د، عمر گفت : إن شاءالله بر چيزي جز حق شهادت نده، زياد گفت : من به زنا شهادت نمي‌دهم ولي کار زشتي را ديدم، عمر گفت الله أکبر حد را بر آنان (سه نفر) جاري کنيد، پس آنان را تازيانه زدند، (قسامه) گويد : بعد از آنکه عمر ابوبکره را زد، ابوبکره گويد : شهادت مي‌دهم که او زناکار است، عمر خواست که دوباره او را تازيانه بزند ولي علي او را از اين کار منع کرد و گفت : اگر مي‌خواهي او را تازيانه بزني اين را رجم کن، عمر او را به حال خود رها کرد و تازيانه نزد»[1].
......................
[1]) سند آن صحيح است : [الإرواء 29/8]، هق (334/8).حکم کسي که با يکي از محارمش زنا کند

اگر کسي با يکي از محارمش زنا کند، حد او کشتن است فرق نمي‌کند محصن يا غيرمحصن باشد.
و اگر او را به ازدواج خود درآورد بايد کشته شود و دارايي‌اش نيز مصادره گردد :
از براء روايت است : (لقيت عمي، و معه الراية، فقلت : أين تريد؟ قال : بعثني رسول الله ص إلي رجل تزوج امرأة أبيه بعده، أن أضرب عنقه و آخذ ماله)[1] «عمومي را ديدم که پرچميبه دست داشت، گفتم : کجا مي‌روي؟ گفت : پيامبر ص مرا به سوي مردي فرستاده که بعد از (مگر و يا ...) پدرش با همسر او ازدواج کرده، تا گردنش را بزنم و دارايي‌اش را مصادره کنم».
.........................
[1]) صحيح : [الإرواء 2351]، [ص. ج 2111]، د (4433/147/12)، نس (110/6)، ترمذي و ابن ماجه اين حديث را بدون جمله «و آخذ ماله» روايت کرده‌اند : ت (1373/407/2)، جه (3607/869/2).حکم کسي که با حيواني آميزش کند

از ابن عباس روايت است که پيامبر ص فرمود : (من وقع علي بهيمة فاقتلوه و اقتلوا البهيمة)[1] «هر کس با حيواني آميزش کرد او و حيوان را بکشيد».
........................
[1]) حسن صحيح : [ص. ت 1176]، ت (1479/8/3)، د (4440/157/12)، جه (2564/856/2).حد لواط

هرگاه مردي با مردي ديگر عمل لواط را انجام دهد، حد آن کشتن است خواه محصن يا غيرمحصن باشند: از ابن عباس روايت است که پيامبر ص فرمود : (من وجدتموه يعمل عمل قوم لوط فاقتلوا الفاعل والمفعول به)[1] «هر کسي را يافتيد که عمل قوم لوط را انجام داد، فاعل و مفعول را بکشيد».
........................
[1]) صحيح : [ص. جه 2075]، ت (1481/8/3)ف د (4438/153/12)، جه (2561/856/2).از انس رض روايت است : (أن رسول الله ص کان يصلي العصر و الشمس مرتفعة حية، فيذهب الذاهب إلي العوالي فيأتي العوالي والشمس مرتفعة)[1] «پيامبر ص نماز عصر را زماني مي‌خواند که خورشيد بلند و پرنور بود طوريکه اگر يکي از ما مي‌خواست به منطقه عوالي (محلي در فاصله حدود چهار مايلي مدينه) برود، به آنجا مي‌رسيد در حالي که هنوز خورشيد بلند بود».
........................
[1]) متفق عليه : خ (550/28/2)، م (621/433/1)، د (400/77/2)، نس (252/1)، جه (682/223/1).حد قذف
 
تعريف قذف:
قذف عبارت است از متهم ساختن کسي به زنا، به اينصورت که به کسي ديگر بگويد : اي زناکار! يا الفاظ ديگري که از آنها اتهام به زنا فهميده مي‌شود.

حکم قذف:
قذف از جمله گناهان کبيره و حرام است :

خداوند متعال مي‌فرمايد:
) إِنَّ الَّذِينَ يَرمُونَ المُحصَنَاتِ الغَافِلاَتِ المُؤمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنيَا وَ الآخِرَةِ وَ لَهُم عَذَابٌ عَظِيمٌ ( (نور : 23)
«کساني که زنان پاکدامن بي‌خبر (ازهر گونه آلودگي) و ايماندار را به زنا متهم مي‌کنند، در دنيا و آخرت از رحمت خدا دور و عذاب عظيمي دارند».

از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (اجتنبوا السبع الموبقات، قالوا : و ما هن يا رسول الله؟ قال :الشرک بالله، والسحر، وقتل النفس التي حرم الله إلا بالحق، وأکل الربا، و أکل مال اليتيم، والتولي يوم الزحف، و قذف المحصنات الغافلات المؤمنات)[1] «ازهفت (گناه) هلاک کننده بپرهيزيد، گفتند : اي رسول خدا آنها چه هستند؟ فرمود : شريک قرار دادن براي خدا، سحر، کشتن کسي که خداوند (قتل) آنرا حرام کرده مگر به حق، خوردن ربا، خوردن مال يتيم، فرار از ميدان جنگ هنگام رودررو شدن با دشمن، و نسبت دادن زنا به زنان مؤ»ن و پاکدامن و بي‌خبر».

هر کس مسلماني را به زنا متهم کند (و نتواند باآوردن چهار شاهد آن را ثابت کند)، به او هشتاد تازيانه زده شود. خداوند متعال مي‌فرمايد : 
) وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلاَتَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَداً وَ أُولَئِکَ هُمْ الْفَاسِقُونَ ((نور : 4)
«کساني که به زنان پاکدامن نسبت زنا مي‌دهند؛ سپس چهار شاهد نمي‌آورند؛ بديشان هشتاد شلاق بزنيد و هرگز گواهي دادن آنان را نپذيريد، و چنين کساني فاسق هستند».
......................
[1]) متفق عليه : [ص. ج 144].لعان

هرگاه مردي همسرش را متهم به زنا کرد و همسرش او را تکذيب نمود حد بر شوهر جاري مي‌شود، مگر اينکه دليل بياورد يا لعان کند : 
خداوند متعال مي‌‌فرمايد :
) وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَکُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ إِلاَّ أَنفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَات بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنْ الصَّادِقِينَ. وَ الْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ کَانَ مِنْ الْکَاذِبِينَ. وَ يَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنْ الْکَاذِبِينَ. وَ الْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِنْ کَانَ مِنْ الصَّادِقِينَ ((نور : 6 - 9)
«کساني که زنان خود را متهم (به زنا) مي‌کنند و جز خودشان شاهداني ندارند, هر يک از ايشان بايد چهار مرتبه خداي را به شاهد بطلبد که راستگو هستم. و در پنجمين مرتبه (بايد بگويد) لعنت خدا بر او باد اگر دروغگو باشد، اگرزن چهار بار خدا را به شهادت بطلبد (و سوگند بخورد) که شوهرش (در اتهامي که به او مي‌زند) دروغگو است عذاب (رجم) را از او دفع مي‌نمايد، ودر مرتبه پنجم (بايد بگويد که) نفرين خدا بر او باد اگر شوهرش راست بگويد ».

از ابن عباس روايت است : هلال بن اميه نزد پيامبر ص همسرش را متهم کرد که با شريک بن سحماء زنا کرده، پيامبر ص فرمود : (البينة أو حد في ظهرک) «بايد دليل بياوري وگرنه حد بر پشتت جاري مي‌شود:، گفت : اي رسول خدا! آيا اگر کسي از ما مردي را روي همسرش ديد، مي‌رود و شاهد پيدا مي‌کند؟! پيامبر ص فرمود : (البينة أو حد في ظهرک)، شاهد وگرنه حد بر پشتت جاري مي‌شود، هلال گفت : قسم به ذاتي که تو را به حق مبعوث کرده است من راستگو هستم، و حتماً خداوند آيه‌اي نازل خواهد نمود و پشت مرا از حد نجات خواهد داد، پس جبرئيل فرود آمد و آيه
) وَالَّذِينَ يَرمُونَ أَزوَاجَهُم ( را تا ) إن کَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ ( بر پيامبر ص نازل کرد، پيامبر ص رفت و به دنبال آن زن فرستاد، هلال آمد و شهادت داد، پيامبرr فرمود : (إن الله يعلم أن أحدکما کاذب فهل منکما تائب) «خداوند مي‌داند که يکي از شما دروغ مي‌گويد آيا کسي از شما هست که توبه کند؟»، سپس آن زن بلند شد و شهادت داد، و چون نوبت پنجم شد او رانگه داشتند وبه وي گفتند : اين کار لعنت را بر تو واجب مي‌کند، ابن عباس گفت : آن زن کمي درنگ کرد و روي گردانيد بطوريکه گمان کرديم از لعان پشيمان مي‌