انصار زير پيراهنى‏ام،  اگر مردم و اديى را در پيش گيرند، و انصار راه ديگرى را در پيش گيرند، من همان راه انصار را در پيش مى‏گيرم، اگر هجرت نمى‏بود، من هم از انصار مى‏بودم، كسى كه مسئوليت انصار را به دوش گرفت، بايد به نيكوكارشان نيكى نمايد، و از گنهگارشان در گذرد، كسى كه ايشان را ترسانيد، به درستى اين كسى را ترسانيده كه در ميان اين دو قرار دارد» - و به سوى خودش اشاره نمود - . هيثمى (.35/1) مى‏گويد: رجال آن، غير يحيى بن نضر انصارى كه ثقه است، رجال صحيح اند.
و نزد وى همچنان از عبداللَّه بن كعب بن مالك انصارى (رض) روايت است - اين كعب كه پدر عبداللَّه مى‏باشد، يكى از همان سه تنى است، كه توبه شان پذيرفته شد - كه: بعضى از اصحاب رسول خدا ص برايش خبر دادند، كه پيامبر ص روزى در حالى كه سرش را بسته بود، بيرون گرديد، و در بيانيه‏اش گفت: «اما بعد: اى گروه مهاجرين، شما در حال زيادت هستيد، و انصار از همان حالتى كه امروز بر آن قرار دارند زياد نمى‏شوند، و انصار همان خاصانم اند كه به آنان پناه آورده‏ام، بنابراين عزتمندشان را عزت كنيد، و از گنهكارشان درگذريد». هيثمى (.26/1) مى‏گويد: رجال آن رجال صحيح اند.
 
بيعت وفد الحمراء بر دست عثمان (رض)
احمد درالسنه از سليم ابوعامر (رض) روايت نموده كه: وفد الحمراء  نزد عثمان (رض) آمدند(اسم همان گروه اهل فارس است كه در زمان عثمان  اسلام آورده بودند.)، و با وى بر اين بيعت كردند كه: به خداوند چيزى را شريك نياورند، نماز را به پا دارند، زكات را بپردازند، رمضان را روزه بگيرند و عيد آتش پرستان را رها كنند. هنگامي كه گفتند: بلى، او با آنها بيعت كرد. اين چنين در كنزالعمال (81/1) آمده.
    
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2561.txt">بيانيه‏ هاى متفرقه پيامبر ص</a><a class="text" href="w:text:2562.txt">بيانيه‏ هاى جامع پيامبر ص  (بيانيه جامع پيامبر ص در تبوك)</a><a class="text" href="w:text:2563.txt">بيانيه جامع ديگرى از پيامبر ص</a><a class="text" href="w:text:2564.txt">بيانيه جامع ديگرى از پيامبر ص به روايت ابوسعيد</a><a class="text" href="w:text:2565.txt">بيانيه جامع پيامبر ص به روايت عمر (رض)</a><a class="text" href="w:text:2566.txt">آخرين بيانيه‏ هاى پيامبر ص</a><a class="text" href="w:text:2567.txt">بيانيه پيامبر ص از فجر تا مغرب</a><a class="text" href="w:text:2568.txt">چگونگى پيامبر ص در وقت ايراد بيانيه</a><a class="text" href="w:text:2569.txt">بيانيه‏ هاى خليفه رسول خدا ص ابوبكر صديق (رض)    بيانيه‏ هايش هنگامى كه به خلافت برگزيده شد</a><a class="text" href="w:text:2570.txt">بيانيه وى (رض) درباره تقوى و عمل براى آخرت</a></body></html>بيانيه‏ هاى متفرقه پيامبر ص
ابو يعلى و بزار از ابوبكر صديق (رض) روايت نموده‏اند كه گفت: از رسول خدا ص، كه بر چوب‏هاى همين منبر قرار داشت، شنيدم كه مى‏گفت: «خود را از آتش نگه داريد، اگر چه به يك پاره خرما باشد، چون صدقه كج را راست مى‏سازد، مرگ بد را دفع مى‏نمايد، و در گرسنه در همان جايى قرار مى‏گيريد». اين چنين در الترغيب (134/2) آمده است.
احمد، ابن ابى شيبه و ابن ماجه از عامر بن ربيعه از پدرش (رض) روايت نموده‏اند كه گفت: از رسول خدا ص كه بيانيه مى‏داد شنيدم كه مى‏گفت: «كسى كه بر من درود بفرستد، تا وقتى كه وى بر من درود مى‏فرستد ملائك بر وى درود مى‏فرستند، حالا هر شخص اختيار دارد كه كم درود مى‏گويد، يا زياد درود مى‏گويد». اين چنين در الترغيب (16./3) آمده است.
و ابن جرير از عبداللَّه بن عمرو (رضى‏اللَّه عنهما) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص براى ايراد بيانيه در ميان ما برخاست و گفت «كسى كه خوشش مى‏آيد از آتش دور گردانيده شود و به جنت داخل شود، بايد مرگش وى را در حالى درك نمايد كه به خدا و روز آخرت ايمان داشته باشد، و بايد با مردم طورى پيش آمد كند كه از ديگران دوست دارد آنطور برايش پيش آمد نمايند». اين چنين در الكنز (76/1) آمده است.
و بخارى و مسلم از انس (رض) روايت نموده‏اند كه گفت: رسول خدا ص خطبه‏اى ايراد نمود، كه مثل آن را هرگز نشنيده بودم، فرمود: «اگر آنچه را من مى‏دانم بدانيد، كم مى‏خنديد و زياد مى‏گرييد»، آن گاه اصحاب رسول خدا ص روى‏هاى شان را پوشانيدند و گريه كردند.و در روايتى آمده: براى رسول خدا ص چيزى از طرف اصحابش رسيد، آنگه وى بيانيه‏اى ايراد نمود و گفت: «جنت و آتش برايم عرضه شدند، و هيچ روز ديگرى را مثل آن خير، و مثل آن شر ديگر نيدده بودم، اگر آنچه را من مى‏دانم بدانيد، اندك مى‏خنديد و زياد مى‏گرييد»، و بر اصحاب رسول خدا ص روزى شديدتر از آن نيامد، آنان سرهاى شان را گريه كنان پوشانيدند. اين چنين در الترغيب (226/5) آمده است.
و ابن ابى حاتم از ابو سعيد روايت نموده كه: رسول خدا ص بيانيه ايراد نمود، و به اين آيت رسيد:
[انه من يأت ربه مجرماً فان له جهنم لا يموت فيها و لا يحيا](طه:74)
ترجمه: «هر كس مجرم در محضر پروردگارش حاضر شود، برايش آتش دوزخ است، كه در آن نه مى‏ميرد و نه زنده مى‏شود».
پيامبر ص فرمود: «اما اهل آن، كسانى كه اهل آن اند، نه در آن مى‏ميرند ونه زنده مى‏شوند، و اما آنانى كه از اهل آن نيستند، آتش به جان شان مى‏رسد، آن گاه شفاعت كنندگان بر مى‏خيزند و شفاعت مى‏كنند، و آنان گروه گروه كرده مى‏شوند، و اين گروه‏ها به نهرى آورده مى‏شوند كه برايش حيات يا حيوان گفته مى‏شود، آن گاه چنان مى‏رويند كه علف بر محموله سيل مى‏رويد». اين چنين در تفسير ابن كثير (159/3) آمده است.
و ابن ابى‏الدنيا و ابن نجار از ابوهريده (رض) روايت نموده‏اند كه گفت: رسول خدا ص در ميان ما برخاست و گفت: «اى مردم، به پروردگار عالميان گمان نيك نماييد، چون پروردگار طبق گمان بنده‏اش در قبال اوست». اين چنين در الكنز (143/2) آمده است.
و حاكم (436/4) از ابو زهير ثقفى (رض) روايت نموده، كه گفت: از رسول خدا ص شنيدم كه در بيانيه‏اش مى‏گفت: «اى مردم، نزديك است، كه اهل جنت را از اهل دوزخ بشناسيد - يا گفت: بهترهاى تان را از شرهاى تان -». آن گاه مردى از مردم گفت: به كدام علامه مى‏ شناسيم، اى رسول خدا؟ فرمود: «به ستايش نيكو و ستايش بد، شما بر يكديگر خود شاهد هستيد». حاكم مى‏گويد: اين حديث از اسناد صحيح برخوردار است، و بخارى و مسلم آن را روايت نكرده‏اند، و ذهبى مى‏گويد: صحيح است.
حسن بن سفيان و ابو نعيم از عبداللَّه بن ثعلبه از پدرش (رض) روايت نموده‏اند كه رسول خدا ص براى ايراد بيانيه برخاست، و به صدقه فطر امر نمود، كه بايد يك صاع خرما يا يك صاع جو از هر يك فرد پرداخته شود - يا گفت: از هر سر - خرد و كلان، آزاد و غلام. اين چنين در الكنز (338/4) آمده است.
 
بيانيه‏ هاى جامع پيامبر ص  (بيانيه جامع پيامبر ص در تبوك)
بيهقى در الدلائل و ابن عساكر در تاريخش از عقبه بن عامر جهنى (رض) روايت نموده‏اند كه گفت: در غزوه تبوك بيرون شديم، چون يك شب راه به تبوك مانده بود رسول خدا ص خوابيد، و وقتى بيدار گرديد، كه آفتاب يك نيزه بلند شده بود، گفت: «اى بلال، برايت نگفته بودم كه: فجر را براى ما حفاظت كن؟» پاسخ داد: اى رسول خدا، مرا همان كسى برد، كه تو را