اي پدرش نصب شود، وامامت در دو برادر بعد از حسن وحسين امكان پذير نيست، لا جرم (جعفر بن علي) بنا به توصيه پدرش امام بوده). وعلت برگـشت عده أي از شيعيان از امامت حسن عسكري ايمان آنها به قانون وراثت عمودي وعدم جواز انتقال امامت به برادر يا برادر زاده يا عمو ويا پسر عمو مي باشد[1].
 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]- الاشعري القمي: المقالات ص 115، النوبختي فرق الشيعة ص 114.
قائلين به مهدويت حضرت عسكري
عده ديگـري از شيعيان منكر وفات حضرت عسكري شدند وقائل به مهدويت وغيبت آن حضرت شدند، مبناي آنها: عدم جواز مرگ امام بدون اينكه فرزند ظاهري داشته باشد، چون زمين بدون امام باقي نمي ماند وناپديد شدن امام از انواع غيبت به حساب آوردند[1].
عده أي دگـر مرگ حضرت عسكري را قبول داشتند امام قائل به عودتش بعد از مرگ شدند، وبه حديثي تكيه كردند كه مي گـويد: (القائم زنده مي شود بعد از اينكه مرده بود)، زنده مي شود چون فرزندي نداشتند واين سبب مي شود كه بگـوئيم مرگ امام صحيح بوده. چون اگـر فرزندي داشتند دليلي براي برگـشتنش نمي ماند، چون با وجود فرزند امامت ثابت مي ماند وامام قبلي به امام بعدي وصيت مي كند. روي اين حساب شكي باقي نمي ماند كه حضرت عسكري امام قائم مي باشند. چون شكي در مرگ عسكري وجود ندارد وفرزند ووصيت ووصي نداشته، پس نتيجه مي گـيريم كه آن حضرت قائم مي باشند. وروي روايتي كه در اين زمينه نقل شده تكيه كردند روايت مي گـويد: (وقتي خبر قائم به مردم مي رسد مي گـويند: چون فلان ممكن امام باشد در صورتيكه استخوانهايش هم پوسيده شده؟) آن حضرت امروز زنده مي باشند اما مستور وغائب هستند، خضرتش ظهور خواهد كرد وبه رتق وفتق امور مردم رسيدگـي خواهد كرد، وزمين را پر از داد خواهد كرد بعد از اينكه مملو از ظلم وجور بوده[2].
عده ديگـري قائل به برگـشتنش بعد از مرگ شدند، اما در آينده. ودليل تسميتش به (القائم) همين بوده كه ايشان بعد از مرگ قيام مي كنند. اين عده قولهائي از خود درست كردند ومضمون اين احاديث از حركات شيعه (واقفيه) به استعاره گـرفته شده[3].
صدوق مي گـويد: اين گـروه بنام (واقفيه علي الحسن العسكري) ناميده شدند، ومدعي شدند كه فعلاً غيبت اتفاق افتاده. وآنها نميدانستند كه چه كسي غيبت كرده است[4].
 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]- النوبختي: فرق الشيعة ص 98، الاشعري القمي: المقالات والفرق ص 106.

[2]- النوبختي: فرق الشيعة ص 96-98، الشعري القمي: المقالات والفرق ص 107.

[3]- مصادر فوق.

[4]- الصدوق: اكمال الدين، ص 40.
گـروه محمديه (النفيسيه)
عده اي ديگـري آنهم به علت نداشتن حضرت عسكري فرزندي ظاهر، قائل به امامت برادرش (محمد) شدند كه هفت سال پيش ودر زمان پدرشان فوت كردند، آنها مرگ (محمد بن علي الهادي) را منكر شدند ومدعي شدند كه پدرش (حضرت هادي) به ايشان اشاره اي داشتند وايشان به عنوان امام تنصيب كرده بودند، واين مسئله مورد اجماع واتفاق همه علماي شيعه اثنا عشريه بوده است. چون جايز نمي باشد امام به غير امام وصيت كند – آنها عسكري را امام نمي دانستند – بنا بر اين (محمد بن علي) نمرده وپدرش از باب تقيه آنرا مخفي كردند اما جلو مردم آن را مرده اعلام كرده بود، شبيه اين مسئله (امام صادق) هم كرده بودند. وقتيكه – بنابه قول اسماعيليان – اسماعيل بن جعفر الصادق مردند، وامام صادق ظاهراً اورا تشييع ودفن كرده بودند، امّا در واقع او را از بابت تقيه مخفي كردند، وبالاخره اسماعيليان عقيده به مهدويت وغيبت اسماعيل بن جعفر الصادق دارند[1].
 اين فرقه بنام (محمديه) معروف شدند. تيره ديگـري از همين فرقه گـفتند: «كه: محمد بن علي الهادي قبل از مگـشان به غلامش (نفيس) وصيت كردند، وبه او همه كتابها وعلوم وسلاح ولوازم امامت را تحويل دادند، وبه ايشان فرمودند: اگـر براي من اتفاق بيفتد امانتها را به برادرم (جعفر) تحويل دهد»[2].
 اين فرقه موضع دشمنانه اي نسبت به حضرت عسكري گـرفتند وكارشان بجايي رسيد كه حضرت عسكري همراه با شيعيانش را تكفير وتفسيق كردند، ودر باره (جعفر بن علي) غلو كردند وقائل به مهدويتش شدند، واين فرقه تُندرو بنام (النفيسيه) معروف شدند[3].
 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]- النوبختي: فرق الشيعة ص 101، المفيد: الفصول المختارة ص 260.

[2]- مصادر فوق.

[3]- النوبختي: فرق الشيعة ص 108.
الواقفون
در ازاي اين فرقه تندرو (النفيسيه) عده اي از شيعيان حضرت عسكري بعد از مرگـش دچار حيرت وتنش وشوكه شدند كه منكر وفاتش وقائل به مهدويتش شدند، ومبناي عقيده شان، عدم جواز مرگ امام بدون اينكه فرزندي ظاهر ومعروف داشته باشند. وبه اعتقاد وباورها زمين نميبايد بدون امام باشد.
واينها بنوبه خود به چند گـروه تقسيم شدند، بعضي از آنها مرگ حضرت عسكري را پذيرفتند، اما معتقد به رجوع حضرتش پس از مرگ كوتاهي، وآن را بنا بر حديثي در باره كلمه (القائم) استوار ساختند (إنه يقوم بعد الموت) امام بعد از مردن زنده خواهند شد.
عده اي ديگـر گـفتند: حضرت عسكري مردند وبه زندگـي باز نخواهد گـشت اما محققا در آينده خواهد آمد[1].
 اين فرقه حرفهاي شيعه سابق (الواقفيه) را تكرار كردند ومعروف به (الواقفيه علي الحسن) شدند، يعني بر امام حسن عسكري متوقف شدند. وقائل به غيبت ومهدويت حضرت عسكري شدند، ومنتظر روز موعود مي باشند.
 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]- النوبختي: فرق الشيعة ص 96-98، الاشعري القمي: المقالات والفرق ص 108، الصدوق: اكمال الدين، ص 40.
حيرت زده ها
بحران مرگ حضرت عسكري بدون اينكه فرزند ظاهر ومعروفي از خود باقي بگـذارند، منجر به اين شد كه شيعه هاي اماميه كه عقيده به استمرار امامت تا روز قيامت بودند، وادار به تفتيش در باره فرزندي احتمالي براي حضرت عسكري شدند، وگـفتند: احتمالاً حضرتش فرزندي داشتند، وآن را بدلايلي مخفي كردند، دلايلي از قبيل خوف براي حياتش از دشمنان بوده. اما عده ديگـري از شيعيان هيچ نوع اظهار نظري نكردند ومنتظر پايان بحراني شدند، آنها نه قائل به امامت جعفر شدند، ونه قائل به انقطاع امامت ونه قائل به مهدويت (حسن عسكري) شدند، بلكه گـفتند: نمي دانيم چه بگـوييم... وأمر بر ما مشتبه شده، چون نمي دانيم حضرت عسكري فرزندي داشتند يا خير؟ يا اينكه امامت براي جعفر يا براي محمد صحيح بوده؟ وقيل وقال زياد شده، اما بالاخره ما موضعي داريم وميگـوييم: حضرت حسن عسكري امام معصوم ومفترض الطاعه بودند، وامامت ووفاتش صحيح مي باشد، وزمين از حجه خدا خالي نمي ماند، اما متوقف مي شويم وقائل به امامت كسي بعد از عسكري نمي شويم. چون خلفي براي حضرت عسكري نمي شناسيم، وامرش براي ما مخفي مانده، وبغير از فرزندش بعنوان امام نمي پذيريم، چون اجماع شيعيان بر اين متفق هستند: كه امامت امام تثبيت نمي شود مگـر وصيتي روشن از پدرش داشته باشد[1].
 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]- النوبختي: فرق الشيعة ص 108، الاشعري القمي: المقالات والفرق،