ِنْكُنَّ) در اين باره نازل شد.

باب (26): پاك كردن آب بيني  از مسجد با دست
261ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض): أَنَّ النَّبِيَّ (ص) رَأَى نُخَامَةً فِي الْقِبْلَةِ، فَشَقَّ ذَلِكَ عَلَيْهِ، حَتَّى رُئِيَ فِي وَجْهِهِ، فَقَامَ فَحَكَّهُ بِيَدِهِ، فَقَالَ: «إِنَّ أَحَدَكُمْ إِذَا قَامَ فِي صَلاتِهِ، فَإِنَّهُ يُنَاجِي رَبَّهُ، أَوْ إِنَّ رَبَّهُ بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْقِبْلَةِ، فَلا يَبْزُقَنَّ أَحَدُكُمْ قِبَلَ قِبْلَتِهِ، وَلَكِنْ عَنْ يَسَارِهِ أَوْ تَحْتَ قَدَمَيْهِ»، ثُمَّ أَخَذَ طَرَفَ رِدَائِهِ، فَبَصَقَ فِيهِ، ثُمَّ رَدَّ بَعْضَهُ عَلَى بَعْضٍ، فَقَالَ: «أَوْ يَفْعَلُ هَكَذَا». (بخارى:405)
تر جمه: انس بن مالك (رض) مي فرمايد: نبي اكرم (ص) آب دهاني را كه در جهت قبله (و در برابر ديدگان نمازگزاران) انداخته شده بود، ديد. و از ديدن آن، بقدري ناراحت شد كه آثار ناراحتي در چهرة مباركش نمودار گرديد. آنحضرت (ص) از جا برخاست و آب دهان را با دست، پاك كرد و فرمود: «هنگامي كه شما براي نماز مي ايستيد، بايد بدانيد كه با پروردگارتان راز و نياز مي‏كنيد. يا اينكه پروردگارتان بين شما و قبله، قرار دارد. بنابراين، به طرف قبله، آب دهان نيندازيد. بلكه به  سمت چپ يا زير پاهايتان بيندازيد». و بعد، در گوشة چادر خود، آب دهن انداخت و دو طرف آن را به هم ماليد و فرمود: «ياچنين كنيد».
 
باب (27): كفارة تف كردن در مسجد
262ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «الْبُزَاقُ فِي الْمَسْجِدِ خَطِيئَةٌ، وَكَفَّارَتُهَا دَفْنُهَا». (بخارى:415)
 ترجمه: انس ابن مالك (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «انداختن آب دهان در مسجد، گناه است. و كفارة آن، دفن كردن و از بين بردن آن، مي باشد».


 
باب(28): پند و اندرز امام به مردم دربارة كامل كردن نماز و ذكر قبله
263ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ رَسُولَ الله (ص) قَالَ: «هَلْ تَرَوْنَ قِبْلَتِي هَاهُنَا؟ فَوَ الله مَا يَخْفَى عَلَيَّ خُشُوعُكُمْ وَلا رُكُوعُكُمْ، إِنِّي لأرَاكُمْ مِنْ وَرَاءِ ظَهْرِي». (بخارى:418)
ترجمه: از ابو هريره (رض) روايت است كه رسول الله (ص) فرمود: «آيا شما فكر مي‏كنيد كه من رويم بسوي قبله است (و از اطراف خود، بي خبرم)؟ به خدا سوگند كه خشوع و ركوع شما بر من پوشيده نيست. و من (هنگام نماز) شما را از پشت سر خود، خوب مي بينم».
 
باب (29): آيا جايز است مسجد فلاني گفته شود؟ 
264ـ عَنْ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ الله عَنْهُمَا: أَنَّ رَسُولَ الله (ص) سَابَقَ بَيْنَ الْخَيْلِ الَّتِي أُضْمِرَتْ مِنَ الْحَفْيَاءِ، وَأَمَدُهَا ثَنِيَّةُ الْوَدَاعِ، وَسَابَقَ بَيْنَ الْخَيْلِ الَّتِي لَمْ تُضْمَرْ مِنَ الثَّنِيَّةِ إِلَى مَسْجِدِ بَنِي زُرَيْقٍ، وَأَنَّ عَبْدَ الله بْنَ عُمَرَ كَانَ فِيمَنْ سَابَقَ بِهَا. (بخارى:420)
ترجمه: عبدالله بن عمر رضي الله عنهما مي گويد: رسول الله (ص) براي اسب‏هاي تربيت شده، مسابقه اي برپا نمود كه مسافت آن، از حفياء تا ثنية الوداع بود. و براي اسب‏هاي تربيت نشده، از ثنية ‏الوداع تا مسجد بني زريق تعيين فرمود. و من هم جزو كساني بودم كه در آن مسابقه، شركت داشتم.
باب (30): تقسيم كردن و آويزان نمودن خوشة خرما در مسجد
265ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: أُتِيَ النَّبِيُّ (ص) بِمَالٍ مِنَ الْبَحْرَيْنِ فَقَالَ: «انْثُرُوهُ فِي الْمَسْجِدِ». وَكَانَ أَكْثَرَ مَالٍ أُتِيَ بِهِ رَسُولُ الله (ص)، فَخَرَجَ رَسُولُ الله (ص) إِلَى الصَّلاةِ وَلَمْ يَلْتَفِتْ إِلَيْهِ، فَلَمَّا قَضَى الصَّلاةَ جَاءَ فَجَلَسَ إِلَيْهِ، فَمَا كَانَ يَرَى أَحَدًا إِلا أَعْطَاهُ، إِذْ جَاءَهُ الْعَبَّاسُ فَقَالَ: يَا رَسُولَ الله، أَعْطِنِي، فَإِنِّي فَادَيْتُ نَفْسِي وَفَادَيْتُ عَقِيلا، فَقَالَ لَهُ رَسُولُ الله (ص): «خُذْ». فَحَثَا فِي ثَوْبِهِ، ثُمَّ ذَهَبَ يُقِلُّهُ فَلَمْ يَسْتَطِعْ، فَقَالَ: يَا رَسُولَ الله، اؤْمُرْ بَعْضَهُمْ يَرْفَعْهُ إِلَيَّ، قَالَ: «لا». قَالَ: فَارْفَعْهُ أَنْتَ عَلَيَّ، قَالَ: «لا». فَنَثَرَ مِنْهُ، ثُمَّ احْتَمَلَهُ، فَأَلْقَاهُ عَلَى كَاهِلِهِ، ثُمَّ انْطَلَقَ، فَمَا زَالَ رَسُولُ الله (ص) يُتْبِعُهُ بَصَرَهُ حَتَّى خَفِيَ عَلَيْنَا، عَجَبًا مِنْ حِرْصِهِ، فَمَا قَامَ رَسُولُ الله (ص) وَثَمَّ مِنْهَا دِرْهَمٌ. (بخارى:421)
ترجمه: انس ابن مالك (رض) مي‏گويد: مقداري مال از بحرين براي رسول‏ الله (ص) آوردند.آنحضرت (ص) فرمود: «آنها را داخل مسجد بريزيد». راوي مي گويد: اين محموله، بزرگترين مالي بود كه خدمت رسول خدا(ص) آورده شده بود. رسول اكرم (ص) براي اقامة نماز به مسجد رفت و به آنها توجه ننمود. پس از اتمام نماز، آمد و در كنار آن اموال، نشست. هر كه را مي ديد، مقداري به او مي داد تا اينكه عباس (رض) آمد و عرض كرد: اي پيامبر گرامي! به من نيز عنايت فرما. زيرا من براي خودم و عقيل (در اسارت بدر) فديه داده ام. رسول‏ الله (ص) فرمود: «شما نيز بردار». عباس (رض) با هر دو دست، شروع به پر كردن چادر خود كرد. و هنگامي كه خواست آنها را حمل كند، نتوانست. عرض كرد: اي پيامبر گرامي! يكي را بگوييد تا اينها را بر پر پشت من بگذارد. رسول ‏الله (ص) فرمود: «خير». عباس گفت: پس خود شما آن را بر دوش من بگذاريد. رسول الله (ص) فرمود: «خير». آنگاه، عباس مقداري از آنها را كم كرد و بقيه را بر دوش خود نهاد و براه افتاد. رسول ‏الله (ص) از حرص  عباس (رض) تعجب كرد و همچنان به طرف او نگاه مي‏كرد تا از نظر ما ناپديد گرديد. و تا يك درهم از آن مال، باقي بود، رسول ‏الله (ص) آن جا را ترك نكرد.




<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:260.txt">باب (31): مسجد يا نمازخانه در منزل</a><a class="text" href="w:text:261.txt">باب(32): آيا جايز است قبرهاي مشركين زمان جاهليت،  خراب شود و جاي آن، مسجد بنا گردد؟</a><a class="text" href="w:text:262.txt">باب (33): نماز خواندن در جايگاه شتران</a><a class="text" href="w:text:263.txt">باب (34): كسي كه رو به سوي تنور يا آتش و يا هر چيز ديگري كه  عبادت مي شود، نماز بخواند و هدفش فقط عبادت خدا باشد</a><a class="text" href="w:text:264.txt">باب (35): كراهيت نماز خواندن در قبرستانها</a><a class="text" href="w:text:265.txt">باب(36)</a><a class="text" href="w:text:266.txt">باب (37): خوابيدن زنان در مسجد</a><a class="text" href="w:text:267.txt">باب (38): خوابيدن مردان در مسجد</a><a class="text" href="w:text:268.txt">باب (39): كسي كه وارد مسجد مي شود، دو ركعت نماز بخواند</a><a class="text" href="w:text:269.txt">باب (40): بناي مسجد </a></body></html>3 ـ عَنْ عَائشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا أَنَّهَا قَالَتْ: أَوَّلُ مَا بُدِئَ بِهِ (ص) مِنَ الْوَحْيِ الرُّؤْيَا الصَّالِحَةُ فِي النَّوْمِ، فَكَانَ لا يَرَى رُؤْيَا إِلا جَاءَتْ مِثْلَ فَلَقِ الصُّبْحِ، ثُمَّ حُبِّبَ إِلَيْهِ الْخَلاءُ، وَكَانَ يَخْلُو بِغَارِ حِرَاءٍ فَيَتَحَنَّتْ فِيهِ وَهُوَ التَّعَبُّدُ اللَّيَالِيَ ذَوَاتِ الْعَدَدِ قَبْلَ أَن