نه این حدیث در کنار دین برای خود دکانی به نام مذهب باز کنند. 3- کجای قرآن نوشته که پیروی از علی یعنی اینکه او حتما باید خلیفه باشد؟ 4- همانطور که در بالا اشاره شد شما در هیچیک از روشهای خود پیرو علی نیستید. 5- این حدیث درست یا غلط، نمونه بسیار جالبی است از اینکه احادیث چگونه می توانند قرآن را از موضوعیت و اثر بیندازند خداوند در قرآن می فرماید: ﴿إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ ﴾: «دین نزد خدا اسلام است» و نفرموده دین یعنی سنی و شیعه و... ولی متاسفانه چنین آیات واضح و وحدت آفرینی به دست یک مشت انسان احمق و با استناد احمقانه به چند حدیث از کاربرد افتاده است.﴿َسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ﴾. «و ستمكاران به زودى خواهند دانست كه به چه مكانى باز مي گردند». 
10- نتیجه: هر گاه ملت ما بتواند این نکته بسیار ساده را بفهمد که تاریخ با احادیث شیعیان (نه احادیث اهل سنت) فرق دارد که این دو چیز جدا از هم هستند. که علم تاریخ به حقیقت نزدیکتر است تا کتابهای حدیثی اهل تشیع. که اگر تاریخ، دروغگوی بزرگی است احادیث اهل تشیع پدر او و علم کلام مادر اوست. که با بررسی علمی و بی طرفانه متون تاریخی (یعنی با بی پدر و مادر کردن آن) می توان مشت احادیث دروغ شیعیان را باز کرد. که احادیث شیعه یک قطعه کوچک از جریانی مبهم و شاید جعلی ولی تاریخ، قطعه کاملی از یک جریان ممتد است. و در این راه عقائد موروثی و تقدسات ساختگی و سفسطه های آخوندی در تجزیه و تحلیل ما تاثیر نگذارد. آنگاه است که بسیاری از مشکلات ما حل می شود و دیگر کسی نمی تواند با پیچاندن آیات قرآن، خمس منافع سالیانه ما را بگیرد و به جای انتخابات آزاد، یک عمر با چماق دین و با عنوان ولایت بر ما حکومت کند و یا قلاده به گردن ما بگذارد تا مثل سگ دنبال او عو عو کنیم و نام خود را مقلد بگذاریم و... سخن خود را با دو حدیث پیامبر به پایان می رسانم برای کسانی که به حدیث خیلی علاقه دارند البته اگر راست می گویند: 
-   «حلال آن است که خداوند در قرآن حلال کرده است و حرام آن است که خداوند در قرآن حرام کرده است و هر چه را مسکوت گذاشته مورد عفو و گذشت می باشد» (نهج الفصاحه و سنن الترمذی 3/134/1780)
-  «ای مردم، هیچ چیز را به من ارتباط ندهید زیرا من چیزی را حلال یا حرام نکردم جز اینکه خدای تعالی آنرا حلال یا حرام گردانید». (نهج الفصاحة) 
توضيحي پيرامون نام اين كتاب: 

عوام و بازاريها در ايران در پاسخ مدعي، مثلي مي آورند با اين مضمون: 
اگر چنين و چنان شد من ريش و سبيلم را مي تراشم و به جاي آن سرخاب و سفيدآب مي‌مالم. هر چند من در تمامي اين تحقيق از مراتب ادب اسلامي خارج نشدم ولي با كمال معذرت از آقايان خوارج حزب اللهي من نيز در صورتي كه آخوندها فقط به 10%  سئوالات اين تحقيق، پاسخي عقلي و منطقي و قرآني و منطبق با شواهد مسلم تاريخي بدهند، حاضرم چنين كنم!!

پايان
پائیز 1387 هجری شمسی
.....................................
(1) البته در اسلام جایگاه احادیث صحیح محفوظ است و پیروی از سنت پیامبر ص واجب است، ولی هر حدیث جعلی، ضدقرآنی، خرافی و مورد میل دکانداران مذهبی را نمی توان پذیرفت.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">توضيحي پيرامون نام اين كتاب</a><a class="folder" href="w:html:5.xml">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:8.xml">تناقضات</a><a class="text" href="w:text:12.txt">چه پاسخي براي احاديث زير داريد كه تمامي آنها از قديمي ترين و معتبرترين كتب نويسندگان شيعه هستند</a><a class="text" href="w:text:13.txt">نکته ای بسیار مهم</a></body></html>سُرخاب و سفيد آب
[سوالات بی‌پاسخ که از شیعه باید پرسیده شود]
(شیعه پاسخ نمی دهد)

تحريــر دوم

نویسنده: 
علی حسین امیریعوام و بازاريها در ايران در پاسخ مدعي، مثلي مي آورند با اين مضمون:
اگر چنين و چنان شد من ريش و سبيلم را مي تراشم و به جاي آن سرخاب و سفيدآب مي‌مالم. هر چند من در تمامي اين تحقيق از مراتب ادب اسلامي خارج نشدم ولي با كمال معذرت از آقايان خوارج حزب اللهي من نيز در صورتي كه آخوندها فقط به 10%  سئوالات اين تحقيق، پاسخي عقلي و منطقي و قرآني و منطبق با شواهد مسلم تاريخي بدهند، حاضرم چنين كنم!!<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:7.txt">قسمت دوم</a></body></html>سلام و درود بر پيامبر اسلام و خاندان پاکش و اصحاب گرانقدرش.
معمولاً علما و مراجع شيعه به شبهات و سوالاتي که مخالفين ايشان طرح مي کنند به نحوي پاسخ مي دهند، البته در برابر سوالات صحيح و بجا پاسخهاي درستي ارائه نمي دهند و معمولاً با سفسطه و بازي با کلمات يا رجوع به احاديث و روايات باب ميل خود به پاسخگويي مي پردازند، يا با رجوع به عقايد خود مثلاً با استفاده از حربه تقيه يا علم غيب يا مصلحتها و غيره... به تمامي سوالات پاسخ مي دهند.
ولي يک سري از سوالات هستند که هيچگونه پاسخي ندارند و علماي شيعه در برابر اين سوالات تنها مي توانند سکوت کنند و نمي توانند آنها را توجيه و تفسير کنند.
در اين كتاب به شرح و بيان يک سري از سوالات مي پردازيم تا خواننده گرامي متوجه شود مکتبي که آخوندهاي شيعه به عنوان مکتب اهل بيت معرفي مي کنند بي پايه و اساس است و داراي دروغها و خرافات فراواني مي باشد و در واقع با مکتب اهل بيت در تضاد کامل است.
لازم به تذكر است كه در مطرح نمودن سوالات از كتاب ارزنده آلفوس نوشتة عليرضا حسيني نيز استفاده مي كنيم و در اين تحرير كه تحرير دوم سرخاب و سفيدآب است سوالات جديدتري اضافه شده به همراه پاورقي هاي بيشتر و توضيحاتي پيرامون مسئلة حديث که در انتهاي كتاب آورده ايم. 
1- علماي شيعه دائم بر اين عقيده هستند که پس از رحلت پيامبر ص خلافت الهي حضرت علي رض توسط کودتاي سقيفه بني ساعده غصب شده است، و در واقع ابوبکر غاصب خلافت الهي علي بوده است، و کسانيکه حق علي را غصب کرده اند پس از رحلت نبي اکرم ص خفقان شديدي ايجاد نمودند و هيچکس جرات مخالفت با ايشان را نداشته است و محيط به شکلي بوده است که حتي حرمت دختر پيامبر ص را نگه نداشته اند و به خانه او هجوم برده اند و باعث سقط جنين او شده اند و حضرت علي را نيز به زور و با طنابي به گردنش براي بيعت گرفتن به بيرون کشيده اند و غاصبان خلافت در مدينه و محيط آن زمان خفقان شديدي ايجاد کردند.
حتي چنانچه به آخوندها بگوييد: چرا کسي به حق الهي حضرت علي و غدير خم اشاره اي نداشته؟ خواهيد ديد که همين پاسخها را خواهند داد و مي گويند: اي آقا، در آن زمان درب خانه آتش مي زدند و سيلي به گوش دختر پيامبر ص مي زدند و طناب به گردن علي انداختند، شما نمي دانيد که ابوبکر و عمر و طرفداران ايشان در آن زمان چه خفقاني ايجاد کرده بودند.  
پس از اين توضيحات من سوال خود را طرح مي کنم:
مي شود بفرماييد اين چه خفقاني بوده که حتي زنان مي توانسته اند عليه خليفه در مسجد خطبه بخوانند؟ منظورم خطبة فاطمه زهرا است که به عقيدة شيعه پس از غصب خلافت حضرت علي در مسجد علي