تكب  خلاف‌،  مانند  شلاق  زدن  و  حبس  و بندكردن  و تبعيد  و عزل  و  دشنام‌.  
ابوداود  روايت‌كرده  است‌كه  مرد  مخنثي  را  پيش  پيامبر صلي الله عليه و سلم  آوردندكه  دست  و  پايش  را  حنا  بسته  بود،  پيامبر صلي الله عليه و سلم پرسيدكه  حال  او  چيست‌؟‌.
گفتند:  او  بزنان  تشبه  مي‌كند.  پيامبر صلي الله عليه و سلم  دستورداد  او  را  به  نقيع  تبعيدكنندگفتند:  اي  رسول  خدا  او  را  بكشيم‌؟‌گفت‌:" إني نهيت عن قتل المصلين  [براستي  مرا  ازكشتن  نمازگزاران  منع  كرده‌اند  ]"‌.

تعزير با  تراشيدن  ريش  جايزنيست  و  همچنين  تعزير  با  خراب‌كردن  و  ويران كردن  خانه‌ها  و  خراب‌كردن  باغ  و  بستانها  و  از  بين  بردن‌كشت  و  زرع  و  ميوه‌ها  و  درختان  جايزنيست‌.  همانگونه‌كه  تعزيربا  بريدن  بيني  و  بريدن‌گوش  يا  بريدن  لبها  يا بريدن  انگشتان  جايز  نيست  چون  اين‌گونه  موارد  از  اصحاب  روي  نداده  است  و  معروف  نبوده  است‌.  

 ٥-‌تعزير  بيشتر  از  ده  شلاق  و  تازيانه
در  حديث  هاني  بن  نيار  آمده  بودكه  پيامبر  صلي الله عليه و سلم  از  زدن  بيش  از  ده  شلاق  نهي‌كرده  است‌كه  احمد  و  ليث  و  اسحاق  و  جماعتي  از  شافعيه  آن  حديث  را  مستمسك  قرار  داده‌اند  وگفته‌اند:  بيش  از  ده  شلاق  و  تازيانه‌اي  كه  شارع  مقرركرده  است  جايز  نيست‌.

امام  مالك  و  شافعي  و  زيد  بن  علي  وگروهي  ديگرگفته‌اند:  تعزير  بيش  از  ده  شلاق  جايزاست  ولي  نبايد  به  حداقل  حدود  برسد.گروهي  مي‌گويند  نبايد  تعزير  يك  معصيت  وگناه‌،  باندازه  حد  آن  برسد،  براي  مثال  نبايد  تعزيرنظركردن  و  تماس  و  مباشرت  غير  از  جماع  با  زن‌،  به  اندازه  حد  زنا  برسد  و  نبايد  تعزير  دزدي  از  غيرمحل  حرز  و  امن  به  اندازه  مجازات  دزدي  برسدكه  قطع‌  يد  است  و  نبايد  حد  د‌شنامي  غير  از  قذف  به  اندازه  حد  قذف  برسد.  برخي‌گفته‌اندكه  ولي  امر  و  حاكم  با  اجتهاد  و  راي  خويش  وبرحسب  جرم  و  با  مراعات  مصلحت  ميزان  و  اندازه  تعزيررا  تعين  مي‌كند.  

٦-‌تعزير  با  قتل
گروهي  از  علماء  تعزير  با  قتل  را  جايز  دانسته  و  بعضي  ديگر  جايز  ندانسته‌اند.  ابن  عابدين  به  نقل  ازابن  تيميه‌گفته  است‌:  “‌يكي  از  اصول  نزد  حنفيه  اينست‌كه‌گناهي‌كه  مجازاتش  قتل  نيست  اگر  تكرارگردد  امام  و  پيشواي  مسلمين  مي‌تواند  مجازات  آن  را  قتل  تعيين‌كند  مانندكشتن  با  سنگ‌گران و  بار  سنگيني‌،  و  مانند  لواط‌ كه  اگر  تكرار  گردد  امام  مي‌تواند  دستوركشتن  فاعل  و  انجام  دهنده  اينگونه‌كارها  را  ،صادركند.  و  همچنين  امام  و  پيشواي  مسلمين  مي‌تواند  در  صورتي‌كه  صلاح  بداند  ميز‌ان  حد  را  نيز  افزايش  بدهد”‌.

٧-‌تعزير  با  اخذ  مال  و  جريمه  مالي
تعزير  مالي  و  تنبيه  و  تاديب  با  جريمه  مالي  جايزاست  مذهب  ابويوسف  و  مالك   چنين  است‌.  صاحب  “‌معين  الحكام‌“‌گفته  است‌:‌كسيكه‌گفته  است  مجازات  و  تنبيه  مالي  نسخ  شده  و  منسوخ  گرديده  است‌،  بيگمان  او  در  نقل  و  استدلال  از  مذاهب  پيشوايان  فقهي  دچار  اشتباه  شده  و  دعوي  منسوخ  شدن  آن‌كار  آساني  نيست  و  اينگونه  اشخاص  دليلي  ازسنت  و  اجماع  ندارندكه  موجب  صحت  دعوي  آنان  باشد  مگر  اينكه  بگويند:  بنا  بر  مذهب  ياران  ما  جايز  نيست‌.  و  ابن  القيم‌گفته  است‌:  پيامبر صلي الله عليه و سلم  تعزير  را  با  محروم‌كردن  از  سهميه  استحاقي  از  غنايم  انجام  داده  است  و  فرموده  است‌كه  مانع  دادن  زكات  را  باگرفتن  نصف  مالش  يا  قسمتي  ازآن  تعزيركنند  -  در  مبحث  زكات  قبلاگفته  شد.

بروايت  احمد  و  ابوداود  و  نسائي  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم آمده  است‌كه  گفت‌:"  من أعطاها مؤتجرا فله أجرها، ومن منعها فإنا آخذوها، وشطر ماله، عزمة من عزمات ربنا  [‌هركس  زكات  اموال  خويش  را  باميد  اجر  و  پاداش  از  طرف  خداوند  پرداخت  كند  مزد  و پاداش  او  را  خواهد  داد  و  هركس  از  پرداخت  زكات  مال  خويش  امتناع  ورزد  ما  زكات  مقرر را  ازاو  مي‌گيريم  ونصف  مالش  يا  قسمتي  ازآن  را  بعنوان  تعزيرو  تنبيه  و  تاديب  از  او  مي‌گيريم  و  اين  تعزير  دستوري  است  از  دستورات  پروردگارمان‌]"‌.

 ٨-‌تعزير  از  جمله  اختيارات  و  حقوق  حاكم  مي‌باشد
چون  حاكم  مدعي  العموم  و  بر  عامه  مسلمين  ولايت  دارد،  تعزير  ازاختيارات  او  است  و  بدست  او  است‌.  در  “‌سبل  السلام‌”  آمده  است‌كه  غيرازامام  تنها  سه‌كس  حق  تعزيردارند،  يعني  تعزير  بدست  امام  و  در  اختيار  او  است  و  سه‌كس  ديگر  نيز  بغير  از او  حق  تعزير  را  دارند:  
1-‌پدر.  پدر  حق  دارد  برسر  تعليم  وآموزش‌،  فرزندكوچك  خود  را  تعزير  و  تاديب  كند  و  يا  او  را  از  اخلاق  بد  و  نكوهيده  بازدارد.  بنظر  مي‌رسد  كه  اگر  مادر كفالت  و  سرپرستي  كودك  را  بعهده  داشته  باشد  نيز  حق  دارد  كه  اگر  بچه‌اش  در  آموزش  كوتاهي‌كند  يا  اخلاق  نكوهيده  داشته  باشد  او  را  تنبيه  و  تاديب‌كند  و  حق  دارد  او  را  بنماز  خواندن  امركند  و  اگرنماز  نخو اند  او  را  بزند.  پدر  جق  ندارد  فرزند  بالغ  خود  را تعزيركند  حتي  سفيه  نيز  باشد.  
٢-‌سيد  و  مالك  برده  وكنيز  بنابر  اصح  اقوال  مي تواند  نسبت  به  حقوق  خويش  و حقوق  خداوندي  آنها  را  تعزيركند.
٣-‌شوهر  حق  دارد  زن  "ناشزه‌”  و  غير  مطيع  خويش  را  تعزيركند  همان‌گونه ‌كه  بصراحت  در  قرآن  آمده  است‌.  آيا  شوهر  مي‌تواند  بجهت  ترك  نماز  و  امثال  آن  او  را  كتك  بزند  يا  خير؟  

چنان  پيدا  است‌كه  اگر  پند  و  اندرز  در  اين  باره  موثر  نشد  شوهر  اين  حق  را  داشته  باشد،  چون  حق  دارد  باكار  خلاف  شر  مخالفت  نمايد  و  منكر  را  انكار كند  و  شوهر  از  جمله‌كساني  است‌كه  مكلف  است  نخست  با  دست  و  قدرت  مانع كار  بد  شود  و اگرآن ممكن نشد با زبان مانع شودو آنهم ممكن نشد قلبا با آن  مخالفت  كند  و ‌در  اينجا  بايد  شوهر  دو  شيوه  او‌لي  را  برگزيند.  پايان  مطلب  سبل  السلام‌. و  معلم  نيز  مي‌تواند  كودكان  را  تاديب  كند.

٩-  ضمانت  در  تعزير  
پدر  هرگاه  فرزند  خويش  را  تعزير  و  تاديب‌كند  و  شوهر  هرگاه  همسر  خويش  را  تاديب  و  تعزيركند و  حاكم  هرگاه  محكوم  را  تاديب  و  تعزيركند  هيچكدام  ضامن  خسارت  وارده  نيستند  مشرو‌ط  بر  آنكه  اسراف  نكنند  و  بيش  از  حد  لازم  را  انجام  ندهند،  چنانچه  هريك  از  آنها  اسراف‌كند  در  تاديب  و  تعزير  متجاوز  محسوب  مي‌شود  و  متجاوز  نسبت  بچيزي‌كه  تلف‌كرده  است  ضمانت  دارد.  

پايا‌ن  جلد  سوم‌، ‌ادامه  بحث  ديه  در جلد  چها‌رم 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - حاكم‌كسی  است‌كه  احكام  اسلامی  را  اجراء  و  تنفیذ  می‌نماید  و  حدود  را  اجرا  می‌كند  و  مقید  بتعالیم  اسلامی  است  جنایت  در  اصطلاح  قانونی  به  جرمهائی‌گفته  می‌شودكه  مجازات  وكیفر  آنها  اعدام  یا  اعمال  شاقه  یا  زندان  است‌.  مولف‌.<?xml version="1.0" encoding="U