ايد، و نصيب‏تان را ضايع ساخته‏ايد، و كسى كه عهدشكنى نمايد، بدون ترديد به ضرر خودش است، و خداوند از شما بى نياز و بى پرواز خواهد ساخت، والسلام عليكم و رحمه اللَّه و بركاته.
 
بيانيه يزيدبن شجره (رض)
طبرانى از مجاهد از يزيد بن شجره (رض) - يزيد بن شجره از كسانى بود، گفتارش را عملش تصديق مى‏نمود - روايت نموده، كه گفت: وى براى ما بيانيه داد و گفت: اى مردم، نعمت خداوند را بر خويشتن به ياد بياوريد، خداوند چقدر نعمت نيكويى بر شما عنايت فرمود است، و شما را در ميان لباس‏هاى سرخ و سبز و زرد مى‏بينم، و در منازل هم آنچه كه هست، هست، و مى‏گفت: وقتى كه مردم براى نماز و هم چنان براى قتال صف بندند، دروازه‏هاى آسمان، دروازه هاى جنت و دروازه‏هاى دوزخ باز مى‏شوند، و حور عين خويشتن را زينت مى‏دهند، و بيرون مى‏شوند، وقتى مرد روى بياورد مى‏گويند: بار خدايا، نصرتش بده، وقتى پشت بگرداند، روى خويش را از وى مى‏پوشانند و مى‏گويند: بار خدايا، برايش ببخش، با قوم به شدت و سختى بجنگيد - پدر و مادرم فداى‏تان - و حور عين را رسوا نسازيد، چون نخستين قطره كه به زمين مى‏ريزد، هر عملى را كه انجام داده، از وى پاك مى‏سازد، و دو همسر از حور عين نزدش پايين مى‏شوند، رويش را پاك مى‏كنند، و مى‏گويند: حالا برايت فرصت داخل شدن جنت فرا رسيده است، و مى‏گويد: و براى شما نيز، بعد از آن، صد لباس جنت برايش پوشانيده مى‏شود، اين لباس‏ها از بافت بنى آدم نيست، بلكه از گياه جنت است، كه اگر در ميان دو انگشت گذاشته شوند، در همانجا مى‏گنجند، و مى‏گفت: برايم خبر داده شده كه شمشيرها كليدهاى جنت اند. هيثمى (294/5) مى‏گويد: اين را طبرانى از دو طريق روايت نموده، و رجال يكى از آن‏ها رجال صحيح‏اند.
و حاكم (494/3) از مجاهد از يزيدبن شجره رهاوى، كه از اميران شام بود، و معاويه وى را بر ارتش‏ها امير مقرر مى‏نمود، روايت نموده كه: وى روزى براى ما بيانيه داد، و گفت: اى مردم، اگر آنچه را مى‏بينيد، كه من از سياه و سرخ و سبز و سفيد مى‏بينم، نعمت خدا را بر خويشتن به ياد بياوريد، و در منازل هم آنچه كه هست، هست. سخن اين است كه وقتى نماز بر پا شود، دروازه‏هاى آسمان، دروازه‏هاى جنت و دروازه‏هاى دوزخ باز مى‏شوند، و حور عين زينت مى‏نمايند و بيرون مى‏شوند، و وقتى يكى از مردان مستقيم و روبرو به سوى جنگ رو بياورد، مى‏گويند: بار خدايا، ثابت و استوارش بگردان. بار خدايا، نصرت و ياراى اش بده، و وقتى پشت گرداند، روى خويش را از وى پوشانيده مى‏گويند: بار خدايا، برايش بيامرز. بار خدايا، رحمش كن. با قوم به شدت و سختى بجنگيد - پدر و مادرم فداى‏تان - چون يكى از شما وقتى روى مى‏آورد، نخستين خونى كه از وى مى‏ريزد، گناهانش را از وى دور مى‏سازد و مى‏ريزاند، چنانكه برگ درخت مى‏ريزد، و دو تن از حور عين نزدش پايين مى‏شوند، و غبار را از رويش پاك مى‏كنند، وى براى‏شان مى‏گويد: من براى شما هستم، آن دو مى‏گويند: نخير، بلكه ما براى تو هستيم، و صد لباس برايش پوشانيده مى‏شود، كه اگر در ميان اين دو انگشتم پيچيده شوند - يعنى سبابه و وسطى - در آنجا مى‏گنجد، از بافت بنى‏آدم نيستند، ولى از لباس‏هاى جنت‏اند، شما نزد خداوند، به نام‏هاى‏تان، سيماى‏تان، صفات‏تان، نشست‏هاى پنهانى‏تان و مجالس تان نوشته هستيد. وقتى روز قيامت فرا در رسد، گفته مى‏شود: اى فلان، اين نورت است، اى فلان، براى تو نورى نيست، و جهنم، مثل ساحل بحر، ساحلى دارد، در آن خزندگان ومارانى هستند چون درخت خرما، و كژدم‏هايى‏اند چون قاطر، وقتى اهل دوزخ براى فريادرسى صدا بلند مى‏كنند، كه برايشان تخفيف داده شود، گفته مى‏شود: به ساحل بيرون شويد، آن گاه به سوى ساحل بيرون مى‏شوند، و خزندگان از لب‏هاى شان، روى‏هاى شان و جايى كه خدا بخواهد مى‏گيرند، و برهنه‏شان مى‏كنند، باز براى فرار از اين‏ها، درخواست مى‏كنند كه به آتش برده شوند، و برايشان خارش مسلط گردانيده مى‏شود، و يكى از ايشان پوستش را به حدى مى‏خارد كه استخوانش آشكار مى‏گردد، آن گاه يكى از ايشان مى‏گويد: اى فلان، آيا اين برايت اذيت مى‏رساند؟ مى‏گويد: آرى: برايش مى‏گويد: اين به سبب همان است، كه تو مؤمنان را اذيت مى‏نمودى. اين را همچنان ابن المبارك در الزهد و ابن منده و بيهقى از طريق مجاهد، به شكل موقوف و طولانى، چنانكه در الإصابه (658/3) آمده، روايت نموده‏اند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2628.txt">بيانيه عميربن سعد (رض) </a><a class="text" href="w:text:2629.txt">بيانيه سعدبن عبيدالقارى پدر عمير (رضى‏ اللَّه عنهما)</a><a class="text" href="w:text:2630.txt">بيانيه معاذبن جبل (رض)</a><a class="text" href="w:text:2631.txt">بيانيه ابودرداء (رض)</a><a class="text" href="w:text:2632.txt">باب هفدهم پندها و اندرزهاى اصحاب</a><a class="text" href="w:text:2633.txt">اندرز پرشكوه و بزرگ پيامبر ص براى ابوذر عفارى</a><a class="text" href="w:text:2634.txt">آيا مى‏ دانيد، مثال هر يكى از شما و مثال خانواده و مال و عملش چطور است؟</a><a class="text" href="w:text:2635.txt">پندها و اندرزهاى اميرالمؤمنين عمربن الخطاب (رض)  </a><a class="text" href="w:text:2636.txt">هجده حكمت عمر (رض)</a><a class="text" href="w:text:2637.txt">مردان سه گونه‏ اند و زنان هم سه گونه‏ اند</a></body></html>بيانيه عميربن سعد (رض) 
ابن سعد (375/4) از سعيدبن سويد از عميربن سعد (رض) روايت نموده، كه وى بر منبر مى‏گفت: - او امير حمص و از اصحاب پيامبر ص بود - آگاه باشيد، كه اسلام، ديوار محكم و بازدارنده است و دروازه محكم و استوار است، ديوار اسلام عدالت است، و دروازه‏اش حق است، وقتى ديوار شكسته شود، و دروازه نابود گردد، اسلام باز مى‏گردد. اسلام هميشه محكم و استوار مى‏باشد، تا اين كه پادشاه محكم و سخت گير باشد، و سخت‏گيرى پادشاه كشتن با شمشير نيست، ونه زدن باتازيانه، بلكه فيصله به حق و گرفت به عدل است.
 
بيانيه سعدبن عبيدالقارى پدر عمير (رضى‏ اللَّه عنهما)
ابن سعد (458/3) از سعدبن عبيد روايت نموده،  كه وى براى شان بيانيه داد و گفت: ما فردا با دشمن روبرو مى‏شويم، و ما فردا شهيد مى‏شويم، پس خونى را از ما نشوئيد، و جز در همان جامه‏اى كه بر تن داشتيم كفن نشويم.
 
گفتار پيامبر خدا ص براى عمويش هنگامى كه  ضعف وى را در نصرت و يارى خود ديد
طبرانى در الاوسط والكبير از عقيل بن ابى طالب (رض) روايت نموده، كه گفت: قريش نزد ابوطالب آمده گفتند: اى ابوطالب، برادر زاده‏ات در حياط خانه‏هاى ما و مجالس مان آمده، چيزى را براى ما بيان ميكند كه ما را بدان اذيت و آزار ميكند، اگر مناسب ميبينى كه او را از ما باز دارى اين را بكن. آن گاه ابوطالب به من گفت: اى عقيل، پسر عمويت را برايم پيدا كن. من او را از يكى از خانه‏هاى كوچك ابوطالب خارج نمودم، و او با من به راه افتاد، و در جريان راه درصدد پيدا نمودن سايه بود كه حركت خود را به آن ادامه بدهد، ولى آن را نمييافت، تا اين كه نزد ابوطالب رسيد. ابوطالب به او گفت: اى برادر زاده‏ام، به خدا سوگند تا جايى كه من م