مروارید در صدف
تألیف:
عبدالباسط توتازهی
از مسائلی که امروز در جامعه بشری مورد علاقه صاحب نظران و علاقمندان به تحقیقات است، نقش اجتماعی زن در جامعه است. از آنجائی که زن یکی از مخلوقات خاصه خدای عزوجل است که تکامل هر مرد بر وجود زنی بستگی دارد و این امری انکار ناپذیری است و چه بسا مردانی را پرورش دادند که جهان را در شگفتی فرو بردند و در تکامل انسان سازی نقش بسیار مهمی را بر عهده داشتهاند که هر جامعه شناس، مهر تأیید بر آن میزند و نقش زنان را در فرهنگ سازی جامعه میستاید و چنانچه زندگی زن را در دوران ما قبل اسلام بنگریم میبینیم که همواره مردها رفتارهائی همانند حیوانات با زنان خود داشتهاند. و زن را یکی از موجودات پست و ذلیل به حساب میآوردند و او را مانند یک کالا به بازار برای خرید و فروش میبردند. چنانچه در زمان جاهلیت در عرب رسم بر این بود که اگر دختری به دنیا میآمد او را از ترس فقر و تنگدستی زنده به گور میکردند و خداوند با اشاره به این مطلب در قرآن مجید فرموده است:
﴿وَلَا تَقۡتُلُوٓاْ أَوۡلَٰدَكُم مِّنۡ إِمۡلَٰقٖ نَّحۡنُ نَرۡزُقُكُمۡ وَإِيَّاهُمۡۖ﴾[الأنعام: ۱۵۱]
«فرزندانتان را از ترس فقر و تنگدستی نکشید «چرا که» ما به شما و ایشان روزی میدهیم».
در زمان جاهلیت زن در میان عرب موجودی بین انسان و حیوان به حساب میآمد و فلسفه وجودی آن خدمت به شوهر، انجام کارهای شوهر و محل غریزه جنسی شوهر بود. به همین خاطر تولدش مایه ننگ و عاری در میان مردم عرب بود. هر فردی که برای او دختری متولد میشد او را بلافاصله زنده بگور میکرد تا شرافت و عزتش جریحهدار نشود قرآن مجید این قسمت از تاریخ را با کمال زیبایی و شیوائی بیان میفرماید:
﴿وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِٱلۡأُنثَىٰ ظَلَّ وَجۡهُهُۥ مُسۡوَدّٗا وَهُوَ كَظِيمٞ٥٨ يَتَوَٰرَىٰ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ مِن سُوٓءِ مَا بُشِّرَ بِهِۦٓۚ أَيُمۡسِكُهُۥ عَلَىٰ هُونٍ أَمۡ يَدُسُّهُۥ فِي ٱلتُّرَابِۗ أَلَا سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ٥٩﴾ [النحل: ۵۸-۵۹]
«و هنگامی که به یکی از آنها مژده تولد دختر داده میشد، آن چنان از فرط ناراحتی چهرهاش متغییر میشد که صورتش سیاه میگردید و مملو از خشم و غضب و غم و اندوه میشد، و از قوم و قبیله (خود) به خاطر این مژده بدی که به او داده میشد. خویشتن را پنهان میکرد، سر گشته و حیران به خود میگفت: آیا این ننگ را بر خود بپذیرد و دختر را نگه دارد و یا اینکه او را زیر خاک زنده به گور سازد؟ آن چه قضاوت بدی بود که میکردند».
زندگی و پرورش زن در چنین حالتی بود که اسلام با ظهور تابناکش تمام این جاهلیتها را از بین برد و نقش واقعی زن را به زنان تقدیم کرد. این اوّلین باری بود که زنان توانستند به وسیلهی اسلام حقوقشان را بدست بیاورند تا جائی که اسلام حق و حقوق زن را در امور معیشتی، میراثی و مسائل زناشوئی به صراحت بیان میدارد و هیچگونه چشم پوشی را در قبال حق زن نمیپذیرد و جایگاه اصلی زن را تعیین کرد و روابط زناشوئی را به صورت قانون مندی مشروع گردانید و حقوق هر یکی از زن و شوهر را مشخص کرد.
خلاصه اینکه زن و شوهر را از یک چشمه و اصل قرار داد و دلیل برتری یکی بر دیگری را از میان برداشت همچنان که خداوند میفرماید:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُواْ رَبَّكُمُ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ وَخَلَقَ مِنۡهَا زَوۡجَهَا وَبَثَّ مِنۡهُمَا رِجَالٗا كَثِيرٗا وَنِسَآءٗۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ ٱلَّذِي تَسَآءَلُونَ بِهِۦ وَٱلۡأَرۡحَامَۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَيۡكُمۡ رَقِيبٗا١﴾[النساء: ۱]
«ای مردم، از پروردگارتان که شما را از نفس واحدی آفرید و جفتش را [نیز] از او آفرید و از آن دو؛ مردان و زنان بسیاری پراکنده کرد پروا دارید، و از خدایی که به [نام] او از همدیگر درخواست میکنید پروا نمایید و زنهار از خویشاوندان مبرید که خدا همواره بر شما نگهبان است».
اسلام نه تنها تلاش کرده است که حق از دست رفته زن را بازگرداند بلکه نیز به حرمت و عزّت زنان و دختران احترام میگذارد و به نگهداری دختران وصیت میکند. همچنان که رسول الله جمیفرمایند:
«هرکسی سرپرستی دو دختر را به عهده بگیرد تا اینکه بزرگ و بالغ بشوند روز قیامت در بهشت همراه من خواهد بود و آن قدر به من نزدیک خواهد بود که دو تا انگشت به هم نزدیک هستند» [۱].
اسلام با ظهورش زندگی را به زن عرضه کرد و همهی خرافات و اعتقادات جاهلانه را از بین برد و احساسی نو به جامعه زن بخشید و به انسان یاد آور شد که زن در زندگی بسیار نقش مهمیدارد که مسئولیت زن در جامعه فقط ازدیاد نسل و خدمت به مرد نیست بلکه او همانند مرد در مسائل مختلف شریک است و حتی از آن مزایا و حقوقی که مرد بهره میبرد زن هم مستحق تمام این حقوق است.
والحمد لله رب العالمین
«عبدالباسط توتازهی»
[۱] صحیح مسلم حدیث ۴۷۶۵.
امروزه در جامعه اسلامی میبینیم که اکثر زنان مسلمان از حجاب و فرهنگ اسلامی دور هستند و بیشتر زنان لباس خود را به مد روز و با فرهنگ غربی مطابقت میدهند. در حالی که در اسلام معنویت و روحانیت هیچگاه در مقابل مادیت و جسمانیت قرار نگرفته است.
چنان نیست که انسان برای رسیدن به حقیقت معنوی خود مجبور باشد واقعیت مادی خویش را از بین ببرد.
انسان در همه ی نگاههای معنوی و از جمله در اسلام به این خاطر لباس به تن نمیکند که تن خود را عرضه کند بلکه به این خاطر لباس میپوشد تا تن خود را بپوشاند لباس برای او یک حریم و دژ محکمی است تا خود را از دستبرد محفوظ نگه دارد، و کرامت خودش را حفظ کند. لباس برای این نیست که تحریک جنسی را بیفزاید بلکه برای آن است که تحریک جنسی را کم کند یک فرد مسلمان کمال و عزتش را در آن نمیبیند که تن خود را به مردم بفروشد بلکه این است که جان خود را به خدای خود بفروشد تا مصداق این آیه کریمه قرار بگیرد که خداوند میفرماید:
﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشۡرِي نَفۡسَهُ ٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِ ٱللَّهِۚ وَٱللَّهُ رَءُوفُۢ بِٱلۡعِبَادِ٢٠٧﴾[البقرة: ۲۰۷]
«و از میان مردم کسی است که جان خود را براى طلب خشنودی خدا میفروشد و خدا نسبت به [این] بندگان مهربان است».
از دیر باز زن مورد ظلم و ستم گوناگون قرار گرفته است. از همان زمان قدیم در میان ادیان و ملل گذشته و حتی در زمان جاهلیت میان مردم عرب نیز زن مورد ظلم و ستم قرار داشت و دستاویزه مرد بود تا اینکه با ظهور اسلام این ظلم و ستم از مرد گرفته شد و زن حقوق خودش را باز گرفت اما بعد از چندین قرن از گذشت اسلام فساد و بیبند و باری باز هم جامعه را فرا گرفت و یهودیان و دشمنان اسلام که هر روز در فکر ترفند تازهای برای انتقام از اسلام و اسلام خواهی هستند و تا حدودی هم در این اندیشه پلید خود موفق شدند و با تمام تلاشها و کوششها و سرمایه گذاریهای که در میان کشورهای اسلامی انجام میدهند تا زنان و جوانان مسلمان را از دین و آئین خویش دور کرده و با ساختن سلاحهای سرد همچون فیلمهای مبتذل و انتشار کتابها و مجلات غیراخلاقی و با ورود مواد و قرصهای روان گردان آنان را به سوی خود بکشانند.
بله، تحت تاثیر همین حرکت دستهجمعی عوامل ویران گر و در پی این فساد انبوه و متراکم بتدریج پیوندهای دین و اخلاق، آداب و رسوم و سنتهای انسانیت یکی پس از دیگری از هم گسیخت.
نیز طبقه زنان که کم کم طعم گوارای انسانیت را میچشید و شخصیت فردی خود را احساس میکرد و این روال همچنان ادامه داشت تا اینکه دشمنان اسلام و غربیها با تبلیغات سلاحهای سرد و مضر آنان را بیراه کردند و برای شهوترانی و امیال جنسی خویش آنان را مثل کالا خرید و فروش میکردند و حق و حقوق آنان را از آنها گرفته و آنان را از نظر اقتصاد در تنگنا قرار میدادند تا برای رفع مشکلات معیشتی دست به هر کار ناجائز و خلاف انسانیت بزنند و خود را مانند یک حیوان تحت اختیار مردان شهوت پرست قرار دهند و از این راه در آمدی برای گذراندن زندگی داشته باشند.
این مکر و حیله از فکر و اندیشه چند نفر از یهودیان و دشمنان اسلام بود که از این راه بتوانند با اسلام و مسلمین مبارزه کنند و آنان را از حقیقت دین اسلام دور سازند.
«یکی از این یهودیان شهوت پرست بود که میگفت هستی انسان و حقیقت زندگی و شخصیت انسان فقط غریزه جنسی است».
«یکی دیگر از یهودیان و شیطانصفتانی بود که اعلام کرد تنها راه سعادت بشریت آمیزش مرد و زن است از هر دری باشد و در هر جائی که باشد».
عرب در زمان جاهلیت دارای نمونههای خاصی از اخلاق بودند در میان این جاهلیتها، شجاعت، فداکاری، جانفشانی در راههای اعتقادی و همچنین کرم، عزت نفس و سر فرود نیاوردن در مقابل ظلم و ستم و بسیاری فضائل از این قبیل حتی نتوانست جاهلیت را از آنان سلب کند. همه این جهالتها از آن بود که از دین و آئین خدای عزوجل دور بودند. اروپائیان نیز در زندگیشان از فضائل و ویژگیهای خاصی برخوردار بودند لیکن این فضائل نیز بخاطر دور بودن از آئین و دین خدا ارزشی نداشت.
بله! روزی بود که همه اصول و برنامههای اخلاقی اروپائیان از سرچشمه دین و فضائل انسانی سرچشمه میگرفت. این وضع اخلاقی آنان بود تا اینکه جنگهای صلیبی شعله ور گشت و بسیاری از آنان به سرزمینهای اسلامی پناه آوردند و حتی دولتهای کوچکی تشکیل دادند و از آداب و رسوم اسلامی در سرزمینهای مسلمین بهره میبردند و از آشنائی و آمیزش با مسلمانان استفاده کامل بردند و با حفظ و اخلاق اسلامی خود جهان را با دید مثبت مینگریستند.
تا اینکه این اقوام متعصب میدیدند که مسلمانان با شنیدن صدای اذان مغازهها را گذاشته و به مسجد میشتافتند بدون اینکه کسی به مغازهها دستبرد بزند.چونکه این مسلمین در مکتب اسلام اخلاق را فرا گرفته بودند و موسس آن رسول اکرم ج خود یکی از بهترین شخصیتهای اخلاقی بشر بود و خداوند عزوجل در قرآن کریم در مورد اخلاق پیامبر ج میفرماید:
﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ٤﴾[القلم: ۴]
«هر آئینه تو با اخلاقی بزرگ آراستهای».
این اخلاق مسلمین را به اروپا منتقل کردند و تا چندین مدت با چنین اخلاقی زندگی میکردند. تا اینکه دشمنان اسلام باز هم وارد عرصه مبارزه شد و با فلسفه یونانی، با اخلاق یونانی که منافی اخلاق اسلامی بود مبارزه را آغاز کردند و با ساختن مدارس و دانشگاههای غیر اسلامی جوانان و زنان آن دیار را به ورطه نابودی کشاندند و آنها را به سوی بد حجابی و اخلاق غیر انسانی سوق دادند و آنها را از اخلاق و انسانیت به زشتی و حیوانیت رساندند. تا اینکه تمام اروپا را توانستند به تسلط خود در بیاورند و زنا و همجنسبازی و غیره را در میان مردم شایع گردانیدند تا اینکه مردم کاملا آن اخلاق اسلامی را که فرا گرفته بودند از یاد بردند و امروز مشاهده میکنیم که تمامی فسادهای اخلاقی و سیدیهای مبتذل و فیلمهای ناجائز و مشروبات الکلی و مدهای غربی را به مناطق مسلمین میفرستند تا آنها را هم به سوی خود بکشانند و اخلاق اسلامی را که اخلاق ناب محمدی است دور گردانند و حتی الامکان نابود سازند.
بحثی که ما قبلاً آن را بیان کردیم فساد اخلاقی در جامعه بود که غربیها و دشمنان اسلام با مدرن ترین ابزارات و تجهیزات و صلاحهای سرد برای مقابله علیه اسلام میپردازند تا بتوانند مردان و زنان مسلمان را به پرتگاه نابودی برسانند آنان با تبلیغات از رسانهها و ماهوارهها و با پخش کردن فیلمهای مبتذل و انواع سیدیهای غیر مجاز راهی برای از بین بردن اخلاق اسلامی در میان جوانان و زنان مسلمان را آغاز کردهاند تا بتوانند از این طریق غریزه جسمانی آنها را تحریک کنند و آنها را به بیحیایی و بد حجابی بکشانند یکی از مهمترین راهائی که فساد اخلاقی و روابط جنسی را شائع میگردانند نگاه کردن نامحرم و برقرار کردن روابط دوستانه با جوانان بیگانه است که دشمنان اسلام به هر طریقی شده تلاش میکنند که روابط جنسی را بین مسلمانان مرد و زن ایجاد کنند و برای بیبند و باری جامعه از هیچ راهی دریغ نکنند.
آنان میدانند که پسران و دختران در ایام شیرین زیستن به معاشرت و عشق بازی با دختران و پسران بیگانه و متعدد عادت میکنند و در مجالس رقص، در کنار خیابان در سالن سینما و تأتر، در ادارهها در جنگلها و در سواحل دریا با صدها تن از جنس خود معاشرت و آمیزش میکنند و برای یافتن همسرانی که از هر جهت مناسب و موافق آنان باشند تلاش میکنند که نتیجتاً جامعه به فساد و بیبند باری کشیده میشود و آنان دستخوش و بازیچه این تفکر آنان خواهند شد و زندگی خود را طبق عادتی که در مجالس غیر اسلامی حاصل کرده میگذرانند و به دنبال شهوترانی و غریزه جسمانی خود خواهند رفت.
یکی از بدترین پدیدههائی که امروزه بیشتر در میان جوانان و نوجوانان دختر و پسر شیوع پیدا کرده است فساد و بیبند و باری است. جوانان و نوجوانان امروز فکر میکنند که زندگی بدون شهوت و لذات حرام معنائی ندارد و باید بدون این کارها با زندگی خداحافظی کرد.
بعضی از افرادی که تنگ نظر هستند و سطح فکری آنها کم است گمان میکنند که برهنگی و یک جا شدن با زنان بیگانه و نامحرم پیشرفت و ترقی است. این افراد در زندگی هیچ هم و غمی ندارند و فقط در فکر افتادن به دنبال ناموس دیگران و دختران پست و بیحیا هستند و شکل و قیافه خود را به شکل غربیها آرایش میکنند و از آنها کورکورانه تقلید میکنند و همیشه در فکر فسادی به فساد دیگر و از گناهی به گناه دیگر هستند و دائماً فکرشان به خیابانها و کوچهها به دختران مردم است که چگونه با آنها ارتباط حاصل کنند.
یکی از بهترین راههای جلوگیری از فساد و بیبند و باری در جامعه این است که پدران و مادران همیشه به فکر فرزندانشان باشند و آنها را از رفیقان بد باز دارند و آنها را به مراکز علمی برای تربیت و اصلاح اسلامی بفرستد.
از آنجائی که اسلام دین عفت و حیا است برای جلوگیری از فساد و گناه در میان زوجین برابری و مساوات قائل شده است. مرد و زن را از یک جنس معرفی کرده است و به آن دستور داده تا از حریم یکدیگر تجاوز نکنند و به احکامات خداوند پایبند باشند و حقوق همدیگر را پایمال نکنند و به زنان دستور حجاب داده است تا از نگاه مردان نامحرم دور باشند و خود را در برابر مردان بیگانه آرایش و تزئین نکنند. از رسول الله جروایت شده که فرموده اند:
«و عن ابن مسعودس عن رسول الله جقال: المرأة عورة فإنها إذا خرجت من بيتها استشرفها الشيطان وإنها لا تكون إلى وجه الله أقرب منها في قعر بيتها» [۲].
از عبدالله ابن مسعودس روایت است که رسول اکرم ج فرمودند:
«زن باید که در ستر باشد و مطمئناً وقتی که از خانه بیرون میآید شیطان در کمین او است و زن نزد خداوند شایسته و نزدیکتر نیست مگر اینکه که در داخل منزلش باشد».
دین مبین اسلام حد الامکان به زنان توصیه نمود تا در داخل خانه باشند و در منزل زندگی کنند تا در حیا و عفت خودشان بمانند و از شر شیطان در امان خداوند باشند. این بهترین راه برای زنان است که خود را از منجلاب فتنه و فساد و گناه مصون دارند و به مردان بیگانه اجازه ندهند که در حریم آنان تجاوز کنند.
اسلام والاترین مقام و مرتبه را برای انسانها به ارمغان آورده تا میان انسان و حیوان امتیازاتی باشد. در این راستا اسلام بهترین احکامات را برای انسان تشریع کرده تا با عفت و حیا خود را از دیگر مخلوقات متمایز کند.
[۲] صحیح ابن خزیمه ج ۳ ص ۹۳.
یکی از بهترین راههائی که انسان میتواند به کمال و عزت نفس برسد و خود را از منجلاب گناه رها سازد ازدواج سالم است که انسان میتواند از این راه مشروع خواهشات و غریزه جسمانی خود را حاصل کند.
اسلام ازدواج را بهترین راه برای پیشگیری از بیحیائی و بیعفتی قرار داده است که در جامعه فساد و بیبند و باری عام نگردد. چنانکه در دین مسیح÷بهترین کس آن شخص است که ازدواج نکند و اگر کسی ازدواج نمیکرد به درجه رهبانیت میرسید در حالی که شریعت محمدی ازدواج را برای تزکیه نفس و تقوا و خداترسی بهترین راه انتخاب کرده است و رهبانیت (ترک نکاح) را منع کرده است.
ازدواج فرهنگی است که در آن عشق، محبت و عطوفت پیدا میشود و نیازهای زن و شوهر حاصل میشوند. مرد هنگام برگشتن از کار در کانون گرم خانواده مینشیند و تمام خستگیهای بیرون را فراموش میکند و در کنار زن و فرزندانش آرامش روحی به او دست میدهد و تمام مسائل خود را با آنها در میان میگذارد و به این ترتیب است که در کنار هم، هم دلی را تجربه میکنند و همدم و یار یکدیگر در زمان کهولت و پیری هستند و در این زمان است که به مهر و محبت همدیگر نیاز دارند و به جز همسر کسی دیگر نیست که بدرد آنها بخورد.
چه زیبا فرموده است الله متعال:
﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنۡ خَلَقَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا لِّتَسۡكُنُوٓاْ إِلَيۡهَا وَجَعَلَ بَيۡنَكُم مَّوَدَّةٗ وَرَحۡمَةًۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ٢١﴾[الروم: ۲۱]
«و یکی از نشانههای (قدرت و عظمت) خداوند این است که از جنس خودتان همسرانی را برای شما آفرید تا در کنار آنان بیارامید و در میان شما و ایشان مهر و محبت انداخت مسلماً در این نشانهها و دلائل (بر عظمت و قدرت الله) وجود دارد برای افرادی که بیندیشند».
یکی از اهداف قرآن ایجاد خانواده سالم بین مرد و زن است که پایگاه سالم برای جامعه و امت اسلامی بتواند باشد. قرآن ازدواج را نشانهای از نشانههای خدای عزوجل مانند آفرینش آسمان و غیره به شمار میآورد. همانگونه که خداوند میفرماید:
﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنۡ خَلَقَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا لِّتَسۡكُنُوٓاْ إِلَيۡهَا وَجَعَلَ بَيۡنَكُم مَّوَدَّةٗ وَرَحۡمَةًۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ٢١﴾[الروم: ۲۱]
«و یکی از نشانههای (قدرت و عظمت) خداوند این است که از جنس خودتان همسرانی را برای شما آفرید تا در کنار آنان بیارامید و در میان شما و ایشان مهر و محبت انداخت مسلماً در این نشانهها و دلائل (بر عظمت و قدرت الله) وجود دارد برای افرادی که بیندیشند».
شکی نیست که اصل و اساس ازدواج تشکیل خانواده است که مرد و زن آن را تشکیل میدهند که با پاکی و تقوا بر پایههای استوار باشند.
چشمچرانی یکی از تلهها و دامهای شیطان برای گمراه کردن و از راه بیراه کردن است که امروزه در میان جوانان زیاد مشاهده میشود زنانی که عفت و حجاب خود را از دست دادهاند و برای گمراه کردن جوانان خود را در خیابان و کوچهها آرایش و تزیین میکنند در مورد چنین افرادی خدای میفرماید:
﴿۞يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ وَمَن يَتَّبِعۡ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِ فَإِنَّهُۥ يَأۡمُرُ بِٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِۚ وَلَوۡلَا فَضۡلُ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ وَرَحۡمَتُهُۥ مَا زَكَىٰ مِنكُم مِّنۡ أَحَدٍ أَبَدٗا وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَآءُۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٞ٢١﴾[النور: ۲۱]
«ای کسانی که ایمان آوردهاید پای از پی گامهای شیطان منهید و هر کس پای بر جای گامهای شیطان نهد [بداند که] او به زشتکاری و ناپسند وامیدارد و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز هیچ کس از شما پاک نمیشد ولی [این] خداست که هر کس را بخواهد پاک میگرداند و خدا[ست که] شنوای داناست».
اکثر مردم زیبائی زن را مدنظر دارند و برای بلند شدن فتنه چشمچرانی همین کافی است که زن بیگانه خود را به روشهای غربی و غیراسلامی آرایش کند و در جلوی مردان بیگانه مانور بدهد.
در حالی که اسلام به عفت و شرف زن و خانواده و حفظ و آبروی آنها از برای بیبند در جامعه توجه خاصی از خود نشان داده است.
چنانچه الله متعال میفرماید:
﴿قُل لِّلۡمُؤۡمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِمۡ وَيَحۡفَظُواْ فُرُوجَهُمۡۚ ذَٰلِكَ أَزۡكَىٰ لَهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا يَصۡنَعُونَ٣٠ وَقُل لِّلۡمُؤۡمِنَٰتِ يَغۡضُضۡنَ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِنَّ وَيَحۡفَظۡنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبۡدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنۡهَاۖ وَلۡيَضۡرِبۡنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّۖ وَلَا يُبۡدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوۡ ءَابَآئِهِنَّ أَوۡ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوۡ أَبۡنَآئِهِنَّ أَوۡ أَبۡنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوۡ إِخۡوَٰنِهِنَّ أَوۡ بَنِيٓ إِخۡوَٰنِهِنَّ أَوۡ بَنِيٓ أَخَوَٰتِهِنَّ أَوۡ نِسَآئِهِنَّ أَوۡ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُنَّ أَوِ ٱلتَّٰبِعِينَ غَيۡرِ أُوْلِي ٱلۡإِرۡبَةِ مِنَ ٱلرِّجَالِ أَوِ ٱلطِّفۡلِ ٱلَّذِينَ لَمۡ يَظۡهَرُواْ عَلَىٰ عَوۡرَٰتِ ٱلنِّسَآءِۖ وَلَا يَضۡرِبۡنَ بِأَرۡجُلِهِنَّ لِيُعۡلَمَ مَا يُخۡفِينَ مِن زِينَتِهِنَّۚ وَتُوبُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ٣١﴾[النور: ۳۰-۳۱]
«ای پیامبر به مردان مومن بگو دیدگان خویش را باز گیرند و فروج خویش را حفظ کنند این برایشان پاکیزه تر است و خدا از کارهائی که میکنید آگاه است و به زنان مومن بگو دیدگان خویش را باز گیرند و فروج خویش را حفظ کنند و زینت خویش را نمایان نکنند مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان و یا پدر شوهرانشان یا پسرانشان یا پسر شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همکیش] خود یا کنیزانشان یا خدمتکاران مرد که [از زن] بینیازند یا کودکانی که بر عورتهای زنان وقوف حاصل نکردهاند، آشکار نکنند؛ و پاهای خود را [به گونهای به زمین] نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته میدارند معلوم گردد. ای مؤمنان، همگی [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه کنید، امید که رستگار شوید».
در جائی دیگر میفرماید:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَآءِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ يُدۡنِينَ عَلَيۡهِنَّ مِن جَلَٰبِيبِهِنَّۚ ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَن يُعۡرَفۡنَ فَلَا يُؤۡذَيۡنَۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا٥٩﴾[الأحزاب: ۵۹]
«ای پیامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهای خود را بر خود فروتر گیرند این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیکتر است و خدا آمرزنده مهربان است».
یکی از امراض مهلک و جانسوز که برای جامعه بیحیائی و بیعفتی را در بر دارد و عفت و شرف انسان را از بین میبرد عمل زنا است که بر اثر فساد و بیبند و باری دامنگیر هر شخص فاسد میشود که خداوند در چندین مورد در قرآن مجید از این عمل که باعث از بین بردن حیا و ایمان میشود بر حذر داشته است.
﴿وَلَا تَقۡرَبُواْ ٱلزِّنَىٰٓۖ إِنَّهُۥ كَانَ فَٰحِشَةٗ وَسَآءَ سَبِيلٗا٣٢﴾[الإسراء: ۳۲]
«و به زنا نزدیک مشوید، چرا که آن همواره زشت و بد راهی است».
همچنین خداوند در جائی دیگر میفرماید:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِذَا جَآءَكَ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ يُبَايِعۡنَكَ عَلَىٰٓ أَن لَّا يُشۡرِكۡنَ بِٱللَّهِ شَيۡٔٗا وَلَا يَسۡرِقۡنَ وَلَا يَزۡنِينَ وَلَا يَقۡتُلۡنَ أَوۡلَٰدَهُنَّ وَلَا يَأۡتِينَ بِبُهۡتَٰنٖ يَفۡتَرِينَهُۥ بَيۡنَ أَيۡدِيهِنَّ وَأَرۡجُلِهِنَّ وَلَا يَعۡصِينَكَ فِي مَعۡرُوفٖ فَبَايِعۡهُنَّ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُنَّ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ١٢﴾[الممتحنة: ۱۲]
«ای پیامبر! چون زنان باایمان نزد تو آیند که [با این شرط] با تو بیعت کنند که چیزی را با خدا شریک نسازند و دزدی نکنند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و بچههای حرامزاده پیش دست و پای خود را با بهتان [و حیله] به شوهر نبندند و در [کار] نیک از تو نافرمانی نکنند با آنان بیعت کن و از خدا برای آنان آمرزش بخواه زیرا خداوند آمرزنده مهربان است».
چنانچه رسول خدا ج میفرماید:
«لا يزني الزاني حين يزني وهو مؤمن» [۳].
«زانی به هنگام عمل زنا ایمان ندارد».
در جائی دیگر میفرماید:
«إن الزناة تشتعل وجوههم النار» [۴].
«روز قیامت از صورت زناکاران آتش شعله میکشد».
[۳]. بخاری و مسلم. [۴]. کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال ج ۵ ص ۳۱۵.
یکی دیگر از آثار مهلک و خانمانسوز همجنسبازی است که برای اولین بار این عمل ننگین و زشت را قوم لوط آغاز کردند که قبل از آنها هیچ کس مرتکب این عمل نشده بود خداوند در مورد قوم لوط چنین میفرماید:
﴿وَلُوطًا إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِۦٓ أَتَأۡتُونَ ٱلۡفَٰحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنۡ أَحَدٖ مِّنَ ٱلۡعَٰلَمِينَ٨٠ إِنَّكُمۡ لَتَأۡتُونَ ٱلرِّجَالَ شَهۡوَةٗ مِّن دُونِ ٱلنِّسَآءِۚ بَلۡ أَنتُمۡ قَوۡمٞ مُّسۡرِفُونَ٨١﴾[الأعراف: ۸۰-۸۱]
«و لوط را هم فرستادیم به سوی قوم خود گفت آیا کار بسیار زشت و پلیدی را انجام میدهید که کسی از جهانیان پیش از شما مرتکب آن نشده است. شما به جای زنان به مردان دل بستهاید و با آنان میآمیزید. اصلاً شما مردان تجاوز پیشهاید».
بعد از قوم لوط این عمل در ملل گذشته هم شیوع پیدا کرده بود. از این عمل ننگین که حتی حیوانات هم از آن دوری میورزند متاسفانه امروز انسانها در تمام دنیا مرتکب چنین عمل زشت و مضرت باری هستند و حتی در کشورهای غربی این عمل به صورت عامیانه انجام میگیرد در حالی که حضرت رسول جبر چنین افرادی لعنت فرستاده است.
وعن ابن عباس قال: قال رسول الله ج: «من وجدتموه يعمل عمل قوم لوط فاقتلوا الفاعل والمفعول به» [۵].
«هر کس را که یافتید که عمل قوم لوط را انجام میدهد فاعل و مفعول را بکشید».
وعن أبي هريرة سعن النبي جقال: «أربعة يصبحون في غضب الله ويمسون في سخط الله، قلت: من هم يا رسول الله؟ قال المتشبهون من الرجال بالنساء والمتشبهات من النساء بالرجال والذي يأتي البهيمة والذي يأتي الرجال» [۶].
از ابوهریرهسمروی است که رسول خدا جفرمود: «چهار نفرند که صبح کنان و شب کنان در غضب خدا قرار میگیرند، عرض کردم چه کسانی هستند؛ فرمود مردانی که خود را همانند زنان میکنند و زنانی که خود را همانند مردان میکنند و آنکه بر خلاف فطرت حیوان را وطی کند و آنکه با مردان قضای شهوت کند».
[۵]. سنن ابی داود شمارة حدیث ۴۴۶۲، ترمذی حدیث ۱۴۵۶، ابن ماجه حدیث ۲۵۶۴، نسائی حدیث ۲۵۶۱. [۶]. متفق علیه.
محمد بن الْمُنْکدِرِ از صفوان بن سلیم واقعهای را از زمان ابوبکرس چنین بیان میکند که خالد بن ولید سبه ابوبکر صدیقسنامهای نوشت که «اینجا در یک قبیله از عرب کسی پیدا شده که با او عملی انجام میدهند که با زنان انجام میشود».
ابوبکر صدیقسصحابه را جمع کرد و مشورت نمود .حضرت علیسفرمود که این چنین گناهی است که بغیر از قوم لوط آنرا کسی انجام نداده است و آنچه خداوند به آنان سزا داد همه شما میدانید، به نظر من باید این شخص در آتش سوزانیده شود. بقیه اصحاب هم بر این رای او اتفاق کردند و ابوبکرس دستور داد تا او را در آتش بسوزانند [۷].
[۷]. سنن کبری بیهقی شمارة حدیث ۱۶۸۰۵، معارف القرآن ج ۳ ص ۴۲۰. حافظ ابن حجر عسقلانی در مورد حکم حدیث میفرماید: این حدیث ضعیف جدا است. (مصحح) اما این حکم از راههای دیگری ثابت هست.
یکی از اعمال منافی عفت که دامنگیر جوانان و نوجوانان میشود استمنا است که بر اثر تحریک غریزه نفسانی دست به چنین عمل مهلکی میزنند و از این طریق امیال جسمانی خود را ارضاء میکنند.
امروز این عمل در تمام اقوام شیوع پیدا کرده است و اکثر افرادی که مجرد زندگی میکند و با دیدن زنان نامحرم که امروز به صورت وحشتناکی و با قیافههای مختلفی به خیابان میآیند غریزه جنسی آنان تحریک میشود و بر همین اثر آنان به این عمل پست و خلاف فطرت دست میزنند.
زیانهائی که استمنا در بر دارد از نظر پزشکی ثابت شده که هر کسی غریزه خودش را از استمناء خاموش کند با عوارض همچون ضعف اراده، ضعف شدید حافظه، احساس گناه و شرمندگی، غم و اندوه و غیره... مواجه خواهد شد که در نتیجه باعث هلاکت میشود، خداوند در مورد افرادی که خود را با دست خود به هلاکت میرسانند میفرماید:
﴿وَلَا تُلۡقُواْ بِأَيۡدِيكُمۡ إِلَى ٱلتَّهۡلُكَةِ﴾[البقرة: ۱۹۵]
«و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید».
در میان مسلمانان رسومات غربی امروز به شدت یافت میشود که اکثر مردان و زنان مبتلا به این رسومات هستند. بیشتر مردان یا زنان خود را مثل اروپائیان به شکل مرد یا به شکل زن در میآورند.
در ممالک اسلامی میبینیم که اکثر مردان موهای سر خود را مثل زن دراز میگذارند و ریش خود را تا آخر تیغ میزنند و خود را مثل یک زن مشابه میکنند و همچنین در مقابل زنان موهای خود را کوتاه میکنند و با لباس مردانه در خیابان و کوچهها به راه میافتند در حالی که رسول جاز این گونه رفتارها برحذر داشته و فرموده است:
«ليس منا من تشبه بغيرنا لا تشبهوا باليهود والنصاری» [۸].
«کسی با دیگران مشابهت اختیار کند از ما نیست پس با یهود و نصاری هرگز مشابهت اختیار ننمائید».
عن أبي هريرهسقال: قال رسول الله ج: «أربعة يصبحون في غضب الله ويمسون في سخط الله. قلت: من هم يا رسول الله؟ قال: المشتبهون من الرجال بالنساء والمشتبهات من النساء بالرجال» [۹].
از ابوهریرهسمروی است که رسول خدا جفرمود: «چهار نفرند که صبح کنان و شب کنان در غضب خدا قرار میگیرند، عرض کردم چه کسانی هستند؛ فرمود مردانی که خود را همانند زنان میکنند و زنانی که خود را همانند مردان میکنند».
در روایتی دیگر میفرماید:
«من تشبه بقوم فهو منهم» [۱۰]
«هر کسی با یک ملتی(یا قومی) مشابهت اختیار کند از آنان بشمار میآید».
[۸]. سنن ترمذی حدیث ۲۶۱۹ . [۹]. متفق علیه. [۱۰]. متفق علیه.
وعن أبي هريرة سقال: قال رسول الله ج: «لا يحل لامرأة تؤمن بالله واليوم الآخر أن تسافر مسيرة يوم وليلة إلا مع ذي محرمٍ عليها» [۱۱].
از ابوهریرهسروایت است که رسول الله جفرمودند: «برای زنی که به خدا و روز آخرت ایمان دارد، جائز نیست که به اندازه مسافت یک شبانه روز سفر نماید مگر اینکه محرمی با او همراه باشد».
در حدیثی دیگر میفرماید:
وعن ابن عباسب: أنه سمع النبي جيقول: «لا يخلون رجل بامرأة إلا ومعها ذو محرم ولا تسافر المرأة إلا مع ذي محرم» فقال له رجل: يا رسول الله! إن امرأتي خرجت حاجّة وإني اكتتبت في غزوة كذا وكذا قال «انطلق فحج مع امرأتك» [۱۲].
از ابن عباسبروایت است که وی از رسول الله جشنید که میفرمود: «هیچ مردی با زنی خلوت نکند مگر اینکه با وی محرمی باشد و زن سفر نکند مگر اینکه محرمی با او همراه باشد»، سپس مردی گفت: یا رسول الله! زنم به قصد حج بیرون آمده و نام من در زمره کسانی نوشته شده که به غزوه فلان و فلان میروند. فرمود: «برو با زنت حج کن».
از این احادیث معلوم میشود که زن به هیچ عنوان و دلیلی نمیتواند به تنهائی یا با مرد بیگانهای سفر کند. حتی رسول الله جصحابهای را که زنش به قصد حج بیرون آمده بود او را از غزوات معاف کرد و به او دستور داد تا با زنش به حج برود تا همراه او شخص محرمی باشد و از دستبرد مردان بیگانه در امان باشد.
[۱۱]. بخاری ج ۲ ص ۴۶۸، مسلم حدیث ۱۳۳۹، ابو داوود ۱۷۲۶، ترمذی ۱۱۷۰. [۱۲]. بخاری ج ۴ ص ۶۴ ـ ۶۵، مسلم ۱۳۴۱.
تعریف اختلاط: جمع شدن مرد و زنی که با هم نامحرم هستند یا اینکه مردان با زنان نامحرم در یک مکان واحدی که مکان اتصال در میان آنها وجود دارد گرد هم آیند. چه با نگاه کردن یا اشاره یا صحبت کردن باشد، پس خلوت کردن مرد با زن اجنبی که نامحرم است در هر حالی که باشد اختلاط نام دارد.
خلوت کردن دو جنس مذکر و مونث از بزرگترین اسباب فحشا هست و همچنین خطرناکترین فساد خلوت کردن با نامحرم است بخاطر اینکه در میان آن دو شخص سومی که شیطان است حضور دارد.
همچنان که حضرت رسول الله جفرمودند:
«لا يخلون رجل بامرأة إلا كان الشيطان ثالثهما» [۱۳].
«هرگز مردو زنی (نامحرم) با یکدیگر خلوت نمیکنند مگر اینکه شیطان سومین آنها خواهد بود».
همچنین خداوند متعال در قرآن مجید میفرماید:
﴿وَإِذَا سَأَلۡتُمُوهُنَّ مَتَٰعٗا فَسَۡٔلُوهُنَّ مِن وَرَآءِ حِجَابٖۚ﴾[الأحزاب: ۵۳]
«و چون از زنان چیزی را طلب کنید پس آن را از پس پرده بطلبید».
در حدیثی دیگر از ابن عباسب روایت شده که رسول الله جمیفرماید:
«لا يخلون رجل بامرأة إلا ومعها ذو محرم» [۱۴].
«هیچ مردی با زنی خلوت نکند مگر به حضور کسی که محرم است».
ازاین احادیث معلوم میشود که هیچ زنی یا مردی با اجنبی بغیر از محرم خود خلوت نکند.
اما متاسفانه بیشتر زنان با مردان نامحرم در یک خانه به تنهائی خلوت میکنند و با آنها مثل یک پدر یا برادر خوش و بش میکنند و با آنها به شوخیهای ناجائز میپردازند.
در حالی که خلوت کردن به این معنا نیست که با مردان بیگانه به رقص و کارهای ناشایست بنشیند. بلکه اصل معنای خلوت کردن این است که مرد با زن به تنهائی دور از چشم مردم به صحبت کردن بپردازند. این عمل امروزه در خانه بعضی از مسلمانان مشاهده میشود که آنها خدمههای اجنبی را به خانه میآورند و با زن و فرزندان آنها به تنهائی در یک خانه به صحبت مینشینند.
بیشتر مردم برای خانواده خود راننده ماشین میگیرند که صبح و شام در غیاب مردان با زنانشان به تنهائی به سر میبرند بدون اینکه با آنها محرمی میباشد. و بعضی از مسلمانان از اوائل فرستادن دخترانشان به مدارس آنها را با رانندههای بیگانه تنها میگذارند و بعضی دیگر محارمشان را همراه راننده ماشین به تنهائی به بازار میفرستند در حالی که همه اینها نمونهای از بیحجابی و بیعفتی است که با مخلوط شدن مردان و زنان بیگانه در جامعه فساد و بیبند و باری را عام میگرداند.
[۱۳]. احمد و ترمذی. [۱۴]. بخاری ج ۹ ص ۲۹۰، مسلم حدیث ۱۳۴۱
خلوت کردن با نزدیکان شوهر یکی از راههائی است که زن و مرد را به راه انحراف میکشد حضرت رسول اکرم جدر مورد نزدیکان شوهر فرمود:
وعن عقبة بن عامر أن رسول الله جقال: «إياكم والدخول علی النساء»، فقال رجل من الأنصار: أفرأيت الحمو؟ قال: «الحمو الموت» [۱۵].
از عقبه بن عامرسروایت است که رسول الله جفرمود: «از وارد شدن بر زنان بپرهیزید» مردی از انصار گفت: در مورد نزدیکان شوهر خبر بده؛ فرمود: «نزدیکان شوهر به منزله مرگ است».
[۱۵]. ترمذی ۱۱۷۱، صحیح بخاری حدیث ۵۲۳۲، مسلم ۲۱۷۲.
حضرت فاطمهلاز نظر شرم و حیا یک الگو منحصربفرد به شمار میآید. وی نمونه بارزی برای زنان امت حضرت رسول اکرم جاست. او هرگز خود را جلوی مردان بیگانه ظاهر نمیکرد و صدای خود را به هیچ وجه بلند نمیکرد که مبادا نامحرمی صدای او را بشنود.
روزی حضرت فاطمهلنزد اسماء بنت عمیسلنشسته بود و شروع به گریه کرد. حضرت اسماءلاز گریه او تعجب کرد و سبب گریه او را پرسید. حضرت فاطمهلفرمود: بعد ازاینکه من وفات کردم و من را غسل و تدفین کردند و بر تابوت گذاشتند همه مردم چاقی و بلندی من را میبینند و من هرگز دوست ندارم مردان نامحرم من را ببینند؛ حضرت اسماءلاز چنین تفکری بسیار به شگفت آمد و در کشور حبشه چگونگی جنازه زنان حبشه را به یاد آورد و عرض کرد در کشور حبشه دیده ام که چهار طرف جنازه را بلند میکردند و پتوئی روی آن میانداختند تا میت که در آن است پیدا نگردد حضرت فاطمهلاز این صحبت بسیار خوشحال شد و برای او دعای خیر کرد و وصیت کرد تا جنازهاش به همین صورت حمل شود تا کسی از مردان او را نبینند. شاعر در مورد حجاب زن این گونه میفرماید:
ای زن، ز فاطمه به تو اینگونه خطاب است
که ارزندهترین زینت زن حفظ حجاب است
[۱۶]. زندگی سیدتنا فاطمه زهرا ص ۲۵۶ ـ ۲۵۵.
۱- خداوند متعال مردان را نسبت به زنان یک برتری خاصی عنایت فرموده است که در قرآن کریم میفرماید:
﴿وَلِلرِّجَالِ عَلَيۡهِنَّ دَرَجَةٞۗ﴾[البقرة: ۲۲۸]
«و مردان بر آنان درجه برترى دارند»
در جائی دیگر میفرماید:
﴿ٱلرِّجَالُ قَوَّٰمُونَ عَلَى ٱلنِّسَآءِ بِمَا فَضَّلَ ٱللَّهُ بَعۡضَهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ وَبِمَآ أَنفَقُواْ مِنۡ أَمۡوَٰلِهِمۡۚ﴾[النساء: ۳۴]
«مردان، سرپرست زنانند، به دلیل آنکه خدا برخی از ایشان را بر برخی برتری داده و [نیز] به دلیل آنکه از اموالشان خرج میکنند».
۲- از دیگر حقوق شوهر این است که هرگاه زنش را به رختخواب فرا خواند زن از این درخواست او امتناع نکند و او را راضی گرداند.
ابي هريرهساز رسول الله جروايت ميكند كه فرمود:
«إذا دعا الرجل امرأته إلی فراش فلم تأته فبات غضبان عليها لعنتها الملائكة حتى تصبح» [۱۷].
هرگاه شخصی زنش را به بستر خود بطلبد و او با وی همبستر نشود و شوهرش با حالتی خشمناک بخوابد فرشتگان تا صبح او را لعنت میکنند.
در جائی دیگر میفرماید:
«إذا باتت المرأةُ هاجرةً فراشَ زَوْجها لعنتها الملائكة حتى تصبح» [۱۸].
«هرگاه زن در حالی بخوابد که بستر شوهر خود را ترک نمود فرشتگان تا صبح او را لعنت میکنند».
و همچنین روایت نموده که رسول الله جفرمودند:
«لو كنت آمرا أحدا أن يسجد لأحد لأمرت المرأة أن تسجد لزوجها» [۱۹].
از ابوهریرهساز رسول خدا روایت است که فرمود: «اگر کسی را دستور میدادم تا به دیگری سجده کند همانا به زن را دستور میدادم تا به شوهرش سجده کند».
۳- زن باید از آبروی شوهر و شرف او حفاظت بکند و باید از مال و فرزندان شوهر حفاظت کند و سائر امور منزل را انجام بدهد در این مورد خدای عزوجل میفرماید:
﴿فَٱلصَّٰلِحَٰتُ قَٰنِتَٰتٌ حَٰفِظَٰتٞ لِّلۡغَيۡبِ بِمَا حَفِظَ ٱللَّهُۚ﴾[النساء: ۳۴]
«پس، زنان درستکار، فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [برای آنان] حفظ کرده، اسرار [شوهران خود] را حفظ میکنند».
رسول الله جمیفرماید:
«والمرأةُ رَاعِيَةٌ على أَهْلِ بَيْتِ زوجها، وولدِهِ» [۲۰].
«و زن در مورد اهل بیت شوهر و فرزندانش راعی و مسئول است».
۴- یکی دیگر از حقوق شوهر این است که زن بدون اجازه شوهر از خانه بیرون نرود و هرگاه خواست به جائی برود از شوهر خود اجازه بگیرد و رضایت او را جلب کند.
۵- همچنین زن باید رضایت شوهرش را برآورده کند و از نارضایتی او اجتناب ورزد چنانچه هرگاه او به فراشش خواند زن مانع نشود مگر به عذری از حیض و نفاس، و حرام است برای مرد اینکه زن را در هنگام حیض و نفاس مجبور به مجامعت بکند.
همچنان که خداوند متعال میفرماید:
﴿فَٱعۡتَزِلُواْ ٱلنِّسَآءَ فِي ٱلۡمَحِيضِ وَلَا تَقۡرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ يَطۡهُرۡنَۖ﴾[البقرة: ۲۲۲]
«پس هنگام عادت ماهانه، از [آمیزش با] زنان کنارهگیری کنید، و به آنان نزدیک نشوید تا پاک شوند».
۶- از دیگر حقوق شوهر این است که زن نمیتواند هنگام حاضر بودن شوهر روزه بگیرد یا شخصی را بدون اجازه شوهر اجازه ورود به منزل بدهد مگر با اجازه شوهرش.
۷- رسول الله جبه زنی که شوهرش را در دنیا اذیت نکند وعده بهشت داد و از ام سلمهلروایت است که رسول الله جفرمود:
«أيُّمَا امْرَأةٍ مَاتَتْ، وَزَوْجُهَا عَنْهَا رَاضٍ دَخَلَتِ الجَنَّةَ» [۲۱].
«هر زنی که بمیرد و شوهرش از او راضی باشد به بهشت داخل میگردد».
۸- حوران بهشتی زنی را که شوهرش را اذیت بکند دعای بد میکنند.
و عن معاذ بن جبل سعن النبي جقال: «لاَ تُؤْذِي امْرَأةٌ زَوْجَهَا في الدُّنْيَا إلاَّ قَالَتْ زَوْجَتُهُ مِنَ الحُورِ العِينِ: لاَ تُؤذِيهِ قَاتَلكِ اللهُ! فَإِنَّمَا هُوَ عِنْدَكِ دَخِيلٌ يُوشِكُ أنْ يُفَارِقَكِ إِلَيْنَا» [۲۲].
از معاذ بن جبلسروایت است که رسول الله جفرمود: هیچ زنی شوهرش را در دنیا اذیت نمیکند مگر اینکه همسرش از حور العین میگوید خدا ترا بکشد او را اذیت مکن او مهمان تو است و زود است از تو جدا گشته و به ما بپیوندد.
[۱۷]. سنن ابی داود حدیث ۲۱۴۱، بخاری ج ۹ ص ۲۵۸، مسلم ۱۴۳۶. [۱۸]. متفق علیه. [۱۹]. ترمذی ۱۱۵۹، ابن حبان ۱۲۹۱، ابن ماجه ۱۸۵۳. [۲۰]. بخاری ج ۲ ص ۳۱۷، مسلم حدیث ۱۸۲۹، مسند احمد ج ۲ ص ۵ و ۵۴ و۱۱۱. [۲۱]. سنن ابن ماجه حدیث ۱۸۵۴، ترمذی ۱۱۶۱. [۲۲]. ترمذی ۱۱۷۴، مسند احمد ج ۵ ص ۲۴۲.
۱- یکی از حقوق زن بر شوهر این است که شوهر با زن خودش رفتاری خوب و پسندیده داشته باشد.
خداوند متعال میفرماید:
﴿وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِ﴾[النساء: ۱۹]
«با آنها به شایستگی رفتار کنید».
۲- وظیفه شوهر است زن را خوراک و پوشاک بدهد و با او به خوبی رفتار کند و زنان هم اجازه ندارند که کسانی را که شما دوست ندارید به داخل خانه وارد کنند رسول الله جدر حدیثی میفرماید:
«اتَّقُوا اللَّهَ فِى النِّسَاءِ فَإِنَّكُمْ أَخَذْتُمُوهُنَّ بِأَمَانَةِ اللَّهِ وَاسْتَحْلَلْتُمْ فُرُوجَهُنَّ بِكَلِمَةِ اللَّهِ وَإِنَّ لَكُمْ عَلَيْهِنَّ أَنْ لاَ يُوطِئْنَ فُرُشَكُمْ أَحَدًا تَكْرَهُونَهُ فَإِنْ فَعَلْنَ ذَلِكَ فَاضْرِبُوهُنَّ ضَرْبًا غَيْرَ مُبَرِّحٍ وَلَهُنَّ عَلَيْكُمْ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» [۲۳].
«درباره زنان از خدا بترسد زیرا شما آنها را به امان خدا گرفته اید و شرمگاه آنها را به کلمه خدا حلال گردانیده اید و شما بر آنها حق دارید که کسی را که شما نمیپسندید بدون اجازه در خانه شما راه ندهند و اگر چنین کردند آنها را بگونهای که دور از خشونت و تجاوز باشد بزنید و آنان بر شما مطابق با عرف نفقه و سکنی دارند».
۳- برای شوهر است که زنش را از بیحجابی و بیعفتی و از نگاه نامحرم دور نگه دارد.
۴- شوهر باید امور دینی را از جمله نماز، مسائل روزه، مسائل دیگر را به زنش تعلیم بدهد.
۵- مرد نباید اسرار زنش را با دیگران فاش کند و همچنین نباید عیب او را با دیگران در میان بگذارد.
۶- اگر ازدواج دیگری کرد باید عدالت را بین آنها رعایت کند از قبیل طعام، شراب، پوشاک، خوابیدن.
[۲۳]. صحیح مسلم ج ۷ ص ۳۰۴ .
هر مسلمان در زندگی خود وظیفهای دارد که بدان باید عمل کند که آن عبارت از عبادت و پرستش خداوند متعال است به تنهایی و یگانگی و طبق روش و سنت رسول الله ج. هر کس که به این وظیفه خود طبق شروط و ضوابط آن عمل کند کامیابی دنیوی و اخروی را نصیب خود کرده، و حیات جاویدان را بدست آورده است. و پس از مرگ هم در اجتماع نام نیکش باقی خواهد ماند. و اگر از وظیفه خود روی گردانی کند زیان دنیوی و اخروی را به خود جذب نموده و در جامعه بشری جای خودش را از دست داده است.
این رساله بنا بر اقتضای جامعهی که سرتاسر آن را بیحجابی و بیعفتی فرا گرفته است به رشته تحریر در آمده است. در اکثر جوامع کنونی زنانی که سالها در حجاب و عفت حرف اول را در جهان میزدند اما امروز روش غربیها را پیش گرفتهاند و با مدهای غربی وارد خیابانها و کوچهها میشوند و عفت و شرف خود را از دست دادهاند و دنبال مردان شیطان صفت را گرفتهاند و با آنها خلوت میگزینند و عزت و آبروی خودشان را به خاطر چند درهم زیر پای آنها میریزند. بنده این را وظیفه خود دانستم که به نوعی پیام خدای عزوجل و رسول گرامیش را با قلم ناتوان خویش به زنانی که سالها با عزت و شرف زندگی کردند برسانم. امیدوارم که این رساله مقبول درگاه احدیت قرار بگیرد و باعث عفو گناهان این حقیر باشد.
وصلى الله على نبينا محمد وعلى آله وصحبه اجمعين
عبدالباسط توتازهی
۲۹/۶/۱۳۸۵ هـ. ش
مطابق با ۲۱/۷/۱۴۲۷ هـ. ق
صحیح البخاری / امام محمد بن اسماعیل بخاری / دارالارقم
صحیح مسلم / امام مسلم بن حجاج نیشابوری / دارالحیاء التراث العربی
سنن ترمذی / امام ابو عیسی ترمذی / دارالفکر
سنن ابی داوود / امام حافظ ابی داوود /سلیمان بن أشعث بن اسحاق الأزدی سجستانی/ دارالسّلام للنشر و التوزیع الرّیاض
سنن نسائی / حافظ جلال الدین سیوطی / دارالحیاء التراث العربی
سنن ابن ماجه / حافظ ابی عبدالله محمد بن یزید القزوینی / دار ابن حزم
مسند امام احمد بن حنبل / امام احمد بن محمد بن حنبل شیبانی
لمعات شرح مشکوة المصابیح / ج ۳
تفسر معارف القرآن / تألیف حضرت مولانا محمّد شفیع عثمانی دیوبندی / مترجم حضرت مولانا محمّد یوسف حسین پور / انتشارات شیخ الاسلام احمد جام
سیدتنا الطاهرة فاطمة الزهرا / سید محمد عقیل زاده گزیری