مختصری در اسباب نزول آیات قرآن کریم
مختصر کتاب: لُباب النقول في اسباب النزول
للامام الحافظ جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر السیوطى
(مجموعاً 95 سؤال و جواب)
تهیه و ترجمه:
سایت نوار اسلام (IslamTape.Com)
آیهی ۷۹ سورهی بقره: ﴿فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ يَكۡتُبُونَ ٱلۡكِتَٰبَ بِأَيۡدِيهِمۡ ثُمَّ يَقُولُونَ هَٰذَا مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ لِيَشۡتَرُواْ بِهِۦ ثَمَنٗا قَلِيلٗاۖ فَوَيۡلٞ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتۡ أَيۡدِيهِمۡ وَوَيۡلٞ لَّهُم مِّمَّا يَكۡسِبُونَ٧٩﴾ [۱] در مورد چه کسانی نازل شده است؟
[۱] پس وای بر کسانیکه با دست خود مینویسند سپس میگویند: «این از جانب الله است» تا آن را به بهای اندک بفروشند، پس وای بر آنها از آنچه دستهایشان نوشته و وای بر آنان از آنچه از این راه به دست میآورند!
عبدالله ابن عباس میگوید: این آیه در مورد اهل کتاب نازل شده است.
آیهی ۱۱۵ سورهی بقره: ﴿وَلِلَّهِ ٱلۡمَشۡرِقُ وَٱلۡمَغۡرِبُۚ فَأَيۡنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجۡهُ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ١١٥﴾ [۲] در مورد چه چیزی صحبت میکند؟
[۲] مشرق و مغرب از آن الله است، پس به هر سو رو کنید، روی الله آنجاست. همانا الله گشایشگر داناست.
امام مسلم، ترمذی و نسایی از عبدالله بن عمرب روایت میکنند که گفته: پیامبر به طرف هر جهتی که بود در سفر بر روی وسیلهی سواری خود نماز سنت میخواندند سپس ابن عمر این آیه را قرائت نمودند و گفتند: این آیه در مورد این است که نماز سنت در سفر بر روی وسیلهی سواری به هر جهتی که باشد، درست است.
منظور از ﴿وَٱتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبۡرَٰهِۧمَ مُصَلّٗى﴾ در آیهی ۱۲۵ سورهی بقره: ﴿وَإِذۡ جَعَلۡنَا ٱلۡبَيۡتَ مَثَابَةٗ لِّلنَّاسِ وَأَمۡنٗا وَٱتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبۡرَٰهِۧمَ مُصَلّٗىۖ وَعَهِدۡنَآ إِلَىٰٓ إِبۡرَٰهِۧمَ وَإِسۡمَٰعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيۡتِيَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلۡعَٰكِفِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ١٢٥﴾ [۳] چیست؟
[۳] و (به یاد آورید) هنگامیکه خانۀ (کعبه) را محل بازگشت و (جای) امنی برای مردم قرار دادیم. و از مقام ابراهیم نماز گاهی برای خود برگیرید. و ما به ابراهیم و اسماعیل وحی کردیم که: «خانه مرا برای طواف کنندگان و مقیمان و رکوع و سجود کنندگان (= نماز گزاران) پاک و پاکیزه کنید.»
امام بخاری و دیگران از عمرس روایت میکنند که گفت: در سه چیز رأی من با کلام الله مثل هم در آمد: گفتم ای رسول الله خوب است که مقام ابراهیم را به عنوان جایگاه نماز انتخاب کنیم. که آیهی ﴿وَٱتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبۡرَٰهِۧمَ مُصَلّٗى﴾ نازل شد.
گفتم که ای رسول الله زنان شما همه نوع آدمهای فاسد و فاجر آنها را میبینند اگر آنها را به پوشش امر کنید تا دیده نشوند بهتر است، که آیهی حجاب نازل شد. زنان پیامبر نسبت به پیامبر حمیت پیدا کرده بودند و از اینکه شریک و هوو داشتند گله مند بودند، من به آنها گفتم اگر پیامبر شما را طلاق دهد الله به او همسرانی بهتر از شما میدهد که آیهی: ﴿عَسَىٰ رَبُّهُۥٓ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبۡدِلَهُۥٓ أَزۡوَٰجًا خَيۡرٗا مِّنكُنَّ مُسۡلِمَٰتٖ مُّؤۡمِنَٰتٖ قَٰنِتَٰتٖ تَٰٓئِبَٰتٍ عَٰبِدَٰتٖ سَٰٓئِحَٰتٖ ثَيِّبَٰتٖ وَأَبۡكَارٗا٥﴾ [التحريم: ۵] نازل شد.
آیهی ۱۴۴ سورهی بقره: ﴿قَدۡ نَرَىٰ تَقَلُّبَ وَجۡهِكَ فِي ٱلسَّمَآءِۖ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبۡلَةٗ تَرۡضَىٰهَاۚ فَوَلِّ وَجۡهَكَ شَطۡرَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِۚ وَحَيۡثُ مَا كُنتُمۡ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمۡ شَطۡرَهُۥۗ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ لَيَعۡلَمُونَ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّهِمۡۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا يَعۡمَلُونَ١٤٤﴾ [۴] به چه چیزی اشاره میکند؟
[۴] به تحقیق ما گرداندن روی تو را به (سوی) آسمان میبینیم، اکنون تو را به (سوی) قبلهای که به آن خشنود شوی باز میگردانیم، پس روی خود را به سوی مسجد الحرام کن و هر جا باشید، روی خود را به سوی آن بگردانید و کسانیکه کتاب (آسمانی) به آنها داده شد، بخوبی میدانند این (تغییر قبله) حق است (و) از جانب پروردگارشان میباشد و الله از آنچه میکنند، غافل نیست.
ابن اسحاق از براء روایت میکند که گفته: رسول الله ج به طرف بیت المقدس نماز میخواندند و زیاد به طرف آسمان نگاه میکردند و منتظر دستوری بود که از طرف الله برایش بیاید که این آیه نازل شد.
یکی از مسلمانان گفت: دوست داریم که تکلیف نمازهای کسانی که مردهاند و به طرف بیت المقدس نماز خواندهاند، چه میشود که الله این را نازل نمود: ﴿وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَٰنَكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِٱلنَّاسِ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ١٤٣﴾ [البقرة: ۱۴۳] [۵].
آیهی ۱۵۸ سورهی بقره: ﴿۞إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلۡمَرۡوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِۖ فَمَنۡ حَجَّ ٱلۡبَيۡتَ أَوِ ٱعۡتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَاۚ وَمَن تَطَوَّعَ خَيۡرٗا فَإِنَّ ٱللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ١٥٨﴾ [البقرة: ۱۵۸] [۶] به چه چیزی اشاره میکند؟
[۵] و چنین نبوده که خدا ایمان شما (یعنی نمازتان را) ضایع گرداند همانا خدا نسبت به مردم البته رؤوف و رحیم است. [۶] همانا «صفا» و «مروه» از شعائر (نشانههای) الله است، پس هر که حج خانه (خدا) کند و یا عمره انجام دهد، بر او گناهی نیست که میان آن دو طواف (سعی) کند و کسیکه به رغبت خود کار نیکی را انجام دهد پس بدرستی که الله سپاسگزار داناست.
امام بخاری و امام مسلم و دیگران از عروه روایت میکنند که گفت: از همسر پیامبر، عایشه ل در مورد این آیه سئوال کردم و گفتم: به نظر من از این آیه فهمیده میشود که اگر کسی بین صفا و مروه سعی نکند گناهی ندارد. عایشه گفت: ای پسر خواهرم اشتباه گفتی! چون انصار از پیامبر سئوال کردند: ما در جاهلیت از سعی بین صفا و مروه خود داری میکردیم چه کار کنیم؟ که این آیه نازل شد.
منظور از ﴿أُحِلَّ لَكُمۡ لَيۡلَةَ ٱلصِّيَامِ ٱلرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَآئِكُمۡ﴾ [۷] در آیهی ۱۸۷ سورهی بقره چیست؟
[۷] آمیزش و نزدیکی با همسرانتان در شبِ روزه بر شما حلال گردیده است.
امام بخاری از براء روایت کرده است که گفت: هرگاه شخصی روزه بود و موقع افطاری خواب میرفت، در آن روز و شب دیگر چیزی نمیخورد و نمینوشید تا شامگاه روز بعد. و یک روز قیص بن صرمه انصاری روزه بود، موقع افطار که شد همسرش از او سئوال میکند: آیا غذا برای افطاری داری؟ گفت: نه ولی میروم و برای شما غذا تهیه میکنم، چون آن روز خستهی کار بود به خواب میرود. همسرش که بر میگردد، میبیند که او بخواب رفته به او میگوید: نا امید شوی. فردا ظهر قیص از گشنگی و تشنگی بیهوش میشود خبر به پیامبر ج میرسد و این آیه نازل میشود: ﴿أُحِلَّ لَكُمۡ لَيۡلَةَ ٱلصِّيَامِ ٱلرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَآئِكُمۡ...﴾ مردم بخاطر نازل شدن این آیه بسیار خوشحال میشوند و ﴿وَكُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكُمُ ٱلۡخَيۡطُ ٱلۡأَبۡيَضُ مِنَ ٱلۡخَيۡطِ ٱلۡأَسۡوَدِ...﴾ نازل میشود.
امام بخاری از براء روایت میکند که گفتهاند: وقتی روزهی رمضان واجب شد، مردم در طول یک ماه رمضان با همسر خود همبستر نمیشدند ولی بعضیها به خود خیانت میکردند که این آیه نازل شد: ﴿...عَلِمَ ٱللَّهُ أَنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَخۡتَانُونَ أَنفُسَكُمۡ فَتَابَ عَلَيۡكُمۡ وَعَفَا عَنكُمۡ...﴾ [۸].
منظور از ﴿وَكُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكُمُ ٱلۡخَيۡطُ ٱلۡأَبۡيَضُ مِنَ ٱلۡخَيۡطِ ٱلۡأَسۡوَدِ مِنَ ٱلۡفَجۡرِ﴾ [۹] در آیهی ۱۸۷ سورهی بقره چیست؟
[۸] الله میدانست که شما به خودتان خیانت میکردید، پس توبهی شما را پذیرفت و شما را بخشید. [۹] و بخورید و بیاشامید، تا رشتهی سپیده صبح از رشتهی سیاه (شب) برای شما آشکار شود.
امام بخاری از سهل بن سعد روایت میکند که گفته است: آیهی ﴿وَكُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكُمُ ٱلۡخَيۡطُ ٱلۡأَبۡيَضُ مِنَ ٱلۡخَيۡطِ ٱلۡأَسۡوَدِ مِنَ ٱلۡفَجۡرِ﴾ نازل شد و قسمت (من الفجر) نازل نشده بود. بعضی از مردم ریسمان سیاه و سفید به پای خود میبستند و تا موقعی که تشخیص بین سیاه و سفید برای آنها میسر نبود، غذا میخوردند و مینوشیدند که الله تعالی «من الفجر» را نازل کردند پس فهمیدند که منظور از سیاه وسفید، شب و روز میباشد.
سبب نزول آیهی ۱۹۵ سورهی بقره: ﴿وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا تُلۡقُواْ بِأَيۡدِيكُمۡ إِلَى ٱلتَّهۡلُكَةِ وَأَحۡسِنُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٩٥﴾ [۱۰] چیست؟
امام بخاری از حذیفه روایت میکند، حذیفه میگوید این آیه در مورد نفقه نازل شده است.
آیهی ۱۹۶ سورهی بقره: ﴿وَأَتِمُّواْ ٱلۡحَجَّ وَٱلۡعُمۡرَةَ لِلَّهِۚ فَإِنۡ أُحۡصِرۡتُمۡ فَمَا ٱسۡتَيۡسَرَ مِنَ ٱلۡهَدۡيِۖ وَلَا تَحۡلِقُواْ رُءُوسَكُمۡ حَتَّىٰ يَبۡلُغَ ٱلۡهَدۡيُ مَحِلَّهُۥۚ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوۡ بِهِۦٓ أَذٗى مِّن رَّأۡسِهِۦ فَفِدۡيَةٞ مِّن صِيَامٍ أَوۡ صَدَقَةٍ أَوۡ نُسُكٖۚ فَإِذَآ أَمِنتُمۡ فَمَن تَمَتَّعَ بِٱلۡعُمۡرَةِ إِلَى ٱلۡحَجِّ فَمَا ٱسۡتَيۡسَرَ مِنَ ٱلۡهَدۡيِۚ فَمَن لَّمۡ يَجِدۡ فَصِيَامُ ثَلَٰثَةِ أَيَّامٖ فِي ٱلۡحَجِّ وَسَبۡعَةٍ إِذَا رَجَعۡتُمۡۗ تِلۡكَ عَشَرَةٞ كَامِلَةٞۗ ذَٰلِكَ لِمَن لَّمۡ يَكُنۡ أَهۡلُهُۥ حَاضِرِي ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ١٩٦﴾ [۱۱] در مورد چه کسی و چه حکمی نازل شده است؟
[۱۰] و در راه الله انفاق کنید و (با ترک انفاق) خود را با دست خویش به هلاکت نیفکنید و نیکی کنید که الله نیکوکاران را دوست میدارد. [۱۱] و حج و عمره را برای الله به اتمام برسانید و اگر باز داشته شدید (بوسیله دشمن یا بیماری و غیره) پس آنچه از قربانی فراهم شود (ذبح کنید و آنگاه از احرام بیرون شوید) و سرهای خود را نتراشید تا قربانی به جایگاهش برسد و اگر کسی از شما بیمار بود، یا ناراحتی در سر داشت، (و ناچار شود در حال احرام سر خود را بتراشد) پس فدیه دهد از (قبیل: سه روز) روزه یا صدقه (خوراک دادن به شش مسکین) یا قربانی کردن گوسفندی (که میان فقرا تقسیم شود) پس هنگامیکه در امان بودید، هرکس از عمره بهرهمند گردد؛ سپس (اعمال) حج را آغاز کند، آنچه از قربانی (برای او) میسر شد (ذبح میکند) و هرکس نیافت سه روز در (ایام) حج و هفت روز هنگامیکه بازگشتید روزه بگیرید. این ده (روز) کامل است، این (حکم) برای کسی است که خانواده او ساکن مسجد الحرام (= مکه و اطراف آن) نباشد و از الله بترسید و بدانید که الله سختکیفر است.
امام بخاری از کعب بن عجزه روایت میکند: در مورد فدیهی روزه سئوال کرد، گفت: مرا به نزد پیامبر ج بردند در حالی که شپش بر صورتم پراکنده بود، پیامبر ج گفتند: «من فکر نمیکردم که تا این حد رنج و سختی متحمل شدهای آیا نمیتوانی گوسفندی را بیابی؟» گفتم: نه. گفتند: «سه روز روزه بگیر یا به شش مسکین هر مسکینی نصف صاع خوراک بده و سر خود را بتراش.» این مخصوص من نازل شده ولی حکم آن برای همه است.
آیهی ۱۹۸ سورهی بقره: ﴿لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَبۡتَغُواْ فَضۡلٗا مِّن رَّبِّكُمۡۚ فَإِذَآ أَفَضۡتُم مِّنۡ عَرَفَٰتٖ فَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ عِندَ ٱلۡمَشۡعَرِ ٱلۡحَرَامِۖ وَٱذۡكُرُوهُ كَمَا هَدَىٰكُمۡ وَإِن كُنتُم مِّن قَبۡلِهِۦ لَمِنَ ٱلضَّآلِّينَ١٩٨﴾ [۱۲] به چه چیزی اشاره دارد؟
[۱۲] گناهی بر شما نیست که (در ایام حج با خرید و فروش) از فضل پروردگارتان (روزی) طلب کنید و هنگامیکه از عرفات کوچ کردید؛ الله را نزد مشعر الحرام یاد کنید و او را یاد کنید همچنان که شما را هدایت کرد و اگرچه پیش از آن از گمراهان بودید.
امام بخاری از ابن عباسب روایت میکند که گفت: عکاظ و مجنة و ذوالمجاز بازارهایی در جاهلیت بودند؛ ما در ایام حج تجارت کردن در آنجا را حرام میدانستیم، در مورد این مسئله از رسول الله ج سئوال کردند و آیهی ﴿لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَبۡتَغُواْ فَضۡلٗا مِّن رَّبِّكُمۡۚ...﴾ نازل شد.
آیهی ۲۱۷ سورهی بقره: ﴿يَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلشَّهۡرِ ٱلۡحَرَامِ قِتَالٖ فِيهِۖ قُلۡ قِتَالٞ فِيهِ كَبِيرٞۚ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَكُفۡرُۢ بِهِۦ وَٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ وَإِخۡرَاجُ أَهۡلِهِۦ مِنۡهُ أَكۡبَرُ عِندَ ٱللَّهِۚ وَٱلۡفِتۡنَةُ أَكۡبَرُ مِنَ ٱلۡقَتۡلِۗ وَلَا يَزَالُونَ يُقَٰتِلُونَكُمۡ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمۡ عَن دِينِكُمۡ إِنِ ٱسۡتَطَٰعُواْۚ وَمَن يَرۡتَدِدۡ مِنكُمۡ عَن دِينِهِۦ فَيَمُتۡ وَهُوَ كَافِرٞ فَأُوْلَٰٓئِكَ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٢١٧﴾ [۱۳].
به سبب قتل چه کسی نازل شده است و چرا؟
[۱۳] از تو درباره جنگ کردن در ماه حرام، میپرسند. بگو: «جنگ در آن (گناهی) بزرگ است و بازداشتن از راه الله و کفر ورزیدن به او و (باز داشتن از) مسجد الحرام و بیرون راندن اهلش از آن؛ نزد الله (گناهی) بزرگتر، و فتنه (=شرک و شکنجه مؤمنان) از کشتار بزرگتر است.» و پیوسته با شما میجنگند، تا آنکه اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند و هرکس از شما که از دینش برگردد و در حال کفر بمیرد، پس آنان اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده است، و آنان اهل آتش (دوزخ) اند، و همیشه در آن خواهند بود.
ابن جریر و ابن ابی حاتم و طبرانی در کتاب الکبیر و بیهقی در کتاب سنن خود از جندب پسر عبدالله روایت میکنند: رسول الله ج گروهی را با فرماندهی عبدالله بن جحش فرستاد؛ در راه ابن حضرمی را دیدند و او را کشتند و آنها متوجه نبودند که آن روز ماه رجب یا جمادی الاول است. مشرکین به مسلمانان گفتند شما در ماه حرام مرتکب قتل شدهاید که این آیه نازل شد و بعضی هم گفتند: اگر شما گناه انجام ندادهاید، اجری هم ندارید که این آیه نازل شد.
سبب نزول آیهی ۲۲۲ سورهی بقره: ﴿وَيَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡمَحِيضِۖ قُلۡ هُوَ أَذٗى فَٱعۡتَزِلُواْ ٱلنِّسَآءَ فِي ٱلۡمَحِيضِ وَلَا تَقۡرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ يَطۡهُرۡنَۖ فَإِذَا تَطَهَّرۡنَ فَأۡتُوهُنَّ مِنۡ حَيۡثُ أَمَرَكُمُ ٱللَّهُۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلتَّوَّٰبِينَ وَيُحِبُّ ٱلۡمُتَطَهِّرِينَ٢٢٢﴾ [البقرة: ۲۲۲] [۱۴] چیست؟
[۱۴] و از تو دربارهی حیض (عادت ماهانه زنان) میپرسند، بگو «آن پلید و زیانبار است، پس در حالت قاعدگی از زنان کناره گیری کنید و با آنها نزدیکی نکنید؛ تا پاک شوند، پس هنگامیکه پاک شدند و غسل کردند. از همان جا که الله به شما فرمان داده، با آنها آمیزش کنید، به راستی که الله توبه کنندگان را دوست میدارد و (نیز) پاکان را دوست میدارد».
امام مسلم و ترمذی از انس روایت میکنند: یهودیها زمانی که زن حیض میشد، همراه او غذا نمیخوردند و او را در خانه راه نمیدادند، یاران پیامبر سئوال نمودند و این آیه نازل شد و پیامبر گفتند: «همه کاری را انجام دهید جز همبستر شدن».
علت نزول آیهی ۲۲۳ سورهی بقره: ﴿نِسَآؤُكُمۡ حَرۡثٞ لَّكُمۡ فَأۡتُواْ حَرۡثَكُمۡ أَنَّىٰ شِئۡتُمۡۖ وَقَدِّمُواْ لِأَنفُسِكُمۡۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّكُم مُّلَٰقُوهُۗ وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٢٢٣﴾ [۱۵] چیست؟
[۱۵] زنان شما کشتزار شما هستند، پس هر گونه که بخواهید به کشتزار خود درآیید و (توشهای) برای خود از پیش بفرستید و از الله بترسید و بدانید که شما او را ملاقات خواهید کرد؛ و به مؤمنان بشارت ده.
امام بخاری و امام مسلم و ابو داود و ترمذی از جابر روایت میکنند: یهود میگویند: هرگاه از پشت سر با زن همخوابی شود بچه کاج بدنیا میآید که این آیه نازل شد.
علت نزول آیهی ۲۳۱ سورهی بقره: ﴿وَإِذَا طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَبَلَغۡنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمۡسِكُوهُنَّ بِمَعۡرُوفٍ أَوۡ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعۡرُوفٖۚ وَلَا تُمۡسِكُوهُنَّ ضِرَارٗا لِّتَعۡتَدُواْۚ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ فَقَدۡ ظَلَمَ نَفۡسَهُۥۚ وَلَا تَتَّخِذُوٓاْ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗاۚ وَٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَمَآ أَنزَلَ عَلَيۡكُم مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَٱلۡحِكۡمَةِ يَعِظُكُم بِهِۦۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ٢٣١﴾ [۱۶] چیست؟
[۱۶] و هنگامیکه زنان را طلاق (رجعی) دادید، آنگاه به پایان (روزهای) عده خویش رسیدند. پس به شایستگی آنها را نگه دارید و یا به نیکی و خوبی آنها را رها سازید و آنان را بخاطر زیان رساندن نگاه ندارید تا (به حقوقشان) تعدی و تجاوز کنید و کسیکه چنین کند قطعاً به خود ستم کرده است و آیات الله را به مسخره نگیرید. و نعمت الله را بر خود و آ نچه را که از کتاب (قرآن) و حکمت (سنت و اسرار شریعت) بر شما نازل کرده و شما را با آن پند میدهد، به یاد بیاورید و از الله بترسید و بدانید که الله به همه چیز داناست.
ابن ابی عمر در مسند خود و ابن مردویه از ابی درداء روایت میکنند: شخص زن خود را طلاق میداد بعد میگفت که شوخی کردهام و بردهی خود را آزاد میکرد و میگفت: شوخی کردهام که این آیه نازل شد.
سبب نزول آیهی ۲۳۲ سورهی بقره: ﴿وَإِذَا طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَبَلَغۡنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعۡضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحۡنَ أَزۡوَٰجَهُنَّ إِذَا تَرَٰضَوۡاْ بَيۡنَهُم بِٱلۡمَعۡرُوفِۗ ذَٰلِكَ يُوعَظُ بِهِۦ مَن كَانَ مِنكُمۡ يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۗ ذَٰلِكُمۡ أَزۡكَىٰ لَكُمۡ وَأَطۡهَرُۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ٢٣٢﴾ [۱۷] چیست؟
در مورد اینکه اگر کسى زنش را کمتر از سه بار طلاق داده باشد و سپس قصد رجوع به همدیگر کنند دیگر ولى امر حق ندارد از ازدواج آنها جلوگیرى کند.
امام بخاری و ابو داود و ترمذی و غیر از ایشان از معقل بن یسار روایت میکنند: او خواهر خود را به ازدواج یکی از مسلمانان در آورد؛ خواهرش نزد او بود تا اینکه او را یکبار طلاق داد و از طلاق خود برنگشت تا اینکه عدهی زن تمام شد؛ بعد از آن، آن دو همدیگر را خواستند و آن مرد مجددا او را از خطاب خواستگاری نمود؛ معقل در جواب میگوید: او را به تو ارزانی داشتم و به عقد تو در آوردم و تو او را طلاق دادی به الله قسم دیگر به تو بر نمیگردد. الله به حاجت و نیاز آن دو آگاه بود و این آیه نازل شد. زمانی که معقل این آیه را شنید، گفت: گوش به فرمان الله و مطیع الله هستم سپس آن مرد را خواست و به او گفت: خواهرم ارزانی تو باد و به عقد شما در میآورم.
علت نزول آیهی ۲۳۸ سورهی بقره: ﴿حَٰفِظُواْ عَلَى ٱلصَّلَوَٰتِ وَٱلصَّلَوٰةِ ٱلۡوُسۡطَىٰ وَقُومُواْ لِلَّهِ قَٰنِتِينَ٢٣٨﴾ [۱۸] چیست؟
قبلا مردم در نماز با همدیگر صحبت میکردند و با نازل شدن این آیه دیگر صحبت در نماز ممنوع شد.
ائمهی ششگانهی حدیث و دیگران از زید بن أرقم روایت میکنند: ما در زمان رسول الله ج در نماز با همدیگر صحبت میکردیم؛ شخص با کنار دستی خود در نماز صحبت میکرد تا اینکه این آیه نازل شد ما از سخن گفتن نهی شدیم و به سکوت امر شدیم.
آیهی ۲۸۵ سورهی بقره: ﴿ءَامَنَ ٱلرَّسُولُ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مِن رَّبِّهِۦ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَۚ كُلٌّ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَمَلَٰٓئِكَتِهِۦ وَكُتُبِهِۦ وَرُسُلِهِۦ لَا نُفَرِّقُ بَيۡنَ أَحَدٖ مِّن رُّسُلِهِۦۚ وَقَالُواْ سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَاۖ غُفۡرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيۡكَ ٱلۡمَصِيرُ٢٨٥﴾ [۱۹] به چیزی اشاره میکند؟
[۱۷] و هنگامیکه زنان را طلاق دادید، آنگاه (مدت) عدهی خود را به پایان رساندند، آنان را از ازدواج با شوهران (سابق) خود باز ندارید، وقتی که بطرز پسندیدهای در بین خویش تراضی کنند. این (دستوری است) که هرکس از شما که به الله و روز قیامت ایمان دارد؛ به آن پند داده میشود؛ و این (دستور) برای شما پر برکتتر و پاکیزهتر است و الله میداند و شما نمیدانید. [۱۸] بر (بجا آوردن) نمازها و (بخصوص) نماز میانه (نماز عصر) محافظت کنید و فروتنانه برای الله به پا خیزید. [۱۹] پیامبر به آنچه از (سوی) پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است و مؤمنان (نیز) همه به الله و فرشتگان او و کتابهایش و پیامبرانش ایمان آوردهاند. (و گفتند): «میان هیچ یک از پیامبرانش فرق نمیگذاریم» و گفتند: «شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! آمرزش تو را (خواهانیم) و بازگشت به سوی توست».
امام احمد و امام مسلم و دیگران از ابو هریرهس روایت میکنند: زمانی که آیهی ﴿إِن تُبۡدُواْ مَا فِيٓ أَنفُسِكُمۡ أَوۡ تُخۡفُوهُ يُحَاسِبۡكُم بِهِ ٱللَّهُ﴾ [۲۰] نازل شد بر صحابه سخت شد، نزد رسول الله ج آمدند و بر دو زانو نشستند و گفتند: آیه ای بر تو نازل شده است که ما طاقت آن را نداریم. پیامبر گفتند: «آیا میخواهید مثل اهل کتاب که قبل از شما بودهاند، بگویید: سمعنا وعصینا. شندیم و نافرمانی کردیم؟» ولکن آنها گفتند: ﴿سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَاۖ غُفۡرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيۡكَ ٱلۡمَصِيرُ٢٨٥﴾ «شنیدیم و اطاعت کردیم پروردگارا ما را بیامرز و مقصد ما بسوی تو است.» زمانی که چنین پیشنهادی دادند بعد از آن آیهی «آمن الرسول آیه لایکلف الله نفسا الا وسعها» نازل شد.
آیهی ۷۷ سورهی آل عمران: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَشۡتَرُونَ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ وَأَيۡمَٰنِهِمۡ ثَمَنٗا قَلِيلًا أُوْلَٰٓئِكَ لَا خَلَٰقَ لَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ ٱللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيۡهِمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ٧٧﴾ [۲۱].
[۲۰] اگر آنچه را که در دل دارید آشکار سازید یا پنهان دارید، خداوند شما را طبق آن محاسبه میکند. [۲۱] همانا کسانیکه پیمان الله و سوگندهای خود را به بهای ناچیزی میفروشند، آنها بهرهای در آخرت نخواهند داشت و الله در روز قیامت با آنها سخن نمیگوید و به آنان نمینگرد و آنها را (از گناه) پاک نمیسازد و عذاب دردناکی برای آنهاست.
امام بخاری و امام مسلم و دیگران روایت میکنند: اشعث پسر قیس گفت: من از یک یهودی، زمینی طلب داشتم و او انکار میکرد؛ او را نزد پیامبر آوردم پیامبر ج گفتند: آیا دلیلی و شاهدی داری؟ گفتم نه، به یهودی گفت: قسم بخور. گفتم: یا رسول الله در این صورت او قسم میخورد و مالم از دست میرود، که این آیه نازل شد.
آیهی: ۸۶ سورهی آل عمران: ﴿كَيۡفَ يَهۡدِي ٱللَّهُ قَوۡمٗا كَفَرُواْ بَعۡدَ إِيمَٰنِهِمۡ وَشَهِدُوٓاْ أَنَّ ٱلرَّسُولَ حَقّٞ وَجَآءَهُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُۚ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ٨٦﴾ [۲۲] به چه چیزى اشاره میکند؟
[۲۲] چگونه الله قومی را هدایت میکند که بعد از ایمانشان و (پس از آنکه) گواهی دادند به اینکه پیامبر بر حق است و برایشان دلایل روشن آمد، کافر شدند؟! و الله قوم ستمکار را هدایت نمیکند.
نسایی و ابن حبان و حاکم از ابن عباس ب روایت میکنند: مردی از انصار مسلمان شد، سپس مرتد شد و دوباره پشیمان شد و قاصدی نزد قوم خود فرستاد و گفت: بروید نزد رسول الله و بگویید آیا من میتوانم دوباره مسلمان شوم؟ که این آیه نازل شد و به او خبر دادند و مسلمان شد.
آیهی: ۱۲۲ سورهی آل عمران ﴿إِذۡ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمۡ أَن تَفۡشَلَا وَٱللَّهُ وَلِيُّهُمَاۗ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ١٢٢﴾ [۲۳] در مورد چه کسانی نازل شده است؟
[۲۳] و (نیز به یاد آور) هنگامیکه دو گروه از شما (= بنوسلمه و بنوحارثه) خواستند که سستی ورزند، و الله یاور (و نگهدار) آنها بود، و مؤمنان باید تنها بر الله توکل کنند.
امام بخاری و امام مسلم از جابر ابن عبدالله روایت میکنند: این آیه در مورد بنی سلمه و بنی حارثه نازل شده است. و این حدیث ردی است بر رافضیها که علی را مختص ولایت میدانند و در حالی که همه بر اینکه آیه در مورد انصار نازل شده، اتفاق دارند. آنها همه اولیاء الله هستند و الله ولی ایشان است و همانا الله بهترین ولی و یاری دهنده است.
چه وقت آیهی: ۱۲۸ سورهی آل عمران ﴿لَيۡسَ لَكَ مِنَ ٱلۡأَمۡرِ شَيۡءٌ أَوۡ يَتُوبَ عَلَيۡهِمۡ أَوۡ يُعَذِّبَهُمۡ فَإِنَّهُمۡ ظَٰلِمُونَ١٢٨﴾ [۲۴] نازل شد؟
[۲۴] هیچ چیز از کار (بندگان) در دست تو نیست، یا (الله) توبه آنان را میپذیرد (و آنان را میبخشاید) یا عذابشان میکند؛ زیرا آنان ستمکارند.
امام احمد و امام مسلم از انس روایت میکنند: دندانهای پیشین پیامبر در روز احد شکسته شد و شکافی در سر ایشان بوجود آمد و خون بر چهرهی مبارکشان روان گشت. پس گفتند: «چگونه قومی چنین با پیامبر خود روا میدارند در حالی که ایشان را به عبادت پروردگارشان دعوت میدهد».
در این موقع این آیه نازل گردید.
سبب نزول آیهی: ۱۸۸ سورهی آل عمران: ﴿لَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ يَفۡرَحُونَ بِمَآ أَتَواْ وَّيُحِبُّونَ أَن يُحۡمَدُواْ بِمَا لَمۡ يَفۡعَلُواْ فَلَا تَحۡسَبَنَّهُم بِمَفَازَةٖ مِّنَ ٱلۡعَذَابِۖ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ١٨٨﴾ [۲۵] در مورد چه کسانی نازل شده است؟
[۲۵] گمان مبر کسانیکه به آنچه کردهاند خوشحال میشوند، و دوست دارند به آنچه نکردهاند ستوده شوند، قطعاً گمان مبر از عذاب (الهی) نجات و رهایی یابند، (بلکه) برای آنها، عذاب دردناکی است.
امام بخاری و امام مسلم از ابوسعید خدری روایت میکنند: زمانی پیامبر برای جهاد خارج شدند، تعدادی از منافقین در شهر ماندند و به ماندن خود خوشحال بودند و زمانی که رسول الله ج بر گشتند، عذرخواهی کردند و انتظار داشتند تمجید شوند که این آیه نازل شد.
آیهی: ۱۱ سورهی نساء: ﴿يُوصِيكُمُ ٱللَّهُ فِيٓ أَوۡلَٰدِكُمۡۖ لِلذَّكَرِ مِثۡلُ حَظِّ ٱلۡأُنثَيَيۡنِۚ فَإِن كُنَّ نِسَآءٗ فَوۡقَ ٱثۡنَتَيۡنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَۖ وَإِن كَانَتۡ وَٰحِدَةٗ فَلَهَا ٱلنِّصۡفُۚ وَلِأَبَوَيۡهِ لِكُلِّ وَٰحِدٖ مِّنۡهُمَا ٱلسُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كَانَ لَهُۥ وَلَدٞۚ فَإِن لَّمۡ يَكُن لَّهُۥ وَلَدٞ وَوَرِثَهُۥٓ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ ٱلثُّلُثُۚ فَإِن كَانَ لَهُۥٓ إِخۡوَةٞ فَلِأُمِّهِ ٱلسُّدُسُۚ مِنۢ بَعۡدِ وَصِيَّةٖ يُوصِي بِهَآ أَوۡ دَيۡنٍۗ ءَابَآؤُكُمۡ وَأَبۡنَآؤُكُمۡ لَا تَدۡرُونَ أَيُّهُمۡ أَقۡرَبُ لَكُمۡ نَفۡعٗاۚ فَرِيضَةٗ مِّنَ ٱللَّهِۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمٗا١١﴾ [۲۶] به چه حکمی از احکام اسلامی اشاره میکند؟
[۲۶] الله دربارهی فرزندانتان به شما سفارش میکند، سهم پسر، چون سهم دو دختر است. پس اگر (فرزندان میت همه) دختر (دو دختر یا) بیش از دو دختر باشند، دو سوم ترکه بهره ایشان است، و اگر یک دختر باشد، نیمی از ترکه از آن اوست. و برای هر یک از پدر و مادر وی (= میت) یک ششم از ترکه میباشد، در صورتی که (میت) فرزندی داشته باشد، پس اگر فرزندی نداشته باشد و (تنها) پدر و مادرش از او ارث برند، برای مادرش یک سوم است (و باقی از آن پدر خواهد بود) و اگر او (= میت) برادرانی داشته باشد، سهم مادرش یک ششم است، (همه اینها) پس از انجام وصیتی است که او (= میت) به آن سفارش کرده و بعد از ادای دین است، شما نمیدانید پدرانتان و فرزندانتان کدام یک برای شما سودمندترند. (این احکام) فریضهای (معین و مقرر شده) از جانب الله است و بیگمان الله دانای حکیم است.
امامان ششگانهی حدیث از جابر بن عبدالله روایت میکنند: رسول الله و ابوبکر صدیق س به عیادت من آمدند؛ در نزد قوم بنی سلمه در حالی که من بیهوش بودم، آب خواستند، وضو گرفتند و بر روی من آب پاشیدند، پس به هوش آمدم، گفتم: در مورد اموال و دارایی خودم چه دستوری میدهید؟ که این آیه نازل شد.
علت نزول آیهی: ۱۹ سورهی نساء: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا يَحِلُّ لَكُمۡ أَن تَرِثُواْ ٱلنِّسَآءَ كَرۡهٗاۖ وَلَا تَعۡضُلُوهُنَّ لِتَذۡهَبُواْ بِبَعۡضِ مَآ ءَاتَيۡتُمُوهُنَّ إِلَّآ أَن يَأۡتِينَ بِفَٰحِشَةٖ مُّبَيِّنَةٖۚ وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِۚ فَإِن كَرِهۡتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰٓ أَن تَكۡرَهُواْ شَيۡٔٗا وَيَجۡعَلَ ٱللَّهُ فِيهِ خَيۡرٗا كَثِيرٗا١٩﴾ [۲۷] چیست؟
قبل از اسلام، مردم زن میت را هم جزء مال و ترکهی میت محسوب میکردند تا اینکه این آیه نازل شد.
امام بخاری و داود و نسایی از ابن عباسب روایت میکنند: چنین بودند، وقتی مردی فوت میکرد، اولیاء آن میت برای زن میت تصمیم میگرفتند اگر میخواستند با او ازدواج میکردند و اگر میخواستند او را به ازدواج کسی در میآوردند و اگر میخواستند مانع ازدواج او میشدند و آنها در تصمیم گیری در مورد آن زن نسبت به خانوادهی او برتری داشتند که این آیه نازل شد.
آیهی: ۲۴ سورهی نساء ﴿۞وَٱلۡمُحۡصَنَٰتُ مِنَ ٱلنِّسَآءِ إِلَّا مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡۖ كِتَٰبَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡۚ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَآءَ ذَٰلِكُمۡ أَن تَبۡتَغُواْ بِأَمۡوَٰلِكُم مُّحۡصِنِينَ غَيۡرَ مُسَٰفِحِينَۚ فَمَا ٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِهِۦ مِنۡهُنَّ فََٔاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةٗۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ فِيمَا تَرَٰضَيۡتُم بِهِۦ مِنۢ بَعۡدِ ٱلۡفَرِيضَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمٗا٢٤﴾ [۲۸].
حکم حلالیت چه چیزی را بیان میکند؟
[۲۷] ای کسانیکه ایمان آوردهاید! برای شما حلال نیست که اززنان به اکراه ارث برید و آنان را زیر فشار قرار ندهید، تا برخی از آنچه را که به آنان دادهاید؛ پس بگیرید، مگر اینکه آنها مرتکب عمل زشت آشکاری شوند. و با آنها بطورشایسته رفتار کنید و اگر از آنان (خوشتان نیامد و) کراهت داشتید، پس چه بسا چیزی را خوش نمیدارید و الله در آن خیر بسیار قرار میدهد. [۲۸] و زنان شوهردار (بر شما حرام است) مگر زنانی که مالک آنان شدهاید. (این) فریضهی الهی است که بر شما مقرر داشته است. و غیر از اینها (که گفته شد) برای شما حلال است با اموال خود (زنان دیگر را) طلب کنید ـ در حالیکه پاکدامن باشید و زناکار نباشد ـ پس آن زنانی را که (به ازدواج در آوردید و) از آنان کام گرفتید، باید مهرشان را به عنوان فریضهای به آنان بدهید، و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهریه با یکدیگر توافق کنید، بیگمان الله دانای حکیم است.
امام مسلم و ابوداود و ترمذی و نسایی از ابوسعید خدری روایت میکنند: اسیرانی از قوم اوطاس به ما رسید که قبلا شوهر داشتند، ما از اینکه با آنها همخوابی کنیم، خودداری کردیم؛ در این مورد از پیامبر سئوال گرفتیم که این آیه نازل شد و ما با آنها همبستر شدیم.
آیهی: ۵۹ سورهی نساء: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَأُوْلِي ٱلۡأَمۡرِ مِنكُمۡۖ فَإِن تَنَٰزَعۡتُمۡ فِي شَيۡءٖ فَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ إِن كُنتُمۡ تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۚ ذَٰلِكَ خَيۡرٞ وَأَحۡسَنُ تَأۡوِيلًا٥٩﴾ [۲۹] در مورد چه کسی نازل شده است؟
[۲۹] ای کسانیکه ایمان آوردهاید! اطاعت کنید الله را و اطاعت کنید پیامبررا؛ و صاحبان امر تان را؛ و اگر در چیزی اختلاف کردید، آن را به الله و پیامبر باز گردانید؛ اگر به الله و روز قیامت ایمان دارید، این بهتر و خوش فرجامتر است.
امام بخاری و دیگران غیر از ایشان از ابن عباسب روایت کردهاند: این آیه در مورد عبدالله بن حذافه بن قیس زمانی که پیامبر ایشان را برای جنگی فرستادند، نازل شده است.
آیهی: ۶۵ سورهی نساء ﴿فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤۡمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيۡنَهُمۡ ثُمَّ لَا يَجِدُواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ حَرَجٗا مِّمَّا قَضَيۡتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسۡلِيمٗا٦٥﴾ [النساء: ۶۵] [۳۰] در مورد چه کسانی نازل شده است؟
[۳۰] نه، سوگند به پروردگارت که آنها ایمان نمیآورند، مگر اینکه در اختلافات خویش تو را داور قرار دهند و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند و کاملاً تسلیم باشند.
امامان ششگانهی حدیث از عبدالله بن زبیرب روایت میکنند: زبیر با شخصی از انصار بخاطر آبراهه درگیر شدند؛ پیامبر ج به زبیر گفت: «زبیر، آبیاری نما» بعد آب را به همسایهی خود برسان. آن انصاری گفت: یا رسول الله چون زبیر پسر عموی تو میباشد اینطور حکم میکنید! چهرهی رسول دگرگون شد و گفت: «آبیاری بکن سپس آب را نگاه کن تا اینکه به دیوار برسد بعد به همسایهی خود برسان و حق زبیر را بطور کامل به او داد.» زبیر گفت این آیه بخاطراین موضوع نازل شده است.
آیهی: ۸۳ سورهی نساء: ﴿وَإِذَا جَآءَهُمۡ أَمۡرٞ مِّنَ ٱلۡأَمۡنِ أَوِ ٱلۡخَوۡفِ أَذَاعُواْ بِهِۦۖ وَلَوۡ رَدُّوهُ إِلَى ٱلرَّسُولِ وَإِلَىٰٓ أُوْلِي ٱلۡأَمۡرِ مِنۡهُمۡ لَعَلِمَهُ ٱلَّذِينَ يَسۡتَنۢبِطُونَهُۥ مِنۡهُمۡۗ وَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَرَحۡمَتُهُۥ لَٱتَّبَعۡتُمُ ٱلشَّيۡطَٰنَ إِلَّا قَلِيلٗا٨٣﴾ [۳۱] اشاره به چه چیزى است؟
امام مسلم از عمربن الخطاب س روایت میکند: زمانی که پیامبر ج از زنان خود دوری کردند به مسجد وارد شد، مردم با سر انگشتان خود با سنگ ریزه بازی میکردند و میگفتند: رسول الله زنان خود را طلاق دادهاند من بر در مسجد ایستادم و با صدای بلند گفتم پیامبر زنان خود را طلاق نداده است که این آیه نازل شد.
آیهی: ۸۸ سورهی نساء ﴿۞فَمَا لَكُمۡ فِي ٱلۡمُنَٰفِقِينَ فِئَتَيۡنِ وَٱللَّهُ أَرۡكَسَهُم بِمَا كَسَبُوٓاْۚ أَتُرِيدُونَ أَن تَهۡدُواْ مَنۡ أَضَلَّ ٱللَّهُۖ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ سَبِيلٗا٨٨﴾ [۳۲] در چه زمانی نازل شد؟
[۳۱] و هنگامیکه خبری از ایمنی (و پیروزی) یا ترس (و شکست) به آنها برسد آن را شایع میسازند، در حالیکه اگر آن را به پیامبر و صاحبان امرشان باز میگرداندند، از حقیقت امر آگاه میشدند و اگر فضل و رحمت الله بر شما نبود، جز اندکی، (همگی) از شیطان پیروی میکردید. [۳۲] چیست شما را که دربارهی منافقان دو گروه شدهاید؟ در حالیکه الله بخاطر اعمالشان، آنان را سرنگون (و مردود) کردهاست، آیا شما میخواهید کسی را که الله گمراه کردهاست، هدایت کنید؟ در حالیکه هر کس را الله گمراه کند، برای او راهی نخواهی یافت.
امام بخاری و امام مسلم و دیگران از زید بن ثابت روایت میکنند: پیامبر برای جنگ به طرف احد حرکت کردند و مردم همراه ایشان رفتند و یاران در مورد جنگ کردن و یا جنگ نکردن به دو گروه تقسیم شدند که این آیه نازل شد.
سبب نزول آیهی: ۹۴ سورهی نساء: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا ضَرَبۡتُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَتَبَيَّنُواْ وَلَا تَقُولُواْ لِمَنۡ أَلۡقَىٰٓ إِلَيۡكُمُ ٱلسَّلَٰمَ لَسۡتَ مُؤۡمِنٗا تَبۡتَغُونَ عَرَضَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا فَعِندَ ٱللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٞۚ كَذَٰلِكَ كُنتُم مِّن قَبۡلُ فَمَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡكُمۡ فَتَبَيَّنُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٗا٩٤﴾ [۳۳] چیست؟
در مورد عتاب خداوند به بعضى از اصحاب پیغمبر که بدون تحقیق، شخصى را که به آنها سلام کرده بود، کشتند به این گمان که آن شخص کافر است و فقط براى حفظ جان خود به آنها سلام کرده است.
امام بخاری و ترمذی و حاکم و دیگران از ابن عباسب روایت کردهاند: مردی از قبیلهی بنی سلیم در حالی که گوسفندی در جلو داشت، از کنار تعدادی از یاران پیامبر عبور کرد و بر آنها سلام کرد، آنها گفتند: بر ما سلام نکرده مگر بخاطر اینکه از دست ما جان سالم به در ببرد. بر او هجوم کردند و او را کشتند و با گوسفند او به نزد پیامبر آمدند، که این آیه نازل شد.
جملهی ﴿غَيۡرُ أُوْلِي ٱلضَّرَرِ﴾ در آیهی: ۹۵ سورهی نساء: ﴿لَّا يَسۡتَوِي ٱلۡقَٰعِدُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ غَيۡرُ أُوْلِي ٱلضَّرَرِ وَٱلۡمُجَٰهِدُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡۚ فَضَّلَ ٱللَّهُ ٱلۡمُجَٰهِدِينَ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ عَلَى ٱلۡقَٰعِدِينَ دَرَجَةٗۚ وَكُلّٗا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ وَفَضَّلَ ٱللَّهُ ٱلۡمُجَٰهِدِينَ عَلَى ٱلۡقَٰعِدِينَ أَجۡرًا عَظِيمٗا٩٥﴾ [۳۴] بخاطر چه کسی نازل شد؟
[۳۳] ای کسانیکه ایمان آوردهاید! هنگامیکه در راه الله (برای جهاد) رهسپار شدید، پس بررسی کنید، و به کسیکه بر شما سلام کرد (و اظهار صلح و اسلام نمود) نگویید: «مؤمن نیستی» تا اینکه (غنایم و) سرمایهی ناپایدار دنیا به دست آورید، زیرا غنیمتهای بسیاری (برای شما) نزد الله است، شما نیز پیش از این چنین بودید، آنگاه الله بر شما منت گذارد (و هدایت شدید) بنابراین بررسی کنید، که هر آیینه الله به آنچه انجام میدهید؛ آگاه است. [۳۴] (هرگز) مؤمنانی که بدون بیماری و آسیب، از جهاد باز نشستند، با مجاهدانی که در راه الله با مال و جان خود جهاد کردند، یکسان نیستند، الله کسانی را که با مال و جانشان جهاد کردند؛ بر بازنشستگان (= ترک کنندگان جهاد باعذر) مرتبه برتری بخشیدهاست، و الله به هر یک (از آنها) و عدهی نیکو (= بهشت) دادهاست. و الله مجاهدان را بر قاعدان (= بازنشستگان)با پاداشی بزرگ برتری بخشیدهاست.
امام بخاری از براءس روایت میکند: زمانی که آیهی: ﴿لَّا يَسۡتَوِي ٱلۡقَٰعِدُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾ نازل شد، پیامبر ج گفتند: «فلانی را صدا بزنید» آن شخص در حالی که با خود دوات و لوحهای داشت، آمد به او گفت: این آیه را بنویس. ام مکتوم پشت سر پیامبر بود، گفت: من نابینا هستم تکلیف من چیست؟ که بخاطر او آیه چنین نازل شد: ﴿لَّا يَسۡتَوِي ٱلۡقَٰعِدُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ غَيۡرُ أُوْلِي ٱلضَّرَرِ﴾.
سبب نزول آیهی ۹۷ سورهی نساء: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ تَوَفَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ ظَالِمِيٓ أَنفُسِهِمۡ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمۡۖ قَالُواْ كُنَّا مُسۡتَضۡعَفِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ قَالُوٓاْ أَلَمۡ تَكُنۡ أَرۡضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةٗ فَتُهَاجِرُواْ فِيهَاۚ فَأُوْلَٰٓئِكَ مَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُۖ وَسَآءَتۡ مَصِيرًا٩٧﴾ [۳۵] اشاره به چه چیزى است؟
در مورد عتاب و سرزنش مسلمانانى که در دیار کفر میباشند و نمیتوانند شریعت اسلام را بر پا دارند و با این حال به دیار اسلام به خاطر دینشان هجرت نمیکنند.
امام بخاری از ابن عباسب روایت میکند: بعضی از مسلمانان در جنگ در لشکر مشرکین بودند و تعداد لشکر مشرکین بر تعداد لشکر مسلمین بیشتر نشان میداد؛ تیری میآمد و یکی از آنها کشته میشد یا ی یکی از آنها مسلمان دیگری را میکشت که این آیه نازل شد.
جملهی ﴿وَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ إِن كَانَ بِكُمۡ أَذٗى مِّن مَّطَرٍ أَوۡ كُنتُم مَّرۡضَىٰٓ﴾ در آیهی ۱۰۲ سورهی نساء: ﴿وَإِذَا كُنتَ فِيهِمۡ فَأَقَمۡتَ لَهُمُ ٱلصَّلَوٰةَ فَلۡتَقُمۡ طَآئِفَةٞ مِّنۡهُم مَّعَكَ وَلۡيَأۡخُذُوٓاْ أَسۡلِحَتَهُمۡۖ فَإِذَا سَجَدُواْ فَلۡيَكُونُواْ مِن وَرَآئِكُمۡ وَلۡتَأۡتِ طَآئِفَةٌ أُخۡرَىٰ لَمۡ يُصَلُّواْ فَلۡيُصَلُّواْ مَعَكَ وَلۡيَأۡخُذُواْ حِذۡرَهُمۡ وَأَسۡلِحَتَهُمۡۗ وَدَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَوۡ تَغۡفُلُونَ عَنۡ أَسۡلِحَتِكُمۡ وَأَمۡتِعَتِكُمۡ فَيَمِيلُونَ عَلَيۡكُم مَّيۡلَةٗ وَٰحِدَةٗۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ إِن كَانَ بِكُمۡ أَذٗى مِّن مَّطَرٍ أَوۡ كُنتُم مَّرۡضَىٰٓ أَن تَضَعُوٓاْ أَسۡلِحَتَكُمۡۖ وَخُذُواْ حِذۡرَكُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ أَعَدَّ لِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٗا مُّهِينٗا١٠٢﴾ [۳۶] در مورد چه کسی نازل شده است؟
[۳۵] همانا کسانیکه فرشتگان جانشان را گرفتند در حالیکه به خویشتن ستم کرده بودند (فرشتگان) به آنان گفتند: شما در چه حالی بودید؟ گفتند: «ما در زمین مستضعف بودیم» (فرشتگان) گفتند: «مگر سر زمین خدا، پهناور نبود که در آن مهاجرت کنید؟» بنابراین جایگاهشان دوزخ است و بدجایی است. [۳۶] و چون (وقت خوف) در میان آنها باشی، و برای آنها نماز بر پا کردی، باید دستهای از آنها با تو (به نماز) بایستند، و باید سلاحهایشان را با خود برگیرند. و چون سجده کردند (و نماز را تمام نمودند) باید (دسته دوم) پشت سرتان باشند، و باید آن دستهای که نماز نخواندهاند؛ بیایند و با تو نماز بخوانند، و باید آنها احتیاط کنند و سلاحهایشان را (در نماز) با خود بگیرند، (زیرا) کافران آرزو دارند که شما از سلاحهای و متاعهای خود غافل شوید؛ پس یکباره بر شما یورش برند([ ])، و اگر برای شما از باران رنجی بود و بیمار (و مجروح) بودید؛ بر شما گناهی نیست (و مانعی ندارد) که سلاحهای خود را (بر زمین) بگذارید، ولی (وسایل دفاعی و) احتیاط خود را بر گیرید. همانا الله برای کافران عذابی خوارکننده آماده کردهاست.
امام بخاری از ابن عباس روایت میکند که این آیه در زمانی که عبدالرحمن بن عوف زخمی شده بود، نازل گردید.
سبب نزول آیهی ۱۲۷ سورهی نساء: ﴿وَيَسۡتَفۡتُونَكَ فِي ٱلنِّسَآءِۖ قُلِ ٱللَّهُ يُفۡتِيكُمۡ فِيهِنَّ وَمَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ فِي يَتَٰمَى ٱلنِّسَآءِ ٱلَّٰتِي لَا تُؤۡتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرۡغَبُونَ أَن تَنكِحُوهُنَّ وَٱلۡمُسۡتَضۡعَفِينَ مِنَ ٱلۡوِلۡدَٰنِ وَأَن تَقُومُواْ لِلۡيَتَٰمَىٰ بِٱلۡقِسۡطِۚ وَمَا تَفۡعَلُواْ مِنۡ خَيۡرٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِهِۦ عَلِيمٗا١٢٧﴾ [۳۷] اشاره به چه چیزى است؟
[۳۷] از تو (ای پیامبر) دربارهی زنان فتوا میخواهند، بگو: الله درباره آنان به شما فتوا میدهد و (همچنین) آنچه در کتاب (= قرآن کریم) بر شما خوانده میشود؛ دربارهی زنان یتیمی که آنچه را که برای آنان مقرر شدهاست (از مهر و میراث و حقوق) به آنها نمیدهید و میخواهید که با آنها ازدواج کنید. و (نیز به شما توصیه میکند و فتوا میدهد در مورد) کودکان صغیر ناتوان، و اینکه با یتیمان به عدالت رفتار کنید. و آنچه از نیکیها انجام میدهید، الله به آن آگاه است.
امام بخاری از عایشهل روایت میکند که این آیه در مورد مردی نازل شد که دختر یتیمی در نزد او بوده و او سرپرستش بود که در مال او شریک شد حتی در نشانه کردن حیوانات و میل دارد با او ازدواج کند و دوست ندارد او را به ازدواج مرد دیگری در آورد و خود را در مال او شریک میکند تا را ه را بر او تنگ نماید.
آیهی کلاله (۱۷۶) در سورهی نساء: ﴿يَسۡتَفۡتُونَكَ قُلِ ٱللَّهُ يُفۡتِيكُمۡ فِي ٱلۡكَلَٰلَةِۚ إِنِ ٱمۡرُؤٌاْ هَلَكَ لَيۡسَ لَهُۥ وَلَدٞ وَلَهُۥٓ أُخۡتٞ فَلَهَا نِصۡفُ مَا تَرَكَۚ وَهُوَ يَرِثُهَآ إِن لَّمۡ يَكُن لَّهَا وَلَدٞۚ فَإِن كَانَتَا ٱثۡنَتَيۡنِ فَلَهُمَا ٱلثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَۚ وَإِن كَانُوٓاْ إِخۡوَةٗ رِّجَالٗا وَنِسَآءٗ فَلِلذَّكَرِ مِثۡلُ حَظِّ ٱلۡأُنثَيَيۡنِۗ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمۡ أَن تَضِلُّواْۗ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمُۢ١٧٦﴾ [۳۸] در مورد چه کسی نازل شده است؟
[۳۸] از تو (دربارهی کلاله= مرده نه فرزند دارد نه پدر) فتوا میخواهند، بگو: «الله در (بارهی) کلاله برای شما فتوی میدهد، اگر مردی بمیرد که فرزند نداشته باشد و برای او خواهری باشد، نصف اموالی را که به جا گذاشته، برای او است. و او تمام مال خواهر را به ارث میبرد، (اگر خواهر بمیرد) در صورتی که فرزند نداشته باشد، و چنانچه دو (خواهرش) باقی باشند؛ دو سوم ترکه را میبرند و اگر چندین مردان و زنانی برادر و خواهر باشند برای هر مرد دو برابر سهم زن خواهد بود، الله (احکام خویش را) برای شما بیان میکند تا گمراه نشوید، و الله به همه چیز داناست».
امام نسایی از طریق ابوزبیر از جابر روایت میکند، گفت: نزد الله شکایت میکردم، پیامبر وارد شد به ایشان گفتم: برای خواهرانم به یک سوم مال خود وصیت کنم؟ گفتند: «نیکتر» گفتم: نصف؟ گفتند: «بهتر» سپس بیرون رفتند دوباره برگشتند و گفتند: «گمان نمیبرم که در این درد و بیماری وفات کنی و الله تعالی در مورد خواهرانت مسئله را بیان کرده و آن دو سوم میباشد.» جابر میگوید: آیهی کلاله در مورد من نازل شده است.
سبب نزول آیهی: ۶ سورهی مائده: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا قُمۡتُمۡ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ فَٱغۡسِلُواْ وُجُوهَكُمۡ وَأَيۡدِيَكُمۡ إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ وَٱمۡسَحُواْ بِرُءُوسِكُمۡ وَأَرۡجُلَكُمۡ إِلَى ٱلۡكَعۡبَيۡنِۚ وَإِن كُنتُمۡ جُنُبٗا فَٱطَّهَّرُواْۚ وَإِن كُنتُم مَّرۡضَىٰٓ أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوۡ جَآءَ أَحَدٞ مِّنكُم مِّنَ ٱلۡغَآئِطِ أَوۡ لَٰمَسۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَلَمۡ تَجِدُواْ مَآءٗ فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدٗا طَيِّبٗا فَٱمۡسَحُواْ بِوُجُوهِكُمۡ وَأَيۡدِيكُم مِّنۡهُۚ مَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيَجۡعَلَ عَلَيۡكُم مِّنۡ حَرَجٖ وَلَٰكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمۡ وَلِيُتِمَّ نِعۡمَتَهُۥ عَلَيۡكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ٦﴾ [۳۹] در مورد چه چیزی نازل شده است؟
[۳۹] ای کسانیکه ایمان آوردهاید! چون به نماز برخاستید؛ پس صورت خود و دستهایتان را تا آرنج بشویید و سرتان را مسح کنید، و پاهایتان را تا دو قوزک (بشویید) و اگر جنب بودید؛ پس خود را پاک سازید (و غسل کنید)، و اگر بیمار یا مسافر هستید، یا یکی از شما از محل قضای حاجت آمده (= قضای حاجت کرده) یا با زنان (تماس گرفته و) آمیزش کرده باشید، آنگاه آب نیابید؛ پس با خاک پاکی تیمم کنید. و از آن بر صورتتان و دستهایتان بکشید. الله نمیخواهد بر شما دشواری قرار دهد، بلکه میخواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام کند، باشد که شکر گزارید.
امام بخاری از طریق عمرو بن حارث از عبدالرحمن بن قاسم از پدرش از عایشهل روایت میکند، عایشه گفت: گردنبند من در بیابان قبل از مدینه افتاده بود و ما به مدینه وارد شده بودیم؛ پیامبر شتر خود را خواباند و پایین آمد و سرش کنار من گذاشت و خوابید، ابوبکر آمد و مشت محکمی به من زد و گفت بخاطر یک گردنبند ما را نگه داشتهای؟ و بعد صبح شد و پیامبر بیدار شدند و آبی برای وضوء نیافتند پس آیهی ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا قُمۡتُمۡ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ فَٱغۡسِلُواْ وُجُوهَكُمۡ وَأَيۡدِيَكُمۡ إِلَى ٱلۡمَرَافِقِ وَٱمۡسَحُواْ بِرُءُوسِكُمۡ وَأَرۡجُلَكُمۡ إِلَى ٱلۡكَعۡبَيۡنِۚ وَإِن كُنتُمۡ جُنُبٗا فَٱطَّهَّرُواْۚ وَإِن كُنتُم مَّرۡضَىٰٓ أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوۡ جَآءَ أَحَدٞ مِّنكُم مِّنَ ٱلۡغَآئِطِ أَوۡ لَٰمَسۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَلَمۡ تَجِدُواْ مَآءٗ فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدٗا طَيِّبٗا فَٱمۡسَحُواْ بِوُجُوهِكُمۡ وَأَيۡدِيكُم مِّنۡهُۚ مَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيَجۡعَلَ عَلَيۡكُم مِّنۡ حَرَجٖ وَلَٰكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمۡ وَلِيُتِمَّ نِعۡمَتَهُۥ عَلَيۡكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ٦﴾ نازل شد سپس اسید بن حضیر گفت: الله بخاطر خاندان ابوبکر برای مردم برکت ارزانی داشته است.
سبب نزول آیهی: ۴۱ سورهی مائده: ﴿۞يَٰٓأَيُّهَا ٱلرَّسُولُ لَا يَحۡزُنكَ ٱلَّذِينَ يُسَٰرِعُونَ فِي ٱلۡكُفۡرِ مِنَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِأَفۡوَٰهِهِمۡ وَلَمۡ تُؤۡمِن قُلُوبُهُمۡۛ وَمِنَ ٱلَّذِينَ هَادُواْۛ سَمَّٰعُونَ لِلۡكَذِبِ سَمَّٰعُونَ لِقَوۡمٍ ءَاخَرِينَ لَمۡ يَأۡتُوكَۖ يُحَرِّفُونَ ٱلۡكَلِمَ مِنۢ بَعۡدِ مَوَاضِعِهِۦۖ يَقُولُونَ إِنۡ أُوتِيتُمۡ هَٰذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمۡ تُؤۡتَوۡهُ فَٱحۡذَرُواْۚ وَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ فِتۡنَتَهُۥ فَلَن تَمۡلِكَ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ شَيًۡٔاۚ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَمۡ يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمۡۚ لَهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا خِزۡيٞۖ وَلَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٞ٤١﴾ [۴۰] در مورد چه چیزی نازل شده است؟
[۴۰] ای پیامبر! کسانیکه در (راه) کفر شتاب میکنند؛ تو را اندوهگین نسازند، (چه) از کسانیکه به زبانشان میگویند: «ایمان آوردیم» و قلب آنها ایمان نیاورده است و (چه) از کسانیکه یهودی هستند؛ گوش سپردگان به دروغند، و برای گروهی که نزد تو نیامدهاند (برای جاسوسی) گوش فرا میدهند، آنها سخنان (خدا) را از جایگاهشان تحریف میکنند. و (به یکدیگر) میگویند: «اگر این (حکم تحریف شده) به شما داده شد، پس بپذیرید، و اگر آن را به شما داده نشد (از او) دوری کنید». و هر کس که الله گمراهیاش را خواسته باشد، هرگز در برابر الله برای او اختیار نداری (و نمیتوانی از او دفاع نمانی) آنها کسانی هستند که الله نخواسته دلهای شان را پاک کند، برای آنان در دنیا رسوایی و در آخرت برایشان عذاب بزرگی است.
امام احمد و امام مسلم و غیر ایشان از براء بن عازب روایت میکنند، گفت: یک یهودی که چهرهاش را سیاه نموده بودند و شلاق خورده بود از کنار پیامبر عبور دادند، آنها را صدا زدند و گفتند: «در کتاب خود حد زنا را چنین یافتهاید؟» گفتند: بله، یکی از عالمان، آنها را خواست و به او گفت: «به آن خدایی که تورات را بر موسی نازل کرده تو را قسم میدهم آیا حد زنا را در کتاب خود، چنین یافتهاید؟» گفت: نه، به الله قسم اگر چنین مرا قسم نمیدادی، نمیگفتم، حد زنا در کتاب ما رجم و سنگ سار است و لیکن زنا در طبقهی اشراف ما زیاد شد، ما در مورد اشراف خود حد را ترک میکردیم و در مورد ضعیفان آن را اجرا میکردیم، بر این شدیم تا اینکه حدی را جایگزین نماییم که بر اشراف و ضعیفان اجرا کنیم، بر سیاه کردن روی و شلاق زدن به توافق رسیدیم. رسول الله ج گفتند: «بار الهی همانا من اولین کسی هستم که امر و فرمان تو را بعد از اینکه آن را ترک کرده بودند، احیا میکنم.» پیامبر دستور سنگسار دادند و سنگسارش کردند و این آیه نازل شد.
سبب نزول آیهی: ۱۰۱ سورهی مائده: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَسَۡٔلُواْ عَنۡ أَشۡيَآءَ إِن تُبۡدَ لَكُمۡ تَسُؤۡكُمۡ وَإِن تَسَۡٔلُواْ عَنۡهَا حِينَ يُنَزَّلُ ٱلۡقُرۡءَانُ تُبۡدَ لَكُمۡ عَفَا ٱللَّهُ عَنۡهَاۗ وَٱللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٞ١٠١﴾ [۴۱] در مورد چه چیزی نازل شده است؟
در مورد عدم سؤال از پیغمبر در مسائل شخصى که ربطى به دین نداشته باشد و فهمیدنش براى شخص ضرر داشته باشد.
امام بخاری از انس بن مالک روایت میکند؛ گفت: پیامبر ج خطبه میخواندند، مردی بلند شد و گفت: پدر من کیست؟ فرموند: فلانی. و این آیه نازل شد.
سبب نزول آیهی: ۵۲ سورهی انعام: ﴿وَلَا تَطۡرُدِ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰةِ وَٱلۡعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجۡهَهُۥۖ مَا عَلَيۡكَ مِنۡ حِسَابِهِم مِّن شَيۡءٖ وَمَا مِنۡ حِسَابِكَ عَلَيۡهِم مِّن شَيۡءٖ فَتَطۡرُدَهُمۡ فَتَكُونَ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ٥٢﴾ [۴۲] در مورد چه چیزی نازل شده است؟
[۴۱] ای کسانیکه ایمان آوردهاید! از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد، شما را اندوهگین کند و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال کنید برای شما آشکار میشود الله از آنها عفو کرده است و الله آمرزندهی بردبار است. [۴۲] و کسانی را که صبح و شام پروردگارشان را میخوانند (و) خشنودی او را میخواهند (از خود) دور مکن، نه چیزی از حساب آنها بر توست و نه چیزی از حساب تو بر آنها؛ پس اگر آنها را طرد کنی از ستمکاران خواهی بود.
ابن حبان و حاکم از سعد بن ابی وقاص روایت میکنند: این آیه در مورد شش نفر نازل شد: من، عبدالله بن مسعود و چهار نفر دیگر. به پیامبر گفتند: آنها را از خود دور ساز ما شرم میکنیم مانند آنها دنباله رو تو باشیم؛ الله میداند چیزی در دل رسول الله ج گذر کرد که این آیه نازل شد.
سبب نزول آیهی: ۱ سورهی انفال: ﴿يَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡأَنفَالِۖ قُلِ ٱلۡأَنفَالُ لِلَّهِ وَٱلرَّسُولِۖ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَصۡلِحُواْ ذَاتَ بَيۡنِكُمۡۖ وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ١﴾ [۴۳] در مورد چه چیزی نازل شده است؟
[۴۳] از تو در بارۀ انفال (= غنایم) سوال میکنند، بگو: «انفال از آنِ الله و پیامبر است، پس از الله بترسید؛ و میان خودتان را اصلاح کنید، و خدا و پیامبرش را اطاعت کنید؛ اگر ایمان دارید.
امام احمد از سعد بن ابی وقاص روایت میکند: در روز بدر، برادرم عمیر کشته شده بود در برابرش سعید بن عاص را کشتم و شمشیرش را برداشتم و آن شمشیر را نزد پیامبر آوردم، ایشان گفتند: «برو و آنچه در دست داری بیانداز» برگشتم و الله میداند که چه غوغایی در درونم بود بخاطر اینکه برادرم کشته شده بود؛ مدت زمان زیادی نگذشته بود که سورهی انفال نازل شد و پیامبر ج فرمود: «برو و شمشیر خود را بردار».
آیهی: ۹ سورهی انفال: ﴿إِذۡ تَسۡتَغِيثُونَ رَبَّكُمۡ فَٱسۡتَجَابَ لَكُمۡ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلۡفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُرۡدِفِينَ٩﴾ [۴۴] در جواب کدام جنگ و کدام دعای پیامبر نازل شده است؟
در جنگ بدر و دعاى: بار الهی آنچه به من وعده داده ای بر آورده ساز، ای الله اگر این گروه از اهل اسلام نابود شود در زمین عبادت کنندهای نخواهد بود.
امام ترمذی از عمر بن الخطاب س روایت میکند: پیامبر ج به مشرکین نگاه نمود در حالی که آنها هزار نفر بودند و یارن او سیصد و چند ده نفر بودند. رو به قبله نموده و دستش را بلند نمود و با پروردگارش بلند خواند: «بار الهی آنچه به من وعده دادهای بر آورده ساز، ای الله اگر این گروه از اهل اسلام نابود شود در زمین عبادت کنندهای نخواهد بود.» به استمرار در مناجات با پروردگارش بود و دستانش بلند بود و رو به قبله ایستاد تا اینکه ردایش افتاد؛ ابوبکر آمد و ردایش را برداشت و بر شانهی ایشان انداخت و در پشت سر ایشان ایستاد و گفت: ای نبی الله خواندن پروردگارت کافی است همانا او آنچه را که به تو وعده داده برآورده خواهد نمود که این آیه نازل شد.
که آیه ﴿وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمۡ وَأَنتَ فِيهِمۡۚ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ مُعَذِّبَهُمۡ وَهُمۡ يَسۡتَغۡفِرُونَ٣٣﴾ [الأنفال: ۳۳] نازل شد.
این سخن چه کسی است که در آیهی: ۳۲ سورهی انفال: ﴿وَإِذۡ قَالُواْ ٱللَّهُمَّ إِن كَانَ هَٰذَا هُوَ ٱلۡحَقَّ مِنۡ عِندِكَ فَأَمۡطِرۡ عَلَيۡنَا حِجَارَةٗ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ أَوِ ٱئۡتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٖ٣٢﴾ [۴۵] آمده است؟
[۴۴] (بیاد آورید) هنگامیکه از پروردگارتان (فریاد و) یاری میخواستید، پس او (خواستۀ) شما را پذیرفت. (و فرمود:) «من شما را با یک هزار از فرشتگان، که پیاپی فرود میآیند، یاری میکنم.» [۴۵] و (به یاد آور) آنگاه که گفتند: «پروردگارا! اگر این (قرآن) حق است و از جانب توست، پس از آسمان سنگی بر ما بباران، یا عذاب دردناکی بر ما بفرست».
امام بخاری از انس روایت میکند؛ گفت: ابوجهل بن هشام گفت: ای الله، اگر این دین حق است و از طرف تو میباشد، از آسمان بر ما سنگ ببار و یا ما را دچارعذاب دردناکی بگردان.
آیات: ۶۷ و ۶۸ و ۶۹ سورهی انفال: ﴿مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُۥٓ أَسۡرَىٰ حَتَّىٰ يُثۡخِنَ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ تُرِيدُونَ عَرَضَ ٱلدُّنۡيَا وَٱللَّهُ يُرِيدُ ٱلۡأٓخِرَةَۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٞ٦٧ لَّوۡلَا كِتَٰبٞ مِّنَ ٱللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمۡ فِيمَآ أَخَذۡتُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ٦٨ فَكُلُواْ مِمَّا غَنِمۡتُمۡ حَلَٰلٗا طَيِّبٗاۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٦٩﴾ [۴۶] در مورد چه چیزی نازل شده است؟
[۴۶] هیچ پیامبری را سزاوار نیست که اسیرانی داشته باشد؛ تا آنکه در زمین کشتار بسیار کند، شما (با گرفتن فدیه از اسیران) متاع دنیا را میخواهید و الله (سرای) آخرت را (برای شما) میخواهد و الله پیروزمند حکیم است. ﴿۶۷﴾ اگر حکم پیشین الهی نبود (که غنیمت و فدیهی اسیر حلال است)، قطعاً در آنچه گرفتید، عذاب بزرگی به شما میرسید. ﴿۶۸﴾ پس از آنچه غنیمت گرفتهاید، حلال پاکیزه بخورید و از الله بترسید، همانا الله آمرزندۀ مهربان است. البته این آیات بعد از مشورت رسول خدا ج با اصحاب در مورد اسیران و عدم قبول رأی عمرس و پذیرفتن رأی ابوبکرس و در تأیید رأی عمرس نازل شد. داستان آن معروف است و امام مسلم در صحیح خود آن را ذکر کرده است. (مصحح)
امام ترمذی از ابوهریره روایت میکند؛ پیامبر ج گفتند: برای هیچ یک از سران و بزرگان اقوام و امت قبل از شما غنایم جنگی حلال نبوده، آتشی از آسمان میآمده و آن را ازبین میبرده و زمانی که روز جنگ بدر بود در مورد غنیمتهای جنگی چنین شد قبل از اینکه حلال شود تا اینکه الله این آیهی ﴿لَّوۡلَا كِتَٰبٞ مِّنَ ٱللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمۡ فِيمَآ أَخَذۡتُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ٦٨﴾ را نازل نمودند.
سبب نزول آیات: ۱۷، ۱۸ و ۱۹ سورهی توبه: ﴿مَا كَانَ لِلۡمُشۡرِكِينَ أَن يَعۡمُرُواْ مَسَٰجِدَ ٱللَّهِ شَٰهِدِينَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِم بِٱلۡكُفۡرِۚ أُوْلَٰٓئِكَ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ وَفِي ٱلنَّارِ هُمۡ خَٰلِدُونَ١٧ إِنَّمَا يَعۡمُرُ مَسَٰجِدَ ٱللَّهِ مَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَأَقَامَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَى ٱلزَّكَوٰةَ وَلَمۡ يَخۡشَ إِلَّا ٱللَّهَۖ فَعَسَىٰٓ أُوْلَٰٓئِكَ أَن يَكُونُواْ مِنَ ٱلۡمُهۡتَدِينَ١٨ ۞أَجَعَلۡتُمۡ سِقَايَةَ ٱلۡحَآجِّ وَعِمَارَةَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ كَمَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَجَٰهَدَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۚ لَا يَسۡتَوُۥنَ عِندَ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ١٩﴾ [۴۷] در مورد چه چیزی نازل شده است؟
[۴۷] مشرکان را (سزاوار) نیست، که مساجد الله را آباد کنند، در حالیکه به کفر خویش گواهی میدهند، آنها اعمالشان نابود (و حبط) شده و در آتش (جهنم) جاودانه خواهند ماند. ﴿۱۷﴾ مساجد الله را فقط کسی آباد میکند که به الله و روز آخرت ایمان آورده، و نماز را بر پا دارد، و زکات را بدهد، و جز از الله نترسد، امید است که اینان از هدایت یا فتگان باشند. ﴿۱۸﴾ آیا آب دادن به حجاج، و آباد ساختن مسجد الحرام را، همچون (عمل) کسیکه به الله و روز قیامت ایمان آورده، و در راه الله جهاد کرده است، برابر میگیرید؟! (خیر، آنها) نزد الله برابر نیستند، و الله گروه ستمکاران را هدایت نمیکند.
امام مسلم و ابن حبان و ابو داود از نعمان بن بشیر روایت میکنند که گفته: من با تعدادی از صحابه نزد منبر رسول الله ج نشسته بودیم، یکی از اصحاب گفت: هیچ باکی ندارم که بعد از اسلام هیچ عملی انجام ندهم بجز اینکه حاجیها را آب دهم و دیگری گفت: بلکه رسیدن به امور کعبه و دیگری گفت: بلکه جهاد در راه الله از این چیزهایی که شما گفتید بهتر است. عمرس آنها را نهیب زد و گفت: صدای خود را در نزد منبر رسول الله ج بالا نبرید. و آن روز جمعه بود، زمانی که نماز خواندیم به نزد رسول الله ج آمدم و درمورد این مسایل که با هم اختلاف کرده بودند از ایشان پرسیدم که الله تعالی این آیه را نازل نمود.
سبب نزول آیهی: ۵۸ سورهی توبه: ﴿وَمِنۡهُم مَّن يَلۡمِزُكَ فِي ٱلصَّدَقَٰتِ فَإِنۡ أُعۡطُواْ مِنۡهَا رَضُواْ وَإِن لَّمۡ يُعۡطَوۡاْ مِنۡهَآ إِذَا هُمۡ يَسۡخَطُونَ٥٨﴾ [۴۸] چیست؟
شخصی بر تقسیم غنایم پیامبر ایراد گرفت که این آیه نازل شد.
امام بخاری از ابوسعید خدری روایت میکند که گفته: موقعی که رسول الله ج داشتند چیزی را تقسیم میکردند، شخصی که دارای خاصره کوچکی بود آمد و گفت: عدالت کن. پیامبر گفتند: «وای بر تو اگر من عدالت نکنم پس چه کسی میخواهد عدالت کند؟» که این آیه نازل شد.
آیهی: ۷۹ سورهی توبه: ﴿ٱلَّذِينَ يَلۡمِزُونَ ٱلۡمُطَّوِّعِينَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ فِي ٱلصَّدَقَٰتِ وَٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهۡدَهُمۡ فَيَسۡخَرُونَ مِنۡهُمۡ سَخِرَ ٱللَّهُ مِنۡهُمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ٧٩﴾ [۴۹] در مورد چه کسانی نازل شده است؟
[۴۸] و از آنها کسانی هستند که در (تقسیم) صدقات (و غنایم) به تو خرده میگیرند، پس اگر از آن (اموال، بهرهای) به آنها داده شود، راضی میشوند، و اگر از آن (چیزی) داده نشود، فوراً خشم میگیرند. [۴۹] کسانیکه از مؤمنان رغبتکننده (و فرمانبردار) در صدقات (شان) عیبجویی میکنند و کسانی را که جز بهاندازۀ (ناچیز) توانایی خود (چیزی) نمییابند، پس (عیبجوئی و) مسخره شان میکنند، الله آنها را مسخره میکند و برای آنها عذاب دردناکی است.
شیخان از ابومسعود روایت میکنند که گفت: زمانی که آیهی صدقه نازل شده بود هر کسی از ما چیزی را با خود میبردیم، شخصی آمد و مقدار زیادی صدقه داد، گفتند: این برای خود نمایی است و شخص دیگری آمد و یک صاع صدقه داد، گفتند: الله از این صدقه دادن تو بی نیاز است؛ که این آیه نازل شد.
در آیهی: ۸۴ سورهی توبه: ﴿وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰٓ أَحَدٖ مِّنۡهُم مَّاتَ أَبَدٗا وَلَا تَقُمۡ عَلَىٰ قَبۡرِهِۦٓۖ إِنَّهُمۡ كَفَرُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَمَاتُواْ وَهُمۡ فَٰسِقُونَ٨٤﴾ [۵۰] از نماز خواندن بر چه کسانی نهی شده است؟
[۵۰] و هرگز بر هیچ یک از آنها که مرده است، نماز نخوان، و بر (کنار) قبرش نایست، بیگمان آنها به الله و رسولش کافر شدند، و در حالیکه فاسق (و نافرمان) بودند؛ مردند.
امام بخاری و اما مسلم از ابن عمرب روایت میکنند که گفت: زمانی که عبدالله بن ابی وفات کرد، پسرش نزد رسول الله ج آمد از پیامبر درخواست پیراهنش نمود تا اینکه پدرش را در آن کفن نماید. پس به او دادند، سپس درخواست کرد اینکه بر او نماز بخوانند، پیامبر بلند شد که بر او نماز بخواند؛ عمر بلند شد و پیراهن پیامبر را گرفت و گفت: میخواهی بر او نماز بخوانی در حالی که الله نهی کرده از اینکه بر منافقین نماز بخوانی؟ گفتند: «همانا الله مرا مخیر گردانیده و گفته: ﴿ٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ أَوۡ لَا تَسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ إِن تَسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ سَبۡعِينَ مَرَّةٗ﴾ و من بر هفتاد بار میافزایم»، عمرگفت: او منافق است! پس بر او نماز گذاردند که این آیه نازل شد.
پیامبر ج طلب آمرزش برای چه کسی نمود که آیهی: ۱۱۳ سورهی توبه ﴿مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَن يَسۡتَغۡفِرُواْ لِلۡمُشۡرِكِينَ وَلَوۡ كَانُوٓاْ أُوْلِي قُرۡبَىٰ مِنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ١١٣﴾ [التوبة: ۱۱۳] [۵۱] نازل شد؟
[۵۱] برای پیامبر و کسانیکه ایمان آوردند (شایسته) نبود که برای مشرکان طلب آمرزش کنند، -هر چند از نزدیکانشان باشند- بعد از آنکه برای آنها روشن شد که آنها اهل دوزخند.
شیخان از طریق سعید بن مسیب از پدرش روایت میکنند؛ گفت: زمانی که ابوطالب در بیماری موت بود، رسول الله ج نزد او آمد در حالی که ابوجهل و عبدالله بن ابی امیه آنجا بودند؛ پیامبر ج گفتند: «ای عمو بگو لا اله الا الله تا اینکه بوسیلهی آن نزد الله دلیل و حجت بیاورم». ابوجهل و عبدالله بن ابی امیه گفتند: ای ابوطالب آیا میخواهی از دین عبدالمطلب بر بگردی همینطور آنها با او در مورد دین عبدالمطلب صحبت کردند تا اینکه وفات کرد. پیامبر ج گفت: «طلب آمرزش میکنم برای تو تا زمانی که از آن منع نشوم» تا اینکه این آیه نازل شد.
آیهی: ۱۱۷ سورهی توبه: ﴿لَّقَد تَّابَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلنَّبِيِّ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ وَٱلۡأَنصَارِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ ٱلۡعُسۡرَةِ مِنۢ بَعۡدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٖ مِّنۡهُمۡ ثُمَّ تَابَ عَلَيۡهِمۡۚ إِنَّهُۥ بِهِمۡ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ١١٧﴾ [۵۲] در مورد قبول شدن توبه کدام یک از صحابه نازل شده است؟
امام بخاری و دیگران از کعب بن مالک روایت میکنند، گفته: در هیچ جنگی از پیامبر ج سرپیچی نکردهام مگر جنگ بدر تا اینکه جنگ تبوک شد و این جنگ آخرین جنگ پیامبر بود و به مردم اجازه داد تا اینکه بر بگردند و طولانی شدن آن را یاد آور میشود و در مورد توبه ما، الله تعالی آیهی ﴿لَّقَد تَّابَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلنَّبِيِّ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ﴾ تا ﴿إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ﴾ نازل نمود و آیه ﴿ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَكُونُواْ مَعَ ٱلصَّٰدِقِينَ١١٩﴾ درمورد ما نازل شده است. (و دو نفر دیگر که از جنگ تبوک سرپیجى کردند مرارة بن ربیع و هلال بن أمیة بودند).
سبب نزول آیهی: ۵ سورهی هود: ﴿أَلَآ إِنَّهُمۡ يَثۡنُونَ صُدُورَهُمۡ لِيَسۡتَخۡفُواْ مِنۡهُۚ أَلَا حِينَ يَسۡتَغۡشُونَ ثِيَابَهُمۡ يَعۡلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعۡلِنُونَۚ إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ٥﴾ [۵۳] در مورد چه کسانی نازل شده است؟
[۵۲] قطعاً الله رحمت خود را شامل حال پیامبر و مهاجران و انصار، آنان که در زمان سختی (و تنگدستی) از او پیروی کردند؛ نمود، بعد ازآنکه نزدیک بود، دلهای گروهی از آنها (از حق) منحرف شود، سپس توبهی آنها را پذیرفت، بیگمان او (نسبت) به آنها رؤوف مهربان است. [۵۳] آگاه باشید آنها سینههایشان را خم میکنند (و سرها به هم نزدیک میکنند) تا خود را از او پنهان دارند، آگاه باشید، وقتی که آنها لباسهای خویش را به سر میکشند، (الله) میداند آنچه را (در دل) پنهان میکنند و آنچه را آشکار میسازند، بیتردید او به راز دلها آگاه است.
امام بخاری از ابن عباسب در بارهی این آیه چنین گفت: بعضی از مردم شرم میکردند از اینکه عریان شوند و با همسران خود همخوابی کنند و میگفتند: در آسمان از شرمگاه ما با خبر میشوند، تا اینکه این آیه در مورد آنها نازل شد.
علت نزول آیهی: ۱۱۴ سورهی هود: ﴿وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ طَرَفَيِ ٱلنَّهَارِ وَزُلَفٗا مِّنَ ٱلَّيۡلِۚ إِنَّ ٱلۡحَسَنَٰتِ يُذۡهِبۡنَ ٱلسَّئَِّاتِۚ ذَٰلِكَ ذِكۡرَىٰ لِلذَّٰكِرِينَ١١٤﴾ [۵۴] چیست؟
یکی از صحابه بوسهای بر زنی زد و نزد پیامبر آمد و اظهار پشیمانی نمود که این آیه نازل شد.
امام بخاری و مسلم از ابن مسعودس روایت میکنند: مردی بوسهای به زنی زد، نزد پیامبر ج آمد و ایشان را از عمل خود خبر داد و اظهار پشیمانی نمود و راهنمایی خواست که الله این آیه را نازل نمود. مرد گفت: آیا این در مورد من نازل شده است گفتند: «برای تمام امت من است».
سبب نزول آیهی: ۳ سورهی یوسف: ﴿نَحۡنُ نَقُصُّ عَلَيۡكَ أَحۡسَنَ ٱلۡقَصَصِ بِمَآ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ وَإِن كُنتَ مِن قَبۡلِهِۦ لَمِنَ ٱلۡغَٰفِلِينَ٣﴾ [۵۵] در مورد چه کسانی نازل شده است؟
[۵۴] و (ای پیامبر!) در دو طرف روز، و ساعاتی از شب، نماز را بر پادار، بیشک نیکیها بدیها را از بین میبرند، این پندی برای پند پذیران است. [۵۵] (ای پیامبر!) ما بهترین داستانها را با وحی کردن این قرآن بر تو بازگو میکنیم، و مسلماً تو پیش از آن از بیخبران بودی (و آگاهی نداشتی).
حاکم و غیر از ایشان از سعد بن ابی وقاص روایت کرده اند، گفت: قرآن بر پیامبر ج نازل شده و مدت زمانی بود که بر مردم تلاوت میکردند، بعضی از مردم گفتند: اگر برای ما صحبت میکردی بهتربود. که این آیه نازل شد.
علت نزول آیهی: ۵۶ سورهی اسراء: ﴿قُلِ ٱدۡعُواْ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُم مِّن دُونِهِۦ فَلَا يَمۡلِكُونَ كَشۡفَ ٱلضُّرِّ عَنكُمۡ وَلَا تَحۡوِيلًا٥٦﴾ [۵۶] چیست؟
بعضی از مردم جنیان را عبادت میکردند و آن جنیان مسلمان شدند که این آیه نازل شد.
امام بخاری و دیگران از ابن مسعود روایت کردهاند که گفته: بعضی از مردم تعدادی از جنیان را عبادت میکردند آن دسته از جنیان مسلمان شدند ولی آن مردم بر دین خود ماندند که این آیه نازل شد.
سبب نزول آیهی: ۸۵ سورهی اسراء: ﴿وَيَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلرُّوحِۖ قُلِ ٱلرُّوحُ مِنۡ أَمۡرِ رَبِّي وَمَآ أُوتِيتُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ إِلَّا قَلِيلٗا٨٥﴾ [۵۷] چیست؟
[۵۶] (ای پیامبر!) بگو: «کسانی را که به جای او (معبود خود) میپندارید؛ بخوانید، پس آنها نه میتوانند بلا (و مشکلی) را از شما دورسازند، و نه تغییر دهند. [۵۷] و (ای پیامبر!) از تو دربارهی روح سؤال میکنند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است، و جز اندکی از دانش به شما داده نشده است».
امام بخاری از ابن مسعودس روایت میکند، گفت: من با پیامبر ج در مدینه راه میرفتیم در حالی که ایشان بر شاخهی بدون برگ خرما تکیه زده بودند بر تعدادی از یهودیان گذر نمود، بعضی از آنها گفتند: خوب است که سئوالی بپرسیم، گفتند: در مورد روح برای ما بگو. برای چند لحظهای بلند شدند و سر خود را بالا بردند. دانستم که بر ایشان وحی نازل میشود تا اینکه فرشتهی وحی رفت سپس این آیه را تلاوت نمودند.
در چه موقع آیهی: ۱۱۰ سورهی اسراء: ﴿قُلِ ٱدۡعُواْ ٱللَّهَ أَوِ ٱدۡعُواْ ٱلرَّحۡمَٰنَۖ أَيّٗا مَّا تَدۡعُواْ فَلَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ وَلَا تَجۡهَرۡ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتۡ بِهَا وَٱبۡتَغِ بَيۡنَ ذَٰلِكَ سَبِيلٗا١١٠﴾ [۵۸] نازل شد؟
[۵۸] بگو: «الله» را بخوانید یا «رحمان» را بخوانید، هر کدام را بخوانید، پس (فرقی ندارد) برای او نامهای نیکوست، و نمازت را نه زیاد بلند بخوان، و نه آنرا خیلی آهسته بخوان، و میان آن دو؛ راهی (معتدل) برگزین.
امام بخاری و دیگران از ابن عباسب در مورد «و لا تجهر» گفت: این آیه زمانی نازل شده است که رسول الله ج در مکه مخفی بودند موقعی که با یاران خود نماز گذارد موقع قرائت قرآن صدای خود را بالا بردند، وقتی که مشرکین قرآن را شنیدند، شروع به فحش و ناسزا دادن به قرآن کردند، چه کسی نازل کرده.. و چه کسی آن را آورده.. که این آیه نازل شد.
سبب نزول آیهی ۶۴ سورهی مریم: ﴿وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمۡرِ رَبِّكَۖ لَهُۥ مَا بَيۡنَ أَيۡدِينَا وَمَا خَلۡفَنَا وَمَا بَيۡنَ ذَٰلِكَۚ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيّٗا٦٤﴾ [۵۹] چیست؟
[۵۹] و (جبرئیل به پیامبر عرض کرد:) (ما فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت نازل نمیشویم، (آگاهی از) آنچه پیش روی ما، و آنچه پشت سرما، و آنچه میان این دو است، (همه) از آنِ اوست، و پروردگارت هرگز فراموشکار نیست.
امام بخاری از ابن عباسب روایت کرده، گفت: رسول الله ج به جبرئیل گفتند: «چه چیز مانع میشود از اینکه بیشتر ما را ملاقات بکنی؟» که این آیه نازل شد.
آیهی: ۷۷ سورهی مریم: ﴿أَفَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي كَفَرَ بَِٔايَٰتِنَا وَقَالَ لَأُوتَيَنَّ مَالٗا وَوَلَدًا٧٧﴾ [۶۰] در مورد چه کسی نازل شده است؟
[۶۰] آیا کسی را دیدهای به آیات ما کافر شد، و گفت: «قطعاً مال و فرزند (فراوانی) به من داده خواهد شد»؟!
امام بخاری و مسلم و دیگران از خباب بن ارت س روایت میکنند، گفت: به نزد عاص بن وائل سهمی رفتم برای اینکه طلبی که داشتم از او بگیرم. او گفت: به تو نمیدهم تا اینکه به محمد کفر بورزی. گفتم: نه تا اینکه بمیرم و دوباره زنده شوم. سؤال کرد: من هم میمیرم و زنده میشوم؟ گفتم: بله. گفت: پس در اینصورت من آن موقع مال و فرزند دارم و به تو باز پرداخت خواهم کرد. که این آیه نازل شد.
آیهی: ۱۹ سورهی حج: ﴿۞هَٰذَانِ خَصۡمَانِ ٱخۡتَصَمُواْ فِي رَبِّهِمۡۖ فَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ قُطِّعَتۡ لَهُمۡ ثِيَابٞ مِّن نَّارٖ يُصَبُّ مِن فَوۡقِ رُءُوسِهِمُ ٱلۡحَمِيمُ١٩﴾ [۶۱] در مورد چه کسانی نازل شده است؟
[۶۱] این دو (گروه) دشمنان یکدیگرند دربارۀ پروردگارشان (ستیز و) خصومت کردند، پس کسانیکه کافر شدند لباسهایی از آتش برای آنها بریده شده است، از بالای سرشان آب سوزان ریخته میشود. ﴿۱۹﴾ که آنچه در درونشان است و (نیز) پوستهای (شان) با آن گداخته میشود.
امام بخاری و مسلم و دیگران از ابوذرس روایت میکنند که گفت: این آیه در مورد حمزه و عبیده بن حارث و علی بن ابی طالب و عتبه و شیبه دو پسر ربیعه و ولید بن عتبه نازل شده است.
آیات: ۶، ۷ و ۸ سورهی نور: ﴿وَٱلَّذِينَ يَرۡمُونَ أَزۡوَٰجَهُمۡ وَلَمۡ يَكُن لَّهُمۡ شُهَدَآءُ إِلَّآ أَنفُسُهُمۡ فَشَهَٰدَةُ أَحَدِهِمۡ أَرۡبَعُ شَهَٰدَٰتِۢ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ٦ وَٱلۡخَٰمِسَةُ أَنَّ لَعۡنَتَ ٱللَّهِ عَلَيۡهِ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ٧ وَيَدۡرَؤُاْ عَنۡهَا ٱلۡعَذَابَ أَن تَشۡهَدَ أَرۡبَعَ شَهَٰدَٰتِۢ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلۡكَٰذِبِينَ٨﴾ [۶۲] در مورد چه کسی نازل شده است؟
[۶۲] و کسانیکه همسران خود را (به زنا) متهم میکنند، و جز خودشان گواهانی ندارند، پس هر یک از آنها باید چهار مرتبه به نام الله سوگند یاد کنند که او از راستگویان است. ﴿۶﴾ و پنجمین بار (چنین گوید:) که لعنت الله بر او باد؛ اگر از دروغگویان باشد. ﴿۷﴾ و از آن (زن) کیفر (رجم) را دور میکند، (به) آن که چهار بار الله را شاهد بگیرد (و سوگند یاد کند) که او (= شوهرش) از دروغگویان است.
امام بخاری از طریق عکرمه از ابن عباس ب روایت میکند که گفت: هلال ابن امیه در نزد پیامبر ج همسر خود را متهم کرد به اینکه با شریک بن سحماء زنا نموده؛ پیامبر ج گفت: «یا شاهد بیاور یا اینکه حد تهمت بر تو اجرا میشود.» گفت: ای رسول الله زمانی کسی مردی را بر زن خود ببیند آیا میرود دنبال شاهد تا شاهد داشته باشد؟ پیامبر ج گفتند: «یا شاهد یا حد بر تو واجب است»؛ هلال گفت: قسم به ذاتی که تو را مبعوث ساخته من راست میگویم و حتما الله آیهای نازل میکند و مرا از حد بری میسازد. که جبرییل نازل شد و این آیات بر پیامبر نازل شد.
سبب نزول آیات: ۱۱ تا ۲۲ سورهی نور: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ جَآءُو بِٱلۡإِفۡكِ عُصۡبَةٞ مِّنكُمۡۚ لَا تَحۡسَبُوهُ شَرّٗا لَّكُمۖ بَلۡ هُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡۚ لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُم مَّا ٱكۡتَسَبَ مِنَ ٱلۡإِثۡمِۚ وَٱلَّذِي تَوَلَّىٰ كِبۡرَهُۥ مِنۡهُمۡ لَهُۥ عَذَابٌ عَظِيمٞ١١﴾ [۶۳] چیست؟
[۶۳] مسلماً کسانیکه تهمت بزرگ (دربارۀ ام المؤمنین عایشه ل) آوردند، گروهی از خود شما هستند، گمان نکنید که این (ماجرا) برای شما بد است، بلکه آن برای شما خیر است، برای هر کدام از آنها سهمی از گناه است که مرتکب شده است، و کسی از آنان که (بخش) بزرگی (و مهمی) از آن (تهمت) را به عهده داشته است([ ])، برای او عذاب عظیمی است.
امام بخاری و مسلم و دیگران از عایشهل روایت میکنند، گفت: زمانی که رسول الله ج قصد مسافرت میکردند، در بین همسران خود قرعه میانداخت قرعه به اسم هر کدام میافتاد، او را همراه خود میبردند، برای جنگی از جنگها بین ما قرعه انداخت؛ قرعه به اسم من خارج شد و آن جنگ بعد نازل شدن آیهی حجاب بود؛ مرا در کجاوهای حمل نمودند و رفتیم تا اینکه رسول الله ج از جهاد فارغ شدند و برگشتند و به مدینه نزدیک شدیم؛ در شب برای حرکت کردن صدا زدند؛ زمانی که برای حرکت صدا زدند، بلند شدم و رفتم تا اینکه از لشکر دور شدم و قضای حاجت نمودم؛ وقتی خواستم برگردم، متوجه شدم گردنبندم نیست جنسش از مهرهای صدف بود، برگشتم و آن را جستجو کردم. بخاطر این من از قافلهای که مرا با خود حمل میکردند، عقب ماندم و در حالی که آنها فکر میکردند من در کجاوهی خود هستم، آن را بر شتر گذاشته و رفته بودند. عایشهل گفت: زنان در آن زمان سبک وزن بودند، فربه و چاق نبودند و گوشتی نداشتند فقط از غذا، عُلقة (نوعی گیاه که آن را خشک نموده و آرد میکردند و با آب خمیر مینمودند) میخوردند و مردم موقع حرکت اصلا متوجه سنگینی کجاوه نمیشدند؛ زمانی گردنبند خود را پیدا کردم که لشکر رفته بود، آمدم به منزلگاه آنها که نه صدا زنندهای بود و نه جواب دهندهای آنجا بود؛ مکانی که قبلا در آنجا بودم، قصد آنجا را نمودم. فکر کردم مردم متوجه غیبت من میشوند و بر میگردند. هنگامی که من در جای خود نشسته بودم، خواب بر من غلبه کرد و خوابیدم. و صفوان بن معطل سلمی از پشت ارتش را ملازمت میکرد. شب در نزدیک جایگاه من پاسبانی داد تا اینکه صبح شد؛ سیاهی یک انسان خوابیده را دید زمانی که مرا دید، شناخت؛ قبل از حجاب مرا دیده بود با انا لله و انا الیه راجعون گفتن او بیدار شدم؛ زمانی که مرا شناخت با روسری خود صورت خود را پوشیدم؛ به الله قسم نه با او یک کلمه حرف زدم و نه از او یک کلمهای شنیدم جز انا لله و انا الیه راجعون گفتن او و هوی تا اینکه حیوانش را خواباند، دست آن را بست و من سوار بر آن شدم افسار حیوان را گرفت و حرکت کرد تا اینکه به لشکر رسیدیم؛ بعد از گرمازدگی شدید در اول ظهر پیاده شدند پس هلاک شد آن کسانی که هلاک شدند در مورد من. و کسی که این گروه را سرپرستی میکرد، عبدالله بن ابی سلول بود. به مدینه رسیدیم بعد از وارد شدن به مدت یکماه گلایه نمودم و مردم در مورد حرفهای تهمت زنندگان در بلا و سختی بودند و من از چیزی خبر نداشتم تا اینکه بعد از بیماری برخواستم و همراه مادر مسطح برای قضای حاجت بیرون آمدم. مادر مسطح در مدفوع خود لغزید و گفت: صورت مسطح به خاک مالیده شود، به او گفتم: خیلی بد گفتی آیا به شخصی که در جنگ بدر شرکت کرده ناسزا میگویی؟ گفت: ای بی خبر از مکر و شر مردم! مگر نشنیدهای او چه گفته است؟ گفتم: چه گفته؟ مرا از سخنان تهمت زنندگان با خبر ساخت. بیماریای به بیماریم اضافه گشت. زمانی رسول الله ج آمد گفتم: آیا اجازه میدهید نزد پدر و مادرم بروم؟ و میخواستم از طریق آنها از این خبر مطمئن شوم؛ به من اجازه دادند و من نزد پدر و مادرم رفتم؛ به مادرم گفتم: ای مادرم مردم چه میگویند؟ گفت: ای دخترم آسان باد بر تو؛ به الله قسم کمتر زنی است که خوردش نکنند در پیش مردی که او را دوست دارد و برای او هوو و زن شوهر است اغلب اینطور میشود؛ گفتم: پاک و منزه است الله آیا مردم چنین میگویند؟ در آن شب تا صبح گریه کردم اشکم بند نیامد و خواب به چشمم نیامد و در حالی که گریه میکردم، صبح شد و رسول الله ج علی بن ابیطالب و اسامه بن زید را خواست؛ زمانی که وحی وقفه نموده بود در مورد جدایی از زنش با آن دو مشورت نمود اما اسامه به آنچه که از پاکی خانواده او میدانست، شهادت داد و گفت: ای رسول الله او همسر شماست و ما چیزی غیر از خوبی او نمیدانیم و اما علی گفت: الله بر تو تنگ ننموده است و زنان غیر از او بسیارند و اگر از کنیز سؤال بکنی او میداند و پیامبر بریرة را صدا زد و گفت: ای بریرة آیا از عایشه چیز مشکوکی دیده ای؟ او گفت: قسم به ذاتی که تو را مبعوث نمود، ندیدهام مسئلهای هرگز که آن را بپوشانم بیشتر از اینکه دختر بچه کم سنی است که هنگام نان پختن در کنار خمیر خود به خواب میرود و مرغها خمیر او را میخورند. رسول الله ج بر منبر رفتند و از عبدالله بن ابی معذرت خواست و گفتند: «ای جماعت مسلمان آیا کسی که مرا معذور میدارند از مردی که اذیت و آزارش در مورد خانوادهام به من رسیده؟ به الله قسم که من از خانواده خود جز خوبی چیز دیگری نمیدانم...» عایشه گفت: من در آن روز گریه نمودم اشکم بند نیامد و در شب آن روز هم گریه نمودم و اشکم بند نیامد و خواب به چشمم نیامد و پدر و مادرم فکر میکردند که گریه موجب شکافته شدن جگرم شود؛ در حالی که آن دو در کنار من بودند یکی از زنان انصار اجازهی وارد شدن خواست به او اجازه دادم و او همچنین کنار من نشست و همراه من گریه نمود سپس رسول ج داخل شدند و سلام نمودند و نشستند؛ یک ماه گذشته بود و آیهای در مورد من نازل نشده بود، شهادتین را خواندند و گفت: «اما بعد ای عایشه همانا در مورد تو چنین و چنین به من رسیده، اگر بی گناه باشی الله بی گناهی تو را ثابت خواهد کرد و اگر به گناهی نزدیک شدهای پس از الله طلب آمرزش کن و بسوی او رجوع کن، همانا بنده اگر به گناه خود اعتراف کند و توبه کند، الله توبه او را قبول میکند.» زمانی که حرف خود را تمام نمود به پدرم گفتم: در مورد من به رسول الله ج بگو و او گفت: به الله قسم نمیدانم به او چه بگویم. به مادرم گفتم در مورد من به رسول الله ج بگو و او گفت: به الله قسم نمیدانم چه بگویم. و من گفتم در حالی که دختر بچه کوچکی بودم، به الله قسم میدانم که این حرفها را شنیدهاید و در شما اثر نموده و باورتان شده است و اگر بشما بگویم: من بی گناه هستم در حالی که الله به بی گناهی من آگاه است، مرا تصدیق نمیکنید و همانا من هیچ مثالی برای من و شما نمییابم جز اینکه چنانکه پدر یوسف گفت: ﴿فَصَبۡرٞ جَمِيلٞۖ وَٱللَّهُ ٱلۡمُسۡتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ١٨﴾ [يوسف: ۱۸]. سپس بر گشتم و بر رختخواب خود خوابیدم. به الله قسم رسول الله ج از جای خود تکان نخورد و کسی از خانواده خارج نشد تا اینکه الله بر پیامبرش نازل کرد و مانند همیشه که وحی به ایشان نازل میشد، سختی وحی ایشان را فرا گرفت و زمانی که تمام شد اولین کلمهای که گفتند این بود: «ای عایشه مژدگانی بده؛ الله تو را تبرئه نموده» مادرم به من گفت: بلند شو برو نزد ایشان گفتم به الله قسم برای او بلند نمیشوم و تشکر نمیکنم جز از الله؛ اوست که تبرئه مرا نازل کرده است. (و ۱۰ آیهی نازل سورهی نور نازل کردند) ابوبکر گفت: ایشان بخاطر قرابت و فقر مسطح خرجی زندگی به او میدادند: به الله قسم دیگر بعد از اینکه دربارهی عایشهل چنین گفته، خرجی او را نمیدهم تا اینکه آیهی: ۲۲ نازل شد.
آیهی: ۳۳ سورهی نور: ﴿وَلۡيَسۡتَعۡفِفِ ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّىٰ يُغۡنِيَهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦۗ وَٱلَّذِينَ يَبۡتَغُونَ ٱلۡكِتَٰبَ مِمَّا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡ فَكَاتِبُوهُمۡ إِنۡ عَلِمۡتُمۡ فِيهِمۡ خَيۡرٗاۖ وَءَاتُوهُم مِّن مَّالِ ٱللَّهِ ٱلَّذِيٓ ءَاتَىٰكُمۡۚ وَلَا تُكۡرِهُواْ فَتَيَٰتِكُمۡ عَلَى ٱلۡبِغَآءِ إِنۡ أَرَدۡنَ تَحَصُّنٗا لِّتَبۡتَغُواْ عَرَضَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۚ وَمَن يُكۡرِههُّنَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ مِنۢ بَعۡدِ إِكۡرَٰهِهِنَّ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٣٣﴾ [۶۴] در مورد چه کسی نازل شده است؟
[۶۴] و کسانیکه (اسباب و امکانات) ازدواج را نمییابند، باید پاکدامنی پیشه کنند؛ تا الله آنان را از فضل خود بینیاز گرداند و کسانی از بردگانتان که خواستار مکاتبه (= باز خریدن خویش) هستند، پس با آنها قرار داد ببندید، اگر خیر و صلاح در آنها احساس میکنید، و چیزی از مال الله را که به شما داده است؛ به آنها بدهید، و کنیزان خود را که میخواهند پاکدامنی کنند، برای بدست آوردن متاع ناچیز زندگانی دنیا به زنا وادار نکنید، و کسیکه آنها را (بر این کار) مجبور کند، پس بیگمان الله بعد از اجبار آنها (برای آنان) آمرزندۀ مهربان است.
مسلم از طریق ابو سفیان از جابر بن عبدالله روایت میکند، گفت: عبدالله بن ابی کنیزی داشت و به او میگفت: برو و زنا کن و او را به زنا کردن دستور میداد که این آیه نازل شد.
آیهی: ۶۸ سورهی فرقان: ﴿وَٱلَّذِينَ لَا يَدۡعُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ وَلَا يَقۡتُلُونَ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِي حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَلَا يَزۡنُونَۚ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ يَلۡقَ أَثَامٗا٦٨﴾ [۶۵] در تصدیق جواب سؤال چه کسی نازل شد؟
[۶۵] و کسانیکه با الله معبود دیگر را نمیخوانند، و نفسی را که الله (کشتنش را) حرام کرده است، جز به حق نمیکشند، و زنا نمیکنند، و هر کس چنین کند، مجازات گناه (خود) را خواهد دید.
امام بخاری و مسلم از ابن مسعود روایت میکنند، گفت: از رسول الله ج سؤال کردم چه گناهی از همه بزرگتر است؟ گفتند: «اینکه برای الله شریکی قائل شوی در حالی که او تو را آفریده است.» گفتم: دیگر چه؟ گفتند: «اینکه فرزند خود را از ترس اینکه روزی تو را بخورد او را بکشی» گفتم دیگر چه؟ گفتند: «اینکه با زن همسایه زنا کنی» که در تصدیق این کلام این نازل شد.
سبب نزول آیهی: ۵۶ سورهی قصص: ﴿إِنَّكَ لَا تَهۡدِي مَنۡ أَحۡبَبۡتَ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَهۡدِي مَن يَشَآءُۚ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ٥٦﴾ [۶۶] چیست؟
[۶۶] (ای پیامبر!) بیتردید تو هر کس را دوست داری نمیتوانی هدایت کنی، ولی الله هر کس را بخواهد هدایت میکند و او به هدایت شدگان آگاهتر است.
امام مسلم و دیگران از ابوهریره س روایت میکنند، گفت: رسول الله ج به عمویش گفتند: «لا اله الا الله بگو تا روز قیامت برای تو گواهی بدهم» گفت: اگر زنان قریش شایعه پراکنی نمیکردند در مورد من که بگویند از روی ناتوانی اقرار کرده، میگفتم.
آیهی: ۸ سورهی عنکبوت: ﴿وَوَصَّيۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ بِوَٰلِدَيۡهِ حُسۡنٗاۖ وَإِن جَٰهَدَاكَ لِتُشۡرِكَ بِي مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٞ فَلَا تُطِعۡهُمَآۚ إِلَيَّ مَرۡجِعُكُمۡ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٨﴾ [۶۷] در جواب چه کسی نازل شده است؟
[۶۷] و انسان را به نیک رفتاری (نسبت) به پدر و مادرش سفارش کردیم، و اگر آن دو (مشرک باشند و) تلاش کنند که تو چیزی را که به آن علم نداری شریک من قرار دهی، پس از آنان اطاعت نکن، بازگشت شما به سوی من است، آنگاه شما را به آنچه انجام میدادید؛ آگاه خواهم کرد.
امام مسلم و ترمذی و دیگران از سعد بن ابی وقاص روایت میکنند، گفت: مادر سعد گفت: مگر نه این است که الله دستور نیکی به پدر و مادر داده است، به الله قسم غذا نمیخورم و آب نمینوشم تا اینکه بمیرم یا اینکه تو به دین محمد کفر بورزی که این آیه نازل شد.
علت نزول آیهی: ۵ سورهی احزاب: ﴿ٱدۡعُوهُمۡ لِأٓبَآئِهِمۡ هُوَ أَقۡسَطُ عِندَ ٱللَّهِۚ فَإِن لَّمۡ تَعۡلَمُوٓاْ ءَابَآءَهُمۡ فَإِخۡوَٰنُكُمۡ فِي ٱلدِّينِ وَمَوَٰلِيكُمۡۚ وَلَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٞ فِيمَآ أَخۡطَأۡتُم بِهِۦ وَلَٰكِن مَّا تَعَمَّدَتۡ قُلُوبُكُمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمًا٥﴾ [۶۸] چیست؟
[۶۸] آنها (= فرزند خواندهها) را به نام پدرانشان بخوانید که این (کار) نزد الله منصفانهتر است، پس اگر پدرانشان را نمیشناسید، برادران دینی شما، و موالی شما هستند. و در آنچه که (قبلاً) اشتباه کردهاید؛ گناهی بر شما نیست، و لیکن آنچه را که دلهای شما از روی عمد میخواهد (و میگویید، گناه است) و الله آمرزندۀ مهربان است.
امام بخاری از ابن عمرب روایت میکند، گفت: ما به زید بن حارثه میگفتیم: زید بن محمد تا اینکه این آیه نازل شد.
آیهی: ۹ سورهی احزاب: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ إِذۡ جَآءَتۡكُمۡ جُنُودٞ فَأَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ رِيحٗا وَجُنُودٗا لَّمۡ تَرَوۡهَاۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرًا٩﴾ [۶۹] اشاره به کدام نصرت الهی دارد؟
[۶۹] ای کسانیکه ایمان آوردهاید! نعمت الله را بر خود به یاد آورید، هنگامیکه لشکرهایی به سوی شما آمدند، پس ما تند باد (سختی) بر آنها فرستادیم، و لشکرهایی (از فرشتگان) که آنها را نمیدیدید، (و آنها را درهم کوبیدیم) و الله به آنچه انجام میدهید؛ بیناست.
بیهقی در کتاب «الدلائل» از حذیفهس روایت میکند، گفت: شب جنگ احزاب شرکت داشتم ما در حالی که نشسته صف کشیده بودیم، ابوسفیان و دیگر گروههای همراه او بالای سر ما بودند و یهود بنی قریظه پایینتر از ما و ما از اینکه بچههای کوچک به بردگی گرفته شوند میترسیدیم هرگز شبی به این تاریکی ندیده بودیم و باد تندی به این شدت ندیده بودیم، منافقین از پیامبر ج اجازه میخواستند و میگفتند: خانواده ما تنها هستند در حالی که تنها نبودند و کسی نبود که اجازه بگیرد و پیامبر به او اجازه ندهد و یواشکی در میرفتند و ما در حدود سیصد نفر بودیم پیامبر ج نزد تک تک ما میآمد تا اینکه نزد من آمدند و در حالی که هیچ سپری در برابر دشمن و پوششی در برابر سرما نداشتم به من گفتند: «یک اتفاقی در بین دشمن افتاده برو و ببین چه خبر است» رفتم و دیدم که باد یک وجب و از لشکرگاه آنان را نگذاشته بود به الله قسم که من صدای سنگ را در وسایل سفر آنان میشنیدم و باد تندی در بین آنها افتاده بود و آنها را به همدیگر میکوبید و میگفتند: حرکت، حرکت و برگشتم و خبر کوچ آنها را به پیامبر رساندم و الله این آیه را نازل کرد.
سبب نزول آیهی: ۲۸ سورهی احزاب: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيۡنَ أُمَتِّعۡكُنَّ وَأُسَرِّحۡكُنَّ سَرَاحٗا جَمِيلٗا٢٨﴾ [۷۰] چیست؟
[۷۰] ای پیامبر! به همسرانت بگو: «اگر شما زندگی دنیا و زینت آن میخواهید، پس بیایید تا (با هدیۀ مناسب) شما را بهرمند سازم و شما را به طرز نیکوئی رها کنم.
امام مسلم و احمد و نسایی از طریق ابوزبیر از جابر روایت میکنند، گفت: ابوبکرس نزد رسول الله ج آمد و اجازهی ورود خواست؛ به ایشان اجازه ندادند سپس عمر آمد همچنین به ایشان هم اجازه داده نشد و دوباره برای هر دو اجازه خواستند که اجازه دادند و داخل رفتند در حالی که پیامبر ج نشسته و همسران ایشان دور ایشان ساکت نشسته بودند عمر گفت: صحبت بکنید شاید پیامبر ج کمی لبخند بزند و عمر گفت: ای رسول الله دختر زید زن عمر اگر با زور خرجی خود را بخواهد گردنش را میزنم. پیامبر ج لبخندی زد تا اینکه دندان پیشین ایشان پیدا شد و گفتند: «ایشان که اطراف من هستند درخواست خرجی زندگی دارند.» ابوبکر بلند شد رفت به طرف عایشه که او را بزند و عمر هم رفت به طرف حفصه و هر دو چنین گفتند: از پیامبر ج چیزی را میخواهید که وسع آن را ندارد؟. که الله آیهی اختیار نمودن برای زنان پیامبر ج را نازل نمود و پیامبر شروع کرد از طرف عایشه و به او گفتند: «یک مسلئه است آن را به تو متذکر میشوم، دوست ندارم که در مورد آن عجله نمایی با پدر و مادر خود مشورت کن» عایشه گفت: آن چیست؟ پیامبر این آیه را تلاوت نمود؛ عایشهل گفت: آیا در مورد تو با پدر ومادر خود مشورت کنم؛ بلکه الله و رسولش را انتخاب میکنم.
آیهی: ۳۷ سورهی احزاب: ﴿وَإِذۡ تَقُولُ لِلَّذِيٓ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ وَأَنۡعَمۡتَ عَلَيۡهِ أَمۡسِكۡ عَلَيۡكَ زَوۡجَكَ وَٱتَّقِ ٱللَّهَ وَتُخۡفِي فِي نَفۡسِكَ مَا ٱللَّهُ مُبۡدِيهِ وَتَخۡشَى ٱلنَّاسَ وَٱللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخۡشَىٰهُۖ فَلَمَّا قَضَىٰ زَيۡدٞ مِّنۡهَا وَطَرٗا زَوَّجۡنَٰكَهَا لِكَيۡ لَا يَكُونَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ حَرَجٞ فِيٓ أَزۡوَٰجِ أَدۡعِيَآئِهِمۡ إِذَا قَضَوۡاْ مِنۡهُنَّ وَطَرٗاۚ وَكَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ مَفۡعُولٗا٣٧﴾ [۷۱] در مورد چه کسانی نازل شده است؟
[۷۱] و (به یاد بیاور) زمانی را که به آن کسکه الله به او نعمت داده بود و تو (نیز) به او نعمت داده بودی، میگفتی: «همسرت را نگاه دار و از الله بترس» و در دل خود چیزی را پنهان میداشتیکه الله آن را آشکار میکند، و از مردم میترسیدی؛ در حالیکه الله سزاوارتر استکه از او بترسی، پس چون زید (بن حارثه -رضی الله عنه-) از او حاجت خویش بگزارد، (و طلاقش داد) او را به ازدواج تو در آوردیم؛ تا بر مؤمنان در (بارۀ ازدواج با) زنان پسر خواندگانشان هیچ حرجی نباشد؛ هنگامیکه حاجت خویش از او بگزارده (و طلاقشان داده) باشند، و فرمان الله انجام شدنی است.
امام بخاری از انس روایت میکند، گفت: این آیه در مورد زینب بنت جحش و زیدبن حارثه نازل شده است.
سبب نزول آیهی: ۵۳ سورهی احزاب: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدۡخُلُواْ بُيُوتَ ٱلنَّبِيِّ إِلَّآ أَن يُؤۡذَنَ لَكُمۡ إِلَىٰ طَعَامٍ غَيۡرَ نَٰظِرِينَ إِنَىٰهُ وَلَٰكِنۡ إِذَا دُعِيتُمۡ فَٱدۡخُلُواْ فَإِذَا طَعِمۡتُمۡ فَٱنتَشِرُواْ وَلَا مُسۡتَٔۡنِسِينَ لِحَدِيثٍۚ إِنَّ ذَٰلِكُمۡ كَانَ يُؤۡذِي ٱلنَّبِيَّ فَيَسۡتَحۡيِۦ مِنكُمۡۖ وَٱللَّهُ لَا يَسۡتَحۡيِۦ مِنَ ٱلۡحَقِّۚ وَإِذَا سَأَلۡتُمُوهُنَّ مَتَٰعٗا فَسَۡٔلُوهُنَّ مِن وَرَآءِ حِجَابٖۚ ذَٰلِكُمۡ أَطۡهَرُ لِقُلُوبِكُمۡ وَقُلُوبِهِنَّۚ وَمَا كَانَ لَكُمۡ أَن تُؤۡذُواْ رَسُولَ ٱللَّهِ وَلَآ أَن تَنكِحُوٓاْ أَزۡوَٰجَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦٓ أَبَدًاۚ إِنَّ ذَٰلِكُمۡ كَانَ عِندَ ٱللَّهِ عَظِيمًا٥٣﴾ [۷۲] در مورد چه کسانی نازل شده است؟
[۷۲] ای کسانیکه ایمان آوردهاید! به خانههای پیامبر داخل نشوید؛ مگر آنکه برای (صرف) غذا به شما اجازه داده شود، بیآنکه منتظر پخته شدنش باشید، ولی چون دعوت شدید، داخل شوید، پس هنگامیکه غذا خوردید؛ پراکنده شوید، و (بعد از صرف غذا) برای بحث و گفتگو ننشینید، بیگمان این (عمل) پیامبر را آزار میدهد، پس (او) از شما شرم میکند (و چیزی نمیگوید) و الله از (بیان) حق شرم نمیکند، و هنگامیکه چیزی (از وسایل زندگی به عاریت) خواستید، پس از آنان (= زنان پیامبر) از پشت پرده بخواهید، این (کار) برای دلهای شما و دلهای آنان پاکیزهتر است، و شما را نسزد که پیامبر الله را بیازارید، و نه آنکه همسرانش را بعد از او هرگز به همسری گیرید، بیتردید این (کار) نزد الله (گناهی) بزرگ است.
امام بخاری و مسلم از انس روایت میکنند، گفت: زمانی که پیامبر ج با زینب بنت جحش ازدواج نمود، مردم را دعوت نمود و غذا داد سپس نشستند و مشغول حرف زدن شدند. پیامبر ظاهرا برای نماز قیام خود را آماده ساخته بود؛ زمانی که مردم را دید به داخل خانه برگشتند و مردم کم کم رفتند و سه نفر نشسته بودند سپس آنها هم رفتند. من به رسول الله خبر دادم که آنها رفتهاند ایشان به مسجد آمدند و من هم داخل رفتم بین من و ایشان فاصله افتاد که الله این آیه را نازل نمود.
بخاطر کدام همسر پیامبر ج آیهی ۵۹ سورهی احزاب: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَآءِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ يُدۡنِينَ عَلَيۡهِنَّ مِن جَلَٰبِيبِهِنَّۚ ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَن يُعۡرَفۡنَ فَلَا يُؤۡذَيۡنَۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا٥٩﴾ [۷۳] نازل گردید؟
[۷۳] ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «چادرهای خود را بر خویش فرو افکنند، (و با آن سر و صورت و سینههایشان را بپوشانند) این مناسبتر است تا شناخته شوند؛ پس مورد آزار قرار نگیرند، و الله آمرزندۀ مهربان است.
امام بخاری از عایشهل روایت میکند، گفت: سوده بعد از اینکه حجاب خود را برای رفتن به قضای حاجت پوشیده بود، بیرون رفت. -سودة زن تنومندی بود، نمیشد که کسی او را ببیند و او را نشناسدـ عمر او را دید و گفت: ای سوده به الله قسم از دید ما مخفی نیستی بنگر چگونه بیرون آیی تا ما تو را نشناسیم، سوده گفت: منصرف شدم و برگشتم و رسول الله ج در خانه بود؛ ایشان داشتند شام میخوردند و تکه گوشتی که بر استخوان بود در دست داشتند؛ سوده داخل شد و گفت: ای رسول الله من برای ضرورتی بیرون رفتم و عمر چنیین به من گفته است. سوده گفت: وحی بر ایشان نازل شد و بعد که تمام شد در حالی که تکه گوشت را نگذاشته بود، پیامبر گفت: «همانا برای قضای حاجت به شما اجازه داده شد است.»
سبب نزول آیهی ۱۰ سورهی دخان: ﴿فَٱرۡتَقِبۡ يَوۡمَ تَأۡتِي ٱلسَّمَآءُ بِدُخَانٖ مُّبِينٖ١٠﴾ [۷۴] اشاره به چه چیزی است؟
(جمله محذوف است) پیامبر ج کردند پیامبر دعای قحط سالی مثل قحط سالکی قوم یوسف را نمود و قحطی به آنها رسید تا جایی که استخوان را میخوردند و از شدت سختی و گرسنگی وقتی یکی از آنها به آسمان نگاه میکرد در آسمان دود را میدید که این آیه نازل شد، نزد رسول الله ج آمدند و گفتند: ای رسول الله از الله برای ما طلب باران نمایید آنها هلاک شدند و ایشان طلب باران نمودند و باران بارید.
هنگام نزول آیهی: ۲ سورهی فتح: ﴿لِّيَغۡفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعۡمَتَهُۥ عَلَيۡكَ وَيَهۡدِيَكَ صِرَٰطٗا مُّسۡتَقِيمٗا٢﴾ [۷۵] پیغمبر چکار کرد؟
[۷۴] پس (ای پیامبر) منتظر روزی باش که آسمان دودی آشکار (پدید) آورد [۷۵] تا الله گناه گذشته و آیندۀ تو را بیامرزد و نعمتش را بر تو تمام کند، و به راه راست هدایتت نماید.
امام بخاری و مسلم و ترمذی از انس س روایت میکنند، گفت: این آیه بر پیامبر ج نازل شد در حالی که از حدیبیه برمیگشتند و پیامبر ج گفتند: «آیهای بر من نازل شده است که از هرچیزی که بر روی زمین است برای من دوست داشتنیتر است.» و آن آیه را برای یارانش تلاوت کردند و آنها گفتند: سازگار و گوارا باد برای شما ای رسول الله، الله معلوم ساخته که با تو چه میکند حال با ما چه خواهد نمود؟ که آیه «لیدخل المومنین والمومنات» تا «فوزا عظیما» نازل شد.
در چه روزى آیهی: ۲۴ سورهی فتح: ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي كَفَّ أَيۡدِيَهُمۡ عَنكُمۡ وَأَيۡدِيَكُمۡ عَنۡهُم بِبَطۡنِ مَكَّةَ مِنۢ بَعۡدِ أَنۡ أَظۡفَرَكُمۡ عَلَيۡهِمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرًا٢٤﴾ [۷۶] نازل شد؟
[۷۶] و او کسی است که دست آنها را از شما، و دست شما را از آنها در درون مکه بعد از آنکه شما را بر آنها پیروز گرداند، (باز داشت و) کوتاه کرد. و الله به آنچه انجام میدهید بیناست.
امام مسلم و ترمذی و نسایی از انس س روایت میکنند، گفت: زمانی که روز حدیبیه بود، هشتاد مرد جنگی مسلح از طرف کوه تنعیم بر پیامبر ج و یارانش یورش بردند، میخواستند رسول الله ج را غافلگیر کنند. پیامبر و یارانش آنها را اسیر کردند و بعد رهایشان ساخت که این آیه نازل شد.
آیهی: ۱ سورهی حجرات: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُقَدِّمُواْ بَيۡنَ يَدَيِ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٞ١﴾ [۷۷] در مورد چه کسانی نازل شده است؟
[۷۷] ای کسانیکه ایمان آوردهاید! بر الله و رسولش پیشدستی نکنید، و از الله بترسید، بیگمان الله شنوای داناست
امام بخاری و دیگران از طریق ابن جریج از ابن ابی ملیکه روایت میکنند که عبدالله بن زبیر به او خبر داده: تعدادی سواره از بنی تمیم بر رسول الله ج وارد شدند؛ ابوبکر گفت: فرمانده قعقاع بن معید است و عمر گفت: نه بلکه اقرع بن حابس است؛ ابوبکر گفت: تو چیزی جز مخالفت کردن با من را نمیخواهی و عمر گفت: قصد مخالفت را با تو ندارم. با هم به مشاجره لفظی پرداختند تا اینکه صدای آنها بالا رفت که این آیه نازل شد.
سبب نزول آیهی: ۹ سورهی حجرات: ﴿وَإِن طَآئِفَتَانِ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱقۡتَتَلُواْ فَأَصۡلِحُواْ بَيۡنَهُمَاۖ فَإِنۢ بَغَتۡ إِحۡدَىٰهُمَا عَلَى ٱلۡأُخۡرَىٰ فَقَٰتِلُواْ ٱلَّتِي تَبۡغِي حَتَّىٰ تَفِيٓءَ إِلَىٰٓ أَمۡرِ ٱللَّهِۚ فَإِن فَآءَتۡ فَأَصۡلِحُواْ بَيۡنَهُمَا بِٱلۡعَدۡلِ وَأَقۡسِطُوٓاْۖ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ٩﴾ [۷۸] در مورد چه کسانی نازل شده است؟
[۷۸] و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر به جنگ بر خاستند، میانشان آشتی بر قرار کنید، پس اگر یکی از آن دو بر دیگری تجاوز کرد، با گروه متجاوز بجنگید تا به فرمان الله باز گردد، پس اگر بازگشت، میان آنها به عدالت صلح بر قرار کنید، و عدالت پیشه کنید، بیگمان الله عادلان را دوست میدارد.
امام بخاری و مسلم از انس س روایت میکنند، گفت: پیامبر ج بر الاغی سوار شد و به طرف عبدالله بن ابی رفت و او گفت: از من دور شو که بوی الاغت مرا آزار میدهد؛ یکی از انصار گفت: به الله قسم میخوردم رسول الله خوشبوتر از تو میباشد. یکی از قوم و طایفهی عبدالله بن ابی خشمگین شد و برای هرکدام از آنها شخصی خشمگین شد و در میان آنها دعوای سختی در گرفت و با دست و کفش همدیگر را زدند که این آیه نازل شد.
آیهی: ۱ سورهی قمر: ﴿ٱقۡتَرَبَتِ ٱلسَّاعَةُ وَٱنشَقَّ ٱلۡقَمَرُ١﴾ [۷۹] اشاره به چه چیزى است؟
[۷۹] قیامت نزدیک شد و ماه بشکافت.
امام بخاری و مسلم و حاکم و لفظ حدیث از حاکم میباشد از ابن مسعودس روایت میکنند، قبل از اینکه پیامبر ج از مکه خارج شود، ماه را دیدم که به دو نیم شده است، مردم گفتند: ماه سحر شده، این آیه نازل شد.
ترمذی از انس روایت میکند، گفت: اهل مکه از پیامبر ج معجزهای را درخواست کردند؛ ماه دو مرتبه در مکه به دو نیم تقسیم شد این آیه تا «سحر مستمر» نازل شد.
علت نزول آیهی: ۴۷ تا ۴۹ سورهی قمر: ﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٖ٤٧ يَوۡمَ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ ذُوقُواْ مَسَّ سَقَرَ٤٨ إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ٤٩﴾ [۸۰] چیست؟
[۸۰] بیگمان گناهکاران در گمراهی و دیوانگی هستند. ﴿۴۷﴾ روزیکه بر چهرههایشان در آتش (جهنم) کشیده میشوند (و به آنها گفته میشود:) «(طعم) آتش دوزخ را بچشید». ﴿۴۸﴾ بیگمان ما همه چیز را بهاندازه آفریدیم.
امام مسلم و ترمذی از ابوهریرهس روایت میکنند، گفت: مشرکین قریش در مورد تقدیر با پیامبر ج به نزاع و جدال پرداختند، آیهی: ۴۷ تا ۴۹ نازل شد.
سبب نزول آیهی: ۷۵ الی ۸۲ سورهی واقعه: ﴿۞فَلَآ أُقۡسِمُ بِمَوَٰقِعِ ٱلنُّجُومِ٧٥ وَإِنَّهُۥ لَقَسَمٞ لَّوۡ تَعۡلَمُونَ عَظِيمٌ٧٦ إِنَّهُۥ لَقُرۡءَانٞ كَرِيمٞ٧٧ فِي كِتَٰبٖ مَّكۡنُونٖ٧٨ لَّا يَمَسُّهُۥٓ إِلَّا ٱلۡمُطَهَّرُونَ٧٩ تَنزِيلٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٨٠ أَفَبِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ أَنتُم مُّدۡهِنُونَ٨١ وَتَجۡعَلُونَ رِزۡقَكُمۡ أَنَّكُمۡ تُكَذِّبُونَ٨٢﴾ [۸۱] به چه علت است؟
[۸۱. ] پس سوگند به جایگاه ستارگان. ﴿۷۵﴾ و اگر بدانید این سوگندی بزرگ است. ﴿۷۶﴾همانا این (کتاب) قرآنی کریم (و گرامی قدر) است. ﴿۷۷﴾ در کتاب پوشیده (= لوح محفوظ) است. ﴿۷۸﴾ که جز پاکان (= فرشتگان) به آن دست نمیزنند. ﴿۷۹﴾ از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است. ﴿۸۰﴾ آیا شما نسبت به این کلام (الهی = قرآن کریم) انکار کنندهاید؟! (و از پیروی آن سستی میکنید). ﴿۸۱﴾ و (به جای شکر) روزی خود، (رازق) را تکذیب میکنید؟!
امام مسلم از ابن عباسب روایت میکند، گفت: مردم در زمان رسول الله ج باران داده شدند؛ رسول الله ج گفتند: این رحمتی است که الله آن را قرار داده است و بعضی دیگر گفتند: این باران طبیعی است. که این آیات نازل شد.
آیهی: ۱ سورهی مجادله: ﴿قَدۡ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوۡلَ ٱلَّتِي تُجَٰدِلُكَ فِي زَوۡجِهَا وَتَشۡتَكِيٓ إِلَى ٱللَّهِ وَٱللَّهُ يَسۡمَعُ تَحَاوُرَكُمَآۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ بَصِيرٌ١﴾ [۸۲] در مورد جدال کدام زن و همسرش نازل شده است؟
[۸۲] به راستی الله سخن زنی را که دربارۀ شوهرش با تو مجادله میکرد، و به الله شکایت میبرد شنید، و الله گفتگوی شما را میشنید، بیگمان الله شنوای بیناست.
حاکم از عایشه ل روایت میکند، گفت: پاک و مقدس است ذاتی که شنوایی او همه چیز را فرا گیر است همانا من سخن خوله بنت ثعلبه را شنیدم؛ بعضی از سخنانش بر من مخفی بود و او از همسرش به نزد پیامبر شکایت برده و میگفت: ای رسول الله جوانی مرا خورده، شکم من برای او زاییده تا اینکه کهنسال گشتهام و بچهای از من متولد شده الهی به سوی تو شکایت میکنم. چیزی نگذشت که جبرییل این آیات را آورد.
آیهی: ۸ سورهی مجادله: ﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ نُهُواْ عَنِ ٱلنَّجۡوَىٰ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُواْ عَنۡهُ وَيَتَنَٰجَوۡنَ بِٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِ وَمَعۡصِيَتِ ٱلرَّسُولِۖ وَإِذَا جَآءُوكَ حَيَّوۡكَ بِمَا لَمۡ يُحَيِّكَ بِهِ ٱللَّهُ وَيَقُولُونَ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ لَوۡلَا يُعَذِّبُنَا ٱللَّهُ بِمَا نَقُولُۚ حَسۡبُهُمۡ جَهَنَّمُ يَصۡلَوۡنَهَاۖ فَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ٨﴾ [۸۳] در مورد چه کسانی حرف میزند؟
[۸۳] (ای پیامبر!) مگر ندیدهای کسانی را که از نجوا نهی شدند سپس به آنچه از آن نهی شده بودند باز میگردند و به گناه و تجاوز و نافرمانی پیامبر نجوا میکنند و هنگامیکه نزد تو میآیند تو را تحیتّی گویند (با کلماتی) که الله با آن تو را تحیت و سلام نگفته است، و در دل خود میگویند: چرا الله ما را به (کیفر) آنچه میگوییم عذاب نمیکند؟ جهنم برای آنها کافی است، به آن وارد میشوند، پس (آن) بد (سرانجام و) جایگاهی است.
احمد و بزار و طبرانی با سند خوب از عبدالله بن عمرو ب روایت میکنند، گفت: یهود به رسول الله ج میگفتند: سام علیکم بعد از آن با خودشان میگفتند اگر الله بخاطر آنچه که میگوییم عذاب ندهد که این آیه نازل شد.
آیهی: ۵ سورهی حشر: ﴿مَا قَطَعۡتُم مِّن لِّينَةٍ أَوۡ تَرَكۡتُمُوهَا قَآئِمَةً عَلَىٰٓ أُصُولِهَا فَبِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَلِيُخۡزِيَ ٱلۡفَٰسِقِينَ٥﴾ [۸۴] اشاره به چه مسئلهای دارد؟
[۸۴] آنچه از درخت خرما بریدید، و یا آن را ایستاده بر ریشهاش باقی گذاردید، به فرمان الله بود، تا فاسقان را خوار (و رسوا) سازد.
امام بخاری و دیگران از ابن عمرب روایت میکنند: اینکه رسول الله درختان نخلهای یهودیان بنی نضیر در منطقهی بویره را قطع نمود و آتش زدند.
آیهی: ۹ سورهی حشر: ﴿وَٱلَّذِينَ تَبَوَّءُو ٱلدَّارَ وَٱلۡإِيمَٰنَ مِن قَبۡلِهِمۡ يُحِبُّونَ مَنۡ هَاجَرَ إِلَيۡهِمۡ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمۡ حَاجَةٗ مِّمَّآ أُوتُواْ وَيُؤۡثِرُونَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ وَلَوۡ كَانَ بِهِمۡ خَصَاصَةٞۚ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفۡسِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ٩﴾ در مورد فضیلت چه کسی نازل شده است؟
امام بخاری از ابوهریرهس روایت میکند، گفت: مردی نزد رسول الله ج آمد و گفت: ای رسول الله گرسنه هستم. کسی را به نزد همسرانش فرستادند چیزی نیافتند پس گفتند: «بدانید هرکس به این مرد، امشب میهمانی دهد الله به او رحم خواهد نمود.» مردی از انصار بلند شد و گفت: من حاضرم یا رسول الله و رفت نزد همسرش و گفت: میهمان رسول الله ج است چیزی را نگه ندار؛ زن گفت: به الله قسم هیچ چیز جز غذای بچهها نداریم. مرد گفت: بچهها را خواب کن و بیا چراغ را خاموش کن امشب خودمان چیزی نمیخوریم و زن این کار را انجام دادند؛ فردا ظهر مرد نزد رسول الله ج بود؛ پیامبر گفتند: «الله از کار فلان مرد و فلان زد خوشحال شد» و این آیه را نازل کرد.
آیهی: ۱ سورهی ممتحنه: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمۡ أَوۡلِيَآءَ تُلۡقُونَ إِلَيۡهِم بِٱلۡمَوَدَّةِ وَقَدۡ كَفَرُواْ بِمَا جَآءَكُم مِّنَ ٱلۡحَقِّ يُخۡرِجُونَ ٱلرَّسُولَ وَإِيَّاكُمۡ أَن تُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ رَبِّكُمۡ إِن كُنتُمۡ خَرَجۡتُمۡ جِهَٰدٗا فِي سَبِيلِي وَٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِيۚ تُسِرُّونَ إِلَيۡهِم بِٱلۡمَوَدَّةِ وَأَنَا۠ أَعۡلَمُ بِمَآ أَخۡفَيۡتُمۡ وَمَآ أَعۡلَنتُمۡۚ وَمَن يَفۡعَلۡهُ مِنكُمۡ فَقَدۡ ضَلَّ سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ١﴾ [۸۵] در مورد عتاب چه صحابیاى نازل شده است؟
[۸۵] ای کسانیکه ایمان آوردهاید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید که با آنها طرع دوستی میافکنید، در حالیکه آنها به آنچه از حق برای شما آمده کافر شدهاند و رسول الله و شما را به خاطر ایمانآوردن به الله که پروردگارتان است (از شهر و دیارتان) بیرون میکنند، اگر شما برای جهاد در راه من (بیرون آمدهاید) و برای خشنودی من هجرت کردهاید (هرگز پیوند دوستی با آنها برقرار نکنید) شما پنهانی با آنها پیوند دوستی برقرار میکنید در حالیکه من به آنچه که پنهان میدارید و آنچه که آشکار میسازید داناترم. و هرکس از شما چنین (کاری) کند یقیناً راه راست را گم کرده است.
امام بخاری و مسلم از علی س روایت میکنند، گفت: رسول الله ج من و زبیر و مقداد بن اسود را فراخواند و فرمود: «بروید تا اینکه به باغ خاخ برسید؛ در آنجا زنی در هودج نشسته است نامهای را همراه خود دارد و از او بگیرید و بیاورید.» ما رفتیم تا اینکه به باغ رسیدیم و ما نزد آن هودج رسیدیم و گفتیم: نامه را بیرون بیاور، گفت: نامهای همراه من وجود ندارد؛ گفتیم: نامه را بیرون میآوری یا اینکه لباست را بیرون آوریم. نامه را از بافتههای موی خود بیرون آورد، آن را نزد رسول الله ج آوردیم. آن نامه از حاطب بن ابی بلتعه برای مردم مشرک مکه بود. بعضی از اخبار و کارهای پیامبر ج را به آنها خبر داده بود. پیامبر ج فرمود: «ای حاطب این چیست؟» گفت: عجله نکن ای رسول الله، من به قریش چسپیدهام و از آنها نیستم و کسانی از مهاجرین که با شما هستند هر کدامشان فامیل و پشتی بانی دارند که از آنها و خانواده و اموال آنها دفاع کند؛ دوست داشتم وقتی من قرابتی ندارم، با اینکار کسی را پیدا کنم تا از من پشتیبانی کند و من این کار را از روی کفر و ارتداد و یا رضایت به کفر انجام ندادهام. پیامبر ج گفتند: «راست میگویی.» و در مورد او این آیه نازل شد.
آیهی: ۸ سورهی ممتحنه: ﴿لَّا يَنۡهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ لَمۡ يُقَٰتِلُوكُمۡ فِي ٱلدِّينِ وَلَمۡ يُخۡرِجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمۡ أَن تَبَرُّوهُمۡ وَتُقۡسِطُوٓاْ إِلَيۡهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ٨﴾ [۸۶] چه عملی را جایز دانسته است؟
[۸۶] الله شما را از نیکیکردن و رعایت عدالت نسبت به کسانیکه در (امر) دین با شما نجنگیدهاند و شما را از دیارتان بیرون نکردهاند، نهی نمیکند، بیگمان الله عدالت پیشگان را دوست دارد
امام بخاری از اسماء دختر ابوبکرب روایت میکند، گفت: مادرم راغبه نزد من آمد؛ از پیامبر ج سؤال گرفتم آیا او را ملاقات کنم؟ پیامبر گفتند: «بله» الله این آیه را در مورد او نازل کرد.
در چه زمانی آیهی: ۱۰ سورهی ممتحنه: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا جَآءَكُمُ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ مُهَٰجِرَٰتٖ فَٱمۡتَحِنُوهُنَّۖ ٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِإِيمَٰنِهِنَّۖ فَإِنۡ عَلِمۡتُمُوهُنَّ مُؤۡمِنَٰتٖ فَلَا تَرۡجِعُوهُنَّ إِلَى ٱلۡكُفَّارِۖ لَا هُنَّ حِلّٞ لَّهُمۡ وَلَا هُمۡ يَحِلُّونَ لَهُنَّۖ وَءَاتُوهُم مَّآ أَنفَقُواْۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَآ ءَاتَيۡتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّۚ وَلَا تُمۡسِكُواْ بِعِصَمِ ٱلۡكَوَافِرِ وَسَۡٔلُواْ مَآ أَنفَقۡتُمۡ وَلۡيَسَۡٔلُواْ مَآ أَنفَقُواْۚ ذَٰلِكُمۡ حُكۡمُ ٱللَّهِ يَحۡكُمُ بَيۡنَكُمۡۖ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ١٠﴾ [۸۷] نازل گردید؟
[۸۷] ای کسانیکه ایمان آوردهاید! هنگامیکه زنان مؤمن هجرت کرده به نزد شما آیند، پس آنها را آزمایش کنید، الله به ایمانشان داناتر است، پس اگر آنها را (زنانی) مؤمن یافتید، آنها را به سوی کفار باز نگردانید، نه آنها برای آنان (کافران) حلالند و نه آنها (کافران) برای اینها حلالند و آنچه را (شوهران کافر) خرج کردهاند به آنها بدهید، و گناهی بر شما نیست که با آنها ازدواج کنید هرگاه مهریهشان را به آنان بدهید، و (در صورت ارتداد از اسلام) به عقد زنان کافر تمسک مجویید (و آنها را رها کنید). و آنچه را خرج کردهاید مطالبه کنید، و (کافران نیز) آنچه را خرج کردهاند مطالبه کنند. این حکم الله است که در میان شما حکم میکند و الله دانای حکیم است.
امام بخاری و مسلم از مسمور و مروان بن حکم روایت میکنند: زمانی که رسول الله ج پیمان صلح حدیبیه را بست، زنان مسلمانی نزد پیامبر آمدند، الله این آیه را نازل کردند.
سبب نزول آیهی: ۱۱ سورهی جمعه: ﴿وَإِذَا رَأَوۡاْ تِجَٰرَةً أَوۡ لَهۡوًا ٱنفَضُّوٓاْ إِلَيۡهَا وَتَرَكُوكَ قَآئِمٗاۚ قُلۡ مَا عِندَ ٱللَّهِ خَيۡرٞ مِّنَ ٱللَّهۡوِ وَمِنَ ٱلتِّجَٰرَةِۚ وَٱللَّهُ خَيۡرُ ٱلرَّٰزِقِينَ١١﴾ [۸۸] چیست؟
[۸۸] و (ای پیامبر! برخی از این مردم) هنگامیکه تجارتی یا سرگرمی را ببینند به سوی آن پراکنده میشوند و تو را ایستاده (بر منبر) رها میکنند، بگو: «آنچه در نزد الله است بهتر از سرگرمی و تجارت است، و الله بهترین روزیدهندگان است.»
امام بخاری و مسلم از جابرس روایت میکنند، گفت: پیامبر ج در روز جمعه خطبه میخواندند؛ در اثناء خطبه، قافلهی تجارتی آمد و مردم همه به طرف آن قافله رفتند و جز ۱۲ نفر کسی دیگر در مسجد نماند که این آیه نازل شد.
آیات: ۷ و ۸ سورهی منافقون: ﴿هُمُ ٱلَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنفِقُواْ عَلَىٰ مَنۡ عِندَ رَسُولِ ٱللَّهِ حَتَّىٰ يَنفَضُّواْۗ وَلِلَّهِ خَزَآئِنُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلَٰكِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ لَا يَفۡقَهُونَ٧ يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعۡنَآ إِلَى ٱلۡمَدِينَةِ لَيُخۡرِجَنَّ ٱلۡأَعَزُّ مِنۡهَا ٱلۡأَذَلَّۚ وَلِلَّهِ ٱلۡعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِۦ وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ وَلَٰكِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ لَا يَعۡلَمُونَ٨﴾ [۸۹] در مورد حرف و کلام چه کسانی است؟
[۸۹] آنها کسانی هستند که میگویند: «برآنان که نزد رسول الله هستند (چیزی) انفاق نکنید تا پراکنده شوند و حال آن که خزاین آسمانها و زمین از آنِ الله است، ولی منافقان درنمییابند. ﴿۷﴾ آنها میگویند: «اگر به مدینه باز گردیم، یقیناً صاحبان عزت، ذلیلان را از آنجا بیرون میکنند» در حالیکه عزت از آنِ الله، و فرستادۀ او و مؤمنان است، ولی منافقان نمیدانند.
امام بخاری از زید بن ارقم روایت میکند؛ گفت: شنیدم که عبدالله بن ابی به دوستانش میگوید: بر کسانی که دور و بر رسول الله است انفاق نکنید تا اینکه از دور و بر او پراکنده شوند؛ زمانی که به مدینه برگشتیم بزرگان آنها را خوار و ذلیل میکنیم؛ این را برای عموی خود تعریف کردم او هم برای پیامبر ج بازگو کردند؛ پیامبر ج مرا خواستند و برای ایشان بازگو نمودم؛ پیامبر ج به دنبال عبدالله بن ابی و دوستانش فرستادند؛ آنها قسم خوردند و این حرف را تکذیب کردند و پیامبر حرف آنها را تصدیق کرد و من چنان شدم که تا به حال چنین حالتی به من دست نداده بود؛ در خانه نشستم و عمویم به من گفت: همین را میخواستی که رسول الله ج تو را تکذیب کند و از تو بدش بیاید؛ که الله تعالی این آیه را نازل کرد. رسول الله ج به دنبال من فرستاد و این آیه را برای من خواند و فرمود: «همانا الله تو را تصدیق نمود».
مقدمهی سورهی تحریم، آیات: ۱ تا ۶: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكَۖ تَبۡتَغِي مَرۡضَاتَ أَزۡوَٰجِكَۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ١ قَدۡ فَرَضَ ٱللَّهُ لَكُمۡ تَحِلَّةَ أَيۡمَٰنِكُمۡۚ وَٱللَّهُ مَوۡلَىٰكُمۡۖ وَهُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡحَكِيمُ٢ وَإِذۡ أَسَرَّ ٱلنَّبِيُّ إِلَىٰ بَعۡضِ أَزۡوَٰجِهِۦ حَدِيثٗا فَلَمَّا نَبَّأَتۡ بِهِۦ وَأَظۡهَرَهُ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ عَرَّفَ بَعۡضَهُۥ وَأَعۡرَضَ عَنۢ بَعۡضٖۖ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِۦ قَالَتۡ مَنۡ أَنۢبَأَكَ هَٰذَاۖ قَالَ نَبَّأَنِيَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡخَبِيرُ٣ إِن تَتُوبَآ إِلَى ٱللَّهِ فَقَدۡ صَغَتۡ قُلُوبُكُمَاۖ وَإِن تَظَٰهَرَا عَلَيۡهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ مَوۡلَىٰهُ وَجِبۡرِيلُ وَصَٰلِحُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَعۡدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ٤ عَسَىٰ رَبُّهُۥٓ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبۡدِلَهُۥٓ أَزۡوَٰجًا خَيۡرٗا مِّنكُنَّ مُسۡلِمَٰتٖ مُّؤۡمِنَٰتٖ قَٰنِتَٰتٖ تَٰٓئِبَٰتٍ عَٰبِدَٰتٖ سَٰٓئِحَٰتٖ ثَيِّبَٰتٖ وَأَبۡكَارٗا٥ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَأَهۡلِيكُمۡ نَارٗا وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُ عَلَيۡهَا مَلَٰٓئِكَةٌ غِلَاظٞ شِدَادٞ لَّا يَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ٦﴾ [۹۰] اشاره به اقوال کدام یک از زنان پیغمبر است؟
[۹۰] ای پیامبر! چرا چیزی را که الله بر تو حلال کرده است به خاطر خشنودی همسرانت (بر خود) حرام میکنی؟! و الله آمرزندۀ مهربان است. ﴿۱﴾ به راستی الله (راه) گشودن سوگندهایتان را برای شما مقرر داشته است و الله دوستدار (و مولای) شماست و او دانای حکیم است. ﴿۲﴾ و هنگامیکه پیامبر به بعضی از همسرانش سخنانی را به راز گفت، پس چون (آن همسر) آن را (به دیگری) خبر داد، و الله او (پیامبر) را بر آن آگاه کرد، قسمتی از آن را برای او بیان کرد و از قسمتی (دیگر) خود داری نمود، پس هنگامیکه (پیامبر) او را از آن خبر داد، گفت: «چه کسی این را به تو خبر داده است؟» (پیامبر) فرمود: «(الله) دانای آگاه مرا خبر داده است». ﴿۳﴾ (ای همسران پیامبر!) اگر شما دو نفر به درگاه الله توبه کنید (به سود شماست) بیگمان دلهای تان (از حق) منحرف گشته است، و اگر شما دو نفر بر علیه او همدست (متفق) شوید پس (بدانید) که الله یاور (و مولای) اوست، و (نیز) جبرئیل و مردمان شایسته از مؤمنان، و فرشتگان (نیز) بعد از آن پشتیبان (و مددکار او) هستند. ﴿۴﴾ چه بسا اگر شما را طلاق دهد، پروردگارش همسرانی بهتر از شما برایش جایگزین کند، (که) مسلمان، مؤمن، فرمانبردار، توبهکار، عبادتکننده، روزهدار، بیوه و دوشیزه باشند. ﴿۵﴾ ای کسانیکه ایمان آوردهاید! خودتان و خانوادۀتان را از آتشی که هیمۀ آن مردم و سنگهاست نگه دارید (آتشی که) برآن فرشتگان خشن و سختگیر (گمارده شده) که هرگز الله را در آنچه به آنان فرمان داده نافرمانی نمیکنند، و هرچه فرمان مییابند انجام میدهند.
در صحیح بخارى و مسلم به نقل از عائشه ل آمده است که: پیغمبر نزد (زنش) زینب بنت جحش میرفت و عسل مینوشید. پس من و حفصه با هم اتفاق کردیم که پیغمبر نزد هر کدام از ما که آمد، بگوید که از تو بوى مغافیر میآید و هنگامى که پیغمبر نزد یکى از آنها رفت، به او گفت: که از تو بوى مغافیر میآید. پیغمبر گفت که: بلکه من نزد زینب بنت جحش عسل نوشیدم و دوباره نمینوشم. پس این آیه نازل شد تا «إن تتوبا إلى الله» که مقصود عایشه و حفصه بود و ﴿وَإِذۡ أَسَرَّ ٱلنَّبِيُّ إِلَىٰ بَعۡضِ أَزۡوَٰجِهِۦ حَدِيثٗا﴾ که مقصود قول پیغمبر بود که گفت بلکه من عسل نوشیدم.
(مغافیر: مادهاى صمغى و شیرین است که از بعضى از گیاهان ترشح میشود و بوى بدی دارد).
آیهی: ۱ سورهی جن: ﴿قُلۡ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ ٱسۡتَمَعَ نَفَرٞ مِّنَ ٱلۡجِنِّ فَقَالُوٓاْ إِنَّا سَمِعۡنَا قُرۡءَانًا عَجَبٗا١﴾ [۹۱] اشاره به چه چیزى است؟
امام بخاری و ترمذی و دیگران از ابن عباسب روایت کردهاند، گفت: رسول الله ج نه بر جن قرآن خوانده و نه آنها را دیده است و لیکن ایشان همراه با تعدادی از یاران خود به بازار عکاظ میرفتند. بین جنیان و اخبار آسمان پرده و حایلی بوجود آمد و بوسیلهی شهابسنگها برگردانده شدند و به طرف قبیلهی خود برگشتند و گفتند: این اتفاق رخ نداده مگر بسبب چیزی بوده، گفتند: شرق و غرب را جستجو کنید و علت را پیدا کنید؛ گروهی از آنها به طرف تهامه حرکت کردند به طرف رسول الله ج که در نخلستانی با یاران خود نماز صبح را میخواندند و زمانی که قرآن را شنیدند، به آن گوش دادند و گفتند: به الله قسم که این همان چیزی است که بین شما و اخبار آسمانی مانع شده است؛ در آنجا بود که به قبیلهی خود برگشتند و گفتند: ﴿فَقَالُوٓاْ إِنَّا سَمِعۡنَا قُرۡءَانًا عَجَبٗا١﴾ که الله تعالی بر پیامبرش این آیات را نازل کرد.
آیات اولیهی سورهی مدثر: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُدَّثِّرُ١ قُمۡ فَأَنذِرۡ٢﴾ [۹۲] در چه موقعی نازل شده است؟
[۹۱] (ای پیامبر!) بگو: «به من وحی شده است که همانا گروهی از جنیان (به این قرآن) گوش فرا دادهاند، پس گفتند: بیگمان ما قرآن عجیبی شنیدیم. [۹۲] ای جامه بر سر کشیده! ﴿۱﴾ برخیز و بیم ده.
امام بخاری و امام مسلم از جابر س روایت میکنند، گفت: رسول الله ج گفتند: «در غار حرا یکماه ماندم؛ زمانی که خلوت خود را تمام کردم، پایین آمدم و در دره پنهان شدم؛ صدایی آمد و کسی را ندیدم، سرم را بلند کردم همان فرشتهای که در غار حرا آمده بود، دیدم به خانه برگشتم و گفتم مرا بپوشانید که این آیه نازل شد.
آیهی ۱۶ سورهی قیامه: ﴿لَا تُحَرِّكۡ بِهِۦ لِسَانَكَ لِتَعۡجَلَ بِهِۦٓ١٦﴾ [۹۳] در مورد چه کسی نازل شده است؟
[۹۳] (ای پیامبر! هنگام نزول قرآن) زبانت را برای (تکرار و خواندن) آن شتابزده حرکت مده.
امام بخاری از ابن عباسب روایت میکند، گفت: رسول الله ج زمانی که وحی بر ایشان نازل میشد، زبان خود را حرکت میداد و زمزمه میکرد و میخواست آن را حفظ کند که الله این آیه را نازل کرد.
نابینایی که در آیات: ۱ و ۲ سورهی عبس: ﴿عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ١ أَن جَآءَهُ ٱلۡأَعۡمَىٰ٢﴾ [۹۴] از آن حرف زده شده چه کسی است؟
[۹۴] چهره درهم کشید، و روی بر گردانید، ﴿۱﴾ از اینکه (عبد الله بن ام مکتوم) نابینا به نزدش آمد.
ترمذی و حاکم از عایشهل روایت میکنند، گفت: عبس وتولی در مورد ابن ام مکتوم نابینا نازل شده است. وی نزد رسول الله ج آمد و میگفت: ای رسول الله مرا راهنماییی کن؛ در حالی که یکیی از بزرگان قریش نزد رسول الله ج بود و رسول الله ج به او پشت داد و به دیگری روی نمود و عبدالله ابن ام مکتوم میگفت: آیا چیزی که من میگویم مشکلی ندارد؟ و پیامبر گفت: (نه) که این آیات نازل شد.
مقدمهی سورهی ضحی: ﴿وَٱلضُّحَىٰ١﴾ اشاره به چه چیزى است؟
امام بخاری و مسلم و دیگران از جندب س روایت کردهاند، گفت: پیامبر از اینکه یک یا دو شب برای نماز قیام بلند نشده بود، ناراحت بود، زنی آمد و گفت: ای محمد میبینم که شیطانت تو را ترک کرده، که الله این آیات را نازل کرد.
منظور آیهی ۶ سورهی علق: ﴿كَلَّآ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَيَطۡغَىٰٓ٦﴾ [۹۵] چه کسی است؟
[۹۵] حقا که انسان طغیان (و سرکشی) میکند.
ابن منذر از ابوهریره س روایت میکند، گفت: ابوجهل گفته: آیا محمد در برابر شما صورت خود را بر زمین میمالد؟ گفته شد: بله و او گفت: به لات و عزی قسم اگر دید ید چنین کرد من بر گردن او پا میگذارم و صورتش را بر خاک میمالم. که الله تعالی این آیه را نازل کرد.
سورهی مسد: ﴿تَبَّتۡ يَدَآ أَبِي لَهَبٖ وَتَبَّ١﴾ [۹۶] در مورد چه کسی نازل شده است؟
[۹۶] بریده باد دو دست ابو لهب و هلاکت بر او باد.
بخاری و دیگران از ابن عباسب روایت میکنند، گفت: روزی رسول الله ج بر کوه صفا بالا رفتند و صدا زندند: «صبح بخیر» مردم قریش جمع شدند و فرمود: «نظر شما چیست اگر من بگویم صبح گاه و یا عصر دشمن به شما حمله میکند آیا مرا تصدیق میکنید؟» گفتند: بله، پیامبر ج گفتند: «من شما را از عذابی دردناک بیم میدهم» ابولهب گفت: هلاک شوی بخاطر این ما را جمع کردهای، الله تعالی این سوره را نازل کرد.