د، (حرکت کردند) تا به دره‌اي بزرگ به نام محسر (محلي که اصحاب فيل در آنجا از بين رفتند) رسيدند، پيامبر ص شترش را کمي حرکت داد و راه ميانه‌اي را که به جمره کبري (عقبه) ختم مي‌شد در پيش گرفت، تا اينکه به جمره که کنار درختي بود، رسيد و هفت سنگ – که هر کدام به اندازة يک دانه باقلا بود که با انگشت پرتاب مي‌شود – را از بطن وادي پرتاب کرد، و با هر پرتابي الله اکبر مي‌گفت، آنگاه به محل قرباني رفت و با دست خودش شصت و سه حيوان را قرباني کرد. سپس علي را مسئول قرباني کردن بقيه هدي‌ها نمود، و او را در هدي خود شريک کرد. سپس دستور داد تا از هر حيواني، تکه‌اي را جدا کرده و در ديگي بپزند، سپس از گوشت و آبگوشت آن خوردند.

پس از آن پيامبر ص از مني به سوي مکه حرکت کرد و طواف إفاضه را انجام داد. ونماز ظهر را در مکه خواند ونزد بني عبدالمطلب رفت در حالي که از چاه زمزم آب بالا مي‌کشيدند، فرمود : (انزعوا بني عبدالمطلب، فلولا أن يغلبکم الناس علي سقايتکم لنزعت معکم) «اي پسران بني عبدالمطلب آب بکشيد، اگر نمي‌ترسيدم از اينکه مردم در کشيدن آب به شمار فشار بياورند (به گمان اينکه بالا کشيدن آب زمزم جزو مناسک حج است) من هم با شما آب مي‌کشيدم». پس سطلي از آب زمزم را براي آوردند و از آن نوشيد.

امام نووي(ره) در شرح مسلم (170/8) گويد:
«اين حديث، حديث بزرگي است که مشتمل بر فوايد عديده و قواعدي نفيسه است. قاضي (عياض) گويد : مردم درباره احکام فقهي اين حديث صحبت و احکام زيادي را از آن استخراج کرده‌اند. ابوبکر بن منذر کتاب بزرگي را درشرح آن نوشته و بيش از يکصد و پنجاه مسألة فقهي را از آن استنباط کرده است و اگر اين حديث بيشتر مورد بررسي قرار گيرد مسائل فقهي بيشتري از آن استخراج مي‌شود».
............................
[1]) صحيح : [مختصر م 707]ف م (1218/886/2).
*) استثفار عبارت است از اينکه چيزي روي شرمگاه زن گذاشته شود سپس با پارچه‌اي پهن از جلو و عقب بسته شود (ص مسلم، النووي ج 8، ص 239، ط قرطبة).
[2]) جبل المشاة يعني : محل اجتماع پياده‌روان.حج يکي از عبادات است که ارکان و واجبات و سنتهايي دارد 

اولاً – سنت‌هاي حج

أ- سنت‌هاي احرام:
1- غسل هنگام احرام : 
به دليل حديث زيد بن ثابت : (أنه رأي النبي ص تجرد لإهلاله و اغتسل)[1] «پيامبر ص را ديدم که غسل کرد و احرام بست».

2- استعمال بوي خوش قبل از احرام : 
به دليل حديث عايشه : (کنت أطيب رسول الله ص لإحرامه حين يحرم، و لحله قبل أن يطوف بالبيت)[2] «من پيامبر ص را قبل از احرامش و نيز هنگام خارج شدن از آن، قبل از آنکه بيت‌الله را طواف کند بوي خوش مي‌زدم».

3- احرام بستن با ازار و رداي سفيد :
به دليل حديث ابن عباس : (إنطلق النبي من المدينه بعد ما ترجل و ادهن و لبس إزاره ورداءه هو و أصحابه)[3] «پيامبر ص بعد از آنکه سرش را شانه و روغن زد و إزار و ردايش را پوشيد با اصحابش از مدينه خارج شد».

اما دليل استحباب سفيدي ازار و رداء حديث ابن عباس از پيامبر ص است که فرمود : (إلبسوا من ثيابکم البياض، فإنها من خير ثيابکم، و کفنوا فيها موتاکم)[4] «از لباس‌هايتان سفيد را بپوشيد زيرا که آن از بهترين لباس‌هايتان است و در آن مرده‌هايتان را کفن کنيد».

4- نماز خواندن در «دره عقيق»(*) براي کسي که از آنجا عبور مي‌کند :

به دليل حديث عمر که گفت : در (دره عقيق) از پيامبر ص شنيدم که مي‌فرمود : (أتاني الليلة آت من ربي فقال : صل في هذا الوادي المبارک و قل عمرة في حجة)[5] «ديشب فرستاده‌اي از طرف پروردگارم نزد من آمد و گفت در اين دره مبارک نماز بخوان و بگو عمره همراه حج است».

5- تلبيه گفتن با صداي بلند :

به دليل حديث سائب بن خلاد که پيامبر ص فرمود : 

(أتاني جبريل فأمرني أن آمر أصحابي أن يرفعوا أصواتهم بالإهلال أو التلبية)[6] «جبرئيل نزد من آمد و به من دستور داد تا به اصحابم بگويم : با صداي بلند تهليل وتلبيه بگويند». و به همين دليل اصحاب پيامبر ص صدايشان را هنگام تهليل و تلبيه بسيار بلند مي‌کردند : 

ابوحازم مي‌گويد : اصحاب پيامبر ص وقتي احرام مي‌بستند تا صدايشان را بلند نمي‌کردند، به آرامش خاطر نمي‌رسيدند».[7]

6- تحميد و تسبيح و تکبير قبل از تلبيه :

به دليل حديث أنس : (صلي رسول الله ص و نحن معه بالمدينة الظهر أربعا و العصر بذي الحليفة رکعتين، ثم بات بها حتي أصبح، ثم رکب حتي استوت به علي البيداء حمدالله و سبح وکبر، ثم أهل بحج و عمرة)[8] «در حالي که با پيامبر ص بوديم، نماز ظهر را در مدينه چهار رکعت و نماز عصر را در ذوالحليفه دو رکعت خواند و تا صبح در آنجا باقي ماند سپس سوار (شترش) شد تا به بيداء رسيد، و بعد از تحميد و تسبيح و تکبير به حج و عمره تلبيه گفت».

7- رو به قبله تلبيه گفتن : 

به دليل حديث نافع : (کان ابن عمر إذا صلي بالغدادة بذي الحليفة أمر براحلته، فرحلت ثم رکب، فإذا استوت به استقبل القبلة قائما ثم يلبي ... و زعم أن رسول اللهr فعل ذلک)[9] «وقتي ابن عمر نماز صبح را در ذوالحليفه مي‌خواند، دستور مي‌داد تا شترش را آماده کنند، پس شتر برايش آماده مي‌شد. سپس سوار مي‌شد، وقتي شتر بلند مي‌شد رو به قبله تلبيه مي‌گفت و معتقد بود که پيامبر ص اين کار را انجام داده است».

ب- سنت‌هاي ورود به مکه:
8 و 9 و 10- بيتوته کردن در (ذو طوي)، غسل ورود به مکه، وارد شدن به مکه در روز : 

از نافع روايت است : (کان ابن عمر رض إذا دخل أدني الحرم أمسک عن التلبية، ثم يبيت بذي طوي ثم يصلي به اصبح و يغتسل، و يحدث أن النبي ص کان يفعل ذلک)[10] «ابن عمر رض وقتي به نزديک‌ترين مکان حرم مي‌رسيد، از تلبيه خودداري مي‌کرد. سپس در ذو طوي بيتوته مي‌نمودو نماز صبح را همانجا مي‌خواند و غسل مي‌کرد و مي‌گفت : پيامبر ص اين کار را کرده است».

11- ورود به مکه از «ثنيه عليا»:
به دليل حديث ابن عمر : (کان رسول الله ص يدخل من الثنية العليا، و يخرج من الثنية السفلي)[11] «پيامبر ص از ثنيه عليا وارد و از ثنيه سفلي خارج مي‌شد».

12- هنگام ورود به مکه پاي راستش را مقدم کند و بگويد :
(أعوذ بالله العظيم، و بوجهه الکريم، و سلطانه القديم من الشيطان الرجيم، بسم الله، اللهم صل علي محمد و سلم، اللهم افتح لي أبواب رحمتک)[12] «پناه مي‌برم به خداوند بزرگ و به وجه کريم و سلطان قديم او از شيطان رانده شده (ازرحمت خدا)، به نام خدا، پروردگارا! بر محمد صلوات و سلام بفرست، پروردگارا! درهاي رحمتت را بر من بگشاي».

13- وقتي بيت‌الله را ديد در صورت تمايل دستهايش را بلند و در حد امکان دعا کند:
چون اين کار از ابن عباس ثابت شده است[13]. و اگر دعاي زير را که از عمر ثابت است، بخواند نيز خوب است : (اللهم أنت السلام، و منک السلام، فحينا ربنا بالسلام)[14] «خداوندا! تو سلام (پاک از هر عيب و نقصي) هستي و سلامتي از توست، پس اي پروردگارمان! ما را با سلامتي زنده نگه دار».

ج‍- سنت‌هاي طواف:
14- اضطباع :

اضطباع حالتي است که طواف‌کننده إزارش را از زير بغل راست رد کرده و طرف ديگر آن را بر شانه چپش قرار دهد به طوري که شانه راستش نمايان بماند : 

به دليل حديث يعلي بن أم