تْ عِنْدَهُ أَمَةٌ فَأَدَّبَهَا فَأَحْسَنَ تَأْدِيبَهَا وَعَلَّمَهَـا فَأَحْسَـنَ تَعْلِيمَهَا، ثُمَّ أَعْتَقَهَا فَتَزَوَّجَهَا فَلَهُ أَجْرَانِ». (بخارى: 97)
ترجمه: ابوموسي اشعري (رض) ميگويد: رسول الله (ص) فرمود: «سه شخص اند كه نزد خدا دو اجر دارند. اول: اهل كتابي كه به پيامبرش و به محمد (ص) ايمان بياورد. دوم: غلامي كه حق خدا و صاحبش را ادا كند. سوم: مردي كه كنيزش را بخوبي تربيت نمايد و  علم و دانش بياموزد. سپس او را آزاد نمايد و با وي  ازدواج كند. هريك از اينها دو پاداش دارند».


باب (1): كسي كه صدقه و هبة آب را جايز مي داند
1077 ـ عَنْ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ (رض) قَالَ: أُتِيَ النَّبِيُّ (ص) بِقَدَحٍ فَشَرِبَ مِنْهُ وَعَنْ يَمِينِهِ غُلامٌ أَصْغَرُ الْقَوْمِ وَالأَشْيَاخُ عَنْ يَسَارِهِ، فَقَالَ: «يَا غُلامُ أَتَأْذَنُ لِي أَنْ أُعْطِيَهُ الأَشْيَاخَ»؟ قَالَ: مَا كُنْتُ لأُوثِرَ بِفَضْلِي مِنْكَ أَحَدًا يَا رَسُولَ اللَّهِ، فَأَعْطَاهُ إِيَّاهُ. (بخارى:2351)
ترجمه: از سهل بن سعد (رض) روايت است كه مي‏گويد: يك ليوان آب، براي نبي‏ اكرم (ص) آوردند. آنحضرت (ص)  قدري از آن را نوشيد. و سمت راستش، جواني وجود داشت كه از همه خردسال تر بود. و سمت چپش، گروهي از افراد مُسِن، نشسته بودند. رسول ‏الله (ص) فرمود: «اي جوان! اجازه مي‏دهي اين آب را (كه حق تو است) به بزرگترها بدهم»؟ جوان گفت: اي رسول خدا! من هيچ كس را در اين مورد، بر خود ترجيح نمي دهم. آنگاه، رسول ‏الله (ص) آب را به او داد.
1078 ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: حُلِبَتْ لِرَسُولِ اللَّهِ (ص) شَاةٌ دَاجِنٌ فِي دَارِي وَشِيبَ لَبَنُهَا بِمَاءٍ مِنَ الْبِئْرِ الَّتِي فِي دَارِي، فَأَعْطَى رَسُولَ اللَّهِ (ص) الْقَدَحَ فَشَرِبَ مِنْهُ حَتَّى إِذَا نَزَعَ الْقَدَحَ مِنْ فِيهِ، وَعَلَى يَسَارِهِ أَبُو بَكْرٍ وَعَنْ يَمِينِهِ أَعْرَابِيٌّ، فَقَالَ عُمَرُ وَخَافَ أَنْ يُعْطِيَهُ الأَعْرَابِيَّ: أَعْطِ أَبَا بَكْرٍ يَا رَسُولَ اللَّهِ عِنْدَكَ، فَأَعْطَاهُ الأَعْرَابِيَّ الَّذِي عَلَى يَمِينِهِ، ثُمَّ قَالَ: «الأَيْمَنَ فَالأَيْمَنَ». (بخارى:2352)
ترجمه: انس بن مالك (رض) مي‏گويد: گوسفندي را براي رسول ‏الله (ص) در خانة من، دوشيدند و آن شير را با قدري از آب چاهي كه در خانه ام بود، مخلوط كردند. و من آن را به رسول اكرم (ص) دادم. ايشان قدري از آن شير را نوشيد. و هنگامي كه ليوان را از دهانش برداشت، سمت چپ اش ابوبكر (رض)، و سمت راست اش مردي باديه نشين قرار داشت. عمر از ترس اينكه مبادا آنرا به باديه نشين بدهد، گفت: اي رسول خدا! آنرا به ابوبكر بده كه در كنارت نشسته است. اما رسول خدا (ص) آنرا به باديه نشيني كه سمت راستش نشسته بود، داد. سپس، فرمود: «حق با كسي است كه سمت راست، نشسته باشد».

باب (2): صاحب آب تا زماني كه سير شود، از ديگران مستحق تر است
1079 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «لا يُمْنَعُ فَضْلُ الْمَاءِ لِيُمْنَعَ بِهِ الْكَلأُ». (بخارى: 2353)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است كه رسول ‏الله (ص) فرمود: «آب اضافه (بر ضرورت) جلوگيري نشود تا باعث جلوگيري آب، از گياهان نگردد».
1080 ـ وَعَنْهُ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «لا تَمْنَعُوا فَضْلَ الْمَاءِ لِتَمْنَعُوا بِهِ فَضْلَ الْكَلإِ». (بخارى:2354)
ترجمه: همچنين، ابوهريره(رض)  مي گويد: رسول ‏الله (ص) فرمود: «آب اضافه را جلوگيري نكنيد تا باعث جلوگيري آب، از گياهان نشويد».

باب (3): حل اختلاف در بارة چاهها
1081 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «مَنْ حَلَفَ عَلَى يَمِينٍ يَقْتَطِعُ بِهَا مَالَ امْرِئٍ مُسْلِمٍ هُوَ عَلَيْهَا فَاجِرٌ لَقِيَ اللَّهَ وَهُوَ عَلَيْهِ غَضْبَانُ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: (إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلاً)» الآيَةَ، فَجَاءَ الأَشْعَثُ فَقَالَ: مَا حَدَّثَكُمْ أَبُو عَبْدِالرَّحْمَنِ؟ فِيَّ أُنْزِلَتْ هَذِهِ الآيَةُ، كَانَتْ لِي بِئْرٌ فِي أَرْضِ ابْنِ عَمٍّ لِي فَقَالَ لِي: «شُهُودَكَ» قُلْتُ: مَا لِي شُهُودٌ قَالَ: «فَيَمِينُهُ»، قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِذًا يَحْلِفَ. فَذَكَرَ النَّبِيُّ (ص) هَذَا الْحَدِيثَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ ذَلِكَ تَصْدِيقًا لَهُ. (بخارى: 2357)
ترجمه: از عبد الله (رض) روايت است كه نبي ‏اكرم (ص) فرمود: «هركس كه با سوگند دروغ، مال مسلمان را تصاحب كند، در حالي خدا را ملاقات مي كند كه خدا بر وي، خشمگين است». سپس، اين آيه نازل شد: (إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلاً) (آناني كه در برابر عهد خدا و سوگندهاي خود، قيمت اندكي دريافت مي كنند) تا آخر آيه. اشعث آمد و گفت: ابوعبدالرحمن با شما چه مي گفت؟ اين آيه، دربارة من نازل شده است. من در زمين پسرعمويم، چاهي داشتم. (بين من و او اختلاف بروز كرد). رسول ‏اكرم (ص) به من فرمود: «گواه بياور». گفتم: گواه ندارم. رسول‏ الله (ص) فرمود: «پس بر او سوگند واجب مي شود». وي گفت: يا رسول ‏الله! او سوگند (دروغين) مي‏خورد. آنگاه، رسول ‏الله (ص) حديث فوق را بيان كرد و خداوند نيز در تأييد رسول ‏الله (ص)، آية مذكور را نازل فرمود.

باب (4): آب ندادن به مسافران، موجب گناه است
1082 ـ عَنِْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) : «ثَلاثَةٌ لا يَنْظُرُ اللَّهُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، وَلا يُزَكِّيهِمْ، وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ: رَجُلٌ كَانَ لَهُ فَضْلُ مَاءٍ بِالطَّرِيقِ فَمَنَعَهُ مِنِ ابْنِ السَّبِيلِ، وَرَجُلٌ بَايَعَ إِمَامًا لا يُبَايِعُهُ إِلاَّ لِدُنْيَا، فَإِنْ أَعْطَاهُ مِنْهَا رَضِيَ، وَإِنْ لَمْ يُعْطِهِ مِنْهَا سَخِطَ، وَرَجُلٌ أَقَامَ سِلْعَتَهُ بَعْدَ الْعَصْرِ، فَقَالَ: وَاللَّهِ الَّذِي لا إِلَهَ غَيْرُهُ لَقَدْ أَعْطَيْتُ بِهَا كَذَا وَكَذَا فَصَدَّقَهُ رَجُلٌ» ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الآيَةَ: (إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلاً). (بخارى:2358)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است كه رسول الله (ص) فرمود: «خداوند، روز قيامت، به سه گروه، نظر نمي كند و آنها را تزكيه نمي نمايد و گرفتار عذاب  دردناك مي گرداند: 1ـ كسي كه در مسير راه، قرار دارد و آب اضافه را به مسافر نمي دهد. 2ـ كسي كه با رهبر خود، صرفاً بخاطر منافع مادي، بيعت كند.  بدين معني كه اگر چيزي به او بدهد، راضي شود. وگرنه، از او برنجد. 3ـ كسي كه كالايش را بعد از عصر، عرضه نمايد و بگويد به خدايي كه غير از او خدايي وجود ندارد، سوگند ياد مي كنم كه من براي اين كالا، اين قدر و آن قدر داده ام و شخصي او را تصديق نمايد». سپس، رسول خدا (ص) آية زير را تلاوت فرمود: (إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَا