د و بستر خويش را جدا کنيد (و با ايشان سخن نگوييد و اگر بازهم مؤثر واقع نشد و راهي جز شدت عمل نبود) آنانرا (تنبيه کنيد و کتک مناسبي) بزنيد، پس اگر از شما اطاعت کردند (ترتيب سه‌گانه را مراعات داريد و از اخف به أشد نرويد و جز اين) راهي براي (تنبيه) ايشان نجوييد (و بدانيد که) بيگمان خداوند بلندمرتبه و بزرگ است».

و به دليل فرموده پيامبرr که وقتي از او سؤال شد حق همسران ما بر ما چيست؟ فرمود : (أن تطعمها إذا طعمت و تکسوها إذا اکتسيت ولاتضرب الوجه و لاتقبح ولاتهجر إلا في البيت)[3] «هرگاه غذا خوردي به او هم غذا بدهي، و هرگاه لباس خواستي براي او هم لباس فراهم کني (غذا و پوشاکش را فراهم کن)، و به صورت او نزني و به او ناسزا نگوئي و تنها در خانه بسترش را ترک کن».

از نشانه‌هاي تکامل اخلاقي و رشد ايماني مرد اين است که با همسرش رفيق و نرم‌خو باشد همچنانکه پيامبرr مي‌فرمايد : ) أکمل المؤمنين إيمانا أحسنهم خلقا، و خيارکم خيارکم لنسائهم ([4] «کاملترين مؤمنان از لحاظ ايمان، خوش اخلاقترين آنان‌اند و بهترين شما کساني هستند که براي همسرانشان بهترند» بنابراين احترام به زن نشانه کمال شخصيت (مسلمان) است و اهانت به او نشانه پستي و فرومايگي است.

از جمله احترام به زن اينست که به پيروي از پيامبرr نسبت به او مهربان باشيم و با او بازي و شوخي کنيم؛ چون پيامبرr باعايشه ملاطفت مي‌کرد و با او مسابقه مي‌داد تا اينکه عايشه گفت : (سابقني رسول اللهr فسبقته قلبثنا حتي إذا أرهقني اللحم سابقني فسبقني، فقال : هذه بتلک)[5] «پيامبرr با من مسابقه داد از او پيشي گرفتم، بعد از مدتي گوشت بدنم زياد شد (چاق شدم)، (پيامبر) با من مسابقه داد و از من پيشي گرفت و فرمود : اين به آن».

پيامبرr بازي کردن بجز با همسر را باطل مي‌دانست و مي‌فرمود : (کل شي يلو به ابن آدم فهو باطل، إلا ثلاثا : رميه عن قوسه، وتأديبه لفرسه، و ملاعبته أهله، فإنهن من الحق)[6] «هر آنچه انسان با آن بازي کند باطل است مگر سه چيز : تيراندازي، اسب سواري، بازي با همسر، چون اين سه، واقعيت‌اند».

2- از حقوق زن بر مرد اين است که در برابر اذيت و آزار او صبر کرده و از اشتباهاتش درگذرد به دليل فرموده پيامبرr : (لايفرک مؤمن مؤمنة إنکره منها خلقا رضي منها آخر)[7] «هيچ مرد مؤمني نبايد کينه زن مؤمني را به دل بگيرد، چون اگر رفتاري را از او نپسندد، رفتار ديگري را از او مي‌پسندد».

در حديثي ديگر مي‌فرمايد : (استوصوا بالنساء خيرا، فإنهن خلقن من ضلع، و إن أعوج ما في الضلع أعلاه، فإن ذهبت تقيمه کسرته، و إن ترکته لم يزل أعوج، فاستوصوا بالنساء خيرا)[8] «(همديگر را نسبت به رعايت حقوق) زنان به خير سفارش کنيد، آنان از استخوان دنده آفريده شده‌اند. و کج‌ترين دنده‌ها بالاترين آنها است،اگر بخواهي آنرا راست کني، آنرا مي‌شکني و ار به حال خود رها کني همواره کج خواهد ماند، پس (نسبت به) زنان به خير سفارش کنيد». بعضي از سلف گفته‌اند : «بدان که خوشرفتاري با زنان، دفع اذيت از آنان نيست بلکه عبارت است از اينکه به پيروي از پيامبرr اذيت وآزار آنان را تحمل کرده و در مقابل کم‌عقلي و خشم آنان صبر پيشه کنيم؛ چون پيامبرr سخنانش را تکرار مي‌کرد (يعني براي اولين بار سخنان او را اجرا نمي‌کردند) و بعضي از آنها او را از روز تا شب ترک مي‌کردند».[9]

3- يکي ديگراز حقوق زن بر مرد اين است که او را از هر چيزي که شرف او را لکه‌دار مي‌کند و ناموس او را مي‌شکند و به کرامت او لطمه مي‌زند، محافظ کند و او را از بي‌حجابي و آرايش (براي بيگانگان) و اختلاط با مردان نامحرم منع کند، همچنانکه بر او (مرد) واجب است که به اندازه کافي وسايل و امکانات عفت را برايش فراهم کند و مراقبت کافي از او به عمل آورد و اجازه ندهد که از نظر اخلاقي و ديني فاسد شود و فرصت و مجال خارج شدن از اوامر خدا و رسول او و رويگرداني از حق را به او ندهد چون او سرپرست و مسئول زن است و وظيفه دارد از او نگهداري و مواظبت کند؛ زيرا خداوند متعال مي‌فرمايد : 

) الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَي النِّسَاءِ (                              (نساء : 34)

«مردان سرپرست زنان هستند».

و پيامبرr مي‌ فرمايد : (والرجل راع في أهله و هو مسئول عن رعيته)[10] «مرد سرپرست خانواده است ونسبت به آنان سؤال مي‌شود».

4- حق ديگر زن بر مرد اين است که ضروريات دين رابه او ياد دهد يا به او اجازه دهد تا در مجالس علم حضور يابد؛ چون نياز زن به اصلاح دين و تزکيه روح کمتر از نياز او به خوردن و آشاميدن نيست، به دليل فرموده خداوند متعال : 

) يَا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أنفُسَکُم وَ أهلِيکُم نَاراً وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الحِجَارَةُ (        (تحريم : 6)

«اي مؤمنان،خود و اهل و خانواده خويش را از آتش دوزخي برکنار داريد که افزوزينه آن انسانها و سنگها است».

همسر جزو اهل و خانواده است، و حفاظت او از آتش بوسيله ايمان و عمل صالح ممکن است و عمل صالح نياز به علم و شناخت دارد تا اداي آن به شيوه‌اي مطلوب و مشروع ممکن باشد.

5- حق ديگر زن بر مرد اين است که او را به برپاداشتن دين خدا و مواظبت بر نمازها امر کند به دليل فرموده خداوند متعال : 

) وَأْمر أهلَکَ بِالصَّلاَةِ وَ اصْطَبِر عَلَيهَا (     (طه : 132)

«اهل خانواده خود را به برپايي نماز دستور بده و خود نيز بر اقامه آن ثابت و ماندگار باش».

6- حق ديگر زن بر مرد آن است که هنگام ضرورت و نياز به او اجازه دهد از خانه‌اش خارج شود مثلاً اگر بخواهد در نماز جماعت حاضر شود يا به ديدن خانواده و نزديکان يا همسايگانش برود به شرطي که اورا به پوشيدن چادر و حجاب کامل توصيه کند و او را از آرايش و بي‌حجابي و استفاده از عطر و بوي خوش (هنگام خارج شدن  از خانه) منع کند و از اختلاط با مردان و دست دادن با آنان و نگاه کردن به (برنامه‌هاي زشت) تلويزيون و گوش دادن به آواز و موسيقي منع کند.

7- حق ديگر زن بر مرد آنست که از فاش کردن اسرار و بازگو کردن عيوب او خودداري کند؛ چراکه مرد امين، مدافع و حامي زن است. و از مهمترين اين اسرار، اسرار زناشوئي است، لذا پيامبرr از افشاي اين اسرار نهي فرموده‌اند به دليل حديث اسماء بنت يزيد که گفت : نزد پيامبرr بودم، و گروهي از زنان و مردان کنار او نشسته بودند که فرمود : (لعل رجلا يقول ما يفعل بأهله و لعل امرأة تخبر بما فعلت مع زوجها؟ فأرم القوم فقلت : إي والله يا رسول الله : إنهن ليفعلن و إنهم ليفعلون. قال فلا تفعلوا، فإنما ذلک مثل الشيطان لقي شيطانة في طريق فغشيها والناس ينظرون)[11] «شايد بعضي از مردان و زنان اسرار زناشوئي خود را بازگو کنند؟ مردم ساکت شدند، گفتم بله، به خدا قسم اي رسول خدا! زنان اين کار را مي‌کنند و مردان هم اين کار را مي‌کنند، پيامبرr فرمود : اين کار را نکنيد چون اين کار مانند کار شيطاني نر است که شيطاني ماده را در راه مي‌بيند و در حاليکه مردم به آنها نگاه مي‌کنند با او آميزش مي‌کند».

8- حق ديگر زن بر مرد آن است که به پيروي از پيامبرr در کارها با او مشورت