 روی  خود  نهاده  بود،  می‌تواند  در نماز  مانع  عبور کننده  از  جلو  خود  باشد،  خواه  انسان  باشد  یا  حیوان‌.  اما  اگر  مرور کننده  از  آنسوی  مانع  (‌ستره‌)  بگذرد،  نمازگزار  مانع  آن  نشود  و  عبور  آن  برای  نمازگزار  زیانی  ندارد.

از  حمید  بن  هلال  روایت  است‌ که ‌گفته  است‌:  در  حالیه  من  و  یکنفر  از  دوستانـم‌،  درباره  حدیثی  مذاکره  می‌کردیـم‌،  ابوالصالح  السمان ‌گفت‌:  من  با  ابوسعید  خدری‌،  در  روز  جمعه  نماز  می‌گزاردم‌،  او  چیزی  را  پیش  روی  خود  نهاده  بود، ‌که  او  را  از  مردم  پنهان  می‌کرد،  در  آن  وقت  جوانی  از “‌بنی  ابی  معیط‌"  وارد  شد  و  خواست  از  جلو  ابوسعید  عبور کند،  ابوسعید  بر  سینه  او زد  و  او  را  از  خود  راند،  جوان  نگاه ‌کرد  و  جز  آنجا  راه  عبوری  نیافت‌،  لذا  دو باره  برگشت  و  خواست  از آنجا  بگذرد،  ابوسعید  این  بار سختتر از  بار  اول  بر  سینه  او  زد  و  او  را  از  خود  راند،  آن  جوان  ایستاد  و ابوسعید  را  ناسزا گفت‌.  سپس  مردم  ازدحام ‌کردند،  آن  جوان  پیش  مروان  رفت  و  از  ابـوسعید  شکایت ‌کرد.  چون  ابوسعید  پیش  مروان  رفت‌،  مروان ‌گفت‌:  چرا  آن  برادر زاده‌ات  از  تو  شکایت  می‌کند؟  ابوسعید  گفت‌:  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم  شنیده‌ام  که  می‌فرمود:" إذا صلى أحدكم إلى شئ يستره من الناس فأراد أحد أن يجتاز بين يديه فليدفعه فإن أبى فليقاتله فإنما هو شيطان  [هرگاه  یکی  از شما  نماز می‌خواند  و  چیزی  را  پیش  روی  خود  نهاده  بود،  که  او  را  از  مردم  پنهان  می‌کرد،  و کسی  خواست  از  جلو  او  بگذرد،  او را  از  خود  براند،  اگر  عبور کننده  امتناع  و‌رزید  و  باز نگشت‌،  با  او  جنگ  کند،  چه  بی‌گمان  او  شیطان  است‌]‌’‌’‌.  به  روایت  مسلم  و  بخاری‌.

7-‌چیزی  نماز را  قطع‌ نمـی‌کند:
به  رای  علی  و  عثمان  و  ابن  المسیب  و  مالک  و  شافعی  و  سفیان  ثوری  و  حنفی‌ها  چیزی  نماز  را  قطع  نمی‌کند.  چه  ابوداود  از  ابووداک  روایت  کـرده  که  گفته  است‌:  ابوسعید  خدری  نماز می‌خواند  جوانی  از قریش‌،  از  جلو  او گذشت‌،  ابوسعید  او  را  از  خود  راند،  سپس  آن  جوان  برگشت‌،  دوباره  ابوسعید  او  را  از  خود  راند،  تا  سه  بار این  

کار  تکرار  شد،  چون  نماز  را  بپایان  برد،‌ گفت‌:  هیچ  چیز  نماز  را  قطع  نمی‌کند،  ولی  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:" ادرءوا ما استطعتم فإنه شيطان  [‌تا  آنجا که  می‌توانید  او  را  دفع ‌کنید  و  برانید  چه  او  بی‌گمان  شیطان  است‌]"‌.چیزهای که  در نماز  مبا‌ح است

اعمال  زیر  در  نماز  مباح  است  و  موجب  باطل  شدن  آن  نمی‌شود:

1-گریه  و  ناله  و آه ‌کشیدن‌،  خواه  از  ترس  خداوند  باشد  یا  بخاطر  مصائب  و  رنجها،  مشروط  برآنکه  این  حالات  بروی  غلبه ‌کند  و نتواند  آنها  را  از  خود  دفع ‌کند. چه  خداوند  می‌فرماید:" إذا نتلى عليهم آيات الرحمن خروا سجدا و بكيا   [‌چون  آیات  خداوند  بخشنده  مهربان  بر آنان  خوانده  شود،  بر  روی  می‌افتند  سجده‌کنان  و گریه کنان‌]"‌.  مفهوم  آیه  نمـازگزار  و  غیر نمازگزار  را  در بر  می‌گیرد:  از  عبدالله  بن  الشخیر  روایت  است‌ که‌: ‌“‌من  پیامبر صلی الله علیه و سلم  را  دیدم ‌که  در  نماز  از  سینه‌اش  صدای  جوشش‌ گریان  می‌آمد،  همانگونه ‌که  دیگ  می‌جوشد  یعنی  از خوف  خدا  می‌گریست  و  صدای ‌گریه  او شنیده  می‌شد که  شبیه  صدای  غلیان  آب  در دیگ  جوشان  بود“‌.  به  روایت  احمد  و  ابوداود  و  نسائی  و  ترمذی‌ که  او  آن  را  صحیح  دانسته  است‌.  علی  بن  ابی‌طالب ‌گفته  است‌:‌“‌در  جنگ  بدر  جز  مقداد  بن  الاسود  سواری  در  میان  ما  نبود،  و  در میان  ما  تنها پیامبر صلی الله علیه و سلم  شب  بیداری ‌کشید  و  تا  صبح  شد  در  زیر  درختی  نماز  می‌خواند  و گریه  می‌کرد“‌.  به  روایت  ابن  حبان‌.  از  حضرت  عایشه  روایت  است‌ که‌:  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم  به  آخرین  بیماری  خود  مبتلا  شد،  فرمود:" مروا أبا بكر أن يصلي بالناس [‌به  ابوبکر بگوئید که  برای  مردم  نماز  بگزارد]"‌.  عایشه ‌گفت‌:  ای  پیامبر  خدا  بی‌گمان  ابوبکر  مرد  رقیق  القلب  است‌،  نمی‌تواند  اشک  خویش  را  نگه  دارد،  او  هرگاه  قرآن  می خواند،گریه  می‌کند.  عایشه ‌گفت  بدانجهت  چنین ‌گفتم ‌که  مبادا  مردم  از  ابوبکر دوری  جویند  و  بدشان  آید که  او  اولین ‌کسی  باشد که  در  جای  پیامبر صلی الله علیه و سلم  بایستد  و  آن  را  بفال  بد  بگیرند.  پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" مروا أبا بكر فليصل بالناس، إنكن صواحب يوسف [به  ابوبکر  بگوئید  برای  مردم  نماز  بگزارد،  بی‌گمان  شما  بر  سان  زنانی  هستید  که  با  یوسف  بودید که  چیزی  را  در  دل  دارید  و  خلاف  آن  را  اظهار  می‌کنید]"‌.  به  روایت  احمد  و  ابوداود  و  ابن  حبان  و  ترمذی‌ که  آن  را  صحیح  دانسته  است‌.

پیامبر صلی الله علیه و سلم  تصمیم‌ گرفت‌ که  ابوبکر پیشنمازی  را  بعهده ‌گیرد  با  وجود  اینکه  به  وی  خبر دادند که  ابوبکر چون  قرآن  بخواند گریه  بروی  غلبه  می‌کند،  این  مطلب  دلیل  بر  اینست  که  گریه  در  نماز  اشکال  ندارد.  

روزی  عمربن  خطاب  در نماز صبح  سوره  یوسف  را  خواند  تا  اینکه  بدین  آیـه  رسید:" إنما أشكو بثي وحزني إلى الله "  صدای‌ گریه  عمر شنیده  شد.  به  روایت  بخاری  و  سعید  بن  منصور و  ابن  المنذر.  این  مطلب ‌که  عمر در نماز صدای ‌گریه  خود  را  آشکار  نموده  است  جواب  ردی  است  به  کسانی  که  می‌گویند:  چنانچه‌ کسی  در  نماز گریه  کند  و  دو  حرف  از  آن  آشکار گردد  نمازش  باطل  می‌شود،  خواه  از  ترس  و  خوف  خداوند  باشد  یا  خیر؟‌.  و  اینکه  می‌گویند:  چنانچه  در گریه  کردن  دو  حرف  ظاهر  شود، ‌کلام  و سخن  محسوب  می‌شود،  این  سخن  مسلم  نیست  چه ‌کلام  و سخن ‌گفتن  غیر  از گریستن  است‌.

2-‌چپ  و  راست  نگریستن  بوقت  نماز:
از  ابن  عباس  روایت  است‌ که  پیامبر صلی الله علیه و سلم  در  نماز  به  چپ  و  راست  خود  می‌نگریست  ولی‌ گردنش  را  به  طرف  پشت  نمی‌گردانید.  به  روایت  احمد  ابوداود  روایت  کرده‌ که  پیامبر صلی الله علیه و سلم  در  نماز  به  طرف ‌“‌شعب‌‌“  می‌نگریست‌.  ابوداود  گفت‌:  

پیامـبرصلی الله علیه و سلم  سواری  را  شب  برای  نگهبانی  به  “‌شعب‌“  فرستاده  بود.  از انس  بن  سیرین  روایت  است ‌کـه  گفته  است‌:‌“ ‌انس  بن  مـالک  را  دیـده‌ام ‌که  در  نماز  به  چیزی  می‌نگریست  و  بدان  خیره  شده  بود‌“‌.  به  روایت  احمد.

نگریستن  به  اطراف  اگر  برای  نیاز  باشد  مکروه  است  و بهتر  است  از آن  خودداری  نمود،  چه  با  خشوع  و  دل  به  خدا  دادن  و روی  نمودن  به  خدا،  منافات  دارد.  از  عایشه  روایت  است  که  درباره “‌التفات‌‌“  و  به  اطراف  نگریستن‌،  در  نماز  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم  سوال  کردم‌،  او  فرمود:" اختلاس يختلسه الشيطان من صلاة العبد  [‌التفات  و  بـه  اطراف  نگریستن  در  نماز  