دکه  خدا  را  بياد  اوآورد  و  او  را  از  عذاب  خداوند  ترسانيد  و  اطاعت  ازشوهرو  وظايف  و  تکاليف  او  را  در  قبال  شوهر  که  بر  وي  واجب  است  بيادش  آورد  و  بوي  تذکر  دهد  چنانچه  اين  وظايف  را  انجام  ندهد  در  پيشگاه  خداگناهکار  مي‌گردد  و  اين‌کارها  موجب  مي‌گرددکه  شوهر  نيزبوظايف  خويش  عمل  نکند  ونفقه  وخوراک  و  پوشاک  اورا  قطع‌کند.

مراد  ازترک  رختخواب  آنست‌که  با  وي  نخوابد  و  همخوابگي  نکند  و  اما  با  وي  ترک  سخن‌گفتن  بيش  از  سه  روز جايز  نيست‌. چون  ابوهريره‌گويد: پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌: " لا يحل لمسلم أن يهجر أخاه فوق ثلاثة أيام [براي  هيچ  مومن  و  مسلماني  روا  نيست‌که  با  مومن  و  مسلماني  ديگر  بيش  از  سه  روز  ترک  سخن‌کند]"‌.

درابتداي  نشوزو  نافرماني  نبايد  زن  راکتک  زد،  چون  معني  آيه  چنين  است‌: اگر  پند  موثرنشد  و  نافرماني  ادامه  داشت  با  آنان  ترک  همخوابگي‌کنيد  و  اگرآن  هم  موثر  نشد  و  پند  و  ترک  و  همخوابگي  او  را  براه  راست  نياورد،  شوهر  مي‌تواند  بر  اين  نافرماني  او  راکتک  بزند... پيامبر صلي الله عليه و سلم    مي‌فرمايد: " إن لكم عليهن ألا يوطئن فرشكم أحدا تكرهونه.فإن فعلن فاضربوهن ضربا غير مبرح     [‌براستي  حق  شما  است  بر  زنازبان‌که  بدون  اجازه  شما  کساني  را  که  از  آنان  خوشتان  نمي‌آيد،  بخانه  شما  راه  ندهندو  نگذارند  اينگونه  اشخاص  به  خانه  شما  پا  بگذارند،  اگر  چنين‌کردند  آنان  را  بزنيد  بگونه‌اي‌که  آسيب  وزيان  نبينند  شايد  متنبه‌گردند  و  پيوند زناشوئي ‌گسسته  نشود]‌"‌. شوهرنبايد  چهره  يا  اندامهاي  خطرناک  زن  را  بزند،  چون  مقصود  تاديب  و تنبيه  است  نه  اتلاف  و  زيان  وي‌. 

ابوداود  از  حکيم  بن  معاويه  قشيري  و  او  از  پدرش  روايت  کرده  است  که  گفت‌: گفتم  اي  رسول  خدا  حق  همسر  ما  بر  ما  چيست‌؟  اوگفت‌:" أن تطعمها إذا طعمت، وتكسوها إذا اكتسيت، ولا تضرب الوجه ولا تقبح، ولا تهجر إلا في البيت    [‌حق  زن  بر  شما  آنست‌که  هرگاه  خود  خوراک  خوردي  به  وي  نيزبدهي  وهرگاه  خود  لباس  پوشيدي  به  وي  نيزلباس  بپوشاني  -‌براي  اونيزلباس  بخري  -‌و  برچهره  اونزني  واو  را  زشت  ننمائي  و  به  وي  زشت  نگوئي  واو  را  ترک  نکني  مگردرخانه  خود  يعني  دربيرون  منزل  نبايد  با  او  ترک  سخن  يا  ترک  همخوابگي ‌کني‌]"‌.خودآرائي  زن  براي  شوهرش  

بسيارپسنديده  است‌که  زن  با  سرمه  وحنا  و  مواد  خوشبووديگروسايل  زينتي  و  آرايشي  خود  را  براي  شوهرش  آرايش  و  زينت  دهد  احمد  ازکريمه  دخت  همام  روايت‌کرده  است‌که  او  به  عايشه‌گفت‌: اي  ام  المومنين  درباره  ‌“‌حنا“  نظرت چيست‌؟  عايشه‌گفت‌: ‌“‌محبوب  من  -‌پيامبر صلي الله عليه و سلم    ازرنگ  ‌“‌حنا“  خوشش  مي‌آمد  وبوي  آن  را  نمي‌پسنديد. حنا  بستن  در  ميان  دو  حيض  يا  بهنگام  حيض  و  قاعدگي  بر  شما زنان  حرام  نيست‌‌“‌.خودآرائي  و  زينت  نمائي  زن  

تبرج  يعني  زن  افراط‌کند  در  آشکار  نمودن  و  ظاهر  ساختن  اندامهائي  که  پنهان  کردن  و  پوشيدن  آنها  واجب  است  در  اصل  تبرج  بمعني  بيرون  رفتن  ازقص  وکاخ  مي‌باشد  سپس  درمعني  بيرون  رفتن  زن  ازحشمت  و  شکوه  حال  زنانگي  وآشکار  ساختن  اندامهاي  هوس  انگيز  و  فتنه‌گر  و  نشان  دادن  زيبائيها  بکار  رفته  است‌.

تبرج  و  خودنمائي  زن  در  قرآن
کلمه  تبرج  در  قرآن  در  دو  مورد  آمده  است‌: اول  در  سوره  نورکه  خداوند  مي‌فرمايد:" والقواعد من النساء اللاتي لا يرجون نكاحا فليس عليهن جناح أن يضعن ثيابهن غير متبرجات بزينة، وأن يستعففن خير لهن    [‌زنان  ازکار  افتاده‌که  جاذبه  جنسي  را  از  دست  داده  و  ديگر  اميدي  به  ازدواج  ندارند،  بر  آنهاگناهي  نيست‌که  لباس  رويين  خود  -‌حجاب  -‌را  بر  زمين  بگذارند  وآن  را  نپوشند  به  شرط  آنکه  در  برابرمردم  خودنمائي  نکنند  و  خود  را  زينت  ندهند  با  اين  حال  اگرخود  را  بپوشانند  وتعفف  کنند  براي  آنها  بهتر  است‌...]‌’‌’‌.

بار  دوم  درسوره  احزاب‌که  به  سختي  خداوند  آن  را  زشت  مي‌شمارد  وازآن  نهي  مي فرمايد: " ولا تبرجن تبرج الجاهلية الاولى    [‌اي  زنان  پيامبر صلي الله عليه و سلم    بمانند  زنان  دوره  جاهليت  اول  زيبائيهاي  خويش  را  درمعرض  ديد  مردم  قرار  ندهيد  و  آنچه‌که  بايد  پوشيده  شود،  آشکار  و  ظاهر  نسازيد]"‌.

منافات  تبرج  و  خودنمائي  با  دين  و  تمدن
براستي  مهمترين  چيزي‌که  موجب  تمييز  و  جدائي  انسان  از  حيوان  شده  است  پوشيدن  لباس  و  بکار  بردن  وسايل  زينتي  و  آرايشي  است‌که  خداوند  مي‌فرمايد:" يا بني آدم قد أنزلنا عليكم لباسا يواري سوآتكم وريشا ولباس التقوى ذلك خير ذلك من آيات الله لعلهم يذكرون  [‌اي  فرزندان  آدم‌،  ما  براي  شما  آفريديم  لباسي  راکه  بدان  خود  را  مي‌پوشانيد  وهمچنين  لباس  زينتي  وآرايشي  را. واينرا  بدانيدکه  اگربا  لباس  تقوي  و  پرهيزگاري  آراسته  بشويد  بهتر  است‌. و  اين  از  جمله  آيات  خداوند  است‌،  باشدکه  مردم  متذکرشوند  وآگاه‌کردند]"‌. لباس  وآرايش  و  زينت‌،  براستي  دو  مظهر  از  مظاهر  تمدن  و  انسانيت  مي‌باشند  و  بنابراين  نپوشيدن  لباس  و  بکار  نبردن  زينت  و  دوري  ازآنها،  برگشتي  است  به  حيوانيت  و  زندگي  ابتدائي  و  توحش  زندگي‌،  در  حاليکه  راه  طبيعي  خويش  را  طي  مي‌کند،  نمي‌تواند  بعقب  برگردد،  مگر  اينکه  حادثه‌اي  اتفاق  افتد  و  توقفي  پيش  آيد،‌که  موجب  دگرگوني  و  تغييرات  در  آراء  و  افکراگردد  و  زندگي  را  در  مسير  قهقري  و  برگشت  به  عقب  قرار  دهد  و  انسان  دست‌آوردهاي  تمدن  و  پيشرفت  انساني  را  فراموش‌کند  با  آن  را  برخويشتن  تحميل  نمايد. 

بنابراين  اگر  پوشيدن  لباس  از  جمله  لوازمات  زندگي  انسان  پيشرفته  باشد،  اين  لزوم  به  نسبت  زن  از  اولويت  بيشتري  برخوردار  است‌،  چون  لباس  است‌که  دين  و  شرف  وکرامت  وعفت  وحياء  وآزرم  اورا  حفظ  مي‌کند  واين  صفات  براي  زن  بيشتر  آراستگي  دارد  تا  مرد،  پس  حفظ  حشمت  وآبرو و  شکوه  زن  را  بيشترسزاواراست  تا مرد. 

شرف  و  حياء  و  عفت‌ گرامي‌ترين  چيزي  است‌که  زن  دارد  و  حفظ  و  نگهداشت  آنها،  حفظ  انسانيت  زن  در  بالاترين  شکل  آن  است‌.

بسود  زن  و  بسود  جامعه  نيست‌که  زن  اين  صيانت  ذاتي  وآبرو و  حشمت‌ ‌را  رها  سازد،  بويژه‌که  غريزه  جنسي  بطورکلي  سخت‌ترين  و  شديدترين  غريزه  است . پوشيدن  لباسهاي  نازک  و  اندام  نما  وکشف  حجاب‌،  تحريک‌کننده  اين  غريزه  است  و  آن  را  از  بند  رها  مي‌نمايد. قرار  دادن  حدود  و  قيود  و  ايجاد  موانع  دربرابر  آن  از  شدت و  حدت  آن  مي‌کاهد  و  شراره  آن  را  خاموش  مي‌کند  وآن  را  بگونه‌اي  تهديب  و  پاکيزه مي‌نمايد،‌که  با  انسان  وکرامت  و  شرافت  او  تناسب  داشته  باشد. از اينجهت  است ‌که  اسلام  نسبت  به  لباس  و  پوشش  زن‌،  عنايت  و  توجه  ويژه‌اي  مبذول  داش