللَّهُۚ...﴾[النساء: ۱۰۵].
«... تا میان مردم بر اساس آنچه الله به تو نمایان ساخته حکم نمایی...».
۲۶۴- کسی که کنار حدود خداوند متوقف نمیشود به حد و حدود تو نیز توجهی نخواهد کرد، بنابراین خود را از کسی که ترس الله ندارد در امان مدان.
۲۶۵- اگر باطل را بدون هیچ تزئین و زیباسازی به عقل مردم عرضه کنند هیچکس آن را نمیپذیرد، اما [مشکل این است که] آن را آرایش میکنند تا مورد قبول واقع شود.
﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّٗا شَيَٰطِينَ ٱلۡإِنسِ وَٱلۡجِنِّ يُوحِي بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٖ زُخۡرُفَ ٱلۡقَوۡلِ غُرُورٗاۚ...﴾[الأنعام: ۱۱۲].
«بدینگونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای انس و جن بر گماشتیم؛ بعضی از آنها به بعضی برای فریب [یکدیگر] سخنان آراسته القا میکنند...».
۲۶۶- عائشه ل به سبب حیای بسیاری که داشت از اینکه مردم در قیامت لخت محشور میشوند تعجب کرد؛ اما امروزه کسانی دربارهٔ حوران بهشت میپرسند که آیا به کسانی جز همسران خود نیز توجه میکنند؟ همه آخرت را با دنیای خودشان مقایسه میکنند!
۲۶۷- بسیار پیش میآید کسانی که قصد انکار منکر را دارند خود باعث انتشار آن میشوند. به برخی از منکرات نباید هیچ اشارهای کرد تا دیگران از آن باخبر نشوند.
۲۶۸- ستمگران به «دروغ»، دلسوزان را به بدیها متهم میکنند و به «راستی» خود آن را انجام میدهند. فرعون موسی ÷ را به جادوگری متهم کرد سپس خود علیه موسی از جادو استفاده کرد!
۲۶۹- همانقدر که انسان به پایین دست خود تواضع کند، بالادست او نیز برای وی فروتنی خواهد کرد. همینطور در مورد تکبر؛ هر چه بیشتر بر زیردستان خود تکبر ورزد به همان اندازه مافوقش بر او تکبر خواهد ورزید، و این قصاص و عدالتی است آزموده شده.
۲۷۰- همانطور که طاعتهای پنهانی با ارزشتر است، گناهان پنهانی نیز خطرناکتر است. زیرا اگر در تنهایی از کسی پروا نداشته باشی، در میان جمع نیز او را اطاعت نخواهی کرد مگر از روی نفاق؛ پروردگاری که در تنهایی تو هست، همان پروردگاری است که در جمع شاهد توست.
۲۷۱- بدترین نوع حسد آن است که بدیهای دیگران را بازگو کنی تا عیب خود را بپوشانی، و پاکترین قلب، قلبِ کسی است که از اشتباهات مردم غمگین میشود حتی اگر خود مرتکب آن شود.
۲۷۲- یکی از نشانههای عدمِ توفیقِ بنده از سوی خداوند، این است که او را از سنگی در بنای امت، به سنگی در جلوی راه صادقان تبدیل کند.
۲۷۳- هیچ حکومتی روی قدرت را نخواهد دید مگر با دو مساله: توجه به دشمن خارجی و از بین بردن اختلافات داخلی:
﴿مُّحَمَّدٞ رَّسُولُ ٱللَّهِۚ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ أَشِدَّآءُ عَلَى ٱلۡكُفَّارِ رُحَمَآءُ بَيۡنَهُمۡۖ...﴾[الفتح: ۲۹].
«محمد فرستادهٔ الله است و کسانی که با اویند بر کافران سختگیر [و] با همدیگر مهربانند...».
۲۷۴- از نشانههای منافقان، یکی بودن اهدافشان با اهداف یهود و نصاریٰ است:
﴿۞أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ نَافَقُواْ يَقُولُونَ لِإِخۡوَٰنِهِمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ...﴾[الحشر: ۱۱].
«آیا کسانی که به نفاق برخاستند را ندیدی که به برادران کافر اهل کتاب خود میگفتند...».
۲۷۵- اگر مردم نمازها را به درستی به پا میداشتند، نیازی به انکار بسیاری از منکرات توسط مصلحان نبود:
﴿...وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَۖ إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ تَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِۗ...﴾[العنكبوت: ۴۵].
«...و نماز را به پا دار؛ همانا نماز از کار زشت و ناپسند باز میدارد...».
۲۷۶- اگر مصلح مورد ابتلا و آزمایش قرار نگیرد، بر راه پیامبران نیست:
﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّٗا شَيَٰطِينَ ٱلۡإِنسِ وَٱلۡجِنِّ يُوحِي بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٖ زُخۡرُفَ ٱلۡقَوۡلِ غُرُورٗاۚ...﴾[الأنعام: ۱۱۲].
«بدینگونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای انس و جن بر گماشتیم؛ بعضی از آنها به بعضی برای فریب [یکدیگر] سخنان آراسته القا میکنند...».
۲۷۷- هر چه طاعت انسان برای الله بیشتر شود، به همان اندازه عزت و سربلندیاش افزون میشود، و هر چه بیشتر مرتکب گناه شود، بیشتر خوار و ذلیل میشود:
﴿مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡعِزَّةَ فَلِلَّهِ ٱلۡعِزَّةُ جَمِيعًاۚ إِلَيۡهِ يَصۡعَدُ ٱلۡكَلِمُ ٱلطَّيِّبُ وَٱلۡعَمَلُ ٱلصَّٰلِحُ يَرۡفَعُهُۥۚ...﴾[فاطر: ۱۰].
«هر که خواهان سربلندی است، عزت همهاش از آن الله است. سخنان پاک بهسوی او بالا میرود و عمل صالح را رفعت میبخشد...».
۲۷۸- بسیار پیش میآید که اسباب قدرت فراهم میشود اما عزت به دست نمیآید، زیرا انسان به جای توکل بر الله، بر اسباب توکل کرده است، و هر که بر الله توکل کند، خداوند او را بینیاز میسازد:
﴿...وَمَن يَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَهُوَ حَسۡبُهُۥٓۚ...﴾[الطلاق: ۳].
«...و هر که بر الله توکل کند، او برای وی بس است...».
۲۷۹- اگر محبت و وفای به وطن مهمتر از دین بود، هرگز پیامبر خدا ص مکه را که محبوبترین سرزمین نزد خداوند است، ترک نمیکرد.
۲۸۰- آزادی شخصی، انجام علنی گناه را توجیه نمیکند، زیرا امت مانند یک کشتی است؛ اینکه یک مفسد خودش را از این کشتی پایین بیندازد سبکتر از این است که آن را سوراخ کند. گناهِ کوچکِ علنی بدتر از گناهِ بزرگِ پنهانی است.
۲۸۱- بزرگترین عاملِ پاکسازیِ درون، یاد کردنِ بسیارِ الله، و نماز خواندنِ بسیار است:
﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ١٤ وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ١٥﴾[الأعلى: ۱۴-۱۵].
«رستگار شد آن کس که خود را پاک گردانید (۱۴) و نام پروردگارش را یاد کرد و نماز گزارد».
۲۸۲- ممکن است خداوند کسی را که بسیار گناه میکند پوشیده دارد، اما کسی را که کم گناه کرده است رسوا کند. زیرا شخص اول عیب مردم را پوشانده و خداوند نیز او را پوشانده است، و شخص دوم مردم را رسوا کرده و خداوند نیز همان عیب اندک او را برملا ساخته است.
۲۸۳- قرآن باعث یکی شدن دلها میشود نه تفرقه و اختلاف، اما اگر قلبها در مورد آن دچار تفرقه شد حتما به سبب جهل و هوای نفس است. رسول الله ص میفرماید: «تا وقتی که دلهایتان یکی است قرآن بخوانید، پس هرگاه دچار اختلاف شدید، برخیزید» [بخاری].
۲۸۴- کسی از ریا رنج نمیبرد مگر به سبب آنکه عبادت پنهانیاش کم است.
۲۸۵- تدبّر قرآن باعث ثباتِ قلب و درستیِ رای و در امان ماندن از هوای نفس است:
﴿...كَذَٰلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِۦ فُؤَادَكَۖ...﴾[الفرقان: ۳۲].
«[قرآن را] اینگونه [نازل کردیم] تا قلبت را به واسطهٔ آن استوار گردانیم».
۲۸۶- خداوند در قرآن «نفس» را نکوهیده و «عقل» را ستایش کرده است. زیرا همیشه بلای عقلها به سبب هوای نفس است. در واقع نفس، آرای انسان را آلودهٔ خواستههای خود میکند و او را به گمراهی میکشاند:
﴿...إِنَّ ٱلنَّفۡسَ لَأَمَّارَةُۢ بِٱلسُّوٓءِ...﴾[يوسف: ۵۳].
«...چرا که نفس قطعا به بدی امر میکند...».
۲۸۷- نفس توانایی تشخیص میزان بدی گناهان را ندارد، زیرا ممکن است گناهی بس بزرگ را کوچک شمرده و خود را اهل تسامح و مدارا به حساب آورد و مخالفان را تندرو و خشک؛ انس بن مالک س [خطاب به تابعین] میگوید: «شما کارهایی را انجام میدهید که به گمان خودتان باریکتر از مو هست، اما ما در زمان رسول خدا ص آن را باعث هلاکت میدانستیم».
۲۸۸- عاقل به حرف مردم دربارهٔ دیگران گوش نمیسپارد زیرا سینهٔ انسان تنگتر از آن است که کینهٔ مردم را تحمل کند. رسول خدا ص میفرماید: «کسی دربارهٔ کسی دیگر از یارانم چیزی به من نرساند چرا که دوست دارم با سینهای سالم [از کینه] به نزد شما بیایم» [مسند احمد. علامه احمد شاکر آن را حسن میداند].
۲۸۹- اگر حاکمان با یکدیگر اختلاف نمودند سعی نکن با بیان اشتباهات یکی از آنها نزد دیگری، او را برای پیروزی بر رقیبش یاری دهی، بلکه پلی باش برای رسیدن حق به همهٔ آنها.
۲۹۰- ماده تنها اندیشهٔ مادهگرایان را میسازد، نه عقیدهٔ ربانیان را. ابوبکر همهٔ مالش را برای یاری پیامبر ص انفاق میکرد، اما منافقان، [برعکس او] اگر به آنها چیزی میرسید خشنود میشدند و اگر بهرهای نمیبردند، کفر میورزیدند.
۲۹۱- وسطیتی که در قرآن آمده یعنی:
﴿فَٱسۡتَقِمۡ كَمَآ أُمِرۡتَ...﴾[هود: ۱۱۲].
«پس همانطور که دستور یافتهای پایداری بورز...».
یعنی نه آنقدر به راست منحرف شو که دچار غلو شوی:
﴿...وَلَا تَطۡغَوۡاْۚ...﴾[هود: ۱۱۲].
«...و طغیان مکنید...».
و نه آنقدر به چپ منحرف شو که بهسوی دشمنان دین بگرایی:
﴿وَلَا تَرۡكَنُوٓاْ إِلَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ...﴾[هود: ۱۱۳].
«و به کسانی که ستم ورزیدهاند متمایل نشوید...».
۲۹۲- ذرهای تکبر، از کوهی از گناهان بدتر است؛ چرا که تکبر تنها یک گناه نیست، بلکه دروازهای است برای دیگر گناهان، که نخستینِ آن رد کردن حق به سبب هوای نفس است. رسول الله ص میفرماید: «به بهشت وارد نمیشود کسی که در قلبش ذرهای ناچیز از تکبر باشد» [ترمذی. علامه آلبانی در صحیح ترمذی آن را صحیح میداند].
۲۹۳- تسبیح گفتن در هنگام غروب مستحب است، به معنای منزه دانستن قدرت و سلطان خداوند از غروب و افول، و هنگام صبح به معنای منزه دانستن قدرت او از طلوعِ پس از غروب. (یعنی قدرت و سلطان الله متعال غروب نمیکند که نیازی به طلوع دوباره داشته باشد).
﴿فَسُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ حِينَ تُمۡسُونَ وَحِينَ تُصۡبِحُونَ١٧﴾[الروم: ۱۷].
«پس الله را هنگامی که وارد عصر میشود و هنگامی که صبح میکنید، تسبیح گویید».
۲۹۴- متکبّر را پیش از عرضهٔ حق به وی، باید به تواضع دعوت نمود، زیرا او با قلبی که توسط کبر پوشیده است، حق را نخواهد دید. تکبر باعث کوری بصیرت است، چنانکه پرده باعث نابینایی چشم است.
۲۹۵- درگذشتن از خطاکاران و بخشیدن آنها، از جمله اسباب پوشیده ماندن عیبها و آمرزش گناهان است:
﴿...وَلۡيَعۡفُواْ وَلۡيَصۡفَحُوٓاْۗ أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَكُمۡۚ...﴾[النور: ۲۲].
«...پس باید عفو کنند و گذشت نمایند؛ آیا دوست ندارید که الله شما را بیامرزد؟...».
۲۹۶- اگر خداوند بندهای را دوست بدارد اما بنده با عملِ خود بالا نیاید، الله او را دچار ابتلا میکند تا به واسطهٔ آن، مقامش بالا رود.
رسول الله ص میفرماید: «شخص نزد الله دارای مقام و منزلت است، اما با عمل خود به آن نمیرسد، (یعنی با عملش شایستهٔ آن نمیشود) پس خداوند آنچنان او را به آنچه دوست ندارد مبتلا میکند که به آن درجه دست مییابد» [به روایت ابویعلی و ابن حبان. علامه آلبانی در سلسلة الصحیحة آن را حسن میداند].
۲۹۷- بیشترین عاملی که بلا را دفع میکند، گمان نیک نسبت به الله، به همراه دعا است. در حدیث قدسی آمده که الله متعال میفرماید: «من نزد گمانی هستم که بندهام دربارهٔ من دارد و من با اویم هرگاه که مرا بخواند» [علامه آلبانی در صحیح الجامع و صحیح الترغیب و الترهیب آن را صحیح دانسته است].
۲۹۸- اثر اعمالِ انسان بر چهرهٔ او نمایان میشود:
﴿...تَعۡرِفُ فِي وُجُوهِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلۡمُنكَرَۖ...﴾[الحج: ۷۲].
«...در چهرهٔ کسانی که کفر ورزیدهاند [اثر] منکر را تشخیص میدهی...»
﴿...سِيمَاهُمۡ فِي وُجُوهِهِم مِّنۡ أَثَرِ ٱلسُّجُودِۚ...﴾[الفتح: ۲۹].
«...نشانهٔ [مشخصهٔ] آنان بر اثر سجود در چهرههایشان است...».
۲۹۹- اطمینان به رای و آرامش یافتن به آن باعث نمیشود یک رای حق باشد؛ ممکن است انسان کفر ورزد و به کفر خود آسوده خاطر باشد:
﴿...وَلَٰكِن مَّن شَرَحَ بِٱلۡكُفۡرِ صَدۡرٗا فَعَلَيۡهِمۡ غَضَبٞ مِّنَ ٱللَّهِ...﴾[النحل: ۱۰۶].
«...اما آنکه سینهاش به کفر گشاده گردد خشم الله بر آنان است...».
۳۰۰- ذکرِ بسیار سبب آرامش قلب است. اما اگر کسی با وجود بسیار ذکر گفتن به آرامش دست نیافت، به سبب آن است که زبانش ذکر میکند و قلبش غافل است، و همیشه پاداش از جنس کار است:
﴿...أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَّهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ﴾[الرعد: ۲۸].
«آگاه باشید که با یاد الله دلها آرامش مییابد».
۳۰۱- یکی از اسباب نزولِ بلا، غفلت انسان نسبت به پروردگار است. در نتیجه خداوند او را دچار بلا میکند تا دوباره بهسوی او بازگردد و مدت بیشتری بر راه غفلت نماند:
﴿فَلَوۡلَآ إِذۡ جَآءَهُم بَأۡسُنَا تَضَرَّعُواْ...﴾[الأنعام: ۴۳].
«پس چرا هنگامی که عذاب ما به آنان رسید تضرع نکردند [و بهسوی خداوند بازنگشتند]؟».
۳۰۲- بی بند و بار، معتدل را «تندرو» میخواند و تندرو، معتدل را «بی بند و بار» مینامد. میانهروی را بر اساس آنچه خود هستند میسنجند، نه بر اساسِ موازین شریعت.
﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَٰكُمۡ أُمَّةٗ وَسَطٗا...﴾[البقرة: ۱۴۳].
«و اینگونه شما را امتی میانه قرار دادیم...».
۳۰۳- یکی از نشانههای اعتدال این است که انسانهای بی بند و بار، آن را تندروی بنامند.
۳۰۴- ذکر، یکی از آسانترین، و در عین حال از محکمترین راههای رابطه با الله است. خداوند متعال میفرماید:
﴿فَٱذۡكُرُونِيٓ أَذۡكُرۡكُمۡ...﴾[البقرة: ۱۵۲].
«پس مرا یاد کنید [تا] شما را یاد کنم...».
و الله متعال در حدیث قدسی میفرماید: «اگر مرا در نفس خود یاد کند او را در نفس خود یاد میکنم، و اگر مرا در میان جمعی یاد کند، او را در جمعی بهتر یاد خواهم کرد» [مسلم].
۳۰۵- اگر ستم فراگیر شود، فتنهها نیز فراگیر خواهند شد، و نمیتوان فتنهّها را دفع نمود مگر با دفع اسبابِ آن:
﴿وَٱتَّقُواْ فِتۡنَةٗ لَّا تُصِيبَنَّ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمۡ خَآصَّةٗۖ...﴾[الأنفال: ۲۵].
«و از فتنهای بترسید که تنها به ستمگرانِ شما نمیرسد...».
۳۰۶- بسیاری از مردم فتنههای پنهان را نمیبینند و به همین سبب در موردِ آن سهل انگاری میکنند، در حالی که فتنههای پنهان مقدمهٔ فتنههای بزرگِ آشکار است. رسول الله ص میفرماید: «از فتنههای پنهان و آشکار به الله پناه برید» [مسلم].
۳۰۷- گره دشواریها را نمیگشاید مگر کسی که آن را مقدر نموده. از بزرگترین اسباب فَرَج، بزرگداشت الله با ذکر و تسبیح و سجده برای اوست:
﴿فَلَوۡلَآ أَنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلۡمُسَبِّحِينَ١٤٣ لَلَبِثَ فِي بَطۡنِهِۦٓ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ١٤٤﴾[الصافات: ۱۴۳-۱۴۴].
«و اگر او از جملهٔ تسبیح کنندگان نبود (۱۴۳) قطعا تا روزی که برانگیخته میشوند در شکم آن [ماهی] میماند».
۳۰۸- عمل نیک برکتی دارد که به صاحب آن خواهد رسید؛ اما اگر انسان برکت عمل صالح را در خود و مال و خانوادهاش ندید باید در نیت خود دقت کند.
۳۰۹- خداوند به واسطهٔ صبر و تقوا مشکلات را به فرصت تبدیل کرده و نیرنگ دشمنان را باطل نموده و غمها و غصهها را از بین میبرد:
﴿وَإِن تَصۡبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لَا يَضُرُّكُمۡ كَيۡدُهُمۡ شَيًۡٔاۗ﴾[آل عمران: ۱۲۰].
«و اگر صبر و تقوا پیشه سازید نیرنگشان به شما زیانی نخواهد رساند».
۳۱۰- از بزرگترین نعمتهای الله این است که انسان را بهسوی شناخت حق، توفیق دهد. الله متعال نعمتهای خود را برای پیامبرش ذکر کرده و میفرماید:
﴿وَوَجَدَكَ ضَآلّٗا فَهَدَىٰ٧﴾[الضحى: ۷].
«و تو را گمراه یافت، پس هدایت کرد».
سپس میفرماید:
﴿وَأَمَّا بِنِعۡمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثۡ١١﴾[الضحى: ۱۱].
«و از نعمت پروردگار خود سخن گوی».
۳۱۱- به حقیقت دست نخواهی یافت مگر هنگامی که بدانی هوای نفست نخستین دشمن تو [در این راه] است:
﴿۞وَمَآ أُبَرِّئُ نَفۡسِيٓۚ إِنَّ ٱلنَّفۡسَ لَأَمَّارَةُۢ بِٱلسُّوٓءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّيٓۚ...﴾[يوسف: ۵۳].
«و من نفس خودم را تبرئه نمیکنم چرا که نفس قطعا به بدی امر میکند مگر کسی را که الله رحم کند...».
۳۱۲- برای کسی که به جهلِ خود در مسالهای پی برده یا از وی چیزی پرسیدهاند که آن را نمیداند، مستحب است که تسبیح گوید:
﴿قَالُواْ سُبۡحَٰنَكَ لَا عِلۡمَ لَنَآ إِلَّا مَا عَلَّمۡتَنَآۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡحَكِيمُ٣٢﴾[البقرة: ۳۲].
«[فرشتگان] گفتند: تو پاک و منزه از [هر عیبی] هستی، جز آنچه خودت به ما آموختهای علمی نداریم؛ تویی دانای حکیم».
۳۱۳- نفسِ انسانها مشتاق نزدیک شدن به بزرگان و سران است، و آرا و اندیشهها در راه رسیدن به آن دچار انحراف میشود. بزرگترین پاداشی که فرعون به جادوگران وعده داد این بود که:
﴿...وَإِنَّكُمۡ لَمِنَ ٱلۡمُقَرَّبِينَ١١٤﴾[الأعراف: ۱۱۴].
«...و مسلما شما از مقربان [درگان من] خواهید بود».
بنابراین در راه رسیدن به آن، در باطل تلاش ورزیدند.
۳۱۴- توبهٔ انسان از گناهی که بر انجام آن اصرار دارد [و قصد ندارد دست از آن بکشد] پذیرفته نمیشود؛ زیرا بزرگترین شرط پذیرش توبه، عزم بر ترکِ آن گناه است:
﴿...وَمَن يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ إِلَّا ٱللَّهُ وَلَمۡ يُصِرُّواْ عَلَىٰ مَا فَعَلُواْ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ﴾[آل عمران: ۱۳۵].
«...و چه کسی جز الله گناهان را میآمرزد؟ و بر آنچه مرتکب شدهاند با آنکه میدانند [گناه است] پافشاری نمیکنند».
۳۱۵- مصلحان عامل نجات امت هستند، ما اگر فساد از حد گذشت خداوند مصلحان را نجات میدهد و ستمگران را هلاک میکند:
﴿فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِۦٓ أَنجَيۡنَا ٱلَّذِينَ يَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلسُّوٓءِ وَأَخَذۡنَا ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابِۢ بَِٔيسِۢ بِمَا كَانُواْ يَفۡسُقُونَ١٦٥﴾[الأعراف: ۱۶۵].
«پس هنگامی که آنچه را بدان تذکر داده شده بودند فراموش کردند، کسانی را که از کار بد باز میداشتند نجات دادیم و کسانی را که ستم کردند به سزای آنچه نافرمانی میکردند، به عذابی شدید گرفتار کردیم».
۳۱۶- بر روی دوش هیچکس منشین حتی اگر تو را بالا ببرد، چرا که اگر برای غیر الله به رکوع برود، تو نیز همراه او به رکوع خواهی رفت.
۳۱۷- هر که صادقانه تمنای انجام کار نیک کند، الله اجر او را خواهد داد. در حدیث آمده است: «آنی که نیتش صادق است میگوید: اگر مالی داشتم، با آن فلان کار [خیر] را انجام میدادم؛ پس [اجر] او بر [اساس] نیتش هست و در اجر [با کسی که آن کار را انجام داده] برابر است». [ترمذی. علامه آلبانی در صحیح ترمذی آن را حسن دانسته است].
۳۱۸- متکبّر حق را انکار میکند هرچند خودش [در دل] صدق آن را بداند، زیرا دوست ندارد کسی از او پیشی جوید یا او را به حق فرا خواند:
﴿وَجَحَدُواْ بِهَا وَٱسۡتَيۡقَنَتۡهَآ أَنفُسُهُمۡ ظُلۡمٗا وَعُلُوّٗاۚ...﴾[النمل: ۱۴].
«و با آن که [در دل] به آن یقین داشتند از روی ظلم و تکبر آن را انکار کردند...».
۳۱۹- علمای بنی اسرائیل دین خود را در برابر بهایی اندک میفروختند، و برخی از علمای این زمانه دینشان را به رایگان میفروشند؛ اما خداوند دین خود را حفظ نموده، و آنچه آنان فروختهاند دین خودشان است نه دین الله!
۳۲۰- لیبرالیسم کمال شهوتها را حفظ میکند، حتی اگر به حساب عقل باشد، و اسلام کمال عقل را حفظ میکند، حتی اگر به حساب شهوتها باشد. کمال عقل ویژگی انسان است و کمال شهوت ویژگی حیوانات.
۳۲۱- کسی که تنها برای خودش زندگی میکند برایش مهم نیست که کارش درست است یا نه؛ مهمترین چیز برای او رسیدن به اهدافش هست.
۳۲۲- آزادی یعنی اینکه بندگان بر بندگان مسلط نباشند، و حکم تنها از آن پروردگار بندگان باشد.
۳۲۳- بهترین ماهها برای روزه ـ پس از رمضان ـ ماه شعبان و محرم است و روزه گرفتن کامل یک ماه، جز در این دو ماه، مستحب نیست. در صحیح آمده که «پیامبر ص همهٔ شعبان را روزه میگرفت» [نسائی. علامه آلبانی در صحیح نسائی آن را صحیح دانسته است].
۳۲۴- آرامش قلب بالاتر از سعادت قلبی است، زیرا سعادت مدت دار است، اما آرامش دائمی است، حتی در صورت مصیبت و بیماری، و یکی از بزرگترین اسباب آرامشِ قلبی، ذکر الله است:
﴿...أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَّهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ﴾[الرعد: ۲۸].
«...بدانید که با یاد الله، دلها آرامش مییابد».
۳۲۵- متکبّران برای اثبات خود جدل میکنند، نه برای اثبات حق:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُجَٰدِلُونَ فِيٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ بِغَيۡرِ سُلۡطَٰنٍ أَتَىٰهُمۡ إِن فِي صُدُورِهِمۡ إِلَّا كِبۡرٞ مَّا هُم بِبَٰلِغِيهِۚ...﴾[غافر: ۵۶].
«کسانی که بدون دلیلی که [از سوی الله] در دست داشته باشند دربارهٔ آیات الله به جدل میپردازند، در سینههایشان جز برتریجویی نیست و هرگز هم به آن [برتری] نخواهند رسید...».
۳۲۶- سنگینترین چیز برای منافقانِ امروز، ربط دادنشان به پیشینیان آنهاست، و سنگینترین چیز برای پیشینیانِ آنها، ربط دادن آیات قرآن به کارهای آنان بود. کار نوهها همان کاری است که اجداد میکردند و اینگونه سلسلهٔ نفاق کامل میشود.
۳۲۷- بهترین ذکر برای گناهکاران، «أَستَغفِرُ الله»، و بهترین ذکر برای غافلان، «سبحانَ الله»، و بهترین ذکر در همه حال «لا إلهَ إلا الله» است.
۳۲۸- هر که عملش را برای الله خالص گرداند، همان کار کم نیز او را نجات میدهد، اما کسی که اخلاص پیشه نکند، هر چه عمل بیشتری انجام دهد، بیشتر هلاک میشود. نخستین کسانی که آتش برایشان افروخته میشود یک عالم و یک مجاهد و یک اهل صدقهاند [که اهل ریا بودند].
رسول اللهص میفرماید: «برحذر باشید از شرک پنهان» [صحیح ابنخزیمه].
۳۲۹- الله دارای هیبت و عظمت است؛ اگر این عظمت را در قلب خود نیافتی، [اثر] آن را در گفتار و کردار خود نخواهی یافت.
۳۳۰- عزت با تقوا به دست میآید؛ نه قدرت فرعون او را عزیز نمود، نه مال قارون به او عزت داد و نه نسب ابولهب او را عزتمند ساخت.
۳۳۱- کفر نعمت دروازهای است که فتنههای ترس و فقر و ستم را بروی حکومتها خواهد گشود:
﴿...فَكَفَرَتۡ بِأَنۡعُمِ ٱللَّهِ فَأَذَٰقَهَا ٱللَّهُ لِبَاسَ ٱلۡجُوعِ وَٱلۡخَوۡفِ بِمَا كَانُواْ يَصۡنَعُونَ﴾[النحل: ۱۱۲].
«...پس [ساکنان] آن به نعمتهای الله کفر ورزیدند، و الله نیز به جزای آنچه انجام میدادند طعم گرسنگی و ترس را به [مردم] آن چشانید».
۳۳۲- کسی که خبر فحشای پوشیده را منتشر سازد مانند کسی است که آن را در آغاز انجام داده است. در اثر آمده که: «هر کس فحشایی را شنید، سپس خبر آن را منتشر نمود مانند کسی است که آن را انجام داده است».
۳۳۳- دعای هنگام رفاه و آسایش، یکی از اسباب استجابت دعا در هنگام سختیها است. در حدیث آمده که: «هر که دوست دارد الله در هنگام سختیها و مشکلات دعایش را استجابت کند، در هنگام خوشی و رفاه بسیار دعا کند» [آلبانی در صحیح الترغیب آن را حسن لغیره دانسته است].
۳۳۴- سخن حق، انسان را بهسوی انجام عمل نیک توفیق میٔدهد و او را در انجام آن یاری میرساند و همچنین از جملهٔ اسباب آمرزش گناهان است:
﴿...وَقُولُواْ قَوۡلٗا سَدِيدٗا٧٠ يُصۡلِحۡ لَكُمۡ أَعۡمَٰلَكُمۡ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡۗ...﴾[الأحزاب: ۷۰-۷۱].
«...و سختی استوار گویید (۷۰) تا کارهایتان را برای شما به صلاح آورد و گناهانتان را برایتان بیامرزد...».
۳۳۵- از بزرگترین نشانههای توفیق بنده این است که خداوند او را راهنمایی بهسوی نیکیها قرار دهد.
رسول الله ص میفرماید: «خوش به حال کسی که الله کلیدهای نیکی را به دستان او قرار داده، و وای بر کسی که خداوند کلیدهای بدی را به دستان وی گذاشته است» [آلبانی در صحیح ابن ماجه آن را حسن دانسته است].
۳۳۶- خطرناکترین انواع فتنه این است که حقایق وارونه شود؛ در این صورت باطل مشروع میشود و حق به عنوان جرم شناخته خواهد شد. در چنین شرایطی سکوت، فتنه است:
﴿لَقَدِ ٱبۡتَغَوُاْ ٱلۡفِتۡنَةَ مِن قَبۡلُ وَقَلَّبُواْ لَكَ ٱلۡأُمُورَ...﴾[التوبة: ۴۸].
«در حقیقت پیش از این [نیز] در صدد فتنهجویی برآمدند و کارها را برای تو وارونه ساختند...».
۳۳۷- رحمت الله وسیعتر از همهٔ گناهان است؛ اما محروم کسی است که انتظار اسباب رحمت را دارد، ولی خود بر اسباب عذاب پافشاری میکند:
﴿وَرَحۡمَتِي وَسِعَتۡ كُلَّ شَيۡءٖۚ فَسَأَكۡتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ...﴾[الأعراف: ۱۵۶].
«...و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است، پس به زودی آن را برای کسانی قرار میدهم که تقوا پیشه میکنند...».
۳۳۸- قلب ظرفی است که اگر با بزرگداشت و تقوای خداوند پر شود، هر چیز دیگری وارد آن شود سر ریز خواهد شد.
۳۳۹- بزرگترین عاملِ ماندگاری نعمتها، عدم یاری مجرمان است. موسی ÷ خطاب به پروردگار خود فرمود:
﴿...رَبِّ بِمَآ أَنۡعَمۡتَ عَلَيَّ فَلَنۡ أَكُونَ ظَهِيرٗا لِّلۡمُجۡرِمِينَ﴾[القصص: ۱۷].
«... پروردگارا به پاس نعمتی که بر من ارزانی داشتی هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود».
۳۴۰- زندگی حقیقیِ مسلمان پس از مرگ است، و زندگی کافر پیش از آن، و هر کس برای «زندگی» خود تلاش میکند:
﴿...وَإِنَّ ٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَ لَهِيَ ٱلۡحَيَوَانُۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ﴾[العنكبوت: ۶۴].
«...و همانا زندگی حقیقی [در] سرای آخرت است؛ ای کاش میدانستند».
۳۴۱- کسی که حق را بشناسد در فتنهها ثابت قدم میماند؛ اما آنکه بدون علم در فتنهها بیفتد دچار سرگردانی و نوسان میشود و گمراه میگردد.
حذیفة س میگوید: «اگر دینت را بشناسی فتنه زیانی به تو نخواهد رساند».
۳۴۲- بیشترین کسانی که دچار نوسان و تزلزل میشوند آنهایی هستند که پیش از اصول خود، به فکر در امان ماندن خود هستند:
﴿سَتَجِدُونَ ءَاخَرِينَ يُرِيدُونَ أَن يَأۡمَنُوكُمۡ وَيَأۡمَنُواْ قَوۡمَهُمۡ كُلَّ مَا رُدُّوٓاْ إِلَى ٱلۡفِتۡنَةِ أُرۡكِسُواْ فِيهَاۚ...﴾[النساء: ۹۱].
«به زودی گروهی دیگر را خواهید یافت که میخواهند از شما در امان باشند و از قوم خود [نیز] ایمن باشند؛ هر گاه بهسوی فتنه بازگردانده شوند سر در آن فرو میبرند...».
۳۴۳- صبر و تقوا، ارکان پایداری هستند:
﴿...وَإِن تَصۡبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لَا يَضُرُّكُمۡ كَيۡدُهُمۡ شَيًۡٔاۗ...﴾[آلعمران: ۱۲۰].
«...و اگر صبر کنید و تقوا پیشه سازید، نیرنگ آنان به شما زیانی نخواهد رساند...».
۳۴۴- بیشترین عامل شکست جمعِ بسیار، اختلاف دلها است؛ زیرا جمعِ کم متحد، قویتر از جمعِ بسیارِ متفرق است:
﴿...وَلَا تَنَٰزَعُواْ فَتَفۡشَلُواْ وَتَذۡهَبَ رِيحُكُمۡۖ...﴾[الأنفال: ۴۶].
«...و با هم نزاع مکنید که در نتیجه سست شوید و هیبت شما از بین برود...».
۳۴۵- بیشترین گمراهیِ منافق در زبانِ اوست؛ چرا که وی جسارت کردار ندارد، در نتیجه از راه سخن وارد میشود تا عکس العمل جامعه را بسنجد:
﴿...قَدۡ بَدَتِ ٱلۡبَغۡضَآءُ مِنۡ أَفۡوَٰهِهِمۡ وَمَا تُخۡفِي صُدُورُهُمۡ أَكۡبَرُۚ...﴾[آلعمران: ۱۱۸].
«...دشمنی از [لحن] سخنانشان آشکار است و آنچه در سینههایشان نهفته، بزرگتر است...».
۳۴۶- خداوند گرفتنِ زکات ثروتمندان و توزیع آن را بر حاکمان واجب ساخته تا زکات میان بخل ثروتمندان و طمع فقرا، ضایع نشود:
﴿خُذۡ مِنۡ أَمۡوَٰلِهِمۡ صَدَقَةٗ تُطَهِّرُهُمۡ وَتُزَكِّيهِم بِهَا...﴾[التوبة: ۱۰۳].
«از اموال آنان صدقهای (زکات) بگیر تا بدین وسیله ایشان را پاک سازی...».
۳۴۷- شک داشتن به درستیِ راه، فتنه است؛ جهل، این فتنه را بیشتر میکند و علم، آن را از بین میبرد.
حذیفۀ س میگوید: «اگر حق و باطل بر تو مشتَبَه شد و ندانستی از کدام یک پیروی کنی، [بدان که] این فتنه است».
۳۴۸- گفتگو با بیشتر عقلهایِ متکبر ستم پیشه فایدهای ندارد:
﴿وَلَقَدۡ أَرَيۡنَٰهُ ءَايَٰتِنَا كُلَّهَا فَكَذَّبَ وَأَبَىٰ٥٦﴾[طه: ۵۶].
«در حقیقت ما همهٔ نشانههای خود را به او (فرعون) نشان دادیم ولی [او] آن را دروغ انگاشت و نپذیرفت».
بنابراین در برابر چنین متکبرانی نیاز به نیرو و پایداری و صبر هست.
۳۴۹- ممکن است شخص گمراه چنان دربارهٔ رای خود اطمینان داشته باشد که به اهل حق با دیدهٔ دلسوزی نگاه کند و آنان را فریب خورده بداند:
﴿إِذۡ يَقُولُ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَٰٓؤُلَآءِ دِينُهُمۡۗ...﴾[الأنفال: ۴۹].
«آنگاه که منافقان و کسانی که در دلهایشان مرضی بود میگفتند: اینها (مومنان) را، دینشان فریفته است!».
۳۵۰- هر که از غیر الله بترسد از «کفایت» الله محروم شده است:
﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِكَافٍ عَبۡدَهُۥۖ وَيُخَوِّفُونَكَ بِٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦۚ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادٖ٣٦﴾[الزمر: ۳۶].
«آیا الله برای بندهاش کافی نیست؟ و تو را از آنها که غیر اویند میترسانند، و الله هر که را گمراه گرداند برای وی هدایتگری نیست».
۳۵۱- شاید خداوند، ستمگر را بالا ببرد، اما نه برای آنکه دوستش دارد، بلکه میخواهد او را از بلندی پایین بیندازد.
۳۵۲- همه برای تایید رسالت خود از سخنانی یکسان استفاده میکنند، اما مهم حقیقت یک رسالت است. فرعون میگفت:
﴿...وَمَآ أَهۡدِيكُمۡ إِلَّا سَبِيلَ ٱلرَّشَادِ﴾[غافر: ۲۹].
«...و شما را جز به راه درست نمیبرم».
مومن آل فرعون نیز میگفت:
﴿...يَٰقَوۡمِ ٱتَّبِعُونِ أَهۡدِكُمۡ سَبِيلَ ٱلرَّشَادِ﴾[غافر: ۳۸].
«ای قوم من، از من پیروی کنید تا شما را به راه درست هدایت کنم».
۳۵۳- هر که بر الله تکبر ورزد ذلیل میشود؛ و گناهان تنها بر حسب بزرگی و کوچکیشان سنجیده نمیشوند، چرا که گناه صغیرهای که همراه با تکبر باشد بدتر از گناه کبیرهای است که بر اثر غفلت انجام شود:
﴿...فَٱهۡبِطۡ مِنۡهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَٱخۡرُجۡ إِنَّكَ مِنَ ٱلصَّٰغِرِينَ﴾[الأعراف: ۱۳].
«...از آنجا پایین بیا؛ تو را نرسد که در آن تکبر ورزی، پس بیرون شو که تو از خوار شدگانی».
۳۵۴- وحی نوری است که پیامبر ص در اختیار یاران خود قرار داد؛ بنابراین هر کس این نور را گم نمود باید پشت سر حاملان آن حرکت کند. پیامبر ص میفرماید: «یاران من امن و امان امتم هستند، و هنگامی که اصحاب من بروند، آنچه قرار است، بر سر امتم خواهد آمد» [مسلم].
۳۵۵- بسیار بودن و منتشر بودن یک چیز به معنای درست بودن آن نیست و دعوت همهٔ پیامبران در دورانِ کثرتِ باطل بوده است؛ حق به ذات خود بسیار است حتی اگر کسی با آن نباشد، و باطل در ذات خود کم است، حتی اگر همه با آن باشند.
۳۵۶- نماز و تسبیح و دعا باعث تواضع میشود:
﴿إِنَّمَا يُؤۡمِنُ بَِٔايَٰتِنَا ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُواْ بِهَا خَرُّواْۤ سُجَّدٗاۤ وَسَبَّحُواْ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ وَهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ۩١٥﴾[السجدة: ۱۵].
«تنها کسانی به آیات ما ایمان میآورند که اگر به آن یادآور شوند به سجده میافتند و به ستایش پروردگار خود تسبیح میگویند و تکبر نمیورزند».
۳۵۷- اسلام از انتشار [اخبار مربوط به] فحشاء نهی میکند، نه برای آنکه وجود آن را منکر شود، بلکه تا قلبهای غافل متوجه آن نشده و فحشا و منکر برای آنان عادی نگردد، و فاعلان فحشا که پیشتر آن را پنهانی انجام میدادند جرات به انجام علنی آن نیابند.
۳۵۸- انسان بیش از سوء تدبیر، به سبب سوء نیت خود دچار شر و بدی میشود. رسول الله ص به نقل از الله متعال میفرماید: «من نزد گمانی هستم که بندهام دربارهٔ من دارد؛ اگر گمان خیر نمود [خیر] به دست خواهد آورد، و اگر گمان بد نمود، [بدی] حاصل خواهد کرد» [السلسلة الصحیحة].
۳۵۹- امت با اقلیتی مصلح نجات مییابد نه با اکثریتی صالح. به رسول خدا ص گفتند: آیا با وجود آنکه صالحان در میان ما هستند هلاک خواهیم شد؟ فرمود: «آری، اگر ناپاکی زیاد شود» [بخاری و مسلم].
۳۶۰- ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ ٱلۡفَٰحِشَةُ فِي ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ١٩﴾[النور: ۱۹].
«کسانی که دوست دارند فحشا [و زشتکاری] میان کسانی که ایمان آوردهاند شیوع پیدا کند، برای آنان در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهد بود و الله [است که] میداند و شما نمیدانید».
این در مورد کسانی است که تنها «دوست دارند» فحشا گسترش یابد؛ در این صورت، وضعیت کسانی که خود فحشا را منتشر میکنند چه خواهد بود؟
۳۶۱- عدم مناقشهٔ دلایل و توصیف نمودن طرف مقابله به «ارتجاع»، روش اهل جاهلیت است:
﴿...حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوكَ يُجَٰدِلُونَكَ يَقُولُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾[الأنعام: ۲۵].
«...تا آنجا که وقتی نزد تو میآیند و با تو جدال میکنند کسانی که کفر ورزیدند میگویند: این چیزی جز افسانههای پیشینیان نیست».
۳۶۲- خردمند پیش از نگاه به حقیقت یک رهبر به تعداد زیاد پیروان او نگاه نمیکند، و پیروان ابلیس بیش از پیروان پیامبران هستند. یک پیرو در راه حق بهتر از همهٔ جمعیت زمین است که پیرو باطل شدهاند.
۳۶۳- بهترین نتایج، از سخترینها راهها و پس از شدیدترین آزمایشها و با بیشترین صبر و ثبات به دست میآیند:
﴿حَتَّىٰٓ إِذَا ٱسۡتَيَۡٔسَ ٱلرُّسُلُ وَظَنُّوٓاْ أَنَّهُمۡ قَدۡ كُذِبُواْ جَآءَهُمۡ نَصۡرُنَا...﴾[يوسف: ۱۱۰].
«تا جایی که پیامبران نومید شدند و گمان بردند [توسط پیروان خویش] دروغگو انگاشته شدند، یاری ما به آنان رسید...».
۳۶۴- قول راجِح این است که هنگام خواندن قرآن از روی گوشی یا کامپیوتر، نیازی به وضو نیست، حتی اگر صفحهٔ آن لمس شود، زیرا دستگاه در بزرگداشت و فروش و دیگر احکام، حکم مُصحَف را ندارد.
۳۶۵- خطرناکترین نبردها، به تصویر کشاندن نبرد میان حق و باطل به عنوان نبرد میان افراد با افراد، یا گروهها با گروهها است، تا بدین صورت حقیقت پنهان بماند:
﴿لَقَدِ ٱبۡتَغَوُاْ ٱلۡفِتۡنَةَ مِن قَبۡلُ وَقَلَّبُواْ لَكَ ٱلۡأُمُورَ...﴾[التوبة: ۴۸].
«در حقیقت پیش از این [نیز] در صدد فتنهجویی برآمدند و کارها را برای تو وارونه ساختند...».
۳۶۶- یکی از نشانههای احترام انسان به خود، گوش ندادن به سخنان آزار دهندهٔ دیگران و پاسخ ندادن به آن است. چنانکه انسان هنگامی که بر نجاست یا موانع راه پا نمیگذارد در واقع برای پای خود احترام قائل شده است:
﴿...وَإِذَا مَرُّواْ بِٱللَّغۡوِ مَرُّواْ كِرَامٗا﴾[الفرقان: ۷۲].
«...و [بندگان رحمان] چون از کنار بیهودگی میگذرند، بزرگوارانه میگذرند».
۳۶۷- بعضی از مردم دربارهٔ حق خداوند به راحتی غفلت میورزند، در حالی که در امور دنیا چنان زرنگند که کسی نمیتواند یک دینار سرشان کلاه بگذارد!
۳۶۸- بسیاری از مردم هنگام انتشار باطل با وجود آنکه قدرت بیان حق را دارند، سکوت اختیار میکنند و به گمان خود این پایینترین درجهٔ سلامت است، حال آنکه گمانشان اشتباه است. الله متعال میفرماید:
﴿سَمَّٰعُونَ لِلۡكَذِبِ...﴾[المائدة: ۴۲].
«آنان بسی دروغ را میشنوند...».
یعنی: ساکت میمانند [و فقط میشنوند]!
۳۶۹- بدترین حالت ذلت و شکست یک امت این است که مورد ستم واقع شود، اما دشمنش به او بقبولاند که مشکل [فقط] از خود امت است نه از ستمگر. اینجاست که امت دشمن خود را به صورت یک معلم و مربی خواهد دید نه یک ستمگر در کمین نشسته.
۳۷۰- سنتهای حاکم بر جهان نشانگر این است که حوادث بزرگ، نتایج بزرگی را در پی خواهند داشت.
۳۷۱- تفاوت میان حسن ظن به الله و در امان دانستن خود از مکر خداوند، «عمل» است. کسی که نسبت به الله گمان نیک دارد عمل [نیک] انجام میدهد، و کسی که خود را از مکر الله در امان میداند [در گناه] زیادهروی میکند.
۳۷۲- بدترین نوعِ بندگی، بندگیِ هوای نفس است. شخص از بندگی سنگها به بندگی افکار دچار میشود؛ به گمان خودش دور بت طواف نمیکند، در حالی که به گِرد هوا و هوس خود میچرخد و نمیداند.
۳۷۳- عدالت انسان در برابر خالق کامل نمیشود، مگر هنگامی که با مخلوقات به عدالت رفتار کند:
﴿لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلَنَا بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَأَنزَلۡنَا مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمِيزَانَ لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلۡقِسۡطِۖ...﴾[الحديد: ۲۵].
«به راستی [ما] پیامبران خود را با دلایل آشکار فرستادیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به عدالت برخیزند...».
۳۷۴- مهمان را باید بدون آنکه از وی چیزی پرسیده شود، مورد احترام و بزرگداشت قرار داد. ابراهیم ÷ فرشتگان را مورد بزرگداشت قرار داد، در حالی که اگر از آنها پرسیده بود [که غذا میل دارند] حتما از خوردن امتناع میورزیدند، زیرا [آنها فرشته بودند و فرشتگان] غذا نمیخورند:
﴿فَرَاغَ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ فَجَآءَ بِعِجۡلٖ سَمِينٖ٢٦﴾[الذاريات: ۲۶].
«پس آهسته به نزد زنش رفت و گوسالهای فربه [و بریان] آورد».
۳۷۵- دربارهٔ مستحب بودن عبادت خاصی در شب نیمهٔ شعبان هیچ حدیث نبوی یا اثری از صحابه به ثبوت نرسیده. این شب مانند دیگر شبهای سال است که الله متعال در یک سوم پایانی آن به آسمان دنیا نازل میشود و خصوصیت دیگری ندارد.
۳۷۶- خداوند مدت آزمایش را طولانی میکند، تا کسانی که پایدارترند بیش از دیگران شایستهٔ گزینش باشند.
﴿قَالَ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِ ٱسۡتَعِينُواْ بِٱللَّهِ وَٱصۡبِرُوٓاْۖ إِنَّ ٱلۡأَرۡضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦۖ وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ١٢٨﴾[الأعراف: ۱۲۸].
«موسی به قوم خود گفت: از الله یاری بجویید و صبر کنید؛ همانا زمین از آن الله است [و] آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد میدهد، و فرجام [نیک] از آن متقیان است».
۳۷۷- برخی از نادانان از ترس آنکه دچار اشتباه شوند از پیروی علما خودداری میکنند و اینگونه دچار فهم اشتباه بر اساس هوای نفس میشوند. علم مانند بینایی است، اینکه یک شخص بینا، انسان [نابینا] را راهنمایی کند بهتر از آن است که خود با چشمان کم سو راه را بیابد.
۳۷۸- بیشترین کسانی که در سختیهای امت با یکدیگر همدست میشوند، منافقان و یهود و نصاریٰ هستند:
﴿فَتَرَى ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ يُسَٰرِعُونَ فِيهِمۡ يَقُولُونَ نَخۡشَىٰٓ أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٞۚ...﴾[المائدة: ۵۲].
«میبینی کسانی که در دلهایشان بیماری است در [دوستی] با آنان شتاب میورزند؛ میگویند میترسیم به ما حادثهٔ ناگواری برسد...».
۳۷۹- هر کس در دعای خود از خداوند طلب دنیا نمود پیش از درخواستِ خود استغفار نماید، زیرا گناهان باعث عدم اجابت دعا یا تاخیر آن میشود. سلیمان ÷ پیش از درخواست ملک، از الله آمرزش خواست:
﴿...رَبِّ ٱغۡفِرۡ لِي وَهَبۡ لِي مُلۡكٗا لَّا يَنۢبَغِي لِأَحَدٖ مِّنۢ بَعۡدِيٓۖ...﴾[ص: ۳۵].
«... پروردگارا مرا بیامرز و به من ملکی ارزانی دار که پس از من سزاوار هیچکس نباشد...».
۳۸۰- یکی از بهترین اعمال، امری است که الله و فرشتگان و مومنان بر آن جمع شدهاند:
﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِيِّۚ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ صَلُّواْ عَلَيۡهِ وَسَلِّمُواْ تَسۡلِيمًا٥٦﴾[الأحزاب: ۵۶].
«همانا الله و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید بر او درود فرستید و چنان که باید سلام گویید».
۳۸۱- تعصب نکوهیده برای حق باعث میشود صاحب حق با روش اهل باطل به یاری آن بشتابد، و در نتیجه باعث نفرت مردم از حق شود، در حالی که در توهمِ خود گمان میکند باعث جذب مردم شده است!
۳۸۲- بهترین اوقات تسبیح هنگام صبح است که نفس انسان شاداب است، تا برای کار خود از الله یاری بجوید، و هنگام شام برای تسلیم شدن در برابر پروردگار:
﴿فَسُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ حِينَ تُمۡسُونَ وَحِينَ تُصۡبِحُونَ١٧﴾[الروم: ۱۷].
«پس هنگام سحرگاهان و شامگاهان به تسبیح الله بپردازید».
۳۸۳- اگر همه بخواهند به راس هرم قدرت برسند، امت به پیروزی نخواهد رسید، زیرا راس هرم تنها برای یک نفر جا دارد، و اگر برایش با هم درگیر شوند، همه سقوط خواهند کرد:
﴿...وَلَا تَنَٰزَعُواْ فَتَفۡشَلُواْ وَتَذۡهَبَ رِيحُكُمۡۖ...﴾[الأنفال: ۴۶].
«... و در میان خود [اختلاف و] کشمکش نکنید که ضعیف میشوید و هیبت شما از بین میرود...».
۳۸۴- هر کسی اجازه دارد نظر خود را بگوید، اما وقتی حکم خداوند به میان آمد کسی نظری ندارد، زیرا خداوند به پیامبر خود امر نموده تا بر اساس آنچه خداوند به او نمایان ساخته حکم کند نه بر اساس رای و نظر خویش:
﴿...لِتَحۡكُمَ بَيۡنَ ٱلنَّاسِ بِمَآ أَرَىٰكَ ٱللَّهُۚ...﴾[النساء: ۱۰۵].
«... تا میان مردم بر اساس آنچه الله به تو نمایان ساخته حکم نمایی...».
۳۸۵- جهاد، شریعتی است ربّانی که حرمتش بالاتر از حرمت افراد یا گروهها است. زیرا حرمت حق برای خالق است و حرمت گروهها برای مخلوق، و هنگامی که حق خالق زیر پا نهاده شود مخلوق هیچ حرمتی ندارد.
۳۸۶- برای طلایی که توسط زنان مورد استفاده قرار میگیرد، (زیور آلات) زکات واجب نیست، حتی اگر تنها در مناسبتها استفاده شود، یا تنها امانت داده شود (بر اساس قول صحیح). این قول اکثر صحابه و جمهور علما است.
۳۸۷- قلب اگر در معرض طوفان فتنهها قرار گیرد زیر و رو میشود؛ بنابراین باید به دیوار ایمان و علم پناه آورد تا پایدار بماند. در حدیث روایت شده که:
«قلب همانند پری است در یک صحرا که باد آن را زیر و رو میکند».
۳۸۸- مجازات خداوند علیه ستمگران معمولاً از راهی غیر منتظره و با وسایلی است که هرگز در نظر نگرفتهاند:
﴿...فَأَتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِنۡ حَيۡثُ لَمۡ يَحۡتَسِبُواْۖ...﴾[الحشر: ۲].
«...پس [عذاب] الله از جایی که گمان نمیکردند به سراغشان آمد...».
﴿...وَأَتَىٰهُمُ ٱلۡعَذَابُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَشۡعُرُونَ﴾[النحل: ۲۶].
«...و عذاب [الهی] از آنجایی که نمیدانستند به سراغشان آمد».
۳۸۹- این گمراهی است که شخص یا گروهی فکر کند تنها خود نمایندهٔ اسلام است و در نتیجه احکام مخالفان و دشمنان اسلام را بر مخالفان و دشمنان خود پیاده سازد. اسلام حکم میکند، و مورد استفاده قرار نمیگیرد.
۳۹۰- هر که به دیدن منکرات خو بگیرد و آن را ـ ولو در قلب خود ـ انکار نکند، یا ایمان ندارد یا ایمانش بسیار ضعیف است، حتی اگر اهل عبادت باشد،زیرا در حدیث آمده که: «و اگر نتوانست [با دست و زبان منکر را انکار نماید] پس با قلب خود [آن را بد بداند] و آن ضعیفترین ایمان است» [به روایت مسلم].
۳۹۱- هر جهادی که به پیروزی نمیرسد حتما به سبب وجود اشکال در آن، یا دست اندر کاران آن است، زیرا الله وعده داده هر که او را یاری دهد، پیروز گرداند، و الله خلاف وعده نمیکند:
﴿...إِن تَنصُرُواْ ٱللَّهَ يَنصُرۡكُمۡ...﴾[محمد: ۷].
«... اگر الله را یاری دهید، شما را یاری خواهد داد...».
﴿...وَلَيَنصُرَنَّ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥٓۚ...﴾[الحج: ۴۰].
«... و بیشک الله هر کسی که او را یاری دهد، یاری میدهد».
۳۹۲- هر که دانسته در انتشار حدیثی دروغین مشارکت نماید و دروغین بودن آن را بیان نکند، شریک در دروغگویی، و مستحق عقوبتی است که رسول الله ص بیان نموده: «هر که به عمد بر من دروغ ببندد، جایگاه خود را در آتش آماده سازد». [متفق علیه]
۳۹۳- پیش از روبرو شدن با هر دشمنی ببین چه کسی بیش از همه از نابودیِ او سود میبرد؛ ممکن است شکست دادن یک دشمن، باعث قوی شدن دشمنِ خطرناکتر شود.
۳۹۴- بهترین دعا، دعایی است که مخفیانهتر و باخشیتتر باشد:
﴿ٱدۡعُواْ رَبَّكُمۡ تَضَرُّعٗا وَخُفۡيَةًۚ...﴾[الأعراف: ۵۵].
«پروردگارتان را با تضرع (و زاری) و در پنهانی بخوانید...».
۳۹۵- هر که بسیار طاعات انجام دهد از انجام گناهان دلتنگ و افسرده میشود، و هر که بسیار مرتکب گناهان شود، از انجام طاعات دچار دلتنگی میشود.
۳۹۶- برخی از آراء و نظرات مانند خس و خاشاک است که هنگام نا آرامی به بالای ظرف میآید. فریب بالا آمدن چنین افکاری را مخور چرا که با آرام شدن اوضاع دوباره به ته ظرف باز خواهند گشت.
۳۹۷- امت اسلام با هیبت دین خود پیروز شد نه با نیروی مادی، و هر گاه دین خود را ترک گوید به عقب باز میگردد و نه هیبت دینش خواهد ماند و نه قدرت دنیایش.
رسول الله ص میفرماید: «و خداوند هیبت شما را از دل دشمنتان بیرون خواهد آورد...». [علامه آلبانی در صحیح ابوداوود آن را صحیح میداند].
۳۹۸- یکی از بیشترین عواملی که به جهاد ضربه میزند اشتباه و خلط میان عقیدهٔ ولاء و براء، و تحریکِ دشمنان است. اولی عقیده است و دومی سیاست.
۳۹۹- بدترین مردم کسی است که به هر قیمت در پی بالا بردن خودش هست؛ اگر نتوانست از راه حق به هدف خود برسد، سوار موج باطل میشود.
۴۰۰- ناتوانترین مردم کسی است که رای درست را نمیپذیرد تا آنکه خود حسرت اشتباه را تجربه نماید:
﴿فَٱصۡفَحۡ عَنۡهُمۡ وَقُلۡ سَلَٰمٞۚ فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ٨٩﴾[الزخرف: ۸۹].
«پس از آنان روی برتاب و بگو: به سلامت، که به زودی خواهند دانست».
۴۰۱- در حدیث آمده که رسول الله ص فرمودند: «من در دنیا نیستم مگر مانند مردی که به سایهٔ درختی پناه آورده سپس ترکش میکند» [ترمذی. آلبانی در صحیح ترمذی آن را صحیح میداند].
انسان فریب ماندگاری سایهٔ دنیا را میخورد، اما فراموش میکند که سایهٔ خودش کوتاهتر از سایهٔ دنیاست، و رفتنش زودتر از رفتنِ آن است.
۴۰۲- رهبران بیش از آنکه نیاز به ستایشگر داشته باشند، محتاج نصیحتگرند، زیرا فساد حکومتها بیشتر به سبب زیادهروی ستایشگران است تا زیادهروی ناصحان.
۴۰۳- حسود بیش از آنکه به طرف مقابل ضربه بزند به او سود میرساند و با بدگویی از او باعث میشود مردم کنجکاو شده و به جستجوی او بپردازند و از او جز نیکی نبینند.
بیشتر عرب، پیامبر ص را از طریق [بدگویی] قریشیان شناختند و در جستجویش برآمدند و پیرو او شدند.
۴۰۴- کسی که کار سودمندی انجام داده یا سخن نیکی به زبان آورده زیاد به آن فکر نکند و به یادش نیاورد، چرا که این باعث به وجود آمدن تکبر و سستی میشود و در نتیجه با تکیه به گذشتهٔ [خوب] خود از تلاش برای آینده باز میماند.
۴۰۵- هنگامی که پیامبر ص مشغول دشمن خارجی بود، منافقان مشغول دو کار میشدند:
ـ به وجود آوردن آشوبها در جزئیات تا او را از کلیات باز دارند.
ـ هدف قرار دادن زنان برای اهداف شهوانی خود.
۴۰۶- اگر صاحبان کانالهای فساد و فحشاء، هر روز مرتکب گناهان بزرگ میشدند و در همین حال با خداوند روبرو میشدند، برایشان بهتر از این بود که فحشاء و زشتی را میان میلیونها انسان منتشر کنند.
[توضیح: کسی که گناه شخصی انجام میدهد «فاسد» است و شرش تنها محدود به خود اوست و توبهاش نیز آسانتر، اما کسانی که گناه را ترویج میکنند «مفسد» هستند و شرشان فراگیر و گناهشان بسیار بزرگتر است و چه بسا پس از مرگ آنان نیز ادامه یابد].
۴۰۷- نفس انسان قادر به تشخیص میزان زشتی گناهان نیست، زیرا ممکن است گناهی بس بزرگ را کوچک شمرده و خود را اهل تسامح و مدارا به حساب آورد و مخالفان را تندرو و خشک؛ انس بن مالک س [خطاب به تابعین] میگوید: «شما کارهایی را انجام میدهید که به گمان خودتان باریکتر از مو هست، اما ما در زمان رسول خدا ص آن را باعث هلاکت میدانستیم».
۴۰۸- یاری ستمدیده واجب است؛ دعا بزرگترین یاری و [در عین حال] کمترین تلاش ممکن است.
رسول خدا ص میفرماید: «هیچ چیز برای الله گرامیتر از دعا نیست» [علامه آلبانی در صحیح الأدب المفرد آن را حسن دانسته است].
۴۰۹- کم یقینترین مردم آنهایی هستند که آنچه را میگویند انجام نمیدهند. آنها کمتر از همه بر گفتههای خود ثابت میمانند و بیش از دیگران دچار تغییر و عقبگرد میشوند. در تمام تاریخ بیشترین کسانی که پسروی کردهاند همین نظریهپردازان بیعمل بودهاند.
۴۱۰- کمک کردن مرد به همسرش در کارهای خانه، راه و روش پیامبرص است، هر چه مقام و منزلت آن مرد بالا باشد و هر چه مشغولیتهایش بسیار باشد.
ام المومنین عائشه ل میگوید: «پیامبر ص مشغول کارهای خانوادهاش بود، اما همین که صدای اذان را میشنید [برای نماز] بیرون میرفت». عائشه ل فرزندی نداشت [که کارهایش زیاد باشد، اما با این حال پیامبر ص او را در کارهای خانه یاری میداد].
۴۱۱- کسی که از حق باز میگردد، آغاز کارش با ضعف در عبادت (عمل) است، سپس در پی آن از رای خود (علم) پسروی میکند. پسروی از حق یک نوع سقوط است و کسی که علم و عمل از دو سویش او را محکم گرفتهاند،سقوط نمیکند.
۴۱۲- متکبّر بیش از دیگران از رسیدن به هدف خود باز میماند، زیرا او در توهم زندگی میکند و توهم محقق نخواهد شد. خداوند متعال میفرماید:
﴿...إِن فِي صُدُورِهِمۡ إِلَّا كِبۡرٞ مَّا هُم بِبَٰلِغِيهِۚ...﴾[غافر: ۵۶].
«...در سینههایشان جز تکبری نیست که هرگز به آن نخواهند رسید...».
۴۱۳- زودتر دادن زکات برای یک سال یا دو سال، مستحب است، به ویژه در هنگام نیاز امت. پیامبر ص زکات عمویش عباس را دو سال زودتر گرفت و امروزه مسلمانان در بسیاری از کشورها به شدت نیازمند [این کمکها] هستند.
۴۱۴- هر کس مبتلای کسی شده که در جستجوی اشکالات و پوشیدههای اوست، خود را مشغولش نسازد زیرا خداوند خود متکفل او شده است.
رسول الله ص میفرماید: «هر که در پی پوشیدههای برادرش باشد خداوند نیز در پی [آشکار نمودن] پوشیدههای او خواهد بود، و هر کس الله در پی پوشیدههایش باشد، رسوا خواهد شد، حتی اگر در دل خانهاش باشد» [ترمذی. علامه آلبانی در صحیح ترمذی (۲۰۳۲) آن را حسن دانسته است].
۴۱۵- منزلت و علم و سروری یک انسان نباید باعث شود که با زیر دستان خود مشورت نکند. منزلت هیچ انسانی والاتر از پیامبر ص نیست؛ با این وجود، ابوهریره س میگوید: «ندیدم کسی بیش از پیامبر خدا ص با یاران خود مشورت کند».
۴۱۶- عقل برای کنترل نفس است، و وحی برای راهنمایی عقل. مختل شدن این نظام باعث اختلال در دین و دنیا میشود.
۴۱۷- رمضان ماه پیروزی و عزت و تمکین است. اغلب نبردها در این ماه به پیروزی منجر میشد. مکه و قدس و هند و سند و اندلس و قسطنطنیه در این ماه فتح شدند.
۴۱۸- با طولانی شدن پست و مقام، آرزوها نیز طولانی میشوند، و طولانی شدن آرزوها با فساد همراه میشود. عامر شعبی میگوید: عمر س نوشت: «هیچ یک از کارگزاران من بیش از یک سال در پست خود باقی نمانند، و ابوموسی چهار سال بر سر مسئولیت خود بماند».
۴۱۹- ممکن است انسان به سبب نفرت از تندروها به اهل گناه و بیبند و باری مایل شود، و ممکن است از روی دشمنیِ آنان به تندروها گرایش یابد. اما حق را باید با خود حق شناخت نه از روی گرایش درونی و نه از روی موقعیت دشمنان آن.
۴۲۰- هنگامی که ستم منتشر شود، فتنهها نیز منتشر میشود و از بین نمیرود مگر با از بین رفتن اسباب آن:
﴿وَٱتَّقُواْ فِتۡنَةٗ لَّا تُصِيبَنَّ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمۡ خَآصَّةٗۖ...﴾[الأنفال: ۲۵].
«و از فتنهای بترسید که تنها به ستمکاران شما نمیرسد...».
۴۲۱- هر امتی، اگر بر اساس اصول خود متحد نشود، بر اساس فروع نیز متحد نخواهد شد. امت مسلمان نیز اگر نتوانند بر اساس توحید خداوند متحد شوند، ادعای «هویت اسلامی» آنان را متحد نخواهد ساخت.
۴۲۲- عالم را خداوند بالا میبرد و جاهل را مردم؛ خداوند متعال میفرماید:
﴿...يَرۡفَعِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖۚ...﴾[المجادلة: ۱۱].
«...الله کسانی از شما را که ایمان آورده و کسانی که عالمند، [بر حسب] درجات، بلند میگرداند...».
و رسول الله ص میفرماید: «سپس [با رفتن علما] مردم سرانی جاهل برخواهند گزید و از آنان خواهند پرسید و آنان نیز بدون علم پاسخ خواهند داد، و گمراه میشوند و گمراه میکنند» [مسلم].
۴۴۳- سکوت عالم از گفتنِ حق، برای امت خطرناکتر از گفتن باطل توسط نادان است.
۴۴۴- رمضان ماهی است بس بزرگ که درهای رحمت در آن گشوده میشود، بدون آنکه نیازی به در زدن باشد. تنها لازم است با پاهای خود وارد شوی و منتظر کسی نمانی که تو را بردارد و ببرد.
۴۴۵- گفتن حق ممکن است باعث شود برخی از مردم را از دست بدهی، اما خداوند برایت باقی میماند و کافی است که تنها الله حسابرس انسان باشد.
۴۴۶- «میانهروی» یعنی جایی باشی که خداوند از تو راضی باشد، نه آنکه همهٔ گرایشها و گروهها با تو همراه شوند.
۴۴۷- خداوند کار امت را با مربوط کردن روزهٔ رمضان به دیدن هلال، آسان ساخته است؛ اما گروهی اصرار دارند بر راه و روش بنیاسرائیل حرکت کنند که به آنها گفته شد یک گاو ماده (هر گاوی که باشد) ذبح کنید، اما آنان در جستجوی رنگ و سن و وصف آن برآمدند.
۴۴۸- چشم انسان تصویر منعکس شدهٔ ماه و خورشید را میبیند نه اصل خورشید و ماه را، و میان خود ماه و خورشید و دیدن تصویر آن چند دقیقه فاصله هست. کسانی که معتقد به محاسبهٔ نجومی هستند باید بر اساس اصل خورشید و ماه محاسبه کنند نه بر اساس انعکاس آن.
۴۴۹- ائمهٔ اربعه بر این متفق هستند که دیدن هلال در روز (قبل از غروب) و در شب (پس از غروب) معتبر است. بنابراین اگر شاهدان، هلال را هر وقتی پس از ظهر مشاهده کردند، فردایش شروع ماه جدید است و صحابه بر همین اساس عمل میکردند.
بعضی از اهل فلک گمان میکنند اگر ماه پیش از غروب خورشید غروب نمود، دیدن آن معتبر نیست، و این اشتباه است، چرا که دیدن ماه پیش از غروب نیز همانند پس از غروب معتبر است.
۴۵۰- تبریک گفتن برای نزدیکی رمضان یا فرا رسیدن آن جایز، و بلکه خوب است؛ به دلیل جایز بودن کلی تبریک برای اعمال صالح، مانند تبریک گفتن صحابه به کعب بن مالک برای پذیرفته شدن توبهٔ وی. اما حدیثی به خصوص در مورد این تبریک وارد نشده.
۴۵۱- خداوند، انسان و دنیای او را آفرید، اما همین انسان به پروردگار خود میگوید: دین خود را در دنیای ما دخالت نده!
﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ١٧﴾[عبس: ۱۷].
«کشته باد انسان؛ چه ناسپاس است!».
﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِن نُّطۡفَةٖ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٞ مُّبِينٞ٤﴾[النحل: ۴].
«انسان را از نطفهای آفرید، آنگاه ستیزهجویی آشکار است».
۴۵۲- برای کسی که به گمان غالبش روزه برای او خطر جانی دارد، روزه گرفتن حرام است. ابوهریره س چنین کسی را ـ اگر روزه بگیرد و بر اثر آن بمیرد ـ قاتل نفس خود دانسته است. از وی روایت شده که گفت: «اگر [چنین کسی] بمیرد، بر وی نماز نخواهم خواند».
۴۵۳- به اتفاق علما، زنان باردار و شیرده اگر ترس زیان به خود یا جنین و نوزاد خود داشته باشند، میتوانند روزه نگیرند. بر اساس قول صحیح برای آنها تنها قضای روزه واجب است و نیازی به دادن کفاره نیست، و این قول راجح از ابن عباس و ابن عمر ب است.
۴۵۴- سهل انگاری در مورد گناهان در رمضان باعث کم شدن اجر روزه میشود و چه بسا باعث از بین رفتن کامل ثواب آن شود. از انس و نخعی روایت است که غیبت روزه را باطل میکند. یعنی: اجر آن را کاملا از بین میبرد، انگار روزه نگرفته باشد.
۴۵۵- بیشترین چیزی که عمر انسان را میسوزاند، پیگیری اخباری است که نیازی به آن نیست.
۴۵۶- انسان عاقل، خود را مشغول اخباری نمیکند که نه تاثیری بر وی دارد و نه میتواند بر آن تاثیری بگذارد. عمر انسان برای پیگیری سرخط همهٔ خبرها کافی نیست، چه رسد به پیگیری مشروح آن!
۴۵۷- از عالِمی که از خود، بیشتر از حق دفاع میکند نمیتوان اطمینان داشت که حق را برای به دست آوردن غنیمت یا در امان ماندن از خطر، رها نسازد.
۴۵۸- هیچگاه انسان مظلومی را کوچک مشمار، چرا که مظلوم هر چه ضعیفتر باشد دعایش مستجابتر است و انتقام خداوند از ستمگرش سختتر. خداوند برای ضعیفان انتقامی میگیرد که برای قدرتمندان نمیگیرد.
۴۵۹- تنبلی و سستی هنگام طاعات یکی از نشانههای نفاق است:
﴿...وَلَٰكِن كَرِهَ ٱللَّهُ ٱنۢبِعَاثَهُمۡ فَثَبَّطَهُمۡ وَقِيلَ ٱقۡعُدُواْ مَعَ ٱلۡقَٰعِدِينَ...﴾[التوبة: ۴۶].
«...ولی الله راه افتادن آنها (منافقان) را [برای جهاد] خوش نداشت، پس ایشان را منصرف گردانید و [به آنان] گفته شد همراه با ماندگان بمانید...».
﴿...وَإِذَا قَامُوٓاْ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ قَامُواْ كُسَالَىٰ...﴾[النساء: ۱۴۲].
«...و [منافقان] هنگامی که به نماز برخیزند با تنبلی برخیزند...».
۴۶۰- هنگامی که ظلمِ ظالم بر مظلوم شدت بگیرد، و توانا دست از یاریِ او بکشد، این نشانهای خواهد بود برای نزدیکیِ زوالِ آن توانا، و آمدن کسی که به یاری مظلوم خواهد شتافت.
۴۶۱- ممکن است انسان برای گمراه شدن نیازی به شیطان نداشته باشد، چرا که او خود ذاتاً گمراه است و به قید و زنجیر شدن شیاطین در رمضان، برایش تفاوتی ایجاد نمیکند:
﴿۞قَالَ قَرِينُهُۥ رَبَّنَا مَآ أَطۡغَيۡتُهُۥ وَلَٰكِن كَانَ فِي ضَلَٰلِۢ بَعِيدٖ٢٧﴾[ق: ۲۷].
«[شیطان] همدمش میگوید: پروردگار ما، من او را به سرکشی وانداشتم، اما [خود] او در گمراهی دور و درازی بود».
۴۶۲- سفر غیر ضروری و بیفایده در رمضان مکروه است، تا فرد از عبادت به کار دیگر مشغول نشود. از ام المومنین عائشه ل نقل است که فرمود: «دوست ندارم در رمضان به مسافرت بروم و هنگامی که رمضان میآید دوست دارم در شهر خود باشم».
۴۶۳- بزرگترین فتنه این است که به شر چنگ بزنی و بهسوی آن دعوت دهی، و جلوی خیر بایستی و مردم را از آن بترسانی، و گمان کنی که بر راه هدایت هستی:
﴿وَإِنَّهُمۡ لَيَصُدُّونَهُمۡ عَنِ ٱلسَّبِيلِ وَيَحۡسَبُونَ أَنَّهُم مُّهۡتَدُونَ٣٧﴾[الزخرف: ۳۷].
«و مسلما آنها (شیاطین) اینها را از راه [حق] باز میدارند، و میپندارند که هدایت یافتهاند».
۴۶۴- منکرات به تدریج [در نظر مردم] تغییر شکل مییابند. در آغاز گناه هستند، سپس تبدیل به سنت و میراث فرهنگی میشوند، سپس خود تبدیل به یک دین و آیین [جدید] میشوند. بنابراین پیش از آنکه منکر تغییر شکل یابد، باید آن را انکار نمود:
﴿...وَإِذَا فَعَلُواْ فَٰحِشَةٗ قَالُواْ وَجَدۡنَا عَلَيۡهَآ ءَابَآءَنَا وَٱللَّهُ أَمَرَنَا بِهَاۗ...﴾[الأعراف: ۲۸].
«...و چون کار زشتی انجام دهند میگویند پدران خود را بر آن یافتهایم و الله ما را به آن دستور داده است...».
۴۶۵- کم پیش میآید که حق جویی و خوشگذرانی در وجود یک نفر یکجا شود:
﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتۡرَفُوهَآ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ٣٤﴾[سبأ: ۳۴].
«و [ما] در هیچ شهری هشدار دهندهای نفرستادیم، مگر آنکه خوشگذرانهای آن گفتند: ما به آنچه شما برای آن فرستاده شدهاید، کافریم».
۴۶۶- گفتن «إنی صائم». «من روزه هستم» هنگام مشاجره و درگیری [در هنگام روزه، و سپس ترک درگیری]، سنتی است که بسیاری آن را فراموش کردهاند؛ اما این که برخی از مردم میگویند «اللهم إنی صائم» «ای الله من روزه هستم»، لفظ «اللهم» اضافه است و در سنت و اثر هیچ اساسی ندارد.
گفتن «من روزه هستم» هنگام مشاجره یا دهن به دهن شدن با مردم و ترک مشاجره، فوائدی دارد، از جمله:
ـ طرف مقابل خواهد دانست ترک بگو مگو با او به سبب روزه است نه ناتوانی از مقابله با وی.
ـ یادآوری حرمت عبادت خداوند و همراه نشدن آن با گفتار و کردار بد.
۴۶۷- یادآوری کسی که فراموش کرده روزه است و در حال خوردن یا نوشیدن است یا میخواهد بخورد یا بنوشد، اگر در میان جمع است، به علت حرمت ماه رمضان، واجب است، زیرا ممکن است کسانی که او را میبینند به او گمان بد برند، اما اگر کسی در جمع خصوصی از روی فراموشی در حال خوردن یا نوشیدن بود، یادآوری نمیشود، زیرا حاضران به احتمال بسیار او را میشناسند.
ابن عمر [فراموش کرده بود که روزه است] و میخواست آب بنوشد؛ یکی او را یادآوری کرد. گفت: «خداوند میخواست مرا بنوشاند، اما تو نگذاشتی!» سند این روایت از ابن عمر صحیح است و در میان صحابه کسی با وی مخالفت نکرده است.
۴۶۸- کسی که فحشا را منتشر میکند حتی اگر خودش آن را انجام ندهد گناهش نزد خداوند بیشتر از کسی است که آن را انجام میدهد اما منتشرش نمیکند. اولی گناه یک امت را به دوش میکشد و دومی گناه خودش را.
۴۶۹- خداوند عبادتها را متنوع ساخته و زمان آن را نیز متغیر قرار داده است. برخی از این عبادات روزانه تکرار میشود و برخی دیگر هر هفته، و یا هر ماه و یا هر سال، تا گناهانی که میان آنها رخ میدهد، پاک شود. تنها انسان محروم و بینصیب، این [فرصت]ها را از دست میدهد.
۴۷۰- هر کس به اندازهٔ جهلش نسبت به الله، در برابر غیر الله ذلیل میشود. مردی خطاب به رسول الله ص گفت: ای فرستادهٔ الله؛ ما خداوند را نزد تو شفیع میگردانیم! رسول الله ص در پاسخ او فرمود: «وای بر تو! آیا میدانی الله چیست؟ منزلت الله بس بزرگتر است!» [ابوداوود و دیگران].
۴۷۱- بهترین چیز برای افطار، خرما است، و کمترین مقدارِ سنت، سه دانه خرما است. پس از آن [در صورت نبودن خرما] چند جرعه آب. ثابت نشده که پیامبر ص پیش از نماز [مغرب] چیز دیگری جز این خورده باشد، اما پس از نماز هر چه میخواست میخورد.
۴۷۲- اگر با تقویم، غروب آفتاب برای روزهدار ثابت شود، مستحب است که روزهٔ خود را باز کند حتی اگر اذان داده نشود. زیرا افطار و اذان هر دو وابسته به غروب خورشید هستند و به هم وابسته نیستند.
(یعنی افطار وابسته به اذان نیست، بلکه هم اذان و هم افطار به غروب خورشید بستگی دارند).
۴۷۳- کسی که غروب خورشید برایش اثبات شده، اما افطار نمیکند و به انتظار اذان مینشیند مخالف سنت عمل کرده است. زیرا امروزه اذان نیز بر اساس تقویم است. ابن عمر ببا ثبوت غروب خورشید افطار میکرد، حتی اگر اذان داده نشده بود.
۴۷۴- هر چه وارد معده شود، یا مانند آن عمل کند، روزه را باطل میکند، اما آنچه تنها وارد ریه میشود، مانند اسپری آسم و عطر و بخور و بوی غذا، روزه را باطل نمیکند.
سیگار روزه را باطل میکند زیرا دود آن به عمد در دهان جمع میشود و مقداری از آن نیز وارد معده میشود. برای همین پزشکان متفق هستند که دخانیات یکی از عوامل سرطان معده است، برای همین [در عربی] مصرف دخانیات را نوشیدن دود میگویند.
۴۷۵- نماز برای کسی که در آن خشوع ندارد، سنگین است؛ و خشوع برای کسی که یقینش به الله ضعیف است، سنگین است:
﴿وَٱسۡتَعِينُواْ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِۚ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى ٱلۡخَٰشِعِينَ٤٥ ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَٰقُواْ رَبِّهِمۡ...﴾[البقرة: ۴۵-۴۶].
«و از صبر و نماز یاری بجویید و به راستی این [کار] گران است مگر بر خاشعان (۴۵) کسانی که یقین دارند با پروردگار خود دیدار خواهند کرد...».
۴۷۶- زیانمندترین انسانها کسانی هستند که با گناه به استقبال رمضان میروند، در حالی که مردم با طاعات و عبادات به پیشواز این ماه میروند.
زیانکارتر از همه کسی است که در این بازار ضرر میکند. بازاری که هر کس در آن معامله کرد، سود برد.
۴۷۷- موقعیتهای استجابت دعا بسیار است و بیشتر احادیث در این مورد به هنگام سجده و یک سوم آخر شب و هنگام افطار برای روزهدار و دعای پدر و مادر و دعای عرفه و دعای مظلوم و دعای کسی که سختی و مصیبت دیده اشاره دارد.
۴۷۸- فتنهها رباینده است، کسی که قادر به تشخیص آن نیست و توانایی پایداری در برابر آن را ندارد نباید با آن روبرو شود، و بزرگترین پناهگاه در برابر آن، علم است.
رسول الله ص میفرماید: «... هر که با آن روبرو شود وی را هلاک میسازد و هر کس پناهگاهی یافت به آن پناه بَرَد» [صحیح الجامع/۳۶۲۴].
۴۷۹- هلاکت امتها و سرنگون شدن حکومتها همه به سبب رفتار سران و خوشگذرانهای آن است:
﴿وَإِذَآ أَرَدۡنَآ أَن نُّهۡلِكَ قَرۡيَةً أَمَرۡنَا مُتۡرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيۡهَا ٱلۡقَوۡلُ فَدَمَّرۡنَٰهَا تَدۡمِيرٗا١٦﴾[الإسراء: ۱۶].
«و چون بخواهیم شهری را هلاک کنیم، خوشگذرانانش را وا میداریم تا در آن به انحراف [و فساد] بپردازند و در نتیجه عذاب بر آن [شهر] لازم گردد، پس آن را زیر و رو کنیم».
۴۸۰- مستحب است که در سحری خرما خورده شود و این سنتی است که بسیاری از آن غفلت میکنند و گمان میکنند خرما فقط در افطار سنت است. در حدیث آمده که رسول الله ص فرمود: «بهترین سحریِ مومن، خرما است» [صحیح ابوداوود/ ۲۳۴۵].
۴۸۱- دست کشیدن از یاری مسلمانان در غزه، به منزلهٔ مشارکت در ستم و تجاوزگری [رژیم یهودی] است. بدتر از آن یاری رساندن به دشمن در محاصرهٔ آنان است که این به منزلهٔ دوستی با یهودیان است. خداوندا اهل غزه را یاری رسان و کسانی را که قادر به یاری رساندن آنان بودند اما به آنان هیچ کمکی نکردند بی یار و یاور بگردان.
۴۸۲- زیر کردن آب دهان و مزه کردن غذا بدون زیر بردن آن، و مسواک و خمیر دندان و اسپری آسم و عطر و بخور و احتلام و قطرهٔ گوش و چشم و سرمه و آمپول عضلانی، روزه را باطل نمیکند.
۴۸۳- بیشترین عباداتی که نیاز به صبر دارند نماز و روزه و جهاد است. روزه را صبر نامیدهاند:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱسۡتَعِينُواْ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِۚ...﴾[البقرة: ۱۵۳].
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، از صبر و نماز یاری جویید...» [گروهی از مفسران از جمله مجاهد، صبر را به روزه تفسیر کردهاند].
دربارهٔ نماز خداوند متعال میفرماید:
﴿وَأۡمُرۡ أَهۡلَكَ بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱصۡطَبِرۡ عَلَيۡهَاۖ...﴾[طه: ۱۳۲].
«و خانوادهٔ خود را به نماز امر کن و خود بر آن صبور باش...».
و دربارهٔ جهاد میفرماید:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱصۡبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ...﴾[آل عمران: ۲۰۰].
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، صبر کنید و ایستادگی ورزید و مرزها را نگهبانی کنید...».
۴۸۴- خداوند لعنت خود و لعنت همهٔ نفرین کنندگان را تنها شایستهٔ عالمی دانسته که حق را کتمان میکند:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكۡتُمُونَ مَآ أَنزَلۡنَا مِنَ ٱلۡبَيِّنَٰتِ وَٱلۡهُدَىٰ مِنۢ بَعۡدِ مَا بَيَّنَّٰهُ لِلنَّاسِ فِي ٱلۡكِتَٰبِ أُوْلَٰٓئِكَ يَلۡعَنُهُمُ ٱللَّهُ وَيَلۡعَنُهُمُ ٱللَّٰعِنُونَ١٥٩﴾[البقرة: ۱۵۹].
«کسانی که نشانههای روشن و رهنمودهای ما را پس از آنکه آن را برای مردم در کتاب [خود] تبیین نمودیم کتمان میکنند، آنان را الله لعنت میکنند و نفرین کنندگان [نیز] لعنت میکنند».
۴۸۵- وقتی خداوند ستمگری را مجازات میکند، هر ستمدیدهای فکر میکند ستمی که در حق او کرده عامل مجازات آن ستمگر است. اما در واقع خداوند برای ستمگران حدی قرار داده که با آخرین ستمشان کامل میشود، حتی اگر کوچکترینِ آن باشد:
﴿فَلَا تَعۡجَلۡ عَلَيۡهِمۡۖ إِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمۡ عَدّٗا٨٤﴾[مريم: ۸۴].
«پس بر آنان شتاب میاور. ما [تمام اعمال بد آنان را] برایشان در شمار میآوریم».
۴۸۶- خداوند به کسانی که دین او را یاری دادهاند، وعدهٔ یاری و پیروزی داده است. اما مردم تنها قسمتهایی از دین را که با امیال و خواستههایشان موافق است یاری میدهند، سپس از عدم یاری خداوند شکایت میکنند! این دسته از مردم تنها خواستههای خود را یاری میکنند نه حق را.
۴۸۷- برای روزهدار مزه کردن غذا بدون زیر بردن آن جایز است و گروهی از سلف آن را جایز دانستهاند. ابن عباس س مزه کردن غذا را برای خریدن آن جایز میدانست و حسن بصری / در حالی که روزه بود گردو را برای نوهٔ خود با دندان خرد میکرد.
۴۸۸- برای روزهدار شایسته است سحری را ترک نکند، حتی اگر چیزی کمی بخورد. در حدیث آمده که: «خوردن سحری برکت است، پس آن را ترک نکنید حتی اگر کسی از شما [برای سحری] تنها جرعهای آب بنوشد...» [صحیح الجامع/۳۶۸۳].
۴۸۹- ظاهر ادلهای که در سنت آمده نشانگر برتری سحری بر افطاری است، زیرا نصوصی که دربارهٔ افطار آمده دربارهٔ زود خوردن آن است، اما نصوصی که دربارهٔ سحری آمده بیشتر دربارهٔ تشویق به خوردن سحری است. اهمیتی که مردم به خوردن افطار میدهند و بیتوجهی آنان به سحری نشان دهندهٔ عدم شناخت آنان به برتری عبادتی بر عبادت دیگر است. شایسته است به هر دو توجه شود و توجه به سحری مهمتر است.
۴۹۰- اشکالی ندارد برای به دست آوردن دل کسی و از روی محبت، به وی بگویی که برایش دعا خواهی کرد:
﴿قَالَ سَلَٰمٌ عَلَيۡكَۖ سَأَسۡتَغۡفِرُ لَكَ رَبِّيٓۖ إِنَّهُۥ كَانَ بِي حَفِيّٗا٤٧﴾[مريم: ۴۷].
«[ابراهیم] گفت: سلام بر تو باد. برایت از پروردگارم آمرزش میخواهم زیرا او همواره نسبت به من پرمهر بوده است».
۴۹۱- اگر در خانوادهای پدر و برادران اهل صلاح باشند، بسیار کم پیش میآید که دختر راه انحراف را در پیش گیرد:
﴿يَٰٓأُخۡتَ هَٰرُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ ٱمۡرَأَ سَوۡءٖ وَمَا كَانَتۡ أُمُّكِ بَغِيّٗا٢٨﴾[مريم: ۲۸].
«[گفتند:] ای خواهر هارون! پدر مرد بدی نبود و مادرت [نیز] بدکاره نبود».
زیرا آنان الگوی وی در نیکی و بدی هستند.
۴۹۲- حق، صاحب خود را بلند میکند و هوای نفس، او را پایین میآورد:
﴿وَلَوۡ شِئۡنَالَرَفَعۡنَٰهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُۥٓ أَخۡلَدَ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُۚ...﴾[الأعراف: ۱۷۶].
«و اگر میخواستیم [مقام] او را به واسطهٔ آن [آیات] بلند میکردیم، اما او به زمین گرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد...».
۴۹۳- یکی از بدترین ستمهایی که ممکن است عالمی در حق خودش روا دارد این است که فتوای خود را تابع هوای نفس مردم کند:
﴿وَلَئِنِ ٱتَّبَعۡتَ أَهۡوَآءَهُم مِّنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَكَ مِنَ ٱلۡعِلۡمِ إِنَّكَ إِذٗا لَّمِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ١٤٥﴾[البقرة: ۱۴۵].
«و اگر پس از علمی که به تو داده شده پیرو هوسهای آنان شوی در آن صورت از ستمکاران خواهی بود».
۴۹۴- مصلحان با سران باطل روبرو هستند، اما اهل باطل این مبارزه را چنان وانمود میکنند که گویا نبرد آنان با وطن و ملت آن است. موسی ÷ فرعون را نصیحت میکرد، اما فرعون میگفت:
﴿يُرِيدُ أَن يُخۡرِجَكُم مِّنۡ أَرۡضِكُمۡۖ فَمَاذَا تَأۡمُرُونَ١١٠﴾[الأعراف: ۱۱۰].
«میخواهد شما را از سرزمینتان بیرون براند؛ پس چه دستور میدهید؟».
۴۹۵- صحابه و تابعین نماز تراویح را طولانی میخواندند و عمر س میان آن، مدتی به آنها استراحت میداد. ایوب سختیانی این استراحت را به اندازهٔ خواندن سی آیه قرار داده بود. اما نماز برخی از متاخرین به اندازهٔ استراحت میانِ تراویح پیشینیان است!
۴۹۶- متهم نمودن مصلحان به دوست داشتن شهرت و ریاست، تهمتی است جاهلی که پیامبران نیز در معرض آن قرار داشتند. قوم نوح ÷ خطاب به او گفتند:
﴿...مَا هَٰذَآ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيۡكُمۡ...﴾[المؤمنون: ۲۴].
«...این [مرد] نیست مگر بشری مانند شما که میخواهد بر شما برتری جوید!...».
۴۹۷- بسیار پیش میآید که عالمی از فتنهٔ مال رهایی مییابد اما دچار فتنهٔ جاه میشود و چنان در پی مقام و منزلت میافتد که گویا گم شدهٔ اوست، و برای به دست آوردن آن دین خود را میدهد تا مردم بگویند: فلانی چنین گفته و چنین کرده است!
۴۹۸- انسان توفیق انجام طاعت را از دست نمیدهد مگر به سبب انجام گناه، و هر چه یک گناه بزرگتر باشد، از طاعت بزرگتری محروم خواهد شد.
۴۹۹- انسان دچار اشتباه میشود تا ضعف خود و کمال پروردگار را به یاد آورد، و اگر چنین بود که هیچگاه خطا نمیکرد بیشک پروردگارش را فراموش میکرد و دچار الحاد میشد. خداوند خطا را برای انسان مقدر نموده تا به یاد او بیفتد و دچار تکبر و سرکشی نشود.
۵۰۰- بیشتر مردم پیرو طرف غالب میشوند، حتی اگر بر باطل باشد و با پیروز همراه میشوند نه با حق:
﴿وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلۡ أَنتُم مُّجۡتَمِعُونَ٣٩ لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ ٱلسَّحَرَةَ إِن كَانُواْ هُمُ ٱلۡغَٰلِبِينَ٤٠﴾[الشعراء: ۳۹-۴۰].
«و به مردم گفته شد: آیا شما جمع خواهید شد؟ (۳۹) بدین امید که اگر ساحران غالب شدند از آنان پیروی کنیم».
۵۰۱- صدقهٔ با دل خوش نشانهٔ ایمان است و صدقهٔ از روی کراهت و ناخوشی نشانهٔ نفاق است. خداوند متعال دربارهٔ منافقان میفرماید:
﴿...وَلَا يُنفِقُونَ إِلَّا وَهُمۡ كَٰرِهُونَ﴾[التوبة: ۵۴].
«... و جز از روی ناچاری انفاق و بخشش نمیکنند».
۵۰۲- بسیاری از مردم فتنههای آشکار را میشناسند و از آن دوری میکنند. اما تعداد کمی هستند که فتنههای پنهان را میشناسند. برای همین اکثر مردم در مورد فتنههای پنهان سهل انگاری میکنند و این باعث میشود این فتنهها [به مرور زمان] جمع شده تبدیل به گناهان بزرگ و آشکار و مهلکی شوند.
۵۰۳- فساد، بیماری است و اصلاح، درمانِ آن. هر چه فساد بیشتر ریشه دوانده باشد، دردِ اصلاح نیز بیشتر خواهد بود.
۵۰۴- علم اگر با هوای نفس آمیخته شود، برای صاحب خود زیانبارتر از جهل خواهد بود:
﴿أَفَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ وَأَضَلَّهُ ٱللَّهُ عَلَىٰ عِلۡمٖ وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمۡعِهِۦ وَقَلۡبِهِۦ وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِۦ غِشَٰوَةٗ...﴾[الجاثية: ۲۳].
«پس آیا دیدی کسی را که هوس خود را خدای خود قرار داده و الله او را با وجود علم گمراه ساخته و بر شنوایی و قلب او مهر زده و بر دیدهاش پرده نهاده؟».
۵۰۵- زود خواندن نماز صبح در رمضان، پس از ثبوت وارد شدن وقت، مستحب است. زید بن ثابت س میگوید: «میان سحری و وارد شدن به نماز به اندازهٔ خواندن پنجاه آیه بود».
۵۰۶- حق هیچگاه به طور کامل از روی زمین ناپدید نمیشود؛ هر کس آن را ترک گوید، خداوند به واسطهٔ دیگری آن را برپا خواهد کرد:
﴿...فَإِن يَكۡفُرۡ بِهَا هَٰٓؤُلَآءِ فَقَدۡ وَكَّلۡنَا بِهَا قَوۡمٗا لَّيۡسُواْ بِهَا بِكَٰفِرِينَ﴾[الأنعام: ۸۹].
«... پس اگر اینان به آن کفر ورزند، بیشک گروهی دیگر را بر آن خواهیم گمارد که به آن کافر نباشند».
۵۰۷- کسی که قصد ویرانی باطل را دارد، باید بنای حق را بر اساس سنت برپا کند. این که کسی باطل را ویران نموده این اشتباهش را توجیه نمیکند که مسجدی را رو به غیر از قبله بنا نماید.
۵۰۸- ابن فجاءۀ در دوران عبدالملک بن مروان و حجاج بر آنان شورید و با شورای پیروان خود اعلام خلافت نمود و با قدرتی که به دست آورد خونهای بسیاری را به زمین ریخت. انسانهای راستین بسیاری که از تجاوز و ستمگری حجاج گریخته بودند به غلو و تندروی فجاءة پناه آوردند در حالی که حق [نه با آن بود، نه با این، بلکه] میان آن دو بود.
۵۰۹- وقتی به طور مستمر به کسی گفته شود که حق او پایمال شده و او مظلوم است و آزاد نیست، آن را باور خواهد کرد حتی اگر آزاد باشد، و در جستجوی حقوق خیالیای که از وی سلب شده برخواهد آمد. گروهی از زنان در اروپا تظاهرات کردند تا مانند مردان از حق «برهنه کردن سینه» برخوردار باشند!
۵۱۰- دروازهٔ نخست برای پذیرش توبه، اعتراف به گناه برای خداوند است. رسول الله ص میفرماید: «بنده اگر به گناه خود اعتراف نماید، سپس توبه کند، خداوند توبهاش را میپذیرد» [مسلم].
۵۱۱- آنکه میبیند هیبت دین زیر پا نهاده میشود اما از ترس هیبت و جایگاه خودش کاری نمیکند، خداوند نیز به همان اندازه از هیبت او نزد مردم خواهد کاست. جزا از جنسِ عمل است.
۵۱۲- کسی که با تجرد (به دور از ترس و طمع و هواس نفس) به حق بنگرد در یک لحظه آن را خواهد شناخت، اما آنکه اهل عناد است با گذر زمان جز بر انکارش افزوده نمیشود. قوم نوح نهصد و پنجاه سال حق را شنیدند و تنها اندکی از آنان ایمان آوردند.
۵۱۳- ایمان، و محبتِ گمراهی و اهل آن در یک قلب یکجا نمیشود. رسول الله ص میفرماید: «...هر که با قلب خود با آنان به جهاد پرداخت، مومن است و کمتر از آن به اندازهٔ دانهٔ خردلی ایمان وجود ندارد» [مسلم].
۵۱۴- اینکه بسیاری از مردم بدی را انجام میدهند باعث نمیشود آن بدی تبدیل به نیکی شود. همینطور ترک حق از سوی مردم، آن را به باطل تبدیل نمیکند. حق، حق است حتی اگر مردم آن را ترک گویند، و باطل، باطل است حتی اگر آن را انجام دهند.
۵۱۵- قلب، سخت میگردد و جز با یاد الله نرم نمیشود، و تنگ میشود و جز با یاد الله آرام نمییابد. در حدیث آمده که: «گاه بر قلبم پوشش میافتد و من در روز صد بار از الله آمرزش میخواهم» [مسلم].
۵۱۶- عجله و صبر یکجا نمیشوند؛ با صبر اهداف انسان محقق میشود، اما با عجله همت او پیش از رسیدن به هدف، از بین میرود.
۵۱۷- قلب نیز مانند نماز، قبلهای دارد. مخلص آن است که دعایش رو به آسمان باشد.
۵۱۸- کسی جماعت مسلمانان را ترک نمیکند مگر از روی جهل یا تکبر، تا انگشتنما شود و مردم او را ببینند. خداوند متعال تفرقه را نکوهش کرده سپس فرموده است:
﴿وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَٰرِهِم بَطَرٗا وَرِئَآءَ ٱلنَّاسِ...﴾[الأنفال: ۴۷].
«و مانند کسانی نباشید که مغرورانه و خودستایانه و برای خودنمایی در برابر مردم از سرزمین خود بیرون آمدند...».
۵۱۹- خداوندا تو یاور و پشتیبان غزه و اهل آن باش و اهل حق را با حق یاری ده و مجاهدان را در زمانهای که یاران کم شدهاند یاری رسان و نیرویشان عطا کن و قدمهایشان را استوار کن و کلمهشان را بر حق متحد گردان.
۵۲۰- یکی از نشانههای نفاق، اظهار غیرت در قضایای مربوط به غیر مسلمانان و اهمیت ندادن به قضایای مسلمانان است:
﴿۞أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ تَوَلَّوۡاْ قَوۡمًا غَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مَّا هُم مِّنكُمۡ وَلَا مِنۡهُمۡ...﴾[المجادلة: ۱۴].
«آیا ندیدهای کسانی را که قومی را که مورد خشم الله هستند به دوستی گرفتهاند؟ آنان نه از شمایند و نه از ایشان...».
۵۲۱- از جمله اسباب فتنه، ترک یاری مظلوم و یاری نکردن او در هنگام نیاز است. خداوند امر به یاری مظلوم نموده سپس میفرماید:
﴿...إِلَّا تَفۡعَلُوهُ تَكُن فِتۡنَةٞ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَفَسَادٞ كَبِيرٞ﴾[الأنفال: ۷۳].
«...اگر چنین نکنید در زمین فتنه و فسادی بزرگ پدید خواهد آمد».
۵۲۲- اینکه مرتکب گناه شوی و امید به عفو خداوند داشته باشی بهتر از آن است که گناه کنی و با جستجوی کسی که آن را حلال میداند از آن بگریزی:
﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوۡ كَذَّبَ بَِٔايَٰتِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ لَا يُفۡلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ٢١﴾[الأنعام: ۲۱].
«و کیست ستمکارتر از آن کس که بر الله دروغ بسته یا آیات او را تکذیب نموده؟ بیتردید ستمکاران رستگار نمیشوند».
۵۲۳- اسلام ردایی است که به زمین نمیافتد؛ اگر گروهی آن را از دوش خود بیندازند، خداوند آن را بر کسانی دیگر خواهد پوشاند:
﴿...فَإِن يَكۡفُرۡ بِهَا هَٰٓؤُلَآءِ فَقَدۡ وَكَّلۡنَا بِهَا قَوۡمٗا لَّيۡسُواْ بِهَا بِكَٰفِرِينَ﴾[الأنعام: ۸۹].
«... و اگر اینان به آن کفر ورزند بیگمان گروهی [دیگر] را بر آن گماریم که به آن کافر نباشند».
۵۲۴- به اکمال رسیدن دین توسط خداوند با رضایت و خشنودی کفار و تنها با تسامح و تقارب نیست. بلکه ناگزیر با اکراه و ناخشنودی آنان مواجه خواهد شد:
﴿...وَيَأۡبَى ٱللَّهُ إِلَّآ أَن يُتِمَّ نُورَهُۥ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾[التوبة: ۳۲].
«...ولی الله جز این نمیخواهد که نور خود را کامل کند هرچند کافران را خوش نیاید».
۵۲۵- بسیاری از مسلمانان تفاوت نرمخویی و ذلت را نمیدانند، چنانکه بسیاری از آنان میان قدرت یافتن بر دشمن و تجاوز و ستمگری در حق آنان تفاوت نمیگذارند.
۵۲۶- یک مصلح نزد خداوند از هزاران صالح محبوبتر است، زیرا خداوند به واسطهٔ مصلح یک امت را حفظ میکند، اما صالح تنها به حمایت از خود بسنده میکند.
۵۲۷- اختلاف علما به معنای این نیست که میتوان یکی از اقوال را به دلخواه انتخاب کرد، زیرا خواهش نفس دلیلی برای ترجیح یک قول نیست. بهتر بودن یک دارو را نمیتوان از مزه آن تشخیص داد. برای دینت در پی یک عالم باش همانطور که برای بدنت [بهترین] پزشک را میجویی.
۵۲۸- قانع نشدن مردم به سخن حق نباید باعث از بین رفتن ایمانت شود چرا که بخشی از این نپذیرفتنها به سبب عناد است، و مطمئن باش که حجت تو قویتر از پیامبران نخواهد بود:
﴿فَإِن كَذَّبُوكَ فَقَدۡ كُذِّبَ رُسُلٞ مِّن قَبۡلِكَ جَآءُو بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾[آلعمران:۱۸۴].
«پس اگر تو را تکذیب نمودند [بدان که] پیش از تو نیز پیامبرانی دروغگو انگاشته شدند که با دلایل آشکار ... آمده بودند».
۵۲۹- خداوند خبر از زوال یهودیان در فلسطین داده است و زوال آنان در پی زوال حامیانشان خواهد بود، اما کسی که یقینش به خود الله ضعیف است، باورش به وعده الله نیز قوی نخواهد بود، در حالی که وعده الله را بازگشتی نیست.
۵۳۰- منافقان را بیشتر میتوان از روی سخنانشان شناخت تا کارهایشان. زیرا آنان در هنگام عمل، ترسوترین مردم هستند:
﴿وَأَنَّهُمۡ يَقُولُونَ مَا لَا يَفۡعَلُونَ٢٢٦﴾[الشعراء: ۲۲۶].
«و آنان چیزی میگویند که انجام نمیدهند».
﴿...وَلَتَعۡرِفَنَّهُمۡ فِي لَحۡنِ ٱلۡقَوۡلِۚ...﴾[محمد: ۳۰].
«... و از لحن سخن آنان را خواهی شناخت...».
۵۳۱- امت از ظلم نجات نمییابد مگر پس از امتحان شدید. بنی اسرائیل بر فرعون پیروز نشدند مگر پس از آنکه فرعون فرزندان آنان را کشت و سپس مومنانشان را به قتل رساند.
آن ستمگر در حالی گروهی از مومنان بنی اسرائیل را کشت و به صلیب کشاند که موسی ÷ در میان آنان بود.
۵۳۲- ترک یاری از سوی نزدیکان، سختتر از تجاوز بیگانگان است، زیرا از بیگانه انتظار دشمنی میرود، اما انسان از نزدیکان خود انتظار یاری دارد. رسول الله ص میفرماید: «همچنان گروهی از امت من بر حق پایدار خواهند ماند و ترک یاری دیگران به آنان زیانی نخواهد رساند».
۵۳۳- پایداری یعنی پایداری قلب، زیرا کسی که دارای قلب پایدار است حتی اگر تنها باشد قویتر از گروهی است که قلبهایشان ضعیف و پراکنده است. پیروزی پیامبران بر دیگران با پایداری بود نه با جمع بسیار.
۵۳۴- امکان دارد که خداوند، کافر را از نعمتهای ظاهری برخوردار سازد اما از نعمت درونی که همان آرامش قلبی است محروم کند؛ یعنی به کافری هزار سکهٔ طلا دهد و با آن بدبخت شود و به مومنی یک سکهٔ نقره دهد و با همان خوشبخت باشد.
۵۳۵- غریبِ مومن، خویشاوند است و خویشاوند کافر، بیگانه است؛ چرا که نزدیکی یعنی نزدیکی به الله نه نزدیکیِ نسب و خویشاوندی. نوح ÷ خطاب به پروردگار فرمود:
﴿...رَبِّ إِنَّ ٱبۡنِي مِنۡ أَهۡلِي...﴾[هود: ۴۵].
«... پروردگارا، پسرم از خانوادهٔ من است...».
اما خداوند در پاسخ وی فرمود:
﴿...يَٰنُوحُ إِنَّهُۥ لَيۡسَ مِنۡ أَهۡلِكَۖ...﴾[هود: ۴۶].
«... ای نوح! او از خانوادهٔ تو نیست...».
۵۳۶- مرحوم کسی است که حق را بشناسد و محروم کسی است که از نعمت فهم بی نصیب باشد. ولی محرومتر از همه آن است که حق را بشناسد اما از پیروی آن باز بماند.
۵۳۷- بی شک خداوند دوباره به این امت قدرت و تمکین عطا خواهد کرد، اما ممکن است این تمکین در یک نسل از مسلمانان به سبب ضعف ایمان آنان یا فساد اعمالشان به تاخیر افتد:
﴿وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَيَسۡتَخۡلِفَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ...﴾[النور: ۵۵].
«الله به کسانی از شما ایمان آورده و اعمال نیک انجام میدهند چنین وعده داده که آنان را در زمین جانشین گرداند...».
۵۳۸- پیامبر ص وارد باغی شد؛ شتری که آنجا بود با دیدن ایشان اشک ریخت. رسول الله ص خطاب به صاحب شتر فرمود: «او به نزد من شکایت آورد که گرسنهاش میداری و خستهاش میکنی».
ایشان ص به یاری یک حیوان شتافت، چه رسد به انسان.
۵۳۹- مردم هنگام بی نیازی خداوند را فراموش میکنند و هنگام نیاز به او پناه میآورند:
﴿وَإِذَا مَسَّ ٱلنَّاسَ ضُرّٞ دَعَوۡاْ رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيۡهِ ثُمَّ إِذَآ أَذَاقَهُم مِّنۡهُ رَحۡمَةً إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُم بِرَبِّهِمۡ يُشۡرِكُونَ٣٣﴾[الروم: ۳۳].
«و هنگامی که به مردم زیانی رسد پروردگارشان را مخلصانه به فریاد میخوانند، سپس اگر رحمتی از جانب خود به آنان بچشاند به ناگاه گروهی از آنان [دوباره] به پروردگار خود شرک میآورند».
۵۴۰- گمان میکنند که مجازات و ابتلا تنها با از دست دادن مال و فرزند است، در حالی که بزرگترین مصیبت این است که حق را ببینی سپس خداوند روی تو را از آن برگرداند.
۵۴۱- پیامبران برای رسالت خود هیچ مزدی دریافت نکردهاند، زیرا قلب به مال گرایش دارد، و این باعث انحراف رسالت میشود:
﴿أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَى ٱللَّهُۖ فَبِهُدَىٰهُمُ ٱقۡتَدِهۡۗ قُل لَّآ أَسَۡٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًاۖ...﴾[الأنعام: ۹۰].
«آنان کسانی هستند که الله هدایتشان نموده پس به هدایت آنان اقتدا کن، بگو من برای این [رسالت] هیچ مزدی از شما نمیخواهم...».
۵۴۲- بحرانها باعث میشود خباثت منافقان و پاکی صادقان آشکار گردد:
﴿مَّا كَانَ ٱللَّهُ لِيَذَرَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ عَلَىٰ مَآ أَنتُمۡ عَلَيۡهِ حَتَّىٰ يَمِيزَ ٱلۡخَبِيثَ مِنَ ٱلطَّيِّبِۗ ...﴾[آل عمران: ۱۷۹].
«الله بر آن نیست که مومنان را به این [حالی] که شما بر آن هستید رها کند تا آنکه [با محک سختیها و مشکلات] پلید را از پاک جدا سازد...».
۵۴۳- منافقان [موضع واقعی] خود را نمایان نمیکنند، اما همینکه کافران به پیروزی رسیدند نقاب از چهره برمیدارند، زیرا آنان هنگام قدرت گرفتن کفر احساس امنیت میکنند و هنگام غلبهٔ ایمان، دچار ترس میشوند.
۵۴۴- همان کسانی که بیش از همه از گمراهی و عقب گرد میترسند، بیشتر از دیگران بر حق و هدایت ثابت قدم میمانند.
یکی از دعاهایی که پیامبر ص آن را بسیار تکرار میکرد چنین بود که: «يامُصرِّفَ القلوبِ ثبِّتْ قلْبِي على طاعتِكَ» (یعنی: ای گردانندهٔ قلبها، قلب مرا بر طاعت خودت پایدار بگردان) [علامه آلبانی در تخریج کتاب السنة آن را صحیح میداند].
۵۴۵- هر که بیشتر تکبر ورزد، خداوند او را در دل دیگران ذلیلتر خواهد ساخت:
﴿قَالَ فَٱهۡبِطۡ مِنۡهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَٱخۡرُجۡ إِنَّكَ مِنَ ٱلصَّٰغِرِينَ١٣﴾[الأعراف: ۱۳].
«فرمود: از آن [مقام] پایین رو، چرا که شایستهٔ تو نیست که در آن تکبر ورزی، پس بیرون شود که تو از خوار شدگانی».
۵۴۶- اگر یاری خداوند برای امت به تاخیر افتاده تنها به سبب گناهان آنان است:
﴿...فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ ٱللَّهِ إِنۡ عَصَيۡتُهُۥۖ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيۡرَ تَخۡسِيرٖ﴾[هود: ۶۳].
«...پس اگر او را نافرمانی کنم، چه کسی در برابر الله مرا یاری میکند؟ در نتیجه شما جز بر زیان من نمیافزایید».
۵۴۷- جهاد دفاع، غریزهای است که خداوند در وجود همهٔ جانداران از جمله انسانها گذاشته است. آنکه حتی به جهاد دفاعی اعتقاد ندارد فطرتش تغییر یافته؛ نه تنها فطرت انسانیاش بلکه حتی از فطرت مشترک با حیوانات نیز منحرف شده است.
۵۴۸- منافقان در حالی که پیامبر ص میان آنها بود و وحی نازل میشد به یاری یهودیان شتافتند؛ بنابراین پس از دوران پیامبر ص نیز من باب اولی به یاری آنان خواهند شتافت:
﴿۞أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ تَوَلَّوۡاْ قَوۡمًا غَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مَّا هُم مِّنكُمۡ وَلَا مِنۡهُمۡ...﴾[المجادلة: ۱۴].
«آیا ندیدهای کسانی را که قومی را که مورد خشم الله هستند به دوستی گرفتهاند؟ آنان نه از شمایند و نه از ایشان...».
۵۴۹- مجازات خداوندی تنها به سبب وجود فساد بر سر امتها نازل نمیشود، چرا که هیچ امتی خالی از فساد نیست، بلکه به سبب عدم وجود مصلحان گریبانگیر آنان میشود؛ به ویژه اگر امتها با مصلحان خود به مبارزه برخیزند.
۵۵۰- امتها تنها هنگام نیاز در بحرانها به یاد دلسوزان راستین میافتند:
﴿يُوسُفُ أَيُّهَا ٱلصِّدِّيقُ أَفۡتِنَا...﴾[يوسف: ۴۶].
«یوسف ای مرد راستگو، دربارهٔ این خواب به ما نظر ده...».
۵۵۱- تفاوت میان سلامت و سقوط تنها یک گامِ اشتباه است. اگر خداوند برای کسی ارادهٔ هلاکت داشته باشد، چشمانش را از دیدن آن اشتباه کور میکند.
۵۵۲- از جمه اسبابِ روزی، یاری دادن ضعیف مظلوم بر قوی ظالم است. رسول الله ص میفرماید: «و آیا جز این است که به سبب ضعیفان خود یاری میشوید و روزی داده میشوید؟» [بخاری].
۵۵۳- آنکه در خفا تقوای الله را پیشه میکند، در میان جمع معصیت او را انجام نمیدهد.
۵۵۴- با وجود آنکه دشمنی یهودیان شدیدتر است، اما خداوند منافقان را بیش از یهودیان یاد کرده، زیرا یهودیان دشمنی خود را آشکار میکنند اما منافقان کینهٔ خود را پنهان میدارند و در ظاهر خود را دلسوز جلوه میدهند.
۵۵۵- هر بلایی که بر مومنی نازل شود، خداوند همانند آن یا شدیدتر را بر یکی از پیامبران خود نیز وارد ساخته. بزرگواری به سلامتِ دنیا نیست، بلکه به سلامت دین است.
۵۵۶- منافقان مادهگرا، نبردِ پیامبر ص علیه باطل را مورد تمسخر قرار میدادند، در حالی که اگر پیامبر خدا ص از آنان اطاعت میکرد اسلام از مرزهای مدینه فراتر نمیرفت:
﴿...وَقَالُواْ لَا تَنفِرُواْ فِي ٱلۡحَرِّۗ...﴾[التوبة: ۸۱].
«... و گفتند: در این گرما بیرون نروید...».
سپس الله متعال دربارهٔ آنان میفرماید:
﴿فَلۡيَضۡحَكُواْ قَلِيلٗا...﴾[التوبة: ۸۲].
«از این پس کم بخندند...».
۵۵۷- یهودیان برای آنکه دست از تجاوز بکشند نیاز به ترس دارند؛ اما ترسِ مرگ، مومن راستین را پس نمیراند زیرا وی در پی مرگ است. برای همین مسلمانان در رویارویی با یهودیان بیش از آنکه نیازمند نیروی سلاح باشند، به نیروی ایمان نیازمندند.
۵۵۸- رمضان بهترین ماههاست، و برای آنکه همتها در این ماه ضعیف نشود خداوند آخر آن را بهتر از اول آن قرار داده است. محروم آن است که این فرصت را از دست بدهد و مرحوم آن است که آن را غنیمت شمارد.
۵۵۹- در حالی که توانایی دارند دست از یاری مظلوم میکشند، و هنگامی که مظلوم برای دفاع از خود برخیزد او را سرزنش میکنند که ضعیف است و توانایی پیروزی را ندارد! هر دو گناه یاری نکردن مظلوم و مایوس کردن او را یکجا مرتکب میشوند.
۵۶۰- خداوند قادر است که پیروزی را زودتر محقق سازد، اما او از مظلوم میخواهد که نخست اسباب پیروزی را محقق سازد تا وی را یاری دهد:
﴿أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَٰتَلُونَ بِأَنَّهُمۡ ظُلِمُواْۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ نَصۡرِهِمۡ لَقَدِيرٌ٣٩﴾[الحج: ۳۹].
«به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل شده اجازه [جهاد] داده شده، زیرا مورد ظلم قرار گرفتهاند و همانا الله بر پیروزی آنان تواناست».
۵۶۱- از جمله اسباب فتنهها، دست کشیدن از یاری ستمدیدگان در هنگام نیاز است، زیرا خداوند امر به یاری و دوستی مظلومان نموده، سپس فرموده است:
﴿...إِلَّا تَفۡعَلُوهُ تَكُن فِتۡنَةٞ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَفَسَادٞ كَبِيرٞ﴾[الأنفال: ۷۳].
«... اگر آن را انجام ندهید فتنه و فسادی بزرگ در زمین پدید خواهد آمد».
۵۶۲- برای اجابت دعا اوقاتی هست که برخی از برخی دیگر به استجابت نزدیکترند و اگر بیش از یک سبب برای قبولی دعا یکجا شود امید اجابت دعا بیشتر نیز میشود، مانند روز جمعهای که در آن دعای هنگام افطار و آخرین ساعت آن یکجا شود. (توضیح: دعای هنگام افطار به اجابت نزدیک است و همچنین دعای آخرین لحظات روز جمعه یعنی پیش از مغرب آن، که این علاوه بر فضیلت ذاتی روز جمعه و ماه رمضان است. همهٔ این اسباب پذیرش دعا در جمعههای ماه رمضان یکجا میشود. مدیریت صفحه).
۵۶۳- اینکه پیامبر ص با وجود آنکه یک حکومت را اداره میکرد و به سوالات و مشکلات مردم میرسید و همه به او نیاز داشتند، در دههٔ اخیر همهٔ وقت خود را برای اعتکاف میگذاشت، دال بر این است که برای چنین عبادت مهمی دیگر مصلحتها به تاخیر انداخته میشود.
۵۶۴- ده روز پایان رمضان بهتر از بیست روز قبل از آن است، چه رسد به دیگر ماههای سال. هر عمل نیک بزرگی در این ده شبانه روز بزرگتر است و کار نیک کوچکی که در آن انجام شود در میزان اعمال بیشتر میشود.
۵۶۷- کسی که به سبب عذری واضح مانند کار سختی که نمیتواند از آن مرخصی بگیرد، از قیام این ده شب عاجر مانده است، اگر نماز عشاء و صبح را به جماعت به جای آورد اجر قیام دههٔ اخیر و شب قدر را به دست آورده و این رای از ابن مسیب با سند صحیح نقل شده است.
ظاهر سنت، رای ابن مسیب را تایید میکند و این قول معتبری است و فضل و رحمت الله گستردهتر از آن است که محدود شود.
۵۶۸- شایسته است کسی که وارد مسجد میشود نیت اعتکاف کند هرچند برای مدتی کوتاه، و این برای مردان و زنان یکسان است. از یعلی بن امیه که صحابی است این کار ثابت شده و به طور مرفوع (در حدیث پیامبرص) نیز اعتکاف یک شب ثابت است.
۵۶۹- کسی که از اعتکاف هر ده شب پایانی رمضان ناتوان است حداقل شبهای فرد آن را اعتکاف کند، و هر کس از اعتکاف آن ناتوان است حداقل شب بیست و هفتم را به اعتکاف بنشیند، و کسی که از انجام این نیز ناتوان است اگر شده برای ساعتی به اعتکاف بنشیند زیرا از یعلی بن امیه که صحابی است اعتکاف یک مدت کوتاه نیز ثابت شده است.
۵۷۰- زیان دیده است... زیان دیده است... زیان دیده است... کسی که ساعاتی اندک را ندهد و اجر هشتاد و سه سال را به دست نیاورد:
﴿لَيۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ خَيۡرٞ مِّنۡ أَلۡفِ شَهۡرٖ٣﴾[القدر: ۳].
«شب قدر بهتر از هزار ماه است».
۵۷۱- بانوانی که به علت عذر شرعی نمیتوانند نماز بخوانند میتوانند در این ده شب پایانی رمضان قرآن بخوانند و ذکر الله را به جای آورند و دعا کنند، و امید است که اجر عبادت این ده شب و شب قدر را به دست آورند.
۵۷۲- نهایت خردمندی این است که انسان برای روز بازپسین بهترین توشه را برگیرد و بهترین توشه برای آن سفر، استفاده از فرصت این ده شب پایانی رمضان است، چرا که شاید دوباره این فرصت پیش نیاید.
۵۷۳- عبادات باعث دوری انسان از کارهای حرام میشود، حتی اگر اسباب آن مهیا باشد:
﴿...كَذَٰلِكَ لِنَصۡرِفَ عَنۡهُ ٱلسُّوٓءَ وَٱلۡفَحۡشَآءَۚ إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُخۡلَصِينَ﴾[يوسف: ۲۴].
«...چنین [کردیم] تا بدی و فحشا را از او باز گردانیم؛ چرا که او از بندگان مخلص ما بود».
۵۷۴- منافقان در دوران پیامبر ص با وجود تعداد کمشان باعث عقب افتادن پیروزی مسلمانان بر یهودیان بودند. امروزه نیز پیروزی ما بیشتر به تاخیر خواهد افتاد، زیرا منافقان از خود یهودیان هم بیشترند.
۵۷۵- بهترین مصارف زکات در مواردی است که در آن شخص محتاج زیر چند مورد از موارد هشتگانه زکات قرار گیرد؛ امروزه غزه و سوریه بیشترین سرزمینهایی هستند که مردم آن از چند جهت مستحق زکاتند.
۵۷۶- یوسف ÷ را میان بلای دین (فحشا) و بلای دنیا (زندان) مختار کردند؛ اما او چنین فرمود که:
﴿...رَبِّ ٱلسِّجۡنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدۡعُونَنِيٓ إِلَيۡهِۖ...﴾[يوسف: ۳۳].
«... پروردگارا زندان برای من دوست داشتنیتر است از آنچه مرا بهسوی آن میخوانند...».
زیرا سلامت دین مهمتر از سلامت دنیا است.
۵۷۷- از بهترین اعمال در شب قدر، تلاوت قرآن است؛ زیرا این شب به واسطهٔ قرآن فضیلت یافته و این به سبب نزول قرآن در آن است.
۵۷۸- حدیثی در تعیین شبی خاص به عنوان شب قدر به صحت نرسیده است، بلکه هر چه [در احادیث صحیح] موجود است، نشانهها و قرائن است، و نزدیکترین احتمال مربوط به شبهای فرد است، بیش از همه شب ۲۷ رمضان، سپس ۲۱، سپس ۲۳.