 داريم، در حالى كه شرك از رفتار مورچه پنهان‏تر است؟ گفت: «بگوييد: بار خدايا، ما به تو از اين پناه مى‏بريم، كه به تو در حاليكه ما مى‏دانيم شرك بياوريم، و از آنچه نمى‏دانيم از تو مغفرت مى‏خواهيم».  اين چنين در الكنز (169/2) آمده است.
 
بيانيه پيامبر ص درباره شكر
عبداللَّه بن احمد، بزار و طبرانى از نعمان بن بشير (رضى اللَّه عنهما) روايت نموده‏اند كه گفت: رسول خدا ص بالاى اين چوب ها يا بالاى اين منبر گفت: «كسى كه از كم شكر گزارى نكند، از زياد شكرگزارى نمى‏نمايد، و كسى كه از مردم سپاسگزارى ننمايد، خداوند عزوجل را شكرگزارى نمى‏كند، سخن زدن از نعمت خدا شكر است و ترك آن كفر، و جماعت رحمت است و تفرقه عذاب». مى‏گويد: ابو امامه باهلى گفت: هميشه با جماعت بزرگ باشيد، ميفزايد: مردى پرسيد: جماعت بزرگ -(سواد الأعظم) - چيست؟
ابو امامه فرياد كشيد: اين آيتى كه در سوره نور است: 
[فان تولوا فانما عليه ما حمل و عليكم ما حملتم ](النور:54)
ترجمه: «اگر سرپيچى كنيد،پيامبر مسؤول اعمال خود است و شما مسؤول اعمال خود».
هيثمى (218/5) مى‏گويد: رجال آنان ثقه‏اند.
و ابن نجار از ابوذر (رض) روايت نموده، كه گفت: به رسول خدا ص كه بيانيه مى‏داد گوش فرا دادم، وى اين آيت را خواند:
[اعملوا آل داود شكرا و قليل من عبادى الشكور]. (السبأ:13)
ترجمه: «اى آل داود عمل كنيد، و شكر گزارى نماييد، و اندك از بندگانم شكر گزارند».
بعد از آن رسول خدا ص گفت: «براى كسى كه سه چيز داده شود، مثل همان چيزى برايش داده شده كه به داود عليه‏السلام داده شده بود، ترس خدا در خفا و آشكار، عدل در غضب و رضايتمندى و ميانه روى در حالت فقر و توان‏مندى». اين چنين در الكنز (226/8) آمده است.
 
بيانيه پيامبر ص درباره خير زندگى 
عسكرى از على (رض) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص بيانيه ايراد نمود و گفت: «در زندگى خير نيست، مگر براى شنونده فرا گيرنده، يا عالم ناطق، اى مردم شما در زمان هدنه  هستيد، و حركت و سير بر شما تيز و سريع  است، و شما شب و روز را ديديدكه هر جديد را كهنه مى‏كنند، و هر دور را نزديك مى‏سازند، و هر موعود را با خود مى‏آورند، پس براى جهاد به دورى ميدان مسابقه آمادگى بگيريد». آنگاه مقداد (رض) گفت: اى نبى خدا هدنه چيست؟ فرمود: «آزمايش و انقطاع، وقتى كه امر براى شما چون پاره شب تاريك مختلط، پوشيده و دشوار گرديد، به قرآن چنگ زنيد. چون قرآن شفاعت كننده ييست، كه شفاعتش مورد قبول است، و مجادله كننده ييست كه مورد تصديق مى‏باشد. كسى كه آن را در پيش رويش قرار دهد، به جنت رهنمونى اش مى‏كند، و كسى كه آن را در عقبش قرار دهد، به آتش رهنمونى اش مى‏كند، و قرآن رهنما به سوى بهترين راه است، و قرآن فيصله كننده و قاطع است و بيهوده نيست. قرآن پشت و شكم دارد، ظاهرش حكم است، و باطنش علم، بحرش ژرف و عميق است، عجايب و شگفتى هايش حساب نمى‏شود، و عالمانش از آن سيرنمى‏گردند. قرآن ريسمان متين خداست، صراط مستقيم است، و همان حقيست، كه وقتى جن‏ها شنيدندش بى مهابا گفتند: 
[انا سمعنا قرآنا عجبا يهدى الى الرشد فآمنا به]. (الجن:2.1)
ترجمه: «ما قرآن عجيبى را شنيديم، كه به سوى راه راست دلالت مى‏كند، و به آن ايمان آورديم».
كسى كه به آن حرف بزند راست گفته، كسى كه به آن عمل كند پاداش داده مى‏شود، كسى كه به آن حكم نمايد عدالت نموده است و كسى كه به آن عمل نمايد، به سوى راه راست هدايت گرديده است، در آن چراغ‏هاى هدايت، منار حكمت و رهنمونى به سوى حجت و برهان است». اين چنين در الكنز (218/1) آمده است.
 
بيانيه‏ اش ص در مورد پيشه نمودن زهد در دنيا
ابونعيم در الحليه (2.2/3) از حسين بن على (رضى‏ اللَّه عنهما) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص را ديدم، كه براى بيانيه به اصحابش برخاست و گفت: «اى مردم، انگار كه مرگ در دنيا بر غير ما نوشته شده است، و انگار كه حق در آن بر غير ما واجب گرديده است، و انگار، آن مردگانى را كه مشايعت مى‏كنيم مسافرين اند، و اندك مدتى بعد به سوى ما برمى گردند، ميراث شان را چنان مى‏خوريم، كه انگار ما، بعد از آنان جاويدانيم، و همه پندها را فراموش نموده‏ايم، و از همه مصيبت‏هاى بزرگ خود را در امان مى‏دانيم، خوشى بادا براى آنكه، (توجه به) عيب خودش وى را از عيوب ديگران مشغول ساخته است، خوشى بادا براى آنكه كسبش نيكوست، پنهانش اصلاح است، آشكارش خوب است و راهش استوار و ثابت است، خوشى بادا براى كسى كه، بدون نقص به خداوند تواضع پيشه نمايد، و از آنچه بدون گناه جمع نموده انفاق كند، و با اهل فقه و حكمت مخالطت و همصحبتى اختيار نمايد، و بر اهل خارى و مسكنت رحم كند، خوشى باد براى كسى كه ضافگى مالش را مصرف كند، و اضافگى كلامش را باز دارد، و سنت برايش كفايت كند، و از آن به سوى بدعتى روى نياورد».و بعد از آن پايين گرديد. ابو نعيم مى‏گويد: روايت اين حديث از آل پاك غريب است، آن را به جز از قاضى حافظ نشنيده‏ايم، و اين حديث به نقل از انس (رض) از پيامبر ص روايت شده است. و ابن عساكر حديث انس را به مثل آن، چنان كه در الكنز (2.4/8) آمده، روايت كرده است، و در اول آن آمده، كه گفت: رسول خدا ص بر شتر جدعايش و نه عضباء براى ما بيانيه ايراد نمود و گفت: «اى مردم...» و آن را ذكر نموده، و افزوده است: «قبر خانه و منزل شان گرديده است و ما ميراث شان را مى‏خوريم»، و در روايت وى آمده: و از سنت پيروى نمايد و از آن به بدعتى روى نياورد». بزار اين را از انس به مثل آن روايت نموده، و در روايت وى آمده: بر شتر عضبايش و نه بر جدعاء و در روايت وى آمده: «در قبرهايشان آنان را جابه‏جا مى‏سازيم» و در روايت وى ذكر است: «و با اهل فقه مخالطت نمايد، و از اهل شك و بدعت احتراز نمايد، آشكارش اصلاح گردد، و مردم را از شرش در امان دارد». هيثمى (.229/1) مى‏گويد: اين را بزار روايت نموده، و در آن نضر بن محرز و غير وى از ضعيفان آمده‏اند.
و طبرانى در الأوسط از عائشه  (رضى اللَّه عنها) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص بر منبر در حالى كه مردم در اطرافش قرار داشتند گفت: «اى مردم، از خداوند به حق حياء كنيد»، مردى گفت: اى رسول خدا، ما از خداوند تعالى حياء مى‏كنيم، فرمود: «كسى از شما كه مى‏خواهد با حياء باشد، بايد هر شب كه مى‏خوابد اجلش را پيش رويش تصور كند، و بايد شكم و آنچه را فرا گرفته حفظ نمايد، و همچنان سرو آنچه را بر آن مشتمل است، و بايد مرگ و پوسيده شدن را به خاطر بياورد و زينت دنيا را ترك نمايد». و ترمذى اين را از ابن مسعود (رض) به مثل آن روايت نموده، و گفته: حديث غريب است. اين چنين در الترغيب (2../5) آمده است.
 

بيانيه پيامبر ص درباره حشر
بخارى و مسلم و غير ايشان از ابن عباس (رضى اللَّه عنهما) روايت نموده‏اند كه گفت: از رسول خدا ص كه بر منبر بيانيه ايراد مى‏نمود، شنيدم كه مى‏گفت: «شما با خداوند پابرهنه، تن برهنه و ختنه ناشده ملاقات مى‏كنيد»، در روايتى افزوده: «پاى پياده» و در روايتى آمده: گفت: رسول خدا ص براى موعظه‏اى در ميان ما برخاست و گفت:
«اى مردم، 