سول اكرم(ص) فرمود: «عقيق وادي مباركي است»
771 ـ عَنْ عُمَرَ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) بِوَادِي الْعَقِيقِ يَقُولُ: «أَتَانِي اللَّيْلَةَ آتٍ مِنْ رَبِّي، فَقَالَ: صَلِّ فِي هَذَا الْوَادِي الْمُبَارَكِ، وَقُلْ عُمْرَةً فِي حَجَّةٍ». (بخارى:1534)
ترجمه: عمر(رض) مي گويد: از رسول ‏الله (ص) در وادي عقيق، شنيدم كه فرمود:«امشب، قاصدي از طرف پروردگارم آمد و گفت: در اين وادي مبارك، (وادي عقيق) نماز بخوان و نيت كن كه عمره و حج را با هم انجام دهي».
772 ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا عَنِ النَّبِيِّ (ص): أَنَّهُ رُئِيَ وَهُوَ فِي مُعَرَّسٍ بِذِي الْحُلَيْفَةِ بِبَطْنِ الْوَادِي قِيلَ لَهُ إِنَّكَ بِبَطْحَاءَ مُبَارَكَةٍ.(بخارى:1535)
ترجمه: عبد الله بن عمر رضي الله عنهما از رسول الله (ص)روايت مي كند كه: آنحضرت(ص) در ذوالحليفه، در وسط وادي (عقيق)، استراحت مي كرد كه در خواب، به ايشان گفته شد: تو در دشت مباركي، قرار داري.

باب (9): سه بار شستن مواد خوشبو از لباس
773 ـ عن يَعْلَى بْنِ أُمَيَّةَ (رض) قَالَ لِعُمَرَ (رض): أَرِنِي النَّبِيَّ (ص) حِينَ يُوحَى إِلَيْهِ. قَالَ: فَبَيْنَمَا النَّبِيُّ (ص) بِالْجِعْرَانَةِ، وَمَعَهُ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِهِ، جَاءَهُ رَجُلٌ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، كَيْفَ تَرَى فِي رَجُلٍ أَحْرَمَ بِعُمْرَةٍ، وَهُوَ مُتَضَمِّخٌ بِطِيبٍ؟ فَسَكَتَ النَّبِيُّ (ص) سَاعَةً، فَجَاءَهُ الْوَحْيُ، فَأَشَارَ عُمَرُ(رض) إِلَىَّ، فَجِئْتُ وَعَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) ثَوْبٌ قَدْ أُظِلَّ بِهِ، فَأَدْخَلْتُ رَأْسِي، فَإِذَا رَسُولُ اللَّهِ (ص) مُحْمَرُّ الْوَجْهِ، وَهُوَ يَغِطُّ، ثُمَّ سُرِّيَ عَنْهُ، فَقَالَ: «أَيْنَ الَّذِي سَأَلَ عَنِ الْعُمْرَةِ»؟ فَأُتِيَ بِرَجُلٍ، فَقَالَ: «اغْسِلِ الطِّيبَ الَّذِي بِكَ ثَلاثَ مَرَّاتٍ، وَانْزِعْ عَنْكَ الْجُبَّةَ، وَاصْنَعْ فِي عُمْرَتِكَ كَمَا تَصْنَعُ فِي حَجَّتِكَ». (بخارى:1536)
ترجمه: يعلي بن اميه (رض) به عمر(رض) گفت: رسول خدا (ص) را هنگام نزول وحي، به من نشان بده. يعلي مي گويد: روزي، رسول الله (ص)با چند نفر از صحابه رضوان الله عليهم در جعرانه، تشريف داشت كه شخصي نزد وي آمد و گفت: يا رسول الله! نظر شما دربارة كسي كه براي عمره، احرام بسته و لباسش معطر باشد، چيست؟ آنحضرت (ص) اندكي سكوت كرد. در آن اثنا، وحي نازل شد. عمر(رض) به من اشاره كرد كه بيا. من آمدم و ديدم كه پارچه اي را براي سايه، روي سر آنحضرت (ص) نگه داشته اند. سرم را زيرا چادر بردم. ديدم كه آنحضرت (ص) نفس عميق مي كشد و چهرة مباركش كاملاً قرمز شده است. سپس، آثار وحي بر طرف شد و فرمود: «كجا است كسي كه دربارة عمره پرسيد»؟ آن شخص را نزد ايشان آوردند. رسول خدا (ص) فرمود: «مواد خوشبو را سه بار بشوي و جبه را از تن بيرون كن. سپس، آنچه را كه در حج انجام مي دهي، در عمره نيز انجام بده».

باب (10): استفاده از مواد خوشبو هنگام بستن احرام،
 و مُحرِم چه نوع لباسي بپوشد 
774 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا، زَوْجِ النَّبِيِّ(ص)، قَالَتْ: كُنْتُ أُطَيِّبُ رَسُولَ اللَّهِ(ص)لإِحْرَامِهِ حِينَ يُحْرِمُ، وَلِحِلِّهِ قَبْلَ أَنْ يَطُوفَ بِالْبَيْتِ. (بخارى:1539)
ترجمه: عايشه؛ همسر گرامي رسول الله(ص)؛ مي گويد: من تن (مبارك) رسول الله (ص) را هنگام بستن احرام  و در زماني كه از احرام بيرون مي آمد، يعني قبل از طواف بيت, خوشبويي مي زدم.

11- کتاب نماز جمعه
باب (1): فرض بودن نماز جمعه.
باب (2): استفاده از عطر و مواد خوشبو در روز جمعه.
باب (3): فضیلت روز جمعه
باب (4): استعمال روغن خوشبو در روز جمعه
باب (5): پوشیدن بهترین لباس.
باب (6): مسواک زدن در روز جمعه
باب (7): آنچه در نماز فجر روز جمعه خوانده می شود
باب (8): نماز جمعه در روستاها و شهرها.
باب (9): آیا بر کسی که نماز جمعه واجب نیست غسل جمعه واجب است؟
باب (10): نماز جمعه بر چه کسی و تا چه فاصله ای فرض است؟
باب (11): اگر روز جمعه هوا گرم بود
باب (12): رفتن به نماز جمعه
باب (13): نباید کسی برادر مسلمانش را از جایش بلند نماید و خودش به جایش بنشیند
باب (14): اذان روز جمعه
باب (15): یک مؤذن در روز جمعه
باب (16): امام روز جمعه بالای منبر به صدای اذان پاسخ دهد 
باب (17): خطبه خواندن بالای منبر.
باب (18): خطبه خواندن در حالت ایستاده.
باب (19): گفتن اما بعد پس از حمد و ثنای خداوند در خطبه.
باب (20): امام در اثنای خطبه، به شخصی که وارد مسجد می شود امر نماید تا دو رکعت نماز بخواند
باب (21): طلب باران در خطبه روز جمعه
باب (22): خاموش نشستن و گوش فرا دادن به خطبه امام در روز جمعه.
باب (23): لحظه اجابت دعا در روز جمعه
باب (24): اگر مردم، روز جمعه، امام را تنها بگذارند و بروند
باب (25): نمازهای سنت قبل و بعد از نماز جمعه
احکام نماز خوف
باب (1): نماز خوف
باب (2): نماز خوف در حالت سواره و پیاده
باب (3): در حالت هجوم و دفاع در جنگ، می توان سواره و با اشاره، نماز خواند
ابواب عیدین – آداب نماز عیدین و جشن روز عید
باب (1): حمل سپر و نیزه در روز عید
باب (2): خوردن چیزی قبل از رفتن به نماز عید فطر
باب (3): خوردن در روز عید قربان
باب (4): رفتن به عیدگاه بدون منبر
باب (5): پیاده و سواره رفتن به عیدگاه و نماز خواندن بدون اذان و اقامه
باب (6): خطبه عیدین بعد از نماز است
باب (7): فضیلت اعمال نیک در ایام تشریق
باب (8): تکبیر گفتن در ایام (منا) و هنگام رفتن به عرفات
باب (9): نحر شتر و ذبح گوسفند و گاو، روز عید در عیدگاه.
باب (10): تغییر راه رفت و برگشت به عیدگاه در روز عید
ابواب نماز وتر
باب (1): آنچه درباره نماز وتر آمده است
باب (2): اوقات نماز وتر
باب (3): نماز وتر، آخرین نماز باشد
باب (4): خواندن نماز وتر بر سواری
باب (5): خواندن قنوت قبل و بعد از رکوع
15- کتاب استسقاء
باب (1) : استسقاء (طلب باران)
باب (2): نفرین پیامبر که فرمود: «آنان را به قحط سالی مانند زمان یوسف، مبتلا گردان»
باب (3): دعای طلب باران، در مسجد جامع
باب (4): طلب باران در خطبه جمعه بدون رو نمودن به قبله.
باب (5): بلند خواندن قرائت در نماز استسقاء
باب (6): امام دستهایش را در استسقاء بلند نماید.
باب (7): آنچه هنگام باریدن باران باید گفت
باب (8): هنگام وزش طوفان و باد شدید
باب (9): پیامبر فرمود: «به وسیله باد صبا، نصرت و یاری شدم»
باب (10): آنچه هنگام زلزله و دیگر مصائب، گفته می شود
باب (11): کسی جز خدا نمی داند که چه زمانی باران می بارد
16- کتاب کسوف (خورشیدگرفتگی) 
باب (1): خواندن نماز کسوف
باب (2): صدقه دادن هنگام کسوف
باب (3): فراخواندن برای نماز، هنگام خورشیدگرفتگی
باب (4): پناه جستن از عذاب قبر در نما زکسوف
باب (5): برگزاری نماز کسوف با جماعت
باب (6): آزاد کردن برده، هنگام کسوف آفتاب
باب (7): ذکر و یاد خداوند، هنگام خورشیدگرفتگی
باب (8): خواندن قرائت با آواز بلند در نماز کسوف.
17- کتاب سجده تلاوت
باب (1): آنچه درباره سجده تلاوت و سنت بودن آن، آمده است
باب (2): سجده سوره «ص».
باب (3): سجده مسلمانان با مشرکان د