آنها بایستد؟ مرد میدان کیست؟
دوباره حضرت طلحه رضي الله عنه  (که بوی بهشت را احساس می کرد و مشتاق ملاقات الله بود) فرمود: من حاضرم، یا رسول الله! (اما انگار رسول الله  صلى الله عليه وسلم نمی خواست به این زودی طلحه را از دست بدهد) فرمود:نه ، تو در همان موضع خود باش. سپس مرد دیگری از انصاری ها اعلام آمادگی کرد و رسول الله  صلى الله عليه وسلم نیز پذیرفت. او به میدان رفت و مشغول شمشیر زنی شد، تا اینکه به درجة شهادت نائل گشت. رسول الله  صلى الله عليه وسلم و افرادی که با او بودند به سوی بالای کوه به پیشروی پرداختند و همان مشرکان نیز آنان را تعقیب می کردند.
بر همان منوال ، رسول اکرم  صلى الله عليه وسلم درخواست خویش را مبنی بر نامزد شدن یکی از یاران برای سرگرم کردن و مانع شدن آنان از رسیدن به آن حضرت  صلى الله عليه وسلم مطرح نمود. و هر بار حضرت طلحه رضي الله عنه  اعلام آمادگی می کرد و پیامبر  صلى الله عليه وسلم نمی پذیرفت. تا اینکه آن یازده مرد انصاری به ترتیب شهید شدند و رسول الله  صلى الله عليه وسلم با حضرت طلحه باقی ماندند. در این لحظه حضرت طلحه  رضي الله عنه  فرمود: آیا نوبت من رسیده است؟پیامبر  صلى الله عليه وسلم فرمود: الآن بله.
حضرت طلحه رضي الله عنه  شمشیر کشید و به تار و مار کردن مشرکان مشغول شد، به محض اینکه فرصت اندکی می یافت، سریعاًرسول الله  صلى الله عليه وسلم را کمی بالاتر می برد. دوباره سریعاً برمی گشت و با مشرکانی که قصد نزدیک شدن به رسول الله   صلى الله عليه وسلم را داشتند به مبارزه می پرداخت.[13] 
  حضرت طلحه  رضي الله عنه  در این لحظات خود را سپر رسول الله  صلى الله عليه وسلم قرار داده بود و تیرها و نیزه های زیادی به بدن مبارکش اصابت کرد، اما به هر قیمتی که بود، پیامبر  صلى الله عليه وسلم را به بالای کوه رساند و از دست مشرکان نجات داد.
ابوبکر صدیق رضي الله عنه  فرمود: در آن لحظات من و ((ابوعبیدة جراح)) در قسمت دیگری مشغول جنگ بودیم و بین ما و رسول الله  صلى الله عليه وسلم فاصله افتاده بود. به هر شکلی بود خودمان را به رسول الله  صلى الله عليه وسلم رساندیم. خواستیم زخمهایش را مداوا کنیم ، اما اجازه نداد و فرمود: مرا بگذارید و به کمک رفیقتان ، طلحه بروید.کمی پایین تر آمدیم ، دیدیم طلحه به شدت زخمی شده و رمقی ندارد. خون به شدت از زخم هایش فوران می کرد و آثار هفتاد و چند زخم نیزه و شمشیر بر بدنش مشاهده می شد. او را نزد پیامبر  صلى الله عليه وسلم آوردیم.پیامبر   صلى الله عليه وسلم در این لحظه فرمود: ((هر کس می خواهد از نگریستن به شهیدی که زنده بر زمین راه می رود، بهره مند و خوشحال شود، طلحه را بنگرد)).[14] 
حضرت ابوبکر رضي الله عنه  هر وقت به یاد احد می افتاد، می فرمود: روز احد متعلق به طلحه است.[15]
_ طلحه الخیر
وقتی رسول اکرم  صلى الله عليه وسلم در روز احد فداکاری ها و ایثارگری های صادقانة حضرت طلحه  صلى الله عليه وسلم را مشاهده نمود، که با تمام وجود تا آخرین نفس از ایشان پاسداری می کرد، به او لقب ((طلحه الخیر)) داد[16] یعنی طلحه ای که سراسر خیر و نیکی و فداکاری است. این لقب یک مدال افتخار از جانب رسول الله  صلى الله عليه وسلم به شمار می آید.

_ طلحه الفیاض و طلحه الجود 
حضرت طلحه رضي الله عنه  نه تنها با جانش، که با مال و دارایی اش نیز اسلام را یاری می کرد و با تمام وجود در خدمت رسول الله  صلى الله عليه وسلم بود.
هر وقت اسلام نیاز به کمک های مالی پیدا می کرد، حضرت طلحه رضي الله عنه  همچون معلم صادقش، یعنی ابوبکر صدیق رضي الله عنه  بخش عمده ی ثروتش را در راه اسلام خرج می کرد . به سبب همین دلاوری ها و فداکاری ها ، رسول اکرم  صلى الله عليه وسلم به ایشان لقب((طلحه الفیاض)) و ((طلحه الجود)) را عنایت فرمودند.ابن اثیر در ((اسد الغابه)) از ابوالفرج و دیگران ازموسی بن طلحه و او نیز از خود طلحه رضي الله عنه  چنین روایت کرده است: قال طلحه: سمانی رسول الله  صلى الله عليه وسلم یوم أحد؛ طلحه الخیر، ویوم العٌسر؛ طلحه الفیاض و یوم حنین؛ طلحه الجود.[17]  طلحه می گوید: پیامبر صلى الله عليه وسلم در روز احد مرا((طلحه الخیر)) ، در روز عشیره مرا((طلحه الفیاض)) و در روز حنین مرا((طلحه الجود)) نامید.

_ حکایتی از سخا و بخشش طلحه رضي الله عنه 
حضرت طلحه رضي الله عنه  تاجری ماهر و ثروتمندی مشهور بود که به سبب زیرکی در معاملات سودهای کلانی به دست می آورد. روزی در معامله ای که با « حضرموتی ها » انجام داد ، سود کلانی معادل هفتصدهزار درهم نصیبش شد. (پولی که هر انسانی از داشتن آن احساس راحتی و آرامش می کند ، و خوشحال از این که در یک معامله این گونه موفق شده که پول هنگفتی به دست آورد ، اما آیا حضرت طلحه  صلى الله عليه وسلم ، این دست پروردة مکتب رسولله صلى الله عليه وسلم  نیز چنین بینشی داشت؟ آیا به خاطر خوشحالی از موفقیت در یک معاملة دنیوی خوابش نمی برد؟ یا بر عکس... ) آری! آن شب ، حضرت طلحه رضي الله عنه  بسیار نگران و مضطرب بود. همسر فداکار و دلسوزش ، یعنی « ام کلثوم »ـ دختر حضرت ابوبکرصدیق  رضي الله عنه  ـ وقتی متوجه نگرانی و پریشانی همسرش شد ، نزدیک رفته و پرسید: یا ابا محمد! تو را چه شده؟ چرا نگرانی؟ آیا از ما ناخشنودی؟! ما برایت مزاحمت ایجاد کرده ایم؟! 
حضرت طلحه رضي الله عنه   جواب داد: نه. (از تو ناخشنود نیستم) تو نمونة یک همسر نیکو و مهربان هستی. از اول شب در اندیشه بودم که فردی که این همه ثروت و دارایی در اختیار دارد و آسوده به خواب می رود. آیا لحظه ای به پروردگارش فکر می کند؟!همسرش گفت: چه چیزی سبب ناراحتی و نگرانی شما می شود؟ مگر از مستحقان و نیازمندان اقربا و دوستان دوری؟!
همین فردا برو و به نیازمندان کمک کن و ثروتت را بین آنها تقسیم کن.
حضرت طلحه رضي الله عنه  گفت:أحسنت! خداوند تو را مورد آمرزش خویش قرار دهد، واقعاً تو یک همسر نمونه و مؤمن هستی! صبح آن روز حضرت طلحه رضي الله عنه  پول را در کیسه هایی ریخته و به سوی نیازمندان مهاجر و انصار به راه افتاد و سودی که به دست آورده بود، بین برادرانش تقسیم کرد و با خوشحالی تمام به منزل برگشت.[18]  نقل می کنند که مردی نزد حضرت طلحه رضي الله عنه  آمده و به خاطر قرابت و خویشاوندی تقاضای کمک کرد. حضرت طلحه  رضي الله عنه  فرمود: از این قرابت و خویشاوندی اطلاعی ندارم، اما من زمینی دارم که ((عثمان بن عفان)) آن را به سیصد هزار درهم از من خریداری کرده است، اگر مایلی زمین را به تو می بخشم وگرنه پولش را به تو می دهم. مرد گفت: اگر لطف کنی ، پول آن را می خواهم.
حضرت طلحه رضي الله عنه  فوراً پول آن را آماده و به آن مرد بخشید.[19] این هم نمونة دیگری از سخاوت و جود حضرت طلحه رضي الله عنه  . حضرت((جابر بن عبدالله))  رضي الله عنه  یکی از یاران گرانقدر رسول الله صلى الله عليه وسلم در مورد سخاوت و بخشش حضرت طلحه رضي الله عنه  چنین فرموده است: من هیچ کسی را به مانند طلحه ندیدم که بدون درخواستی از سوی مستمندان و فقرا، پول زیاد 