راهنمای تصویری
آشنایی با دین اسلام
تالیف:
سایت نوار اسلام
این کتاب راهنمایی مختصر و مفید برای درک دین اسلام است که شامل سه فصل میباشد.
فصل نخست این کتاب (دلایلی بر حقانیت دین اسلام) به سوالات مهمی که غالبا مطرح میشود میپردازد:
آیا واقعا قران کلام خداوند است که بر پیامبر نازل شده است؟
آیا حضرت محمد جحقیقتاً پیامبری از جانب خداوند بوده است؟
آیا دین اسلام واقعاً دینی است از جانب خداوند؟
در این بخش، شش دلیل بیان شده است:
۱. معجزات علمی قرآن کریم: در این قسمت به برخی از حقایق علمی که به تازگی کشف شده و قرآن به آن اشاره کرده است را همراه با تصاویر، مورد بحث قرار میدهیم.
۲. مبارزه طلبی قرآن برای آوردن سورهای مانند سورههای قرآن: در قرآن کریم، خداوند انسانها را برای آوردن تنها یک سوره همچون سورههای قرآن کریم به مبارزه طلبیده است.
از چهارده قرن پیش که قرآن نازل شده است، تا به امروز، کسی یارای برخاشتن در برابر این چالش را نداشته است، حتی در مقابله با کوچکترین سورهی قرآن کریم (سورهی ۱۰۸) که تنها از ده واژه تشکیل شده است.
۳. پیشگوییهای کتاب مقدس دربارهی پیامبر اسلام حضرت محمد ج: در این بخش برخی پیشگوییهای کتب مقدس دربارهی پیامبر خداجمورد بحث قرار داده شده است.
۴. آیاتی از قرآن که به رخ دادن وقایعی در آینده اشاره کرده و این وقایع اتفاق افتادهاند: قرآن خبر از حوادثی در آینده داده که بعدها بوقوع پیوسته است. به عنوان نمونه، پیروزی رومیها بر ایرانیان.
۵. معجزاتی که توسط حضرت محمد جصورت گرفتهاند: حضرت محمد جمعجزات زیادی را انجام داده است که این معجزات در حضور شاهدان بسیاری صورت گرفته است.
۶. زندگانی سادهی حضرت محمد ج: این موضوع به وضوح نشان میدهد که حضرت محمد جپیامبری دروغین نبوده است تا فقط برای بدست اوردن ثروت، مقام و یا قدرتی چنین ادعایی کرده باشد.
با دلایلی که در فوق ذکر شد به این نتیجه میرسیم که:
قرآن کلام خداوند متعال میباشد که توسط او نازل شده است.
حضرت محمد جحقیقتاً پیامبری از جانب خداوند است.
دین اسلام درواقع دینی است از طرف پروردگار عالمیان.
اگر بخواهیم بفهمیم که این دین حقیقی است یا خیر، نباید بر عواطف، احساسات یا آداب و سنتهایمان تکیه نماییم. درعوض، باید به عقل و منطق خویش رجوع داشته باشیم. زمانی که خداوند پیامبران را میفرستاد، آنان را با معجزات و دلایلی حمایت مینمود تا ثابت کند که آنها در حقیقت از جانب خداوند آمدهاند و آنچه آوردهاند حقیقت محض است.
فصل دوم(برخی مزایای دین اسلام) از برخی منافع دین اسلام برای افراد بحث میکند، به عنوان مثال:
۱) دروازهای به بهشت ابدی
۲) رستگاری از آتش دوزخ
۳) سعادت حقیقی و آرامش درونی
۴) آمرزش تمام گناهان پیشین.
فصل سوم (اطلاعات عمومی دربارهی اسلام) اطلاعات عامی را دربارهی اسلام در اختیار گذاشته و برخی سوءتفاهمها دربارهی آن را تصحیح نموده و به بعضی از سؤالهای رایج در این زمینه پاسخ میدهد، سؤالهایی از قبیل:
اسلام در مورد تروریسم چه میگوید؟
جایگاه زن در اسلام چیست؟
***
خداوند خاتم پیامبرانش، حضرت محمد جرا با معجزات بسیار و دلایل کافی که ثابت میکند او واقعاً پیامبری از جانب خداوند است، یاری کرده است. خداوند متعال خود از آخرین کتابی که فروفرستاده است محفاظت مینماید. معجزات زیادی که در قران وجود دارد نشان دهنده آن است که این کتاب، کلام خداوند بوده و از جانب ذات اقد س الهی وحی شده و تألیف هیچ انسانی نیست. این فصل به توضیح برخی از این قبیل دلایل میپردازد.
قرآن (کلام خداوند) به وسیلهی فرشتهای به نام جبرئیل بر پیامبرش حضرت محمد جنازل شده است. پیامبر جآن را حفظ مینمود و برای صحابه میخواند که آنها هم به نوبت حفظ کرده و مینوشتند و سپس همراه با پیامبر جآن را مرور مینمودند.
علاوه بر این، حضرت محمدجسالی یکبار قران را با حضرت جبرئیل مرور میکرد که در آخرین سال زندگیشان، این کار را دوبار انجام دادند. از همان ابتدای نزول قرآن شمار زیادی از مسلمانان به حفظ آن پرداختهاند که این امر تا به امروز ادامه دارد؛ چه بسا کثیری از مسلمانها در دوران کودکی همهی قرآن را حفظ کردهاند. حتی یک حرف از قرآن با گذشت این همه قرن تغییر نکرده است.
قرآنی که چهارده قرن پیش نازل شده در واقع در برگیرندهی حقایقی بوده که به تازگی پیشرفت علم و فن آوری، پرده از آن برداشته است. در حقیقت اعجاز علمی قران ثابت میکند که این کتاب بدون شک، کلامی است الهی که خداوند آن را بر پیامبر خود حضرت محمد جنازل فرموده و در واقع تالیف پیامبر جو یا کس دیگری نیست. همچنین نشان میدهد که حضرت محمد جپیامبری بر حق و از جانب خداوند بوده است.
غیرمنطقی است اگر فکر کنیم که کسی هزار و چهار صد سال قبل پی به حقایقی برده و از اموری اگاه بوده است که انسان امروزی به تازگی، آنهم با استفاده از روشهای نوین و پیچیدهی علمی پی به آن برده است. به نمونههایی در زیر توجه کنید:
در قرآن کریم، خداوند درمورد رشد رویانی انسان چنین بیان میفرماید:
﴿وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِن سُلَٰلَةٖ مِّن طِينٖ ١٢ ثُمَّ جَعَلۡنَٰهُ نُطۡفَةٗ فِي قَرَارٖ مَّكِينٖ ١٣ ثُمَّ خَلَقۡنَا ٱلنُّطۡفَةَ عَلَقَةٗ فَخَلَقۡنَا ٱلۡعَلَقَةَ مُضۡغَةٗ فَخَلَقۡنَا ٱلۡمُضۡغَةَ عِظَٰمٗا فَكَسَوۡنَا ٱلۡعِظَٰمَ لَحۡمٗا ثُمَّ أَنشَأۡنَٰهُ خَلۡقًا ءَاخَرَۚ فَتَبَارَكَ ٱللَّهُ أَحۡسَنُ ٱلۡخَٰلِقِينَ ١٤﴾[المؤمنون: ۱۲-۱۴]
«(و به راستی انسان را از چکیدهای از گِل آفریدیم. ﴿۱۲﴾ سپس او را از نطفهای در قرار گاهی استوار (= رحم) قرار دادیم. ﴿۱۳﴾ سپس نطفه را (به صورت) علقه (= خون بسته) گرداندیم، آنگاه علقه را (به صورت) مضغه (= پاره گوشتی) در آوردیم، آنگاه مضغه را (به صورت) استخوانهایی گردانیدیم، پس بر استخوانها گوشت پوشاندیم، سپس آن را آفرینشی دیگر بخشیدیم، پس (پر برکت و) بزرگوار است، الله که بهترین آفرینندگان است. ﴿۱۴﴾»
کلمهی علقه از نظر لغوی در زبان عربی سه معنی دارد:
(۱) زالو (۲) شیء معلق (۳) لختهی خون.
در مقایسهی زالو با رویان در مرحلهی علقه، چنانکه در شکل یک دیده میشود متوجه شباهتهایی بین آن دو میشویم (مور و پرسود، چاپ پنجم، ص. ۸). در این مرحله، رویان از خون مادر تغذیه میکند، شبیه زالو که از خون دیگران تغذیه مینماید. (Human Development as Described in the Qur’an and Sunnah، مور و دیگران، ص. ۳۶.)
-دومین معنی کلمهی علقه،"شیئ معلق است." همچنان که در شکلهای ۳ و ۲ دیده میشود، رویان در مرحلهی علقه، در رحم مادر آویزان میباشد.
تصویر ۱: شکلهای ترسیمی برای بیان مشابهت ظاهری یک زالو و یک رویان انسان در مرحلهی علقه. (تصویر زالو از کتاب Human Development as Described in the Qur’an and Sunnah مور و دیگران، ص. ۳۷، برگرفته از Integrated Principles of Zoology، هیکمن و دیگران. شکل رویان از The Developing Human، مور و پرسود ص. ۷۳.)
تصویر ۲: در این شکل میتوان آویختگی رویان در مرحلهی علقه در رحم را مشاهده نمود. (The Developing Human، مور و پرسود، چاپ ۵، ص. ۶۶.)
تصویر ۳: در این تصویر میکروسکپی، میتوان علقهی رویانی که با حرفB مشخص شده است را در مرحلهی علقه (حدود ۱۵ روزه) در رحم مادر مشاهده نمود. اندازهی واقعی رویان حدود ۶/۰ میلیمتر میباشد. (مور، چاپ۳، ص. ۶۶ برگرفته از کتاب Histology، لیسون و لیسون)
- سومین معنی علقه، "لختهی خون" است. نمای ظاهری رویان و کیسهی آن در مرحلهی علقه شبیه لختهی خون میباشد. این به خاطر وجود مقدار نسبتاً زیادی از خون در جنین در طول مرحلهی اول میباشد (تصویر شماره ۴). (Human Development as Described in the Qur’an and Sunnah، صص. ۳۷-۳۸)
همچنین در این مرحله، خون در درون جنین، تا پایان هفته سوم، به گردش درنمی آید. (The Developing Human، چاپ۵، ص. ۶۵.) بنابراین، جنین در این مرحله شبیه به یک لختهی خون میباشد.
تصویر ۴: نمایش سیستم قلبی عروقی اولیهی یک رویان در مرحلهی علقه. نمای بیرونی رویان و کیسههای آن شبیه یک لخته خون است. به دلیل وجود مقدار معتنابه خون در رویان. (The Developing Human مور، چاپ پنجم، ص. ۶۵.)
بنابراین معانی سه گانهی علقه عیناً مطابق با توصیفات جنین در مرحلهی علقه است.
مرحلهی بعدی که در آیه آمده است مرحلهی مضغه است. کلمهی عربی مضغه به معنای؛ شی ء جویده شده میباشد. اگر آدامس جویده شده را با جنینی که در مرحلهی مضغه است مقایسه کنیم متوجه خواهیم شد که جنین در مرحلهی مضغه درست شبیه به یک شیء جویده شده میباشد.
وجود بندهایی که در پشت جنین قرار گرفته تا حدی شبیه جای دندان روی شیئ جویده شده میباشد. ( شکلهای ۶ و ۵) (The Developing Human ، مور و پرسود، چاپ پنجم، ص. ۸.).
چگونه حضرت محمد جهزار و چهار صد سال پیش قادر به حصول اگاهی در مورد این چیزها بوده، در حالی که اخیراً دانشمندان، آنهم متکی به امکانات پیشرفته و میکروسکوبهای قوی که در آن زمان وجود نداشته است توانایی کشف چنین موضوعاتی را پیدا کردهاند.
تصویر ۵: عکس سک رویان ۲۸ روزه در مرحلهی مضغه. در این مرحله، جنین در ظاهر شبیه یک شیء جویده شده است زیرا حلقههای پشت آن تقریباً شبیه جای دندانها بر روی یک شیء جویده شده میباشد. اندازهی واقعی رویان ۴ میلی متر میباشد. (The Developing Human، مور و پرسود، چاپ۵، کار پروفسور هیدو هیشی مارو، دانشگاه کیوتو، در کیوتوی ژاپن)
تصویر ۶: با مقایسهی یک رویان در مرحلهی مضغه با یک آدامس جویده شده، مشابهتهایی را میان آن دو میبینیم.
الف) در تصویر یک (جنین در مرحلهی مضغه)؛ میتوانید بندهایی را بر پشت رویان ببینید که شبیه جای دندان میباشند. (The Developing Human، مور و پرسود، چاپ۵، ص ۷۹.)
ب) عکس یک تکه آدامس جویده شده.
لیوونهوک اولین دانشمندی بود که در سال ۱۶۷۷ (بیشتر از هزار سال بعد از حضرت محمد ج) با استفاده از میکروسکوپ به مشاهدهی سلول اسپرم انسان (اسپرماتوز) پرداخت. آنها به اشتباه فکر میکردند که سلول اسپرم پیش طرح اولیهی ریز و کوچکی از انسان است که وقتی وارد تخمدان جنس مؤنث میشود رشد پیدا میکند. (The Developing Human، مور و پرسود، چاپ۵، ص ۹.)
پروفسور امرتوس کیث ال. مورو یکی از برجسته ترین دانشمندان جهان در زمینهی آناتومی و جنین شناسی میباشد، او کتابی با عنوان (The Developing Human) "رشد و تکامل بشر" را به رشتهی تحریر درآورده که به هشت زبان زندهی دنیا ترجمه شده است. این کتاب یک مرجع علمی بوده و انجمن ویژه در ایالات متحدهی آمریکا آن را به عنوان بهترین کتاب برگزید.
دکتر کیث مور استاد رشتهی آناتومی و زیست شناسی در دانشگاه تورنتوی کانادا است. او در آن دانشگاه معاون ریاست علوم پایه در دانشکدهی پزشکی بود و به مدت هشت سال نیز به عنوان رئیس بخش آناتومی خدمت نموده است. در سال ۱۹۸۴ وی برجسته ترین جایزهی موجود در زمینهی آناتومی در کانادا یعنی جایزهی بزرگ j.c.b انجمن کالبد شناسی کانادا را دریافت نمود. دکتر مور چندین انجمن بین المللی از قبیل انجمن کالبد شناسی آمریکا و کانادا و هیأت اتحادیهی دانشمندان زیست شناسی را مدیریت کرده است.
در سال ۱۹۸۱، طی هفتمین کنفرانس پزشکی در عربستان سعودی، پروفسور مور گفت: "این افتخار بزرگی برای من بوده است که به روشن شدن آیات قرآنی در مورد تکامل بشر کمک نمایم. به روشنی میدانم که این آیات از جانب خداوند بر حضرت جنازل شده است، زیرا بیشتر این علوم بعد از چندین قرن کشف شدهاند و این خود ثابت میکند که حضرت محمدجفرستادهی خداوند بوده است.(منبع این اظهارنظر نوار ویدیویی This is the Truth (این حقیقت است) است. برای دریافت کپی این نوار ویدیویی یا مشاهدهی ویدئو کلیپ توضیحات آنلاین پروفسور کیث مور، از این سایت www.islam-guide.com/truth دیدن نمایید.)
در پایان از پروفسور مور این سؤالات را پرسیده بودند: " آیا این ابراز نظر شما به این معنا است که شما معتقدید قران کلام خداوند میباشد؟ وی در پاسخ میگوید: "من هیچ مشکلی در پذیرش آن نمیبینم. (نوار ویدیویی This is the Truth)
در کنفرانس دیگری پروفسور مورو بیان داشت: "مراحل رشد جنین انسان بسیار پیچیده است. این فرایند، پیوسته مرتبط با تغییراتی است که در طول رشد رخ میدهد. پیشنهاد میشود که سیستم جدیدی از طبقه بندی، مطابق با شرایط و عبارات مطرح شده در قرآن و سنت ( آنچه حضرت محمد جبیان داشته، انجام داده یا تأیید نموده است) تعیین شود. این سیستم پیشنهادی ساده و فراگیر بوده و با علوم جنین شناسی امروزی مطابقت داشته باشد. مطالعات فشرده بر روی قرآن و حدیث در این چهار سال گذشته، سیستمی را برای دسته بندی جنین انسان آشکار میکند که واقعاً شگفت آور است. خصوصاً با توجه به اینکه این موضوع در هفت قرن پس از میلاد ثبت گردیده است.
اگر چه ارسطو، کاشف علم جنین شناسی، مراحل رشد جنین جوجه در تخم را طی مطالعاتش در قرن چهارم پیش از میلاد مسیح مشخص نمود، اما وی در این مرحله هیچ گونه جزئیاتی را در این زمینه بیان نکرد.
تا جاییکه از تاریخ جنین شناسی میتوان فهمید، در طی این دوازده قرن اطلاعات بسیار اندکی دربارهی مراحل و طبقه بندی دانش جنین شناسی انسان وجود داشته که از این رو، توضیحات قرآن دربارهی جنین انسان نمیتواند بر پایهی دانش علمی موجود در قرن هفتم باشد. تنها نتیجهی منطقی میتواند این باشد که این توضیحات از جانب خداوند بر حضرت محمد جوحی شده است زیرا پیامبر که فردی بی سواد و دور از هر گونه آموزش علمی بود، بعید است که اطلاعی از جزئیات این موضوع داشته باشد. (نوار ویدیویی This is the Truth، "این حقیقت است." )
کتابEarth (زمین)، کتاب مرجع پایه، در بسیاری از دانشگاههای سراسر جهان میباشد. یکی از دو مؤلف آن، پروفسور امرتوس فرانک پرس است. وی مشاور علمی رئیس جمهور سابق آمریکا، جیمی کارتر بود و به مدت دوازده سال ریاست آکادمی بین المللی علوم در واشنگتن را بر عهده داشت. او در کتابش میگوید که کوهها در زیر خود ریشههایی دارند. (Earth, Press and Siever ص ۴۳۵. همچنین Earth Science, Tarbuckand Lutgens, ص ۱۵۷.)
این ریشهها عمیق هستند و در ژرفای زمین جای گرفتهاند. بدین ترتیب کوهها شکلی شبیه به میخ دارند ( رجوع شود به تصاویر ۷،۸،۹ در صفحهی بعد). این بیانگر همان چیزی است که قرآن دربارهی کوهها شرح داده است.
خداوند در قرآن میفرماید:
﴿أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا٦ وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا٧﴾[سورة النبأ ۶-۷]
آیا زمین را بستری (برای آسایش شما) قرار ندادیم؟! ﴿۶﴾ و کوهها را میخهای (آن قرار ندادیم؟!). ﴿۷﴾
تصویر ۷: کوهها ریشههایی در عمق زمین دارند. ( Earth Press and Siever ص ۴۱۳)
تصویر ۸: نمای کلی نیمرخ. کوهها مانند میخها، ریشههای عمیقی در ژرفای سطح زمین دارند. (Anatomy of the Earth, Cailleux، ص ۲۲۰.)
تصویر ۹: تصویر دیگری که نشان میدهد کوهها به دلیل ریشههای عمیقشان، شکلی میخ مانندی دارند. (Earth Science, Tarbuck and Lutgens، ص ۱۵۸.)
دانش کنونی علوم زمین شناسی ثابت کرده است که کوهها در زیر لایهی سطحی زمین ریشههای عمیق دارند (شکل ۹). این ریشهها ممکن است چندین برابر ارتفاع کوهها از سطح زمین، در زیر باشند. (The Geological Concept of Mountains in the Qur’an انتشارات ال نگار، ص ۵)
بنابراین براساس این اطلاعات، شایسته ترین کلمه برای توصیف کوه، کلمهی میخ میباشد. زیرا سنگین ترین قسمت میخ پایین آن میباشد که بیشترین مواد را نسبت به قسمتهای دیگر در خود جمع کرده است. تاریخچهی این علم به ما میگوید که نظریهی مربوط به ریشههای عمیق کوهها برای اولین بار در سال ۱۸۶۵ توسط آسترونومر رویال، آقای جورج آری عرضه شد. (Earth, Press and Siever، ص ۴۳۵، همچنین رجوع شود به:Geological Concept of Mountains in the Qur’an ص ۵)
به این ترتیب، کوهها نقش مهمی در پایدار ساختن پوستهی زمین بازی میکنند. (The Geological Concept of Mountains in the Qur’an، صص ۴۴-۴۵) آنها از لرزش زمین جلوگیری میکنند. خداوند در این باره در قرآن کریم میفرماید:
﴿وَأَلۡقَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ رَوَٰسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمۡ وَأَنۡهَٰرٗا وَسُبُلٗا لَّعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ١٥﴾[النحل: ۱۵]
«"و در زمین کوههای استوار (و محکمی) افکند، که مبادا شما را بلرزاند و نهرها و راهها (پدید آورد) شاید هدایت شوید. ﴿۱۵﴾».
آگاهی از نقش کوهها به عنوان تثبیت کنندهی زمین و درنتیجهریا، دانش بشر در مورد لایههای زیرین زمین، از اواخر دههی شصت برای دانشمندان مسجل شد.
آیا کسی میتوانست در زمان حضرت محمد جشکل واقعی کوهها را بداند؟ کسی میتوانست تصور کند که ساختمان فشردهی کوهی که او میبیند، علی قول دانشمندان در عمق زمین ادامه دارد و دارای ریشه هست؟ زمین شناسی مدرن آیههای قرآن را در این باره تأیید مینماید.
علم جدید کیهان شناسی، چه تجربی و چه نظری، به وضوح نشان میدهد که در یک مرحلهی زمانی، تمام جهان چیزی جز ابری از دود نبود. (یعنی ترکیب گازی داغ بسیار غلیظ و کدر. The First Three Minutes, a Modern View of the Origin of the Universe, Weinberg صص. ۹۴-۱۰۵).
این یکی از اصول بی چون چرای علم کیهان شناسی مدرن میباشد. دانشمندان هم اکنون نیز میتوانند تشکیل ستارههای جدید از بقایای این دود را مشاهده نمایند. (شکلهای ۱۱ و ۱۰). ستارههای درخشانی که ما در شب میبینیم و کل جهان ناشی از همان مادهی دودی میباشد. خداوند در قرآن میفرماید:
﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ وَهِيَ دُخَانٞ فَقَالَ لَهَا وَلِلۡأَرۡضِ ٱئۡتِيَا طَوۡعًا أَوۡ كَرۡهٗا قَالَتَآ أَتَيۡنَا طَآئِعِينَ ١١﴾[فصلت: ۱۱]
«سپس به سوی آسمان متوجه شد، در حالیکه بصورت دود بود، پس به آن و به زمین فرمود: «خواسته یا ناخواسته بیایید» گفتند: «به دلخواه آمدیم»
ازآنجاییکه زمین و آسمان بالای آن (ستارهها، ماه، خورشید، سیارهها، کهکشانها و غیره) شکل گرفته از این دود مانند است، پس نتیجه میگیریم که زمین و آسمان بسته به وجود آن است و سپس خارج از این دود هر کدام شکل جداگانهای به خود گرفتهاند. خداوند در قرآن میفرماید:
﴿أَوَ لَمۡ يَرَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَنَّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ كَانَتَا رَتۡقٗا فَفَتَقۡنَٰهُمَاۖ وَجَعَلۡنَا مِنَ ٱلۡمَآءِ كُلَّ شَيۡءٍ حَيٍّۚ أَفَلَا يُؤۡمِنُونَ ٣٠﴾[الأنبیاء: ۳۰]
«آیا کسانیکه کافر شدند؛ ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند، پس (ما) آنها را از یکدیگر باز کردیم و هر چیز زندهای را از آب پدید آوردیم؟! آیا ایمان نمیآورند؟!»
دکتر آلفرد کرونل یکی از زمین شناسان مشهور، استاد زمین شناسی و رئیس بخش زمین شناسی در مؤسسهی علوم زمین شناسی دانشگاه یوهانس گوتنبرگ در ماینز آلمان است. وی چنین بیان میدارد: وقتی نگاه میکنم و میبینم که حضرت محمد جاهل کجا بوده، فکر میکنم تقریباً ناممکن است چیزی دربارهی منشأ عمومی جهان بداند. زیرا دانشمندان تنها ظرف چند سال گذشته، آن هم با استفاده از پیچیده ترین و پیشرفته ترین فناوریهای زمان، از آن سردر آوردهاند.
(از نوار ویدیویی (This is the Truth) برای دریافت یک نسخه از این نوار ویدیویی یا مشاهدهی ویدیوکلیپهای نظریات پروفسور آلفرد کرونر به صورت آنلاین به سایت www.islam-guide.com/truth مراجعه فرمایید.)
تصویر ۱۰: تولد یک ستارهی جدید از میان سحابی گاز و غبار، که باقیماندهی "دود"ی است که مادهی اولیهی تشکیل جهان است. (The Space Atlas ، هیتر و هنبست، ص. ۵۰)
تصویر۱۱: سحابی مرداب، ابری از گاز و غبار با قطری حدود ۶۰ سال نوری میباشد که برافروخته از تشعشع پرتوهای ماوراءبنفش ساطع شده از ستارههای داغ تازه متولد شده در میان تودهی غبار است. (Horizons, Exploring the Universe, Seeds, ، کاری از انجمن تحقیق ستاره شناسی دانشگاهها، ص. ۹)
دکتر الفرد چنین ادامه میدهد: "به نظر من کسی که حدود هزار و چهار صد سال پیش چیزی در مورد فیزیک هستهای نمیدانسته، قادر نبوده است با استفاده از معلومات خود دریابد که مثلاً، منشأ زمین و آسمان یکی میباشد." (نوار ویدیویی This is the Truth)
خداوند در قرآن کریم درمورد یکی از کافران بدطینت که از نماز گزاردن پیامبر جدر کعبه ممانعت میکرد، چنین میفرماید:
﴿كَلَّا لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ ١٥ نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ ١٦﴾[العلق: ۱۵-۱۶]
«چنین نیست (که او گمان میکند) اگر باز نیاید (و دست از شرارت بر ندارد) محققاً ناصیهاش (موی پیشانیاش) را خواهیم گرفت و کشید. ﴿۱۵﴾ (همان) پیشانی دروغگوی خطا کار را»
چرا قرآن پیشانی را برای دروغ گویی و گناه استفاده کرده است؟ چرا قرآن خود آن شخص را به دروغ گویی و گناه کار بودن وصف ننموده است؟ چه ارتباطی بین این دو، یعنی پیشانی انسان و دروغ گویی و خطاکاری وجود دارد؟ اگر نگاهی به بخش جلویی جمجمه بیاندازیم، پیش مغز مخ پیشین را خواهیم یافت.(شکل ۱۲).
علم فیزیولوژی دربارهی عملکرد این ناحیه چه میگوید؟ کتابی به عنوان Essentials of Anatomy & Physiology (اصول آناتومی و فیزیولوژی) در بارهی این قسمت میگوید: "انگیزه و دوراندیشی برای برنامه ریزی و نوآوری حرکات، در بخش جلویی مربوط به لابهای پیششین مغز صورت میگیرد. این ناحیهای است که با کورتکس مغز همکاری میکند. (Essentials of Anatomy&Physiology، سیلی و دیگران، ص. ۲۱۱ و همچنین The Human Nervous System، نوبک و دیگران، صص. ۴۱۰-۴۱۱)
در کتاب چنین میخوانیم: "در ارتباط آن با انگیزش و تحریک پذیری نیز گمان میرود پیش مغز مرکز کاربردی برای پرخاشگری باشد". (Essentials of Anatomy & Physiology ، سیلی و دیگران، ص ۲۱۱)
بنابراین این ناحیهی پیش مغز عهده دار برنامه ریزی، انگیزش و آغاز رفتارهای خوب و خطا بوده و عهده دار دروغ گویی و راستگویی میباشد. بنابراین شایسته است زمانیکه فردی دروغ گفته یا خطایی میکند، پیشانیاش را به دروغ گویی و خطاکار بودن توصیف کرد. چنانکه قرآن میفرماید: "... [همان] پیشانى دروغگوی گناهپیشه را!"
تصویر۱۲: نواحی عامل در نیمکرهی چپ قشر مغزی. ناحیهی پیش مغز در بخش پیشین قشر مغزی جای گرفته است. (Essentials of Anatomy & Physiology ، سیلی و دیگران، ص. ۲۱۰)
طبق گفتهی پروفسور کیث ال مور، دانشمندان در همین شصت سال اخیر وظیفهی ناحیهی جلوی مغزی را کشف نمودهاند. (الاعجاز العلمی فی الناصیة " Scientific Miracles in the Front of the Head), "، مور و دیگران، ص. ۴۱)
علم جدید آشکار میسازد که هرجا دو دریای مختلف کنار هم قراربگیرند، حائلی مانند یک دیوار بین آنها وجود دارد. این دیوار حائل دو دریا را از هم جدا میسازد که هر کدام دما، شوری و چگالی مخصوص خودش را دارند. (Principles of Oceanography ، دویس، صص. ۹۲-۹۳)
به عنوان مثال، آبهای دریای مدیترانه در مقایسه با آبهای اقیانوس اطلس، گرم، شور و کم چگال است. وقتی که آب دریای مدیترانه در بالای تنگهی جبل الطارق وارد اقیانوس اطلس میشود، با همان گرمی و شوری و ویژگیهای کم چگالی خودش چند صد کیلومتر درون اقیانوس اطلس و در عمق حدود هزار متری آن جریان مییابد. آب مدیترانه در این عمق تثبیت میگردد. ( شکل ۱۳)
تصویر۱۳: آب دریای مدیترانه با همان خصوصیات گرما، شوری و چگالی از طریق تنگهی جبل الطارق به اقیانوس اطلس وارد میشود ولی حائلی که در بین آن دو وجود دارد این دو آب را از هم جدا نگه میدارد و از در هم امیختن آن دو جلوگیری میکند. دماهای بیان شده براساس درجهی سلسیوس (C°) میباشند. (Marine Geology ، کونن، ص. ۴۳)
اگرچه این دریاها دارای موجهای بزرگ و جریان قوی جزر و مد میباشند اما با این وجود آبهای آن دو باهم نمیآمیزد. خداوند در قرآن کریم نیز اشاره میکند که در واقع حائلی میان دریاهایی که به هم میرسند وجود داشته که مانع درامیختن آنها میشود. در این مورد خداوند متعال چنین میفرماید:
﴿مَرَجَ ٱلۡبَحۡرَيۡنِ يَلۡتَقِيَانِ ١٩ بَيۡنَهُمَا بَرۡزَخٞ لَّا يَبۡغِيَانِ ٢٠﴾[الرحمن: ۱۹-۲۰]
«"دو دریا را [به گونهاى] روان کرد [که] با هم برخورد کنند)۱۹) میان آن دو حد فاصلى است که به هم تجاوز نمىکنند. (۲۰)" »
اما زمانی که قرآن دربارهی حائل میان آب دریاهای شور و شیرین صحبت میکند، از وجود "بخش ممنوعه"ای که توسط دیوار حائل ایجاد شده است بحث میکند.
خداوند متعال در قرآن میفرماید:
﴿وَهُوَ ٱلَّذِي مَرَجَ ٱلۡبَحۡرَيۡنِ هَٰذَا عَذۡبٞ فُرَاتٞ وَهَٰذَا مِلۡحٌ أُجَاجٞ وَجَعَلَ بَيۡنَهُمَا بَرۡزَخٗا وَحِجۡرٗا مَّحۡجُورٗا ٥٣﴾[الفرقان: ۵۳]
«و اوست کسى که دو دریا را موجزنان به سوى هم روان کرد این یکى شیرین [و] گوارا و آن یکى شور [و] تلخ است و میان آن دو مانع و حریمى استوار قرار داد.»
ممکن است پرسیده شود، چرا قرآن هنگامی که از این حائل بین آب شیرین و شور بحث میکند، به ناحیه و منطقه اشاره مینماید، اما هنگام بحث از دو دریا آن را ذکر نمیکند؟
علم نوین اذعان میدارد که در مصب رودخانه که آب شور و شیرین به هم میرسند، وضعیت با آنچه در برخورد میان دو دریا رخ میدهد تاحدودی متفاوت است. معلوم شده آنچه آب شیرین (آزاد) و شور را در دهانهی رودخانه از هم جدا نگاه میدارد، یک "منطقهی چگال، با چگالیهای مشخص و ناپیوسته" است که دو لایع را ازهم جدا میدارد. (Oceanography، گراس، ص ۲۴۲. همچنین Introductory Oceanography، ترومن، صص ۳۰۰-۳۰۱) این منطقه (ناحیهی جداساز) میزان شوری متفاوت با آب شیرین و آب شور دارد. (شکل ۱۴) (Oceanography، گراس، ص. ۲۴۴. و Introductory Oceanography، ترومن، صص. ۳۰۰-۳۰۱)
تصویر۱۴: برش عرضی نمایانگر میزان شوری (بخشها با درهزار‰ مشخص هستند) در دهانهی رودخانه. این جا میتوان منطقه جدایی بین آبهای شور و شیرین را مشاهده کرد. (Introductory Oceanography، ترومن، ص ۳۰۰ با اندکی تصرف)
این اطلاعات به تازگی و با ابزارهای پیشرفته و تجهیزاتی مدرنی که دما، شوری، چگالی، میزان دقیق اکسیژن و غیره را اندازه میگیرند، کشف شده است. چشمان آدمی قادر به دیدن تمایز میان دو دریای تلاقی کننده نمیباشد، بلکه دریاهای مذکور به چشم ما مانند یک دریای همگن پدیدار میشود. به علاوه، چشمان آدمی نمیتواند سه نوع تقسیم بندی آب (آب شیرین، آب شور و حائل بین آن ها) در دهانهی رود را ببیند:
خداوند در قرآن میفرماید:
﴿أَوۡ كَظُلُمَٰتٖ فِي بَحۡرٖ لُّجِّيّٖ يَغۡشَىٰهُ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ سَحَابٞۚ ظُلُمَٰتُۢ بَعۡضُهَا فَوۡقَ بَعۡضٍ إِذَآ أَخۡرَجَ يَدَهُۥ لَمۡ يَكَدۡ يَرَىٰهَاۗ وَمَن لَّمۡ يَجۡعَلِ ٱللَّهُ لَهُۥ نُورٗا فَمَا لَهُۥ مِن نُّورٍ ٤٠﴾[النور: ۴۰]
«یا (اعمالشان) همچون تاریکیهایی در دریای پهناور که موج آن را پوشانده و بر فراز آن موج دیگری است، (و) بر فرازآن ابری (تاریک) است، تاریکیهایی است یکی بر فراز دیگری، (آن گونه که) هرگاه دست خود را بیرون آورد، ممکن نیست آن را ببیند و کسی را که الله نوری برای او قرار نداده است، پس (هیچ) نوری برای او نیست.»
این آیه از تاریکیهای اعماق دریاها و اقیانوسها میگوید، جایی که اگر کسی دستش را بیرون بکشد، قادر به دیدنش نخواهد بود. تاریکی اعماق دریاها و اقیانوسها در عمقی حدود ۲۰۰ متر و پایین تر یافت میشود. در این عمق، تقریباً هیچ نوری و روشنایی وجود ندارد. (شکل ۱۵) زیر عمق ۱۰۰۰ متر اصلاً هیچ گونه روشنایی وجود ندارد. (Oceans، الدر و پرنتا، ص. ۲۷)
تصویر۱۵: بین ۳ تا ۳۰ درصد نور خورشید بر سطح دریا بازتابیده میشود. سپس تقریباً تمامی هفت رنگ طیف نور یکی پس از دیگری، به جز نور ماوراء بنفش، در نخستین ۲۰۰ متر عمق دریا جذب میشوند. (Oceans ، الدر و پرنتا، ص. ۲۷)
انسان بدون کمک زیر دریایی و یا تجهیزات مخصوص، نمیتواند بیش از چهل متر زیر دریا غواصی کند. انسان نمیتواند در اعماق تاریک اقیانوسها، ازجمله عمق ۲۰۰ متر زیر آب زنده بماند.
دانشمندان اخیراً به وسیلهی تجهیزات مخصوص و زیردریاییها که به منظور غواصی در جاهای عمیق اقیانوسها تهیه شدهاند این مناطق تاریک را کشف نمودهاند.
همچنین میتوان از جملهی بعدی آیهی پیشین: "... در دریایى ژرف، که موجى آن را مىپوشاند [و] روى آن موجى [دیگر] است [و] بالاى آن ابرى است.." استنباط نمود که آبهای عمق دریاها و اقیانوسها به وسیلهی موجها پوشیده میشوند. مبرهن است که موجهای دوم همان امواج سطحی قابل مشاهده بر دریاها میباشد، چراکه آیهی مذکور بیان میدارد که بربالای امواج دوم ابرهایی وجود دارند. ولی امواج اول چه هستند؟
دانشمندان به تازگی دریافتهاند که نوعی امواج درونی وجود دارند که "در محل تلاقی چگالیهای متفاوت بین دو لایهی مختلف پدید میآیند. (Oceanography ، گراس، ص. ۲۰۵). ( شکل ۱۶)
تصویر۱۶: امواج داخلی در تلاقی دو لایهی آب با چگالیهای متفاوت. یکی از آنها غلیظ (لایهی زیرین) و دیگری با غلظت کم تر (لایهی رویی). (Oceanography، گراس، ص. ۲۰۴)
امواج داخلی، آبهای عمقی دریاها و اقیانوسها را میپوشاند، زیرا آبهای بخشهای عمیق نسبت به آبهای بخشهای بالاتر، چگالی بیش تری دارند. امواج داخلی نظیر امواج سطحی عمل میکنند. آنها هم مثل امواج سطحی میتوانند درهم شکسته شوند. امواج داخلی بوسیلهی چشمهای انسان قابل رؤیت نیستند، ولی میتوان آنها را با بررسی دما یا تغییرات شوری آب در مکانهای معین مشخص نمود. (Oceanography، گراس، ص. ۲۰۵)
دانشمندان شکل ابرها را مورد مطالعه قرار دادهاند و فهمیدهاند که ابرهای بارانی برطبق سامانهی معینی شکل گرفتهاند.
یک نوع ابر بارانی به نام کومولونیمبوس وجود دارد. هواشناسان مطالعه کردهاند که چگونه ابر کومولونیمبوس تشکیل میشود و چگونه باران، تگرگ و صاعقه تولید میکنند.
آنها دریافتهاند که ابرهای کومولونیمبوس مراحل زیر را برای تولید باران طی میکنند:
۱. هدایت ابرها به وسیلهی باد: ابرهای کومولونیمبوس زمانی تشکیل میشوند که باد تعدادی از تکه ابرهای کوچک (ابرهای کومولوس) را به جایی که ابرها در آن جمع میشوند، هل دهد. (شکلهای ۱۸و۱۷).
تصویر۱۷: عکس ماهواره ای، نشان دهندهی ابرهایی که به سمت پوشش دادن نقاط B ، C و D در حرکت میباشند. پیکانها نمایانگر مسیر وزش باد هستند. (The Use of Satellite Pictures in Weather Analysis and Forecasting، اندرسن و دیگران، ص. ۱۸۸)
تصویر۱۸: تکههای کوچک ابر (ابرهای کومولوس) در حرکت به سمت پوشش ناحیهای در نزدیکی افق، جایی که یک ابر کمولونیمبوس بزرگ در آن دیده میشود. (Clouds and Storms ، لودلم، ص. ۷.۴)
۲. پیوستن: سپس ابرهای کوچک به هم ملحق میشوند تا ابرهای بزرگ تری را تشکیل دهند. ( شکلهای ۱۹و ۱۸) (The Atmosphere ، آتنز و دیگران، صص. ۲۶۸-۲۶۹ و Elements of Meteorology، ص. ۱۴۱)
تصویر۱۹: (A) تکه ابر کوچک جدا شده (ابر کمولوس). (B) وقتی که ابرهای کوچک به هم میپیوندند، فشار زیری در بین ابرهای بزرگ تر افزایش یافته و ابر روی هم انباشته میشود. قطرات آب با علامت نمایش داده شدهاند. (The Atmosphere، آتنز و دیگران، ص. ۲۶۹)
۳. انباشتن: زمانی که ابرهای کوچک به هم پیوستند، فشار زیرین در میان ابرهای بزرگ تر افزایش پیدا میکند. فشار زیرین نزدیک مرکز ابرها قوی تر از کنارهها میباشد.
این فشارهای زیرین باعث میشود ارتفاع بدنهی ابرها افزایش یابد، بدین ترتیب ابر روی هم انباشته و متراکم میشود. (شکلهای ۲۱و۲۰،۱).
این رشد ارتفاع ابرها باعث میشود بدنهی ابرها به داخل منطقهی سردتر اتمسفر کشیده شود، جایی که قطرات آب و تگرک تشکیل شده و بزرگ و بزرگ تر میشوند. وقتی که قطرههای آب و تگرگ سنگین تر از آن شوند که فشار زیرین بتواند آنها را نگاه دارد، از میان ابرها به شکل باران و تگرگ و غیره باریده میشوند. (رجوع شود به The Atmosphere، آتنز و دیگران، ص ۲۶۹ و Elements of Meteorology، میلر و تامپسون، صص. ۱۴۱-۱۴۲)
تصویر۲۰: یک ابر کمولونیمبوس. پس از آنکه ابر انباشته و متراکم گشت، باران از میان آن فرو میبارد. (Weather and Climate ، بودین، ص. ۱۲۳)
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُزۡجِي سَحَابٗا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيۡنَهُۥ ثُمَّ يَجۡعَلُهُۥ رُكَامٗا فَتَرَى ٱلۡوَدۡقَ يَخۡرُجُ مِنۡ خِلَٰلِهِۦ...﴾[النور: ۴۳]
«آیا ندیدی که الله ابرهایی را به آرامی میراند، سپس بین آنها پیوند میدهد، آنگاه آن را متراکم میکند، پس قطرۀ (باران) را میبینی که از میان آن بیرون میشود»
تصویر۲۱: یک ابر کمولونیمبوس. (A Colour Guide to Clouds، سکورر و وکسلر، ص. ۲۳)
هواشناسان در همین اواخر به وسیلهی لوازم پیشرفتهای مانند هواپیما، ماهواره، رایانه، بالونها و دیگر تجهیزات، به جزئیاتی در رابطه بشکل گیری، ساختار و عملکرد ابرها دست یافتهاند و با اتکا به همین یافتهها توانستهاند ابرها و مسیر مربوط به آنها، سنجش میزان رطوبت و تغییرات آن و نیز تعیین سطح و تغییر فشار جو را مورد بررسی قرار دهند. (رجوع شود به اعجاز القرآن الکریم فی وصف انواع الریاح السحوب و المطر، مکی و دیگران، ص. ۵۵)
آیهی پیشین بعد از اشاره به ابر و باران، دربارهی تگرگ وصاعقه صحبت میکند:
﴿...وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مِن جِبَالٖ فِيهَا مِنۢ بَرَدٖ فَيُصِيبُ بِهِۦ مَن يَشَآءُ وَيَصۡرِفُهُۥ عَن مَّن يَشَآءُۖ يَكَادُ سَنَا بَرۡقِهِۦ يَذۡهَبُ بِٱلۡأَبۡصَٰرِ ٤٣﴾[النور: ۴۳]
«و [خداست که] و از آسمان، از کوههای که در آنجاست، دانههای تگرگ نازل میکند، پس آن را به هر کس که بخواهد میرساند و آن را از هرکس که بخواهد باز میدارد، نزدیک است درخشندگی برق آن (نور) چشمها را (از بین) ببرد».
هواشناسان دریافتهاند که ابرهای کولومونیمبوس که تگرگ میبارانند، ارتفاع شان به اندازهی کوهها و حدود ۲۵۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ پا (۵/۴ تا ۷/۵ مایل) میباشد. (Elements of Meteorology، میلر و تامپسون، ص. ۱۴۱)
همانگونه که در قرآن آمده است: " ... و [خداست که] از آسمان از کوههایى [از ابر یخزده] که در آنجاست تگرگ فرو مىریزد..." (شکل ۲۱)
ممکن است این ایه سوالی را در ذهن متبادر کند که چرا خداوند در این آیه به تگرگ اشاره کرده است: "روشنایی برق آن..."؟ آیا به این معنا است که تگرگ مهم ترین عامل به وجود آورندهی صاعقه میباشد؟ اجازه دهید نگاهی به کتابی با عنوان "MeteorologyToday says" بیاندازیم.
کتاب میگوید در ناحیهای از ابر که بسیار سرد و دارای تکههای ریز یخ میباشد، ابر بار الکتریکی میگیرد. وقتی قطرههای آب با دانههای تگرگ برخورد میکند، گرمای درونی شان را رها ساخته و یخ میزنند. این باعث میشود سطح دانههای تگرگ نسبت به کریستالهای یخ پیرامون شان گرم تر باشد. وقتی که دانه تگرگ با کریستالهای یخ برخورد میکند، یک پدیدهی مهم اتفاق میافتد: الکترونها از جسم سردتر به سوی جسم گرم تر جریان پیدا میکنند. به این ترتیب، دانهی تگرگ بار الکتریکی منفی میگیرد. همین حالت هنگامی پیش میآید که قطرههای بسیار سرد با دانههای تگرگ و ذرات ریز و خرد شدهی یخ که بار مثبت گرفتهاند، برخورد کنند. این اجزاء سبک تر دارای بار مثبت ریزتر بواسطهی فشارزیرین، به بخشهای بالاتر ابر منتقل میشوند. تگرگ باقی ماندهی دارای بار منفی به قسمت پایین ابر ریزش میکند، به این ترتیب بخش پایین ابر بار منفی میگیرد. این بارهای منفی به شکل صاعقه تخلیه میگردد. (Meteorology Today، آهرنس، ص. ۴۳۷)
چنین نتیجه گرفته میشود که تگرگ مهم ترین عامل بروز صاعقه میباشد.
اطلاعات ذکر شده در زمینهی صاعقه اخیراً کشف شدهاند. تا دههی ۱۶۰۰ میلادی، نظریهی ارسطو بر علم هواشناسی حاکم بود. به عنوان مثال، او میگفت که اتمسفر دارای دو نوع بخار خشک و نمناک است. همچنین میگوید که صدای تندر صدای برخورد بخارهای خشک با ابرهای مجاور میباشد و صاعقه سوختن و شعله ور شدن بخارهای خشک با آتشی باریک و و ملایم است. (The Works of Aristotle، ترجمهی انگلیسی با عنوان: Meteorologica، جلد سوم، راس و دیگران، صص. ۳۶۹-۳۶۹ب )
اینها تعدادی از نظریات هواشناسی در هزار و چهار صد سال پیش، هنگامی که قرآن نازل گشت، بودند.
آنچه در زیر میخوانید نظرات دانشمندان مختلف دربارهی معجزات علمی قرآن کریم میباشد. تمامی نظریات زیر در یک نوار ویدیوئی با عنوان "This is the Truth" گردآوری شده است. در این نوار ویدیوئی، میتوانید ببینید و بشنوید که دانشمندان نظریات آتی را ابراز مینمایند. (لطفاً به سایت www.islam-guide.com/truth برای ذخیرهی این نوار ویدیوئی یا مشاهدهی آن به اینترنت مراجعه کنید.)
۱) دکتر تی. وی. ان. پرسود استاد علم آناتومی است. پروفسور طب و سلامتی کودکان و پرفسور علم مامایی، دانش امراض زنانه و دستگاه تناسلی از دانشگاه منیتوبا در کانادا میباشد. در آن جا وی به مدت شانزده سال رئیس قسمت آناتومی بود. وی شهرت زیادی در رشتهی خویش دارد. ایشان مؤلف یا ویراستار ۲۲ کتاب درسی است و بیش از ۱۸۱ مقالهی علمی منتشر کرده است. در سال ۱۹۹۱، برجسته ترین جایزهی رشتهی آناتومی در کانادا، جایزهی بزرگ جی. سی. بی. از انجمن آناتومی کانادا را دریافت نمود.
هنگامی که از وی دربارهی معجزات علمی قرآن که مورد تحقیق ایشان بود پرسیده شد، این گونه توضیح داد:
«چنانکه به من گفته شده، محمد یک فرد کاملاً عادی بوده و نمیتوانست بخواند یا بنویسد. در واقع او یک فرد درس نخوانده و بی سواد بود. به علاوه اینها ما داریم دربارهی هزار و دویست (البته هزار و چهارصد) سال پیش حرف میزنیم. اینجا شخص بی سوادی هست که نظریات و بیانات عمیقی ارائه داده است و این نظریات به طور بسیار شگفت آوری از لحاظ ماهیت علمی دقیق میباشند. من هرگز نمیتوانم درستی این نظریات را صرفاً تصادفی بدانم. تعداد حقایق و نظریات صحیح و دقیق بیش از اندازه هستند. من هم مانند دکتر مور، برایم سخت نیست که باور کنم الهامات یا وحی الهی منشأ بیان این گفتهها بوده است.»
پروفسور پرسود برخی آیات قرآنی و احادیث پیامبر اکرم جرا در تعدادی از کتابهایش ذکر نموده است. همچنین وی این آیات و احادیث پیامبر جرا در چندین کنفرانس ارائه کرده است.
۲) دکتر جو لی سیمپسون رئیس بخش مامایی و زنان، پرفسور رشتهی مامایی و زنان و نیز استاد رشتهی ژنتیک مولوکولی و انسانی در دانشکدهی پزشکی بایلور، هوستون تگزاس آمریکا میباشد. وی پیش تر پروفسور نازایی زنان و رئیس بخش نازایی در دانشگاه تنسی آمریکا و همچنین نمایندهی جامعهی باروری آمریکا بود. وی جوایز بسیاری را دریافت نموده است؛ از جمله جایزهی انجمن استادان مامایی و امراض عمومی زنان در سال ۱۹۹۹. پروفسور سیمپسون این دو حدیث پیامبر اسلام جرا مورد مطالعه قرار داده است:
{برای هرکدام از شما، اجزای آفرینش شما در طی چهل روز در رحم مادرتان باهم گردآمدهاند...} (صحیح مسلم، # ۲۶۴۳ و صحیح بخاری،# ۳۲۰۸) [۱]
{بعد از چهل روز از هنگام بسته شدن نطفه، خداوند فرشتهای را به سویش میفرستد که آن را شکل داده و شنوایی، بینایی، پوست، گوشت و استخوان... دهد.} (صحیح مسلم، #۲۶۴۵)
پروفسور احادیث فوق را با توجه به اینکه چهل روز نخست مرحلهی مشخصی برای رشد و تکوین جنین میباشد، به طور گسترده مورد برررسی قرار داده است. وی بطور خاصی تحت تأثیر درستی و دقت کامل این احادیث پیامبر جقرار گرفت. بدین ترتیب در یک کنفرانس، چنین ابراز نظر نمود:
"بنابراین احادیث مورد بحث، جدول زمانی دقیقی برای رشد اصلی جنین، پیش از چهل روز اولیه در اختیار ما میگذارد." در قسمتی دیگر چنین بیان میکند: "قضیه کاملاً روشن است، همانطور که سخنرانان دیگر مکرراً امروز صبح به آن اشاره داشتند، این احادیث امکان ندارد حاصل آگاهی علمی زمان نگارش آنها باشد... فکر میکنم نه تنها هیچ تضادی بین علم ژنتیک و دین وجود ندارد، بلکه در حقیقت دین میتواند با افزودن وحی به برخی از دیدگاههای علمی سنتی، علم را رهنمون سازد. چنانکه در قرآن عبارتهایی بیان شده که قرنها بعد درستی آنها آشکار گردیده و این عقیده را که قرآن از جانب خداوند آمده است را تأیید مینماید."
۳) دکتر. ای. مارشال جانسون، پروفسور افتخاری آناتومی و توسعهی زیست شناسی در دانشگاه توماس جفرسون، در فیلادلفییای پنسیلوانیای آمریکا است. وی به مدت بیست و دو سال استاد رشتهی آناتومی آن دانشگاه، رئیس بخش آناتومی و مدیر مؤسسهی دانیل باگ بود. وی همچنین رئیس انجمن شناسایی جنین ناقص الخلقه و مؤلف بیش از دویست نشریهی میباشد. در سال ۱۹۸۱، طی هفدهمین کنفرانس پزشکی در ضمام عربستان سعودی، پروفسور جانسون در ارائهی مقالهی تحقیقاتی خویش بیان داشت:
"خلاصه آنکه: قرآن نه تنها روند رشد ظاهری جنین را توضیح داده، بلکه همچنین بر مراحل داخلی و درونی جنین، از پیدایش تا تکوین آن و اتفاقاتی که از طریق دانش معاصر شناخته شدهاند، نیز تأکید کرده است."
وی چنین ادامه میدهد: "به عنوان یک دانشمند، تنها میتوانم به چیزهایی بپردازم که آنها را به وضوح ببینم. میتوانم رویان شناسی و زیست شناسی رشد را بفهمم. میتوانم کلماتی از قرآن را که به انگلیسی ترجمه شدهاند را بفهمم. همچنان که قبلاً مثال آورم، اگر قرار بود به آن عصر و زمان برگردم، قادر نبودم مسائل مطرح شده را بفهمم. هیچ دلیلی برای انکار این حقیقت نمیبینم که این شخص (محمد ج) میبایست این اطلاعات را از جایی دریافت نموده باشد. بنابراین هیچ مخالفتی با عقیدهی وجود مداخله از جانب آسمان در رابطه با مطالبی که او میاورده ، نمیبینم." (پیامبر خدا جدرس نخوانده بود. او نمیتوانست بخواند یا بنویسد، اما قرآن کریم را برای یارانش از بر خوانده و آنان را به نوشتن آن فرمان داد.)
۴. دکتر ویلیام دبلیو هی یکی از معروف ترین دانشمندان دریانوردی و پرفسور رشتهی زمین شناسی در دانشگاه کلورادوی آمریکا میباشد. وی قبلاً رئیس دانشکدهی نیروی دریایی و علوم هوایی روزنستایل در دانشگاه میامی، فلوریدای آمریکا بود.
بعد از گفتگو با پروفسور هی دربارهی حقایق علمی مربوط به دریاها که به تازگی کشف شده و در قرآن کریم آمدهاند، وی بیان داشت:
"خیلی جالب است که چنین اطلاعاتی در یک متن قدیمی همچون قرآن کریم وجود دارد، نمیتوانم بفهمم که این معلومات از کجا آمده ولی فکر میکنم وجود چنین اطلاعاتی در کتاب مذکور به شدت جالب توجه میباشد." وقتی از او دربارهی سرچشمهی قرآن سؤال شد، چنین پاسخ داد:
"خوب میتوانم چنین فکر کنم که سرچشمهی آن یک هستی الهی میباشد."
۵. دکتر جرالد سی. گورینر مدیر دوره و استادیار رشتهی رویان شناسی طبی در بخش زیست شناسی سلولی، دانشکدهی پزشکی در دانشگاه جورج تاون واشنگتن آمریکا است. طی هشتمین کنفرانس پزشکی در عربستان سعودی در ریاض، پروفسور گورینر در ارائهی مقالهی تحقیقی خویش چنین توضیح داد:
" تقریباً میتوان گفت در چند آیه توصیف جامعی از تکوین انسان از هنگام لقاح سلولهای جنسی تا تکمیل اعضای آن ارائه شده است. پیش از آن هرگز چنین اثر شاخص و کاملی از روند تکامل بشر، طبقه بندی آن، اصطلاح شناسی و شرح و توضیحات آن وجود نداشته است. اگر نگوییم همه آنها بلکه در بیش تر موارد، تفاصیلی که در قران راجع به جنین شناسی ذکر شده است، قرنها از دانش بشری جلوتر بوده است."
۶. دکتر یوشی هاید کوزای، پروفسور افتخاری دانشگاه توکیو، هونگوی ژاپن است که مدیر رصد خانهی ملی نجوم میتاکا در توکیو نیز بوده است. وی میگوید:
۷. "من به شدت تحت تأثیر مشاهدهی حقایق صحیح نجومی که در قرآن واقع شده است، قرار گرفته ام. برای ما ستاره شناسان نوین که تنها گوشهی بسیار کوچکی از این گیتی را مورد مطالعه قرار داده و سعی و کوشش مان را برای فهمیدن بخش بسیار کوچکی از این جهان متمرکز نموده ایم، خواندن قرآن و پاسخ دادن به سوالات آن میتواند کمک شایانی در مورد تحقیقات جهان شناسی مان بکند. "
۸. پروفسور تجتت تجیسن رئیس بخش آناتومی در دانشگاه چیانگ مای، تایلند است که پیش تر رئیس دانشکدهی پزشکی همان دانشگاه نیز بود. طی هشتمین کنفرانس پزشکی در ریاض عربستان سعودی، پروفسور تجیسن برخاست و چنین ایراد کرد:
"در طول سه سال گذشته، به قرآن کریم علاقمند شده ام... براساس مطالعاتم و آنچه در این کنفرانس فراگرفتم، به این باور رسیدهام که هرآنچه چهارده قرن پیش در قرآن ثبت شده است، حقیقت دارد و به وسیلهی علم و دانش قابل اثبات میباشد. از آن جا که حضرت محمد جنه میتوانست بخواند و نه بنویسد پس بدون شک پیامبر خداوند بوده که میتوانست چنین حقایقی را ابلاغ کند. حقایقی که بر وی نازل میشد و ذهنش را منور میساخت، تنها میتوانست از جانب خداوند متعال باشد. بنابراین فکر میکنم زمان آن فرا رسیده که بگویم لا اله الا الله محمداً رسول الله (هیچ خدایی برای پرستش وجود ندارد جز الله و محمد جپیام آور اوست). در پایان، باید برای تدابیر و نظم عالی و موفقیت آمیز این کنفرانس به شما تبریک بگویم...
من نه تنها از نقطه نظر علمی و مذهبی از آن بهره بردم، بلکه فرصت بزرگی بود که با عدهی زیادی از دانشمندان مشهور ملاقات داشته و دوستان جدید بسیاری پیداکنم. بزرگترین بهرهای که از آمدن به این جا نصیبم شد، گفتن شهادتین لا اله الا الله و محمداً رسول الله و مسلمان شدنم بود."
بعد از خواندن این مثالها دربارهی معجزات علمی قرآن کریم و نظرات دانشمندان مذکور، بیایید درمورد این سؤالات کمی بیاندیشیم:
آیا وجود اطلاعات علمی تازه کشف شده در قرانی که چهاده قرن پیش نازل شده، تنها یک تصادف است؟
یا قرآن میتوانسته به دست محمد جیا هرانسان دیگری نوشته شده باشد؟
تنها پاسخ ممکن این است که این قرآن بایستی کلام خداوند متعال باشد که بر پیامبرش حضرت محمد جنازل فرموده است.
( برای اطلاعات بیشتر، مقالات، کتابها و نوارهای ویدیوئی آنلاین، دربارهی معجزات علمی قرآن کریم، به سایت
www.islam-guide.com/science مراجعه شود یا با سازمانهایی که در پایان کتاب ذکر شدهاند تماس بگیرید.)
[۱] توجه: عبارات میان دو علامت {...} حدیث پیامبر بزرگوار اسلام میباشند. همچنین علامت # نشانگر شمارهی حدیث میباشد.
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
﴿وَإِن كُنتُمۡ فِي رَيۡبٖ مِّمَّا نَزَّلۡنَا عَلَىٰ عَبۡدِنَا فَأۡتُواْ بِسُورَةٖ مِّن مِّثۡلِهِۦ وَٱدۡعُواْ شُهَدَآءَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ ٢٣ فَإِن لَّمۡ تَفۡعَلُواْ وَلَن تَفۡعَلُواْ فَٱتَّقُواْ ٱلنَّارَ ٱلَّتِي وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُۖ أُعِدَّتۡ لِلۡكَٰفِرِينَ ٢٤ وَبَشِّرِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أَنَّ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنۡهَا مِن ثَمَرَةٖ رِّزۡقٗا قَالُواْ هَٰذَا ٱلَّذِي رُزِقۡنَا مِن قَبۡلُۖ وَأُتُواْ بِهِۦ مُتَشَٰبِهٗاۖ وَلَهُمۡ فِيهَآ أَزۡوَٰجٞ مُّطَهَّرَةٞۖ وَهُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ ٢٥﴾[البقرة: ۲۳-۲۵]
«و اگر دربارۀ آنچه بر بنده خود (محمد ج) نازل کردهایم؛ در شک و تردید هستید، سورهای همانند آن بیاورید و گواهان خود را - غیر از الله- فرا خوانید؛ اگر راست میگویید. ﴿۲۳﴾ پس اگر چنین نکردید - و هرگز نتوانید کرد- از آتشی بترسید که هیزم آن مردم و سنگها است و برای کافران آماده شده است. ﴿۲۴﴾
و کسانى را که ایمان آوردهاند و کارهاى شایسته انجام دادهاند مژده ده که ایشان را باغهایى خواهد بود که از زیر [درختان] آنها جویها روان است . (۲۵)»
از زمانی که قرآن نازل شده است تا به امروز هیچ کسی نتوانسته از نظر زیبایی، فصاحت، شکوه و عظمت، قوانین حکیمانه، معلومات درست و پیش گوییهای دقیق، آیهای نظیر آیههای آن بیافریند.(رجوع شود به البرهان فی علوم القرآن، الزرکشی، جلد دوم، ص. ۲۲۴)
کوچک ترین سورهی قرآن کریم (سورهی ۱۰۸) با تنها ده واژه، ولی همچنان هیچ کس نتوانسته است با این تحدی روبرو شده و سورهای مانند سورههای قرآن کریم بیاورد.
بعضی از کفار عرب که از دشمنان حضرت محمد جبه شمار میآمدند، سعی کردند که با این چالش رویارو شده و ثابت کنند که حضرت محمد جپیامبر واقعی نیست، ولی در انجام این کار شکست خوردند. (رجوع شود به البرهان فی علوم القرآن، الزرکشی، جلد دوم، ص. ۲۲۶)
این شکست در حالی نصیب آنها شد که قرآن به زبان و لهجهی خود آن اشخاص نازل و آشکار شده بود و عربهای دوران پیامبر جمردمانی بسیار فصیح بوده و عادت داشتند اشعار زیبا و سرودههای عالی بسرایند، که آن اشعار هنوز هم خوانده شده و مورد تمجید قرار میگیرند.
پیشگوییهای کتاب مقدس در رابطه با ظهور حضرت محمد جخود گواهی بر حقانیت دین اسلام برای مردمانی که به انجیل ایمان دارند، میباشد.
در سفر هجده کتاب تورات، موسی÷میگوید که خداوند به وی فرموده است:
"من برای آنان پیامبری مانند تو را از میان برادرانشان برخواهم انگیخت؛ من سخنانم را در دهان او خواهم نهاد و او هرچه را به او فرمان دهم به آنان خواهد گفت. اگر کسی به سخنان من که آن پیامبر به نام من بیان میدارد گوش ندهد، من شخصاً او را برای حساب بازخواهم خواست." (سفر ۱۸: ۱۸-۱۹)
(آیات مربوط به کتاب مقدس در این کتاب برگرفته از The NIV Study Bible، نسخهی بین المللی نوین میباشند.)
از این آیه چنین نتیجه میگیریم که پیامبر پیش بینی شده باید این سه مشخصه را دارا باشد:
۱) وی شبیه موسی خواهد بود.
۲) از برادران بنی اسرائیل؛ از فرزندان اسماعیل است.
۳) خداوند کلام خویش را در دهان این پیامبر نهاده و او نیز آنچه را که خداوند به وی فرمان داده بیان میکند.
اجازه دهید تا این سه مشخصه را بیش تر مورد بررسی قرار دهیم.
از میان همهی پیامبران به سختی میتوان دو پیامبر را با شباهتی در حد موسی و محمد جپیدا نمود. به هر دوی آنها شریعت و برنامهای جامع برای زندگی داده شد. هر دوی آنها با دشمنان شان رویارو شده و با روشهایی معجزه آسا بر آنان غلبه کردند. هر دوی آنها هم به عنوان پیامبر و هم حکمران پذیرفته شدند. هر دوی آنها به دنبال توطئهی به قتل رساندنشان مهاجرت نمودند.
با مقایسهی بین موسی و عیسی نه تنها از مشابهتهای فوق اثری نمیبینیم، بلکه در موارد بسیار حساس و تعیین کننده مانند تولد طبیعی، زندگی خانوادگی و مرگ موسی شباهتی میان آن دو یافت نمیشود. بعلاوه عیسی نزد پیروانش پسر خداوند خوانده میشود و نه صرفاً آنگونه که مسلمانان عقیده دارند؛ پیامبری مانند موسی و محمد ج. بنابراین از انجاییکه حضرت محمد جشباهب بیشتری به موسی دارد، این پیشگویی به حضرت محمد جمربوط میشود و نه حضرت عیسی.
همچنین، با توجه به انجیل یوحنا معلوم میشود که یهودیان منتظر تحقق سه پیشگویی جداگانهی زیر بودند:
۱) ظهور مسیح. ۲) ظهور الیاس. ۳) آمدن پیامبر موعود.
این موضوع از سه پرسش مطرح شده از "یحیی تعمید دهنده" مشخص میشود:
"اکنون نوبت گواهی یحیی بود، آنگاه که یهودیان بیت المقدس کشیشان و لاویها را فرستادند تا از او بپرسند که او کیست. او از اعتراف سرباز نزد، بلکه به راحتی اعتراف کرد: "من مسیح نیستم." آنها پرسیدند: "پس تو کیستی؟ آیا الیاس هستی؟" او گفت: "خیر نیستم."، "آیا آن پیامبری؟" او پاسخ داد: "خیر." (یوحنا ۱: ۱۹-۲۱)
با نگاه به کتاب مقدس با مراجعهی متقابل، در حاشیه نگاری بر "پیامبر" واقع در یوحنا ۱:۲۱، به این یادداشت برمی خوریم که این کلمه به پیشگویی موجود در سفر دوم تورات ۱۸:۱۵ و ۱۸:۱۸ اشاره دارد. (رجوع کنید به حاشیههای The NIV Study Bible، نسخهی بین المللی جدید، بر آیهی ۱:۲۱، ص. ۱۵۹۴)
از این مطالب نتیجه میگیریم که عیسی همان پیامبر موعود که در آیه ۱۸:۱۸ سفر دوم تورات ذکر شده، نیست.
ابراهیم دو پسر با نامهای اسماعیل و اسحاق داشت. ( کتاب پیدایش، تورات ۲۱) اسماعیل جد ملت عرب شد و اسحاق جد ملت یهود گشت. پیامبری که از آن صحبت میشود، قرار نبود از میان خود یهودیان برخیزد، بلکه از بین برادران آنان؛ یعنی فرزندان اسماعیل. محمد ج، از اولاد اسماعیل است و درحقیقت او همان پیامبر موعود میباشد.
همچنین در اشعیا ۴۲: ۱-۱۳ دربارهی این بندهی خداوند بحث شده است. او فرد "برگزیده" و "پیام آور" است که قانونی را پایه میگذارد.
"او متزلزل و دلسرد نمیشود تا آنکه عدالت را بر زمین پایه نهد. همهی نواحی امیدشان را به او میبندند." (اشعیا ۴۲:۴)
آیهی یازده در رابطه با پیامبر موعودی است که از اولاد قیدار میباشد. قیدار کیست؟ براساس کتاب پیدایش ۲۵:۱۳، قیدار پسر دوم اسماعیل، نیای حضرت محمد جبود.
کلام خداوند متعال(قرآن کریم) به حقیقت بر زبان محمد ججاری گشته است. خداوند فرشتهاش، جبرئیل، را برای آنکه عین کلام خدا ( قرآن کریم) را به پیامبر بیاموزد فرستاد و از او خواست تا آن را همانطور که شنیده بود بر قومش بخواند. این سنخنان برخاسته از افکار خود وی نبودند، بلکه بواسطهی جبرئیل بر زبانش جاری میشد. در زمان حیات پیامبر جو زیر نظر ایشان، این سخنان به وسیلهی صحابه حفظ و سپس به نگارش درمی آمدند.
توجه کنید که خداوند در بخش دوم کتاب تثنیه بیان فرموده:
" فردی که به او گوش ندهد و به پیامش که از جانب من است توجه نکند، او را مجازات خواهم کرد." (تثنیه، ۱۸:۱۹)
به این معنا است که هر کس به کتاب مقدس ایمان داشته باشد باید به آنچه این پیامبر میگوید گوش دهد، که البته این پیامبر همان حضرت محمد جبود.
(لطفاً برای اطلاعات بیش تر دربارهی حضرت جدر کتاب مقدس از سایت www.islam-guide.com/mib دیدن نمایید)
به عنوان مثال پیشگویی واقعه پیروزی رومیان بر ایرانیان در قرآن به مدت سه الی نه سال بعد از شکست رومیان از ایرانیان. خداوند متعال در قرآن چنین میفرماید:
﴿غُلِبَتِ ٱلرُّومُ ٢ فِيٓ أَدۡنَى ٱلۡأَرۡضِ وَهُم مِّنۢ بَعۡدِ غَلَبِهِمۡ سَيَغۡلِبُونَ ٣ فِي بِضۡعِ سِنِينَۗ لِلَّهِ ٱلۡأَمۡرُ مِن قَبۡلُ وَمِنۢ بَعۡدُۚ وَيَوۡمَئِذٖ يَفۡرَحُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٤﴾[الروم: ۲-۴]
«"رومیان شکستخوردند. در نزدیکترین سرزمین و[لى] بعد از شکستشان در ظرف چند سالى به زودى پیروز خواهند گردید. [فرجام] کار در گذشته و آینده از آن خداست و در آن روز است که مؤمنان از یارى خدا شاد مىگردند." (۲-۴)»
اجازه دهید تا ببینیم تاریخ دربارهی این رویداد به ما چه میگوید. کتابی با عنوان History of the Byzantine State (تاریخ حکومت بیزانس) بیان میدارد که ارتش روم در سال ۶۱۳ در انطاکیه شکست سختی خورد و ایرانیان در تمام جبههها پیشروی کردند. (History of the Byzantine State، آستراگورسکی، ص. ۹۵)
در آن زمان، حتی تصور اینکه رومیان بتوانند ایرانیان را شکست دهند، بسیار سخت بود، با اینحال، قرآن پیروزی روم بر ایران در عرض سه الی نه سال را پیشگویی کرد. در سال ۶۲۲، نه سال بعد از شکست رومیان، دو ارتش (ایران و روم) در خاک ارمنستان با یکدیگر روبرو شدند و نتیجهی این رویارویی، برای اولین بار بعد از شکست رومیان در سال ۶۱۳، پیروزی قاطع روم بر ایران بود. پیشگویی مذکور دقیقاً همانگونه که پروردگار در قرآن وعده فرموده بود به وقوع پیوست.
(History of the Byzantine State، آستراگورسکی، صص. ۱۰۰-۱۰۱ و History of Persia، سایکس، جلد ۱، صص. ۴۸۳-۴۸۴. همچنین رجوع کنید به New Encyclopaedia Britannica، میکروپدیا، جلد ۴، ص. ۱۰۳۶.)
آیات قرآن و احادیث دیگری نیز هستند که وقایع آینده را پیشگویی کرده و به وقوع پیوستهاند.
معجزات زیادی بوسیلهی حضرت محمد جو به اذن پروردگار متعال رخ دادهاند. اشخاص زیادی شاهد وقوع این معجزات بودهاند. به عنوان مثال:
زمانی که مشرکان مکه از پیامبر جخواستند تا معجزهای به آنها نشان دهد، ایشان دو نیم شدن ماه را به آنها نشان داد. (صحیح بخاری، #۳۶۳۷ و صحیح مسلم، #۲۸۰۲)
معجزهی دیگر این بود که وقتی صحابه تشنه بودند و بغیر از مقدار کمی آب در درون ظرف نداشتند، از میان انگشتان مبارک پیامبر جآب میچکید. آنها نزد ایشان آمده و گفتند که جز مقدار بسیار اندکی آب در درون ظرف برای شستشو و نوشیدن چیزی نمانده است. چنین شده که حضرت محمد جدستان مبارکش را درون ظرف نهاد و آب از میان انگشتانش در درون ظرف شروع به فوران نمود. آن اشخاص آب نوشیده و با آن وضو گرفتند. هزار و پانصد صحابه در آنجا حضور داشتند. (صحیح بخاری، #۳۵۷۶ و صحیح مسلم، #۱۸۵۶)۰۳۴۸۹۳۸۱۱۵۹
معجزات بسیار دیگری نیز وجود دارند که توسط ایشان و یا برای آنحضرت جاتفاق افتادهاند.
در مقایسهی زندگانی حضرت محمد جبا قبل و بعد از مأموریت ایشان به عنوان یک پیامبر، به این نتیجه میرسیم که حتی تصور اینکه آنحضرت جپیامبری دروغین بوده باشد و به طلب منفعتهای مادی، پست و مقام اجتماعی و قدرت به دروغ ادعای پیامبری نموده باشد، بسیار غیر منطقی مینماید.
قبل از نبوت، آنحضرت از لحاظ مالی هیچ نگرانی نداشت. حضرت محمد جبه عنوان یک تاجر موفق و مشهور درآمد رضایت بخشی داشت که بعد از بعثت و مشکلاتی که برخاسته از آن بود وضعیت مالی ایشان بدتر شد.
بهتر است برای بیش تر روشن شدن موضوع، اقوال زیر را در مورد زندگی ایشان باهم بخوانیم:
عایشه، همسر حضرت محمد جچنین نقل میکند: "خواهر زادهی عزیز، ما در خانههای پیامبر جسه ماه را بدون روشن کردن آتش (پختن غذا) تجربه کرده ایم. پسر خواهرش پرسید: " عمه جان، با چه سرمی کردید؟ وی در جواب گفت: "دو چیز سیاه، خرما و آب، پیامبر جهمسایههای انصار داشت که آنها شترهای شیده داشتند و معمولاً مقداری شیر برای پیامبر جمیفرستادند. (صحیح مسلم، #۲۹۷۲، و صحیح بخاری، #۲۵۶۷)
سهل بن سعد، یکی از صحابهی پیامبر ج، میگوید: " پیامبر خدا جاز زمانی که به پیامبری مبعوث شدند تا لحظهی مرگشان نان آرد بیخته شده را ندیدند. (صحیح بخاری، #۵۴۱۳ و ترمذی، #۲۳۶۴)
از عایشه همسر گرامی پیامبر جنقل شده است: تشکی که پیامبرجبر آن میخوابیدند، چرمی بود که درون آن با الیافی از درخت خرما پرشده بود. (صحیح مسلم، #۲۰۸۲ و صحیح بخاری، #۶۴۵۶)
عمرو بن حارث، یکی دیگر از صحابهی پیامبر جچنین تعریف میکند: "وقتی که پیامبر جوفات کردند جز یک یابوی سفید سواری، زره و یک قطعه زمین که آن را هم به عنوان صدقه بخشیدند، چیز دیگری از خود به جای نگذاشت. (صحیح بخاری، #۲۷۳۹ و مسند احمد، #۱۷۹۹۰)
حضرت محمد جبا وجود آنکه بیت المال مسلمین در دسترس ایشان بود و بیش تر شبه جزیرهی عربستان پیش از وفات ایشان اسلام آورده و مسلمان شده بودند ولی تا لحظهی وفات چنین زندگانی سختی داشتند.
آیا امکان دارد حضرت محمد جبرای رسیدن به منزلت اجتماعی و قدرت ادعای پیامبری کرده باشد؟ تمایل به برخورداری از منزلت اجتماعی و قدرت معمولاً همراه با غذاهای خوب، لباسهای فاخر، کاخهای باشکوه، نگهبانانی با لباسهای رنگی و قدرت بی چون و چرا است. آیا هیچ کدام از این شاخصهها در زندگی پیامبر جمشهود بود؟ نگاهی گذرا به زندگانی آنحضرت جما را در رسیدن به پاسخ این سؤالات کمک میکند.
با وجود مسئولیتهای ایشان به عنوان پیامبر، معلم، حاکم و قاضی، آنحضرت جشخصاً شیر بز را میدوشید. (مسند احمد، #۲۵۶۶۲)، لباسهای خویش را وصله میزد و کفشهایش را خود تعمیر مینمود. (صحیح بخاری، #۶۷۶ و مسند احمد، #۲۵۵۱۷)، در کارهای خانه کمک میکرد. (صحیح بخاری، #۶۷۶ و مسند احمد، #۲۳۷۰۶) از خانوادههای فقیر به هنگام مریضی عیادت مینمود. (موطی مالک، #۵۳۱)، همچنین به صحابه در ساختن خانه با آوردن شن همراه آنان کمک مینمود. (صحیح بخاری، #۳۰۳۴ و صحیح مسلم، #۱۸۰۳ و مسند احمد، #۱۸۰۱۷) زندگی ایشان نمونهی حیرت آوری از ساده زیستی و فروتنی بود.
پیروان پیامبر جبه ایشان علاقهی زیادی داشتند، به او عشق میورزیدند و اعتماد بی حد و اندازهای به او داشتند. با اینحال آنحضرت جهمچنان تأکید میکردند که الوهیت تنها خداوند را سزاوار است و نباید به خود وی چنین نسبتی داده شود.
انس یکی از صحابهی رسول الله جتعریف میکند که هیچ کس بیش از پیامبر جمحبوب دلها نبود. اما وقتی ایشان تشریف میآورد کسی بلند نمیشد، زیرا از بلند شدن مردم در برابر خود، چنانچه اقوام دیگر برای بزرگانشان انجام میدادند، ناراحت میشد. (مسند احمد، #۱۲۱۱۷، ترمذی، #۲۷۵۴)
خیلی قبل تر از اینکه تصور پیروزی اسلام ممکن بوده باشد و در آغاز دورهی طولانی و دردناک شکنجه، اذیت و آزار پیامبر جو پیروانش، پیشنهادهای جالب توجهی از جانب مشرکان به پیامبر میشد. عتبه فرستادهی زعمای مشرکین نزد ایشان آمده و گفت: "... اگر مال و ثروت میخواهی به اندازهی کافی به تو دارایی خواهیم داد و یکی از ثروتمندترین اشخاص در میان ما خواهی شد. اگر طالب جایگاه رهبری هستی، رهبری خود را به تو واگذار میکنیم و بدون اجازهی تو هیچ تصمیمی نخواهیم گرفت. اگر خواهان پادشاهی باشی، تو را شاه خود میگردانیم..." تنها امتیازی که در عوض همهی این پیشنهادها از حضرت محمد جمیخواستند، از دعوت مردم به سوی اسلام و عبادت تنها یک خداوند دست بردارد.
آیا این پیشنهادها به قدر کافی نمیتوانست برای هرکسی وسوسه انگیز باشد؟ آیا حضرت محمد جبا شنیدن این پیشنهادها، دچار تردید شد؟ آیا ایشان در را برای چانه زنی به منظور دریافت پیشنهادهای بهتر باز گذاشت؟ پیامبر جدر پاسخ آیات ۱ تا ۳۸ از سورهی ۴۱( فصلت) قرآن را برای عتبه تلاوت کرد که بخشی از آن در زیر ذکر خواهیم کرد:
﴿تَنزِيلٞ مِّنَ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ ٢ كِتَٰبٞ فُصِّلَتۡ ءَايَٰتُهُۥ قُرۡءَانًا عَرَبِيّٗا لِّقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ ٣ بَشِيرٗا وَنَذِيرٗا فَأَعۡرَضَ أَكۡثَرُهُمۡ فَهُمۡ لَا يَسۡمَعُونَ ٤﴾[فصلت: ۲-۴]
«"وحى [نامه]اى است از جانب [خداى] رحمتگر مهربان. کتابى است که آیات آن به روشنى بیان شده قرآنى است به زبان عربى براى مردمى که مىدانند. بشارتگر و هشداردهنده است و[لى] بیشتر آنان رویگردان شدند در نتیجه [چیزى را] نمىشنوند." (۴-۲) (السیرة النبویة، ابن هشام، جلد اول، صص. ۲۹۳-۲۹۴)»
در موقعیت دیگری نیز پیامبر جدر پاسخ درخواست عمویش برای پایان دادن به دعوت مردم به سوی دین اسلام، چنین پاسخ داد:
"قسم به خداوند! اگر خورشید را در دست راست و ماه را درر دست چپم قرار دهند تا دست از این کار (دعوت مردم به دین اسلام) بردارم، هرگزدست ازین کار بر نخواهم داشت.} (السیرة النبویة، ابن هشام، جلد اول، صص. ۲۵۶-۲۶۶)
حضرت محمد جو یاران اندکش نه تنها سیزده سال شکنجه و آزار را تحمل کردند بلکه حتی از هدف مشرکان که کمر به قتل ایشان بسته بودند هراسان نشدند. باری مشرکین میخواستند تخته سنگی که به سختی میشد آن را برداشت بر سر آنحضرت جبیاندازند. (السیرة النبویة، ابن هشام، جلد اول، صص. ۲۹۹-۲۹۸)
و یک بار دیگر با مسموم ساختن غذای ایشان میخواستند وی را به قتل برسانند. (الدارمی، #۶۸ و ابوداود، #۴۵۱۰)
چه توجیهی برای چنین زندگی پر مشقتی حتی بعد از غلبهی کامل بر دشمنان، میتواند وجود داشته باشد؟ اینکه پیامبر جدر اوج عظمت و شکوه همیشه اصرار داشت که پیروزی و موفقیت تنها به خاطر یاری خداوند بوده و به نبوغ و استعداد وی ارتباطی نداشته است، چه توجیح و توضیحی میتوان یافت؟ آیا این همه ویژگی انسانی است که تشنهی قدرت است؟
در پایان این بخش، شاید مناسب باشد به قراین و شواهد مهمی دال بر حقانیت دین اسلام اشاره شود. همه میدانند که در آمریکا و تمام جهان، دین اسلام سریع ترین پیشرفت را در بین دیگر ادیان دارد. برخی ملاحظات در ارتباط با این پدیده را در زیر مشاهده میکنید:
"اسلام سریع ترین دین درحال گسترش در آمریکا میباشد."( هیلاری رودهام کلینتون، لوس آنجلس تایمز). (لری بی. ستمر، Times Religion Writer، مقالهی " First Lady Breaks Ground With Muslims "، بخش ۱، ۳۱ می۱۹۹۶، ص. ۳)
"مسلمانان سریع ترین گروه درحال گسترش میباشد..." ( دفتر ثبت احوال، USA Today). (تیموتی کنی، " Elsewhere in the World "، USA Today، چاپ آخر، ۱۷ فوریهی ۱۹۸۹، ص. ۴ A)
" اسلام سریع ترین دین درحال گسترش در کشور میباشد." ( جرالدیان بام؛ نویسندهی بخش مذهب Newsday ، Newsday) (جرالدیان بام، "For Love of Allah"، Newsday، چاپ ناساو و سوفولک، بخش۲، ۷ مارس ۱۹۸۹، ص. ۴)
" اسلام، سریع ترین دین درحال گسترش در ایالات متحده..." (آری ال گولدمن، New York Times) (آری ال گولدمن، " Mainstream Islam Rapidly Embraced By Black Americans"، New York Times ، چاپ نهایی لیت سیتی، ۲۱ فوریه ۱۹۸۹، ص. ۱)
این پدیده نشان میدهد که اسلام دین حقیقی از جانب خداوند میباشد. منطقی نیست که فکر کنیم این همه آمریکایی و مردمانی از کشورهای دیگر که به دین اسلام روی آوردهاند بدون بررسی کافی و تفکر دقیق، به حقانیت دین اسلام قائل شدهاند. این تازه مسلمانها از کشورها، طبقات، نژادها و سبکهای مختلف زندگی میباشند. این عده شامل دانشمندان، پروفسورها، فیلسوفان، روزنامه نگاران، سیاستمداران، هنرپیشهها و ورزشکاران میباشد.
نکات اشاره شده در این قسمت تنها متشکل از تعداد اندکی از مدارک و دلایلی میباشد که از عقایدی همچون: قرآن کلام خداوند است ، محمد جپیامبر واقعی از جانب خداوند است و اسلام دین حقیقی خداوند میباشد، حمایت میکند.
***
دین اسلام منافع بسیاری برای فرد و اجتماع به همراه دارد. در این بخش به تبیین برخی از منافع دین اسلام برای افراد میپردازیم.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
﴿وَبَشِّرِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أَنَّ لَهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ...﴾[البقرة: ۲۵]
«"و کسانى را که ایمان آوردهاند و کارهاى شایسته انجام دادهاند مژده ده که ایشان را باغهایى خواهد بود که از زیر [درختان] آنها جویها روان است... " (۲۵)»
خداوند متعال در قرآن میفرماید:
﴿سَابِقُوٓاْ إِلَىٰ مَغۡفِرَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا كَعَرۡضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أُعِدَّتۡ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦۚ ذَٰلِكَ فَضۡلُ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ ٢١﴾[الحدید: ۲۱]
«"برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتی که پهنای آن مانند پهنای آسمانها و زمین است بر یکدیگر پیشی گیرید (که آن) برای کسانیکه به الله و پیامبرانش ایمان آوردهاند آماده شده است، این فضل الله است که به هرکس بخواهد میدهد و الله دارای فضل عظیم است. (۲۱)»
پیامبر جفرموده:
{جای پایی در بهشت بهتر از زمین و هرآنچه در آن هست میباشد.} (صحیح مسلم، #۶۵۶۸ و مسند احمد، #۱۳۳۶۸) و نیز میفرماید: {در بهشت چیزهایی هست که هیچ چشمی ندیده و گوشی نشنیده و به ذهن بشر خطور نکرده است.} (صحیح مسلم، #۲۸۲۵ و مسند احمد، #۸۶۰۹)،
با ورود به بهشت، زندگانی سعادتمند و بدون بیماری، درد و ناراحتی و یا مرگ خواهید داشت؛ خداوند نیز از تو خشنود خواهد بود؛ و تا ابد در آن جا زندگی خواهید کرد. خداوند در قرآن میفرماید:
﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ سَنُدۡخِلُهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ لَّهُمۡ فِيهَآ أَزۡوَٰجٞ مُّطَهَّرَةٞۖ وَنُدۡخِلُهُمۡ ظِلّٗا ظَلِيلًا ٥٧﴾[النساء: ۵۷]
«"به زودى کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کردهاند در باغهایى که از زیر [درختان] آن نهرها روان است درآوریم براى همیشه در آن جاودانند ..." (۵۷)»
(لطفاً برای دریافت اطلاعات بیش تر دربارهی بهشت یا زندگی بعد از مرگ به سایت www.islam_guide.com/hereafter مراجعه نمایید.)
خداوند در قرآن میفرماید:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمۡ كُفَّارٞ فَلَن يُقۡبَلَ مِنۡ أَحَدِهِم مِّلۡءُ ٱلۡأَرۡضِ ذَهَبٗا وَلَوِ ٱفۡتَدَىٰ بِهِۦٓۗ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ ٩١﴾[آل عمران: ۹۱]
«"به درستی کسانیکه کافر شدند و در حال کفر مردند، اگر چه زمین را پر از طلا کنند و آن را (برای خود) فدیه دهند، هرگز از هیچ یک از آنها پذیرفته نمیشود، آنان را عذابی دردناک خواهد بود و یاورانی نخواهند داشت.﴿۹۱﴾"»
بنابراین این زندگی تنها شانس برای تصاحب بهشت و رهایی از آتش دوزخ میباشد، زیرا کسی که بدون ایمان بمیرد دیگر شانس بازگشت به این دنیا و ایمان آوردن را ندارد. خداوند در قرآن کریم درخصوص آنچه در روز قیامت بر سر افراد بی ایمان میآید، چنین میفرماید:
﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذۡ وُقِفُواْ عَلَى ٱلنَّارِ فَقَالُواْ يَٰلَيۡتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بَِٔايَٰتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٢٧﴾[الأنعام: ۲۷]
«"و اى کاش [منکران را] هنگامى که بر آتش عرضه مىشوند مىدیدى که مىگویند کاش بازگردانده مىشدیم و [دیگر] آیات پروردگارمان را تکذیب نمىکردیم و از مؤمنان مىشدیم " (۲۷)»
هیچ کس فرصت دوباره نخواهد داشت.
حضرت محمد جمیفرماید:
{خوشبخت ترین فرد جهان که در قیامت محکوم به آتش دوزخ باشد، بعد از آنکه یک بار در آتش غوطه بخورد و از وی پرسیده شود: "ای فرزند آدم، آیا هرگز هیچگونه خوشبختی دیده ای؟ آیا هیچ نعمت و لذتی را تجربه کرده ای؟" خواهد گفت: "به خدا که خیر، خداوندا!} (صحیح مسلم، #۲۸۰۷ و مسند احمد، #۱۲۶۹۹)
خوشحالی واقعی و آرامش درونی را میتوان در تسلیم در برابر فرمان آفریدگار و روزی دهندهی این جهان پیدا نمود. خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
﴿أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَّهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ ٢٨﴾[الرعد: ۲۸]
«"آگاه باشید! (تنها) با یاد الله دلها آرام میگیرند. ﴿۲۸﴾"»
به عبارت دیگر، کسی که از قرآن دور گردد (به آن باور نداشته یا از دستورات آن اطاعت نکند)، زندگی سختی در این جهان خواهد داشت. خداوند متعال در این باره میفرماید:
﴿وَمَنۡ أَعۡرَضَ عَن ذِكۡرِي فَإِنَّ لَهُۥ مَعِيشَةٗ ضَنكٗا وَنَحۡشُرُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ أَعۡمَىٰ ١٢٤﴾[طه: ۱۲۴]
«"و کسیکه از یاد من روی گردان شود، پس بیگمان زندگانی (سخت و) تنگی خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا بر انگیزیم. (۱۲۴)»
این موضوع احتمالاً مشخص میکند که چرا بعضی از مردم با وجود لذتهای مادی و رفاه مالی باز هم دست به خودکشی میزنند. به عنوان مثال، به زندگی کت استیونس ( یوسف اسلام ) نگاه کنید، خوانندهی معروف پاپ، که معمولاً هر شب بیش از یکهزار و پانصد دلار درآمد کسب میکرد. با تشرف به دین اسلام، آرامش و سعادت حقیقی را که در موفقیتهای مادی یافت نمیشد را پیدا کرد. (نشانی کنونی کت استیونس (یوسف اسلام)، چنانچه بخواهید احساسش را بعد از مسلمان شدن برایتان بنویسد: ۲ Digswell Street, London N۷ ۸JX, United Kingdom)
برای مطالعهی زندگینامهی کسانیکه تازه به دین اسلام مشرف شدهاند، لطفاً به سایت
www.islam_guide.com/stories یا www.mohtadeen.com/fa و یا به کتاب Why Islam is Our Only Choice (چرا اسلام تنها انتخاب ما است) مراجعه کنید. (کتاب مذکور نوشتهی محمد اچ شهید میباشد. برای دریافت نسخهای از آن به سایت www.islam-guide.com/stories مراجعه نموده یا با سازمانهای موجود در انتهای این کتاب تماس حاصل فرمایید.)
با مراجعه به سایتها و کتاب فوق، میتوانید افکار و احساسات این افراد، که از کشورهای مختلف و سوابق و سطوح علمی متفاوت میباشند، را بخوانید.
هنگامی که شخص مسلمان میشود، خداوند تمامی گناهان و اشتباهات وی را میبخشاید.
{مردی به نام عمرو نزد پیامبر خدا جآمد و عرض کرد: "دست راستت را به من ده تا با تو بیعت کنم." وقتی آن حضرت دستش را پیش برد، آن مرد دستش را پس کشید. پیامبر خدا جفرمود: "ترا چه شد ای عمرو؟" او پاسخ داد: "من میخواهم یک شرط بگذارم." پیامبر جفرمود: "می خواهی چه شرطی بگذاری؟" عمرو گفت: "اینکه خداوند گناهان من را ببخشاید." آنحضرت جفرمود: "مگر نمیدانستی که مسلمان شدن تمامی گناهان پیشین را محو میکند؟"} (صحیح مسلم، #۱۲۱ و مسند احمد، #۱۷۳۵۷)
انسان پس از اسلام اوردن، به خاطر اعمال خوب یا بدش پاداش خواهد گرفت. مطابق فرمایش پیامبر ج:
{پروردگار من جل جلاله، بسیار رحیم است. اگر کسی نیت کار نیک کند ولی آن را انجام ندهد، یک نیکی برایش ثبت میشود. و اگر آن را انجام دهد، پاداشی برابر با ده تا هفتصد برابر (پاداش آن کار نیک) یا بیش تر برایش ثبت میگردد. و اگر کسی نیت کار بدی کند و آن را انجام ندهد، یک کار نیک برایش ثبت میشود. و اگر آن کار بد را انجام دهد، تنها یک بدی برایش نوشته شده و یا آنکه خداوند آن را هم محو میکند." (صحیح مسلم، #۱۳۱ و مسند احمد، #۲۵۱۵)
***
دین اسلام پذیرش و اطاعت از آموزههایی است که خداوند بر آخرین پیامبر خود حضرت محمد جنازل فرموده است.
مسلمانان به خدای یکتا، بی همتا و بی مانندی ایمان دارند، خداوند شریک یا پسری ندارد و کسی یا چیزی جز او شایستهی پرستش نیست. او خداوند حق است و دیگر خدایان باطل و دروغین میباشند. او باشکوه ترین و والاترین نامها و صفات را دارد. کسی در الوهیت و اوصاف شریک او نیست. خداوند متعال در قرآن اینچنین خود را به ما میشناساند:
﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ ١ ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ ٢ لَمۡ يَلِدۡ وَلَمۡ يُولَدۡ ٣ وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدُۢ ٤﴾[الإخلاص: ۱-۴]
«"(ای پیامبر) بگو: «او الله یکتا و یگانه است. [۲]﴿۱﴾ الله بینیاز است (و همه نیازمند او هستند). ﴿۲﴾ نه (فرزندی) زاده و نه زاده شده است. ﴿۳﴾ و هیچ کس همانند و همتای او نبوده و نیست». ﴿۴﴾"»
سورهی ۱۱۲ قرآن کریم، به زبان عربی، با خوشنویسی نگاشته شده است.
کسی جز خداوند شایستهی آن نیست که از او طلب شود و برای او نماز گزارده شود.
خداوند خود به تنهایی قادر، آفریدگار، فرمانروای مطلق و حافظ کل کائنات است. وی گردانندهی همهی امور میباشد. هیچ نیازی به مخلوقات خود ندارد و همهی مخلوقات برای تمامی احتیاجاتشان وابسته به او هستند. همان خدایی که بینا و شنوای مطلق است و از همه چیز آگاهی دارد. علم او بر همه چیز، نهان و آشکار و محرمانه و عمومی احاطه دارد. او از آنچه در گذشته اتفاق افتاده، آنچه اتفاق خواهد افتاد و چگونگی آن اتفاق، خبر دارد. هیچ امری جز به ارادهی او رخ نخواهد داد. هرچه اراده کند هست و آنچه نخواهد نیست و هرگز هم نخواهد بود. ارداهی او بر تمام مخلوقات چیره است. قدرت او بر هرچه هست مسلط بوده و بر هرکاری تواناست. مهربان ترین، بخشنده ترین و بخشاینده ترین است. در حدیثی از رسول اکرم جآمده است که خداوند برای مخلوقات خویش مهربان تر از مادر نسبت به فرزندش میباشد. (صحیح مسلم، #۲۷۵۴ و صحیح بخاری، #۵۹۹۹)
خداوند از ظلم و بی عدالتی بسیار به دور است. او به آنچه میکند و فرمان میدهد دانا و حکیم مطلق است. هرکس چیزی از خدا بخواهد، میتواند مستقیم و بدون نیاز به واسطه آن را با خدا در میان نهد.
نه خداوند مسیح است و نه میسح خداست. حتی عیسی مسیح هم الوهیتش را انکار مینمود. (انجمن مطبوعات لندن، در ۲۵ ژوئن ۱۹۸۴ گزارش داد که اکثریت اسقفهای انگلیکن که در یک برنامهی تلویزیونی مورد پرسش واقع شدند، بیان داشتند که: مسیحیان مجبور نیستند باور داشته باشند که عیسی مسیح خدا است. این نظرسنجی از بین ۳۱ نفر از ۳۹ اسقف انگلستان به عمل آمد. گزارش اعلام میدارد که ۱۹ تن از اسقفهای مذکور گفتند کافی است عیسی مسیح را "نمایندهی عالی خداوند" دانست. این نظرسنجی بوسیلهی برنامهی مذهبی آخر هفتهی لندن "Credo" تدارک دیده شده بود.)
خداوند متعال در قرآن میفرماید:
﴿لَقَدۡ كَفَرَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡمَسِيحُ ٱبۡنُ مَرۡيَمَۖ وَقَالَ ٱلۡمَسِيحُ يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمۡۖ إِنَّهُۥ مَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَقَدۡ حَرَّمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ ٱلۡجَنَّةَ وَمَأۡوَىٰهُ ٱلنَّارُۖ وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ أَنصَارٖ ٧٢﴾[المائدة: ۷۲]
«"آنها که گفتند: «الله، همان مسیح پسر مریم است» یقیناً کافر شدند، در حالیکه (خود) مسیح گفت: «ای بنی اسرائیل! الله را که پروردگار من و پروردگار شما است؛ پرستش کنید، همانا هر کس به الله شرک آورد، الله بهشت را بر او حرام کرده است و جایگاه او دوزخ است و ستمکاران را یاوری نیست" (۷۲)»
خداوند سه گانه نیست. پروردگار متعال در قرآن کریم چنین میفرماید:
﴿لَّقَدۡ كَفَرَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ ثَالِثُ ثَلَٰثَةٖۘ وَمَا مِنۡ إِلَٰهٍ إِلَّآ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞۚ وَإِن لَّمۡ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ ٧٣ أَفَلَا يَتُوبُونَ إِلَى ٱللَّهِ وَيَسۡتَغۡفِرُونَهُۥۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ ٧٤ مَّا ٱلۡمَسِيحُ ٱبۡنُ مَرۡيَمَ إِلَّا رَسُولٞ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِ ٱلرُّسُلُ وَأُمُّهُۥ صِدِّيقَةٞۖ كَانَا يَأۡكُلَانِ ٱلطَّعَامَۗ ٱنظُرۡ كَيۡفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ ثُمَّ ٱنظُرۡ أَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ ٧٥﴾[المائدة: ۷۳-۷۵]
«"آنها که گفتند: «الله سومین (اقنوم) ثلاثه است» به یقین کافر شدند، معبودی (به حق) جز معبود یگانه نیست و اگر از آنچه میگویند باز نایستند، قطعاً به کافران شان عذاب دردناکی خواهد رسید. ﴿۷۳﴾ آیا به سوی الله باز نمیگردند و از او طلب آمرزش نمیکنند؟! و الله آمرزندهی مهربان است [۳]. ﴿۷۴﴾ مسیح پسر مریم فرستادهای بیش نیست که پیش از او (نیز) فرستادگان دیگری بودند و مادرش زنی راستگوی بود، هر دو غذا میخوردند، بنگر چگونه نشانهها را برای آنها روشن میسازیم، پس بنگر چگونه (از حق) باز گردانده میشوند! ﴿۷۵﴾"»
اسلام این عقیده را که خداوند در روز هفتم آفرینش به استراحت پرداخته یا با یکی از فرشتگانش به کشمکش پرداخته، به بشر حسادت ورزیده و توطئه چینی کرده یا اینکه او به شکل انسانی تجلی یافته باشد را رد میکند. همچنین اسلام نسبت دادن هرگونه صفات انسانی به خداوند را رد میکند. تمام موارد ذکر شده کفرآمیز شمرده میشوند. خداوند منزه از این معایب و نقصها میباشد. او هرگز خسته، کسل یا خواب آلود نمیشود و نمیخوابد.
واژهی عربی "الله" به معنای "خدا" است (خدای راستین واحد و یگانه که کل هستی را آفریده است). کلمه الله، نام خداوند میباشد، که توسط گویشوران عربی، مسلمانان عرب زبان و مسیحیان عرب زبان، مورد استفاده قرار میگیرد. این کلمه به جز خدای واحد بی همتا معنای دیگری را نمیرساند. واژهی الله بیش از ۲۱۵۰ بار در قرآن کریم آمده است. در زبان آرامی، که خویشاوند زبان عربی میباشد و عیسی÷نیز با این زبان صحبت میکرد، نیز خداوند را به اسم الله میشناسند. (فرهنگ لغت فشردهی کتاب مقدس NIV ، داگلاس، ص. ۴۲)
[۲] ابی بن کعبسمیفرماید: مشرکان به پیامبر الله جگفتند: نسبت الهی خود را برای ما بیان کن، پس الله متعال این سوره: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ ١﴾ را نازل فرمود. (مسند احمد: ۵/ ۱۳۳ و جامع ترمذی: ۳۳۶۴ و در بارۀ فضیلت این سوره آمده که: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ ١﴾ برابر با ثلث قرآن است». (صحیح بخاری: ۷۳۴۷). [۳] الله متعال از توبه و استغفار بندهاش بسیار خوشنود میشود، میتوان قدر و اندازۀ آن را از این حدیث سنجید: «الله متعال از توبۀ بندهاش از شخصی که شتر گمشدهاش را در بیابان یابد زیادتر خوشنود میگردد». (صحیح بخاری: ۶۳۰۹)
مسلمانان به وجود فرشتگان و اینکه آنها مخلوقات ارجمندی هستند باور دارند. فرشتگان تنها خداوند را عبادت میکنند، از او اطاعت مینمایند و تنها به فرمان او عمل میکنند. یکی از جمله فرشتگان جبرئیل است که قرآن را برای حضرت محمد جفرود میآورد.
مسلمانان باور دارند که خداوند کتابهایی را بر پیامبرانش به عنوان مدرکی برای نوع بشر و هدایتی برای آنها فرستاده است. قرآن از جمله این کتابها است که خداوند آن را بر پیامبرش حضرت محمد جنازل فرمود. خداوند حفاظت از قرآن را در برابر هرگونه تحریف و دستکاری، ضمانت کرده است. خداوند متعال میفرماید:
﴿إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا ٱلذِّكۡرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ ٩﴾[الحجر: ۹]
«"همانا ما قرآن را نازل کردیم و قطعاً ما نگهبان آن هستیم" (۹)»
مسلمانان به پیامبران و فرستادگان خداوند متعال، از آدم تا نوح، ابراهیم، اسمائیل، اسحاق، یعقوب، موسی و عیسی†ایمان دارند. اما آخرین پیام خداوند برای بشریت که در تأیید و تصدیق پیامهای همیشگی الهی است، بر حضرت محمد جنازل گشت. مسلمانان چنین باور دارند که حضرت محمد جآخرین پیامبری است که خداوند متعال مبعوث داشته است. چنانکه خداوند میفرماید:
﴿مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَدٖ مِّن رِّجَالِكُمۡ وَلَٰكِن رَّسُولَ ٱللَّهِ وَخَاتَمَ ٱلنَّبِيِّۧنَۗ وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٗا ٤٠﴾[الأحزاب: ۴۰]
«"محمد جپدر هیچیک از مردان شما نیست و لیکن رسول الله و خاتم پیامبران است و الله به هر چیز آگاه است. ﴿۴۰﴾"»
مسلمانان اعتقاد دارند که تمام پیامبران و انبیاء آفریدگانی از نوع بشر بودهاند و هیچ یک از شاخصههای الوهیت را نداشتند.
مسلمانان به روز جزا ( روز رستاخیز) ایمان دارند؛ روزی که همهی انسانها برای حسابرسی توسط خداوند و بر حسب اعمال و باورهایشان دوباره زنده خواهند شد.
مسلمانان به قضا و قدر که همان تقدیر الهی است ایمان دارند ولی این باور بدین معنا نیست که انسان خود هیچ اختیاری ندارد. بلکه مسلمانان معتقدند که خداوند متعال به انسانها اختیار عطا فرموده است. معنی این سخن این است که آنها میتوانند درست یا غلط را برگزینند و البته مسئول انتخاب خویش نیز میباشند.
ایمان به تقدیر الهی شامل باورداشتن به چهار مورد زیر میباشد:
۱) خداوند از همه چیز آگاه است. او میداند که چه اتفاقی افتاده و یا خواهد افتاد.
۲) خداوند هرآنچه که پیشتر رخ داده و یا در آینده رخ خواهد داد را ثبت نموده است.
۳) هر انچه را خداوند اراده کند اتفاق میافتد و هر آنچه اراده نکرده باشد، هرگز اتفاق نخواهد افتاد.
۴) خداوند خالق همه چیز است.
(لطفاً برای اطلاع بیش تر از باورهای اساسی دین اسلام از سایت www.islam.com/beliefs دیدن نمایید.)
آری؛ سنت (هرآنچه که پیامبر جفرموده، انجام داده و یا تصدیق نموده اند) دومین منبع در دین اسلام میباشد. سنت پیامبر متشکل از مجموعهی ای گفتههای موثق، اعمال و یا آنچه آنحضرت جتصدیق فرموده میباشد که به طور موثق توسط یاران آنحضرت جنقل شدهاند. ایمان به سنت جزو باورهای اساسی اسلام است.
{مؤمنان در محبت، شفقت و مهربانی بایکدیگر همچون اعضای یک پیکرند: اگر عضوی بیمار شود، کل بدن در بیخوابی و تب با آن همدردی میکند.} (صحیح مسلم، #۲۵۸۶، صحیح بخاری، #۶۰۱۱)
{کامل ترین مؤمنان، خوش اخلاق ترین آنان هستند و بهترین آنها کسی است که با خانوادهی خود بهترین باشد.} (مسند احمد، # ۷۳۵۴، ترمذی، #۱۱۶۲)
{هیچ یک از شما ایمان [کامل] نخواهد داشت تا زمانی که برای برادرش همان را بپسندد که برای خویش میپسندد.} (صحیح بخاری، #۱۳، صحیح مسلم، #۴۵)
{کسی که بر دیگران رحم نماید، [خداوند] رحیم بر او رحم میکند. به آنان که بر زمین هستند رحم کن تا خداوند بر تو رحم کند.} (ترمذی، #۱۹۲۴، ابوداود، #۴۹۴۱)
{لبخند تو بر برادرت، صدقه است...} (ترمذی، #۱۹۵۶)
{سخن نیکو، صدقه است.} (صحیح بخاری، #۱۰۰۹، صحیح مسلم، #۲۹۸۹)
{هرکس به خدا و روز جزا باور دارد، باید با همسایهاش به نیکی رفتار کند.} (صحیح مسلم، #۴۸، صحیح مسلم، #۶۰۱۹)
{خداوند بر اساس ظاهر و ثروتتان شما را قضاوت نمیکند، بلکه او به قلبها و اعمال شما نگاه میکند.} (صحیح مسلم، #۲۵۶۴)
{مزد کارگر را پیش از آنکه عرقش خشک شود پرداخت نمایید.} ابن ماجه، #۲۴۴۳)
{مردی در راهی پیاده میرفت و بسیار تشنه بود. به چاهی رسید و از آن پایین رفت، از آب چاه سیر بنوشید و از آن خارج شد.آنگاه چشمش به سگی خورد که زبانش بیرون افتاده و از فرط تشنگی گل را لیس میزد. مرد گفت: "این سگ همانگونه که من احساس تشنگی میکردم احساس تشنگی میکند. "بنابراین دوباره از چاه پایین رفت، کفشش را پر از آب نموده و آن را به سگ داد تا بنوشد. برای همین، خداوند از وی تقدیر نموده و گناهانش را بخشید.} از رسول خدا پرسیدند: "یا رسول الله، آیا خداوند برای مهربانی با حیوانات نیز پاداش میدهد؟" آنحضرت جپاسخ داد: {در برابر مهربانی با هر حیوان یا انسانی پاداش هست.} (صحیح مسلم، #۲۲۴۴، صحیح بخاری، #۲۴۶۶)
مسلمانان مانند مسیحیان، باور دارند که زندگی کنونی مقدمه و آزمایشی برای زندگی بعدی در جهان ابدی میباشد. زندگی در این دنیا گویا آزمایشی است برای زندگی بعد از مرگ. روزی فرا خواهد رسید که کل جهان از بین رفته و مردگان برای حسابرسی به فرمان پروردگار زنده میشوند. این روز آغاز حیاتی است که هرگز پایانی ندارد. این روز، روز جزاست. روزی که همهی انسانها براساس کردار و باور خویش از جانب خداوند پاداش یا سزا خواهند دید. کسانیکه بر این باور که "هیچ معبودی به جز الله نیست و حضرت محمد جفرستادهی خداوند است" بمیرند، در آن روز (روز جزا)پاداش داده شده و برای همیشه در بهشت ماندگار خواهند بود. آنگونه که خداوند متعال میفرماید:
﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ ٨٢﴾[البقرة: ۸۲]
«"و کسانیکه ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، آنان اهل بهشتند و جاودانه در آن خواهند ماند. ﴿۸۲﴾"».
ولی آنانی که به وحدانیت خداوند و پیامبری حضرت محمد جایمان نداشته, مسلمان نباشند و بر این باور بمیرند، بهشت را برای همیشه از دست داده و به دوزخ افکنده میشوند، که خداوند متعال میفرماید:
﴿وَمَن يَبۡتَغِ غَيۡرَ ٱلۡإِسۡلَٰمِ دِينٗا فَلَن يُقۡبَلَ مِنۡهُ وَهُوَ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٨٥﴾[آل عمران: ۸۵]
«"و هر کس که دینی غیر از اسلام بر گزیند، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد [۴]و او در آخرت از زیانکاران است. ﴿۸۵﴾»
و در جایی دیگر میفرماید:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمۡ كُفَّارٞ فَلَن يُقۡبَلَ مِنۡ أَحَدِهِم مِّلۡءُ ٱلۡأَرۡضِ ذَهَبٗا وَلَوِ ٱفۡتَدَىٰ بِهِۦٓۗ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ ٩١﴾[آل عمران: ۹۱]
«"به درستی کسانیکه کافر شدند و در حال کفر مردند، اگر چه زمین را پر از طلا کنند و آن را (برای خود) فدیه دهند، هرگز از هیچ یک از آنها پذیرفته نمیشود، آنان را عذابی دردناک خواهد بود و یاورانی نخواهند داشت﴿۹۱﴾"»
شاید این سؤال در ذهن متبادر شود که فکر میکنم اسلام دین خوبی است، ولی درصورت پذیرش دین اسلام، خانواده، دوستان و سایر مردم مرا اذیت کرده و مسخره میکنند. بنابراین، آیا چنانچه من اسلام را نپذیرم، به بهشت رفته و از آتش دوزخ محفوظ خواهم ماند؟
پاسخ این سؤال در آیهی قبلی مییابیم که میفرماید:
«"و هر کس که دینی غیر از اسلام بر گزیند، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد [۵]و او در آخرت از زیانکاران است». [آل عمران: ۸۵]
بعد از فرستادن حضرت محمد جبرای دعوت مردم به سوی اسلام، خداوند پیروی از هیچ دین دیگری بجز اسلام را نمیپذیرد.
خداوند خالق و حافظ ما است. او هرآنچه بر روی زمین است را به خاطر ما آفریده. تمام نعمتها و داراییهای ما از اوست. حال با وجود همهی اینها، اگر کسی به خدا، پیامبر او حضرت محمد جو یا دین اسلام ایمان نیاورد، در آخرت مجازات خواهد شد. در حقیقت، هدف اصلی از آفرینش ما تنها پرستش خداوند و فرمانبرداری از وی میباشد. هم چنانکه خداوند در قرآن میفرماید:
﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ ٥٦﴾[الذاریات: ۵۶]
«"و من جن و انس را نیافریدهام مگر برای اینکه مرا عبادت کنند"﴿۵۶﴾»
زندگانی کنونی ما کوتاه و گذرا است. افراد بی ایمان در روز جزا خواهند فهمید که زندگی که آنها روی زمین دارند تنها یک روز یا بخشی از یک روز بوده است.
خداوند متعال میفرماید:
﴿قَٰلَ كَمۡ لَبِثۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ عَدَدَ سِنِينَ ١١٢ قَالُواْ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٖ فَسَۡٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ ١١٣﴾[المؤمنون: ۱۱۲-۱۱۳]
«"م(الله) میفرماید: «(شما) چند سال در زمین درنگ کردید؟!». ﴿۱۱۲﴾ گویند: «یک روز، یا قسمتی از یک روز درنگ کردهایم، پس از حسابگران بپرس». ﴿۱۱۳)"»
و باز میفرماید:
﴿أَفَحَسِبۡتُمۡ أَنَّمَا خَلَقۡنَٰكُمۡ عَبَثٗا وَأَنَّكُمۡ إِلَيۡنَا لَا تُرۡجَعُونَ ١١٥ فَتَعَٰلَى ٱللَّهُ ٱلۡمَلِكُ ٱلۡحَقُّۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡكَرِيمِ ١١٦﴾[المؤمنون: ۱۱۵-۱۱۶]
«"آیا گمان کردید که ما شما را بیهوده آفریدهایم و همانا شما به سوی ما باز گردانده نمیشوید؟! ﴿۱۱۵﴾ پس بلند مرتبه (و برتر) است الله که فرمانروای حق است، هیچ معبودی (به حق) جز او نیست، پروردگار عرش کریم است. ﴿۱۱۶﴾»
حیات بعد از این جهان، زندگانی واقعی است. تنها یک زندگی معنوی نبوده بلکه جسمانی نیز میباشد. آن جا با جسم و روح خویش زندگی خواهیم کرد.
حضرت محمد جدر مقایسهی این دنیا با جهان آخرت، چنین میفرماید:
{ارزش این جهان در مقایسه با جهان آخرت، بسان آنچه انگشت شما هنگام فروبردن در آب دریا و بیرون آوردن آن برمی دارد، است.} (صحیح مسلم، #۲۸۵۸، مسند احمد، #۱۷۵۶۰)
بدین معنی که ارزش و بهای این دنیا در برابر جهان ابدی همچون، چند قطره آب در برابر دریا میباشد.
[۴] از این واضح میگردد که ایمان به رسالت پیامبر جواجب است، در این مورد رسول الله جسوگند خورده فرمودند: هر شخصی از یهود و نصاری که در بارۀ من آگاه شوند و سپس به رسالت من ایمان نیاورده و بمیرند برای همیشه در دوزخ خواهند ماند. (صحیح مسلم: ۱۵۳) [۵] از این واضح میگردد که ایمان به رسالت پیامبر جواجب است، در این مورد رسول الله جسوگند خورده فرمودند: هر شخصی از یهود و نصاری که در بارۀ من آگاه شوند و سپس به رسالت من ایمان نیاورده و بمیرند برای همیشه در دوزخ خواهند ماند. (صحیح مسلم: ۱۵۳)
به سادگی تنها با گفتن شهادتین (لا اله إلا الله، محمد رسول الله)، شخص مسلمان میشود. جملهی فوق بدین معنی است : (هیچ معبود برحقی به غیر از الله وجود ندارد و محمد جپیام آور خداوند میباشد".
اولین بخش این جمله (هیچ معبود حقیق به جز الله وجود ندارد) به این معنا است که حق نداریم هیچ خدایی را به غیر از الله بپرستیم و خداوند نه شریکی دارد و نه پسری. همچنین برای مسلمان شدن لازم است تا به موارد زیر نیز ایمان داشته باشیم:
قرآن کلام خداوند بوده و از جانب وی نازل شده است.
روز قیامت (رستاخیز) حق است و همانگونه که خداوند در قرآن وعده فرموده، خواهد آمد.
قبول اسلام به عنوان دین خود.
هیچ چیز و یا کسی به غیر از خداوند را پرستش نکردن.
پیامبر جمیفرماید:
{خداوند از توبهی فرد در هنگام بازگشت به سویش خوشنودتر از آن صاحب شتری است که در بیابان شترش(که حامل همهی خوردنیها و نوشیدنیهایش نیز بوده) را گم کند و چنان از یافتن آن شتر نومید گردد که به درختی رسیده و در سایهاش دراز کشد و(منتظر مرگ باشد). ناگهان در کمال ناباوری شتر رمیده را در مقابل چشمانش بیابد و به افسارش چنگ زده و از فرط شادی فریاد براورد "خدایا تو بندهی من هستی و من فرمانروای توام!" این اشتباه به دلیل شدت شادی و خوشحالیست است.} (صحیح مسلم، #۲۷۴۷، صحیح بخاری، #۶۳۰۹)
عبارت "لا اله الا الله و محمد رسول الله"، بر یک سر در ورودی.
قرآن کریم آخرین کتابی است که از جانب خداوند نازل شده و اولین منبع عقاید و عبادات هر مسلمان است. این کتاب به تمام جوانب زندگی انسان پرداخته است؛ جنبههایی مانند: معرفت، حکمت، عبادات، معاملات، قانون و غیره. ولی موضوع اصلی آن حول محور ارتباط میان خداوند و مخلوقاتش میچرخد. درعین حال، رهنمودها و آموزههای مفصلی را برای برپایی یک جامعهای دادگر با کردار شایستهی بشری و سیستم اقتصادی برابر فراهم ساخته است.
لازم به توجه است که کتاب قرآن فقط به زبان عربی بر پیامبر جنازل گشته است. بنابراین ترجمههای قرآن به زبان انگلیسی و یا دیگر زبانها، خود قرآن یا روایت دیگری از قرآن نیستند، بلکه فقط ترجمهی قرآن میباشند.
حضرت محمد جدر سال میلادی ۷۵۰ در مکه چشم به جهان گشود. زمانی که به دنیا، آمد پدرش فوت کرده و مادرش نیز چندی بعد چشم از دنیا فروبست. وی تحت سرپرستی عمویش که بزرگ خاندان قریش بود پرورش یافت. او بی سواد بود و نمیتوانست بخواند یا بنویسد و تا لحظهی فوت به همین حالت باقی ماند. قوم او تا قبل از بعثت آنحضرت ج، افراد جاهل و دور از علم و دانش و بیش تر آنها بی سواد بودند. آن حضرت هرچه بزرگ تر میشد، به درستکاری، امانت، بخشندگی و صداقت بیش از پیش شهره میشد. امانتداری و اعتماد مردم به وی در حدی بود که همگان وی را محمد امین لقب داده بودند.} (مسند احمد، #۱۵۰۷۸)
حضرت محمد جبسیار پرهیزگار بوده و به شدت از بت پرستی و فساد موجود در جامعهاش نفرت داشت.
در چهل سالگی، حضرت محمد جاولین وحی خداوند را توسط جبرئیل دریافت نمود. نزول وحی به مدت بیست و سه سال طول کشید که مجموعهی این پیامهای الهی "قرآن" نامیده میشود.
مسجد حضرت محمد جدر مدینهی منوره.
به محض آغاز قرائت قرآن و تبلیغ حقیقتی که خداوند بر وی نازل کرده بود وی و گروه کوچکی که به ایشان گرویده بودند، آماج اذیت و آزار مشرکان واقع شدند. این شکنجه و آزارها در سال [۶]۶۲۲ به اوج وحشیگری و قساوت خود رسید و خداوند متعال به آنان فرمان مهاجرت داد. این هجرت دویست و شصت مایل به طرف شمال یعنی از شهر مکه به شهر مدینه بود که نشانگر آغاز تقویم مسلمانان نیز میباشد.
بعد از گذشت چندین سال، حضرت محمد جو یارانش توانستند به مکه باز گردند و دشمنانشان را بخشیدند. قبل از فوت پیامبر جدر سن شصت و سه سالگی، قسمت اعظم شبه جزیرهی عربستان به دین اسلام روی آورده بود. صد سال پس از رحلت آنحضرت ج، دین اسلام از غرب تا به اسپانیا و از شرق تا به چین گسترش یافت. از جمله دلایل گسترش سریع و صلح آمیز دین اسلام، حقیانیت و آشکار بودن عقاید آن بود. دین اسلام همگان را به ایمان آوردن به خدای یکتا (یگانه خدای سزاوار پرستش) فرا میخواند.
حضرت محمد جنمونهی کاملی از انسان صادق، عادل، بخشنده، رئوف، امین و شجاع بود. با آنکه او نیز یک انسان بود لیکن از تمامی خصوصیات بد و ناپسند پاک گشته و تلاش و کوشش وی فقط و فقط به خاطر رضای خداوند و اجر اخروی بود. علاوه بر این، آنحضرت جدر تمام کردار و معاملاتش همواره در اندیشهی خداوند و تقوای او بود.
( لطفاً برای بدست آوردن اطلاعات بیشتربه سایت www.islam-guide.com/muhammad مراجع کنید.)
[۶] در قسمت نخست صفحه عنوان شد که گویا پیامبر در سال ۷۵۰ چشم به جهان گشوده و در چند سطر پایین تر از ان سال ۶۲۲ را سال عنوان میکند که شکنجه و ازار مشرکین نسبت به پیامبر ص شدت یافت
دین مبین اسلام انسان را به استفاده از توانایی تفکر و تحقیق امر میکند. فقط در عرض گذشت سالهای اندکی از گسترش دین اسلام، دانشگاههای بزرگی سربرآوردند. تلفیق اندیشههای شرق با غرب و اندیشههای نو با افکار قدیمی، پیشرفتهای عظیمی را در عرصههای پزشکی، ریاضیات، فیزیک، جغرافیا، معماری و تاریخ به بشریت تقدیم نمود. بسیاری از سیستمهای تعیین کننده و حیاتی همچون جبر، اعداد عربی و مفهوم صفر (که برای علم ریاضیات بسیار حیاتی میباشد) از دنیای اسلام به اروپای قرون وسطی منتقل شد.
اسطرلاب: یکی از مهم ترین ابزارهای علمی که توسط مسلمانان ایجاد شده و به طور گسترده و حتی تا همین دوران مدرن نیز مورد استفادهی غرب بوده است.
فیزیکدانان مسلمان توجه ویژهای به جراحی داشته و ابزارهای جراحی زیادی را اختراع نمودند که برخی را در این نوشتهی قدیمی میتوانید ببینید.
ابزارآلات پیچیدهای که امکان سفرها و اکتشافات دریایی، از جمله اسطرلاب و نقشههای دقیق دریانوردی نیز توسط مسلمانان اختراع شدند.
مسلمانان عیسی مسیح÷را بزرگ داشته و به او ارج مینهند. آنها ایشان را یکی از بزرگ ترین پیامبران خداوند متعال به سوی بشر میدانند. قرآن کریم تولد وی از باکره را تصدیق نموده و سورهای از قرآن به نام مریم اختصاص یافته است. قرآن کریم در مورد به دنیا آمدن وی چنین میگوید:
﴿إِذۡ قَالَ ٱللَّهُ يَٰعِيسَىٰٓ إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَجَاعِلُ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوكَ فَوۡقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِۖ ثُمَّ إِلَيَّ مَرۡجِعُكُمۡ فَأَحۡكُمُ بَيۡنَكُمۡ فِيمَا كُنتُمۡ فِيهِ تَخۡتَلِفُونَ ٥٥ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فَأُعَذِّبُهُمۡ عَذَابٗا شَدِيدٗا فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ ٥٦﴾[آل عمران: ۵۵-۵۶]
«"(به یاد آورید) هنگامی را که الله (به عیسی) فرمود: « ای عیسی، بیگمان من تو را برگرفته و به سوی خویش بالا میبرم و تو را از (آلایش و تهمت) کسانیکه کافر شدند؛ پاک میگردانم و کسانی را که از تو پیروی کردند، تا روز قیامت برتر از کسانی را که کافر شدند قرار میدهم، سپس بازگشت شما به سوی من است، آنگاه در آنچه در آن اختلاف میکردید در میان شما داوری میکنم. ﴿۵۵﴾ اما کسانیکه کافر شدند، در دنیا و آخرت آنان را به عذابی سخت عذاب میکنم و برای آنها یاورانی نیست. ﴿۵۶﴾"»
همانگونه که آدم بدون داشتن پدر و مادری خلق شد، عیسی نیز به اذن خداوند متعال به صورت معجزه آسا، بدون داشتن پدری به دنیا آمد.
خداوند متعال میفرماید:
﴿إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ ٱللَّهِ كَمَثَلِ ءَادَمَۖ خَلَقَهُۥ مِن تُرَابٖ ثُمَّ قَالَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ ٥٩﴾[آل عمران: ۵۹]
«"همانا مثل عیسی نزد خدا؛ همچون مثل (خلقت) آدم است (که) او را از خاک آفرید، پس به او فرمود: «باش» پس (بیدرنگ) موجود شد. ﴿۵۹﴾»
ایشان در دورهی نبوت، معجزات بسیاری انجام داد. خداوند متعال در این باره از زبان حضرت عیسسی چنین میفرماید:
﴿وَرَسُولًا إِلَىٰ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ أَنِّي قَدۡ جِئۡتُكُم بَِٔايَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ أَنِّيٓ أَخۡلُقُ لَكُم مِّنَ ٱلطِّينِ كَهَيَۡٔةِ ٱلطَّيۡرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيۡرَۢا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۖ وَأُبۡرِئُ ٱلۡأَكۡمَهَ وَٱلۡأَبۡرَصَ وَأُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰ بِإِذۡنِ ٱللَّهِۖ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأۡكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لَّكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ ٤٩﴾[آل عمران: ۴۹]
«"و (او را به عنوان) پیامبری به سوی بنی اسرائیل (میفرستد که او به آنان میگوید:) «من از سوی پروردگارتان برایتان نشانهای آوردهام، من از گِل برای شما (چیزی) به شکل پرنده میسازم، آنگاه در آن میدمم، پس به فرمان الله پرندهای میشود. و به فرمان الله کور مادر زاد و مبتلایان به برص (پیسی) را بهبودی میبخشم و مردگان را زنده میکنم و از آنچه میخورید و در خانههایتان ذخیره میکنید؛ به شما خبر میدهم، مسلماً در اینها، نشانهای برای شماست اگر ایمان داشته باشید. ﴿۴۹(."»
مسلمانان معتقدند که عیسی مسیح مصلوب نشد. دشمنان نقشه ریخته بودند که وی را به صلیب بکشند، ولی خداوند متعال وی را از شر آنان محفوظ داشت و او را به آسمان نزد خویش برکشید. شخصی که به عیسی شباهت داشت، اشتباهاً به جای وی به دار آویخته شد و دشمنان گمان میکردند او همان عیسی مسیح است. خداوند چنین میفرماید:
﴿وَقَوۡلِهِمۡ إِنَّا قَتَلۡنَا ٱلۡمَسِيحَ عِيسَى ٱبۡنَ مَرۡيَمَ رَسُولَ ٱللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَٰكِن شُبِّهَ لَهُمۡۚ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ ٱخۡتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكّٖ مِّنۡهُۚ مَا لَهُم بِهِۦ مِنۡ عِلۡمٍ إِلَّا ٱتِّبَاعَ ٱلظَّنِّۚ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينَۢا ١٥٧﴾[النساء: ۱۵۷]
«"و (نیز) بخاطر این گفته شان که «ما مسیح، عیسی پسر مریم پیامبر الله را کشتیم». در حالیکه نه او را کشتند و نه به دار آویختند، لکن امر بر آنها مشتبه شد، و هر آینه آنان که در (بارهی قتل) او اختلاف کردند، قطعاً از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی میکنند و به یقین او را نکشتهاند. ﴿۱۵۷("»
حضرت محمد جو عیسی مسیح هیچ کدام برای باورهای اولیهی ایمان به خداوند مورد تأکید پیامبران پیشین نیامده بودند، بلکه برای تجدید و تأیید این پیمان آمدهاند.
(مسلمانان همچنین عقیده دارند که خداوند کتاب مقدسی را بر حضرت عیسی÷نازل فرمود که انجیل نام دارد. برخی از قسمتهای آن ممکن است هنوز در کتاب مقدس عهد جدید که مربوط به آموزههای خداوند به عیسی مسیح بوده است وجود داشته باشد. ولی این بدین معنی نخواهد بود که مسلمانان به کتاب مقدسی که اکنون وجود دارد باور دارند. زیرا این همان متن مقدسی که از جانب خداوند نازل گردیده بود نمیباشد. برای آنکه آنها دچار انحراف، دستکاری و کاستی و افزونی شدهاند. این مطلب حتی توسط کمیته مسئول تجدیدنظر کتاب مقدس (Revised Standard Version) نیز اذعان شده است. کمیتهی مذکور شامل سی و دو عالم دینی مسیحی به عنوان عضو میباشد. این افراد با مشاورهی یک هیئت مشاورهی پنجاه نفره کار بازبینی کتاب مقدس را به عهده دارند.)
(برای دریافت اطلاعات بیشتر دربارهی حضرت عیسی÷در دین اسلام به سایت www.islam-guide.com/jesus مرجعه کنید.)
مسجد الاقصی: بیت المقدس
اسلام دین رحمت و شفقت است و تروریسم جایی در آن ندارد. خداوند باریتعالی در قرآن کریم میفرماید:
﴿لَّا يَنۡهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ لَمۡ يُقَٰتِلُوكُمۡ فِي ٱلدِّينِ وَلَمۡ يُخۡرِجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمۡ أَن تَبَرُّوهُمۡ وَتُقۡسِطُوٓاْ إِلَيۡهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ ٨﴾[الممتحنة: ۸]
«"الله شما را از نیکیکردن و رعایت عدالت نسبت به کسانیکه در (امر) دین با شما نجنگیدهاند و شما را از دیارتان بیرون نکردهاند، نهی نمیکند، بیگمان الله عدالت پیشگان را دوست دارد. ﴿۸﴾"»
پیامبر جلشگریان را از کشتن زنان و بچهها منع میکرد. (صحیح مسلم، #۱۷۴۴، صحیح بخاری، #۳۰۱۵)
و به آنها چنین توصیه مینمود:
{... خیانت نکنید، تعدی نکنید، نوزادان را نکشید.} (صحیح مسلم، #۱۷۳۱، ترمذی، #۱۴۰۸)
و نیز چنین میفرمود:
{هرکس، فردی را بکشد که در پیمان با مسلمانان است، بوی بهشت را هم نخواهید شنید و این در حالی است که بوی بهشت از فاصلهی چهل سال به مشام میرسد.} (صحیح بخاری، #۳۱۶۶، ابن ماجه، #۲۶۸۶)
همچنین پیامبر جآنها را از تیراندازی کردن منع مینمودند. (ابوداود، #۲۶۷۵)
آنحضرت جدر جایی قتل را در زمرهی دومین از گناهان کبیره محسوب نموده و نسبت به عقاب این کار در روز قیامت هشدار دادند. {جزو اولین مواردی که دربارهی مردم در روز قیامت داوری خواهد شد، ریختن خون دیگران است.} (که مشتمل بر کشتن و زخمی نمودن سایرین است) (صحیح بخاری، #۶۸۷۱، صحیح مسلم، #۸۸) (صحیح مسلم، #۱۶۷۸، صحیح بخاری، #۶۵۳۳)
مسلمانان به مهربانی و عطوفت با حیوانات نیز ترغیب شده و از اذیت کردن آنها برحذر داشته شدهاند. رسول خدا جدر جایی فرمودهاند:
{زنی بخاطر اینکه گربهای را حبس کرده تا از گرسنگی تلف شده بود، عذاب داده میشد. آن زن نه به گربه آب و غذا میداد و نه هم او را آزاد میکرد تا خود از حشرات زمین تغذیه کند. و از این روی بود که محکوم به اتش دوزخ شد.} (صحیح مسلم، #۲۴۲۲، صحیح بخاری، #۲۳۶۵)
آنحضرت جدربارهی مردی تعریف مینمود که سگی بسیار تشنه را سیراب کرد و خداوند به خاطر این کار گناهان وی را بخشید. از رسول خداجپرسیدند که آیا به خاطر نیکی به حیوانات هم پاداش خواهیم گرفت؟ ایشان فرمودند: {این پاداش برای مهربانی کردن با هر حیوان یا انسانی هست.} (صحیح مسلم، #۲۲۴۴، صحیح بخاری، #۲۴۶۶)
به علاوه زمانی که جان حیوانی به خاطر استفاده از گوشتش گرفته شود، به مسلمانان امر شده است که این کار را با روشی که باعث کمترین مقدار ترس و عذاب باشد انجام دهند. حضرت محمد جمیفرماید:
{وقتی حیوانی را ذبح مینمایید، این کار را به بهترین نحو انجام دهید. باید چاقویتان را تیز کنید تا زجر آن حیوان را کم تر کرده باشید.} (صحیح مسلم، #۱۹۵۵، ترمذی، #۱۴۰۹)
در پرتو موارد ذکر شده و دیگر متون اسلامی، ترس و وحشت انداختن در قلبهای شهروندان بی دفاع، انهدام یکبارهی ساختمانها و اموال مردم، بمب گذاری و معیوب نمودن مردان و زنان و کودکان، همه این رفتارها از نظر اسلام و مسلمانان نفرت انگیز و ممنوع میباشد. مسلمانان پیرو دین صلح، مودت و بخشندگی هستند و اکثریت آنها هیچ ارتباطی با وقایع خشونت باری که عدهای از مسلمانان بدان روی آوردهاند، ندارند. شخص مسلمانی که مرتکب این اعمال تروریستی شود، گناه کار بوده و قوانین اسلامی را نقض کرده است.
اسلام حقوق بسیاری را برای تک تک انسانها در نظر گرفته است که در زیر شماری از این حقوق ذکر شدهاند.
زندگی و دارایی تمام شهروندان جوامع اسلامی چه مسلمان و چه غیر مسلمان، محترم میباشد. اسلام از آبروی آنان نیز حمایت به عمل میآورد. بنابراین، در اسلام توهین و مسخره نمودن دیگران جایز نیست. پیامبر اکرمجمیفرماید:
{به راستی که خون، مال و آبروی شما حرام (مصون) است.} (صحیح مسلم، #۱۷۳۹، مسند احمد، #۲۰۳۷)
نژادپرستی در اسلام جایز نمیباشد چون قرآن درمورد برابری ابناء بشر اینچنین میفرماید:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقۡنَٰكُم مِّن ذَكَرٖ وَأُنثَىٰ وَجَعَلۡنَٰكُمۡ شُعُوبٗا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓاْۚ إِنَّ أَكۡرَمَكُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَىٰكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٞ ١٣﴾[الحجرات: ۱۳]
«"ای مردم! بیشک ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیرهها و قبیلهها قرار دادیم، تا یکدیگر را بشناسید، همانا گرامیترین شما نزد الله پرهیزگارترین شماست [۷]، بیگمان الله دانای آگاه است. ﴿۱۳﴾"»
اسلام هرگونه فردگرایی و یا ملیت گرایی را رد میکند زیرا باعث طرفداری از قدرت و ثروت و یا قوم گرایی میشود. خداوند انسانها را برابر آفریده است فرق بین هر فردی با دیگری براساس تقوا و ایمان سنجیده میشود. پیامبر جمیفرماید:
{ای مردم! خدای شما یکی است و جد شما (آدم) یکی است. یک عرب بر یک غیر عرب هیچ برتری ندارد و یک غیرعرب نیز بر یک عرب برتری ندارد، یک سرخپوست برتر از یک سیاهپوست نبوده و یک سیاهپوست نیز از یک سرخپوست برتر نیست مگر به تقوا.} (صحیح مسلم، #۱۹۵۵، ترمذی، #۱۴۰۹) (کسی که تقوا دارد، مؤمنی است که از هرگونه گناه دوری کرده و تمام نیکیهایی را که خداوند امر فرموده را به جای میآورد و از خداوند ترسیده و او را دوست میدارد.)
یکی از مشکلات عمدهای که گریبانگیر انسان امروزیست، نژادپرستی است. دنیای پیشرفتهی کنونی میتواند انسان را به کرهی ماه بفرستد ولی نمیتواند از نفرت و جنگ بین انسانها جلوگیری نماید.
از همان دوران حیات پیامبر جمثالهای فراوانی وجود دارد که ثابت میکند یکی از اهداف دین مبین اسلام پایان دادن به نژادپرستی و نابرابریها بوده است . مراسم سالانهی حج در مکه، نشانهی برادری واقعی اسلامی میان تمام نژادها و ملیتها را به نمایش میگذارد. جایی که حدود دومیلیون نفر از سراسر جهان به مکهی مکرمه میآیند تا این مراسم را بجا آورند. اسلام دین عدالت است. خداوند متعال میفرماید:
﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَأۡمُرُكُمۡ أَن تُؤَدُّواْ ٱلۡأَمَٰنَٰتِ إِلَىٰٓ أَهۡلِهَا وَإِذَا حَكَمۡتُم بَيۡنَ ٱلنَّاسِ أَن تَحۡكُمُواْ بِٱلۡعَدۡلِۚ إِنَّ ٱللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِۦٓۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ سَمِيعَۢا بَصِيرٗا٥٨﴾[النساء: ۵۸]
«"بیگمان الله به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحبان آنها باز گردانید. و هنگامیکه میان مردم داوری میکنید، به عدالت داوری کنید، در حقیقت، نیکو چیزی است که الله شما را به آن اندرز میدهد، بیگمان الله شنوای بیناست. ﴿۵۸﴾"»
و همچنین میفرماید:
﴿فَأَصۡلِحُواْ بَيۡنَهُمَا بِٱلۡعَدۡلِ وَأَقۡسِطُوٓاْۖ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ ٩﴾[الحجرات: ۹]
«"... و عدالت کنید که خدا دادگران را دوست مىدارد." (۹)»
حتی باید در رابط با کسانیکه از آنها تنفر داریم، به عدالت رفتار کنیم، چنانچه خداوند باریتعالی میفرماید:
﴿...وَلَا يَجۡرِمَنَّكُمۡ شَنََٔانُ قَوۡمٍ عَلَىٰٓ أَلَّا تَعۡدِلُواْۚ ٱعۡدِلُواْ هُوَ أَقۡرَبُ لِلتَّقۡوَىٰۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ ٨﴾[المائدة: ۸]
«"دشمنی با گروهی شما را بر آن ندارد که عدالت نکنید؛ عدالت کنید که به پرهیزگاری نزدیکتر است و از الله بترسید، همانا الله به آنچه میکنید؛ آگاه است. ﴿۸﴾"»
حضرت محمد جمیفرماید:
{ای مردم، از ظلم برحذر باشید که ظلم در روز قیامت تاریکی خواهد بود.} (صحیح مسلم، #۲۴۴۷، صحیح بخاری، #۵۷۹۸)
کسانی که در این جهان حق خویش را نگرفته باشند، در روز قیامت به آن دست خواهند یافت؛ پیامبر جمیفرماید:
{در روز قیامت، حق و حقوق به صاحبانشان مسترد خواهد گردید (و تقصیرها جبران خواهند گردید)...} (صحیح مسلم، #۲۵۸۲، مسند احمد، #۷۱۶۳)
[۷] رسول الله جمیفرماید: «الله متعال به چهرههایتان و اموالتان نگاه نمیکند، بلکه به دلهایتان و کردارتان نگاه میکند». (صحیح مسلم ۱۹۸۷).
دین اسلام زن را، چه مجرد چه متأهل، به عنوان یک انسان صاحب حقوق فردی؛ مانند حق تملک، بخشیدن دارایی شخصی و کسب درآمد، میداند و این درصورتی است که نیازی به سرپرست (خواه پدر و یا همسر یا کس دیگری) نیست. یک زن حق خرید و فروش، بخشیدن یا صدقه دادن و خرج نمودن دارائیاش به شیوهای که خود میخواهد را دارد. کابین عروس از طرف داماد به عروس داده میشود حق تصرف کامل در آن را دارد. عروس بعد از ازدواج همچنان به جای استفاده از نام خانوادگی شوهر، نام فامیلی خود را دارد.
اسلام شوهر را به داشتن رفتار خوب با همسرش تشویق میکند. چنانکه حضرت محمد جمیفرماید:
{بهترین شما، بهترینتان با زنان خویش است.} (ابن ماجه، #۱۹۷۸، ترمذی، #۳۸۹۵)
مادران در دین اسلام از جایگاه بسیار ارزشمندی برخوردار میباشند. دین مبین اسلام به رفتار به بهترین نحو با آنان امر میکند.
مردی نزد رسول خدا آمد و گفت: "یا رسول الله! چه کسی شایسته ترین و بهترین همدم است؟" فرمود: {مادرت.} آن مرد پرسید: "سپس چه کسی؟" رسول خدا جفرمود: {سپس مادرت.} آن مرد باز پرسید: "بعد چه کسی؟" آنحضرت جفرمود: {آنگاه پدرت.} (صحیح مسلم، #۲۵۴۸، صحیح بخاری، #۵۹۷۱)
(لطفاً برای دریافت اطلاعات بیشتر درمورد زنان به سایت www.islam-guide.com/women مراجعه کنید.)
خانواده، که پایهی اساسی جامعهی بشری است، هم اکنون از هم گسسته است. سیستم خانوادگی در اسلام، حقوق زن، شوهر، بچهها و خویشاوندان را توازن و تعادل شایستهای بخشیده است. امنیت و آرامش که محصول وجود خانوادههای باثبات است، بسیار ارزشمند میباشد و برای رشد معنوی اعضای خانواده ضروری است. یک نظام اجتماعی هماهنگ و مرتب از بودن خانوادههای پیوسته و منسجم و تربیت بچهها در آن هستی مییابد.
در جهان اسلام، به ندرت چیزی به نام خانهی سالمندان به چشم میخورد. به دوش کشیدن سنگینی بار مراقبت از پدر یا مادر سالمند در سخت ترین دورهی زندگی آنها، افتخار، برکت و یک فرصت برای تکامل معنوی افراد به حساب میآید.
در اسلام، تنها دعا کردن برای والدین کافی نیست، بلکه ما باید دلسوزی بی حد و حصری نسبت به آنان از خود نشان دهیم و زمانی را به خاطر بیاوریم که کودکی ناتوان بیش نبودیم و آنها ما را بر خویش ترجیح میدادند. مادرها از احترام ویژهای برخوردار هستند. وقتی که والدین مسلمان پا به سن پیری میگذارند، با عطوفت، شفقت و تواضع با آنان برخورد میشود.
در دین اسلام خدمت به والدین بعد از نماز در جایگاه دوم قرار دارد و والدین حق دارند چنین انتظاری را از فرزندانشان داشته باشند. اظهار هرگونه ناراحتی و رنجشی در برابر والدینی که به دلیل پیری سختگیر میشوند، ناپسند دانسته میشود.
خداوند چنین میفرماید:
﴿وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّآ إِيَّاهُ وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنًاۚ إِمَّا يَبۡلُغَنَّ عِندَكَ ٱلۡكِبَرَ أَحَدُهُمَآ أَوۡ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَآ أُفّٖ وَلَا تَنۡهَرۡهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوۡلٗا كَرِيمٗا ٢٣ وَٱخۡفِضۡ لَهُمَا جَنَاحَ ٱلذُّلِّ مِنَ ٱلرَّحۡمَةِ وَقُل رَّبِّ ٱرۡحَمۡهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرٗا ٢٤﴾[الإسراء: ۲۳-۲۴]
«"و پروردگارت (چنین) مقرر داشته است که: جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید، هرگاه یکی از آن دو، یا هر دوی آنها نزد تو به سن پیری رسند، (حتی) به آنها (کلمهی) افّ (= کمترین کلمه رنج آور) نگو و بر (سر) آنها فریاد نزن و با نیکی (و بزرگوارانه) با آنها سخن بگو. ﴿۲۳﴾ و از روی مهربانی بال فروتنی (و خاکساری) برای آنها فرود آور و بگو: «پروردگارا! به آنان رحمت آور، همانگونه که مرا در کودکی پرورش دادند». ﴿۲۴﴾"»
پنج رکن اساسی دین اسلام چهارچوب زندگی مسلمانان به حساب میآیند. این ارکان شامل بیان شهادتین، نماز، زکات، روزهی ماه رمضان و زیارت خانه خدا یکبار در طول عمر برای کسی که توانایی دارد، میباشد.
شهادت یا گواهی ایمان، بیان مصمم: "لا اله إلا الله، محمد رسول الله" میباشد. این عبارت بدین معناست: "هیچ معبود حقیقی به غیر از الله وجود ندارد و محمد فرستاده و پیام آور او میباشد." قسمت اول )هیچ معبود حقیقی به غیر از الله وجود ندارد( به این معناست: کسی حق ندارد کس دیگری به جز "الله" یگانه را بپرستد و اینکه خداوند شریک و پسری ندارد. این تصدیق ایمانی، شهادتین خوانده میشود. در واقع شهادتین عبارت سادهای است که تازه مسلمانان باید آن را با عقیدهای محکم بر زبان بیاورند. تصدیق به ایمان مهم ترین رکن دین اسلام میباشد.
مسلمانان روزی پنج مرتبه نماز میخوانند. خواندن هر نماز بیش تر از پنج دقیقه به طول نمیانجامد. نماز در اسلام ارتباط مستقیمی بین بنده و پروردگارش است. در اسلام نیاز به هیچ واسطهای میان بنده و خداوند متعال نیست.
با نمازگزاردن شخص در درون خود احساس شادی، آرامش و راحتی میکند و خداوند نیز از وی راضی و خوشنود میگردد. حضرت محمد جمیفرماید: {ای بلال، (مردم را) بانگ اذان سرده، بگذار تسلی بگیریم.} (ابوداود، #۴۹۸۵، مسند احمد، #۲۲۵۷۸)
بلال یکی از یاران پیامبر جبود که عهده دار فراخواندن مردم به سوی نماز بود.
نمازها در پنج نوبت سپیده دم، ظهر، عصر، مغرب و عشاء به جا آورده میشوند. مسلمان میتواند نمازهایش را تقریباً در هر جایی ادا نماید؛ در کشتزار، کارخانه، دانشگاه...
(لطفاً برای دریافت اطلاعات بیشتر درمورد نماز به سایت www.islam-guide.com/women مراجعه کنید یا کتابی با عنوان A Guide to Prayer in Islam (راهنمای نماز در اسلام) نوشتهی ام. ای. کی. صاحب را مطالعه فرمایید. برای دریافت یک جلد از کتاب مذکور به نشانی وبسایت فوق مراجعه فرمایید.)
همه چیز ازآن خداوند میباشد، برای همین مال و ثروت امانتی در دست انسان است. معنی اصلی کلمهی "زکات" میتواند "تطهیر" و نیز "رشد و افزایش" میباشد. پرداخت زکات به معنی دادن درصد معینی از دارایی مشخصی به افراد نیازمند میباشد. درصدی که از طلا، نقره و پول نقد که برابر با ارزش حدود هشتاد و پنج گرم طلا باشد، در طول یک سال، دو و نیم درصد خواهد بود.
داراییهای ما با تخصیص قسمت کمی از آن به نیازمندان تصفیه و پاک میشود و شبیه هرس درختان، این بریدن باعث تعادل و جوانهی تازهی ثروت و دارایی میگردد.
همچنین هر شخص میتواند هر اندازه که تمایل دارد صدقه و خیرات بدهد.
هر ساله در ماه مبارک رمضان (نهمین ماه تقویم اسلامی قمری)، مسلمانان از سپیده دم تا غروب روزه گرفته و از خوردن، آشامیدن و روابط جنسی خودداری میکنند.
با آنکه روزه برای سلامتی جسم مفید میباشد ولی اساساً از دریچهی تزکیهی نفس به آن نگریسته میشود. وقتی که فرد از خوشیهای دنیوی، هرچند به مدت کوتاهی جدا میشود، میتواند درد واقعی کسانیکه گرسنه هستند را حس کند که این خود باعث رشد حیات معنوی وی نیز میشود.
سفر به قصد زیارت مکه (حج بیت الله) برای کسانیکه از لحاظ جسمی و مالی توانایی آن را داشته باشند یک بار در طول عمر فرض میباشد. هر سال حدود دو میلیون نفر از گوشه و کنار جهان به زیارت مکه میآیند.
زائران درحال ادای نماز در مسجدالحرام. کعبه (ساختمان سیاه رنگ موجود در تصویر) در این مسجد قرار دارد و مسلمانان در نمازهایشان رو به آن میایستند. کعبه عبادتگاهی است که خداوند به حضرت ابراهیم و پسرش اسماعیل، دستور داد تا آن را بنا کنند.
اگرچه شهر مکه همیشه پر از بازدیدکننده است، اما مراسم حج طبق تقویم اسلامی در دوازدهمین ماه سال قمری به جا آورده میشود. زائران مرد پارچهی سفید سادهای را بر تن میکنند تا فاصلههای طبقاتی و فرهنگی از بین رفته و همگان به بطور برابر در پیشگاه خداوند متعال حاظر شوند.
مناسک حج شامل هفت بار دور کعبه گشتن و هفت بار پیموندن فاصلهی بین صفا و مروه را همچنان که هاجر مادر حضرت اسماعیل برای پیدا کردن آب این کار را انجام میداد. سپس زائران با هم در عرفه (ناحیهای واقع در حدود ۱۵ مایلی مکه) جمع میشوند و از خداوند طلب عفو و بخشش مینمایند. چنانکه گویی صحنهای از روز قیامت است.
حسن ختام مراسم حج به عید قربان است که با نماز و دعا جشن گرفته میشود. عید قربان و عید فطر ( عیدی که در پایان ماه رمضان جشن گرفته میشود)، هر دو عیدهای مسلمانان به شمار میروند.
(لطفاً برای دریافت اطلاعات بیشتر راجع به پنج ارکان اسلام به سایت www.islam-guide/pillars مراجعه شود.)
توصیف وضعیت کلی مسلمانان آمریکایی اندکی دشوار است. مسلمانان آنجا شامل: تازه مسلمانها، مهاجران،کارگران کارخانه و پزشکان میباشد.
مسلمانان در ابتدا به آمریکای شمالی پا نهادند و در قرن هجدهم میلادی، عدهی بسیاری از مسلمانان در آمریکای شمالی وجود داشتند.
شمار زیادی از آمریکاییها به دین اسلام گرویدهاند. آنها از طبقات اجتماعی مختلفی میباشند: ثروتمندان، فقرا، تحصیلکردهها و افراد فاقد تحصیلات. امروزه حدود پنج و نیم میلیون مسلمان در ایالات متحده زندگی میکنند. (The World Almanac and Book of Facts ۱۹۹۶، فمیگتی، ص. ۶۴۴)
***
Ahrens, C. Donald. ۱۹۸۸. Meteorology Today. ۳rd ed. St. Paul: West Publishing Company.
Anderson, Ralph K.; and others. ۱۹۷۸. The Use of Satellite Pictures in Weather Analysis and Forecasting. Geneva: Secretarial of the World Meteorological Organization.
Anthes, Richard A.; John J. Cahir; Alistair B. Fraser; and Hans A. Panofsky. ۱۹۸۱. The Atmosphere. ۳rd ed. Columbus: Charles E. Merrill Publishing Company.
Barker, Kenneth; and others. ۱۹۸۵. The NIV Study Bible, New International Version. Grand Rapids, Michigan: Zondervan Publishing House.
Bodin, Svante. ۱۹۷۸. Weather and Climate. Poole, Dorest: Blandford Press Ltd.
Cailleux, Andre’. ۱۹۶۸. Anatomy of the Earth. London: World University Library.
Couper, Heather; and Nigel Henbest. ۱۹۹۵. The Space Atlas. London: Dorling Kindersley Limited.
Davis, Richard A., Jr. ۱۹۷۲. Principles of Oceanography. Don Mills, Ontario: Addison-Wesley Publishing Company.
Douglas, J. D.; and Merrill C. Tenney. ۱۹۸۹. NIV Compact Dictionary of the Bible. Grand Rapids, Michigan: Zondervan Publishing House.
Elder, Danny; and John Pernetta. ۱۹۹۱. Oceans. London: Mitchell Beazley Publishers.
Famighetti, Robert. ۱۹۹۶. The World Almanac and Book of Facts۱۹۹۶. Mahwah, New Jersey: World Almanac Books.
Gross, M. Grant. ۱۹۹۳. Oceanography, a View of Earth. ۶th ed. Englewood Cliffs: Prentice-Hall, Inc.
Hickman, Cleveland P.; and others. ۱۹۷۹. Integrated Principles of Zoology. ۶th ed. St. Louis: The C. V. Mosby Company.
Al-Hilali, Muhammad T.; and Muhammad M. Khan. ۱۹۹۴. Interpretation of the Meanings of The Noble Qur’an in the English Language. ۴th revised ed. Riyadh: Maktaba Dar-us-Salam.
The Holy Bible, Containing the Old and New Testaments (Revised Standard Version). ۱۹۷۱. New York: William Collins Sons & Co., Ltd.
Ibn Hesham, Abdul-Malek. Al-Serah Al-Nabaweyyah. Beirut: Dar El-Marefah.
The Islamic Affairs Department, The Embassy of Saudi Arabia, Washington, DC. ۱۹۸۹. Understanding Islam and the Muslims. Washington, DC: The Islamic Affairs Department, The Embassy of Saudi Arabia.
Kuenen, H. ۱۹۶۰. Marine Geology. New York: John Wiley & Sons, Inc.
Leeson, C. R.; and T. S. Leeson. ۱۹۸۱. Histology. ۴th ed. Philadelphia: W. B. Saunders Company.
Ludlam, F. H. ۱۹۸۰. Clouds and Storms. London: The Pennsylvania State University Press.
Makky, Ahmad A.; and others. ۱۹۹۳. Ee’jaz al-Qur’an al-Kareem fee Wasf Anwa’ al-Riyah, al-Sohob, al-Matar. Makkah: Commission on Scientific Signs of the Qur’an and Sunnah.
Miller, Albert; and Jack C. Thompson. ۱۹۷۵. Elements of Meteorology. ۲nd ed. Columbus: Charles E. Merrill Publishing Company.
Moore, Keith L.; E. Marshall Johnson; T. V. N. Persaud; Gerald C. Goeringer; Abdul-Majeed A. Zindani; and Mustafa A.
Ahmed. ۱۹۹۲. Human Development as Described in the Qur’an and Sunnah. Makkah: Commission on Scientific Signs of the Qur’an and Sunnah.
Moore, Keith L.; A. A. Zindani; and others. ۱۹۸۷. Al-E’jaz al-Elmy fee al-Naseyah (The scientific Miracles in the Front of the Head). Makkah: Commission on Scientific Signs of the Qur’an and Sunnah.
Moore, Keith L. ۱۹۸۳. The Developing Human, Clinically Oriented Embryology, With Islamic Additions. ۳rd ed. Jeddah: Dar Al-Qiblah.
Moore, Keith L.; and T. V. N. Persaud. ۱۹۹۳. The Developing Human, Clinically Oriented Embryology. ۵th ed. Philadelphia: W. B. Saunders Company.
El-Naggar, Z. R. ۱۹۹۱. The Geological Concept of Mountains in the Qur’an. ۱st ed. Herndon: International Institute of Islamic Thought.
Neufeldt, V. ۱۹۹۴. Webster’s New World Dictionary. Third College Edition. New York: Prentice Hall.
The New Encyclopaedia Britannica. ۱۹۸۱. ۱۵th ed. Chicago: Encyclopaedia Britannica, Inc.
Noback, Charles R.; N. L. Strominger; and R. J. Demarest. ۱۹۹۱. The Human Nervous System, Introduction and Review. ۴th ed. Philadelphia: Lea & Febiger.
Ostrogorsky, George. ۱۹۶۹. History of the Byzantine State. Translated from the German by Joan Hussey. Revised ed. New Brunswick: Rutgers University Press.
Press, Frank; and Raymond Siever. ۱۹۸۲. Earth. ۳rd ed. San Francisco: W. H. Freeman and Company.
Ross, W. D.; and others. ۱۹۶۳. The Works of Aristotle Translated into English: Meteorologica. vol. ۳. London: Oxford University Press.
Scorer, Richard; and Harry Wexler. ۱۹۶۳. A Colour Guide to Clouds. Robert Maxwell.
Seeds, Michael A. ۱۹۸۱. Horizons, Exploring the Universe. Belmont: Wadsworth Publishing Company.
Seeley, Rod R.; Trent D. Stephens; and Philip Tate. ۱۹۹۶. Essentials of Anatomy&Physiology. ۲nd ed. St. Louis: Mosby-Year Book, Inc.
Sykes, Percy. ۱۹۶۳. History of Persia. ۳rd ed. London: Macmillan & CO Ltd.
Tarbuck, Edward J.; and Frederick K. Lutgens. ۱۹۸۲. Earth Science. ۳rd ed. Columbus: Charles E. Merrill Publishing Company.
Thurman, Harold V. ۱۹۸۸. Introductory Oceanography. ۵th ed. Columbus: Merrill Publishing Company.
Weinberg, Steven. ۱۹۸۴. The First Three Minutes, a Modern View of the Origin of the Universe. ۵th printing. New York: Bantam Books.
Al-Zarkashy, Badr Al-Deen. ۱۹۹۰. Al-Borhan fee Oloom Al- Qur’an. ۱st ed. Beirut: Dar El-Marefah.
Zindani, A. A. This is the Truth (videotape). Makkah: Commission on Scientific Signs of the Qur’an and Sunnah.
شماره گذاری احادیث در این کتاب بر این اساس بوده است:
صحیح مسلم: بر اساس شماره گذاری محمد ف. عبدالباقی.
صحیح بخاری: مطابق شماره گذاری فتح الباری.
ترمذی: دارالاحیاء التراث العربی، بیروت.
مسند احمد: مطابق شماره گذاری موطای امام مالک.
موطای امام مالک: بر اساس شماره گذاری موطای امام مالک.
ابوداود: محمد محی الدین ابوحامد.
ابن ماجه: محمد ف. عبدالباقی.
الدارمی: خالد الصبا العلامی و فواض احمد زامرلی.