  آن  دادن  محل  سكونت  واجب  است‌،  و  هر  وقت  محل  سكونت  شرعاً  واجب  باشد،  نفقه  نيز  به  تبعيت  آن  واجب  مي‌گردد،  چون  در  طلاق  رجع،  و  در  وقتي‌كه  زن  حامله  باشد  و  بمجرد  برقراوي  پيوند  زناشوئي  به  تبعيت  محل  سكونت‌،نفقه  نيزواجب  مي‌شود  پس  درطلاق  بائنه‌،  نيز  چنين  است‌.

عمربن  خطاب  وعايشه  منكرحديثي  شدندكه  فاطمه  دخترقيس  آن  را  نقل‌كرده است‌. عمرگفت‌: و  براي  سخن  زني  كه  احتمال  حفظ  و  نسيان  دارد،  كتاب  خدا  و  سنت  پيامبرخود  را  رها  نمي‌كنيم‌. وقتي‌كه  فاطمه  سخن  عمررا  شنيد  وگفت‌: بين  من  و  شماكتاب  خدا  باشدكه  مي‌گويد:" فطلقوهن لعدتهن وأحصوا العدة، واتقوا الله ربكم، لا تخرجوهن من بيوتهن ولا يخرجن إلا أن يأتين بفاحشة مبينة، وتلك حدود الله ومن يتعد حدود الله فقد ظلم نفسه، لا تدري لعل الله يحدث بعد ذلك أمرا     [هر  وقت  خواستيد  زنان  را  طلاق  بدهيد،  وقتي  بدين‌كار  اقدام‌كنيد،‌كه  زنان  پاك‌  باشند  و  در  حال  پاكي  با  آنان  نزديكي  نكرده  باشيد  و  پس  از  طلاق‌،  عده  آنان‌كه  سه  طهركامل  است  كامل‌كنيد  و  درباره  آنان  تقواي  خدا  پيشه‌كنيد،  و  آنان  را  از  منزلشان  بيرون  مكنيد  وآنان  نيز نبايد  بدون  رضايت  طرفين  از  منازل  خود  بيرون  روند،  مگر  اينكه  گناه  آشكاري  وعمل  زشتي  را  مرتكب  شوند. اينها  است  حدود  ومقررات  خداوند  و هركس  ازحدود  و  مقررات  خداوند  تجاوز  و  سرپيچي‌كند  براستي  به  خويشتن  ستم  كرده  است‌. شما  چه  مي‌دانيد،  شايد  در  اين  فاصله‌كه  زن  مطلقه  را  درمنزل  خويش  نگه  مي‌داريد  پشيمان  شويد  و  با  اوآشتي‌كنيد  وبه  وي  رجوع  نمائيد]"‌. پس  اين  آيه  مربوط  به  طلاق  رجعي  است  نه  سه  طلاقه‌،  چون  بعد  ازسه  طلاقه‌،  چيزي  پيش  نمي‌آيد  و  رابطه  بكلي  قطع  مي‌شود.

٣-‌بقول  امام  احمد  و  داود  و  ابوثور  و  اسحاق  و  به  نقل  از  علي  ابن  ابيطالب  و  ابن  عباس  و  جابر‌وحسن  بصري  و  عطاء  وشعبي  و  ابن  ابي  ليلي  و  اوزاعي  و  مذهب  اماميه  پس  ازسه  طلاق  بائنه  زن  استحقاق  نفقه  و  مسكن  را  ندارد.

و  اينان  بحديثي  استدلال‌كرده‌اندكه  بخاري  و  مسلم  از  فاطمه  دختر  قيس  روايت  كرده‌اند  كه‌گفت‌: “‌در  زمان  پيامبر صلي الله عليه و سلم    شوهرم  مرا  سه  طلاقه‌گفت  و  نفقه  و  مسكن  برايم  قرار  نداد". در  بعضي  از  روايات  چنين  آمده  است  كه‌: پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌: " إنما السكنى والنفقة لمن لزوجها عليها الرجعة     [‌مسكن  و  نفقه  براي  زن  مطلقه‌اي  است‌كه  شوهرش  حق  مراجعت  به  وي‌را  دارد  و  مي‌تواند  پشيمان  شود  و  اورا  مجددا  به  زني قبول‌كند]"‌. در  روايت  احمد  و  مسلم  و  ابوداود  و  نسائي  آمده  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    به  وي  گفت‌: " لا نفقة لك، إلا أن تكوني حاملة     [‌تو  استحقاق  دريافت  نفقه  از  شوهرت  را  نداري‌،  مگر  اينكه  از  او  حامله  باشي]"‌.

نفقه  زني ‌كه  شوهرش  غايب  است  در  قانون  شماره  ٢٥  سال  ١٩٢٠  (‌مصر)  ماده  -‌٥  -‌آمده  است‌: 
“‌اگر  شوهر  غايب  باشد  و  مدت  فراواني  از  غيبت  وي  نگذشته  باشد[6]  و  مال  آشكاري  داشت‌،  قاضي  حكم  مي‌كند،‌كه  نفقه  زن  از  آن  مال  تامين  شود. و  اگر  بر  حسب  ظاهر  و  بصورت  آشكار  مالي  نداشت‌،  قاضي  بطرق  متداول  عذر  او  را  مي‌پذيرد  ومهلتي  برايش  تعيين  مي‌كند،  اگردراين  مدت‌كه  تعيين  شده  است  شوهرنفقه  زن  را  نفرستاد  بعد  ازانقضاي  مهلت  قاضي  اين  زن  را  بجاي  شوهرغايب  طلاق مي‌دهد  . 

اگر  غيبت  شوهر  طولاني  باشد  و  تماس  با  وي  آسان  نباشد،  بعلت  اينكه  مجاب  سكونت  او  مجهول  است  يا  اينكه  مفقود  شده  است  و  ثابت  شد،‌كه  مالي  ندارد  تا  زنش  ازآن  نفقه  خويش  را  تامين‌كند،  قاضي  زن  را  بجاي  او  طلاق  مي‌دهد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌این  مذهب  ابویوسف  است  و  اما  مذهب  ابوحنیفه  و  محمد  مانند  مذهب  شافعیه  است‌كه  در  بالا از  آن  سخن  رفت‌.
[2] -محلی ج 15.
[3] -مد:برابر یك من می باشد
[4] -در مصر
[5] -‌بر  این  قانون  نیز  اعتراض  وارد  است  زیرا  برای  تعیین  سه  سال  نیز  هیچ  فلسفه  و  دلیلی  ذكر  نشده  بعلاوه  سه  سال  هم  مدتی  است  طولانی  و  شاید  بیشتر  شوهران  از  عهده  آن  هم  برنیایند.  لذا  در  قانون  احوال  شخصیه  ماده  ٨١  آمده  است‌كه‌:  دعوی  مطالبه  نفقه  عقب  افتاده  برای  مدت  بیش  از  یك  سال  پیش  از  اقامه  دعوی  پذیرفته  نمی‌شود.  مولف 
[6] - از  سیاق  عبارات  بعدی  برمی‌آیدكه  مراد  از  غیبت  نزدیك  آنست‌كه  محل  شوهر  معلوم  باشد  و  بنحوی  از  انحاء  تماس  با  وی  ممكن  است‌.  -  مترجمحقوق  غيرمادي  زن  

قبلاگفتيم‌كه  زن  بر  شوهرش  حقوق  مادي  دارد  از  قبيل  مهريه  و  نفقه  و  حقوق غيرمادي  نيز  بر  ذمه  او  دارد، ‌كه  بشرح  زير  بيان  مي‌شود: 

1-‌حسن  معاشرت  و  رفتار  نيكو  
1-‌نخستين  چيزي‌كه  بر  شوهر  واجب  است‌كه  درباره  زنش  آن  را  مراعات‌كند،احترام  و  بزرگداشت  و  حسن  معاشرت  و  رفتار  نيكو،  با  وي  برابر  عرف  و  عادت  است‌. و  تا  آنجاكه  ممكن  است  بايد  ازاو  دلجوئي‌كند  و  دل  وي  را  بدست  آورد  و  رفتار  او  را  تحمل‌كند  يا  بر  آن  شكيبا  باشد. خداوند  مي‌فرمايد:" وعاشروهن بالمعروف. فإن كرهتموهن فعسى أن تكرهوا شيئا ويجعل الله فيه خيرا كثيرا ... ‌      [‌با  زنان  خود  بنحوشايسته  و  برابرعرف  و  عادت  معاشرت‌كنيد. اگردرآنان  عيبي  ديديد  و  از  آن  خوشتان  نيامد،  شكيبا  باشيد  شايد  در  آن  چيزي‌كه  شما  از  آن  بدتان  مي‌آيد،  خداوند  برايتان  خير  و  منفعت  فراوان  در  آن  قرار  بدهد]"‌. از  جمله  مظاهر  اخلاق كامل  و  رشد  و  نمو  ايمان‌،  آنست‌كه  مرد  با  همسرش  مهربان  و  ملايم  باشد. پيامبر  بزرگوار  اسلام  مي‌فرمايد:" أكمل المؤمنين إيمانا أحسنهم خلقا، وخياركم خياركم لنسائهم [‌كاملترين  مومن  از  حيث  ايمان‌،‌كسي  است  كه  اخلاق  نيكوتر  داشته  باشد. بهترين  شماكسانيندكه  نسبت  بزنانشان  بهتر  رفتار  مي‌كنند]"‌. مراعات  احترام  و  بزرگداشت  زن‌،  نشانه  شخصيت  متكامل  مرد  است  و  اهانت‌كردن  و  خوار  داشتن  زن‌،  نشانه  پستي  و  دنائت  است‌. پيامبر صلي الله عليه و سلم    مي‌فرمايد:" ما أكرمهن إلا كريم، وما أهانهن إلا لئيم   [تنهاكساني  زنان  را  بزرگ  مي‌دانند  و  محترم  مي‌شمارندكه  جوانمرد  باشند  و  تنهاكساني  به  زنان  اهانت  مي‌كنند  وآنان  را  خوار  مي‌دارندكه  پست  و  لئيم  باشند]"‌. بنرمي  رفتاركردن  و  ملايمت  و  با  وي  شوخي  و  ملاعبت  نمودن‌،  نشانه  مراعات  احترام  اوست‌. پيامبر صلي الله عليه و سلم   با  عايشه  آنقدر  ملايمت  و  ملاطفت  مي‌نمود،‌كه  با  او  مسابقه  مي‌گذاشت‌،  در  اين  باره  عايشه  مي گويد:"‌سابقني  رسول  الله  فسبقته‌،  فلبثنا  حتي‌اذا  ارهقني  اللحم‌سابقني  فسبقني  فقال  هذه  بتلك  [پيامبر صلي الله عليه و سلم    با  من  مسابقه  مي‌گذاشت  و  من  ازاوسبقت