 می شد که از يک شعبه به شعبه ديگر و از آنجا، فرد تازه نفسی با اسب آماده، به شعبه بعدی می رساند.

ادارة بايگانی و ثبت اسناد و مدارک

يکی ديگر از اقدامات معاويه -رضي الله عنه- در زمان حکومتشان، تأسيس اداره ای به نام ((ديوان خاتم)) يا همان ثبت اسناد و مدارک بود. از وقت تأسيس اين اداره، نامه ها و بخش نامه های در آنجا لاک و مهر می شدند و به عنوان سند ثبت و نگهداری می شدند.

تأليف کتاب تاريخ گذشتگان
نوشتن وقايع گذشته و تاريخ سلف، يکی ديگر از اقدامات معاويه -رضي الله عنه- بود. ايشان فردی را معين کردند تا تاريخ خلفاي گذشته و دوران قبل از آنها را تقرير نمآيد و به صورت کتابی گردآوری کند.

 

تعيين خدمتکار برای بيت الله
 از ديگر اقدامت ايشان، استخدام افرادی جهت خدمت در بيت الله و رسيدگی به آن بود، که در آن زمان بيت الله را با بهترين حرير و ديبا پوشاندند.

ساختن ناو جنگی
طراحی و ساخت ناو جنگی، از ديگر اقدامات معاويه -رضي الله عنه- بود که در پيشرفت اسلام و انتقال مجاهدين نقش بسيار مهمی را ايفا نمود.

آمار گيری و امداد رسانی
آمار گيری و امداد رسانی يکی ديگر از اقدامات ايشان، استخدام افرادی برای آمار گيری و مطلع شدن از تولد نوزادان، و مقرر کردن حقوق برای اين نوزادان بود.معاويه -رضي الله عنه- در اواخر عمر به يک بيماری سختی مبتلا گرديد که در اثر آن، اين مرد علم و تقوی، جهاد و مبارزه و سلطان عادل فوت نمود.

در بستر مريضی و هنگام موت به او گفتند: آيا سفارشی داری؟  فرمود:

هوالموت لا منجی من الموت والذی 

نحاذر بعد الموت أدهی و افظع

اين مرگ است و گريزی از آن نيست، و چيزی که بعد از مرگ از آن پرهيز دارم، بسيار سخت و رسوا کننده است.

اللهم أقل العثرة واعف عن الزلة، وتجاوز بحلمک عن جهل من لم يرج غيرک, فما وراءک مذهب[1]

بار خدايا!  لغزش و خطاها را کاهش ده و ببخش. از نادانی کسی که غير از تو امیدی ندارد، به سبب حلمت درگذر، پس از تو محل رجوع و رفتنی وجود ندارد.

ابن كثير نيز آخرين خطبه ايشان را چنين نقل می کند:

((أيها الناس! إن من زرع قد استحصد، وإنی قد وليتکم ولن يليکم أحد خير منی, وإنما يليکم من هو شر مني کماکان من وليکم قبلی خيراً منی))[2]

((ای مردم! بعضی از مزارع زمان برداشت و دروشان رسيده است، من امير شما بودم، پس از من امير بهتری نخواهد آمد، هر کس بعد از من، امير شود، از من هم بدتر خواهد بود، هم چنانکه کسانی که قبل از من بوده اند، بهتر از من بوده اند.))              

 

پرواز به سوی يار و رسيدن به محبوب حجازی

 

معاويه -رضي الله عنه- پس از 40 سال خلافت و پادشاهی در سال60 هـ.ق بر اثر بيماری سختی، از اين جهان فانی رخت سفر را بست و به سوی آن معشوق حقيقی و محبوب واقعی شتافت.

مؤرخان در مورد تاريخ وفات و مدت عمر ايشان اختلاف نظر دارند.

طبری قول حارث را نقل می کند که می گويد: طبق خبرهايی که به ما رسيده، معاويه -رضي الله عنه- شب پنج شنبه، نيمة رجب سال60 هـ ق رحلت نموده و مدت خلافتش19 سال و 3 ماه و 27 روز می باشد و مدت عمرش طبق قول بعضی ها 75 سال بوده است[3].

علامه سيوطی می گويد: معاويه -رضي الله عنه- در ماه رجب سال 60 هـ.ق در سن 77 سالگی فوت کرده است. در حالی که با خودش مقداری از مو و ناخن های رسول الله -صلي الله عليه وسلم- را داشت، وصيت کرده بود که آنها را در دهن و چشمانش قرار دهند.[4]



--------------------------------------------------------------------------------

[1] - تاريخ الاسلام / ج 2 /ص 317

[2] - البدايه و النهايه / ج 8 /

[3] - تاريخ طبری / ج 5 / ص 324

[4] - تاريخ الخلفاء / سيوطی / ص 198ابو مسهر می گويد: ضحاک بن قيس الفهری، نماز جنازه معاويه -رضي الله عنه- را خوانده و او را بين باب ((حاجيه)) و ((باب الصغير)) دفن کرده اند.[1] 

ضحاک، پس از دفن معاويه -رضي الله عنه-، خطبه ای ايراد کرد و گفت:

((معاويه کان حد العرب، وعود العرب، قطع الله به الفتنة، وملکه علی العباد وسير جنوده فی البر والبحر، وکان عبداً من عبيد الله، دعاه فأجابه، وقد قضی نحبه، وهذه أکفانه فنحن مدرجوه ومدخلوه قبره، ومخلوه, وعمله فيما بينه و بين ربه، إن شاء رحمه و إن شاء عذبه).[2] 

معاويه، مهتر، بزرگ و نهايت عرب بود. خداوند به وسيله او فتنه ها را قطع کرد، و او را بر بندگان حاکم نمود، و لشکريانش را از خشکی و دريا عبور داد. و او بنده ای از بندگان خداوند بود. دعا می کرد و الله می پذيرفت. و روزگار خويش را سپری نمود. و اين کفن های اوست، که ما او را می پوشانيم و او را در قبرش می گذاريم. ما دوستدارانش هستيم و لکن عمل او بين خود وخدايش است. اگر بخواهد، او را می بخشد، و اگر بخواهد، او را عذاب می دهد.

ابن اثير نيز قائل است که در وقت فوت، يزيد غائب بوده و ضحاک نماز جنازه اش را خوانده است.

همچنين طبری نيز بر اين اتفاق دارد که ضحاک بن قيس نماز معاويه -رضي الله عنه- را ادا کرده است.

قال الطبری:  عن أحمد بن زهير، عن علی بن محمد، قال:

((صلی علی معاوية الضحاک بن قيس الفهری وکان يزيد غائباً حين مات معاوية))[3]

دکتر عبدالسلام تدمری می گويد: قبر او داخل مقبرهء باب الصغير از مقابر دمشق است، و آن قبر معروف الان نيز مشخص است. و در نزديکی ايشان قبر ((ابن عساکر)) نيز وجود دارد. بنده سال1399 هـ.ق آنجا رفتم و هر دو قبر را مشاهده کردم و بر آنها فاتحه نيز خواندم.[4] 

همچنين اين محقق توانای لبنانی، در حاشيهء تاريخ الاسلام، بيش از 50 اثر معتبر را که در آنها از زندگانی، شخصيت و مقام حضرت معاويه -رضي الله عنه- بحث شده، معرفی کرده است.[5]

نقل است که يکبار عبدالملک بن مروان، از کنار قبر معاويه -رضي الله عنه- رد می شد، ناگهان توقف کرد و دعای خيری برای ايشان کرد، از او پرسيدند: مگر اين قبر کيست؟ 

عبدالملک پاسخ داد: اين قبر شخصی است که هر گاه صحبت می کرد، از روی علم و منطق سخن می گفت، هر وقت ساکت می ماند، از روی حلم و بردباری، سکوت را اختيار می کرد، به هر کس چيزی می بخشيد، او را غنی می کرد، و با هر کس می جنگيد، او را نيست و نابود می ساخت.[6]


 


--------------------------------------------------------------------------------

[1] - تاريخ الاسلام / ج 2 / ص 317.

[2] - اسد الغابه / ج 5 / ص 312.

[3] - طبری / ج 5 / ص 327.

[4] - دکتر عمر عبدالسلام تدمری؛ استاد تاريخ اسلامی در دانشگاه لبنان.

[5] - تاريخ الاسلام / ج 2 / ص 308.

[6] - الکامل / لابن اثير /.حضرت معاويه از ديدگاه علماء ربانی [1]

 

برای حسن ختام اين رساله، مناسب ديديم که مکتوبی از امام ربانی، حضرت الف ثانی(رحمه الله) را که به عبارتی می توان گفت، عقيده اهل سنت و جماعت نسبت به حضرت معاويه می باشد، را ذکر نماييم.

اصحاب پيغمبر -صلي الله عليه وسلم- همه بزرگ اند و همه را به بزرگی ياد بآيد کرد، خطيب از انس روايت می کند که رسول الله -صلي الله عليه وسلم- فرموده:

(إن الله اختارنی واختار لی أصحاباً و اختار لی منهم أصهاراً وأنصاراً، فمن حفظنی فيهم حفظه الله، و من آذانی فيهم اذاه الله).

و طبرانی از ابن عباس روايت کند که رسول عليه وعلی آله الصلواة و السلام فرموده:

(من سب أصحابی، فعليه لعنة الله و الملائكة والناس 