  باشند.  و آنان  حكم ‌گیاهان  هرزه  و  طفیلی  را  پیدا  می‌كنندكه  از  رنج  دیگران  تغذیه  و  رشد  می‌كنند.  و  اسلام‌كار  و  عمل  را  تمجید  می‌كند  و  برای ‌كارگران  احترام  قایل  است  و  بهترین  و  عالی‌ترین  وسیله‌كسب  را،‌كار  می‌داند  چون  بیگمان‌ كار  مهارت  و  روح  معنوی  را  در  هر  فردی  بالا  می‌برد.

٣-  رباخواری  یكی  از  وسایل  استعمارگران  است  و  دامی  است  كه  استعمارگران  بدان‌،  ضعفا  را  شكار  می‌كنند.  لذا  استعمارگران  همیشه  بدنبال  تاجران  وكشیشان  می‌گردند  و  ما  خود  بوضوح  و آشكارا  آثار و  نتایج  ربا  و  ر‌باخواری  را  درمیهن  اسلامی  خویش  مشاهده  می‌كنیم ‌كه  چگونه  آن  را  به  استعمار مبتلا  ساخته  است‌.

٤-‌دین  اسلام  انسان  مومن  را  دعوت  می‌كند  به  این‌كه  مال  خویش  را  بصورت قرض‌الحسنه  وام  بدون  سود  و  بهره  به  برادرانسانی  و  اسلامی  خویش  قرض  بدهد،  و  نیازمندی  وی  را  برطرف  سازد  و  بهترین  پاداش  آن  جهانی  را  برآن  مترتب  دانسته است  :

" وما آتيتم من ربا ليربوا في أموال الناس فلا يربوا عند الله وما آتيتم من زكاة تريدون وجه الله فأولئك هم المضعفون     روم  ٣٩  [‌و  مالی‌كه  بخلق  خدا  بدهید  تا  بحساب  مردم‌،  در  آن  فزونی  بدست  آورید  و  به  امید  فزونی  پاداش  بیشتر،  بدانان  بدهید  خداوند  آن  را  افزونی  نمی‌دهد  بلكه  آن  را  باطل  می‌سازد  و  زیاد  نمی‌شود  و  آنچه  برای  پاكی  تن  و  مالتان  بمردم  می‌دهید  و  در  آن  رضای  خدای  تعالی  را  طلب  هستید،  شما  چند  برابر آن  نزد  خداوند  مزد  و  پاداش  می‌برید]"‌.

اقسام  ربا  و  رباخواري
ربا  خود  دو  قسم  است‌:  1-‌ربا  النسیئه  ٢-‌ر‌با  الفضل  ربا  النسیئه‌:  ربا  با  تاخیر كلمه  نسیئه  بمعنی  تعجیل  و  تاخیراست  یعنی  زیادت  و  سود  و ر‌بایی‌كه  قرض  دهنده  از  قرض  گیرنده  بسبب  مهلت  و  تاخیر  در  بازپرداخت  می‌گیرد،  می‌گوید  در  ازای  تاخیر  در  بازپرداخت  وام‌،  باید  فلان  مقدار  بیشتر  از  مقدار  وام  بپردازی‌.  این  نوع  
ربا  بنص‌كتاب  خدا  و  سنت  رسول  خدا  و  اجماع  پیشوایان  دین‌،‌  حرام  است‌.  

ربا  الفضل‌:  ربا  با  افزایش
ربا  الفضل  یعنی  پای  اضافی‌،  آنست‌كه  پول  به  پول  ونقد  به  نقد  ومواد  خوراكی  به  مواد  خوراكی  تعویض  شود،  مشروط  براینكه  توام  با  افزایش  یكی  بردیگری  باشد  این  نوع  ربا  نیز  حرام  است  بدلیل  سنت  نبوی  و  اجماع‌،  چون  سر‌انجام  آن  نیز  به  ربا  النسیئه  منجر  می‌شود  و  نام  ربا  برآن  مجازاً  اطلاق  شده  است  چون  منجر  به  ربا  می‌شود،  آن  را  ربا  نامیده‌اند.  ابوسعید  خدری  روایت‌كرده  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌ :لا تبيعوا الدرهم بالدرهمين، فإني أخاف عليكم الرباء [‌هرگز  یك  درهم  را  بدو  درهم  مفروشید،  زیرا  من  ترس  آن  دارم‌ كه  به  ربا  منجر گردد]"‌.  پس  از  ر‌با الفضل  نیز  نهی  كرده  است‌،  مبادا  به  ربا  النسیئه  منجرگردد،  بنص  صریح  حدیث  از  حرمت  ربا  در  شش  چیز سخن  رفته  است‌:  طلا،  نقره‌،‌گندم‌،  جو،  خرما  و  نمك‌.  ازابوسعید  روایت   شده  است  كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌: الذهب بالذهب والفضة بالفضة والبر بالبر والملح بالملح مثلا بمثل يدا بيد، فمن زاد أو استزاد فقد أربى، الاخذ والمعطي سواء  [طلا  در  برابر  طلا  و  سیم  در  برابر سیم  و گندم  در برابر گندم  و نمك  دربرابر  نمك  باید  وزن  و  پیمانه‌شان  با  هم  برابر و  بصورت  نقدی  باشد،  پس  هركس  برآن  افزود  یا  فزونی  خواست‌،  او  مرتكب  ربا  شده  است‌،‌گیرنده  و  دهنده ‌گناهشان  یك‌سان  است‌]"‌.  بروایت  بخاری‌.  

علت  تحریم  ربا  در  این  اجناس
این  شش  چیزی‌كه  حدیث  از آنها  نام  برده  است  عبارتند  ازكالاهای  مایحتاج  و  ضروری  مردم‌ كه ‌كسی  از  آنها  بی‌نیاز  نیست‌،  طلا  و  نقره  دو  عنصر  اساسی  هستند،  برای  پولی‌كه  معاملات  بوسیله  آن  تنظیم  می‌گردد  و  مبادلات ‌كالاها  با  توجه  بدانها  صورت  می‌گیرد  و  طلا  و  نقره  معیار نرخ‌گذاری  و  تعیین  بهای‌كالاها  می‌باشند.  و  آن  چهارجنس  دیگر  باقیمانده  مواد  اساسی  خوراكیها  می‌باشند  واساس  قوت  زندگی  و مایه  حیات  می‌باشند،  هرگاه  در  این  اجناس  ربا  و  رباخواری  معمول ‌گردد،  موجب زیان  و  ضرر  مردم  می‌شود  و  به  تباهی  و  فساد  معاملات  و  داد  و  ستد  مردم  منجر  می‌گردد  و  شارع  مقدس  از  روی  رحمت  و  شفقت  بمردم  و  مراعات  مصالح  آنان  از  معاملات  ربوی  نهی‌كرده  است‌.  چنان  بنظرمی‌رسدكه  علت  تحریم  ربا  در طلا  و نقره  بدانجهت  می‌باشدكه  بهای‌كالاها  هستند.  پس  ثمن  بودن  و  بها  بودن  علت  تحریم  است  و  این  علت  قابل  سرایت  بدیگرچیزهائی‌كه  ثمن  و  بها  واقع  می‌شوند  نیز  می‌باشد  وعلت  تحریم  در  بقیه  اجناس  مذكورطعام  بودن  آنها  است  پس  هرگاه  علت  ثمن  وبهای‌كالا  بودن  درجنس  دیگری  غیرازطلا  ونقره  پیش  آید  حكم  آنها  را  دارد  و  فروش  آنها  جز  برابر  و  بصورت  نقدی  جایز  نیست‌.  و  همچنین  هرجنس  دیگری  غیرگندم  وجوو  خرما  ونمك  طعام  واقع  شود  وجزو مواد  خوراكی  باشد  فروش  آن  جز  بصورت  برابر  و  بنقد  و  حاضر  جایز  نیست‌.

  مسلم  از  معمر  بن  عبدالله  روایت‌كرده  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    از  فروش  طعام  بطعام  نهی  فرمود،  مگر  اینكه  برابر  باشد،  پس  هر  چیزی‌كه  در  حكم  این  اجناس  ششگانه  باشد  برآنها  قیاس  می‌شود  و  حكم  آنها  را  دارد.

بنابراین  هرگاه  در  داد  و  ستد  هر  دو  بدل  و  عوض  -كالا  و  بها  -‌از  یك  جنس  باشند  و  علت  تحریمشان  نیز یكی  باشد،  تفاضل  و  فزونی  یكی  بردیگری  و  فزونی  بخاطر  تاخیر  درپرداخت  یكی  دیگر  حرام  است‌.  پس  هرگاه  طلا  را  به  طلا  وگندم  را  به‌گندم  فروختند  برای  صحت  و  درستی  این  معامله  و  تبادل  صحیح  شرعی‌،  دو  شرط  لازم  است  كه  موجود  باشد:

 1-  تساوی  و  برابری  دركمیت  و  اندازه  با  قطع  نظر  از مرغوبی  و  غیرمرغوبی  و  خوبی  و  بدی‌،  بخاطر  مراعات  همان  حدیث ‌كه  در  بالا  بدان  اشاره  شد  و  بخاطر  اینكه  مسلم  روایت‌كرده  است‌كه  مردی  پیش  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آمد  و  با  خود  مقداری  خرما  برایش  آورده  بود.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:  این  خرمای  شما.با  خرما  ما  یكی  نیست  و  از او  نیست.  آن  مردگفت‌:  ای  رسول  خدا  خرمای  خود  را  فروختیم  دوصاع  به  یك  صاع‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:  این  عمل  ربا  است  آن  را  برگردانید  سپس  خرمای خودتان  را  بفروش  برسانید  و  با  بهای  آن  ازاین  خرما  برایمان  بخرید.  ابوداود  ازفضاله  روایت‌كرده  است  كه‌گردنبندی  راكه  در  آن  طلا  و  مهره‌ها  بود،  پیش  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آوردند،  مردی  آن  را خرید  با نه  دینار  یا  هفت  دینار.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود،  این  معامله  درست  نیست  تا  اینكه  طلا و  غیر طلا  را  از  هم  جداكنید،  لذا  آن  را  ردكرد  و ب