 به خداوند عزوجل بگذارش و وقتى بدى نمودى، از خداوند عزوجل طلب مغفرت نما.
و ابونعيم در الحليه (223/1) از ابودرداء روايت نموده، كه گفت: نفس هر يكى از شما در دوست داشتن يك چيز جوان باقى مى‏ماند، ولو كه ترقوه  هايش هم از پيرى بشكند، مگر كسانى كه خداوند قلب‏هاى شان را به تقوى آزموده است، و آنان اندك اند. و ابن عساكر اين را از ابودرداء به مثل آن، چنانكه در الكنز (224/8) آمده، روايت كرده است.
و ابونعيم در الحليه (224/1) از ابودرداء روايت نموده، كه گفت: سه چيزاند، كه ملاك كار بنى آدم اند: از مصيبتت شكايت مكن، از دردت حرف مزن و نفست را به زبان خودت تزكيه مكن.
و ابونعيم در الحليه (221/1) از ابودرداء روايت نموده، كه گفت: شما از دعوت مظلوم و يتيم بر حذر باشيد، چون دعاى اين دو شب هنگام در حالى به راه مى‏افتد كه مردم خواب مى‏باشند. و نزد وى همچنان از او روايت است كه گفت: منفورترين انسان‏ها نزدم كسى است كه بر وى ظلم كنم، و او از خداوند بر من مدد و كمك بخواهد.
و ابونعيم در الحليه (214/1) از معمر از يكى از دوستان وى روايت نموده كه: ابودرداء براى سلمان (رضى‏اللَّه عنهما) نوشت: اى برادرم، صحتمندى و فراغتت را، قبل از اين كه بلايى بر سرت نازل شود،كه بندگان آن را دفع كرده نتوانند، غنيمت بشمر، و دعوت مصيبت زده را نيز غنيمت بدان. اى برادرم بايد مسجد خانه ات باشد، چون من از رسول خدا ص شنيدم كه مى گويد: «مساجد خانه هر متقى و پرهيزگار است»، و خداوند عزوجل، خوشى و راحت و گذشتن از پل صراط را به سوى رضوان پروردگار عزوجل، براى كسانى كه مسجدها خانه‏هاى شان باشد تضمين نموده است. اى برادرام، بر يتيم رحم نما، وى را براى خود نزديك گردان و از طعامت برايش طعام بده، چون من از رسول خدا ص شنيدم كه مى‏گويد: - البته در حالى كه مردى نزدش آمد و از سختى قلبش شكايت نمود - و رسول خدا ص برايش گفت: «آيا نرم شدن قلبت را دوست مى‏دارى؟» گفت: آرى، فرمود: «يتيم را براى خودت نزديك گردان، بر سرش دست بكش و از طعام خودت برايش طعام بده، اين قلبت را نرم مى‏كند و به ضرورتت دست مى‏يابى». واى برادرم، آنچه را كه شكرش را به جاى آورده نمى‏توانى جمع مكن، چون من از رسول خدا ص شنيدم كه مى‏گويد: «دارنده دنيا كه در آن از خداوند تعالى اطاعت نموده، روز قيامت آورده مى‏شود، وى پيش روى مالش مى‏باشد، و مالش از عقبش، هر گاهى كه پل صراط وى را يكطرفه نمايد، مالش برايش مى‏گويد: برو، حقى را كه بر تو بود ادا نموده‏اى، مى‏افزايد: و كسى آورده مى‏شود، كه از خداوند تعالى اطاعت ننموده است، و مالش در ميان هر دو شانه‏اش قرار مى‏داشته باشد، مالش وى را مى‏ افكند و برايش مى‏گويد: واى بر تو، چرا درباره من به اطاعت خداوند عزوجل عمل ننمودى، و همينطور مى‏باشد، تا اين كه به بر بادى و هلاك دعا مى‏كند». واى برادرم، برايم خبر داده شد، كه تو خادم خريده‏اى، و من شنيدم كه رسول خدا ص مى‏گويد: «بنده تا وقتى خدمت كرده نشود با خدا مى‏باشد و خدا با وى مى‏باشد، و وقتى خدمت كرده شد، حساب بر وى لازم مى‏گردد»، و ام درداء از من خواست كه خادم بخرم، و من در آن روز توانگر بودم، ولى آن را به سبب شنيدن حساب بد ديدم. واى برادرم، چه كسى ضامن، من و توست، كه در روز قيامت يكجاى شويم و از حساب نترسيم.  و واى برادرم، به صحبت و همراهى رسول خدا ص مغرور و فريفته مشو، چون ما بعد از وى مدت طولانى زندگى نموديم، و خدا به آنچه بعد از وى عمل نموديم داناتر است. اين را همچنان ابن عساكر از محمدبن واسع روايت نموده، كه گفت: ابودرداء براى سلمان نوشت:... و مثل آن را ذكر نموده، مگر اينكه وى يادآور نشده: ام درداء از من خواست... تا به آخرش، چنان كه در الكنز (224/8) آمده است.
و ابونعيم در الحليه (216/1) از عبدالرحمن بن محمد محادبى روايت نموده، كه گفت: برايم خبر رسيده كه ابودرداء (رض) براى يكى از برادرانش نوشت: اما بعد: در هر امر و كار دنيا كه هستى، مردمانى قبل از تو بر آن قرار داشته‏اند، و اهل ديگرى بعد از تو نيز براى آن آمدنى است، و از آن جز آنچه براى خودت تقديم نموده‏اى ديگر چيزى برايت نيست، و آن را بر آنچه براى حوايج فرزندانت مى‏گذارى ترجيح بده، چون تو نزد كسى پيش شدنى هستى، كه تو را معذور نمى‏دارد ،و براى كسى جمع مى‏نمايى، كه تو را نمى‏ستايد، و تو براى يكى از اين دو تن جمع مى‏كنى: يا در آن به طاعت خدا عمل مى‏كند و توسط چيزى نيك بخت مى‏شود كه تو به آن بدبخت شده‏اى، و يا در آن مال به نافرمانى خدا عمل مى‏كند، و بدبخت مى‏شود، آن هم به سبب آنچه تو برايش جمع نموده‏اى، و هيچ يكى از آنان اهل اين نيستند، كه تو مال را توسط پشت خود براى شان جمع كنى، بنابراين آنان را بر نفس خود ترجيح مده. براى كسانى كه از آنان درگذشته‏اند، رحمت خداوند را تمنا كن، و براى كسانى كه از ايشان باقى مانده‏اند به رزق خدا اعتماد نما، والسلام.
وابن عساكر از ابودرداء (رض) روايت نموده كه وى براى مسلمه بن مخلد نوشت: اما بعد: بنده وقتى به طاعت خدا عمل كند، خداوند دوستش مى‏دارد، وقتى خداوند وى را دوست بدارد، براى خلقش او را محبوب مى‏گرداند، و وقتى به معصيت خداوند عمل كند، خداوند وى را مبغوض مى‏گرداند، وقتى خدا مبغوضش گردانيد، براى خلقش وى را منفور و مبغوض مى‏گرداند. اين چنين در الكنز (225/8) آمده است.
و ابن عساكر از ابودرداء (رض) روايت نموده، كه گفت: اسلام بدون طاعت نيست، خيرى بدون جماعت نيست، و خيرخواهى براى خدا و خليفه و عموم مسلمانان لازم است. اين چنين در الكنز (227/8) آمده است.
 
پندها و اندرزهاى ابوذر (رض)
ابونعيم در الحليه (165/1) از سفيان ثورى روايت نموده، كه گفت: ابوذر غفارى روبروى كعبه برخاست و گفت: اى مردم، من جندب غفارى هستم، به سوى برادر ناصح و مهربان بشتابيد، آن گاه مردم اطرافش را احاطه نمودند، گفت: چه فكر مى‏كنيد، اگر يكى از شما بخواهد سفر كند، آيا همانقدر توشه كه برايش لازم است و او را به منزل مى‏رساند نمى‏گيرد؟ گفتند: آرى مى‏گيرد، گفت: سفر راه قيامت، دورترين راهى است كه مى‏خواهيد، بنابراين براى آن توشه لازم را با خود بگيريد. گفتند: چه براى ما كفايت مى‏كند؟ گفت: براى پيشا مد كارهاى بزرگ حج نماييد، و روزى بسيار گرم را، براى برانگيخته شدن طولانى محشر روزه بگيريد، دو ركعت نماز در تاريكى شب، براى وحشت قبرها بجا آريد، براى ايستادن روز بزرگ كلمه خير را بگو، و از كلمه شر سكوت اختيار كن، مالت را صدقه كن، ممكن از سختى آن نجات يابى، دنيا را به دو بخش تقسيم نما: بخشى را به طلب آخرت اختصاص بده، و بخشى را به طلب حلال، بخش سوم برايت ضرر مى‏رساند، و نفع نمى‏رساند، و آن را تو هم نمى‏خواهى. مال را هم به دو بخش تقسيم كن: بخشى آن را بر خانواده ات، آن هم از حلالش، مصرف نما، و بخشى ديگر را براى آخرتت تقديم كن، سومى برايت ضرر مى‏رساند و نفع نمى‏رساند، و آن را تو هم نمى‏خواهى. بعد از آن به صداى بلندش فرياد برآورد، اى مردم، حرص چيزى شما را به قتل رس