کدام از این عرصه‌ها پزشکان متخصص و مخصوص به خود را دارند و دواهای هر یک مشخص است.
روح حیّ و موجود بوده و علم به آن مخصوص خداست [ولی آنچه مشخص است اینکه] در راه رساندن جسم به سعادت، بیماریهایی بر او عارض می‌شود که بعضی از بیماریهای آن از طریق استعمال گیاهان دارویی معالجه می‌شود، و بعضی از طریق پاره کردن پرده‌هایی که روح را می‌پوشانند، و بعضی نیز از طریق تعویذ و دعاهای شرعی موجود. و کلینیک‌های تخصصی روانپزشکی متعددی برای این منظور ایجاد شده‌اند.
موضوع بحث ما مداوای بیماریهای روحی است که بیماریهای حقیقی بوده و متوجه روح می‌شوند و عامل آن نفوذ شیطان است.
بعضی از افراط‌کنندگان در بندگی عقل و حواس این بیماریها و مداوای آن را انکار می‌کنند، با این برهان که هر مرضی عبارت است از درد موضعی از جسم، بنابراین چنین بیماریهای توهم و خیال هستند.
این پندار در واقع از قصور و درک و انکار وجود و نقص ایمان و حاکم کردن عقل و حواس نشأت می‌گیرد. در حالی که هستی منحصر در امور حسی و قابل مشاهده نیست؛ مثلاً جریان الکتریسیته در داخل سیم وجود دارد و در انجام امور مورد استفاده قرار می‌گیرد، همین قدرت در یکی از دو رشته از سیم برق وجود دارد که تشخیص آن با هیچ یک از حواس ممکن نیست، بادها و طوفان نیز همین گونه‌اند که گاهی به امر خدا ویرانگر و گاهی مژده و باعث تلقیح گیاهان هستند، با این وجود نه چشم آن را می‌بیند و نه حواس قدرت لمس آن را دارد. ارواح انسانها، جنیان، ملائکه، حیوانات و گیاهان نیز وجودی حقیقی و واقعی دارد که قابل لمس و مشاهده نمی‌باشد، ولی با این وجود، هیچ عاقلی آن را انکار نمی‌کند، و برای پی بردن به وجود آن رؤیت آثار آن کافی است.
از آنجا که اهل ادیان آسمانی و مخصوصاً مسلمانان این حقیقت را باور داشته و تسلیم آن هستند، بعضی از مدعیان علم و معرفت که خود را از آگاهان به مداوای بیماریهای روحی خصوصاً تعویذ و تمیمه می‌دانند به این کار روی آورده و کارشان را با شعبده‌بازی، فریبکاری، استعانت از شیاطین و جنیان و پناه بردن به طلسم در آمیخته‌ند و با این کار طب شرعی در مورد امراض روحی را پر از ابهام، گمراهی و اختلاط حق و باطل و حقیقت و خیال کرده‌اند.
بنابراین بر اهل علم و فضل لازم است که راه درست را برای مسلمانان روشن گردانند و آنان را از پیروی از شعبده‌بازان، مکاران و بندگان جن و شیاطین بازدارند و مردم را از اعمال شرک‌آمیز و گمراه‌کننده آنان آگاه سازند که آنان در صدد خوردن اموال و دارایی مردم و تسلط بر مردم و آبرویشان و تباه کردن قلوب و عقول مردم هستند. علماء باید تفاوت بین تعویذ شرعی و کار شعبده‌بازان مکار را بیان کنند.
تعویذ شرعی و قرآن‌درمانی، یک طبابت روحی است که در قبول و عمل به آن هیچ جای شک و شبهه نیست، مخصوصاً برای مسلمانانی که به ربوبیت و الوهیت خدا شهادت داده و به شفابخشی او ایمان دارند، و یقین دارند که هیچ دگرگونی و هیچ حادثه‌ای جز به تقدیر الهی روی نخواهد داد. و آیات و احادیث زیادی شفابخشی قرآن را بیان می‌کنند. از جمله: ﴿قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء  ﴾. (فصلت: 44).
«بگو: قرآن برای مؤمنان مایه هدایت و بهبودی است».
و﴿وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَاراً ‏﴾. (الإسراء: 82).
«ما آیاتی از قرآن را فرو می‌فرستیم که مایه بهبودی و رحمت مؤمنان است ولی بر ستمگران جز زیان نمی‌افزاید».
و﴿وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ‏ ﴾.(فصلت: 36).
«و هرگاه وسوسه‏هايي از شيطان متوجه تو گردد، از خدا پناه بخواه كه او شنوده و داناست!».
و نیز: ﴿وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ ‏﴾. (الشعراء: 80).
«و هنگامی که بیمار شوم اوست که مرا شفا می‌دهد».
و از احادیث: عائشه ك روایت می‌کند که: چون پیغمبر ص بیمار می‌شد، جبرئیل در تعویذ او می‌گفت: «بسم ‌الله، تو را سالم می‌کند و از هر دردی شفا می‌دهد و از شر چشم‌زننده و حسود تو را نگه می‌دارد» . این روایت را ابوسعید الخدری س نیز روایت کرده است .
و باز از عائشه (رض) روایت شده که هر وقت یکی از ما بیمار می‌شد، پیغمبر ص دست راست خود را [بر موضع درد] می‌مالید و می‌فرمود: «ای پروردگار مردم! ناراحتی و بیماری را دور گردان و شفا بده که تنها تو شفا دهنده‌ای و هیچ شفایی جز شفای تو شفا ندهد، شفایی می‌دهی که دیگر اثری از بیماری باقی نمی‌ماند». عائشه (رض)  در ادامه می‌گوید: وقتی که پیغمبر ص مریض و بد حال شد دست او را گرفتم تا همین دعا را برایش بخوانم، ولی او دستش را از دست من جدا کرده و سپس فرمودند: «پروردگارا! مرا مورد مغفرت خویش قرار ده و به سوی خود بازگردان»، عائشه (رض)  گوید: چون به او نگاه کردم دیدم که وفات فرموده است .
عائشه (رض)  در جایی دیگر روایت می‌کند: «هر وقت یکی از اهل بیت پیامبر ص مریض می‌شد با دو سورة فلق و ناس و دمیدن بر او به مداوا می‌پرداخت. وقتی پیغمبر ص بیمار شد ـ آخرین بیماری حضرت که منجر به مرگ او شد ـ بر [موضع درد] او می‌دمیدم و با دستهای خودش آن را مالش می‌دادم، زیرا دستهای او پربرکت‌تر بود» .
باز هم عائشه (رض)  روایت می‌کند که چون یکی از ما بیمار و یا مجروح می‌شد، رسول الله ص انگشت شهادت خود را بر زمين گذاشته سپس آن را بلند كرده و با آنچه از خاك به انگشت مباركش چسپيد به موضع درد و يا زخم شخص مريض گذاشته می‌فرمود: به نام خدا؛ خاك زمين ما، تفاله‌ي همديگر، با اجازه‌ي‌ خدا، بيمار به وسيله‌ي آن شفا می‌يابد» .
و باز می‌فرماید: که رسول الله ص به او دستور داد که: از چشم خوردن تعویذ کند» .
در صحیح مسلم از انس بن مالک (رض)  روایت شده که: «پیغمبر ص به ما اجازه دادند برای چشم خوردن، تب کردن و مجروح شدن، تعویذ و قرآن درمانی کنیم» .
همچنین از عوف ‌الأشجعی روایت شده که پیغمبر ص فرمودند: «تعویذهایتان [شیوة تعویذ] را بر من عرضه کنید، تعویذ در صورتی که به شرک نیانجامد، ایرادی ندارد» .
باز در صحیح مسلم از ابوسعید الخدری (رض)  نقل شده که تعدادی از اصحاب پیغمبر ص در حال مسافرت از کنار یکی از قبایل عرب گذشته و از آنها خواستند به میهمانی قبولشان کنند ولی آن قبیله قبول نکرده و از اصحاب پرسیدند آیا تعویذخوانی همراه شما هست؟ [تا] بزرگ قبیله ما را [که] مار نیش زده و یا اینکه چشم خورده است [مداوا کند]. یکی از اصحاب گفت: بله و سپس رفت و با خواندن سورة فاتحه او را مداوا کرده و رئیس قبیله در عوض رمه‌ای از گوسفندان قبیله را به او داد. صحابی گفت: تا با پیغمبر در جریان نگذارم، نمی‌توانم آن را قبول کنم، و سپس آمد و جریان را برای پیغمبر ص بازگو کرد و گفت: ای پیغمبر چیزی جز فاتحه نخواندم. پیغمبر ص تبسمی زد و فرمود: «چه می‌دانی، شاید تعویذ کرده باشی»، و سپس فرمودند: «رمه گوسفند را از آنان بگیرید