  صدقه  ده  برابر  است  و  ثواب و  پاداش  قرض  دادن  هیجده  برابر است‌.گفتم‌:ای  جبریل  چرا.قرض  دادن  از  صدقه  دادن  ثوابش  بیشتر  و  برتر  است‌؟  او گفت‌:چون  سائل  و گدا  وقتی ‌که ‌گدائی  می‌کند  چیزی  دارد  ولی  طالب  وام  وقتی ‌که  طلب  وام  می‌کند،‌که  چیزی  نداشته  باشد  و  از  روی  نیاز  قرض  می‌کند  پس  ثواب  قرض  دهنده  بیشتر  است  ]"‌.

 عقد قرض
عقد  قرض‌:  قرض  دادن  عقدی  است‌که  ملکیت  بر آن  مترتب  است‌،  پس  قرض  از  کسی  جایز  است ‌که  تصرف  او  درمال  خودش  جایزباشد  وشرعاً  بتواند  تملیک‌ کند  و  چیزی  را  بملکیت  دیگری  درآورد  و  بمانند  عقد  بیع  و  هبه  و  بخشش‌،  نیازمند  “‌ایجاب‌”  و  “‌قبول‌”  است  و  بگفتن‌:  لفظ  قرض =  بتو  قرض  دادم‌.  و  هر  لفظی‌ که  معنی  قرض  را  برساند  منعقد  می‌گردد.  مالکیه  می‌گویند  همینکه  صیغه  عقد  قرض  جاری  شد، ملکیت  وام ‌گیرنده  بر وام  ثابت  می‌شود  اگر چه  هنوز  آن  را  تحویل  هم  نگرفته  باشد.  وام ‌گیرنده  می‌تواند  مثل  چیزی ‌که  وام‌ گرفته  یا  عین  آن  را  بوام  دهنده  برگرداند  و  بازپرداخت  نماید،  خواه  از  چیزهائی  باشدکه  مثل  و  مانند  دارد  یا  مثل  و  مانند  نداشته  باشد  پس  عین  آن  را  مادام‌که  درآن  تغییری  بزیادت  یا  نقص  درآن  پدید  نیامده  باشد  به  وی  برگرداند.  اگر  در  آن  تغییری  پدید  آمده  باشد،  واجب  است‌که  مثل  و  مانند  آن  را  برگرداند.  

در  قرض  شرط  است‌که  مهلت  و  مدت  باشد  
جهمور  فقهاء  برآن  هستندکه  شرط‌کردن  مدت  و  مهلت  در  قرض  دادن  جایز نیست  چون  قرض  تبرع  و  بخشش  و  عمل  خیرمحض  است  ووام  دهنده  هرآن  می‌تواند  بدل  و  عوض  وام  خود  را  مطالبه‌کند،  پس  هرگاه  مده  و  مهلتی  را  هم  برای  وام  و  قرض  تعیین‌کرد،  وفای  بدان  لازم  نیست  و  عنده  المطالبه  معتبراست  و  حال  تلقی  می‌شود.
امام  مالک  می‌گوید:  شرط  مهلت  قرار  دادن  جایز  است  و  وفای  بدان  لازم  است‌،  پس  هرگاه  مهلت  و  مدتی  را  معین‌کرد،  قبل  از  رسیدن  آن  مدت‌،  حق  مطالبه  ندارد  چون  خداوند  می‌فرماید:
 " إذا تداينتم بدين إلى أجل  مسمی  بقره  ٢٨٢  [‌هرگاه  وامی  دادید  تا  مدت  و  مهلتی معین]‌" .  
و  خداوند  در  ضمن  وام  دادن  از  مدت  معین  نام  برده  است‌.  و  بروایت  عمرو  بن  عوف  از  پدرش  و  از  جدش  آمده  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:" المسلمون عند شروطهم     [مسلمانان  موظف  بمراعات  شرط  و عهد  خویش  هستند]‌"‌.  بروایت  ابوداود  و  احمد  و  ترمذی  و  دارقطنی‌. 

قرض‌دادن  چه  چیزی  صحیح  و  درست  است
قرض  دادن  جامه  و  لباس  و  حیوان  جایز  است‌،  چون  ثابت  شده  است  که  پیامبر صلی الله علیه و سلم   شتر  دوساله‌ای  را  قرض‌کرده  است‌.  همانگونه‌که  قرض  چیزهای  فوق  جایز  است‌،  قرض  دادن  و گرفتن  چیزهائی‌که  با  پیمانه  یا  با  وزن  سنجیده  می‌شوند،  نیز  جایز  است  یا  چیزهائی‌ که‌کالاهای  تجارتی  می‌باشند.  و  همچنین  قرض  خمیر  و  نان  نیز  جایز  است  چون  عایشه ‌گفت‌:‌گفتم‌:  ای  رسول  خدا  همسایگان  خمیر  و  نان  قرض  می‌گیرند  و  بصورت ‌کم  یا  زیاد  برمی‌گردانند  او  فرمود:" لا بأس.إنما ذلك من مرافق الناس، لا يراد به الفضل    [‌اشکال  ندارد،  چون  مقصود  از  این‌کارها  رفاه  مردم  و  رفع  نیاز  است  نه  افزون  طلبی‌]‌".  از معاذ  بن  جبل  در‌باره  قرض‌گرفتن  نان  و  خمیر سوال  شد،گفت‌:  “‌سبحان  الله  این  عمل  از  جمله  مکارم  اخلاق  مردم  است  با  هم‌،  اشکال  ندارد  بزرگ  بگیری ‌کوچک  بدهی  یا کوچک  بگیری  بزرگ  بدهی  بهترین  شما کسی  است‌که  بهتر  قرض  را  برگرداند  من  خود  این  مطلب  را  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم  شنیده‌ام‌”‌.

هر قرضی ‌که  موجب  سودی  و  نفعی  شود  ربا  است
مقصود  از  قرض  دادن  رفاه  و  رفع  نیاز  وکمک  بمردم  است‌،  تا  بتوانند  به  آسانی  کارهای  زندگی  خویش  را  انجام  دهند  و  مقصود  از قرض‌کسب  و  بد‌ست  آوردن  سود  نیست  و  قرض  دادن‌کسب  و  بهره‌گیری  نیست‌.
لذا  جایز  نیست‌که  قرض‌گیرنده‌،  جز بمیزان  و  مقداری‌ که  وام‌گرفته  است‌،  چیزی اضافه  برآن  به  وام  دهنده  باز پرداخت‌کند،  بلکه  باید  عین  آن  یا  مثل  آنرا  پرداخت  کند،  چون  یک  قاعده  مسلم  فقهی  است‌،‌که  هر  وامی‌که  منجربه  سودی  و  نفعی  گردد  ربا  است‌[1]‌.
این  اضافه  پرداختی  بر  اصل  وام  وقتی  حرام  است‌که  در  ضمن  عقد  قرض  شرط  گردد  یا  بصورت  عرف  عامه  درآمده  باشد،  در  غیر  آن  صورت  وام ‌گیرنده  می‌تواند  بدل  خواه  خویش  قرض  و  وام  را  بنحو  بهتری  بازپرداخت  نماید،‌که  از  نظرکیفیت  بهتر  باشد  یا  بر  مقدارآن  بیفزاید  یا  خانه‌اش  را  به  وی  بفروشد،  اگرشرط‌کرده  باشدکه  آن  را  به  وی  بفروشد  و وام  دهند  می‌تواند  بدون‌ کراهت  آن  را  قبول‌کند  چون  احمد  و  مسلم  و  صاحبان  سنن  از  ابو رافع  روایت‌کرده‌اند  که‌گفت‌:  “‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  از  مردی  یک  شتر  دو  ساله‌ای  قرض‌گرفته  بود،  چون  شتران  صدقه  و  زکات  را  پیش  پیامبر صلی الله علیه و سلم   آوردند  به  من  دستور  دادکه  یک  شتر  دو  ساله  بدان  شخص  برگردانم ‌گفتم‌:  در  میان  شتران  صدقه  جز  شتران  شش  ساله  برگزیده  نداریم‌،  پیامبر صلی الله علیه و سلم  گفت‌:" أعطه إياه، فإن خيركم أحسنكم قضاء    [‌آن  را  به  وی  بده  براستی  بهترین  شماکسی  است‌که  وام  را  بهتر  و  نیکوتر  بازپرداخت  کند  ]‌’‌’‌.
جابربن  عبدالله‌گفت‌:  “‌من  بر  پیامبر صلی الله علیه و سلم   حقی  داشتم‌ که  آن  را  به  من  بازپرداخت  و  برآن  افزود”‌.  بروایت  احمد  و  بخاری  و  مسلم‌.

 شتاب  در  بازپرداخت  وام  پیش  از  مرگ
1-  بروایت  امام  احمد  آمده  است‌که  مردی  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم   درباره  حال  برادرش‌که  مرده  بود  و  بدهکار  بود،  سوال‌کرد؟  پیامبر صلی الله علیه و سلم   فرمود:" هو محبوس بدينه، فاقض عنه    [او بسبب  بدهکاریش  درآن  دنیا  در  حبس  است  و  درگرو  بدهیش  می‌باشد  پس  هرچه  زودتر  بدهی  او  را  بازپرداخت‌کن‌]‌" اوگفت‌:  ای  رسول  خدا  من  بدهی  او  را  همه  پرداخته‌ام  جز  دو  دینارکه  آنها  را  زنی  ادعا  می‌کند  که‌گواهی  بر  آنها  ندارد  فرمود:" أعطها فإنها محقة     [‌و آن  دو  دینار  را  بوی  بده‌که  او  بر  حق  است‌]" 
٢-‌آورده‌اند که  مردی ‌گفت‌:  ای  رسول  خدا  اگر  من  با  جان  و  مال  خود  جهادکنم  در  راه  خدا  سپس  در  حالی‌که  صبر  و  شکیبائی  داشتم  و  بامید  پاداش  خدا  و  در  راه  رضای  او کشته  شدم  و  رو  بدشمن  بودم  و  پشت  نکرده  بودم  آیا  داخل  بهشت  می‌شوم‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:  آری  این  مرد  این  پرسش  را  دو  بار  یا  سه  بار  تکرارکرد  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:"  إلا ان مت وعليك دين وليس عندك وفاء   [‌او به  بهشت  می‌رود  مگر  اینکه  بدهکار  باشد  و  آنقدر  مالی  از  او  بجا  نمانده  باشدکه  بدهی  او  را  تکافوکند]"‌.  
پیامبر صلی الله 