معلوم کنند که ختم بر او کفر بوده «کابی لهب الجهنمی و امرأته». نه آنکه او شايان لعنت نيست، (چرا که خداوند فرموده:)

﴿إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ﴾ [الأحزاب: 57]. 

بدانيد که در اين زمان چون اکثر مردم بحث امامت را پيش داشته همواره سخن از خلافت و مخالفت اصحاب کرام (عليهم الرضوان) نصب عين ساخته‌اند و به تقليد جهله ارباب تاريخ و مَرَدَة اهل بدعت اکثر اصحاب کرام را نيک ياد نميکنند و امور نامناسب بجانب ايشان منتسب می‌سازند، بضرورت شمه ‌ای از آنچه معلوم داشت، در قيد کتابت آورده، بدوستان مرسل داشت.

قال عليه و علی آله الصلوﺓ والسلام: (إذا ظهرت الفتن أو قال: البدع و سبّت أصحابی فليظهر العام علمه فمن لم يفعل ذلک فعليه لعنة الله و الملائكة والناس أجمعين، لا يقبل الله صرفاً ولا عدلاً).

پس بايد که مدار اعتقاد را بر آنچه معتقد اهلسنت دارند و سخنان زيد و عمرو را در گوش نيارند. مدار کار را بر افسانه‌ های دروغ ساختن، خود را ضائع کردن است. تقليد فرقه ناجيه ضروريست، تا اميد نجات پيدا شود. و بدونه خرط القتاد.

والسلام عليکم وعلی سائر من اتبع الهدی و التزم متابعة المصطفی عليه وعلی آله و الصلوﺓ و السلام.       

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1] - مکتوب 251 از دفتر اول مکتوبات حضرت مجدد الف ثانی (رحمه الله).

[2] - در اين مکتوب هر جا لفظ امير به کار برده شود، منظورش حضرت علی -رضي الله عنه- می باشد.

[3] - يعنی شتم کننده ، دشنام دهنده و فحش گوينده.خوانندة گرامی! هدف ما از اين تحقيق فقط بيان حقايق تاريخی و روشن شدن جايگاه حضرت معاويه -رضي الله عنه- نزد امت اسلامی بود، نه چيز ديگری.

به همين جهت سعی نموديم آنچه را که واقعيت دارد و سند و مدرکی از آن در دسترس می باشد، ذکر نمآئيم. حتی اگر خطا و لغزش و اشتباهاتی از جانب معاويه -رضي الله عنه- بوده باشد.

حال که واقعيت بر ملا شد و پرده از روی حقايق پنهان برداشته شده، آيا باز جای آن دارد که شخصی مثل معاويه -رضي الله عنه- را نعوذ بالله لعن کنيم و او را مورد فحش و ناسزا قرار دهيم. پس آنچه حقيقت است بدون توجه به تعصب مذهبی، بپذيريم. و بترسيم از هشدار رسول اکرم -صلي الله عليه وسلم- که فرمود: 

لعنت خدا بر افرادی باد که اصحاب مرا مورد لعن و فحش و ناسزا قرار می دهند.

به اميد مقبوليت اين کار کوچک در بارگاه رب العالمين

اللهم تقبل منا إنک أنت السميع العليم

محمد ايوب گنجی

1422 هـ.ق / 1380 هـ ش – سنندجمنابع اصلی که در اين تحقيق مورد استفاده قرار گرفته اند، عبارتند از: 

1-     أسد الغابه فی معرفه الصحابه / ابن اثير، أبی الحسن الجزری / دار إحياء التراث.

2-     الاستيعاب فی اسماء الاصحاب / قرطبی مالکی / دارالکتب العربی.

3-     الاصابه فی تمييز الصحابه / ابن حجر عسقلانی / دارالکتب العربی.

4-     البدايه و النهايه / حافظ ابن كثير دمشقی / دارالکتب العلميه، بيروت.

5-     تارخ الاسلام / امام شمس الدين ذهبی / دارالکتب العربی.

6-     تاريخ الخلفاء / جلال الدين سيوطی / آرام باغ کراچی.

7-     شهيد کربلا / مفتی محمد شفيع عثمانی / ترجمه، محمد امين حسين بر.

8-     حضرت معاويه و حقايق تاريخی / علامه تقی عثمانی / ترجمه مولانا ابراهيم دامنی.

9-     صحيح بخاری / امام بخاری / دار الکتب العلميه، بيروت.

10-  صحيح ترمذی / امام ترمذی / دار الکتب العلميه، بيروت.

11-  مختصر تاريخ دمشق / ابن منظور / دار الفکر.

12-  مقدمه تاريخ ابن خلدون / دار الفکر.

13-  تفسير نور / دکتر مصطفی خرم دل / نشر احسان تهران. 

14-  مقام صحابه / مفتی محمد شفيع عثمانی / ترجمه، مولانا عبدالرحمن سربازی.

 
بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله و كفي وسلام علي عباده الذين اصطفي.

اما بعد: 
خداوند متعال حضرت محمد -صلي الله عليه وسلم- را به عنوان بزرگترين و محبوب ترين فرد ، از ميان انسانها برگزيد و ايشان را بر تمام مخلوقات عزت و شرف و كرامت بخشيد. 
همچنين خداوند متعال براي همراهي اين محبوب خويش، باز در ميان انسانهاي جامعه بشريت بهترين ها را جا كرده و عشق و محبت رسول  -صلي الله عليه وسلم-  را در دل آنها شعله ور ساخت. 
اين افراد برگزيده و منتخب رب العالمين، صحابه كرام -رضي الله عنهم- هستند، كه خداوند منان بر آنها منت نهاد و به فضل خويش اين نعمت بزرگ را به آنها ارزاني داشت، نعمت همراهي و هم صحبتي رسول الله -صلي الله عليه وسلم-. 
اما افسوس و صد افسوس كه تاريخ نويسان و مورّخان در اين بُعد قصور به خرج داده اند و آنطوري كه بايد و شايد ازرشادت ها ورادمردي هاي اين بزرگمردان عرصة جهاد و دعوت، قلمزني نكرده اند، حتي بعضي از مورخان درباري به خاطر كسب پست ومقام وداشتن منزلت نزد پادشاهان وقت، پا روي حق نهاده و كاملاً ضد آنچه رخ داده است، تقريرنموده اند، و در اين كار رضايت اربابانشان را مد نظرشان قرار داده اند، نه رضايت رب و پروردگار عالم را. 
يكي از اين صحابه كرام كه همواره از سوي افراد و گروه هاي مختلف مورد طعن، لعن وتهمت قرار گرفته، ((معاويه بن ابي سفيان) –رضي الله عنهما-، يكي از ياران رسول اكرم -صلي الله عليه وسلم- مي باشد. اما آيا براستي اينگونه بوده و واقعيت اين است‌‌‌‌؟!!! 
(مسكين) به خاطرپرده برداري از چهره واقعي ((معاويه)) و واضح شدن حقيقت، بر آن شدم كه حاصل تحقيقات خويش را به صورت رساله اي مختصر به رشته تحرير در آورم. باشد كه مشتاقان حقيقت و انسان هاي آزاده و حقيقت جو، از وقايع و حقيقت ها آگاه شوند و كوركورانه به تقليد از ياوه گويان و جاهلان نپردازند.

و ما توفيقي إلاَّ بالله العلي العظيم
شعبان 1422 هـ ق.
ايوب گنجي- سنندج<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6.txt">پيشگفتار</a><a class="text" href="w:text:7.txt">صحابه رسول اكرم -صلي الله عليه وسلم-  برترين الگوهاي تاريخ</a><a class="text" href="w:text:8.txt">صحابه بهترين الگو براي تمام اقشار جامعه</a><a class="text" href="w:text:9.txt">عوامل برتري و موفقيت صحابه بزرگوار(رضي الله عنهم اجمعين)</a><a class="text" href="w:text:10.txt">مسئله قابل توجه و تدبر</a></body></html>اندكي در مورد صحابه كرام (رضي الله تعالي عنهم)

 

قبل از پرداختن به بحث زندگاني معاويه -رضي الله عنه- مختصري را در مورد صحابه كرام، اين الگوهاي هميشه جاويد تاريخ، تقديم مي نمائيم:

 

صحابه از ديدگاه قرآن

در قرآن عظيم الشان، آيات متعددي در وصف ياران پيامبر -صلي الله عليه وسلم- آمده است كه در تفاسيربزرگان دين، توضيحات مناسبي در اين باره وجود دارد. ما فقط به چند آيه به عنوان نمونه اكتفا مي كنيم، كه در آن به خوبي مشهودو واضح است كه، صحابه كرام را خداوند متعال خودش تربيت و راهنمايي نموده و آنها را براي همراهي رسولش انتخاب فرموده است: 

1) ﴿مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّ