فته  است‌:  معنی " فجزاء مثل ما قتل من النعم   "  ابوحنیفه‌گفته  است‌كه  با  تشخیص  دو  نفر  عادل باید،  چیزی  را  در  جزای  شكار  صید  شده‌،  بپردازدكه  در  قیمت  مانند  آن  باشد،  خواه  ازحیوانات  باشدكه  باید  برای  اهل‌كعبه  ذبح  وبین  فقراء  تقسیم  شود  یا  دركفاره  آن  باندازه  قیمت  حیوان  شكار  شده‌،  اطعام  خریداری  و  بین  فقرای  مكه  تقسیم  شود.  و  شافعی‌گفته  است‌:  این  جزاء  یا  باید  صورتاً  و  شیلا  با  تشخیص  دو  نفر  عادل‌مانند  حیوان  صید  شده‌،  از  چهارپایان  باشد،  كه  قربانی  می‌شود  و  یاكفاره  بصورت  اطعام  است‌،  یا  برابرآن  روزه  می‌گیرد.حكم  و  داوری  عمر  بن  خطاب  و آنچه كه  پیشینیان  بدان  حكم كرده‌اند:

عبدالملك  بن  قریر از محمد  بن  سیرین  نقل  می‌كند كه‌:  مردی  به  نزد  عمر بن  خطاب  آمد؟‌ گفت‌:  من  با  دوستم  اسبان  خود  را  تا  “‌ثغره  ثنیه‌”  راندیم  و  درآنجا  ما  آهوئی  را  شكاركردیم  و  حال  آنكه  هر  دو  در  احرام  بودیم‌،  نظر  شما  چیست‌؟  عمر  خطاب  به  مردی‌كه  بغل  دست  اوبودگفت‌:  بیا  با  هم  درباره  آن  حكم‌كنیم‌.  آنان  حكم  دادندكه  باید  بجای  آن  بزی  را  قربانی‌كنند.  آن  مرد  برگشت  و  می‌گفت‌:  این  شخص  -  عمر  -‌امیرمومنان  است  و  نمی‌تواند  درباره  آهوئی  حكم‌كند  و  داوری  نماید  و  مردی  را  خواند  تا  با  وی  حكم  صادركند،  عمرسخن  اورا  شنید  واورا  به  نزد  خود  خواند  و  ازاوپرسید:  آیا  سوره  “‌مائده‌”  را  می‌خوانی‌؟‌گفت‌:  نخیرگفت‌:  آیا  این  مرد  راكه  با  من  حكم  صادركرد  را،  می‌شناسی‌؟‌ گفت‌:  نخیر  عمر گفت‌:  اگر  می‌گفتی‌كه  سوره  مائده  را  می‌خوانم  دستور  می‌دادم  كه  ترا  نیك  بزنند.  سپس  گفت‌:  خداوند  می‌فرماید:" يحكم به ذوا عدل منكم هديا بالغ الكعبة  “  و  این  مر‌د  هم  عبداالرحمن  بن  عوف  می‌باشد.  علمای  سلف  برای  شكار  شترمرغ‌،  دستور  به  قربانی‌كردن  یك  شتر  داده‌اند  و  برای  شكارگورخروگاو  وحشی  و  بزكوهی  نر  و  بزكوهی  ماده‌،  برای  هریك  ازآنها به  قربانی‌كردن  یك‌گاو،  دستور  داده‌اند  و  برای  پرندگان  وحشی‌،  برای  هریك  ازآنها،  به  قربانی‌كردن  یك‌گوسفند  دستور  داده‌اند  و  برای‌كفتار  به  قربانی‌كردن  قوچ  و  برای  آهو  به  قربانی‌كردن  بز  و  برای  خرگوش  به  قربانی‌كردن  بزغاله  بیش  از  چهار  ماهه  و  برای  روباه  به  قربانی‌كردن  بزغاله  چهار  ماهه  و  برای  موش  صحرائی  به  قربانی‌كردن  بزغاله  چهار  ماهه  دستور  داده‌اند.  وقتی  قربانی  نباشد  باید  چكار كرد؟

سعید  بن  منصور  از  ابن  عباس  روایت‌ كرده  است ‌كه  اگر كسی  در  حال  احرام‌،  حیوانی  را  شكار كرد،  باید  جزای  آن  را  قربانی‌كند  و گوشت  آن  را  بین  مردم  توزیع  نماید  و  اگر  حیوانی  برای  قربانی  نیافت‌،  باید  قیمت  آن  را  برآورد كند  و  بهای  آن‌، طعام  خریداری  نماید  و بین  مساكین  تقسیم‌ كند.  و  اگر طعام  نداشت  باید  دربرابر  هر  نیم  صاع  طعام‌،  یك  روز،  روزه  بگیرد،  پس  اگر محرم  آهوئی  یا  مانند  آن  را  شكار كرد  و  كشت‌،  باید گوسفندی  در  مكه  قربانی ‌كند.  اگرآن  را  نیافت  بیست  مسكین  را  اطعام  كند  و  اگر آن  را  نیافت  بیست  روز،  روزه  بگیرد.  واگر  شترمرغی  یا گور خری  یا  امثال  آنها  را كشت  باید  یك  شتری  قربانی ‌كند  و اگر آن  را  نیافت‌،  ٣٠  نفر مسكین  را  اطعام  كند  و اگر آن  را  نیافت‌،  ٣٠ روز،  روزه  می‌گیرد.  این  روایت  را  ابن  ابی  حاتم  وابن  جریر  ذكركرده‌اند  و گفته‌اند:  طعام  هر  نفر  یك  مد  است‌كه  او  را  سیركند.٩-‌تغییر دادن  موی  سفید  با  حنا  و  رنگ  سرخ‌ و  رنگ  زرد  و امثا‌ل ‌آن‌:  چون  ابوهریره‌ رضي الله عنه  گفته  است  كه  پیامبر صلي الله عليه و سلم   فرموده‌اند:  (إن اليهود والنصارى لا يصبغون فخالفوهم) [یهود  و  نصاری  موی  خود  را  رنگ  نمی‌زنند  شما  با  آنها  مخالفت  كنید  (‌یعنی  رنگ  بزنید)‌]‌‌.  جماعت  محدثین  آنرا  روایت‌ كرده‌اند.  و  ابوذر رضي الله عنه  گفته  است‌:   قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: (إن أحسن ما غيرتم به هذا الشيب الحناء والكتم[1])   [‌رسول  خدا صلي الله عليه و سلم   فرمود:  زیباترین  چیزی‌ كه  این  موی  سفید  را  بدان  تغيیر  می‌دهید  حنا  و كتم  است‌]‌‌.  هر  پنج  نفر  آن  را  روایت‌كرده‌اند.  و  همچنین  احادیث  دال  بر كراهت  خضاب  نیز روایت  شده  است‌.  به  نظر  می‌رسد كه  با  توجه  به  سن  و  سال  و  عرف  و  عادت‌،  اين مسئله  مورد  اختلاف  باشد.  از  بعضی  از اصحاب  روایت  شده  است‌ كه  ترك  خضاب بهتر  است‌.  و گروهی  دیگر گفته‌اند،  خضاب  آن  بهتر  است‌.  بعضی  با  رنگ  زرد خضاب  می‌كر‌دند  و ‌بعضی  با  حنا  و كتم‌،  و برخی  دیگر  با  زعفران‌،  و جماعتی  با  رنگ  سیاه‌،  آن  عمل  را  انجام  می‌دادند.

حافظ  در كتاب  “‌‌الفتح‌“‌  از  ابن  شهاب  زهری  نقل  كرده  كه  گفته  است‌:  "زمانی  كه  چهره‌  شادابی  د‌اشتیم  با  سواد  خضاب  می‌كردیم  و  وقتی  كه  چهره  چین  و  چروك  برداشت  و  دندانها  افتادند،  آنر‌ا  ترك  كردیم‌“‌‌.  جابر  گفته  است‌.  ‌“‌رو‌ز  فتح مكه  ابوقحافه  بدر  ابوبكر  را  به  خدمت  پیامبر صلي الله عليه و سلم   آوردند  كه  موی  سرش  همچون‌ گیاه  “‌‌ثغامه‌“‌  سفید  شده  بود،  پيامبر فرمود.  (اذهبوا به إلى بعض نسائه فلتغيره بشئ وجنبوه السواد)  [‌او را  پیش  يكی  از  زنانش  ببرید  تا  مویش  را  رنگ  كند،  و‌لی  از  رنگ ‌كردن  با “‌‌سواد“‌  دوری  كنید]‌‌.  جماعت متحدثین  بجز  بخاری  و  ترمذی  آنرا  روایت  كرده‌اند.  

این  حدیث  جابر  درباره‌ء  یك  واقعه‌ي عینی  و  شخصی  است  و  وقایع  عینی  عمومیت  ندارند.  پعلا‌وه  برای  پیرمردي  مانند  ابوقحافه ‌كه  موي  سرش  تماماً  سفید  شده  بود، شایسته  نبود كه  آنرا  با  رنگ  “‌سواد”‌  سیاه  نماید  و  زیبنده‌ي او  و  امثال  او نبود.  

--------------------------------------------------------------------------------
[1] گياهي است رنگي، كه رنگ آن سياه مايل به قرمز است.چگونگی اطعا‌م  مسا‌کین  و  روزه‌ گرفتن

مالک‌گفته  است‌:  بهترین  چیزی‌که  در‌باره  کشتن  و  شکار  حیوان  در  حال  احرام  شنیده‌ام‌،  آنست  که  حیوان  شکاری‌که‌کشته  شده‌،  ارزیابی‌ گردد  و  بهای  آن  را  طعام  خریداری‌ کنند،  آنگاه  بهر  مسکین  یک  مد  بدهند  یا  بجای  هر  مدی  یک  روز،  روزه  بگیرند.  به  تعداد  اطعام  هر مسکینی‌،  یک  روز،  روزه  بگیرد،  پس  بجای  ده  مسکین  ده  روزه  و بجای  بیست  مسکین  بیست  روزه  و بدین  نسبت  تا  هر اندازه  برسد،  حتی  اگر  از  شصت  نفر  هم  بیشتر  باشد. چند  نفربا  هم  درکشتن  حیوان  شکا‌ری  سهیم  با‌شند:

اگر  چند  نفر  با  هم  و  از  روی  عمد،  درکشتن  یک  حیوان  شکاری‌،  در  حال  احرام‌،  شرکت  داشته  باشند،  تنها  یک  جزاء  برآنان  واجب  می‌شود،  چون  درآیه  آمده  بود: " فجزاء مثل ما قتل من النعم   .  از  ابن  عمر  سئوال  شد  درباره‌گروهی‌که  در  حال  احرام  کفتاری  راکشت