اءٍ وَالْفِضَّةَ بِالْفِضَّةِ إِلاَّ سَوَاءً بِسَوَاءٍ وَبِيعُوا الذَّهَبَ بِالْفِضَّةِ وَالْفِضَّةَ بِالذَّهَبِ كَيْفَ شِئْتُمْ». (بخارى: 2175)
ترجمه: از ابو بكره (رض) روايت است كه رسول الله (ص) فرمود: «طلا را در برابر طلا، و نقره را در برابر نقره، بطور مساوي بفروشيد. البته طلا را در برابر نقره، ونقره را در برابر طلا ، هر طور كه دوست داريد، معامله كنيد».

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:923.txt">باب (41): فروش نقره در مقابل نقره</a><a class="text" href="w:text:924.txt">باب (42): فروش دينار به دينار بطور نسيه</a><a class="text" href="w:text:925.txt">باب (43): فروش نسيه نقره در مقابل طلا به نسيه </a><a class="text" href="w:text:926.txt">باب (44): بيع مزابنه</a><a class="text" href="w:text:927.txt">باب (45): فروش ميوة روي درخت در مقابل طلا و نقره</a><a class="text" href="w:text:928.txt">باب (46): فروختن ميوه قبل از اينكه قابل استفاده شوند</a><a class="text" href="w:text:929.txt">باب (47): اگر ميوه را قبل از رسيدن، بفروشد و سپس، آن ميوه، دچار آفت شود</a><a class="text" href="w:text:930.txt">باب (48): بيع خرماي خوب در برابر خرماي خراب</a><a class="text" href="w:text:931.txt">باب (49): فروختن ميوة كال (نرسيده) </a><a class="text" href="w:text:932.txt">باب (50): معتبر قرار دادن عرف وعادات هر شهر در  خريد، فروش، اجاره، وزن وپيمانه</a></body></html>باب (41): فروش نقره در مقابل نقره
1022 ـ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ (رض) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «لا تَبِيعُوا الذَّهَبَ بِالذَّهَبِ إِلاَّ مِثْلاً بِمِثْلٍ، وَلا تُشِفُّوا بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ، وَلا تَبِيعُوا الْوَرِقَ بِالْوَرِقِ إِلاَّ مِثْلاً بِمِثْلٍ، وَلا تُشِفُّوا بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ، وَلا تَبِيعُوا مِنْهَا غَائِبًا بِنَاجِزٍ». (بخارى: 2177)
ترجمه: ابوسعيد خدري (رض) روايت مي كند كه رسول الله (ص) فرمود: «طلا را در مقابل طلا، جز اينكه برابر باشند و هيچ يك در برابر ديگري، زياد نباشد، نفروشيد. و نقره را در مقابل نقره نفروشيد جز اينكه برابر باشند و يكي را بر ديگري ترجيح ندهيد. و نسية آنها را به نقد، نفروشيد».

باب (42): فروش دينار به دينار بطور نسيه
1023 ـ عَنْ أَبَي سَعِيدٍ الْخُدْرِيَّ (رض) قَالَ: الدِّينَارُ بِالدِّينَارِ وَالدِّرْهَمُ بِالدِّرْهَمِ، فَقِيلَ لَهُ: فَإِنَّ ابْنَ عَبَّاسٍ لا يَقُولُهُ، فَقَالَ أَبُو سَعِيدٍ: سَأَلْتُهُ؟ فَقُلْتُ: سَمِعْتَهُ مِنَ النَّبِيِّ (ص) أَوْ وَجَدْتَهُ فِي كِتَابِ اللَّهِ؟ قَالَ: كُلَّ ذَلِكَ لا أَقُولُ وَأَنْتُمْ أَعْلَمُ بِرَسُولِ اللَّهِ (ص) مِنِّي وَلَكِنَّني أَخْبَرَنِي أُسَامَةُ: أَنَّ النَّبِيَّ (ص) قَالَ: «لا رِبًا إِلاَّ فِي النَّسِيئَةِ». (بخارى: 2178ـ 2179)
ترجمه: از ابوسعيد خدري (رض) روايت است كه گفت: دينار را در برابر دينار، و درهم را در برابر درهم، معامله كنيد. گفتند: عبد الله بن عباس رضي الله عنهما چنين نمي گويد. ابوسعيد (رض) گفت: از ابن ‏عباس سؤال كردم كه اين سخن را  از پيامبر خدا (ص)  شنيده‏اي يا  آنرا در كتاب خدا، پيدا كرده اي؟ گفت: نه از پيامبر(ص)  شنيده ام و نه در كتاب خدا ديده ام. شما سخنان رسول خدا (ص) را از من بهتر مي‏دانيد. اما اُسامه(رض) برايم روايت نموده كه رسول ‏الله (ص) فرموده است: «ربا، جز در نسيه، وجود ندارد».

باب (43): فروش نسيه نقره در مقابل طلا به نسيه 
1024 ـ عن الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ وَزَيْدَ بْنَ أَرْقَمَ رَضِي اللَّه عَنْهمْا أنَّهُمَا سُئلا عَنِ الصَّرْفِ فَكُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا يَقُولُ: هَذَا خَيْرٌ مِنِّي، فَكِلاهُمَا يَقُولُ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ (ص) عَنْ بَيْعِ الذَّهَبِ بِالْوَرِقِ دَيْنًا. (بخارى: 2181)
ترجمه: از براء بن عـازب و زيد بن ارقـم رضـي الله عنهمـا دربارة صرف (معامله طلا و نقره)، پرسيدند. هر كدام به ديگري اشاره مي كرد و مي گفت: ايشان، بهتر از من مي داند. آنگاه، هر دوي آنها گفتند كه رسول خدا (ص)  از فروختن طلا در مقابل نقره، بصورت نسيه، منع كرده است.

باب (44): بيع مزابنه
1025 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهمَا: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «لا تَبِيعُوا الثَّمَرَ حَتَّى يَبْدُوَ صَلاحُهُ وَلا تَبِيعُوا الثَّمَرَ بِالتَّمْرِ». أَخْبَرَنِي زَيْدُ بْنُ ثَابِتٍ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) رَخَّصَ بَعْدَ ذَلِكَ فِي بَيْعِ الْعَرِيَّةِ بِالرُّطَبِ أَوْ بِالتَّمْرِ، وَلَمْ يُرَخِّصْ فِي غَيْرِهِ. (بخارى: 2183 ـ 2184)
ترجمه: از عبدالله بن عمر رضي الله عنهما روايت است كه رسول الله (ص) فرمود: «ميوه‏ها را تا پخته نشده اند، نفروشيد. و خرماي تازة بالاي درخت را در برابر خرماي كهنه، معامله نكنيد». راوي ميگويد: زيد بن ثابت از رسول‏ الله (ص) روايت مي كند كه آنحضرت (ص) بعد از آن، فقط معاملة عريه (خرماي تازة بالاي درخت در برابر خرماي كهنه) را جايز قرار داد.
1026 ـ عَنْ جَابِرٍ (رض) قَالَ: نَهَى النَّبِيُّ (ص) عَنْ بَيْعِ الثَّمَرِ حَتَّى يَطِيبَ وَلا يُبَاعُ شَيْءٌ مِنْهُ إِلاَّ بِالدِّينَارِ وَالدِّرْهَمِ إِلاَّ الْعَرَايَا. (بخارى: 2189)
ترجمه: جابر (رض) مي‏گويد: نبي اكرم (ص) از فروش ميوه تا زماني كه پخته نشده است، منع فرمود. و همچنين از فروش آن، بجز در مقابل درهم و دينار، منع كرد. مگر معاملة عريه، كه آنرا جايز قرار داد. (و شرح آن، در حديث بالا گذشت).

باب (45): فروش ميوة روي درخت در مقابل طلا و نقره
1027 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ النَّبِيَّ (ص) رَخَّصَ فِي بَيْعِ الْعَرَايَا فِي خَمْسَةِ أَوْسُقٍ أَوْ دُونَ خَمْسَةِ أَوْسُقٍ. (بخارى: 2190)
ترجمه: ابوهريره (رض) روايت مي كند كه رسول ‏الله (ص)  بيع عريه را در پنج وسق (واحد وزن) يا در كمتر از آن، جايز قرار داد.

باب (46): فروختن ميوه قبل از اينكه قابل استفاده شوند
1028 ـ عَنْ زَيْدِ بْنِ ثَابِتٍ (رض) قَالَ: كَانَ النَّاسُ فِي عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) يَتَبَايَعُونَ الثِّمَارَ فَإِذَا جَذَّ النَّاسُ وَحَضَرَ تَقَاضِيهِمْ، قَالَ: الْمُبْتَاعُ إِنَّهُ أَصَابَ الثَّمَرَ الدُّمَانُ، أَصَابَهُ مُرَاضٌ أَصَابَهُ قُشَامٌ، عَاهَاتٌ يَحْتَجُّونَ بِهَا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لَمَّا كَثُرَتْ عِنْدَهُ الْخُصُومَةُ فِي ذَلِكَ: «فَإِمَّا لا فَلا تَتَبَايَعُوا حَتَّى يَبْدُوَ صَلاحُ الثَّمَرِ» كَالْمَشُورَةِ يُشِيرُ بِهَا لِكَثْرَةِ خُصُومَتِهِمْ. (بخارى: 2193)
ترجمه: زيد بن ثابت (رض) مي‏گويد: مردم در زمان رسول ‏الله (ص) ميوه‏ها را معامله مي‏كردند و وقتي كه زمان چيدن آنها فرا مي‏رسيد و مشتري براي جمع آوري محصول، مي‏آمد، مي‏گفت: اين ميوه‏ها، دچارآفات دمان، مراض و قشام شده اند؛ اينها آفاتي بودند كه مردم آنها را بهانه قرار مي دادند. هنگامي كه رسول خدا (ص) ديد مردم براي حل اينگونه اختلافات، زياد به او مراجعه مي كنند، فرمود: «حال كه چنين است تا زماني كه ميوه ها پخته نشده اند، معامله نكنيد». راوي مي گويد: رسول خدا (ص)  بخاط