 کرده باشد».
و مي‌فرمايد : (الولاء لحمة کلحمة النسب)[5] «ولاء ارتباطي مانند ارتباط نسب است».
معتق (آزاد کننده برده) مرد باشد يا زن تنها در صورتي از معتوق (برده آزاد شده) ارث مي‌برد که عصبه نسبي نداشته باشد : 
ازعبدالله بن شداد از دختر حمزه روايت است : (مات مولاي وترک ابنة، فقسم رسول الله ص ماله بيني و بين ابنته، فجعل لي النصف و لها النصف)[6] «مولايم (برده آزاد شده‌ام) فوت کرد و دختري از خود به جاي گذاشت، پيامبر ص مالش را بين من و دخترش تقسيم کرد، نصف مال را به من و نصف ديگر را به او داد».

2- عصبه نسبي:
عصبه نسبي به سه دسته تقسيم مي‌شوند :
1-    عصبه بالذات : که عبارتند از مردان وارث، بجز شوهر و فرزند مادر.
2-    عصبه بالغير : دختران و دختران پسر و خواهران شقيقه (پدر ومادري) و خواهران پدري.
پس هرکدام از اينها با برادرش، و بوسيله او عصبه مي‌شوند، و به اندازة نصف سهم او ارث مي‌‌برند :
به دليل فرموده خداوند متعال : ) وَ إن کَانُوا إخوَةً رِجَالاً وَ نِساءً فَلِلذَّکَرِ مِثلُ حَظِّ الأُنثَيَينِ ( «واگر برادران وخواهران با هم باشند هر مردي به اندازه سهم دو زن ارث مي‌برد».
3- عصبه مع الغير : که عبارتند از خواهران با دختران :
به دليل حديث ابن مسعود : (و ما بقي فللأخت) «و آنچه باقي مي‌ماند براي خواهر است».
............................
[1]) فقه السنه (437/3).
[2]) متفق عليه : (4315/27/8)، م (1776/1400/3)، ت (1738/117/3).
[3]) فقه السنة (437/3).
[4]) متفق عليه : خ (456/550/1)، م (1504/1141/2)، د (3910/438/10)، جه (2521/842/2).
[5]) صحيح : [ص. ج 7157]، کم (341/4)، هق (292/1).
[6]) حسن : [ص. جه 2210]، جه (2734/913/2)، کم (66/4).حجب و حرمان[1]

تعريف حجب و حرمان:
حجب در لغت به معني منع، و منظور از آن منع شخص معيني از تمام يا بخشي از ميراث به علت وجود شخصي ديگر است.
حرمان : منع شخص معيني از ميراث به سبب وجود يکي از موانع ارث از قبيل قتل و امثال آن است.

انواع حجب:
حجب دو نوع است : حجب نقصان و حجب حرمان.
حجب نقصان عبارت است از : کم شدن ميراث يکي از ورثه به علت وجود شخصي ديگر و به پنج نفر تعلق مي‌گيرد :
1- شوهر، در صورتيکه همسرش فرزند داشته باشد، از نصف به يک چهارم حجب مي‌شود.
2- همسر در صورتيکه شوهرش فرزند داشته باشد، از يک چهارم به يک هشتم حجب مي‌شود.
3- مادر هنگام وجود فرع وارثي از يک سوم به يک ششم حجب مي‌شود.
4- دختر پسر.
5- خواهر پدري.

حجب حرمان عبارت است از محروم شدن شخصي از تمام ميراث به علت وجود شخصي ديگر مانند محروم شدن برادر از ميراث هنگام وجود پسر، حجب حرمان به شش نفر زير تعلق نمي‌گيرد، هرچند حجب نقصان به آنها تعلق مي‌گيرد : 
1 و 2- پدر و مادر.
3 و 4- پسر و دختر.
5 و 6- زن و شوهر.

حجب حرمان غير از اين شش نفر، ديگر ورثه را در برمي‌گيرد.
حجب حرمان بر دو اساس استوار است : 
1- آناني که به واسطه شخصي ديگر به ميت منتسب مي‌شوند، در صورت وجود آن شخص ارث نمي‌برند.

مانند پسرِ پسر که با وجود پسر ارث نمي‌برد، بجز فرزندان مادر چون آنان علي رغم اينکه به واسطة مادر به ميت منتسب مي‌شوند، باز هم با وجود او از ميت ارث مي‌برند.

2- نزديکتر بر دورتر مقدم مي‌گردد، بنابراين پسر، پسر برادرش را حجب مي‌کند و اگر در يک درجه باشند هر کدام از آنها داراي قرابت قويتري باشد، مقدم مي‌شود، مانند برادر شقيق (پدر و مادري) که برادر پدري را حجب مي‌کند. 
......................
[1]) فقه السنه (441، 440/3).خداوند متعال مي‌فرمايد : 
) حَافِظُوْاْ عَلَي الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الوُسطَي وَ قُوْمُوْاْ للهِ قَاْنِتِيْن ( (بقره : 238)
«بر خواندن نمازها و (بويژه) نماز وسطي (عصر کوشا باشيد و) محافظت ورزيد و فروتنانه براي خدا به پا خيزيد».

از عليt روايت است که پيامبر ص در روز جنگ احزاب فرمود :
(شغلونا عن الصلاة الوسطي صلاة العصر، ملأ الله بيوتهم و قبورهم نارا)[1] «ما را از نماز وسطي، يعني نماز عصر باز داشتند، خداوند خانه‌ها و قبرهاشان را پر از آتش کند».
.........................
[1]) صحيح : [مختصر م 217]، م (627 – 205 – 437/1).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:351.txt">تعريف حدود</a><a class="text" href="w:text:352.txt">فضيلت اجراي حدود </a><a class="text" href="w:text:353.txt">اجراي حدود بر همه</a><a class="text" href="w:text:354.txt">کراهت سفارش در حدود </a><a class="text" href="w:text:355.txt">پوشاندن عيب مؤمن مستحب است</a><a class="text" href="w:text:356.txt">حدود، کفاره گناهان هستند</a><a class="text" href="w:text:357.txt">چه کسي حدود را اجرا کند</a><a class="folder" href="w:html:358.xml">حد زنا</a><a class="text" href="w:text:368.txt">حکم کسي که با حيواني آميزش کند</a><a class="text" href="w:text:369.txt">حد لواط </a><a class="text" href="w:text:370.txt">حد قذف</a><a class="text" href="w:text:371.txt">لعان</a><a class="folder" href="w:html:372.xml">حد شرابخواري</a><a class="text" href="w:text:377.txt">حد سرقت (دزدي)</a><a class="text" href="w:text:378.txt">حد حرابه (راهزني)</a></body></html>تعريف حدود:
حدود جمع حد است و حد در اصل : مانع ميان دو چيز است.
و در لغت به معني منع و بازداشتن است.[1]
و در اصطلاح «مجازاتهايي است که شريعت براي گناهان مشخص کرده تا از وقوع در امثال آن جلوگيري کند».[2]

جرايم حدود (گناهاني که شريعت براي انجام دهندگانش حد معيني بيان کرده است):
«قرآن و سنت مجازات و کيفرهاي مشخصي را براي جرايم معيني مقرر داشته که جرايم حدود ناميده مي‌شود و عبارتند از : زنا، قذف (تهمت ناروا)، دزدي، شرابخواري، محاربه، ارتداد وبغي و تجاور»[1].
........................
[1]) فقه السنة (302/2).
[2]) منار السبيل (360/2).
[3]) فقه السنة (302/2).فضيلت اجراي حدود

از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (حد يعمل به في الأرض خير لأهل الأرض من أو يمطروا أربعين صباحا)[1] «حدي که در روي زمين اجرا مي‌شود براي زمينيان بهتر از باريدن چهل روز باران است».
........................
[1]) حسن : (ص. جه 2057)، جه (2538/848/2)، نس (76/8).اجراي حدود بر خويشاوند، بيگانه، با شرافت و طبقات پايين، يکسان و واجب است

از عباده بن صامت روايت است که پيامبر ص فرمود : (أقيموا حدود الله في القريب و البعيد، و لأتأخذکم في الله لومة لائم)[1] «حدود خدا را بر هر خويشاوند و بيگانه اجرا کنيد و ملامت هيچ ملامتگري شما را از اجراي حد باز ندارد».
از عائشه روايت است : اسامه درباره زني که دزدي کرده بود با پيامبرr صحبت کرد، پيامبر فرمود : (إنما هلک من کان قبلکم أنهم کانوا يقيمون الحد علي الوضيع و يترکون علي الشريف، والذي نفسي بيده لو فاطمة فعلت ذلک لقطعت يدها)[2] «همانا کساني که قبل از شما بوده‌اند به اين خاطر هلاک شدند که حد را بر انسانهاي ضعيف اجرا مي‌کردند ولي از اجراي آن بر انسانهاي شريف خودداري مي‌نمودند، قسم به ذاتي که جانم در دست او است اگر فاطمه (دخترم) اين کار را مي‌کرد، دستش را قطع مي‌کردم».
.......................
[1]) حسن : (ص. جه 2058)، جه (2540/849/2).
[2]) صحيح : (الإرواء 2319)، خ (6887/86/12).کراهت سفارش در حدود آنگاه که قضيه به سلطان(قاضي) رسيد

از عائشه(رض) روايت است : قضية سرقت زن مخزومي قريش را اندوهگين ساخت و گفتند : چه کسي در اين باره با پيامبرr صحبت مي‌کند؟ چه کسي جرأت اين کار را دارد بجز اسامه، محبوب‌ پيامبر ص بنابراين اسامه با پيامبر ص در اين