ه انجام مي‌دهيد بسيار اگاه است».

از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (من آتاه الله مالا فلم يؤد زکاته مثل له يوم القيامة شجاعا أقرع له زبيبتان يطوقه يوم القيامة، ثم يأخذ بلهزمتيه – يعني شدقيه – ثم يقول : أنا کنزک، أنا مالک، ثم تلا هذه الآية : ) وَلاَيَحسَبَنَّ الَّذِينَ يَبخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللهُ مِن فَضلِهِ...([1] «کسي که خداوند به او مالي بدهد و زکاتش را پرداخت نکند در روز قيامت مال او به صورت يک مار افعي کچل (سرش از کثرت سم کچل شده باشد) نمايان مي‌شود که دو نقطه سياه بر روي چشمانش دارد و به گردن او مي‌پيچد سپس چانه‌هايش را مي‌گيرد و مي‌گويد من گنج تو هستم من مال تو هستم (که زکات آن را ندادي) سپس اين آيه را خواند : ) وَلاَيَحسَبَنَّ الَّذِينَ يَبخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللهُ مِن فَضلِهِ...(. «گمان نبرند آناني که بخل مي‌ورزند در آنچه خداوند از فضل خويش به آنان داده است...».

و خداوند متعال مي‌فرمايد : 
)وَالَّذِينَ يَکنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الفِضَّةَ وَلاَيُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللهِ فَبَشِّرهُم بِعَذَابٍ ألِيمٍ. يَومَ يُحمَي عَلَيهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُکوَي بِهَا جِبَاهُهُم وَ جُنُوبُهُم وَ ظُهُورُهُم هَذَا مَا کَنَزتُم لأنفُسِکُم فَذُوقُوا مَا کُنتُم تَکنِزُونَ((توبه : 34 و 35)

«و کساني که طلا و نقره را اندوخته مي‌کنند و آن را در راه خدا خرج نمي‌نمايند، آنان را به عذاب بسيار دردناکي مژده بده. روزي (فرا خواهد رسيد که اين سکه‌ها در آتش دوزخ گداخته مي‌شوند و پيشاني‌ها و پهلوها و پشت‌هاي ايشان با آنها داغ مي‌گردد و بديشان گفته مي‌شود اين همان چيزي است که براي خويشتن اندوخته مي‌کرديد؛ پس اينک بچشيد مزه آنچه  را که اندوخته‌ايد».

از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (ما من صاحب ذهب ولافضة لايؤدي منها حقها إلا إذا کان يوم القيامة، صفحت له صفائح من نار فأحمي عليها في نار جهنم فيکوي بها جنبه و جبينه و ظهره. کلما بردت أعيدت له. في يوم کان مقداره خمسين ألف سنة. حتي يقضي بين العباد. فيري سبيله، إما إلي الجنة و إما إلي النار).

قيل : يا رسول الله! فالإبل؟ قال : ولا صاحب إبل لايؤدي منها حقها، و من حقها حلبها يوم وردها، إلا إذا کان يوم القيامة بطح لها بقاع قرقر، أوفر ماکانت لايفقدمنها فصيلا واحدا تطؤه بأخفافها وتعضه بأفواهها، کلما مر عليه أولاها رد عليه أخراها في يوم کان مقداره خمسين ألف سنة، حتي يقضي بين العباد فيري سبيله إما إلي الجنة و إما إلي النار)[2] «هر صاحب طلا و نقره‌اي که حق را ندهد؛ در روز قيامت تخته سنگهايي از آتش براي او پهن و با آتش جهنم گذاخته مي‌شود و با آن پهلو و پيشاني و پشتش داغ مي‌گردد، هر وقت که سرد شد دوباره داغ شده و به بدنش زده مي‌شود در روزي که مدت آن پنجاه هزار سال است تا وقتي که بين بندگان دادرسي شود. آنگاه راهش به او نشان داده مي‌شود که يا به سوي بهشت است يا به سوي آتش.

گفته شد اي رسول خدا پس زکات شتر چي؟ فرمود : هر صاحب شتري که حق شترش را پرداخت نکند – و از جمله حق شتر دوشيدنش در روز آب دادنش است – حتماً روز قيامت زميني وسيع براي شترانش گسترده مي‌شود و حتي يک بچه شتر هم از تعداد آنها کم نمي‌شود آن شترها با پاهايشان صاحبشان را (که زکات آنها را نداده است) لگدکوب مي‌کنند و با دندان‌هايشان اعضايش را گاز مي‌گيرند، هرگاه اول شترها از روي او عبور کردند بلافاصله آخرشان بازگردانده مي‌شوند تا بار ديگر از روي او عبور کنند در روزي که مدت آن پنجاه هزار سال است تا وقتي که بين بندگان قضاوت شود. آنگاه راهش به او نشان داده مي‌شود که يا به سوي بهشت است يا به سوي آتش».
.........................
[1]) صحيح : [ص. نس 2327]، خ (1403/268/3).
[2]) صحيح : [ص. ج 5729]، م (987/680/2)، د (1642/75/5).از حمران مولاي عثمان روايت است که عثمان بن عفان براي وضو گرفتن، آب درخواست کرد و وضو گرفت.ابتدا دستهايش را سه بار شست، سپس مضمضه کرد بعد از آن آب را در بيني‌اش کرد، آنگاه صورتش را سه بار شست بعد از آن دست راست را با آرنجش سه بار شست، سپس دست چپ را، مانند دست راستش شست، به دنبال ان سرش را مسح کرد و عداً پاي راستش را با قوزکش سه بار شست و پاي چپش را هم مانند پاي راستش شست. سپس گفت پيامبر خدا ص را ديدم که به اين روش وضو گرفت و فرمود : (من توضأ نحو وضوئي هذا ثم قام فرکع رکعتين لايحدث فيهما نفسه غفرله ما تقدم من ذنبه) «هرکس اين چنين وضو بگيرد و با حضور قلب دو رکعت نماز بخواند گناهان (صغيره) گذشته او بخشيده مي‌شود».

ابن شهاب مي‌گويد : علماي ما مي‌گفتند اين وضو کاملترين وضو براي نماز است.[1]
......................
[1]) متفق عليه : م (226/204/1)، و اين لفظ مسلم است، خ (164/266/1)، د (106/180/1)، نس (64/1).حکم مانعين زکات

«زکات از واجباتي است که امت اسلامي بر آن اجماع کرده و شهرت آن به حدي رسيده است که از ضروريات دين به حساب مي‌آيد به طوري که اگر کسي وجوب آن را انکار کند از دايره اسلام خارج مي‌شود و به جهت کفرش کشته مي‌شود مگر اينکه تازه مسلمان باشد که در اين صورت چون احکام اسلام را نمي‌داند معذور به حساب مي‌آيد.

اما کسي که با وجود اعتقاد به وجوب زکات از پرداخت آن خودداري کند، به خاطر عدم پرداخت آن گناهکار مي‌شود بدون اينکه اين کار او را از دايره اسلام خارج کند و بر حاکم لازم است که به زور زکات را از او بگيرد»[1]. که در اين صورت نصف مال او را بعنوان مجازات مي‌گيرد؛ به دليل حديث بهز بن حکيم از پدرش از جدش که گفت از پيامبر ص شنيدم که مي‌فرمود : (في کل إبل سائمة، في کل أربعين ابنة لبون، لايفرق إبل عن حسابها من أعطاها مؤتجرا فله أجرها، و من منعها فإنا آخذوها و شطر ماله عزمة من عزمات ربنا تبارک و تعالي لايحل لآل محمد منها شيي)[2] «از هر چهل شتر سائمه (چرنده) يک بنت لبون (شتري ماده که دو سال را تمام کرده و وارد سه سال شده باشد) بعنوان زکات، واجب مي‌گردد و دو نفر شريک نبايد شترانشان را (هنگام زکات) از هم جدا کنند (به نيت اينکه زکات بر آنها واجب نشود)، هر کسي زکاتش را بمنظور دريافت پاداش پرداخت نمايد، پاداشش را خواهد گرفت، و هر کسي از پرداخت آن خودداري کند، ما علاوه بر آن، نصف مالش را هم مي‌گيريم که اين حقي است از حقوق واجب خداوند و براي آل محمد چيزي از آن حلال نيست».

اگر گروهي به وجوب زکات اعتقاد داشتند ولي از اداي آن خودداري کردند، اگرچه داراي قوت و عزت باشند، بايد با آنان اعلان جنگ شود تا آن را پرداخت کنند به دليل فرموده پيامبر ص : (أمرت أن أقاتل الناس حتي شهدوا أن لا إله إلا الله و أن محمدا رسول الله، و يقيموا الصلاة و يؤتوا الزکاة، فإذا فعلوا ذلک عصموا مني دماءهم و أموالهم إلا بحق الإسلام و حسابهم علي الله)[3] «به من دستور داده شده که با مردم بجنگم تا وقتي که کلمه شهادتين را مي‌گويند و نماز را اقامه و زکات را پرداخت کنند، وقتي اين کار را کردند از طرف من خون و مالشان مصونيت پيدا مي‌کند مگر به حق اسلام (که اگر مستح