،  باز هم  پیامبر صلی الله علیه و سلم  سخن  خود  را  تكرار كرد،  تا  سه  بار چنین  شد،  آنوقت  آن  مرد گفت‌:  سوگند  بدان ‌كس‌ كه  ترا  بحق  مبعوث  داشته  (‌به  پیامبری  برگزیده‌)  است‌،  بهتر  از  این  نمی‌دانم‌،  پس  به  من  یاد  دهید.  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:" (إذا قمت إلى الصلاة فكبر ثم اقرأ ما تيسر معك من القرآن، ثم اركع حتى تطمئن راكعا ثم ارفع حتى تعتدل قائما، ثم اسجد حتى تطمئن ساجدا، ثم ارفع حتى تطمئن جالسا، ثم اسجد حتى تطمئن ساجدا، ثم افعل ذلك في صلاتك كلها )[هرگاه  خواستی  به  نماز  بایستی‌،  اول  “‌الله  اكبر“  بگو،  سپس  (‌بعد  از  فاتحه‌)  آنمقدار  از  قرآن‌ كه  برایت  میسر  است‌،  بخوان‌،  سپس  به  ركوع  برو  تا  اینكه  در  حال  ركوع  آرامش  می‌یابی‌،  سپس  از  ركوع  برخیز  تا  اینكه  بحالت  اعتدال  می‌ایستی‌،  سپس  به  سجده  برو  تا  اینكه  در سجده  آرامش  می‌یابی‌،  سپس  از  سجده  برخیز  و  بنشین  تا  اینكه  در  نشستن  آرامش  می‌یابی‌،  سپس  این  حالات  با  طمانینه  و آرامش  را،  در  تمام  نمازت  بكار بند]‌"‌.  احمد  و  بخاری  و  مسلم  این  حدیث  را  روایت ‌كرده‌اند.  این  حدیث  به  حدیث"  المسئ في صلاته [بد  نماز  خوان‌]‌،  شهرت  دارد.  -‌‌حدیث ‌كسی‌ كه  بد  نماز  خواند.

این  بود  چكیده ‌گفتار  و كردار  پیامبر صلی الله علیه و سلم  در‌باره  چگونگی  ادای  نماز  و  ما  نیز  چنین خواهیم ‌كرد  و  علاوه  بر آن  فرایض  و  سنن  آن را نیز  از  هم  جدا  می‌كنیم‌. فروختن  بهنگام  اذان  و بانگ  نماز  جمعه

ببيع  و  فروش  بهنگام  ضيق  وقت‌،  براي  نمازهاي  فرض  و  بهنگام  اذان  و  بانگ  نماز  جمعه‌،  حرام  است  و  براي  امام  احمد  علاوه  بر  اينكه  حرام  است‌.  بيع  نيز  صحيح  نيست  و  منعقد  نمي‌شود[1]‌ .
زيرا  خداوند  مي‌فرمايد: " يا أيها الذين آمنوا إذا نودي للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر الله وذروا البيع ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون جمعه  ٩  [اي  مومنان  هرگاه  اذان  نماز  جمعه  در  روزجمعه ‌گفته  شد  به  ذكر خدا  و  اداي  نماز  جمعه  بشتابيد  و  بيع  و  داد  و  ستد  را  رهاكنيد  اين‌كار  برايتان  بهتر  است  اگر  بدانيد]"‌.  اين  نهي  به  نسبت  روز  جمعه  بهنگام  اذان  مقتضي  فساد  و  تباهي  عقد  بيع  است  و  ديگرنمازهاي  فرض  نيز  بر  آن  قياس  مي‌شود.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌غیر  امام  احمد  آن  را  جائز  و  مكروه  دانسته‌اند.معامله  بصورت  توليه  و مرابحه  و وضيعه  جائز  است 

هرگاه  فروشنده  و  خريدار  از  بهاي  كالاي  خريداري  شده  اطلاع  داشته  باشند،  توليه  يعني  فروش  با  اصل  سرمايه  بدونيم  و زياد  و  مرابحه  يعني  فروش  با  اصل  بهائي‌ كه ‌كالا  بدان  خريده  شده  با  اضافه  سود  مشخصي  و  معلومي  و  وضيعه  يعني  فروش  باكمتر  از  بهاي  خريداري  شده‌،  هر  سه  صورت  در  معامله  جايز  است‌.فروش  و  خريداري  مصحف  شريف

باتفاق  فقهاي  اسلامي‌،  خريدن  مصحف  جايز  است  ولي  درصحت  فروختن  آن  اختلاف  كرده‌اند:  
پيشوايان  فقهي  چهارگانه  باستثناي  امام  احمد  و  علماي  حنابله  آن  را  جايز  و  مباح  مي‌دانند  و  حنابله  آن  را  حرام  مي‌دانند  امام  احمد  گفت‌:  در‌باره جواز  فروختن مصحف‌ها  رخصتي  سراغ  ندارم‌.  فروختن  خانه‌هاي  مكه  و  اجاره  آنها  

بسياري  از  فقهاي  اسلام  از  جمله  اوزاعي  و  ثوري  و  مالك  و  شافعي  و  بقولي  ابوحنيفه  آن  عمل  را  جايز  دانسته‌اند .فروختن ‌آب

آب  درياها  و  رودها  و  باران  و  چشمه‌ها  و  امثال  آن  براي  همه  مردم  مباح  است  و  اختصاص  بهيچ ‌كس  ندارد  و  تا  زماني‌كه  در  دريا  و  بستر  رودها  و  جاي  خود  باشند  فروش  آن  جايز  نيست  و  در  حديث  آمده  است‌ كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌: " الناس شركاء في الماء والكلا والنار     [‌مردم  در آب  و  علف  و آتش  با  هم  شريك  و  سهيمند  و  مالكيت  خصوصي  ندارند]"‌.  هرگاه  يك  انسان  اين  چيزها  را  احراز كند  يا  در  ملك  خويش  چاهي  بكند  يا  ابزار و آلاتي  براي  استخراج  آب  نصب‌كند،  آنوقت  ملك  او  مي‌شوند  و  در  اين  صورت  بيع  آب  جايز  است‌.

ثابت  شده  است  وقتي‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   بمدينه  آمد،  در آنجا  چاهي  بود  بنام  “‌رو‌مه‌“  از  آن  يكنفر يهودي ‌كه  از آن  آب  مي‌فروخت  و  مردم  مي‌خريدند  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم    مردم  را  از  خريدن  آب  از وي  منع  نكرد  تا  اينكه  بعداً  عثمان  بن  عفان  آن  را  خريد  و وقف  مسلمانان  كرد.

  در اين  صورت  فروش  آب  مانند  هيزمي  است‌كه  جمع‌كردن  آن  مباح  است  و  پس  از  احراز آن  فروختن  آن‌،  حلال  است‌.  در  حديث  آمده  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:" لئن يحتطب أحدكم حزمة من حطب فيبيعها خيرله من أن يسأل الناس، أعطوه أو منعوه  [‌اگر  يكي  از شما  هيزم  جمع‌ كند  و آن  را  بفروشد  برايش  بهتراست  ازاينكه  ازمردم‌گدائي  كند،  خواه  خيري  به  او  عطاكنند  يا  نكنند]"‌.  هرگاه  آب  بفروش  رود،  اگر  وسيله‌اي  باشد  براي  تعيين  ميزان  مصرف  آن  اشكالي  ندارد  و  تعيين  ميزان  مصرف  بدان  وسيله صحيح  است‌.  و  اگر  وسيله  و  ابزاري  براي  تعيين  ميزان  مصرف  نباشد،  به  عرف  و  عادت  مردم  براي  ضبط  آن  عمل  مي‌شود.  و  اينها  همه‌اش  براي  احوال  عادي  است‌،  ليكن  در  وقت  اضطرار  و  بهنگام  ضرورت  و  احوال  غيرعادي‌،  بر  مالك  آب  واجب  است‌،  كه  آب  را  بدون  بها  در  اختيار  مردم  بگذارد.  ابوهريره ‌گويد:  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:"‌ثلاثه  لايكلمهم  الله  يوم  القيامه:  رجل  منع  ابن  السبيل  فضل  ماء  عنده  و  رجل  حلف  علي  ‌سلعه  ‌بعد  ا‌لعصر ‌كذباً  و  رجل  بايع  اماماً  فان  ا‌عطاه وفي  له  و ان  لم ‌يعطه   لم يف  له  [‌سه  كس  هستند كه  در  روز  رستاخيز  خداوند  با  آنان  سخن  نمي‌گويد:  مردي‌ كه  راهگذر  را  از نوشيدن  آب  اضافي ‌كه  دارد  باز  دارد  و  مردي ‌كه  بعد  از  نماز  عصر  بركالاي  فروشي  خويش  بدروغ  سوگند  ياد كند،  و مردي‌كه  با  امام  و پيشواي  خويش  بيعت ‌كند كه  اگر  امام  چيزي  به  وي  بدهد  بدرستي  عمل  را  انجام  دهد  و بوظيفه  خويش  وفا كند  و اگر  چيزي  به  وي  ندهد  به  وي  وفا  نكند  وعمل  خويش  را  درست  انجام  ندهد]"‌.بيع  الوفاء =  بيع  الشرط

بيع  الوفا  آنست‌كه  يكنفركه  احتياج  به  پول  دارد،  زمين  و آب  و ملك  خود  را  به  مبلغي  بكسي  مي‌فروشد،  بدين  شرط‌ كه  هر وقت  قادرشد كه  آن  مبلغ  را كه  در برابر  ملك  خود گرفته  است‌،  مسترد  دارد  و  باز پرداخت‌ كند  آن ‌گاه  ملك  او  به  خودش  برگردد  و  حكم  آن  بنا  به  ارجح  آراء  نزد  ما  حكم  رهن  و گرو گرفتن  دارد.بيع  الاستصناع  يا فروش ‌سفارشي

خريدن  و  فروختن‌كالاهاي  صنعتي  بصورت  سفارشي‌،  پيش  از  ساختن استصناع  عبارت  است  از  خريدن ‌كالاي  صنعتي‌، ‌كه  بعداً  برابر  خواسته  خريدار  ساخته  مي‌شود  و  طبق  سفارش  او  خواهد  بود.  اين  نوع  خريد  و فروش  پيش  از اسلا‌م 