اش! رخصت رسول الله (ص) را مي‌پذيرفتم زيرا كه هم اكنون پير و ضعيف شده‌ام.
راوي مي‌گويد: پس از آن، ابن عمرو رضي الله عنهما روزانه، يك هفتم قرآن را نزد يكي از افراد خانواده‌اش تلاوت مي‌كرد. و آنچه را كه مي‌خواست در شب، تلاوت نمايد، در روز، تكرار مي‌كرد تا تلاوت شب، برايش آسانتر شود. و هنگامي كه مي‌خواست تقويت شود، چند روز، مي‌خورد و آنها را مي‌شمرد.سپس به تعداد آن روزها، روزه مي‌گرفت و دوست نداشت آنچه را كه در زمان رسول خدا (ص) انجام مي‌داد،‌ اكنون ترك كند.

باب (13): گناه كسي كه بخاطر ريا يا مال، قرآن بخواند
1803ـ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ (رض): أَنَّهُ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «يَخْرُجُ فِيكُمْ قَوْمٌ تَحْقِرُونَ صَلاتَكُمْ مَعَ صَلاتِهِمْ، وَصِيَامَكُمْ مَعَ صِيَامِهِمْ، وَعَمَلَكُمْ مَعَ عَمَلِهِمْ، وَيَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لا يُجَاوِزُ حَنَاجِرَهُمْ، يَمْرُقُونَ مِنَ الدِّينِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ، يَنْظُرُ فِي النَّصْلِ فَلا يَرَى شَيْئًا، وَيَنْظُرُ فِي الْقِدْحِ فَلا يَرَى شَيْئًا، وَيَنْظُرُ فِي الرِّيشِ فَلا يَرَى شَيْئًا، وَيَتَمَارَى فِي الْفُوقِ». (بخارى:5058)
ترجمه: ابو سعيد خدري (رض) مي‌گويد: شنيدم كه رسول الله (ص) مي‌فرمايد: «گروهي در ميان شما ظهور خواهند كرد كه نمازتان را در برابر نماز آنها، روزه‌تان را در برابر روزة آنان و اعمال‌تان را در برابر اعمال آنان، حقير مي‌شماريد. آنها قرآن، تلاوت مي‌كنند ولي قرآن ازحنجره‌هايشان پايين‌تر نمي‌رود و از دين خارج مي‌شوند همانطور كه تير از هدف (شكار) خارج مي‌شود. تيرانداز به پيكان تير، نگاه مي‌كند و چيزي نمي‌بيند. به انتهاي تير نگاه مي‌كند و چيزي نمي‌بيند. به پرهاي تير، نگاه مي‌كند و چيزي نمي‌بيند. و در شكاف سر تير، شك مي‌كند» (كه‌ آيا اثري از شكار در آن وجود دارد يا خير).
1804ـ عَنْ أَبِي مُوسَى (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «الْمُؤْمِنُ الَّذِي يَقْرَأُ الْقُرْآنَ وَيَعْمَلُ بِهِ كَالأُتْرُجَّةِ، طَعْمُهَا طَيِّبٌ، وَرِيحُهَا طَيِّبٌ، وَالْمُؤْمِنُ الَّذِي لا يَقْرَأُ الْقُرْآنَ وَيَعْمَلُ بِهِ، كَالتَّمْرَةِ طَعْمُهَا طَيِّبٌ وَلا رِيحَ لَهَا، وَمَثَلُ الْمُنَافِقِ الَّذِي يَقْرَأُ الْقُرْآنَ، كَالرَّيْحَانَةِ رِيحُهَا طَيِّبٌ وَطَعْمُهَا مُرٌّ، وَمَثَلُ الْمُنَافِقِ الَّذِي لا يَقْرَأُ الْقُرْآنَ، كَالْحَنْظَلَةِ طَعْمُهَا مُرٌّ أَوْ خَبِيثٌ، وَرِيحُهَا مُرٌّ». (بخارى:5059)
ترجمه: ابو موسي اشعري (رض) مي‌گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «مؤمني كه قرآن مي‌خواند و به آن عمل مي‌كند مانند ترنجي است كه هم طعم خوبي دارد و هم از بوي خوشي برخوردار است. و مؤمني كه قرآن نمي‌خواند ولي به آن، عمل مي‌كند مانند خرمايي است كه طعم‌اش شيرين است ولي بويي ندارد. و مثال منافقي كه قرآن مي‌خواند، مانند ريحاني است كه بويش خوب ولي طعم‌اش، تلخ است. و مثال منافقي كه قرآن نمي‌خواند، مانند حنظله (هندوانة ابوجهل) است كه هم طعم‌اش،‌تلخ يا ناپاك است و هم بوي تلخي دارد».
1805ـ عَنْ جُنْدَبِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «اقْرَءُوا الْقُرْآنَ مَا ائْتَلَفَتْ قُلُوبُكُمْ، فَإِذَا اخْتَلَفْتُمْ فَقُومُوا عَنْهُ». (بخارى:5060)
ترجمه: جندب بن عبدالله (رض) مي‌گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «تا زماني كه با نشاط هستيد و حضور قلب داريد، قرآن تلاوت كنيد. و هنگامي كه نشاط و علاقه نداريد، آنرا ترك كنيد».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:1417.xml">ابواب 1 تا 10</a><a class="folder" href="w:html:1428.xml">ابواب 11 تا 20</a><a class="folder" href="w:html:1439.xml">ابواب 21 تا 34</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1418.txt">باب (1): تشويق به ازدواج</a><a class="text" href="w:text:1419.txt">باب (2): كراهيت زن نگرفتن و اخته كردن </a><a class="text" href="w:text:1420.txt">باب (3): ازدواج با دوشيزه ها</a><a class="text" href="w:text:1421.txt">باب (4): نكاح دادن خردسالان به بزرگسالان</a><a class="text" href="w:text:1422.txt">باب (5): برابري، در دين است</a><a class="text" href="w:text:1423.txt">باب (6): پرهيز نمودن از شومي زنان، و اين گفتة خداوند متعال كه مي فرمايد: (همانا برخي از همسران و فرزندانتان، دشمنان شما هستند)</a><a class="text" href="w:text:1424.txt">باب (7): (و مادرهايتان كه به شما شير داده اند) و آنچه از نسب،  حرام مي شود، از رضاعت (شيرخوردن) نيز حرام مي شود  </a><a class="text" href="w:text:1425.txt">باب (8): قول كسي كه مي گويد: رضاع بعد از دوسال، ثابت نمي شود</a><a class="text" href="w:text:1426.txt">باب (9): نكاح شغار </a><a class="text" href="w:text:1427.txt">باب (10): سرانجام، پيامبر اكرم (ص) از نكاح متعه، منع فرمود </a></body></html>باب (1): تشويق به ازدواج
1806ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: جَاءَ ثَلاثَةُ رَهْطٍ إِلَى بُيُوتِ أَزْوَاجِ النَّبِيِّ (ص) يَسْأَلُونَ عَنْ عِبَادَةِ النَّبِيِّ (ص)، فَلَمَّا أُخْبِرُوا كَأَنَّهُمْ تَقَالُّوهَا، فَقَالُوا: وَأَيْنَ نَحْنُ مِنَ النَّبِيِّ (ص)؟ قَدْ غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَمَا تَأَخَّرَ، قَالَ أَحَدُهُمْ: أَمَّا أَنَا فَإِنِّي أُصَلِّي اللَّيْلَ أَبَدًا، وَقَالَ آخَرُ: أَنَا أَصُومُ الدَّهْرَ وَلا أُفْطِرُ، وَقَالَ آخَرُ: أَنَا أَعْتَزِلُ النِّسَاءَ فَلا أَتَزَوَّجُ أَبَدًا. فَجَاءَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِلَيْهِمْ فَقَالَ: «أَنْتُمُ الَّذِينَ قُلْتُمْ كَذَا وَكَذَا؟ أَمَا وَاللَّهِ إِنِّي لأَخْشَاكُمْ لِلَّهِ، وَأَتْقَاكُمْ لَهُ، لَكِنِّي أَصُومُ وَأُفْطِرُ، وَأُصَلِّي وَأَرْقُدُ، وَأَتَزَوَّجُ النِّسَاءَ، فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي».      (بخارى:5063)
ترجمه: انس بن مالك (رض) مي‌گويد: سه نفر به خانة همسران نبي اكرم (ص) آمدند و از شيوة عبادت آنحضرت (ص) پرسيدند. هنگامي كه از چگونگي آن، باخبر شدند، گويا عبادت‌اش را كم شمردند و با خود گفتند: ما كجا و رسول خدا (ص) كجا؟ خداوند گناهان اول و آخرش را بخشيده است. آنگاه، يكي از آنان گفت: من تمام شب را براي هميشه، نماز مي‌خوانم. ديگري گفت: من تمام عمر، روزه مي‌گيرم و يك روز آنرا هم نمي‌خورم. سومي گفت: من از زنان كناره‌گيري مي‌نمايم و هرگز ازدواج نمي‌كنم. رسول الله (ص) نزد آنان رفت و فرمود: «شما كساني هستيد كه چنين و چنان گفته‌ايد؟ سوگند به خدا كه من بيشتر از همة شما از خدا مي‌ترسم و بيشتر از شما تقوا دارم. در عين حال، هم روزه مي‌گيرم و هم مي‌خورم. و هم نماز مي‌خوانم و هم مي‌خوابم و با زنان نيز ازدواج مي‌كنم. پس هر كس از سنت من روي بگرداند، از من نيست».
باب (2): كراهيت زن نگرفتن و اخته كردن 
1807ـ عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ (رض) قَالَ: لَقَدْ رَدَّ النَّبِيُّ (ص) عَلَى عُثْمَانَ بْنِ مَظْعُونٍ التَّبَتُّلَ، وَلَوْ أَجَازَ لَهُ التَّبَتُّلَ لاخْتَصَيْنَا. (بخارى:5074)
ترجمه: سعد ب