انند اينكه هرگاه يكي از موانع ارث در وي باشد از ارث محروم مي‌شود، پس مصلحت ديده شده‌كه او بدون ارث استحقاق تركه داشته باشد. بجهت ايثار حقيقت و واقعيت‌.   

كسي‌كه مازاد بر ثلث براي وي وصت شده = موصي به بمازاد بر ثلث
هرگاه‌كسي مرد و وارثي نداشت و به نسب‌كسي به خود اقرارنكرده بود براي او جايزاست‌كه همه تركه خود را يا هرقسمتي ازآن را براي بيگانه وصيت‌كند، چون تنفيذ وصيت به ثلث بخاطر ورثه است و حال او ورثه‌اي ندارد[1]‌.

بيت‌المال 
هرگاه‌كسي مرد و وارثي نداشت و براي مجهول النسبي اقرار ‌به نسب وي به خود نكرده بود و موصي له به بيشتر از ثلثي‌، نداشت در اين حال تركه ميت به بيت‌المال مسلمين داده مي‌شود تا در جهت مصالح عمومي امت اسلامي مصرف گردد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - آقای  خالدی  نوشته  است  بخلاف  شافعیه  چون  آنان  می‏‎گویند  مازاد  بر  ثلث برای  بیت‌المال  است  و  رضایت  بیت‌المال  بمازاد  بر  ثلث  هم  ممكن  نیست‌.  چون  افراد  بیت‌المال  محصور  نیستند  بخلاف  ورثه‌.  مترجم‌وصيت واجب 

قانون شماره ٧١ سال ١٣٦٥ هجري و سال ١٩٤٦ ميلادي درباره وصيت واجب صادر شده و احكام زير را در‌بر دارد:
1-‌هرگاه ميت براي فرزندان ولد خودكه در حال حيات او مرده است و يا همراه او ولو حكماً مرده است‌، وصيت نكرده بود، باينكه فرزندان او استحقاق ميراث او را داشته باشند، ميراثي‌كه اگر او بعد از مرگ ميت زنده مي‌ماند. (‌مقصود آنست‌كه اگر جد مرده وصيت نكرده بود براي نوه‌هائي‌كه پدرشان درحال حيات او مرده بود و نگفته بود در ارث‌، آنان را بجاي پدرشان قرار دادم‌) در اين حال براي فرع ولد ميت يعني نوه‌ها وصيت در حدود ثلث تركه واجب است‌، بشرط اينكه اين فرع وارث نباشد (‌يعني جد آنان را بجاي پدرشان قرار نداده باشد) و ميت از طريق ديگري مقدار آنچه‌كه برايش واجب است بوي نداده باشد. و اگر آنچه كه بفرع ولد داده است‌كمتر از مقدار واجب بود، بايد برايش تكميل‌گردد. و بتكميل آن وصيت واجب مي‌گردد. اين وصيت براي اهل طبقه اول از قبيل اولاد پسران و دختران از اولاد صلبي‌كه انتسابشان بميت بوسيله مونث نيست‌، هرچه پايين بروند واجب مي‌گردد. مبني براينكه هراصلي فرع خود را حجب مي‌كند نه فرع غير خود را و اينكه نصيب هراصلي برفرعش تقسيم مي‌شود اگرچه قسمت ميراث پايين آيد. مانند اينكه اگر اصل يا اصولي‌كه وسيله تقرب بميت هستند، بعد از او مرده باشند و مرگشان بترتيب طبقات مرتب باشد.
٢-‌هرگاه ميت براي‌كسي‌كه وصيت براي او واجب است‌، به بيش از بهره‌اش وصيت‌كرده بود، مازاد بر بهره جزو وصيت اختياري است و اگر بكمتر از بهره‌اش وصيت‌كرده بود، واجب است بهره‌اش تكميل‌ گردد، و اگر ميت براي بعضي از كساني‌كه وصيت برايشان واجب است‌، وصيت‌كرده بود و براي بعضي ديگر وصيت نكرده بود، براي آنها نيز واجب است‌كه نصيبشان داده شود. بهره ‌كساني‌كه برايشان وصيت نشده است‌گرفته مي‌شود و بهره‌كساني‌كه برايشان وصيت شده بكمتر ازحد واجب از باقي ثلث داده مي‌شود. و اگركم‌تر آمد از باقي ثلث و مقدار وصيت اختياري داده مي‌شود. 
٣-‌وصيت واجب بر ديگر وصاياي ميت مقدم داشته مي‌شود، هرگاه ميت براي كساني كه وصيت برايشان واجب است‌، وصيت نكرده بود و يا براي غير از آنان وصيت‌كرده بود، هريك ازكساني‌كه وصيت برايشان واجب است‌، مقدار نصيب خود را ازباقي ثلث تركه مي‌گيرند اگركفايت مي‌كرد والا ازباقي ثلث تركه و از آنچه كه براي غير آنان وصيت شده بود بهره‌شان داده مي‌شود.

طريقه حل مسائل مشتمل بر وصيت واجب
 ١-‌فرزندي‌كه در حيات يكي ازوالدين مرده است‌، زنده فرض مي‌شود و نصيب وبهره اومانند وقتي‌كه موجود باشد، تعيين و تقرير مي‌گردد.
 ٢-‌بهره متوفي از تركه ميت جدا مي‌شود و بفرع وي داده مي‌شودكه مستحق وصيت واجب است اگر مساوي با ثلث تركه يا كمتر از آن باشد، اگر بر ثلث زائد باشد به ثلث برگردانده مي‌شود، سپس براولاد فرع برمبناي للذكر مثل خط الاثنين تقسيم مي‌شود. 
٣-‌باقيمانده تركه بين وارثان حقيقي بر حسب فرايض و سهام مقرره شرعيشان تقسيم مي‌گردد.

پايان ترجمه‌ كتاب فقه السنه 
دهم فروردين ١٣٦٧ پايان ترجمه‌ كتاب فقه السنه 

الحمد لله الذي بنعمته تتم الصالحات‌.
چهارشنبه دهم فروردين ١٣٦٧ ساعت ٩ و ده دقيقه صبح در شهر سنندج درمنزل شخصي تمام شد. محمود ابراهيمي‌.
خداوندا ادامه خدمت بشريعت مطهر اسلام را تنها از تو مي‌خواهم‌.
خداوند سپاسگزارم‌كه به من توفيق داد كه بمنظور چاپ دوم ترجمه فقه‌السنه هر چهارجلد ترجمه فارسي آن را بار ديگر بدقت بررسي نمايم و تصحيح و باز‌بيني كنم‌كه تغييرات اساسي درآن بوجود آمده و اصلاحات مفيدي درآن صورت‌گرفته است‌. اميدوارم كه چاپ دوم آن با كيفيت بهتر و آراسته‌تر به برادران و خواهران مسلمان تقديم‌گردد. الحمد لله علي اتمامه والصلاه والسلام علي محمد صلي الله عليه و سلم  و علي آله و اصحابه والذين اتبعوهم باحسان الي يوم الدين‌.
محمود ابراهيمي سنندج - 5/2/1386 ‌چگونگی نشستن بین دو سجده  ( سجدتین )‌:

سنت  آنست‌ كه  در بین  دو  سجده  بصورت ‌“‌مفترش‌‌“  نشست  یعنی‌،  پای  چپ  را  گسترانید  و روی  آن  نشست  و پای  راست  را  طوری  نصب‌ كرد كه  سر انگشتان  آن  رو به  قبله  باشد.  از حضرت  عایشه  روایت  است ‌كه‌:‌“‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  پای  چپ  را  می‌گسترانید  

(‌فرش  می‌كرد)  و  پای  راست  را  نصب  می‌نمود‌“‌.  بروایت  بخاری  و  مسلم‌.  از ابن  عمر  نقل  است‌:‌“ ‌از  جمله  سنن  نماز  نصب ‌كردن  و  قرار  دادن  پای  راست  بگونه‌ای  است‌ كه انگشتان  آن  رو به  قبله  باشد  و  نشستن  بر پای  چپ‌“‌.  بروایت  نسائی‌.  نافع ‌گفته  است‌:‌“‌ابن  عمر در  نماز همه  چیز را  رو  به  قبله  می‌نهاد  حتی‌ كفشهایش  را “‌،  بروایت  اثرم‌.  و  در  حدیث  ابوحمید  در  بیان ‌كیفیت  نماز پیامبر صلی الله علیه و سلم  آمده  است‌ كه‌:‌“ ‌سپس  پای  چپ  را  تا كرد  و  بر آن  نشست‌،  سپس  به  حال  اعتدال  ماند  تا  هر  استخوانی  بجای  خود  برگشت  (‌طمانینه  را  در  جلوس  مراعات ‌كرد)‌،  سپس  خم  شد  و  به  سجده  رفت‌‌“‌.  بروایت  احمد  و  ابو داود  و  ترمذی  او  آن  را  صحیح  دانست‌.

و  در جلوس  بین  سجدتین  مستحب  بودن “‌اقعاء“  نیز روایت  شده  است  بدینگونه  كه  هر  دو  پا  را  بگستراند  و  روی‌  پاشنه‌های  آن  بنشیند.  ابوعبیده  آن  را  سخن  اهل  حدیث  دانسته  است‌.  از  ابوالز‌بیر نقل  شده ‌كه  از طاووس  شنیده ‌كه  می‌گفت‌:  ما  به  ابن  عباس ‌گفتیم‌:  چه  می‌گوئی  در ‌باره  “‌اقعاء‌“  نشستن  بر  قدمهای  پا؟‌ گفت‌:  آن  سنت  است‌. گفتیم‌:  ما  آن  را  ستمی  بر  پاها  می‌دانیم‌ . گفت‌:‌“ ‌آن  سنت  پیامبر صلی الله علیه و سلم  می‌باشد‌“‌.  بروایت  مسلم‌.  و  از  ابن  عمر  نقل  شده  است ‌كه‌:  او  چون  از  سجده  اول  سر  برمی‌داشت‌