ست – أه‍ -

مي‌گويم : دليل حرمت اين اعمال فرموده پيامبر ص در روز فتح مکه است:
(إن هذا البلد حرمه الله يوم خلق السماوات و الأرض، فهو حرام بحرمة الله إلي يوم القيامة، و إنه لم يحل القتال فيه لأحد قبلي، و لم يحل لي إلا ساعة من نهار. فهو حرام بحرمة الله إلي يوم القيامة، لايعضد شوکه، ولاينفر صيده، و لايلتقط لقطته إلا من عرفها، و لايختلي خلاها فقال العباس : يا رسول الله، إلا الإذخر، فإنه لقينهم و بيوتهم، فقال : إلا الإذخر)[1] «اين سرزمين (مکه) را خداوند از روزي که آسمان‌ها و زمين را آفريد، حرام کرده است. لذا به حکم خداوند تا روز قيامت حرام است و جنگ و خونريزي در آن براي هيچ کسي قبل از من حلال نشده است، و براي من نيز حلال نشده مگر مدت زماني از روز (جهت بيرون کردن کافران از مکه) بنابراين با حرام قرار دادن خداوند تا روز قيامت حرام است، نبايد خار آن کنده و صيد آن رانده شود و در آنجا نبايد چيز گمشده، برداشته شود، مگر بوسيله کسي که آنرا معرفي (اعلام) کند، و گياه تر آن کنده نشود» عباس گفت : اي رسول خدا! مگر «إذخر» (گياه خوشبو) براي ساخت و ساز و استفاده در خانه‌هايشان، فرمود : «غير از إذخر».

از جابر روايت است : از پيامبر ص شنيدم که مي‌فرمود : (لايحل لأحدکم أن يحمل بمکة السلاح)[2] »براي هيچ کدام از شما حلال نيست که در مکه سلاح حمل کند».

از علي رض روايت است که پيامبر ص درباره مدينه فرمود :
(لايختلي خلاها، ولاينفر صيدها، ولاتلتقط إلا لمن أشادبها (أنشدها)، ولايصلح لرجل أن يحمل فيها السلاح لقتال، ولايصلح أن يقطع منها شجرة إلا أن يعلف رجل بعيره)[3] «گياه تر آن کنده نشود و صيد آن رانده نشود و چيز گمشده در آن برداشته نشود مگر کسي که آن را معرفي کند (و به دنبال پيدا کردن صاحب آن باشد). هيچ کسي نبايد در آن براي جنگ، سلاح بردارد و يا درختي را از آن قطع کند مگر شخصي به اندازه علف شترش».

شيخ شقره گويد :
«هر کس يکي از اين ممنوعات را انجام دهد گناهکار شده و بايد توبه و استغفار کند، غير از شکار کردن که شخص محرم بايد در مقابل آن علاوه بر توبه و استغفار حيواني رانيز ذبح کند».
...........................
**) به نقل از «إرشاد الساري» نوشته الشيخ محمد ابراهيم شقره – حفظه الله -.
[1]) متفق عليه : خ (1834/46/4)، » (1353/986/2)، نس (203/5).
[2]) صحيح : [ص. ج 7645]، م (1356/989/2).
[3]) صحيح : [ص. د 1790]، د (2018/20/6).فديه کشتن نخجير

خداوند متعال مي‌فرمايد :
)يَا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَتَقتُلُوا الصَّيدَ وَ أنتُم حُرُمٌ وَ مَن قَتَلَهُ مِنکُم مُتَعَمِّداً فَجَزَاءٌ مِثلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعمِ يَحکُمُ بِهِ ذَوَا عَدلِ مِنکُم هَدياً بَالِغَ الکَعبَةِ أوکَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاکِينَ أو عَدلُ ذَلِکَ صِيَاماً لِيَذُوقَ وَ بَالَ أمرِهِ عَفَا اللهُ عَمَّا سَلَفَ وَ مَن عَادَ فَيَنتَقِمُ اللهُ مِنهُ وَ اللهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامِ( . (مائده : 95)
«اي مؤمنان هنگامي که در حال احرام هستيد (يا اينکه در سرزمين حرم به سر مي‌بريد) نخجير (صيد) نکشيد. و هر کس از شما عمداً نخجير بکشد بايد کفاره‌اي معادل آن از چهارپايان (اهلي مانند : بز و گوسفند و شتر و گاو) بدهد، کفاره‌اي که دو نفر عادل از ميان خودتان به معادل بودن آن قضاوت کنند و برابري آن را تصديق نمايند، چنين حيواني قرباني مي‌گردد و به مستمندان مکه داده مي‌شود، يا کفاره‌اي (معادل قيمت آن حيوان) خوراک (يک روز به هر يک از) فقرا مي‌دهد، و يا برابر آن (خوراک به عبارت ديگر به تعداد مستمندان دريافت کننده کفاره روزهايي) روزه مي‌گيرد، تا متجاوز کيفر کار خود را بچشد. خداوند از آنچه در گذشته (پيش از تحريم شکار) انجام پذيرفته است گذشت مي‌نمايد. ولي هر کس (به کشتن نخجير) دوباره برگردد (و بعد از آگاهي از تحريم، باز به شکار بپردازد) خداوند از او انتقام مي‌گيرد و خداوند توانا و انتقام‌گيرنده است».

ابن کثير(ره) در تفسيرش (98/2) مي‌گويد :
خداوند در اين آيه کشتن صيد و گرفتن آن را در حال احرام حرام کرده است.

اين تحريم از جهت معني، حيوانات حلال گوشت را شامل مي‌شود اگرچه از اهلي يا وحشي متولد شود و اما حيوان حرام گوشتي که در خشکي زندگي مي‌کند به نظر شافعي جايز است محرم آن را بکشد ولي جمهور علماء معتقد به تحريم قتل آن هستند. و از اين قاعده چيزي استثناء نمي‌شود مگر حديثي که در صحيحين از طريق زهري از عروه از عايشه ام‌المؤمنين ثابت شده است که : 

پيامبر ص فرمود : (خمس فواسق يقتلن في الحل و الحرام: الغراب، والحدأة، و العقرب و الفأرة، والکلب العقور)[1] «پنج نوع حيوان هستند که حکم آنها از ساير حيوانات جدا است و در حرم و خارج آن کشته مي‌شوند : کلاغ، حدأة (زغن : نوعي پرنده شکاري)، عقرب، موش و حيوان درنده(*)».

ابن کثير گويد :
جمهور فقهاء بر اين عقيده‌اند که کشتن صيد در حرم مکه، عمدي باشد يا غيرعمدي موجب کفاره مي‌شود. زهري گويد : قرآن بر مجازات قاتل عمد صيد و سنت بر مجازات قاتل غيرعمد دلالت مي‌کند، واين بدين معني است که قرآن بر وجوب کفاره بر متعمد (کسي که عمداً صيد کرده باشد) و گناهکار بودن او دلالت مي‌کند و مي‌فرمايد : )لِيَذُوقَ وَبَالَ أمرِهِ عَفَا اللهُ عَمَّا سَلَفَ، وَمَن عَادَ فَيَنتَقِمُ اللهُ مِنهُ( «تا متجاوز کيفر خود را بچشد خداوند از آنچه که در گذشته (پيش از تحريم شکار) انجام پذيرفته است گذشت مي‌نمايد ولي هر کس (به کشتن نخجير) دوباره برگردد (و بعد از آگاهي از تحريم باز به شکار برگردد) خداوند از او انتقام مي‌گيرد همانطور که قرآن بر وجوب کفاره در قتل عمد صيد دلالت مي‌کند» احاديث ثابت شده از پيامبرr و اصحابش بر وجوب کفاره در قتل غير عمد صيد، نيز دلالت دارد. همچنين قتل صيد اتلاف است و اتلاف چه عمد باشد و چه غيرعمد مضمون است با اين تفاوت که اگر از روي عمد، صيد را کشته باشد گناهکار است و لي اگر از روي اشتباه آن را کشته باشد گناهي بر او نيست.

زهري گويد : آية : ) فَجَزَاءٌ مِثلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعمِ ( دلالت مي‌کند بر صحت گفته مالک و شافعي و احمد و جمهور که مي‌گويند اگر محرم نخجيري را کشت که نظير آن وجود داشت، واجب است در جزاي آن، حيواني اهلي مانند آن را به عنوان کفاره بدهد. اما اگر نظير حيوان صيد شده، يافت نشد، ابن عباس گويد که بايد قيمت آن براي مساکين مکه برده شود. اين گفته را بيهقي روايت کرده است».[2]

نمونه‌هايي از قضاوت پيامبر ص و اصحاب در مورد کفاره قتل حيوانات (نظيردار) در حرم:
از جابر روايت است : از پيامبر ص درباره کفتار سؤال کردم فرمود : 

(هو صيد، و يجعل فيه کبش، إذا صاده المحرم)(*) «کفتار صيد است و اگر محرمي آن را صيد کرد، بايد گوسفندي دوساله را فديه بدهد».

از جابر روايت است : (أن عمر بن الخطاب قضي في الضبع بکبش، و في الغزال بعنز، و في الأرنب بعناق، و في اليربوع بجفرة)[3] «عمر بن خطاب کفاره کشتن کفتار را يک گوسفند دوساله، و کفاره (کشتن) آهو را يک بز، و کفارة خرگوش را يک بزغاله يکساله، و کفاره يربوع (حيواني شبيه م