ل پرسي بيماران و برآوردن نيازهاي مردم سپري مي شد؛ بر عدّه اي از آنان ساليان زيادي سپري مي شد و از يک تکبير تحريمه هم همراه امام باز نمي ماندند؛ آنان در هر جنبه ي ديني و عبادي که فکر کنيم سرآمد و نمونه بودند؛ هر گاه يکي از برادرانشان وفات مي نمود، ساليان دراز سرپرستي عيال و خانواده اش را عهده دار مي شدند و ... . به هر حال هر کسي که اين چنين رويه و منشي در زندگي و انجام عبادات داشته باشد، ايماني رو به فزوني و تقويت دارد.
* خسته نکردن نفس؛ منظور از مداومت و پايبندي بر عبادات يا تلاش و کوشش وافر در انجام آن، به سختي افکندن نفس نيست. بلکه منظور اين است که همواره بر عبادت پايبندي شود و در ميان دو مسأله ي مهم توازن و تعادل برقرار گردد :
* اول : مسلمان، خودش را به انجام عملي مکلّف کند که تاب و توانش را دارد. * دوم : هرگاه در خودش نسبت به عملي اقبال و رغبت مي يابد، با نشاط و طراوت به انجام عمل بپردازد و سرسختانه در انجام آن بکوشد و به هنگام سستي و بي حالتي ميانه روي اختيار کند. احاديث زيادي بر اين مهم دلالت دارد؛ از جمله : «همانا دين آسان است و هيچ کس در دين زياده روي و سخت گيري نمي کند مگر که آن شدّت و سختي بر او غالب مي آيد؛ پس آرامش و ميانه روي اختيار کنيد (و زياده روي را واگذاريد)». (1) و در روايتي آمده : «راه راست و آسان را، راه راست و آسان را در پيش گيريد، به مقصد مي رسيد». (2) امام بخاري رحمه الله يک باب گشوده تحت عنوان (ما يکره من التشديد في العباده = آنچه از سختي در عبادت، مکروه و ناپسند است). انس - رضي الله عنه - مي گويد:

پيامبر - صلى الله عليه وسلم - ، ديدند که ميان دو ستون طنابي کشيده شده؛ فرمودند : «اين طناب، (براي) چيست؟» گفتند : اين طناب از آنِ زينب است که به ستون ها بسته تا هر گاه (از عبادت) خسته و ناتوان گردد، خود را به آن بياوزيد. پيامبر اکرم - صلى الله عليه وسلم - فرمودند : «نه، (نبايد چنين باشد) طناب را باز کنيد (و بدانيد که) هر کدامتان بايد سر حال و با نشاط نماز بخواند و اگر خسته و ناتوان شد، بنشيند». (1) زماني که رسول اکرم - صلى الله عليه وسلم - باخبر شدند که عبدالله بن عمروبن عاص رضي الله عنهما تمام شب را قيام مي کند و پيوسته تمام روزها، روزه مي گيرد؛ او را از اين کار باز داشتند و سببش را نيز چنين بيان فرمودند که : «وقتي که چنين کني، چشمت به گودي مي افتد و ضعيف مي شود و جسمت، سخت مانده و رنجور مي گردد». (2) همچنين فرموده اند : «از عمل، آنچه مي توانيد و طاقت داريد، بر خود لازم گيريد؛ چرا که همانا خداوند خسته نمي شود و شما خسته و رنجور ميشويد؛ و بدانيد که بهترين عمل در نزد خداوند، عملي است که بيشترين دوام و پايبندي را دارد، هر چند کم و اندک باشد». 
* جبران اعمال فوت شده؛ عمربن خطاب - رضي الله عنه - مي گويد که رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - فرمودند : «هر کس از حزبش (بخشي از قرآن که آن را وظيفه اش قرار داده)، يا از بخشي از آن خواب بماند و در وقت ميان نماز صبح و ظهر بخواند، پاداشي مي يابد که گويا آن را در شب خوانده است». عايشه رضي الله عنها مي گويد: «رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - همواره بر نمازي که مي خواندند، پايبندي مي کردند و هرگاه نماز شبشان به سبب غلبه ي خواب يا بيماري فوت مي شد، در روز دوازده رکعت نماز مي خواندند». (1) باري ام سلمه رضي الله عنها، آن حضرت را ديد که پس از عصر دو رکعت نماز گذاردند؛ وي، علت را جويا شد؛ رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - به ام سلمه رضي الله عنها چنين پاسخ دادند که : «اي دختر ابي اميه! درباره ي دو رکعت بعد از عصر (که خواندم)، پرسيدي؛ (دليلش اين بود که) عدّه اي از مردم بني قيس به نزدم آمدند و باعث شدند از دو رکعت بعد از نماز ظهر باز بمانم؛ آنها همين دو رکعت است». (2) يعني دو رکعتي که پس از عصر خواندم، به جاي دو رکعت از دست رفته ي ظهر بود.
«رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - در صورتي که چهار رکعت پيش از ظهر را نمي خواندند، آن چهار رکعت را بعد از نماز ظهر مي خواندند». (1) و همين رويه را به هنگام فوت شدن چهار رکعت پيش از ظهر اختيار مي کردند. (2) ابن قيم(رح) درباره ي روزه ي رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - در ماه شعبان که بيش از ديگر ماه ها روزه مي گرفتند، چنين دليل آورده است که : عادت پيامبر اکرم - صلى الله عليه وسلم - بر اين بود که هر ماه سه روز روزه مي گرفت و هرگاه از روزه اي باز مي ماند، مجموع روزه هاي از دست رفته ي تمام ماه ها را در شعبان جبران مي کرد تا پيش از ماه رمضان همه ي آنها را انجام داده باشد. عادت آنحضرت - صلى الله عليه وسلم - همواره بر اين بود که دهه ي آخر رمضان را اعتکاف مي فرمود؛ يک بار که به سبب سفر، اعتکاف دهه ي اخير رمضان را از دست دادند، در سال بعد از آن، بيست روز به اعتکاف نشستند. (3)
* اميد به قبوليت عمل و ترس از عدم قبول شدن؛ سزاوار است که انسان پس از انجام عمل نيکي، از اين بيم داشته باشد که عملش پذيرفته نشود. عايشه رضي الله عنها گويد: از رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - درباره ي اين آيه پرسيدم که :
(وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا ءَاتُوا وَ قُلُوبُهُم وَجِلَهٌ(
يعني : «کساني که مي بخشند، آنچه را که در توان دارند، در حالي که دل هايشان ترسان و هراسان است»؟
عايشه مي گويد: پرسيدم كه آيا ايشان كساني هستند كه باده نوشي و دزدي كرده اند؟ فرمودند: «نه اي دخترِ صدّيق، بلکه آنان روزه مي گيرند، نماز مي خوانند و صدقه مي دهند و در عين حال از اين مي ترسند که مبادا از آنان پذيرفته نشود؛ آنان کساني هستند که در نيکي ها شتاب مي کنند و پيشي مي گيرند».
ابودرداء - رضي الله عنه - مي گويد : «اگر مطمئن شوم که خداوند، يک نماز مرا مي پذيرد، اين به نزد من از دنيا و آنچه در آن است، محبوب تر و دوست داشتني تر مي باشد. چرا که خداوند مي فرمايد:
(إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ المُتَّقِينَ (1)
ترجمه : «خداوند، تنها از پرهيزگاران مي پذيرد».
يکي از صفات مؤمنان اين است که خود را در برابر تکاليف و حقوق الهي، کوچک مي بينند. پيامبر اکرم - صلى الله عليه وسلم - فرموده اند : «چه بسا شخصي که از روز تولد تا دوران پيري و هنگام مرگ، در مسير رضايت الهي حرکت کرده، عملش را در روز قيامت اندک و ناچيز بيابد». (2) آري، کسي که خودش و خدايش را شناخته، به خوبي مي داند که آنچه از اعمال با خود دارد، کافي نيست؛ هر چند که داشته هايش به اندازه ي اعمال جنّ ها و انسان ها باشد. شخصي که خود و خدايش را مي شناسد، خوب مي داند که خداوند متعال هر عملي را که مي پذيرد از کرم، فضل و بخشش او است و تنها به جود و کرمش به بنده ثواب و پاداش ارزاني مي دارد.

گوناگوني عبادات؛ اين، از رحمت و حکمت باري تعالي است که عبادت ها را متنوّع و گوناگون فرموده است. برخي از عبادت ها مانند نماز بدني است و بعضي ديگر مانند زکات مالي؛ برخي نيز مانند حج، آميزه اي از دو نوع مالي و بدني مي باشد. بعضي از عبادت ها مانند ذکر و دعا با زبان صورت مي گيرد و تنوّع عبادات، به گونه اي است که حتي 