عاده‌ي آن  لازم  نمی‌باشد،  زیرا  خداوند گوید:  ﴿ليس عليكم جناح فيما أخطأتم به﴾  [‌اگر  اشتباه  کردید  بر  شما  گناهی  نیست‌]‌‌.  و  بسیاری  از  یاران  پیامبر  و  تابعین  بدین  را‌ی  فتوی  داده‌اند.

٦-‌کسی که  جای  آلودگی  را  در  لباس  خود  تشخیص  ندهد،  واجب  است ‌که  تمام  لباس  را  بشوبد،  زیرا  تا  تمام  لباس  را  نشوید  به  پاکی  آن  یقین  پیدا  نمی‌کند،  زیرا:  (ما لا يتم الواجب إلا به فهو واجب).  [‌چیز‌ی  که  مقدمه‌ي تکمیل  و  اتمام  واجب  باشد  آن  هم  واجب  است]‌‌.

٧-‌اگر  لباس  پاک  با  لباس  آلوده  مشتبه  گردد،  باید  یکی  را  انتخاب  کرد  و  در  آن یکبار  نماز  خواند،  درست  به مانند  قبله،  خواه  تعداد  لباسهای  پاکیزه  فراوان  باشد  یا اندك.آیا  صدقه  و  زکات  را  آشکارا  باید داد؟‌

زکات  دهنده  اگر تظاهر  و  ریا  نکند،  می‌تواند  صدقه  فرض  و  غیر فرض  خود  را،  آشکارا  به  مردم  پرداخت‌ کند،  ولی  پنهان  داشتن  آن‌،  بهتر  است‌. خداوند  می‌فرماید: “  إن تبدوا الصدقات فنعما هي وإن تخفوها وتؤتوها الفقراء فهو خير لكم  [1][اگر  بخشش  صدقات  خود  را،  آشکار  انجام  دهید،  چه‌کار  خوبی  است  و  اگرآن  را  پنهانی  انجام  دهید  و  به  نیازمندان  ببخشید  آن  برای  شما  بهترخواهد  بود]"‌. 

احمد  و  شیخین  از  ابوهریره  روایت‌کرده‌اندکه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود: " سبعة يظلهم الله في ظله وم لاظل إلا ظله:  الامام العادل، وشاب نشأ في عبادة الله، ورجل قلبه معلق بالمساجد، ورجلان تحابا في الله عزوجل، اجتمعا عليه، وتفرقا عليه، ورجل تصدق بصدقة فأخفاها، حتى لا تعلم شماله ما تنفق يمينه، ورجل ذكر الله خاليا ففاضت عيناه. ورجل دعته امرأة ذات منصب، وجمال، إلى نفسها، فقال:  إني أخاف الله عزوجل.    [هفت  دسته  هستندکه  خداوند  روزی‌که  هیچ  سایه‌ای  بجز  سایه  او  وجود  ندارد،  آنها  را  بزیرسایه  مرحمت  خویش  می‌گیرد: پیشوای  عادل  و  دادگر  جوانی‌که  در  عبادت  پروردگار  پرورش  می‌یابد،  مردی‌که  قلبش  شیفته  مساجد  است‌،  دو  نفری‌که  تنها  بخاطررضای  خدا،  همدیگر  را  دوست  دارندکه  برای  رضای  خدا،  با  هم  هستند  و  یا  از  هـم  جدا  می‌شوند،‌کسی‌که  صدقه  فرض  و  غیرفرض  خود  را،  آنچنان  پنهانی  می‌دهد،‌کـه  دست  چپش  از  بخشش  دست  راستش  باخبر  نیست‌،‌کسی‌که  در  خلوت‌،  ذکر  خدا  می‌کند  و  اشک  از  چشمانش  سرازیر،  می‌گردد،‌کسی‌که زن  صاحب  مقام  و  زیبائی  او  را  به‌کامرانی  خویش‌،  بخواند،  ولی  او  امتناع  ورزد  و  بگوید: من  از  خداوند  بزرگ  شرم  دارم  و  می‌ترسم‌]"‌.                 

پا‌یا‌ن  جلد  اول،  ادا‌مه  بحث  زکا‌ت  در  جلد  دوم  
--------------------------------------------------------------------------
[1] -بقره/271.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:212.txt">زكات فطریه </a><a class="text" href="w:text:213.txt">فلسفه زکات فطریه‌</a><a class="text" href="w:text:214.txt">زکات  فطریه  بر  چه ‌کسی  واجب  است‌</a><a class="text" href="w:text:215.txt">مقدار  زکات فطریه‌</a><a class="text" href="w:text:216.txt">چه  موقع  زکات  فطریه  واجب  می‌گردد</a><a class="text" href="w:text:217.txt">تعجیل  در  پرداخت  زکات  فطریه  و  پرداخت ‌آن  پیش  از  وقت  وجوب</a><a class="text" href="w:text:218.txt">مصرف  زکات ‌فطریه‌</a><a class="text" href="w:text:219.txt">آیا  می‌توان  به  شخص  ذمی  زکات  فطریه  داد</a></body></html>زكات فطریه  

زكات  فطریه‌،  یعنی‌،  زكاتی  كه  با  افطار  رمضان  و  پس  از  ماه  رمضان  واجب  می‌گردد.  این  زكات  بر  هر  فرد  مسلمانی‌،‌كوچك  یابزرگ‌،  مذكر  یا  مونث‌،  آزاد  یا  برده  واجب  می‌باشد. بخاری  و  مسلم  از  حضرت  عمر  روایت  كرده‌اند  كه  گفت‌: ‌“‌پیامبر  خدا صلی الله علیه و سلم    زكات فطریه  ماه  رمضان  را  فرض‌كرد،‌كه  برای  هر  فرد  مسلمان  یك  صاع  =  ٢١٧٦گرم  از  خرما  یا  جو  (‌یا گندم‌)  بابت  برده  و آزاد  و  مذكر و  مونث  و كوچك  و  بزرگ  داده  شود“‌. فلسفه زکات فطریه‌:

در  سال  دوم  هجری  زکات  فطریه  واجب  گردید،  تا  بدینوسیله  روزه‌دار،‌ کفاره سخنان  یاوه  و  زشتی  راکه  شاید  بر ز‌بان  رانده  است‌،  ادا کرده  و کمکی  نیز  به  فقیران  و  مستمندان  کرده  باشد.

ابوداود  و  ابن  ماجه  و  دارقطنی  از  ابن  عباس  روایت ‌کرده‌اند  که‌ گفت‌:  “‌پیامبر صلی الله علیه و سلم زکات  فطریه  را  فرض‌کرد،  تا  روزه‌دار،  از گناه  سخنان  یاوه  و  زشت  پاک‌گردد  و  خوراکی  نیز  برای  مساکین  باشد،  هرکس  پیش  ازادای  نمازعید  آن  را  بپردازد  او  زکات  مقبولی  را  داده  است  و  هرکس  بعد  ازادای  نماز،  آن  را  پرداخت‌کند  او  صدقه‌ای  از  صدقات  را  داده  است‌“‌.زکات  فطریه  بر  چه ‌کسی  واجب  است‌؟‌

زکات  فطریه  بر  هر  مسلمان  آزاده‌ای‌که  مالک  مقدار  یکصاع  =  2176 گرم  بیش  از  نفقه  یک  شبانه  روز  خود  و  خانواده‌اش  باشد،  واجب  است‌.  بر  هر کس  واجب  است که  زکات  فطریه  خود  وکسانی  راکه  نفقه آنها  بروی  واجب  باشد  پرداخت‌کند  مانند  همسر  و  فرزندان  و  خدمتکارانی‌که  سرپرستی  امور  آنها  را،  بعهده  دارد  و خرج  و  هزینه  زندگی  آنها  بعهده  او  بوده  است‌.مقدار  زکات فطریه‌:

مقدار  واجب  از  زکات  فطریه  برای  هر  فرد  یکصاع  =  ٢١٧٦گرم  ازگندم  یا  جو  یا  خرما  یا  مویز  یا  پنیربا  برنج  یا  ذرت  یا  امثال  آن  ازآنچه  قوت  به  حساب  می‌آید،  می‌باشد  .
امام  ابوحنیفه  پرداخت  قیمت  و  بهای  آن  را  نیز  جایز  دانسته  است‌.  و گفته‌:  اگر  از  گندم  نیم  صاع  بدهد کافی  است‌.  ابوسعید  خدری‌ گفت‌:  “‌وقتی‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    در  میان  ما  بود  ما  زکات  فطریه  را  بابت  هرفردی‌کوچک  یا  بزرگ،  آزاده  یا  برده  ومملوک‌،  یک صاع  خوراکی  یا  یکصاع  ازپنیر  یا  جو  یا  خرما  یا  مویز  می‌دادیم‌.  ما  همین‌کار  را  انجام  می‌دادیم  تا  اینکه  معاویه  برای  حج  یا  عمره  وارد  شد  برمنبربا  مردم  سخن‌گفت‌.  و  از  جمله  سخنان  وی  این  بودکه‌گفت‌:  به  رای  من  دومد  (‌نیم  صاع‌)  ازگندم  شام  برابر  یک  صاع  ازخرما  است  و  مردم  آن  را  عمل‌کردند  و  بجای  یکصاع  خرما  نیم  صاع  گندم  می‌دادند.  ابوسعیدگفت‌:  ولی  من  تا  زنده‌ام  یکصاع  می‌دهم  نه  نیم  صاع‌"‌.گروه  محدثین  آن  را  روایت  کرده‌اند.

ترمذی  گفته  است‌:  بعضی  از  اهل  علم  و  امام  شافعی  و  اسحاق  گفته‌اند:  از  هر  چیزی  باید  یکصاع  داد  ولی  بعضی  دیگر  از  اهل  علم  و  سفیان  و  ابن  المبارک  و  اهل  کوفه‌،  می‌گویند:  از  هر  چیزی  یکصاع  است  مگر گندم ‌که  نیم  صاع  آن‌کافی  است‌.چه  موقع  زکات  فطریه  واجب  می‌گردد:  

فقهاء  اتفاق  دارند  بر  اینکه  در  آخر  ماه  رمضان  واجب  می‌گردد.  ولی  در  تعیین وقت  آن  اختلاف  دارند.  

ثوری  و  احمد  و  اسحاق  و  شافعی  بنا  به  قول  جدید  و  در  روایتی  از  امام  مالک  می‌گویند:  وقت  وجوب  زکات  فطریه  غروب  خورشید  آخرین  روزرمضان  و  شب  عید  فطر  است‌.  چون  آنموقع  موقع  فطر رمضان  است‌.

ابوحنیفه  و  لیث  و  شافعی  بنا  به  قول  قدی