موجبات ارث</a><a class="text" href="w:text:1064.txt">شرايط ارث و ميراث</a><a class="text" href="w:text:1065.txt">موانع ارث</a><a class="text" href="w:text:1066.txt">چه‌ كساني استحقاق بردن سهم از تركه ميت دارند</a><a class="text" href="w:text:1067.txt">اصحاب الفروض و ذوي الفروض</a><a class="text" href="w:text:1068.txt">عصبه</a><a class="text" href="w:text:1069.txt">حجب و حرمان</a><a class="text" href="w:text:1070.txt">عو‌ل </a><a class="text" href="w:text:1071.txt">رد و تعريف ‌آن</a><a class="text" href="w:text:1072.txt">ذوي الارحام</a><a class="text" href="w:text:1073.txt">حمل و جنين</a><a class="text" href="w:text:1074.txt">مفقود</a><a class="text" href="w:text:1075.txt">ميراث مفقود</a><a class="text" href="w:text:1076.txt">خنثي يا مخنث</a><a class="text" href="w:text:1077.txt">ميراث مرتد</a><a class="text" href="w:text:1078.txt">فرزند زنا و فرزند ملاعنه</a><a class="text" href="w:text:1079.txt">تخارج و تعريف ‌آن</a><a class="text" href="w:text:1080.txt">استحقاق‌ تقسيم ‌تركه بغير از طريقه ارث</a><a class="text" href="w:text:1081.txt">وصيت واجب</a></body></html>وصي و شرايط او 

وصي‌كسي است‌كه امر ولايت و سرپرستي محجور عليه بوي موكول شده باشد، خواه خويشاوندان يا حاكم بوي موكول ‌كرده باشند واجب است‌كه وصي مشهور بديانت وعدالت و رشد باشد، خواه مرد يا زن‌، چون عمر خطاب رضي الله عنه را وصي قرار داد. بر وصي واجب است‌كه در مال يتيم و محجو‌ر عليه بگونه‌اي تصرف و عمل‌كندكه آن را افزايش و رشد و نمو دهد.
و بمذهب امام مالك وصي و پدر مي‌توانند، مال يتيم را براي خود بخرند و مال خود را بمال يتيم بفروشند و يا معاوضه ‌كنند، اگر درآن محابات نكنند و از خود جانبداري ننمايند. 

كسي‌ كه در خود ضعف و ناتواني سراغ ‌دارد، از قبول ولايت دوري‌ كند
بروايت از ابوذر آمده است‌كه پيامبر صلي الله عليه و سلم  بوي‌گفت‌: ’‌’‌ يا أبا ذر، إنى أراك ضعيفا وإني أحب لك ما أحب لنفسي فلا تأمرن على اثنين ولا تولين مال يتيم  [اي ابوذر من ترا ضعيف و ناتوان مي‌بينم و براستي آنچه راكه براي خود دوست دارم براي تو نيز دوست دارم پس هرگز امارت بر دو نفر و ولايت برمال يتيم را قبول مكن‌]"‌.

ولي و سرپرست مال يتيم مي‌تواند از آن بخورد
خداوند مي‌فرمايد:" ومن كان غنيا فليستعفف ومن كان فقيرا فليأكل بالمعروف  [اگر سرپرست يتيمي بي‌نياز و مال‌دار است‌، از دريافت حق‌الزحمه خودداري كند و كسي‌كه نيازمند است در حد متعارف و برابر عرف از آن استفاده نمايد]"‌.

  از اين آيه استفاده مي‌شودكه ولي و سرپرست غني در مال يتيم حقي ندارد و مزد و پاداش سرپرستي او نزد خداوند است و اگر حاكم و قاضي چيزي براي او تعيين‌كرد، براي او حلال است‌.

ولي اگر فقير باشد حق دارد از مال يتيم برابر عرف و عادت و در حد متعارف مزد و اجرت عمل خويش را بردارد. حضرت عايشه دباره اين آيه ‌گفت‌: اين آيه درباره ولي و سرپرست يتيم‌ كه مال او را اصلاح مي‌كند وآن را نگه مي‌دارد، نازل شده است‌كه اگر فقير باشد برابر عرف و در حد متعارف ازآن مي‌خورد.

بروايت از عمرو بن شعيب و او از پدرش و از جدش مردي پيش پيامبر صلي الله عليه و سلم  آمد و گفت‌: من فقير و تنگ‌دست هستم و يتيمي دارم‌. پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" كل من مال يتيمك غير مسرف ولا مبادر  ولا متأثل  [‌از مال يتيمت بخور بدون اينكه اسراف‌ كني و بدون اينكه در خوردن مال او شتاب‌ كني از ترس اينكه بسن بلوغ و احتلام رسد و بدون اينكه قصد جمع‌كردن و پس‌انداز از آن داشته باشي‌]‌" يعني نبايد بيش از اجرت‌المثل عمل خود بخورد و مقصود نهي از بيش از اجرت المثل است‌.

نفقه ‌و هزينه ‌بر كودك
خداوند مي‌فرمايد:" ولا تؤتوا السفهاء أموالكم التي جعل الله لكم قياما وارزقوهم فيها واكسوهم وقولوا لهم قولا معروفا   نساء ٥ [اموالتان را در اختيار سفيهان و نابخردان قرار ندهيد، اموالي كه خداوند آن را وسيله قوام زندگي شما قرار داده است‌، بلكه زمام آنها را خود به دست‌گيريد وبه اندازه ضرورت ازآن به آنها خوراك و پوشاك دهيد وبا آنان نيكوسخن‌گوئيد تا هم به رشد عقلي وفكري آنهاكمك شود و هم به آساني تحت‌ كنترل شما درآيند]"‌. قرطبي ‌گفت‌: وصي بايد برحسب و اندازه مال و حال يتيم بر وي نفقه‌كند. اگركودك صغير است و مال فراوان دارد بايد برايش دايه و پرستار بگيرد و در نفقه او گشايش و دست بازي بخرج دهد.

و اگر بزرگ شده است‌، بايد لباس نيكو و خوراك خوب و لذيذ و خدمتگذار برايش آماده سازد، و اگر چنين نباشد بايد حال او را در نظر گيرد و اگر پايين‌تر از آن باشد بقدر حاجت در لباس و خوراك او صرفه‌جوئي ‌كند و اگر يتيم فقير باشد و مالي نداشته باشد برامام واجب است از بيت‌المال هزينه زندگي او را تامين ‌كند و اگر امام مسلمين چنين‌ كاري نكرد برمسلمانان واجب است‌كه اين ‌كار را انجام دهند بطريق الاخص فالاخص يعني هركس بوي نزديكتر باشد اين تكليف متوجه او مي‌شود بدين ترتيب‌. پس مادرش از همه بوي نزديكتر و خاص‌تر است‌، پس بر وي واجب است‌كه شيرش دهد و بحال او برسد و بعداً حق ادعا از او يا ازكسي ندارد. ا.ه‌. 

آيا وصي و همسر و خازن حق دارند بدون اجازه صدقه بدهند؟
وصي و همسر و خازن حق ندارند، بدون اجازه صاحب مال ازآن صدقه و احسان بدهند، مگر در حدي كه بمال ضرر نرساند، بروايت از عايشه پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" إذا أنفقت المرأة من طعام زوجها غير مفسدة كان لها أجرها بما أنفقت ولزوجها أجر ما كسب. وللخازن مثل ذلك لا ينقص بعضهم من أجر بعض شيئا [‌هرگاه زن و همسر از طعام و خوراك شوهرش بدون قصد فساد و تباهي و اضاعه آن‌، چيزي بديگران صدقه دهد و هزينه‌كند، آن زن مزد و پاداش انفاق و انجام عمل خود را دارد و شوهرش مزد و پاداش كسب خود را، و همچنين خازن و انبارداركه هيچكدام از ثواب و مزد و پاداش همديگركم نمي‌كنند و ثواب هريك بكمال مي‌رسد]‌".وصيت‌[1]

وصيت بمعني پيوستن است چون وصيت‌كننده و موصي آنچه راكه در زندگيش وجود دارد ببعد ازمرگش پيوند مي‌دهد.
و دراصطلاح شريعت اسلامي آنست‌كه انسان مالي يا وامي يا منفعتي و سودي را بغير خود هبه‌ كند و ببخشد، بشرط اينكه شخصي‌ كه برايش وصيت و توصيه شده است بعد از مرگ وصيت‌كننده‌، مالك آن مال يا وام يا منفعت شود.
بعضي درتعريف وصيت‌ گفته‌اند: تمليكي است بطريق تبرع و خيريه و مضاف ببعد از مرگ يعني‌كسي‌كسي ديگررا بعد از مرگ خود مالك چيزي بسازد. و از اينجا فرق بين هبه و وصيت ظاهر مي‌شو،‌كه مالكيت در هبه فوراً ثابت مي‌شود، ولي مالكيت مستفاد از وصيت و توصيه‌، بعد از مرگ بخشنده و وصيت‌كننده‌، ثابت مي‌شود. و از طرف ديگر هبه تنها در اصل مال و اعيان تحقق مي‌پذيرد، در حاليكه وصيت در عين مال و وام و منفعت نيز تحقق مي‌پذيرد. 

دليل شرعي و مشروعيت وصيت 
دليل شرعي وصيت قرآن و سنت نبوي و اجماع مسلمين است‌. در قرآن آمده است‌: " كتب  عليكم إذا حضر  أحدكم الموت إن ترك خيرا الوصية للوالدين والاقربين بالمعروف  حقا على المتقين  بقره ١٨٠ [‌برشما چنان مقررگشت‌كه هرگاه مرگ يكي از شما فرا رسد و مرگ ببالين يكي از شما آمد اگر مالي از خود بجاي