 «هرگاه مرد از همسرش خواست تا در بسترش حاضر شود و همسرش امتناع ورزيد و شوهرش از او خشمگين شد، ملائکه تا صبح او را لعنت مي‌کنند». و در حديثي ديگر مي‌فرمايد : (إذا دعا الرجل زوجته لحاجته فلتأته و إن کانت علي التنور)[16] «هرگاه مرد همسرش را براي نيازش فرا خواند، بايد نزد او برود اگرچه بر تنور باشد (مشغول پخت و پز باشد)».

13- حق ديگر مرد بر زن آن است که از افشاي اسرار خانوادگي خودداري کند. از مهمترين اسراري که زنان در پوشيده نگه داشتن آن سهل انگاري مي‌کنند و آنرا فاش مي‌کنند اسرار بستر و کارهايي است که زن و مرد در بستر انجام مي‌دهند، در حاليکه پيامبرr از اين کار نهي کرده است : از اسماء بنت يزيد(رض) روايت است که گفت : نزد پيامبرr بودم و زنان و مرداني هم دور او نشسته بودند پيامبرr فرمود : (لعل رجلا يقول ما يفعل بأهله، و لعل امرأة تخبر بما فعلت مع زوجها، فأرم القوم، فقلت إي و الله يا رسول الله، إنهن ليفعلن و إنهم ليفعلون، فقالr : فلا تفعلوا، فإنما مثل ذلک کمثل شيطان لقي شيطانة في طريق فغشيها و الناس ينظرون)[17]. «شايد در ميان شما مردي باشد که آنچه را با زنش انجام داده بگويد، و يا زني باشد که آنچه را با شوهرش انجام داده تعريف کند!؟ مردم ساکت شدند، گفتم : به خدا قسم اي رسول الله! زنان اين کار را مي‌کنند و مردان هم اين کار را مي‌کنند، پيامبرr فرمود : اين کار را نکنيد چون اين کار مانند کار شيطان نري است که شيطان ماده‌اي را در راه مي‌بيند و در حاليکه مردم به آنها نگاه مي‌کنند با او آميزش مي‌کند».

14- حق ديگر مرد بر زن آن است که بر تداوم و گذراندن زندگي با او حريص باشد و بي‌مورد از او تقاضاي طلاق نکند. از ثوبانt روايت است که پيامبرr فرمود : (أيما امرأة سألت زوجها الطلاق من غير ما بأس فحرام عليها رائحة الجنة)[18] «هر زني که بدون سبب از شوهرش تقاضاي طلاق کند، بوي بهشت بر او حرام است». و در حديثي ديگر مي‌فرمايد : (المختلعات هن المنافقات)[19] «زناني که خلع مي‌کنند (تقاضاي طلاق مي‌کنند) منافق‌اند».

اي زن مسلمان اين بود حقوق شوهرت بر تو؛ پس لازم است که با تمام توان در ادا آنها تلاش کني و از کوتاهي شوهرت درحق خودت چشم‌پوشي کني؛ چون با اين کار محبت و رحمت پايدار مي‌ماند و خانواده‌ها اصلاح مي‌شوند و با اصلاح خانواده‌ها جامعه اصلاح مي‌شود.

بر مادران واجب است بدانند که از جمله وظايف آنها اين است که دخترانشان را به حقوق شوهرانشان آشنا کنند، و هر مادري بايد قبل از رفتن دخترش به خانه شوهر اين حقوق را به او يادآور شود؛ چون سنت زنان سلف(رض) همين بوده است.

عمرو بن حجر پادشاه کنده از ام إياس بنت عوف شيباني خواستگاري کرد، وقتي که زفاف فرا رسيد مادرش امامه بنت حارث در تنهايي او را وصيت کرد و پايه‌هاي زندگي مشترک سعادتمند و وظايف او نسبت به شوهرش را برايش شرح داد و گفت : اي دخترم : اگر وصيت به خاطر رعايت ادب، ترک مي‌شد، آنرا به خاطر تو ترک مي‌کردم، اما وصيت يادآور غافل و ياورعاقل است، و اگر زني پيدا مي‌شد که به خاطر ثروتمند بودن پدر ومادرش و نياز آنها به او، از شوهر بي‌نياز شود، تواز همه زنان بي‌نيازتر مي‌بودي. ولي بايد بداني که زنان براي مردان و مردان براي زنان آفريده شده‌اند.

اي دخترم! تو از محيطي که در آن متولد شده و پرورش يافته‌اي جدا مي‌شوي، و کاشانه‌اي را که در آن بزرگ شده‌اي پشت سر مي‌گذاري و به آشيانه‌اي مي‌روي که آن را نمي‌شناسي و همنشيني را خواهي داشت که بدان الفت نگرفته‌اي و او مالک و مراقب تو خواهد بود، پس براي او کنيزي باش تا او هم براي تو غلامي فرمانبردار باشد، و در برابر او همواره ده خصلت را حفظ کن که برايت ذخيره و اندوخته‌اي خواهد شد : 

1 و 2- با قناعت به وي، در برابر او تسليم باش و به وي دل سپار، و از او فرمانبرداري کن، و گوش شنوا داشته باش.

3 و 4- مواظب چشم و بيني او باش، تا چشم او بر زشتي‌اي از تو نيفتد، و از تو به مشامش نرسد مگر بهترين بوها.

5 و 6- مواظب وقت خواب و غذايش باش؛ چون گرسنگي پي در پي، آتش غضب را شعله‌ور مي‌کند، و پريدن خواب چشم را برمي‌انگيزد.

7 و 8- از ثروت و دارائي او نگهداري کن و زيردستان و خانواده‌اش را مورد لطف و عنايت خود قرار بده، چون ملاک امر در مال، حسن تقدير، و در خانواده، حسن تدبير است.

9 و 10- از دستور او سرپيچي، و اسرار او را فاش مکن، چون اگر با او مخالفت کني آتش خشم در سينه‌اش برافروزي، و اگر سرِّ او را فاش کني از خيانت و غدر او ايمن نخواهي شد، از خوشحالي نزد او هنگامي که ناراحت است و همچنين از افسردگي در نزد او هنگامي که خوشحال است، پرهيز کن.[20]

) ربنا هب لنا من أزواجنا و ذرياتنا قرة أعين واجعلنا للمتقين إماما (

يعني : پروردگارا! براي ما از همسران و فرزندانمان روشني چشمانعنايت کن و ما را براي متقيان امام قرار ده.
...........................
[1]) صحيح : [ص. ج 3148]، أ (247/227/16).
[2]) صحيح : [ص. ج 660]، أ (250/228/16).
[3]) صحيح : [ص. ج 7080]، م (1436 – 121 – 1610/2).
[4]) متفق عليه : خ (4886/630/8)، م (2125/1678/3)، د (4151/325/11)، نس (146/8)، ت (2932/193/4)، جه (1989/640/1).
[5]) صحيح : [ص. ج 3799]، [مختصر م 1388]، م (2128/1680/3).
[6]) صحيح : [آداب الزفاف 31]، جه (639/209/1)، ت (135/90/1)، در روايت ترمذي عبارت (فصدقه بما يقول) وجود ندارد.
[7]) متفق عليه : خ (5232/330/9)، م (2172/1711/4)، ت (1181/318/2).
[8]) قسمتي از حديث (والرجل راع...) که قبلاً بيان شد.
[9]) صحيح : [ص. ج 3299].
[10]) اين حديث سمتي از حديث (ألا إن لکم علي نسائکم حقا...) بود که قبلاً بيان شد.
[11]) حسن : [ص. ج 1859]، ت (2203/293/3)، د (3548/478/9)، جه (2295/770/2).
[12]) الباني اين حديث را در (الصحيحة، 775) تخريج کرده و گفته است : تمام در کتاب (الفوائد 10/182/2)، از طريق عنبه بن سعيد، از حماد مولي بني أميه از جناح مولي وليد از وائله روايت کرده است، سپس گفته است : سند اين حديث ضعيف است ولي اين حديث شواهد ديگري دارد که بر ثبوت آن دلالت مي‌کند أه‍.
[13]) صحيح [ص. ج 7648]، خ (5195/295/9).
[14]) ت (1184/320/2).
[15]) متفق عليه : خ (5194/294/9)، م (1436/1060/2)، د (2127/179/6).
[16]) صحيح : [ص. ج 534]، ت (1170/314/2).
[17]) صحيح : [آداب الزفاف 72]، أ (237/223/16).
[18]) صحيح : [الإرواء 2035]، ت (1199/329/2)،د (2209/308/6)، جه (2055/662/1).
[19]) صحيح : [ص. ج 6681]، [الصحيحه 632]، ت (1198/329/2).
[20]) فقه السنة (200/2).اختلافات زندگي مشترک

هيچ خانواده‌اي وجود ندارد که از مشکلات و اختلافات بدور باشد ولي خانواده‌ها در حجم مشکلات و نوع اختلافشان با هم تفاوت دارند، اسلام زوجين را به حل مشکلات فيمابين تشويق و ترغيب کرده و هر کدام از آنها را با راهکارهاي حل مشکل نسبت به همديگر، آشنا ساخته است. همچنانکه آنها را تشويق کرده که هنگام بروز نشانه‌هاي اختلاف، به علاج آن مبادرت ورزند. خداوند متعال مي‌فرمايد :
) وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهجُرُوهُنَّ فِي المَضَاجِعِ وَ اضرِبُوهُنَّ ((نساء : 34)
«و زناني که از سرکشي و سرپيچي ايشان بيم داريد پند و اندرزشان دهيد و (اگر مؤثر واقع نشد) از همبستري با آنان خودداري کنيد و بستر خويش را جدا کنيد، (و با ايشان سخن نگويي