  شود،‌كه  درآن  صورت  ايمن  نيست  وخداوند  متقي  و  نيكوكار  را  پناه  مي‌دهد  و  محمد  رسول  خدا  است‌[2]‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌یعنی  در  جنگ  هیچ  مومن  حق  ندارد  خودش  با  دشمن  سازش‌كند  و  به  مومنان  دیگر كاری  نداشته  باشد.  و  از  اینجا  استنباط  می‌شود كه  اعلان  جنگ  بر  علیه  جماعتی  از  مسلمانان  اعلان  جنگ  بر  همه  مسلمین  جهان  است  و  همگی  موظف  بدفاع  هستند.  مولف
[2] - نقل  از  كتاب  “‌الرساله  الخالده  بنقل  ازكتاب  "الوثایق  السیاسیه  فی  العهد  النبوی  والخلافه  الراشده‌“  تالیف  محمد  حمیدالله  حیدر آبادی‌استاد  حقوق‌ بین ‌الملل  دردانشگاه  عثمانی  حیدرآباد  دكن.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:954.txt">أَيْمان</a><a class="text" href="w:text:955.txt">نذر</a></body></html>أَيْمان  

ايمان  جمع  يمين  است‌كه  بمعني  دست  راست  يعني  دست  مقابل  دست  يسري  چپ  -‌است  و  پيمان  را  بدان  جهت  يمين  ناميده‌اند،  چون  هرگاه  مردم  پيمان  مي‌بستند،  هريك  از  طرفين  پيمان‌،  دست  راست  يك‌ديگر  را  مي‌گرفتند  و  بعضي  گفته‌اند  بدينجهت  پيمانها  را  “‌ايمان‌“  گفته‌اند  چون  پيمانها  در  حفظ  و  نگه‌داشت  اشياء‌،  بمانند  دست  راست  و  يمين  هستند.  

ليكن  “‌يمين‌” درشرع  اسلامي  عبارت  است  از  تثبيت  و  تحقيق  و  تاكيد  چيزي  به  وسيله  ذكر نام ‌”‌الله‌”  يا  ذكر  صفتي  ازصفات  الله  يعني  قسم  خوردن  بنام  الله  يا  بصفات  او  -‌اين  سوگند  خوردن  خود  عقدي  است‌كه  شخص  عزم  خويش  را  بر  انجام‌كاري  بدان  تقويت  مي‌بخشد.  “‌يمين‌“  و  “‌حلف‌،“  و  “ايلاء‌”  و  “‌قسم‌“  بيك  معني  هستند.  

يمين  وقتي  صحيح  است‌كه  بنام  الله  يا  صفتي  از  صفات  او  باشد
سوگند  صحيح  نيست  مگر  با  ذكر  نام  الله  يا  صفتي  از  صفات  او  باشد،  خواه  صفات  ذات  يا  صفات  افعال  خدا  باشند.  مانند:  به  الله  قسم‌،  به  غزت  الله  قسم‌،  به  كبرياي  الله  قسم  به  قدرت  يا  ارادت  يا  علم  خدا  قسم‌.  و  سوگند  به  مصحف  يا  بقرآن  يا  بسوره‌اي  يا  به  آيه‌اي  نيز  داخل  “‌يمين‌”  است‌.  در  قرآن‌كريم  خداوند  مي‌فرمايد:  
 "وفي السماء رزقكم وما توعدون.فورب السماء والارض إنه لحق مثل ما أنكم تنطقون  [ودرآسمان  است  روزي  شما  و آنچه  به  شما  وعده  داده  مي‌شود  پس  قسم  و  سوگند  به  پروردگار  آسمان  و  زمين  آن  مطلب  حق  است  همانگونه‌كه  شما  سخن  مي‌گوئيد]‌’‌’‌.
" فلا أقسم برب المشارق والمغارب إنا لقادرون على أن نبدل خيرا منهم وما نحن بمسبوقين  معارج  ٤١-‌٤٠  [‌پس  سوگند  به  پروردگار مشرقهاي  هرسال  و مغربهاي  آن ‌كه  ما  توانائيم  براينكه  بهتر از ايشان  آوريم  وكسي  درقدرت  از ما  پيشي  نمي‌گيرد  و اگر ما  بخواهيم  اينرا كسي  بر  ما  غلبه  نمي‌كند]"‌.
از  ابن  عمر  روايت  شده‌كه  مي‌گفت‌:  سوگند  پيامبر صلي الله عليه و سلم    چنين  بود:" لا، ومقلب القلوب    [نه‌،  سوگند  به  دگرگون‌ كننده  و  تغيير  دهنده  دلها]‌’‌’‌.
ابوسعيد  حذري‌گويد:  هرگاه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   در  دعا  و  نيايش  مبالغه  مي‌كرد  مي‌گفت‌:" والذي نفس أبي القاسم بيده  ...  [سوگند  بدانكس  كه  جان  ابوالقاسم  بدست  او  است‌...  ]"‌.  بروايت  ابوداود.

كلمات  “‌ايم  الله‌"  و  "عمر  الله"  و "اقسمت  عليك‌"  قسمند 
چون  “ايم  الله‌”  بمعني  “‌والله‌”  يا  “‌و  حق  الله‌”  است  پس  قسم  و  سوگند  است  و  جمله  “‌يمين  الله‌”  نيز نزد  فقهاي  حنفي  و  مالكيه‌ها  سوگند  است  چون  بمعني  “‌بخدا  سوگند  مي‌خورم‌”  است‌.  شافعيه  مي‌گويند  وقتي  قسم  بحساب  مي‌آيد كه  شخص  از  آن  قصد  و نيت  سوگند كند،  پس  اگربقصد  سوگند  چنان‌گفت‌،  يمين  منعقد  است  و  سوگند  است  در  غير  آنصورت  نه‌.  از  امام  احمد  دو  روايت  نقل  شده‌كه  اصح  آنست  كه  سوگند  نيست‌.

و  “‌عمرالله‌”  درنزد  حنفيه  و  مالكيه  سوگند  است  چون  بمعني  “‌به  حيات  خدا  و  بقاي  وي  قسم‌”  مي‌باشد  شافعي  و  احمد  و  اسحاق ‌گفته‌اند  قسم  نيست‌،  مگر  اينكه  بدان  قصد  و  نيت  سوگندكند.  و  “‌اقسمت  ‌عليك‌”  و  “اقسمت  بالله”  بعضي  علما  گفته‌اند  مطلقاً  قسم  نيست  و  بيشتر  علماگفته‌اند:  وقتي  قسم  است‌كه  بدان  قصد  سوگندكند.  مالك‌گفته  است‌:  اگرسوگند  يادكننده ‌گفت‌:  اقسمت  بالله  اين  سخن  وي  قسم  و  سوگند  است  و  اگرگفت‌:  “‌اقسمت‌“  يا  “‌اقسمت  عليك‌”  قسم  نيست  مگر  اينكه  از آن  نيت  و  قصد  قسم‌كند.

سوگند  خوردن  مسلمانان  بصورت‌هاي  معمولي  
قسمهاي  تعارفي
قبلا  در  مجلد  دوم‌گفتيم  از  قسمهاي  معمولي  مسلمانان‌،  چيزي  لازم  نمي‌آيد  مثلا  اگركسي  قسم  خورد  و گفت‌:  “‌اگر  چنين‌ كاري‌كردم  روزه  يك  ماه  بر  من  باد”  يا  “‌حج  بيت‌الله  الحرام  بر  من  باد”  ياگفت‌:  “‌اگر چنين ‌كاري  راكردم  حلال  بر  من  حرام  باشد”  يا  گفت‌:  “‌اگر  چنين‌كاري  راكردم  تمام  مايملك  من  صدقه  و  احسان  باشد“‌‌.  در  اينگونه  سوگندها  و  امثال  آنها  اگر  خلاف  قسم  رفتار كرد،  و  سوگند  را  شكست‌،  بايد  كفاره  شكستن  يمين  بپردازد  و ظاهر اقوال  علما  چنين  است  و  بعضي ‌گفته‌اند  چيزي  نيست  و  چيزي  بروي  لازم  نمي‌آيد.  وبرخي‌گفته‌اند  اگر  برخلاف  آنها  رفتاركند،  بايد  چيزي  راكه  بدان  متعهد  و  ملتزم  شده  است  انجام  دهد.  

قسم  خوردن  باينكه  او  مسلمان  نيست  يا  قسم‌ خوردن  باينكه  او  از اسلام  بيزار و  بري  است  
اگر كسي  سوگند  خورد،‌كه  او  يهودي  يا  نصراني  است‌،  اگراين‌كار  را  بكند  يا  از  خدا  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم    بدور  است  اگر  اين  كار  را  بكند،  و  بعد  آن‌،  آن ‌كار  را  انجام  داد،  جماعتي  از  علما  از  جمله  شافعي  گفته‌اند  اين  قسم  نيست  وكفاره  ندارد  چون  اين  سخنهاي  او  بمعني  تهديد  و  زجر  شديد  است‌.
ابوداود  و  نسائي  بنقل  از  بريده  و  او  از  پدرش  آمده  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌: " من حلف فقال: إني برئ من الاسلام فإن كان كاذبا فهو كما قال وإن كان صادقا فلن يرجع إلى الاسلام سالما    [‌هركس  قسم  خورد  وگفت‌:  من  از  اسلام  بيزار  و  بري‌ء  هستم‌.  اگر دروغ   گويد  او  همانطور  است‌كه ‌گفته  و  مجازاتش  آنست‌ كه  مسلمان  نيست  و  اگر  راست  گفت  بسلامتي  به  اسلام  برنمي‌گردد  -‌اگر مقصودش  از  چنين  قسمي  آن  باشد كه  آن  كار  را  نكند  با  اين  سوگندكافر  نمي‌شود  و  بايد  بگويد:  لا  اله  الا  الله  محمد  رسول  الله‌ صلي الله عليه و سلم    و  از  خدا  استغفار كند  و  توبه  نمايد  و  اگر  مقصودش  آن  باشدكه  آن‌كار را  انجام  دهد  با  اين  قسمش  (‌نعوذ  بالله‌)‌ كافر  مي‌شود]‌"‌.
ثابت  بن  ضحاك ‌گويد  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:" من حلف بغير ملة الاسلام فهو كما قال    [‌هركس  بغير  از دين  اسلام  سوگند  خورد  با  او آنگونه  رفتار مي‌شود  و  او  برابر قسمش است]"‌.
حنفيه  و  احمد  و  