احکام و مسائل رمضان
مؤلف:
عبدالمنعم مصطفی
مترجم:
ابوسعید
بسم الله الرحمن الرحیم
إنَّ الحمد لله نحمده ونستعينه ونستغفره ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سيئات أعمالنا من يهده الله فلا مضل له ومن يضلل فلا هادي له وأشهد أن لا إله إلاَّ الله وحده لا شريك له وأشهد أنَّ محمداً عبده ورسوله صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين.
أما بعد:
به سبب گسترش بدعت و نوآوری در دین، به تذکر و یادآوری اصلی از اصول عبادت و شرطی از شروط آن میپردازیمکه باید در عبادت به صورت کلی در پی طلب روش و سنت پیامبر جبود و نه در پی اهواء و آراء و مذاهب متفاوت و ناهمگون و مخالف سنت، زیرا بدعتگذاری در دین، جایز نیست و هر بدعتی گمراهی و سرانجام هر گمراهی، آتش است.
خداوندأدر لزوم تبعیّت از پیامبر جفرموده:
﴿... فَلۡيَحۡذَرِ ٱلَّذِينَ يُخَالِفُون,َ عَنۡ أَمۡرِهِۦٓ أَن تُصِيبَهُمۡ فِتۡنَةٌ أَوۡ يُصِيبَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ ٦٣﴾[النور: ٦٣].
«پس کسانیکه با فرمان او مخالفت میکنند؛ باید بترسند از اینکه فتنۀ ایشان را فرا گیرد».
امام احمد بن حنبل/فرموده است: در قرآن تأمل کردم٬ در سی و سه موضع، اطاعت از رسول خدا جرا یافتم، سپس شروع به تلاوت این آیه میکرد: ﴿فَلۡيَحۡذَرِ ٱلَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنۡ أَمۡرِهِۦٓ أَن تُصِيبَهُمۡ فِتۡنَةٌ٦٣﴾[النور:۶۳].
آن را بارها تلاوت میکرد و میگفت: فتنه چیست؟ و جواب میداد فتنه یعنی شرک؛ زیرا هنگامیکه برخی از سخنان پیامبر ج را نپذیرد در قلبش انحرافی واقع میشود که سبب انحراف قلبش از راه حق و سرانجام هلاکتش می-گردد.
و نیز به ایشان گفته شد: قومی حدیث پیامبر جرا رها ساخته و به نظر و آراء سفیان گرایش دارند. امام فرمود: متعجب و شگفتزدهام از قومیکه حدیث پیامبر جرا شنیده و اسناد و صحت آنرا میدانند، آن را رها ساخته و به نظر سفیان و دیگران روی میآورند! خداوندأفرموده است: ﴿فَلۡيَحۡذَرِ ٱلَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنۡ أَمۡرِهِۦٓ أَن تُصِيبَهُمۡ فِتۡنَةٌ ٦٣﴾[النور: ٦٣]. آیا میدانی فتنه چیست؟ فتنه یعنی کفر! خداوندﻷفرموده است: ﴿وَٱلۡفِتۡنَةُ أَكۡبَرُ مِنَ ٱلۡقَتۡلِۗ ٢١٧﴾[البقرة: ٢١٧]. «و فتنه (شرک و شکنجۀ مؤمنان) از کشتن بزرگتر است».
حدیث پیامبر جرا رها ساخته و هوا و هوسشان بر آنان چیره شده است و آنـان را به سـوی رأی و نظـریه پردازی میکشاند؟! [۱]
و نیز خداوند فرموده است:
﴿قُلۡ إِن كُنتُمۡ تُحِبُّونَ ٱللَّهَ فَٱتَّبِعُونِي يُحۡبِبۡكُمُ ٱللَّهُ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ ٣١﴾[آل عمران: ٣١].
«بگو: اگر الله را دوست میدارید، پس از من پیروی کنید، تا الله شما را دوست بدارد، و گناهانتان را برایتان بیامرزد، و الله آمرزندۀ مهربان است».
پس از جمله نشانههای صداقت و راستی محبت، پیروی از پیامبر جاست و محبت ایشان به اندازۀ پیروی از ایشان است.
در حدیث نیز از پیامبر جثابت است که فرمودهاند: «خذوا عني مناسككم» [۲].
«از من راه و روش عبادت کردنتان را فرا گیرید».
و فرموده: «صلوا كما رأیتموني أصلي» [۳].
«نماز بخوانید آنگونه که مرا میبینید نماز می-خوانم».
و فرموده: «من أحدث في أمرنا ما ليس فيه فهو ردٌّ».
«هر کس در امر دین، عمل جدیدی بیاورد که در دین نیست، آن عمل غیر مقبول است».
و فرموده: «من صنع أمراً على غير أمرنا فهو رد» [۴].
«هر کس عملی انجام دهد که مطابق دستور ما نباشد آن عمل باطل است».
بنا بر این، به اذن و یاری خداوندأتلاش میکنیم که تمامی آنچه در مورد مسائل و احکام مربوط به رمضان و روزۀ این ماه ثابت و مقرر است، با تحقیق و بررسی در سنت پیامبر جو ترجیح آن، بیان کنیم.
***
[۱] الصارم المسلول/ ابن تیمیة: ۵۶ [۲] صحیح الجامع: ۷۸۸۴. [۳] صحیح الجامع: ۸۹۳. [۴] صحیح الجامع: ۶۳۶۹.
قبل از ماه رمضان، ماه شعبان قرار دارد که در آن، اعمال بندگان به سوی آسمان بالا میرود، و به عنوان آمادگی شخص برای استقبال از ماه رمضان، زیاد روزه گرفتن مقرر شده است، آنگونه که در حدیث صحیح، پیامبر جفرمودهاند:
«شعبان بين رجب ورمضان، يغفل الناس عنه، تُرفع فيه أعمال العباد، فأحب أن لا يُرفع عملي إلا وأنا صائم» [۵].
«شعبان بین رجب و رمضان (بعد از رجب و قبل از رمضان) است، مردم از آن در غفلتاند و آن را به فراموشی سپردهاند، در آن اعمال بندگان بالا برده میشود پس دوست دارمکه عملم تنها در حالیکه روزه هستم بالا برده شود».
و در صحیحین از أم المؤمنین عائشهلروایت است که فرمود:
«ما رأيت رسول الله جفي شهرٍ أكثر صياماً منه في شعبان».
«در هیچ ماهی پیامبر جرا ندیدمکه بیشتر از ماه شعبان روزه باشد».
اما پیوند و وصل کردن شعبان به رمضان جایز نیست بنا به فرمودۀ پیامبر ج:
«لا تقدموا رمضان بصوم يومٍ ولا يومين إلا رجلاً يصوم صوماً فليصمه».
«روزی یا دو روز قبل از رمضان روزه نگیرید و با روزه گرفتن به قصد احتیاط به استقبال رمضان نروید (به جز شخصیکه عادتاً در آن روزها روزه بوده باشد)».
مثلا دوشنبه یا پنجشنبه یا طبق عادت پنجشنبه و جمعه روزه بوده باشد و رمضان در شنبه باشد که برای او اشکالی ندارد و میتواند روزه بگیرد.
و همچنین فرمودۀ پیامبر ج: «من صام یوم الذي یشك فیه فقد عصی أبا القاسم» [۶].
«کسیکه یوم الشک (روزیکه معلوم نیست شعبان است یا رمضان) روزه باشد از فرمان رسول خدا سرپیچی کرده است».
***
[۵] أخرجه النسائی وغیره، السلسلة الصحيحة: ۱۸۹۸. [۶] صحیح سنن الترمذی:۵۵۳.
ماه رمضان با رؤیت هلال این ماه ثابت میشود و در صورتیکه هلال در بیست و نهم شعبان رؤیت نشد، سی روز شعبان کامل میگردد، بنا به فرمودۀ پیامبر ج:
«صوموا لرؤيته وأفطروا لرؤيته، فإن غُمَّ عليكم فأكملوا عدة شعبان ثلاثين» [۷].
«با رؤیت هلال ماه روزه بگیرید و با رؤیت آن از روزه گرفتن خودداری کنید و اگر ماه (به سبب ابر یا ...) از شما پوشیده ماند، سی روز شعبان را تکمیل کنید».
«لا تصوموا حتى تروا الهلالَ، ولا تفطروا حتى تروه، فإن أُغمي عليكم فاقدروا له» [۸].
«روزه نگیرید تا هلال ماه را مشاهده میکنید و افطار نکنید تا هلال را میبینید و در صورت پوشیده ماندن هلال و عدم رؤیت، شما اندازۀ ماه را سی روز بگیرید (و سی روز را تکمیل کنید)».
***
[۷] متفق علیه. [۸] متفق علیه.
ماه رمضان با رؤیت هلال از جانب شخصی مسلمان و عادل اثبات میشود، چنانکه در حدیث آمده است:
«جاء رجل أعرابي من البادية فأخبر النبي جبأنه رأى الهلال فأمرَ جبلالاً أن يؤذِّن بالصيام».
«شخصی بادیهنشین آمد و به پیامبر جخبر دادکه هلال ماه رمضان را دیده است، پیامبر به بلال دستور داد که مردم را به روزه گرفتن فراخواند».
و ابنعمرلفرموده است: «مردم برای دیدن هلال به آسمان مینگریستند، من به پیامبر جخبر دادمکه هلال را دیدهام، پیامبر جروزه گرفت و به مردم نیز دستور داد که روزه بگیرند» [۹].
با این رؤیت و گواهی از مسلمان عادل (با وجود اختلاف شهرها و دولتها) بر تمام افراد وجوامعکه از آن مطلع شدهاند، روزه ثابت میشود و درحال حاضر به شکرانۀ خداوندأو به سبب فراوانی رسانهها که توانایی پخش اخبار در سراسر جهان را طی چند ثانیه دارند، این امر سهل و ممکن شده است و در نتیجه دولتهای معاصر عذری ندارند که هر دولتی بر اساس رؤیت خود روزه بگیرد، این، تفرقه افکنی در دین و برخلاف سنت ثابت رسول خدا جمی-باشد. متأسفانه در اکثر اوقات در تعیین چنین احکام و اوقات شرعی، آنچه مورد توجه قرار میگیرد پیروی اهواء و خواستۀ رهبران حکومتها و حکام طاغوت در سرزمینهای اسلامی میباشد، به طوریکه اختلافات سیاسی، حکمرانان را به اختلاف در تعیین شروع و انتهای رمضان و روز عید وادار میکند تا با این کار، ملتهایشان نیز دچار اختلاف و تفرقه و کینهتوزی گردند، در حالیکه اینان دارای حق اطاعت نیستند، و امت اسلامی نیز نباید در مخالفت با سنت و راه صحیح شرعی (که ماه رمضان با آن ثابت میشود) از آنان پیروی کنند، زیرا در معصیت و نافرمانی از خداوندأ ، اطاعت از هیچ آفریده-ای روا نیست.
ای مردم! اگر حکام طاغوت در سرزمینتان به شما بگویند: نماز عصر بعد از غروب آفتاب خوانده میشود، آیا شما از آنان اطاعت میکنید؟! اگر بگوئید: نه، و حتماً جواب باید خیر باشد، میگویم: چگونه در تقدیم و تأخیر روزۀ ماه رمضان از آنان اطاعت میکنید، حال آنکه طبق شرع ثابت از پیامبر ج، بر ثابت شدن روزه اطلاع پیدا کردهاید؟!!
اگر گفته شود: از معاویةسثابت است که در شام بود و روز جمعه از ماه رمضان روزه بوده، در حالیکه ابن عباسلو اهل مدینه روز شنبه را روزه گرفتند، پس برای هر کدام رؤیت مخصوص لحاظ شده است؟
در جواب میگویم: این در حالتی است که به علت گستردگی شهرها و کشورها، اطلاع رسانی ممکن نباشد. اهل شام روز جمعه هلال را دیدهاند اما به دلیل مسافت طولانی بین شام و مکه و کمبود وسائل اطلاعرسانی، توانایی خبر رسانی به اهل مدینه را نداشتهاند، اما در عصر حاضر این مشکل برطرف شده است و به سادگی در ظرف چند ثانیه با وسائل مختلف میتوان مشاهدۀ هلال ماه را اعلام نمود، در نتیجه استدلال به اثر معاویه و ابن عباسبتنها در صورتی جایز و صحیح است که اطلاع رسانی رؤیت ماه در همان وقت که ماه در آن مشاهده شده است، ممکن نباشد. والله اعلم.
***
[۹] صحیح سنن أبی داود: ۲۰۵۲.
به دلیل فرمودۀ خداوندأ:
﴿شَهۡرُ رَمَضَانَ ٱلَّذِيٓ أُنزِلَ فِيهِ ٱلۡقُرۡءَانُ هُدٗى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَٰتٖ مِّنَ ٱلۡهُدَىٰ وَٱلۡفُرۡقَانِۚ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ ٱلشَّهۡرَ فَلۡيَصُمۡهُۖ ١٨٥﴾[البقرة: ١٨٥].
«(آن چند روز محدود و اندک) ماه رمضان است (ماهی) که قرآن در آن نازل شده است، (کتابی) که راهنمای مردم است، و (در بردارنده) نشانهها و دلایل آشکار و روشن از هدایت و جدا کنندۀ حق از باطل است. پس هر کس از شما این ماه را (در حضر) دریابد، باید که آن را روزه بدارد».
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ ١٨٣﴾[البقرة: ١٨٣].
«ای کسانیکه ایمان آوردهاید! روزه بر شما فرض شده است همان گونه که بر کسیکه پیش از شما بودند؛ فرض شده بود، تا پرهیزگار شوید».
روزه، یکی از ارکان پنجگانۀ اسلام میباشد، چنانکه در حدیث متفق علیه پیامبر جفرمود: «بُني الإسلام على خمس: شهادة أن لا إله إلا الله وأن محمداً رسول الله، وإقام الصلاة، وإيتاء الزكاة، وحج البيت، وصوم رمضان».
«اسلام بر پنج چیز بنا شده است: ۱- گواهی بر اینکه هیچ معبود بر حقی نیست جز الله و محمد فرستادۀ خداست ۲- برپاداشتن نماز ۳- ادانمودن زکات ۴- حج کعبه ۵- روزۀ ماه رمضان».
***
روزه بر مسلمانِ عاقلِ بالغِ توانا بر انجام آن، واجب میشود.
بر مسلمان واجب میشود زیرا از کافر هیچ عملی پذیرفته نمیشود و شرک باعث نابودی تمام اعمال میباشد زیرا خداوند فرموده:
﴿وَلَوۡ أَشۡرَكُواْ لَحَبِطَ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ٨﴾[الأنعام: ٨٨].
«و اگر شرک میورزیدند؛ هر آینه آنچه را که انجام داده بودند از (اعمال نیک) آنها نابود میشد».
﴿وَلَقَدۡ أُوحِيَ إِلَيۡكَ وَإِلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكَ لَئِنۡ أَشۡرَكۡتَ لَيَحۡبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٦٥﴾[الزمر: ٦٤].
«و به راستیکه به تو و به کسانیکه پیش از تو بودند، وحی شد که اگر شرک آوری، یقیناً اعمالت (تباه و) نابود میشود، و از زیانکاران خواهی بود».
و بر عاقل واجب میشود، زیرا از دیوانه تکلیف برداشته شده است، به دلیل فرمودۀ پیامبر ج:
«رُفع القلم عن ثلاثة: ـ منها ـ وعن المجنون حتى يعقل أو يفيق» [۱۰].
«از سه گروه تکلیف برداشته شده است از جمله: دیوانه تا زمانیکه عاقل شود».
و بر بالغ، روزه واجب میشود، زیرا از بچه (پسر یا دختر) تکلیف برداشته شده است، تا زمان رسیدن به سن بلوغ، به دلیل فرمودۀ پیامبر ج:
«رُفع القلم عن ثلاثة -منها- وعن الصبي حتى يحتلم» [۱۱].
«از سه گروه تکلیف برداشته شده است از جمله: بچه تا زمان رسیدن به سن بلوغ».
و بر توانا واجب میگردد، زیرا به اتفاق علما، ناتوان تکلیفی ندارد، زیرا خداوندأفرموده:
﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَاۚ ٢٨٦﴾[البقرة: ٢٨٦].
«خداوند بر هیچ کس جز به اندازۀ تواناییاش تکلیف نمی-کند».
﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَاۚ ٧﴾[الطلاق: ٧].
«خداوند بر هیچکس جز (به قدر) آنچه به او داده است، تکلیف نمیکند».
و در حدیث صحیح، پیامبر جفرموده: «وما أمرتكم به فأتوا منه ما استطعتم».
«آنچه را به شما فرمان دادهام، به اندازۀ توانایی انجام دهید» [متفق علیه].
و عجز و ناتوانی دو دسته است: یکی ناتوانی دائمی مانند: بیماری دائمیکه به طور کلی مانع روزهگرفتن میشود و مانند آن است پیر مردیکه قادر به روزهگرفتن نیست. این افراد به ازای هر روز باید به یک مسکین، طعام دهند، به دلیل فرمودۀ خداوندأ: ﴿وَعَلَى ٱلَّذِينَ يُطِيقُونَهُۥ فِدۡيَةٞ طَعَامُ مِسۡكِينٖۖ ١٨٤﴾[البقرة: ١٨٤].
«و بر کسانیکه توانائی انجام آن را ندارند، لازم است کفّاره بدهند».
ابن عباسبدر مورد این آیه میگوید: «این آیه منسوخ نیست؛ منظور آن پیرمرد و پیرزنی است که نمیتوانند روزه بگیرند، پس باید به ازای هر روز، مسکینی را طعام دهند» [امام بخاری].
نوع دیگری از عجز و ناتوانی، مؤقتی است، که با از بین رفتن سبب آن، از بین میرود مانند: بیماری مؤقت قابل علاج و درمان، که چنین فردی باید قضای روزه را بگیرد، به دلیل فرمودۀ خداوندأ:
﴿فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٖ فَعِدَّةٞ مِّنۡ أَيَّامٍ أُخَرَۚ ١٨٤﴾[البقرة: ١٨٤] .
«و کسانیکه از شما بیمار یا مسافر باشند (اگر افطار کردند و روزه نگرفتند ، به اندازۀ آن روزها) چند روز دیگری را روزه میدارند».
***
[۱۰] صحیح سنن النسائی: ۳۲۱۱. [۱۱] صحیح سنن أبی داود: ۳۷۰۰.
ماه رمضان، ماه بزرگ و با عظمتی است، در این ماه قرآن نازل گردیده است:
﴿شَهۡرُ رَمَضَانَ ٱلَّذِيٓ أُنزِلَ فِيهِ ٱلۡقُرۡءَانُ هُدٗى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَٰتٖ مِّنَ ٱلۡهُدَىٰ وَٱلۡفُرۡقَانِۚ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ ٱلشَّهۡرَ فَلۡيَصُمۡهُۖ ١٨٥﴾[البقرة: ١٨٥].
«(آن چند روز محدود و اندک) ماه رمضان است (ماهی) که قرآن در آن نازل شده است، (کتابی) که راهنمای مردم است، و (در بردارنده) نشانهها و دلایل آشکار و روشن از هدایت و جدا کنندۀ حق از باطل است. پس هر کس از شما این ماه را (در حضر) دریابد، باید که آن را روزه بدارد».
خداوند قرآن را در شبی از شبهای رمضان نازل نمود که خیر و برکت آن از هزار ماه بیشتر است، همانگونه که خداوندأمیفرماید:
﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةِ ٱلۡقَدۡرِ ١ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا لَيۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ ٢ لَيۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ خَيۡرٞ مِّنۡ أَلۡفِ شَهۡرٖ ٣﴾[القدر: ۱-۳].
«ما (قرآن را) در شب قدر نازل کردیم و تو چه میدانی شب قدر کدام است (و چه اندازه عظیم است؟) شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است».
یعنی عبادت در آن -اگر مورد قبول واقع شود- از عبادت ۸۳ سال و ۳ ماه برتر است.
ابن کثیر/ در تفسیر آن میفرماید: «مجاهد میگوید: شب قدر از هزار ماه که شب قدر در آنها نباشد، برتر است، قتادۀ بن دعامۀ، شافعی و دیگران نیز بر این رأی هستند».
منظور از نزول قرآن در اینجا، نزول یکباره به آسمان دنیا در شب قدر است، تا بعداً به صورت تدریجی در مدت زمان نبوت بر اساس رویدادها و مراحلیکه پیش روی دعوت بود، بر پیامبر جنازل گردد.
ابن کثیر/در تفسیرش آورده است: «و اما قرآن یکباره به «بیت العزة» از آسمان دنیا نازل شده، و این اتفاق در شب قدر از ماه رمضان روی داده است، همانگونه که خداوندأمیفرماید: ﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةِ ٱلۡقَدۡرِ١﴾[القدر: ۱]. و پس از آن به صورت تدریجی و بر اساس حوادث بر پیامبر جنازل گردیده است».
ابن عباسبفرموده است: «قرآن در شب قدر از ماه رمضان، در شبی مبارک نازل گردیده، سپس به صورت منظم و هماهنگ در طول ماهها و ایام نازل شده است». و عکرمهساز ابن عباسبچنین روایت میکند: «قرآن در شب قدر از ماه رمضان، یکباره به آسمان دنیا نازل شد و خداوند برای پیامبرش آنچه بخواهد ایجاد میکند، و مشرکین بـا هر سخنیکه به دشمنـی میپرداختند، خداوندأجواب آنان را نازل مینمود».
شب قدر بنا بر فرمودۀ پیامبر جدر شبهای فرد ده آخر رمضان طلب میشود پیامبر جمیفرماید: «تَحَرَّوْا لَيْلَةَ القَدْرِ فِي الوِتْرِ، مِنَ العَشْرِ الأَوَاخِرِ مِنْ رَمَضَانَ».
«شب قدر را در شبهای فرد از دهۀ آخر رمضان جستجو کنید» [صحیح بخاری].
همچنین در حدیث صحیح آمده است: تعدادی از اصحاب پیامبر جدر خواب، شب قدر را در ۷ شب آخر رمضان دیدند، که پیامبر جفرمود:
«أَرَى رُؤْيَاكُمْ قَدْ تَوَاطَأَتْ فِي السَّبْعِ الأَوَاخِرِ، فَمَنْ كَانَ مُتَحَرِّيهَا فَلْيَتَحَرَّهَا فِي السَّبْعِ الأَوَاخِرِ».
«میبینمکه خوابهایتان در دیدن شب قدر در هفت شب آخر رمضان یکسان است، پس هرکس در صدد یافتن شب قدر است آن را در هفت شب آخر رمضان جستجو کند». [بخاری و مسلم]
و به علت اختلاف مردم در افق و دیدن ماه؛ بگونۀ که بعضی یک روز زودتر و برخی یک روز دیرتر روزه می-گیرند، شایسته است ـ برای اطمینان از درک شب قدر ـ آن را در ده شب آخر رمضان جستجو کنیم، چه شبهای فرد و چه شبهای زوج. والله أعلم.
و در فضیلت برپا داشتن این شب، پیامبر جدر حدیث صحیح فرموده است:
«مَنْ قَامَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ إِيمَانًا وَاحْتِسَابًا، غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ» [۱۲].
«هر کس شب قدر را به خاطر ایمان به خدا و امید به ثواب و اجر الهی برپا دارد، گناهان گذشتۀ او بخشیده میشود».
زمان پر برکتی است که وقتش کم و خیرش فراوان است، زود تمام میشود، پس خوشا به حال کسیکه آن را مغتنم بشمارد و از آن استفاده کند.
در این ماه دروازههای بهشت گشوده و درهای جهنم بسته میشود، و شیاطین به بند و زنجیـر کشیده می-شوند، چنانکه در حدیث، پیامبر جفرموده است:
«إِذَا جَاءَ رَمَضَانُ، فُتِّحَتْ أَبْوَابُ الْجَنَّةِ، وَغُلِّقَتْ أَبْوَابُ النَّارِ، وَصُفِّدَتِ الشَّيَاطِينُ إذا جاء رمضان فُتِّحت أبواب الجنة وغُلقت أبواب النيران وصُفدت الشياطين» [۱۳].
«با فرا رسیدن ماه رمضان، درهای بهشت گشوده و درهای آتش بسته میشود و شیاطین به زنجیر کشیده میشوند».
همچنین میفرماید: «إِذَا كَانَ أَوَّلُ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ صُفِّدَتِ الشَّيَاطِينُ، وَمَرَدَةُ الجِنِّ، وَغُلِّقَتْ أَبْوَابُ النَّارِ، فَلَمْ يُفْتَحْ مِنْهَا بَابٌ، وَفُتِّحَتْ أَبْوَابُ الجَنَّةِ، فَلَمْ يُغْلَقْ مِنْهَا بَابٌ، وَيُنَادِي مُنَادٍ: يَا بَاغِيَ الخَيْرِ أَقْبِلْ، وَيَا بَاغِيَ الشَّرِّ أَقْصِرْ، وَلِلَّهِ عُتَقَاءُ مِنَ النَّارِ، وَذَلكَ كُلُّ لَيْلَةٍ» [۱۴].
«با فرارسیدن شب اول از رمضان، شیاطین و جنهای سرکش به زنجیـر کشـیده میشوند و تمامی درهای جهنم بسته میشود، به طوریکه دری باز باقی نمیماند و تمامی درهای بهشت گشوده میشود، به طوریکه دری بسته نخواهد بود، و کسی ندا میدهد: ای خواهان خیر و ثواب! به سوی خدا و عبادت روی آور، و ای خواهان شر و بدی و فساد! دست بردار، و در این ماه خدا آزاد شدگانی از آتش دارد و این ندا و آزاد شدن در تمامی شبهای ماه رمضان است».
و میفرماید: «أَتَاكُمْ رَمَضَانُ شَهْرٌ مُبَارَكٌ فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَلَيْكُمْ صِيَامَهُ، تُفْتَحُ فِيهِ أَبْوَابُ السَّمَاءِ، وَتُغْلَقُ فِيهِ أَبْوَابُ الْجَحِيمِ، وَتُغَلُّ فِيهِ مَرَدَةُ الشَّيَاطِينِ، لِلَّهِ فِيهِ لَيْلَةٌ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ، مَنْ حُرِمَ خَيْرَهَا فَقَدْ حُرِمَ» [۱۵].
«ماه مبارک رمضان نزد شما آمد، خداوند روزۀ این ماه را بر شما واجب کرد، در این ماه درهای آسمان گشوده میشود و درهای جهنم بسته میشود و شیاطین سرکش زنجیر میشوند، در این ماه خداوند شبی دارد که از هزار ماه، خیر و برکتش بیشتر است هر کس از خیر این شب محروم ماند به حقیقت محروم شده است».
و میفرماید: «إِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضَانَ فُتِّحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ، وَغُلِّقَتْ أَبْوَابُ جَهَنَّمَ، وَسُلْسِلَتِ الشَّيَاطِينُ» [۱۶].
«با آمدن ماه رمضان، درهای آسمان گشوده و درهای جهنم بسته میشود و شیاطین به زنجیر کشیده می-شوند».
در این ماه گناهان بخشیده میشود چنانکه در حدیث صحیح، پیامبر جفرموده است: «مَنْ صَامَ رَمَضَانَ إِيمَانًا وَاحْتِسَابًا، غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ» [۱۷].
«هر کس رمضان را با ایمان، و به نیت اجر و پاداش قیامت روزه بگیرد، گناهان گذشتۀ او بخشیده خواهد شد».
و میفرماید: «وَرَمَضَانُ إِلَى رَمَضَانَ، مُكَفِّرَاتٌ مَا بَيْنَهُنَّ إِذَا اجْتُنِبَتِ الْكَبَائِرَ» [۱۸].
«رمضان تا رمضان سبب کفارۀ گناهان بین آن دو است به شرطیکه از گناهان کبیره خودداری شود».
و میفرماید: «إن جبريل÷ عرضَ لي فقال: بُعداً لمن أدرك رمضان فلم يُغفر له، فقلت: آمين» [۱۹].
«جبرئیل÷نزد من آمد و گفت: دور باد کسیکه ماه رمضان را سپری کند و گناهانش بخشیده نشود، و من هم گفتم: آمین».
در فضیلت روزه به طور عموم احادیث زیادی روایت شده است از جمله:
فرمودۀ پیامبر ج: «مَنْ صَامَ يَوْمًا فِي سَبِيلِ اللهِ جَعَلَ اللَّهُ بَيْنَهُ وَبَيْنَ النَّارِ خَنْدَقًا كَمَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ» [۲۰].
«هر کس روزی در راه خدا روزه باشد، خداوند بین او و آتش، خندقی به فاصلۀ آسمان و زمین قرار می-دهد».
و فرمودۀ پیامبر ج: «مَنْ صَامَ يَوْمًا فِي سَبِيلِ اللهِ زَحْزَحَهُ اللَّهُ عَنِ النَّارِ سَبْعِينَ خَرِيفًا» [۲۱].
«هر کس، روزی در راه خدا روزه باشد، خداوند او را هفتاد سال از آتش دور می-گرداند».
و از ابو أمامهسروایت است که: «به پیامبر خدا جگفتم: ای رسول خدا، مرا به عملی ارشاد کن که با انجام آن به بهشت وارد شوم. پیامبر جفرمود: «عَلَيْكَ بِالصَّوْمِ؛ فَإِنَّهُ لَا مِثْلَ لَهُ». وفي رواية: «عَلَيْكَ بِالصَّوْمِ؛ فَإِنَّهُ لَا عِدْلَ لَهُ» [۲۲].
«روزه بگیر، زیرا هیچ چیز مثل و مانند روزه نیست». و در روایتی دیگر «روزه بگیر که هیچ چیز با آن برابری ندارد».
و فرمودۀ پیامبر ج: «كُلُّ عَمَلِ ابْنِ آدَمَ يُضَاعَفُ، الْحَسَنَةُ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا إِلَى سَبْعِمِائَةِ ضِعْفٍ إِلَى مَا شَاءَ اللَّهُ، يَقُولُ اللَّهُ: إِلَّا الصَّوْمَ؛ فَإِنَّهُ لِي وَأَنَا أَجْزِي بِهِ، يَدَعُ شَهْوَتَهُ وَطَعَامَهُ مِنْ أَجْلِي، لِلصَّائِمِ فَرْحَتَانِ: فَرْحَةٌ عِنْدَ فِطْرِهِ، وَفَرْحَةٌ عِنْدَ لِقَاءِ رَبِّهِ. وَلَخُلُوفُ فَمِ الصَّائِمِ أَطْيَبُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ رِيحِ الْمِسْكِ».
«هر کردار نیکوی انسان ده تا هفتصد برابر ثواب و پاداش دارد، خداوند متعال فرموده است: جز روزه، چون روزه برای من است و من پاداش آنرا میدهم، شهوت و طعامش را به خاطر من رها میسازد و برای فرد روزه دار دو شادمانی هست: شادمانی در هنگام افطارش و شادمانی در هنگام ملاقات پروردگارش، به خدا سوگند بوی دهان روزهدار در نزد خداوند خوشبوتر از بوی مشک است».
و فرمودۀ پیامبر ج: «الصِّيَامُ وَالْقُرْآنُ يَشْفَعَانِ لِلْعَبْدِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، يَقُولُ الصِّيَامُ: أَيْ رَبِّ، مَنَعْتُهُ الطَّعَامَ وَالشَّهَوَاتِ بِالنَّهَارِ، فَشَفِّعْنِي فِيهِ، وَيَقُولُ الْقُرْآنُ: مَنَعْتُهُ النَّوْمَ بِاللَّيْلِ، فَشَفِّعْنِي فِيهِ»، قَالَ: «فَيُشَفَّعَانِ» [۲۳].
«روزه و قرآن در روز قیامت برای بنده شفاعت میکنند، روزه میگوید: پروردگارا .. او را از خوراک و شهوت باز داشتم، پس شفاعت مرا دربارۀ او بپذیر و قرآن میگوید: او را از خواب شبانه باز داشتم، پس شفاعتم را دربارۀ او بپذیر، پیامبر جفرمود: شفاعت آنان پذیرفته خواهد شد».
همچنین فرمودۀ پیامبر ج: «إِنَّ فِي الْجَنَّةِ بَابًا يُقَالُ لَهُ الرَّيَّانُ، يَدْخُلُ مِنْهُ الصَّائِمُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يَدْخُلُ فِيهِ أَحَدٌ غَيْرُهُمْ، فَإِذَا دَخَلُوا أُغْلِقَ عَلَيْهِمْ فَلَمْ يَدْخُلْ فِيهِ أَحَدٌ غَيْرُهُمْ فَإِذَا دَخَلَ آخِرُهُمْ أُغْلِقَ، مَنْ دَخَلَ فِيهِ شَرِبَ وَمَنْ شَرِبَ لَمْ يَظْمَأْ أَبَدًا» [۲۴].
«در بهشت دروازۀ هست که به آن «ریان» گفته میشود، در روز قیامت تنها روزهداران از آن در وارد بهشت میشوند، از آن در، هیچ کس دیگری جز روزهداران وارد نمیشود، آخرین نفر از روزهدارن که وارد بهشت شد، آن در نیز بسته خواهد شد و هر کس از آن در وارد شود، مینوشد و هر کس بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد».
***
[۱۲] رواه بخاری [۱۳] صحیح بخاری و صحیح مسلم، (صحیح الجامع: ۴۷۰). [۱۴] صحیح سنن الترمذی: ۵۴۹. [۱۵] صحیح سنن النسائی: ۱۹۹۲. [۱۶] صحیح سنن النسائی: ۱۹۹۱. [۱۷] متفق علیه. [۱۸] صحیح مسلم، صحیح الجامع: ۳۸۷۵. [۱۹] صحیح الترغیب والترهیب: ۱۶۷۹. [۲۰] صحیح سنن الترمذی: ۱۳۲۵. [۲۱] صحیح سنن الترمذی: ۱۳۲۳. [۲۲] صحیح سنن النسائی: ۲۰۹۹. [۲۳] مسند احمد، مستدرک حاکم، و شعب الإیمان بیهقی. آلبانی میگوید: حسن و صحیح است. [۲۴] بخاری، مسلم و نسایی با الفاظ مختلف. نگا: صحیح الترغیب: ۹۷۹.
هر کس در ماه رمضان، عمدی و بدون عذر شرعی معتبر، روزه نباشد مرتکب گناه کبیرۀ بزرگی شده است که مستحق عذاب شدیدی در روز قیامت است، چنانکه در حدیث آمده که أبو أمامة باهلیسگفته: «از پیامبرص شنیدمکه فرمود: در حالیکه خوابیده بودم دو نفر نزد من آمدند و دو بازوی مرا گرفته و مرا به پای کوهی صعب العبور بردند و گفتند: بالا برو، گفتم: توان بالا رفتن از این کوه را ندارم. گفتند: آن را برایت سهل و آسان میکنیم، از کوه بالا رفتم تا به بالای آن رسیدم، ناگهان سر و صداهای بلندی شنیدم، گفتم: این سر و صداها چیست؟ گفتند: این عوعو و زوزۀ جهنمیان است، سپس مرا بردند، ناگهان به گروهی رسیدمکه از پاهایشان آویزان شدهاند، لبهایشان گشاده شده است و از آن خون میریزد گفتم: اینان چه کسانی هستند؟ گفتند: کسانیکه قبـل از زمـان افطـار، افطـار می-کنند!!».
این عذاب شدید برای کسانی است که قبل از وقت افطار، افطار میکنند، پس حال کسانیکه در روزۀ رمضان عمداً افطار میکنند، یا اصلاً روزه نمیگیرند چگونه خواهد بود؟!!
حال اگر گفته شود: آیا برای کسیکه عمداً در رمضان روزه نگیرد، قضاء یا کفاره وجود دارد؟
در جواب میگویم: بعضی از اهل علم کفارۀ روزه خوار متعمد را بر کفارۀ کسیکه با همسرش در روز رمضان جماع کند، قیاس کردهاند، و این اشتباه است، زیرا علت افطار در این دو حالت باهم متفاوت است، و همچنین نصی مبنی بر الزام روزه خوار متعمد به کفاره یا قضاء وجود ندارد. و قول راجح این است که بر کسیکه عمداً روزه نگیرد، نه کفاره واجب است و نه قضاء، و اگر تمامی روزگار را روزه بگیرد، برابر یک روزۀ رمضان نیست، بلکه بر او واجب است که توبه نصوح کند و همچنین مستحب است که زیاد روزۀ سنت بگیرد و همچنین در راههای خیر، فراوان صدقه دهد. والله أعلم.
***
بعد از بیان حکم روزه و فضیلت ماه رمضان و سزای کسیکه عمداً روزه نباشد، به اذن و توفیق خداوندأ، به بیـان احکام و مسـائل مربوط به روزه به صـورت تفصیلی میپردازیم.
روزه (صوم) در لغت یعنی امساک و خودداری، و در شرع یعنی خودداری از چیزهاییکه روزه را باطل می-کند از طلوع فجر صادق تا غروب آفتاب، همراه با نیت و قصد روزه.
***
اگـر مسلمان روزهداری به وسیلۀ قول، فعل یا اعتقادی، مرتد شود، روزهاش باطل میشود، زیرا خداوندأمیفرماید:
﴿وَلَوۡ أَشۡرَكُواْ لَحَبِطَ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ٨٨﴾[الأنعام: ٨٨].
«واگر آنان شرک ورزیده بودند، قطعاً آنچه انجام میدادند از دستشان میرفت و باطل میشد».
همچنین اگر فردی تارک نماز باشد، روزهاش قبول نیست.
هرکس عمداً خوراکی و یا نوشیدنی یا ... را داخل شکمش کند، روزهاش باطل شده است، و همین-طور اگر آمپول و سرنگ غذایی مصرف کند، حکم آن مانند حکم خوراک و آشامیدنی است.
اما کسیکه ناخواسته و از روی فراموشی چیزی بخورد یا بنوشد، روزهاش باطل نشده و باید روزهاش را تکمیل کند، زیرا پیامبر جفرموده است:
«رُفع عن أمتي الخطأ، والنسيان، وما استُكرهوا عليه» [۲۵].
«خداوند از خطا، فراموشی و اکراه امتم درگذشته است».
«إذا نسي فأكلَ وشرِبَ فليتمَّ صومَهُ؛ فإنما أطعمه الله وسقاه».
«هرگاه روزهدار از روی فراموشی، خورد و نوشید، روزهاش را تکمیل کند زیرا خداوند او را خورانده و نوشانده است» [متفق علیه].
[۲۵] صحیح الجامع: ۳۵۱۵.
علما اتفاق نظر دارند که هرکس با همسرش در روزهای ماه رمضان همبستر شود، روزهاش باطل میشود و کفارۀ آن آزاد کردن یک برده است، اگر نتوانست باید دو ماه پشت سر هم روزه باشد، و اگر نتوانست باید شصت مسکین را طعام بدهد، چنانکه أبوهریرة روایت کرده است:
«بينما نحن جلوس عند النبي جإذا جاء رجلٌ، فقال: يا رسول الله هلكتُ، قال: ما لك؟ قال: وقعتُ على امرأتي وأنا صائم. فقال رسول الله ج: هل تجد رقبةً تعتقها؟ قال: لا، قال: فهل تستطيع أن تصوم شهرين متتابعين؟ قال: لا، قال: هل تجدُ إطعام ستين مسكيناً؟ قال: لا. قال: فمكث النبي جفبينا نحن على ذلك أُتي النبي جبِعَرقٍ فيها تمر -والعَرَق: المِكتل- قال: أين السائل؟ فقال: أنا. قال: خذ هذا فتصدّق به. فقال الرجل: على أفقر مني يا رسول الله؟ فوالله ما بين لابتيها -يريد الحرتين- أهل بيتٍ أفقرُ من أهل بيتي. فضحك النبي جحتى بدت نواجذه ثم قال: أطعمه أهلكَ». وفي رواية: «وصم يوماً مكانه» [متفق علیه].
«نزد پیامبر جنشسته بودیمکه مردی آمد و گفت: ای رسول خدا هلاک و نابود شدم. پیامبر جفرمود: تو را چه شده است؟ گفت: با زنم همبستر شدهام در حالیکه روزه بودهام. پیامبر جفرمود: آیا می-توانی بردهای را آزاد کنی؟ گفت: نه، پیامبر جفرمود: میتوانی دو ماه پشت سر هم روزه بگیری؟ گفت: نه، فرمود: میتوانی شصت مسکین را غذا بدهی؟ گفت: نه، پیامبر جچند لحظۀ مکث نمود، در همین حال بودیمکه زنبیلی از خرما نزد پیامبر آورده شد، پیامبر جفرمود: سؤال کننده کجاست؟ آن مرد گفت: منم، فرمود: این را بگیر و صدقه بده، گفت: بر فقیرتر از خودم صدقه کنم؟ ای رسول خدا! به خدا سوگند در مدینه خانوادهای فقیرتر از خانوادۀ من نیست. پیامبر جخندید چنانکه دندانهای عقلش نمایان شد، سپس فرمود: آن را به خانوادهات بده» و در روایتی دیگر «و یک روز به جای آن روزه بگیر».
هر کس عمداً قی کند، روزهاش باطل میشود و باید روزی به جای آن روزه باشد، اما اگر کسی بی اختیار استفراغ نمود، اشکالی ندارد، به دلیل فرمودۀ پیامبر ج:
«من ذرعه قيء وهو صائم فليس عليه قضاء، وإن استقاء فليقضِ» [۲۶].
«هرکس در حال روزه، بیاختیار استفراغ از دهانش بیرونآمد، لازم نیست روزهاش را قضا کند و کسیکه عمداً استفراغ نمود، باید روزهاش را قضا کند».
[۲۶] صحیح سنن أبی داود: ۲۰۸۴.
همینطور اگر در روز ماه رمضان خون حیض، زن روزهدار را غافلگیر کند، روزهاش باطل شده و باید روزهاش را باز کرده و بعداً آن را قضا کند، چنانکه درحدیث آمده که عایشهلفرموده است: «ما به عادت ماهانه مبتلا میشدیم، ما مأمور به قضای روزه بودیم ولی به قضای نماز امر نشدهایم».
***
برای روزۀ فرض رمضان، واجب است که فرد قبل از فجر، نیت روزه داشته باشد، به دلیل فرمودۀ پیامبر ج:
«من لم يُبيت الصيام من الليل فلا صيام له» [۲۷].
«کسیکه شب نیت روزه نداشته باشد، برای او روزه محسوب نمیشود».
و فرمودۀ ایشان ج: «من لم يُجمع الصيام قبل الفجر فلا صيام له» [۲۸].
«هر کس قبل از فجر ارادۀ روزه گرفتن نداشته باشد، برای او روزه محسوب نمیشود».
و در مورد نیت، تلفظ آن لازم نیست و انعقاد آن در قلب کافی است.
بر خلاف روزۀ سنت که نیت در خلال روز نیز جایز است، پیامبر جبه میان خانوادهاش میآمد و میفرمود: «آیا نهار دارید میگفتند: نه، میفرمود: پس من روزه هستم».
***
[۲۷] صحیح سنن النسائی: ۲۱۹۹. [۲۸] صحیح سنن النسائی: ۲۱۹۶.
خوردن و آشامیدن سحری، سنت است و به آن تأکید شده است. پیامبرجفرمودهاند: «هلموا إلى الغداء المبارك» [۲۹].
«به سوی غذایی دارای خیر و برکت (سحری) بشتابید».
و میفرماید: «تسحروا فإن السحور بركة» [۳۰].
«سحرگاه، غذا بخورید چرا که در سحری خیر و برکت است».
و میفرماید: «إن الله وملائكته يصلون على المتسحرين» [۳۱].
«همانا خداوند و فرشتگانش بر سحریکنندگان صلوات (آمرزش از جانب خدا و دعای خیر از جانب ملائکه) میفرستند».
و میفرماید: «تسحروا ولو بجرعة ماء».
«سحری بخورید اگرچه جرعۀ آب هم باشد».
و میفرماید: «السحور أكلةُ بركة فلا تدعوه ولو أن يجرع أحدكم جرعة ماء».
«سحری خوردنی با برکتی است، آن را رها نسازید، حتی اگر جرعۀ آب نوشیده باشید».
همچنین سحری روزۀ مسلمانان را از روزۀ اهل کتاب متمایز میسازد، چنانکه پیامبر جفرموده:
«فصلٌ ما بين صيامنا وصيام أهل الكتاب أكلةُ السّحر».
«جداکنندۀ روزۀ ما با روزۀ اهل کتاب سحری است».
لازم است که مسلمانان به خاطر مخالفت با اهل کتاب بر انجام این عمل حریص باشند.
***
[۲۹] صحیح سنن النسائی: ۲۰۴۳. [۳۰] متفق علیه [۳۱] صحیح الجامع: ۳۶۸۳.
مستحب است که سحری تا کمی قبل از ظهور فجر صادق به تأخیر انداخته شود، به دلیل فرمودۀ خداوندأ:
﴿وَكُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكُمُ ٱلۡخَيۡطُ ٱلۡأَبۡيَضُ مِنَ ٱلۡخَيۡطِ ٱلۡأَسۡوَدِ مِنَ ٱلۡفَجۡرِۖ ثُمَّ أَتِمُّواْ ٱلصِّيَامَ إِلَى ٱلَّيۡلِۚ ١٨٧﴾[البقرة: ١٨٧].
«و بخورید و بیاشامید تا رشتۀ سپید بامداد از رشتۀ سیاه (شب) برشما نمودار شود، سپس روزه را تا (فرا رسیدن) شب به اتمام رسانید».
زید بن ثابتسفرموده است: «همراه پیامبر جسحری میخوردیم، سپس پیامبر جبرای نماز بلند شد، انسگفت: بین اذان و سحری چقدر فاصله بود؟ فرمود: به اندازۀ تلاوت پنجاه آیه».
نکتۀ قابل توجه این است که فجر دو نوع است:
با ظهور آن نمـاز صبح خوانده نمیشود و خوردن سحری حـرام نمیشود و به صورت سپیدی در آسمان منتشر است، ابتدا به سمت بالا و سپس به سمت پایین میآید.
با ظهور آن نماز صبح جایز و خوردن و همبستری حرام میشود و به صورت قرمزیکه تمامی سطح افق را قبل از طلوع آفتـاب در جهت شـرقی در بر میگیرد، نمایان میشود. پیامبر جفرمود:
«كلوا واشربوا، ولا يهيدنَّكم -أي لا يزعجنكم فيمنعنكم- الساطع المصعّد، فكلوا واشربوا حتى يعترض لكم الأحمرُ» [۳۲].
«بخورید و بیاشامید، نوریکه به صورت عمودی در آسمان منتشر و به سمت بالا میرود، شما را از خوردن باز ندارد، بخورید و بیاشامید تا نور قرمز پدیدار شود».
و فرمود: «لا يغرنّكم أذانُ بلال، ولا هذا البياض لعمود الصبح حتى يستطير».
«اذان بلال و سپیدیکه عمودی منتشر میشود شما را باز ندارد، مگر به صورت افقی منتشر شود» [مسلم].
اگر دچار تردید شدی و توانایی تشخیص فجر صادق از کاذب را نداشتی، میتوانی تا رسیدن به یقین در فجر صادق، بخوری. ابن عباسبفرموده است: «هنگامیکه شک کردی، خداوند خوردن و نوشیدن را برای تو حلال گردانیده است».
همچنین اگر اذان صبح را شنیدی و لقمۀ در دهان یا کاسۀ آب، در دست داشتی به آرامی لقمه را قورت بده و آب را بنوش، برخلاف گفتۀ بعضی افراد جاهلکه میگویند: در این حال باید لقمه را از دهانش تف کند!!
پیامبر جفرموده:
«إذا سمع أحدكم النداء والإناء في يده فلا يضعه حتى يقضي حاجته منه» [۳۳].
«هرگاه یکی از شما اذان را شنید در حالیکه ظرفی در دست داشت، آن را زمین نگذارد تا نیازش را برآورده میکند».
و أبوأمامةسفرموده است: «برای نماز اذان داده شد و کاسهای در دست امام عمر بود، گفت: ای رسول خدا بنوشم؟ پیامبر فرمود: بله، و نوشید».
از این روایت، باطل بودن تعیین وقت برای امساک، (چنانکه در کشورهای مختلف رایج است، به شیوهای که مردم را بیست دقیقه قبل از اذان دوم و شاید بیشتر به ادعای احتیاط وادار به امساک میکنند) فهمیده میشود، تازه این وقتِ ممنوع شده، همان وقت مبارک و مناسب برای سحری است که در احادیث به آن اشاره شد.
امام بخاری/ از أم المؤمنین عایشهلروایت کرده که بلالسشب هنگام، اذان اول را میداد، پیامبر جفرمود:
«كلوا واشربوا حتى يؤذن ابنُ أمِّ مكتوم؛ فإنه لا يؤذن حتى يطلعَ الفجر».
«بخورید و بیاشامید تا ابن ام مکتوم اذان میدهد، زیرا او در هنگـام طلوع فجر اذان میدهد». قاسم ابن محمّد گفته: «فاصلۀ بین اذان آن دو، تنها به اندازۀ پایین آمدن بلال و بالا رفتن ابن ام مکتوم بود».
با وجود این فاصلۀ خیلی کم میان اذان بلال و ابن ام مکتوم، پیامبر جبه مسلمانان امر کرده که هنگام اذان بلال بخورند و بنوشند، اذان او شب هنگام محسوب میشد!!
و نیز چنین برداشت میشود که تعیین وقت شرعی برای امساک و اذان دادن، طلوع فجر صادق است نه اوقاتیکه بر طبق ستارهشناسی یکسال قبل از حلول ماه رمضان و به وسیلۀ افرادیکه دین و عدالتشان ناشناخته است ـ تعیین میشود، و مردم را بیست دقیقه یا بیشتر قبل از طلوع فجر صادق وادار به امساک، اذان و اقامه میکند!!
در اذان اول، بیست دقیقه مسلمانان را با ادعای احتیاط، از خوردن و نوشیدن محروم میکنند، و در اذان دوم، بیست دقیقه قبل از فجر صادق و زمان شرعی و دقیق، اذان میدهند. پس مـجموع زمانیکـه مسلمانان را از خوردن و نوشیدن مـحروم میکنند، چهل دقیقه قبل از طلوع فجر صادق است!!
***
[۳۲] أخرجه أبو داود، والترمذی، وغیرهما، السلسلة الصحيحة: ۲۰۳۱. [۳۳] رواه أبو داود، صحیح الجامع: ۶۰۷.
زمان شرعی برای افطار، غروب قرص خورشید است، و هرگاه خورشید غروب کرد، روزهدار افطار میکند، بنا به فرمودۀ پیامبر ج:
«إذا أقبل الليل من هاهنا وأدبر من هاهنا، وغربت الشمس فقد أفطر الصائم».
«هرگاه شب از طرف مشرق روی آورد و روز از طرف مغرب سپری شد و خورشید غروب کرد، روزهدار افطار میکند». [متفق علیه]
«پیامبر جهنگامیکه روزه بود، به فردی دستور داد که به بالای بلندی برود و هرگاه خبر میداد خورشید غروب کرده است، پیامبر جافطار مینمود».
تعیین وقت شرعی برای وقت افطار، اینچنین است نه تعیین وقت فلکیکه در اکثر اوقات اشتباه است. با این وجود مسلمانان زیادی تعیین اوقات فلکی را بر تعیین اوقات شرعی ترجیح میدهند، با وجود اینکه میدانند تعیین اوقات فلکی اشتباه میکند و غالباً ده دقیقه بعد از غروب خورشید می-باشد!!
اما اگر به علت بلندی ساختمانها در سرزمین مسلمانان که مانع رؤیت غروب خورشید میشود یا سایر اسباب دیگر، فردی نتوانست به تنهایی یا به کمک دیگران، غروب خورشید را تشخیص دهد، میتواند به تعیین اوقات فلکی اعتماد کند، امیدوارم در این حالت گناهی بر او نباشد،إن شاء الله.
***
عجله در افطار سنت است، بنا بر فرمودۀ پیامبر ج:
«لا تزال أمتي بخير ما عجلوا الفطور» [۳۴].
«امتم تا زمانیکه در افطار عجله میکنند بر خیر هستند» [متفق علیه].
و همچنین پیامبر جمی-فرماید:
«لا يزال الدين ظاهراً ما عجّل الناس الفطر؛ لأن اليهود والنصارى يؤخرون» [۳۵].
«این دین تا زمانیکه مردم در افطار عجله میکنند غالب و چیره است، زیرا یهود و نصاری افطار را به تأخیر میاندازند».
و میفرماید: «قال الله عز وجل إن أحب عبادي إلي أعجلهم فطراً» [۳۶].
«دوست داشتنیترین بندگان نزد من، کسانی هستند که در افطار عجلۀ بیشتری می-کنند».
البته، عجله در اینجا نباید به معنای تعجیل افطار قبل از غروب کامل قرص خورشید، فهمیده شود.
و میفرماید: «ثلاثٌ من أخلاق النبوة: تعجيل الإفطار، وتأخير السحور، ووضع اليمين على الشمال في الصلاة» [۳۷].
«سه چیز از اخلاق نبوت است؛ تعجیل در افطار، تأخیر در سحری، و قرار دادن دست راست بر روی دست چپ در نماز».
و میفرماید: «لا تزال أمتي على سنتي ما لم تنتظر بفطرها النجوم» [۳۸].
«امت من تا زمانیکه در افطار منتظر ظهور ستارگان در آسمان نمیشوند، بر سنت من هستند». (چنانکه شیعیان رافضی اینگونه هستند و افطار را (به پیروی از یهود و نصاری و به مخالفت با اهل سنت و جماعت) تا بعد از غروب خورشید، هنگامیکه ستارگان در وسط آسمان پدیدار میشوند به تأخیر می-اندازند)!!
***
[۳۴] صحیح الجامع: ۷۲۸۴. [۳۵] رواه أبو داود، صحیح الجامع: ۷۶۸۹. [۳۶] روا أحمد، وقال الشیخ شاکر فی التخریج ۱۶/۱۵۴: إسناده صحیح. [۳۷] صحیح الجامع: ۳۰۳۸. [۳۸] صحیح الترغیب: ۱۰۷۴.
بنا به فرمودۀ پیامبر ج:
«من وجد تمراً فليفطر عليه، ومن لم يجد تمراً فليفطر على الماء فإنه طهور [۳۹]. ثم يقوم فيصلي الصلاة لوقتها ..».
«هر کس خرمایی را یافت، با خرما افطار کند وگرنه با آب افطار کند، زیرا پاک است، سپس برخیزد و نماز را در وقتش بخواند ..».
همچنین پیامبر جمیفرمود: «ذهب الظمأ، وابتلت العروق، وثبت الأجر إن شاء الله» [۴۰].
«تشنگی برطرف شد و رگها (به سبب رفع عطش) بهبود یافتند و خستگی بر طرف شد و به خواست خدا ثواب و پاداش حاصل شد».
***
[۳۹] صحیح الجامع: ۶۵۸۳. [۴۰] رواه أبو داود، صحیح الجامع: ۴۶۷۸.
در اینجا اموری هست که انجام دادن آن برای روزهدار اشکالی ندارد از جمله:
أم المؤمنین عایشهلفرموده است:
«كان النبي جيُقبل ويُباشر وهو صائم، وكان أملككم لإربه» [متفق علیه].
«پیامبر میبوسید و معاشرت میکرد، در حالیکه روزه بود، و پیامبر از همۀ شما بیشتر بر شهوت و حاجتش کنترل و تسلط داشت».
حکیم بن عقال گفته است: سَأَلْتُ عَائِشَةَ أُمَّ الْمُؤْمِنِينَ: مَا يَحْرُمُ عَلَيَّ مِنِ امْرَأَتِي وَأَنَا صَائِمٌ؟ قَالَتْ: « فَرْجُهَا» [۴۱].
«از عائشه پرسیدم: در حال روزه چه چیز از زنم بر من حرام است؟ جواب داد: شرمگاهش».
و از عمر بن خطابسروایت است که فرمود: هشِشْتُ فقبَّلتُ وأنا صائم، فقلت: يا رسولَ الله، صنعتُ اليومَ أمراً عظيماً؛ فقبلت وأنا صائم، قال: «أرأيت لو مضمضتَ من الماء وأنت صائم؟» قلت: لا بأس به، قال: «فمه؟».
«خوشحال شدم و بوسه زدم در حالیکه روزه بودم، پس گفتم: یا رسول الله، امروز خطای بزرگی مرتکب شدم؛ بوسه زدم در حالیکه روزه بودم، پیامبرص فرمود: چطور میبینی اگر با آب مضمضه کنی در حالیکه روزه هستی؟ گفتم: این کار اشکالی ندارد، فرمود: پس دیگر چه؟» [۴۲].
اما من باب سد ذرائع [۴۳]به جوانان و کسانیکه تازه ازدواج کردهاند بوسه زدن و مباشرت با همسر به هنگام روزهداری توصیه نمیشود، بخاطر حدیثیکه أبوهریرة روایت میکند که:
«أن رجلاً سأل النبي ج عن المباشرة للصائم، فرخص له، وأتاه آخر فنهاه؛ فإذا الذي رخَّص له شيخ، والذي نهاه شاب» [۴۴].
«شخصی از پیامبر جدر مورد مباشرت روزه دار با همسرش، سؤال کرد، پیامبر جبه او رخصت این کار را دادند، شخص دیگری به نزد پیامبر جآمد و پیامبر او را از این کار نهی کردند، زیرا کسیکه به او رخصت داد یک پیرمرد بود، و کسی او را از این کار نهی کرد یک جوان بود».
[۴۱] قال ابن حجر فی الفح ۴/۱۷۷: إسناده إلى حکیم صحیح. [۴۲] صحيح سنن أبى داود: ۲۰۸۹. [۴۳] ذرائع جمع ذریعه، به معنی وسیله است. ذرائع در اصطلاح فقهاء به اموری اطلاق میشودکه منتهی به حرام یا حلال گردد. بدین معنی: کاری که منتهی به حرام شود حرام است، وکاری که منتهی به حلال شود حلال است، و آنچه واجبی از واجبات بدون انجام آن امکـانپذیر نباشد واجب است. پس مقصود از سدّ ذرائع، جلوگیری از چیزهائی است که به حرام منتهی گردد ... [۴۴] صحیح سنن أبی داود: ۲۰۹۰.
امام بخاری/ روایت کرده است: «پیامبر جدر حال روزه سواک استعمال کردهاند و ابن عمربفرموده است: در اول و آخر روز سواک استعمال میشود، ولی آب آن بلعیده نمیشود». و عطاء گفته: «اگر آب دهانش را ببلعد، نمیگویم باید افطار کند». و ابنسیرین گفته: «استعمال سواک تر و تازه اشکالی ندارد. گفته شد: سواک تازه دارای طعم و مزه است؟ گفت: آب هم مزه دارد در حالیکه با آن ضمضمه میکنی».
امام بخاری/ روایت کرده: ابن عباسبفرموده است:
«إحتجم النبي جوهو صائم».
«پیامبر جدر حالت روزه، حجامت نموده است».
ابن عباس و عکرمهبگفتهاند: «روزه از چیزیکه وارد بدن میشود باطل میشود نه از چیزیکه خارج گردد».
و اینفرمودۀ پیامبرجکه: «أفطر الحاجم والمحجوم». یعنی «حجامتکننده و حجامتشونده هردو روزه میگشایند»، به دلیل فعل پیامبر جمنسوخ میباشد، همانگونه که در حدیث امام بخاری/در بالا ثابت شده است، ونیز به دلیل فرمودهاش که در حدیثی از سعیدالخدری روایت است که میگوید:
«رخّص رسول الله جفي القبلة للصائم، والحجامة».
«رسول الله جدر مورد بوسیدن وحجامت، به روزهدار رخصت داده است». و رخصت بعد از عزیمت و حظر میباشد.
بنا به فرمودۀ پیامبر ج:
«بالغ في الاستنشاق إلا أن تكون صائماًً».
«در استنشاق مبالغه کن مگر اینکه روزه باشی».
از این حدیث چنین فهمیده میشود که استنشاق برای روزهدار نیز جایز است، اما بدون مبالغه.
امام بخاری/ آورده است که: «حسن بصری گفته: برای روزهدار مضمضه و خود را با آب خنک کردن مانعی ندارد» [ترمذی ۷۱۸].
در بالا حدیث عمرسکه جایز بودن مضمضه برای روزه دار را میرساند، ذکر شد.
امامبخاری/ نقل کرده است که أمالمؤمنین عایشهلفرموده است: «كان النبي جيُدركه الفجر جُنباً في رمضان من غير حُلم فيغتسل ويصومَ».
«پیامبر جدر رمضان صبح میکرد در حالیکه به سبب همبستری، جنب بود، سپس غسل مینمود و روزه میگرفت».
ابن عمرسدر حال روزه لباسی را خیس کرده و بر خود می-انداخت. شعبی در حال روزه به حمام رفته است. انسسگفته است: «من حوضی سنگی داشتمکه در حال روزه خود را به داخل آن می-انداختم».
اگر پرسیده شود: اگر اشتباهاً آب وارد حلق شد؟
در جواب گفته میگویم: اشکالی ندارد، چون خداوندأفرموده است:
﴿وَلَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٞ فِيمَآ أَخۡطَأۡتُم بِهِۦ وَلَٰكِن مَّا تَعَمَّدَتۡ قُلُوبُكُمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمًا٥﴾[الأحزاب: ٥].
«ودر آنچه اشتباهاً مرتکب آن شدهاید بر شما گناهی نیست، ولی در آنچه دلهایتان عمد داشته است (مسئولید) وخدا همواره آمرزندۀ مهربان است».
پیامبر جفرموده: «رفع عن أمتي الخطاء».
«خداوند از خطای امتم در گذشته است».
امام بخاری/ از عطا نقل کرده است که: «اگر آب به بینی زده و آب در حلقش فرو رفت مانعی ندارد و روزهاش باطل نمیشود، به شرطیکه توانایی دفع آب را نداشته باشد».
امام بخاری/ از ابن عباسبنقل کرده است که: «چشیدن غذا مانعی ندارد». و گفته: «چشیدن سرکه یا غیره در حال روزه مانعی ندارد، اگر داخل حلق نشود».
امام بخاری/فرموده است: «انس و حسن و ابراهیم، در استفاده از سرمـه برای روزهدار، مانعی نمیدیدند». و از ابن مسعودس چنین روایت کرده است که: «هر روز که یکی از شما روزه بود، روغن زده و شانه کرده صبح کند».
ابن حجر: گفته است: «سلف برای روزهدار، آراستن با شانه کردن و روغن زدن و سرمه کشیدن و غیره را مستحب میدانستند» [فتح الباری: ۴/۱۸۳].
تمامی اینها تا زمانیکه به معده نرسد و دارای ارزش غذایی نباشد اشکالی ندارد و اصل در این امور نو پیدا، مباح بودن است مگر دلیلی بر تحریم آن باشد. والله أعلم.
***
روزه نگرفتن در ماه رمضان برای مریض و مسافر جایز است، بنا به فرمودۀ خداوندأ:
﴿فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ ٱلشَّهۡرَ فَلۡيَصُمۡهُۖ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٖ فَعِدَّةٞ مِّنۡ أَيَّامٍ أُخَرَۗ يُرِيدُ ٱللَّهُ بِكُمُ ٱلۡيُسۡرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ ٱلۡعُسۡرَ ١٨٥﴾[البقرة: ١٨٥].
«هرکس از شما این ماه را درک کرد باید آن را روزه بدارد و کسیکه بیمار یا در سفر است (باید به شمارۀ آن) تعدادی از روزهای دیگر (را روزه بدارد) خدا برای شما آسانی میخواهد و برای شما دشواری نمیخواهد».
و در حدیث پیامبر جفرموده است:
«ليس من البر الصيام في السفر».
«روزه گرفتن در سفر نشانۀ نیکی نیست».
و همچنین برای مجاهد در حال پیکار با دشمن، روزه نگرفتن جایز است؛ بنا بر فرمودۀ پیامبر ج:
«إنكم ملاقو عدوكم والفطر أقوى لكم فأفطروا ».
«شما فردا با دشمن رو به رو میشوید و روزه نداشتن برای قوی بودن شما بهتر است».
اگر گفته شود بیماری و سفریکه افطار را جایز میکند، باید دارای چه شرایطی باشد؟ و آیا افطار رخصت است یا واجب؟
در جواب میگویم: هر بیماریکه مشقت و سختی را برای بیمار به همراه بیاورد، روزه نگرفتن، رخصت و جایز است و هر بیماریکه روزه، آن را شدیدتر میکند، روزه نگرفتن در این حالت واجب است، چون در اسلام نه ضرر هست و نه دفع ضرر با ضرر. (لا ضرر و لاضرار).
همینطور سفر ـ سفریکه در عرف به آن سفر گفته میشود، بدون در نظر گرفتن مسافت آن، روزه گرفتن در آن رخصت است ـ اگر خواست روزه بگیرد و اگر خواست روزه نگیرد، اما اگر سفر آنقدر سخت و دشوار باشد که منجر به تلف شدن و درماندن مسافر روزهدار میشود، در این حال روزه نگرفتن واجب است.
چنانکه در حدیث از جابرسآمده است که پیامبر جاز کنار فردی گذشت که در سایۀ درختی، بر او آب میپاشند، فرمود: «دوستتان چرا اینگونه شده است؟» گفتند: ای رسول خدا روزه است. فرمود:
«إنه ليس من البر أن تصوموا في السفر، وعليكم برخصة الله التي رخَّص لكم فاقبلوها» [۴۵].
«روزه گرفتن شما در سفر نشانۀ نیکی نیست، رخصتی را که خداوندأدر حق شما نموده، قبول کنید».
و همچنین فرموده است: «إن الله تبارك وتعالى يُحبُّ أن تؤتي رُخصَة كما يكره أن تُؤتَي معصيتُه» [۴۶].
«همانا خداوند تبارک و تعالی دوست دارد به رخصتهایش عمل شود، همانگونه که دوست ندارد از وی نافرمانی شود».
جهاد نیز همین طور است، هر اندازه که افطار روزهدار، باعث شود برای رویارویی با دشمن قویتر باشد، به همان اندازه افطار به وجوب نزدیکتر است، چنانکه در حدیث، ابوسعید خدریسفرموده است:
«با پیامبر جدر حالیکه روزه بودیم به سوی مکه مسافرت کردیم، در جایی اتراق کردیم، پیامبر جفرمود:
«إنكم قد دنوتم من عدوكم، والفطر أقوى لكم».
«همانا به دشمن نزدیک شدهاید، افطار باشید، قویتر هستید».
این فرمان پیامبر جرخصت بود، برخی روزه بودند و برخی روزه را باز نمودند، به منزلی دیگر رسیدیم، پیامبر جفرمود:
«إنكم مصبحوا عدوكم والفطر أقوى لكم فأفطروا».
«شما در جنگ با دشمن هستید و روزه نگرفتن قویتر است، پس روزههایتان را باز کنید».
این فرمان پیامبر ج عزیمت بود، از آن به بعد هم در سفر همراه با پیامبرجروزه میگرفتیم» [به روایت مسلم].
حمزه ابن عمرو اسلمی، مردی بود که زیاد روزه میگرفت از پیامبر جپرسید: «آیا در سفر روزه بگیرم؟» فرمود: «إن شئت فصُم، وإن شئتَ فأفطر».
«اگر خواستی روزه بگیر و اگر خواستی نگیر».
پس روزه گرفتن بستگی به مشقت و نوع مشقت و اثر و عواقب آن دارد، و بر این اساس، رخصت یا عزیمت بودن افطار تعیین میشود.
[۴۵] رواه النسائی، صحیح الترغیب: ۱۰۵۴. [۴۶] صحیح الجامع: ۱۸۸۵.
بر وی واجب است که روزه نگیرد و بعد از رمضان قضای آن را به جای آورد، چنانکه در حدیث، أم-المؤمنین عایشهلفرموده است:
«كان يُصيبنا ذلك -أي الدورة الشهرية- فنؤمر بقضاء الصوم، ولا نؤمر بقضاء الصلاة».
«ما به عادت ماهانه مبتلا میشدیم، ما مأمور به قضای روزه بودیم ولـی به قضای نمـاز امر نشده-ایم».
و همینطور زن حامله و شیرده: این دو گروه نباید روزه بگیرند و در مقابل باید در ازای هر روز یک نفر مسکین را خوراک دهند، و قضا به جا نمیآورند بنا بر فرمودۀ پیامبر ج:
«إن الله وضع عن المسافر الصوم، وشطر الصلاة، وعن الحامل والمرضع الصوم» [۴۷].
«خداوند روزه و نیمی از نماز را از گردن مسافر انداخته و روزه را از گردن زن حامل و شیرده» [ترمذی روایت نموده و آن را حسن دانسته است].
ابن عمر و ابن عباسلو دیگران بر همین رأی هستند، ابن عباسسگفته: «هنگامیکـه در رمضـان زن حامله از خود و زن شیرده از بچـهاش ترسید، روزه نمـیگیرند و در ازای هر روز به یک مسکین خوراک میدهند و قضای روزه را به جایی نمیآورند». از ابن عمرسنیز قولی مشابه قول ابن عباسلروایت شده است.
بنده میگویم: این زمانی است که مادر، فرزندش را یک سال کامل، یا دو سال تمام شیر بدهد؛ همانطور خداوندأمیفرماید:
﴿۞وَٱلۡوَٰلِدَٰتُ يُرۡضِعۡنَ أَوۡلَٰدَهُنَّ حَوۡلَيۡنِ كَامِلَيۡنِۖ لِمَنۡ أَرَادَ أَن يُتِمَّ ٱلرَّضَاعَةَۚ٢٣٣﴾[البقرة: ٢٣٣].
«مادران، دو سال تمام، فرزندان خود را شیر میدهند، هرگاه یکی از والدین یا هر دوی ایشان خواستار تکمیل دوران شیرخوارگی شوند».
بنا بر این روزهای زن حامله کلاً بین حاملگی وشیردهی است، لذا سال تمام میشود و او هنوز در حالت شیردادن به کودک است. لذا این زن اجازه دارد که به ازای هر روزیکه روزه میگشاید، فقیری را طعام بدهد؛ زیرا نه توانایی و نه وقت قضا را دارد. اما اگر کودک خود را به مدت چند ماه شیر میداده که این عادت غالب زنان امروزی است و بعد از آن شیردادن را قطع کند، تا یک یا دو سال را به کمک شیر گاو تکمیل کند .. او چنانچه در رمضان بخاطر شیردادن، روزه گشود، بر او قضا واجب است، و طعام دادن برای او جایز نیست؛ زیرا او وقت و توانایی قضا را در حالتی غیر از حاملگی و شیردهی دارا میباشد. والله تعالی أعلم.
[۴۷] صحیح سنن الترمذی: ۵۷۵.
اگر توانایی روزه نداشته باشند، روزه نمیگیرند و فقط به جای هر روز، به یک فقیر خوراک میدهند، و این رأی ابنعباسسو علمای دیگر میباشد. امام بخاری/ روایت کرده: «عطاء از ابن عباسسشنیده که ایشان این آیه را تلاوت میکرد ﴿وَعَلَى ٱلَّذِينَ يُطِيقُونَهُۥ فِدۡيَةٞ طَعَامُ مِسۡكِينٖۖ﴾[البقرة: ١٨٤].
«و بر کسانیکه (روزه) بر آنها طاقت فرساست کفارهای است که خوراک دادن به بینوایی است».
و ابن عباس گفت: «این آیه منسوخ نیست بلکه در حق زن و مرد سالخورده است که توانایی روزه گرفتن را ندارند و به ازای هر روز به یک مسکین خوراک میدهند».
***
قضای روزههای از دست رفتۀ ماه رمضان واجب است، و لازم نیست فوراً بعد از ماه رمضـان اداء شـود و به صورت جدا یا پشت سر هم نیز اشکالی نـدارد، چنانکه أمالمؤمنین عایشهلدر حدیث متفق علیه فرموده است: «روزۀ ماه رمضان بر من مانده بود و تنها در شعبان میتوانستم قضای آن را اداء کنم».
از امام احمد/ دربارۀ قضای ماه رمضان پرسیده شد، جواب داد: «اگر خواست با فاصله از هم روزه بگیرد و اگر خواست پشت سرهم».
اگر کسیکه بر او روزه باشد، وفات کند، سرپرستش میتواند به جای او روزه بگیرد، بنا بر فرمودۀ پیامبر ج: «من مات وعليه صيامٌ، صام عنه وليُّهُ».
«هرکس بمیرد و بر گردن او روزهای باشد سرپرستش میتواند به جای او روزه بگیرد» [متفق علیه].
اما اگر از کسانی باشد که معذور هستند، و باید در ازای هر روز به یک مسکین غذا بدهند، بر سرپرست او واجب است که به جای او خوراک بدهد و روزه بر او واجب نیست.
***
روزهدار برای اینکه از روزه فایده و بهرۀ کامل ببرد، واجب است علاوه بر ترک خوردن و آشامیدن، از ناسزاگویی و انجام اعمال ناپسند و گناه دوری کند، این گناهان اگرچه ترک آن در همۀ اوقات واجب است، در ماه رمضان برای بهرهگیری کامل از روزه، بر ترک و دوری از آن تاکید شده است. پیامبرجفرمودهاند:
«من لم يدع الخنا والكذب؛ فلا حاجة لله أن يدع طعامه وشرابه» [۴۸].
«هرکس ناسزاگویی و دروغ را رها نسازد، خداوند نیازی به ترک خوراک و شراب او ندارد».
و فرمودهاند: «ليس الصيامُ من الأكل والشراب، إنما الصيام من اللغو والرفث، فإن سابّك أحدٌ أو جهِلَ عليك فقل: إني صائم، إني صائم» [۴۹].
«روزه، نخوردن و ننوشیدن نیست، بلکه روزه، دوری از چیزهای پوچ و باطل و ناسزاگویی و دشنام دادن است. اگر کسی تو را دشنام داد، یا کار جاهلانهای انجام داد، بگو من روزه هستم، من روزه دارم».
و فرمودهاند: «لا تَسابَّ وأنت صائم، فإن سابَّك أحد فقل: إني صائم، وإن كنت قائماً فاجلس» [۵۰].
«در حالیکه روزه هستی دشنام مده، اگر کسی تو را دشنام داد، بگو من روزه هستم و اگر ایستاده بودی بنشین».
و فرمودهاند: «... و رُبّ صائمٍ حظُّه من صيامه الجوعُ والعطش» [۵۱].
«چه روزه دارانیکه تنها بهره و نصیب آنان از روزه، گرسنگی و تشنگی است».
و فرمودهاند: «الصوم جُنَّة -أي من النار- ما لم يخرقها» [۵۲].
«روزه سپر و جانپناه از آتش است تا زمانیکه غیبت و سخنچینی و اخلاق بد آن را پاره نکرده است».
پس روزۀ کامل مورد نظر و ستایش شرع، علاوه بر اجتناب از خوردن و آشامیدن، دوری اعضـای ظـاهری و باطنی از معایب واعمال غیر شرعی است. روزهدار اگر مشتاق است که از آزادشدگان این ماه باشد، باید به این نکته عنایت کامل بورزد.
***
[۴۸] قال ابن حجر فی الفتح ۴/۱۴۰: [۴۹] صحیح الجامع: ۵۳۷۶. [۵۰] صحیح الترغیب: ۱۰۸۲. [۵۱] صحیح الجامع: ۳۴۹۰. [۵۲] صحیح سنن النسائی: ۲۱۰۹.
تنها دوری از گناهان برای روزهدار کافی نیست، بلکه باید هرچه بیشتر به انجام طاعات و عبادات و تلاوت قرآن و صدقه دادن و اطعام مساکین روی آورد، چنانکه در حدیث متفق علیه از ابن عباسسنقل شده استکه:
«كان النبي جأجودَ الناس بالخير، وكان أجودَ ما يكون في رمضان حين يلقاه جبريل، وكان جبريل علیه السلام يلقاه كل ليلةٍ في رمضان حتى ينسلخَ، يعرضُ عليه النبي جالقرآنَ، فإذا لقيه جبريل علیه السلام كان أجود بالخير من الريح المرسلة».
«پیامبر جبا سخاوتمندترین مردم بود و در رمضان، هنگامیکه جبرئیل÷او را ملاقات میکرد، با سخاوتتر از همیشه بود، و جبریل÷تا پایان رمضان، هر شب پیامبر جرا ملاقات مینمود، پیامبر جقرآن را بر جبرئیل میخواند، هنگامیکه جبرئیل پیامبر جرا ملاقات میکرد، ایشان از باد نیز برای انجام کار خیر سریعتر بودند».
أم المؤمنین عائشهلفرموده است: «كان النبي جإذا دخل العشرُ شدَّ مئزره، وأحيا ليله، وأيقظ أهله».
«پیامبر جبا فرا رسیدن دهۀ آخر رمضان، از زنان دوری کرده، و در عبادت جدیت و توجه بیشتری به خرج میداد، شب زندهداری میکرد و خانوادهاش را نیز بیدار میکرد» [متفق علیه].
و نیز فرموده است: «كان رسول الله جيجتهد في العشر الأواخر مالا يجتهد في غيره».
«پیامبر جدر دهۀ آخر رمضان از دیگر اوقات بیشتر در عبادت تلاش وکوشش میکرد».
و این بر خلاف چیزی است که بسیاری از مسلمانان بر آن هستند؛ چون آنها را میبینید که در اول رمضان سرحال و سرزندهاند و در آخر رمضان بیحال و سست میشوند!
پیامبر جفرموده است: «من فطّر صائماً كان له مثل أجره ولاينقص من أجر الصائم شيئاً» [۵۳].
«هرکس روزهداری را افطار دهد، برای وی نیز ثوابی مانند ثواب و پاداش روزهدار هست، حال آنکه از اجر روزهدار هیچ چیز کم نمیشود».
امام مالک/ با فرا رسیدن ماه رمضان تدریس را متوقف میکرد و از فقه و فتوی و حدیث باز میایستاد و به تلاوت قرآن میپرداخت و میگفت: «این ماه، ماه قرآن است».
ای مسلمان روزهدار! با آگاهی و شناخت از این مسائل، بیاندیش که مسلمانان، ماه رمضان را چگونه سپری میکنند؟
آنان را میبینیکه در این ماه، چیزهایی را که مانع ذکر و یاد خدا میشود، مانند سریالها و لهو و لعب و مسابقههای تلویزیونی و ... را فراهم میکنند. انگار رمضان تنها برای اینکارهای زشت و بدور از ادب مقرر شده است. ولا حول ولا قوة الا بالله!
و مثل اینکه این طاغوتیان حاکم میخواهند به این طریق کارایی رمضان و اثر ایمانی آن را بر نفسها خنثی کنند. آنها ایمانی را که در رمضان زیاد میشود و در نفسها ارتقاء مییابد، با پخش برنامهها و سریالهای زشت و زننده بر صفحۀ تلویزیونها که خانۀ از آن خالی نیست، ناقص و باطل میکنند، زیرا به صلاح طاغوتیان ظالم نیست که ملتها بر ایمانشان افزوده شود و از قید شهوتها و هوسها آزاد شوند، و ذهن و افکار خود را از هواها و شهوتها پاک گردانند، اگر چه به مدت یک ماه!
آنها میدانند که شیاطین جن در رمضان به زنجیر کشیده میشوند، لذا آنچنان که میبینید شیاطین وطواغیت انس تلاش مفسدانۀ خود را در رمضان دوچندان میکنند تا نقص و کمبودشان را به خاطر از دست دادن حمایت و کمک برادران شیاطین جن خود، جبران کنند!
***
[۵۳] صحیح سنن الترمذی: ۶۴۷.
مردم در تعداد رکعات این نماز اختلاف دارند، و قول صحیحکه آن را موافق با سنت میدانیم، این است که این نماز از یازده رکعت بیشتر نیست، بنا بر حدیث متفق علیه که أم المؤمنین عایشهلفرموده است:
«ما كان النبي جيزيد في رمضان ولا في غيره على إحدى عشرة ركعة».
«پیامبر جچه در رمضان و چه در غیر آن بیشتر از یازده رکعت نمیخواندند».
جابر ابن عبداللهسفرموده است: «پیامبر جدر شبی از رمضانکه همراه مردم شب زندهداری کردند، هشت رکعت نماز خواندند و سپس نماز وتر خواندند».
سائب بن یزید گفته است: «عمر بن خطابس به أبَی بن کعب و تمیم داریک امر کرد که برای مردم یازده رکعت نماز بخوانند». و همچنین گفته است: «قاری سورههاییکه از صد آیه بیشتر بودند را میخواند، حتی بعضی از ما به خاطر طولانی بودن قیام، بر عصا تکیه میکردیم و از نماز منصرف نمیشدیم، مگر در طلوع فجر (یعنی نماز تا نزدیک به طلوع فجر ادامه داشت)» [موطأ إمام مالک].
***
اعتکاف بدینگونه است که فرد مسلمان، به نیت عبادت در مدت زمان مشخصیکه در نیت دارد، در مسجد میماند و خارج نمیشود مگر برای ضرورت یا نیاز شدید بنا بر فرمودۀ خداوندأ:
﴿وَلَا تُبَٰشِرُوهُنَّ وَأَنتُمۡ عَٰكِفُونَ فِي ٱلۡمَسَٰجِدِۗ ١٨٧﴾[البقرة: ١٨٧].
«ودر حالیکه در مساجد معتکف هستید (با زنان) در نیامیزید».
أمالمؤمنین عایشهلفرموده است: «پیامبر جسرش را داخل اتاق میکردند، در حالیکه در مسجد معتکف بودند، و من نیز سر ایشان را شانه مینمودم، و پیامبر جدر حال اعتکاف تنها برای ضرورت به خانه داخل میشدند» [متفق علیه].
و نیز فرموده است: «برای معتکف، سنت چنین است که به عیادت مریض نمیرود و در تشییع جنازه شرکت نمیکند و با زنش همبستر نمیشود و به او نزدیک نمیشود و تنها برای ضرورت شدید خارج میشود، و اعتکاف نمیکند مگر اینکه روزه باشد و تنها در مسجد جامع (مسجدیکه در آن جمعه و جماعت برگزار میشود) اعتکاف جایز است». [صحیح سنن أبوداود/۲۱۶۰]
اعتکاف در تمام روزها و ماهها جایز است، زیرا پیامبر جدر دهۀ آخر شوال نیز اعتکاف نمودهاند، اما افضل اعتکاف در دهۀ آخر ماه رمضان است، زیرا پیامبر جدر این وقت اعتکاف نموده و بر آن مواظبت داشتهاند. چنانکه در صحیحین است که أمالمؤمنین عایشهلفرموده است:
«كان النبي جيعتكف العشرَ الأواخر من رمضان حتى قبضه الله، ثم أعتكف أزواجه من بعده».
«پیامبر جتا زمان وفات در دهۀ آخر رمضان اعتکاف میکردند، سپس بعد از ایشان همسرانش اعتکاف کردهاند».
این حدیث دلیل بر جایز بودن اعتکاف زنان در مسجد است.
اگر گفته شود در چه مساجدی اعتکاف جایز است؟
در جواب میگویم: در این مسأله اختلاف شدیدی است و قول صحیح نزد من این است که اعتکاف در هر مسجدیکه در آن جمعه و جماعت برگزار شود، جایز است. بنا بر حدیث أمالمؤمنین عایشهلکه ذکر شد. و این به خاطر آن است که معتکف، جماعت را از دست ندهد، و یا برای جمعه و جماعت، ناچار به خروج به سـوی مسجد دیگـری نشود که در این حالت اعتکاف وی نیز باطل میشود. برخی از علمای سلف نیز چنین نظری دارند.
اگر گفته شود: از این فرمودۀ پیامبر ج که میفرماید: «لا إعتكاف إلا في المساجد الثلاثة»یعنی «اعتکاف تنها در سه مسجد جایز است»، چه میفهمیم؟
میگویم: میتوان حدیث را بر این حمل کرد که اعتکافِ کامل و با فضیلت، در این سه مسجد است: مسجد الحرام و مسجد النبی و مسجد الاقصی.
لذا میبینیم که ابن مسعودسبه حذیفهسنسبت خطا میدهد، هنگامیکه به این حدیث استدلال کرده و مسلمانان را از اعتکاف در مسجد بزرگ کوفه منع میکرد.
متن کامل حدیث چنین است: «حذیفه به عبدالله بن مسعودسگفت: چطور گروهی میان خانۀ تو و أبو موسی اعتکاف کردهاند و تو آنان را منع نمیکنی؟ و میدانی که پیامبر جفرموده است:
«لا إعتكاف إلا في المساجد الثلاثة» [۵۴].
«اعتکاف جایز نیست مگر در این سه مسجد».
عبدالله گفت: «لعلك نسيت وحفظوا، أو أخطأت وأصابوا».
«شاید تو فراموش کردهای و آنان حفظ کردهاند، یا تو اشتباه میکنی و آنان درست میگویند» [السلسلة الصحیحة /۲۷۸۶].
امام طحاوی/ در کتاب مشکل الآثار، بر این نظر است که انکار ابن مسعود بر حذیفه، و جواب دادنش به آن صورت، دلیل بر منسوخ بودن حدیث است که مردم آن را حفظ کردهاند و حذیفه فراموش کرده است و گفته: «در این حدیث اندیشه نمودیم و با توجه به: ۱- خبر دادن حذیفه به ابن مسعود مبنی بر اطلاع ابن مسعود از این حدیث پیامبر ج. ۲- از عدم انکار سخن حذیفه از طرف ابن مسعود و جواب دادنش به حذیفه به صورت مزبور، پی بردیمکه حدیث مزبور منسوخ است، و قول ابن مسعودسیعنی: حدیث تو منسوخ است و مردم در اینکار، قول صحیح را برگزیدهاند و قرآن نیز بر همین امر دلالت دارد:
﴿وَلَا تُبَٰشِرُوهُنَّ وَأَنتُمۡ عَٰكِفُونَ فِي ٱلۡمَسَٰجِدِۗ ١٨٧﴾[البقرة: ١٨٧].
«و در حالیکه در مساجد معتکف هستید (با زنان) در نیامیزید».
من نیز میگویم: سکوت حذیفه در مقابل جواب ابن مسعود، و عدم جلوگیری حذیفه از مسلمانان معتکف در مسجد، نشانۀ این است که حذیفه با ابن مسعود موافق شده که حدیث مذکور دلیل بر ممنوعیت اعتکاف در غیر این سه مسجد نیست، زیرا اگر ابن مسعود در پاسخ به حذیفه و در فهمش از حدیث دچار اشتباه شده بود، حتماً حذیفه بر او ایراد میگرفت و جوابش را تصحیح میکرد و خودش به مسجد میرفت و معتکفین در مسجد را منع میکرد.
عجیب اینکه شیخ ناصرالدین البانی به خطا دانستن استدلال حذیفه از جانب ابن مسعود در استناد به حدیث مذکور در ممنوعیت اعتکاف در غیر این سه مسجد اقرار کرده و بعد از آن به ابن مسعود نسبت خطا داده و فهمشکه حذیفه در آن موافق ابن مسعود شده را رد میکند، و حدیث را مخصص آیۀ به حساب آورده که اعتکاف را در هر مسجدی مباح میکند. نص گفتۀ وی در سلسلۀ صحیحه ۶/ ۶۶۷-۶۷۰ چنین است: «گفتۀ ابن مسعود نص قاطعی در نسبت خطای وی به حذیفه در روایت لفظ حدیث نیست، بلکه شاید استدلالش به حدیث را در اعتکاف مورد انکارش خطا دانسته است، زیرا احتمال این میرود که معنی حدیث نزد ابن مسعود چنین بوده باشد: اعتکاف کامل نیست مگر ...». تا اینکه گفته: «آیه عام است و حدیث خاص و مبانی فقه تقاضا میکند که عام بر خاص حمل شود. بنا بر این، حدیث مخصص و مبین آیه است و گفتۀ حذیفه و حدیث نیز بر همین دلالت دارند».
***
[۵۴] أخرجه الإسماعیلی في المعجم، والبیهقي في السنن، السلسلة الصحيحة: ۲۷۸۶.
پرداخت زکات فطر واجب است، به شیوۀ خوراکی ـ نه به شیوۀ پول ـ و به خاطر پاک شدن روزهدار میباشد، و از مسلمانِ بَرده، و آزاد، و مرد، و زن، و کوچک، و بزرگ، گرفته میشود، چنانکه ابن عباس فرموده است: «پیامبرج زکات فطر را فرض نمود تا روزهدار از گناهان پاک شود و غذایی نصیب مساکین گردد. هرکس قبل از نماز عید پرداخت کند، زکات فطر محسوب میشود، و هر کس بعد از نماز پرداخت کند، صدقه به شمار میآید» [صحیح التر غیب ۱۰۸۵].
ابن عمرلفرموده است: «پیامبر جزکات فطر را بر مسلمانانِ بَرده، و آزاد، و مرد، و زن، و کوچک، و بزرگ، یک صاع خرما، یا یک صاع جو فرض نمود».
پیامبر جفرموده است: «أدوا صاعاً من بُرٍّ أو قمحٍ، أو صاعاً من تمر، أو صاعاً من شعيرٍ، عن كل حرٍّ وعبد، وصغير وكبير .. ذكر وأنثى»[مسلم].
«هر آزاد، و برده، بزرگ، و کوچک، مرد، و زنی، یک صاع گندم یا خرما یا جو پرداخت کند».
یک صاع، چهار مد است و هر مد، برابر با یک مشت انسانی معتدل است.
چیزهاییکه در زکات داده میشود، گندم، جو، خرما، کشمش، برنج، ذرت یا کشک است.
زمان پرداخت آن قبل از نماز عید است نه بعد از عید، چنانکه ابن عمربفرموده است: «أمرنا رسول الله جبزكاة الفطر أن تؤدي قبل خروج الناس إلى الصلاة».
«پیامبر جبه ما دستور داد که زکات فطر، قبل از خروج مردم برای نماز عید پرداخت شود» [به روایت بخاری].
و از ابن عمربثابت است که زکات فطر را یک یا دو روز قبل از نماز عید فطر، پرداخت میکرد.
رأی من بر این است که: اگر به خاطر کفایت در مکان زکات دهنده، و وجود نیاز مبرم در مکان دیگر، قرار باشد که زکات فطر به جایی دیگر ارسال شود، این کار مانعی ندارد، اگر زود فرستاده شود، تا در زمان مناسب و تعیین شده (قبل از عید) به دست فقیران نیازمند آن مکان برسد، چرا که اگر در پرداخت آن تأخیر شود، ممکن است بعد از نماز عید به دست نیازمندان آن منطقه برسد، که در این حالت زکات فطر محسوب نمیشود و تنها صدقه به شمار میآید. زیرا حکمت در دادن صدقۀ فطر این است که غذایی، قبل از نماز فطر بدست فقرا برسد، تا خود و کودکانشان در ایام عید از آن استفاده کنند. صدقۀ فطر به این معنا نیست که فقط از دست صاحبش بیرون آید تا در دست بینیاز دیگری قرار گیرد، و او این مال را در دست خود حبس کند و یا هر زمانکه خواست برای فقرا خرج کند، والله تعالی أعلم.
***
هنگامیکه رمضان تمام شد و ماه شوال از راه رسید، مستحب است که انسان شش روز از این ماه را روزه بگیرد، به دلیل فرمودۀ پیامبر ج: «من صام رمضان ثم أتبعه ستاً من شوال كان كصيام الدهر».
«هرکه رمضان را روزه بگیرد، سپس به دنبال آن شش روز دیگر از ماه شوال را نیز روزه بگیرد، مانند این است که برای همیشه روزه باشد» [رواه مسلم].
و میتواند روزه را بلافاصله بعد از عید فطر شروع کند؛ یعنی در روز دوم شوال، زیرا از روزه گرفتن در روز عید نهی شده است. والله تعالی أعلم.
***
بدینگونه به پایان این مبحث مختصر در مورد رمضان و احکام پیرامون آن رسیدیم. امید است که خداوند آن را قبول نماید، و به وسیلۀ آن به روزهداران در هرجا که هستند نفع برساند، همانا خداوند سبحانه و تعالی شنونده و نزدیک و اجابت کننده است.
وصلی الله علی النبي الأمي محمّد وعلی آله وصحبه وسلم
وآخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين.